<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1384 جلد9 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1384/1/12</pubDate>

					<item>
						<title>نیاز آبی و ضریب گیاهی گندم در منطقه زرقان استان فارس</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=277&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این پژوهش در مزرعه تحقیقاتی مرکز تحقیقات کشاورزی فارس در منطقه زرقان در سال های 1378 تا 1381 به منظور تعیین نیاز آبی و ضریب گیاهی گندم رقم کراس آزادی به وسیله لایسیمتر انجام شد.
بر اساس نتایج به دست آمده نیاز آبی گندم در سه سال آزمایش به ترتیب برابر 720، 712 و 674 میلی متر محاسبه شد. هم چنین با در نظر گرفتن روش پنمن مانتیت برای محاسبه تبخیر تعرق بالقوه گیاه مرجع، میانگین ضریب گیاهی مراحل چهارگانه رشد گندم به ترتیب برابر 37/0، 68/0، 11/1 و 51/0 به دست آمد. علاوه بر آن، به منظور برنامه ریزی آبیاری گندم در سال های آینده از یک طرف و عدم دسترسی کشاورزان به کلیه آمار هواشناسی از طرف دیگر، سعی شد رابطه ای برای تعیین نیاز آبی گندم در منطقه به دست آید. در این راستا از میانگین دهه ای آمار تبخیر از تشت کلاس A و ضریب گیاهی استفاده گردید.
</description>
						<author> جانب ا... نیازی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی روند تغییرات دمای متوسط سالانه در ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=278&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پژوهش های انجام شده در سطح جهان به طور عمده بیانگر افزایش تدریجی در دمای متوسط است. با این وجود گزارش هایی مبنی بر کاهش درجه حرارت نیز وجود دارد. در این پژوهش روند تغییرات دراز مدت دمای متوسط سالانه در 34 ایستگاه  سینوپتیک ایران (2 ایستگاه در اقلیم سرد و مرطوب، 14 ایستگاه در اقلیم معتدل و مرطوب، 11 ایستگاه در اقلیم استپی و 7 ایستگاه در اقلیم بیابانی- بر اساس اقلیم بندی کوپن) با دوره آماربرداری حداقل 30 ساله،  به روش کمترین مربعات خطا و روش من- کندال  مورد بررسی قرار گرفت (روش والد - وولفوویتز منجر به نتایج متفاوتی شد). 
نتایج نشان داد که در 59% ایستگاه ها تغییرات دما دارای روند مثبت و در 41%  ایستگاه ها دارای روند منفی می باشد. با درنظر گرفتن سطح معنی داری، سه ناحیه روند مثبت، منفی و بدون روند در ایران تشخیص داده شد. به نظر نمی رسد که توزیع جغرافیایی این ایستگاه ها از یک الگوی مشخص تبعیت کنند. نتایج بررسی در دوره مشترک آماری (1968-1998) نشان داد که در 68% ایستگاه ها روند مثبت و در32% روند منفی حاکم است. توزیع جغرافیایی ایستگاه ها در این حالت با حالت قبل بعضاً تفاوت هایی را نشان می دهد و در این حالت نیز نمی توان الگوی جغرافیایی خاصی را بر آنها مترتب نمود. در این حالت و در سطح معنی داری 5 درصد، 44، 15 و 41 درصد از ایستگاه ها به ترتیب روند مثبت، منفی و بدون روند را از خود نشان دادند. با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که بیشتر مناطق در سال های آتی با افزایش دما روبه رو خواهد بود. هرچند شیب خط روند دراز مدت دمای متوسط سالانه در برخی از ایستگاه های به لحاظ آماری معنی دار نشده است، ولی مثبت بودن این شیب بیانگر افزایش دماست.
</description>
						<author> هادی شیر غلامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی نقش کاریکاتور در تغییر نگرش کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی شیراز نسبت به کشاورزی پایدار</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=279&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تغییر نگرش کارشناسان کشاورزی، نسبت به اصول و مفاهیم پایداری، برای تحقق کشاورزی پایدار ضروری است. به منظور تحقق این مهم، باید به همه تدبیرهایی که منجر به تحکیم این‏گونه تغییرات می شود توجه نمود. از جمله چالش های مهم برای دست یابی به این هدف، تهیه کانال های اطلاع‏رسانی مناسب برای اثربخشی بیشتر است. هدف این پژوهش، بررسی نقش کاریکاتور در تغییر نگرش کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی شیراز نسبت به کشاورزی پایدار بود که به ”روش نیمه‎تجربی“ و با دو گروه تجربی و یک گروه شاهد انجام گرفت. هشتاد نفر از کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی شیراز با روش نمونه‎گیری ساده تصادفی به عنوان شرکت کنندگان در پژوهش منظور شدند. برای بررسی نگرش آنان، پرسش ها بر اساس فرضیه‎‎های پژوهش، طرح و داده‎ها با پرسش نامه جمع‎آوری گردیدند. روایی آن با نظرسنجی اساتید تعیین و به منظور سنجش میزان پایایی آن ضمن انجام یک مطالعه راهنما، که به طور تصادفی، بین 33 نفر از جامعه آماری مشابه (کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی تبریز) صورت گرفت، از آزمون کرنباخ آلفا بهره گرفته شد. میزان ضریب پایایی کل پرسش نامه در این پژوهش 65/0بود.
تحلیل پاسخ ها با آمارهای توصیفی و استنباطی انجام گردید. مقایسه نتایج دو کارگاه آموزشی با کاریکاتور و بی کاریکاتور از طریق آزمون “من‎ویتنی‎یو” و در نهایت مقایسه نتایج کارگاه های آموزشی با کاریکاتور و بی‎کاریکاتور با گروه شاهد از طریق آزمون “کروسکال والیس” حاکی از آن است که کارگاه آموزشی با کاریکاتور بیشترین تغییرات را در نگرش کاشناسان در راستای کشاورزی پایدار ایجاد کرده است. بنابراین، به کارگیری کاریکاتور به منظور تبیین علمی کشاورزی پایدار می‎تواند حرکتی مؤثر برای تحقق کشاورزی پایدار باشد. زیرا به دلیل قابلیت های ویژه  آن در ایجاد ارتباط با مخاطبانش، زمینه گسترده‏ای فراهم می شود تا مردم پیام های زیست‎محیطی را با گوش دل بشنوند و به طور جهانی فکر کنند و راه زیستن بهتر را همراه با حفاظت از منابع، در شرایط محلی خود بیابند.
