<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1382 جلد7 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1382/1/12</pubDate>

					<item>
						<title>کاربرد تئوری گشتاورهای خطی در تحلیل تناوب سیل حوزه‌های آبخیز مرکزی ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=380&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>روش های بسیاری برای بررسی سیلاب حوزه های آبخیز وجود دارد، که از جمله می توان به تحلیل منطقه ای سیلاب اشاره کرد. رهیافت تحلیل منطقه ای سیلاب متکی بر ویژگی های فیزیکی، اقلیمی و اکولوژیک حوزه های آبخیز بوده، از روش های آماری در بررسی داده های مشاهداتی جریان استفاده می کند. این رهیافت دارای شیوه های متعددی است. هاسکینگ و والیس با گسترش روش گشتاور وزنی احتمال، آماره های گشتاور خطی را به عنوان رهیافتی جدید در تحلیل تناوب سیل حوزه های آبخیز ارائه نمودند. تئوری گشتاورهای خطی اساس پژوهش حاضر را تشکیل می دهد. در این پژوهش 27 ایستگاه هیدرومتری واقع در منطقه مرکزی ایران بررسی گردید.
	با استفاده از نمودار گشتاور خطی، منحنی چولگی خطی در برابر کشیدگی خطی و مناسب ترین توزیع های قابل برازش برای هر یک از ایستگاه های مطالعاتی تعیین شد. سپس به منظور حذف ایستگاه های غیر همگن، آزمون های همگنی مبتنی بر پارامترهای ناهماهنگی و ناهمگنی انجام گرفت و سرانجام دو ایستگاه بارز و گبرآباد به عنوان ایستگاه های ناهمگن شناخته شدند. در مرحله بعد، آزمون نیکویی برازش به منظور تعیین مناسب ترین تابع توزیع منطقه انجام، و به ترتیب توزیع های لجستیک تعمیم یافته، مقادیر حد تعمیم یافته، نرمال تعمیم یافته، پیرسون نوع سوم و پارتو تعمیم یافته مناسب ترین توزیع برای منطقه شناخته شدند. در نهایت، مقادیر تخمینی دبی با تناوب مختلف در منطقه تعیین، و پارامترهای منطقه ای توزیع های منتخب ارائه گردید.
</description>
						<author> سید سعید اسلامیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقاومت در برابر جریان در رودخانه‌های با بستر شنی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=381&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این پژوهش با در نظر گرفتن پارامترهای کلی همچون سرعت متوسط جریان در چند سطح مقطع از رودخانه گاماسیاب واقع در اطراف نهاوند، پارامترهای موضعی مانند سرعت متوسط نقطه ای در هر نیم رخ سرعت جریان و توزیع نیم رخ سرعت بر اساس تئوری لایه مرزی، مقاومت در برابر جریان و عوامل مؤثر بر آن، با استفاده از داده های اندازه گیری شده برای جریان های یک نواخت و غیر یک نواخت بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که هر گونه تغییر در شکل تابع لگاریتمی توزیع جهانی سرعت با منظور کردن فاکتور شکل سطح مقطع رودخانه و یا ضریب تعدیل زبری مواد بستر برای قطر مشخصه رودخانه تأثیری بر پیش بینی مقاومت در مقابل جریان ندارد. در حالی که ارائه مقدار ثابت لگاریتمی (عرض از مبدأ) معادله توزیع جهانی سرعت به صورت تابعی از پارامترهای عدد فرود و پارامتر شیلدز می تواند تا حدی برآورد مقاومت در برابر جریان را بهبود بخشد. هم چنین، در نظر گرفتن فاکتور شکل و ضریب تعدیل زبری در معادلات نمایی، پیش بینی مقاومت دربرابر جریان را بهبود نمی بخشد. از سوی دیگر، به کارگیری مشخصات لایه مرزی چون ضخامت و اندازه حرکت لایه مرزی در نیم رخ سرعت، خطر هم بستگی ساختگی را در معادله پیشنهادی برای مقاومت در برابر جریان منتفی می سازد. معادله پیشنهادی حاصل از اندازه گیری های نیم رخ سرعت جریان غیر یک نواخت در رودخانه گاماسیاب، نشان می دهد که عمق جریان آب، حداکثر سرعت جریان واقع در سطح آب و شیب خط انرژی از عوامل مؤثر بر مقاومت در برابر جریان می باشند. </description>
						<author> حسین افضلی مهر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی روش‌های مختلف میان‌یابی در تخمین داده‌های بارندگی ماهیانه در ناحیه مرکزی ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=382&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>داده های نقطه ای ایستگاه های هواشناسی به خودی خود از اهمیت چندانی برخوردار نیستند. بنابراین، لازم است که این داده های نقطه ای به داده های ناحیه ای تبدیل شوند. پراکنش و شمار ایستگاه های هواشناسی در سطح کشور در حدی نیست که دست یابی به داده های ناحیه ای به طور مستقیم امکان پذیر باشد، که این مهم منوط به تولید داده در منطقه مورد بررسی است. تولید داده به کمک روش های زمین-آمار سریع و آسان می باشد. بنابراین، برای تعمیم داده های نقطه ای به ناحیه ای نیاز به تولید داده (برآورد) است. هدف این پژوهش تعیین روش مناسب میان یابی برای برآورد بارندگی ماهیانه در ناحیه مرکزی ایران است. در این پژوهش از روش های کریجینگ (معمولی، با لگاریتم داده ها و با متغیر کمکی)، میانگین متحرک وزنی (با توان های 1 تا 5) و TPSS (با توان های 2 و 3 ، با و بدون متغیر کمکی) استفاده شده است. برای ارزیابی روش ها از تکنیک تأیید متقابل استفاده شده است.
بررسی نتایج پژوهش نشان می دهد که شعاع تأثیر بارندگی ماهیانه در ناحیه مرکزی ایران در حدود 450 کیلومتر است. هم چنین، نتایج نشان می دهند که روش TPSS با توان 2 و با متغیر کمکی ارتفاع، مناسب ترین روش برای تولید داده های بارندگی ماهیانه است. با تقسیم ناحیه مرکزی ایران به مناطق هم اقلیم و اجرای روش انتخاب شده در این نواحی، دقت تولید داده در مقایسه با کل منطقه افزایش پیدا کرده است.
