<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1380 جلد5 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1380/1/12</pubDate>

					<item>
						<title>تغییرات کیفی رواناب در شالیزارهای گیلان و فومنات</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=201&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;مقدار مصرف کود شیمیایی در کشاورزی از نظر مسائل زیست محیطی و مسمومیت انسانی مهم است. هدف از انجام این پژوهش تعیین بار آلودگی از طریق بررسی کیفیت رواناب و تغییر غلظت عواملی بود که در تعیین کیفیت آب آبیاری شالیزارها پارامترهایی مهم هستند. در سال زراعی 75-76، چهار مزرعه برنج با مساحت های متغیر (22/0 تا 6/0 هکتار) در شهرستان فومن انتخاب شد. در این مزارع رواناب به طور پشت سر هم در آبیاری کرت های پایین دست استفاده می شد. کمیت و کیفیت رواناب در خروجی کرت ها و مزارع مورد سنجش قرار گرفت.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt; مقدار رواناب در مزارع، 2-64 درصد برآورد شد. رواناب وآب آبیاری در طبقه C3S1 قرار داشت. تفاوت میانگین مقادیر SAR، DO، EC و pH و تفاوت میانگین غلظت هر یک از عناصر Cu، Zn، B، P و K در آب ورودی و رواناب معنی دار نبود. این عوامل در آب آبیاری و رواناب در دامنه مطلوب تا مجاز برای آبیاری برنج قرار داشت. غلظت ازت در آب آبیاری از 05/0 تا3/10 میلی گرم در لیتر متغیر بود، و پس از کود دادن مزرعه، غلظت ازت در رواناب افزایش چشم گیری نشان داد. میانگین غلظت یون NO3- در رواناب، نسبت به میانگین غلظت این یون در آب ورودی دارای تفاوت معنی دار بود، به نحوی که در فصل آبیاری از هر هکتار شالیزار 20 کیلوگرم نیترات از طریق رواناب خارج می شد. میانگین بار مواد محلول در آب های ورودی و خروجی مزارع به ترتیب 1618 و 1476 کیلوگرم درشبانه روز از سطح یک هکتار بود. تفاوت میانگین بار مواد ورودی و خروجی (142 کیلوگرم در یک هکتار) در سطح یک درصد معنی دار بود. از مزرعه پنجم که در لاهیجان قرار داشت، پس از سم پاشی با حشره کش دیازینون، به مدت 10 روز پی در پی نمونه برداری شد. غلظت حشره کش در آب مزرعه بلافاصله پس ازسم پاشی 08/93 بود، ولی 10 روز پس ازسم پاشی به mg/l 0/98 کاهش یافت. نتایج این بررسی نشان داد که اکثر عوامل کیفی اندازه گیری شده در حد مجاز برای آبیاری شالیزار بودند. &lt;/p&gt;</description>
						<author>تیمور  سهرابی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر انتقال جانبی اندازه حرکت بر عمق آب شستگی اطراف پایه های کناری پل ها در مقاطع مرکب</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=203&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;پایه های کناری پل ها معمولاً در ناحیه میادین غرقاب رودخانه ها قرار می گیرند، جایی که توزیع سرعت جریان و تنش برشی بستر در مقطع عرضی، به طور قابل ملاحظه ای غیریک نواخت است. تاکنون اثر هندسه مقطع و غیریک نواختی توزیع پارامترهای یاد شده بر پدیده آب شستگی، در مجاری با مقاطع مرکب، به طور جامع مورد بررسی قرار نگرفته است. در این تحقیق، که به منظور ارزیابی اثر انتقال جانبی در اندازه حرکت در جریان های مرکب، بر میزان عمق آب شستگی اطراف پایه های کناری پل ها صورت گرفته، اعماق مشاهده شده آب شستگی در جریان های متداخل و نامتداخل مورد مقایسه قرار گرفته است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; نتایج نشان می دهد که در نسبت های کوچک اعماق جریان در میدان غرقاب، λ&lt;sub&gt;a&lt;/sub&gt;، به کل عمق جریان (H)، که انتقال جانبی اندازه حرکت شدید می باشد، میزان آب شستگی در جریان های متداخل می تواند تا حدود 30% نسبت به مقدار آن در جریان های نامتداخل افزایش یابد (λ&lt;sub&gt;a&lt;/sub&gt;/H&lt;0.3). به این ترتیب، اهمیت انتقال جانبی اندازه حرکت در میدان های مرکب جریان، و اثر آن بر برآوردهای مهندسی روشن می شود. اما استنباط جامع و متقن برای ارائه نتایج کاربردی باید مبتنی بر طیف وسیعی از داده ها باشد، که خود ضرورت انجام مطالعات تفصیلی برای تعیین اثر پارامترهای مختلف بر پدیده آب شستگی در جریان مرکب را تبیین می کند. &lt;/p&gt;</description>
