<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1377 جلد2 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1377/7/9</pubDate>

					<item>
						<title>تعیین مدل مناسب تخمین دبی های میانگین و حداکثر روزانه با استفاده از خصوصیات فیزیوگرافیک برای حوضه آبخیز اترک</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=246&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>کاربرد روش تحلیل منطقه ای، در برآورد دبی جریان به شکل تابعی از خصوصیات آماری حوضه آبخیز در طراحی سازه های آبی و یا مدیریت منابع آب، همواره از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. بدین منظور، در این تحقیق مناسب ترین مدل تخمین دبی های میانگین و حداکثر روزانه با استفاده از پارامترهای فیزیوگرافیک، برای حوضه آبخیز اترک بررسی و ارائه گردیده است. این پارامترها شامل مساحت حوضه،  طول آبراهه اصلی، ارتفاع میانگین حوضه، شیب حوضه و شیب آبراهه اصلی می باشند. پس از بررسی همبستگی بین پارامترها و تأثیر آنها در تولید دبی حداکثر روزانه، سه مدل تخمین دبی حداکثر روزانه به صورت توابعی از پارامترهای فیزیوگرافیک انتخاب گردید. مدل شماره 1 دبی حداکثر روزانه را به صورت تابعی از مساحت حوضه و مدل شماره 2 به صورت تابعی از مساحت حوضه و ارتفاع حوضه و مدل شماره 3 به صورت تابعی از مساحت حوضه، شیب متوسط آبراهه اصلی مشخص نمود. آزمونهای انجام گرفته بیانگر قابلیت خوب هر سه مدل در تخمین دبی حداکثر روزانه بود. البته این نتیجه گیری فقط بیانگر آن است که هر سه مدل در محدوده قابل قبولی از عهده آزمونهای آماری برمی آیند. این خود می تواند سبب ایجاد خطا در برآورد دبی جریانهای میانگین و حداکثر روزانه باشد. به منظور حداقل کردن خطای محاسباتی، در یک آزمون دیگر هر سه مدل مجدداً مورد بررسی قرار گرفت. انتخاب بهترین مدل، بر اساس مقایسه دبی میانگین روزانه حاصله از مدل ها با دبی میانگین روزانه مشاهده شده صورت گرفت. در نتیجه مدل شماره 1 انتخاب گردید. توصیه های لازم جهت به کارگیری این مدل در حوضه های مشابه فاقد آمار انجام گردید. دستاورد اصلی این تحقیق در به کارگیری روش تحلیل منطقه ای آن بوده که صرفاً به نتایج خوب آزمون آماری در تناسب همبستگی داده ها بسنده نکرده است. انتخاب نهایی مدل منوط به قابلیت آن در تخمین آمار مشاهده ای است. </description>
						<author>داور  خلیلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پیشروی جبهه رطوبتی از منبع نقطه ای در سطوح شیب دار</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=247&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی اثر شیب زمین، دبی قطره چکان، حجم آب آبیاری و بافت خاک روی جبهه رطوبتی و خیس شدگی سطحی خاک از یک منبع نقطه ای، مطالعات صحرایی بر روی سه خاک با نفوذپذیری متفاوت، سه دبی قطره چکان (4، 8 و 12 لیتر بر ساعت)، چهار شیب سطحی زمین (صفر، 2، 5 و 10 درصد) و پنج حجم آب آبیاری (10، 20، 30، 40 و 50 لیتر) در سه تکرار انجام گردید. نتایج حاصل نشان داد که با افزایش دبی قطره چکان سطح خیس شده افزایش می یابد. تغییرات سطح خیس شده با افزایش دبی قطره چکان در مزارع آزمایشی مسطح و مزارع آزمایشی شیب دار با بافت خاک سبک کاهش یافت. در مزارع آزمایشی شیب دار با بافت خاک سنگین، در شیبهای بالای 5 درصد تغییرات سطح خیس شده با افزایش دبی افزایش یافت، ولی در شیبهای زیر 5 درصد تا حدودی از روند صعودی افزایش سطح خیس شده با افزایش دبی کاسته شد. با توجه به این که با افزایش دبی، سطح خیس شده افزایش می یابد، در یک حجم مساوی آب آبیاری، در دبی های پایین، عمق جبهه خیس شده بیشتر بود، ولی در مجموع حجم خیس شده جبهه رطوبتی با افزایش دبی بیشتر گردید. حجم آب آبیاری تأثیر مستقیمی بر حجم جبهه رطوبتی نشان داد و با افزایش حجم آب آبیاری حجم جبهه خیس شده افزایش یافت. تأثیر حجم آب آبیاری بر حجم خیس شده خاک بیشتر از تأثیر دبی قطره چکان بر این حجم به دست آمد. به طور کلی در خاکهای با بافت سنگین نسبت به خاکهای با بافت سبک، سطح خیس شده افزایش یافت و جبهه رطوبتی از عمق کمتری برخوردار بود. با افزایش شیب زمین، سطح خیس شده و انحراف جبهه رطوبتی در جهت شیب افزایش یافت، که این افزایش تحت تأثیر نفوذپذیری خاک، دبی قطره چکان و حجم آب آبیاری قرار داشت. </description>