</description>
						<author> محمد حسین مهدیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تغییرات غلظت آترازین در یک خاک رس سیلتی وو اسنجی مدلPRZM-2</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=383&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>استفاده روزافزون از علف کش هایی مانند آترازین، نگرانی هایی را در خصوص آلودگی خاک و آب های زیرزمینی ایجاد کرده است. پژوهش حاضر در مزرعه آزمایشی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز روی خاک سری دانشکده صورت گرفته و تغییرات غلظت و حرکت آترازین را در عمق های مختلف خاک، و در زمان های متفاوت در طول دوره رشد بررسی نموده است. هم چنین، پتانسیل آلودگی خاک و آب های زیرزمینی در اثر آترازین بررسی، و مدل PRZM-2 برای شبیه سازی غلظت آترازین ارزیابی شده است. آزمایش در یک مزرعه ذرت با سه پلات به ابعاد 1119 متر (209 متر مربع) انجام شده و در هر پلات آترازین به مقدار 5/3 کیلوگرم آ. آی.در  هکتار به کار رفته است. برای اندازه گیری غلظت آترازین در خاک در طول فصل رشد، نمونه های خاک از عمق های 0-100 سانتی متر در لایه های 10 سانتی متری، در هفت زمان مختلف جمع آوری گردید. داده های به دست آمده نشان داد که غلظت آترازین با گذشت زمان در پروفیل خاک کاهش می یابد، به طوری که حداکثر عمقی که آترازین در آن ردیابی گردید 50 سانتی متر بود. پارامترهای آماری شامل ME، EMSE، EF و CRM، برای مقایسه داده های مشاهده شده و پیش بینی شده توسط مدل PRZM-2 استفاده گردید، که برای کلیه داده ها در همه زمان ها و عمق های خاک به ترتیب 78/2 ، 12/73 ، 0/49 ،0/25  میلیگرم در کیلوگرم خاک است. نتایج شبیه سازی دارای هم خوانی نسبتا&quot;خوبی با داده های مشاهده شده می باشد. بنابراین، می توان از مدل PRZM-2 برای شبیه سازی حرکت آترازین در خاک و آلودگی آب های زیرزمینی استفاده کرد. </description>
						<author> مسعود نوشادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پهنه‌بندی بارندگی زمستانه استان‌های بوشهر، فارس و کهگیلویه و بویر احمد با استفاده ازروش تحلیل مؤلفه‌های اصلی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=384&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>آگاهی از توزیع جغرافیایی الگوهای بارش، به دلیل استفاده گسترده آن در کشاورزی، منابع آب، صنعت، توریسم، بهره برداری از سدها و نیز دانش آبیاری، حائز اهمیت است. با استفاده از روش تحلیل مؤلفه های اصلی (PCA)، که یک روش بهینه ریاضی است، منطقه بندی بارندگی زمستانه در ناحیه جنوب مرکزی ایران (استان های فارس، بوشهر و کهگیلویه و بویراحمد) بررسی گردید. با میانگین گیری از داده های بارندگی در ماه های دی، بهمن و اسفند، سری زمانی فصلی بارندگی برای هر ایستگاه محاسبه، و سپس ماتریس هم بستگی بین داده های نرمال شده تشکیل گردید. در مرحله بعد اندازه مقادیر ویژه، بردارهای ویژه، سری زمانی مؤلفه های اصلی و عوامل بارگذاری نیز تعیین شد. با استفاده از روش آزمون Screet مؤلفه های اصلی و شمار آنها مشـخص گردید. مؤلفه های اول و دوم، که مجموعاً 1/68% از کل واریانس داده های اولیه را توجیه می نمودند، به عنوان مؤلفه های اصلی در نظر گرفته شد و برای پهنه بندی بارندگی از آنها استفاده گردید. روش دوران داده شده عوامل بارگذاری به عنوان راه حل مناسب در تعیین گستره جغرافیایی مربوط به این مؤلفه ها مورد آزمون و تأیید قرار گرفت.
نتایج نشان داد که عوامل بارگذاری دوران داده شده متناظر با مؤلفه اول، در سطح گسترده ای از منطقه مورد بررسی دارای مقادیر بسیار زیادی است. بنابراین، سری زمانی PC1، که 4/60%  از کل واریانس داده های خام را توجیه می کند، می تواند به عنوان نماینده داده های بارندگی بخش وسیعی از استان های فارس، بوشهر، و کهگیلویه و بویراحمد به کار رود. بردارهای بارگذاری متناظر با دومین مؤلفه اصلی (PC2) مقادیر بسیار زیادی را برای منطقه بوانات در شمال استان فارس نشان داد، و این ناحیه به عنوان منطقه مستقل متناظر با دومین مؤلفه در نظر گرفته شد. بارندگی این منطقه از استان فارس هم بستگی ضعیفی با بارندگی مناطق مجاور داشت. به نظر می رسد بارندگی ناحیه بوانات عموماً از توده های باران زای مدیترانه ای ناشی می شود که از شمال و غرب وارد این ناحیه می گردند. برای دیگر ایستگاه های مورد بررسی، علاوه بر سیستم های مدیترانه ای، توده های باران زای ناشی از جریان سودانی نقش بسیار اساسی در تولید بارش زمستانه ایفا می کنند.

