<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1382 جلد7 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1382/4/10</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی اقتصادی آبیاری جویچه‌ای یک در میان برای سورگوم با قیمت‌های یارانه‌ای و واقعی آب آبیاری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=460&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این پژوهش، اثر کم آبیاری با اعمال روش آبیاری جویچه ای یک در میان، که یکی از روش های نوین مدیریت آبیاری در مزرعه است، در مورد گیاه سورگوم دانه ای (&lt;em&gt;Sorghum durra&lt;/em&gt; L) بررسی شد. این پژوهش در چارچوب طرح های یک بار خرد شده با سه تیمار اصلی دور آبیاری 10، 15 و 20 روز، و سه تیمار فرعی روش آبیاری جویچه ای معمولی، یک در میان ثابت و یک در میان متغیر، در چهار تکرار، در دو منطقه باجگاه و کوشکک استان فارس انجام گرفت. با توجه به هزینه ها در مراحل مختلف کاشت، داشت و برداشت و مد نظر قرار دادن قیمت های یارانه ای و واقعی آب در دو منطقه، سود به ازای واحد آب آبیاری و نسبت درآمد به هزینه محاسبه گردید. نتایج نشان داد که مقادیر این عوامل اقتصادی برای روش آبیاری جویچه ای یک در میان ثابت و متغیر با دور 10 روز در هر دو منطقه، تفاوت چندانی با آبیاری جویچه ای معمولی با دور 10 روز نداشته، و حتی در باجگاه بیشتر نیز می باشد. روابطی نیز بین مقدار آب آبیاری، بازده کاربرد آب، قیمت آب و سود به ازای واحد آب آبیاری با بازده های مختلف انتقال ارائه گردید. هم چنین، ضرایب رابطه خطی بین هزینه ها و مقدار آب آبیاری تعیین شد. نتایج نشان داد که با افزایش قیمت آب، کشاورز مجبور است بازده کاربرد بیشتری برای آب به کار گیرد تا زیان نبیند. </description>
						<author> محمد مهدی قاسمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ویژگی‌های مکانیکی پوشش بتنی کانال‌های آبیاری حاوی خاکستر پوسته شلتوک در محیط‌های سولفاته</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=461&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پوسته شلتوک از جمله مواد زاید کشاورزی است که سالیانه حدود 100 میلیون تن در جهان و 5/0 میلیون تن در ایران تولید می شود. به علت مسائل زیست محیطی ناشی از دفع این مواد، تلاش هایی در مورد کاربرد آنها در صنایع به عمل آمده است. صنایع تولید بتن و مصالح سیمانی از جمله این صنایع است، که می تواند مقادیر عظیمی  از این مواد را مصرف کند. در این پژوهش امکان استفاده از خاکستر پوسته شلتوک به جای بخشی از سیمان پوشش کانال های آبیاری و افزایش مقاومت و دوام آن در محیط های سولفاته، و مقایسه آن با بتن کنترل بررسی شده است. به منظور تهیه خاکستر پوسته شلتوک مورد نیاز، کوره ای از ورق های گالوانیزه طراحی و ساخته شد، و در نهایت خاکستر پوسته شلتوک با فعالیت پوزولانی بسیار زیاد، تهیه گردید. به منظور آزمایش مقاومت فشاری و کششی و دوام بتن پس از دوره های 7، 28، 60، 90 و 180 روزه، در سه نوع شرایط محیطی متفاوت متشکل از آب حاوی چهار درصد سولفات منیزیم، سولفات سدیم و سولفات کلسیم، 405 نمونه بتن مکعبی و استوانه ای برای سه نوع بتن (بتن کنترل و بتن حاوی 20 و 30 درصد خاکستر پوسته شلتوک) ساخته شد.
نتایج آزمایش روی نمونه های مکعبی با ابعاد 70 میلی متر و نمونه های استوانه ای به قطر 8/50 و ارتفاع 6/101 میلی متر،که تا سن 180 روزگی داخل محلول های مختلف نگهداری شد، نشان می دهد که در نمونه های بتن با درصدهای مختلف پوسته شلتوک جای گزین، در مقایسه با نمونه های کنترل، روند کسب  مقاومت فشاری، کششی و دوام بتن در محیط های سولفاته شیب تندتری دارد. درصد بهینه خاکستر پوسته شلتوک جای گزین 20 درصد وزنی سیمان است.
</description>
						<author> جهانگیر عابدی کوپایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی جامع رگبار 16 خرداد 1371 مشهد</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=462&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>رگبار شدید مورخ 16/3/1371 در شهر مشهد باعث وقوع سیلاب در سطح شهر و سه منطقه مسکونی نجفی، چهارچشمه و نودره شد. در جریان سیل ایجاد شده از این رگبار، که در نوع خود بی نظیر بود، 25 نفر جان خود را از دست دادند و خسارات مالی فراوانی وارد گردید. سه ایستگاه ثبات فرودگاه، دانشکده کشاورزی و سازمان آب در داخل شهر مشهد، و یک ایستگاه ثبات سد طرق در حومه این شهر توزیع زمانی رگبار فوق را ثبت کرده اند. اطلاعات مربوط به این بارندگی در 25 ایستگاه غیر ثبات دیگر نیز جمع آوری گردید.
نتایج تحلیل این بارندگی نشان داد که اولاً، بیشترین شدت بارش مزبور در یک فاصله زمانی 15 دقیقه ای در ایستگاه دانشکده کشاورزی  112 میلی متر در ساعت بوده است.  ثانیاً، الگوی توزیع زمانی بارش در ایستگاه های ثبات مذکور تقریباً یکسان است، ثالثاً، این الگو با دیگر الگوهای باران های ثبت شده گذشته تقریباً مشابهت دارد. رابعاً، مقایسه حداکثر شدت بارش در یک فاصله زمانی 15 دقیقه ای با منحنی های شدت– مدت – فراوانی ایستگاه های ثبات، گویای دوره بازگشتی برابر 380 سال می باشد. بررسی انجام شده مشخص ساخت که گرچه باران با شدت زیاد نازل شده است، ولی تنها می توان آن را یک مشاهده استثنایی دانست.
