<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1384 جلد9 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1384/10/11</pubDate>

					<item>
						<title>تأثیر سرعت و جهت جریان در خروجی کانال تقرب مستطیلی شکل با انتهای مسدود بر ضریب تخلیه آبگیر قائم</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=501&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>آبگیرهای قائم معمولاً نسبت به دیگر گزینه ها سازه هایی اقتصادی بوده و به جهت آن که در نزدیکی سطح آب کار گذاشته می شوند، از ورود رسوبات درشت  دانه به داخل سیستم جلوگیری می نمایند. از مشکلات اصلی که آبگیرهای قائم با آن مواجه اند ایجاد گرداب های قوی در دهانه آنهاست. این گرداب ها منجر به کاهش بازدهی سیستم آبگیری می شوند. شناخت مهندسین و طراحان از عوامل مؤثر بر گرداب، می تواند آنها را در طراحی صحیح و اصولی چنین سازه هایی کمک نماید. در این پژوهش به کمک مدل آزمایشگاهی تأثیر سرعت مماسی، جهت جریان در خروجی کانال تقرب بر ضریب تخلیه C&lt;sub&gt;d&lt;/sub&gt; آبگیر قائم مورد بررسی قرار گرفته و با آنالیز ابعادی نشان داده شده که اعداد بدون بعد رینولدز، فرود، وبر، سیرکولاسیون و استغراق بر تشکیل گرداب در دهانه آبگیر قائم مؤثرند. ارتباط بین عدد فرود، عدد سیرکولاسیون و عدد استغراق ارائه گردیده است که با استفاده از آنها می توان عدد استغراق را به دست آورده و توسط آن ضریب تخلیه آبگیر قائم را محاسبه نمود. </description>
						<author> سید محمد علی زمردیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرات تغییر اقلیم بر جریان رودخانه زاینده‌رود اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=502&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تحقیق حاضر آثار ناشی از تغییر اقلیم روی دما، بارندگی و رواناب در حوضه آبریز رودخانه زاینده رود اصفهان را تحت دو سناریوی اقلیمی و برای دو دوره سی ساله 2039-2010 و 2099-2070 میلادی، تجزیه و تحلیل می نماید. اطلاعات مورد نیاز از مدل گردش عمومی GCM) HadCM3) شامل مقادیر بارندگی و درجه حرارت (متوسط، حداقل و حداکثر) ماهانه در دوره های آتی، تحت دو سناریوی A2 و B2 از سناریو های تولید گازهای گلخانه ای SRES تأمین شده است. در سناریوی A2 به دلیل تأکید بر رشد صنایع و توجه کمتر به محیط زیست افزایش بیشتری در گازهای گلخانه ای نسبت به سناریوی B2 که توجه بیشتری به محیط زیست دارد، فرض شده است. نتایج در مجموع نشان از کاهش بارندگی و افزایش درجه حرارت در هر دو دوره و به  خصوص در دوره دوم را داشته، به  طوری که در طی این دوره ها میزان کاهش بارندگی 10 و 16 درصد و افزایش درجه حرارت به  میزان 6/4 و 2/3 درجه سانتی گراد به ترتیب در سناریو های A2 وB2 پیش بینی می شود. جهت بررسی تأثیر این تغییرات بر جریان ورودی به سد چادگان با استفاده از تکنیک شبکه عصبی مصنوعی (Artificial Neural Network, ANN) و با بررسی ورودی  ها و معماری  های مختلف، شبیه سازی بارش - رواناب در حوضه انجام شده که خروجی  های مدل، کاهش جریان تا 8/5 درصد و افزایش ضریب تغییرات جریان تا 3 برابر را برای دوره های آتی نشان می دهد. مقایسه سناریو های A2 و B2 نشان از وضعیت بحرانی تر سناریوی A2 در این حوضه دارد. </description>
						<author> علیرضا مساح بوانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بارزسازی فرایند رسوب‌گذاری در سامانه‌های پخش سیلاب با استفاده از داده‌های تصاویر ماهواره‌ای LANDSAT، سنجنده‌های TM و &lt;span dir=ltr&gt;ETM+&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=500&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>امروزه یکی از کاربردهای سنجش از دور و تصاویر ماهواره ای در منابع طبیعی، در زمینه های تشخیص و بارزسازی تغییرات در سطح زمین می باشد. روش طبقه بندی با استفاده از روش حداکثر تشابه (MLC) یکی از این موارد است که در این مقاله بر روی تصاویر ماهواره ای TM و +ETM به منظور بارزسازی رسوب در سطح یک شبکه پخش سیلاب انجام و مورد آزمون واقع گردید. برای انجام این تحقیق برای تهیه نمونه ها و کنترل های میدانی از روش شبکه بندی با لحاظ 30 نقطه نمونه در داخل عرصه پخش سیلاب و 30 نقطه به عنوان شاهد استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهند که بارزسازی رسوب با استفاده از روش طبقه بندی مزبور بر روی تصاویر ماهواره ای لند ست TM و +ETM با دقتی معادل 82 درصد قابل انجام می باشد. علاوه بر این، نتایج تحقیق هم چنین نشان دهنده این است که می توان روند و شکل تغییرات ناشی از رسوبات در پهنه پخش سیلاب را به دقت آشکار نمود. با توجه به قابلیت بالفعل و بالقوه این روش در مشخص نمودن تغییرات ناشی از رسوب گذاری که در این تحقیق در پهنه ای به مساحت 450 هکتار به اثبات رسیده است، می توان به این نکته تأکید داشت که استفاده از این روش در پهنه هایی با وسعت بیشتر موجب افزایش سرعت و دقت انجام کار در بارزسازی طبقات مختلف پوشش زمین می شود. </description>
