<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1381 جلد6 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1381/10/11</pubDate>

					<item>
						<title>اثر لجن فاضلاب بر برخی ویژگی‌های فیزیکی خاک</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=132&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این پژوهش اثر لجن فاضلاب بر ویژگی های فیزیکی خاک، و هم چنین اثر گذشت زمان پس از افزودن لجن فاضلاب به خاک بر این ویژگی ها بررسی گردید. چهار سطح لجن فاضلاب (صفر، 25، 50 و 100 تن در هکتار) در چارچوب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار به خاک افزوده و تا عمق 20 سانتی متری مخلوط شد. خاک مورد آزمایش جزو فامیل فاین- لومی، میکسد، ترمیک هاپل آرجید است. پس از افزودن لجن فاضلاب، گندم کشت شد و 23، 85، 148 و 221 روز بعد از افزودن لجن فاضلاب ویژگی های فیزیکی خاک شامل پایداری خاک دانه ها، جرم مخصوص ظاهری، هدایت هیدرولیکی اشباع، نفوذپذیری، درصد رطوبت در 3/1 و 15 بار و آب قابل استفاده گیاه در خاک اندازه گیری گردید. لجن فاضلاب در خاک باعث افزایش معنی دار پایداری خاک دانه ها،  هدایت هیدرولیکی اشباع، سرعت نفوذ نهایی، درصد رطوبت در 3/1 و 15 بار و آب قابل استفاده گیاه در خاک و کاهش معنی دار جرم مخصوص ظاهری آن گردید. برای خواص فیزیکی اندازه گیری شده، بهترین نتایج در تیمار 100 تن در هکتار مشاهده شد. گذشت زمان پس از افزودن لجن فاضلاب به خاک باعث شد که کمیت این ویژگی ها در تمام تیمارها به سوی مقدار شاهد میل کند. ولی حتی 221 روز پس از افزودن لجن فاضلاب به خاک در تیمارهای 50 و 100 تن در هکتار، ویژگی های فیزیکی تفاوت معنی دار با شاهد داشتند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که افزودن لجن فاضلاب به خاک اثر مطلوبی بر ویژگی های فیزیکی آن دارد،  و این موضوع مخصوصاً در مورد افزایش آب قابل استفاده گیاه و نفوذپذیری خاک در مناطق مرکزی ایران که با کمبود آب روبه رو هستند، بسیار اهمیت دارد. </description>
						<author> محمدرحیم بهره مند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی عملکرد بهره برداری از شبکه های آبیاری به روش تحلیل پوششی داده ها (DEA)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=133&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بررسی های به عمل آمده نشان داده است که عملکرد شبکه های آبیاری به دلایل مختلف کمتر از حد انتظار است، که ضرورت توجه به ارتقای عملکرد این شبکه ها را گوشزد می کند. نخستین گام برای بهبود عملکرد شبکه های آبیاری، ارزیابی وضع موجود آنهاست. روش های ارائه شده برای ارزیابی عملکرد شبکه های آبیاری یا مانند روش های تجزیه و تحلیل تشخیصی (DA)، ارزیابی سریع (RA)، و ارزیابی چارچوبی (FA) نظری و غیر کمّی هستند، و یا مانند روش های کلاسیک اگر شاخص های کمی ارائه می کنند استاندارهایی برای عملکرد به دست نمی دهند. در این مقاله با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها (DEA)، که یک روش تحلیل کمّی بوده و استانداردهای واقع بینانه عملکرد را ارائه می کند، هشت شبکه آبیاری کشور ارزیابی و کارایی آنها تعیین شده است. با توجه به شمار واحدهای ارزیابی شده در مقایسه با شمار نهاده ها و ستاده ها و بازده به مقیاس واحدهای مربوطه، مدل مناسب DEA برای ارزیابی عملکرد شبکه های آبیاری انتخاب شد. با معرفی شاخص های مختلف فنی و مدیریتی به صورت نهاده و ستاده، ارزیابی مجموعه کل سیستم شبکه و شرکت های بهره برداری به تفکیک فراهم گردید.
نتایج به دست آمده گویای آن است که شبکه آبیاری زاینده رود و شرکت میراب زاینده رود از میان هشت شبکه و شرکت مورد بررسی، بیشترین کارایی را دارند، و سیستم های آبیاری میناب و ورامین از هر دو جنبه شبکه و شرکت ناکارا هستند. شبکه های آبیاری گلستان و بهبهان کارا و شرکت های بهره برداری آنها ناکارا هستند. شبکه های آبیاری گرمسار، قزوین، و مغان و شرکت های بهره برداری آنها اگرچه ناکارا نیستند ولی دارای پتانسیل بهبود می باشند. در مجموع، با توجه به توانمندی روش DEA در ارزیابی عملکرد و تعیین استانداردهای واقع بینانه و ارائه راهکارهای مناسب بهبود عملکرد، می توان این روش را به عنوان یک روش کارآمد، که محدودیت روش های موجود را ندارد، با موفقیت در امر ارزیابی و بهبود عملکرد شبکه های آبیاری به کار برد.
</description>
						<author> محمدجواد منعم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین اثر ریشه درختان پده و گز بر مقاومت برشی خاک ساحل کارون در محل</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=134&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در دهه اخیر پژوهش های بسیاری در باره اثر ریشه گیاهان مختلف بر ویژگی های مکانیکی خاک، به ویژه مقاومت برشی انجام و روش های گوناگونی برای سنجش میزان افزایش مقاومت برشی خاک ارائه شده است، که از آن جمله می توان به آزمایش برش بلوک های خاک و ریشه در محل اشاره نمود. در پژوهش حاضر با استفاده از این روش به منظور تعیین اثر ریشه درختان پده و گز در افزایش مقاومت برشی خاک، آزمایش هایی در منطقه ملاثانی در ساحل کارون انجام گرفت. بدین منظور یک دستگاه هیدرولیکی برای اندازه گیری نیروی مورد نیاز در برش بلوک های خاکی طراحی و ساخته شد. سپس در بازه مورد نظر 12 آزمایش برش شامل 4 آزمایش روی بلوک های خاکی بدون ریشه به عنوان شاهد، 4 آزمایش روی بلوک های با ریشه درخت گز، و 4 آزمایش با بلوک های ریشه درخت پده انجام گرفت.