</description>
						<author> بیژن قهرمان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر رقابت ناقص بر سود حاصل از تغییر تکنیکی (مطالعه موردی صنعت گوجه فرنگی در استان خراسان)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=463&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پژوهش های مربوط به  سود حاصل  از به کارگیری  نوآوری های  مختلف (تغییر تکنیکی ) عمدتاً در چارچوب  بازارهای  رقابتی  انجام  گرفته  است. این پژوهش ها نشان  می دهد که  چنانچه  ساختار بازار مورد بررسی  غیر رقابتی  باشد، تعیین  سود حاصل  از تغییر تکنیکی  در چارچوب  رقابتی ، تحریف  نتایج  را برای  گروه های  مختلف  در بر خواهد داشت. در همین  زمینه، با توجه  به  ساختار غیر رقابتی  بازار خرید گوجه فرنگی  در استان  خراسان ، میزان  سود حاصل  از به کارگیری  نوآوری  بیولوژیک  برای  کشاورزان ، تبدیل  کنندگان  و کل  جامعه،  با استفاده  از روش  مازاد اقتصادی ، محاسبه  گردیده  است. نتایج  پژوهش  نشان  می دهد که  در شرایط غیر رقابتی  حاکم  بر بازار خرید گوجه فرنگی  خام  در استان  خراسان ، به  دلیل  قدرت  بازار تبدیل  کنندگان  در خرید گوجه فرنگی  خام ، سود بالقوه  ناشی  از به کارگیری  ارقام  هیبرید، برای  کشاورزان  و کل  جامعه  به  ترتیب  در حدود 58 درصد و 5/12 درصد نسبت  به  بازار رقابتی  کاهش  می یابد. طبعاً به دلیل  ساختار غیر رقابتی  بازار خرید گوجه فرنگی  خام  و کاهش  سود کشاورزان  نسبت  به  حالت  رقابتی ، انگیزه  آنها برای پذیرش  نوآوری  کاهش  پیداخواهد کرد. </description>
						<author> محمد مظهری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی توزیع درآمد کشاورزان شهرستان ساوجبلاغ و عوامل مؤثر بر آن</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=464&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف از این پژوهش بررسی وضعیت توزیع درآمد کشاورزان در دو ناحیه دشت و کوه شهرستان ساوجبلاغ استان تهران بود. داده های پژوهش از طریق پرسش نامه و مصاحبه حضوری با 350 کشاورز، که از طریق نمونه گیری طبقه ای متناسب و تصادفی انتخاب گردیدند، به دست آمد. برای تحلیل نتایج از تکنیک های ضریب جینی، مقایسه پنجک ها و مقایسه میانگین های متغیرهای مختلف استفاده شد.
نتایج نشان داد که میزان نابرابری درآمد در ناحیه کوه بیشتر از ناحیه دشت است. میانگین درآمد در پنجک پنجم دشت و کوه به گونه ای چشم گیر بیشتر از پنجک های دیگر آنها بود، و این موضوع در ناحیه کوه شدت زیادتری داشت. نابرابری توزیع در مورد زمین نیز دیده شد. منابع درآمد کشاورزان از فعالیت های کشاورزی (زراعت، دامداری و باغداری) و غیر کشاورزی (شغل دوم و درآمدهای دیگر) بود. نابرابری در توزیع درآمد کل در نواحی دشت و کوه بیشتر از منابع کشاورزی نشأت می گرفت، و درآمدهای غیر کشاورزی در این  نابرابری نقش کمتری داشتند. نابرابری درآمدهای کشاورزی در دشت به ترتیب به دامداری، باغداری و زراعت، و در کوه به دامداری، زراعت و باغداری مربوط می شد.
</description>
						<author> مهرداد توده روستا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تثبیت کبالت و کادمیم در رس‌های خاک به کمک انرژی حرارتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=465&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>آلودگی یکی از گرفتاری های بشر کنونی است، و از منابع مهم آن، ضایعات رادیواکتیو و فلزات سنگین می باشد. خاک مهم ترین مکان برای دفع ضایعات هسته ای است، و در میان اجزای خاک، رس بیشترین نقش را در نگهداری این ضایعات دارد. عمر پایداری ساختمان رس ها نسبت به نیمه عمر اغلب عناصر رادیواکتیو بیشتر است. بنابراین، با تثبیت این عناصر در رس ها می توان از انتشار آنها در محیط جلوگیری کرد. گزارش ها نشان می دهد که رس ها می توانند انباره بسیار مناسبی برای تثبیت عناصر آلوده کننده باشند، ولی در مورد نقش نوع رس در تثبیت عناصر زاید و ساز و کار این تثبیت در رس ها اطلاعات کافی و شواهد آزمایشی مستدلی در دسترس نیست. از این رو، هدف از انجام این پژوهش بررسی میزان تثبیت عناصر سنگین کبالت و کادمیم در دو نوع خاک رسی اهواز و داراب فارس به کمک انرژی حرارتی بوده است. پس از خالص سازی، رس ها با کادمیم و کبالت اشباع و برای شش ساعت در دمای 25، 200 و 400 درجه سانتی گراد حرارت داده شدند. مقدار کاتیون قابل تبادل با منیزیم عصاره گیری شد. در رس های اشباع شده با کبالت، با افزایش دما از 25 تا 400 درجه سانتیگراد، کاهش در بار الکتریکی آشکارا دیده شد، به طوری که ظرفیت تبادل کاتیونی (CEC) به ترتیب برای خاک اهواز و داراب از 6/35 و 1/50 به 8/28 و 5/14 cmol&lt;sub&gt;c&lt;/sub&gt;+/kg کاهش یافت. در رس های اشباع شده با کادمیم این کاهش بار الکتریکی خفیف تر بود، و پس از حرارت دادن در °400 درجه سانتی گراد، CEC به ترتیب از 3/34 و 2/51 به 5/32 و 7/47 cmol&lt;sub&gt;c&lt;/sub&gt;+/kg کاهش پیدا کرد. بنابراین، می توان تغییرات ایجاد شده را به انتقال کبالت به داخل ساختمان رس نسبت داد. در صورتی که عنصر کادمیم با شعاع یونی بزرگ تر (Å 0/97)، نمی تواند به ساختمان رس داخل شود. کمی تغییر در بار الکتریکی و فضاهای بین لایه ای دلیلی بر این مدعاست. از این نتایج می توان برای دفع ایمن و بدون خطر ضایعات رادیواکتیو استفاده کرد. </description>
