<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1383 جلد8 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1383/4/11</pubDate>

					<item>
						<title>اصلاح روابط شدت – مدت – فراوانی بارندگی در ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=420&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>داشتن شدت بـارندگی در دوره های بازگشت مختلف بـرای بسیاری از مدل های هیدرولوژی الزامی است. روابط شدت ـ مدت ـ فراوانی بارندگی از زمان های قدیم در نقاط مختلفی از جهان بررسی شده است. در حال حاضر جدیدترین اطلاعات منحنی های شدت ـ مدت ـ تناوب بارندگی در ایران، مربوط به 66 ایستگاه سازمان هواشناسی می باشد که در سال 1374 منتشر شده است. روابط جامع مقدار ـ مدت ـ تناوب بارندگی برای این اطلاعات به دست آمد. 
نتایج به دست آمده تغییرات محسوسی را نسبت به تحقیقات پیشین در ایران نشان داد. این امر می تواند مربوط به تغییر پارامترهای توابع توزیع احتمال سری زمانی شدت های بارندگی به دلیل افزایش طول دوره آمـاری باشد. هم چنین روابـطی برای برآورد مـقدار عددی باران ساعتی ده ساله برای ایران از روی پارامترهایی چون میانگین باران سالانه و میانگین حداکثر بارش روزانه ارائه شد. چنین رابطه ای برای کل ایستگاه ها و هم چنین برای تقسیم بندی های مختلفی از ایستگاه ها (بــر اساس مـقدار بــاران سالانه، بر اساس تقسیم بندی ظاهری اقلیمی)
به  دست آمد. اعتبار کلیه روابط بر اساس 8 ایستگاه مستقل که توزیع مکانی مناسبی در کشور داشتند، بررسی و نشان داده شد که در صورت انتخاب محدوده مناسبی برای ایستگاه، دقت روابط قابل قبول خواهد بود. هم چنین نشان داده شد که روابط قبلی برای برآورد باران ساعتی ده ساله در ایران دیگر کارایی ندارد.
</description>
						<author> بیژن قهرمان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی عوامل مؤثر بر عرضه نیروی کار غیرکشاورزی در نواحی روستایی شهرستان قوچان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=421&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>با توجه به افزایش روزافزون جمعیت و محدودیت توسعه سطح زیرکشت اراضی زراعی، اشتغال به مشاغل غیرکشاورزی در سطح مناطق روستایی اجتناب ناپذیر است. هدف این پژوهش بررسی عوامل موثر بر عرضه نیروی کار خانوارهای روستایی در مشاغل غیرکشاورزی در سطح روستاست. برای این منظور یک نمونه 300 خانواری از بین خانوارهای روستایی شهرستان قوچان در سال 1380-1379 بررسی شد، که این تعداد با استفاده از روش نمونه گیری طبقه بندی تصادفی انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه و مصاحبه حضوری جمع آوری گردید. برای تحلیل از یک معادله رگرسیون چند متغیره استفاده شد.
نتایج نشان داد که، 1- سطح دستمزد و سابقه کار غیرکشاورزی فرد بر عرضه کار به مشاغل غیرکشاورزی اثر مثبت داشت و 2- این اثر در مورد تعداد روز کار زارع در مزرعه منفی بود. در نهایت با توجه به این که دستمزد حاصل از مشاغل غیرکشاورزی بالاتر از کشاورزی بود، پیشنهاد می شود برای بهبود درآمد روستاییان، مشارکت آنها در مشاغل غیرکشاورزی در سطح نواحی روستایی تسهیل و تشویق شود.  
</description>
						<author> علی اکبر براتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر سطوح مختلف کود نیتروژن و کود مرغی روی صفات کمّی و کیفی خیار پاییزه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=422&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>اثرمقادیرمختلف نیتروژن (0، 120، 150 و180 کیلوگرم نیتروژن خالص) و 10 تن کود مرغی خشک در هکتار روی رشد و عملکرد خیار پاییزه رقم سوپردامینوس در منطقه دره شهر استان ایلام مورد بررسی قرار گرفت. برای اجرای این آزمایش از طرح  بلوک های   کامل تصادفی در سه تکرار استفاده شد.
اثر تیمارها بر عملکرد کل، وزن محصول درجه یک، طول بوته، تعداد گره در بوته و وزن تر بوته ها درسطح آماری1% معنی دار بود و حداکثر عملکرد به میزان3/41 تن در هکتار در تیمار کود مرغی   به دست   آمد. در بین تیمارهای نیتروژن، تیمار 180 کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار با عملکرد بیشتر بعد از تیمار کود مرغی قرار گرفت. اثر تیمارهای کودی روی طول و قطر میوه و نیز روی درصد ماده خشک میوه در مراحل مختلف اندازه گیری متفاوت بود. هم چنین   هم بستگی    مثبت و معنی داری بین عملکرد در بوته و صفات طول بوته، تعداد گره در بوته و وزن تر بوته   به دست   آمد.
</description>
						<author> داود هاشم آبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>انتhybridقال ژرم پلاسم سولانوم آکول به سیب زمینی زراعی با استفاده از هیبرید بین گونه‌ای تریپلوئید</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=423&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سیب زمینی زراعی گونه ای اتوتتراپلوئید است. برخی از گونه های آلوتتراپلوئید(دیسومیک) مانند سولانوم آکول  علی رغم یکسان بودن سطح پلوئیدیشان به دلیل عدد توازنی آندوسپرم متفاوت یا متعادل نبودن نسبت پلوئیدی مؤثر مادر به پدر در بافت آندوسپرم با سیب زمینی زراعی تلاقی پذیر نیستند. هدف از این آزمایش ارزیابی امکان بهره گیری از گونه های دیپلوئید و گامت های کاهش نیافته برای انتقال ژرم پلاسم گونه آلوتتراپلوئید به انواع تتراپلوئید زراعی بود. بدین منظور یک کلون از سولانوم فورا (دیپلوئید) با سولانوم آکول  تلاقی داده شد. بذور به دست آمده سال بعد کشت شدند. برای ارزیابی نر باروری و نیز گرده های  کاهش نیافته، گرده هیبریدها با محلول استوکارمن گلیسرول رنگ آمیزی و آزمون گردیدند. برای شمارش کرموزوم های میتوزی نوک استولون هیبریدها تثبیت، سپس هیدرولیز و با استو آهن هماتوکسیلین رنگ آمیزی و اسلایدهای میکروسکوپی به روش اسکواش تهیه شدند. برای انجام تلاقی های بعدی تعدادی از هیبریدها روی پایه گوجه فرنگی پیوند شدند.