نتایج نشان داد که ریشه درختان گز و پده  باعث افزایش 20-66 درصد  مقاومت برشی خاک می گردد، و در عمق های کم میزان این افزایش برای درختان گز به علت تراکم ریشه بیشتر، بیش از درختان پده بوده است.
</description>
						<author> محمود شفاعی بجستان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رفتار ارتباطی کشاورزان در استان آذربایجان شرقی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=135&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>افزایش تولیدات دامی و مدرنیزه کردن دام پروری در ایران، نیازمند انتقال آخرین اطلاعات و دانش پرورش دام و شیوه های نوین مدیریتی در میان کشاورزان از طریق کانال های ارتباطی و منابع مختلف است. فرموله کردن یک راهکار ارتباطی مؤثر با هدف پیشرفت و توسعه دام پروری، نیازمند شناخت کامل رفتار ارتباطی کشاورزان است. استان آذربایجان شرقی به منظور بررسی رفتار ارتباطی کشاورزان انتخاب شد. در پژوهش حاضر، این که کشاورزان به چه مقدار و با استفاده از چه کانال ها و منابعی اطلاعات در باره فناوری های دام پروری را دریافت می دارند و به چه میزان و با استفاده از چه کانال ها و منابعی با عاملین انتقال فناوری (مروجین) به منظور کسب اطلاعات در خصوص فناوری های دام پروری ارتباط برقرار می کنند، بررسی گردید. برای مطالعه رفتار ارتباطی کشاورزان، یک نمونه 154 نفری از کشاورزان هشت روستا (چهار روستا از مناطق دشت های مرتفع و چهار روستا از مناطق دشت های پست) با بهره گیری از روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی دو مرحله ای انتخاب شد. گردآوری داده ها با کمک پرسش نامه از پیش آزمون شده انجام گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل آماری، معیارهایی همچون فراوانی ها بر حسب تعداد و درصد، و نیز میانگین و ضرایب هم بستگی به کار رفت و تجزیه رگرسیون چندگانه انجام شد.
	طبق یافته های این پژوهش، بیشتر کشاورزان (98%) از نظر مقدار اطلاعات کسب شده (درونداد اطلاعات) در سطح پایین طبقه بندی شدند. مقدار اطلاعات به دست آمده (درونداد اطلاعات) به طور معنی داری در سطح احتمال یک درصد دارای هم بستگی مثبت با متغیرهای ارتباطی شامل میزان اطلاعات دام پروری و پذیرش فناوری ها (برونداد اطلاعات)، ارتباط درون سیستمی کشاورزان، ارتباط کشاورز-پژوهنده، ارتباط کشاورز-مروج و دیگر متغیرهای اجتماعی-اقتصادی نظیر سطح تحصیلات، وضعیت تحصیلی خانواده و قابلیت دست رسی به امکانات تولیدی بود.
</description>
						<author> احمد رضوانفر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی عوامل اقتصادی موثر بر پذیرش مبارزه تلفیقی در کنترل کرم ساقه ‌خوار برنج استان اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=136&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این پژوهش به روش توصیفی-هم بستگی، برای بررسی برخی عوامل اقتصادی مؤثر بر کشاورزان استان اصفهان در پذیرش مبارزه تلفیقی کنترل کرم ساقه خوار برنج (&lt;em&gt;Chilo suppressalis&lt;/em&gt;) انجام گرفت. جامعه آماری کلیه برنج کاران شهرستان لنجان و مبارکه (6000=N ) را در بر می گیرد که در سال 1379 در روستاهای آنان طرح مبارزه بیولوژیک علیه کرم ساقه خوار برنج انجام شد. نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای و به صورت تصادفی برداشته شد و تعداد 361 نفر (361=n) انتخاب شدند. سپس پرسش نامه ای با 17 سؤال بسته و در سه بخش طراحی گردید. روایی محتوایی و ظاهری ابزار پژوهش از طریق اعضای هیئت علمی گروه ترویج و آموزش کشاورزی در دانشگاه تربیت مدرس، و متخصصین و کارشناسان سازمان کشاورزی استان اصفهان به دست آمد. آزمون مقدماتی و اعتبار پرسش نامه از طریق تکمیل 30 پرسش نامه به وسیله برنج کاران در یکی از روستاهای خارج از نمونه آماری به عمل آمد، و ضریب اطمینان آلفای کرونباخ 83%=α است. تجزیه و تحلیل آزمون های استفاده شده، اعم از توصیفی و استنباطی، به طور عمده از طریق آزمون های مقایسه میانگین و ضریب هم بستگی انجام شد. نتایج قابل توجه این پژوهش نشان می دهد که در مجموع میزان پذیرش مبارزه تلفیقی در میان برنج کاران استان اصفهان در حد متوسط است. متغیرهای وسعت کل اراضی، میانگین اندازه مزارع کشاورزی، میزان زمین های زیر کشت در این سال، وسعت کشت برنج، میزان عملکرد برنج، میزان مشارکت افراد خانواده در امور کشاورزان، میزان دست رسی به نهاده های کشاورزی و میزان دست رسی به منابع مالی، با متغیر پذیرش هم بستگی معنی دار مثبت دارند. هم چنین، مشخص شد که میان نظام بهره برداری و پذیرش مبارزه تلفیقی، هم بستگی معنی داری وجود دارد. به طوری که میزان پذیرش در نظام بهره برداری سهم بری به طور معنی داری بیشتر از نظام های بهره برداری مالکیت شخصی و مزدبگیر است. در زمینه رابطه تعداد قطعات زراعی با میزان پذیرش، مشخص شد که بهره بردارانی که تعداد قطعات زمین آنها 4-6 قطعه است بیشترین پذیرش را داشته اند. </description>
