<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1381 جلد6 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1381/4/10</pubDate>

					<item>
						<title>تاثیر بیمه بر ریسک گرایی کشاورزان در استان فارس : مقایسه بیمه اجباری - گروهی با فردی - اختیاری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=18&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بیمه محصولات کشاورزی، از جمله راه کارهای مناسب برای غلبه بر ریسک حاکم بر تولید در بخش کشاورزی و افزایش اطمینان خاطر کشاورزان نسبت به درآمد آینده شان می باشد. در این پژوهش بیمه محصولات گندم به عنوان شیوه بیمه فردی-اختیاری، و چغندر قند به عنوان شیوه اجباری-گروهی، به صورت موردی در استان فارس در نظر گرفته شده، و تأثیر این دو شیوه متفاوت بیمه بر نحوه رویارویی کشاورزان با مخاطره بررسی گردیده است. داده های لازم با استفاده از روش نمونه گیری از گندم کاران و چغندرکاران سه ناحیه اقلیمی مدیترانه ای، نیمه صحرایی گرم و کوهستانی سرد، با تکمیل پرسش نامه، و به روش مصاحبه حضوری، در سال زراعی 76-1375 جمع آوری گردید.
	پس از محاسبه ضرایب ریسک گریزی بهره برداران با استفاده از روش قاعده اول اطمینان، نتایج بررسی تأثیر بیمه بر ضرایب ریسک گریزی نشان داد که، ماهیت اجباری بودن و استمرار سالیانه بیمه چغندر قند به همراه ارائه نهاده های لازم و خدمات مکانیزاسیون زراعی در تولید چغندر از طرف کارخانه های قند و مراقبت دایم از مزارع کشاورزان، باعث تأثیر بیمه بر افزایش سطوح ریسک گرایی چغندرکاران شده است. در حالی که، در مورد گندم، به دلیل همیشگی نبودن پوشش بیمه برای سال های زراعی پی در پی و اطمینان نداشتن کشاورزان به نظام بیمه، بیمه تأثیر معنی داری بر سطوح ریسک گرایی نداشته است. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که شیوه بیمه چغندر قند، “جا افتادن فرهنگ بیمه” در میان بهره برداران را در پی داشته، و اجرای آن به یکی از اهداف اصلی نظام بیمه محصولات کشاورزی، که همان افزایش سطوح ریسک گرایی کشاورزان است، نزدیک تر می باشد.
</description>
						<author> علیرضا نیکویی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی تاثیر آموزش در موفقیت شرکت های تعاونی مرغداران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=19&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>نوشتار حاضر دستاوردهای  یک  پژوهش  میدانی  است  که  تأثیر آموزش  اعضای  شرکت های  تعاونی  کشاورزی  مرغداران  استان  تهران  را در موفقیت  این  شرکت ها مورد ارزیابی  قرار می دهد .در بررسی  و تحلیل  داده های  این  پژوهش  از آزمون های  مختلف  آماری  نظیر آزمون  استقلال ، ضریب هم بستگی  پیرسون ، تحلیل  واریانس  یک طرفه  و آزمون  دانکن  استفاده  شده  است .
یافته های  پژوهش  نشان  می دهد که  بین  دو متغیر آموزش  وموفقیت  شرکت ها، رابطه ای  مستقیم  و معنی دار وجود دارد  .هرچه  آموزش های  ارائه  شده  مرتبط با شغل  و یا مسئولیت  اعضای  شرکت  بیشتر باشد، این  شرکت ها از موفقیت  افزون تری  برخوردار می شوند. نتایج  دیگر پژوهش گویای این  واقعیت  است  که  در شرکت هایی  که  هیئت های  مدیره آنها از سطح  تخصصی  بالاتری  برخوردارند، آموزش  بیشتری  ارائه  شده  است. در این  شرکت ها مشارکت  اعضا در افزایش  میزان  سرمایه ، در مقایسه  با شرکت هایی  که  آموزش  کمتری  داشته اند، بیشتر است   .
</description>
						<author> امیرمظفرامینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر نوع بسته ‌بندی و دماهای مختلف بر ضدعفونی و نگهداری انجیر خشک اسنهبان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=170&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی اثر تیمارهای گرمایی و سرمایی بر حشرات آلوده کننده انجیرهای خشک استهبان آزمایش هایی انجام گرفت. دو نوع کیسه بسته بندی (سوراخ دار و بدون سوراخ)، دو نوع انبار با دمای 23 درجه سانتیگراد و انبار سرد ( 2 و 10 درجه سانتیگراد)، 9 مدت زمان تیمارهای گرمایی و سرمایی (3، 4، 5، 6، 7، 10، 15، 20 و 25 ساعت) و 13 تیمار دمایی [23، 45، 50، 55، 60، 65، 70، 75، 25-، (25-)+45، (25-)+50، (25-)+55، و (25-)+60 درجه سانتی گراد] در این آزمایش ها بررسی گردید. نتایج آزمایش نشان داد که شب پره هندی (Plodia interpunctella) که یک آفت مهم در انبارهای انجیر است، با بسته بندی انجیر در کیسه های پلاستیکی بدون سوراخ با ضخامت 24/0 میلی متر، بعد از تیمارهای دمایی مناسب، به طور رضایت بخشی کنترل می شود. انبار سرد با دمای 2 درجه سانتیگرادبه گونه ای معنی دار تمام مراحل زندگی پروانه را در انبار از بین می برد. انجیر خشک تیمار شده در دمای 60 درجه سانتیگراد به مدت هفت ساعت و یا بیشتر، 65 درجه سانتیگراد به مدت شش ساعت و یا بیشتر، 25- درجه سانتیگراد به مدت 15 ساعت و یا بیشتر، بدون تغییر کیفیت ظاهری میوه، به خوبی در برابر آفت حفظ گردید. </description>