</description>
						<author> منصور شاه ولی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین برخی ابعاد خصوصی‌سازی ترویج کشاورزی از دیدگاه کارشناسان و مروجین کشاورزی، مطالعه موردی استان اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=280&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>با وجود محدودیت های مرتبط با نظام اداری، مالی و روش ارتباطی یک سویه در ترویج ایران و عدم بهره مندی کافی کشاورزان از خدمات ترویحی دولتی، چگونگی خصوصی سازی فعالیت های ترویجی از موضوعات بسیار با اهمیت در نظام کشاورزی ایران است. در این پژوهش اطلاعات اخذ شده از کارشناسان و مروجان کشاورزی استان اصفهان از طریق پرسش نامه، دسته بندی و اولویت بندی گردید و با بهره گیری از روش های آمار استنباطی (مدل های لگاریتم خطی، گروه بندی نسبت ها، آزمون های طیف لیکرت و آزمون میانگین دو جامعه) داده ها تجزیه و تحلیل شد.
یافته های این پژوهش نشان داد که خدمات ترویجی خصوصی در بین کشاورزان با درآمد بالا نسبت به کشاورزان با درآمد پایین از استقبال بیشتری برخوردار است. اولویت فعالیت های خصوصی ترویجی در زمینه های دفع آفات، فنی و مکانیزاسیون، زراعت و بازاریابی محصولات کشاورزی شناسایی شد. نتایج هم چنین نشان داد که تولید کنندگان میوه جات و صیفی جات آمادگی بیشتری برای خرید خدمات ترویجی خصوصی از خود دارند و بین ترویج خصوصی از یک طرف و در آمد واحد تولیدی و سطح آگاهی کشاورز و احساس نیاز فوری کشاورز از طرف دیگر هم بستگی مثبت بالایی وجود دارد. هم چنین از میان گزینه های مختلف برای ساختار ترویج خصوصی بیشترین امتیاز را تعاونی ترویج و آموزش و از میان گزینه های مختلف برای چگونگی دائر نمودن خدمات ترویج خصوصی بیشترین امتیاز را ایجاد تعاونی های تولیدی کشاورزی به خود اختصاص داد. در یک نتیجه گیری کلی می توان گفت شیوه ارائه خدمات پژوهشی در قالب تعاونی های تولید، به عنوان یکی از زمینه های مناسب برای ارائه نمودن خدمات ترویج خصوصی به جامعه کشاورزان و تقویت انگیزه یادگیری در آنان قابل توصیه است.

</description>
						<author> سید احمد خاتون آبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل عوامل مؤثر بر بهره‌وری کل عوامل تولید صنایع کوچک روستایی تحت پوشش جهاد کشاورزی استان اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=281&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف از این پژوهش اندازه گیری بهره وری کل عوامل تولید (TFP (Total Factor Productivity صنایع کوچک روستایی استان اصفهان که شامل شش نوع صنایع غذایی، نساجی، فلزی، کانی غیر فلزی، شیمیایی و سلولزی بودند، بود. برای این منظور 60 کارگاه از 166 کارگاه صنایع کوچک روستایی موجود که در سال 1380 زیر نظر سازمان جهاد کشاورزی کار می کردند انتخاب شدند. اطلاعات مقطعی سال 1380 به دست آمده از طریق پرسش نامه از این 60 کارگاه داده های این تحقیق را تشکیل داد. توزیع نوع این60 کارگاه به نسبت توزیع نوع آنها در جامعه 166 کارگاهی بود. تحلیل استنباطی این پژوهش شامل دو بخش بود. در بخش اول TFP صنایع کوچک روستایی به کمک تابع تولید کاب - داگلاس تخمین زده شد که در آن ارزش تولید کارگاه  متغیر وابسته و هزینه های سرمایه، تعداد کل ساعت نیروی کار، هزینه مواد اولیه و هزینه سوخت و آب کارگاه متغیرهای مستقل را تشکیل می دادند. در بخش دوم عوامل مؤثر بر TFP این صنایع تحلیل گردید. برای این منظور با استفاده از ضرایبی که در بخش اول تخمین زده شده بود و نیز ارقام واقعی متغیرها، TFP هر کارگاه  محاسبه شد. سپس یک مدل رگرسیونی دیگر تخمین زده شد که در آن متغیر وابسته TFP های محاسبه شده و متغیر های مستقل شامل میانگین تعداد کل فرزندان نیروی کار، درصد نیروی کار تولیدی با تحصیلات ابتدایی و بالاتر، تعداد روز تعطیلی کارگاه در سال، متغیر مجازی برای وجود مرکز تحقیقات در کارگاه، بیمه بودن کل نیروی کار، عضویت کارگاه در اتحادیه و چند متغیر دیگر بود. نتایج بخش اول نشان داد که TFP صنایع غذایی بیشتر از TFP سایر انوع صنایع بود و بین TFP صنایع نساجی، فلزی، کانی غیر فلزی، شیمیایی و سلولزی اختلاف معنی داری وجود نداشت. نتایج رگرسیون بررسی عوامل مؤثر بر TFP نشان داد که وجود مرکز تحقیقات در کارگاه، بیمه بودن کل نیروی کار و میانگین تعداد فرزندان نیروی کار روی TFP کارگاه اثر مثبت داشت. ولی سطح تحصیلات نیروی کار تولیدی، مساحت ساختمان های کارگاه و تعداد روز تعطیلی آنها اثر منفی داشت. </description>
						<author> محمد نقی غلامی روچی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی مسایل بازاریابی گل محمدی و فرآورده‌های آن (گلاب و اسانس): مطالعه موردی در شهرستان کاشان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=282&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پژوهش حاضر، به منظور بررسی مسایل و تنگناهای  موجود در طول  مسیر بازاریابی گل محمدی و فرآورده های آن و هم چنین ارائه راه حل های مناسب جهت ارتقای کارایی بازاریابی این محصول، صورت پذیرفت. بر پایه نتایج به دست آمده از بررسی مسیر بازاریابی گل محمدی و فرآورده های آن، بازار این محصول در هر دو گروه سنتی و صنعتی مورد بررسی ناکارا می‏باشد به طوری که شاخص کارایی برای گلاب سنتی 9/92 درصد و برای گلاب‏ تولید شده در واحدهای صنعتی به طور متوسط معادل 55 درصد بوده است. علاوه بر این، با در نظر گرفتن قیمت عوامل بازاریابی، سهم هر یک از  عوامل در قیمت نهایی محصول محاسبه شد.
