<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1378 جلد3 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1378/7/9</pubDate>

					<item>
						<title>تخمین دبی سیل با تناوب مختلف در حوضه آبخیز زاینده‌ رود طبق روش منطقه ای هیبرید</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=4&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مطالعه تناوب سیلاب در مناطق خشک به دلیل تعداد کم ایستگاه های هیدرومتری، کمبود آمار و وجود داده های پراکنده ناشی از وقوع جریانهای نادر، بسیار مشکل می باشد. تحلیل منطقه ای سیلاب یکی از روشهای مناسب جهت غلبه بر چنین مشکلاتی می باشد. در این تحقیق یکی از روشهای تحلیل منطقه ای سیلاب به نام روش هیبرید مورد بررسی قرار گرفته است. منطقه مورد مطالعه شامل 17 حوضه همگن واقع در استانهای اصفهان و چهارمحال و بختیاری می باشد. نخست با استفاده از رگرسیون چندگانه بین دبی سیلاب با دوره های مختلف بازگشت، به عنوان عامل وابسته و خصوصیات فیزیکی و اقلیمی حوضه، به عنوان عوامل مستقل، مهم ترین عوامل فیزیکی و اقلیمی مرتبط با سیلاب که عبارت از سطح و ارتفاع متوسط حوضه بودند تعیین گردید. مدل های تناوب سیل هیبرید مرتبط با این دو عامل تعیین و با مدل های رگرسیون چندگانه در این منطقه مقایسه گردید. مقایسه مقادیر نسبی خطای مدل های هیبرید و رگرسیون نشان می دهد که در دوره های بازگشت کوتاه، دقت مدل هیبرید بیشتر از روش رگرسیون بوده ولی در دوره های بازگشت بالا، دقت مدل رگرسیون بیشتر از روش هیبرید می باشد. </description>
						<author>ستار  چاوشی بروجنی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر روشهای خاک ورزی بر بعضی ویژگیهای فیزیکی خاک و عملکرد ذرت در مزرعه تحقیقاتی لورک</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تأثیر دو نوع خاک ورزی بر خصوصیات فیزیکی خاک در مزرعه تحقیقاتی آموزشی دانشگاه صنعتی اصفهان (لورک) و عملکرد ذرت (&lt;em&gt;Zea mays&lt;/em&gt;) طی دو سال (1377-1376) مورد مطالعه قرار گرفته است. خاک (Fine loamy, Thermic, typic Haplargids) از دو عمق 20-0 و 40-20 سانتیمتری نمونه برداری و مواد آلی (OM)، جرم مخصوص ظاهری (BD)، شاخص فروسنجی (PI) میانگین وزنی قطر خاک دانه (MWD) و توزیع اندازه ای خاک دانه ها (ASD) و همچنین عملکرد محصول ذرت مورد مقایسه قرار گرفت. اعمال روش بدون خاک ورزی باعث افزایش مواد آلی خاک تا دو برابر، نسبت به سیستم خاک ورزی مرسوم شد. جرم مخصوص ظاهری و شاخص فروسنجی در هر دو سیستم یکسان بود. در سیستم خاک ورزی مرسوم خاک دانه های کوچک تر از 25/0 میلیمتر در حدود 20 درصد بیشتر از سیستم بدون خاک ورزی بوده است. به همین جهت میانگین وزنی قطر خاک دانه در خاک سطحی شخم خورده نیز حدود 20 درصد کوچک تر از خاکهای شخم نخورده می باشد. ولی سیستم بدون خاک ورزی اثر معنی داری بر کاهش وزن خشک گیاه در تمام طول دوران رشد داشته است. در نتیجه بیشترین کاهش عملکرد در سال دوم و در سیستم بدون شخم صورت گرفته است. علت این موضوع را می توان در کم بودن اولیه مواد آلی خاک، ساختمان ضعیف آن و در نتیجه عدم رشد مناسب ریشه در خاک این مناطق دانست. با توجه به موارد مذکور سیستم خاک ورزی بدون شخم در مناطق یاد شده توصیه نمی گردد. </description>
						<author>محمدعلی  حاج عباسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی منشأ گچ در اراضی شمال غربی اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;خاکهای گچی که از بارزترین خاکهای مناطق خشک و نیمه خشک می باشند، در استان اصفهان پراکنش زیادی دارند. اراضی گچ دار شمال غربی اصفهان، قسمتی از حوضه آبخیز شمالی رودخانه زاینده رود را تشکیل داده، به صورت حوضه ای بسته توسط منابع زمین شناختی محصور گردیده اند. به منظور بررسی منشأ گچ و شناخت منابع زمین شناختی تغذیه کننده کانی گچ در منطقه فوق، 22 قطعه مطالعاتی از کل سطح مواد زمین شناختی حوضه، بر اساس سطح تأثیرگذاری