<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1383 جلد8 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1383/1/13</pubDate>

					<item>
						<title>پیش‌بینی بارندگی سالانه استان خوزستان از روی زمان وقوع رگبارهای پاییزه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=400&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>وسعت مراتع و  هم چنین راهکارهایی که برای توسعه کشاورزی استان خوزستان  به صورت افزایش سطح زیر کشت دیم و آبی پیشنهاد شده همگی به میزان بارندگی بستگی دارد، بنابراین وجود مدل هایی به منظور پیش بینی بارندگی برای تصمیم گیری های مدیریتی لازم به نظر می رسد. بنابراین در این پژوهش با استفاده از آمار دراز مدت بارندگی روزانه 15 ایستگاه در منطقه مورد مطالعه ارتباط بین زمان وقوع رگبارهای زودرس پاییزه با بارندگی سالانه بررسی شد. نتایج حاکی از آن است که این ارتباط معکوس بوده و هرچه شروع بارندگی ها به تأخیر بیفتد در نتیجه مقدار بارندگی سالانه کاهش می یابد. برای افزایش ضریب تعیین مــدل ها از متغیرهای اقلیمی مانند میانگین دراز مدت بارندگی، دمای سطح آب خلیج فارس و مشخصه های جغرافیایی ایستگاه ها استفاده گردید که به جز میانگین دراز مدت بارندگی و ارتفاع ایستگاه ها، دیگر متغیرها ضریب تعیین مدل های ارائه شده را به طور معنی داری افزایـش ندادند. مدل ساده نهایی چنیـن می باشد: P&lt;sub&gt;a&lt;/sub&gt;=184.787-1.891t&lt;sub&gt;42.5&lt;/sub&gt;+0.855P&lt;sub&gt;m&lt;/sub&gt; و R&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;=0.704 که در این رابطه، P&lt;sub&gt;a&lt;/sub&gt; کل بارندگی سالانه( میلی متر )، t&lt;sub&gt;42.5&lt;/sub&gt; زمان وقوع 5/42  میلی متر  باران از ابتدای پاییز(روز)، P&lt;sub&gt;m&lt;/sub&gt; میانگین دراز مدت بارندگی ایستگاه ( میلی متر ) می باشد. </description>
						<author> محمدمهدی قاسمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title> کاربرد CCA به منظور ارزیابی و مقایسه توانایی SOI و SST Nino’s در پیش‌بینی بارش زمستانه سواحل دریای خزر</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=401&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در ایران، حدود 75% از تولیدات برنج داخلی در     استان های   گیلان و مازندران، که از پر بارش ترین نواحی کشورند، تهیه می شود. پیش بینی های فصلی بارش تأثیر مهمی در تولید محصول و کاهش خطرهای حوادث اقلیمی در این ناحیه   حاصل خیز از کشور دارد. با    به کارگیری مدل تحلیل    هم بستگی متعارف (Canonical Correlation Analysis, CCA)،  امکان پیش بینی بارش زمستانه این استان ها براساس وضـعیت پدیده النینیو- نوسـانات جنوبی (ELNino-Southern Oscillation, ENSO ) مورد ارزیابـی قرار گرفت. سری های زمانی شاخص    نوسان های  جنـوبی (Southern Oscillation Index, SOI) و دمای سطح آب در نینوها (Nino&#039;s SST)     به عنوان  پیشگو کننده ها و بارش در بندر انزلی و نوشهر     به عنوان  پیشگو شونده در نظر گرفته شدند. به منظور کاهش تعداد متغیرهای پیشگو کننده اولیه به تعداد معدودی از  مؤلفه های اصلی از روش توابع متعامد تجربی (Empirical Orthogonal Function,EOF ) اسـتفاده گـردید. از مجـمـوع بیسـت سـری زمانـی پیـش گـوکننـده، چـهار مـؤلـفه  اصلـی(EOF1, EOF2, EOF3, EOF4) از مجموعه داده های پیشگو کننده که 92% از کل واریانس این مجموعه داده ها را شرح می دادند، انتخاب شده و بقیه  مؤلفه ها     به عنوان  اختلال ( Noise ) در نظر گرفته شدند. بر مبنای EOF های انتخاب شده و سری های زمانی بارش، مدل CCA برای پیش بینی بارش زمستانه  بندر انزلی و نوشهر    به کار برده شد. 
نتایج نشان داد که پیشگو کننده های در نظر گرفته شده در حدود 45% از کل واریانس سری زمانی بارش را شرح می دهند. ضرایب    هم بستگی بین مقادیر بارش مشاهده و شبیه سازی شده در سطح 5% معنی دار بودند. در 70% از موارد، علائم مقادیر نرمال دیده شده و شبیه سازی شده یکسان بودند که توانایی معقول مدل برای پیش بینی خشکسالی و ترسالی را نشان می دهد. در پیش بینی بارش،    نوسان های  Nino&#039;s SST (به خصوص (Nino4 حدود 10% موثرتر از SOI تشخیص داده شد.
