علی بهمنی، روح اله عشیری،
دوره 11، شماره 1 - ( 4-1404 )
چکیده
این پژوهش به بررسی تغییرات ریزساختاری و خواص مکانیکی جوشهای مقاومتی نقطهای در فولاد استحکام بالای پیشرفته QP980، با تمرکز بر اثرات پوشش روی و تأثیر آن بر تشکیل دکمه جوش، خواص مکانیکی و رفتار شکست جوشها میپردازد. در فرایند تحقیق، از بررسیهای میکروسکوپی، آزمونهای مکانیکی از جمله کشش-برش و میکروسختی استفاده شده و همچنین شبیهسازی اجزای محدود به منظور تعیین پیشینه حرارتی مناطق مختلف جوش انجام گرفت. مشاهده شد که سرد شدن سریع در طول فرایند جوشکاری منجر به تشکیل فازهای ناپایدار مانند مارتنزیت در ناحیه جوش و منطقه متاثر از حرارت میشود. یک مدل اجزای محدود فرایند جوشکاری برای شبیهسازی توزیع گرما و بررسیهای ریزساختاری در مناطق مختلف جوشکاری مورد استفاده قرار گرفت. این مدل نشان داد که رسیدن به دمای بیشینه در طول جوشکاری مقاومتی نقطهای چهار پالسی، به دلیل شرایط جوشکاری پالسی و زمانهای نگهداشتن بین پالسها، به تأخیر میافتد. این تأخیر، در کنار زمان نگهداری مناسب، از تشکیل حفرات جلوگیری میکند. تاریخچه حرارتی شبیهسازی شده توسط مدل اجزا محدود و شرایط گرمایش/خنککاری سریع بهطور مؤثر تکامل و دگرگونی ریزساختار در نواحی مختلف جوش را پیشبینی کرد. علاوه بر این، مطالعه پیشرو رابطه بین ویژگیهای درشتساختاری قطعه با خواص مکانیکی و رفتار شکست جوشها را بررسی میکند. وجود پوشش روی و کاهش مقاومت الکتریکی تماسی ناشی از آن، باعث به تأخیر افتادن تشکیل دکمه جوش در جریانهای جوشکاری پایینتر شد. با این حال، در جریانهای بالاتر، منبع اصلی تولید حرارت از مقاومت تماسی به مقاومت بالک در ورق فولادی تغییر میکند که منجر به تشکیل دکمه جوش بزرگتر در ورقهای پوششدار نسبت به نمونههای بدون پوشش میشود. اگرچه نمونههای بدون پوشش سختی دکمه جوش (با مقدار 512 ویکرز) و استحکام کششی-برشی بالاتری نشان دادند (با بیشینه نیروی تحملشده 28/1 کیلونیوتن در نمونه بدون پوشش و 24 کیلونیوتن در نمونه پوششدار)، اما نمونههای پوششدار توانستند در جریانهای جوشکاری کمتر (۹ کیلوآمپر در مقابل 5/9 کیلوآمپر) به اندازه بحرانی دکمه جوش برای تغییر مد شکست برسند.
