<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1385 جلد10 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1385/7/9</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی سرریزهای چند وجهی با پلان مستطیلی و U شکل</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=562&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سرریزهای چند وجهی به دلیل تغییرات جزئی بار استاتیکی روی تاج در شرایط نوسانات زیاد شدت جریان، در مقایسه با انواع دیگر سرریز، سازه هایی اقتصادی برای کنترل سطح آب در شبکه های آبیاری محسوب می شوند. این سرریزها از وجوه متصل به هم تشکیل شده که در پلان ممکن است به شکل ذوزنقه، مثلث و یا شکل های دیگر با تکرار چند سیکل دیده شوند. در این تحقیق، سرریزهای چند وجهی که در پلان به شکل مستطیل و  U می باشند، مورد بررسی قرار گرفته اند. آزمایش ها روی 15 مدل آزمایشگاهی سرریز انجام گرفته است. مدل ها شامل 8 سرریز چند وجهی مستطیلی، 6 سرریز چند وجهی  U شکل با طول و ارتفاع های متفاوت و یک مدل سرریز خطی می باشند. این مدل ها در یک فلوم به طول 7، عرض 32/0 و ارتفاع 35/0 متر آزمایش گردیدند. نتایج آزمایش های این پژوهش نشان داد که در مورد کلیه سرریزهای چند وجهی، ضریب دبی نسبت به H&lt;sub&gt;t&lt;/sub&gt;)  H&lt;sub&gt;t&lt;/sub&gt;/p: بار هیدرولیکی کل و P: ارتفاع سرریز) ابتدا افزایش یافته و پس از رسیدن به یک ماکزیمم، شروع به کاهش می نماید. با افزایش ارتفاع سرریز، مقدار ضریب دبی در یک H&lt;sub&gt;t&lt;/sub&gt;/P مشخص افزایش می یابد. نتایج هم چنین نشان می دهد که افزایش طول موازی با جهت جریان در سرریزهای چند وجهی باعث کاهش ضریب دبی و افزایش طول عمود بر جهت جریان باعث افزایش آن می شود. هم چنین، ضریب دبی در سرریزهای چند وجهیU شکل بیشتر از سرریزهای مستطیلی می باشد. مقایسه نتایج به دست آمده با نتایج تولیس و همکاران (1995) برای سرریزهای ذوزنقه ای نشان می دهد که ضریب دبی در سرریز  U شکل بیشتر از سرریزهای ذوزنقه ای با زاویه α برابر 8 و 12 درجه بوده و هم چنین ضریب دبی در سرریزهای مستطیلی کمتر از ضریب دبی در سرریزهای اخیر است. </description>
						<author> منوچهر حیدرپور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین اطلس احتمال وقوع حداقل دمای استان فارس با استفاده از آمار هواشناسی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=563&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این تحقیق به منظور تهیه اطلس احتمال وقوع حداقل دما استان فارس از پارامتر حداقل روزانه دمای 20 ایستگاه تبخیرسنجی سازمان آب منطقه ای و 5 ایستگاه سینوپتیک سازمان هواشناسی در استان فارس استفاده گردید. ابتدا دو معیار زمانی اول فروردین ماه (برای تجزیه و تحلیل سرماه های بهاره) و اول مـهرماه (برای تجزیه و تحلیل یخبندان های پاییزه و زمستانه)در نـظر گـرفته شـد. هم چنین محـدوده دمـایی صفر الی 5/1- درجه سانتی گراد به عنوان سرما یا یخبندان های ملایم، محدوده 5/1- الی 3- درجه سانتی گراد به عنوان سرما یا یخبندان های متوسط و محدوده کمتر از 3- درجه سانتی گراد به عنوان سرما یا یخبندان های شدید بیان گردید. با مشاهده آمار ثبت شده، اولین و آخرین روزی که در آن روز هر کدام از این محدوده ها اتفاق افتاده بود، یادداشت شد. هم چنین تاریخ وقوع کمترین دمای حداقل در هر دو معیار زمانی (در صورت وجود) مشخص شد. سپس تاریخ های وقوع به  دست  آمده بـا استفاده از نرم افزار آمـاری SMADA بر توابع توزیع مختلف برازش داده شده و بهترین تابع توزیع طبق پارامتر آماری میانگین مربع خطا انتخاب گردید(توزیع لوگ پیرسون تیپ3 و توزیع پیرسون تیپ3). سپس توسط همان نرم افزار SMADA احتمال وقوع این پارامترها در سطح 50 و 70 درصد تخمین زده شد. در نهایت با توجه به طول و عرض جغرافیایی ایستگاه ها و با استفاده از نرم افزارSurfer، نقشه های هم مقدار مربوط به هر کدام از تاریخ وقوع ها در سطح استان فارس رسم شد. با استفاده از این نقشه ها می توان تاریخ وقوع انواع سرمازدگی ها را برای تصمیم گیری جهت انتخاب تاریخ مناسب کاشت و برداشت محصولات کشاورزی در نقاط مختلف استان پیش بینی نمود.

