<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1380 جلد5 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1380/10/11</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی خشک سالی ‌های هواشناسی در استان فارس</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=79&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>«خشک سالی» هنگامی اتفاق می افتد که کمبودی در مقدار بارندگی، رواناب و رطوبت خاک و افزایشی در میزان دمای هوا و یا کاهشی در سطح ایستایی در منطقه، نسبت به شرایط میانگین دیده شود. خشک سالی پدیده ای است که هر از چند سال می توان آن را با شدت های متفاوت در یک منطقه انتظار داشت. بنابراین با «خشکی» که از ویژگی های دایمی آب و هوایی هر منطقه است فرق می کند. در این پژوهش، با استفاده از روش هربست و همکاران، که بعداً توسط موهان و رانگاچاریا اصلاح شد، آمار بارندگی ماهیانه 21 ساله 51 ایستگاه هواشناسی مربوط به سازمان آب، در سطح استان فارس بررسی و نقشه های هم مدت و هم شدت خشک سالی برای کل استان فارس تهیه گردید. بر این پایه، مناطق شمال شرقی، جنوب شرقی، جنوب و جنوب غرب استان، که در مجاورت استان های خشک اصفهان، کرمان، هرمزگان و بوشهر واقعند، مناطق مستعد خشک سالی شناخته می شوند. </description>
						<author>ولی  الله  کریمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی احتمال مشارکت کشاورزان در ایجاد یک سیستم اطلاعاتی ساده مدیریت مزرعه: مطالعه موردی شهرستان رفسنجان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=80&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این پژوهش یک سیستم اطلاعاتی ساده مدیریت مزرعه معرفی شد که با همکاری کشاورزان و یک مرکز اطلاع رسانی اداره می شود. نتایج نشان داد که کشاورزان مورد بررسی تمایل کافی برای همکاری با این سیستم را دارند. با این وجود، نخستین گام در اجرای هر سیستم اطلاعاتی، داشتن سیستم های حسابداری می باشد، که تنها 42% کشاورزان مورد بررسی از آن استفاده می کنند. علت استفاده نکردن از سیستم های حسابداری، نداشتن آگاهی از اهمیت آن است و در صورت بیان منافع آن، به آسانی از سوی کشاورزان پذیرفته می شود. در بیان این اهمیت، منابع سیستم های حسابداری بررسی شده و نتایج نشان داد افرادی که دارای دفاتر حسابداری هستند، نسبت به کشاورزان فاقد این دفاتر، دارای عملکرد در هکتار بیشتری می باشند. </description>
						<author>محمد  عبداللهی عزت  آبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>استفاده از تئوری تعمیم ‌یافته کالای مرکب برای گروه ‌بندی برخی از محصولات عمده زراعی در ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=81&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در پژوهش حاضر تئوری تعمیم یافته کالای مرکب برای آزمون جمع سازی سازگار محصولات عمده زراعی و گروه بندی آنها در بررسی های اقتصادی رفتار تولید کنندگان بخش کشاورزی ایران به کار گرفته شده است. نتایج نشان می دهد که فراورده های کشاورزی، بجز ذرت، سویا و خربزه را می توان در گروه های غلات، حبوبات، دانه های روغنی، محصولات جالیزی و سبزیجات دسته بندی و هر کدام را به صورت یک کالای مرکب در بررسی های اقتصادی منظور نمود. افزون بر این، فرض این که آیا همه محصولات زراعی می توانند در یک گروه قرار گیرند نیز آزمون گردید. نتایج آزمون قرار دادن این محصولات (به استثنای کنجد، پنبه و خربزه) را در یک گروه بلامانع می داند. با توجه به نتایج به دست آمده، برآورد یک تابع تولید و یا هزینه کلی برای بخش کشاورزی ایران، از این لحاظ که اشکال جمع سازی بر آن وارد نیست، مورد تأیید می باشد. هم چنین، تدوین و برآورد توابع تولید و هزینه برای هر یک از زیربخش های کشاورزی به صورت گروه بندی شده فوق نیز ممکن است. </description>
						<author>حبیب  الله  سلامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>آثار تنش‌ های شوری و خشکی بر رشد و ترکیب شیمیایی و بیوشیمیایی چهار رقم پیاز خوراکی &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Allium cepa&lt;/i&gt;)&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=82&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p&gt;آثار شوری و خشکی بر رشد و ترکیب شیمیایی و بیوشیمیایی چهار رقم پیاز خوراکی دسکس، تگزارس ارلی گرانو (تگزاس)، دهیدراتور و پی اکس 492 در یک آزمایش گلخانه ای در گلدان بررسی گردید. تیمارهای تنش شوری عبارت بود از شاهد، 45 میلی مول کلرور سدیم و 45 میلی مول کلرور سدیم + 5 میلی مول کلرور کلسیم و تیمارهای خشکی عبارت بود از شاهد (نگهداری رطوبت گلدان ها در حد ظرفیت مزرعه) و خودداری از آبیاری تا زمانی که 50 درصد آب قابل استفاده مصرف شد، و سپس آبیاری تا حد ظرفیت مزرعه. گیاهان پس از چهار هفته از اعمال تیمارها برداشت شدند و وزن خشک اندام هوایی و ریشه، و سدیم، پتاسیم، کلسیم، پروتئین کل، قند و پرولین در اندام هوایی و ریشه اندازه گیری گردید. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;نتایج نشان داد که تیمارهای کلرور سدیم و خشکی به طور معنی داری باعث کاهش وزن خشک اندام هوایی و ریشه شدند. از میان ارقام، رقم تگزاس بیشترین و رقم دسکس کمترین مقدار وزن خشک اندام هوایی را تولید کرد. کلرور سدیم به گونه معنی داری باعث افزایش سدیم و کاهش پتاسیم در اندام های هوایی و ریشه، و کاهش کلسیم در ریشه گردید. تیمار کلرور سدیم توأم با کلرور کلسیم آثار سوء ناشی از کلرور سدیم را خنثی نمود؛ بدین صورت که به طور معنی داری باعث افزایش وزن خشک اندام هوایی در دو رقم، و افزایش وزن خشک و پتاسیم ریشه و کاهش سدیم و قند در اندام های هوایی و ریشه همه ارقام گردید. کلیه تنش ها مقدار پروتئین کل اندام هوایی را در رقم تگزاس به گونه ای معنی دار افزایش دادند، در ارقام دیگر یا بی تأثیر بودند و یا باعث کاهش معنی دار آن گردیدند. مقدار پروتئین ریشه در کلیه ارقام، در اثر تیمارهای کلرور سدیم و کلرور سدیم توأم با کلرور کلسیم افزایش معنی دار پیدا کرد، ولی تنش خشکی تأثیری بر مقدار آن نداشت. افزایش و یا کاهش مقادیر قند و پرولین در اندام هوایی و ریشه تحت تأثیر تنش ها، از الگوی خاصی پیروی نکرد. از میان ترکیبات بیوشیمیایی اندازه گیری شده، مقدار پروتئین موجود در اندام هوایی گیاهان، تحت تنش های شوری و خشکی، هم بستگی مثبت بسیار زیادی با وزن خشک اندام هوایی نشان داد، که احتمالاً می توان از آن برای ارزیابی ارقام پیاز به این تنش ها استفاده نمود. &lt;/p&gt;</description>
						<author> محمدجواد آروین</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>روابط صفات و تجزیه ضرایب مسیر برای عملکرد غده و بذر در برخی از پیازهای بومی ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=83&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;روابط علّی میان صفات گوناگون پیاز و اثر مستقیم و غیرمستقیم آنها بر عملکردهای غده و بذر برای به کارگیری در برنامه های اصلاحی در مزرعه پژوهشی دانشگاه صنعتی اصفهان در سال 1377 بررسی گردید.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; نتایج نشان داد که هم بستگی های فنوتیپی و ژنتیکی تقریباً مشابه بودند، به طوری که وزن غده بیشترین هم بستگی را با قطر غده و کمترین آن را با شمار روز تا سبز شدن داشت. نتایج رگرسیون مرحله ای نشان داد که عرض برگ در فاصله 25 درصد از غلاف، طول و وزن خشک برگ بهترین تخمین زننده سطح برگ هستند؛ قطر غده، طول غده، ارتفاع بوته و شمار روز تا رسیدگی مهم ترین صفات تبیین کننده تغییرات عملکرد غده اند؛ شمار گلچه های بارور شده بهترین بیانگر صفت تغییرات وزن بذر می باشند؛ و وزن، قطر و حجم غده مهم ترین صفات توجیه کننده تغییرات شمار مریستم روی صفحه ساقه حقیقی به حساب می آیند. تجزیه ضرایب مسیر نشان داد که قطر غده بیشترین اثر مستقیم و مثبت را بر عملکرد غده دارد، و اثر غیرمستقیم ارتفاع بوته از طریق قطر غده بر آن شایان توجه است. شمار گلچه های بارور شده در بوته بیشترین اثر مستقیم و شمار گل آذین در بوته نیز بیشترین اثر غیرمستقیم را از طریق شمار گلچه های بارور بر وزن بذر داشت. &lt;/p&gt;</description>
						<author> اشکبوس دهداری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر نیتروژن و منگنز بر رشد و ترکیب شیمیایی اسفناج</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=84&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p&gt;معمولاً کمبود نیتروژن بیش از دیگر عناصر غذایی عامل محدودکننده رشد گیاهان زراعی است. کمبود منگنز نیز در برخی از خاک های آهکی ایران گزارش شده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی اثر نیتروژن، منگنز و برهم کنش آنها بر رشد و ترکیب شیمیایی اسفناج (.&lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;Spinacia oleracea&lt;/span&gt; L) در شرایط گلخانه ای بود. آزمایش در یک خاک از سری چیتگر با نام تاکسونومی carbonatic، Fine-loamy، Typic Calcixerept، thermic، به صورت فاکتوریل در چارچوب طرح کاملاً تصادفی، شامل پنج سطح نیتروژن (صفر، 50، 100، 200 و 400 میلی گرم در کیلوگرم خاک به صورت آمونیوم نیترات) و سه سطح منگنز (صفر، 15 و 30 میلی گرم در کیلوگرم خاک به صورت منگنز سولفات)، در چهار تکرار انجام شد. مدت رشد گیاهان در گلخانه 60 روز بود، و در هنگام برداشت از یک کلروفیل متر دستی مدل SPAD-502 برای ارزیابی وضعیت کلروفیل برگ استفاده گردید.