						<author> امیر سررشته داری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر شوری بر غلظت عناصر کم مصرف در شاخساره گونه‌های مختلف مرکبات</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=357&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تأثیر سطوح مختلف کلرید سدیم بر غلظت عناصر کم مصرف در شاخساره دانهال های پنج گونه مرکبات شامل بکرایی (&lt;em&gt;Citrus riteculata×C. limetta&lt;/em&gt;)، لیموی ولکامریانا (&lt;em&gt;C. volkameriana&lt;/em&gt;)، نارنج (&lt;em&gt;C. aurantium&lt;/em&gt;)، لیمو شیرین (C. &lt;em&gt;limetta&lt;/em&gt;) و لیموی آب (&lt;em&gt;C. aurantifolia&lt;/em&gt;) به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک  های کامل تصادفی در چهار تکرار در گلخانه مورد بررسی قرار گرفت. دانهال های یکساله گونه های مورد مطالعه در گلدان های حاوی خاک آهکی ( 2/8 =pH) کشت شد و آبیاری آنها با آب آبیاری حاوی غلظت های صفر، 20، 40 و 60 میلی مول در لیتر کلرید سدیم صورت گرفت. پس از انقضای مدت آزمایش، غلظت عناصر کم مصرف شامل آهن، روی، منگنز، مس، کلر و بْر در شاخساره اندازه گیری شد. در تیمار شاهد، بین گونه های مورد آزمایش از نظر غلظت عناصر کم مصرف اختلاف معنی دار وجود داشت. شوری آثار متفاوتی بر غلظت عناصر کم مصرف گذاشت. تحت تأثیر شوری، غلظت آهن در شاخساره همه گونه ها به جز بکرایی و لیموشیرین افزایش و غلظت روی در شاخساره همه گونه ها به جز بکرایی کاهش یافت. بر اثر شوری، غلظت منگنز در شاخساره همه گونه ها به جز نارنج کاهش و غلظت مس تنها در شاخساره ولکامریانا کاهش یافت. شوری، غلظت کلر را در شاخساره همه گونه ها افزایش داد. در سطح شوری کم، غلظت بْر در شاخساره همه گونه ها به جز نارنج، افزایش و با افزایش شوری کاهش یافت و در نارنج با افزایش سطح شوری، غلظت بْر در شاخساره کاهش یافت. </description>
						<author> عبدالحسین ابوطالبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کاربرد روش فازی (Fuzzy) در طبقه‌بندی خاک‌ها، مطالعه موردی: چشمه سفید کرمانشاه </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=503&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تغییردر ویژگی های خاک عمدتاً حالت پیوسته دارد. روشی که بتواند این پیوستگی را در نظر بگیرد، قادر به ارائه تصویر واقعی تری از الگوی پراکنش خاک ها چه در فضای رده بندی و چه در فضای جغرافیایی خواهد بود. منطق پیوسته فازی چنین دیدگاهی را فراهم می کند. در این مطالعه کارآیی این نگرش با انجام نوعی خوشه بندی فازی در یک زیر حوزه در غرب ایران مورد بررسی قرار گرفت. خوشه بندی از طریق کمینه سازی یک تابع عینی در تعیین درجه عضویت هر پدان در هر یک از کلاس ها با نمای فازی 15/1 تا 5/1 انجام گرفت. پس از تعیین اعتبار خوشه بندی تعداد بهینه کلاس ها برای زیر مجموعه های کل، ریخت شناختی و بافت به ترتیب 8، 4 و5 تعیین شد. نمودارهای درجات عضویت تخصیص یافته به هر پدان در نمای اراضی منطقه نشانگر وجود همپوشی بین کلاس ها و پیوستگی قابل توجه بود. با توجه به تمایز کم خاک های منطقه و شباهت زیاد خواص آنها، روش مذکور از حساسیت بالایی در تشخیص تیپ های مختلف خاک برخوردار است. به علاوه بین کلاس های فازی حاصله و شکل اراضی نیز ارتباط وجود داشت. کاربرد این روش در تهیه سیستم های طبقه  بندی و نیز نقشه های پیوسته خاک با سطح نگرشی در حد پدان قابل بررسی است.</description>
						<author> پرویز شکاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی وضعیت پتاسیم و اثر خواص فیزیکی و شیمیایی خاک بر آن در شالیزارهای استان‌ گیلان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=504&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>وضعیت پتاسیم و اثر خواص فیزیکی و شیمیایی خاک بر آن در شالیزارهای استان گیلان با استفاده از یک صد و نه نمونه خاک سطحی از چهار ناحیه در استان گیلان مورد بررسی قرار گرفت. پتاسیم قابل استخراج  به وسیله استات آمونیوم یک مولار خنثی (K-NH&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt;OAc)، پتاسیم قابل استخراج به وسیله اسیدنیتریک یک مولار جوشان (K-HNO&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt;) و پتاسیم محلول در آب اندازه گیری شدند. نتایج بررسی نشان داد که توزیع فراوانی جمعیت رس و ظرفیت تبادل کاتیونی نرمال بود و توزیع فراوانی جمعیت متغیرهای سیلت، کربن آلی و pH غیر نرمال (با چولگی و یا کشیدگی معنی دار) و برای شن، K-NH&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt;OAc و K-HNO&lt;sub&gt;3 &lt;/sub&gt;لگاریتم نرمال بود. پتاسیم محلول تحت تأثیر اثر توام شن، pH، کربن آلی و K-NH&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt;OAc قرار داشت ( ** 73/0 =&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt; R&lt;sub&gt;a&lt;/sub&gt;). پتاسیم قابل استخراج به وسیله استات آمونیوم تحت تأثیر پتاسیم محلول، پتاسیم غیرقابل تبادل و ظرفیت تبادل کاتیونی قرار گرفت ( ** 72/0= &lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt; R&lt;sub&gt;a&lt;/sub&gt; ). پتاسیم قابل استخراج به وسیله اسید نیتریک جوشان تحت  تأثیر پتاسیم  تبادلی و جزء سیلت خاک قرار داشت ( ** 55/0= &lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt; R&lt;sub&gt;a&lt;/sub&gt; ). توزیع جغرافیایی داده های K-NH&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt;OAc  نشان دادکه مقدار آن در گیلان  مرکزی، به  ویژه در حوزه آبخیز سپیدرود، بیشتر از بقیه نواحی است. در ناحیه فومنات مقدار رس، ظرفیت تبادل کاتیونی، K-NH&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt;OAc و K-HNO&lt;sub&gt;3 &lt;/sub&gt;کمتر از بقیه نواحی است. بر اساس بررسی وضعیت انجام شده 8/68 درصد شالیزارهای استان از نظر پتاسیم قابل جذب در وضعیت متوسط تا خیلی کم قرار دارند.</description>