						<author> مجید راحمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی جنین زایی غیرجنسی از تخمک های بارور نشده لیمو آب شیراز&lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Citrus aurantifolia&lt;/i&gt; L. var. Mexican lime)&lt;/span&gt; در محیط های کشت مختلف</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=171&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تأثیر محیط های کشت مختلف حاوی مواد تنظیم کننده رشد در جنین زایی غیر جنسی از لیمو آب شیراز (مکزیکن لایم) مورد بررسی قرار گرفت. میانگین جنین زایی از تخمک های بارور نشده پس از 60 روز در محیط های مختلف کشت از صفر تا 75/33 درصد متغیر بود. هورمون GA&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; در غلظت های 01/0 و 1/0 میلی گرم در لیتر تأثیر معنی دار و تحریک کنندگی در جنین زایی نشان داد. حضور عصاره جو نیز در محیط کشت باعث افزایش جنین زایی از تخمک ها شد، به طوری که در کمترین غلظت (300 میلیگرم در لیتر)، بهترین اثر را در جنین زایی نشان داد. در حالی که غلظت 1000 میلی گرم عصاره جو مانع جنین زایی شد، ولی رشد کالوس جنین زا را افزایش داد. با مصرف هورمون BA در غلظت های 01/0 و 1/0 میلی گرم در لیتر، جنین زایی افزایش نشان داد، در صورتی که در غلظت های بیشتر نقش بازدارندگی داشت. نمو جنین ها در محیط های کشت مختلف نیز بررسی گردید. شاخص میانگین طول ریشه چه به ساقه چه روی محیط کشت MT به همراه 1/0 میلیگرم در لیتر جیبرلین 22/0 &lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: FA&quot;&gt;±&lt;/span&gt;22/1 بود، که برای جنین زایی، تکامل جنین ها و تبدیل به گیاهچه به عنوان مناسب ترین محیط غذایی تعیین شد. </description>
						<author> رضا فتوحی قزوینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر فسفر و آهن بر رشد و ترکیب شیمیایی ذرت</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=172&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>فسفر و آهن از عناصر غذایی ضروری گیاهانند. در خاک های آهکی ایران، به دلیل فراوانی کربنات کلسیم، و نیز پ-هاش بالا، قابلیت استفاده آهن کم می باشد. هم چنین، مصرف بیش از نیاز کودهای فسفردار ممکن است قابلیت استفاده آهن را کاهش دهد. هدف از این بررسی ارزیابی گلخانه ای تأثیر فسفر و آهن بر رشد و ترکیب شیمیایی ذرت (&lt;em&gt;Zea mays&lt;/em&gt; L) بود. تیمارها شامل پنج سطح فسفر(صفر، 40، 80، 120 و 160 میلی گرم در کیلوگرم از منبع پتاسیم دی هیدروژن فسفات) و چهار سطح آهن (صفر، 5/2، 5 و 10 میلی گرم در کیلوگرم از مبنع سکسترین آهن) به صورت فاکتوریل، در چارچوب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار بود. گیاهان به مدت هشت هفته در یک خاک لومی سری چیتگر با نام علمی &lt;em&gt;Typic Calcixerepts&lt;/em&gt; ، &lt;em&gt;thermic&lt;/em&gt; ، &lt;em&gt;carbonatic&lt;/em&gt; ، &lt;em&gt;fine-loamy&lt;/em&gt; رشد کردند. نتایج نشان داد که کاربرد فسفر تا سطح 80 میلی گرم در کیلوگرم سبب افزایش وزن خشک قسمت هوایی گردید. غلظت و جذب کل فسفر با مصرف فسفر افزایش، ولی با کاربرد آهن کاهش یافت. کاربرد آهن تا سطح پنج میلی گرم در کیلوگرم، وزن خشک را افزایش، ولی در سطوح بالاتر آن را کاهش داد. غلظت و جذب کل آهن با کاربرد آهن افزایش، ولی با کاربرد فسفر کاهش یافت. با مصرف فسفر، غلظت روی و مس در گیاه به طور معنی داری کاهش پیدا کرد. غلظت منگنز در سطح 40 میلی گرم فسفر در کیلوگرم افزایش، ولی در سطوح بالاتر کاهش یافت. کاربرد آهن، غلظت روی و منگنز را در قسمت هوایی ذرت کاهش داد، ولی تأثیری بر غلظت مس نداشت. </description>
						<author> عبدالمجید رونقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title> بررسی امکان تولید گیاه هاپلویید نخود &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Cicer arietinum&lt;/i&gt; L.)&lt;/span&gt; به روش کاشت این ویترو</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=173&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی پاسخ آندروژنیک ارقام نخود، دو رقم پیروز و کرج 31-60-12، که به ترتیب نماینده ای از تیپ های دسی و کابلی هستند، برای انجام کشت بساک انتخاب شدند. بساک های حاوی میکروسپورهای تک هسته ای منتخب از غنچه های گل تیمار شده در شرایط سرما (7 تا 10 روز)، در محیط کشت پایه MS حاوی غلظت های متفاوت دو تنظیم کننده رشدی توفوردی (1، 2 و 3 میلی گرم در لیتر) و کینتین (1/0، 2/0 و 5/0 میلی گرم در لیتر) کشت گردیدند. برای باززایی، از محیط های کشت MS و بلیدز تغییر یافته با ترکیبات مختلف تنظیم کننده های رشد و غلظت متفاوت ساکارز استفاده شد.