بررسی های سیتولوژیکی نشان داد که هیبریدهای حاصل تریپلوئید هستند و نر باروری هیبریدها به طوری که از پلوئیدی های فرد انتظار می رود پایین بود، ولی تقریباً همه آنها با فراوانی پایین دارای گرده های درشت و رنگ پذیر بودند. تلاقی هیبریدهای تریپلوئید به صورت والد نر با گونه توبروزوم موفق نبود، ولی تلاقی معکوس تا حدی موفق بود و از 380 تلاقی 72 بذر به دست آمد. با توجه به نظریه عدد توازنی آندوسپرم (پلوئیدی مؤثر) انتظار می رود که بذور به دست آمده حاصل گامت های کاهش نیافته والد تریپلوئید بوده و دارای سطح پلوئیدی پنتاپلوئید یا نزدیک به پنتاپلوئید باشند. استفاده از این هیبریدها در اصلاح سیب زمینی از طریق دستورزی پلوئیدی تشریح شده است.
</description>
						<author> جابر پناهنده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی چند عصاره‌گیر به منظور تعیین پتاسیم قابل استفاده سیر در برخی از خاک‌های همدان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=424&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>اسـتان هـمدان از عـمده ترین مناطق تولـید سیر(&lt;em&gt;Allium sativum&lt;/em&gt;) در ایران است، ولی با این وجـود بررسی های اندکـی در مورد وضعیت پتاسیم در مزارع سیر صورت گرفته است و تاکنون عصاره گیر مناسبی برای استخراج پتاسیم قابل استفاده سیر، معرفی نگردیده است. این پژوهش با هدف تعیین عصاره گیر یا عصاره گیرهای مناسب برای تعیین پتاسیم قابل استفاده خاک و سطح بحرانی پتاسیم در 10 نمونه از خاک های استان همدان انجام شد.این آزمایش در قالب طرح کاملا ًتصادفی و به صورت فاکتوریل با دو سطح صفر و 200 میلی گرم پتاسیم در کیلوگرم خاک در سه تکرار و عصاره گیری پتاسیم قابل استفاده به وسیله 14 عصاره گیر انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد که کاربرد کود پتاسیم باعث افزایش عملکرد، غلظت و جذب پتاسیم به وسیله سیر شد. بر اساس مقدار پتاسیم استخراج شده عصاره گیرها در چهار گروه قرار گرفتند به نحوی که هم بستگی عصاره گیرها در هر گروه بسیار بالا بود. بررسی روابط هم بستگی نشان داد که عصاره گیرهای استات آمونیوم، دی تی پی ای و اسید نیتریک مولار جوشان نمی توانند به عنوان عصاره گیر پتاسیم قابل استفاده، استفاده شوند. به دلیل هم بستگی بالا بین سایر عصاره گیرها با شاخص های عملکرد نسبی و پاسخ گیاه بقیه عصاره گیرها را می توان به عنوان عصاره گیری مناسب دانست. سطح بحرانی پتاسیم به روش نموداری کیت ـ نلسون تعیین شد. سطح بحرانی پتاسیم برای 90 در صد عملکرد نسبی با روش مهلیخ 1، کلرید استرانسیم 002/0 مولار،کلرید کلسیم 0/01 مولار،کلرید باریم 1/0 مولار، کلرید استرانسیم + اسید سیتریک، استات سدیم، اسید کلریدریک 1/0 مولار، اسید کلریدریک05/0 مولار، اسید سولفوریک 025/0 مولار و آب مقطر به ترتیب 131 ، 50 ، 46 ، 186 ،163 ، 203 ،202،41 ،50 و 31 میلی گرم در کیلوگرم بود. </description>
						<author> علیرضا حسین پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تغییرپذیری برخی از خصوصیات کیفی خاک سطحی در مقیاس زمین‌نما در اراضی مرتعی اطراف شهرستان سمیرم</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=425&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بررسی خصوصیات کیفی و پدولوژیکی خاک بر روی اجزای متفاوت اراضی شیب دار مواج، موجبات بهره‎برداری بهتر از خاک در این گونه اراضی را فراهم می‎سازد. علی رغم اهمیت شناخت میزان تغییرپذیری خاک ها در مدیریت بهتر آنها، هیچ گونه مطالعه‎ای در زمینه مقدار تغییرات کیفیت خاک ها در سطح زمین‎نما در کشور ما انجام نشده و عمده بررسی ها خصوصیات پدولوژیکی را شامل گردیده است. این پژوهش با هدف بررسی دقیق میزان تغییرپذیری برخی از ویژگی های کیفیت خاک سطحی در مقیاس زمین نما در اراضی مرتعی اطراف شهرستان سمیرم انجام گرفت. برای نمونه‎برداری از این منطقه یک شبکه منظم مربعی 12×10 نقطه ای با فواصل نقاط 30 متر پیاده و از محل گره‎های این شبکه 120 نمونه خاک سطحی از عمق 15-0 سانتی متر برداشته شد و متغیرهای کربن آلی، فعالیت آنزیم فسفاتاز، تنفس میکروبی، pH وEC در آنها اندازه‎گیری شد. ضخامت افق A و درصد رطوبت حجمی خاک سطحی نیز در محل گره‎های شبکه در صحرا تعیین شد. بررسی ها نشان داد که قسمت های پایین شیب شامل پایه و انتهای شیب حداکثر میزان فعالیت آنزیم فسفاتاز، تنفس میکروبی، ضخامت افق A ، کربن آلی و EC را داراست. در مقابل خاک های واقع بر شانه شیب حداقل ویژگی های فوق را دارا هستند و قله شیب و شیب پشتی تا حدودی تخریب شده و در درجه بعدی قرار می‎گیرند. pH نسبت به سایر پارامترها روند معکوس نشان داد. خاک های مورد بررسی اساساً مشکل شوری نداشته و به نظر می رسد حداکثر EC این خاک ها (dS/m 0/7) در قسمت های پایینی شیب برای فعالیت های میکروبی محدودکننده نمی باشد. علت تفاوت بسیار فاحش کیفیت خاک در موقعیت های متفاوت زمین نما بر اساس ویژگی های مورد بررسی را می‎توان به طور عمده به تفاوت در میزان رطوبت مؤثر دریافتی و سرعت فرسایش و رسوب در این موقعیت ها نسبت داد. هم چنین، تفاوت بسیار فاحش فوق نشان دهنده درجه تخریب بسیار شدید اراضی مورد بررسی می باشد. از آنجایی که انجام مدیریت متفاوت در موقعیت های متفاوت شیب عملاً میسر نیست، ضرورت دارد به منظور حفظ و بهبود کیفیت خاک، عملیات حفاظتی و اصلاحی بر اساس بخش با حداکثر تخریب کیفیت خاک تنظیم گردد. </description>
