۸ نتیجه برای تغییر شکل
علی رضوانی، قدرت ا.. کرمی و محمود یعقوبی،
دوره ۲۰، شماره ۱ - ( ۴-۱۳۸۰ )
چکیده
مهمترین عامل تهدیدکننده آمیزههای لاستیکی به کار رفته در تایر، گرماست. گرما موجب تخریب خواص فیزیکی و ساختمان شیمیایی آمیزهها شده و دوام و پایداریشان را به میزان قابل ملاحظهای کاهش میدهد. تولید گرما در تایر، عمدتاً در نتیجه تغییر شکلهای ویسکوالاستیکی۱ تایر و اصطکاک داخلی آن در طی حرکت غلتشی در جاده، صورت میپذیرد. علاوه بر آن، بخشی از گرمای تولید شده، در نتیجه اصطکاک لغزشی تایر با جاده نیز به سطح خارجی تایر منتقل میشود. پیشبینی توان تلف شده و میزان گرمازایی۲ و افزایش دمای ناشی از آن، در بخشهای مختلف تایر میتواند در فرایند تحلیل و طراحی تایر برای شناسایی نواحی آسیب پذیر و اصلاح و بهبود ساختمان داخلی تایر مورد استفاده قرار گیرد.
در پژوهش حاضر، ابتدا دادههای مورد نیاز تحلیل گرمایی شامل قابلیت هدایت گرمایی آمیزههای لاستیکی تایر، مؤلفههای نیروی مقاومت غلتشی۳ و میزان گرمازایی ناشی از آنها تعیین شده، سپس رفتار ترمومکانیکی تایر در حرکت بر سطح جاده به عنوان یک فرایند بازگشت ناپذیر ترمومکانیکی، در حالت یکنواخت، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. نهایتاً با نوشتن یک برنامه رایانهای اجزای محدود، مقطع عرضی یک تایر بایاس۴ سواری در حال حرکت، شبیه سازی شده و توزیع دما در بخشهای مختلف آن براورد شده است.
نتایج حاصل از پیش بینی رفتار تایر در شرایط کاری مختلف نشان میدهد که اجزای تاج۵ و کرکس۶ در مجاور ناحیه شانه، به خصوص در سرعتهای زیاد و تحت بارهای سنگین با بیشترین افزایش دما مواجه میشوند
رضا نقد آبادی و علیرضا سعیدی،
دوره ۲۳، شماره ۱ - ( ۴-۱۳۸۳ )
چکیده
در مقاله حاضر یک مدل مشخصه الاستیک بر اساس نرخ همگرد اویلری تانسور کرنش لگاریتمی ارائه شده است. با استفاده از مدل مذکور تغییر شکل بزرگ یک سیکل بسته شامل کشش، برش، فشار و برش معکوس تحلیل شده است. از آنجا که تغییر شکل جسم سیکل بستهای را طی میکند و ماده الاستیک و همسانگرد است، باید در انتهای سیکل مقادیر تنش قائم و برشی مساوی صفر باشد. با استفاده از مدلهای مشخصه نرخی موجود پاسخ غیر صفر برای مؤلفههای تنش در انتهای سیکل بهدست میآید. با استفاده از مدل مشخصه ارائه شده، مؤلفههای قائم و برشی تنش در انتهای سیکل بسته دقیقاً مساوی صفر بهدست میآیند.
خسرو فرمنش و عباس نجفیزاده،
دوره ۲۳، شماره ۱ - ( ۴-۱۳۸۳ )
چکیده
در تحقیق حاضر با اعمال سیکلهای ترمومکانیکی، رفتار تغییر شکل گرم آلیاژ Ti-۶Al-۴V مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. ابتدا با استفاده از آزمایشهای دیلاتومتری دما های انجام استحاله بهدست آمد و سپس سیکلهای ترمو مکانیکی مختلف طراحی و مورد استفاده قرار گرفت. در این رابطه ابتدا آلیاژ در ناحیه تک فازی همگن شد و سپس نمونه ها تا دمای معین سرد و آزمایش فشار گرم روی آنها انجام شد. سرعت سرد شدن تا دمای آزمایش فشار گرم به نحوی انتخاب شد که قبل از شروع تغییر شکل هیچگونه استحالهای در آلیاژ صورت نگیرد. آزمایشهای فشار گرم در گستره دمایی ۸۵۰ الی ( °C) ۱۰۵۰ ، با نرخ کرنشهای ۳-۱۰ ،۲-۱۰و (( s-۱۱-۱۰ با میزان کرنش ۵۵/۰ انجام گرفت. بر اساس نتایج این آزمایشها مقدار انرژی فعال سازی تغییرشکل در منطقه دو فازی برابر (KJmol-۱ ) ۸۴۰ بهدست آمد که در انطباق با یافتههای سایر محققان است. این پژوهش همچنین نشان داد که نمونه هایی که دردمای نزدیک به دمای استحاله تک فازی به دوفازی تغییر شکل می یابند دارای ریز ساختار آلفای کروی در زمینه بتا هستند و از طرف دیگر بعضی از لایههای فاز آلفا که از قبل وجود داشته نیز درشت میشوند.