مجتبی فربختی، سید رضا علمی حسینی، سید علی موسوی محمدی،
دوره 11، شماره 1 - ( 4-1404 )
چکیده
در این تحقیق، اثر شدت جریان جوشکاری مقاومتی نقطهای بر تشکیل ترکتردی فلز مذاب (LME) در فولاد پیشرفته QP1180 گالوانیزه بررسی شد. ورقهای فولادی گالوانیزه شده با ضخامت 1 میلیمتر با جریانهای6.5، 7، 7.5 و 8 کیلوآمپر جوشکاری شدند. نتایج نشان داد با افزایش شدت جریان، اندازه ناحیه جوش (ناگت)، حجم ذوب، فرورفتگی الکترود و در نتیجه احتمال شکلگیری ترکهای LME به طور قابل توجهی افزایش یافت. بررسی ریزساختار، توزیع عناصر و ترکها با استفاده از میکروسکوپ نوری و الکترونی انجام شد. نتایج نشان داد که ریزساختار ناحیه جوش عمدتاً مارتنزیتی بوده و توزیع غیریکنواخت عنصر روی در مرز دانهها، آغاز و گسترش ترکهای LME را تسهیل کرده است. ترکها عمدتاً در لبه فرورفتگی حوضچه جوش و همچنین در ناحیه تماس الکترود با ورق مشاهده شدند. تشکیل این ترکها در جریانهای بیش از 7 کیلوآمپر باعث افت خواص مکانیکی شد. بطوریکه با افزایش جریان از 5/6 به 7 کیلوآمپر بیشینۀ نیرو از 21/3 به 18/6 کیلونیوتن کاهش یافت. همچنین، جابجایی از 4/19 به 3/68 میلیمتر رسید. نتایج این پژوهش نشان میدهد که کنترل شدت جریان جوشکاری عامل کلیدی در کاهش پدیده LME و بهبود خواص مکانیکی اتصال در فولادهای QP1180 گالوانیزه میباشد. بهینهسازی پارامترهای جوشکاری، به ویژه محدودسازی شدت جریان، میتواند به جلوگیری از بروز ترکهای ناشی از مذاب و افزایش دوام و ایمنی سازههای خودرویی منجر گردد. پروفیل سختی نشان داد که بیشترین مقدار سختی در ناحیه جوش حاصل شد و پس از آن با فاصله گرفتن به سمت ناحیه تحت تأثیر حرارت سختی کاهش یافت.
سپهر پورمراد کلیبر، حمید خرسند،
دوره 11، شماره 1 - ( 4-1404 )
چکیده
این پژوهش به بررسی اتصال نامتجانس آلیاژهای Ti6Al4V و Inconel 718 با روش فاز مایع گذرا (TLP) و با استفاده از فویل BNi2 و لایه واسط مسی میپردازد. هدف، تحلیل اثر دما (850، 950 و 1050 درجه سانتیگراد) و زمان نگهداری (10، 20 و 30 دقیقه) بر ریزساختار، ترکیب فازی و خواص مکانیکی ناحیه اتصال است. نتایج آنالیز DSC نشان داد که واکنشهای ذوب در حدود 950 درجه آغاز میشود که ناشی از تشکیل ترکیبات یوتکتیکی در سیستم مس-نیکل-بور است. بررسیهای SEM و EDS تشکیل فازهای بینفلزی مانند Ti₂Ni، NiTi، Cr₂Ti و فاز سرامیکی Ni₃B را تایید کردند. در شرایط بهینه (950 درجه سانتیگراد و 20 دقیقه)، ریزساختاری یکنواخت و تشکیل فازهای پایدار مشاهده شد و سختی ناحیه DAZ حدود 420 تا 450 واحد ویکرز بود. در مقابل، دما و زمان بالا باعث ایجاد فازهای ترد و ترکهای انجمادی شد. ضریب نفوذ تیتانیوم در شرایط بهینه برابر باm²/sم 11-2/8x10 برآورد شد. این نتایج اهمیت کنترل دقیق پارامترهای فرایند را برای دستیابی به اتصال باکیفیت نشان میدهند.
محمد کریمی دیزج چراغ، موسی ساجد، محمد علی صائیمی صدیق، آرزو ابیضی، اکبر حیدرزاده،
دوره 11، شماره 2 - ( 10-1404 )
چکیده
در این مطالعه، ترمیم شیارهای سطحی ایجاد شده بر نمونههای منیزیم خالص با استفاده از عملیات سطحی اصطکاکی اغتشاشی مورد بررسی تجربی قرار گرفت. شیارهایی با عمقهای 0/5، 1 و 1/5 میلیمتر با پارامترهای ثابت سرعت چرخش 1400 دور بر دقیقه و سرعت پیشروی 40 میلیمتر بر دقیقه ایجاد و ترمیم شدند. نتایج نشان داد که ناحیه همزده (SZ) دارای دانههای بسیار ریز و هممحور بوده که ناشی از تبلور مجدد دینامیکی کامل است و موجب افزایش قابل توجه استحکام کششی و سختی نمونهها نسبت به فلزپایه شد. بیشینه استحکام کششی 66/1 مگاپاسکال و سختی HVم60 در نمونه با شیار 1 میلیمتر به دست آمد. همچنین، تبلور مجدد دینامیکی ناقص در ناحیه تحت تاثیر عملیات ترمومکانیکی (TMAZ) و حذف کامل شیارها در تمامی نمونهها از دیگر نتایج مهم این پژوهش بود. نتایج نشان میدهد که عملیات سطحی اصطکاکی اغتشاشی توانایی بالایی در ترمیم موضعی ترکها و بهبود خواص مکانیکی منیزیم دارد و میتواند به عنوان راهکاری موثر برای افزایش دوام قطعات منیزیمی آسیبدیده مورد استفاده قرار گیرد.
