<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1382 جلد7 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1382/10/11</pubDate>

					<item>
						<title>اثر مالچ پلی اتیلن سیاه و کلسیم نیترات بر رشد، عملکرد و پوسیدگی گلگاه (Blossom end rot)هندوانه رقم چارلستون‌گری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=480&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هندوانه رقم چارلستون گری یکی از ارقام مهم هندوانه مورد کشت در ایران است که با دارا بودن صفات کمّی و کیفی مطلوب، نسبت به پوسیدگی گلگاه بسیار حساس است. به منظور شناخت برخی از عوامل مؤثر بر رشد، عملکرد و پوسیدگی گلگاه هندوانه، این بررسی در سال های 1376 و 1377 در مرکز تحقیقات گروه باغبانی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران با دو تیمار مالچ پلی اتیلن سیاه و بدون مالچ و تغذیه برگی با کلسیم نیترات در غلظت های 0، 4 و 6 در هزار انجام گرفت. آزمایش ها به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار بود.
	نتایج بررسی نشان داد که مالچ پلی اتیلن سیاه با جلوگیری از رویش علف های هرز و حفظ رطوبت خاک، مقدار عملکرد کل میوه را به میزان قابل توجه 85 درصد (میانگین دو سال) افزایش داده است، هم چنین وزن تر اندام های هوایی بوته، تعداد و وزن متوسط میوه در هر بوته و میزان زودرسی محصول به طور معنی داری تحت تأثیر مالچ افزایش یافت. مالچ تعداد میوه های دارای پوسیدگی گلگاه را به میزان 13 درصد (میانگین دو سال) و درصد وزنی آنها را به میزان 5/12 درصد کاهش داد. تغذیه برگی با کلسیم نیترات در هر دو سال آزمایش و در اکثر موارد اثر معنی داری روی صفات مورد اندازه گیری و پوسیدگی گلگاه نداشت.
</description>
						<author> عبدالکریم کاشی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پاسخ پایه‌های درختان پسته بادامی زرند، سرخس و قزوینی به زیادی بر و سدیم کلراید در آب آبیاری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=481&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی آثار شوری و زیادی بْر در آب آبیاری بر سرعت رشد نسبی، سرعت فتوسنتز خالص، نسبت وزن برگ و ویژگی های فیزیولوژیکی پایه های درختان پسته، سه پایه بادامی زرند، سرخس و قزوینی که از پایه های عمده بهره گیری شده در باغ های پسته اند، انتخاب و در گلدان های 8 لیتری در خاک کاشته شدند. تیمارهای شوری در غلظت های 0، 75، 150 و 225 میلی مول سدیم کلراید و بْر به صورت اسید بوریک و در غلظت های 0، 20 و 40 میلی گرم در لیتر تهیه و به جای آبیاری روی نهال های یک ساله اعمال شد. قبل از شروع تیمارها و بعد از 30 و 60 روز از شروع تیمارها، از هر واحد آزمایش نهال ها برداشت شدند و صفات مختلف از جمله شمار کل برگ، سطح برگ، ارتفاع ساقه و ریشه، وزن تر و وزن خشک ساقه، ریشه و برگ، میزان تجمع پرولین در برگ، میزان کلروفیل کل و میزان نسبی آب برگ روی گیاهان برداشت شده اندازه گیری شد، هم چنین در طول آزمایش هر 14 روز یک بار پتانسیل آب برگ و میزان کلروفیل فلورسانس و ارتفاع بوته، شمار برگ و قطر ساقه مورد اندازه گیری قرار گرفت.
	نتایج نشان داد که میزان سرعت رشد نسبی با افزایش سطح شوری و زمان شروع تیمار کاهش یافت. هم چنین تیمار شوری مخصوصاً در غلظت های بالا میزان سرعت فتوسنتز خالص را نیز کاهش داد ، ولی در ارتباط با نسبت وزن برگی اختلافات معنی دار نبود. در تمام پایه ها سرعت فتوسنتز خالص با سرعت رشد نسبی هم بستگی بالایی داشت ولی این هم بستگی با نسبت وزن برگی کمتر بود که نشان دهنده این است که سرعت فتوسنتز خالص عامل اولیه و مهم در تیمار شوری بوده و نسبت وزن برگی به عنوان عامل ثانویه، از اهمیت کمتری برخودار است. هم چنین مشخص شد که شوری اثری روی پتانسیل آب برگ، میزان کلروفیل و میزان کلروفیل فلورسانس نداشت، ولی با افـزایش میزان غلـظت سـدیم کلراید و زمان تـیمار، میـزان انباشت پرولین در برگ ها افزایش یافت. از پایه های مورد بررسی، پایه قزوینی نسبت به پایه های دیگر، پرولین بیشتری در برگ ها انباشت کرد، به همین دلیل نسبت به پایه بادامی زرند و سرخس نسبت به شوری مقاومت بیشتری نشان داد. در ارتباط با بْر مشخص شد که تا غلظت 40 میلی گرم در لیتر هیچ تأثیری در سرعت رشد نسبی، سرعت فتوسنتز خالص، میزان تجمع پرولین و میزان کلروفیل فلورسانس نداشت، چرا که اختلاف معنی داری بین صفات اندازه گیری شده در نهال های تیمار شده و شاهد دیده نشد.
</description>
						<author> حسین حکم آبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>توصیف فراکتالی اثرات قرق درازمدت و چرای مفرط بر الگوی تغییرات مکانی شماری از ویژگی‌های شیمایی خاک</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=482&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>آگاهی از ساختار وابستگی مکانی ویژ گی های مختلف خاک که نسبت به سیستم های چرا دارای حساسیت اند، از نقطه نظر تعیین میزان و نوع تغییرات حادث شده در روابط خاک- گیاه و جلوگیری از وقوع تغییرات ناخواسته و مضر در اکوسیستم، حائز اهمیت است. در بررسی حاضر از مجموعه روش های آماری ژئواستاتیستیک و نظریه فراکتال به منظور بررسی آثار قرق طولانی مدت بر تغییرات مکانی شماری از خصوصیات شیمیایی خاک شامل مواد آلی، ازت کل، فسفر و پتاسیم قابل دسترس در دو ناحیه تحت قرق و غیرقرق واقع در منطقه سبزکوه استان چهارمحال و بختیاری استفاده شده است. بررسی ساختار تغییرات مکانی متغیرهای موردنظر از طریق محاسبه تابع آماری واریوگرام انجام شد.