						<author> ناصر دوات گر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحمل مسمومیت منگنز در گیاهان آفتابگردان، برنج و ذرت در شرایط آبکشتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=505&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سمیت منگنز در خاک های کشاورزی و زیستگاه های طبیعی به دلایل مختلف از جمله ماهیت سنگ بستر، اسیدی بودن خاک، غرقاب شدن و یا مجاورت با معادن فعال ایجاد می شود. این پژوهش با هدف مطالعه تأثیر غلظت های مسموم کننده این عنصر روی سه گیاه مهم زراعی انجام شده است. گیاهان در محیط کشت هیدروپونیک (آبکشتی) و در شرایط کنترل شده اتاق رشد به مدت 12 روز تحت تیمارهای صفر (شاهد)، 25، 50، 75 و 100 میکرومول منگنز رشد داده شدند و پس از برداشت، وزن خشک اندام هوایی و ریشه، اثر غلظت های مختلف کلسیم و منیزیم بر ظهور سمیت، تنفس ریشه و نشت پتاسیم از بافت های ریشه و اندام هوایی بررسی گردید. به منظور بررسی تأثیر شدت های مختلف نور روی ظهور مسمومیت، گیاهان در شدت های متفاوت نور رویانده شده و علاوه بر رشد، جذب و انتقال منگنز نیز در آنها بررسی شد. گیاه آفتابگردان که با غلظت های 50 میکرو مول منگنز و بالاتر مسموم شده بود، خال های قهوه ای رنگی در قاعده کرک های برگ و دم برگ نشان داد، در حالی که علائم مسمومیت در ذرت به صورت کلروز شدید بین رگبرگی بوده و در برنج علائم خاصی مشاهده نشد. هر سه گیاه بخش اعظم منگنز جذب شده را به اندام هوایی انتقال دادند و بیشترین انتقال متعلق به آفتابگردان و کمترین متعلق به ذرت بود. در هیچ کدام از سه گیاه بررسی شده، ارتباطی بین شدت مسمومیت با منگنز و مقدار انباشتگی آن مشاهده نگردید. بررسی اثر شدت نور بر ظهور علایم مسمومیت نشان داد که رشد در نور ضعیف هرچند تولید ماده خشک را به شدت کاهش داد، ولی بسته به گیاه بررسی شده، این عامل باعث افزایش یا کاهش حساسیت به مسمومیت بوده است. بررسی اثر مسمومیت منگنز بر تنفس ریشه نشان داد که بر خلاف انتظار، تغییرات القایی مسمومیت منگنز بر تنفس ریشه در هم بستگی با حساسیت یا تحمل گیاهان نبوده است. بر عکس، تأثیر پذیری نشت پتاسیم از بافت های ریشه و اندام هوایی با مقدار تحمل یا حساسیت گیاهان به مسمومیت منگنز انطباق داشت.</description>
						<author> رقیه حاجی بلند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر تراکم بوته بر عملکرد و اجزای عملکرد دو رقم و یک لاین ماش سبز&lt;span dir-ltr&gt; [&lt;i&gt;Vigna radiate&lt;/i&gt; (L.) Wilczek]&lt;/span&gt; در منطقه کرج </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=506&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی تأثیر تراکم های مختلف کاشت (10، 13، 20 و 40 بوته در مترمربع) بر عملکرد و اجزای عملکرد دو رقم ( پرتو و گوهر) و یک لاین (VC-1973A) ماش سبز [&lt;em&gt;Vigna radiata&lt;/em&gt; (L.) Wilczek] آزمایشی در تابستان 1377 در موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر واقع در کرج انجام شد. این تحقیق به صورت آزمایش فاکتوریل بر مبنای طرح آماری بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار به مرحله اجرا درآمد. نتایج نشان داد که لاین VC-1973A بیشترین عملکرد دانه را به خود اختصاص داد و با توجه به زودرسی و هم زمان رسی نسبت به دو رقم دیگر برای برداشت مکانیزه ارجحیت دارد. تراکم کاشت بر عملکرد دانه ماش تأثیر بسیار معنی داری (01/0 &gt; p) داشت، به طوری که تراکم های 20 و 10 بوته در مترمربع به ترتیب بیشترین (2221kg/ha) و کمترین (1650kg/ha) عملکرد دانه را تولید کردند. از میان اجزای عملکرد، تنها تعداد غلاف در بوته تحت تأثیر تراکم واقع شد. مطالعات مربوط به هم بستگی صفات نشان داد که تراکم با ارتفاع بوته و فاصله اولین غلاف از سطح زمین هم بستگی مثبت و با عملکرد دانه در بوته، شاخص برداشت و تعداد شاخه فـرعی و غلاف در بـوته هم بستگی مـنفی دارد. عـلاوه بـر ایـن به نـظر می رسد، تعداد غلاف در بوته که هم بستگی بالایی (88/0 = r ) با عملکرد دانه در واحد سطح دارد، مهم ترین جزء عملکرد ماش می باشد. </description>