						<author> غلامرضا پزشکی  راد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نقش گرمادهی ، کلرید کلسیم و پرمنگنات پتاسیم بر عمر انباری و سفتی گوشت میوه سیب گلدن دلیشس</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=137&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;سیب گلدن دلیشس با غلظت های کلرید کلسیم صفر، 4 و 6 درصد به مدت نیم دقیقه به روش نفوذ در خلأ (250 میلی متر جیوه) و گرمای 38 درجه سانتی گراد در سه سطح صفر، 48 و 72 ساعت تیمار شد. سپس میوه های تیمار شده به مدت 5/2 و 5 ماه در دمای صفر درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 85-90 درصد، و پس از خروج از سردخانه به مدت یک هفته در دمای 20 درجه سانتی گراد نگهداری گردید. نتایج نشان داد که کلرید کلسیم 4 و 6 درصد به طور معنی داری باعث افزایش غلظت کلسیم گوشت میوه پس از 5/2 و 5 ماه در دمای صفر درجه شد. با افزایش میزان کلسیم گوشت میوه، سفتی بافت میوه نیز افزایش پیدا کرد، به طوری که بین غلظت کلسیم و سفتی گوشت میوه پس از 5/2 و 5 ماه به ترتیب ضریب رگرسیون 77/r&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;= 0 و 83/r&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;=0 به دست آمد. گرمادهی به مدت 48 و 72 ساعت باعث افزایش سفتی میوه نسبت به شاهد گردید. کلرید کلسیم 4 و 6 درصد همراه با گرمادهی به مدت 48 ساعت پس از 5/2 و 5 ماه نگهداری در دمای صفر درجه سانتی گراد و در طول یک هفته نگهداری در دمای 20 درجه سانتی گراد پس از خروج از سردخانه، سفتی گوشت میوه را به طور معنی داری افزایش داد. با افزایش غلظت کلرید کلسیم میزان از هم پاشیدگی میوه سیب کاهش یافت. در آزمایش دوم میوه های تیمار شده با کلرید کلسیم صفر، 4 و 6 درصد به روش نفوذ در خلأ و پرمنگنات پتاسیم صفر، 10 و 20 گرم در هر کیسه به مدت 2 و 4 ماه همچون آزمایش قبل در سردخانه نگهداری شد. پرمنگنات پتاسیم به تنهایی سفتی بافت میوه را به طور معنی داری افزایش داد، ولی در تیمارهایی که همراه با کلرید کلسیم به کار رفته بود تأثیر معنی داری بر سفتی گوشت میوه نداشت. &lt;/p&gt;</description>
						<author> محمد سیاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>انتقال برماید در خاک‌های زیر کشت گیاهان مختلف</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=138&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>انتقال برماید (به عنوان ردیاب) در مزرعه زیر سه کشت ذرت، گندم و یونجه، با یک شاهد در سه تکرار و با طرح بلوک های کامل تصادفی در دو سال پی در پی بررسی گردید. مقدار 300 کیلوگرم در هکتار برماید خالص به صورت برماید پتاسیم در آب حل و به صورت یک نواخت همراه با 15 میلی متر آبیاری بارانی به سطح کرت های آزمایشی افزوده شد. آب شویی در سال اول در هشت مرحله، و در هر مرحله با 85 میلی متر آب به صورت غرقابی انجام گرفت. در سال دوم ردیاب مانند سال اول به خاک افزوده شد، و آب شویی در 9 مرحله و در هر مرحله با 100 میلی متر آب انجام گرفت. نمونه برداری به وسیله آگر از عمق های 0-30، 30-60، 60-90 و 90-120 سانتی متر، چند روز پس از هر مرحله آب شویی انجام شد. غلظت برماید در نمونه های خاک به وسیله الکترود انتخاب گر اندازه گیری شد. تغییرات رطوبت خاک با استفاده از نوترون متر اندازه گیری، و پس از محاسبه تبخیر واقعی از سطح خاک در هر مرحله آب شویی، مقدار آب خالص افزوده شده به کرت ها در هر مرحله نمونه برداری محاسبه گردید. از برنامه CXTFIT و مدل انتقال منطقه ای (RSM) برای مدل سازی حرکت برماید استفاده شد.
نتایج نشان داد که تأثیر پراکنش پذیری در فرایند حرکت نسبت به سرعت جریان بسیار کمتر است، و غالباً می توان از تأثیر آن در حرکت چشم پوشی کرد. سرعت جریان در تیمارهای ذرت، گندم و یونجه در سال دوم به ترتیب 54/1، 86/1 و 21/2 برابر تیمارهای شاهد بود. پراکنش پذیری نیز در تیمارهای یونجه و ذرت در سال دوم به ترتیب 3/4 و 3/5 برابر تیمارهای شاهد بود. افزایش سرعت جریان و پراکنش پذیری گویای افزایش  جریان های ترجیحی در تیمارهای زیر کشت در سال دوم است، که می تواند در اثر ریشه های عمیق و پیوسته گیاهان و تأثیر ریشه های پوسیده گیاهان سال اول باشد. برماید آب شویی شده از لایه 50 سانتی متری خاک، پس از افزودن 25 سانتی متر آب خالص در بیشتر تیمارها، در حدود 30 درصد بود. در تیمارهای گندم، ذرت و یونجه در سال دوم، این مقدار به ترتیب 47، 67 و 70 درصد بود، که نشان دهنده حرکت سریع تر برماید به عمق خاک در اثر افزایش سرعت جریان و جریان های ترجیحی می باشد.