						<author> مصطفی چُرُم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تولید رواناب و رسوب در خاک‌های با مواد مادری متفاوت در حوزه آبخیز گل‌آباد، اردستان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=466&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدار فرسایش پذیری خاک در مناطق خشک، و به ویژه در خاک های با تکامل کم، بسیار وابسته به نوع مواد مادری خاک است. این پژوهش با هدف مقایسه توان تولید رواناب و رسوب در خاک هایی با مواد مادری متفاوت، و شناسایی حساسیت آنها به فرسایش در حوزه آبخیز گل آباد انجام شده است. حوزه آبخیز گل آباد واقع در شمال شرق اصفهان با میانگین بارندگی سالیانه 160 میلی متر و سنگ شناسی متنوع، یکی از حوزه های آبخیز با فرسایش شدید در کشور است. دوازده نوع خاک تشکیل شده روی مواد مادری متفاوت این حوزه انتخاب گردید. به طور کلی، خاک های مورد بررسی میزان مواد آلی و رس کمی داشته ولی دارای مقادیر زیادی سنگ ریزه و شن می باشند. با استفاده از باران ساز صحرایی، رگباری با شدت  5±40  میلی متر در ساعت و مدت 80 دقیقه، با میانگین قطر قطرات 56/6 میلی متر و کارمایه 7/13 تا 2/17 ژول بر متر مربع بر میلی متر، روی کرتی به مساحت یک متر مربع با سه تکرار روی هر خاک تولید گردید، و میزان رواناب و رسوب تولید شده در فواصل 10 دقیقه اندازه گیری شد.
نتایج نشان داد که خاک های حاصل از آندزیت سبزرنگ و آبرفتی با پستی و بلندی کم و با منشأ مخلوط آذرین و رسوبی حداکثر رواناب و سریع ترین زمان تبدیل بارندگی به رواناب، و خاک های با مواد مادری سنگ آهک کرتاسه بالایی، گرانودیوریت و آبرفتی با پستی و بلندی متوسط، کمترین میزان رواناب و طولانی ترین زمان تبدیل بارندگی به رواناب را داشتند. هم چنین، حداکثر میزان رسوب در خاک های حاصل از آندزیت سبزرنگ و پلمه سنگ همراه با ماسه سنگ، و حداقل آن در خاک های حاصل از آبرفت با پستی و بلندی متوسط و گرانودیوریت دیده شد. حداکثر گل آلودگی در پلمه سنگ همراه با ماسه سنگ مشاهده گردید، و خاک های دیگر تفاوتی از نظر میزان گل آلودگی نشان ندادند. در مجموع، نتایج این پژوهش، علاوه بر رتبه بندی حساسیت خاک ها به فرسایش، گویای وابستگی بسیار زیاد توان تولید رواناب و رسوب خاک ها به مواد مادری آنها در حوزه آبخیز مورد بررسی است، که نمونه خوبی از آبخیزهای منطقه خشک کشور می باشد.
</description>
						<author> محسن شکل آبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر سطوح نیتروژن و قطع آبیاری در مراحل شیری و خمیری شدن دانه بر عملکرد، اجزای عملکرد و کارایی استفاده از آب در ذرت دانه‌ای (&lt;i&gt; Zea mays&lt;/i&gt;) </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=467&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی تأثیر کود نیتروژن و تنش خشکی در مراحل شیری و خمیری شدن دانه بر عملکرد و اجزای عملکرد و کارایی استفاده از آب ذرت دانه  ای سینگل کراس 704 (دیررس- تک بلال و دندان اسبی)، آزمایشی به صورت فاکتوریل در چارچوب طرح بلوک های کامل تصادفی و با چهار تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل چهار سطح کود نیتروژن صفر، 92، 184 و 276 کیلوگرم در هکتار نیتروژن خالص و سه سطح آبیاری (تیمار اول: قطع آبیاری در آغاز مرحله شیری شدن دانه، تیمار دوم: قطع آبیاری در آغاز مرحله خمیری شدن دانه و تیمار سوم: آبیاری برابر نیاز آبی گیاه تا پایان فصل رشد) بود.
نتایج نشان داد که تنش خشکی در مرحله شیری و خمیری شدن دانه باعث کاهش معنی دار عملکرد نهایی دانه و وزن هزار دانه گردید. هم چنین، تأثیر کود نیتروژن بر عملکرد دانه، شمار دانه در بلال، وزن دانه در بلال و وزن هزار دانه معنی دار بود. حداکثر این صفات در تیمار 276 کیلوگرم در هکتار نیتروژن خالص به دست آمد، اگرچه بین تیمارهای 92، 184 و 276 کیلوگرم در هکتار نیتروژن خالص اختلاف معنی داری وجود نداشت. حداکثر کارایی استفاده از آب در بین تیمارهای آبیاری، در قطع آبیاری در مرحله شیری شدن دانه بود، و هرچه تنش خشکی کم شد کارایی استفاده از آب کاهش یافت.
</description>
						<author> حسین غدیری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر سطوح مختلف کود نیتروژن و تراکم بوته بر عملکرد و اجزای آن در آفتاب‌گردان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=468&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی اثر سطوح مختلف کود نیتروژن و تراکم کاشت بر عملکرد دانه و اجزای آن در آفتاب گردان، آزمایشی در سال 1375 با استفاده از رقم رکورد در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان اجرا شد . چهار میزان کود نیتروژنه (صفر، 75، 150 و 225 کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار) و چهار سطح تراکم بوته (65، 75، 85 و 95 هزار بوته در هکتار) با استفاده از طرح کرت های خرد شده در چارچوب بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار بررسی گردید. صفات مراحل نموی، ارتفاع بوته،  قطر ساقه، قطر طبق، شمار طبق در واحد سطح، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت، وزن هزار دانه، شمار دانه در طبق، درصد روغن، عملکرد روغن و درصد پروتئین اندازه گیری شد.