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; کاربرد نیتروژن و منگنز وزن خشک اندام هوایی، غلظت و جذب کل نیتروژن، غلظت و جذب کل منگنز، نسبت Mn:Fe و اعداد خوانده شده توسط کلروفیل متر دستی روی برگ را در گیاه اسفناج به طور معنی داری افزایش داد. کاربرد نیتروژن، غلظت و جذب کل روی، مس و جذب کل آهن را در گیاه به طور معنی داری افزایش، ولی غلظت آهن را کاهش داد. مصرف منگنز باعث کاهش غلظت آهن و روی، ولی افزایش معنی دار جذب کل آهن و مس در اسفناج گردید. هنگامی که حداکثر وزن ماده خشک به دست آمد، عدد خوانده شده توسط کلروفیل متر در حدود 40 بود. چنانچه نتایج حاصل از این پژوهش در شرایط مزرعه نیز تأیید گردد، می توان توصیه کودی مناسبی برای مصرف نیتروژن و منگنز در کشت اسفناج ارائه نمود. &lt;/p&gt;</description>
						<author> عبدالمجید رونقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تنوع ژنتیکی لاین‌ های سویا با استفاده از روش الکتروفورز پروتئین دانه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=85&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این پژوهش به منظور بررسی تنوع ژنتیکی 270 ژنوتیپ سویا، از نظر الگوهای الکتروفورتیک پروتئین دانه و ارتباط آنها با برخی از ویژگی های دانه مانند درصد روغن، درصد پروتئین، برخی از ترکیبات شیمیایی و وزن صد دانه انجام شد. از میان روش های الکتروفورز، غلظت های 10 و 5/4 درصد اکریلامید به ترتیب برای ژل های اصلی و پایه، غلظت 5/13 میلی گرم در میلی لیتر بافر استخراج عصاره پروتئین، 10 میکرولیتر تزریق نمونه در داخل چاهک های ژل، 5/2 میلی آمپر و دو ساعت رنگ آمیزی، مناسب ترین تلفیق برای به دست آوردن نوارهای واضح و جداگانه پروتئینی تشخیص داده شد. نتایج الکتروفورز پروتئین ها، 30 نوار را بر مبنای حرکت نسبی روی ژل آشکار ساخت، که تنها پنج عدد از آنها در میان ژنوتیپ ها چند شکلی نشان دادند. به طور کلی، هشت الگوی متفاوت الکتروفورتیک در میان ژنوتیپ ها تشخیص داده شد. تجزیه خوشه ای ژنوتیپ ها بر پایه ارزیابی کیفی نوارهایی که چند شکلی نشان دادند آنها را در هشت گروه و تجزیه خوشه ای نوارهای متغیر در ژنوتیپ ها آنها را در سه گروه جداگانه دسته بندی کرد. ضریب تطابق ساده میان نوارهای با حرکت 5/2 و 5/49 درصد برابر صفر بود، که بیانگر عدم ظهور هم زمان این دو نوار با هم می باشد. احتمالاً این نوارها توسط یک ژن کنترل می گردند، که در ژنوتیپ های هموزیگوت غالب و مغلوب به صورت یک نوار منفرد ظاهر شده و موقعیت متفاوتی را روی ژل پیدا می کنند. اختلاف میان الگوهای پروتئینی از نظر درصد پروتئین و درصد روغن دانه معنی دار بود. ضرایب هم بستگی میان نوارهای پروتئینی متغیر در ژنوتیپ ها و صفات مورد بررسی نشان داد که نوارهای پروتئینی با حرکت نسبی 5/3 و 5/49 درصد به ترتیب دارای هم بستگی مثبت و معنی دار با درصد پروتئین و فسفر دانه می باشند. ژنوتیپ های الگوهای پروتئینی دارای نوار با حرکت نسبی 5/49 درصد، بیشترین درصد فسفر دانه را داشتند. رنگ ناف دانه ژنوتیپ های حاوی نوار پروتئینی با حرکت نسبی 52 درصد سیاه بود. </description>
						<author> حمیدعلی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر میزان نیتروژن و زمان برش علوفه بر عملکرد علوفه و دانه جو کارون</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=86&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
به منظور بررسی اثر نیتروژن و زمان برش علوفه بر عملکرد دانه و علوفه جو (.&lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;Hordeum vulgare &lt;/span&gt;L) رقم کارون، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در چارچوب بلوک های کامل تصادفی، در مزرعه پژوهشی مجتمع عالی آزموشی و پژوهشی کشاورزی رامین وابسته به دانشگاه شهید چمران اهواز، در سال زراعی 76-1375 اجرا گردید. تیمارهای آزمایش شامل پنج سطح نیتروژن 45، 90، 135، 180 و 225 کیلوگرم نیتروژن در هکتار به صورت کود اوره در کرت های اصلی، و سه زمان برش علوفه شامل عدم برش علوفه، برش علوفه در ابتدای ساقه رفتن بدون قطع مریستم زایشی و برش علوفه در اواسط ساقه رفتن با قطع مریستم زایشی ساقه اصلی در کرت های فرعی بود. اختلاف معنی داری در عملکرد دانه بر اثر میزان های مختلف نیتروژن و زمان برش علوفه دیده شد. در بررسی اثر متقابل نیتروژن و زمان برش علوفه، بیشترین