نتایج بررسی های انجام شده نشان می‏دهد در بین عوامل بازار، واحدهای تبدیلی از بالاترین سهم برخوردارند. در مقایسه واحدهای تبدیلی، واحدهای سنتی با 2/47 درصد، سهم بالاتری از قیمت خرده فروشی را نسبت به واحدهای صنعتی به خود اختصاص داده اند. این سهم برای واحدهای گلاب گیری صنعتی به طور متوسط 5/44 درصد به دست آمده است. بر اساس نتایج به دست آمده، سهم عوامل 
تولید کننده، خرده فروش، عمده فروش و واسطه ها به ترتیب در مکان های بعدی قرار دارند. نتایج محاسبه ضریب هزینه بازاریابی نشان می دهد‏‏ 70‏درصد قیمت خرده‏فروشی گلاب تولید شده از یک کیلوگرم گل محمدی در واحدهای سنتی مربوط به هزینه‏های بازاریابی این محصول بوده است. این میزان برای واحدهای صنعتی با ظرفیت بالا و پایین به ترتیب 7/67 و 4/65 درصد بوده است.
</description>
						<author> احمد سلیمانی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین مناسب‌ترین زمان و روش پیوند روی انبه در باهوکلات (سیستان و بلوچستان)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=283&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;سطح زیر کشت انبه در ایران حدود 1850 هکتار و استان های هرمزگان، سیستان و بلوچستان از مناطق مهم کشت آن به شمار می روند. بیش از 95% باغ های انبه موجود منشا بذری دارند. به منظور توسعه سطح زیر کشت انبه در ایران نیار به معرفی و تولید ارقام مرغوب و تجاری است. در بین روش های تکثیر انبه، پیوند متداول ترین روش تکثیر آن می باشد. ولی عدم آگاهی کافی باغ داران از نحوه و زمان مناسب پیوند، مهم ترین مشکل در تولید نهال انبه پیوندی است. پژوهش به منظور تعیین مناسب ترین زمان و روش پیوند انبه برای دست یابی به حداکثر گیرایی پایه و پیوندک انجام شده است. آزمایش به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در سه تکرار در طی دو سال اجرا شد. فاکتور اصلی شامل 6 زمان پیوند از 15 فروردین به فاصله هر 15 روز تا 30 خردادماه و فاکتور فرعی سه روش پیوند شامل پیوند جانبی چو، پیوند اسکنه و پیوند شکمی بود. هر تیمار فرعی بر روی 10 اصله نهال هشت ماهه انجام گرفت. نتایج تجزیه واریانس 90 روز پس از انجام پیوند، نشان داد بهترین زمان پیوند 15 فروردین با 2/67 درصد و بهترین روش، پیوند جانبی با 8/65 درصد، سپس پیوند اسکنه با 6/63 درصد گیرایی نسبت به سایر تیمارها مشخص گردید. درصد پیوندک های رشد کرده برای 15 فروردین پس از 180 روز 55 درصد و طول پیوندک رشد کرده 9/57 سانتی متر است. در پیوند به روش جانبی درصد پیوندک های رشد کرده و طول آنها در 180 روز پس از پیوند به ترتیب 6/65 درصد و 6/60 سانتی متر بود که به دو روش دیگر برتری دارد.&lt;/p&gt;</description>
						<author> ابراهیم سابکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>جنین‌زایی بدنی از کالوس گیاه یونجه (&lt;i&gt;Medicago sativa&lt;/i&gt;) با استفاده از اتینیل استرادیول</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=284&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;در پژوهش حاضر اثر اتینیل استرادیول (یکی از مشتقات استروژن) روی باززایی گیاه یونجه بررسی شد. نخست بذرهای یونجه در محیط کشت &lt;font style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #f6fbf1&quot;&gt;Murashige &amp; Skoog 1962) MS) در شرایط آزمایشگاهی کشت شدند. پس از آن قطعات جدا کشت ساقه و هیپوکوتیل به محیط کشت القا کالوس برده و کالوس تولید شد. برای باززایی گیاه یونجه 14 محیط کشت با ترکیب هورمونی مختلف از اکسین، سیتوکنین و اتینیل استرادیول ساخته شد و در 2 مرحله، یکی کالوسهای 3 تا 4 هفته ای و در مرحله دیگر جدا کشت های هیپوکوتیل و ساقه یونجه به آنها منتقل گردید. نتایج نشان داد کالوسهایی که به محیط کشتهای حاوی اکسین و اتینیل استرادیول منتقل شده اند بعد از چند هفته ایجاد جنین سوماتیک، ریشه و ساقه نموده اند. در قطعات جدا کشت پس از 10 روز ظهور ریشه دیده شد. بررسی ها نشان داد که ظهور ریشه و ساقه و تشکیل جنین سوماتیک به واسطه تعامل اکسین و اتینیل استرادیول القا شده است و حضور هر یک از هورمون ها به تنهایی نمی تواند آثار ذکر شده را نشان دهد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> علی اکبر احسانپور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تجزیه علیت برای عملکرد دانه و خصوصیات وابسته برنج در دو آرایش کاشت</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=285&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این آزمایش به منظور مطالعه هم بستگی بین صفات و تعیین آثار مستقیم و غیر مستقیم صفات مختلف بر عملکرد برنج در موسسه تحقیقات برنج کشور و درسال زراعی 1380 اجرا شد. آزمایش به صورت فاکتوریل 9 × 2 در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در3 تکرار پیاده شد. فاکتورهای مورد بررسی را 9 رقم برنج به نام های: هاشمی، بی نام، علی کاظمی، سپیدرود، نعمت، خزر، تایچونگ، کانتو، یوسن و دو آرایش کاشت (15×15 و30×30 سانتی متر) تشکیل دادند. نتایج حاکی از معنی دار بودن تفاوت بین ژنوتیپ ها و بین آرایش های کاشت و اثر متقابل آنها بود (01/P&lt;0). اثر مستقیم تعداد خوشه در متر مربع بر عملکرد دانه در هر آرایش کاشت و در مجموع دو آرایش کاشت مثبت و معنی دار بود (01/P&lt;0). تعداد روز تا خوشه دهی اثر مستقیم و مثبتی را در هر آرایش کاشت و در مجموع دو آرایش کاشت بر تعداد خوشه در متر مربع اعمال نمود. هم بستگی زیست توده در مرحله خوشه دهی با تعداد خوشه در متر مربع تنها در آرایش کاشت 30 × 30 سانتی متر مثبت بود (59/0 = r). وزن دانه در بوته در هر سه حالت مورد بررسی، اثر مستقیم مثبتی بر وزن خوشه داشت. در کلیه حالات مورد بررسی مساحت برگ پرچم اثر مستقیم مثبت و معنی داری را بر وزن دانه در بوته و تعداد دانه پر داشت. در آرایش کاشت 30 × 30 سانتی متر، سرعت پرشدن دانه و طول دوره مؤثر پرشدن دانه افزایش یافت. طول دوره خفتگی در ارقام بومی بیشتر بود. سرعت پرشدن دانه و طول دوره مؤثر پرشدن دانه اثر مستقیم مثبتی را بر عملکرد دانه در هر آرایش کاشت و در مجموع دو آرایش اعمال نمودند. بنابر نتایج به دست آمده با افزایش تعداد خوشه در متر مربع، سرعت پرشدن دانه و طول دوره مؤثر پرشدن دانه می توان به افزایش عملکرد دست یافت. هم چنین انتخاب برای تعداد روز تا خوشه دهی، وزن دانه و مساحت برگ پرچم به طور غیر مستقیم و از طریق سایر صفات منجر به افزایش عملکرد خواهد شد. </description>
						<author> حسین صبوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر ماده آلی و بافت خاک بر تجزیه علف کش‌های آترازین و متامیترون</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=286&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در میان انواع آلاینده های آلی، آفت کش ها و از جمله علف کش ها به دلیل استفاده گسترده در سراسر جهان نقش چشمگیری در آلودن خاک و آب داشته اند. در این بررسی آزمایشگاهی توانایی مواد آلی در افزایش نرخ تجزیه علف کش های آترازین و متامیترون در دو خاک با بافت های متفاوت، بررسی شد. نمونه ها از افق سطحی دو خاک دارای بافت های لوم شنی و رس سیلتی جمع آوری و به علف کش های آترازین و متامیترون با غلظت 50 میلی گرم در کیلوگرم آلوده شدند. خاک های آلوده زیر تأثیر کود دامی، کمپوست و ورمی کمپوست به مقدار 5/0 و 2 درصد (وزنی/وزنی) در برابر شاهد (بدون افزایش ماده آلی) قرار گرفتند. سپس در دوره های زمانی 20، 40 و 60 روز باقی مانده علف کش ها از نمونه های خاک استخراج و به وسیله HPLC اندازه گیری شد. این پژوهش در قالب طرح کاملاً تصادفی و به صورت فاکتوریل با 3 تکرار، انجام گردید. میانگین باقی مانده آترازین در خاک پس از گذشت 20، 40 و 60 روز به ترتیب 0/93، 77/8، و 4/72 درصد غلظت نخستین بود. متامیترون با سرعت بسیار بیشتر نسبت به آترازین تجزیه شد . میانگین غلظت باقی مانده متامیترون پس از گذشت 20، 40 و 60 روز به ترتیب 8/5، 0/2، و 2/1 درصد بود. تجزیه این دو علف کش با افزودن 5/0 و 2 درصد از هر سه نوع ماده آلی، به گونه ای معنی دار نسبت به شاهد افزایش یافت. بنابراین میان تأثیر انواع متفاوت ماده آلی در مقادیر 5/0 و 2 درصد تفاوتی دیده نشد. بافت خاک تأثیر مشخصی بر سرعت تجزیه علف کش ها داشت. تجزیه هر دو علف کش در بافت لومی شنی به مراتب کندتر از سرعت تجزیه در بافت رسی سیلتی بود. </description>
						<author> محسن فروزان گهر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تجزیه پایداری ژنوتیپ‌های جو در آزمایش‌های یک‌نواخت سراسری منطقه سرد</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=287&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور تعیین پایداری عملکرد و بررسی اثر متقابل ژنوتیپ و محیط تعداد 18 رقم پیشرفته و امید بخش جو به همراه یک رقم شاهد در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 4 تکرار و برای مدت 3 سال زراعی (1380-1377) در 10 ایستگاه تحقیقات کشاورزی مورد مطالعه قرار گرفتند. تجزیه واریانس ساده و مرکب نشان دهنده تفاوت های ژنتیکی بین عملکرد ژنوتیپ ها بود. نتایج مربوط به تجزیه واریانس مرکب، وجود تفاوت های معنی داری بین ژنوتیپ ها و اثر متقابل ژنوتیپ و محیط را نشان داد. به دلیل معنی دار بودن اثر متقابل، جهت تعیین پایداری ژنوتیپ ها از پارامترهای پایداری، واریانس محیطی (S&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;&lt;sub&gt;i&lt;/sub&gt;)، ضریب تغییرات محیطی (C.V&lt;sub&gt;i&lt;/sub&gt;)، میانگین واریانس اثر متقابل ، واریانس اثر متقابل ( θ&lt;sub&gt;i&lt;/sub&gt; )، اکووالانس ( W&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;&lt;sub&gt;i&lt;/sub&gt;)، واریانس پایداری ( &lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;Times New Roman&quot; mso-bidi-language: FA mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;σ&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;&lt;sub&gt;i&lt;/sub&gt;&lt;/span&gt;)، ضریب رگرسیون خطی (b&lt;sub&gt;i&lt;/sub&gt; , &lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;Times