						<author> حسین خادمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اکولوژیکی ازتوباکتر در دو منطقه مرتعی آذربایجان و اثر تلقیح آن روی رشد و تغذیه معدنی گیاه گندم</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=426&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>اطلاعات نسبتاً کاملی در مورد نقش ازتوباکتر کروکوکوم - یک تثبیت کننده آزاد ازت - در خاک های کشاورزی وجود دارد, با این حال آگاهی ما درمورد اهمیت اکولوژیک این باکتری ها در مناطق مرتعی به ویژه در ایران ناچیز است. این بررسی به منظور بررسی ارتباط بین عوامل اکولوژیک و عوامل مربوط به خاک با جمعیت باکتری ها انجام گرفته است. نمونه های خاک از دو منطقه مرتعی میشوداغ و خواجه که از نظر اکولوژیکی, نوع خاک و پوشش گیاهی از یکدیگرکاملاً متفاوت بودند، انتخاب شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که جمعیت ازتوباکتر با مقدار کربن آلی و pH خاک به ترتیب هم بستگی معنی دار مثبت و منفی دارد. پوشش گیاهی نیز روی جمعیت باکتری ها به شدت موثر بوده و علاوه بر کاهش جمعیت در خاک های فاقد پوشش, ریزوسفر گیاهان تیره گندم بیشترین جمعیت و ریزوسفر گیاهان تیره نخود کمترین جمعیت ازتوباکترها را داشت. هم چنین اثر تلقیح باکتری های جدا شده از خاک های مورد مطالعه, روی رشد و تغذیه معدنی در گندم به عنوان گیاه مدل مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که رشد اندام هوایی و ریشه به ترتیب از تیمار کود ازتی (N+) به سمت تیمار تلقیح با ازتوباکتر (A+) و تیمار توأم (A+N+) نسبت به شاهد (A-N-) افزایش یافت. تیمارهای سه گانه فوق هم چنین باعث افزایش جذب و انتقال پتاسیم به اندام هوایی شدند, با این حال تأثیر تیمار A+ بر روی این پارامترها بیش از تأثیر تیمارهای A+N+ و N+ بوده است. این موضوع در مورد جذب ازت نیز صادق بود. بالاتر بودن مقدار جذب و خصوصا انتقال پتاسیم در تیمار تلقیح با ازتوباکتر به اثر احتمالی ترکیبات آلی تولید شده در ریشه که پتاسیم را با خود به اندام هوایی انتقال می دهند نسبت داده شد. نتایج نشان داد که ازتوباکترها نه تنها روی افزایش رشد و مقدار کلروفیل در گندم موثرند, بلکه به طور اختصاصی روی جذب و خصوصاً انتقال عناصر نیز تأثیر مثبتی دارند. به نظر می رسد این اثر اختصاصی نبوده و می تواند برای عناصر کم مصرف نیز از اهمیت برخوردار باشد. </description>
						<author> رقیه حاجی بلند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کاربرد داده‌های رقومی سنجنده TM در تهیه نقشه کاربری اراضی حوضه آبخیز رودخانه بازفت</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=427&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در حال حاضر با پیشرفت فن آوری، استفاده از داده های ماهواره ای به علت برداشت پوشش تکراری،  یکپارچه بودن اطلاعات، تهیه اطلاعات در قسمت های مختلف طیف الکترومغناطیس و امکان به کارگیری سخت افزارها و نرم افزارها در دنیا با استقبال خاصی روبه رو شده است. هدف پژوهش حاضر عبارت است از: بررسی قابلیت داده های سنجنده TM، ماهواره لندست برای تهیه نقشه کاربری اراضی حوضه آبخیز بازفت (استان چهارمحال بختیاری). برای تهیه نقشه کاربری اراضی ، داده های شش باند TM ماهواره لندست 5 به تاریخ 20 اردیبهشت ماه سال 1377 مورد استفاده قرار گرفت. تصحیح هندسی با 008/1 = RMSE پیکسل حاصل آمد. روش های مختلف بارزسازی شکل (FCC، فیلترها وشاخص های گیاهی) استفاده شد و کاربری های مختلف زمینی مورد بررسی قرار گرفت.منطقه با استفاده از GPS، نقشه های توپوگرافی با مقیاس 50000 : 1 و اطلاعات جانبی دیگر مورد بازدید صحرایی قرار گرفت. واحدهای کاربری اراضی مختلف با 62 کوادرت بررسی گردید و درصد تاج پوشش گیاهی تخمین زده شد. با استفاده از رگرسیون بین درصد تاج پوشش گیاهی و مقادیر شاخص های گیاهی NDVI، RVI،PVI، SAVI، DVI، TSAVI&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;، NRVI، MSAVI&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; و اعمال تفکیک تاری بر آنها، نقشه های کاربری اراضی ایجاد گردید. بین شاخص های گیاهی و درصد تاج پوشش گیاهی، هم بستگی بالایی وجود داشته است. شاخص های NDVI، SAVI، NRVI،TSAVI&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt; و MSAVI&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; ضریب هم بستگی بالایی را با درصد تاج پوشش گیاهی داشته اند. سه شاخص RVI،DVI،PVI ضرایب هم بستگی کمتری را نسبت به شاخص های فوق الذکر داشته اند. پس از اعمال طبقه بندی های نظارت شده، صحت نقشه تولیدی مورد ارزیابی قرار گرفت و نقشه نهایی کاربری اراضی به روش هیبرید تولید گردید. طبقه بندی نظارت شده با روش بیشترین شباهت، با کاپای کلی 87 درصد، بهترین نتیجه را برای تهیه نقشه کاربری اراضی در منطقه مورد مطالعه داده است. بر اساس این پژوهش داده های رقومی TM قابلیت زیادی برای تهیه نقشه  کاربری اراضی در منطقه مورد بررسی دارند. تفکیک بعضی کلاس های کاربری اراضی مانند جنگل با زیر اشکوب دیم ، گراس های یک ساله و اراضی آیش با داده های یک زمانه TM مقدور نشد. هم چنین داده های رقومی TM ، قابلیت جداسازی مناطق مسکونی روستایی پراکنده و جاده های خاکی منطقه مورد مطالعه را ندارند. </description>