						<author>صلاح  کوچک زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>حل عددی معادله جریان یک بعدی آب در خاک با استفاده از روش عملگرهای مرجع</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=204&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این مقاله یک مدل عددی برای حل جریان یک بعدی آب در محیط غیراشباع معرفی گردیده است. جریان آب در لایه های غیراشباع خاک تابع یک معادله غیرخطی است، که حل تحلیلی آن بجز در موارد معدود و ساده امکانپذیر نیست. در این تحقیق معادلات دیفرانسیلی حرکت آب در خاک، با استفاده از یک روش تفاضل محدود جدید موسوم به روش عملگرهای مرجع حل گردید. روش عملگرهای مرجع برای جای گزین کردن معادلات دیفرانسیل جزیی با یک رشته معادلات تقریبی انتخاب گردیده که قابل حل کردن با روش های عددی هستند. بسیاری از روش های استاندارد تفاضل های محدود، حالت خاصی از این روش اند. ولی بر خلاف آنها، با استفاده از این روش می توان محیط های با مرز نامنظم را هم مدل نمود. یک مدل یک بعدی برای پیش بینی مکش آب خاک (بار فشار منفی) و مقدار رطوبت در خاک غیرهمگن، که دارای لایه بندی متفاوت است، با استفاده از روش عملگرهای مرجع ساخته شده، و با تعدادی حل تحلیلی و نتایج آزمایشگاهی مقایسه گردید. نتایج نشان دهنده دقت خوب و قابل قبول مدل در شبیه سازی حرکت آب در خاک می یاشد </description>
						<author>کورش  محمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوامل بازدارنده مشارکت دامداران در احیای مراتع آق قلا در استان گلستان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=209&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;تجربه نشان داده است که در حفظ و احیای مراتع، هر نوع برنامه ریزی، سیاست گذاری و تصمیم گیری متمرکز و بدون حضور و مشارکت مردم ناموفق بوده است. از این رو، پژوهشی با هدف تعیین عوامل بازدارنده مشارکت دامداران در طرح های احیای مراتع، در منطقه آق قلا از شهرستان گرگان به اجرا درآمد. روش انجام تحقیق مشاهده مستقیم بود، که در آن از شیوه پیمایشی استفاده گردید. هم چنین، برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه همراه با مصاحبه استفاده شد. جامعه آماری شامل دو گروه، یکی کارشناسان تهیه کننده طرح های مرتع داری و دیگری دامداران منطقه بود.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که بر اساس نظریات کارشناسان، به ترتیب عوامل آموزشی، اقتصادی، برنامه ریزی و اجتماعی بیشترین تاثیر را در عدم مشارکت دامداران منطقه دارند. ولی بر پایه نظریات دامداران، به ترتیب عوامل برنامه ریزی، اقتصادی، آموزشی و اجتماعی بیشترین اثر را در عدم مشارکتشان داشته است. &lt;/p&gt;</description>
						<author>سید احمد  خاتون آبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی کیفی تناسب اراضی برای محصولات زراعی مهم منطقه برا آن شمالی در استان اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=212&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;ارزیابی کیفی تناسب اراضی، بررسی برایند عوامل فیزیکی مؤثر بر تولید محصولات زراعی در عرصه اراضی کشاورزی، بدون در نظر گرفتن مقادیر عملکرد و فاکتورهای اجتماعی – اقتصادی است. هدف از این مطالعه تعیین تناسب کیفی اراضی منطقه براآن شمالی واقع در شرق اصفهان، برای کشت آبی گندم، جو، ذرت و برنج بوده است. برای تعریف واحدهای اراضی، مطالعه خاک شناسی نیمه تفصیلی در منطقه صورت گرفته، پنج سری و 25 فاز سری شناسایی گردید. تیپ های بهره وری رایج در منطقه، شامل کشت آبی گندم، جو، ذرت و برنج با سطح نهاده متوسط مشخص شد. نیازهای فیزیولوژیک هر یک از گیاهان با استفاده از منابع موجود تا حد ممکن تعیین و درجه بندی گردید. مبنای اساسی ارزیابی بر چهارچوب فائو و روش پیشنهادی سایز استوار شده است. ارزیابی کیفی به دو روش محدودیت ساده و پارامتریک (عددی)، در سطح تفصیلی و با مقیاس 1:20000 از طریق مقایسه مشخصات زمین و اقلیم با نیازهای رویشی محصولات مورد مطالعه صورت گرفته است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; نتایج این مطالعات نشان دادکه عوامل محدودکننده تولید محصولات زراعی در منطقه مورد بررسی، علاوه بر متغیرهای اقلیمی برای برخی محصولات، عبارتند از: شوری، زه کشی و شرایط فیزیکی خاک، سنگ ریزه و مقدار آهک. تناسب فیزیکی اراضی برای تولید برنج، در اغلب واحدهای اراضی بسیار کم است. نتایج ارزیابی فیزیکی به روش پارامتریک (با استفاده از معادله ریشه دوم)، قرابت نزدیکی با نتایج روش محدودیت ساده نشان داد. &lt;/p&gt;</description>