New Roman&quot; mso-bidi-language: FA mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;β&lt;sub&gt;i&lt;/sub&gt;&lt;/span&gt;)، میانگین مربعات انحراف از خط رگرسیون (S&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;&lt;sub&gt;di&lt;/sub&gt; ) و واریانس درون مکانی (MS&lt;sub&gt;y /l&lt;/sub&gt;) استفاده شد. در مجموع با در نظر گرفتن تمام روش های تجزیه پایداری رقم شماره 18 به عنوان پایدارترین رقم شناخته شد و ارقام شماره 17 و 11 در مرتبه بعدی قرار گرفتند و ارقام شماره 13، 7 و 6 نیز به ترتیپ دارای نوسان عملکرد بیشتری بودند. رقم شماره 5 به دلیل عملکرد بالایی که داشت سازگارترین رقم با محیط های مساعد شناخته شد و برای کشت در این مناطق مناسب بود. رقم شماره 9 نیز با عملکرد نسبتاً خوب و واریانس عملکرد پایین در مقابل تغییرات محیطی(58/1) و ضریب رگرسیون متوسط برای مناطق نامساعد پیشنهاد  شد. </description>
						<author> مجید شاه محمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>برآورد پارامترهای ژنتیکی و قابلیت ترکیب پذیری برای عملکرد دانه و اجزای آن در گندم نان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=288&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور مطالعه وراثت پذیری برخی از صفات گندم پاییزه با تأکید بر عملکرد دانه و اجزای آن از یک طرح دای آلل با 8 والد استفاده گردید. والدین و نسل F1 آنها در یک طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها به روش 2 مدل1 گریفینگ و مدل جینکزو هیمن تجزیه و تحلیل گردید. تفاوت بین والدها برای تمام صفات به جز تعداد پنجه بارور از نظر آماری معنی دار بود. واریانس تلاقی ها نیز برای تمام صفات به جز شاخص برداشت معنی دار بود. میانگین مربعات GCA برای کلیه صفات به جز تعداد پنجه بارور معنی دار گردید. نسبت میانگین مربعات GCA به SCA به غیر از صفات تعداد پنجه بارور،عملکرد بوته و عملکرد بیولوژیک برای صفات دیگر معنی دار شد که گویای سهم زیاد اثر افزایشی ژن ها در کنترل ژنتیکی آنها می باشد. بهترین ترکیب پذیرهای عمومی برای صفات روز تا سنبله دهی ارقام داراب و چمران، برای ارتفاع بوته رقم فلات، برای تعداد پنجه بارور، طول سنبله و وزن دانه در سنبله رقم اروند، برای صفت تعداد سنبلچه در سنبله ارقام قدس واروند، برای عملکرد بوته ارقام فلات و اروند و برای عملکرد بیولوژیک ارقام قدس و اروند تشخیص داده شدند.
بر اساس تجزیه و تحلیل به روش جینکز وهیمن، برآورد درجه غالبیت برای صفات وزن دانه در سنبله، وزن هزار دانه، عملکرد دانه در بوته و عملکرد بیولوژیک نشان دهنده وجود اثر فوق غالبیت ژن ها و برای صفات دیگر اثر غالبیت نسبی بود. هم چنین علامت ضریب هم بستگی(Wr+Vr) و Yr برای صفات طول برگ پرچم، تعداد سنبلچه در سنبله، تعداد دانه در سنبله وزن هزار دانه مبین این بود که آلل های افزاینده از نوع مغلوب بوده و برای صفات دیگر از نوع غالب می باشند. وراثت پذیری خصوصی برای عملکرد دانه در بوته(04/0 درصد)، عملکرد بیولوژیک(14درصد)و شاخص برداشت(37 درصد) پایین بود، ولی بقیه صفات دارای وراثت پذیری خصوصی بالای 50 درصد بودند. بر پایه این نتایج، انتخاب غیر مستقیم برای عملکرد دانه براساس صفات دارای وراثت پذیری بالا و هم بستگی زیاد با آن مانند تعداد سنبلچه در سنبله، تعداد دانه در سنبله و وزن دانه در سنبله مؤثر خواهد بود.
</description>
						<author> مهدی حسنی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تجزیه علیت عملکرد دانه و صفات وابسته در یولاف زراعی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=289&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل هم بستگی های بین عملکرد دانه، اجزای عملکرد، طول دوره رشد رویشی وطول دوره پرشدن دانه در 12 رقم یولاف در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در 3 تکرار در سال های زراعی 82- 1380 اجرا گردید. هم بستگی عملکرد دانه در واحد سطح با تعداد پنجه بارور در متر مربع(77/0)، تعداد دانه در خوشه(51/0) و طول دوره پر شدن دانه(66/0) مثبت و معنی دار بود. در بین صفات مورد بررسی، تعداد خوشه در متر مربع و تعداد دانه در خوشه بیشترین اثر مستقیم را بر عملکرد دانه نشان دادند (به ترتیب 68/0 و30/0). هم چنین طول دوره پر شدن دانه بیشترین اثر مستقیم را بر تعداد دانه درخوشه و وزن هزار دانه داشت (به ترتیب 82/0 و 80/0) که از هم بستگی های آن با تعداد دانه در خوشه(42/0) و وزن هزار دانه(35/0) نیز بیشتر بود. ولی منفی بودن اثر غیرمستقیم آن از طریق سایر صفات سبب کم شدن مقدار این ضرایب هم بستگی گردید.
با توجه به نتایج تجزیه علیت، تعداد خوشه در متر مربع و تعداد دانه در خوشه بیشترین سهم را در تبیین تغییرات عملکرد دانه دارا بودند. با توجه به اثر مستقیم طول دوره پر شدن دانه بر تعداد دانه در خوشه و وزن هزار دانه و این که بیشترین مقدار ماده خشک در یولاف در طول این دوره تولید می شود، می توان از این صفات به عنوان معیار انتخاب در برنامه های به نژادی یولاف و تولید ارقام پر محصول استفاده نمود.