						<author> ندا زاهدی فرد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تغییرات کمّی و کیفی میزان پروتئین، کلروفیل و کاروتنوئید در کلزای تراریخت شده با آنتی سنس ژن گلوتامین سنتتاز (GS1)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=428&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بررسی گیاهان تراریخت در پروژه انتقال ژن، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این پژوهش، نسل دوم (T&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;) گیاهان تراریخت کلزا که ژن گلوتامین سنتتاز در جهت آنتی سنس به آنها منتقل شده بود، مورد بررسی قرار گرفت. میزان پروتئین کل محلول برگ و مقدارکلروفیل های a ، b و کاروتنوئید، با استفاده از روش اسپکتروفوتومتری و معادلات مربوطه تعیین شد. میزان کمی پروتئین در برگ‏های کلزا در مراحل مختلف رشدی گیاه و تیمارهای مختلف بررسی شد که در مرحله قبل از گل دهی (MG1) شروع به افزایش نموده و در زمان گل دهی (MG2) به بیشترین میزان رسید و در مرحله پیری برگ (SS) مقدار پروتئین کل کاهش نشان داد. در مقایسه بین تیمارها، تیمار A2 بیشترین میزان پروتئین و تیمار A6 کمترین مقدار را نشان دادند. از نظرمیزان کلروفیل های a وb بین تیمارهای مورد مطالعه اختلاف معنی داری مشاهده نشد ولی بین مراحل مختلف رشد کلزا تفاوت معنی دار بوده و مرحله MG2 بیشترین و SS کمترین میزان کلروفیل های a و b را نشان دادند. به‏منظور مطالعه الگوهای باندی در پروتئین‏های استخراج شده از گیاهان تراریخت در مقایسه با گیاه شاهد از روش اس.دی.اس.پیج استفاده شد که در مقایسه الگوهای باندی حاصل از مرحله MG1 تفاوت قابل ملاحظه ای بین باندها دیده نشد، ولی در باندهای حاصل از مراحل MG2 و YG تفاوت‏هایی مشاهده شد. در مرحله YG اختلاف بین تیمارهای A5 ، A3 ، A4 و A6 با شاهد در موقعیت وزنی 41 کیلو دالتون و بین تیمارهای A1 و A2 با تیمار شاهد در موقعیت 6/23 کیلو دالتون مشاهده گردید. در مورد باندهای حاصل از مرحله MG2 نیز بین تیمارهای A1، A3، A4 و A6 با تیمار شاهد در موقعیت وزنی57 کیلو دالتون اختلافاتی وجود داشت. با توجه به این که کلیه شرایط برای رشد، استخراج پروتئین و آنالیز ماکرومولکول‏ها در گیاهان تراریخت و شاهد کاملاً کنترل شده و مشابه بوده است، در نتیجه می توان احتمال داد که تفاوت های مشاهده شده در گیاهان تراریخت نسبت به گیاهان شاهد به دلیل اثر آنتی‏سنس ژن گلوتامین سنتتاز می باشد. </description>
						<author> مختار جلالی جواران</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی عوامل نمود بهتر برنج در شرایط غرقابی با استفاده از رقم‌های زراعی ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=429&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>استراتژی توفق بر مشکل محدودیت منابع آب آبیاری برنج، منوط به تولید واریته هایی با نیاز کمتر به شرایط غرقابی است. بدین منظور و برای بررسی اثر تیمارهای مختلف آبیاری برخصوصیات رشدی، جذب عناصر غذایی و تشکیل آئرانشیم ها و ارتباط آنها با عملکرد بیولوژیک گیاه برنج، سه آزمایش مختلف با استفاده از ارقام برنج ایرانی انجام پذیرفت. در آزمایش اول از 5 رقم استفاده شد که تحت سه تیمار آبیاری قرار گرفتند. در این آزمایش، آناتومی ریشه های تحت تیمار نیز از نظر وضعیت فضاهای هوایی بررسی گردید. در آزمایش دوم دو رقم سازندگی و طارم به منظور بررسی جذب عناصر مختلف در تیمارهای غرقاب کامل و آبیاری پس از 1، 2 و 3 سانتی متر تبخیر از تشت تبخیر مورد مطالعه قرار گرفتند. در آزمایش سوم، با فراهم کردن شرایط کشت هیدروپونیک، اثر هوادهی بر خصوصیات رشدی گیاه برنج بررسی شد. در این آزمایش تنها از رقم سازندگی استفاده شد. نتایج آزمایش اول نشان داد که شرایط غرقاب دائم و یا غرقاب برای ادامه رشد، اثر معنی داری در رشد گیاه بخصوص افزایش وزن اندام هوایی و ریشه دارد. نتایج بررسی های میکروسکوپی نیز نشان داد که تیمارهای آبیاری تأثیری بر حجم فضای آئرانشیم نداشته، فضاهای آئرانشیمی بیشتر تحت تأثیر نوع واریته قرار می گیرند. آزمایش دوم علاوه بر این که نتایج آزمایش اول را تأیید نمود نشان داد که برخی عناصر همچون فسفر و منگنز و آهن با بازده بسیار بالاتری در شرایط غرقاب جذب می گردند. آزمایش سوم نیز حاکی از آن بود که هوادهی تأثیر قابل ملاحظه ای در خصوصیات رشدی برنج نخواهد داشت.
براساس نتایج به دست آمده به نظر می رسد خصوصیات برتر رشد گیاه برنج در حالت غرقاب مربوط به جذب بهتر برخی عناصر پرمصرف و کم مصرف در شرایط غرقاب است که این نیاز به شرایط غرقاب پس از استقرار کامل گیاه بیشتر جلوه می نماید. بنابراین مدیریت منابع آب مبتنی بر تفکیک مراحل رشد گیاه برنج اعمال خواهد گردید.