	نتایج نشان داد که اثر تنظیم کننده های رشدی توفوردی و کینتین در القای کالوس بسیار معنی دار است، و با افزایش غلظت هرکدام از این تنظیم کننده ها میزان القای کالوس به طور معنی داری کاهش یافت. محیط کشت حاوی غلظت های کم هر دو تنظیم کننده رشدی (1 و 2/0 میلی گرم در لیتر به ترتیب برای توفوردی و کینتین) بهترین واکنش القای کالوس را در پی داشت. هم چنین، اثر متقابل ژنوتیپ × غلظت های توفوردی نیز معنی دار شد، به طوری که رقم پیروز نسبت به رقم دیگر، در واکنش به غلظت های متفاوت توفوردی، پاسخ بهتری به القای کالوس از خود نشان داد. تمایز کالوس ها و القای اندام زایی در محیط کشت MS حاوی NAA و BA با سه درصد ساکارز، و جنین زایی در کالوس های حاصل از بساک در محیط کشت بلیدز غنی شده با 5/0 میلی گرم در لیتر کینتین و 10 درصد ساکارز اتفاق افتاد. بررسی سیتولوژیک کالوس ها، وجود سلول های هاپلویید و تنوع کروموزومی را به اثبات رساند. بنابراین، بهینه کردن غلظت تنظیم کننده های رشد در محیط کشت القا، و استفاده از محیط های کشت مختلف پایه با غلظت مشخصی از ساکارز، می تواند بهبود باززایی از بساک های نخود را به دنبال داشته باشد. به نظر می رسد تعیین مشخصه کالوس ها از مرحله القا تا باززایی، و نیز تعیین اثر پیش تیمار سرما در آزمایش های بعدی بتواند در بهبود پاسخ به کشت بساک در نخود مورد استفاده قرار گیرد.
</description>
						<author> سعیدرضا وصال</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تنوع و تجزیه ضرایب مسیر صفات مرتبط با کیفیت نانوایی در لاین‌ های اصلاحی، ارقام زراعی و بومی گندم</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=174&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی میزان تنوع و مطالعه هم بستگی میان صفات مرتبط با کیفیت نانوایی از طریق تجزیه ضرایب مسیر، 145 ژنوتیپ گندم نان مرکب از 90 لاین اصلاحی و 55 رقم بومی و زراعی مورد آزمایش قرار گرفتند. از صفات درصد  پروتئین، حجم رسوب زلنی، حجم رسوب با SDS، سختی دانه، وزن حجمی (هکتولیتر)، حجم نان، درصد رطوبت دانه و جذب آب، به عنوان معیارهای غیر مستقیم برای ارزیابی کیفیت نانوایی ژنوتیپ ها استفاده شد.
صفات سختی دانه، حجم رسوب زلنی و حجم رسوب با SDS، به ترتیب با ضرایب تغییرات 51/13، 83/11 و 03/11 از بیشترین میزان تنوع برخوردار بودند. نتایج تجزیه عامل ها برای ژنوتیپ ها بر مبنای صفات کیفی گویای نقش دو عامل پنهانی در توجیه 23/98 درصد از تنوع کل داده ها بود. این عوامل به ترتیب عامل شاخص پروتئین دانه و حجم نان نام گذاری شدند. نتایج مطالعه هم بستگی میان صفات کیفی، بر رابطه مستقیم و معنی دار درصد پروتئین و حجم رسوب با SDS، با دیگر صفات مرتبط با کیفیت نانوایی گواهی داد. در رگرسیون مرحله ای، درصد پروتئین به عنوان صفت توجیه کننده مقدار زیادی از تغییرات صفات کیفی دیگر، در مراحل اول و دوم به مدل وارد شد. هم چنین،  تجزیه ضرایب مسیر نشان دهنده اهمیت  اثر مستقیم و معنی دار صفات درصد پروتئین، حجم رسوب زلنی، حجم نان، درصد رطوبت دانه و درصد جذب آب و اثر غیر مستقیم این صفات از طریق درصد پروتئین بر تغییرات حجم رسوب با SDS بود. تجزیه خوشه ای بر پایه صفات کیفی نشان دهنده ظرفیت مطلوب ژنوتیپ های زراعی و بومی از حیث صفات مرتبط با کیفیت و کمیت پروتئین، در مقایسه با ژنوتیپ های گروه های دیگر (به  طور عمده لاین های اصلاحی) بود.
</description>
						<author> فهیمه شاهین  نیا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>هم بستگی تولید عسل و صفات مورفولوژیک زنبور عسل در اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=24&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور برآورد هم بستگی بین میزان تولید عسل و برخی از ویژگی های ظاهری زنبور عسل، سی ملکه مادر، به صورت تصادفی از زنبورستان مرکز تحقیقات منابع طبیعی و امور دام استان اصفهان انتخاب،  و از هر ملکه مادر پنج ملکه دختر پرورش داده شد و بررسی گردید. محصول عسل تابستان از اختلاف وزن شان عسل قبل و بعد از استخراج عسل اندازه گیری شد، و محصول عسل پاییز بر اساس مساحت سطح قاب سرپوشیده محاسبه گردید. صفات ظاهری با استفاده از استریومیکروسکوپ مجهز به عدسی چشمی مدرج، بر اساس روش روتنر اندازه گیری شد.
میانگین تولید عسل در سال 05/10 کیلوگرم تخمین زده شد. هم بستگی فنوتیپی بین تولید عسل سالیانه با تولید عسل تابستان و پاییز به ترتیب 49/0 و 88/0 برآورد گردید، در حالی که هم بستگی بین عسل تولیدی تابستان و پاییز در حد پایین بود. هم بستگی معنی داری بین عسل تولیدی تابستان و ایندکس کوبیتال B ، طول ساق پا و عرض بال جلو (به ترتیب 28/0، 25/0 و 21/0) مشاهده شد. هم چنین، هم بستگی معنی داری بین عرض پنجه با عسل تولیدی کل و پاییز به دست آمد (به ترتیب 22/0 و 23/0). هم بستگی ژنتیکی بین طول پنجه و ایندکس کوبیتال با تولید عسل تابستان منفی برآورد شد (به ترتیب 75/0- و 45/0-). با توجه به هم بستگی زیاد بین عسل تولیدی تابستان و کل عسل تولیدی سالیانه، بهتر است برای صرفه جویی در زمان و هزینه ها به منظور بهبود کل عسل تولیدی، انتخاب بر اساس محصول تولیدی تابستانه کلنی باشد. هم چنین در طرح های به نژادی برای افزایش تولید عسل، می توان از صفات هم بسته طول ساق، عرض بال جلو و ایندکس کوبیتال استفاده کرد.