</description>
						<author> محمود شعبانپور شهرستانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پاسخ سویا به کاربرد آهن و فسفر در یک خاک آهکی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=139&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>قابلیت استفاده آهن در خاک های آهکی ایران به دلیل فراوانی کلسیم کربنات و پ -هاش زیاد، کم است. هم چنین، مصرف بیش از نیاز کودهای فسفردار ممکن است قابلیت استفاده آهن را کاهش دهد. هدف از این پژوهش ارزیابی گلخانه ای تأثیر فسفر، آهن و برهمکنش آنها بر وزن خشک اندام هوایی، غلظت، و جذب کل برخی از عناصر غذایی گیاه سویا [&lt;em&gt;Glycine max&lt;/em&gt; (L.) &lt;em&gt;Merrill&lt;/em&gt;] بود. تیمارها شامل پنج سطح فسفر (صفر، 40، 80، 120 و 160 میلی گرم در کیلوگرم از منبع پتاسیم دی هیدروژن فسفات) و چهار سطح آهن (صفر، 5/2، 5 و 10 میلی گرم در کیلوگرم از منبع سکسترین آهن) به صورت فاکتوریل در چارچوب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار بود. گیاهان به مدت هشت هفته در یک خاک لومی سری چیتگر با نام علمی &lt;em&gt;Fine-loamy, carbonatic, thermic, Typic, Calcixerepts&lt;/em&gt; رشد کردند. نتایج نشان داد که کاربرد فسفر تا سطح 80 و آهن در سطح 5/2 میلی گرم در کیلوگرم سبب افزایش معنی دار (P&lt;0.05) وزن خشک قسمت هوایی سویا گردید. میانگین غلظت، جذب کل فسفر و نسبت فسفر به آهن در گیاه با مصرف فسفر افزایش، ولی با کاربرد آهن کاهش یافت. غلظت و جذب کل آهن با کاربرد آهن افزایش، ولی با مصرف فسفر کاهش یافت. برهمکنش آهن و فسفر تأثیری بر وزن خشک قسمت هوایی سویا نداشت. غلظت روی و مس در گیاه با مصرف فسفر به طور معنی داری کاهش یافت. غلظت منگنز تا سطح 40 میلی گرم فسفر در کیلوگرم افزایش، ولی در سطوح بالاتر کاهش یافت. کاربرد آهن تأثیری بر غلظت روی و مس در سویا نداشت، ولی در تمام سطوح غلظت منگنز را کاهش داد. قبل از هر گونه توصیه کودی لازم است تأثیر فسفر، آهن و برهمکنش آنها بر سویا در شرایط مزرعه با خاک ها و واریته های متفاوت سویا بررسی گردد. </description>
						<author> محمدرضا چاکرالحسینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title> اثر تغییر کاربری زمین‌های مرتعی به دیم ‌کاری بر تولید رواناب، هدر رفت و کیفیت  خاک در منطقه دوراهان، چهارمحال و بختیاری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=140&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تبدیل مراتع به زمین های کشاورزی در مناطق پرشیب کوهستانی، عموماٌ سبب فرسایش خاک و جاری شدن سیل های ویرانگر شده و کیفیت پویای خاک را تحت تأثیر قرار می دهد. این پژوهش با هدف بررسی اثر تبدیل مراتع به زمین های کشاورزی بر تولید رواناب و کیفیت خاک، در منطقه دوراهان‏ )چهارمحال‏ و بختیاری) انجام گرفته است. بدین منظور، یک قطعه زمین مرتعی و یک قطعه زمین کشاورزی که به مدت 40 سال زیر کشت گندم دیم زمستانه بوده است، در کنار هم و در دو موقعیت شیب (پشت و شانه به ترتیب با 20 و 23 درصد شیب) انتخاب شد و در زیر بارانی به شدت 5±60 میلی متر بر ساعت (متناسب با بارندگی های موسمی منطقه) و با استفاده از دستگاه باران‏ساز قرار گرفته،  رواناب و رسوب حاصله جمع‏آوری شد. تفاوت بین میانگین ها با استفاده از آزمون  tبررسی گردید.
نتایج  نشان داد که مقدار مواد ‏آلی، میانگین‏ وزنی‏ قطر ‏خاک دانه‏ها و ضریب‏ هدایت‏ آبی اشباع خاک در زمین های کشاورزی به ترتیب 35، 53 و 8 درصد در موقعیت پشت شیب، و 39، 60 و 33 درصد در موقعیت شانه‏ شیب کمتر از زمین های مرتعی بوده است. هم چنین، در بارش با تداوم 60 دقیقه، مقدار تولید رواناب سطحی و هدررفت خاک در زمین کشاورزی به ترتیب 3 و 8 برابر در موقعیت پشت‏ شیب، و 11 و 55 برابر در موقعیت شانه شیب بیشتر از موقعیت های مشابه مرتع بود.
</description>
						<author> عباس احمدی ایلخچی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عملکرد جوجه‌ های گوشتی دردورهْ محدودیت غذایی در سنین اولیه و پس از آن</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=141&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این پژوهش اثر رقیق سازی انرژی و پروتئین جیره بر عملکرد جوجه های گوشتی سویه تجارتی راس در سن 6-12 روزگی بررسی گردید. این آزمایش در چارچوب طرح کاملاً تصادفی با شش میزان محدودیت و در چهار تکرار انجام گرفت. برای رقیق سازی انرژی و پروتئین جیره آغازین از پوسته برنج به میزان 5/0 (شاهد)، 10، 15، 20، 25 و 30 درصد استفاده شد. جیره های آزمایشی در دوره محدودیت (6-12 روزگی) دارای به ترتیب 3089، 2780، 2626، 2472، 2317 و 2163 کیلوکالری انرژی قابل متابولیسم در هر کیلوگرم جیره و 45/21، 29/19، 23/18، 16/17، 10/16 و 20/15 درصد پروتئین خام بودند.
	نتایج نشان داد که رقیق سازی جیره سبب افزایش مصرف خوراک در دوره محدودیت گردیده، ولی مصرف انرژی و پروتئین را کاهش داده است. میزان افزایش وزن در دوره محدودیت کاهش یافت، ولی به دلیل رشد جبرانی در دوره پس از محدودیت، تفاوت معنی داری در وزن نهایی بدن گروه های مختلف در سن 42 روزگی دیده نشد. مصرف خوراک در دوره پس از محدودیت، در گروه های تحت محدودیت اندکی کمتر از گروه شاهد بود، و به همین دلیل بازده غذایی در این گروه ها بهبود یافت، ولی اختلاف معنی داری با گروه شاهد نداشت. رقیق سازی جیره تأثیری بر درصد چربی محوطه شکمی نشان نداد. در این آزمایش اعمال 20 و 25 درصد محدودیت غذایی در هفته دوم به علت کاهش هزینه دان و افزایش جزئی در وزن نهایی سبب بهبود بازده تولید گردید.