مرتضی ایلانلو، رضا شجاع رضوی، پویا پیرعلی، محمدرضا برهانی،
دوره 11، شماره 2 - ( 10-1404 )
چکیده
در این پژوهش، بهمنظور دستیابی به ساختار تدریجی بین فولاد زنگنزن p17-4PHو آلیاژ Stellite6، از فرایند رسوبنشانی مستقیم لیزری استفاده شد. نمونهها بهگونهای طراحی و ساخته شدند که ترکیب شیمیایی در هر مرحله بهصورت تدریجی و گامبهگام از %100 p17-4PHبه %100 Stellite6 تغییر یابد. این تغییر بهصورت کاهش 25 درصدی سهم p17-4PHو افزایش 25 درصدی سهم Stellite6 در هر مرحله صورت گرفت. بررسی ریزساختار و توضیع عناصر با میکروسکوپ الکترونی روبشی و آنالیز عنصری انجام شد. به منظور محاسبه خواص مکانیکی با آزمون میکروسختی HV و آزمون کشش مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد ساختار مارتنزیتی سوزنی در بستر، با انتقال به ترکیب %۲۵ به دندریتهای سلولی تبدیل و با افزایش درصدStellite 6 و افزایش Cr و W موجب گسترش مرز دانهها و تجمع کاربید میان دندریتها شد. در ترکیب %۵۰ ظهور دندریتهای ستونی جهتدار مشاهده شد. در مقادیر بالاتر Stellite 6، ساختار دندریتی ریزتر شده و به ساختارهای هممحور تبدیل شد. روند تغییر ریزسختی از فلزپایه، از 300 ویکرز برای p17-4PHدر امتداد ساخت به سمت لایه¬های بالاتر نمونهها افزایش و تا 490 ویکرز برای Stellit6 خالص مشاهده شد. آزمون کشش نشان داد که σᵧ و σᵤ در تمامی ترکیبات در بازه ۱۱۰۲–۱۱۵۹ مگاپاسکال با کاهش اندک و پیوسته حفظ شده و نبود فازهای ترد یا عیوب ساختاری موفقیت فرایند رسوبنشانی مستقیم لیزری را تأیید میکند. درصد ازدیاد طول نیز از %۷ در استلایت ۶ تا %۱۹ در p17-4PHبا افزایش میزان p17-4PHافزایشی بوده و ترکیب ۵۰–۵۰ با 14.5 درصد ازدیاد طول بهترین تعادل بین استحکام و انعطافپذیری را ارائه داده است.