</description>
						<author> محمد مرادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ویژگی‌های مرفولوژیکی ریشه و جذب نیتروژن در هشت رقم سیب زمینی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=290&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;سیب زمینی (&lt;em&gt;Solanum tuberosum&lt;/em&gt; L) گیاهی است با سیستم ریشه ای که نیاز بالای آن به نیتروژن از جنبه های اقتصادی و زیست محیطی حائز اهمیت است. این پژوهش با هدف تعیین و مقایسه ویژگی های مرفولوژیکی ریشه و جذب نیتروژن در 8 رقم رایج و جدید سیب زمینی تحت کشت در ایران انجام شد. برای این منظور رقم های سیب زمینی آریندا، اگریا، پریمیر، دیامانت، کنکورد، مارفونا، مارودانا و نویتا در یک آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه صنعتی اصفهان مورد مقایسه قرار گرفتند. غده های عاری از ویروس پس از کشت در گلدان و رشد در شرایط مناسب، در زمان گلدهی برداشت شدند. ویژگی های ریشه شامل طول، متوسط قطر و سطح ریشه با استفاده از دستگاه دلتا-ت اسکن ایمیج آنالیز، همچنین تراکم طول ریشه و نسبت ریشه به اندام هوایی تعیین شد. وزن خشک و تجمع نیتروژن (کل نیتروژن جذب شده) در گیاه اندازه گیری شد. غلظت نیتروژن معدنی خاک نیز قبل از کاشت و بعد از برداشت تعیین شد. نتایج بیانگر تفاوت معنی دار رقم ها از نظر تمام ویژگی های مورد بررسی به جز متوسط قطر ریشه بود. تفاوت زیاد بین رقم ها برای بیشتر صفات، حاکی از تنوع ژنتیکی بالا بین رقم ها بود. رقم های مارفونا و نویتا به ترتیب دارای بالاترین و پائیترین مقادیر ویژگی های مرفولوژیکی ریشه، تجمع ماده خشک و نیتروژن بودند. تجزیه کلاستر بر اساس صفات طول ریشه، نسبت ریشه به اندام هوایی، تجمع ماده خشک و تجمع نیتروژن رقم های فوق را به چهار گروه کلی زیر تقسیم نمود. به طور کلی رقم مارفونا که در یک گروه جداگانه قرار گرفت در بین 8 رقم مورد مطالعه از نظر ویژگی های ریشه، تجمع ماده خشک و جذب نیتروژن به عنوان مناسب ترین رقم شناخته شد در حالی که رقم های نویتا، اگریا، مارودانا و آریندا رقم های ضعیف تری بودند. تنوع دیده شده در ویژگی های مورفولوژیکی ریشه و جذب نیتروژن امکان شناسایی و استفاده از رقم هایی با سیستم ریشه ای قوی تر و قابلیت جذب بالاتر نیتروژن را به وسیله متخصصان اصلاح نبات فراهم می سازد.&lt;/p&gt;</description>
						<author> مهدی شریفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر صفات مادری در برآورد وراثت پذیری و تعیین عوامل محیطی مؤثر بر صفات</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=291&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این پژوهش تعداد 1182، 1099 و 1099 رکورد مربوط به صفات وزن تولد، افزایش وزن روزانه از تولد تا شیرگیری و وزن شیرگیری بره های گوسفند کرمانی استفاده شد. این اطلاعات در طی 5 سال ( 1372 تا 1376) در ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد گوسفند کرمانی شهر بابک جمع آوری شده بود. اثر سال تولد، سن مادر و جنس بره بر کلیه صفات معنی دار بود. نوع تولد تأثیر معنی داری بر وزن تولد بره ها نداشت ولی اثر آن بر دو صفت دیگر معنی دار بود. برای برآورد مؤلفه های (کو)واریانس و پارامترهای ژنتیکی از مدل دام یک متغیره و دو متغیره و روش حداکثر درست نمایی محدود شده استفاده شد. براساس مناسب ترین مدل دام برازش یافته، وراثت پذیری مستقیم وزن تولد، افزایش وزن روزانه از تولد تا شیرگیری و وزن شیرگیری به ترتیب 06/0 ± 10/0 ، 08/0± 21/0 و 09/0 ± 22/0 و وراثت پذیری مادری برای سه صفت فوق به ترتیب 04/0± 27/0، 05/0 ± 15/0 و 05/0 ± 19/0 برآورد شد. هم بستگی ژنتیکی مستقیم و فنوتیپی بین وزن تولد- افزایش وزن روزانه از تولد تا شیرگیری، وزن تولد- وزن شیرگیری و افزایش وزن روزانه از تولد تا شیرگیری- وزن شیرگیری به ترتیب 85/0 و 41/0، 82/0 و 48/0 و 99/0 و 99/0 برآورد شد. عدم حضور اثر مادری در مدل دام سبب برآورد بیش از حد وراثت پذیری مستقیم شد. بنابراین اثر مادری یک منبع مهم تنوع برای صفات رشد اولیه در گوسفند کرمانی است و در صورتی که از آن صرف نظر شود، باعث ارزیابی ژنتیکی ناصحیح بره ها می شود. </description>
						<author> محمد رضا بحرینی بهزادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اندازه‌گیری تغییرات باقی‌مانده قارچ‌کش متالاکسیل در خیار تولید شده تحت شرایط گلخانه‌های صنعتی و سنتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=292&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;با توجه به اینکه سبزی ها در طول فصل رشد به طور مرتب در برابر آفات و بیماریها مورد سم پاشی قرار می گیرند و محصولاتی همچون خیار گلخانه ای مرتباً پس از سم پاشی برداشت می گردند، اندازه گیری و بررسی میزان باقی مانده آفت کش ها و مقایسه آن با حداکثر میزان مجاز آنها از اهمیت بسیاری برخوردار می باشد. در این پژوهش مقدار باقی مانده متالاکسیل ( قارچ کشی که به طور متداول در گلخانه ها مورد استفاده می باشد) در خیارهایی که در گلخانه