						<author> مجید آقا علیخانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه پارامترهای ژنتیکی عملکرد دانه و اجزای آن در پنج تلاقی گندم</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=507&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این بررسی نحوه کنترل ژنتیکی عملکرد دانه و صفات مرتبط به آن در پنج تلاقی گندم پائیزه (&lt;em&gt;Triticum aestivum&lt;/em&gt; L) به روش تجزیه میانگین نسل ها برآورد گردید. ارقام روشن، مهدوی، اینیا، آتیلا و گاسکوین و جمعیت های F&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;، F&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;، BC&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt; و BC&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; حاصل ازتلاقی آنها بر پایه طرح کرت های خردشده در قالب بلوک های کامل تصادفی در دو تکرار ارزیابی شدند. نتایج تجزیه واریانس میانگین نسل ها نشان داد که تفاوت های معنی دار بین نسل ها برای صفات مورد مطالعه از جمله عملکرد دانه در بوته، تعداد سنبله در بوته، تعداد سنبلچه در سنبله و وزن دانه در سنبله وجود دارد. برای بیشتر صفات و تلاقی ها مقدار F/DH&lt;sup&gt;1/2 &lt;/sup&gt;کوچک تر از یک بود که بیانگر متفاوت بودن علامت و بزرگی اثر ژن های کنترل کننده این صفات می باشد. برای عملکرد دانه وراثت پذیری عمومی با دامنه 5/28 تا 6/58 درصد و وراثت پذیری خصوصی با دامنه 24 تا 5/48 درصد برای پنج تلاقی برآورد گردید که کوچک ترین برآورد را در مقایسه با سایر صفات دارا بود. برآورد اجزای ژنتیکی میانگین نسل ها با برازش مدل های مختلف و انتخاب بهترین مدل نشان داد که بسته به نوع صفت و ژنوتیپ نقش اجزای ژنتیکی افزایشی، غالبیت و اپیستازی در کنترل صفات مورد مطالعه متفاوت است. </description>
						<author> بهروز مرادی عاشور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر رژیم‌های آبیاری و تراکم کاشت بر عملکرد، کارآیی مصرف آب و کیفیت دانه سه رقم سویا درکشت تابستانه در شرایط آب و هوائی کرمان </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=508&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این بررسی به منظور تعیین اثر رژیم های مختلف آبیاری و تراکم کاشت بر میزان عملکرد و کیفیت دانه در سه رقم سویا، طرح اسپلیت فاکتوریل براساس بلوک های کامل تصادفی، در سه تکرار و به مدت دو سال اجرا گردید. براساس نتایج به دست آمده از این پژوهش، میزان عملکرد دانه و هم چنین میزان روغن و پروتئین موجود در دانه، در هر دو سال آزمایش تحت تأثیر سطوح مختلف آبیاری، تراکم کاشت و رقم قرار گرفت. مقادیر حداکثر و حداقل عملکرد دانه در بوته و در واحد سطح به ترتیب در تیمارهای آبیاری I&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; و I&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt; به دست آمد. علاوه بر آن، مقادیر حداکثر و حداقل عملکرد دانه در بوته به ترتیب در تراکم های کاشت D&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt; و D&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt; و در واحد سطح به ترتیب در تراکم های کاشت D&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; و D&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt; حاصل شد. در بین ارقام نیز، حداکثر عملکرد دانه، هم در بوته و هم واحد سطح، به رقم V&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; و حداقل آن به رقم V&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; تعلق داشت. درصد روغن دانه در تیمارهای I&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;، D&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt; و V&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; حداکثر و در تیمارهای I&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt;، D&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt; و V&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; حداقل بود، در صورتی که درصد پروتئین دانه در تیمارهای I&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt;، D&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt; و V&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt; بیشترین و در تیمارهای I&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;، D&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt; و V&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; کمترین میزان بود. بالاترین کارآیی مصرف آب در تیمار آبیاری I&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; و کمترین آن در تیمار آبیاری I&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt; حاصل شد. بالاترین کارآیی مصرف آب براساس عملکرد بیولوژیک در رقم V&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; و براساس عملکرد دانه در رقم V&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt; به دست آمد، در صورتی که کمترین کارآیی مصرف آب براساس بیولوژیک و دانه به ترتیب به ارقام V&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt; و V&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; تعلق داشت. جهت افزایش تولید عملکرد در واحد سطح، اعمال تیمارهای I&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;V&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;D&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; توصیه می شود. </description>