</description>
						<author> کاظم یوسفی کلاریکلایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر دو سطح اوره بر ترکیب شیمیایی و گوارش‌ پذیری گیاه جو سیلو شده و ویژگی‌های پرواربندی گوسفند</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=142&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>اثر افزودن دو سطح اوره (صفر، 5/0 و 75/0 درصد ماده تر) به گیاه جو سیلو شده (سیلاژ جو)، بر ترکیب شیمیایی و گوارش پذیری آن در قوچ های قزل اندازه گیری شد. هم چنین، اثر کاربرد مخلوط علوفه جو سیلو شده و یونجه خشک بر عملکرد پرواری 48 رأس گوسفند نر قزل و مهربان بررسی شد. pH ، نیتروژن کل و غلظت نیتروژن آمونیاکی سیلاژها با افزودن اوره افزایش یافت (P&lt;0.05). ضریب گوارش پذیری ظاهری ماده خشک، ماده آلی، ADF و NDF، تحت تأثیر افزودن اوره قرار نگرفت، ولی ضریب گوارش پذیری نیتروژن کل در سیلاژ با 5/0 درصد اوره، بیشتر از سیلاژ بدون اوره بود (P&lt;0.05). ضریب گوارش پذیری ظاهری نیتروژن کل، و تعادل نیتروژن برای سیلاژ دارای 5/0 درصد اوره، بیشتر از سیلاژ با 75/0 درصد اوره بود. ولی این تفاوت معنی دار نبود (05/P&gt;0). پ.هاش مایع شکمبه در 5/2 ساعت، و غلظت نیتروژن آمونیاکی در چهار ساعت پس از تغذیه، برای سیلاژ 75/0 درصد بیشتر از سیلاژ 5/0 درصد اوره اندازه گرفته شد (P&lt;0.05). اختلاف معنی داری از نظر غلظت نیتروژن اوره خون میان تیمارها وجود نداشت. در همه موارد، نیتروژن اوره کمتر از 20 میلی گرم در دسی لیتر بود. توان تجزیه پذیری بالقوه، تجزیه پذیری ماده خشک و پروتئین خام با سیلاژ 75/0 درصد اوره، بیشتر بود. ویژگی های عملکرد پرواری و ترکیب لاشه، تحت تأثیر قرار نگرفت. نتایج نشان داد که ارزش غذایی گیاه کامل جو، با افزودن 75/0 درصد اوره در هنگام سیلو کردن، افزایش می یابد. </description>
						<author> ابراهیم روغنی حقیقی  فرد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کیفی و کمی پکتین ‌های استخراج شده از ضایعات فرایند تولید کنسانترهْ آب پرتقال</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=143&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>آب میوه و کنسانتره مرکبات از تولیدات مهم صنعتی در کشور است. هم زمان با تولید این فراورده ها، مقدار زیادی تفاله مرکبات نیز تولید می شود، که حاوی مقدار بسیاری پکتین می باشد. پکتین را می توان از تفاله مرکبات به منظور استفاده در برخی محصولات غذایی به عنوان ژل کننده استخراج کرد. متأسفانه، در حال حاضر تمام پکتین مورد نیاز صنایع غذائی کشور از خارج وارد می  شود. در این پژوهش بهترین شرایط استخراج پکتین از تفاله مرکبات مشخص شد. نمونه های تفاله پرتقال از یک کارخانه تولید کنسانتره تهیه، و پکتین آنها توسط اسیدهای سولفوریک، نیتریک و هیدروکلریک استخراج گردید. بررسی های کیفی و کمّی، مانند تعیین بازده و هزینه استخراج و جنبه های بهداشتی استفاده از اسیدهای فوق انجام، و هیدروکلریک اسید به عنوان مناسب ترین اسید برای استخراج پکتین انتخاب گردید. در بخش دوم پژوهش، اثر درجه حرارت (85 و 90 درجه سانتی گراد)، زمان (30، 50 و 60 دقیقه) و پ.هاش  (6/1، 8/1 و 2) بر بازده استخراج و توانایی تولید ژل، خلوص، درصد متوکسیلاسیون و درجه استریفیکاسیون پکتین های استخراج شده بررسی گردید. تجزیه آماری نتایج نشان داد که pH برابر 6/1، درجه حرارت 90 درجه سانتی گراد، و زمان 50 دقیقه، بهترین شرایط برای استخراج پکتین از تفاله مرکبات می باشد. </description>
						<author> جواد کرامت</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر قارچ کش و قارچ آنتا گونیست علیه &lt;i&gt; Phizoctonia Solani &lt;/i&gt; Kuhn عامل بیماری سوختگی غلاف برنج</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=238&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تأثیر جدایه هایی از قارچ های آنتاگونیست (&lt;em&gt;Trichoderma harzianum&lt;/em&gt; (T1 , T2 ,‏ &lt;em&gt; T. viride &lt;/em&gt;(T&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; ,T&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt;)&lt;em&gt;،&lt;/em&gt;  &lt;em&gt;Gliocladium virens&lt;/em&gt; (G&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;)1 و نیز اثر چند قارچ کش (بنومیل، کاربندازیم، کاربوکسین تیرام، ادیفنفوس و زینب) بر عامل بیماری سوختگی غلاف برنج در اثر &lt;em&gt;Rhizoctonia solani،&lt;/em&gt;  در شرایط آزمایشگاه و گلخانه بررسی گردید. بررسی گلخانه ای در چارچوب طرح کاملاً تصادفی در 12 تیمار، در گلدان های حاوی خاک آلوده به &lt;em&gt;R. solani &lt;/em&gt;در برنج رقم خرز انجام شد. نتایج نشان داد که تأثیر جدایه های مورد استفاده بر عامل بیماری سوختگی غلاف برنج، در مقایسه با شاهد آلوده، در T&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;، T&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;، T&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt;، T&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt; و G&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt; به ترتیب 5/19، 5/21، 5/27، 8/19 و 5/18 درصد بوده است، و تیمارها ترتیبی به صورت T&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; &gt;T&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt;&gt;T&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;&gt;T&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt;&gt;G&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt; داشتند. در شرایط گلخانه ای، سموم بنومیل، کاربندازیم، کاربوکسین تیرام، ادیفنفوس و زینب به ترتیب 5/32 ، 5/21 ، 8/12 ، 5/9 و صفر درصد در کاهش بیماری مؤثر بودند، و به طور کلی در غلظت های مورد استفاده تأثیر زیادی در کاهش بیماری نداشتند. نتایج محاسبات آماری نشان داد که از نظر کاهش میزان درصد بیماری، بین جدایه های T&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt; ، T&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt;، T&lt;sub&gt;4 &lt;/sub&gt;، G&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt; و قارچ کش کاربندازیم تفاوت معنی داری وجود ندارد. </description>