</description>
						<author> سیدمحمدجعفر ناظم السادات</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title> برآورد منطقه‌ای جریان‌های کم رودخانه‌های حوضه آبریز مازندران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=402&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>یکی از روش های تحلیل منطقه ای جریان کم، استفاده از روش رگرسیون چندگانه برای به دست آوردن روابطی بین دبی جریان کم با دوره های بازگشت معین و ویژگی های حوضه آبخیز است، که در این پژوهش برای برآورد دبی جریان کم با دوره های بازگشت مختلف در حوضه آبریز مازندران از آن استفاده شد. پس از تحلیل فراوانی نقطه ای جریان کم برای 20 ایستگاه آب سنجی، آزمون همگنی انجام شد و دو ایستگاه غیر همگن شناخته شده و از محاسبات حذف گردیدند. روابط منطقه ای بین دبی جریان کم با دوره های بازگشت 2، 5، 10 و 20 سال و ویژگی های حوضه شامل مساحت حوضه، ارتفاع متوسط حوضه، حداقل ارتفاع حوضه، فاکتور شکل، طول شاخه اصلی رودخانه، طول شاخه اصلی رودخانه از مرکز ثقل تا نقطه خروجی حوضه، در صد مساحت جنگلی، میانگین بارش سالانه و شیب متوسط حوضه به مدل ها راه یافتند. در نهایت میانگین خطای نسبی مدل برای دوره های بازگشت 2، 5، 10 و 20 سال به ترتیب برابر1/41، 41/3، 45/0 و 2/47 درصد به دست آمده، که در مقایسه با ب دیگران، مدل ها از خطای کمتری برخودار بودند. </description>
						<author> سیدسعید اسلامیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>آثار منبع دانه گرده و گرده‌افشانی دو گانه بر تشکیل میوه و نمو خشک میوه پسته</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=403&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>آزمایش هایی در طول سال های 76-1375 در منطقه نوق رفسنجان به منظور بررسی تأثیر نوع گرده و گرده افشانی دوگانه بر تشکیل و رشد و نمو میوه پسته به اجرا درآمد. در آزمایش اول رقم اوحدی با ترکیبی دو گانه از گرده های بنه، آتلانتیکا و سلطانی (پسته اهلی) گرده افشانی گردید. در آزمایش دوم رقم اوحدی به وسیله گرده گونه های بنه، آتلانتیکا، گلخونگ، سلطانی (پسته اهلی) به طور جداگانه گرده افشانی گردید. 
نتایج آزمایش گرده افشانی دو گانه نشان داد که وزن خشک میوه، بذر و تشکیل میوه به میزان زیادی تحت تأثیر گرده اول قرار گرفتند. گرده گونه های وحشی، وزن مغز، درصد خندانی را کاهش و پوکی و بدفرمی را در رقم اوحدی افزایش دادند. نتیجه گرفته شد که اثر بخشی گرده اول بر تشکیل میوه، وزن خشک میوه و نمو بذر مستقل از گرده دوم می باشد و نوع گرده اول به میزان زیادی تعیین کننده تشکیل میوه در پسته است. هم چنین ثابت شد که گرده پسته اهلی مهم ترین منبع دانه گرده برای ارقام پسته می باشد.
</description>
						<author> مجید راحمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی جوانه‌زنی بذرهای حاصل از گرده‌افشانی ارقام محتلف توت فرنگی &lt;span dir=ltr&gt;&lt;i&gt;(Fragaria&lt;/i&gt; &lt;/span&gt; ×&lt;span dir=ltr&gt;&lt;i&gt; ananassa&lt;/i&gt; Duch.)&lt;/span&gt;در محیط کشت طبیعی و درون شیشه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=404&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>جوانه زنی بذرهای توت فرنگی ( &lt;em&gt;Fragaria&lt;/em&gt; × &lt;em&gt;ananassa&lt;/em&gt; Duch) حاصل از خودگشنی و دگرگشنی 4 رقم تجارتی، در محیط کشت گلخانه و درون شیشه در  سال های   1373 و 1374 در دانشگاه مک گیل کانادا بررسی شد. عـملیات خود گرده افشانی (چمبـلی × چمبلی و ردکُت × ردکُت) و دگر گرده افشانی (اُکا× چمبلی و بالعکس، ردکُت × ویستار و بالعکس) انجام و پس از برداشت میوه، بذرهای آنها استخراج و خصوصیات مختلف وزن، اندازه و رطوبت موجود در بذر تعیین شد. نمونه ای از بذرها در محیط کشت مه پاش و هم چنین بر روی محیط کشت موراشیگ و اسکوگ بدون ویتامین و تنظیم کننده های رشد به دو صورت بذر کامل و بذرهای نصف شده کاشته شدند. شاخص جوانه زنی (سرعت و میزان جوانه زنی) ملاک تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج این بررسی نشان داد که بذرهای کامل در محیط کشت موراشیگ و اسکوگ تا پایان دوره آزمایش (40 روز) هیچ گونه نشانه ای از جوانه زنی را از خود بروز ندادند. این در حالی است که بذرهای نصف شده (حاوی گیاهچه) تنها پس از دو روز کاشت بر روی محیط کشت مشابه، شروع به جوانه زنی نموده و در مدت یک هفته تا 90 در صد جوانه زده بودند. جوانه زنی بذرهای کامل در تحت شرایط مه پاش  تقریباً 15 روز پس از کاشت شروع و تا پایان آزمایش ( تقریباً 60 روز) از حداقل 55 تا حداکثر 87 در صد در بین ژنوتیپ ها متفاوت بود. شاخص جوانه زنی در این محیط کشت از 35/15 تا 06/26 متفاوت بود. مقایسه شاخص جوانه زنی کشت بذرها در محیط های درون شیشه و مه پاش، نشان دهنده در صد کمتر جوانه زنی و سرعت پایین تر آن در سیستم کشت مه پاش و در ژنوتیپ های متفاوت می باشد. انجام این بررسی هم چنین نشان داد که میزان جوانه زنی در بذر توت فرنگی از صفر تا 100 در صد بسته به ژنوتیپ و نوع تیمار، متفاوت است و بهترین تیمار از نظر یکنواختی و سرعت جوانه زنی استفاده از بذرهای نصف شده بر روی محیط کشت موراشیگ و اسکوگ می باشد. </description>
						<author> قدرت اله ریاضی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کاربرد لجن کنورتور اسیدی شده (ضایعات کارخانه فولاد) به عنوان کود آهن در خاک‌های آهکی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=405&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>امکان استفاده از لجن کنورتور، یک محصول فرعی صنایع فولاد، به عنوان کود آهن بررسی شد. حدود 64 درصد وزن این ماده را اکسیدهای دو و سه ظرفیتی آهن و بقیه را به طور عمده عناصری مانند کلسیم، سیلیسیم، منگنز، پتاسیم و فسفر تشکیل داده است. این پژوهش به صورت یک آزمایش انکوباسیون در سه خاک آهکی و با نمونه های 400 گرمی در رطوبت ظرفیت مزرعه و دمای اتاق به مدت دو ماه انجام شد. تیمارها شامل سطوح مختلف لجن کنورتور(0، 4و8 درصد)، لجن همراه با گوگرد عنصری وتیوباسیلوس و لجن اسیدی شده بودند. نمونه برداری از تیمارها در زمان های 1، 10، 30و 60 روز پس از شروع آزمایش صورت گرفت. 