علی عادلیان، خلیل رنجبر، محسن ریحانیان، رضا دهملایی،
دوره 11، شماره 2 - ( 10-1404 )
چکیده
در این پژوهش، تأثیر جریان پالسی و جریان ثابت بر ریزساختار و خواص مکانیکی اتصالات جوش سوپرآلیاژ Hastelloy X در فرایند جوشکاری قوسی تنگستن با گاز محافظ مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور، از فلزپرکننده ERNiCrMo-2 استفاده شد. پارامترهای مهم ریزساختاری نظیر جدایش عناصر آلیاژی، ریزتر شدن دندریتها، یکنواختی ساختار فلزجوش و تغییرات حاصل در سختی و استحکام جوش، در دو حالت جوشکاری بررسی و نتایج حاصل با یکدیگر مقایسه شدند. برای ارزیابی ریزساختار، از میکروسکوپ نوری، میکروسکوپ الکترونی روبشی نشر میدانی، طیفسنجی توزیع انرژی و جهت شناسایی فازها از پراش پرتو ایکس استفاده گردید. نتایج نشان داد که جوشکاری با جریان پالسی منجر به تشکیل ساختاری ریزتر با دندریتهای هممحور، کاهش جدایش عناصر آلیاژی و توزیع یکنواختتر کاربیدهای M6C در فلزجوش میشود. همچنین، این فرایند موجب بهبود قابل توجهی در سختی، مقاومت به ضربه و استحکام کششی فلزجوش نسبت به جوشکاری با جریان ثابت گردید. بررسیهای شکستنگاری، رفتار شکست نرم را در تمامی نمونهها تأیید کرد که با نتایج ریزساختاری و مکانیکی مطابقت داشت. یافتههای این پژوهش، اهمیت کاربرد جریان پالسی در جوشکاری را بهعنوان راهکاری مؤثر برای کنترل ریزساختار و بهبود خواص مکانیکی اتصال سوپرآلیاژ Hastelloy X برجسته میسازد.
مسعود انصاری لاله، میر نریمان یوزباشی، محمد زادشکویان، علی الماسی،
دوره 11، شماره 2 - ( 10-1404 )
چکیده
فرایند جوشکاری اصطکاکی اغتشاشی نقطهای یکی از روشهای جوشکاری حالت جامد است که بهعنوان یکی از مهمترین پیشرفتها در اتصال فلزات در دهه اخیر شناخته شده است. در این پژوهش، تأثیر سرعت دوران و زمان تماس ابزار با طراحی خاص و متفاوت با تحقیقات قبلی بر ریزساختار و خواص مکانیکی آلیاژ آلومینیوم سری 5754 مورد بررسی قرار گرفته است. قطعه کار با استفاده از نگهدارنده مخصوص بر روی دستگاه سوراخکاری رادیال گیرهبندی شد و عملیات جوشکاری با استفاده از دستگاه جوشکاری اصطکاکی اغتشاشی نقطهای در سرعتهای دورانی متفاوت و زمانهای تماس ابزار مختلف انجام گرفت. در ادامه ریزساختار، ریزسختی و نیروی کششی - برشی منطقه نقطه جوش مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد افزایش سرعت دوران ابزار و افزایش زمان تماس ابزار، بهبود نیروی کششی- برشی به میزان حدود %105 را در پی داشته است. مطابق تحلیلهای آماری فاکتورهای سرعت دوران و زمان تماس ابزار با سطح اطمینان بیشتر از %95 بر مقدار نیروی برشی مؤثر هستند؛ در حالیکه مطابق تحلیلهای آماری، ارتباط بین سرعت دوران و زمان تماس با سختی، نتایج متفاوتی در پی داشته است.
رضا صحیحی، سید محمدعلی بوترابی، روح اله عشیری،
دوره 11، شماره 2 - ( 10-1404 )
چکیده
سوپرآلیاژ Inconel 738LC بهدلیل استحکام ناشی از رسوبات گاما پرایم و حضور فازهای کمذوب، در جوشکاری مستعد ترکهای ذوبی در ناحیه متأثر از حرارت است و این موضوع قابلیت اطمینان اتصال را محدود میکند. در این پژوهش، اثر جریان در جوشکاری قوس تنگستن با گاز محافظ (GTAW) در دو حالت ثابت و پالسی بر جوشپذیری، ریزساختار و خواص مکانیکی این سوپرآلیاژ بررسی شد. برای ارزیابی جوش ها، آزمون کشش در دمای محیط و سختیسنجی ویکرز انجام شد و ریزساختار بهکمک میکروسکوپ الکترونی و نوری مطالعه گردید. نتایج نشان داد پالسیکردن—بهویژه در فرکانسهای بالاتر—با ایجاد نوسان حرارتی کنترلشده و کاهش ورودی حرارت مؤثر، وقوع ترکهای ذوبی را بهطور معناداری کاهش داده و کیفیت اتصال را بهبود میبخشد. این رویکرد با سوقدادن انجماد از دندریتی ستونی به هممحور، کاهش جدایش بیندندریتی و توزیع یکنواختتر و ریزتر کاربیدهای MC، زمینه بهبود استحکام، شکلپذیری و سختی فلز جوش را فراهم میکند. در مجموع، GTAW پالسی روشی کارآمد برای مهار ترکخوردگی و ارتقای عملکرد اتصال در IN738LC است.
