<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1377 جلد2 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1377/1/12</pubDate>

					<item>
						<title>کشاورزی پایدار در مقایسه با کشاورزی متعارف: سنجش ایستارها</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=262&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مقوله پایداری جایگاه اصلی خود را به گونه ای فزاینده در طرحهای توسعه پیدا کرده است. با وجود استفاده نابجا و گاه نادرست از واژه پایداری، دستیابی به آن در توسعه کشاورزی همواره از نکات مورد توجه می باشد. هدف این مقاله: &lt;/p&gt;&lt;p&gt;1) ترسیم و توصیف زیربنای اعتقادی و ارزشی دو جهان بینی از کشاورزی، یعنی دیدگاه کشاورزی متعارف و دیدگاه کشاورزی پایدار،&lt;/p&gt;&lt;p&gt; 2) تشریح ابزاری برای سنجش اعتقادات و ارزشهای مطرح در این دو دیدگاه، &lt;/p&gt;&lt;p&gt;3) سنجش گرایش کارکنان ترویج (کارشناسان و مروجین) و محققین وزارت کشاورزی نسبت به توسعه پایدار و &lt;/p&gt;&lt;p&gt;4) مقایسه گرایش کارکنان وزارت کشاورزی ایران با طرفداران کشاورزی پایدار و متعارف در کشور آمریکا می باشد. ابزار تهیه شده در این مطالعه در طی یک پیمایش ملی مورد استفاده قرار گرفته است. یک نمونه گیری تصادفی دو مرحله ای انجام شد که در اولین مرحله آن یازده استان به طور تصادفی انتخاب گردید و سپس در هر یک از استانهای انتخابی یک نمونه ساده تصادفی از مروجین، کارشناسان ترویج و محققین کشاورزی برای مطالعه انتخاب شد. یافته ها حاکی از این است که از نظر گرایش به توسعه پایدار، بین کارشناسان ترویج، مروجین و محققین کشاورزی، اختلاف معنی داری وجود ندارد. اطلاعات مربوط به مطالعه ای مشابه از کشور آمریکا، به منظور مقایسه در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفت. گروه طرفداران کشاورزی پایدار با بالاترین میانگین امتیاز و گروه فروشندگان سموم کشاورزی در کشور آمریکا با پائین ترین میانگین امتیاز در دو کرانه بالا و پائین این مقایسه قرار گرفتند. میانگین گرایش نسبت به توسعه پایدار در سه گروه کارکنان وزارت کشاورزی به طور قابل توجهی پائین تر از گروه طرفداران کشاورزی پایدار در کشور آمریکا بود. عدم وجود اختلاف معنی دار بین امتیازات گروههای کارکنان وزارت کشاورزی با گروه فروشندگان سموم کشاورزی در آمریکا نشان دهنده پائین بودن گرایش کارکنان نسبت به توسعه پایدار می باشد. با توجه به چالشی که کشاورزان ایرانی در دهه آینده جهت تأمین غذای کشور با آن مواجه هستند و همچنین با توجه به اهمیت نقش کارکنان وزارت کشاورزی در دستیابی به توسعه پایدار کشاورزی،  ایجاد تغییرات مطلوب در دانش، ایستارها و مهارتهای کارکنان بخش ترویج و تحقیقات این وزارتخانه، از پیشنهادهای مؤکد این پژوهش است. &lt;/p&gt;</description>
						<author>عزت اله  کرمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر لجن فاضلاب بر عملکرد و جذب فلزات سنگین به وسیله کاهو و اسفناج</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=263&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;لجن فاضلاب منبعی غنی از عناصر غذایی گیاه به شمار می رود و به همین علت به عنوان یک کود ارزان قیمت مورد توجه کشاورزان قرار گرفته است. اما وجود فلزات سمی در لجن فاضلاب و امکان جذب این عناصر توسط گیاه و ورود آنها به زنجیره غذایی انسان و حیوان نباید از نظر دور بماند. هدف از انجام این تحقیق تعیین میزان جذب فلزات سنگین توسط گیاه در زمینهای تیمار شده با لجن فاضلاب و تعیین اثر تجمعی و باقیمانده لجن فاضلاب بر جذب این عناصر به وسیله گیاه می باشد. این مطالعه در مزرعه، در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار، دو گیاه (کاهو، .