</description>
						<author> آقافخر میرلوحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر ژن‌ها، ترکیب‌پذیری و هم‌بستگی صفات در جمعیت‌های F2 توتون‌های تیپ بارلی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=430&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>نتایج تجزیه واریانس دی آلل متشکل از 7 والد و 21 نتایج نسل F2 توتون های تیپ بارلی که در مرکز تحقیقات توتون گیلان ـ رشت در سال 1381 به صورت بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار کشت گردیده بود، حاکی از تفاوت های ژنتیکی بین ژنونیپ ها و ترکیب پذیری عمومی (GCA) و خصوصی (SCA) معنی دار اکثر صفات مورد ارزیابی بود. بدین ترتیب وجود آثار افزایشی و غیرافزایشی (غالبیت) ژن ها در شکل گیری صفاتی مانند زمان شروع گل دهی، تعداد برگ در بوته، ارتفاع بوته، عملکرد برگ خشک، کیفیت ظاهری برگ ها و
عکس العمل به پرونسپورا مشخص گردید. تحلیل گرافیکی نتاج تلاقی های دی آلل در مورد درصد نیکوتین برگ ها نشان از وجود غالبیت جزئی در شکل گیری این صفت داشت. پراکنش والدین در امتداد خط رگرسیـون خاکـی از بیشـترین ژن ها غالـب در واریتـه هـای B.CDL 28 ، B.BANKET و B.21 هم چنین بیشترین ژن های مغلوب در واریته های B.14 و B. TN 86 برای کنترل مقدار نیکوتین برگ ها بود. در ضمن مشخص شد که صفت نیکوتین کم برگ ها توسط ژن های غالب و نیکوتین زیاد توسط ژن های مغلوب کنترل می شود. هم بستگی های ساده (فنوتیپی) معنی دار بین عملکرد برگ خشک توتون و اجزای آن نظیر شاخص سطح برگ (**482/0 =r )، زمان شروع گل دهی (*440/0 =r )، کیفیت ظاهری برگ ها (** 648/0=r ) و درصد ماده خشک برگ ها (** 656/0=r ) به دست آمد. تجزیه علیت انجام شده روی این هم بستگی ها نشان داد که درصد ماده خشک، کیفیت ظاهری برگ ها (ارزش ریالی یک کیلو توتون) و هم چنین شاخص سطح برگ دارای آثار مستقیم زیادی بر عملکرد برگ خشک توتون بوده و می توانند به عنوان صفات مناسب انتخاب برای افزایش عملکرد توتون در نظر گرفته شوند، در حالی که صفاتی مانند تعداد برگ در بوته، ارتفاع بوته و زمان شروع گل دهی آثار مستقیم چندانی بر عملکرد برگ خشک توتون ندارند. به هرحال این اجزای عملکرد در مجموع 82% از تغییرات عملکرد برگ خشک توتون را توجیه می نمایند. 
نتایج تجزیه به عامل ها حاکی از این بود که صفات تعداد برگ در بوته، شاخص سطح برگ و ارتفاع بوته با بیشترین بار عاملی مثبت و معنی دار به عنوان عامل مورفولوژیکی تا 44% از تغییرات کل داده ها را توجیه می نمایند و در عامل دوم صفاتی مانند زمان شروع گل دهی، کیفیت ظاهری برگ ها و درصد ماده خشک برگ ها بیشترین بار عاملی مثبت و معنی دار را داشته و این دو عامل در مجموع 65% از تغییرات عملکرد برگ خشک توتون را توجیه می نمایند.  
</description>
						<author> رحیم هنرنژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بهینه‌سازی باززایی گیاه پنبه از طریق مریستم انتهایی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=431&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بهینه سازی باززایی گیاه پنبه برای دو رقم ساحل و ورامین با استفاده از مریستم انتهایی با هدف انتقال ژن از طریق آگروباکتریوم صورت گرفت. در این بررسی مریستم انتهایی از گیاهچه های 4 تا 5 روزه دو رقم جدا گردید و در محیط ویژه ساقه زایی (MS Murashige &amp; Skoog,) تغییر یافته بدون تنظیم کننده رشد) قرار داده شدند. پس از 2- 5/1 ماه مریستم هایی که تولید ساقه و برگ نمودند به منظور ریشه‏زایی در یک طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار ریشه زایی: 1ـ MS تغییر یافته بدون تنظیم کننده رشد 2ـ  یک دوم MS به همراه 1/0 میلی گرم در لیـتر اینـدول بوتــیریک اسیـد (IBA)(Indole-3-butyric Acid) ،ـ 3- یک دوم  MS  به هـمراه 1/0 میلـی گـرم در لیتر نفـتالین استـیک اسید (NAA) (a-Naphtaleneacetic Acid) و 4ـ یک دوم MS به همراه 1/0 میلی گرم در لیتر ایندول استیک اسید (IAA) (Indoleacetic Acid) در چهار تکرار ارزیابی شدند. پس از 2- 5/1 ماه تجزیه و تحلیل آماری داده ها نشان داد که بهترین محیط ریشه زایی برای دو رقم ساحل و ورامین محیط حاوی تنظیم کننده رشد IBA است. هم چنین نتایج بیانگر آن بود که ریشه زایی رقم ورامین بهتر از رقم ساحل می‏باشد. </description>
						<author> میترا محمدی  بازرگانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر چین و مرحله رشد بر ترکیب شیمیایی و تجزیه‌پذیری یونجه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=432&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این بررسی از سه گوسفند فیستول شده با میانگین وزن 5/2 ± 5/47 کیلوگرم برای تعیین اثر چین (پنج نوبت) و مرحله رشد (بدون گل، اوایل گل دهی وگل دهی کامل) بر ترکیب شیمیایی و تجزیه پذیری یونجه (&lt;em&gt;Medicago&lt;/em&gt; &lt;em&gt;sativa&lt;/em&gt;) )به روش &lt;em&gt;In situ&lt;/em&gt; استفاده شد . کیسه های نایلونی به قطر منافذ 50 میکرومتر با 5/3 گرم از هر نمونه پر و قبل از تغذیه صبحگاهی در داخل شکمبه گوسفندان قرارداده و برای هفت زمان مختلف ( 48، 24، 16، 8، 4، 2، صفر ساعت) انکوباسیون شدند. نتایج نشان داد یونجه در مرحله بدون گل حاوی بیشترین مقدار پروتئین