<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1384 جلد9 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1384/4/10</pubDate>

					<item>
						<title> تعیین عمق بهینه آب آبیاری گندم بر اساس خط مشی‌‌های مختلف مدیریتی درآبیاری بارانی عقربه‌ای</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=337&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در مبحث برنامه ریزی آبیاری این سؤال مطرح می شود که عمق بهینه آبیاری چه مقدار است؟ در این پژوهش عمق بهینه آبیاری (با فرض توزیع توانی و با در نظر گرفتن تابع توزیع حاکم بر داده ها (توزیع نرمال)) با در نظر گرفتن آثار زیست محیطی برای سه خط مشی مختلف اقتصادی (بدون محدودیت، با محدودیت شستشوی کودها و با محدودیت زیست محیطی) برای گیاه گندم و با سیستم آبیاری بارانی عقربه ای تعیین شد. آرایش سیستم در مزرعه 32 هکتاری مطابق با استاندارد ASAE طرح ریزی شد. به این ترتیب که در چهار ردیف شعاعی ( دو ردیف A  و  Bروی شیب حداکثر با زاویه 3 درجه بین دو شعاع و دو ردیفC  و  Dروی شیب حداقل با زاویه 3 درجه بین دو شعاع) قوطی های نمونه برداری آب به فاصله شش متر قرار گرفت. سپس دستگاه با پنج سرعت مختلف راه اندازی و مقادیر آب داخل قوطی ها اندازه گیری شد. نسبت اقتصادی (C) برای سه نوع مدیریـت بدون محـدودیت، بـا محـدودیت شستشوی کودهـا و محدودیـت زیســت محیطـی به ترتیب 19/31، 58/4 و 45/1 محاسبه گردید.
نتایج نشان داد که عمق بهینه آبیاری برای مدیریت بدون محدودیت کمترین مقدار و برای مدیریت با محدودیت زیست محیطی بیشترین مقدار (در دو حالت فرض توزیع توانی و تابع توزیع نرمال) بود.
</description>
						<author> فرید فروغی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه تئوری و آزمایشگاهی جهش هیدرولیکی واگرا در مقاطع ذوزنقه‌ای شکل</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=338&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>از جمله روش های کاهش هزینه احداث حوضچه های آرامش از نوع جهش هیدرولیکی، تغییر شکل مقطع و پلان حوضچه در جهت هم آهنگی با مقاطع بالادست و پایین دست، بدون استفاده از سازه های تبدیل می باشد. از طرفی، هرگونه تغییر در هندسه حوضچه، شرایط ایجاد جهش و خصوصیات هیدرولیکی آن را تحت تأثیر قرار می دهد. در پژوهش حاضر، تأثیر تغییرات توام شیب جانبی و واگرایی دیواره های حوضچه آرامش بر وضعیت و مشخصات جهش هیدرولیکی مورد مطالعه قرار گرفته است. بدین منظور، با تعمیم مبانی تئوری جهش هیدرولیکی برای مقاطع ذوزنقه ای، روابط تئوری برای نسبت عمق ثانویه و افت نسبی انرژی استخراج و با انجام آزمایش هایی بر روی یک مدل حوضچه آرامش، که برای این منظور طراحی و ساخته شده بود، طول و سایر مشخصات جهش مورد ارزیابی قرار گرفت. آزمایش ها برای 3 شیب جانبی مختلف (1 : 5/1، 1:1 و 5:1/0) و 4 زاویه واگرایی ( 3, 5, 7 و 9 درجه)، به اضافه جهش مستقیم در مقطع مستطیلی، در دامنه وسیعی از اعداد فرود (از 3 تا 9) صورت گرفت.
نتایج به دست آمده از مقایسه های صورت گرفته بر روی پارامترهای مهم جهش نشان می دهد که کاهش شیب جانبی در هر زاویه واگرایی موجب کاهش نسبت عمق ثانویه، افزایش طول جهش و افت انرژی در مقایسه با مقطع مستطیلی در همان زاویه واگرایی می شود. هم چنین افزایش زاویه واگرایی موجب کاهش نسبت عمق ثانویه، کاهش طول جهش و افزایش افت نسبی انرژی در مقایسه با مقاطع مستطیلی و ذوزنقه ای مستقیم خواهد شد. میزان این تغییرات، با افزایش زاویه واگرایی، در مقطع مستطیلی افزایش و در مقاطع ذوزنقه ای برای نسبت عمق ثانویه و افت نسبی انرژی افزایش و برای طول جهش کاهش می یابد.
</description>
						<author> محمد حسین امید</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اندازه‌گیری تجارت میان صنعت ایران و جامعه اقتصادی اروپا برای محصولات باغبانی: کاربردشاخص‌های گروبل ـ لوید و آکینو</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=339&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بررسی حاضر با هدف معرفی دو شاخص برای اندازه گیری تجارت دو جانبه میان کشورها صورت گرفته است و مشخصاً اندازه گیری کمّی تجارت میان صنعت ایران و جامعه اقتصادی اروپا در رابطه با پنج گروه از کالاهای کشاورزی مدنظر قرار گرفت. بدین منظور از شاخص های پیشنهاد شده به وسیله گروبل ـ لوید و آکینو، بهره گرفته شده  و نحوه به دست آوردن شاخص های فوق شرح داده شده است. در راستای دسترسی به هدف مذکور، داده ها و اطلاعات لازم از سالنامه های آمار بازرگانی خارجی و هم چنین سایت اینترنتی نقطه تجاری ایران به دست آمده  است.
به طور کلی، شاخص های محاسبه شده سطح پایینی از تجارت ایران را با اعضای جامعه اقتصادی اروپا نشان داد. در سه گروه از گروه های مورد بررسی ارزش صادرات بسیار بالاتر از واردات بود و در دو گروه غلات و گل ها و گیاهان تزیینی در اکثر سال های واردات ارزش بالاتری نسبت به صادرات نشان داده  است. ولی در کل روند مشخصی در ارزش شاخص های محاسبه شده دیده نشد. هم چنین تعدادی از کاربردهای دو شاخص معرفی شده نیز شرح داده شده  است. مبحث تجارت میان صنعت به خصوص در ایران بحث جدیدی است و بنابراین به نظر می رسد با توجه و بررسی بیشتر این مقوله بتوان از مساعدت های آن به جامعه اقتصادی بهره گرفت.