های صنعتی و سنتی کشت شده مورد اندازه گیری قرار گرفت. بدین منظور بوته های خیار در بخشی از یک گلخانه صنعتی و یک گلخانه سنتی به طور جداگانه با محلول یک در هزار و دو در هزار قارچ کش متالاکسیل سم پاشی شد. از محصول بوته های خیار در روزهای اول، دوم، چهارم، هفتم، دهم، چهاردهم، بیست و یکم و بیست و هشتم پس از سم پاشی نمونه برداری گردید. باقی مانده قارچ کش از نمونه ها استخراج و توسط کروماتوگرافی لایه نازک تخلیص شد و محلول نهایی توسط کروماتوگرافی با کارایی بالا مورد تجزیه و اندازه گیری قرار گرفت. داده ها به طور آماری توسط آزمون مقایسه های جفت شده و مقایسه میانگین ها به روش آزمون چند دامنه ای دانکن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد میزان متالاکسیل در میوه خیار برای هر دز سم پاشی نخست روندی افزایشی دارد، به نحوی که 4 روز پس از سم پاشی به بالاترین حد خود رسید. این مقدار برای دز سم پاشی یک در هزار در خیار دارای پوست و بدون پوست بیش از ده برابر مقدار مجاز باقی مانده (5/0 میلی گرم در کیلوگرم) بود، سپس به تدریج کاهش یافت و 21 روز پس از سم پاشی به کمتر از حداکثر مجاز (5/0 میلی گرم در کیلوگرم) رسید. این آزمایش همچنین نشان داد آفت کش مذکور در غلظت پایین تر باقی مانده بیشتری در مقایسه با غلظت بالاتر در میوه بر جای گذاشت. مقدار باقی مانده متالاکسیل در خیار بدون پوست و خیار با پوست در سطح احتمال 5% تفاوت معنی داری با یکدیگر نداشت. بنابراین پوست گیری میوه خیار در مورد آفت کش فوق تأثیری در کاهش باقی مانده و میزان ورود آن به بدن نخواهد داشت. همچنین نتایج بدست آمده از نمونه هایی که در گلخانه های صنعتی و سنتی تولید شده بودند، تفاوت معنی داری در سطح احتمال 5% نداشتند. بنابراین در صورت سم پاشی با متالاکسیل، باید ابتدا کلیه خیارها برداشت و پس از سم پاشی حداقل چهارده روز از برداشت محصول خودداری شود.&lt;/p&gt;</description>
						<author> جواد کرامت</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی‌ واکنش‌ توده‌های‌ بومی‌ جو به‌ بیماری‌ لکه‌نواری‌ جو &lt;i&gt;Pyrenophora graminea&lt;/i&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=293&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این  پژوهش  واکنش  42 توده  بومی  جو و رقم  حساس  زر جو نسبت  به  چهار جدایه بسیار بیماری زای  &lt;em&gt;Pyrenophora&lt;/em&gt; &lt;em&gt;graminea&lt;/em&gt; به  نام های  مرند 3، عجب شیر 2، خاصه بان  تیره  و بستان آباد در گلخانه  گروه  گیاه پزشکی  دانشگاه  تبریز در سال 1379 مطالعه  شد. آزمایش به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. توده ها در کرت های فرعی و جدایه ها در کرت های اصلی منظور شدند. آلوده سازی  بذرها به  روش  ساندویج  صورت گرفت. واکنش  توده های  جو با استفاده  از روش  ماتور و بتنگار مورد ارزیابی  قرار گرفت . نتایج  نشان  دادند که  از بین  توده های  مورد آزمایش ، توده  1 نسبت  به  جدایه مرند 3 و عجب شیر 2 و توده  27نسبت  به  جدایه عجب شیر 2 مقاوم  هستند. از این  توده ها می توان  در ایجاد مقاومت  عمودی  در جو استفاده  نمود. توده های  6، 8، 11، 12، 13، 15، 17، 25، 27، 28، 29، 31، 33، 34، 36، 37 و 41 نیزدر واکنش  به  جدایه ها در محدوده  نیمه  مقاوم  تا نیمه حساس  قرار داشتند. این توده ها نیز می توانند در ایجاد مقاومت نسبی استفاده شوند. </description>
						<author> جعفر جعفرزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی نقش کلیستوتسیوم درزمستان گذرانی &lt;i&gt;Uncinula necator&lt;/i&gt;&lt;span dir=ltr&gt; (Schw.)Burr.&lt;/span&gt; عامل بیماری سفیدک سطحی انگور در استان خراسان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=294&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این پژوهش به منظور بررسی نقش کلیستوتسیو م ها درزمستان گذرانی و عامل مولد مایه تلقیح اولیه در ایجاد اپیدمی بیماری سفیدک سطحی انگور در استان خراسان انجام گرفت. بر اساس نتایج به دست آمده زمستان گذرانی &lt;em&gt;Uncinula necator&lt;/em&gt; به شکل میسلیوم در جوانـه های درحال خواب انگـور در طی یک بررسـی دو سالـه در استان خـراسان دیده نشد. آسکوسپورهای &lt;em&gt;U. necator&lt;/em&gt; توسط دستگاه اسپورگیر55 روز بعد از بازشدن جوانه ها جمع آوری شد، نخستین کلنی های سفیدک سطحی انگور روی شاخه های جانبی به طول 30-7 سانتی متر ظاهر شدند. بیش از 45-35 درصد کلیستوتسیوم های تشکیل شده روی برگ ها، دمبرگ ها و شاخه ها درطی زمستان مردند. بیشترین میزان آسکوسپور در دوره بازشدن جوانه ها و گل دهی، در زمانی که بارندگی بیش از یک میلی متر بود با دستگاه اسپورگیر به دام افتادند. آسکوسپورها به صورت دوره ای از مهرماه تا اردیبهشت ماه از کلیستوتسیوم های سطح برگ های نگه داری شده در باغ قادر به رهاسازی و از مهرماه تا دی ماه روی سطح لام های میکروسکوپی قادر به جوانه زنی بودند، ولی جوانه زنی آسکوسپورها به تدریج کاهش یافت و در طول دی ماه تا اوایل اسفندماه