</description>
						<author> سید محمد جعفر ناظم السادات</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شناسایی و نحوه تشکیل کانی‌های رسی در خاک‌های منطقه فرخ‌شهر، استان چهار محال و بختیاری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=385&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>کانی های رسی اثر چشم گیری بر ویژگی های فیزیکو شیمیایی خاک ها دارند. این پژوهش برای شناسایی کانی های رسی به روش های مختلف، و نحوه تشکیل آنها در منطقه فرخ شهر استان چهارمحال و بختیاری انجام شده است. منطقه مورد بررسی دارای مساحت تقریبی 1300 هکتار بوده و رژیم رطوبتی و حرارتی آن به ترتیب زریک و مزیک است. لندفرم های این منطقه را مسیل، دشت سر، تپه و دشت دامنه ای تشکیل می دهند. پس از آزمایش های صحرایی و آزمایشگاهی، واحدهای نقشه برداری تعیین شد، و در نهایت پنج پروفیل شاهد انتخاب، و از افق های آنها نمونه برداری گردید. نمونه های رس از دو نمونه سنگ مادر کرتاسه و کلیه افق های خاک جداسازی و تحت بررسی های پراش پرتو ایکس(XRD)،  میکروسکوپ الکترونی (TEM و SEM) و پرتو مادون قرمز(IR)  قرار گرفتند. هم چنین، سطح ویژه و ظرفیت تبادل کاتیونی رس های خاک تعیین شد.
نتایج گویای این است که کانی های ایلیت، اسمکتیت، کلریت، پالیگورسکیت و کائولینیت در تمامی خاک ها وجود دارند. با توجه به انباشته شدن پالیگورسکیت در عمق همراه با کربنات کلسیم ثانویه، اشکال کشیده آن در میکروسکوپ الکترونی، و نبود آن در مواد مادری، تنها منشأ پدوژنیک برای این کانی پیشنهاد می شود. ولی در مورد اسمکتیت دو منشأ مواد مادری و تشکیل از پالیگورسکیت را می توان در نظر گرفت. به احتمال زیاد کانی های ایلیت، کلریت و کائولینیت در خاک تنها از سنگ مادر به ارث رسیده اند. نتایج پرتو مادون قرمز نیز نتایج پراش پرتو ایکس و میکروسکوپ الکترونی را تأیید می کند.
</description>
						<author> محمد حسن صالحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تغییرات برخی ویژگی‌های فیزیکی و مکانیکی خاکی با ساختمان ناپایدار پس از آبیاری غرقابی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=386&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>حالت فیزیکی خاک نقش مهمی در سبز شدن بذر، رشد و توسعه ریشه گیاه و تولید محصول دارد. از عوامل تغییردهنده ویژگی های فیزیکی خاک، نیروهای داخلی حاصل از مکش ماتریک است. در این بررسی، تأثیر این نیروها در افق سطحی یک خاک لوم رسی سیلتی و با ساختمان ناپایدار (سری خمینی شهر یا فاین لومی، میکسد، ترمیک تیپیک هاپل آرجید) بررسی شد. آزمایش به صورت گلدانی انجام گرفت. در این پژوهش، تغییرات سطح خاک با زمان، چگالی ظاهری، شاخص مخروطی و مقاومت کششی در رطوبت های مختلف پس از نخستین آبیاری غرقابی اندازه گیری شد.
نتایج نشان داد که بستر بذر (20 سانتی متر) با آرایش سست (با چگالی ظاهری 2/1 مگاگرم بر متر مکعب) حدود 5/1 سانتی متر نشست کرد. با توجه به این که هیچ گونه بار خارجی، پس از نخستین آّبیاری، بر خاک وارد نشده بود، حالت فیزیکی آن به قبل از خاک ورزی نزدیک شد. چگالی  ظاهری، شاخص مخروطی و مقاومت کششی خاک پس از اّبیاری و در طول خشک شدن افزایش چشم گیری یافت. تغییرات مقاومت خاک (شاخص مخروطی و مقاومت کششی) با رطوبت شدید بود. ارتباط شاخص مخروطی و مقاومت کششی با تنش مؤثر نشان داد که احتمالاً کنترل کننده اصلی مقاومت در حالت تر، تنش مؤثر است.
</description>
						<author> محمدرضا مصدقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه چند شکلی ایزو آنزیم‌های استراز، پراکسیداز و مالات دهیدروژناز در ارقام وگونه‌های پسته ایرانی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=387&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به  منظور بررسی  تنوع  ژنتیکی  ارقام  و گونه های  پسته  ایرانی  از سه  آنزیم  استراز، پراکسیداز و مالات  دهیدروژناز در 30 ژنوتیپ  مختلف  پسته  استفاده  شد. نمونه ها از برگ های  تازه  درختان  پسته تهیه  گردید. برای  این  منظور از بافر استخراج  حاوی  20 درصد ساکارز، 01/0 مولار دی تیوتری تول ، دو درصد پلی اتیلن  گلایکول  و 8 درصد پلی ونیل  پلی پیرولیدن  استفاده  شد. برای  جداسازی ایزوآنزیم ها تکنیک  ایزوالکتریک  فوکوسینگ  با ژل  پلی اکریل آمید با غلظت  دو درصد وزنی  حجمی  آمفولیت  به کار رفت.
نتایج  چندشکلی  زیادی  را در هر سه سیستم  آنزیمی  نشان  داد، که  بیشترین  آن  مربوط به  آنزیم  استراز بود. تعداد 19 باند در آنزیم  استراز و 28 باند برای  آنزیم  مالات  دهیدروژناز دیده  شد، که  در دامنه گسترده ای از شیب  pH  پراکنده  بودند. برای  آنزیم  پراکسیداز در یک  دامنه  باریک  pH، 11 باند مشاهده  شد. نتایج  حاصل  از گروه بندی  ژنوتیپ ها، بر اساس  سه سیستم  آنزیمی  مذکور، آنها را در 8 گروه  اصلی  و 20 گروه  فرعی  تقسیم  نمود، به  نحوی  که  میزان  تشابه  ژنتیکی  از سمت  ارقام  رایج  باغی  به  سمت  گونه ها کاهش  یافته ، در نهایت  گونه ها در سه  گروه  انتهایی  قرار گرفتند. واریته  سرخس  به  عنوان  فرم  وحشی  گونه  ورا، حد واسط ارقام  رایج  باغی  با گونه های دیگر قرار گرفت .