بر پایه نتایج حاصل، مصرف کود نیتروژن موجب افزایش طول دوره رشد، شمار روز تا رسیدگی، ارتفاع بوته،  قطر ساقه و قطر طبق گردید. تراکم کاشت زیاد بر میانگین ارتفاع بوته اثر افزایشی، ولی بر قطر ساقه و قطر طبق اثر کاهشی داشت. کود نیتروژن تا سقف 150 کیلوگرم در هکتار افزایش عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک را به همراه داشت، در حالی که سطح بالاتر کودی موجب کاهش آنها شد. تراکم کاشت بهینه با 85 هزار بوته در هکتار به دست آمد. کود نیتروژن از طریق افزایش شمار دانه در طبق، و تراکم از طریق افزایش شمار طبق در واحد سطح عملکرد را تحت تأثیر قرار دادند. وزن هزار دانه تحت تأثیر کود نیتروژن و تراکم واقع نشد. با توجه به برتری سطح 150 کیلوگرم نیتروژن در هکتار و تراکم 85 هزار بوته در هکتار از لحاظ عملکرد دانه، چنین به نظر می رسد که این مقادیر کود نیتروژن و تراکم کاشت برای حصول عملکرد مناسب در منطقه مورد آزمایش و مناطق مشابه قابل توصیه باشد .
</description>
						<author> علی مجیری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر باکتری آزوسپیریلوم بر برخی شاخص‌های رشد و عملکرد سه رقم گندم</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=469&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>آزوسپیریلوم  برازیلنس یکی از میکروارگانیسم های تثبیت کننده نیتروژن مولکولی است که در هم یاری با ریشه غلات و گرامینه های دیگر، رشد و نمو آنها را تقویت می کند. در این پژوهش دانه های گندم از سه رقم قدس، امید و روشن، با دو سویه از باکتری آزوسپیریلوم  برازیلنس (Do1 و Sp7 ) تلقیح شدند. آلوده سازی، میزان محصول و رشد و نمو ارقام گندم را افزایش داد، ولی این پاسخ کاملاً وابسته به نوع سوش باکتری و رقم زراعی بود. بیشترین عملکرد، وزن هزار دانه، شمار دانه در سنبله و وزن خشک ریشه و ساقه در تلقیح با سویه Sp7 در رقم روشن به دست آمد. این در حالی است که سویه Do1 بهترین اثر بر این شاخص های رشد را در رقم قدس ایجاد کرده است. پاسخ رقم امید در همه حال کمتر از دو رقم زراعی دیگر بود. بنابراین، انتخاب سوش های سازگار و متناسب با هر رقم زراعی برای تحریک افزایش عملکرد و تقویت رشد و نمو ارقام گندم ضروری است. بررسی اثر سوش ها بر محتوای نیتروژن دانه نیز نتایج مشابهی داشت. مشاهده فعالیت نیتروژنازی سوش های آزوسپیریلوم در آزمایش های &lt;em&gt;In vitro&lt;/em&gt;، و افزایش معنی دار محتوای نیتروژن در برخی از ارقام آغشته به باکتری، این فرضیه را که “تثبیت زیستی نیتروژن به وسیله آزوسپیریلوم ممکن است در مورد آثار سودمند مشاهده شده در شاخص های رشد گیاه پاسخ گو باشد” تأیید کرد. در مقایسه فعالیت نیتروژنازی در دو سویه، میزان احیای استیلنی سویه Do1، 1/5 برابر سویه Sp7 بود. هم چنین، اثر سویه Do1 بر شاخص های رشد، عملکرد و محتوای نیتروژن دانه نیز چشم گیرتر از سویه Sp7 بود. از آن جا که سویه Do1 یک سویه بومی، ولی سویه Sp7 یک سوش ایزوله از برزیل است، می توان نتیجه گرفت که ایزوله های محلی باکتری باید نسبت به سویه های بیگانه و غیر بومی ترجیح داده شوند، چون سازگاری بیشتری نسبت به گیاهان محیط و شرایط خاک آن منطقه نشان می دهند. </description>
						<author> ریحانه عموآقایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تجزیه ماده خشک و الیاف پنج نوع ماده خوراکی به وسیله قارچ‌های بی‌هوازی شکمبه گوسفند</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=470&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>برای بررسی توان قارچ های بی‏هوازی شکمبه در تجزیه ماده خشک و الیاف، از یونجه، سبوس گندم، کنجاله پنبه‏دانه، باگاس و سیلوی ذرت برای کشت قارچ های بی‏هوازی جدا شده از شکمبه گوسفند نژاد شال استفاده شد. قارچ ها به مدت صفر، 3، 6 و 9 روز روی مواد خوراکی مذکور کشت داده شدند، و تغییرات تجزیه ماده خشک، pH   ، دیواره سلولی ( NDF )، دیواره سلولی بدون همی سلولز ( ADF   )، سلولز، همی سلولز و لیگنین  (ADL) اندازه‏گیری شد.
در مدت 9 روز کشت، کاهش ماده خشک از 6/10% تا 4/29% و دیواره سلولی از 7/11% تا 7/48% متغیر بود، که به ترتیب کمترین مقدار در باگاس و بیشترین مقدار در یونجه به دست آمد. بیشترین مقدار تجزیه دیواره سلولی بدون همی سلولز، همی سلولز و سلولز در یونجه و به ترتیب 39%، 6/65% و 6/55% بود. داده‏ها و اطلاعات حاصله بیانگر توانایی قارچ های شکمبه گوسفند در تجزیه و کاهش ماده خشک، دیواره سلولی، دیواره سلولی بدون همی سلولز و سلولز در انواع خوراک های مورد استفاده است.