						<author> غلامرضا خواجوئی نژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پینه‌زایی و باززایی گیاه در اسفناج&lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Spinacia oleracea&lt;/i&gt; L.)&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=518&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور دست یابی به ریز نمونه مناسب  و محیط غذایی مؤثرجهت باززایی گیاه در اسفناج، پاسخ ریز نمونه های محور زیر  لپه، لپه و نوک  ساقه، جدا شده از بذرهای جوانه زده دو رقم ملودی و توده بومی کرج روی محیط کشت پایه MS با ترکیبات متفاوت از هورمون های IAA، GA&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt;، NAA و BAP بررسی شد. آزمایش ها در قالب طرح کاملاً تصادفی با تکرارهای متفاوت انجام شد. انگیزش پینه از ریز  نمونه محور زیر لپه روی محیط با ترکیب هورمونی 15 میلی گرم در لیتر IAA و 4/3 میلی گرم در لیتر GA&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; صورت گرفت. باززایی گیاه از پینه ها با زیرکشت آنها روی محیط حاوی 2 میلی گرم در لیتر IAA و 4/3 میلی گرم در لیتر GA&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; به میزان 38 درصد حاصل شد. گیاهچه های حاصل حالت شیشه ای داشتند، که با افزایش آگار به 9 گرم در لیتر این مشکل رفع شد. ریز نمونه لپه تنها تولید پینه نمود.کشت ریزنمونه نوک ساقه روی محیط حاوی 02/0 میلی گرم در لیتر BAP، به میزان 80 درصد باززایی نشان داد. </description>
						<author> محمد کبیری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرهای روش‌های مختلف تهیه بستر بر رشد رویشی، اجزای عملکرد و عملکردهای دانه وروغن آفتابگردان در کشت دوگانه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=509&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در سیستم های کشت آبی و در کشت دوگانه، مقدار زیادی بقایای گیاهی تولید می شود که همراه با محدودیت زمان برای پوسیدگی بقایای محصول قبلی و کمی فرصت برای انجام عملیات کامل تهیه بستر، سبب ضرورت کاهش خاک ورزی و نیز مدیریت خاص بقایای گیاهی می شود. در بررسی حاضر، اثر روش های مختلف تهیه بستر درکشت دوگانه جو- آفتابگردان بر رشد رویشی، اجزای عملکرد و عملکردهای دانه و روغن آفتابگردان (هیبرید اروفلور)، در سال 1380 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان بررسی گردید. مدیریت بقایای گیاهی شامل حفظ،  جمع آوری بخشی از بقایا و سوزاندن بقایای گیاهی با پنج روش خاک ورزی شامل گاو آهن برگردان دار+ دیسک؛ گاوآهن قلمی+ دیسک؛ دیسک؛ گاوآهن برگردان دار و حداقل خاک ورزی، با استفاده از طرح کرت های خرد شده نواری در قالب بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار ارزیابی شد. تیمار سوزاندن بقایا باعث افزایش معنی دار وزن خشک گیاه در مراحل مختلف نموی و نیز قطر طبق گردید. تعداد دانه در طبق، وزن هزار دانه و شاخص برداشت نیز اگر چه در این تیمار بیشتر بودند، ولی تفاوت آماری با سایر تیمارهای بقایا نداشتند. عملکردهای دانه و روغن در تیمارهای سوزاندن و جمع آوری بخشی از بقایا بیشتر از تیمار حفظ بقایا بود. تیمارهای گاوآهن برگردان دار + دیسک و گاوآهن قلمی + دیسک بالاترین وزن خشک گیاه را در مراحل مختلف نمو، قطر طبق و عملکردهای دانه و روغن تولید کردند. تعداد دانه در طبق، وزن هزار دانه و شاخص برداشت نیز در این تیمارها به طور غیرمعنی داری بالاتر از سایر تیمارهای خاک ورزی بودند. تیمار حداقل خاک ورزی از نظر کلیه صفات اندازه گیری شده کمترین مقدار را دارا بود. براساس نتایج به  دست آمده از این بررسی، استفاده از گاوآهن قلمی+ دیسک در شرایط جمع آوری بخشی از بقایا ممکن است مطلوب تر از سایر تیمارهای تهیه بستر آفتابگردان در کشت دوگانه جو- آفتابگردان در شرایط مشابه با مطالعه حاضر باشد. </description>
						<author> انوشیروان فروزنده شهرکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر سطوح مختلف مکمل لیزین و پروتئین خام جیره بر عملکرد، خصوصیات لاشه و دفعازت جوجه‌های گوشتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=510&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور تعیین اثر سطوح مختلف اسید آمینه لیزین و پروتئین خام جیره بر عملکرد، خصوصیات لاشه و دفع ازت جوجه های گوشتی، آزمایشی با 240 قطعه جوجه گوشتی سویه تجارتی راس از سن یک تا 42 روزگی اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی شامل سه سطح مکمل اسید آمینه لیزین در دوره آغازین و رشد ( صفر، 15/0 و 30/0 درصد ) و دو سطح پروتئین خام (84/17 و 84/20 درصد در دوره آغازین و 12/16 و 12/18 درصد در دوره رشد) با انرژی قابل سوخت و ساز 2900 کیلوکالری در کیلوگرم بود. نتایج نشان داد که کاهش پروتئین خام جیره، میزان افزایش وزن در دوره آغازین، دوره