نتایج آزمایش نشان داد که کاربرد لجن کنورتور باعث افزایش مختصری در pH  خاک شد ولی در عین حال قابلیت جذب آهن خاک را افزایش داد. مقدار افزایش به طور عمده متناسب با مقدار لجن مصرفی بود. اسیدی کردن لجن کنورتور باعث افزایش چشم گیری در قابلیت جذب آهن خاک شد ولی مقدار قابل جذب این عنصر عموماً با گذشت زمان کاهش یافت. استفاده از لجن کنورتور همراه با گوگرد عنصری قابلیت جذب آهن ومنگنز خاک ها را در مقایسه با تیمار های لجن به تنهایی افزایش داد. هم چنین استفاده از لجن کنورتور به تنهایی و همراه باگوگرد عنصری واسیدسولفوریک باعث افزایش مختصری در قابلیت جذب فسفر خاک ها شد. با توجه به نتایج این پژوهش می توان دریافت که لجن کنورتور فولادسازی پتانسیل کاربرد به عنوان کود آهن در خاک های آهکی را داراست هرچند که انجام 
پژوهش های بیشتر گلخانه ای ومزرعه ای به منظور بررسی این موضوع مورد نیاز است.
</description>
						<author> علی عباس پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه کانی‌های رسی خاک‌های گچی زمین ریخت‌های مختلف در منطقه شرق اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=406&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>کانی ها ی رسی شایسته بررسی دقیقی هستند، زیرا در بسیاری از خاک ها نقشی مهمی بازی می‎کنند. شناسایی کانی ها ی رسی پنج خاک گچــی از زمین ریخـت های مختـلف در شـرق اصـفـهان با استفاده از پراش اشـعه ایکـس (X-ray diffraction ) مـورد بررسی قرار گـرفت. علاوه بر این، خاکدانه‎ها و رسوب های فرسـایش یافته بادی به وسیله میـکروسکوپ الکـترونی روبشی ( Scanning electron microscopy) مشاهده و با اسپکتروفتومتری اشعه ایکس ( Energy dispersive X-ray analyser) تجزیه گردید. نتایج نشان می‎دهند که در همه نیم رخ های  خاک، کانی ها ی پالیگورسکیت، میکا، کائولینیت، کلریت و کوارتز و به مقدار ناچیز ورمی‎کولیت و کانی ها ی مخلوط نامنظم وجود دارند. اسمکتیت در خاک های دشت دامنه‎ای و تراس قدیمی رودخانه شناسایی شد ولی در خاک های مخروط‎افکنه دیده نشد. احتمالاً کانی ها ی کلریت، کائولینیت، میکا و کوارتز از مواد مادری به ارث رسیده‎اند. به نظر می‎رسد که کانی پالیگورسکیت در خاک های مخروط‎افکنه با عمق افزایش، در حالی که درخاک های تراس قدیمی رودخانه، با عمق کاهش می‎یابد. بخش زیادی از پالیگورسکیت موجود در خاک های مخروط‎افکنه در پایان دوره ترشیاری موقعی که منطقه توسط برکه‎های کم عمق و خیلی شور پوشیده بود به صورت خود تشکیل ایجاد گردیده است. منشأ پالیگورسکیت در خاک های تراس قدیمی ماهیتاً آواری می‎باشد و منشأ بادی پالیگورسکیت نیز محتمل است، زیرا که در   افق های    سطحی این خاک به مقدار زیاد شناسایی گردید. در خاک های تراس قدیمی، افزایش اسمکتیت با عمق در مقایسه با کاهش پالیگورسکیت، به خود تشکیل اسمکتیت از پالیگورسکیت نسبت داده می‎شود. </description>
						<author> حمیدرضا کریم زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title> ارزیابی نوارهای کاغذی پوشیده شده با اکسید آهن در تعیین فسفر قابل جذب خاک تعدادی از خاک‌های همدان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=407&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>روش نوارهای کاغذی پوشیده شده با اکسید آهن می تواند به صورت ممتد فسفر را از محلول خاک جذب کند. در این روش مکانیزم عصاره گیری      فسفر احتمالا&quot; شبیه مکانیزم جذب فسفر به وسیله گیاه است. هدف این پژوهش ارزیابی روش نوارهای کاغذی پوشیده شده با اکسید آهن در برآورد فسفر قابل جذب خاک در گیاه ذرت رشد کرده در گلخانه، در تعدادی از           خاک های           همدان بود. مقدار فسفر در 16 نمونه از           خاک های           استان همدان با      ویژگی های           فیزیکی و شیمیایی متفاوت توسط عصاره گیرهای اولسن ، کال ول ، مهلیخ 1 ، کلرید کلسیم 01/0 مولار ، بی کربنات آمونیوم دی تی پی ای، اسید کلریدریک 1/0 مولار و دو روش نوارهای کاغذی تعیین شد. دوازده نمونه از این      خاک ها در یک آزمایش گلخانه ای با گیاه ذرت شامل دو سطح فسفر ( صفر و 250 میلی گرم فسفر در کیلوگرم خاک ) به کار رفت . نتایج این پژوهش نشان داد که فسفر عصاره گیری      شده توسط روش های فوق به ترتیب زیرکاهش یافت: اسید کلریدریک 1/0 مولار &gt; مهلیخ 1&gt; کالول &gt; اولسن &gt; روش اول نوارهای کاغذی &gt; بی کربنات آمونیوم دی تی پی ای&gt; روش دوم نوارهای کاغذی &gt; کلرید کلسیم 01/0 مولار. فسفر استخراجی به روش اول نوارهای کاغذی      