</description>
						<author> علی اعلمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تنوع ژنتیکی و تجزیه عامل‌ها برای ویژگی‌های زراعی در گندم دوروم</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=388&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تنوع  ژنتیکی  300 ژنوتیپ  گندم  دوروم  مشتمل  بر ارقام  بومی  و ارقام  و لاین های  خارجی  تهیه  شده  از سیمیت  و ایکاردا، در مزرعه  پژوهشی دانشکده  کشاورزی  دانشگاه  صنعتی  اصفهان  در سال  زراعی  79-1378 ارزیابی  گردید. در این  آزمایش  از صفات  روز تا سنبله دهی ، روز تا رسیدگی ، ارتفاع  بوته ، طول  سنبله ، شمار دانه  در سنبله ، وزن  دانه  در سنبله ، شمار سنبله  در متر مربع ، وزن  هزار دانه ، وزن  حجمی ، عملکرد بیولوژیک ، عملکرد دانه  و شاخص برداشت  استفاده  شد. محاسبات  آماری  داده ها شامل  ضرایب  هم بستگی  ساده ، رگرسیون  گام به گام  روی  صفات  زراعی  مهم ، تجزیه  به  عامل ها  و تجزیه  خوشه ای  صفات  و ژنوتیپ ها بر اساس  صفات  زراعی  بود.
نتایج  نشان  داد که  تنوع  ژنتیکی  چشم گیری برای  صفات  مورد بررسی،  و به ویژه  عملکرد دانه ، شاخص  برداشت ، شمار سنبله  در واحد سطح  و شمار دانه  در سنبله  وجود دارد. عملکرد دانه  با صفات  شاخص  برداشت ، عملکرد بیولوژیک ، تعداد روز تا رسیدگی ، شمار دانه  در سنبله  و وزن  دانه  در سنبله  هم بستگی  مثبت  و معنی داری  داشت . در تجزیه  عامل ها، شش عامل  پنهانی  شناسایی  شد، که  جمعاً 7/76 درصد از کل  تنوع  داده ها را توجیه  می کردند. این  عوامل  در ارتباط با پتانسیل  انتقال ، جنبه های  مختلف  مخزن  گیاه ، روابط مخزن  و مصرف ، قامت  گیاه  و پتانسیل  تولید پنجه  بودند. تجزیه  خوشه ای،  ژنوتیپ ها را در شش گروه  تقسیم  نمود. همه  گروه ها اختلاف معنی داری از نظر تمامی  صفات  زراعی  مورد بررسی با یکدیگر نشان  دادند. مقایسه  میانگین  صفات  در گروه های  حاصله  نشان  داد که  ژنوتیپ های  موجود در گروه  پنجم  و در پی  آن  گروه  ششم ، بیشترین  میزان  عملکرد دانه  و شاخص  برداشت  را دارند، که  در اهداف  به نژادی  شایان  توجه  می باشند.
</description>
						<author> مریم گل آبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر تراکم بوته بر عملکرد، اجزای عملکرد و برخی ویژگی‌های رشد دو رقم گلرنگ در شرایط آب و هوایی اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=389&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی اثر رقم و تراکم بر مراحل رشد، عملکرد، اجزای عملکرد و ویژگی های رشد گیاه گلرنگ آزمایشی به صورت فاکتوریل و در چارچوب طرح بلوک کامل تصادفی در چهار تکرار، در سال 1378، در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان به اجرا درآمد. ارقام اراک 2811 و کوسه گلرنگ در چهار تراکم 6/16، 2/22، 3/33 و 50 بوته در متر مربع (فواصل روی ردیف 12، 9، 6 و 4 سانتی متر) با فواصل ردیف یکسان 50 سانتی متر کشت شد.
	در میان مراحل مختلف رشد، تراکم بوته تنها بر مرحله آغاز تکمه دهی اثر معنی داری داشت. هم چنین، اثر رقم بر مراحلی نظیر سبز شدن، تکمه دهی، آغاز گل دهی و 50 درصد گل دهی معنی دار بود و بر بقیه مراحل نمو تأثیر معنی داری نداشت. رقم کوسه دیررس تر از رقم اراک 2811 بود. شمار شاخه فرعی در بوته، شمار طبق در شاخه فرعی، شمار دانه در طبق و شاخص برداشت به طور معنی داری با افزایش تراکم بوته کاهش یافتند. اثر کاهش های ذکر شده، به وسیله افزایش شمار بوته در واحد سطح جبران شد، به طوری که عملکرد دانه دو ژنوتیپ گلرنگ با تغییر تراکم گیاهی تغییر معنی داری پیدا نکرد. به رغم این که رقم اراک 2811 برتری معنی داری در صفاتی همچون شمار طبق در شاخه فرعی و وزن هزار دانه و برتری نسبی غیر معنی داری در صفات دیگر داشت، ولی عملکرد دانه دو رقم از نظر آماری تفاوت معنی داری نداشت. اثر تراکم بوته و رقم بر شاخص های رشد مانند شاخص سطح برگ، دوام سطح برگ و سرعت رشد محصول معنی دار نبود. بر پایه نتایج به دست آمده در این آزمایش، می توان گفت که دو رقم یاد شده در تراکم های اول و دوم، در شرایط آب و هوایی اصفهان قابل کشت و تولید می باشند.