						<author>بهروز  مصطفی زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر مقدار و زمان مصرف کود نیتروژن برعملکرد و اجزا عملکرد برنج در اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=248&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی اثر مقدار و نحوه تقسیط نیتروژن بر خصوصیات رویشی،  عملکرد و اجزا عملکرد برنج (رقم زاینده رود)، آزمایشی در سال 1375 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه صنعتی اصفهان اجرا گردید. چهار مقدار (60، 90، 120 و 150 کیلوگرم نیتروژن در هکتار به صورت کود اوره) و چهار نحوه تقسیط [1- (1-0-0)، 2- ( 3/1-3/1 -3/1 )، 3- (0- 2/1- 2/1) و 4- (0- 3/1- 3/2)] با استفاده از طرح فاکتوریل در قالب بلوک های کامل تصادفی در 3 تکرار مورد ارزیابی قرار گرفت. با افزایش مقدار کود، میانگین ارتفاع بوته ها، تعداد پنجه در واحد سطح و تعداد روز تا خوشه دهی و رسیدگی گیاه افزایش معنی داری پیدا کرد. با افزایش مقدار نیتروژن تا 120 کیلوگرم در هکتار، عملکرد دانه و تعداد خوشه در متر مربع زیاد شد، در حالی که مصرف 150 کیلوگرم نیتروژن سبب کاهش عملکرد دانه و تعداد خوشه گردید. اثر مقدار نیتروژن بر تعداد دانه در خوشه معنی دار نبود. با افزایش مقدار نیتروژن وزن هزار دانه از روند خاصی پیروی نکرد، در حالی که شاخص برداشت و درصد دانه های پر شده کاهش معنی داری یافت. همچنین درصد نیتروژن اندام هوایی در مرحله خوشه دهی و درصد نیتروژن خوشه ها در زمان برداشت با افزایش مقدار کود افزایش یافت. کاربرد کود پایه سبب افزایش معنی دار ارتفاع، تعداد پنجه در واحد سطح، وزن خشک اندام هوایی، عملکرد دانه و تعداد خوشه و کاهش معنی دار شاخص برداشت شد. تعداد دانه در خوشه و وزن هزار دانه در اثر نحوه تقسیط کود از روند خاصی پیروی نکرد، در حالی که درصد نیتروژن گیاه با تاخیر مصرف کود افزایش یافت. نتایج به دست آمده از این آزمایش نشان داد که حداکثر عملکرد دانه با مقدار 120 کیلوگرم نیتروژن و تقسیط ( 3/1- 3/1- 3/1) به دست آمد. </description>
						<author>ابوالفضل  فرجی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثرات روشهای مختلف خاک ورزی بر فشردگی و مواد غذایی خاک و استقرار ماش بعد از برداشت گندم</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=249&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>روشهای خاک ورزی از طریق تغییر در خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک بر استقرار، رشد و عملکرد گیاه تأثیر می گذارند. این اثرات در کشت مضاعف گندم – ماش در اصفهان مورد مطالعه قرار نگرفته است. بدین لحاظ اثرات روشهای مختلف خاک ورزی بر خصوصیات فیزیک و شیمیایی خاک و استقرار ماش (لاین آزمایشی 16-61-1)، در سال 1375 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان مورد بررسی قرار گرفت. دو تیمار حفظ و سوزاندن بقایا با چهار روش خاک ورزی شامل خاک ورزی با گاوآهن برگرداندار، دیسک، خیش چی و عدم خاک ورزی با استفاده از طرح بلوک های خرد شده در قالب بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار ارزیابی شد. جرم مخصوص ظاهری و فروپذیری اعماق مختلف خاک در مرحله سبز شدن تحت تأثیر بقایای گیاهی واقع نشد. اما حفظ بقایا سبب کاهش جرم مخصوص ظاهری خاک در عمق 15-0 سانتیمتر و افزایش فروپذیری خاک در عمق 15-3 سانتیمتر در مرحله گلدهی گردید. با سوزاندن بقایای گیاهی، مقدار ازت، فسفر و پتاسیم خاک در عمق 15-0 سانتیمتر در مرحله سبز شدن افزایش یافت، اما معدنی شدن عناصر غذایی آلی موجود در بقایای گیاهی سبب شد تا مقدار ازت، فسفر