</description>
						<author> محمدعلی ادریس</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی آثار محدودیت غذایی شدید در اوایل دوره پرورش و مکمل اسید آمینه در دوره تغذیه مجدد بر عملکرد جوجه‌ های گوشتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=176&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی رشد و شاخص های لاشه در جوجه خروس های تحت محدودیت غذایی، آزمایشی در اوایل دوره پرورش انجام گرفت. جوجه های با محدودیت غذایی از 7 تا 14 روزگی مقداری غذا دریافت کردند تا معادلBW&lt;sup&gt;0.67&lt;/sup&gt;*1.5  کیلوکالری انرژی به ازای هر پرنده در روز تأمین گردد. از روز نخست تا 7 روزگی و از 14 تا 56 روزگی تمام پرندگان به صورت آزاد تغذیه شدند. جیره های پرندگان تحت محدودیت در مرحله بازگشت به تغذیه آزاد، یعنی در دوره آغازین و رشد، دارای اسیدهای آمینه متیونین و سیستین به میزان 15% بیشتر از توصیه (1994 NRC)   بود. اختلاف معنی داری در درصد کبد، سینه ، قلب، و درصد چربی کبد و لاشه میان پرندگان تحت محدودیت غذایی و گروه شاهد با تغذیه آزاد در 56 روزگی دیده نشد. وزن بدنی جوجه های با محدودیت غذایی به طور معنی داری کمتر از گروه شاهد در 56 روزگی بود (P&lt;0.05). با وجود این ، جوجه های تحت محدودیت غذایی به طور معنی داری ضریب تبدیل غذایی کمتری در کل دوره پرورشی داشتند (P&lt;0.05). پرندگان تحت محدودیت که جیره هایی با سطوح بالاتر اسیدهای آمینه گوگرددار را در دوره آغازین و رشد در مرحله بازگشت به تغذیه آزاد دریافت کردند، به طور معنی داری چربی محوطه شکمی کمتری در مقایسه با گروه شاهد داشتند (P&lt;0.05). </description>
						<author> محمد مولایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر باکتری تولید کننده اسید لاکتیک &lt;span dir=ltr&gt;(LAB)&lt;/span&gt; و اوره بر ترکیب شیمیایی و ارزش غذایی علوفه کامل جو</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=25&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این آزمایش به منظور بررسی اثر باکتری تولید کننده اسید لاکتیک (LAB) و اوره بر ترکیب شیمیایی، ارزش غذایی و ویژگی های مایع شکمبه علوفه کامل جو سیلو شده انجام گردید. در یک طرح کاملاً تصادفی و به صورت چرخشی، چهار گوسفند نر سافولک مورد استفاده قرار گرفت. محلول LAB به میزان دو لیتر بر هر تن گیاه تر جو (با 35% ماده خشک) و اوره به میزان چهار کیلوگرم به هر تن ماده خشک (با 55% ماده خشک)، افزوده و به مدت 60 روز سیلو شد. سیلاژهای با ماده خشک کم، pH پایین تر، قندهای محلول در آب باقی مانده، ازت آمونیاک، اسید لاکتیک و اتانول بیشتر و نسبت لاکتات به استات بالاتری داشتند. LAB موجب افزایش اسید لاکتیک و نسبت بالاتر لاکتات به استات گردید. قابلیت هضم ماده خشک (P&lt;0.001)، ماده آلی (01/0&gt;P)، دیواره سلولی (P&lt;0.05)، دیواره سلولی بدون همی سلولز (01/0&gt;P) و ازت کل (01/0&gt;P)، با افزودنی ها افزایش معنی داری نشان دادند. میانگین غلظت ازت آمونیاکی و pH شکمبه با سیلاژهای دارای اوره، به طور معنی داری (P&lt;0.05) افزایش یافت. میزان پروپیونات شکمبه با سیلاژهای دارای LAB به طور معنی داری (01/0&gt;P) بالاتر از سیلاژهای دارای اوره بود. نتایج نشان می دهد که افزودن LAB به میزان دو لیتر به هر تن علوفه کامل جو با حدود 35 درصد ماده خشک، موجب بهبود تخمیر و ارزش غذایی گردیده است. </description>
						<author> ابراهیم روغنی حقیقی فرد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>استخراج پکتین از تفاله چغندر قند وبررسی کاربرد آن در محصولات غذایی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=26&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پکتین به عنوان ماده ایجاد کننده ژل، قوام دهنده، بافت دهنده، امولسیون کننده و تثبیت کننده، در بسیاری از مواد غذایی کاربرد دارد. تفاله چغندر قند، که پس از استخراج قند از چغندر حاصل می شود، منبعی سرشار از پکتین است. هدف از این پژوهش، ارائه روشی خاص برای استخراج پکتین از تفاله چغندر، و نیز بهبود خواص عملکرد پکتین استخراجی به منظور افزایش کاربرد آن بود. نخست تفاله چغندر، خشک شده و به صورت پودر در آورده شد. سپس در شرایط اسیدی با pH برابر 1 و 5/1، و در دمای 80 و 90 درجه سانتی گراد، و طی زمان های استخراج 1، 2، 3 و 4 ساعت، عمل استخراج پکتین از تفاله انجام شد. بیشترین بازده استخراج پکتین به میزان 35/22 درصد، تحت شرایط دمایی 90 درجه سانتی گراد، pH برابر 1 و مدت استخراج 4 ساعت حاصل گردید. در مرحله بعد ترکیبات ساختمانی پکتین استخراج شده از تفاله چغندر قند بررسی، و با پکتین تجاری مرکبات مقایسه شد. آن گاه پکتین تفاله چغندر قند در چند ماده غذایی مورد استفاده قرار گرفت، و برخی خواص عملکردی آن با پکتین تجاری مرکبات مقایسه گردید. هم چنین، اثر آمونیوم پرسولفات و pH بالا بر توانایی ایجاد ژل و افزایش ویسکوزیته توسط پکتین حاصله بررسی شد. سپس اثر کاربرد پکتین تفاله چغندر قند بر عطر و طعم چند ماده غذایی ارزیابی، و با پکتین تجاری مرکبات مقایسه شد.