هر کدام در تولید گچ انتخاب گردید. با استفاده از مقاطع طبیعی و مصنوعی در نقاط تعیین شده، نمونه های متعددی از رسوبات لایه های مختلف تمامی نقاط برداشته شد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;مشاهدات صحرایی بیانگر آن بود که: در سازند نایبند و شمشک، بلورهای گچ در اطراف و سطوح جانبی شیل های متورق به مقادیر زیادی وجود دارد و بلورهای پیریت تنها در شیل های معدن باما قابل رویت بود. در مواد فرسایش یافته از کنگلومرای قرمز رنگ قاعده کرتاسه، مقادیر قابل توجهی گچ تجمع یافته است. در رگه های هیدروترمال موجود در سازندهای شمشک و نایبند، بلورهای گچ در متن یا داخل حفرات و یا بین رگه های مختلف سنگها دیده می شود. در قسمتهایی از سازند قم (رسوبات تبخیری)، مقادیر متنابهی گچ وجود دارد. مشاهدات صحرایی و نتایج آزمایشهای تفرق اشعه ایکس (XRD) روی پودر سنگها و نمونه های تلخیص شده (توسط سیاله های سنگین) و اندازه گیری سولفور باقی مانده در شیل های سطحی و همچنین تفاسیر مقاطع نازک و صیقلی سیگها چنان نشان می دهند که اولاً، در شیل ها هنوز هم پیریت و سولفورهای دیگر باقی است و ثانیاً، کانی گچ در متن بیشتر سنگهای نمونه برداری شده وجود دارد. بر اساس نتایج به دست آمده می توان موارد زیر را به ترتیب اهمیت به عنوان منشأ و عامل اصلی تغذیه کننده گچ در خاکهای اراضی مورد مطالعه معرفی نمود: &lt;/p&gt;&lt;p&gt;الف- رها شدن گچ از آهکهای کرتاسه، مخصوصاً از کنگلومرای قرمز رنگ قاعده کرتاسه به واسطه هوادیدگی و فرسایش. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;ب- تشکیل گچ بر اثر اکسیداسیون پیریت و دیگر سولفورهای موجود در شیل ها. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;ج- رها شدن گچ از کانیهای شیمیایی و تبخیری موجود در مارن ها و رسوبات سازند قم به واسطه هوادیدگی و فرسایش. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;د- تشکیل گچ بر اثر فرایندهای هیدروترمالی آتش فشانهای اواخر دوران سوم. &lt;/p&gt;</description>
						<author>نورایر  نومانیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>استفاده از کروماتوگرافی مایع فاز معکوس با کارایی بالا (RP-HPLC) در بررسی تنوع ژنتیکی گندم نان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;این مطالعه به منظور ارزیابی قابلیت روش کروماتوگرافی مایع فاز معکوس با کارایی بالا (RP-HPLC) در بررسی پروتئین های ذخیره ای و تنوع ژنتیکی آن در ایزولاین های بهاره و پاییزه، ارقام زراعی و بومی گندم نان اجرا گردید. پروتئین های گلیادین حاصل از آرد 5 بذر تصادفی از هر ژنوتیپ، با روش RP-HPLC تجزیه شدند. در این روش از ستون Nucleosil C18 300A و یک ستون محافظ و حلال متحرک استونیتریل حاوی TFA استفاده شد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; کلیه شرایط انتخاب شده برای تجزیه پروتئین های ذخیره ای، اهداف این مطالعه را با منظور نمودن سرعت و بازده جداسازی مناسب تأمین نمود. تحت این شرایط تعداد اجزای حاصل از تجزیه گلیادین ها بیشتر از ریزواحدهای تجزیه الکتروفورز بود. به علاوه نتایج کمی حاصل از تجزیه RP-HPLC، تجزیه و تحلیل آماری داده ها را آسان نمود. همچنین تجزیه گلیادین ها با روش RP-HPLC قابلیت بالایی در شناسایی ژن های چاودار داشت، به طوری که به سهولت حضور سکالین های امگا در ژنوم رقم فلات را معلوم کرد. بنابراین نتیجه گیری شد که تجزیه RP-HPLC پروتئین های گلیادین می تواند کارآیی روش الکتروفورز را داشته باشد و حتی در مواردی جایگزین آن شود. نتایج تجزیه خوشه ای پلی پپتیدهای گلیادین بیانگر افزایش تدریجی تنوع ژنتیکی از ایزولاین ها تا ارقام بومی بود. در مجموع، در بین ارقام بومی، گندمهای علی آباد، عقدا، سفید بافقی، قرمز بافقی، شهداس و سرخه از تنوع ژنتیکی بیشتری برخوردار بودند. &lt;/p&gt;</description>