رشد و کل دوره را به طور معنی دار به ترتیب 6، 6/4 و 6/5 درصد کاهش داد (05/0 &gt; P )، هم چنین مصرف خوراک در دوره آغازین به طور معنی داری کاهش یافت (05/0 &gt; ‍P). کاهش پروتئین خام جیره، اثر معنی داری بر نسبت افزایش وزن به مصرف خوراک نداشت، ولی مقدار گوشت سینه را به طور معنی داری کاهش و درصد چربی حفره بطنی را افزایش داد (05/0 &gt;‍P ). افزایش اسید آمینه لیزین در جیره مصرف خوراک در دوره آغازین، افزایش وزن و نسبت افزایش وزن به مصرف خوراک در دوره رشد و کل دوره را به طور معنی داری بهبود داد (05/0 &gt; P ). افزایش اسید آمینه لیزین در جیره باعث افزایش معنی دار درصدگوشت سینه و ران گردید (05/0 &gt; P) افزودن مکمل لیزین به جیره در دوره آغازین دفع ازت را به طور معنی داری کاهش داد (059/0 &gt; P). هم چنین با کاهش پروتئین خام جیره در دوره آغازین دفع ازت به طور معنی داری کاهش یافت (05/0 &gt; P). تیمارهای آزمایشی اثر معنی داری بر درصد تلفات نداشت. نتایج این آزمایش نشان داد که در صورت تأمین سایر اسیدهای آمینه محدود کننده در جیره، با افزودن مکمل لیزین می توان سطح پروتئین خام جیره را تا 3 درصد در دوره آغازین و تا 2 در صد در دوره رشد کاهش داد و این عمل تأثیر منفی بر بازده غذایی نداشت. </description>
						<author> منصور رضائی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین فاکتور ابقای بیکربنات به منظور استفاده در روش اکسیداسیون اسید آمینه شاخصدر مرغ‌های مادر گوشتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=511&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این آزمایش هفت قطعه مرغ مادر گوشتی در سن60 هفتگی، سوند گردنی را از طریق جراحی دریافت کردند. از تزریق وریدی بیکربنات نشان دار به مدت دو دوره 30 ساعتی جداگانه (مطالعه اول و دوم) برای تعیین ابقای کربن نشان دار استفاده شد. دو ساعت پس از شروع تزریق وریدی بیکربنات، دفع دی اکسید کربن نشان دار تنفسی پرندگان به حالت ثابت رسید. در این حالت، میزان بازیافت و ابقای دی اکسید کربن نشان دار در مطالعه اول به ترتیب 09/91 و 91/8  درصد و در مطالعه دوم به ترتیب 55/87  و 45/12 درصد بود. به طور کلی میانگین بازیافت دی اکسید کربن نشان دار تنفسی در این آزمایش، 32/89 درصد و ابقای آن 68/10 درصد تعیین گردید. تخم گذاری و یا عدم تخم گذاری و دوره نوری آزمایش اثر معنی داری (P&lt;0.05) بر ابقای دی اکسید کربن نشان دار نداشت. پرندگان پس از تغذیه در مقایسه با زمان عدم تغذیه، به طور معنی داری دی اکسید کربن نشان دار تنفسی کمتری دفع کردند. با توجه به نتایج این آزمایش، در صورت استفاده از اطلاعات تصحیح نشده برای کربن نشان دار باقی مانده در بدن در آزمایش های مربوط به تعیین احتیاجات اسیدهای آمینه با روش اکسیداسیون اسید آمینه شاخص، تخمین احتیاجات در مرغ های مادر گوشتی با 68/10 کاهش همراه خواهد بود.</description>
						<author> احمد حسن آبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر مکمل فیتاز بر انرژی قابل سوخت و ساز و قابلیت هضم مواد مغذی سورگوم، ذرت و گندم</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=512&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در طرح کاملاً تصادفی به روش فاکتوریل انرژی قابل سوخت و ساز و قابلیت هضم مواد مغذی سه واریته سورگوم (کم، متوسط و پرتانن) با و بدون مکمل فیتاز تعیین و با ذرت و گندم مقایسه شد. سه واریته سورگوم مورد مطالعه از بین 36 واریته مختلف سورگوم بر اساس میزان تانن انتخاب و همراه با ذرت و گندم در شرایط محیطی یکسان کشت شدند. مکمل فیتاز در سه سطح صفر، 500 و 1000 واحد به هر کیلوگرم از غلات مورد مطالعه اضافه شد. انرژی قابل سوخت و ساز و قابلیت هضم ظاهری و حقیقی با استفاده از خروس های بالغ لگهورن و به روش سیبالد تعیین گردید. نتایج نشان داد که غلات مورد مطالعه از لحاظ انرژی قابل سوخت و ساز ظاهری و حقیقی و قابلیت هضم ظاهری و حقیقی ماده خشک، نیتروژن و فسفر با هم متفاوت بودند. سورگوم متوسط تانن، بیشترین انرژی قابل سوخت و ساز ظاهری و حقیقی و سورگوم، پرتانن کمترین انواع انرژی قابل سوخت و ساز را داشتند. قابلیت هضم ظاهری و حقیقی ماده خشک ذرت بیشتر از سایر غلات مورد مطالعه بود (0001/p&lt;0). قابلیت هضم ظاهری و حقیقی نیتروژن سورگوم متوسط تانن، بیشتر از دو نوع دیگر سورگوم به دست آمد (001/p&lt;0). اختلاف بین غلات مورد مطالعه از لحاظ قابلیت هضم ظاهری و حقیقی فسفر و نیز قابلیت هضم حقیقی نیتروژن معنی دار نبود. تمام شاخص های اندازه گیری شده در سورگوم پرتانن کمترین بود. افزودن 500 واحد فیتاز باعث بهبود معنی دار (001/p&lt;0) انرژی قابل سوخت و ساز ظاهری، قابلیت هضم ظاهری و حقیقی ماده خشک و قابلیت هضم ظاهری نیتروژن شد. اگرچه افزودن مکمل فیتاز باعث بهبود قابلیت هضم ظاهری و حقیقی فسفر و قابلیت هضم حقیقی نیتروژن شد ولی اختلافات معنی دار نبود. اختلاف بین سطوح 500 و 1000 واحد فیتاز در بهبود شاخص های اندازه گیری شده معنی دار نبود و نتایج نشان داد که مقدار 500 واحد مکمل فیتاز برای بهبود ارزش غذایی غلات کافی بود. هزار واحد آنزیم فیتاز در اکثر شاخص  ها موجب کاهش معنی دار گردید. </description>