						<author>شمس الله  ایوبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>انتخاب عصاره گیر مناسب برای استخراج پتاسیم قابل جذب ذرت در خاکهای منطقه مرکزی استان اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=214&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;پتاسیم در گیاه نه تنها از نظر مقدار، بلکه از نظر نقش فیزیولوژیک و بیوشیمایی نیز یکی از مهم ترین کاتیون ها محسوب می شود. به منظور بررسی وضعیت پتاسیم و ارزیابی عصاره گیرهای رایج برای استخراج پتاسیم قابل استفاده ذرت در خاک های منطقه مرکزی استان اصفهان، 26 سری خاک مهم زراعی منطقه انتخاب و بر اساس بافت و پتاسیم استخراجی با استات آمونیوم، 16 سری خاک برای مطالعات بعدی انتخاب شد. پتاسیم قابل عصاره گیری این خاک ها با استفاده از عصاره گیرهای استات آمونیوم (چهار روش)، کلرید کلسیم (دو روش)، کلرید سدیم (دو روش)، استات سدیم، بی کربنات آمونیوم – DTPA، مهلیخ 1، مهلیخ 3، مورگان – ولف و اسید نیتریک استخراج شد. در مطالعات گلخانه ای از ذرت (.&lt;em&gt;zea mays&lt;/em&gt; L) رقم سینگل کراس 704 به عنوان گیاه محک، و دو تیمار صفر و 150 میلی گرم پتاسیم در کیلوگرم، در قالب یک آزمایش فاکتوریل با طرح کاملاً تصادفی و سه تکرار استفاده شد.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt; بر اساس مطالعات شناسایی کانی ها، ایلیت به عنوان کانی رسی غالب در خاک های منطقه شناسایی شد. مقدار پتاسیم استخراج شده به وسیله عصاره گیرهای کلرید سدیم 2 مولار، استات سدیم مولار و خنثی، استات آمونیوم مولار و خنثی و بی کربنات آمونیوم –DTPA رابطه ای معنی دار (در سطح یک درصد) با جذب و غلظت پتاسیم در گیاه نشان داد. عصاره گیرهای کلرید سدیم 2 مولار و استات سدیم مولار و خنثی، بر اساس بالا بودن ضرایب هم بستگی با جذب (r به ترتیب **79/0 و **72/0) و غلظت پتاسیم در گیاه (r به ترتیب **86/0 و **85/0) و نیز سادگی و اقتصادی بودن، به عنوان مناسب ترین عصاره گیرها در بین عصاره گیرهای مورد استفاده تشخیص داده شدند. عصاره گیرهای استات آمونیوم (روش 1) و بی کربنات آمونیوم –DTPA به علت ضرایب هم بستگی کمتر، قیمت زیاد و کمیابی مواد مورد نیاز، در اولویت نمی باشند. عملکرد، عملکرد نسبی، افزایش عملکرد و جذب اضافی، با پتاسیم استخراج شده به وسیله عصاره گیرها رابطه معنی دار نشان ندادند. مقدار پتاسیم قابل استفاده خاک های مورد مطالعه عامل محدودکننده ای برای رشد ذرت نبود. بنابراین، تعیین حدود بحرانی پتاسیم برای عصاره گیرهای پیشنهادی با استفاده از عملکرد یا عملکرد نسبی امکان پذیر نمی باشد. &lt;/p&gt;</description>
						<author>مهدی  شریفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>واکنش نهال دو رقم پسته نسبت به مقدار و نوع شوری خاک در شرایط گلخانه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=216&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;اثر کل شوری خاک بر رشد گیاهان ناشی از دو عامل فشار اسمزی محلول خاک و نوع یون تشکیل دهنده نمک است. این پژوهش به منظور کسب اطلاعاتی در مورد واکنش پسته (.&lt;em&gt;Pistacia vera&lt;/em&gt; L) به شوری و ترکیب یونی نمک انجام گردید. بر این پایه، تلفیقی از نمک های کلرور و سولفات سدیم به نسبت های مختلف، در دو رقم پسته فندقی و بادامی به کار رفت. عملکرد گیاهان (وزن خشک برگ و ساقه تولید شده در هر گلدان) از طریق آنالیز واریانس تجزیه و تحلیل و معنی دار بودن و اثر عوامل مختلف با آزمون F و دانکن بررسی شد.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt; تفاوت بین عملکردهای ساقه و برگ ارقام پسته فندقی و بادامی از نظر آماری در سطح یک درصد معنی دار بود، و رقم فندقی مقدار ساقه و برگ و در نتیجه عملکرد کل کمتری تولید کرد. افزایش سطح شوری موجب کاهش رشد گیاه پسته گردید، و میزان عملکرد در نتیجه ازدیاد شوری خاک سیر نزولی طی نمود. هنگامی که عملکرد برگ و ساقه به طور جداگانه اندازه گیری شود، نشان می دهد که برگ دارای حساسیت بیشتری نسبت به شوری می باشد. ازدیاد نسبت سولفات در سطوح مختلف شوری باعث تخفیف اثر زیان بار شوری گردید، به طوری که با شوری صددرصد سولفات سدیم، عملکرد ماده خشک ساقه بیش از 5/1 برابر و عملکرد ماده خشک برگ بیش از 7/1 درصد برابر هنگامی شد که شوری به کار رفته صددرصد از کلرید سدیم تشکیل شده بود. در این مورد نیز برگ حساس تر از ساقه بوده، و به کاهش درصد کلرید در نمک مصرفی پاسخ مثبت بیشتری داده است. &lt;/p&gt;</description>