</description>
						<author> آشان شوشتریان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیرکلرید سدیم بر فعالیت آنزیم لیپوکسی ژناز، میزان پراکسید هیدروژن پراکسیداسیون چربی در دانهال‌های سه پایه پسته</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=340&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>یکی از عوامل مهم در تعیین مقاومت به کلرید سدیم، کارایی غشاهای سلولی در شرایط تنش می باشد. پراکسیداسیون چربی ها ناشی از فعالیت آنزیم لیپوکسی ژناز و یا رادیکال های آزاد اکسیژن، از عوامل مهم تخریب غشاهای سلولی در شرایط تنش کلرید سدیم است. در پژوهش حاضر آثار تیمارهای صفر، 75 و 150 میلی مول کلرید سدیم طی یک دوره چهارده روزه بر فعالیت آنزیم لیپوکسی ژناز، میزان پراکسید هیدروژن و مالون دی آلدهید ( پراکسیداسیون چربی) در برگ دانهال های بنه (&lt;em&gt;Pistacia mutica&lt;/em&gt; F.&amp; M)، پسته قزوینی و پسته وحشی سرخس (&lt;em&gt;P. vera&lt;/em&gt; L) بررسی گردید. نتایج نشان داد کلرید سدیم موجب افزایش فعالیت آنزیم لیپوکسی ژناز در برگ دانهال های هر سه پایه پسته گردید و این فعالیت در روز هفتم پس از کاربرد تیمارهای کلرید سدیم به حداکثر رسید و در روز چهاردهم کاهش یافت. در دانهال های بنه بیشترین میزان فعالیت آنزیم دیده شد و در روز چهاردهم کاهش کمتری نسبت به دانهال های سرخس و قزوینی نشان داد. میزان پراکسید هیدروژن، در برگ دانهال های هر سه پایه افزایش یافت و بیشترین میزان آن به ترتیب در دانهال های بنه و سرخس پس از کاربرد تیمار کلرید سدیم 150میلی مول در روز چهاردهم مشاهده گردید. در دانهال های هر سه پایه، میزان بالای مالون دی آلدهید (شاخص پراکسیداسیون چربی) در روزهای هفتم و چهاردهم دیده شد. نتایج هم چنین نشان داد امکان استفاده از شاخص پراکسیداسیون چربی و فعالیت های مربوط به آن مانند آنزیم لیپوکسی ژناز در گزینش گیاهان مقاوم به کلرید سدیم در پسته وجود دارد و لازم است در مورد تغییرات بیوشیمیایی و آنزیمی در پسته در پاسخ به تنش کلرید سدیم بررسی های بیشتری صورت گیرد. </description>
						<author> مختار حیدری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>برازش توابع انتقالی خاک با استفاده از رگرسیون فازی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=341&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>توابع انتقالی خاک عبارت اند از مدل های تخمین یک خصوصیت مشخص خاک با استفاده از ویژگی هایی که اندازه گیری آنها آسان، سریع و یا ارزان می باشد. روش معمول در برازش توابع انتقالی خاک استفاده از رگرسیون آماری است. این روش بر پایه فرض دقیق بودن متغیرهای مورد مطالعه و مشاهدات مربوط به آنها استوار بوده و در نهایت روابط بین متغیرها نیز به طور دقیق مشخص می شود. در مدل سازی سیستم های طبیعی مانند خاک، عموماً با مشاهدات نادقیق و یا روابط مبهم رو به رو هستیم، بنابراین استفاده از روش های برازش توابع که قادر به تبیین ساختار مبهم سیستم و در اختیار نهادن الگوهای منبطق با واقعیت هستند، ضروری است. در بررسی حـاضر از روش رگـرسیون مبتنی بر نـظریه مجموعه های فازی به منظور برازش توابع انتقالی شیمیایی و فیزیکی خاک استفاده شد. مدل های بهینه رگرسیون خطی با ضرایب فازی برای توابع فوق به دست آمد. تجزیه و تحلیل حساسیت بر پایه سطح اعتبار و با توجه به مقدار ابهام مدل ها و مقدار شاخص اطمینان مدل ها انجام شد.
نتایج نشان داد که روش رگرسیون فازی در شرایط روابط ابهامی بین متغیرها و به طور کلی در مواردی که با خطاهای ناشی از ابهام در ساختار معادلات رگرسیونی رو به رو هستیم، می تواند مکمل و یا جایگزین مناسبی برای روش رگرسیون آماری تلقی شود.
</description>
						<author> جهانگرد محمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title> بررسی نقش جریان ترجیحی و مواد آلی بر روند انتقال کادمیوم، سرب و روی در یک خاک لومی آهکی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=342&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>موضوع آلودگی خاک توسط مواد شیمیایی باعث افزایش نگرانی هایی در مورد محیط زیست شده است. آب شویی مواد به آب های زیرزمینی و حرکت این مواد در خاک، مشکلات زیادی را برای آلودگی ماتریکس خاک، محلول خاک و آب زیرزمینی زیر آن به وجود می‎آورد. ازاین رو، به منظور بررسی تأثیر جریان ترجیحی(Prefrential Flow)، ساختمان خاک و کمپلکس های آلی بر تحرک و آب شویی فلزات کادمیوم، سرب و روی آزمایشی به صورت فاکتوریل با کرت های خردشده در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارهای خاک دست نخورده (U)، دست خورده (D) و دست خورده حاوی 3 درصد ماده آلی (O) به مدت یک ماه با محلول های حاوی غلظت های 20 میلی  گرم در لیتر عناصر کادمیوم، سرب و روی آب شویی شدند و غلظت کادمیوم، سرب و روی در فواصل زمانی مختلف در محلول خروجی اندازه گیری شد. 