نتایج نشان داد که الگوی تغییرات مکانی متغیرهای خاک به تاریخچه مدیریت مرتع کاملاً وابسته است. واریوگرام مواد آلی در منطقه چرا دارای ساختاری خطی و بدون دسترسی به واریانس آستانه با توجه به مقیاس مطالعاتی بوده است. در حالی که الگوی تغییرات مکانی این متغیر در نواحی قرق از ساختاری قوی و دارای واریانس آستانه مشخص تبعیت می کند. علاوه بر آن فسفر قابل دسترس در منطقه چرا فاقد هرگونه ساختار مکانی بود. واریوگرام های ازت کل و پتاسیم قابل دسترس در هر دو ناحیه قرق و چرای مفرط تابع ساختار کروی است، بنابراین دامنه تغییرات در نواحی قرق تقریباً دو برابر ناحیه تحت چرا بوده است. نتایج حاصل از به کارگیری نظریه فراکتال نشان می دهد که ویژگی های خاک دارای خصیصه های فراکتالی بوده، بدین ترتیب که آزمون تغییرات مکانی آنها با افزایش مقیاس مطالعاتی اطلاعات با جزئیات بیشتری را آشکار می سازد. هم چنین نتایج حاصل از محاسبه بعد فراکتالی نشان می دهد که مقدار عددی بعد فراکتالی برای تمامی متغیرهای مورد بررسی بزرگ و به عدد 2 نزدیک است. در عین حال بعد فراکتالی برای فسفر و پتاسیم قابل دسترس در ناحیه چرا بزرگ تر از ابعاد فراکتالی آنها در نواحی قرق است. هم چنین بعد فراکتالی، که با استفاده از واریوگرام محاسبه شد، می تواند به عنوان شاخصی مناسب به منظور توصیف الگوی تغییرات مکانی یک متغیر و پیچیدگی های موجود در آن، به کار گرفته شود.   
</description>
						<author> جهانگرد محمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>توزیع شکل‌های نیتروژن در خاک‌های آهکی تحت کشت استان فارس و رابطه آنها با ویژگی‌های خاک</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=483&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور اطلاع از چگونگی توزیع شکل های معدنی نیتروژن، تعیین هم بستگی بین این شکل ها با ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک، و
به دست آوردن معادله هایی برای پیش بینی شکل ها با بهره گیری از ویژگی های خاک در خاک های آهکی استان فارس، 25 نمونه خاک سطحی از مناطق عمده کشاورزی استان فارس انتخاب و شکل های نیتروژن زیر در آنها اندازه گیری شد: نیتروژن کل، نیتروژن نیتراته به روش فنل دی سولفونیک اسید؛ نیتروژن نیتراته استخراجی به وسیله پتاسیم کلرید 2 مولار، آمونیوم استخراجی به وسیله محلول های پتاسیم کلرید 2 مولار، سولفوریک اسید یک نرمال؛ سدیم هیدروکسید 25/0 نرمال، نیتروژن قابل اکسایش به وسیله محلول های پرمنگنات اسیدی و قلیایی و نیتروژن آمونیومی استخراجی به وسیله پتاسیم کلرید 2 مولار در دمای 100 درجه سانتی گراد. 
بر اساس نتایج به دست آمده، بیشترین مقدار نسبی شکل ها ( نسبت به نیتروژن کل خاک) مربوط به شـکل آزاد شده با پرمنگنات قلـیایی (47/4 درصد) و کمترین آن مربوط به شکل‏ تبادلی ( 6/0 درصد ) بود. شکل های محلول در آب و تبادلی روی هم رفته کمتر از 2 درصد نیتروژن را تشکیل می داد. بین نیتروژن کل خاک و شکل های آزاد شده با پرمنگنات اسیدی و پرمنگنات قلیایی، هم بستگی بالایی به ترتیب با ضریب های هم بستگی 931/0 و 850/0 به دست آمد. هم چنین بین ماده آلی خاک و هر یک از شکل های نیتروژن کل خاک، آزاد شده با پرمنگنات اسیدی و آزاد شده با پرمنگنات قلیایی، معادله های خوبی به دست آمد که ارتباط تنگاتنگ این شکل ها را با ماده آلی نشان می دهد.

</description>
						<author> جعفر یثربی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرهای شوری آب آبیاری و کاربرد روی بر حلالیت کادمیم خاک و غلظت آن در گندم</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=484&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>یک آزمایش فاکتوریل با دو سطح روی (صفر و 5/1 میلی گرم در کیلوگرم خاک)، پنج سطح شوری آب آبیاری (صفر، 60، 120 و 180 میلـی مولار کـلرید سدیم و 120 میلی مولار نیترات سدیم) با سه تکرار اجـرا گردید. بذر گنـدم، رقـم روشـن (&lt;em&gt;Triticum aestivum&lt;/em&gt; cv. Roshan) در داخل گلدان ها کشت گردید. بعد از برداشت گیاه، غلظت روی و کادمیم در اندام های هوایی اندازه گیری شد. فعالیت گونه های مختلف روی و کادمیم محلول خاک با استفاده از نرم افزار MINTEQA2 تخمین زده شد. شوری ناشی از کلرید سدیم باعث افزایش غلظـت کادمیم کل و نیز گونـه های CdC1&lt;sup&gt;0&lt;/sup&gt;&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;, Cd&lt;sup&gt;2+&lt;/sup&gt; و&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;CdC1 محلول خـاک شد، در حـالی که شوری نیترات سدیم تأثیری بر غلظت کادمیم محلول خاک نداشت. غلظت کادمیم گیاه، با غلظت کادمیم کل و کلر محلول خاک هم بستگی مثبت و با غلظت روی محلول خاک هم بستگی منفی داشت. مصرف سولفات روی باعث کاهش غلظت کادمیم و افزایش غلظت روی در گیاه گردید. نتایج این آزمایش نشان داد یون کلرید، نقش مؤثری در افزایش حلالیت کادمیم خاک و جذب آن به وسیله گیاه دارد. </description>
						<author> امیرحسین خوش گفتار منش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title> شناسایی گونه &lt;i&gt;Eisenia foetida&lt;/i&gt; بومی برخی از مناطق شمالی ایران و ارزیابی توان این گونه در تولید ورمی کمپوست</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=485&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>قابلیت کرم های خاکی برای بازیافت محدوده وسیعی از ضایعات آلی به خوبی شناخته شده است. معدودی از گونه های کرم های خاکی برای تولیـد تجـاری ورمی کمپوست ها مناسب اند و از این میـان دو گـونه &lt;em&gt;foetida Eisenia&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;Lumbricus rubellus&lt;/em&gt; در مناطق معـتدله یافت می شوند. نمونه های کرم های خاکی از مناطق شمال و شمال غرب کشور و از داخل توده های قدیمی کود دامی و لاشبرگ های سطحی جمع آوری و در شرایط گلخانه ای نگه داری شدند. برای شناسایی گونه های کرم های خاکی از ویژگی های ظاهری شامل شمار حلقه های بدن، شماره حلقه های کمربند جنسی، شماره حلقه های برآمدگی بلوغ، رنگ بدن، ابعاد بدن کرم های بالغ، شکل سر و پیش دهان و شماره نخستین حلقه دارای سوراخ پشتی استفاده شد. تمامی نمونه های کرم های کمپوستی جمع آوری شده، متعلق به گونه &lt;em&gt;Eisenia foetida&lt;/em&gt; بودند. این کرم ها برای تولید ورمی کمپوست از کود دامی، بقایای گیاهی، لجن فاضلاب، زباله شهری، فیلتر کیک و باگاس حاصل از کارخانه های نیشکر قابلیت خوبی داشتند. در شرایط انکوباسیون درون کود دامـی با رطوبت 70 درصـد وزنی و در دمای 2 ± 24 درجـه سانتی گراد، هر کرم در هفته، یک الی دو کپسول تخم تولید کرده و در هر کپسول تخم دو الی هفت عدد نوزاد کرم وجود داشت. در طی فرآیند تولید ورمی کمپوست، نسبت کربن به نیتروژن مواد کاهش یافت که نشان دهنده پیشرفت تجزیه مواد و پایداری بیشتر ورمی کمپوست تولید شده است. </description>