عملکرد دانه به میزان 6/281 گرم در متر مربع، با مصرف 90 کیلوگرم نیتروژن در هکتار در زمان برش علوفه ابتدای ساقه رفتن، و کمترین عملکرد با میانگین 7/158 گرم در متر مربع با مصرف 45 کیلوگرم نیتروژن در هکتار در زمان برش علوفه اواسط ساقه رفتن به دست آمد. تأثیر متقابل سطوح نیتروژن و برداشت علوفه از نظر شمار سنبله در واحد سطح، شمار دانه در سنبله و وزن هزار دانه معنی دار بود. در میان اجزای عملکرد، شمار سنبله و وزن دانه به ترتیب حساسیت بیشتری نسبت به سطوح نیتروژن و زمان برش علوفه نشان دادند. درصد و عملکرد پروتئین علوفه خشک با افزایش کاربرد نیتروژن افزایش معنی داری داشت، ولی با تأخیر در زمان برداشت علوفه، درصد پروتئین کاهش و عملکرد آن افزایش معنی دار یافت. نتایج حاصل از این آزمایش نشان داد که مقادیر زیاد نیتروژن نتوانست خسارت تأخیر در برداشت علوفه را بر تولید دانه جبران نماید. با توجه به اجزای اندازه گیری شده، می توان گفت که مصرف کود نیتروژن با کاربرد 90 کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار، و برداشت علوفه در مرحله ابتدای ساقه رفتن، نسبت به تیمارهای دیگر از برتری مناسبی در کشت دومنظوره (علوفه + دانه) برخوردار بود. </description>
						<author> قدرت  الله  فتحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تنوع ژنتیکی عملکرد دانه و دیگر ویژگی‌های زراعی در ژنوتیپ‌های بزرگ با کیفیت روغن خوراکی و صنعتی در اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=87&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p&gt;بزرک (.&lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;Linum usitatissimum&lt;/span&gt; L) گیاهی است دانه روغنی با سازگاری گسترده، که روغن ژنوتیپ های معمولی آن به لحاظ ترکیب خاص اسیدهای چرب مصارف صنعتی دارد. روغن ژنوتیپ های جدید حاصل از جهش زایی، از نظر ترکب اسیدهای چرب مانند روغن آفتاب گردان بوده و می تواند به مصارف خوراکی برسد. این پژوهش به منظور بررسی تنوع ژنتیکی ویژگی های زراعی و پتانسیل تولید ژنوتیپ های با کیفیت روغن خوراکی و صنعتی بزرک در منطقه اصفهان انجام گردید. در این پژوهش، به منظور ارزیابی ژنوتیپ ها از طرح آماری ارزیابی مقدماتی آگمنت استفاده شد.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;direction: rtl&quot;&gt; نتایج نشان داد که میانگین شمار گیاهچه در متر مربع، در ژنوتیپ های با کیفیت روغن خوراکی و صنعتی به ترتیب 178 و 367، و دارای ضریب تغییرات 70 و 10 درصد بود. طول دوره رشد ژنوتیپ ها نیز متنوع و در دو گروه با کیفیت روغن خوراکی و صنعتی به ترتیب 89-116 و 89-128 روز بود. ارتفاع گیاه در ژنوتیپ های با کیفیت روغن خوراکی و صنعتی به ترتیب بین 57 تا 86 و 49 تا 73 سانتی متر نوسان داشت. عملکرد دانه نیز تنوع چشم گیری نشان داد، به طوری که ژنوتیپ های با کیفیت روغن خوراکی دارای عملکرد دانه 429-2651 کیلوگرم در هکتار و ضریب تغییرات 35 درصد، و ژنوتیپ های با کیفیت روغن صنعتی دارای عملکرد 779-2389 کیلوگرم و ضریب تغییرات 25 درصد بودند. در این بررسی عملکرد دانه در گیاه هم بستگی زیاد و مثبت با شمار انشعابات پایه ای (**77/0=r) و شمار کپسول در گیاه (**93/0=r)، ولی هم بستگی زیاد و منفی با شمار گیاه در واحد سطح (**66/0-=r) نشان داد. بر پایه نتایج حاصل از تجزیه رگرسیون، شمار کپسول در گیاه، شمار بذر در کپسول و وزن دانه به ترتیب مهم ترین اجزای عملکرد دانه در گیاه شناخته شدند (96/0=R&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;)، ولی شمار کپسول در گیاه به تنهایی بیشترین سهم را در تعیین عملکرد دانه داشت (87/0=R&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;). &lt;/p&gt;</description>
						<author> قدرت الله سعیدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>واکنش اجزای عملکرد و عملکرد دانه ژنوتیپ ‌های مختلف لوبیا &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Phaseolus vulgaris&lt;/i&gt; L.)&lt;/span&gt; به تاخیر درکاشت</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=88&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p&gt;تصور آن است که انواع گوناگون لوبیای زراعی، شامل چیتی، سفید و قرمز، از نظر سازگاری به دمای زیاد متفاوتند. از این رو، ممکن است واکنش آنها به تأخیر در کاشت متفاوت باشد. به منظور بررسی این واکنش، آزمایشی با طرح بلوک های کامل تصادفی و آرایش تیمارها در چارچوب کرت های یک بار خرد شده، در سال 1375 در مزرعه پژوهشی دانشگاه صنعتی اصفهان اجرا گردید. تیمار اصلی شامل چهار تاریخ کاشت (8 و 23 اردیبهشت، و 7 و 23 خرداد) و تیمار فرعی شامل چهار ژنوتیپ لوبیای زراعی (لوبیا قرمز ناز، لوبیا چیتی لاین 11816، لوبیا چیتی لاین 16157 و لوبیا سفید لاین 11805) بود.