خام وکمترین مقدار فیبرخام بود. چین نوبت سوم بیشترین میزان تجزیه پذیری ماده خشک و ماده آلی را داشت. میزان تجزیه پذیری، به ترکیبات فیبری و حلالیت بستگی دارد. با افزایش مرحله رشد، مقدار پروتئین خام، تجزیه پذیری و مواد محلول کاهش و مقدار فیبرخام، پروتئین دیواره سلولی و پروتئین دیواره سلولی بدون همی سلولز افزایش یافت. مقدار پروتئین دیواره سلولی نشانگر پروتئین غیر قابل دسترس در شکمبه بود. گرچه سرعت تجزیه پذیری ماده آلی در مرحله گل دهی کامل حداکثر بود، ولی اختلاف معنی داری بین مراحل رشد وجود نداشت. تجزیه پذیری موثر پروتئین خام بین مراحل رشد اختلاف معنی داری (P&lt;0.05 ) داشت. تجزیه پذیری مؤثر ماده خشک با سرعت عبور 6 درصد در ساعت در سومین چین یونجه بیشترین مقدار بود. نتایج این بررسی نشان داد که چین اول و مرحله گل دهی کامل کمترین و چین پنجم و مرحله بدون گل دهی بیشترین پروتئین را دارا بودند و تأثیرات چین و مرحله رشد روی پارامترهای تجزیه پذیری متغیر بود و نتیجه مشخصی نمی توان گرفت. </description>
						<author> نسرین مهرداد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر رشد و تکثیر تعدادی از باکتری‌های لاکتیک روی تحول میکروبی گوشت چرخ کرده گاو در شرایط صنعتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=433&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>اثر رشد و تکثیر یک سویه لاکتوباسیلوس کازئی زیرگونه کازئی و یک سویه از لاکتوکوکوس لاکتیس زیرگونه لاکتیس واریته دی استی لاکتیس جدا شده از فرآورده‎های شیر که فعالیت آنتی بیوز آنها بر روی استافیلوکوکوس ئورئوس واشریشیا کلی بررسی و تأیید شده بود، بر فلور طبیعی گوشت چرخ کرده گاو، در شرایط صنعتی،  مورد بررسی قرار گرفت. سویه‎های مذکور به طور جداگانه و با غلظت CFU/g 10&lt;sup&gt;4 &lt;/sup&gt;گوشت چرخ کرده اضافه شدند. نمونه‎های تلقیح شده و شاهد در بسته‎های نیم کیلویی و در ظروف پلاستیکی بسته‎بندی شده و در 5-1- درجه سانتی گراد به مدت 5 روز نگه داری گردیدند. شمارش گروه‎های مختلف میکروبی (شمارش کلی میکروارگانیسم‎های هوازی، باکتری های لاکتیک، سودوموناس‎ها،  استافیلوکوکوس ئورئوس، کلی فرم‎ها، قارچ‎ها و جستجوی (اشریشیاکلی) در طول مدت نگه داری انجام شد. نتایج بررسی نشان می‎دهد که تعداد باکتری های لاکتیک در نمونه‎های تلقیح شده با لاکتوباسیلوس کازئی، در طول مدت نگه داری (5 روز) افزایش می‎یابد، در حالی که تعداد کل میکروارگانیسم‎های هوازی، سودوموناس‎ها، کلی فرم‎ها و مخمرها، در شرایط مذکور، کاهش می‎یابند. در نمونه‎هایی که با لاکتوکوکوس لاکتیس تلقیح شده بودند، فقط تعداد مخمرها کاهش قابل توجهی نشان می‎دهند. سویه اخیر روی تعداد سایر گروه های میکروبی شمارش شده اثر قابل توجهی نداشته است. بدین ترتیب مشخص گردید که لاکتوباسیلوس کازئی،  می‎تواند یک سویه آنتاگونیست مناسب با توان بازدارندگی در برابر میکروارگانیسم‎های عامل فساد و بیماری زای گوشت خامی که در بسته‎بندی‎های قابل نفوذ به هوا، در دمای بین 1- و 5 درجه سانتی گراد قرار گرفته است، مورد استفاده قرار گیرد. </description>
						<author> شعله درویشی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر زمان برداشت بر افزایش عمر نگه‌داری بِه رقم اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=434&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور تعیین زمان مناسب برداشت محصول بِه رقم اصفهان، به منظور افزایش طول مدت انبارمانی و حفظ کیفیت آن، پژوهشی در قالب آزمایش فاکتوریل با طرح پایه کاملاً تصادفی در 3 تکرار با 4 تاریخ برداشت و 5 ماه انبارداری طی دو سال (78 و 79) در منطقه فلاورجان اصفهان انجام شد. نخستین تاریخ برداشت در بیستم شهریور انجام شد و برداشت های بعدی به فاصله هر 10 روز یک بار انجام گرفت. پس از انجام آزمایش های فیزیکوشیمیایی لازم قبل از انبار، مابقی میوه ها بِه سردخانه منتقل گردید و برای مدت 5 ماه در سردخانه با دمای صفر درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی85% نگه داری شد. در طول مدت انبارداری به فاصله هر ماه یک بار از میوه های انبار شده در هر تاریخ برداشت نمونه تهیه و آزمایش های لازم انجام گرفت. 
نتایج این آزمایش نشان داد که تفاوت معنی داری بین تاریخ های برداشت و زمان انبارداری در صفات مورد اندازه گیری وجود دارد. در مقایسه میانگین تیمارها در صفات درصد قند، اسیدیته، پکتین و سفتی بافت میوه بین تاریخ های مختلف برداشت اختلاف معنی دار وجود ندارد ولی تنها در صفات درصد مواد جامد محلول و pH بین زمان های برداشت در سطح یک درصد اختلاف دیده می شود. از نظر زمان انبارداری در کلیه صفات بین تیمارها اختلاف معنی دار وجود دارد. از نظر مقدار مواد جامد محلول و درصد قند تاریخ برداشت چهارم و 5 ماه انبارداری دارای بیشترین مقدار است. از نظر مقدار پکتین و سفتی بافت میوه تاریخ برداشت اول و از نظر pH تاریخ برداشت دوم دارای بیشترین مقدار می باشند. با توجه به مقایسه میانگین تیمارها در مورد خصوصیات کمی و کیفی میوه بِه اصفهان در طول مدت انجام این پژوهش، تاریخ برداشت چهارم (181 روز بعد از گل دهی کامل) از نظر زمان برداشت محصول و 5 ماه انبارداری برای نگه داری میوه بِه اصفهان در سردخانه مناسب می باشد.