						<author> کاظم هاشمی مجد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین شاخص‌های انتخاب در ارقام ذرت &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Zea mays&lt;/i&gt; L.)&lt;/span&gt; به منظور افزایش عملکرد دانه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=486&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>عملکرد، صفتی کمی است و رسیدن به بهبود ژنتیکی در آن از طریق گزینش مستقیم، وقت گیر است. کاربرد شاخص های انتخاب می تواند یکی از روش های مؤثر انتخاب غـیر مستقیم باشد. پژوهشی در سال زراعـی 79-1378 روی 13 هـیبرید ذرت در قـالب طـرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در دو ایستگاه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز واقع در کوشکک و باجگاه انجام گرفت. با نمونه برداری در مراحل طویل شدن ساقه، ظهور کامل گل تاجی، شیری شدن دانه، خمیری سخت و رسیدن فیزیولوژیک، در نهایت 35 صفت اندازه گیری و محاسبه و هم چنین تجزیه واریانس و کوواریانس روی داده ها انجام شد. با کمک تجزیه علیت، 12 صفت برای تشکیل شاخص های انتخاب گزینش شدند. در این پژوهش دو نوع شاخص انتخاب از نوع اپتیمم به کار برده شد. در هر دو نوع شاخص انتخاب، 28 ترکیب مختلف از صفات به عنوان رابطه های خطی (مدل خطی چند متغیره) به کار برده و ضرایب مربوط به هرکدام از صفات در این ترکیب ها محاسبه شد. ضرایب مربوط به هرکدام از شاخص ها با استفاده ازb = p&lt;sup&gt;-1&lt;/sup&gt;Ga به دست آمـد که b، بردار ضـرایب شاخص، p&lt;sup&gt;-1&lt;/sup&gt; معکوس ماتریس واریانس-کوواریانس فنوتیپی، G ماتریس واریانس-کوواریانس ژنوتیپی و a بردار ستونی وراثت پذیری صفات است. در شاخص انتخاب نوع اول، وراثت پذیری صفات با علامت های یکسان به عنوان ارزش های اقتصادی در نظر گرفته شد. برترین شاخص انتخاب نوع اول، شامل صفات عملکرد دانه و میزان جذب و تحلیل خالص در مرحله دوم نمونه برداری بود. در شاخص انتخاب نوع دوم به وراثت پذیری صفات به عنوان ارزش اقتصادی، علامتی برابر با علامت ضریب هم بستگی ژنوتیپی صفات مذکور با عملکرد داده شد. در نهایت برترین شاخص انتخاب نوع دوم، شامل صفات عملکرد دانه و میزان جذب و تحلیل خالص در مرحله دوم نمونه برداری بود. هم بستگی برترین شاخص در هر دو نوع شاخص انتخاب با ارزش ارثی برابر با یک به دست آمد که 14 درصد برتر از شاخص شماره یک که شامل عملکرد تنها بود، می باشد. در هر دو نوع شاخص انتخاب، شاخص های فیزیولوژیک شامل میزان جذب و تحلیل خالص، سرعت رشد گیاه زراعی و سرعت رشد نسبی گیاه زراعی از جمله صفات بسیار مهم تشکیل دهنده شاخص های برتر بودند. </description>
						<author> محمد مدرسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر دما و طول روز بر مراحل نمو ژنوتیپ‌های گلرنگ در شرایط مزرعه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=487&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>برای ارزیابی تأثیرپذیری طول مراحل مختلف نمو چهار ژنوتیپ گلرنگ از تغییرات طول روز و دما در شرایط مزرعه ای، و مدل سازی سرعت نمو در دوره های مختلف نمو، آزمایشی با بهره گیری از طرح کرت های یک بار خرد شده، در چارچوب بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه پژوهشی کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان در سال زراعی 79-1378 انجام شد. تیمار اصلی شامل پنج تاریـخ کاشت (21 اسفند 1378، 23 فروردین، 20 اردیبهشت، 18 خرداد و 21 تیر 1379) و تیمار فرعی شامل چهار ژنوتیپ گلرنگ به نام های اراک 2811، توده محلی کوسه، نبراسکا 10 و ورامین 295 بود.
شمار روز از کاشت تا سبز شدن، طول دوره شروع رشد طولی ساقه تا رویت طبق و رویت طبق تا شروع گلدهی به گونه معنی داری تحت تأثیر تاریخ کاشت قرار گرفت و با افزایش دما کاهش یافت. شمار روز از سبزشدن تا شروع رشد طولی ساقه، طول دوره گلدهی و اتمام گلدهی تا رسیدگی فیزیولوژیک به گونه معنی داری تحت تأثیر تاریخ کاشت قرار گرفت و با افزایش طول روز کاهش پیدا کرد. شمار روز از کاشت تا 50 درصد گلدهی و تا رسیدگی فیزیولوژیک به گونه معنی داری تحت تأثیر تاریخ کاشت قرارگرفت و در اثر افزایش دما و طول روز کاهش یافت. هم روندی وسیع طول روز با دما گویای بخشی از نقش طول روز در تفسیر تنوعات در طول دوره های فوق است. رقم ورامین 295 از لحاظ طول دوره کاشت تا رویت طبق و به خصوص برای طول دوران روزت از سایر ژنوتیپ ها بسیار دیررس تر بود. هم چنین سرعت نمو آن در هیچ مرحله ای از نمو توسط متغیرهای دمایی و طول روز قابل تفسیر نبود. در بین سایر ژنوتیپ ها، توده  محلی کوسه با 125 روز طول دوره رشد دیررسترین، و رقم نبراسکا 10 با طول دوره رشد 118 روز، زودرس ترین بود. توده محلی کوسه، ظاهراً به دلیل حساسیت نسبی به طول روز، روند عکس العمل متفاوتی از لحاظ طول مراحل مختلف نمو نسبت به ارقام اراک 2811 و نبراسکا 10 در تاریخ های مختلف کاشت نشان داد. سرعت نمو توده محلی کوسه، اراک 2811 و نبراسکا 10 طی دوران کاشت تا 50 درصد گلدهی با یک رابطه خطی و سرعت نمو توده محلی کوسه طی دوران کاشت تا رسیدگی فیزیولوژیک با یک رابطه درجه 2 توسط حاصل ضرب طول روز با دما تفسیر گردید. سرعت نمو ارقام اراک 2811 و نبراسکا 10 طی دوران کاشت تا رسیدگی فیزیولوژیک توسط حداقل دما تفسیر شد. احتمال می رود که حساسیت نسبی توده محلی کوسه به طول روز نقش موثری در سازگاری این واریته به شرایط جوی موجود در کشت تابستانه تحت شرایط اقلیمی اصفهان داشته باشد.