&lt;em&gt;Lactuca sativa&lt;/em&gt; L و اسنفناج .&lt;em&gt;Spinacia oleracea&lt;/em&gt; L) و سه سطح لجن فاضلاب (صفر، 5/22 و 45 تن در هکتار) انجام گرفت. برای تعیین اثر باقیمانده و تجمعی لجن بر جذب فلزات به وسیله گیاه، هر کرت به دو قسمت تقسیم گردید. در یک قسمت بدون افزودن لجن و در قسمت دیگر با افزودن مجدد لجن به مقدار تیمارهای ذکر شده در بالا، اقدام به کشت گیاهان گردید. در هر مرحله غلظت کل و غلظت قابل عصاره گیری عناصر سنگین به وسیله EDTA در خاک تعیین گردید. غلظت فلزات سنگین در اندام هوایی و ریشه گیاهان جداگانه اندازه گیری شد. غلظت کل مس،  روی و سرب با افزایش سطح لجن فاضلاب در خاک افزایش یافت، اما این افزایشها معنی دار نبودند. اضافه کردن لجن فاضلاب باعث افزایش معنی دار غلظت قابل عصاره گیری مس، روی و سرب به وسیله EDTA در خاک و جذب این فلزات توسط گیاه گردید. اما اثر باقیمانده و تجمعی لجن بر غلظت قابل عصاره گیری و جذب فلزات در گیاهان معنی دار نبود. عملکرد هر دو گیاه با افزایش لجن به صورت معنی دار افزایش یافت. &lt;/p&gt;</description>
						<author>مجید  افیونی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی تغییرات صفات مهم زراعی و معیارهای سنجش تحمل به خشکی در ارقام آفتابگردان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=264&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>دو آزمایش جداگانه در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار، در سال 1375 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز واقع در باجگاه اجرا شد. در این تحقیق از چهارده رقم آفتابگردان، شامل هشت رقم هیبرید و شش رقم آزاد گرده افشان استفاده گردید. در یک آزمایش، آبیاری مطلوب و بر اساس 5 &lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;Times New Roman&quot; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: FA&quot;&gt; &lt;/span&gt; 65&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;±&lt;/span&gt;میلیمتر تبخیر از تشتک تبخیر کلاس A و در آزمایش دیگر، آبیاری محدود و بر اساس معیار 5 &lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: FA&quot;&gt; &lt;/span&gt; 125&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: FA&quot;&gt;±&lt;/span&gt; میلیمتر تبخیر از تشتک تبخیر کلاس A انجام شد. صفات تعداد روز تا گلدهی، تعداد روز تا رسیدن فیزیولوژیک، قطر طبق، قطر ساقه، تعداد برگ در گیاه، ارتفاع گیاه، تعداد دانه های پر در طبق، وزن هزار دانه، درصد مغز دانه، درصد پوکی دانه، عملکرد دانه، درصد روغن دانه و شاخص برداشت اندازه گیری گردید. بیشتر صفات، از جمله عملکرد دانه و عملکرد روغن، تنوع ژنوتیپی و فنوتیپی قابل ملاحظه ای نشان داد. برای همه صفات تفاوت بسیار معنی داری میان ارقام مشاهده شد. بیشترین عملکرد دانه در شرایط آبیاری مطلوب و آبیاری محدود به ترتیب از آن ارقام لوچ و آرماویرسکی بود. تنش رطوبتی به طور معنی داری موجب کاهش عملکرد دانه و اجزای آن گردید. همچنین دوره رسیدن گیاه تحت تأثیر تنش خشکی کاهش یافت. در عین حال آبیاری اثر معنی داری بر درصد روغن دانه نداشت. برای ارزیابی واکنش