</description>
						<author> لاله مشرف</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>استفاده از کتیرا در سس مایونز به جای مواد پایدارکننده و قوام دهنده وارداتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=435&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سس مایونز محصولی امولسیونی از نوع روغن در آب است که برای پایداری بهتر امولسیون آن ، گذشته از مواد امولسیفایری که توسط زرده تخم مرغ به ساختار آن وارد می شوند، از مواد پایدار کنـنده و قـوام دهنده مختلفی نیز استفاده می شود. کارخانه های تولید کننده سس در ایران هرساله با صرف مقادیر زیادی ارز نسبت به تهیه مواد مذکور از کشورهای خارجی اقدام می کنند، در حالی که ایـــران عمده ترین تولید کننده کتیرا در جهان است. هدف این پژوهش جایگزین کردن مقدار مناسبی از صمغ کتیرا به جای مواد مورد اشاره در فرمولاسیون سس مایونز می باشد، به طوری که عملکرد و خصوصیاتی مشابه آنها در سس نشان دهد. پس از تهیه و آماده سازی پودر کتیرای مرغوب، نخست در سطح آزمایشگاهی مقادیر0/1، 0/2، 0، 0/4، 0/6، 0/8 و 1 درصد کتیرا در فرمولاسیون سس مایونز تولیدی یکی از کارخانه ها، جایگزین مواد پایدارکننده و قوام دهنده وارداتی آن شد. سپس ویسکوزیته ظاهری سس ها اندازه گیری شد تا مشخص شود که در چه غلظتی از کتیرا ویسکوزیته ظاهری سس مشابه سس تجاری است. برای اطمینان بیشتر از مناسب بودن غلظت انتخاب شده کتیرا، آزمون پایداری امولسیون نیز بر روی سس ها انجام گرفت. آن گاه سس محتوی کتیرا با غلظت تعیین شده در ابعاد صنعتی تولید شد و خصوصیات آن طی آزمایش های فیزیکی شیمیایی، میکروبی و ارزیابی حسی تعیین شد و با نمونه تجاری مقایسه شد. در مرحله بعد وضعیت ماندگاری سس محتوی کتیرا با سس تجاری مقایسه گردید. برای این منظور سس های تولیدی در دو محدوده دمایی 5 و 25درجه سانتی گراد نگه داری شد ودر فواصل زمانی صفر، دو و چهار ماه آزمایش های ویسکوزیته ظاهری،رطوبت، pH ، وضعیت میکروبی و ارزیابی حسی(عطر و طعم، رنگ و بافت) روی آنها صورت گرفت و با نمونه شاهد مقایسه شد. نتایج به دست آمده نشان داد که مایونز محتوی کتیرا از لحاظ خصوصیات بررسی شده از کیفیتی قابل قبول برخوردار بوده و با سس تجاری مشابهت دارد. بنابراین می توان استفاده از غلظت مناسب کتیرا در سس مایونز را به عنوان جایگزین مناسبی برای سایر مواد پایدار کننده و قوام دهنده به تولید کنندگان توصیه کرد. </description>
						<author> غلامرضا مصباحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر اسانس آویشن و زنیان در کنترل قارچ &lt;i&gt;Aspergilus parasiticus&lt;/i&gt; روی گلابی در سردخانه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=436&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در یک پژوهش آزمایشگاهی و میدانی و به دنبال تعیین نوع و مقدار مؤثر اسانس های طبیـعی بر علیه رشد قارچ &lt;em&gt;Aspergillus parasiticus&lt;/em&gt; اسانس های آویشن و زنیان که هردو دارای مقادیرمتفاوتی از ترکیبات ضد میکروبی مانند ترکیبات فنولی و از جمله تیمول وکارواکرول می باشند, آویشن به میزان 200 میکروگرم در لیتر و زنیان 300 میکروگرم در لیترانتخاب شدند. از سویه خالص قارچ &lt;em&gt;Aspergillus parasiticus&lt;/em&gt; ATCC15517 پس از تهیه هاگ فعال در شرایط استریل نخست سوسپانسیون ml/spor 10&lt;sup&gt;6&lt;/sup&gt; تهیه و پس از تلقیح هاگ قارچ مقادیر یاد شده اسانس های فوق روی گلابی اسپری گردیدند و سپس به مدت سه ماه در سردخانه 1 ± 0 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 5 ± 85 % نگه داری و هر ماه از نظر میزان رشد قارچ مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج پس از تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که علی رغم وجود ماده مؤثر تیمول که یک میکروب کش قوی است به مقدار بیشتر در اسانس زنیان ولی اسانس آویشن بهتر توانست از رشد قارچ جلوگیری نموده که این امر ممکن است به علت وجود آثار سینرژیستی ترکیبات فنولی دیگر مانند کارواکرول باشد که در اسانس آویشن به میزان بیشتری وجود دارد. در بررسی آثار طعم اسانس ها بر طعم میوه در آزمون چشایی مشخص شد که نمونه های تیمار شده با اسانس زنیان از نمونه های دیگر حتی شاهد دارای طعم بهتری تشخیص داده شدند. نتایج فوق نشان دهنده این است که می توان از دو اسانس فوق به عنوان دو منبع قارچ کش قوی، طبیعی بدون ضرر برای انسان و محیط زیست به جای قارچ کش های شیمیایی و مضر که آثار سوء مصرف آنها ثابت شده است استفاده نمود. </description>
						<author> عبدالمجید مسکوکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه ویژگی‌های زیستی کفشدوزک شکارگر &lt;span dir=ltr&gt;&lt;i&gt;Cryptolaemus montroulzieri&lt;/i&gt; Muls.&lt;/span&gt; &lt;span dir=ltr&gt;(Col.: Coccinellidae)&lt;/span&gt; روی بالشتک مرکبات &lt;i&gt;Pulvinaria aurantii&lt;/i&gt; Cokerell&lt;span dir=ltr&gt; (Hom.: Coccidae)&lt;/span&gt; و شپشک آرد آلود مرکبات &lt;i&gt;Planococcus citri&lt;/i&gt; Risso&lt;spa &lt;span dir=ltr&gt;(Hom.: Pseudococcidae)&lt;/span&gt; در آزمایشگاه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=437&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>کفشدوزک کریپتولموس ( &lt;em&gt;Cryptolaemus montrouzieri&lt;/em&gt; Muls. (Col.:Coccinellidae یک شـکارگـر چنـدخـوار است که جهـت کنـترل شپشک های آردآلود (Pseudococcidae) در باغ ها و گلخانه ها استفاده می شود. بالشتک مرکبات (&lt;em&gt;Pulvinaria aurantii&lt;/em&gt; Cockerell (Hom.: Coccidae یکی دیگر از آفات فعال درشمال کـشور روی درختان مرکبات نیز مورد تغذیه این کفشدوزک قرار می گیرد. پژوهش حاضر به  منظور بررسی ویژگی های زیستی این کفشدوزک روی شپشک آردآلود و بالشتک