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; با تأخیر در کاشت، شمار ساقه فرعی در بوته، شمار غلاف در ساقه های فرعی و در واحد سطح، شمار دانه در هر غلاف ساقه اصلی و ساقه های فرعی، شمار دانه در ساقه اصلی، ساقه فرعی و در واحد سطح، وزن صد دانه و عملکرد دانه کاهش معنی دار یافت، ولی شاخص برداشت افزایش معنی دار نشان داد. کاهش اجزای عملکرد و عملکرد دانه با تأخیر در کاشت، به کاهش فرصت برای رشد در اثر افزایش دما نسبت داده شد. پایینی شاخص برداشت در کاشت زودهنگام، با کاهش بازده رشد رویشی حاصل شده در اثر برخورد دوران دانه بندی با دمای بالا تفسیر گردید. لوبیا چیتی لاین 11816 از لحاظ شمار ساقه فرعی در بوته و شاخص برداشت از دیگر ژنوتیپ ها برتر بود و بیشترین عملکرد دانه (3030 کیلوگرم در هکتار) را تولید نمود. گرچه لوبیا قرمز ناز از نظر شمار غلاف و شمار دانه در ساقه اصلی و در واحد سطح بر ژنوتیپ های دیگر به طور معنی داری برتری نشان داد، ولی وزن صد دانه بسیار کم و کمترین شاخص برداشت را داشت، و سرانجام کمترین عملکرد دانه (2254 کیلوگرم در هکتار) را به دست داد. نتایج پژوهش حاضر گویای آن است که عملکرد دانه لوبیا از تأخیر در کاشت به شدت آسیب می بیند. لوبیا چیتی لاین 11816 ممکن است در کلیه تاریخ های کاشت، ظرفیت تولیدی بیشتری نسبت به دیگر ژنوتیپ های مورد آزمایش، در شرایط مشابه با آزمایش حاضر داشته باشد. ارتباط خاصی میان ویژگی های ظاهری دانه انواع لوبیا و تحمل آنها نسبت به گرما مشاهده نگردید. &lt;/p&gt;</description>
						<author> محمدرضا خواجه  پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>برآورد توده زنده و تولید ثانویه ماکروبنتوزهای خورموسی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=89&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p&gt;به منظور بررسی و برآورد توده زنده و تولید ثانویه ماکروبنتوزهای خورموسی، در خلال سال های 1375 و 1376، تعداد 216 نمونه رسوب از چهار خور مهم خورموسی برداشت گردید. نمونه برداری ها هر دو ماه یک بار از بخش های ابتدا، وسط و انتهای هر خور و با استفاده از گرب با سطح 1/0 متر مربع انجام گرفت. برای تعیین توده زنده با روش ارائه شده توسط کریسپ، میزان توده زنده گروه های مختـلف ماکروبنتوزی بـر پـایه وزن خشک و وزن خـاکستر محاسبه گردید. محـاسبه تـولیـد ثـانویه مـاکروبنتوزها بـا استفاده از گونه .&lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;Apseudes &lt;/span&gt;sp (یک گونه سخت پوست بنتیک)، که در کلیه فصول و نمونه برداری ها حضور داشت، صورت گرفت.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; نتایج بررسی نشان می دهد که از نظر ماکروبنتوز، خورموسی از توده زنده کلاً محدودی برخوردار است (18/0 گرم در متر مربع)، که بیشترین و کمترین میزان به ترتیب در تیرماه (54/33 گرم وزن خشک در متر مربع) و آذرماه (19/2 گرم وزن خشک در متر مربع) به دست آمده است. در همین زمینه، خور دورق با 93/24 گرم در متر مربع وزن خشک بیشترین میزان توده زنده، و خور بی حد با 24/2 گرم در متر مربع وزن خشک کمترین میزان توده زنده را داشته است. در طول دوره بررسی 1483 عدد از گونه .&lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;Apseudes &lt;/span&gt;sp جمع آوری گردید، که با استفاده از روش باتاچاریا در پنج کلاس طولی (سنی) قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که تولید ثانویه سالیانه این گونه برابر 080/0 گرم در متر مربع و بیشترین میزان تولید ثانویه این گونه معادل 033/0 گرم در متر مربع و مربوط به گروه سنی یک است. هم چنین، نسبت تولید به توده زنده این گونه برابر 44/0 محاسبه گردید. برآورد کل میزان تولید سالیانه ماکروبنتوزها، با توجه به مساحت تقریبی خورموسی، برابر 24300 تن برآورد شد که با در نظر گرفتن هرم و زنجیره غذایی دریاها و میزان انتقال انرژی از یک سطح تغذیه ای به سطح دیگر، که برابر 10 درصد می باشد، رقم 2430 تن تولد سالیانه ذخایر خورموسی قابل پیش بینی است. &lt;/p&gt;</description>