</description>
						<author> تقی قورچی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر شدت محدودیت غذایی در سنین اولیه و افزایش تراکم مواد مغذی جیره پس از اعمال محدودیت بر عملکرد جوجه‌های گوشتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=471&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;DIRECTION: rtl unicode-bidi: embed TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در این آزمایش از 288 قطعه جوجه یک روزه گوشتی نژاد لهمن در چارچوب یک طرح کاملاً تصادفی، به صورت یک آزمایش فاکتوریل 3×2 (سه سطح شدت محدودیت × دو سطح تراکم مواد مغذی) با چهار تکرار و 12 قطعه جوجه در هر تکرار استفاده شد. جوجه&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;‎&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ها در 7-13 روزگی، تحت محدودیت کیفی غذایی با شدت&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;‎&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;های صفر، 25 و 50 درصد قرار گرفته، پس از دوران محدودیت تا سن 21 روزگی با جیره&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;‎&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;های تنظیم شده بر اساس توصیه &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;NRC&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;، و یا 10 درصد پروتئین و اسیدهای آمینه &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;‎&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;متیونین و لیزین بیشتر از &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;NRC&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt; تغذیه شدند. برای رقیق سازی جیره&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;‎&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;های مورد استفاده در اعمال محدودیت، پوسته شلتوک برنج به کار رفت که هیچ گونه ارزش انرژی زایی نداشت. وزن بدن، مصرف غذا، افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل غذا در سنین مختلف، و اجزای لاشه شامل کبد، روده و چربی حفره شکمی در سن 49 روزگی اندازه گیری، و سپس درصد هر جزء نسبت به وزن زنده محاسبه شد. شدت محدودیت باعث کاهش وزن بدن و نامناسب تر شدن ضریب تبدیل غذا در پایان دوره محدودیت، در مقایسه با گروه شاهد شد (05/0&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;P&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;). ولی پدیده رشد جبرانی سبب شد در تمامی گروه های آزمایشی اختلاف وزن ایجاد شده تا سن 49 روزگی جبران گردد. شدت محدودیت و افزایش تراکم پروتئین و اسیدهای آمینه &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;‎&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;متیونین و لیزین جیره بر افزایش وزن روزانه، مصرف خوراک و ضریب تبدیل غذا در طی دوران پایانی (42 تا 49 روزگی) و در کل دوره بعد از محدودیت (13 تا 49 روزگی) تأثیر معنی داری نداشت (05/0&lt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;P&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;). هم چنین شدت محدودیت و تراکم مواد مغذی جیره بر اجزای لاشه اندازه گیری شده نبود(0/05&lt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;P&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;). نتایج پژوهش نشان داد که با اعمال محدودیت غذایی جوجه های گوشتی در سنین اولیه ( بویژه 25 درصد محدودیت) و استفاده از جیره های تنظیم شده بر اساس &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;NRC&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;، می توان به دلیل بروز پدیده رشد جبرانی در پایان دوره پرورش، ورزن مشابه با جوجه های تغذیه آزاد اتظار داشت.&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;0&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> مجید طغیانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین ترکیب شیمیایی و سطوح مناسب استفاده از ضایعات بوجاری و ماکارونی در جیره غذایی جوجه‌های گوشتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=472&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی امکان استفاده از ضایعات بوجاری درجه یک و دو و ضایعات ماکارونی، 360 قطعه جوجه گوشتی نژاد لهمن در سن 21 روزگی به 36 گروه 10 قطعه ای تقسیم شدند. هر یک از مواد غذایی مورد نظر در سطوح صفر (شاهد)، 15، 30 و 45 درصد در جیره های آزمایشی تا سن 56 روزگی به جوجه ها داده شد. انرژی قابل سوخت و ساز تصحیح شده برای نیتروژن هر یک از مواد غذایی فوق نیز با استفاده از روش پیشنهادی سیبالد تعیین شد. در کل دوره آزمایش بین مصرف خوراک گروه شاهد با گروه های تغذیه شده با ضایعات بوجاری درجه یک و ماکارونی اختلاف معنی دار وجود داشت (05/. &gt; P). استفاده از هر یک از مواد خوراکی مورد آزمایش در مقایسه با گروه شاهد، بر وزن بدن، افزایش وزن و ضریب تبدیل غذایی جوجه ها در کل دوره پرورش تأثیر معنی داری نداشت. با این وجود، بهترین ضریب تبدیل غذایی مربوط به گروه هایی بود که با جیره های دارای سطوح مختلف ضایعات ماکارونی و بوجاری درجه یک تغذیه شده بودند. انرژی قابل سوخت و ساز ضایعات ماکارونی و ضایعات بوجاری درجه یک و دو نیز به ترتیب 3700، 3270 و 2870 کیلوکالری در کیلوگرم تعیین شد. به طور کلی، نتایج این آزمایش نشان داد که در طی مراحل مختلف رشد و پایانی جوجه های گوشتی، می توان از ضایعات بوجاری درجه یک و ماکارونی، به ترتیب تا سطوح 30 و 45 درصد جیره، بدون مشاهده هیچ اثر سوئی بر عملکرد آنها استفاده کرد. </description>