	سرانجام نتیجه گرفته شد که پکتین استخراجی از تفاله چغندر، در برخی مواد غذایی مانند سس کچاپ به عنوان ماده قوام دهنده و افزایش دهنده ویسکوزیته قابل استفاده است، ولی نمی توان از آن انتظار داشت که در مواد غذایی، ژل مستحکمی را ایجاد کند.
</description>
						<author> غلامرضا مصباحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر بسته ‌بندی‌های مختلف و شرایط نوری بر پایداری روغن آفتاب‌گردان تصفیه شده</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=180&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این پژوهش روغن مایع آفتاب گردان استحصال داخلی، که توسط کارخانه نرگس شیراز روغن کشی و تصفیه می شود، در بسته بندی هایی شامل بطری های پلاستیکی شفاف و زردرنگ از جنس پلی اتیلن ترفتالیت (PET)، ظروف پلاستیکی پلی اتیلن با دانسیته زیاد (HDPE) زردرنگ، و قوطی های فلزی تهیه گردید. نمونه ها در دمای معمولی و قفسه های مشرف به نور طبیعی محیط و به مدت یک سال نگهداری شد. سپس هر 45 روز یک بار عدد پراکسید، و در فاصله های زمانی صفر و شش و دوازده ماه عدد تیوباربیتوریک اسید (TBA) و عدد آنیسیدین در نمونه ها اندازه گیری شد. ضمناً، نمونه ها در بسته بندی های پلاستیکی در محفظه نوردهی مجهز به لامپ مهتابی (W20) قرار گرفتند. در این نمونه ها نیز عدد پراکسید اندازه گرفته شد. هم چنین، درصد میزان عبور نور از جدار مواد بسته بندی در طول موج های 350 تا 800 نانومتر تعیین گردید. بیشترین تغییرات عدد پراکسید، عدد TBA و عدد آنیسیدین طی یک سال نگهداری نمونه های روغن آفتاب گردان در دمای معمولی و نور طبیعی، مربوط به ظروف پلاستیکی پلی اتیلن با دانسیته زیاد (HDPE) بود، که با دیگر ظروف بسته بندی اختلاف معنی دار (P&lt;0.05) داشت. زمان نگهداری روغن ها در این ظروف کمتر از شش ماه است، در حالی که برای دیگر ظروف بسته بندی بیش از یک سال می باشد. نتایج نمونه هایی که در برابر لامپ مهتابی (W20) قرار داشتند نشان می دهد که بیشترین تغییرات عدد پراکسید مربوط به ظروف PET شفاف، و کمترین آن مربوط به PET زردرنگ است، که در سطح 5 درصد اختلاف معنی دار دیده شد. بنابراین، ظروف پلاستیکی PET برای بسته بندی روغن آفتاب گردان بسیار مناسب می باشد، و بیشترین پایداری روغن در این نوع ظروف، و سپس قوطی های فلزی است. ظروف PET زردرنگ به علت پایین بودن درصد عبور نور از جدارشان در طول موج های 350 تا 800 نانومتر، و تغییرات کم عدد پراکسید در نمونه هایی که در برابر لامپ مهتابی (W20) قرار داشتند، می تواند جای گزین ظروف PET شفاف شود. اگرچه درصد عبور امواج در این محدوده در ظروف HDPE ناچیز است، ولی به دلیل پلی مر به کار رفته و فساد اکسیداسیون بیشتر در روغن در این نوع ظروف، برای بسته بندی مناسب نیستند. هم چنین، نتایج این پژوهش نشان داد که فساد اکسیداسیون در روغن بیشتر تحت تأثیر جنس مواد بسته بندی است، و تأثیر شرایط نوردهی کمتر می باشد. </description>
						<author> رقیه رمضانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title> تأثیر برخی منابع پروتئینی بر طول عمر، پروتئین و چربی بدن زنبورهای کارگر زنبور عسل اروپایی &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Apis mellifera&lt;/i&gt; L.)&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=181&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به  منظور ارزیابی  اثر  تغذیه ای  مواد پروتئینی  مختلف  در جیره های  غذایی  زنبوران عسل کارگر آزمایش هایی  با 15 تیمار به صورت  طرح  کاملاً تصادفی  با چهار تکرار روی  زنبور عسل  اروپایی ( Apis mellifera L) انجام  گرفت . در این  آزمایش ها  اثر  تغذیه ای  15 تیمار روی  مدت  زمان  مربوط به  تلفات  50 درصد و طول  عمر زنبورهای  کارگر در قفس  بررسی  گردید. تأثیر تغذیه  کیک های  جانشین  گرده گل، شامل  پودر دانه  سویا، پودرکنجاله  سویا، پودر مخمر نانوایی ، گلوتن  گندم ، پودر دانه  سویا+کنجاله  سویا، پودر دانه  سویا+گلوتن  گندم ، پودر دانه  سویا+مخمر، کنجاله  سویا+گلوتن  گندم ، گلوتن  گندم +مخمر، و مکمل  گرده  گل شامل  گلوتن  گندم +گرده ، پودر دانه  سویا+گرده ، کنجاله  سویا+گرده ، مخمر نانوایی +گرده ، و دو تیمار شاهد شامل  گرده  گل  و عسل  بر مقدار پروتئین  و چربی  لاشه  زنبورها مورد آزمایش  قرار گرفت . نتایج  نشان  داد که  مواد پروتئینی مختلف  آثار متفاوتی  بر طول  عمر زنبورهای  کارگر داشتند، به طوری که  مکمل  گلوتن  گندم  و جانشین  سویا به ترتیب  بیشترین  (58/60 روز) و کمترین  (53/10 روز ) طول  عمر زنبورهای  کارگر را به  همراه  داشتند. مقدار مصرف  غذا در تیمارهای  مختلف  مرحله  انکوباتور