						<author>علی  ابطحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی تناسب اراضی برای گندم آبی در منطقه فلاورجان (اصفهان) ، با استفاده از نظریه مجموعه های فازی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=218&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;در این مطالعه از نظریه مجموعه های فازی، به منظور ارزیابی تناسب اراضی برای گندم آبی در منطقه فلاورجان (اصفهان) استفاده شده است. این روش از نظر تعیین وزن برای خصوصیات مختلف اراضی، و هم چنین نحوه محاسبه شاخص اراضی، با دیگر روش های معمول ارزیابی متفاوت می باشد.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt; نتایج حاصل با روش پارامتریک ارزیابی اراضی مقایسه شد. هم بستگی بین شاخص اراضی و عملکرد مشاهده شده گندم در سطح منطقه، برای روش میتنی بر نظریه مجموعه های فازی (35/0=r) بیشتر از روش پارامتریک (14/0=r) بوده است. هم بستگی به مراتب بیشتر مشاهده شده بین شاخص اراضی و عملکرد محصول در روش فازی، نشان دهنده پتانسیل کاربری و مفید بودن این روش در ارزیابی تناسب اراضی است. &lt;/p&gt;</description>
						<author>جهانگرد  محمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی واکنش ژنوتیپ های مختلف ذرت به سیستم شخم متداول و بدون شخم در اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=221&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>روش های شخم حفاظتی به منظور جلوگیری از تخریب و فرسایش روزافزون خاک های زراعی و حفاظت هرچه بیشتر از منابع طبیعی، در جهان رو به گسترش است. عوامل متعددی، همچون ژنوتیپ های گیاهی در موفقیت استفاده از روش های شخم حفاظتی نقش دارند. هدف از تحقیق حاضر بررسی امکان استفاده از روش بدون شخم، و بررسی واکنش ژنوتیپ های مختلف ذرت به این روش کشت در اصفهان بود. بدین منظور، در تابستان سال های 74 و 75، دو آزمایش به صورت کرت های خرد شده، در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی، در چهار تکرار انجام گرفت. دو روش شخم متداول و بدون شخم به عنوان فاکتورهای اصلی، و پنج هیبرید ذرت به عنوان فاکتورهای فرعی انتخاب شد. جوانه زنی در همه تیمارها مشابه بود، و تعداد روز از کاشت تا 50 درصد سبز شدن، برای هیبریدهای مختلف و روش های متفاوت شخم شش روز به طول انجامید. نوع شخم اثر بسیار معنی داری بر وزن خشک گیاه در تمام دوران رشد گیاه گذاشت، و موجب کاهش آن در روش بدون شخم شد. هم چنین، تفاوت وزن خشک گیاه در ارقام مختلف در مرحله رسیدگی کامل بسیار معنی دار بود. شاخص سطح برگ از روند مشابهی پیروی کرد، و به صورت معنی داری در روش بدون شخم کاهش یافت. قطر ساقه در سال های مختلف آزمایش و نیز روش های مختلف شخم به طور معنی داری متفاوت بود. کمترین قطر ساقه در سال دوم آزمایش و در روش بدون شخم، با تبعیت از رشد رویشی گیاه به دست آمد. عملکرد نهایی دانه به صورت معنی داری تحت تاثیر سال آزمایش، روش شخم و ژنوتیپ گیاه قرار گرفت. بیشترین عملکرد دانه در سال اول و کمترین آن در سال دوم آزمایش حاصل شد. با توجه به معنی دار بودن اثر متقابل سال و شخم، مشخص شد که بیشترین کاهش عملکرد در سال دوم و در روش بدون شخم صورت گرفته است. اثر متقابل شخم و رقم از نظر آماری معنی دار نبود، که مبین عملکرد یکسان ژنوتیپ های مختلف در دو روش شخم می باشد، یعنی هیبریدهایی که عملکرد بهتری در روش شخم متداول داشتند، در روش بدون شخم دارای عملکرد بیشتری بودند. نتایج دوساله این آزمایش نشان داد که تغییرات عملکرد ژنتیپ های مورد آزمایش در دو روش شخم یکسان است و احتمالاً تولید ذرت در اصفهان به روش بدون شخم، با کاهش عملکرد دانه، خصوصاً در دراز مدت همراه خواهد بود. </description>
						<author>آقا فخر  میرلوحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تنوع ژنتیکی برای برخی از صفات فیزیولوژیکی و زراعی در سورگوم دانه ای</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=230&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;در یک شرایط محیطی ویژه، شناسایی صفات فیزیولوژیک مرتبط با عملکرد دانه، که اندازه گیری آنها نیز آسان باشد، باعث بهبود گزینش ژنوتیپی سورگوم و بهره گیری از آنها در برنامه های اصلاحی می شود. این بررسی برای سنجش وراثت پذیری عمومی، پیشرفت ژنتیکی مورد انتظار از گزینش، و رابطه عملکرد دانه با 11 صفت فیزیولوژیک مربوط به نمو، رشد رویشی، سرعت رشد، سرعت پرشدن دانه و توزیع ماده خشک در 21 ژنوتیپ گوناگون سورگوم دانه ای انجام شد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; ژنوتیپ ها از نظر کلیه صفات، به استثنای عملکرد دانه، اختلاف معنی داری نشان دادند. وراثت پذیری عمومی صفات فیزیولوژیک از 6/49 درصد برای میانگین سرعت پرشدن دانه در واحد سطح، تا 4/99 درصد برای روز تا رسیدگی متغیر بود. پیشرفت ژنتیکی این صفات بین 2/9 درصد (برای میانگین روز تا انتقال از رشد رویشی به زایشی، روز تا رسیدگی، و تعداد برگ) تا 8/39 درصد (برای سرعت پرشدن دانه در واحد دانه) دامنه داشت. عموماً هم بستگی ژنتیکی و فنوتیپی صفات نموی و رشد رویشی با عملکرد دانه منفی و معنی دار بود، ولی سرعت رشد، سرعت پرشدن دانه، و شاخص برداشت ارتباط ژنتیکی و فنوتیپی مثبت و بسیار معنی داری با عملکرد دانه داشتند. با توجه به این که ضریب تنوع ژنتیکی و پیشرفت ژنتیکی مورد انتظار برای عملکرد دانه ناچیز بود، امکان استفاده از صفات فیزیولوژیک میانگین سرعت رشد، میانگین سرعت پرشدن دانه در واحد سطح، و شاخص برداشت، در گزینش غیرمستقیم برای عملکرد دانه وجود دارد. نتایج گویای این است که بهره گیری از صفات فیزیولوژیکی که اندازه گیری آنها نیز آسان باشد، در برنامه های به نژادی سورگوم دانه ای امکان پذیراست. &lt;/p&gt;</description>
						<author>افشین  سلطانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی امکان رشد جبرانی با تغییر تراکم مواد مغذی جیره در جوجه های آمیخته گوشتی آرین</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=231&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی امکان رشد جبرانی با تغییر تراکم مواد مغذی جیره در جوجه های گوشتی ماده آمیخته آرین، آزمایشی در قالب طرح کاملاً تصادفی با استفاده از جیره های استاندارد و رقیق طراحی و اجرا شد. در این تحقیق منظور از جیره استاندارد، جیره بیان شده در دفترچه راهنمای مدیریت پرورش جوجه های آمیخته گوشتی آرین، توصیه شده به وسیله شرکت سهامی طیور کشور بود. جیره رقیق هم جیره ای بود که بر حسب شرایط کشور در مرغداری های ایران تهیه و مصرف می گردد. ولی در هر دو جیره نسبت انرژی قابل سوخت و ساز به مواد مغذی ثابت نگهداشته شده بود. جوجه ها در هفت تیمار مورد بررسی، به ترتیب در دوران آغازین، رشد و پایانی از جیره های استاندارد و استاندارد و استاندارد، استاندارد و رقیق و رقیق، رقیق و استاندارد و رقیق، رقیق و رقیق و استاندارد، رقیق و استاندارد و استاندارد، رقیق و رقیق و رقیق، و بالاخره استاندارد و استاندارد و رقیق استفاده کردند. هر تیمار دارای سه تکرار، و هر تکرار شامل 30 قطعه جوجه بود. آزمایش در فصل پاییز، روی بستر، با استفاده از 630 قطعه جوجه ماده آمیخته گوشتی آرین به مدت هشت هفته انجام شد. در این آزمایش مشخص شد در تیمارهایی که پس از اعمال جیره رقیق در دوره آغازین، از جیره های استاندارد در دوران رشد و پایانی استفاده نمودند، افزایش وزن جوجه ها کاهش معنی داری نسبت به دیگر تیمارها نداشت. اما میزان مصرف خوراک به طور معنی داری کمتر از تیمارهای دیگر بوده و بازده خوراک بهتری نیز داشتند. در این تیمارها درصد تلفات به طور معنی داری در سطح پایین تری قرار داشت، و شاخص تولید بهتر از دیگر تیمارها بود. ویژگی های لاشه، شامل درصد امعا و احشا، و نیز چربی شکمی تفاوت معنی داری نشان نداد. ولی هزینه خوراک به ازای تولید هر کیلو مرغ زنده در تیمار حاوی جیره های رقیق، در هر سه مرحله پرورش جوجه های گوشتی، کمتر از سایر تیمارها بود. </description>
						<author>محمود  شیوازاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی توان پرواری گوسفندان نایینی با استفاده از جیره های حاوی سطوح مختلف انرژی و پروتئین</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=232&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;نود بره نایینی با میانگین وزن اولیه 9/2 ± 89/29 کیلوگرم، در یک طرح بلوک های کامل تصادفی به روش فاکتوریل، با 9 جیره غذایی به مدت 92 روز تغذیه شدند. جیره ها شامل سه سطح 2، 25/2 و 5/2 مگاکالری انرژی قابل متابولیسم در هر کیلوگرم ماده خشک، و هر سطح انرژی شامل سه سطح 7/11، 2/13 و یا 7/14 درصد پروتئین خام بود.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt; نتایج آزمایش نشان داد که بره های تغذیه شده با جیره های پرانرژی و دارای انرژی متوسط، نسبت به گروه های تغدیه شده با جیره های کم انرژی، خوراک بیشتری مصرف نمودند. میانگین وزن زنده در انتهای دوره، و افزایش وزن روزانه بره های تغذیه شده با جیره های پرانرژی، متوسط انرژی و کم انرژی، به ترتیب 1/41، 3/38 و 5/34 کیلوگرم و 162، 2، 124 و 74 گرم در روز بود، که بین سه سطح انرژی جیره اختلاف معنی دار (05/0&gt;P) دیده شد. گروه مصرف کننده غذای پرانرژی از ضرایب تبدیل خوراک بهتری (3/8) نیز نسبت به گروه های مصرف کننده متوسط انرژی و کم انرژی (به ترتیب 4/10 و 3/14) برخوردار بود.