ارقام نسبت به خشکی، شاخصهای مقاومت به خشکی محاسبه گردید. نبودن همبستگی میان عملکرد دانه در شرایط مطلوب و شاخص حساسیت به خشکی، نشان می دهد که احتمالاً از طریق گزینش برای هر دو صفت، می توان سطح بالایی از مقاومت به خشکی و پتانسیل عملکرد را در ارقام اصلاح شده آفتابگردان به دست آورد. همچنین مشخص شد که انتخاب بر اساس میانگین قابلیت تولید و شاخص تحمل به خشکی، گزینش را به سمت انتخاب ارقامی با عملکرد زیاد و مقاوم به خشکی سوق می دهد. در میان ارقام مورد آزمایش، آرماویرسکی در عین برتری نسبی عملکرد، به خشکی مقاوم بود. </description>
						<author>هومن  راضی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>لزوم توجه به مفروضات مدل ژنتیکی تجزیه دای آلل</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=265&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;به منظور بررسی صحت فرضیات تجزیه دای آلل از تلاقیهای 6 ژنوتیپ یولاف زراعی و وحشی استفاده گردید. صفات تعداد روز تا گرده افشانی، ارتفاع گیاه در گرده افشانی و رسیدگی و همچنین درصد پروتئین ساقه و دانه بررسی شد. در تجزیه دای آلل به روش گریفینگ، میانگین مربعات تلاقیهای معکوس برای کلیه صفات معنی دار بود، اما بر مبنای تجزیه واریانس هیمن، اثر پایه مادری برای هیچ یک از صفات معنی دار نگردید. لذا برای بررسی صحت مدل و سه فرض فقدان آلل های چندتایی، عدم وجود پیوستگی ژنی و اثرات متقابل بین مکانهای ژنی از میانگین تلاقیهای دوطرفه و رگرسیون W&lt;sub&gt;r&lt;/sub&gt; روی V&lt;sub&gt;r&lt;/sub&gt;، تجزیه واریانس W&lt;sub&gt;r&lt;/sub&gt; + V&lt;sub&gt;r&lt;/sub&gt; و W&lt;sub&gt;r&lt;/sub&gt; – V&lt;sub&gt;r&lt;/sub&gt; استفاده گردید. هیچکدام از روشها برای ارتفاع در رسیدگی و تعداد روز تا گرده افشانی اریبی نشان ندادند و لذا تجزیه هیمن برای تخمین پارامترهای ژنتیکی انجام شد. برای ارتفاع گیاه در گرده افشانی و درصد پروتئین ساقه، شیب خط رگرسیون به ترتیب واجد و فاقد اختلاف معنی دار با یک و صفر بود. برای این دو صفت با حذف یک والد از جدول دای آلل، اریبی برطرف گردید. برای درصد پروتئین دانه نیز، با توجه به این که برای صحت مدل نیاز به حذف دو والد بود، از محاسبه پارامترهای ژنتیکی صرف نظر گردید. در مجموع روش رگرسیون W&lt;sub&gt;r&lt;/sub&gt; روی V&lt;sub&gt;r&lt;/sub&gt; نسبت به تجزیه واریانسW&lt;sub&gt;r&lt;/sub&gt; + V&lt;sub&gt;r&lt;/sub&gt;و W&lt;sub&gt;r&lt;/sub&gt; – V&lt;sub&gt;r&lt;/sub&gt; از اعتبار بیشتری جهت بررسی صحت مدل ژنتیکی برخوردار بود. همچنین نتایج تجزیه هیمن و جینکز در دو حالت صحت و عدم صحت فرضیات مدل ژنتیکی، نشان داد که پارامترهای ژنتیکی به شدت تحت تأثیر اریبی مدل قرار گرفته و برآوردهای کاملاً متفاوتی برای آنها به دست می آید. روش گریفینگ کمتر از روش هیمن و جینکز تحت تأثیر اریبی مدل ژنتیکی قرار گرفت. بدین ترتیب به نظر می رسد که آزمونهای اولیه برای بررسی صحت فرضیات مدل ژنتیکی هیمن و جینکز و اطمینان از صحت نتایج از طریق روشهای ارائه شده امری ضروری است. &lt;/p&gt;</description>