تفاوت  معنی داری  نشان  نداد ( 05/0 &lt;P). بیشترین  درصد ماده  خشک  لاشه  زنبورهای  کارگر مربوط به  تیمار سویا (34 درصد) و کمترین  آن  مربوط به  تیمار مکمل  مخمر (54/31 درصد ) بود، که  با هم  تفاوت  معنی داری  نشان  دادند ( 05/0 &gt;P). بیشترین  درصد پروتئین  لاشه  مربوط به  تیمار مکمل  گلوتن  گندم  (57/22 درصد )  و کمترین  آن  مربوط به  تیمار مکمل  مخمر (01/20 درصد ) بود . هم چنین،  بیشترین  درصد چربی  لاشه  در  تیمار مکمل  سویا (75/4 درصد ) وکمترین  آن  در  مکمل  گلوتن  گندم  (84/3 درصد ) دیده شد. نتایج  نشان  داد که  می توان  از موادی  نظیر پودر سویا، کنجاله  سویا، گلوتن  گندم  و مخمر نانوایی  در تهیه  کیک های  جانشین  و مکمل  گرده  گل در تغذیه  زنبورعسل  استفاده  کرد. </description>
						<author> علیرضا عباسیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کارایی تله‌ های زردرنگ چسب‌ دار و روش ضربه ‌زنی به شاخه ‌ها در بررسی نوسانات فصلی جمعیت و نسبت جنسی پسیل پسته &lt;span dir=ltr&gt;[&lt;i&gt;Agonoscena Pistaciae &lt;/i&gt; Burckhardt &amp; Lauterer (Hom Psyllidae)]&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=182&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در سال های 1377 و 1378، تراکم حشرات کامل پسیل پسته و نسبت جنسی آن، با استفاده از تله های زردرنگ چسب دار و ضربه زنی به شاخه ها در دو باغ به طور هفتگی تعیین شد، و با شمارش تخم و پوره ها روی برگ، ضمن بررسی تغییرات فصلی جمعیت، کارایی دو روش مقایسه گردید. با استفاده از تله های زردرنگ چسب دار، ساعات فعالیت پروازی حشرات کامل در طول روز نیز تعیین شد.
حشرات کامل پسیل پسته هم زمان با باز شدن گل ها و برگ های پسته فعال شدند. شکار حشرات کامل در هر دو روش، با تغییرات تراکم تخم و پوره های بدون جوانه بال هم بستگی شدیدی داشته و حداقل پنج (حداکثر شش) نقطه فراز نشان داد. دو نقطه فراز در بهار اتفاق افتاد، و تراکم آفت در مقایسه با تراکم تابستانه و پاییزه کم بود. نخستین شکار حشرات کامل روی تله های زردرنگ بود، و در مجموع تله های زردرنگ در مقایسه با روش ضربه زنی روش مناسب تری برای بررسی تغییرات فصلی جمعیت پسیل پسته شناخته شد. نسبت جنسی نر به ماده در طول سال، و در فصول گرم و سرد سال به تفکیک، مساوی بود. ولی در آغاز فصل تله های زردرنگ جاذبه بیشتری برای نرها، و در روش ضربه زنی شکار بیشتری از ماده داشت. نقاط فراز پرواز روزانه بین ساعات 9 تا 16 اتفاق افتاد.
</description>
						<author> علیرضا هادیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر شرایط جغرافیایی و اقلیمی در جدایی توده‌ های زنبور عسل کوچک ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=184&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زنبور عسل کوچک یکی از دو گونه زنبور عسل موجود در ایران است که در نواحی جنوبی کشور زندگی می کند، و نقش مهمی در گرده افشانی گیاهان این منطقه ایفا می نماید. در این پژوهش تلاش شد وضعیت توده های زنبور عسل کوچک در ایران، و نیز اثر شرایط جغرافیایی و اقلیمی در تغییرات مورفولوژیک و جدا شدن این توده ها بررسی گردد. بدین منظور بیش از 400 نمونه زنبور کارگر از 40 کلنی مربوط به 26 شهرستان و 9 استان جمع آوری، و اندازه گیری دوازده صفت مورفولوژیک آنها با روش روتنر (1978) انجام شد. برای تعیین مختصات جغرافیایی و متغیرهای اقلیمی، از میانگین این متغیرها در طول عمر ایستگاه های سینوپتیک هر منطقه و یا میانگین متغیرها در ایستگاه های هواشناسی مناطق استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده با روش تجزیه به مؤلفه های اصلی انجام گردید.
	نتایج نشان داد که گونه زنبور عسل کوچک دارای دو توده جداگانه در نواحی جنوبی ایران است. مناطق جنوب غربی با عرض جغرافیایی بیشتر و با زنبوران بزرگ تر در یک گروه، و مناطق جنوب شرقی با عرض جغرافیایی کمتر با زنبوران کوچک تر در گروهی دیگر قرار می گیرند. بررسی هم بستگی صفات ظاهری با شرایط جغرافیایی و متغیرهای اقلیمی نشان داد که صفات مربوط به اندازه جثه، اندازه بال و پای زنبوران عسل کوچک با عرض جغرافیایی هم بستگی مثبت و با طول جغرافیایی هم بستگی منفی، و نیز با میزان بارندگی سالیانه منطقه هم بستگی منفی معنی دار دارد، ولی با صفات مربوط به درجه حرارت، رطوبت نسبی، سرعت باد، حداقل درجه حرارت و ... هم بستگی معنی داری ندارد. نتایج این پژوهش به طور کلی نشان داد که مناطق شمالی تر، مرتفع تر و پرباران تر دارای زنبوران بزرگ تری است. این نتیجه با قانون برگمن، که معتقد است حیوانات مناطق شمالی تر و سردتر دارای جثه بزرگ تری هستند، هم خوانی دارد.