</description>
						<author> پرویز احسان زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>                    ارتباط رنگ و اسید لینولنیک بذر با عملکرد و اجزای عملکرد دانه بزرک در اصفهان         &lt;span dir=ltr&gt;&lt;i&gt;( Linum usitatissimum L.) &lt;/i&gt;&lt;/span </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=390&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بزرک از گیاهان دانه روغنی با سازگاری وسیع است، که در بیشتر مناطق جهان کشت می شود. روغن بزرک معمولی به لحاظ میزان زیاد اسید چرب لینولنیک (50%&lt;)، به عنوان روغن خشک شونده در صنعت به کار می رود. ژنوتیپ های جدید حاصل از پروژه های جهش زایی دارای اسید لینولنیک بسیار کمی (2% &gt;) بوده و می توانند به مصارف خوراکی برسند. رنگ زرد بذر به عنوان یک نشانه ظاهری برای ژنوتیپ های با کیفیت روغن خوراکی، در جدا کردن آنها از ژنوتیپ های معمولی با کیفیت روغن صنعتی، که عموماً دارای رنگ بذر قهوه ای می باشند، مورد توجه است. در این پژوهش لاین های مختلف با ترکیب کامل دو رنگ بذر (زرد و قهوه ای) و دو میزان اسید لینولنیک (زیاد و کم)، در چارچوب طرح بلوک کامل تصادفی، برای صفات زراعی، به ویژه عملکرد دانه و اجزای آن، در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان در سال 1379 ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که لاین های با میزان زیاد اسید لینولنیک، نسبت به لاین های با میزان کم، به صورت معنی دار عملکرد دانه بیشتری (حدود 12%) داشتند. ولی هیچ کدام از صفات زراعی دیگر و نیز اجزای عملکرد دانه به طور معنی دار تحت تأثیر میزان اسید لینولنیک قرار نگرفتند. صفات شمار گیاهچه در متر مربع، شمار انشعاب در بوته، شمار کپسول در بوته و عملکرد دانه در بوته به صورت معنی دار به رنگ بذر بستگی داشتند، به نحوی که لاین های با رنگ بذر زرد نسبت به لاین های با رنگ بذر قهوه ای دارای میزان سبز شدن کمتر، ولی شمار انشعاب، شمار کپسول و عملکرد دانه در بوته بیشتری بودند. افزایش عملکرد دانه در بوته در لاین های با رنگ بذر زرد نسبت به لاین های با رنگ بذر قهوه ای، ناشی از کاهش تراکم بوته، و در نتیجه افزایش شمار کپسول در بوته در این لاین ها بوده است. لاین های با رنگ بذر زرد و قهوه ای از لحاظ عملکرد دانه تفاوت معنی دار نداشتند. بنابراین، تأثیر کاهش تراکم بوته بر عملکرد دانه در لاین های با رنگ بذر زرد از طریق افزایش شمار انشعاب و شمارکپسول در بوته، و نتیجتاً عملکرد دانه در بوته جبران گردیده است. </description>
						<author> زهرا عباسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر آرایش کاشت بر رشد، نمو، اجزای عملکرد و عملکرد دانه گلرنگ، توده محلی کوسه اصفهان در کشت بهاره</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=391&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>آرایش کاشت از طریق تغییر در رشد رویشی و بهره وری از عوامل محیطی بر اجزای عملکرد و عملکرد دانه گلرنگ تأثیر می گذارد. این تغییرات در بهار سال زراعی 79-1378 در مزرعه پژوهشی دانشگاه صنعتی اصفهان با طرح بلوک های کامل تصادفی و آرایش کرت های خرد شده با سه تکرار بررسی گردید. فاکتور اصلی شامل سه فاصله ردیف کاشت (30 سانتی متر مسطح و 45 و 60 سانتی متر جوی و پشته) و فاکتور فرعی شامل سه تراکم 30، 40 و 50 بوته در متر مربع بود. کاشت در تاریخ 22 اسفند 1378 انجام شد. افزایش فاصله ردیف و تراکم بوته سبب تسریع اکثر مراحل نمو گلرنگ گردید. شاخص سطح برگ تحت تأثیر فاصله ردیف کاشت قرار نگرفت، ولی همراه با افزایش تراکم بوته زیاد شد. وزن خشک بوته در فاصله ردیف کاشت 30 سانتی متر، تا مرحله 50 درصد گل دهی بیشترین مقدار بود، ولی ظاهراً به دلیل زیادتر بودن ریزش برگ ها در این تیمار، حداقل مقدار را در پایان فصل رشد داشت. تراکم 50 بوته در متر مربع تا مرحله پایان گل دهی بیشترین وزن خشک بوته را داشت، ولی به نظر می رسید به علت زیادتر بودن ریزش برگ ها در پایان فصل رشد، از وزن خشک کمتری در مرحله رسیدگی فیزیولوژیک نسبت به تراکم 30 بوته در متر مربع برخوردار شد. فاصله ردیف کاشت تأثیر معنی داری بر شمار شاخه در بوته و در متر مربع، شمار طبق در شاخه، شمار دانه در طبق، وزن هزار دانه و شاخص برداشت نداشت. ولی شمار طبق در بوته و در متر مربع، و عملکرد دانه در بوته و در متر مربع با افزایش فاصله ردیف کاشت کاهش یافت. تراکم بوته تأثیر معنی داری بر شمار شاخه در بوته، شمار طبق در متر مربع، شمار دانه در طبق، وزن هزار دانه و عملکرد دانه در واحد سطح نداشت. شمار شاخه در متر مربع با افزایش تراکم زیاد شد، ولی از شمار طبق در شاخه و در بوته، عملکرد تک بوته و شاخص برداشت با افزایش تراکم کاسته شد. بیشترین عملکرد دانه با فاصله ردیف کاشت 30 سانتی متر و تراکم 40 بوته در متر مربع به میزان 4769 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. به طور میانگین از هر هکتار گلرنگ حدود 397 کیلوگرم گلبرگ برداشت شد، که ارزش اقتصادی زیادی دارد. ولی عمل گل چینی، به صورت میانگین تیمارها، سبب حدود 4/7 درصد کاهش در عملکرد دانه گردید. با توجه به اثر مطلوب توزیع یک نواخت بوته در واحد سطح و سازگاری گلرنگ به روش کاشت مسطح، فاصله ردیف کاشت 30 سانتی متر با تراکم 40 بوته در متر مربع برای تولید گلرنگ، در شرایط مشابه با آزمایش حاضر ممکن است مناسب باشد. </description>
						<author> آرمان آذری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر روش‌های فراوری بر تجزیه‌پذیری دانه‌های جو و سورگوم جارویی در شکمبه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=392&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور تعیین تجزیه پذیری ماده خشک و پروتئین خام دانه های سورگوم جارویی ورقه شده با بخار، و سورگوم جارویی آسیاب شده و جو آسیاب شده در شکمبه، آزمایشی با استفاده از سه رأس میش فیستولاگذاری شده از ناحیه شکمبه به روش کیسه های نایلونی انجام گردید. نمونه ها با استفاده از غربال دو میلی متری آسیاب شد. کیسه های حاوی 5/3 گرم نمونه در زمان های 0، 2، 4، 8، 16، 24 و 48 ساعت در شکمبه قرار داده شد. کیسه ها پس از خروج از شکمبه با جریان آب شیر شسته شد.