</description>
						<author> علیرضا ضیایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>توسعه تعدادی از شاخص‌های حساسیت هیدرولیکی سازه‌ای و کاربرد آنها در
تحلیل فرایند بهره‌برداری کانال‌های آبیاری
</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=564&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>شیوه آنالیز حساسیت از جمله شیوه های نوین مطالعه جریان بوده که از اواخر دهه نود میلادی مطرح گردیده و در حال حاضر مراحل توسعه خود را طی می نماید. در این روش با استفاده از روابط جریان دایمی و اطلاعات وضعیت ساختار فیزیکی شبکه های آبیاری، واکنش سیستم نسبت به تغییرات و اختلالات هیدرولیکی و سازه ای مورد ارزیابی قرار گرفته و امکان مطالعه جریان فراهم می گردد. در این تحقیق ضمن تدوین تعدادی از شاخص های حساسیت هیدرولیکی سازه ای، از این شاخص ها در رفتارسنجی جریان یک کانال آبیاری استفاده شد. بدین منظور، با استفاده از نتایج شبیه سازی های یک کانال واقعی با مدل Sobek، شاخص های حساسیت در دو گزینه بهره برداری محاسبه و بر اساس آنها، به مطالعه روند تنظیم و توزیع جریان درسطح کانال پرداخته شد. نتایج نشان داد، شاخص های حساسیت از کارایی قابل توجهی در ارزیابی پتانسیل سازه ها و بازه های کانال به عملیات بهره برداری برخوردار می باشند. یافته های تحقیق بیانگر آن است که با محاسبه مقادیر کمّی این شاخص ها در سطح کانال های آبیاری، سیستم اطلاعاتی جامعی تهیه گردیده که ضمن فراهم آمدن امکان ارزیابی پتانسیل پاسخگویی سیستم نسبت به اختلالات سازه ای، امکان برآورد دقت عملیات بهره برداری سازه ها و هم چنین شیوه و فرکانس مناسب بهره برداری آنها متبلور می گردد.</description>
						<author> علی اصغر منتظر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پیش‌بینی بارش فصلی با استفاده از پیوند از دور: مطالعه موردی حوزه‌ آبریز دریاچه‌ ارومیه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=565&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>حوزه  آبریز دریاچه ارومیه از نقطه نظر منابع آب و محیط زیست یکی از مناطق مهم کشور به حساب می آید. در این حوزه بارندگی، نقش عمده ای   در منابع آب های سطحی و زیرزمینی دارد و بیشترین بارندگی به ترتیب در فصل بهار، زمستان و پاییز به وقوع می پیوندد. با توجه به این که این حوزه از نظر اقلیمی   نیمه خشک محسوب می  شود، پیش بینی بارندگی برای برنامه ریزی منابع آب مخصوصاً دوره های خشک سالی و جلوگیری از خسارات ناشی از آن می تواند نقش اساسی داشته باشد. بررسی های موجود نشان می دهد که پدیده های ارتباط از دور (Teleconnections patterns)   بر میزان نزولات جوی نقش تعیین کننده ای دارند. در این مقاله تأثیر چند پدیده مهم اقلیمی بر بارندگی حوزه دریاچه  ارومیه مورد تحقیق قرار گرفته است تا با استفاده از روابط بین آنها، بارندگی در فصول مورد نظر پیش بینی گردد. از میان ایستگاه های بارندگی در حوزه، تعداد 18 ایستگاه که آمار بارندگی آنها بیش از 35 سال بود انتخاب و شاخص SPI تهیه گردید. از بین شاخص های اقلیمی، شش شاخص NOI (North Oscillation Index), NINO3.4, NAO (North Atlantic Oscillation), PNA (Pacific North America), PDO (Pacific Decadal Oscillation), SOI (Southern Oscillation Index) که به عنوان شاخص های تأثیر گذار در فواصل