سعید مرتضوی،
دوره ۲۵، شماره ۲ - ( ۱۰-۱۳۸۵ )
چکیده
مهاجرت عرضی یک قطره قابل انعطاف درجریان دو بعدی پواسل۱ در اعداد رینولدز محدود بهصورت عددی مطالعه شده است. درحالت حدی عدد رینولدز کوچک (۱<) حرکت قطره به شدت تحت تاثیر نسبت چسبندگی سیال قطره به چسبندگی سیال محیطی است. برای نسبت چسبندگی ۱۲۵/۰ یک قطره به طرف مرکز کانال حرکت میکند درحالیکه برابر نسبت ۱ بهسمت دیواره کانال حرکت میکند تا اینکه به دلیل وجود دیواره متوقف میشود. نرخ مهاجرت با افزایش تغییر شکل قطره زیاد میشود. در اعداد رینولدز بالاتر (۵۰-۵) قطره یا به یک نقطه تعادل که درحدود نصف فاصله از محورکانالتا دیوارهاست حرکت میکند که به اثر سگر- سیلبربرگ۲ معروف است ویا یک حرکت نوسانی را دنبال میکند. محل تعادل قطره بهطور ضعیفی بستگی به پارامترهای فیزیکی جریان دارد. اما طول نوسانات گذرا با افزایش عدد رینولدز یا افزایش دانسیته قطره و یا کاهش چسبندگی سیال قطره زیاد میشود. با افزایش عدد رینولدز دیده میشود که نوسانات برای همیشه باقی میمانند وهیچ حالت دائمی مشاهده نمیشود. نتایج عددی با مشاهدات تجربی تطبیق خوبی دارند بهخصوص درحالتی که قطرات به یک نقطه تعادل دائمی میرسند. بیشتر تشابهسازیها برای یک قطره دو بعدی انجام گرفته است و دو تشابهسازی نیز برای یک قطره سه بعدی انجام شده است و با نتایج دوبعدی مقایسه شدهاند.
حسین شکروش، اکبر وجد، مهدی شبان غازانی،
دوره ۳۴، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۴ )
چکیده
در پژوهش حاضر، یک نوع فولاد ساده کربنی با ساختار فوق ریز دانه با اعمال یک فرایند ترمومکانیکی موثر در گستره دمایی آستنیت شبه پایدار (Ae۳-Ar۳) و با استفاده از روش تلفیقی اکستروژن - پرس در کانالهای زاویه دار با مقاطع همسان فراوری شد. در ابتدا با استفاده از تحلیل المان محدود سه بعدی دما - جابهجایی، تاثیر دمای پیشگرم در توزیع کرنش و دما در نمونههای تغییر شکل داده شده مورد بررسی قرار گرفت. با استفاده از نتایج بهدست آمده، دمای ۹۳۰ درجه سانتیگراد بهعنوان مناسبترین دمای پیشگرم برای دستیابی به ساختار فوق ریز دانه از طریق وقوع دگرگونی دینامیکی آستنیت به فریت انتخاب شد. با اعمال تغییر شکل بر روی فولاد مورد نظر در این دمای پیشگرم و بررسی ریزساختار نهایی، نتایج حاصل از تحلیل المان محدود مورد تایید قرار گرفت. نتایج نشان داد که در اثر این فرایند ترمومکانیکی اندازه دانههای فریت از ۳۲ میکرومتر در ساختار اولیه به ۱ تا ۳ میکرومتر پس از اعمال فرایند کاهش پیدا میکند.
سید الیاس موسوی، محمود مرآتیان، احمد رضائیان،
دوره ۳۶، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۶ )
چکیده
اکستروژن در کانالهای هممقطع زاویهدار، یکی از روشهای معروف برای تولید مواد ریزدانه بهشمار میآید. در این مطالعه، خواص مکانیکی آلیاژ برنج دو فازی ۶۰ – ۴۰ تحت فرایند اکستروژن در کانالهای هم مقطع زاویهدار بررسی شد. به این منظور نمونهها تا کرنش معادل ۲ در دمای ۳۵۰ درجه سانتیگراد در مسیر C (پس از چرخش نمونه به اندازه ۱۸۰ درجه بین پاسها) تحت فرایند اکستروژن قرار گرفتند. ریزساختار نمونهها نشان داد که دانههای ریزی در مرزها تشکیل شدند که بیانگر وقوع تبلور مجدد در پاسهای مختلف بود. مشاهده مسیرهای لغزش در ریزساختار نمونهها نشان داد که حتی در چنین آلیاژی با انرژی نقص چیدن کم، لغزش نابجاییها آغازگر تغییر شکل هستند. بررسی خواص مکانیکی نمونهها نشان داد که با افزایش تعداد پاس، استحکام کششی، میکروسختی و انعطافپذیری بهصورت همزمان افزایش یافت.