محمدحسین صائبی، امیرحسین امامی قلعه قاسمی، مسعود عطاپور، عبدالله صبوری،
دوره 11، شماره 2 - ( 10-1404 )
چکیده
آلیاژ Ti-6242 بهدلیل مقاومت حرارتی بالا از اهمیت ویژهای در حوزهی ساخت افزایشی برخوردار است. بااینحال، قطعات تولیدشده از این آلیاژ بهروش ذوب بستر پودر با پرتو الکترونی معمولاً کیفیت سطحی نامطلوبی دارند که از ماهیت تولید لایهبهلایه و ذوب ناقص ذرات پودری ناشی میشود. در این پژوهش، بهمنظور بهبود ویژگیهای سطحی، فرایند پولیش لیزری با سه توان لیزر (195، 260 و 325 وات) و دو سرعت حرکت (3 و 4/5 میلیمتر بر ثانیه) بر روی نمونهها اعمال شد. اثر این پارامترها بر زبری سطح، ریزساختار و خواص مکانیکی از طریق آزمایشهای زبریسنجی، متالوگرافی، سختیسنجی و سایش مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که زبری میانگین سطح تا 93 درصد کاهش یافته و از 9/36 به 0/61 میکرومتر رسید. همچنین، فازهای آلفا و بتا در ریزساختار اولیه به فاز مارتنزیتی و سوزنیشکل آلفا پرایم تبدیل شدند که موجب افزایش 33 درصدی سختی از 380 به 506 ویکرز و بهبود چشمگیر مقاومت به سایش گردید. در نتیجه، تنظیم بهینه پارامترهای پولیش لیزری میتواند بهطور همزمان زبری را کاهش داده و خواص مکانیکی سطح را بهبود بخشد.
رامین دادش پور، موسی ساجد، محمد علی صائیمی صدیق، آرزو ابیضی، اکبر حیدرزاده،
دوره 11، شماره 2 - ( 10-1404 )
چکیده
در این پژوهش، از فرایند جوشکاری اصطکاکی اغتشاشی برای ترمیم ترکها و شیارهای مصنوعی در آلیاژ آلومینیوم 7075 استفاده شد. نمونههایی با عمق شیارهای متفاوت (۰٫۵، ۱، ۱٫۵ و ۲ میلیمتر) تهیه و تحت آزمایشهای تجربی، متالوگرافی، تست کشش و شبیهسازی عددی با نرمافزار Abaqus مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که جوشکاری اصطکاکی اغتشاشی قادر به ترمیم کامل ترکها بدون ایجاد تخلخل یا نقص سطحی است. بررسی ریزساختار ناحیه همزده نشان داد که تبلور مجدد دینامیکی منجر به تشکیل ساختار ریزدانه و همگن شده و در نتیجه موجب افزایش سختی و استحکام کششی گردیده است. نمونه با شیار ۱ میلیمتر، بهعنوان بهترین حالت، بیشترین سختی (حدود ۱۰۹ ویکرز) و استحکام کششی را نسبت به سایر نمونهها نشان داد. در مقابل، در نمونههای ۰٫۵ و ۲ میلیمتر بهدلیل شرایط حرارتی نامناسب و جریان غیریکنواخت ماده، تخلخلهایی ایجاد و افت استحکام مشاهده شد. نتایج شبیهسازی و آزمونهای تجربی کاملاً با یکدیگر همخوانی داشتند و نشان دادند که عمق شیار ۱ میلیمتر شرایط بهینه برای ترمیم ترکها در آلیاژ آلومینیوم 7075 بهشمار میرود.