</description>
						<author> نصرت اله داداشی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>واکنش‌های فیزیولوژیکی ارقام کلزا &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Brassica napus&lt;/i&gt; L.)&lt;/span&gt; در مرحله رشد رویشی نسبت به تنش شوری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=488&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>طی یک بررسی که در قالب یک آزمایش فاکتوریل با طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد، واکنش رشد (ماده خشک اندام های هوایی) 18 رقم کلزا در سطوح شوری برابر با 2/1، 6 و 12 دسی زیمنس بر متر حاصل از NaCl، مطالعه و ارتباط آن با پتانسیل آب برگ، غلظت Na و K، نسبت آنها و توان گزینش K در برابر Na و غلظت کلروفیل برگ ارزیابی شد. 
	نتایج نشان داد که همراه با اثر معنی دار شوری روی کاهش کل میزان ماده خشک تولید شده در اندام های هوایی، صفات مربوط به یون ها شامل: غلظت Na، نسبت K/Na، توان گزینش K در برابر Na و هم چنین پتانسیل آب برگ به طور معنی داری تحت تأثیر شوری کاهش و غلظت K افزایش یافت و تنها پتانسیل آب برگ بود که بالاترین هم بستگی منفی و معنی دار را با ماده خشک گیاه نشان داد. بنابراین به نظر می رسد میزان آب موجود در داخل گیاه می تواند واکنش های تحمل یا حساسیت به شوری را توجیه کند. بر این پایه ارقام با نشان دادن تفاوت معنی دار در گروه های مختلفی قرار گرفتند. ارقام آلیس، فورنکس، دی پی 8، 94 و لیکورد در گروهی که تصور می رود متحمل به شوری باشند و ارقام اوکاپی، اکامر و اورال درگروه موسوم به حساس به شوری قرار گرفتند. هشت رقم دیگر در حد میانگین بودند. به علاوه سه رقم کنسول، وی دی اچ 98ـ8003 و اورینت در صفات یاد شده به گونه ای واکنش نشان دادند که از وضعیتی خارج از توجیه فوق الذکر برخوردار می شوند. راهبرد هالوفیتی در مورد این سه رقم قابل بررسی است.
</description>
						<author> اکبر انفراد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی مقاومت تعدادی از ژنوتیپ‌های گندم نان و دوروم به شته روسی گندم &lt;i&gt;Diuraphis noxia&lt;/i&gt; &lt;span dir=ltr&gt;(Mordvilko)&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=489&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>شته روسی گندم یکی از آفات مهم غلات، به ویژه گندم و جو در بسیاری از مناطق غله خیز جهان محسوب می شود. استفاده از ارقام مقاوم به عنوان روشی بسیار مؤثر برای کنترل این آفت شناخته شده است. به منظور ارزیابی مقاومت ارقام و لاین های گندم به شته روسی، شمار 13 رقم گندم نان و 15 لاین گندم دوروم به همراه دو رقم شاهد مقاوم و حساس در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار در شرایط گلخانه کشت شد. در هر تکرار از هر ژنوتیپ سه گیاهچه در یک گلدان پلاستیکی به عنوان یک واحد آزمایشی در نظر گرفته شد. در مرحله 2-1 برگی تعداد پنج پوره سنین 5-4 شته روی هر کدام از گیاهچه ها رهاسازی شد. 21 روز پس از رهاسازی، درصد پیچیدگی برگ ها و درصد زردی یا کلروز برگ ها مورد اندازه گیری قرار گرفت. علی رغم وجود هم بستگی بسیار بالا (%80) بین میزان پیچیدگی و میزان کلروز برگ ها، غربال ژنوتیپ ها بر اساس هر دو صفت انجام شد. تجزیـه واریانس داده ها، تنوع ژنیتیکی زیادی بین ژنوتـیپ ها برای هر دو صـفت نشان داد، به طوری که لاین های گنـدم دوروم DW2، DW8، DW12، DW9، DW14، DW4، DW7، DW3 و رقم آزادی با داشتن پیچیدگی برگ و میزان کلروز برگ کمتر نسبت به شاهد مقاوم، به عنوان مقاوم ترین ژنوتیپ ها و لاین گندم دوروم DW13 و رقم شیرودی و M-75-7 که هم دارای پیچیدگی برگ بیشتری و هم دارای میزان کلروز برگ بیشتری نسبت به شاهد حساس بودند، به عنوان حساس ترین آنها به بیوتیپ مورد آزمایش شته روسی شناخته شدند. مقایسه گروهی ژنوتیپ ها نشان داد که در کل، لاین های گندم دوروم مقاوم تر از ارقام گندم نان هستند. گروه بندی ژنوتیپ ها با بهره گیری از تجزیه خوشه ای بر اساس دو صفت مذکور بیانگر همین نتیجه بود. </description>
						<author> توحید نجفی میرک</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رشد، عملکرد و اجزای عملکرد دانه سه ژنوتیپ گندم دوروم تحت تراکم‌های مختلف کاشت در اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=490&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>علی رغم اهمیت اقتصادی گندم دوروم، اطلاعات علمی کمی در مورد رشد و عملکرد آن تحت شرایط مختلف در ایران و اصفهان وجود دارد. به منظور بررسی رشد، عملکرد و اجزای عملکرد دانه سه ژنوتیپ گندم دوروم &lt;em&gt;Osta/Gata&lt;/em&gt;) &lt;em&gt;،Dipper-6&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;PI40100&lt;/em&gt;) تحت تأثیر پنج تراکم کاشت (200، 275، 350، 425 و 500 بذر در متر مربع) درمنطقه اصفهان، آزمایشی با بهره گیری از طرح کرت های خرد شده، در قالب بلوک های کامل تصادفی با 4 تکرار، در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی، دانشگاه صنعتی اصفهان، در سال 80-1379 انجام شد که در آن ژنوتیپ، تیمار اصلی و تراکم کاشت، تیمار فرعی در نظر گرفته شد و هر کرت شامل 6 ردیف کاشت شش متری به فواصل 25 سانتی متر بود. نتایج نشان داد