						<author> جواد پوررضا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اهمیت بازده خالص انرژی در برنامه‌های اصلاح نژادی گاوهای شیری هلشتاین </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=513&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در پرورش گاوهای شیری، بهبود بازده خوراک از نظر اقتصادی دارای اهمیت بالایی است. در این بررسی پارامترهای ژنتیکی بازده خالص انرژی برای تولید شیر و ارتباط آن با صفات تولید شیر، شیر تصحیح شده برای 2/3 درصد چربی، وزن بدن، درآمد ناخالص و درآمد منهای هزینه خوراک با استفاده از 2589 رکورد ماهانه از 723 گاو شیرده در سه گله مورد بررسی قرار گرفت. نیازهای مختلف انرژی حیوان با استفاده از مدل های انجمن ملی تحقیقات (NRC) برآورد گردید. عوامل مؤثر بر صفات مختلف به  وسیله یک مدل خطی تعمیم یافته تعیین شدند. پارامتر های ژنتیکی صفات مختلف با روش حداکثر درست نمایی محدود شده بی نیاز از مشتق گیری (DFRNL)، به صورت تجزیه چند صفتی برآورد شد. مدل های حیوانی حاوی عوامل ثابت گله ـ سال ـ فصل، دوره زایش، مرحله شیردهی، ضرایب تابعیت هر صفت از سطوح پروتئین غیر قابل تجزیه در شکمبه و انرژی متابولیسمی جیره و عوامل تصادفی ژنتیک افزایشی، دایم محیطی و باقی مانده بودند. وراثت پذیری صفات تولید شیر، شیر تصحیح شده برای 2/3 درصد چربی، وزن بدن، بازده خالص انرژی، درآمد ناخالص و درآمد منهای هزینه خوراک، به ترتیب 31/0، 32/0، 30/0، 34/0، 24/0، و 29/0 برآورد شد. نتایج این بررسی نشان داد که در صورت وجود امکانات لازم، انتخاب مستقیم برای بازده خالص انرژی می تواند سبب بهبود ژنتیکی بازده خوراک شود. هم چنین، به نظر می رسد که انتخاب بر اساس تولید شیر تصحیح شده برای چربی از مؤثرترین روش های انتخاب غیرمستقیم برای بهبود بازده خوراک و عملکرد اقتصادی در گاوهای شیری باشد.</description>
						<author> سید رضا میرایی آشتیانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر واریته ‌و‌ زمان ‌نگه‌داری‌ روی ‌ویژگی‌های ‌شیمیایی ‌رب‌گوجه‌ فرنگی حاصل از چهار واریته</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=514&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>یکی از مهم ترین محصولات زراعی، گوجه فرنگی است. به طوری که شناخت دقیق و همه جانبه عوامل مؤثر بر تولید گوجه  فرنگی و فرآورده های آن ضروری است چرا که تکنولوژی و تقاضا برای این محصول و فرآورده های آن در ایران و جهان رو به افزایش است. در این بررسی با توجه به تولید 7/3 میلیون تن گوجه فرنگی در ایران و این که بخش عمده ای از این محصول تبدیل به رب گوجه فرنگی و محصولات مشابه می شود، تلاش گردید تا اثر واریته و زمان نگه داری بر روی ویژگی های شیمیایی رب حاصل از چهار واریته منتخب طرح ملی، کال جی ان 3،  ارلی اوربانا وای، ارلی اوربانا 111، پتوارلی سی اچ در طی یک سال نگه داری در شرایط اتاق (دمای متوسط 25 درجه سانتی گراد) بررسی گردد و برخی خصوصیات فیزیکوشیمیایی شامل: بریکس، مواد جامد کل، مواد جامد نامحلول، اسیدیته، pH اندازه گیری شود. نتایج به دست آمده نشان داد که واریته های ارلی اوربانا 111 و پتوارلی سی اچ دارای بیشترین میزان ماده جامد کل و بالاترین میزان اسیدیته بودند. ضمن آن که واریته های پتوارلی سی اچ و ارلی اوربانا 111، دارای کمترین نوسانات و بیشترین ثبات بودند.</description>
						<author> محمدرضا عدالتیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر بسته‌بندی و انبارمانی بر خصوصیات فیزیکوشیمیایی دو رقم کیوی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=515&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظو ر مطالعه اثر بسته بندی و انبارمانی بر کیفیت کیوی، میوه دو رقم هایوارد و آبوت پس از تعیین بهترین زمان برداشت از منطقه ولی آباد تنکابن تهیه و خریداری شد. پس از درجه بندی و انتخاب میوه های سالم، در صندوق های چوبی، کارتن مقوایی و کیسه های پلی اتیلنی با دانسیته کم بسته بندی شدند و در دمای 5/0± درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 95-90 درصد به مدت 6 ماه نگه داری شدند. از هر بسته بندی، به طور کاملاً تصادفی،  طی فواصل زمانی  ( 3±30 روز) در طی مدت انبارداری (6 ماه) نمونه برداری صورت پذیرفت و خصوصیات شیمیایی مانند کل مواد جامد محلول، اسیدیته قابل تیتر بر حسب اسید سیتریک، ویتامین c، ماده خشک کل و خصوصیات فیزیکی نظیر نقطه تسلیم، مقاومت بافت در نقطه تسلیم، نیروی لازم برای نفوذ پروب در بافت و تنش لازم برای نفوذ آن ارزیابی شده و نتایج به دست آمده با آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی نامتعادل آنالیز و مقایسه میانگین ها به روش آزمون چند دامنه ای دانکن صورت پذیرفت. حداکثر مدت زمان انبارمانی در رقم آبوت 4 ماه و در رقم هایوارد 6 ماه تعیین شد. میزان ماده خشک کل رقم  هایوارد در طی انبارمانی بیشتر از آبوت بود. و در هر دو رقم مقدار ماده خشک محلول (بریکس) با پیشرفت زمان انبارمانی افزایش و مقدار اسیدیته قابل تیتر بر حسب اسیدسیتریک کاهش یافت. مقدار ویتامین C رقم آبوت در طی انبارمانی بیشتر از رقم هایوارد بود. تمامی فاکتورهای مربوط به خصوصیات فیزیکی و بافتی با پیشرفت دوره انبارداری،  کاهش یافته و در رقم هایوارد در ماه ششم و در رقم آبوت در ماه چهارم به حداقل مقدار مطلوب خود جهت انبارمانی رسید. در مجموع بسته بندی چوبی برای نگه داری طولانی تر و نایلون پلاستیکی برای رسیدگی یک نواخت کیوی مناسب تر ارزیابی شد. </description>