هم بستگی          معنی داری با عصاره گیرهای شیمیایی داشت، در حالی که بین فسفر استخراجی به روش دوم نوارهای کاغذی و فسفر استخراجی با عصاره گیرهای شیمیایی      هم بستگی          معنی داری وجود نداشت. بین فسفر استخراج شده به      روش های           شیمیایی      هم بستگی          معنی داری وجود داشت. نتایج کشت گلدانی نشان داد که فسفر عصاره گیری شده به روش اول نوارهای کاغذی هم بستگی معنی داری با شاخص های جذب فسفر و عملکرد نسبی داشت. فسفر عصاره گیری شده به      روش های           شیمیایی ( به جز کلرید کلسیم 01/0 مولار)      هم بستگی          معنی داری با عملکرد نسبی و پاسخ گیاه داشتند، ولی با      شاخص های           جذب و غلظت فسفر      هم بستگی          معنی داری نداشتند. هم چنین نتایج این پژوهش نشان داد که روش اول نوارهای کاغذی می تواند  به  عنوان       عصاره گیر      فسفر قابل جذب استفاده شود. </description>
						<author> امیرحسین قانعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی پایداری خاکدانه‌ها در برخی مناطق ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=408&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>خاکدانه سازی فرایندی مهم و موقت در بحث ساختمان خاک است که علاوه بر خصوصیات ذاتی خاک متأثر از کاربری و مدیریت اراضی بوده و پایداری آن بر ویژگی های مهم خاک مانند نفوذپذیری، تهویه، مقاومت، فرسایش، انتقال آب، املاح، گازها و گرما اثر قابل توجهی دارد. در این پژوهش، با هدف بررسی اثر ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک بر پایداری خاکدانه ها، نمونه های دست نخورده خاک (از دو عمق 10-0 و 20-10 سانتی متر) از مناطق گلستان، مازندران، کرمانشاه و آذربایجان غربی در تابستان سال 1378 برداشت شده و پس از انتقال به آزمایشگاه، درصد پایداری در خاکدانه های 8/2-2 میلی متر و مقدار پراکنش رس در آنها به روش پوجاسوک و کی (1990) اندازه گیری شده است. تجزیه واریانس داده های پژوهش برای پارامتر پایداری خاکدانه های تر نشانگر معنی دار بودن تفاوت  خاک ها در همه مناطق نمونه برداری بوده است. ترتیب بزرگی میانگین پایداری خاکدانه ها با آزمون دانکن و در سطح آماری پنج درصد چنین بوده است: مازندران &lt;گلستان &lt; کرمانشاه &lt; آذربایجان غربی. تحلیل رگرسیون برای مجموعه مناطق و برای داده های هر منطقه نیز انجام شده و نشانگر آن بوده که در مجموعه مناطق، تغییرات پایداری خاکدانه ها به طور عمده متأثر از مقدار مواد آلی (723/0 =R&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt; در سطح احتمال 0001/0) است، در   حالی که    در منطقه گلستان مقدار رس و در منطقه آذربایجان غربی مقدار شن بیشترین تأثیر را داشته اند. نتایج تحلیل رگرسیون به روش گام به گام نیز منجر به ارائه معادله هایی شده است که از آنها مقدار پایداری خاکدانه های تر در مناطق مربوطه را می توان از روی متغیرهای دیگر خاک برآورد نمود. </description>
						<author> فؤاد تاجیک</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title> تخمین روندهای فنوتیپی، ژنتیکی و محیطی برخی ار صفات مربوط به رشد در گوسفند بختیاری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=409&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این پژوهش از تعداد 14322 رکورد مربوط به صفات رشد 2387 رأس گوسفند پرورش یافته در ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد گوسفند بختیاری در طی         سال ها ی 1368 تا 1376 برای برآورد روند تغییرات فنوتیپی، ژنتیکی و محیطی بر اساس مدل دام برای بره ها،        قوچ ها  و میش ها استفاده شد. روند ژنتیکی وزن تولد، وزن شیرگیری، وزن شش ماهگی، افزایش وزن روزانه از تولد تا شیرگیری، از شیرگیری تا شش ماهگی و از تولد تا شش ماهگی به ترتیب برای میش ها به عنوان نشان دهنده سطح ژنتیکی گله (9/2 &lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;&gt;±&lt;/span&gt;) 2/12، (5/&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;&gt;±&lt;/span&gt;5) 6/19، (&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;Times New Roman&quot; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: FA&quot;&gt;±&lt;/span&gt;7/8) 7/28، (&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: FA&quot;&gt;±&lt;/span&gt;0/04) 15/0، (&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;&gt;±0&lt;/span&gt;/05) 06/0 و (04/0&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;&gt;±&lt;/span&gt;) 14/0 گرم در سال برآورد گردید. بنابراین بیشترین میزان پیشرفت ژنتیکی گله مربوط به صفت وزن 6 ماهگی (7/28 گرم در سال) و بعد از آن مربوط به وزن شیرگیری (6/19 گرم در سال) بود. هم چنین  نتایج در مورد میانگین میزان تغییرات ژنتیکی سالیانه مربوط به        قوچ ها  و بره ها نیز نشان داد که همین صفات به همین ترتیب بیشترین پیشرفت را داشته است. پیشرفت در این صفات را می توان مربوط به انتخاب مستقیم آنها توسط اندیس انتخاب در طی         سال ها ی تحقیق دانست. میانگین روند فنوتیپی و محیطی منفی دارای نوسان بود که می تواند مربوط به بدتر شدن وضعیت و شرایط محیطی به خصوص تغذیه گوسفندان به دلیل شرایط آب و هوایی نامساعد (خشک سالی) در طی         سال ها  پژوهش باشد. هم چنین  نتایج نشان می دهد که تغییر شرایط محیطی می تواند ارزشیابی ژنتیکی گله را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. </description>
						<author> مهدی سرگلزایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزش تغذیه‌ای کنگر&lt;i&gt; (Gundelia tournefortii)&lt;/i&gt;و یونجه در تغذیه گوسفند</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=410&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این آزمایش، امکان جایگزینی یونجه (&lt;em&gt;Medicago Sativa&lt;/em&gt;) با کنگر (یک گیاه مرتعی استان فارس) در جیره بره های پرواری بررسی شد. گیاه مرتعی کنگر در گامه های پایانی دوره گل دهی در نسبت های 0، 25، 50، 75 و 100 درصد، در گروه های آزمایشی یک تا پنج با یونجه جایگزین و هر جیره، به 12 رأس   بره  نر (136 روز سن) پرواری کبوده  شیراز تغذیه شد. جیره ها از نظر غلظت نیتروژن و انرژی برابر بودند. در پایان مدت 75 روز پرواری، بره ها کشتار و قطعه بندی شدند. میانگین افزایش وزن روزانه، میزان مصرف خوراک، ضریب تبدیل غذایی، راندمان لاشه، وزن چربی درونی، وزن گوشت لاشه، درصد ماده خشک، پروتئین و چربی گوشت در بین گروه های آزمایشی، تفاوت آماری معنی داری نشان نداد (05/0&lt; p). ضخامت چربی پشت، بین گروه های آزمایشی، تفاوت معنی داری نشان داد (01/0&gt; p). هزینه  تولید هر کیلوگرم خوراک ( برپایه  ماده خشک) برای جیره ها ی شماره 1 تا 5 به ترتیب برابر1266، 1155، 1050، 924 و 787 ریال بود. به نظر می رسد که جایگزینی یونجه با کنگر در جیره بره های پرواری، با فرض ثابت بودن انرژی و پروتئین به خوبی امکان پذیر و از نظر اقتصادی با صرفه باشد. </description>
						<author> عبدالمجید کریمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر جایگزینی جو با ضایعات ماکارونی بر تولید و ترکیب شیر در گاوهای شیرده</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=411&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور تعیین آثار جایگزینی جو با ضایعات ماکارونی در جیره گاوهای شیرده بر ماده خشک مصرفی، تولید و ترکیب شیر، بازده تبدیل خوراک و قابلیت هضم ماده خشک و مواد مغذی تعداد 8 گاو هلشتاین (4 گاو شکم اول و 4 گاو چند شکم زاییده) در اواسط دوره شیردهی در قالب یک طرح مربع لاتین با دو مربع 4×4 و دوره های 21 روزه (16 روز عادت پذیری و 5 روز نمونه برداری)، استفاده شدند. جیره های آزمایشی شامل جیره شاهد و جیره های 2، 3 و 4 بودندکه به ترتیب حاوی 0،  15، 30 و 45 درصد ضایعات ماکارونی به جای جو بودند. جیره ها به صورت کاملاً مخلوط تهیه شدند و در 3 وعده روزانه در اختیار گاوها قرار گرفتند. در پایان دوره عادت پذیری، نمونه برداری از خوراک و مدفوع به منظور تعیین ماده خشک و قابلیت هضم ظاهری، از ادرار برای تعیین pH  و از شیر برای اندازه گیری مقدار تولید، درصد چربی، پروتئین، لاکتوز و مواد جامد بدون چربی شیر انجام شد.
داده ها نشان دادند که در هیچ یک از صفات مورد بررسی در گاوهای شکم اول، چند شکم و کل گاوها، اختلاف معنی داری در بین جیره ها دیده نشد. مقدار ماده خشک مصرفی، تولید شیر و بازده تبدیل خوراک در تمامی سطوح جایگزینی، بهبود غیر معنی داری را نسبت به جیره شاهد نشان داد. از نظر درصد چربی، پروتئین و کل مواد جامد شیر نیز کاهش غیر معنی داری در سطوح 30 و 45 درصد جایگزینی نسبت به جیره شاهد دیده شد. نتایج نشان داد که استفاده از ضایعات ماکارونی در گاوهای متوسط تولید تا سطح جایگزینی 45 درصد به جای جو در اواسط دوره شیردهی، می تواند انرژی بیشتری را نسبت به جو برای گاوهای شیری فراهم سازد و تولید و ترکیب شیر را در حد سطوح قبل از جایگزینی نگه دارد.