						<author> مصطفی نیک  نژاد کاظم  پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط میان فعالیت آنزیم پلی گالاکتوروناز و شدت بیماری‌ زایی جدایه ‌های ایرانی قارِچ &lt;i&gt;Ascochyta rabiei&lt;/i&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=145&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>یکی از مهم ترین بیماری ها در نخود (&lt;em&gt;Cicer arientinum&lt;/em&gt;) ، بیماری برق زدگی است، که توسط قارچ &lt;em&gt;Ascochyta rabiei&lt;/em&gt; ایجاد می شود. در این پژوهش 43 جدایه از قارچ &lt;em&gt;Ascochyta rabiei&lt;/em&gt; از بذور و گیاهان آلوده نخود، خالص سازی گردید، که از مناطق مختلف استان های کرمانشاه، لرستان، همدان، کردستان، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی در طول سال های 1376 تا 1378 جمع آوری شده بود. برای تعیین شدت بیماری زایی، از محیط کشت ( CDA (&lt;em&gt;Chickpea seed meal dextrose agar&lt;/em&gt;) استفاده گردید. در این روش، هر جدایه تحت شرایط آزمایشگاهی روی محیط CDA در دمای  1&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;Times New Roman&quot; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: FA&quot;&gt;±&lt;/span&gt;21 درجه سانتیگراد به مدت 9 روز کشت داده شد. آسیب های ناشی از حمله قارچ به قسمت های مختلف گیاهچه های نخود رقم جم به طور روزانه تا روز پنجم ارزیابی، و از صفر تا صد درصد درجه بندی شد. نتایج نشان داد که 13 جدایه (IE06، IE04، IO00، IL10، IL01، IK21، IK19، IK17، IK14، IK13، IK10، IK08 و IK04) با شدت بیماری زایی زیاد (&lt;em&gt;Highly virulent&lt;/em&gt;, HV) و هفت جدایه (IL06، IL04، IE08، IE01، IK15، IK06 و IK03) با شدت بیماری زایی کم (&lt;em&gt;Weakly virulent&lt;/em&gt;, WV) هستند. جدایه های دیگر دارای شدت بیماری زایی متوسط (Moderately virulent, MV) بودند. فعالیت آنزیم پلی گالاکتوروناز این جدایه ها روی محیط کشت (&lt;em&gt;Pectin zymogram&lt;/em&gt;)(PZ) اندازه گیری شد. مقایسه نتایج به دست آمده با آزمون بیماری زایی حاصل از 43 جدایه نشان داد که جدایه های دارای فعالیت آنزیمی زیاد در گروه بیماری زایی شدید، و جدایه های با فعالیت آنزیمی کم در گروه بیماری زایی کم قرار دارند. </description>
						<author> مصطفی مطلبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title> شناسایی سویه‌ های باکتری مولد سوختگی برگ گندم در استان فارس و کهگیلویه و بویراحمد و واکنش ارقام مختلف گندم نسبت به آنها</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=146&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این پژوهش به منظور شناسایی سویه ها و پراکندگی باکتری عامل سوختگی برگ گندم در دو استان فارس و کهگیلویه و بویراحمد، شناسایی علف های هرز میزبان، تعیین بذرزاد بودن باکتری، و هم چنین واکنش ارقام مختلف گندم نسبت به آنها انجام گرفته است. طی دو فصل زراعی 1376 و 1377 از مزارع مختلف گندم آبی دو استان نمونه برداری شد. نمونه ها روی محیط کشت KB کشت داده شد. آزمون های LOPAT روی 181 جدایه، که توانایی تولید رنگ فلورسنت روی محیط KB داشتند، صورت گرفت. پس از انجام این آزمون ها، تعداد 39 جدایه، که دارای ویژگی های مختلف بودند، به عنوان نماینده انتخاب و آزمون های بیوشیمیایی و فیزیولوژیک و بیماری زایی روی آنها انجام شد. بر اساس نتایج به دست آمده، جدایه هایی که تولید رنگ فلورسنت کردند به پنج گروه تقسیم شدند، که یک گروه از آنها ( &lt;em&gt;Pseudomonas fluorescens&lt;/em&gt; (&lt;em&gt;Pf&lt;/em&gt; و چهار گروه دیگر ( &lt;em&gt;Pseudomonas syringae&lt;/em&gt; pv. &lt;em&gt;syringae&lt;/em&gt; (&lt;em&gt;Pss&lt;/em&gt; بودند. عامل بیماری سوختگی برگ گندم در این دو استان جدایه های &lt;em&gt;Pss&lt;/em&gt; تشخیص داده شد. نقوش الکتروفورزی پروتئین جدایه های &lt;em&gt;Pss&lt;/em&gt; از گندم، جو و علف های هرز با هم شباهت های کلی داشتند، و فقط تعدادی از آنها که در یک یا چند واکنش بیوشیمیایی با هم متفاوت بودند در نحوه قرار گرفتن نوارهای فرعی و اصلی با هم تفاوت داشتند. هم چنین، &lt;em&gt;Pss&lt;/em&gt; از علف های هرز یکساله نظیر دم روباهی، ماشک، یولاف وحشی و جو موشی و مرغ در چند منطقه از جمله سعادت شهر و مرودشت جداسازی و بیماری زایی آن به اثبات رسید. از بین ارقام مورد آزمایش، گندم رقم تجن حساس و ارقام دیگر مصون، مقاوم، نیمه مقاوم و نیمه حساس ارزیابی شدند. بر اساس نتایج به دست آمده، &lt;em&gt;Pss&lt;/em&gt; قادر است به صورت بذرزاد روی بذور گندم زندگی کند، و به احتمال زیاد به صورت اندوفیت در بذر به سر می برد. </description>
						<author> سیدمحسن تقوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بیواکولوژی سپردار واوی پسته &lt;span dir=ltr&gt;[&lt;i&gt; Lepidosaphes pistaciae&lt;/i&gt; (Hom: Diaspididae)]&lt;/span&gt; در اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=358&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سپردار واوی پسته از آفات مهم پسته در ایران است، که حشرات ماده آن در چند فرم مورفولوژیک گزارش شده اند، و هر فرم روی قسمت های خاصی از درخت رشد و نمو می کند. در این پژوهش نحوه استقرار جمعیت آفت روی قسمت های مختلف درختان پسته، شامل برگ، شاخه های سنین مختلف، دو ارتفاع و چهار جهت جغرافیایی تاج درخت، و نیز تغییرات فصلی جمعیت آن روی برگ و شاخه های یکساله و دوساله به تفکیک بررسی شد. شماری از دشمنان طبیعی این آفت نیز جمع آوری و در سطح خانواده شناسایی گردید.