که میان ژنوتیپ ها از نظر ویژگی های مرفولوژیکی، اجزای عملکرد و عملکرد دانه، تفاوت معنی داری وجود دارد. ژنوتیپ &lt;em&gt;Osta/Gata&lt;/em&gt; بیشترین شمار سنبله در هر مترمربع، وزن هزاردانه و عملکرد دانه را دارا بود، درحالی که بالاترین شاخص سطح برگ، بلندترین ارتفاع بوته  و بیشترین عملکرد بیولوژیک در ژنوتیپ &lt;em&gt;PI40100&lt;/em&gt; به دست آمد. ژنوتیپ &lt;em&gt;Dipper-6&lt;/em&gt; نیز با شمار سنبله های تقریباً برابر با ژنوتیپ &lt;em&gt;Osta/Gata&lt;/em&gt; و بیشترین شمار دانه  در سنبله عملکرد نسبتاً بالایی را تولید کرد و بیشترین شاخص برداشت را دارا بود. با افزایش تراکم کاشت بر شاخص سطح برگ، شمار سنبله در واحد سطح، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت به طور معنی داری افزوده شد ولی از شمار دانه در سنبله و وزن هزار دانه به طور معنی داری کاسته شد. عملکرد دانه با شمار سنبله  در واحد سطح، شمار دانه در سنبله و وزن هزار دانه هم بستگی مثبت و معنی داری را نشان داد، ولی با شاخص سطح برگ و ارتفاع گیاه هم بستگی منفی و معنی داری داشت. براساس نتایج به  دست آمده از این آزمایش ژنوتیپ &lt;em&gt;Osta/Gata&lt;/em&gt; با تراکم کاشت مطلوب حدوداً 425 بذر درمترمربع (185 کیلوگرم بذر در هکتار) تحت شرایط آب و هوایی اصفهان از نظر تولید عملکرد دانه بر ژنوتیپ های دیگر برتری دارد. </description>
						<author> ایمان زرین آبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر سرعت رشد و مصرف خوراک بر پاسخ التهابی در جوجه‌های گوشتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=491&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی اثر سرعت  رشد و مصرف  خوراک  بر پاسخ  التهابی  در جوجه های  گوشتی ، 275 قطعه جوجه یک  روزه  از دو سویه  2000 و 1957 با جیره  تجارتی  تغذیه  شدند که در مورد نیمی  از آنها محدودیت  غذایی  اعمال  شد. دوازده قطعه جوجه در روزهای  صفر، 7، 14 و 28 پرورش ، از هر سویه  جدا، وزن کشی  و پس  از انتقال  به  قفس های  انفرادی ، دوباره باهمان  برنامه  غذایی  قبل  تغذیه  شدند. سپس به شش جوجه از هر گروه در روزهای  6، 13، 27 و 41 محلول لیپوپلی ساکارید سالمونلا تیفی موریوم (3 -100µg/ml)  (mm 1) تزریق  شد و بقیه به عنوان  شاهد در نظر گرفته  شدند. در روزهای  پس  از تزریق، دوباره همه  جوجه ها وزن کشی و کبد، ماهیچه سینه، طحال، حفره گوارشی و غده بورسای آنها جدا و توزین  شد. تیموس  جوجه های  گروه  شاهد برای  برآورد  میزان  تکثیر تیموسیت ها استفاده  شد . سویه 1957 در مقایسه  با 2000 به طور شدیدتری  تحت  تأثیر چالش  التهابی قرار گرفت  و تقریباً از خوراک  افتاد و اضافه  وزن  در سویه 2000، در روز پس  از تزریق  شدیداً کاهش  یافت . تیموسیت های  جوجه ها با مصرف خوراک آزاد در مقایسه با گروه تحت محدودیت غذایی، حساسیـت  بیشتری  به اینترلوکین -1 ( IL-1) در هفتـه  چهـارم  نشان  دادند (0/056 =P). هم چنین  قـدرت تحریک IL-1 برای تکثیر تیموسیت های  جوجه های  سویه 2000، در مقایسه  با سویه 1957 بیشتر بود. با توجه  به  نتایج  این  بررسی، پاسخ  التهابی  و آثار  آن  در جوجه های  گوشتی،  تحت  تأثیر  مصرف  خوراک  و سرعت  رشد قرار گرفت . </description>
						<author> مهران ترکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>استفاده از آب پنیر از طریق آب آشامیدنی بر عملکرد جوجه‌های گوشتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=492&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این آزمایش به منظور بررسی اثر مصرف آب پنیر از طریق آب آشامیدنی بر عملکرد جوجه های گوشتی انجام گرفت. در قالب طرح کاملاً تصادفی آب پنیر در شش سطح (صفر، 10، 20، 40، 80 و 100 درصد) آب آشامیدنی به مدت 47 روز به کار برده شد. شمار 720 قطعه جوجه  گوشتی یک روزه راس به 24 گروه 30 جوجه ای تقسیم شدند و هر یک از شش تیمار آزمایشی از سن هفت تا 54 روزگی به چهار گروه از جوجه ها داده شد. آب پنیر روزانه از یک کارخانه تهیه پنیر تهیه و مصرف می شد. در طول آزمایش جوجه ها به آب و غذا دسترسی آزاد داشتند. جوجه ها تا سن هفت روزگی با جیره آغازین تغذیه و سپس توزین و به تیمارهای آزمایشی اختصاص یافتند. تمام جوجه ها از سه جیره آغازین، رشد و پایانی استفاده کردند. جوجه های هر تکرار که در قفس های دسته جمعی زمینی نگه داری می شدند، در سنین 21، 42 و 54 روزگی توزین و مصرف غذایی گروه محاسبه شد و در پایان دوره از هر تکرار دو مرغ و دو خروس انتخاب، ذبح و درصد لاشه، چربی محوطه بطنی، وزن لوزالمعده، کبد و ایلئوم اندازه گیری شد. محتویات ایلئوم هر دو خروس و مرغ جمع آوری، مخلوط و برای شمارش باکتری ها در 20&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;C- منجمد شدند. در سنین 21 و 42 روزگی نمونه بستر هر تکرار جمع آوری و رطوبت آنها تعیین گردید. وزن بدن، اضافه وزن روزانه، ضریب تبدیل غذا و رطوبت بستر تحت تأثیر معنی دار (01/0 &gt;P ) سطوح آب  پنیر قرار گرفتند. معیارهای مذکور با مصرف بیش از چهل درصد آب پنیر کاهش و ضریب تبدیل غذا افزایش نشان دادند. درصد لاشه با مصرف 80 و 100 درصد آب پنیر به طور معنی دار (01/0&gt; p ) کاهش یافت. درصد چربی حفره بطنی، کبد و لوزالمعده تحت تأثیر منفی سطوح آب پنیر قرار نگرفتند. درصد ایلئوم در سطوح بیشتر از ده درصد آب پنیر اختلاف معنی دار (01/0 &gt; p ) با گروه شاهد داشت و افزایش نشان داد. معادلات رگرسیون وزن و اضافه وزن بدن، ضریب تبدیل غذا و رطوبت بستر در تمام سنین همگی از نوع درجه دوم (غیرخطی) و معنی دار (01/0 &gt; p ) بودند و نشان دادند مصرف بیش از 40 درصد آب پنیر باعث کاهش عملکرد جوجه های گوشتی شد. اختلاف معنی داری در شمار لاکتوباسیل ها و انتروباکتری های ایلئوم در اثر سطوح مختلف آ ب پنیر دیده نشد ولی کل باکتری های ایلئوم با افزایش سطح آب پنیر افزایش معنی دار (01/0 &gt; P ) نشان داد. </description>