نتایج به دست آمده نشان داد که عناصر تفاوت معنی داری در سطح آماری یک درصد با یکدیگر در محلول خروجی داشتند و ترتیب تحرک آنها به صورت Zn&gt;Pb&gt;Cd بود. هم چنین بین تیمارهای مختلف خاک نیز در سطح آماری یک درصد تفاوت معنی داری وجود داشت و غلظت هر سه عنصر کادمیوم، سرب و روی در تیمارهای U و O بیشتر از تیمار D بود. علاوه  بر این بین فواصل زمانی آب شویی (حجم منفذها(Pore Volumes)) تفاوت معنی داری مشاهده شد(در سطح 1%). به طوری  که کادمیوم در تیمارهای U ، O و D به ترتیب 3 ، 3 و5 روز پس از آب شویی تفاوت معنی داری را در محلول خروجی نشان داد. ولی سرب در هر سه تیمار خاک 11 روز پس از آب شویی تفاوت معنی داری در محلول خروجی داشت و غلظت روی فقط در تیمار O در زما ن های مختلف آب شویی روند مشخصی داشت و پس از 8 روز آب شویی تفاوت معنی داری در این تیمار مشاهده شد.

</description>
						<author> حجت امامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تجزیه اثر متقابل ژنوتیپ × محیط و بررسی الگوی واکنش ژنوتیپی در ارقام یولاف</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=343&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این پژوهش از روش امی (تجزیه توام آثار افزایشی جمع پذیر و آثار متقابل ضرب پذیر) به منظور تعیین پایداری عملکرد 9 ژنوتیپ یولاف متشکل از 4 رقم کانادایی و 5 لاین اصلاحی از ترکیه به همراه جوماکویی به عنوان شاهد در 6 محیط (شرایط مختلف رشد و نمو : سه تاریخ کاشت 20 مهر، 10 آبان و 30 آبان و 3 تراکم کاشت 300، 375 و 450 بذر در متر مربع) استفاده شد. آزمایش در سال زراعی 80-1379 در مزرعه پژوهشی دانشگاه صنعتی اصفهان واقع در لورک نجف آباد اجرا گردید. برای هر محیط از طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار استفاده شد. 
طبق نتایج به دست آمده آثار اصلی ژنوتیپ و محیط و اثر متقابل ژنوتیپ× محیط معنی دار بودند و 70% از مجموع مربعات آن  توسط دو مؤلفه اصلی اول اثر متقابل (IPCI) تبیین شد. بر مبنای نمودارهای بای پلات اجزای ژنوتیپی و محیطی اولین و دومین مؤلفه اصلی اثر متقابل و میانگین های عملکرد ژنوتیپ ها و محیط ها، آماره های پایداری مدل AMMI2 یعنیSIP2 و EV2 ، تجزیه الگوی واکنش ژنوتیپی و هم چنین نتایج تجزیه خوشه ای بر مبنای ارزش های ژنوتیپی و محیطی اولین مؤلفه اصلی اثر متقابل، نتیجه گیری شد که ارقام بویر، کالیبر و لاین 28 پایدارترین واکنش را داشتند که از این بین رقم بویر کمترین IPC1 را نشان داد. رقم پیسر و لاین های 2 و 17 ناپایدار و واجد سازگاری خصوصی با تراکم کاشت 300 بذر در مترمربع بودند. لاین های 32 و 28 دارای سازگاری خصوصی با تاریخ کاشت اول بودند. جوماکویی و رقم پیسر نسبت به تاریخ های کاشت دوم و سوم و تراکم کاشت دوم سازگاری خصوصی نشان دادند.
</description>
						<author> قاسم محمدی نژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تنوع ژنتیکی برای صفات زراعی مختلف در لاین‌های انتخابی از توده‌های بومی گلرنگ ایران و ژنوتیپ‌های خارجی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=344&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور ارزیابی و بررسی تنوع ژنتیکی صفات زراعی مختلف در لاین های انتخاب شده از توده های بومی گلرنگ در ایران، آزمایشی در سال زراعی 80-1379 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان، به صورت طرح لاتیس ساده 9*9 اجرا شد. در این آزمایش، 66 لاین انتخاب شده از توده های بومی گلرنگ از استان های اصفهان، آذربایجان، طبس، کردستان و مرکزی به همراه 13 ژنوتیپ خارجی و هم چنین توده های کوسه و اراک 2811 مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین ژنوتیپ های مورد بررسی، برای کلیه صفات از جمله تعداد روز تا شروع گل دهی، 50% گل دهی و رسیدگی و هم چنین ارتفاع بوته، عملکرد دانه، اجزای عملکرد دانه، درصد روغن و مقاومت نسبی به بیماری سفیدک پودری اختلاف معنی داری وجود داشت (01/0&gt; p). عملکرد دانه ژنوتیپ ها بین 1285 تا 3524 کیلوگرم در هکتار متغیر و میزان عملکرد دانه در مورد کشت در اصفهان (توده کوسه) که جزء پا بلند ترین و دیر رس ترین ژنوتیپ ها نیز بود، برابر 2317 کیلوگرم در هکتار برآورد گردید. درصد روغن برای 20 لاین اصلاحی که از عملکرد دانه بیشتری برخوردار بودند با روش سوکسله اندازه گیری شد. درصد روغن لاین ها از 69/24% مربوط به یک لاین انتخابی از توده بومی کردستان تا 55/37 % مربوط به یکی از لاین های انتخابی از توده کوسه تغییرات داشت. در ضمن درصدروغن در توده کوسه برابر 99/35 % بود. بر اساس نتایج تجزیه خوشه ای، ژنوتیپ ها در3 گروه مختلف قرار گرفتند که برای تمامی صفات، به جز صفت تعداد روز تا سبز شدن دارای تفاوت معنی داری بودند. یکی از گروه ها دارای بیشترین تعداد انشعاب اصلی در بوته، تعداد قوزه در بوته، تعداد دانه در قوزه، ، عملکرد دانه در بوته و عملکرد دانه در واحد سطح، ولی کمترین وزن هزار دانه بود. بنابراین این طور استنباط می شود که لاین های این گروه ژنوتیپی که منشأ داخلی داشتند، جهت انتخاب برای افزایش عملکرد دانه مناسب تر باشند. در ضمن به نظر  می رسد که در لاین های حاصل از توده های بومی نواحی مختلف ایران، تنوع ژنتیکی از تنوع جغرافیایی تبعیت نداشت. </description>