						<author> سیدمحمدباقر نبوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر سطوح مختلف لیزین و پروتئین جیره بر عملکرد مرغان تخمگذار</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=90&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p&gt;به منظور تعیین اثر سطوح مختلف اسید آمینه لیزین و پروتئین بر عملکرد مرغان تخم گذار، آزمایشی با 240 قطعه از نژاد های لاین W-36، و با 10 نوع جیره غذایی به صورت فاکتوریل 5×2، در چارچوب یک طرح کاملاً تصادفی اجرا گردید. در این جیره ها پنج سطح لیزین شامل 56/0، 62/0، 69/0، 76/0 و 83/0 درصد جیره، که به ترتیب 20 و 10 درصد کمتر از توصیه NRC، توصیه NRC و 10 و 20 درصد بیشتر از توصیه NRC می باشند، در دو سطح پروتئین 13 و 14 درصد مورد مقایسه قرار گرفت. در طی سه ماه دوره آزمایش، میزان تولید، وزن و تولید توده ای تخم مرغ، به همراه ضریب تبدیل غذا و میزان مصرف خوراک، پروتئین و لیزین اندازه گیری و داده های مربوط به هر ماه و نیز داده های کل دوره آزمایش تجزیه و تحلیل آماری شد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; نتایج نشان داد که سطح 76/0 لیزین و بالاتر از آن، یعنی 10 و 20 درصد بیشتر از توصیه NRC، از گروه 13 درصد پروتئین به طور معنی داری (05/0 &gt; P ) میزان تولید و تولید توده ای تخم مرغ بالاتر و نیز ضریب تبدیل بهتری را نسبت به سطوح پایین تر لیزین باعث شد، در حالی که وزن تخم مرغ اختلاف معنی داری نشان نداد. در گروه 14 درصد پروتئین، تفاوت عملکرد میان تیمارهای حاوی سطوح مختلف لیزین به مراتب کمتر از گروه 13 درصد پروتئین بود. پایین ترین سطح لیزین (56/0 درصد) از نظر تولید تخم مرغ، تولید توده ای و ضریب تبدیل، به طور معنی دار (05/0 &gt; P ) وضعیت بدتری نسبت به تیمارهای حاوی سطوح بالاتر در این گروه داشت. در مجموع، در گروه 14 درصد پروتئین بهترین عملکرد متعلق به تیمار حاوی 62/0 درصد لیزین بود (10 درصد کمتر از توصیه NRC). گروه 14 درصد پروتئین به طور معنی داری (05/0 &gt; P ) میزان تولید تخم مرغ، تولید توده ای و مصرف خوراک بالاتری داشت، ولی در وزن تخم مرغ و ضریب تبدیل اختلاف معنی داری دیده نشد. میان تیمارهای حاوی سطوح مختلف لیزین، در هر دو گروه پروتئینی، بهترین و اقتصادی ترین عملکرد متعلق به سطح 76/0 درصد لیزین از گروه 13 درصد پروتئین بود. نتایج این پژوهش نشان داد که در مورد مرغان تخم گذاری که نقطه فراز تولید خود را گذرانده اند، می توان با کاستن از سطح پروتئین جیره و افزودن سطح اسید آمینه محدود کننده عملکردی مناسب و در حد جیره هایی با پروتئین زیاد به دست آورد، و از این راه تولید اقتصادی تری داشت. &lt;/p&gt;</description>
						<author> مهرداد بویه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر داروهای یونوفور ضد کوکسیدیوز سالینومایسین و لازالوسید بر ترکیب لاشه، تری‌گلیسیرید و کلسترول پلاسما و خاکستر استخوان ران جوجه‌های گوشتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=91&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p&gt;اثر داروهای یونوفور (سالینومایسین، لازالوسید و نسبت ترکیبی آنها) بر ترکیب لاشه جوجه های گوشتی و نیز ارتباط این داروها با سه سطح متیونین، در 1215 قطعه جوجه یک روزه گوشتی تجارتی (آرین)، شامل 81 گروه و 15 قطعه در هر گروه آزمایش گردید. این آزمایش در چارچوب طرح پایه کامل تصادفی، به صورت آزمایش فاکتوریل 3×3×3 شامل سه نوع دارو با سه سطح (صفر، سطح توصیه شده و 5/1 برابر سطح توصیه شده) و سه سطح متیونین (صفر، 1/0% و 2/0%) مورد تجزیه آماری قرار گرفت. نتـایج نشان داد کـه اثـر جنس در کلستـرول و تـری گلیسرید پلاسما، درصد خاکستر استخوان و درصد چربی حفره شکمی معنی دار (01/0 &gt; P ) است. نوع دارو اثری بر صفات مذکور نداشت. سطح دارو درصد خاکستر استخوان، درصد لاشه خالص و درصد چربی حفره شکمی را بـه طور معنی داری (بـه تـرتیب در سطح 01/0، 01/0 و 001/0) تحت تأثیر قرار داد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; هم چنین، سطح متیونین به طور معنی داری (01/0&gt;P) بر کلسترول و تری گلیسرید پلاسما تأثیر گذاشت. اثر متقابل نوع دارو و سطح دارو بر کلسترول و تری گلیسرید پلاسما معنی دار (05/0&gt;P) بود. اثر متقابل سطح دارو و متیونین بر کلسترول و تری گلیسرید معنی دار (01/0&gt;P) گردید. از این نتایج چنین دریافت می شود که سطح این داروها ترکیب لاشه جوجه های گوشتی را تحت تأثیر قرار می دهد و مکمل متیونین تأثیری در تعدیل اثر این داروها بر ترکیب لاشه ندارد. &lt;/p&gt;</description>