						<author> جواد پوررضا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تجزیه کیفی و کمّی قندها و اسیدهای آلی غالب در دو رقم سیب درختی سمیرم در طی بسته‌بندی و انبارمانی با بهره‌گیری از دستگاه کروماتوگرافی مایع با کارآیی بالا (HPLC)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=493&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;تغییرات قندهای اصلی به اسیدهای آلی دو رقم سیب درختی زرد لبنانی و قرمز لبنانی پس از برداشت از باغهای سمیرم اصفهان با روش دقیق کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) در سه نوع بسته بندی چوبی، کارتونی و پلی اتیلن سوراخ دار و در حین نگهداری به مدت 8 ماه در دمای 0.5+ تا 0.5- درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 90 تا 95 درصد براورد شد. قندهای اصلی ساکارز، گلوکز، فروکتوز و اسیدهای آلی سیتریک و ال مالیک در هر دو رقم شناسایی و اندازه گیری شدند. اعداد به دست آمده با آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی و مقایسه میانگین آزمون چند دامنه ای دانکن تجزیه و تحلیل شدند. ارزیابی قندهای اصلی ساکارز، گلوکز و فروکتوز با دستگاه HPLC نشان داد که قند غالب در هر دو رقم فروکتوز بود و سیب زرد لبنانی ساکارز بیشتر و گلوکز کمتری نسبت به قرمز لبنانی داشت و میزان این سه قند در هر سه نوع بسته بندی و در هر دو نوع رقم با پیشرفت دوره انبارمانی کاهش یافت. ارزیابی اسیدهای آلی سیتریک و ال مالیک نشان داد که اسید آلی غالب در هر دو رقم ال مالیک است. میزان اسید سیتریک در سیب زرد لبنانی در ماه دوم و در سیب قرمز لبنانی در ماه اول در هر سه بسته بندی به حداکثر خود رسید و سپس تا ماه هشتم در هر سه بسته بندی و هر دو رقم حداقل بود. در مجموع بسته بندی پلاستیکی به دلیل تغییرات فیزیکوشیمیایی کمتر، نسبت به دو بسته بندی دیگر در ارجحیت بود و هر دو رقم تا ماه هشتم انبارمانی از لحاظ کیفیت شیمیایی و فیزیکی خوب باقی ماندند.&lt;/p&gt;</description>
						<author> شهرام دخانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی عوامل مؤثر بر رسوب پودر آب پرتقال بر دیواره خشک‌کن پاششی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=494&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>شرایط سخت نگه داری آب میوه  ها و بهره گیری از پودر آنها در صنایع مختلف غذایی سبب روآوری مصرف کنندگان و تولیدکنندگان به پودر آب میوه  ها شده است. خشک کردن آب میوه  ها به صورت پودر از پیچیده ترین روش های فرآوری میوه هاست. خواص آب دوستی ترکیبات آب میوه  و ویژگی های ترموپلاستیکی آنها پس از آب گیری، کنترل زمان خشک شدن و بردن از محفظه خشک کن به قسمت های بعدی را بسیار مشکل کرده است. دراین پژوهش با یک خشک کن پاششی  آزمایشگاهی، عوامل مؤثر بر رسوب پودر آب پرتقال بر دیواره های خشک کن بررسی شد. نتایج نشان می دهد که بدون بهره گیری از مواد افزودنی به کنسانتره پرتقال،  هیچ گونه پودری تولید نمی شود. بهره گیری از گلوکز مایع به عنوان ماده کمکی خشک شدن در کنسانتره پرتقال، عملکرد را بالا برده و رسوب پودر را به میزان قابل  توجهی کاهش می دهد. شرایط بهینه کاری خشک کن پاششی برای خشک کردن آب پرتقال با افزودنی گلوکز مـایع با دمای هـوای ورودی 130 درجه سانتیگراد، دمای هـوای خروجی 85 درجه سانتیگراد و مقدار تغذیه 15 میلی لیتر در دقیقه به دست آمد. نتایج تجزیه و تحلیل آماری داده های آزمایشگاهی نشان می دهد که پارامترهای دمای هوای ورودی و مقدار تغذیه به صورت مستقل و در کنار هم، اثر معنی داری درسطح 1% بر عملکرد خشک کن و رسوب دیواره دارند. با افزایش دمای هوای ورودی و مقدار تغذیه، عملکرد خشک کن کاهش و رسوب دیواره افزایش می یابد. با وجود بهره گیری از افزودنی مناسب، بین 14 تا 65% پودر بر دیواره ها رسوب کرد. نتایج آزمایش ها نشان می دهد که عامل اصلی رسوب، دمای بالای دیواره است. برای جلوگیری از رسوب، باید دمای دیواره از دمای نقطه چسبندگی پودر پرتقال کمتر باشد. برای پودر پرتقال با رطوبت 2%، دمای نقطه  چسبندگی 44 درجه سانتیگراد به دست آمد. برای کنترل دمای دیواره، خشک کنی با دیواره دو جداره و سیستم خنک کننده دیواره پیشنهاد می شود. </description>