						<author> فریبا رفیعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه پودر ماهی با کنجاله پنبه دانه در جیره‌های با تجزیه‌پذیری سریع در گاوهای شیرده هلشتاین</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=345&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور مقایسه پودر ماهی با کنجاله پنبه دانه در جیره های سریع التخمیر، جیره های متعادل شده کاملاً مخلوط، (40% علوفه و 60% کنسانتره) حاوی مقادیر 0 ، 5/1 ، 0/3 و 5/4% پودر ماهی تهیه شد. در آزمایش اول تجزیه پذیری ماده خشک و پروتئین خام پودر ماهی، کنجاله پنبه دانه و کنسانتره های جیره های مذکور طی زمان های مختلف انکوباسیون در شکمبه (0 ، 4 ، 8 ، 12 و 24 ساعت)، با استفاده از سه گوسفند فیستولا شده نژاد قزل تعیین گردید. تجزیه پذیری مؤثر ماده خشک و پروتئین خام پودر ماهی به طور معنی داری کمتر از کنجاله پنبه دانه بود (P&lt;0.05). از نظر تجزیه پذیری مؤثر ماده خشک بین کنسانتره های مختلف، اختلاف معنی داری وجود نداشت ولی با افزایش سطح پودر ماهی در جیره، تجزیه پذیری مؤثر پروتئین خام کنسانتره ها به طور معنی داری کاهش یافت. در آزمایش دوم هشت رأس گاو هلشتاین با چند شکم زایش، در قالب طرح مربع لاتین 4 × 4 با دو تکرار در دوره های آزمایشی 21 روزه مورد آزمایش قرار گرفت. قابلیت هضم مواد مغذی، ماده خشک مصرفی، شیر تصحیح شده بر حسب 2/3% چربی، درصد چربی، درصد لاکتوز، درصدکل مواد جامد شیر، مقدار چربی، بازده غذایی و وزن بدن تحت تأثیر نوع تیمار مصرفی قرار نگرفت. تیمارهای حاوی پودر ماهی نسبت به تیمار شاهد، تولید شیر، درصد پروتئین، مقدار پروتئین و لاکتوز شیر بیشتری داشتند (01/0&gt;‍P). با افزایش سطح پودر ماهی در جیره ‍pH ادرار به طور معنی داری کاهش پیدا کرد ولی، pH مایع شکمبه ای و pH مدفوع تحت تأثیر تیمارهای مختلف واقع نشد. نتیجه کلی نشان داد که کاربرد 5/1 % الی 3% پودر ماهی بر اساس ماده خشک، بهترین اثر را بر گاوهایی دارد که حتی در اواسط دوره شیردهی خود می باشند و کمتر از 30 کیلوگرم شیر تولید می کنند. </description>
						<author> صفرعلی حاج حیدری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>جایگزینی یولاف به جای ذرت در جیره جوجه‌های گوشتی با و بدون مکمل آنزیم</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=346&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این آزمایش به منظور بررسی آثار سطوح مختلف جایگزینی یولاف به جای ذرت (صفر ،10، 20، 30 و 40 درصد) و اثر مکمل آنزیم بتا- گلوکاناز (صفرو 1/0 درصد) بر عملکرد جوجه های گوشتی اجرا شد. در این آزمایش از480 قطعه جوجه گوشتی نژاد آرین به مدت 8 هفته (از سن 1تا56 روزگی) استفاده شد. آزمایش در یک طرح بلوک های کامل تصادفی به روش فاکتوریل با 10 تیمار و 3 تکرار (16 قطعه در هر تکرار) انجام گرفت. نتایج نشان دادند جوجه هایی که 10 درصد یولاف همراه با مکمل آنزیم دریافت کردند وزن بالاتری نسبت به تیمارهای دیگر داشتند. مصرف 40 درصد یولاف در جیره به طور معنی داری (P&lt;0.05) وزن بدن را کاهش داد.ضریب تبدیل غذایی با افزایش مصرف یولاف افزایش غیر معنی داری یافت و آنزیم باعث کاهش ضریب تبدیل غذایی گردید. افزایش درصد یولاف در جیره باعث کاهش درصد لاشه و افزایش وزن پانکراس شد، ولی با مصرف آنزیم درصد لاشه بیشتر شد و وزن پانکراس کاهش یافت. درصد کلسیم و فسفر استخوان درشت نی با افزایش درصد یولاف جیره کاهش غیر معنی داری نشان دادند ولی کاهش درصد خاکستر معنی دار بود(01/P&lt;0) و افزودن آنزیم باعث افزایش میزان کلسیم و فسفر و خاکستر استخوان درشت نی گردید. در مناطقی که تولید ذرت محدود است، حداکثر تا30 درصد جایگزینی یولاف به همراه مکمل آنزیم در جیره جوجه های گوشتی می تواند مفید واقع شود. </description>
						<author> علی آقائی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی چندشکلی ژن بتالاکتوگلوبولین گوسفند به روش PCR-RFLP </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=347&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در برنامه های نوین اصلاح نژاد دام چند شکلی موجود در پروتئین های شیر می تواند به عنوان نشانگر ژنتیکی به کار برده شود. بتالاکتوگلوبولین پروتئین اصلی بخش آب پنیر شیر نشخوارکنندگان می باشد که ژن کدکننده آن روی کروموزوم 3 گوسفند تعیین نقشه شده است. این پروتئین در طی دوره های آبستنی و شیردهی در غدد پستان ساخته می شود. مطالعات نشان داده که این پروتئین در اکثر نژادهای گوسفند دارای چند شکلی است و دلیل آن جانشینی ساده یک باز در ژن &lt;em&gt;BLG&lt;/em&gt; می باشد که با انجام برش آنزیمی توسط &lt;em&gt;Rsa&lt;/em&gt;I تشخیص داده می شود. هدف از این پژوهش بررسی توزیع ژنوتیپی ژن &lt;em&gt;BLG&lt;/em&gt; در گوسفندان بومی است. در این تحقیق نمونه های خون از 142 رأس گوسفند (قزل، افشاری، مغانی، ماکوئی