تجزیه پذیری مؤثر در سرعت های عبور 5 و 8 درصد در ساعت، برای سورگوم جارویی ورقه شده با بخار، به طور معنی داری بیشتر از سورگوم آسیاب شده بود (59 و 53 درصد در مقابل 43 و 35 درصد). سورگوم جارویی ورقه شده با بخار، ماده خشک محلول بیشتری نسبت به جو و سورگوم آسیاب شده داشت (23 در برابر 14 درصد). افزون بر این، بخش نامحلول ماده خشک در سورگوم جارویی ورقه شده با بخار کمتر از جو و سورگوم آسیاب شده بود. فراوری سورگوم جارویی با بخار به طور مؤثری پروتئین محلول دانه را کاهش داد، ولی سرعت تجزیه پروتئین نامحلول تغییر نیافت. نتایج این پژوهش نشان داد که دانه سورگوم جارویی فرایند شده با بخار، نسبت به دانه های آسیاب شده، مقادیر بیشتری از مواد مغذی را در اختیار میکروارگانیزم های شکمبه قرار می دهد. به سخن بهتر، استفاده از کارآمدترین شیوه های فراوری دانه سورگوم جارویی در تغذیه نشخوارکنندگان ضروری است.
</description>
						<author> اکبر نیکخواه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر پودر آب پنیر بر خواص رئولوژیک خمیر و بیاتی نان سنگک</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=393&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پودر آب پنیر به علت دارا بودن لاکتوز و پروتئین عامل مهمی در قوی کردن آرد و کاهش نقش نشاسته گندم بوده و می تواند سهمی در کاهش بیاتی نان داشته باشد. در این پژوهش پودر آب پنیر در پنج سطح (صفر تا پنج درصد) به آرد نان سنگک افزوده شد و با فرمولاسیون آرد و پودر آب پنیر، برابر روش معمول در نانوایی های سنگک سنتی نان تهیه شد. این نمونه ها به همراه نمونه شاهد در دمای اتاق و یخچال به مدت 36 ساعت قرار گرفت و بیاتی آنها توسط اعضای گروه چشایی ارزیابی گردید. پروتئین، خاکستر، رطوبت و چربی نان ها و نیز خواص فارینوگرافی، آمیلوگرافی، اکستنسوگرافی و فرمنتوگرافی خمیرهای آنها بررسی شد. نتایج حاصل از بررسی شاخص های بیاتی، شامل رنگ، بافت و طعم، و هم چنین میزان پروتئین، خاکستر و چربی نان ها به روش آنالیز واریانس ارزیابی، و برای تعیین اختلاف بین تیمارها از آزمون چنددامنه ای دانکن استفاده گردید.
	نتایج نشان می دهد که تیمار دارای سه درصد پودر آب پنیر بیشترین تأخیر را در بیاتی ایجاد کرده است. طعم تیمارهای مختلف در مقایسه با شاهد با هم تفاوتی نداشتند، ولی بهترین رتبه را از لحاظ رنگ، نان دارای پنج درصد پودر آب پنیر به دست آورد. از لحاظ بافت، نان دارای سه درصد پودر آب پنیر از همه بهتر بود. میزان پروتئین، خاکستر و چربی در نان دارای پنج درصد پودر آب پنیر بیشتر از بقیه بود. ویسکوزیته حاصل از آزمون آمیلوگرافی و پارامترهای فارینوگرافی در آرد دارای پنج درصد پودر آب پنیر به حداکثر خود رسید. در مورد خواص اکستنسوگرافی، دیده شد که بهترین کشش پذیری مربوط به خمیری بود که آرد آن چهار درصد پودر آب پنیر، و بیشترین انرژی خمیر متعلق به خمیری بود که آرد آن پنج درصد پودر آب پنیر داشت. نتایج فرمنتوگرافی نیز نشان داد که بهترین نمونه از لحاظ افزایش حجم مربوط به خمیر دارای سه درصد پودر آب پنیر است. به طور کلی، افزودن سه درصد پودر آب پنیر به آرد نان سنگک بهترین نتیجه را از لحاظ تأخیر در بیاتی، افزایش حجم و خوش رنگی نان، همراه با تأثیر مثبت در خواص رئولوژیک نشان می دهد.
</description>
						<author> جلال جمالیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر کاهش رطوبت بر کیفیت رطب مضافتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=394&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>یکی از روش های جلوگیری از فساد رطب مضافتی،کاهش میزان رطوبت آن است. عملیات خشک کردن رطب مضافتی به دلیل رطوبت زیادی که دارد، ضروری به نظر می رسد، و اگر زود خشک شود و به رطوبت مناسب برسد دیگر نیازی به نگهداری محصول در سردخانه نیست. این بررسی به منظور کاهش میزان رطوبت و افزایش عمر نگهداری رطب مضافتی صورت گرفت. نمونه ها در دمای 50-55 درجه سانتی گراد و زمان های مختلف در اتاقک خشک کن قرار داده شد. سپس در فواصل زمانی سه ساعت برخی نمونه های رطب از خشک کن خارج شده، میزان رطوبت و ویژگی های کیفی آنها، شامل اسیدیته، بافت، طعم و مزه و قابلیت پذیرش کلی ارزیابی و سپس منحنی سرعت  خشک شدن رطب نسبت به زمان رسم گردید. رطوبت هوای خشک کن بین 10 تا 15 درصد بود.
با افزایش زمان خشک کردن محصول، میزان اسیدیته به علت فعالیت میکروارگانیزم ها افزایش، و کیفیت ارگانولپتیک رطب، به ویژه پس از 12 ساعت خشک کردن و در رطوبت های کمتر از 22 درصد کاهش یافت. سرانجام، با در نظر گرفتن فعالیت آبی برای رشد میکروارگانیزم ها و کیفیت محصول، به منظور خشک کردن رطب مضافتی تا میزان رطوبت 22 درصد، مدت زمان 9 تا 12 ساعت پیشنهاد گردید. در رطوبت های بیشتر احتمال تخمیر زیاد می شود، و در رطوبت های کمتر پذیرش کلی رطب کاهش می یابد.