و پتاسیم خاک در عمق 15-0 سانتیمتر در مرحله گلدهی، در تیمار حفظ بقایا بیشتر گردد. سرعت و ضریب سبز شدن بذرها، در تیمار حفظ بقایا به طور معنی داری پایین تر بود. تیمار گاوآهن برگرداندار، در مراحل سبز شدن و گلدهی حداقل جرم مخصوص ظاهری خاک در عمق 30-0 سانتیمتر و حداکثر فروپذیری خاک در عمق 21-3 سانتیمتر را داشت. همچنین کمترین مقدار ازت، فسفر و پتاسیم خاک در عمق 15-0 سانتیمتر در مراحل سبز شدن و گلدهی، در تیمار اخیر به دست آمد. سرعت و ضریب سبز شدن گیاهچه ها در تیمار عدم خاک ورزی به شدت کاهش نشان داد. بر اساس نتایج حاصله و با توجه به تأمین اهداف کشاورزی پایدار، استفاده از دیسک تحت شرایط حفظ بقایا، ممکن است مطلوب تر از بقیه روشهای خاک ورزی تحت شرایط مشابه با آزمایش حاضر باشد. </description>
						<author>رضا  جمشیدیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر گروه بلوغ و نحوه رشد روی رشد رویشی، عملکرد و اجزاء عملکرد سویا &lt;span dir=ltr&gt;[&lt;i&gt;Glycine max&lt;/i&gt;(L.) &lt;i&gt;Merr&lt;/i&gt;.]&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=250&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>آگاهی از خصوصیات رشد رویشی و زایشی ارقام سویا با نحوه رشد و گروههای بلوغ مختلف، عامل مهمی در انتخاب رقم مناسب و ایجاد شرایط مطلوب برای آن می باشد. در سال 1373، در مزرعه ای واقع در خولنجان اصفهان 9 رقم سویا با فرم رشد نامحدود متعلق به گروههای مختلف بلوغ به نامهای ویلیامز، وودورث، هاک، زان، بلاک هاک، بونوس، استیل، اس. آر. اف و هارکور و یک رقم سویای رشد محدود به نام هابیت متعلق به گروه بلوغ III از نظر صفات مختلف، در یک طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار مورد مطالعه قرار گرفتند. ارقام با عادت رشد نامحدود و متعلق به گروههای بلوغ بالاتر، رشد رویشی بیشتری داشتند و ماده خشک زیادتری تولید نمودند. به طور کلی ارقام با رشد نامحدود و دیررس دارای ساقه اصلی طویل تر و تعداد زیادتر گره، غلاف و دانه در ساقه اصلی بودند. تعداد ساقه های فرعی در رقم با عادت رشد محدود زیادتر بود، که منجر به تولید بیشتر غلاف و دانه در ساقه های فرعی در این نحوه رشد گردید. اما این صفات در ارقام با گروههای بلوغ مختلف روند خاصی را نشان ندادند. فاصله اولین غلاف از سطح زمین در ارقام رشد نامحدود نسبت به رقم رشد محدود بیشتر بود. تعداد غلاف در هر گره ساقه اصلی و تعداد دانه در هر غلاف ساقه فرعی و تعداد گره در ساقه فرعی ارقام تفاوت معنی داری نشان ندادند. گروه بندی ارقام مورد مطالعه از نظر خصوصیات مختلف، بیانگر تفاوت اساسی ارقام با نحوه رشد متفاوت و تشابه بعضی از ارقام با ارقام مربوط به گروههای رسیدگی دیگر بود. </description>
						<author>محمدرضا  شهسواری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه واکنش به باززایی از جنین نارس در ارقام گندم دوروم &lt;i&gt; Triticum turgidum &lt;/i&gt; var. &lt;i&gt;durum&lt;/i&gt;)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=251&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;واکنش 28 رقم گندم دوروم (&lt;em&gt;Triticum turgidum&lt;/em&gt; var. &lt;em&gt;durum&lt;/em&gt;) به کشت جنین نارس در محیط کشت موراشیک و اسکوگ (MS)، در آزمایشگاه کشت بافت دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان مورد بررسی قرار گرفت. به منظور تولید جنینهای نارس در شرایط محیطی مناسب، کشت گیاهان در سیستم هیدروپونیک با جریان چرخشی و در گلدانهایی در گلخانه انجام شد. چگونگی باززایی جنینهای نارس در زمانهای 2، 4، 8 و 16 روز پس از تلقیح جنین، از طریق سنجش درصد و سرعت باززایی در محیط کشت، برای کلیه ژنوتیپ ها یادداشت برداری شد. تجزیه واریانس داده های حاصل به صورت طرح کرتهای خرد شده در زمان، در قالب طرح کاملاً  تصادفی در 5 تکرار و 4 زمان انجام گرفت. تجزیه واریانس داده ها نشان داد که در بین ارقام