						<author>عبدالمجید  رضائی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین ارزش غذایی ارزن و چربی حیوانی (پیه) برای جوجه های گوشتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=266&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;به منظور برآورد ارزش غذایی ارزن و چربی حیوانی (پیه) برای جوجه های گوشتی دو آزمایش انجام شد. در آزمایش اول، انرژی قابل سوخت و ساز با تصحیح ازت برای ارزن و چربی حیوانی، به روش سیبالد تعیین شد. انرژی قابل سوخت و ساز تصحیح شده برای ازت&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; 3260(AMEn) &lt;/span&gt;کیلوکالری در کیلوگرم برای ارزن (دانه کامل)، 3204 کیلوکالری در کیلوگرم برای ارزن آسیاب شده،  3237 کیلوکالری در کیلوگرم برای ارزن غربال و آسیاب  شده و 8166 کیلوکالری در کیلوگرم برای پیه به دست آمد. به منظور تعیین اثرات جایگزینی ارزن به جای ذرت در جیره های با درصد متفاوت چربی، یک آزمایش فاکتوریل 5 × 3 طراحی شد که در این آزمایش عامل چربی با سه سطح صفر، 3 و 6 درصد و عامل جایگزینی ارزن به جای ذرت با پنج سطح صفر، 25، 50، 75 و 100 درصد بررسی شد. هر یک از پانزده جیره در چهار تکرار، هر تکرار شامل دوازده جوجه مورد آزمایش قرار گرفت. کلیه جیره ها هم انرژی و هم پروتئین بودند. وزن بدن، مصرف غذا و ضریب تبدیل غذایی، به طور گروهی در هر هفته تعیین گردید. بین سطوح جایگزینی ارزن به جای ذرت در سن 56 روزگی، اختلاف معنی داری از نظر وزن بدن، مصرف غذا و ضریب تبدیل غذایی مشاهده نشد. با افزایش سطح چربی حیوانی، وزن بدن، مصرف غذا و ضریب تبدیل غذا (05/0 &gt; p) یافت. نتایج حاصل از این آزمایش نشان داد که ارزن از ارزش انرژی زائی زیادی برخوردار است و به نظر می رسد در افزایش وزن جوجه های گوشتی، حداقل با ذرت برابر باشد. چربی حیوانی (پیه) به عنوان منبع انرژی، تا سطح 3 درصد قابل استفاده است ولی بیش از آن تأثیر قابل ملاحظه ای بر بهبود بازده غذایی جوجه های گوشتی ندارد. &lt;/p&gt;</description>
						<author>جواد  پوررضا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میکوفلور بذر سه گونه تاغ</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=267&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;به منظور بررسی و شناسایی میکوفلور بذر سه گونه زرد تاغ &lt;em&gt;Haloxylon ammodendron،&lt;/em&gt; سیاه تاغ H. &lt;em&gt;aphyllum&lt;/em&gt; و سفید تاغ H. &lt;em&gt;persicum&lt;/em&gt; در دو منطقه سبزوار و گناباد، نمونه های بذور جهت آزمایش جمع آوری گردید و پس از تعیین درصد رطوبت و قوه نامیه آنها، مورد بررسی قرار گرفت. روشهای بررسی میکوفلور بر اساس روشهای استاندارد I.S.T.A، شامل کشت بذر روی کاغذ صافی مرطوب (Blotter test)، کشت بذر روی محیطهای غذایی آگاردار، کشت بذر در ماسه سترون (Hiltner test) و بررسی اجزاء میکوفلور از طریق تجزیه بذر بود. در بررسیهای انجام شده 19 گونه قارچ متعلق به 15 جنس جداسازی و شناسایی گردید. در میان گونه های مورد بررسی جدایه های جنسهای &lt;em&gt;Alternaria، Penicillium، Fusarium، Aspergillus&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;Camarosporium&lt;/em&gt; بیشترین فراوانی را داشتند. &lt;/p&gt;</description>
						<author>محمد  حاجیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه مرفولوژیک زنبور عسل معمولی (Apis mellifera L.) در ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=268&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;تعیین وضعیت ژنتیکی موجودات زنده، اولین قدم برای برنامه ریزی اصولی اصلاح نژاد آنها می باشد. طی سالهای 75-1371 برای مشخص شدن این وضعیت در زنبور عسل موجود در ایران، تلاش شد با استفاده از خصوصیات ظاهری،  وضعیت توده زنبور عسل