						<author> غلامرضا چگینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تنوع ژنتیکی بخشی از ذخایر توارثی برنج ایرانی براساس صفات مورفولوژیک</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=495&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی تنوع ژنتیکی 100 ژنوتیپ برنج بر اساس صفات مورفولوژیک و   گروه بندی    آنها ، آزمایشی در قالب طرح لاتیس ساده در مزرعه مؤسسه تحقیقات برنج کشور (رشت) در سال 1377 انجام شد . ژنوتیپ ها که اکثراً متعلق به منطقه شمال کشور و استان اصفهان بودند ، بر اساس صفات مورفولوژیک و اجزای عملکرد، در مزرعه ارزیابی شدند. ژنوتیپ ها از نظر کلیه صفات مورد بررسی تفاوت معنی داری (01/P&lt; 0) داشتند. ضرایب تنوع فنوتیپی و ژنوتیپی برای اکثر صفات بالا بود که بیانگر وجود تنوع بالا در صفات مورد بررسی می باشد . تجزیه    عامل ها        سه عامل را معرفی نمود که بیش از 90 درصد از تنوع کل را توجیه نمودند. عوامل اول و سوم در ارتباط با ظرفیت مخزن و عامل دوم در ارتباط با تیپ گیاه بود و با توجه به بار    عامل ها        به ترتیب تعداد دانه، تیپ، ساختار گیاه و شکل دانه نام گذاری شدند. در تجزیه خوشه ای ژنوتیپ ها بر اساس «معیار توان سوم خوشه ها» و «آزمون T&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt; کاذب هوتلینگ» در چهار گروه جای گرفتند. تجزیه واریانس صفات برای گروه ها  نشان داد که تفاوت بین گروه ها ی مختلف از نظر اکثر صفات بسیار معنی دار بود. </description>
						<author> خلیل زینلی نژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه پارامترهای جمعیت در جمعیت‌های منطقه‌ای سفید بالک پنبه &lt;span dir=ltr&gt;[&lt;i&gt;Bemisia tabaci&lt;/i&gt; (Hym.: Aleyrodidae)]&lt;/span&gt; در ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=496&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پارامترهای جمعیت سفید بالک پنبه[ (&lt;em&gt;Bemisia tabaci&lt;/em&gt; (Genn.) (Hom.: Aleyrodidae)]  در سال 1380 مورد بررسی قرار گرفت. برای این هدف برگ های پنبه آلوده به پوره ها وشفیره های این آفت از کشت زارهای پنبه داراب، قم، ساوه، گنبد،گرگان، ورامین، گرمسار، ارزوییه (کرمان) و شوشتر(خوزستان) گردآوری شدند. پوره ها و شفیره ها در اتاق رشد تحت شـرایط دمای2±24 درجه سانتی گراد، رطوبت نـسبی 3±55 درصد و دوره نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی روی پنبه رقم ورامین 76 پرورش داده شدند. حشرات کامل هر یک از جمعیت های گردآوری شده پس از خارج شدن از پوسته شفیرگی روی گلدان های حاوی بوته پنبه که از پیش کاشته شده و به مرحله گلدهی رسیده بودند، رها شدند. برای نگه داری و جلوگیری از درهم شدن حشرات هر منطقه از قفس های توری به ابعاد70×50×40 سانتی متر بهره گیری شد. در این بررسی از هر جمعیت 40 سفیدبالک ماده جفت گیری کرده، مطالعه شد. هر سفیدبالک ماده به همراه دو نر جداگانه در داخل قفس های برگی ساخته شده از ظروف پلاستیکی شفاف به ابعاد 3×10×13 رها شد و هر 24 ساعت یک بار این حشره به قفس جدید حاوی برگ پنبه متصل به بوته منتقل و برگ قبلی برای ادامه رشد تخم ها و اندازه گیری پارامترهای تولید مثل نگه داری گردید. نتـایج نشان داد نرخ ذاتی افزایـش جمـعیت [( &lt;em&gt;Intrinsic rate of increase&lt;/em&gt; (r] برای جمعـیت‎های داراب، قم، سـاوه، گنبد، گرگان، ورامین، گرمسار، ارزوییه و شوشتر به ترتیب 0401/0، 0719/0، 0750/0 ، 0602/0، 0682/0، 0774/0، 0876/0، 0751/0 و 0988/0 نتاج ماده در هر ماده در روز، مدت زمان دو برابر شدن جمعیت[(Doubling time(DT) ]  به ترتیب 26/17، 63/9، 24/9،51/11، 16/10، 94/8، 91/7، 22/9 و 083/7 روز و میانگین مدت زمان یک[( نسلMean generation time (T) ]  به ترتیب72/28، 9/28، 74/28، 13/28، 68/28، 53/27، 12/29، 21/28، 84/26 روز به دست آمد. سایر پارامترهای جمعیت از جمله نرخ متناهی افزایش جمعیت، نرخ ذاتی تولد، نرخ ذاتی مرگ و توزیع سنی نیز محاسبه شد. نتایج این پژوهش نشان داد که بین پارامترهای جمعیت بخصوص نرخ ذاتی افزایش جمعیت در جمعیت های سفیدبالک پنبه اختلاف معنی دار وجود دارد ، به طوری که جمعیت جمع آوری شده از داراب دارای کمترین r و جمعیت مربوط به شوشتر دارای بیشترین r بود. این اختلاف نشان دهنده این است که اختلاف درونی و ذاتی در جمعیت ها وجود داشته و سرعت افزایش جمعیت در جمعیت جمع آوری شده از شوشتر بیشتر است.. </description>
						<author> محمدامین سمیع</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ترجیح مراحل مختلف رشدی شته سیاه یونجه &lt;i&gt;Aphis craccivora&lt;/i&gt;&lt;span dir=ltr&gt; Koch (Hom.: Aphididae)&lt;/span&gt; توسط زنبور پارازیتویید &lt;span dir=ltr&gt;[&lt;i&gt;Lysiphlebus fabarum&lt;/i&gt; Marshall (Hym.: Aphidiidae)]&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=497&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>ترجیح مراحـل مختلف رشـدی شته سیاه یونجـه (&lt;em&gt;Aphis craccivora&lt;/em&gt; Koch) توسـط زنبـور پارازیتـوئید(&lt;em&gt;Lysiphlebus fabarum&lt;/em&gt; (Marshall ) در شرایط اتاقک رشد (دمای 2±20 درجه سانتی گراد، رطوبت نسبی5± 55 درصد و دوره نوری روشنایی: تاریکی10:14 ساعت) و در دو آزمایش بررسی شد. در آزمایش اول، ترجیح مرحله میزبانی با بهره گیری از کلیه مراحل رشدی شته به نسبت مساوی و در آزمایش دوم با بهره گیری از نسبت های متغیر 5:15، 15:15 و 15:5 از دو مرحله سنین پورگی سوم به چهارم بررسی شد. هدف از این بررسی