						<author> عباسعلی قیصری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تغییرات میزان گلیکوآلکالوییدکل و آلفاسولانین در سیب‌زمینی در طول نگه‌داری و فرایند حرارتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=473&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سه رقم سیب زمینی (&lt;em&gt;Solanum tuberosum&lt;/em&gt; L)، مارفونای بهاره، کوزیما و مارفونای پاییزه از استان اصفهان تهیه، و در شرایط مختلف انبارداری شامل انبار سرد 4 درجه سانتی گراد و تاریکی، انبار سرد 12 درجه سانتی گراد و نور فلورسنت، انبار با دمای اتاق و تاریکی و انبار با دمای اتاق و نور روز نگهداری شد. در همه شرایط نگهداری، رطوبت نسبی 85 تا 90 درصد بود. اندازه گیری گلیکوآلکالویید کل، آلفاسولانین، وزن مخصوص و درصد ماده خشک در طول 30 روز برای سیب زمینی رقم مارفونای بهاره، و 90 روز برای ارقام پاییزه انجام گرفت. در آغاز، وسط و پایان انبارداری، مقدار آلفاسولانین بر حسب میلی گرم در 100 گرم ماده خشک در هر یک از ارقام سیب زمینی، به روش کروماتوگرافی مایع با کارایی زیاد اندازه گیری شد. فرایند حرارتی تهیه چیپس و سیب زمینی پخته در سیب زمینی های ارقام پاییزه کوزیما و مارفونا در ماه دوم انبارداری، که بیشترین مقدار سولانین در آنها به وجود آمده بود، انجام شد. مقدار سولانین پیش و پس از فرایند اندازه گیری گردید. طرح آزمایش، فاکتوریل در چارچوب طرح کاملاً تصادفی بود و مقایسه میانگین ها با آزمون دانکن انجام شد. نتایج نشان داد که برای رقم مارفونای بهاره طی مدت 30 روز انبارداری بیشترین مقدار سولانین در پایان انبارداری در انبار سرد 12 درجه با نور فلورسنت بوده، و سه انبار دیگر از نظر مقدار ایجاد سولانین با یکدیگر تفاوتی ندارند. هم چنین، برای ارقام پاییزه (کوزیما و مارفونا) بیشترین مقدار سولانین طی 90 روز نگهداری مربوط به انبار سرد 12 درجه و نور فلورسنت بوده، پس از آن انبار با دمای اتاق و نور روز بیشترین مقدار سولانین را طی مدت نگهداری ایجاد کرد، و انبار با سرما و تاریکی کمترین مقدار افزایش سولانین را طی 90 روز برای دو رقم مذکور داشت. در مورد انبار با دمای اتاق و تاریکی، به علت جوانه زدن غده ها در نیمه دوم انبارداری، مقدار سولانین در هر دو رقم کاهش یافت. بر خلاف این که پوست گیری، پیش از سرخ کردن و پس از پخت باعث کاهش مقدار سولانین در سیب زمینی در هر دو رقم شد، فرایند سرخ کردن برای تهیه چیپس و پختن در آب جوش هیچ تأثیری در مقدار سولانین نمونه ها نداشت. بنابراین، بهترین روش انبارداری سیب زمینی از نظر کمترین افزایش در میزان آلفاسولانین، انبار سرد 4 درجه سانتی گراد و تاریکی است. </description>
						<author> شهرام دخانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان اسید فیتیک در آرد، خمیر و نان سنگک و لواش ماشینی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=474&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>امروزه استفاده از نان های تهیه شده از آرد کامل، به خاطر داشتن مقادیر زیاد فیبر، ویتامین و املاح معدنی، در کشورهای غربی، و به تازگی در کشور ما عمومیت یافته است. ولی در آرد کامل گندم میزان برخی عوامل نامطلوب، که مهم ترین آنها اسید فیتیک است، بالا می باشد. اسید فیتیک ترکیبی فسفره است که به شکل نمک پتاسیم- منیزیم، به ویژه در سلول و لایه آلرون غلات وجود دارد، و معمولا&quot; به فرم نمک آلی فیتات دیده می شود. میزان این ترکیب بسته به درصد استخراج آرد متفاوت است. اسید فیتیک توانایی زیادی برای اتصال به فلزات و املاح معدنی نظیر آهن، کلسیم، روی و غیره دارد. در نتیجه این عناصر را به صورت کمپلکس های غیر محلول در آورده، از دسترس بدن دور می سازد. افزون بر این، فیتات می تواند با پروتئین، کربوهیدرات و چربی موجود در رژیم غذایی واکنش کرده، آنها را به کمپلکس غیر محلول تبدیل و در نتیجه از هضم و جذب آنها جلوگیری کند. در پژوهش حاضر میزان اسید فیتیک در آرد، خمیر و نان های سنگک و لواش ماشینی متداول در خراسان اندازه گیری گردید. به این منظور، در مرحله نخست میزان اسید فیتیک آرد با درصدهای استخراج متداول در تهیه نان، و نیز دو آرد مخلوط 50-50 از این آردها اندازه گیری شد. در مرحله دوم نان معمولی مورد نظر (سنگک و لواش ماشینی) با استفاده از چهار تیمار از این آردها به شیوه نانوا تهیه و سپس در خمیر و نان حاصل مقدار اسید فیتیــــک اندازه گرفته شد. هم چنین، در مورد نان و آرد، ترکیبات مختلف تغذیه ای مرتبط با اسید فیتیک محاسبه گردید.
نتایج نشان داد که میزان اسید فیتیک در نمونه های آرد مورد استفاده در تهیه نان ها زیاد است (به طور میانگین 37/570 میلی گرم در 100 گرم)، و با توجه به روش کنونی تهیه نان، که در اغلب نقاط کشور رایج است، تخمیر و پخت نان نمی تواند کمک چندانی به کاهش اسید فیتیک موجود در نان کند. در نتیجه، میزان اسید فیتیک در نان تولیدی نیز بالا است (به طور میانگین 31/347 میلی گرم در 100 گرم).