محمد کربلایی رشید شمس آبادی، حسن عبداله پور،
دوره 11، شماره 2 - ( 10-1404 )
چکیده
در این پژوهش، کامپوزیت سطحی AA5083/Al12Mo با حدود 10 حجمی ذرات آلومیناید مولیبدنِ از پیش سنتز شده، با استفاده از فرآوری همزن اصطکاکی (FSP) و در شرایط بهینه شامل شش پاس، سرعت چرخشی rpm 1000 و سرعت پیشروی mm/min 52 تولید شد. اعمال پاسهای متعدد موجب کاهش اندازه ذرات از حدود µm 20 به حدود µm1.7 و یکنواختی بیشتر توزیع آنها شد و همزمان ریزدانه شدن زمینه و افزایش کرنشسختی را به دنبال داشت. این بهبودهای ریزساختاری منجر به افزایش حدود %16 استحکام کششی نسبت به نمونه FSP شدهی بدون تقویتکننده و %20 نسبت به فلز پایه تحویلی و نیز افزایش %50 و %63 سختی در نمونههای 4 و 6 پاس نسبت به فلز پایه گردید. تحلیل کمی مکانیزمهای استحکامبخشی نشان داد که کرنشسختی بیشترین سهم را در افزایش استحکام دارد و حضور ذرات باعث تأخیر در آغاز سیلان پلهای شد. بررسی سطح شکست نشاندهندهی وقوع شکست مخلوط شامل شکست ذرات، جداشدگی آنها از زمینه و شکستن زمینه بود. نتایج آزمون خوردگی نیز کاهش مقاومت خوردگی کامپوزیت را آشکار کرد که عمدتاً ناشی از ناپیوستگی لایه پایدار اکسید آلومینیوم و ایجاد عیوب ناشی از تغییر شکل شدید پلاستیک در فصل مشترک ذره–زمینه بود.
شکوفه احمدپور، رضا دهملایی، خلیل رنجبر، محسن ریحانیان،
دوره 11، شماره 2 - ( 10-1404 )
چکیده
در این پژوهش، تاثیر دما و زمان اتصال نفوذی بر ریزساختار و رفتار خوردگی، پوشش آلیاژ آنتروپی زیاد Al₀.₅CoCrFeMnTi₀.₅ اعمال شده روی زیرلایه فولادی A283 به روش اتصال نفوذی و بکارگیری تکنیک تف جوشی پلاسمای جرقهای مطالعه گردید. اتصال نفوذی به صورت درجا (همزمانی تف جوشی پودر آلیاژ آنتروپی زیاد و اتصال نفوذی) در دماهای ۸۵۰، ۹۵۰ و ۱۰۵۰ درجه سانتی گراد و سه زمان ۱۰، ۱۵ و ۲۰ دقیقه انجام شد. مطالعات ریزساختاری با میکروسکوپ الکترونی روبشی (FESEM) نشان داد که افزایش زمان و بویژه دمای اتصال نفوذی سبب کاهش تخلخل و افزایش تراکم پوشش گردیده است. نتایج آزمونهای امپدانس الکتروشیمیایی و پلاریزاسیون پتانسیو دینامیک در محلول NaCl 3.5% wt نشان داد که با افزایش دما و زمان اتصال نفوذی، مقاومت انتقال بار (Rct) و پتانسیل خوردگی (Ecorr) افزایش یافته و چگالی جریان خوردگی (Icorr) کاهش یافته است. بیشترین مقاومت خوردگی برای پوشش تولید شده در دمای ۱۰۵۰ درجه سانتی گراد و زمان ۲۰ دقیقه بدست آمد. مشخص شد که بهبود رفتار خوردگی ناشی از تشکیل فیلمهای اکسیدی یکنواخت و چسبنده می باشد که باعث ممانعت از نفوذ یونهای خورنده به زیرلایه فولادی گردیده است.