و آرخارمرینو) جمع آوری گردید. DNA ژنومی از 200 میکرولیتر خون با روش بوم و همکاران (1989) که توسط شیخایف (1995) تغییراتی در آن داده شده بود استخراج گردید. تکثیر ناحیه پلی مورفیک ژن بتالاکتوگلوبولین به طول 452 جفت باز از اگزون II با آغازگرهای BLG3 و BLG5 صورت گرفت. برای مشاهده محصولات PCR از ژل آگارز 1% با رنگ آمیزی اتیدیوم بروماید استفاده گردید. برای برش آنزیمی قطعات DNA تکثیر شده، از آنزیم &lt;em&gt;Rsa&lt;/em&gt;I استفاده شد. محصولات هضم شده، بر روی ژن پلی آکریلامید 8% الکتروفورز شده و با اتیدیوم بروماید رنگ آمیزی گردید. فراوانی ژنوتیپ ها، آلل ها، تعادل هاردی- واینبرگ و دندروگرام فواصل ژنتیکی با استفاده از نرم افزار PopGen32 محاسبه گردید. فراوانی آلل A در نژاد قزل 56%، نژاد آرخارمرینو 48%، نژاد ماکویی 53%، نژاد مغانی 36% و نژاد افشاری 34% به دست آمد. به غیر از نژاد افشاری سایر جمعیت های مورد بررسی در تعادل هاردی - واینبرگ بودند. کمترین فاصله ژنتیکی بین نژادهای مغانی و افشاری و بیشترین آن بین نژادهای قزل و افشاری به دست آمد و در نهایت به نظر می رسد که PCR-RFLP یک روش مناسب برای تعیین ژنوتیپ و بررسی تنوع ژنتیکی در دام  باشد. </description>
						<author> قربان الیاسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه میسل‌هایکازئین (Casein Micelles) در شیرخاموپاستوریزهبی چربی درpHهای مختلف با میکروسکوپ‌های الکترونی نگاره و گذاره</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=348&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این بررسی، مشخصات ظاهری و برخی از ویژگی های میسل های کازئینی(Casein Micelles) در شیرخام وپاستوریزه با استفاده از میکروسکوپ های الکترونی نگاره (SEM)(Scanning Electron Microscope) و گذاره (TEM)( Transmission Electron Microscope) مورد مطالعه قرار گرفت. از این دو میکروسکوپ برای ارزیابی تغییرات انجام شده در میسل های کازئینی در pH ایزوالکتریک (Isoelectric Point pH) آنها (6/4=pH ) در شیرهای خام و پاستوریزه اسیدی شده، استفاده شد. نمونه های مورد آزمایش به طور تصادفی از پایلوت پژوهشی گروه علوم و صنایع غذایی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران انتخاب شدند. در این پایلوت، پاستوریزاسیون شیر به روش کند (Low Temperature Long Time) ( L.T.L.T) صورت گرفت. نمونه های مذکور هر یک به دو بخش تقسیم شده و به یک بخش محلول اسید لاکتیک 9% تا رسیدن به6/4=pH افزوده شد و سپس مراحل آماده سازی نمونه ها برای بررسی های میکروسکوپی انجام گردید. نتایج به دست آمده از مطالعه شکل میسل ها در نمونه های اسیدی نشده با میکروسکوپ های الکترونی نگاره و گذاره نشان دهنده ساختمان مدور میسل های کازئینی با سطحی یک نواخت و به صورت منفرد بود که با نتایج مطالعات مشابه قبلی مطابقت داشت. البته این همگونی ساختاری در مورد میسل های شیرخام کامل تر بود. در مورد نمونه های اسیدی شده حالت توده ای(Aggregate) میسلی در هر دو نمونه شیرخام و پاستوریزه به وضوح مشاهده شد و علت آن خنثی شدن بارهای الکتریکی هم نام درpH ایزوالکتریک کازئین ها و خروج فسفات کلسیم میسلی تشخیص داده شد. مطالعات انجام شده با هر دو نوع میکروسکوپ الکترونی تأیید کننده یکدیگر بودند و تا حدی با استفاده از آنها آثار فرایند حرارتی در افزایش قطر میسل در نمونه مربوط به شیرپاستوریزه دیده شد. </description>
						<author> حمید عزت پناه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ویروس موزاییک یونجه در مناطق شمالی و مرکزی استان خراسان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=349&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بررسی پراکنش  آلودگی ویروس  موزاییک(Alfalfa mosaic virus ,ALMV ) با استفاده از آزمون DAS-ELISA نشان داد که مزارع یونجه،سیب زمینی وگوجه فرنگی شهرستان های چناران، قوچان، شیروان، مشهد، نیشابور و تربت حیدریه همگی به این ویروس آلوده می باشند. با توجه به آزمون کای مربع بین این مناطق از لحاظ میزان آلودگی اختلافی مشاهده نگردید. میانگین کل آلودگی در این مناطق 53 درصد به دست آمد.جدایه جمع آوری شده از مزرعه یونجه مشهد در &lt;em&gt;Nicotiana tabacum&lt;/em&gt; L.cv.&lt;em&gt;Samsun&lt;/em&gt; تکثیر و از آن برای خالص سازی،تعیین دامنه میزبانی و برخی مطالعات دیگر استفاده شد. مایه زنی مکانیکی این جدایه از ویروس مـــوجب بــروز لـــکه های مـــوضعی در &lt;em&gt;Chenopodium quinoa&lt;/em&gt; &lt;em&gt;،C. amaranticolor&lt;/em&gt; &lt;em&gt;،Vigna unguiculata&lt;/em&gt; ، &lt;em&gt;Phaseolus vulgaris&lt;/em&gt; cv.&lt;em&gt;Red kidney&lt;/em&gt; و علائم سیستمیک رگبرگ روشنی و موزائیک در &lt;em&gt;Nicotiana glutinosa&lt;/em&gt; &lt;em&gt;،N. tabacum&lt;/em&gt; cv.&lt;em&gt;Samsun&lt;/em&gt; &lt;em&gt;،Ocimum basilicum&lt;/em&gt; &lt;em&gt;،Cicer arietinum&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;Lycopersicon esculentum&lt;/em&gt; گردید.در مورد &lt;em&gt;Cucumis sativus&lt;/em&gt; علائمی ظاهـــر نشد. خالـــص سازی ویروس ALMV با استفاده از روش ارائه شده توسط کایزر و روبرتسون انجام شد. راندمان خالص سازی ویروس 05/11 میلی گرم ویروس به ازای هر 100 گرم بافت آلوده بود. ویروس خالص شده در برابر جدایه آمریکایی ALMV باند رسوبی تشکیل داد. با انجام الکتروفورز SDS-PAGE و Western blot وزن مولکولی پروتئین پوششی ویروس 24 کیلو دالتون تعیین گردید. از این لحاظ جدایه مورد بررسی با سایر جدایه های گزارش شده تفاوت بارزی نشان نداد. </description>