</description>
						<author> زهرا شیخ الاسلامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین تنوع ژنتیکی قارچ عامل بیماری برق‌زدگی نخود &lt;span dir=ltr&gt;[&lt;i&gt;Ascochyta rabiei&lt;/i&gt; (Pass.) Lab.]&lt;/span&gt; ایران با استفاده از مارکرهای مولکولی RAPD</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=475&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>اطلاعات اندک موجود در مورد تنوع قارچ &lt;em&gt;Ascochyta rabiei&lt;/em&gt; یکی از مهم ترین عوامل محدود کننده برنامه های اصلاحی برای مقاومت نسبت به بیماری برق زدگی نخود است. در این پژوهش تنوع ژنتیکی جمعیت این قارچ در ایران بررسی شده است. بدین منظور، 26 جدایه از 16 استان کشور انتخاب و تنوع ژنومی آنها با استفاده از روش RAPD ارزیابی شد. با به کارگیری 12 آغازگر تصادفی، الگوی باندی DNA جدایه ها تهیه شد، و بر این اساس تنوع ژنتیکی و فاصله ژنتیکی بین جدایه ها محاسبه و روابط خویشاوندی آنها با استفاده از تجزیه خوشه ای تعیین گردید. نتایج نشان داد که روش RAPD ابزاری قوی برای تجزیه ژنومی جمعیت &lt;em&gt;A. rabiei&lt;/em&gt; است. در میان آغازگرهای به کار برده شده 10 آغازگر پلی مورفیسم نشان دادند. بر اساس داده های به دست آمده، شاخص تنوع ژنتیکی جدایه ها 98 درصد برآورد شد، که نشان دهنده تنوع ژنتیکی زیاد این بیمارگر در ایران است. فاصله ژنتیکی بین جفت جدایه ها از 16/0 تا 61/0 متغیر بود. بیشترین فاصله ژنتیکی بین جدایه های 20 و 22 (از استان های قزوین و گلستان)، و کمترین فاصله بین جدایه های 12 و 26 (از استان های مرکزی و مازندران) دیده شد. در سطح شباهت 90 درصد، کل جدایه ها در 22 گروه ژنوتیپی جداسازی و از حرف A تا V نام گذاری شدند، و نیز الگوی پراکنش آنها در ایران مشخص شد. </description>
						<author> فرهاد شکوهی فر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر قارچ‌های اندوفایت در بهبود ویژگی‌های فنوتیپی فسکیوی بلند &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Festuca arundinacea&lt;/i&gt; Schreb.)&lt;/span&gt; و فسکیوی مرتعی &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Festuca pratensis&lt;/i&gt; Huds.)&lt;/span&gt; بومی ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=476&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>قارچ های اندوفایت وابسته به جنس نئوتیفودیوم (&lt;em&gt;Neotyphodium&lt;/em&gt;)، با بیشتر گراس های سردسیری رابطه هم زیستی برقرار می کنند. این قارچ ها ویژگی های رویشی، مورفولوژیک و فیزیولوژیک گیاهان میزبان را تغییر داده، باعث افزایش قدرت پایداری آنها می شوند. این پژوهش به منظور بررسی تأثیر قارچ های اندوفایت در بهبود ویژگی های فنوتیپی فسکیوی بلند (&lt;em&gt;Festuca arundinacea&lt;/em&gt; Schreb) و فسکیوی مرتعی (&lt;em&gt;Festuca pratensis&lt;/em&gt; Huds) بومی ایران انجام گرفت. آزمایش در چارچوب طرح کاملاً تصادفی و به صورت فاکتوریل در سه تکرار اجرا شد، که دو فاکتور در دو سطح داشت. فاکتور اول دو توده گیاهی و فاکتور دوم آلوده و غیر آلوده بودن گیاه به قارچ بود. نتایج آزمایش نشان داد که در بیشتر ویژگی های فنوتیپی مورد مطالعه، بین گیاهان آلوده و عاری از قارچ، اختلاف آماری معنی دار وجود دارد. اثر قارچ های اندوفایت بر شمار پنجه در بوته، عملکرد علوفه در بوته، عمق طوقه، وزن طوقه خشک و وزن ریشه خشک، مثبت و معنی دار شد. بین توده ها برای عملکرد علوفه در بوته، عمق طوقه، وزن طوقه خشک، وزن ریشه خشک و درصد ماده خشک، اختلاف آماری معنی دار بود. اثر متقابل توده و قارچ برای عمق طوقه و وزن ریشه خشک معنی دار گردید. از این رو می توان از قارچ های اندوفایت در بهبود ویژگی های فنوتیپی این گیاهان استفاده کرد. </description>
						<author> رضا محمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه دو روش رهاسازی تخم بال توری سبز&lt;span dir=ltr&gt;[&lt;i&gt;Chrysoperla carnea&lt;/i&gt; (Steph.)]&lt;/span&gt; علیه شته سبز جالیز&lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Aphis gossypii&lt;/i&gt; Glov.)&lt;/span&gt; در شرایط گلخانه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=477&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بال توری سبز [&lt;em&gt;Chrysoperla carnea&lt;/em&gt; Steph] از دشمنان طبیعی مهم شته ها، به ویژه شته سبز جالیز (&lt;em&gt;Aphis&lt;/em&gt; &lt;em&gt;gossypii&lt;/em&gt; Glov) است. در این پژوهش دو آزمایش رهاسازی تخم بال توری روی گیاه خیار در قفس هایی به ابعاد70*70*40 سانتی متر و در گلخانه انجام شد. در آزمایش اول، رهاسازی تخم با روش کرایزوبگ (کیسه های توری مخصوص با 360 سوراخ در هر 215 سانتی متر مربع، 8 سانتی متر عرض و 12 سانتی متر طول) در هفت تیمار شامل نسبت  های 1:1، 1:5،1:10، 1:15 و 1:20 (شکار: شکارگر)، و تیمارهای شاهد دارای گیاهانی با کیسه خالی و بدون آن صورت گرفت. این آزمایش یک بار در بهار و یک بار در پاییز انجام شد. در آزمایش دوم، بهترین نسبت های رهاسازی تخم در کنترل شته جالیز با دو روش کرایزوبگ و رهاسازی تخم به صورت مخلوط با خاک اره به عنوان ماده همراه آن مقایسه شد. رهاسازی تعیین شده در هر دو روش شامل نسبت های 1:1 و 1:5 (شکار: شکارگر) بود. تیمارهای شاهد در دو روش به ترتیب عبارت از کیسه خالی و خاک اره بودند. نتایج آزمایش اول نشان داد که نسبت های رهاسازی 1:1 و 1:5 در پاییز بدون اختلاف معنی دار، ولی در بهار دارای اختلاف معنی دار بودند. این اختلاف احتمالاً ناشی از تفاوت درجه حرارت بود. هم چنین، اثر متقابل تیمار و فصل نشان داد که بین نسبت های 1:5 و 1:1 در بهار و پاییز اختلاف معنی دار وجود ندارد. در آزمایش دوم نیز نسبت های رهاسازی 1:1 و 1:5 در روش خاک اره با یکدیگر، و با نسبت 1:1 در روش کرایزوبگ هیچ گونه اختلاف معنی دار نداشتند، در حالی که نسبت رهاسازی 1:5 کرایزوبگ با 1:1 در هر دو روش اختلاف معنی دار نشان داد. در عین  حال، رهاسازی تخم در روش خاک اره با نکروزه شدن برگ های خیار همراه بود. </description>
						<author> زهرا رفیعی کرهرودی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی وضعیت مکانیزاسیون منطقه شمال اهواز</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=478&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>شناخت وضعیت کمّی و کیفی کاربری ماشین های کشاورزی، به منظور افزایش کارایی آنها در مناطق مختلف هدف این پژوهش بوده است. از این رو، محدوده منطقه شمال اهواز شامل پنج دهستان ویس، ملاثانی، عنافچه، الهایی و کرخه، مجموعاً به مساحت 286800 هکتار، که 54193 هکتار از آنها زمین زراعی است، برای شناخت علمی وضع موجود مکانیزاسیون و ارائه راه کارهای مناسب به صورت میدانی بررسی گردید. در این پژوهش شماری از شاخص های کمّی و کیفی مکانیزاسیون ارزیابی شد، که در کنار بررسی های کل گرا، به منظور تمرکز مطالعات و تفصیل نتایج با توجه به شرایط منطقه، دشتی به مساحت حدود 1100 هکتار زمین زراعی انتخاب، و تجزیه و تحلیل برخی از پارامترها، که بررسی آنها در کل محدوده ممکن نبوده، در آن دنبال شده است.