تفاوت معنی داری از نظر ظرفیت باززایی وجود دارد. حداکثر ظرفیت یا سرعت باززایی (دو روز پس از تلقیح) جنین نارس در رقم “شاهیوندی” که رقم بومی منطقه غرب ایران است، مشاهده گردید. رقم “Awl&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;/sb&lt;sub&gt;l4&lt;/sub&gt;” با متوسط 5/48 درصد و ارقام “هاگلا” و “آفن کیل” با متوسط 80 درصد به ترتیب دارای کمترین و بیشترین متوسط باززایی در طی مدت یادداشت برداری بودند. اهمیت سرعت باززایی بالا از لحاظ صرفه جویی در وقت، هزینه و احتمال ایجاد تنوع سوماکلونی کمتر در برنامه های به نژادی، حایز اهمیت است. &lt;/p&gt;</description>
						<author>سیدشهرام  میراجاق</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر آنزیم و مواد شیمیایی دیگر بر بهبود ارزش غذایی جو در تغذیه مرغان تخمگذار</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=252&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تغذیه دانه جو به میزان بالا به مرغان تخمگذار، موجب کاهش مصرف خوراک و کوچک شدن اندازه تخم مرغها می شود. جهت رفع مشکلات تغذیه ای دانه جو در مرغان تخمگذار از مواد شیمیایی مانند آنزیم تجاری مؤثر بر جو (فین فید)، آنتی بیوتیک اکسی تتراسیکلین، سولفات مس، سولفات منیزیوم و بی کربنات سدیم استفاده گردید. افزودن مواد شیمیایی همچون آنتی بیوتیک، بی کربنات سدیم، سولفات مس و سولفات منیزیوم، تأثیری بر عملکرد مرغان تخمگذار تغذیه شده با جو نداشت، جز این که سولفات مس باعث افزایش جزئی در وزن تخم مرغ گردید. افزودن آنتی بیوتیک و بی کربنات سدیم ضخامت پوسته تخم مرغ را افزایش داد. افزودن آنزیم به جیره مرغان تخمگذار تغذیه شده با جیره پایه جو، موجب بهبود عملکرد مرغان تخمگذار گردید. مرغان تخمگذار بالغ به خوبی توانستند جیره های حاوی سطوح بالای جو به همراه آنزیم را تحمل کنند و چنین جیره ای برای مرغان تخمگذار تفاوت محسوسی با جیره شاهد ذرت نداشت. </description>
						<author>علیرضا  آذربایجانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر سطوح مختلف اسید اسکوربیک و تراکم مرغ در تابستان بر کیفیت پوسته تخم مرغ و عملکرد مرغان تخمگذار</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=253&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این آزمایش به منظور تعیین اثرات سطوح مختلف ویتامین C (صفر، 150، 300 و 450 قسمت در میلیون) و تراکم در قفس (3، 4 و 5 مرغ) بر کیفیت پوسته تخم مرغ و عملکرد مرغان تخمگذار، تحت شرایط دمای بالای محیطی به اجرا در آمد. یک آزمایش فاکتوریل 4×3 شامل 12 تیمار آزمایشی در یک طرح کاملاً تصادفی به مورد اجرا گذاشته شد. 192 مرغ لگهورن سفید، در سن 25 هفتگی به 48 واحد آزمایشی تقسیم شدند. در هر تیمار 4 تکرار وجود داشت. طول دوره آزمایش 12 هفته بود. صفات مورد اندازه گیری عبارت بود از: وزن تخم مرغ، وزن پوسته، ارتفاع سفیده، ضخامت پوسته، تولید روزانه هر مرغ (گرم)، درصد تولید تخم مرغ و ضریب تبدیل غذایی. درصد تولید به طور روزانه و صفات تولید روزانه هر مرغ (گرم)، وزن تخم مرغ، وزن پوسته، ارتفاع سفیده، و ضخامت پوسته، هر دو هفته اندازه گیری می شد. درصد کلسیم پوسته، در آخرین دوره نمونه گیری اندازه گیری گردید. ویتامین C به میزان 150 قسمت در میلیون باعث افزایش معنی دار وزن تخم مرغ و کلسیم پوسته و به میزان 300 قسمت در میلیون سبب افزایش معنی دار ارتفاع سفیده گردید (05/0 &gt; P). تراکم بر وزن پوسته، ضخامت پوسته، ارتفاع سفیده و درصد کلسیم پوسته تأثیر معنی دار نداشت. وزن تخم مرغ، تولید روزانه هر مرغ (گرم) و درصد تولید، با افزایش تراکم کاهش معنی دار داشت (05/0 &gt; P) و ضریب تبدیل فقط با افزایش تراکم افزایش معنی دار نشان داد (05/0 &gt; P). اثر متقابل ویتامین C و تراکم بر وزن پوسته و وزن تخم مرغ معنی دار بود (05/0 &gt; P). </description>
						<author>سیدمحمد  هاشمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