</description>
						<author> مسعود علیخانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی روش‌های بهینه بسته‌بندی نان تافنون</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=412&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>با توجه به این که یکی از مهم ترین  دلایل ضایعات زیاد  نان ها ی ایرانی، عدم بسته بندی و نگه داری صحیح این محصول است، در این پژوهش بعد از تعیین بهترین دما، برای بسته بندی، اثر سه نوع لایه پلاستیکی، لفاف دو لایه از پلی پروپیلن جهت دار شده و پلی اتیلن (OPP/PE) با ضخامت 60 میکرون، لفاف سه لایه متشکل از پلی اتیلن و پلی پروپیلن (PP/PE/PE) با ضخامت 70 میکرون و پلی اتیلن دو لایه با ضخامت 30 میکرون به همراه استفاده از کارتن و پلاستیک بر خصوصیات نان تافتون تهیه شده از آرد تیپ 800 تا 72 ساعت پس از پخت مورد بررسی قرار گرفت. دو دامنه دما برای بسته بندی شامل 20 تا 25 و 40 تا 50 درجه سانتی گراد منظور شد. نتایج آزمون های اندازه گیری رطوبت و فعالیت آبی نشان داد که بین خصوصیات نان بسته بندی شده در لایه های مختلف تفاوت معنی داری (01/P&lt;0 ) وجود دارد و درصد رطوبت و فعالیت آبی (α&lt;sub&gt;w&lt;/sub&gt;) در لایه های با نفوذپذیری بالا نسبت به رطوبت و بخار آب کمتر بود، در نتیجه رشد کپک ها در این نوع   بسته بندی ها     کاهش یافت، ولی کاهش درصد رطوبت نان، باعث کم شدن امتیاز نهایی و میزان بیاتی نان شد. هم چنین مشخص شد که استفاده از لایه کارتنی که دو طرف آن با کاغذ پلی اتیلن دار پوشانده شده است باعث ایجاد تفاوت معنی دار در نتایج به دست آمده در آزمون های کیفی نان بسته بندی شده با این روش نمی شود. در این پژوهش مشخص شد که استفاده از تعداد زیادی قطعات نان در ابعاد 10 × 10 سانتی متر در یک بسته بندی به همراه کارتن و پلاستیک مناسب بوده و وجود کارتن باعث حفظ شکل و خصوصیات بسته بندی نان در طول حمل و نقل و هم چنین نگه داری  آن می شود. </description>
						<author> نفیسه مقدادیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی تغییرهای فیریکوشیمیایی و میکروبی رب گوجه‌فرنگی فله در طی نگه‌داری در سردخانه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=413&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این پژوهش، ویژگی های فیزیکوشیمیایی و میکروبی رب گوجه فرنگی فله، که درشرایط کاملاً مشابه با صنایع رب کشور تولید و نگه داری شده بود، مورد ارزیابی قرار گرفت، تا به این طریق بتوان نقاط ضعف روش موجود را شناسایی کرده و با توجه به نتایج به دست آمده، برای اصلاح روش های سنتی اقدام نمود. نمونه های رب فله مورد نیاز، پس از تولید و آماده سازی، در 4 تیمار مختلف بررسی شدند. مدت زمان نگه داری 8 ماه و دمای سرد خانه گذری صفر درجه سانتی گراد انتخاب شد. نمونه برداری از بشکه ها به منظور ارزیابی  تغییرهای کیفی محصول، هر دو ماه یک بار انجام پذیرفت. پارامترهای مورد بررسی عبارت بودند از: اسیدیته، pH اسید لاکتیک (نوع D و L)، ماده خشک کل، عدد هوارد، باکتری های مقاوم به اسید و شمارش کلی باکتری ها.
بررسی  تغییرهای شمارش کلی باکتری ها، تعداد باکتری های مقاوم به اسید و شمارش میکروسکوپی کپک ها به روش هوارد، در بیمارهای اعمال شده در این پژوهش، نشان داد که استفاده از بریکس بالا (38-35) در تولید رب، همراه عمل نمک پاشی درسطح و نگه داری در دمای صفر درجه سانتی گراد، فقط یک اثر محدود کننده بر روند  تغییرهای میکروبی داشته و نتوانسته آن را به طور کامل متوقف سازد. ولی درهر صورت، بر رشد سطحی قارچ ها و توانایی آنها در ایجاد پرگنه اثر قابل توجهی داشته است. بررسی های میکروبیولوژیکی رب فله نشان داد که در فاصله زمانی تولید تا انتقال نمونه ها به سرد خانه شمارش کلی باکتری ها، تعداد باکتری های مقاوم به اسید و مقدار اسید لاکتیک نوع L تغییر قابل توجهی داشته است. بنابراین می توان گفت مرحله سرد کردن تدریجی رب فله در دمای محیط، که هدف اصلی از آن خشک کردن سطحی برای نمک پاشی است، یک مرحله حساس و بحرانی در فرایند تولید رب فله است که  تأثیر عمده ای بر کیفیت محصول تولیدی و مدت زمان ماندگاری آن دارد.
</description>
						<author> امیرحسین الهامی راد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر عوامل تخمیر و درصد استخراج آرد بر میزان اسید فیتیک نا‌ن‌های سنگک و لواش ماشینی شهرستان مشهد</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=414&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>نان غذای اصلی اغلب مردم ایران وتأمین کننده بخش اغظم کالری و پروتئین دریافتی آنها درشهر و روستا می باشد. متأسفانه به دلیل مصرف آرد با درصد استخراج بالا و عدم رعایت شرایط مناسب تخمیر، میزان اسید فیتیک در نان های  ایرانی زیاد است. اسید فیتیک جذب و دسترسی به عناصری مانند کلسیم، آهن، روی، منیزیم، کرم، مس و حتی پروتئین، کربوهیدرات و چربی را در بدن مختل می سازد و موجب سوء تغذیه ناشی از کمبود این عناصر به ویژه کم خونی فقر آهن می شود. درپژوهش حاضر نخست با استفاده از آرد با درصد استخراج های متداول نان های  سنگک و لواش ماشینی تهیه گردید و میزان اسید فیتیک در آنها تعیین شد. سپس اثر تیمارهای مختلف مانند مقدار مخمر، زمان تخمیر و درصد استخراج روی اسید فیتیک نان بررسی گردید. با توجه به کاهش مقدار اسید فیتیک و حفظ خواص تکنولوژیک بهترین تیمارهای نان انتخاب و بر روی آنها آزمون های اندازه گیری پروتئین، خاکستر، چربی و رطوبت، آزمون های ارزیابی کیفیت تغذیه ای مانند تعیین میزان آهن و لیزین قابل استفاده و هم چنین ارزیابی ارگانولپتیک (بافت، رنگ مغز و پوسته، طعم و بو) انجام شد.
نتایج نشان داد که حذف کامل اسید فیتیک از نان های  لواش و سنگک در این شرایط غیر ممکن است، ولی در مورد نان لواش ماشینی تیمار 5/2 درصد مخمر، 4 ساعت تخمیر و مخلوط 50 : 50 آرد های 81 و 5/86 درصد استخراج و در مورد نان سنگک تیمار 5/2 درصد مخمر، 4 ساعت تخمیر و مخلوط 50 : 50 آردهای 5/86 و 5/97 درصد استخراج از نظر میزان اسید فیتیک کاهش قابل ملاحظه ای داشتند و از نظر حفظ خواص تغذیه ای مشخص شد که مقدار لیزین هر یک، مشابه مقدار آن در نان های  شاهد و مقدار آهن قابل استفاده در این تیمارها بالاتر از نان های  شاهد بود. در ارزیابی ارگانولپتیک تفاوت معنی داری (در سطح 5 درصد ) بین نان های  حاصل از تیمارهای فوق و نان های  شاهد ملاحظه نشد و هم چنین از نظر توجیه تکنولوژیک و اقتصادی، این تیمارها بهترین تیمارهای آزمایش شناخته شدند. 