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt; افزایش انرژی جیره باعث بهبود معنی دار (05/0&gt;P) بازدهی انرژی و پروتئین جیره گردید. درصد لاشه سرد و درصد گوشت لخم نسبت به وزن زنده، و عمق ماهیچه راسته نیز به طور معنی داری (05/0&gt;P) با افزایش انرژی جیره بهبود یافت، اما افزایش درصد دنبه و درصد چربی لاشه را به دنبال داشت. درصد استخوان و خاکستر لاشه تحت تاثیر انرژی جیره قرار نگرفت. افزایش پروتئین جیره باعث بهبود بازده پروتئین و افزایش درصد گوشت لاشه گردید، اما درصد پروتئین لاشه را به طور معنی داری کاهش داد. &lt;/p&gt;</description>
						<author>امیر  داور فروزنده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان تغییر قندها و اسیدهای آلی ارقام سیب زمینی (مورن، مارفونا و آگریا) استان اصفهان طی انبارداری ، با روش کروماتوگرافی با کارایی زیاد</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=175&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;بررسی خصوصیات فیزیکوشیمیایی سیب زمینی (.&lt;em&gt;Solanum tuberosum&lt;/em&gt; L) به منظور نگهداری و فناوری آن بسیار با اهمیت می باشد، که از مهم ترین آنها می توان به مقدار قندهای شیرین و اسیدهای آلی سیب زمینی، در ابتدا و طی مدت انبارداری اشاره نمود. البته باید توجه داشت که در این میان، میزان قندهای احیاکننده (گلوکز و فروکتوز) سیب زمینی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این مطالعه سه رقم سیب زمینی مورن، مارفونا و آگریا تهیه، و به صورت خشک تمیز شد. میزان ماده خشک و چگالی آنها تعیین گردید. سپس غده ها در دمای چهار درجه سانتی گراد با رطوبت نسبی 85 درصد، به مدت 15 هفته انبار، و سپس به مدت چهار هفته در درجه حرارت اتاق ( 1±25 C°) نگهداری شد. طی زمان نگهداری، میزان قندهای ساکارز، گلوگز و فروکتوز نمونه های سیب زمینی به صورت هفتگی، هم چنین میزان اسیدهای آلی ستیریک، دی مالیک و دی پیروگلوتامیک به صورت ماهیانه، با استفاده از کروماتوگرافی با کارایی زیاد تعیین گردید. نتایج به دست آمده از طرح کاملاً تصادفی با نمونه برداری، و مقایسه میانگین ها با تست دانکن آنالیز شد. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;میزان کل قندهای احیاکننده و اسیدهای آلی غده های سیب زمینی، طی 15 هفته انبارداری در چهار درجه سانتی گراد افزایش معنی دار، و بعد از نگهداری در درجه حرارت اتاق کاهش معنی داری نشان داد. میزان قندهای احیاکننده رقم آگریا در ابتدای انبارداری، بعد از دوران انبارداری، و پس از نگهداری در درجه حرارت اتاق کمتر از ارقام مورن و مارفونا بود. با توجه به این که رقم آگریا دارای بیشترین میزان ماده خشک و کمترین مقدار ماده قندی احیاکننده می باشد، این رقم می تواند در صنعت چیپس یا پودر سیب زمینی مورد توجه قرار گیرد. &lt;/p&gt;</description>
						<author>شهرام  دخانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>جدا کردن رنگ کاراملی از ملاس چغدرقند و بررسی ویژیگی ها و کاربرد آن در صنایع غذایی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=233&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;به منظور بررسی رنگ ملاس چغندرقند و امکان جای گزینی آن با کارامل مصرفی صنایع غذایی، به ویژه نوشابه سازی، مقداری از ملاس رقیق شده، پس از تنظیم pH، از یک ستون رزین آمبرلایت به عنوان رزین جاذب ترکیبات رنگی گذرانده شد، و رنگ آن به کمک الکل اسیدی جدا گردید. بیشترین درصد جداسازی (3/76%) در شرایط میزان رقت ملاس برابر با 10 درجه بریکس و مقدار رزین برابر 150 میلی لیتر به دست آمد. حلال جداسازی، و رنگ جامد به کمک تبخیر توسط خشک کن تصعیدی تولید شد. ویژگی های رنگ تولیدی از جمله قابلیت حل، میزان خاکستر، قند و قدرت رنگ دهی تعیین گردید. هم چنین، پایداری رنگ تولید شده در شرایط مختلف، از جمله pHهای اسیدی، دما و نور مورد بررسی قرار گرفت. علاوه بر آن، شاخص های کمی محلول رنگ به کمک دستگاه هانترلب تعیین شد. رنگ تولیدی با کارامل مورد مصرف در نوشابه سیاه زمزم مقایسه شد، و ملاحظه گردید که طول موج حداکثر جذب در آنها تقریباً یکسان است. هم چنین، از نظر حساسیت به تغییر pH نیز کاملاً مشابه بودند. نوشابه های تولید شده با رنگ تولیدی و کارامل، از نظر انبارداری در شرایط مختلف دما و نور نیز با یکدیگر مقایسه شدند، و مشخص شد که رنگ تولید شده بسیار مناسب تراست. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;به طور کلی، نتیجه گیری شد که رنگ تولیدی جانشین بسیار مناسبی برای کارامل وارداتی در تولید نوشابه های گازدار سیاه رنگ می باشد. پودر رنگ تولید شده به عنوان جانشین بخشی از پودر کاکائو در تولید شیرکاکائو نیز به کار رفت. آزمایش های تشخیص حسی نشان داد که می توان به میزان تولید 20% پودر رنگ تولیدی را جانشین پودر کاکائو نمود. کارامل تولید شده از ملاس از نظر بهداشتی کاملاً سالم است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; ارزیابی اقتصادی نیز بر اساس هزینه های ثابت و متغیر و قیمت فعلی ملاس انجام شد، و قیمت تولید هر گرم رنگ حدود 10 ریال برآورد گردید. بنابراین، تولید کارامل از ملاس کاملاً اقتصادی است. &lt;/p&gt;</description>
						<author>جواد  کرامت</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر ضد قارچی دی استات سدیم در نان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=234&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;اثر ضد قارچی دی استات سدیم در جلوگیری از رشد برخی از کپک های عامل فساد نان، ابتدا در محیط کشت، و سپس در نان مسطح بررسی شد. دریک آزمایش مقدماتی اثر غلظت های مختلف دی استات سدیم در سطح صفر، 1000، 2000، 3000، 4000 و 5000 قسمت در میلیون، در جلوگیری از رشد کپک های .&lt;em&gt;Aspergillus niger&lt;/em&gt;، &lt;em&gt;Aspergillus&lt;/em&gt; sp.، &lt;em&gt;Rhizopus&lt;/em&gt; sp و .&lt;em&gt;Penicillium&lt;/em&gt; sp در محیط کشت مطالعه گردید. معلوم شد هرچه غلظت دی استات سدیم افزایش یابد رشد کپک ها کندتر می شود، به طوری که در غلظت 5000 قسمت در میلیون، پس از گذشت پنج روز رشد کپک ها بسیار محدود می گردد. با توجه به نتایج حاصل از این بخش، اثر ضد کپکی غلظت های مختلف دی استات سدیم در نان مسطح نیز مورد ارزیابی قرار گرفت. در این بخش از پژوهش .&lt;em&gt;Aspergillus&lt;/em&gt; sp به عنوان کپک شاخص انتخاب شد.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt; نتایج نشان داد که چنانچه میزان 3000 قسمت در میلیون دی استات سدیم به نان افزوده شود، نه تنها رشد کپک را به تاخیر می اندازد، از بیات شدن نان نیز تا حد زیادی می کاهد. این غلظت دی استات سدیم هیچ گونه اثر منفی بر بافت نان نداشت، و زمان ماندگاری نان را به چهار روز رساند. غلظت های بیشتر، رشد کپک را کندتر می کند اما بر بافت و طعم نان تاثیر منفی دارد. لذا غلظت 3000 قسمت در میلیون دی استات سدیم برای افزایش زمان ماندگاری نان مسطح پیشنهاد می گردد. &lt;/p&gt;</description>
						<author>علیرضا  صادقی ماهونک</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>برآورد مشخصه های ژنتیکی چند صفت مهم در کرم ابریشم &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Bombyx mori &lt;/i&gt; L.)&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=235&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;این پژوهش به منظور برآورد پارامترهای ژنتیکی چند صفت مهم اقتصادی در کرم ابریشم، در شرکت سهامی پرورش کرم ابریشم ایران، شعبه نطنز انجام پذیرفت. در هر نژاد 9 تلاقی بر اساس آمیزش های جفتی ساده انجام، و پس از پرورش در شرایط استاندارد، صفات مورد نظر در 30 نتاج از هر تلاقی اندازه گیری شد.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt; ضرایب وراثت پذیری با استفاده از داده های مربوط به نتاج تنی برای صفات وزن یک پیله، وزن قشر ابریشمی، وزن شفیره، و درصد قشر ابریشمی به ترتیب 123/0 ±209/0، 129/0 ±228/0، 109/0± 174/0 و 042/0± 044/0، و در نژاد چینی به ترتیب 118/0± 196/0، 13/0± 234/0، 103/0± 159/0 و صفر برآورد گردید. هم بستگی فنوتیپی و ژنتیکی بین وزن یک پیله و وزن قشر ابریشمی به ترتیب 645/0 و 957/0، بین وزن یک پیله و وزن شفیره به ترتیب 962/0 و 982/0، بین وزن یک پیله و درصد قشر ابریشمی و ترتیب 351/0- و 123/0، بین وزن قشر ابریشمی و وزن شفیره به ترتیب 496/0 و 871/0 بین وزن قشر ابریشمی و درصد قشر ابریشمی، به ترتیب 265/0 و 457/0 و بین شفیره و درصد قشر ابریشمی به ترتیب 446/0- و 169/0 برآورد گردید. وراثت پذیری صفات وزن یک پیله و وزن قشر ابریشمی نشان می دهد که با گزینش افراد برتر در این صفات احتمالاً پیشرفت ژنتیکی مناسبی حاصل خواهد شد. با توجه به ضرایب هم بستگی به دست آمده میان صفات اقتصادی پیله، گزینش بر پایه وزن قشر ابریشمی، به دلیل هم بستگی ژنتیکی مثبت با دو صفت مهم یعنی وزن یک پیله و درصد قشر ابریشمی، نتیجه مطلوب تری خواهد داشت. &lt;/p&gt;</description>