						<author> اعظم زین الدینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی شدت آلودگی ارقام گلابی به بیماری آتشک با استفاده از سیستم استاندارد USDA</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=350&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بیماری آتشک با عامل باکتریایی &lt;em&gt;Erwinia amylovora&lt;/em&gt; (Burrill) Winslow et al از بیماری های مهم و خطرناک درختان میوه دانه دار محسوب می‏شود که در بعضی نقاط کشور خسارات اقتصادی فراوانی به ترتیب افزایش در درختان به، گلابی و سیب ایجاد نموده است. به منظور تعیین شدت آلودگی 43 رقم گلابی موجود در کلکسیون بخش تحقیقات باغبانی که در شرایط کاملاً طبیعی به بیماری آتشک آلوده شده بودند و نیز بررسی واکنش این ارقام در مقابل بیماری، ارزیابی با استفاده از سیستم استاندارد USDA در کلکسیون مذکور بر روی این ارقام انجام گرفت. در این بررسی، اکثر ارقام در شرایط طبیعی آلوده شده بودند، ولی شدت بیماری به طور معنی داری در بین ارقام تفاوت داشت. با استفاده از این سیستم گروه بندی، ارقام گلابی مورد بررسی در 2 گروه قرار گرفتند. 4/81% از ارقام گلابی به عنوان خیلی حساس و 6/18% دیگر به عنوان نیمه حساس شناسایی شدند. هم چنین برای گروه بندی ارقام گلابی، علاوه بر روش مذکور با استفاده از نرم افزار SPSS ، تجزیه خوشه ای (کلاستر) نیز در مورد میانگین کلیه ارقام براساس گروه شدت اکتسابی و با روش فاصله متوسط میانگین جفت گروه های موازنه نشده (UPGMA) انجام گردید و ارقام در سه کلاستر مجزا قرار گرفتند و چنین به نظر می رسد که گروه بندی حاصل از تجزیه خوشه‎ای با سیستم گروه بندی USDA تطابق چندانی ندارد. هم چنین بین دو روش ارزیابی شدت آلودگی ارقام گلابی یعنی سیستم استاندارد USDA در شرایط آلودگی طبیعی و ارزیابی مزرعه‏ای با آلودگی مصنوعی هم بستگی معنی داری در سطح احتمال یک درصد دیده شد (83/0-=r). </description>
						<author> عباس داودی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بیماری لکه قهوه‌ای برنج در گیلان و بررسی واکنش تعدادی از ارقام برنج نسبت به آن</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=351&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بیماری لکه قهوه ای (Brown spot) برنج، یکی از بیماری های بذرزاد برنج است که در کلیه مراحل رشد گیاه از خزانه تا مزرعه، روی گیاه دیده می شود و خساراتی را از نظر کیفی و کمَی روی محصول، به وجود می آورد. از این رو بررسی هایی در زمینه های مختلف بیماری زایی جدایه های مختلف عامل این بیماری و واکنش برخی ارقام در مقابل آن صورت گرفت. برای این منظور 120 جدایه از نمونه های گیاهی آلوده برنج جمع آوری شده از 91 مزرعه در سطح استان گیلان در محیط غذایی PDA جداسازی شدند. از مجموع جدایه های به دست آمده، 15 % &lt;em&gt;Bipolaris oryzae،&lt;/em&gt; 75% &lt;em&gt;Bipolaris victoriae&lt;/em&gt; و 10 % &lt;em&gt;Bipolaris sp&lt;/em&gt;. بودند. بررسی بیماری زایی جدایه های سه گونه از قارچ &lt;em&gt;Bipolaris&lt;/em&gt;، یعنی &lt;em&gt;B. oryzae ، B. victoriae&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;B. sp&lt;/em&gt; روی برنج رقم خزر، در محیط دسیکاتور انجام گرفت که علائم ایجاد شده توسط این سه گونه متفاوت بوده ، از لکه های نکروتیک تا خشک شدن برگ را شامل می شوند. برای بررسی واکنش ارقام برنج نسبت به قارچ عامل بیماری، 8 رقم برنج به اسامی«بجار، خزر، سپیدرود، دم سفید، حسن سرایی، بینام، ندا، نعمت» به ترتیب در دو مرحله برگ و بذر(خوشه) مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان داد که در مرحله برگ، تفاوت معنی داری از نظر میزان آلودگی بین ارقام مذکور وجود نداشت، در حالی که در مرحله بذر (خوشه)، براساس آزمون دانکن (5%)، در سه گروه قرار گرفتند که ارقام «ندا، سپیدرود، خزر، بینام» با کمترین میزان آلودگی نسبت به سایر ارقام مورد آزمایش در گروه اول، ارقام «بجار، دم سفید، حسن سرایی» در گروه دوم و رقم «نعمت» در گروه سوم، قرار گرفتند، هر چند که براساس جدول تجزیه واریانس، تفاوت معنی داری نشان ندادند. </description>