</description>
						<author> جلال جمالیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title> بررسی اثر رقم گندم، درجه استحصال، دما و زمان پخت بر خواص رئولوژیکی خمیر و خواص حسی نان طی نگه‌داری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=415&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>با توجه به تأثیر فاکتورهای مختلف بر     ویژگی های  ارگانولپتیک، بافت و بیاتی نان، دراین پژوهش سعی شد اثر رقم، درجه استحصال، دما و زمان پخت و زمان      نگه داری  بر کیفیت نان بررسی شود. آرد دو رقم گندم مهدوی و تجن هر یک با درجه استحصال 70 و 95 درصد مورد استفاده قرار گرفت، سپس نان تافتون در دو زمان 100 ثانیه و دمای 220–200 درجه      سانتی گراد   و 75 ثانیه و دمای 260-240 درجه      سانتی گراد   پخته و در بسته های پلی اتیلنی دو لایه با ضخامت 40 میکرون به مدت 168 ساعت      نگه داری  گردید. از 4 ساعت پس از پخت و با فواصل 24 ساعته،       نان ها   از جهت خصوصیات رئولوژیکی و ارگانولپتیکی بررسی شدند.
 نتایج این پژوهش نشان داد که رقم و درجه استحصال به طور معنی داری بر        حداکثر   تنش برشی مؤثربودند وزمان      نگه داری  اثر معنی داری بر        حداکثر   تنش کششی و برشی داشت. رقم تجن سفتی و بیاتی کمتری داشته و نان       به دست آمده از آرد با درجه استحصال 95% سفتی بیشتری نسبت به نان تهیه شده از آرد 70% داشت. دما و زمان پخت منظور شده در این بررسی اثر معنی داری بر سفتی بافت نداشت. نتایج ارزیابی ارگانولپتیک نشان دهنده پذیرش کمتر نان تهیه شده از آرد با درجه استحصال 95%،        هم چنین   نان پخته شده در دمای بیشتر و زمان کمتر بود.
</description>
						<author> سپیده بهرامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بازیابی پیروکیلن در بوته برنج پس از گرانول‌پاشی در خاک و ارتباط آن با کنترل بیماری بلاست برنج</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=416&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بیماری بلاست برنج از بیماری های پرخسارت این محصول بوده و یکی از راه های کنترل آن استفاده از ترکیبات قارچ کش است. در این بررسی قارچ کش پیروکیلن به صورت گرانول در پای بوته برنج مصرف گردید، سپس به فواصل زمانی مختلف، نمونه هایی از بافت ساقه و برگ بوته ها گرفته و پیروکیلن در آنها با روش گاز کروماتوگرافی بازیابی شد. هم چنین در زمان های مختلف پس از کاربرد پیروکیلن، بوته ها در خزانه بلاست در معرض آلودگی به بیماری قرار گرفتند و پس از یک هفته شدت بیماری بررسی شد. پیروکیلن در بافت برگ یک روز پس از کاربرد، قابل بازیابی بود، حداکثر میزان آن حدود هفت روز پس از کاربرد بازیابی شد و سپس به تدریج کاهش یافت تا پس از حدود 28 روز تقریباً به حد غیرقابل بازیابی رسید. در بافت ساقه روند تغییرات میزان ترکیب، مشابه بافت برگ ولی میزان ترکیب بازیابی شده بسیار کمتر بود. با آلوده سازی بوته های تیمار شده، بیماری دو روز پس از کاربرد پیروکیلن تا 60% و چهار روز پس از کاربرد بیش از 90% کنترل شد. کنترل بیماری تا چهار هفته ادامه داشت و پس از آن، تاثیر ترکیب کاهش یافت. نتایج نشان داد که پیروکیلن پس از گرانول پاشی پای بوته، توسط ریشه جذب شده و به برگ ها انتقال یافت. میزان کنترل بیماری، ارتباط خوبی با تغییرات غلظت پیروکیلن در بافت برگ نشان داد (93/0 = R&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;) و وجود 2ppm از ترکیب در بافت برگ، بیماری را تا 90% کنترل کرد. بین میزان کنترل بیماری و غلظت ترکیب در بافت ساقه، وابستگی قابل توجهی وجود نداشت (30/0 = R&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;). </description>
						<author> عبدالحسین جمالی زواره</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر میکروارگانیزم‌های آنتاگونیست خاک‌های شالیزار گیلان روی عامل بیماری پوسیدگی طوقه برنج</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=417&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;یک صد و دو جدایه میکروارگانیسم از85 نمونه خاک شالیزارهای نقاط مختلف استان گیلان سواسازی شدند. پس از بررسی آثار آنتاگونیستی آنها در مقابل قارچ عامـل بیماری پوسـیدگی طوقه برنج (&lt;em&gt;Gibberella&lt;/em&gt; &lt;em&gt;fujikuroi&lt;/em&gt;) در محیط غـذایی PDA ، بیست و یک جدایه برای آغشتن بذر در محیط مرطوب انتخاب شدند. هفت جدایه که تأثیر خوبی در کاهش تشکیل پرگنه بیمارگر روی بذر و گیاهچه داشتند، اثرشان در کـنترل بیماری در یک آزمایش گلخــانه ای و به صورت اسپلیت پلات بررسی شدند. این جدایه هـا شامل &lt;em&gt;Bacillus subtilis&lt;/em&gt; ، &lt;em&gt;B. circulans، Bacillus&lt;/em&gt; sp.، &lt;em&gt;Trichoderma harzianum&lt;/em&gt;، &lt;em&gt;T. virens&lt;/em&gt; و F. 23 (شناسایی نشده) بودند. نتایج نشان داد که همه آنتاگونیست ها در مقایسه با شاهد در کاهش بیماری در خاک سـترون مؤثر بودند ولی تأثیر کلی &lt;em&gt;B. circulans، T. harzianum&lt;/em&gt;.  و &lt;em&gt;T. virens&lt;/em&gt; بهتـر از بقیه آنتاگونیست ها و کـمتر از تیمار قارچ کـش(تیوفانات متیل تیرام ، 2 گرم در لیتر) بود. هم چنین مشخص شد که آغشتن بذر با آنتاگونیست ها قبل از آلوده سازی به بیمارگر تأثیر معنی داری در کاهش آلودگی نسبت به تأخر به کارگیری آنتاگونیست ها بعد از آلوده سازی به بیمارگر داشته است. &lt;/p&gt;</description>