						<author>مصطفی  طالبی اسفندارانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بیولوژی مگس پارازیتویید سن معمولی گندم &lt;span dir=ltr&gt;[&lt;i&gt;Phasia subcoleoptrata&lt;/i&gt; L.(Dipt. Tachinidae)]&lt;/span&gt; درمنطقه اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=236&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;به منظور تشخیص گونه غالب مگس پارازیتویید سن گندم در اصفهان، و شناخت ویژگی های بیولوژیک آن، طی سال زراعی 77-1376، از مناطق و ارتفاعات مختلف استان، جمعاً 9 بار نمونه های سن گندم جمع آوری، و بررسی های آزمایشگاهی و مزرعه ای لازم به عمل آمد.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt; نتایج نشان داد که بین مگس های پارازیتویید سن گندم در شرایط آب و هوایی اصفهان،.&lt;em&gt;Phasia subcoleoptrata&lt;/em&gt; L گونه غالب است. این گونه در شرایط مذکور دارای دو نسل در سال بوده، و زمستان را به صورت شفیره در خاک، زیر بوته های اماکن تابستان گذرانی و زمستان گذرانی سن گندم به سر می برد، و تا اوایل بهار سال بعد به صورت شفیره باقی می ماند. حشرات کامل نسل اول آن، قبل از ریزش سن گندم به مزارع از شفیره خارج شده، و در زمان ریزش سن، آنها را پارازیته می کنند. حدود 6-8 روز بعد از پارازیته شدن حشرات کامل سن گندم، تخم های پارازیتویید تفریخ شده و لاروها در داخل بدن میزبان شروع به رشد و نمو می کنند. بعد از گذشت 15-20 روز رشد خود را کامل نموده، و در داخل خاک مزارع تبدیل به شفیره می شوند. طول دوره شفیرگی نسل اول در شرایط آزمایشگاه برای نرها 17 روز و برای ماده ها 5/18 روز است. سپس حشرات کامل نسل دوم هم زمان با ظهور حداکثر پوره های سن پنج میزبان ظاهرمی شوند. حشرات کامل نسل دوم پارازیتویید نیز سن های کامل نسل جدید را پارازیته می کنند. &lt;/p&gt;</description>
						<author>رحیم  عبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نیازهای گرمایی زنبور سیاه مغزخوار پسته &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Eurytoma plotnikovi &lt;/i&gt; Nikolskaya)&lt;/span&gt; پس از زمستان گذرانی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=237&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;در زمستان سال 1375، میوه های پسته بسیار آلوده، برای انجام آزمایش های تعیین آستانه کمترین دما و دمای یک نواخت، از منطقه برخوار اصفهان جمع آوری گردید. آستانه کمترین دما با استفاده از روش های تعیین درجه رشد و کمترین ضریب تغییرات دمای موثر به دست آمد. هم چنین، دمای یک نواخت لازم برای مراحل مختلف رشد در شرایط آزمایشگاهی برآورد، و در یک آزمایش مقدماتی با دانسته های موجود در شرایط صحرایی مقایسه گردید.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; نتایج این پژوهش نشان داد که آستانه کمترین دما برای لارو درون میوه تا تشکیل 50% شفیره، لارو لخت تا تشکیل 50% شفیره، لارو درون میوه تا 50%خروج حشرات کامل و 50% تشکیل شفیره تا 50% خروج حشرات کامل، به روش تعیین درجه رشد، به ترتیب 96/7، 78/7، 52/9 و 14/11، و به روش کمترین ضریب تغییرات دمای موثر به ترتیب 92/7، 59/7، 81/9 و 99/11 درجه سانتی گراد می باشد. دمای یک نواخت لازم برای 50% خروج حشرات کامل از لارو زمستان گذران، تشکیل 50% شفیره از لارو زمستان گذران، 50% خروج حشرات کامل از زمان تشکیل 50% شفیره و 50% خروج حشرات کامل از زمان خروج 5% حشرات کامل، به ترتیب با توجه به آستانه های کمترین دمای 5/9، 8، 11، و 11 درجه سانتی گراد در شرایط آزمایشگاهی، به ترتیب 03/17±783، 7/1±609 ، 05/19 ±3/215 و 107 بود. ولی با دمای یک نواخت برآورد شده در شرایط صحرایی، بجز مورد آخر، اختلاف زیادی داشت. دلایل این اختلاف در دمای موثر در شرایط صحرایی و آزمایشگاهی، و کاربرد این دانسته ها در پیش آگاهی از چگونگی آفت در متن مقاله مورد بحث قرار گرفته است. &lt;/p&gt;</description>
						<author>مهدی  بصیرت</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