						<author> محمدرضا صفری مطلق</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر دماهای مختلف بر پارامترهای زیستی شته مومی کلم&lt;i&gt; Brevicoryne brassicae&lt;/i&gt;&lt;span dir=ltr&gt; (L.)&lt;/span&gt; </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=352&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;پارامترهای زیستی شته مومی کلم (.&lt;em&gt;Brevicoryne brassicae&lt;/em&gt;(L در سه دمای 20، 25 و 30 درجه سانتیگراد، رطوبت نسبی 5±60 درصد و دوره نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی داخل اتاق رشد بررسی شد. از 40 عدد پوره سن اول مورد استفاده در سه دمای فوق به ترتیب حدود 40، 55 و 10 درصد آنها موفق به ورود به مرحله بلوغ شدند. اکثر فعالیت های زیستی شته در دمای 30 درجه دچار اختلال شد و تلفات سنگینی به مراحل مختلف زندگی شته وارد شد. طول برخی از دوره های رشدی، طول عمر و میزان پوره زایی شته مومی کلم در دمای 20 درجه به صورت معنی داری بیشتر از دو دمای دیگر بود. در بررسی جدول زندگی شته مومی کلم، مرگ آخرین فرد از گروه مورد مطالعه در دمای 20، 25 و 30 درجه سانتیگراد به ترتیب در روزهای سی و سوم، بیست و نهم و شانزدهم اتفاق افتاد. امید به زندگی در نخستین روز آزمایش برای سه دمای فوق به ترتیب 63/13، 50/10 و 19/7 روز تعیین شد. نرخ خالص تولید مثل در دو دمای 20 و 25 درجه (به ترتیب 74/16 و 92/15 ) تفاوت اندکی با هم داشتند ول مقدار آن در دمای 30 درجه به شدت کاهش یافت (75/1). نرخ ذاتی افرایش جمعیت در سه دمای 20، 25 و 30 درجه به ترتیب 187/0، 226/0 و 042/0 تعیین شد که نشان می دهد شته مومی کلم در دمای 25 درجه می تواند جمعیت خود را با سرعت بیشتری افزایش دهد و این دما به عنوان یک دمای مطلوب برای شته محسوب می شود. &lt;/p&gt;</description>
						<author> یعقوب فتحی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>حضور گونه‌های &lt;i&gt;Phytophthora&lt;/i&gt; در آب‌های جاری کشاورزی در استان فارس</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=353&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی حضور گونه های &lt;em&gt;Phytophthora&lt;/em&gt; در آب های جاری کشاورزی در طول سال های 1372 تا 1373 در مسیر یک صد کیلومتری رودخانه کر از تنگ بستانک تا تقاطع رودخانه سیوند مرودشت و از رودخانه سیوند از تنگ بلاغی تا تقاطع رودخانه کر در چند نقطه مشخص به صورت ماهیانه از آب نمونه برداری شد و ضمن تعیین دما و هدایت الکتریکی بلافاصله به آزمایشگاه برده شد و پس از تعیین pH و گذرانیدن از پارچه ململ همان روز برای جداسازی قارچ با استفاده از قطعات برگ لیمو شیرین و محیط نیمه انتخابی PARPH انتقال و در دمای 25 درجه سانتیگراد تا ظهور پرگنه قرار داده شد. در اطراف هر پرگنه قارچ چند دانه جوشیده شاهدانه به مدت یک شب گذاشته شد و سپس به آب مقطر برای تولید اسپورانجیوم زیر نور فلورسانت در دمای اتاق قرار داده شد. جدایه های فیتوفتورا پس از تشخیص جنس و خالص سازی با استفاده از خصوصیات مرفولوژیکی و نیاز دمایی طبق کلیدهای معتبر تا حد گونه مورد شناسایی قرار گرفت. غالب گونه ها از نوع بدون پاپیل و گرمادوست و اکثراً متعلق به &lt;em&gt;P. drechsleri&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;P. cryptogea&lt;/em&gt; بودند. این دو گونه در اکثر آب های جاری استان شامل منطقه مرودشت، کامفیروز، سیوند، سپیدان، یاسوج و خفر نیز وجود داشت. وفور آنها در ماه های بهار، تابستان و اوائل پائیز حداکثر بود ولی با سرد شدن هوا کاهش یافت. در برخی موارد گونه های دارای پاپیل مانند &lt;em&gt;P. capsici&lt;/em&gt; و برخی دیگر از گونه های ناشناخته فیتوفتورا نیز جداسازی گردید. نوسان جمعیت گونه های فیتوفتورا و سایر میکروفلور آب بعد از کارخانه پتروشیمی بسیار شدید بود به طوری که در برخی مواقع سال (احتمالاً به علت آلودگی زیست محیطی آب) به صفر می رسید. قارچ فیتوفتورا غالباً از مسیرهای خاکی و به ندرت از کانال های سیمانی جداسازی شد ولی از دریاچه سد درودزن جداسازی نگردیدند. بیش از 50% از جدایه ها روی گیاهچه های طالبی شهد شیراز، بیماری زا بودند. </description>
						<author> ضیاء الدین بنی هاشمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نحوه پراکنش زنجرک مو &lt;i&gt;Arboridia kermanshah&lt;/i&gt; Dlabola در داخل بوته، ساعات فعالیت روزانه و مناطق انتشار آن در استان اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=354&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>جنبه‏هایی از بیواکولوژی زنجرک مو، &lt;em&gt;Arboridia kermanshah&lt;/em&gt; Dlabola ، شامل نحوه پراکنش تخم در سطح زیرین برگ، نحوه پراکنش تخم و پوره زنجرک در طول بازو و حشره کامل در سه عمق مختلف بوته مو، ساعات فعالیت روزانه حشره کامل و مناطق انتشار این گونه در استان اصفهان در سال1376 بررسی شد. نحوه پراکنش تخم زنجرک در پشت برگ با نمونه‏برداری های مکرر در طول فصل زراعی تعیین و تراکم تخم در سه ناحیه رگبرگ های اصلی و فرعی و بقیه سطح برگ به تفکیک تعیین شد. نمونه‏برداری برای تعیین نحوه پراکنش تخم و پوره و حشره کامل داخل بوته در شش هفته و هر هفته یک روز در دوره نسل دوم آفت که بیشترین فراوانی جمعیت وجود داشت، روی پنج بوته و هر بوته یک بازو و با شمارش مستقیم تراکم تخم و پوره و با تعیین تراکم