						<author> یحیی ابراهیم  زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر فرآیند حرارتی و مدت نگهداری برخواص کیفی روغن سبوس برنج</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=92&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p&gt;از سبوس برنج در تولید انواع روغن های خوراکی و صنعتی، غذای کودک، بیسکویت سازی، کنستانتره های پروتئینی، خوراک دام و طیور و ماهی و انواع فراورده های دارویی استفاده می شود. غنی بودن سبوس برنج از نظر کربوهیدرات ها، اسیدهای آمینه آزاد و وجود آنزیم های گوناگون، عامل مؤثری در بروز تغییرات شیمیایی، آنزیمی یا بیولوژیک و میکروبی می باشد. فرآیند حرارتی یکی از روش های مؤثر در کاهش فعالیت های میکروبی و آنزیم های فاسد کننده در سبوس است. بدین منظور، در یک آزمایش فاکتوریل در چارچوب طرح کاملاً تصادفی، اثر فرآیند حرارتی و مدت نگهداری برخواص کیفی روغن خام سبوس برنج بررسی شد. &lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;نتایج آزمایش ها نشان داد که در اثر عملیات پاربویل (فرآیند حرارتی مرطوب) بازده استحصال روغن از 72/13 به 04/22 درصد می رسد. در اثر پاربویل، اندوسپرم برنج در حین عملیات تبدیل در برابر شکستگی مقاوم می شود و سبوس حاصله از این نوع شلتوک دارای مقادیر کمتری اندوسپرم و ناخالصی است، که اثر مثبت آن به صورت افزایش درصد روغن نمایان می شود. در بررسی اثر حرارت بر رنگ روغن استحصالی، مشخص گردید که روغن سبوس های پاربویل شده نه تنها روز اول، بلکه طی دوره نگهداری نیز روشن تر از دیگر تیمارها هستند. روغن حاصله از سبوس تثبیت شده نسبت به واکنش های هیدرولیتیک مقاوم، و به اتواکسیداسیون حساس است. عملیات پاربویلینگ و فرآیند حرارتی خشک و زیاد موجب کاهش عدد یدی طی دوره نگهداری سبوس می شود. نتایج کیفی و کمی کروماتوگرافی گازی نمونه های روغنی نشان داد که فرآیند حرارتی اثر چندانی بر تغییر درصد اسیدهای چرب نمونه های روغن سبوس برنج ندارد. &lt;/p&gt;</description>
						<author> کبری تجددی طلب</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title> بررسی تحمل برخی از ارقام و لاین‌های برنج به قارچ &lt;i&gt;Magnaporthe salvinii&lt;/i&gt; عامل بیماری پوسیدگی ساقه برنج در گیلان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=93&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p&gt;برای تعیین میزان تحمل و مقایسه واکنش شماری از ارقام برنج، که بیشترین سطح زیرکشت را در استان گیلان داشته و جزو ارقام رایج محسوب می شوند، و هم چنین چند لاین آزمایشی، در برابر قارچ عامل پوسیدگی ساقه برنج، &lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;Magnaporthe salvinii&lt;/span&gt;، آزمایشی در مزرعه آزمایشی مؤسسه تحقیقات برنج در رشت به اجرا گذاشته شد. در این بررسی از 9 رقم محلی و اصلاح شده و پنج لاین آزمایشی استفاده و آزمایش در چارچوب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام گردید. در پایان فصل زراعی، پس از رسیدن هر رقم و لاین ارزیابی صورت گرفت و دو فاکتور درصد آلودگی و شاخص بیماری محاسبه شد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; در میان ارقام آزمایشی، رقم اصلاح شده بجار با درصد آلودگی 84/17% و شاخص بیماری 21/1 متحمل ترین رقم بود و رقم سپیدرود پس از آن در مرتبه دوم قرار گرفت. در حالی که رقم اصلاح نشده حسنی با درصد آلودگی 11/46% و شاخص بیماری برابر 2 حساس ترین رقم بود. در میان لاین ها، لاین 221 و 305 به ترتیب متحمل ترین و حساس ترین لاین بودند و درصد آلودگی در آنها به ترتیب 78/15% و 69/53% و شاخص بیماری نیز به ترتیب 17/1 و 13/2 بود. شاخص بیماری نشان دهنده شدت بیماری روی هر پنجه است و عامل مهمی در مقایسه میزان تحمل ارقام و لاین ها به شمار می رود. &lt;/p&gt;</description>
						<author> محمدجوان نیکخواه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی باقی مانده قارچ‌کش متالاکسیل در خیار</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=94&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;در این پژوهش وجود باقی مانده متالاکسیل در خیار رقم دامینوس، که در مزرعه کاشته شده بود، بررسی گردید. بوته های خیار در قطعاتی یک تـا سه بـار با محلول 5/2 در هزار پودر و تابل متالاکسیل - مانکوزب محلول پاشی و در قطعاتی دیگر یک تا دو بار با گرانول 5% متالاکسیل به نسبت پنج گرم در متر مربع گرانول پاشی شد. از برگ و میوه خیار به فواصل یک روز تا چهار هفته پس از زمان سم پاشی نمونه برداری شد، و متالاکسیل موجود در آن به روش کروماتوگرافی اندازه گیری گردید.