</description>
						<author> محمد حسن فولادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه جدایه‌های &lt;i&gt;Pseudomonas syringae&lt;/i&gt; pv.&lt;i&gt; Syringae&lt;/i&gt; van Hall از میزبان‌های مختلف ازنظر ویژگی‌های فنوتیپی، سرولوژیک و بیماری‌زایی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=395&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور مقایسه جدایه های (&lt;em&gt;Pseudomonas syringae&lt;/em&gt; pv. &lt;em&gt;syringae&lt;/em&gt; (Pss از غلات، مرکبات، درختان میوه هسته دار و برخی علف های هرز از نظر ویژگی های فنوتیپی و بیماری زایی، طی سال های 1377 و 1378 در استان فارس، شهرستان های کرج، فریدن، الیگودرز و شهرکرد از گیاهان فوق نمونه برداری شد. از 350 جدایه باکتری فلورسنت، 47 جدایه که از لحاظ اکسیداز، توانایی ایجاد پوسیدگی نرم در سیب زمینی و هیدرولیز آرژنین منفی بوده ولی روی توتون، شمعدانی یا هر دو فوق حساسیت ایجاد نمودند، مقدمتاً به عنوان &lt;em&gt;Pss&lt;/em&gt; انتخاب و آزمون های تکمیلی روی آنها انجام شد. بر اساس آزمون های LOPAT (لوان، اکسیداز، له کردن سیب زمینی، هیدرولیز آرژنین و فوق حساسیت روی توتون) جدایه ها به دو گروه، و بر اساس آزمون های GATT&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;Times New Roman&quot; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: FA&quot;&gt;α&lt;/span&gt; (هیدرولیز ژلاتین، هیدرولیز اسکولین، تیروزیناز و استفاده از تارتارات) به 9 گروه تقسیم شدند. جدایه های میزبان های مختلف در آزمون های لیپاز، لسیتیناز، تولید سیرینگومایسین، تشکیل هسته یخ، بیماری زایی، نقوش الکتروفورزی پروتئین های سلولی و سرولوژی در آزمون نشت دوطرفه در آگار با هم متفاوت بودند. </description>
						<author> سید محسن تقوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی حساسیت لاروهای سنین اول تا سوم&lt;span dir=ltr&gt;&lt;i&gt;Spodoptera exigua&lt;/i&gt; (Hubner)&lt;/span&gt; نسبت به باکتری&lt;span dir=ltr&gt;&lt;i&gt;Bacillus thuringiensis&lt;/i&gt; var. Kurstaki&lt;/span&gt; در شرایط گلخانه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=396&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این پژوهش حساسیت سه سن اول لاروی &lt;em&gt;Spodoptera exigua&lt;/em&gt; در برابر باکتری &lt;em&gt;Bacillus thuringiensis&lt;/em&gt; بررسی گردید. برای تخمین LC&lt;sub&gt;50&lt;/sub&gt; از شش غلظت مختلف باکتری، که با فواصل لگاریتمی محاسبه شده بودند، به همراه یک شاهد برای هر سن لاروی به طور جداگانه استفاده شد. مقادیر LC&lt;sub&gt;50&lt;/sub&gt; برای لاروهای سن اول، که تنها 1-4 ساعت پس از خروج از تخم تیمار شدند، 617/311 پی پی ام، و برای لاروهای سنین دوم و سوم به ترتیب 95/1356 و 27/2708 پی پی ام برآورد گردید. بدین ترتیب مشخص شد که حساسیت لاروها با افزایش سن کاهش می یابد، و در نتیجه برای کنترل این آفت در مزرعه بهتر است هم زمان با اوج تفریخ تخم ها باکتری پاشی شود. </description>
						<author> پیمان نامور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>برآورد جمعیت پوره‌های سنین 1 و 2 پسیل پسته &lt;span dir=ltr&gt;&lt;i&gt;[Agonoscena pistaciae&lt;/i&gt; Burckhardt&lt;/span&gt; &amp; Lauterer &lt;span dir=ltr&gt;(Hom Psyllidae)]&lt;/span&gt; از طریق شکار حشرات کامل، با استفاده از تله‌های زرد رنگ چسبنده</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=397&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;تله های زردرنگ جاذبه زیادی در شکار حشرات کامل پسیل پسته دارند، و تخمین جمعیت مراحل نابالغ این حشره از شکار حشرات کامل در پیش آگاهی از تراکم مرحله خسارت زایی آفت دارای ارزش زیادی است. بنابراین، در سال های 1377 و 1378، در طول فصل زراعی، تله های زردرنگ چسبنده به ابعاد 15/0*15*10 سانتی متر به منظور شکار حشرات کامل پسیل پسته در دو باغ پسته در منطقه برخوار اصفهان نصب شد، و هم زمان تراکم تخم و پوره پسیل نیز روی برگچه ها به صورت هفتگی محاسبه و تعیین گردید. در داده های به دست آمده روابط هم بستگی و رگرسیون موجود بین میانگین تراکم تخم، پوره جوان (سنین 1 و 2) و مجموع تخم و پوره جوان در دو هفته پیاپی، با یک هفته تأخیر نسبت به میانگین شمار حشرات کامل شکار شده در دو هفته پیاپی بررسی گردید. میان تراکم تخم و حشره کامل هم بستگی کمی دیده شد، ولی هم بستگی بیشتری بین مجموع تخم و پوره، و نیز پوره های سنین 1 و 2 با حشره کامل، و هم چنین تخم با پوره ها وجود داشت. تخمین جمعیت پوره ها به استناد شمار حشرات کامل شکار شده (X) در تراکم زیاد با معادلات:         باغ تجاری       &lt;sup&gt; &lt;/sup&gt;Y= 58/6+ 0/4762X-(7*10&lt;sup&gt;-5&lt;/sup&gt;)X&lt;sup&gt;2                                                   &lt;/sup&gt;R&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt; = 0/82&lt;sup&gt;                    &lt;/sup&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;باغ غیر تجاری                                                     R&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;=0/86         Y= 27/68+ 0/5092X-(5*10&lt;sup&gt;-5&lt;/sup&gt;)X&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt; و