مرکبات در شرایط آزمایشگاه (روشنایی 14 ساعت، دما 1±25 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 5±70 درصد) انجام شد. برای این کار تخم های کفشدوزک از کلنی های جداگانه از روی دو میزبان، جمع آوری شد. طول دوره جنینی، سنین لاروی 1 ، 2 ، 3 ، 4 ، کل دوره لاروی، دوره پیش شفیرگی، شفیرگی و دوره تخم تا حشره کامل روی دو طعمه بررسی شد که به جز طول دوره لاروی سن 4 (در سطح 1درصد) و کل طول دوره لاروی (درسطح 5 درصد) بقیه اختلاف معنی داری نداشتند. نسبت جنسی کفشدوزک با تغذیه از دو طعمه، 1:1 و اختلاف معنی دار نداشت. به جز طول دوره قبل از تخم گذاری روی دو میزبان سایر شاخص های کفشدوزک شامل میانگین طول عمر کفشدوزک ماده، میانگین تخم گذاری روزانه، جمع تخم های گذاشته شده و میزان تفریخ تخم ها دارای اختلاف معنی داری در سطح 1 درصد بودند. میانگین میزان تغذیه کل دوره لاروی کفشدوزک از تخم شپشک آردآلود و بالشتک مرکبات به ترتیب 5715 و 7694 عدد بود که اختلاف معنی داری را در سطح 1 درصد نشان داد. نتایج این پژوهش نشان داد که برخی از شاخص های زیست شناسی کفشدوزک روی دو طعمه در شرایط آزمایشگاهی با هم اختلاف معنی داری داشتند، ولی با توجه به تغذیه بیشتر کفشدوزک از تخم بالشتک، چنین به نظر می رسد که بتوان از این حشره مفید در مبارزه بیولوژیک علیه بالشتک مرکبات نیز استفاده کرد. </description>
						<author> ابراهیم قاری زاده گلسفیدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر مقادیر مختلف پروتئین و چربی بر شاخص‌های رشد و ترکیب شیمیایی لاشه بچه ماهیان انگشت قد فیل ماهی &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Huso huso&lt;/i&gt; L.)&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=438&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی اثر مقادیر مختلف پروتئین وچربی بر رشد بچه ماهیان انگشت قد فیل ماهی ، 12 جیره غذایی مختلف با سه سطح 45 ، 50 و 55 در صد پروتئین و چهار سطح 5/0 ، 4 ، 8 و 12 در صد مکمل روغن ـ شامل روغن ماهی وروغن آفتابگردان ـ تهیه شد. جیره های آزمایشی در قالب طرح کاملاً تصادفی به روش فاکتوریل 3×4 درسه تکرار با بچه ماهیان بلوگای 2/2 گرمی اجرا شد. تعداد 1260 قطعه بچه ماهی فیل ماهی پس از سازگاری به شرایط آزمایشی، انتخاب و در36 حوضچه ونیروی کوچک (با حجم 100 لیتر) و به تعداد 35 قطعه بچه ماهی در هر واحد آزمایشی توزیع شده و به مدت 45 روز با جیره های آزمایشی تغذیه گردیدند. نتایج به دست آمده تفاوت معنی داری را در شاخص های مورد بررسی شامل، در صد افزایش وزن، ضریب رشد ویژه، بازده پروتئین، ضریب مصرف غذا و تولید پروتئین، نشان داد ( 05/p&lt;0 ) ماهیان تغذیه شده با جیره شماره3 (حاوی 45 در صد پروتئین و 14 درصد چربی) و جیره شماره 8 (حاوی 50 درصد پروتئین و 17 درصد چربی) بالاترین در صد افزایش وزن، بهترین ضریب رشد ویژه، بهترین بازده پروتئین و کمترین ضریب مصرف غذا را نشان دادند. علاوه بر این بهترین میزان پروتئین تولید شده مربوط به جیره شماره2 (حاوی 45 در صد پروتئین و 5/10 درصدچربی) و جیره شماره 3 (حاوی 45 در صد پروتئین و 14درصد چربی) بود. مقایسه ترکیب شیمیایی لاشه ماهیان مورد آزمایش نیز تفاوت آماری معنی داری را در میزان پروتئین و چربی لاشه نشان داد ( 05/p&lt;0 ). ولی در میزان ماده خشک و خاکستر لاشه تفاوت معنی داری بین تیمارهای مختلف مشاهده نگردید. نتایج به دست آمده نشان داد که نیاز پروتئینی بچه ماهیان انگشت قد فیل ماهی با جیره های غذایی حاوی 45 تا50 در صد پروتئین خام تأمین می شود. به علاوه میزان چربی مورد نیاز برای تأمین رشد بهینه بچه  ماهیان مذکور بین 14 تا 17 در صد جیره غذایی به  دست آمد. </description>
						<author> عیسی ابراهیمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تنوع ژنتیکی گونه‌های مختلف آگروپایرون &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Agropyron Gaertn&lt;/i&gt;.)&lt;/span&gt; براساس شاخص‌های ریخت‌شناختی و شیمیایی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=439&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>آگروپایرون یکی از گیاهان مقاوم به تنش های حیاتی و غیر حیاتی است و نقش مهمی در تولید علوفه در مراتع ایران دارد. تنوع ژنتیکی بر اساس نشانگرهای مختلف، نقش کلیدی در عملیات اصلاح نبات دارد و یکی از مهم ترین شاخص ها برای انتخاب والدین است. به منظور ارزیابی تنوع ژنتیکی گونه های مختلف آگروپایرون بر اساس صفات ریخت شناختی و شیمیایی این پژوهش انجام گرفت. صفات مختلف مانند تعداد پنجه، طول سنبله، تعداد سنبلچه، طول پهنک برگ پرچمی، عرض پهنک برگ پرچمی، ارتفاع گیاه و طول دم گل آذین اندازه گیری شد. ترکیب های شیمیایی مانند: درصد خاکستر، درصد مواد آلی، درصد الیاف خام، درصد ماده خشک، درصد چربی و درصد پروتیین خام تعیین گردیدند. براساس صفات اندازه گیری شده و با استفاده از نرم افزار SPSS محاسبات آماری انجام گرفت. 
تجزیه واریانس و مقایسه میانگین بین ژنوتیپ ها برای صفات مختلف، اختلاف معنی داری نشان داد. تجزیه خوشه ای بر اساس صفات ریخت شناختی و شیمیایی، ژنوتیپ ها را به پنج گروه تقسیم کرد. بر اساس تجزیه به مؤلفه های اصلی، متنوع ترین صفت ظاهری طول پهنک برگ پرچمی، طول سنبله و ارتفاع گیاه و در بین ترکیبات شیمیایی درصد خاکستر، مواد آلی و الیاف خام بیشترین سهم را داشتند. پارامترهای ژنتیکی PCV ، GCV ، ECV ، Hb  و Ga نیز برای صفات مختلف محاسبه گردیدند. این پارامترها برای صفت طول پهنک برگ پرچمی به ترتیب عبارت اند از: 495/1، 42/1، 335/0، 94/0، 13/1 و برای صفت طول سنبله: 96/30، 64/21، 139/22، 488/0، 786/5 و برای ارتفاع گیاه عبارت اند از: 16/0، 084/0، 136/0، 276/0، 054/6 0 بودند.

</description>
						<author> محسن فرشادفر</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