علیرضا امیرخانی، بهروز بیدختی، کوروش شیروانی،
دوره 11، شماره 2 - ( 10-1404 )
چکیده
در این پژوهش، یک روش نوین در فرایند اتصالدهی فاز مایع گذرا (TLP) بوسیله حرارتدهی دومرحلهای برای ایجاد اتصال در سوپرآلیاژ IN-738LC بررسی شد. اتصالدهی با حرارت اولیه °C م1150 به مدت 5 ثانیه و سپس نگهداری در °C م1130-1110 برای 3 تا 40 دقیقه انجام گرفت. تحول ریزساختاری در طول فرایند و همچنین مورفولوژی فصلمشترک، در مقایسه با اتصالات متداول TLP مورد بررسی قرار گرفت. این روش زمان تکمیل انجماد همدما را بهطور قابلتوجهی کاهش داد؛ بهگونهای که عرض یوتکتیک مرکزی از 45 میکرون در 3 دقیقه به 19 میکرون در 12 دقیقه کاهش یافت و در 40 دقیقه کاملاً حذف شد. بر اساس بررسیهای ریزساختاری، فرایند حرارتدهی دومرحلهای در مرحلهی اولیه منجر به ایجاد فصلمشترک انجماد با ساختار سلولی ـ دندریتی میشود. این ویژگی موجب توزیع غیرخطی تخلخلها در امتداد ناحیهی اتصال گردید. درنهایت فرایند همگنسازی موجب حذف رسوبات بوریدی و تشکیل رسوبات یکنواخت γ′ مشابه فلز پایه شد. این یافتهها دیدگاههای عملی و ریزساختاری درباره تاثیر پروفایل حرارتی بر تحول ناحیه اتصال و مسیر بهبود اتصالات در سوپرآلیاژهای پایه نیکل را نشان میدهند.
مرتضی لطفی، حامد ثابت، بنفشه کاربخش راوری، دکتر غلامرضا فغانی،
دوره 11، شماره 2 - ( 10-1404 )
چکیده
در تحقیق حاضر نمونه های تهیه شده از جنس فولاد ریختگی AISI 1030 ، با دماهای پیشگرم متفاوت با استفاده از مفتول فولاد زنگ نزن دو فازی ER2209 توسط روش جوشکاری قوسی گاز تنگستن (GTAW) با تعداد پاسهای مختلف ، روکش کاری شدند. درجه رقت نمونه های روکش کاری شده با تعداد پاسهای مختلف و دماهای پیشگرم متفاوت محاسبه شد و سپس تاثیر آن بر چسبندگی و پیوستگی اتصال جوش لایه روکش ER2209 بر روی فولاد ریختگی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که با افزایش تعداد پاسهای روکش درجه رقت در نمونه ها کاهش می یابد. همچنین افزایش دمای پیشگرم نیز منجر به افزایش درجه رقت می شود. همچنین نمونه سه پاس روکش کاری شده با دمای پیشگرم 100 درجه سانتی گراد بیشترین درجه رقت را دارا می باشد. نتایج آزمایش خمش نشان داد که با افزایش تعداد پاس های روکش ، زاویه خمش افزایش می یابد. نتایج بررسی ماکروسکوپی ساختار ، پیوستگی را بطور کامل در فصل مشترک لایه روکش با فلز پایه تایید نمود. بررسی فازی و تغییرات ساختاری نیز نشان داد که فلز پایه دارای ساختار 80 درصد حجمی فریت -20 درصد حجمی پرلیت ، منطقه HAZ دارای ساختار فریتی- پرلیتی دگرگون شده با همان درصد حجمی و نمونه های روکش کاری شده در پاس نهایی ، ساختار آستنیتی – فریتی با درصد حجمی فریت بین 10 تا 20 درصد را از خود نشان دادند. نتایج ریز سختی مشخص نمود که نمونه دو پاس جوشکاری شده ( با دمای پیشگرم 200 درجه سانتی گراد ) بیشترین میزان سختی را به مقدار 355 ویکرز دارد.