</description>
						<author> غلامحسین طهماسبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی و مقایسه بازده کششی تراکتورهای مسی فرگوسن (MF 285) و یونیورسال (U650)دراجرای شخم باگاوآهن برگردان دار</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=561&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بازده کششی دو نوع تراکتور میان قدرت متداول در ایران، یعنی تراکتورهای مسی فرگوسن 285 و یونیورسال 650 در عملیات شخم توسط گاوآهن برگردان دار ارزیابی و مقایسه گردید. آزمون مزرعه ای در ایستگاه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز به صورت فاکتوریل در چارچوب طرح بلوک های کامل تصادفی، در مزرعه ای با بافت خاک لوم رسی شنی و میانگین رطوبت 18 درصد در عمق صفر تا 30 سانتی متری انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل سه نوع یا وضعیت تراکتور (یونیورسال 650، مسی فرگوسن 285 بدون سنگین سازی چرخ ها و مسی فرگوسن 285 با سنگین کردن چرخ ها توسط آب نمک) و سه سطح عمق شخم سطحی (10 تا 15 سانتی متر)، متوسط (15 تا 20 سانتی متر) و عمیق (20 تا 25 سانتی متر) بود. سرعت اجرای شخم در کلیه تیمارها در حدود چهار کیلومتر در ساعت ثابت نگه داشته شد. پارامترهای مورد اندازه گیری و مقایسه شامل نیروی کشش مال بندی، مقاومت کششی، درصد لغزش چرخ های محرک و بازده کششی تراکتور بود.
	نتایج نشان داد که عمده ترین اختلاف بین سه نوع یا وضعیت تراکتورها مربوط به لغزش چرخ های محرک است، به طوری که میانگین درصد لغزش در سه سطح شخم در مورد تراکتور یونیورسال 650 کمترین (6/12%) و در تراکتور مسی فرگوسن 285 بدون سنگین سازی چرخ ها بیشترین (27%) بود، که با سنگین سازی چرخ های محرک به 7/17 درصد کاهش یافت. هم چنین، در حالی که افزایش درصد لغزش تراکتور یونیورسال 650 با افزایش عمق شخم شدید نبود (7/9% به 5/16%)، تراکتور مسی فرگوسن 285 سنگین سازی نشده شدیدترین تغییرات را نشان داد (11% به 48%). تجزیه و تحلیل آماری بازده کششی تیمارها نشان داد که تغییر معنی داری در بازده کششی تراکتور یونیورسال 650 با افزایش عمق شخم حاصل نگردید، و با میانگین بازده 8/73% دارای عملکرد مطلوبی بود، در حالی که بازده کششی تراکتور مسی فرگوسن 285 سنگین سازی نشده، که در شرایط شخم سطحی بیش از 75% بود، با افزایش عمق شخم به 46% کاهش یافت. سنگین سازی چرخ های محرک تراکتور مسی فرگوسن 285 روند نزولی بازده کششی را با افزایش عمق به طور چشم گیری بهبود بخشید، و حداقل آن را به حدود 63% ارتقا داد. به طور کلی، نتایج این پژوهش نشان داد که تراکتور مسی فرگوسن 285، چنانچه سنگین سازی نگردد، تنها در انجام عملیات خاک ورزی سطحی بازده مطلوب دارد، و برای شخم متوسط و عمیق باید از تراکتور یونیورسال 650 و یا مسی فرگوسن 285 سنگین شده استفاده نمود.
</description>
						<author> محمد لغوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی عملکرد ماشین‌های کاشت پنبه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=185&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور گسترش کشت مکانیزه پنبه در مناطق با آب آبیاری شور و خاک های حساس به سله در استان اصفهان، ارزیابی عملکرد ماشین های کاشت با، یا بدون سله شکن در روش کشت مسطح ضروری است. از این رو، آزمایشی برای مقایسه فراسنجه های عملکردی چند نوع ماشین کاشت پنبه در یک خاک با بافت لوم رسی، در ایستگاه تحقیقاتی کبوترآباد مرکز تحقیقات کشاورزی اصفهان انجام شد. چهار تیمار ماشین های کاشت با استفاده از ردیف کارهای بذرسازان در دو وضعیت، و جاندیر و خطی کار دانمارکی با سه روش سله شکنی، به ترتیب سله شکنی با سله شکن ستاره های غلتان و استوانه ای دندانه دار و بدون سله شکنی، با به کارگیری آزمایش فاکتوریل در چارچوب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار ارزیابی شدند. عملکرد ماشین های کاشت با اندازه گیری تعداد و فاصله میان بوته ها در هر تیمار، و تعیین میانگین و انحراف معیار فاصله های میان بوته های سبز شده، و تعیین شاخص های کاشت چندتایی، نقاط بدون بوته، کیفیت تغذیه موزع، دقت و کپه کاری، ارزیابی گردیدند.
	اگرچه در این آزمایش، به جای اندازه گیری فاصله میان بذرهای کاشته شده، فاصله میان بوته های سبز شده اندازه گیری شد، ولی معیارهای استفاده شده در این پژوهش ویژگی های ماشین های کاشت را به خوبی نشان داد. میانگین و انحراف معیار فاصله های میان بوته ای، به تنهایی تفاوت میان عملکرد ماشین های کاشت را در تمام روش های سله شکنی به خوبی نشان نداد. شاخص کپه کاری پیشنهادی بهتر از شاخص کاشت چندتایی، مشخصه کپه ریزی را در بذرکارها، جدا از روش سله شکنی مشخص نمود. در حالت بدون سله شکنی، تمایل به کپه ریزی در ردیف کار بذرسازان، سبب کاهش میانگین و انحراف معیار فاصله های میان بوته ای گردید. سله شکنی موجب کاهش فاصله های میان بوته ای در کلیه ماشین های کاشت، به ویژه در خطی کار که تمایل به کپه ریزی در آن بسیار ناچیز بود، شد. بر پایه نتایج حاصله، در ردیف کارهای بذرسازان و جاندیر، نوع موزع حجمی، و نه تک دانه کار بود.