						<author> فریدون پاداشت دهکایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title> معرفی سه گونه نماتد از خانواده Criconematidae در مزارع غلات استان اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=418&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور شناسایی فون نماتدهای انگل گیاهی مزارع غلات مهم (گندم، جو و ذرت) استان اصفهان، درطی سال های 1378 و 1379 تعداد 120 نمونه خاک و ریشه از نواحی مختلف کشت این محصولات در استان جمع  آوری گردید. عملیات شستشوی خاک و استخراج نماتدها به روش الک و سانتریفیوژ انجام گرفت. کشتن و تثبیت نمونه ها با استفاده از محلول FGA (فرمالدئید، گلیسیرین و اسید استیک به نسبت 1:1:4) صورت پذیرفت. پس از انتقال نمونه ها به گلیسیرین، از نماتدهای استخراج شده اسلاید دائمی تهیه شده و با میکروسکوپ نوری مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج بررسی ها نشان دهنده وجود سه گونه، متعلق به دو جنس از خانواده Criconematidae می باشد. این گونه ها عبارت اند از: &lt;em&gt;Hemicycliophora poranga&lt;/em&gt; ، &lt;em&gt;Criconemella antipolitana&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;Criconemella xenoplax&lt;/em&gt; . گونه &lt;em&gt;H. poranga&lt;/em&gt; که از خاک اطراف ریشه ذرت جدا شده است، برای نخستین بار از ایران گزارش می شود. گونه غالب برحسب فراوانی در نمونه ها، &lt;em&gt;C. antipolitana&lt;/em&gt; است که از خاک اطراف ریشه گندم و جو در مناطق مختلف جداسازی گردید. گونه &lt;em&gt;C. xenoplax&lt;/em&gt; از نمونه خاک مزرعه گندم با سابقه کشت درختان هلو استخراج و شناسایی شدند. هر سه گونه فوق برای فون نماتدهای استان جدید محسوب می شوند. </description>
						<author> سالار جمالی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فعالیت جستجوگری زنبور عسل&lt;span dir=ltr&gt; (&lt;i&gt;Apis mellifera&lt;/i&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=ltr&gt; L.)&lt;/span&gt;روی ارقام مختلف پیاز و ارتباط آن با مقدار و ترکیب شهد آنها</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=419&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور ارزیابی کیفیت و کمیّت شهد ارقام انتخابی پیاز در اصفهان و فعالیت جستجوگری زنبور عسل، آزمایشی به صورت طرح   بلو  ک های   کامل تصادفی با 3 تکرار انجام گردید. ارقام مورد استفاده شامل: قم، کاشان، آذرشهر، درچه، طارم ، کازرون 1، کوار، ابر کوه، هوراند و یک رقم خارجـی Yellow Sweet Spanish بودنـد. به همین منظور غـده های مادری به قطر 60 میلی متر از ارقام مختلف پیاز در   کرت   هایی   به طول 4 و عرض 3 متر و در هر کرت روی 6 ردیف به فاصله 35 سانتی متر کشت گردید. فاصله پیازها روی ردیف 25 سانتی متر بود. در زمان گل دهی، فعالیت زنبورعسل روی گل آذین ها بررسی و شهد گلچه ها با لوله مویین 10 میکرولیتری جمع آوری و حجم و    ترکیب های  مختلف آن اندازه گیری شد. میانگین تعداد زنبورهایی که در مدت 10 دقیقه، یک گل آذین را ملاقات می کردند و   هم چنین      میانگین مدت استقرار هر زنبور روی یک گل آذین در ارقام مختلف پیاز تفاوت معنی داری با هم داشتند. به طوری که گل آذین های رقم هوراند         کمتر ین  تعداد ملاقات کننده و گل  آذین های رقم درچه بیشترین زمان توقف زنبورعسل را به خود اختصاص دادند. مقدار شهد در ارقام مختلف متفاوت بود و شهد   گل ها      ی 10 رقم پیاز مورد آزمایش از نظر میزان سه نوع قند گلوکز (G)، فروکتوز (F) و ساکارز (S) با یکدیگر اختلاف داشت. به جز رقم ابرکوه که حاوی گلوکز بیشتری بود، در تمامی ارقام میزان فروکتوز موجود در شهد از دو قند دیگر بیشتر و میزان ساکارز از دو قند دیگر     کمتر  بود. در ترکیب قند شهد همه ارقام، هگزوز غالب بود که با مقادیر پایین نسبت ( S/(F+G مشخص گردید. میزان عناصر پتاسیم ، کلسیم و سدیم شهد گل آذین های ارقام مختلف پیاز نیز متفاوت بود. در مجموع نتایج نشان داد فعالیت جستجوگری زنبور عسل (تعداد زنبور و زمان توقف آن) روی گل آذین های پیاز وابسته به اثر متقابل چندین عامل از جمله مقدار شهد و از آن مهم تر مقدار و نسبت قندها و نیز میزان پتاسیم موجود در آن می باشد. </description>
						<author> سلمی سیدابراهیمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