این حشره به صورت ماده کامل زمستان گذرانی کرد، و در سال دو دوره فعالیت قابل تفکیک داشت. در دوره اول پوره های سن یک از اوایل اردیبهشت ظاهر شدند و روی برگ ها، میوه ها و شاخه های یکساله استقرار یافتند. پوره های مذکور طی نیمه دوم خردادماه به حشرات کامل تبدیل شدند. هم حشرات نر و هم ماده روی تمام قسمت های مذکور به صورت توأم استقرار یافتند. در دوره دوم رشد و نمو، پوره های سن یک از اوایل تیرماه از تخم خارج شدند و در این دوره بر خلاف دوره قبل، کلیه پوره های مستقر شده روی برگ ها حشرات نر، و پوره های مستقر شده روی شاخه ها حشرات ماده بودند. پوره های ماده طی شهریورماه به تدریج کامل شدند و از نیمه مهر تا پایان آبان رشد و سپر ترشح کردند. مقایسه آماری تراکم آفت روی قسمت های مختلف درخت نشان داد که تراکم این حشره روی سطح بالایی برگ ها بیشتر از سطح زیرین بود. روی شاخه ها، حشرات نسل اول فقط روی شاخه های یکساله مستقر شدند، و روی شاخه های مسن تر به ندرت وجود داشتند. در نسل دوم حشرات ماده روی شاخه های سنین مختلف استقرار یافتند، ولی تراکم آنها روی شاخه های یکساله و دوساله بیشتر بود. تراکم جمعیت در میان درختان اختلاف معنی داری داشت. تفاوت معنی داری برای دو ارتفاع و چهار جهت درخت از نظر تراکم آفت روی برگ ها وجود نداشت، ولی اختلاف تراکم جمعیت روی شاخه ها بین دو ارتفاع درخت معنی دار بود. شکارگرانی از خانواده Cybocephalidae و Coccinellidae، یک پارازیتویید خارجی و یک پارازیتویید داخلی از خانواده Aphelinidae و یک پارازیتویید داخلی از خانواده Encyrtidae از روی این حشره در شرایط اصفهان جمع آوری شد.
</description>
						<author> حسین مسجدیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>زیست شناسی مگس شکارگر  &lt;span dir=ltr&gt;[&lt;i&gt;Leucopis glyphinivora &lt;/i&gt; Tanas. (Dip.: Chamaemyiidae)]&lt;/span&gt; و کارایی آن در مبارزه بیولوژیک با شته سیاه باقلا &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt; Aphis fabae Scop. &lt;/i&gt; )&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=147&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در بررسی  زیست شناسی  مگس  شکارگر &lt;em&gt;Leucopis glyphinivora&lt;/em&gt; Tanas، طول  عمر حشرات  کامل  حدود هشت  روز و میانگین تولید تخم  توسط  هر ماده  7/35 عدد بود. دوره  جنینی ، سه  سن  لاروی  و پوپاریوم  به  ترتیب  7/2، 16/2، 48/3، 7/5 و 45/8 روز، و یک  نسل  آن  حدود یک  ماه  طول  کشید. کارایی  این  شکارگر با قرار دادن  تخم  آن  در مجاورت  حشرات  کامل  شته  سیاه  باقلا به  ترتیب  به  نسبت های  1 به  1، 1 به  2، 1 به  4، 1 به  8 و 1 به  16 روی  گیاه  باقلا بررسی  شد. لاروهای  سن  اول  تنها از پوره های  سن  اول  و دوم  شته  تغذیه  می کردند. نسبت های  1 به  4، 1 به  8 و 1 به  16 شکارگر به  شکار، به  ترتیب  باعث  9/97، 8/98 و 61 درصد کاهش  جمعیت  شته  گردید، در حالی  که  در نسبت های  1 به  1 و 1 به  2، لاروهای  شکارگر به  دلیل  ترک  گیاه  میزبان  برای  جستجوی  پوره های  ریز شکار، در کاهش  جمعیت  آن  ناموفق  بودند. بنابراین ، لاروهای  این  شکارگر صرفاً در یک  محدوده  خاص  از ساختار سنی  و جمعیتی  شته  میزبان  کارایی  داشتند. </description>
						<author> سعید قدیری  راد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی خشک شدن شلتوک به روش لایه نازک و تعیین ضخامت بهینه با به کارگیری یک خشک‌ کن خورشیدی آزمایشگاهی با جریان جابه جایی آزاد</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=239&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>برنج پس از گندم مهم ترین منبع غذایی مردم ایران است. خشک کردن برنج پس از برداشت، به خاطر داشتن رطوبت بیش از حد مجاز در فراوری و یا انبارداری، لازم و ضروری است. در بیشتر مناطق برنج خیز ایران، این غله به صورت سنتی، با پهن کردن شلتوک در سطح گسترده و با عمق کم در برابر تابش خورشید خشک می شود، که نتیجه آن افزایش افت کمّی و کیفی محصول می باشد. زیرا شلتوک بدون هیچ گونه حفاظت و به مدت نسبتاً طولانی رها می شود، که سبب هدر رفتن محصول در اثر حمله پرندگان و جوندگان، آلوده شدن به گرد و غبار، خطر باران های موسمی، و ایجاد تنش های حرارتی و رطوبتی می گردد. در این آزمایش خشک کردن شلتوک به روش لایه های نازک، با استفاده از یک خشک کن خورشیدی از نوع غیر فعال مختلط، که جریان هوا در آن به صورت جا به جایی آزاد (در اثر نیروهای محرک شناوری) برقرار می شود، با بهره گیری از معادلات نیوتن و پیج بررسی گردید. هدف اصلی این آزمایش بررسی شرایط خشک شدن  برنج به روش لایه های نازک و تعیین ضخامت بهینه لایه بود.