تعیین مرحله رشدی ترجیح شته میزبان توسط زنبور پارازیتوئید(&lt;em&gt;L. fabarum&lt;/em&gt;) بود. براساس نتایـج حاصله زنبور پارازیتوئیـد (&lt;em&gt;L. fabarum&lt;/em&gt;) پوره‎های سن سوم شته سـیاه یونجه را با 75/38 درصد پارازیتیسم به سـایر مراحل رشدی ترجیح داد و بین این مرحله با سایر مراحل اختلاف معنی‎دار وجود داشت. در مراحل بعدی پوره‎های سن چهارم 75/23 و حشرات کامل 25/21 درصد پارازیته شدند و پوره‎های سن اول پارازیته نشدند. در بررسی نسبت‎های متغیر از پوره‎های سنین سوم به چهارم شته سیاه یونجه، در تراکم یکسان از دو سن نام برده، میزان پارازیتیسم پوره‎های سن سوم 74/55 و پوره‎های سن چهارم 26/44 درصد بود و در نسبت‎ 25 به 75 درصد از پوره‎های سن سوم به چهارم، میزان پارازیتیسم پوره‎های سن سوم 9/35 درصد و پوره‎های سن چهارم09/64 درصد و در نسبت 75 به 25 درصد از پوره‎های سن سوم به چهارم، میزان پارازیتیسم پوره‎های سن سوم 6/79 درصد و پوره‎های سن چهارم 36/20درصد دیده شد. پس از محاسبه درصد پارازیتیسم براساس معادله مرداک و رسم نمودار نسبت‎های میزبان پارازیته شده (Na1/Na2) به نسبت‎های اولیه میزبان (N1/N2) مشخص شد که زنبور پارازیتوئید (&lt;em&gt;L. fabarum&lt;/em&gt;) در نسبت‎های متغیر از دو مرحله مختلف میزبان نیز برای پوره سن سه ترجیح مثبت و برای پوره سن چهار ترجیح منفی دارد. به عبارت دیگر تغییرنسبت‎ها نیز نتوانست ترجیح پارازیتوئید نسبت به پوره‎های سن سوم را تغییر دهد و در نسبت‎های متغیر نیز ترجیح مثبت به سن سوم دیده شد. </description>
						<author> حاجی محمد تکلوزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه ترک خوردگی دانه و زمان خشک شدن شلتوک در شرایط بسترهای ثابت و سیال آزمایشگاهی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=498&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سیستم‎های سنتی و قدیمی خشک  کردن شلتوک در ایران  ضایعات زیادی را به علت خشک  شدن غیریکنواخت، در فرایند تولید برنج باعث می  شود. در این پژوهش برای کاهش میزان ترک‎خوردگی و افزایش سرعت خشک‎شدن در دمای بالاتر از دمای متداول، از روش بستر سیال برای خشک  کردن شلتوک بهره گیری شده است. برای خشک‎کردن نمونه ها از یک دستگاه خشک  کن آزمایشگاهی بهره گیری شد. آزمایش های خشک  کردن، شامل بررسی زمان خشک  کردن و درصد ترک خوردگی دانه  های شلتوک در سه شرایط بستر ثابت، حداقل سیال‎سازی و سیال کامل و در دماهای 40، 60، 80 درجه سانتی  گراد انجام شد.
	نتایج نشان داد که در شرایط حداقل سیال‎سازی میزان ترک خوردگی دانه نسبت به شرایط بستر ثابت، در دماهای 40، 60 و 80 درجه سانتی گراد، به ترتیب حدود 57%، 68% و 75% کاهش یافت. در حالی که این کاهش در شرایط بستر سیال‎ کامل نسبت به بستر ثابت در دماهای مذکور به ترتیب حدود 40%، 54% و 65% بود. کمترین زمان خشک  کردن شلتوک، در روش حداقل سیال‎سازی و بیشترین زمان، در روش بسترثابت طول کشید. نتایج به دست آمده نشان داد که روش حداقل سیال‎سازی دارای کمترین مقدار ترک خوردگی و زمان خشک شدن در تمام دماهای مورد آزمایش است.

</description>
						<author> رضا امیری چایجان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فلور، شکل‌های زیستی و کوروتیپ‌های گیاهان ذخیره‌گاه بیوسفر کویر</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=499&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;ذخیره گاه  بیوسفر کویر به  وسعت  حدود 686598 هکتار در حاشیه  شمال  غربی  دشت  کویر و شرق  دریاچه  نمک  قرار دارد. این  ذخیره گاه  بیوسفر انواعی  از زیستگاه ها شامل صخره ها و برون زدگی های سنگی ، دشت های  دامنه ای ، بیابان های سنگ ریزه ای، بیابان های شنی، (نبکا و ارگ)، حوضه های انتهایی (دشت های شور، کویر و سبخا)، وادی ها، چشمه ها و برکه ها را دارا می باشد. هدف  اصلی  این  پژوهش،  شناسایی  گونه های  گیاهی  و معرفی  فلور ذخیره گاه  بیوسفر کویر است . به  این  منظور نمونه های  گیاهی  از زیستگاه های  مختلف  منطقه  در طی سه  فصل  رویشی  بین  سال های  1378-1373 جمع  آوری  و سپس  با استفاده  از فلورهای  مختلف   شناسایی  شدند. شکل های  زیستی  گونه های  شناسایی  شده  از این  ذخیره گاه  تعیین  گردید و طیف  زیستی  منطقه  ترسیم  شد. براساس  داده های  به دست آمده از پراکنش  جغرافیایی  گونه ها و منابع  موجود، جایگاه  منطقه  از نظر جغرافیای  گیاهی  ایران  مورد بررسی  قرار گرفت . از 359 گونه  و تقسیمات  تحت گونه ای  شناسایی  شده  از منطقه ، 3 گونه  بازدانه ، 312 گونه  نهاندانه  دو لپه ای  و 44 گونه  نهاندانه  تک  لپه ای  هستند. این  گیاهان  به  43 تیره  و 224 جنس  تعلق  دارند. بیشترین  غنای  گونه ای  در تیره های  ,Chenopodiaceae ,Asteraceae Brassicaceae ,Poaceae, Boraginaceae و Fabaceae دیده  می شود. در بین  گیاهان  منطقه ، تروفیت ها با 198 گونه  (1/55 درصد) فراوان  ترین  شکل  زیستی  منطقه  هستند. پراکنش  245 گونه  (3/68 درصد) به  ناحیه  ایرانی  ـ  تورانی  منحصر می گردد که  از این  تعداد، 30 گونه  (2/12 درصد) اندمیک ایران  هستند&lt;/p&gt;</description>
						<author> یونس عصری</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