						<author>رضا  امیری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تنوع ژنتیکی و فنوتیپی و تجزیه عاملها برای صفات مورفولوژیک و فنولوژیک در سویا</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=21&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور مطالعه تنوع ژنتیکی و محیطی خصوصیات مورفولوژیک و فنولوژیک و شناخت مبانی مورفولوژیک اختلاف عملکرد و عوامل پنهانی مؤثر بر آن در سویا، آزمایشی در سال 1375، در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان واقع در لورک نجف آباد اجرا گردید. آزمایش در قالب سه طرح آگمنت برای 285 لاین و 5 رقم شاهد پیاده گشت. تفاوتهای بسیار معنی داری بین ژنوتیپ ها برای کلیه صفات مورد بررسی مشاهده شد. ضرایب تنوع فنوتیپی برای کلیه صفات بیشتر از ضرایب تنوع ژنتیکی بود و در بسیاری از حالات تفاوتهای ناچیزی وجود داشت. بیشترین ضرایب تنوع فنوتیپی و ژنوتیپی به ترتیب مربوط به صفات تعداد غلاف در بوته، روز تا گلدهی، ارتفاع، ارتفاع پایین ترین غلاف و تعداد ساقه فرعی بود. توارث پذیری و بازده ژنتیکی برای این صفات و وزن صد دانه بالا و برای عملکرد بوته پایین بود. کمترین ضرایب تنوع به تعداد دانه در غلاف و روز تا جوانه زنی تعلق داشت. نتایج رگرسیون مرحله ای نشان داد که حداکثر اختلاف عملکرد دانه لاین ها را می توان به تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف و وزن صد دانه نسبت داد. تجزیه عاملها علاوه بر تاکید بر نقش اجزای عملکرد، چهار عامل پنهانی مؤثر در عملکرد را استخراج نمود که 34/97 درصد تغییرات عملکرد را توجیه کردند. این عوامل که تعیین کننده مبدأ و مقصدهای فیزیولوژیک هستند، با توجه به صفاتی که در بر گرفتند، تحت عنوان عوامل مخزن، معماری، سرمایه ثابت و وزنی نامگذاری شدند. در مجموع استنباط شد که برای اصلاح ارقام سویا می توان گیاهان با بنیه قوی و گره ها، غلافها، برگها و وزن دانه زیاد را انتخاب کرد. </description>
						<author>براتعلی  سیاه سر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کنترل شیمیایی علفهای هرز در گندم با علف کشهای پس رویشی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=22&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;تلفیق پهن برگ کشها و باریک برگ کشها برای کنترل علفهای هرز در گندم، تحت شرایط اصفهان مورد مطالعه قرار نگرفته است. بدین لحاظ، آزمایشی در سال زراعی 75-1374 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان انجام شد. در این مطالعه علف کشهای توفوردی + ام سی پی آ (یو46کمبی فلوئید6)، بروموکسینیل، متریبیوزین، دیکلوفوپ-متیل و ترالکوکسیدیم و تلفیق آنها به صورت 11 تیمار علف کش، همراه با شاهد وجین و شاهد علف هرز در قالب طرح آماری بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار مورد ارزیابی قرار گرفتند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; ناخنک و یولاف وحشی مهم ترین علفهای هرز مزرعه بودند. کنگر وحشی و پیچک صحرایی اهمیت کمتری داشتند. اثربخشی بروموکسینیل بر روی علفهای هرز پهن برگ یکساله بیشتر از توفوردی + ام سی پی آ بود، در حالی که توفوردی + ام سی پی آ اثربخشی بیشتری بر روی علفهای هرز چندساله داشت. تیمارهای دیکلوفوپ-متیل و تلفیق بروموکسینیل با ترالکوکسیدیم بیشترین اثربخشی را بر روی کنترل یولاف وحشی نشان دادند، هر چند که تفاوت معنی داری بین تیمارهای حاوی دیکلوفوپ-متیل و ترالکوکسیدیم از لحاظ کاهش تعداد و وزن خشک یولاف وحشی مشاهده نشد. بیشترین خسارت ظاهری بر گندم توسط متریبیوزین و کمترین خسارت توسط بروموکسینیل وارد شد. عملکرد دانه گندم تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. به هر حال، بالاترین عملکرد دانه گندم توسط تیمار تلفیق ترالکوکسیدیم با بروموکسینیل، که پایین ترین وزن خشک مجموع علفهای هرز را در مراحل سنبلچه انتهایی و سنبله دهی گندم داشت، به دست آمد. بر اساس نتایج حاصله، چنانچه علفهای هرز چندساله پهن برگ مسأله ساز نباشند، تلفیق بروموکسینیل با ترالکوکسیدیم جهت کنترل مجموع علفهای هرز مزرعه گندم، در شرایط مشابه با آزمایش حاضر، مناسب است. اما در صورت غالبیت علفهای هرز چندساله پهن برگ و یولاف وحشی در مزرعه، تلفیق توفوردی + ام سی پی آ با دیکلوفوپ-متیل جهت کنترل مجموع علفهای هرز مطلوب تر می باشد. &lt;/p&gt;</description>