معمولی ایران مشخص شده و رابطه آن با نژادهای جهان تعیین گردد. برای این منظور، اندازه گیری دوازده خصوصیت ظاهری روی بیش از 13000 زنبور کارگر برداشت شده از 1320 کلنی مربوط به 212 زنبورستان، 104 شهرستان و 25 استان کشور و نیز 7 صفت ظاهری روی بیش از 900 زنبور عسل نر برداشت شده از 403 کلنی مربوط به 111 زنبورستان، 42 شهرستان و 10 استان کشور، با استفاده از روش بین المللی روتنر انجام شد. تجزیه و تحلیل آماری نتایج به دست آمده با استفاده از روش تجزیه به مولفه های اصلی (PCA)، نشان می دهد که توده زنبور عسل موجود در ایران همان زنبور عسل نژاد ایرانی (&lt;em&gt;Apis mellifera meda&lt;/em&gt;) است و از نژادهای اروپایی وارد شده به ایران مثل کارنیولان، ایتالیایی، قفقازی و حتی نژادهای آناتولی، سوری، یمنی و مصری فاصله زیادی دارد. واردات نژادهای بیگانه در گذشته، به دلیل پایداری نژاد ایرانی و عدم واردات ملکه در دهه اخیر، تأثیر قابل ملاحظه ای روی آن نگذاشته و این نژاد هویت خود را از دست نداده است و حتی در سالهای اخیر، خصوصیات نژاد ایرانی در مقایسه با نژادهای مذکور، بیشتر تثبیت گردیده است. &lt;/p&gt;</description>
						<author>غلامحسین  طهماسبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>جایگزینی منابع پروتئین گیاهی به جای پودر ماهی در تغذیه قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=269&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>برای بررسی اثر جایگزینی منابع پروتئین گیاهی به جای پودر ماهی بر عملکرد ماهی قزل آلای رنگین کمان، 3 منبع پروتئین گیاهی شامل کنجاله های سویا، آفتابگردان و پنبه دانه در 4 سطح جایگزینی 10، 20، 30 و 40 درصد به جای پودر ماهی، در قالب طرح کاملاً تصادفی به روش فاکتوریل 4 × 3 به علاوه یک شاهد در سه تکرار مورد استفاده قرار گرفت. کلیه جیره ها هم انرژی و هم پروتئین بود. تعداد 780 قطعه ماهی قزل آلای رنگین کمان انتخاب و در 39 قفس (هر قفس 20 قطعه ماهی) جای گرفتند و پس از 2 هفته سازگاری، به مدت 46 روز با 13 جیره آزمایشی تغذیه شدند. این جایگزینی سبب تفاوت معنی داری در معیارهای مورد ارزشیابی در مقایسه با جیره شاهد نشد. ماهیان تغذیه شده با جیره های حاوی 30 و 40 درصد کنجاله پنبه دانه، وزن بیشتر، عملکرد رشد بهتر و ضریب تبدیل کمتری نسبت به ماهیان تغذیه شده با سایر جیره ها داشتند، ولی این تفاوت معنی دار نبود. بدون در نظر گرفتن سطح جایگزینی، مقایسه ماهیان تغذیه شده با 3 منبع پروتئین گیاهی مختلف نشان داد که ماهیان تغذیه شده با جیره محتوی کنجاله آفتابگردان به طور معنی داری (01/0 &gt; p) میانگین وزن و نسبت بازده پروتئین کمتر، عملکرد رشد پایین تر و ضریب تبدیل بالاتری نسبت به ماهیان تغذیه شده با جیره های محتوی کنجاله های سویا و پنبه دانه داشتند. وزن نسبی کبد ماهیان تغذیه شده با جیره سویا به طور معنی داری (01/0 &gt; p) بیش از ماهیان تغذیه شده با جیره های پنبه دانه بود. جایگزینی جزیی کنجاله پنبه دانه، سبب دسترسی به انرژی بیشتر و بهبود عملکرد ماهی قزل آلای رنگین کمان گردید. به هر حال جیره های محتوی کنجاله سویا تأثیر چندانی بر عملکرد قزل آلای رنگین کمان نداشت. این نتایج نشان می دهد که کنجاله های پنبه دانه و سویا می توانند به عنوان منبع جایگزین مناسبی برای پودر ماهی در جیره های قزل آلای رنگین کمان توصیه شوند. </description>
						<author>نصرالله  محبوبی صوفیانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