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; نتایج نشان داد که میزان متالاکسیل در برگ بوته هایی که یک بار سم پاشی شده بود، به سرعت کاهش یافت، و بیش از 5% باقی مانده در دو روز اول از بین رفت. در حالی که در نمونه های برگی که یک بار گرانول پاشی شده بود، باقی مانده طی سه هفته اول افزایش داشت، و سپس کاهش نشان داد. باقی مانده متالاکسیل در میوه خیار نمونه  برداری شده از بوته هایی که یک بار سم پاشی شده بود، در سه روز اول زیاد بود، ولی مقدار آن پس از هفت روز به زیر حد مجاز (5/0 میلی گرم در کیلوگرم) کاهش یافت. در قطعات گرانول پاشی شده میزان باقی مانده در موجود در میوه خیار در هفت روز اول افزایش نشان داد، و پس از 20 روز به پایین تر از حد مجاز رسید. سرعت کاهش باقی مانده در بوته های سم پاشی شده با محلول، نسبت به بوته های گرانول داده شده متفاوت بود. این اندازه گیری نشان داد که سه بار سم پاشی و دوبار گرانول پاشی منجر به انباشته شدن باقی مانده سمی متالاکسیل در میوه خیار نمی گردد. &lt;/p&gt;</description>
						<author> خلیل طالبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تفاوت بیماری‌زایی پاتوتیپ‌های 4 و 6 قارچ &lt;i&gt;A. rabiei&lt;/i&gt; عامل بیماری برق‌زدگی نخود</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=95&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
تفاوت بیماری زایی پاتوتیپ های 4 و 6 قارچ &lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;A. rabiei&lt;/span&gt;، عامل بیماری برق زدگی نخود از جنبه های ماهیت بیوشیمیایی گیاه و ترکیب ژنومی پاتوتیپ ها در چهار بخش بررسی گردید: الف) تعیین شمار ژن های پایداری در هیجده رقم بومی نخود. ب) مقایسه تغییرات غلظت الکترولیت های سدیم و پتاسیم در ساقه گیاهچه های نخود آلوده و سالم ارقام حساس و پایدار. ج) بررسی تأثیر تنش نبود پتاسیم در محیط غذایی هوگلند برای پنج رقم افتراقی نخود. د) امکان دیدن تفاوت های ژنومی دو پاتوتیپ با روش RAPD-PCR. مشاهده میانگین 9 ژن اصلی پایداری در رقم بومی 144-60-1 از کل ده ژن تعیین شده پایداری به بیماری برق زدگی طبق روش ونرینن و هاوار (1997)، نشان دهنده غنی بودن این رقم از لحاظ ژن های پایداری، و امکان استفاده از آن در کارهای به نژادی است. در حالی که ارقام دیگر نسبتاً متحمل تا کاملاً حساس بوده و ژن های پایداری اندکی داشتند. کاهش شدید غلظت الکترولیت ها در رقم حساس 1929ILC در مقایسه با رقم پایدار 5928ILC نشان دهنده وجود سازگاری میان بیمارگر و گیاه میزبان است. افزایش پایداری ارقام افتراقی در نتیجه تنش نبود پتاسیم، گویای القای پایداری اکتسابی در نتیجه تولید پیوترسین، و به دنبال آن بهبود ساختارهای دفاعی می باشد، و نهایتاً تشابه 80 درصدی باندهای ژنومی پاتوتیپ ها با استفاده از مارکر CG و آغازگر 171، نشان دهنده ناکافی بودن شمار آغازگر و لزوم به کارگیری روش های تکمیلی است. </description>
						<author> امیر دریایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان کارایی مگس‌های پارازیتویید سن گندم &lt;span dir=ltr&gt;(Diptera, Tachinidae)&lt;/span&gt; و آثار کنترل شیمیایی این آفت، بر گونه غالب آنها در اصفهان   </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=96&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی میزان کارایی مگس های پارازیتویید سن گندم در اماکن تابستان و زمستان گذران سن در اصفهان، چهار ارتفاع مهم سن گیر شامل کوه های کلاه قاضی، پنجه، جوزدان و ساسپید انتخاب گردید، و از هر کدام از این مناطق، در سال 1376 حداقل شش بار، و در سال 1377 سه بار نمونه برداری به عمل آمد. چهار مزرعه گندم یا جو نیز در مناطق لورک، زیار، مهیار و شاهین شهر انتخاب، و در بهار سال 1377 از هر کدام هشت بار نمونه برداری گردید. در هر نوبت نمونه برداری از اماکن تابستان و زمستان گذران سن گندم و مزارع گندم و جو در فصل بهار، یک صد عدد از سن های جمع آوری شده، برای مشاهده لاروهای پارازیتویید و تعیین درصد کارایی آنها در آزمایشگاه تشریح شد. &lt;br&gt;میانگین میزان کارایی گونه غالب (.&lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;Phasia subcoleoptrata&lt;/span&gt; L) در سال 1376 در نسل دوم 5/1 %، و در سال 1377 در نسل اول 39/15% و در نسل دوم 5/3 % برآورد گردید. مجموع میزان کارایی دیگر گونه های موجود کمتر از 1% بود. در بهار سال 1377 سم پاشی علیه پوره های سن گندم در برخی از مناطق، از جمله لورک و زیار، در زمان اوج فعالیت حشرات کامل نسل دوم پارازیتویید انجام گرفت. این سم پاشی ها آثار زیان باری در پارازیتویید داشت، ولی در منطقه شاهین شهر سم پاشی مذکور هنگامی انجام شد که پارازیتویید غالب در مرحله شفیرگی و در داخل خاک بود. این سم پاشی اثر منفی مستقیمی بر پارازیتویید غالب نداشت. </description>
						<author> عسگر جوزیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