						<author>بابک  بحرینی نژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر نسبتهای مختلف علوفه خشک یونجه و ذرت سیلو شده با دیواره سلولی و تعادل کاتیون - آنیون برابر، بر تغذیه و تولید گاوهای شیرده</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=36&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>برای تعیین نسبت مناسب یونجه خشک و ذرت سیلوشده در تغذیه گاوهای شیرده با تعادل کاتیون – آنیون، دیواره سلولی، انرژی و پروتئین یکسان، در یک طرح مربع لاتین 4 × 4 با دو تکرار، 8 گاو هلشتاین با میانگین وزن 570 کیلوگرم، تولید 22 کیلوگرم و چربی 5/3% در اواسط دوره شیردهی، از چهار جیره با نسبتهای یونجه خشک به ذرت سیلوشده 100:0، 67:33، 33:67 و 0:100 استفاده کردند. ماده خشک مصرفی، قابلیت هضم، تجزیه پذیری مؤثر ماده خشک در شکمبه، درصد چربی شیر و درصد کل مواد جامد شیر در جیره های 1 الی 4 به ترتیب 09/19، 94/19، 94/20 و 90/20 کیلوگرم در روز و 07/69، 75/65، 78/71 و 82/49 درصد و 8/52، 59/49، 4/50 و 51/46 درصد و 47/3، 53/3، 79/3 و 93/3 درصد و 07/12، 17/12، 48/12 و 60/12 درصد بود. جیره دارای 67 درصد سیلو، بیشترین مصرف ماده خشک، تولید شیر تصحیح شده (بر حسب 2/3 درصد) و قابلیت هضم در شکمبه را نشان داد. درصد تجزیه پذیری جیره ها در شکمبه به ترتیب در 100% یونجه و 100% سیلو بیشترین و کمترین بود. جیره های دارای 67% ذرت سیلوشده تجزیه پذیری بیشتری را نسبت به 33% ذرت سیلوشده نشان دادند. درصد چربی شیر درتیمارهای 67% و 100% ذرت سیلوشده بیشتر از تیمارهای 100% و 67% یونجه بود. با افزایش نسبت ذرت سیلوشده به یونجه خشک، مقدار کیلوگرم چربی شیر و درصد پروتئین شیر، کیلوگرم پروتئین شیر و کل مواد جامد شیر افزایش نشان داد. </description>
						<author>مسعود  علیخانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>واکنش مرغهای تخمگذار به تغییرات کلسیم و مکمل ویتامین D3</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=34&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این آزمایش به منظور مطالعه اثر پنج سطح 06/3، 23/3، 4/3، 57/3 و 74/3 درصد کلسیم و سه سطح 2000، 2200 و 2400 واحد بین المللی در کیلوگرم جیره ویتامین &lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; Dبر خصوصیات تولیدی مرغهای تخمگذار به اجرا درآمد. آزمایش در یک طرح کاملاً تصادفی در قالب آزمایش فاکتوریل 3 × 5 که جمعاً 15 تیمار آزمایشی را تشکیل دادند، صورت گرفت. 240 قطعه مرغ 26 هفته ای لگهورن سفید از سویه های لاین 36 W به 60 واحد آزمایشی تقسیم شدند، به طوری که هر تیمار 4 تکرار داشت. مدت آزمایش 90 روز بود و در پایان آزمایش مرغها 38 هفته سن داشتند. نتایج نشان داد که سطوح کلسیم بر درصد تولید، مصرف غذا، بازده تخم مرغ و ضریب تبدیل غذا اثر معنی داری نداشت، ولی سطح 4/3 درصد کلسیم سبب افزایش معنی داری (05/0&gt;P) در وزن تخم مرغ شد. ویتامین &lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; D اثر معنی داری روی وزن تخم مرغ، مصرف غذا و بازده تخم مرغ نداشت، اما با افزایش سطح ویتامین &lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; D، درصد تولید به طور معنی داری (05/0&gt;P) افزایش و ضریب تبدیل غذا کاهش یافت. اثر متقابل کلسیم و ویتامین &lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; D بر وزن تخم مرغ و درصد تولید معنی دار بود (05/0&gt;P). معادلات رگرسیون به دست آمده نشان داد که از کلسیم و ویتامین 3D جیره می توان صفات تولیدی را تخمین زد. </description>
						<author>محسن  افشارمنش</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