در تراکم کم با معادلات:&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt; باغ تجاری        Y= 1/7162X-17/454                                                    R&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;=0/97 &lt;sup&gt; &lt;/sup&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;باغ غیر تجاری                                                                    R&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;=0/90&lt;sup&gt;            &lt;/sup&gt;Y= 1/1117X-4/9841&lt;/p&gt;&lt;p&gt; انجام شد. در این پژوهش امکان استفاده از تله های زردرنگ در تخمین جمعیت پوره های جوان مثبت ارزیابی شده و بررسی بیشتر و استفاده از این روش در مدیریت مبارزه با پسیل پسته توصیه گردیده است. &lt;/p&gt;</description>
						<author> حسین سیدالاسلامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر تغذیه از برگ توت غنی شده با ترکیبات نیتروژن، فسفر و پتاسیم در برخی صفات بیولوژیکو بیوشیمیایی کرم ابریشم &lt;span dir=ltr&gt;[&lt;i&gt;Bombyx mori&lt;/i&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=ltr&gt; L. (Lep. ,&lt;/span&gt; Bombycidac)]&lt;/span&gt; 	&lt;span dir=ltr&gt; </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=398&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی تأثیر ترکیبات معدنی به عنوان مکمل های غذایی کرم ابریشم (&lt;em&gt;Bombyx mori&lt;/em&gt;)، آزمایشی در چارچوب یک طرح کاملا&quot; تصادفی با سه تیمار، شامل غلظت های 1، 5 و 10 درصد ترکیب مولتی مینرال (شامل نیتروژن، فسفر و پتاسیم) و یک تیمار شاهد عادی، که در آن از هیچ ماده ای به عنوان تیمار استفاده نشده بود، و یک تیمار آب مقطر انجام پذیرفت. لاروها تا سن چهارم از برگ توت تازه از واریته شین ایچه نویسه (SI) تغذیه می شدند و از آغاز سن چهارم روزانه یک نوبت از برگ های غنی شده استفاده می نمودند. غنی سازی برگ ها به وسیله افشاندن محلول ها روی آنها انجام می گرفت. مقدار پروتئین کل و اسید اوریک موجود در همولنف لاروهای روز ششم سن پنجم اندازه گیری گردید. مقدار پروتئین کل در کلیه تیمارها افزایش چشم گیری را در مقایسه با شاهد نشان داد، و این در حالی است که وزن لاروی از روز سوم سن پنجم نیز اختلاف معنی داری با شاهد پیدا نمود، ولی وزن غده ابریشم ساز تغییر چندانی نشان نداد. مقدار اسید اوریک اندازه گیری شده در خون حشره با وجود تغییرات جزئی، از لحاظ آماری اختلاف معنی داری با حشرات شاهد نداشت. با وجود این، وزن پیله، قشر ابریشمی و شفیره نیز در مقایسه با شاهد اختلاف معنی دار نشان داد، به طوری که این افزایش در حشرات ماده بیش از حشرات نر بود. با توجه به افزایش شمار تخم در پروانه  ها، در مقایسه با شاهد، از لحاظ آماری تنها در تیمار 10% اختلاف معنی دار وجود داشت. ترکیبات مزبور باعث کاهش درصد تفریخ تخم ها شد. وزن تخم ها نیز در کلیه تیمارها در یک سطح آماری قرار گرفت. </description>
						<author> کیوان اعتباری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر سطوح مختلف روغن ماهی کیلکا در جیره، بر صفات پرورشی و ترکیب شیمیایی بدن ماهی قزل‌آلای رنگین کمان &lt;span dir=ltr&gt;&lt;i&gt;(Oncorhynchus mykiss)&lt;/i&gt;&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=399&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>با توجه به اهمیت و نقش اجزای تشکیل دهنده جیره بر ویژگی های کمّی و کیفی ماهی، تأثیر مقادیر مختلف چربی جیره بر عملکرد ماهی قزل آلای رنگین کمان بررسی گردید. پنج جیره آزمایشی حاوی (35 درصد پروتئین ثابت) صفر، 5، 10، 15 و 20 درصد چربی (روغن ماهی کیلکا) تهیه و در چارچوب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار، پس از 10 روز سازگاری، به مدت هشت هفته به کار رفت. تعداد 200 قطعه ماهی قزل آلای رنگین کمان با میانگین وزنی 11&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;Times New Roman&quot; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: FA&quot;&gt;±&lt;/span&gt;200 گرم، در 20 قفس به طور تصادفی و به تعداد مساوی رهاسازی شد. در پایان آزمایش، افزایش وزن، میزان رشد ویژه، ضریب تبدیل خوراک و شاخص وضعیت محاسبه گردید. هم چنین، ترکیب شیمیایی بدن (چربی، پروتئین و خاکستر) و میزان چربی در کبد اندازه گیری شد. نتایج آزمایش نشان داد که جیره حاوی 15 درصد چربی به طور معنی داری (P&lt;0.05) موجب افزایش وزن و ضریب تبدیل خوراک بهتری نسبت به دیگر جیره ها شده است، ولی از نظر رشد ویژه و شاخص وضعیت تفاوت معنی داری با جیره های دیگر نشان نداد. بیشترین میزان چربی گوشت به جیره های حاوی 15 و 20 درصد چربی تعلق داشت، که با سطوح دیگر چربی اختلاف معنی داری نشان دادند (P&lt;0.05). هم چنین، جیره های حاوی 5 تا 20 درصد چربی با جیره صفر درصد چربی مورد آزمایش (روغن کیلکا)، از نظر تأثیر بر چربی ذخیره شده در کبد، تفاوت معنی دار داشتند (P&lt;0.05). از نظر میزان خاکستر گوشت تفاوت معنی داری بین جیره ها دیده نشد (05/P&gt;0). در مجموع، نتایج به دست آمده سطح 15 درصد چربی را در جیره ماهی قزل آلای رنگین کمان توصیه می نماید. </description>
						<author> نصرالله محبوبی صوفیانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