این بررسی نشان می دهد که سطح مکانیزاسیون منطقه 1/1 اسب بخار در هکتار است، که با وجود مطلوبیت نسبی این سطح، درجه مکانیزاسیون برای بسیاری از عملیات مربوط به فناوری متناسب منطقه پایین بوده، و اغلب کشاورزان از تراکتور صرفاً برای انجام عملیات مرسوم خاک ورزی اولیه و ثانویه استفاده می کنند. از سوی دیگر، وضعیت کیفی مکانیزاسیون منطقه، از جمله مهارت کاربران، مدیریت ماشین ها و خدمات پشتیبانی با توجه به پارامترهای محاسبه شده همچون پایین بودن ضریب بهره وری از تراکتورها (حدود 40%)، افت زیاد در برداشت گندم به وسیله کمباین (حدود 4/9%)، و ضعف آموزش کاربران ماشین ها بسیار نامناسب بوده و توازنی با سطح مکانیزاسیون منطقه ندارد. نتیجه این که برای افزایش کارایی ماشین های کشاورزی در منطقه، در کنار توجه به آموزش و تعلیم کاربران ماشین ها، باید به حل مشکلات خدماتی و پشتیبانی آنها توجه شود. هم چنین، به منظور اشاعه فناوری مناسب و افزایش درجه مکانیزاسیون عملیات مختلف آن، باید پس از شناسایی فناوری مناسب منطقه به وسیله مراکز پژوهشی، ماشین ها و تجهیزات این فناوری فراهم آمده و گسترش یابد. البته با توجه به پایین بودن درجه نوآوری و پذیرش فناوری جدید در سیستم متکی بر کشاورزان محلی، پیشنهاد می شود که علاوه بر کلاس های آموزشی و ترویجی، از مزارع نمایشی، و نیز تشویق و حمایت از شرکت های خدمات مکانیزه برای تأمین ماشین ها و ابزار این فناوری و گسترش آن در منطقه استفاده گردد.
</description>
						<author> نعیم لویمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی دو گونه علفی آلوروپوس در کاهش شوری خاک و احیای اراضی شور</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=479&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این  پژوهش پتانسیل  دو گونه  علفی  متحمل  به  شوری  به  نام های  چمن  شور ساحلی یا برت (&lt;em&gt;Aeluropus&lt;/em&gt; &lt;em&gt;littoralis&lt;/em&gt;) و چمن شور پاگربه ای  یا بونو(&lt;em&gt;A&lt;/em&gt;. &lt;em&gt;lagopoides&lt;/em&gt;) در کاهش  شوری  خاک بررسی شد.  بذرهای توده  بومی  دو گونه  جمع آوری شده  از منطقه  رودشت  اصفهان،  در چهار خاک  تهیه  شده  از رویشگاه های  آنها با درجات  مختلف  شوری،  در سه  تکرار در گلخانه  کشت  شد. هدایت  الکتریکی  خاک  تیمارهای  مورد استفاده  4/12، 5/29، 0/43 و 0/69 دسی زیمنس  بر متر بود. نتایج  مقایسه  میانگین ها نشان  داد که  دو گونه  مورد بررسی  از لحاظ وزن  خشک  اندام  هوایی ، وزن  خشک  ریشه ، سدیم  ذخیره ای  کل  وزن  خشک  اندام  هوایی  و نسبت  پتاسیم  به  سدیم،  اختلاف  معنی داری  داشتند. هر دو گونه  به طور معنی داری  هدایت  الکتریکی  خاک  را کاهش  دادند. محدوده  کاهش  هدایت  الکتریکی  خاک  از 23 تا 5/42 درصد بر حسب  هدایت  الکتریکی  اولیه  خاک  متغیر بود. این  کاهش  شوری  به  طور عمده  ناشی  از جذب  یون های  سدیم ، پتاسیم ، کلسیم  و منیزیم  از خاک  بود. بخش  قابل  توجهی  از مقدار عناصر جذب  شده در غدد نمکی  گونه های  مورد بررسی ، به  ویژه  گونه &lt;em&gt; A. lagopoides،&lt;/em&gt; به  خارج  از گیاه  ترشح  شده  بود. با توجه  به  ترشح  بیشتر از 50 درصد نمک  از بیشتر خاک ها، انتظار می رود بتوان  با کاشت  و برداشت  این  گیاهان  از طریق  چرا یا دست،  شوری  خاک  را کاهش  داد. </description>
						<author> سیدعلی محمد میرمحمدی میبدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