داده های آزمایشگاهی گویای این است که ضخامت دو سانتی متری همگونی قابل قبولی با مدل های ریاضی حاکم بر خشک شدن به روش لایه های نازک دارد. بنابراین، می توان عمق دو سانتی متری را لایه نازک به حساب آورد، در صورتی که عمق های بیشتر از دو سانتی متر چنین نتیجه ای را به دست نمی دهند.
</description>
						<author> علی زمردیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر دفعات تخم‌ کشی و تراکم نگهداری تخم بر میزان ماندگاری تخم و لارو در ماهی قزل‌ آلای رنگین کمان &lt;span dir=ltr&gt;[&lt;i&gt; Oncorhynchus mykiss&lt;/i&gt; (Walbaum, 1792)]&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=150&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور تعیین اثر دفعات تخم کشی و تراکم نگهداری تخم بر میزان ماندگاری  تخم و لارو، از پنج گروه مولد قزل آلای رنگین کمان به دفعات متفاوت تخم کشی گردید. درصد ماندگاری و میزان رشد در مراحل مختلف، از باروری تا چشم زدگی، تخم گشایی و شنای آزاد لاروی برای هر گروه از مولدین به طور جداگانه بررسی شد. هم چنین، اثر تراکم های مختلف نگهداری تخم (چهار، هفت و ده هزار به ازای هر سینی) بر مراحل تکامل تخم تا تولید لارو با شنای آزاد در هر دسته از مولدین آزمایش گردید. پژوهش انجام شده به صورت فاکتوریل (3×3×5) در چارچوب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار انجام گرفت.
	نتایج نشان می دهد که میزان ماندگاری و رشد تخم و لارو با دفعات تخم کشی ارتباط بسیار تنگاتنگ دارد (P&lt;0.05)، به گونه ای که میزان ماندگاری و رشد لاروی، از باروری تا شنای آزاد لاروی برای مولدین با سه و چهار بار تخم کشی، نسبت به مولدین با یک بار، دو بار و پنج بار و بیش از آن، اختلاف معنی داری نشان می دهد (P&lt;0.05). اگرچه میزان رشد لارو در تراکم های مختلف تفاوت معنی دار نداشت، ولی میزان ماندگاری از باروری تا شنای آزاد در مولدین مختلف، که تراکم چهار هزار تخم در هر سینی داشتند، نسبت به تراکم های هفت هزار و ده هزار تخم به طور معنی دار کمتر بود (P&lt;0.05). بر پایه این یافته ها، چنین به نظر می رسد که مولدین با سه و چهار بار تخم کشی عملکرد بهتری نسبت به مولدین جوان و مسن تر دارند. هم چنین، نگهداری تخم در تراکم های کم می تواند عملکرد تخم بارور را در مراحل مختلف انکوباسیون کاهش دهد.
</description>
						<author> نصرالله محبوبی صوفیانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی هم آوری ماهی شاه کولی  &lt;span dir=ltr&gt;[&lt;i&gt; Chalcalburnus chalcoides &lt;/i&gt; (Guldenstadt, 1772)]&lt;/span&gt; در رودخانه سفیدرود</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=152&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هم آوری ماهی شاه کولی، که یکی از ماهیان مورد پسند و اقتصادی در شمال ایران است، در حوضه رودخانه سفیدرود بررسی گردید. برای انجام این بررسی، 539 قطعه ماهی شاه کولی، از فروردین ماه تا مردادماه سال 1379، در ایستگاه های تعیین شده در طول مسیر رودخانه سفیدرود از مصب تا کیسم صید شد. از این تعداد، 71 قطعه ماهی تخم ریزی نکرده انتخاب، و پس از انجام زیست سنجی های اولیه، شماری زیرنمونه از بخش های مختلف تخمدان تهیه، و تعیین هم آوری مطلق به طریقه وزنی انجام پذیرفت. حداکثر و حداقل هم آوری مطلق به ترتیب 18860 و 2929 تخم مربوط به ماهیان هشت و سه ساله، و هم آوری نسبی 37&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;Times New Roman&quot; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: FA&quot;&gt;±&lt;/span&gt; 132 و 72 تخم به ازای هر گرم از وزن بدن برآورد شد. روابط هم آوری مطلق با طول و وزن از نوع خطی بود، و ضریب هم بستگی و مقادیر عددی a، b و r محاسبه و نمودار رگرسیون رسم گردید. برای تعیین حدود محل های تخم ریزی طبیعی از شاخص گنادوسوماتیک و دسته بندی بر اساس دو عامل سن و ایستگاه های محل صید استفاده شد، و مشخص گردید که ماهیان سه ساله با توان تولید مثلی 05/17، نسبت به گروه های سنی دیگر از توانایی بیشتری برخوردارند. هم چنین، این شاخص نشان داد که ایستگاه های آستانه و کیسم به عنوان محل های تخم ریزی طبیعی این ماهیان محسوب می گردند. </description>
						<author> قباد آذری ناکامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