درحد صفر بود و از اوایل اسفند ماه به تدریج افزایش یافت و در طی ماه های فروردین و اردیبهشت به 16درصد رسید. پتانسیل آب آسکوسپورها به طور دائم درطی این دوره کاهش یافت و وزن مورد نیاز برای شکستن آسکوکارپ ها در طی دوره بلوغ آسکوسپورها از حدود 5 گرم در پاییز به 3 گرم در زمستان و 6/2 گرم در اوایل بهار رسید. بیشترین میزان کاهش مقاومت دیواره آسکوکارپ ها در برابر شکستگی در زمستان اتفاق افتاد که به میزان 9/1 گرم بود. بیماری زایی آسکوسپورهای بالغ روی برگ های بریده سالم اثبات شد که نقش آنها را به عنوان مایه تلقیح اولیه نشان می دهد و مشخص می کند که کلیستوتسیوم ها شکل اصلی زمستان گذرانی &lt;em&gt;U. necator&lt;/em&gt; در تاکستان های استان خراسان می باشند. </description>
						<author> محمد حاجیان شهری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تعدادی از گونه‌های جنس &lt;i&gt;Longidorus&lt;/i&gt; در ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=295&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;نماتدهای انگل گیاهی راسته Dorylaimida تنها در خانواده Longidoridae یافت می شوند. یکی از جنس های مهم این خانواده &lt;em&gt;Longidorus&lt;/em&gt; است که گونه های آن علاوه بر خسارت مستقیم به انواع گیاهان زراعی، باغی و زینتی، تعدادی از ویروسهای مهم بیمارگر گیاهی را نیز منتقل می کنند. برای شناسایی گونه های این جنس، در سال های 1378 تا 1381 بیش از 250 نمونه خاک از نقاط مختلف کشور جمع آوری شد و پس از حمل به آزمایشگاه، نماتد های آنها با روش دگردیس استخراج و با فرمالین 4% تثبیت شده و از آنها اسلایدهای دائمی تهیه گردید. خصوصیات مرفولوژیکی و آناتومی نماتدها با استفاده از میکروسکوپ نوری مجهز به لوله ترسیم بررسی شدند و ضمن اندازه گیری قسمت های مختلف بدن آنها و محاسبه شاخص های مربوطه اشکال آنها ترسیم گردید. پس از تهیه شرح کامل نمونه ها و مقایسه آنها با شرح اصلی گونه های موجود در منابع، گونه های &lt;em&gt;Longidorus africanus&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;L. iranicus&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;L. pisi&lt;/em&gt; شناسایی شدند که گونه آخر برای نخستین بار در ایران شرح داده می شود. گونه &lt;em&gt;L. africanus&lt;/em&gt; بیشتر در مناطق جنوبی و گونه &lt;em&gt;L. iranicus&lt;/em&gt; بیشتر در نیمه شمالی کشور دیده شدند.&lt;/p&gt;</description>
						<author> علی اکبر فدایی تهرانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر دبی جرمی هوای ورودی و زمان تخلیه محصول بر روند کاهش رطوبت شلتوک در یک خشک‌کن نیمه پیوسته خورشیدی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=296&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>استفاده از انرژی خورشیدی امروزه به منظور خشک کردن غلات و سایر محصولات کشاورزی رو به افزایش است. از دلایل این امر می توان به تجدیدپذیر بودن، پایان ناپذیری، نداشتن آلودگی زیست محیطی و رایگان بودن این منبع کلان انرژی اشاره کرد. پژوهش حاضر، یک ایده جدید در به کارگیری انرژی خورشیدی به عنوان منبع اصلی تأمین انرژی خشک کن می باشد که در آن خشک کن خورشیدی، طراحی، ساخته و مورد ارزیابی قرار گرفته است. این خشک کن از نوع نیمه  پیوسته فعال و مختلط بوده که در آن جریان هوا به صورت جابه جایی اجباری برقرار می گردد. دستگاه مذکور از 6 عدد جمع کننده هوایی خورشیدی، کانال حرارتی کمکی، خشک کن، سیستم  های تأمین و انتقال هوا تشکیل شده است. از اهداف مهم این تحقیق ارزیابی دستگاه مزبور بود، بنابراین خشک کردن شلتوک در آن مورد بررسی قرار گرفت. در این پژوهش تأثیر دبی جرمی هوای خشک کننده و زمان تخلیه محصول بر روند خشک شدن محصول خروجی مورد بررسی واقع شد. بنابراین از آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار استفاده شد. فاکتور اول دبی جرمی هوای خشک کننده در سه سطح 011/0، 0066/0 و 0048/0 کیلو گرم بر متر مربع در ثانیه و فاکتور دوم فاصله زمانی تخلیه محصول در دو سطح 15 و 30 دقیقه بود. هم چنین ظرفیت دستگاه خشک کن، مقدار انرژی مصرف شده (شامل انرژی الکتریکی و خورشیدی) در فرآیند خشک کردن شلتوک و بازده جمع کننده ها تعیین شد. نتایج نشان داد که دبی جرمی هوای خشک کننده و فاصله زمانی تخلیه محصول اثر معنی داری بر کاهش رطوبت شلتوک خروجی دارد. بیشترین بازده جمع کننده های خورشیدی 13/37% بود. بر طبق محاسبات، سهم تأمین انرژی حرارتی توسط کانال حرارتی کمکی در مقایسه با انرژی تأمین شده توسط جمع کننده های خورشیدی، 6 تا 8 درصد بود. بیشترین ظرفیت دستگاه خشک کن از ساعت 11 صبح تا 2 بعد از ظهر 132 کیلو گرم شلتوک بود که رطوبت اولیه 27% را به 13% کاهش می داد. به طور کلی نتایج ارزیابی نشان داد که این خشک کن با راندمان بالای مصرف انرژی می تواند رطوبت شلتوک را در مدت زمان مناسب به حد مطلوب انبار داری برساند. </description>
						<author> داریوش زارع</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