مهدی سمیعی زفرقندی، سید مهدی عباسی،
دوره ۳۸، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۸ )
چکیده
در این پژوهش، رفتار تغییر شکل سوپرآلیاژ پایه کبالت Haynes ۲۵ در محدوده دمایی ۱۲۰۰-۹۵۰ درجه سانتیگراد از طریق آزمایش کشش گرم در نرخ کرنش ۱/۰ بر ثانیه بررسی میشود. بررسیهای ترمودینامیکی نشان داد که دو نوع کاربید M۲۳C۶ و M۶C بهترتیب در محدوده دمایی زیر ۱۰۰۰ درجه سانتیگراد و بالای ۱۰۵۰ درجه سانتیگراد در آلیاژ Haynes ۲۵ پایدار هستند. منحنیهای تنش- کرنش حاکی از یک روند غیرعادی میزان کرنش شکست برای آلیاژ گفته شده بود، بدین ترتیب که با افزایش دما از ۹۵۰ به ۱۰۵۰ درجه سانتیگراد کرنش شکست کاهش و با افزایش مجدد دما افزایش یافت. ملاحظه شد که در محدوده دمایی حدود ۱۰۵۰ درجه سانتیگراد افزایش کسرحجمی کاربیدهای M۶C غنی از تنگستن، سبب کاهش میزان انعطافپذیری آلیاژ میشود. همچنین بررسی های ریزساختاری نشان داد که در دمای ۱۱۵۰ درجه سانتیگراد دانه های تبلور مجدد دینامیکی در اطراف کاربیدها و مرزهای اولیه جوانه زده و رشد کردهاند. وقوع تبلور مجدد دینامیکی سبب بهبود انعطاف پذیری از طریق مکانیزم ریزدانه سازی می شود. بنابراین دمای ۱۱۵۰ درجه سانتیگراد بالاترین میزان انعطافپذیری را نسبت به دیگر دماها از خود نشان داد.
فاطمه مصطفایی حیدرلو، مریم مرکباتی، حسن بدری،
دوره ۳۹، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۹ )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر، تعیین محدوده مناسب کارگرم سه فولاد کمآلیاژ کربن متوسط بر پایه Ni-Cr-Mo با استفاده از آزمایشهای کشش گرم و پیچش گرم است. آزمایش کشش گرم در محدوده دمایی ۸۵۰ تا ۱۱۵۰ درجه سانتیگراد با نرخ کرنش ثابت ۰/۱ بر سانتیمتر تا وقوع شکست انجام شد. سپس رفتار سیلان، داکتیلیته گرم و تحولات ریزساختاری فولادها ارزیابی شد. آزمایش پیچش گرم در محدوده دمایی ۷۸۰ تا ۱۲۰۰ درجه سانتیگراد در نرخ کرنش یک بر سانتیمتر و کرنش ۰/۱ انجام و تأثیر عناصر تیتانیوم و نیوبیوم بر تنش سیلان متوسط و دمای توقف تبلور مجدد بررسی شد. نتایج آزمایش کشش گرم نشان داد، تبلور مجدد دینامیک مکانیزم غالب تغییر شکل در دماهای بالای ۹۵۰ درجه سانتیگراد برای فولاد پایه و ۱۰۵۰ درجه سانتیگراد برای فولادهای میکروآلیاژی است. نتایج آزمایش پیچش گرم نشان داد دمای توقف تبلور مجدد برای فولاد پایه، فولاد حاوی تیتانیوم و فولاد حاوی نیوبیوم بهترتیب ۱۰۷۰، ۱۰۶۹ و ۱۱۱۶ درجه سانتیگراد است. درنهایت، محدوده مناسب تغییر شکل گرم برای دستیابی به خواص مکانیکی حداکثر برای فولاد پایه و فولاد حاوی تیتانیوم ۱۰۷۰-۹۵۰ درجه سانتیگراد و برای فولاد حاوی نیوبیوم محدوده ۱۱۰۰-۹۵۰ درجه سانتیگراد بهدست آمد.