						<author> لیلا روزبه نصیرایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی کنترل تلفیقی سفید بالک گلخانه &lt;i&gt;Trialeurodes vaporariorum&lt;/i&gt; West.با استفاده از بالتوری سبز&lt;span dir=ltr&gt; Chrysoperla carnea (Steph.)&lt;/span&gt; و حشره کش کونفیدر در شرایط گلخانه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=516&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سفید بالک گلخانه &lt;em&gt;Trialeurodes vaporarioum&lt;/em&gt; West یکی از آفات مهم گیاهان زراعی و زینتی در مزارع و گلخانه هاست که معمولاً با استفاده از سموم شیمیایی و یا عوامل کنترل بیولوژیک کنترل می شود. در این مطالعه تأثیر استفاده جداگانه و توأم حشره کش کونفیدر و بالتوری سبز (&lt;em&gt;Chrysoperla carnea&lt;/em&gt; (Steph علیه سنین مختلف پورگی آفت روی گیاه گوجه فرنگی در هفت تیمار و سه تکرار بررسی شد. تیمارها شامل شکارگر تنها، حشره کش تنها و چهار تیمار تلفیقی حشره کش و بالتوری سبز بودند که در آنها رهاسازی شکارگر به ترتیب در فواصل 5، 10، 15 و 20 روز پس از سم پاشی انجام شد. آب پاشی در شاهد و سم پاشی در تیمار حشره کش تنها و رهاسازی شکارگر در سایر تیمارها هر 10 روز یک بار تکرار گردید. در تیمارهای استفاده توأم سم و بالتوری، سم پاشی فقط یک بار در ابتدای آزمایش انجام شد. نتایج نشان دادند که بین تیمارهای مختلف، اختلاف معنی داری وجود دارد. یک یا دو بار سم پاشی و یا رهاسازی بالتوری باعث کنترل آفت نگردید. حذف جمعیت آفت تقریباً بعد از سم پاشی سوم در تیمار حشره کش تنها و یا با رهاسازی سوم در تیمار تلفیقی حشره کش + رهاسازی بالتوری در روز بیستم بعد از سم پاشی مشاهده شد. این دو تیمار نشان دادند که تأثیر یکسانی در کنترل آفت دارند. هم چنین در تیمار حشره کش + رهاسازی بالتوری در روز پنجم بعد از سم پاشی، پس از پنج بار رهاسازی، جمعیت آفت کنترل شد. بین تیمار شکارگر تنها با تأثیر کمتر از تیمار حشره کش تنها، اختلاف معنی داری وجود داشت. به طور کلی، می توان اظهار نمود که اعمال تیمار تلفیقی حشره کش و بالتوری سبز مناسب ترین و مطلوب ترین گزینه ممکن در کنترل آفت در دراز مدت می باشد. </description>
						<author> بیژن حاتمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر مدت زمان عدم دسترسی به تخم میزبان بر تولید تخم و نسبت جنسی زنبور پارازیتوئید &lt;i&gt;Trichogramma brassicae Bezdenko&lt;/i&gt;&lt;span dir=ltr&gt; (Hym.: Trichogrammatidae)&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=517&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>میزان تولید تخم و نسبت جنسی از عوامل مؤثر در کنترل کیفیت زنبورهای پارازیتوئید تریکوگراما محسوب می شوند. در پژوهش حاضر تأثیر مدت زمان عدم دسترسی به تخم میزبان بر این دو شاخص در گونه &lt;em&gt;Trichogramma brassicae&lt;/em&gt; Bezdenko مورد ارزیابی قرار گرفت. آزمایش در قالب یک طرح کاملاً تصادفی با 4 تیمار و در 5 تکرار انجام شد. تعداد 20 عدد زنبور ماده تازه ظاهر شده و جفتگیری کرده هر یک به طور جداگانه به لوله آزمایش به ابعاد 10&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;Times New Roman&quot; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma&quot; size=&quot;2&quot;&gt;×&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;5/1 سانتی متر انتقال یافتند و روزانه با آب و عسل 20 درصد تغذیه شدند. در تیمار اول در همان روز نخست 150 عدد تخم تازه بید غلات،&lt;em&gt;Sitotroga cerealella&lt;/em&gt; Olivier ، بیش از ظرفیت تخم گذاری برای پارازیتوئید فراهم گردید. اما در سایر تیمارها پس از 2، 4 و 6 روز محرومیت، همان تعداد تخم میزبان در اختیار پارازیتوئید قرار داده شد. پس از 3 تا 4 روز از زمان تامین تخم میزبان با شمارش تخم های سیاه میزبان میزان تولید تخم پارازیتوئید محاسبه گردید. هم چنین پس از گذشت 11 روز و خروج پارازیتوئیدهای بالغ از تخم میزبان، جنس نر و ماده از طریق تفاوت در شکل شاخک تفکیک شدند و درصد نتاج ماده ثبت گردید. نتایج آزمایش نشان داد که با افزایش مدت زمان عدم دسترسی &lt;em&gt;T. brassicae&lt;/em&gt; به تخم میزبان، میزان تولید تخم پارازیتوئید به طور معنی داری کاهش یافت. هم چنین درصد نتاج ماده نیز با افزایش تأخیر در دسترسی به تخم میزبان با کاهش رو به رو گردید. نتیجه این که عدم دسترسی به تخم میزبان به محض خروج پارازیتوئید، باعث کاهش کیفیت آن می شود. </description>
						<author> آزاده کریمی ملاطی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