حشره کامل در سه عمق پنج بوته در همین دوره و با استفاده از دستگاه دی – وک انجام شد. فعالیت روزانه زنجرک مو در همین دوره هر هفته یک روز و هر روز در 7 نوبت (هر دو ساعت یک بار از ساعت 8 صبح تا 20 عصر) با زدن 50 تور حشره‏گیری در یک تاکستان برآورد شد. حضور و فراوانی این گونه در 87 تاکستان با شرایط اقلیمی مختلف استان اصفهان با استفاده از تور حشره‏گیری بررسی شد. حاشیه برگ و اطراف رگبرگ های ثانویه به عنوان محل ترجیحی و اختصاصی تخم گذاری این گونه زنجرک تعیین شد و نواحی اطراف رگبرگ های میانی و اصلی و ناحیه داخل رگبرگ ها در اولویت های ترجیحی بعدی قرار گرفتند. تخم و پوره زنجرک مو در قسمت وسط بازوی بوته مو تراکم بیشتری را نسبت به ابتدا و انتها داشتند. مراحل مختلف رشدی زنجرک مو نیز بیشتر در قسمت های وسطی بوته مو دیده شد و قسمت های پایینی و بالایی بوته مو به ترتیب در اولویت‏های بعدی قرار گرفتند. الگوی فعالیت روزانه حشرات کامل دو اوج پرواز نشان داد که یکی حدود ساعت 8 صبح و دیگری حدود ساعت 20 عصر بود. آستانه بیشینه دمایی برای فعالیت پروازی این زنجرک 28 درجه سانتی‏گراد محاسبه شد. مطالعات پراکنش زنجرک مو در استان اصفهان نشان ‏داد که این زنجرک در اغلب نقاط استان پراکنده می‏باشد، ولی فراوانی آن در اقلیم‏های مرطوب تر بیشتر است. </description>
						<author> مسعود لطیفیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر آفتاب‌دهی خاک بر روند جمعیت گونه‌های &lt;i&gt;Fusarium&lt;/i&gt; در شرایط آب و هوایی همدان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=355&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بیماری های پوسیدگی طوقه و ریشه گیاهان ناشی از گونه های قارچ فوزاریوم خسارات شدیدی را روی تعدادی از محصولات زراعی در همدان باعث می شوند. پتانسیل بیماری زایی برخی از گونه های این جنس در ایجاد بیماری های مخرب می تواند عامل محدود کننده ای در تولید محصولات کشاورزی به ویژه غلات و سیب زمینی در همدان محسوب شود. این پژوهش با هدف بررسی و تعیین تأثیر احتمالی آفتاب دهی خاک بر روند جمعیت گونه های&lt;em&gt; Fusarium&lt;/em&gt; در شرایط آب هوایی همدان صورت گرفته است. بدین منظور آزمایش های مزرعه ای در خاک با آلودگی طبیعی به قارچ مذکور و در قالب طرح آزمایشی بلوک های کاملاً تصادفی صورت گرفته است. نمونه برداری خاک از تیمارهای مختلف 3- 5 و 8 هفته بعد از پلاستیک کشی از اعماق مختلف خاک صورت گرفته و شمارش تعداد زادمایه های قارچ در محیط های کشت انتخابی انجام شده است. نتایج نشان داده است که جمعیت قارچ در خاک های تیمار شده (تیمارهای 5 و 8 هفته ای) در مقایسه با شاهد و تیمار3 هفته ای به صورت معنی داری کاهش یافته است. مطابق یافته های به دست آمده کنترل بیماری های خاکزاد ناشی از قارچ فوزاریوم در شرایط آب و هوایی خنک همدان نیز با استفاده از روش گرما دهی مرطوب خاک امکان پذیر می باشد. </description>
						<author> محمد جواد سلیمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه روش‌های اندازه‌گیری میزان بهره‌برداری از گونه &lt;i&gt;Eurotia ceratoides&lt;/i&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=356&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>با توجه به سطح وسیع مراتع کشور و تنوع جوامع و تیپ های گیاهی آن، شناخت روش های صحیح، دقیق، کم هزینه و سریع جهت ارزیابی میزان بهره بردای از گونه های مرغوب مرتعی از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. در این پژوهش، کارآیی روش های متداول ارزیابی میزان بهره برداری از گونه &lt;em&gt;E. ceratoides&lt;/em&gt; در قرق حنا، واقع در شهرستان سمیرم مورد بررسی قرارگرفت. در این پژوهش میانگین های بهره برداری به دست آمده از روش های مختلف با میانگین بهره برداری به دست آمده از روش قفس های زوجی (شاهد) با استفاده از آزمون دانکن مقایسه گردید. هم چنین صحت، هزینه و سرعت روش های مطالعه شده نیز به کمک شاخص نسبت صحت به هزینه و تحلیل سلسله مراتبی (AHP) ارزیابی شد. نتایج به دست آمده نشان داد که میانگین به دست آمده از روش های واحد مرجع، طول سرشاخه، شاخص تولید، شمارش گیاه و شمارش ساقه دارای اختلاف معنی داری با میانگین روش شاهد بود، ولی روش شمارش ساقه در بین روش های مذکور سریع ترین و کم هزینه ترین روش می باشد ( آزمون دانکن، 05/0&gt;P). میانگین بهره برداری به دست آمده از روش قبل و بعد از چرا و تخمین چشمی ( به صورت نمونه برداری مضاعف) در بین روش های مورد بررسی کمترین اختلاف را با میانگین روش شاهد داشت( آزمون دانکن، 05/0 &gt;P) ولی نسبت به روش های دیگر پر هزینه و زمان بر می باشند. میانگین به دست آمده از روش ارتفاع - وزن علاوه بر آن که فاقد اختلاف معنی دار با میانگین روش شاهد بود، از لحاظ زمان و هزینه نیز در بین روش های مورد بررسی که از صحت قابل قبولی برخوردار بوده اند، سریع ترین و کم هزینه ترین روش بود ( آزمون دانکن، 05/0&gt;P). </description>
						<author> فاضل امیری</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