</description>
						<author> عباس همت</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title> تأثیر شوری، ائوزین و کمبود فسفات بر میزان رشد و تولید آستاگزانتین در جلبک سبز تک سلولی هماتوکوکوس پلوویالیس &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Haematococus Pluvialis&lt;/i&gt;)&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=186&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این پژوهش به منظور بررسی چگونگی افزایش تولید کتوکاروتنویید آستاگزانتین در جلبک سبز هماتوکوکوس پلوویالیس، تأثیر شوری، ائوزین و کمبود فسفات بر میزان رشد و تولید آستاگزانتین انجام شده است. آزمایش های لازم، تحت شرایط سترون در اطاقک رشد با دمای 20 درجه سانتی گراد صورت گرفته است.
	نتایج نشان می دهد که شوری، کمبود فسفات و مصرف ائوزین کیست زایی را تحریک می کند، و هم زمان تشکیل آستاگزانتین و میزان وزن خشک جلبک افزایش می یابد. با افزودن هیستیدین به محیط کشت، به عنوان یک خاموش کننده اکسیژن یکتایی، تشکیل آستاگزانتین نیز تحت شرایط کمبود فسفات کاهش می یابد. از این رو، می توان گفت شاید انباشته شدن آستاگزانتین در جلبک به پاسخ های آنتی اکسیداتیو آن مربوط باشد، که زنده مانی سلول های جلبک را تحت شرایط دشوار محیطی افزایش می دهد.
</description>
						<author> صادق فرهی آشتیانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوامل مؤثر در استقرار چهار گونه گیاه شورپسند درشمال باتلاق گاوخونی، با استفاده از روش اوردیناسیون</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=187&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>محدوده اطراف مصب رودخانه زاینده رود به باتلاق گاوخونی، رویشگاه های مناسب گونه های شورپسندی مانند &lt;em&gt;Aeluropus littoralis&lt;/em&gt; ، &lt;em&gt;Aeluropus lagopoides&lt;/em&gt;، &lt;em&gt;Halocnemum strobilaceum&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;Salicornia europea&lt;/em&gt; می باشد. با این حال، خواسته های اکولوژیک این گونه ها و فاکتورهای زیست محیطی کنترل کننده ساختار اجتماعات گیاهی و استقرار آنها روی خاک این مناطق به خوبی درک نشده است. دانش کافی در این زمینه برای به کارگیری این گونه ها در پهنه های شور ضروری است. در این پژوهش، الگوی استقرار چهار گونه مذکور در رویشگاه های متنوع، بر اساس شناخت اهمیت نسبی ویژگی های خاک رویشگاه هر یک از گونه ها و تاج پوشش گونه های مورد بررسی، به کمک روش ریاضی اوردیناسیون تشریح و ارزیابی شد. برای این منظور 48 قطعه روی ترانسکت های دارای بیشترین تنوع گونه ای از نظر پوشش انتخاب گردید، و متغیرهای درصد پوشش و عوامل خاک شامل EC، pH، مقادیر رس، سیلت، شن و عناصر سدیم، پتاسیم، کلسیم و منیزیم در یک دوره یکساله در سال 1378 اندازه گیری شد. داده های جمع آوری شده از خاک و گیاه بر طبق روش اوردیناسیون از دسته PCA و CCA تجزیه شدند تا ارتباط ویژگی های خاک رویشگاه ها و گونه ها مشخص گردد. نتایج آنالیز اوردیناسیون به خوبی ویژگی کلی رویشگاه هر گونه را از لحاظ عوامل خاکی مورد بررسی تفکیک، و ارتباط آنها را مشخص نمود. تجزیه ها نشان دهنده وجود هم بستگی معنی دار بین تغییر نوع و درصد گونه ها با شیب تغییرات عوامل خاک بود. به طور کلی، واکنش گونه ها به عوامل خاکی در این آزمایش، می تواند به عنوان مؤلفه مهم در گسترش و تعمیم الگوهای رشد و نمو این گونه ها برای مناطق شور مشابه مورد توجه قرار گیرد. </description>
						<author> سیدعلی میرمحمدی میبدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کشت و سازگاری سرخارگل &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Echinaceae purpurea &lt;/i&gt;)&lt;/span&gt; در شمال تهران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=188&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سرخارگل (&lt;em&gt;Echinaceae purpurea&lt;/em&gt;) یکی از مهم ترین گیاهان دارویی مورد استفاده در صنایع داروسازی بیشتر کشورهای توسعه یافته است. مواد مؤثره این گیاه خاصیت ضد ویروسی داشته، هم چنین تقویت کننده سیستم دفاعی بدن (Immunostimulant) می باشند. از آن جا که سرخارگل در فلور ایران وجود ندارد، هدف از انجام این پژوهش بررسی سازگاری این گیاه در شمال تهران (منطقه زردبند) است، که با استفاده از نتایج آن بتوان آن را در مقیاس گسترده کشت و نیاز صنایع داروسازی را به آن برطرف کرد. برای مقایسه میانگین های حاصل در صفات مختلف از آزمون t در سطح احتمال پنج درصد استفاده شد. نتایج نشان داد که گیاه سرخارگل به منطقه مورد پژوهش سازگار است، و می توان آن را در سطح گسترده کشت نمود. مناسب ترین زمان برای انتقال نشاها به زمین اصلی از 15 مرداد تا 15 شهریور است. گیاه سرخارگل تا سال چهارم بازدهی اقتصادی دارد (از نظر عملکرد و میزان مواد مؤثره) و از سال چهارم به بعد نه تنها از عملکرد پیکر رویشی گیاه کاسته می شود، بلکه به لحاظ چوبی شدن ساقه ها، از کمیت و کیفیت مواد مؤثره آن نیز کاسته شده و ارزش دارویی خود را از دست می دهد. </description>
						<author> رضا امید بیگی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