دور مطرح هستند، انتخاب شدند. با یک روش جدید و با استفاده از فاز مثبت و منفی شاخص ها، تأثیر پدیده های اقلیمی بر بارندگی دقیق تر بررسی شد. بدین صورت که فاز مثبت و یا منفی یکی از شاخص ها در یک فصل خاص در نظر گرفته شد و سپس ارتباط هم زمان آن و بقیه شاخص ها با بارش بررسی گردید. نتایج نشان داد هرگاه از ترکیب هم زمان دو شاخص استفاده  شود هم بستگی بیشتری بین بارندگی و شاخص ها حاصل می گردد. هم چنین، نتایج این تحقیق نشان می دهد که بارندگی پاییزه بیشتر تحت تأثیر SOI و بارندگی زمستانه بیشتر تحت تأثیر شاخص NAO است. بنابراین بارندگی هر دو فصل با استفاده از شاخص های اقلیمی فصل قبل قابل پیش بینی است. </description>
						<author> احمد فاتحی مرج</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر سطح ایستابی کم ‌عمق و شوری آب زیرزمینی بر کمک آب ‌زیرزمینی به تبخیر و تعرق گلرنگ &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Carthamus tinctorius&lt;/i&gt; L.)&lt;/span&gt; در گلخانه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=566&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>محدودیت منابع آبی مناسب از عمده ترین تنگنا ها و مشکلات کشاورزی در ایران می باشد. با توجه به بالا بودن سطح ایستابی و شوری آب زیرزمینی در بسیاری از مناطق کشور و مقاومت نسبی گیاه گلرنگ به شوری، مطالعه در زمینه امکان استفاده این گیاه از آب زیر زمینی می تواند قدم مؤثری در استفاده بهینه از آب در زراعت گلرنگ باشد. در این راستا در این پژوهش تأثیر سطوح مختلف ایستابی کم  عمق و شوری آب زیرزمینی بر کمک آب زیرزمینی به تبخیر و تعرق گلرنگ در شرایط دیم و آبی در یک آزمایش گلخانه ای مورد مطالعه قرار گرفت. تیمارهای مورد استفاده، چهار عمق سطح ایستابی (50، 70، 90 و 120 سانتی متر)، دو سطح شوری آب زیرزمینی (6/0 و 10 
دسی زیمنس بر متر) و دو سطح آبیاری ( آبیاری به میزان 75 درصد تبخیر از سطح آزاد آب و با دور 5 روز، و بدون آبیاری) بودند. آزمایش به  صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. برای ثابت نگه داشتن سطح ایستابی در گلدان ها دستگاهی ساخته شد که بر اساس اصول بطری ماریوت کار می کرد و میزان کمک آب زیرزمینی به تبخیر و تعرق و یا تبخیر از سطح خاک به  وسیله آن قابل اندازه گیری بود. نتایج نشان داد که شوری  آب زیرزمینی، شرایط آبیاری و برهمکنش شوری و شرایط آبیاری بر تبخیر و تعرق گلرنگ اثر معنی داری داشت. اثر سطح ایستابی، شوری، شرایط آبیاری، برهمکنش سطح ایستابی و شوری، برهمکنش سطح ایستابی و شرایط آبیاری، برهمکنش شوری و شرایط آبیاری و بالاخره برهمکنش سطح ایستابی، شوری و شرایط آبیاری بر میزان تبخیر از سطح خاک معنی دار بود. در تمام سطوح ایستابی تغییر شرایط از آبی به دیم باعث کاهش معنی داری در میزان تبخیر و تعرق گردید ولی در شرایط آبی و دیم میزان تبخیر و تعرق در سطوح مختلف سطح ایستابی تفاوت معنی داری نداشت. بیشترین مقدار تبخیر و تعرق (251 سانتی متر) در سطح ایستابی 50 سانتی متر با شوری 6/0 دسی زیمنس بر متر و در شرایط آبی و کمترین مقدار (9/43 سانتی متر) در سطح ایستابی 90 سانتی متر با شوری 10 دسی زیمنس بر متر و در شرایط دیم صورت گرفت. نسبت کمک آب زیرزمینی به تبخیر و تعرق در دوره اعمال تیمارها در حالت آب زیرزمینی شور بین 9/54-5/52 درصد و در شرایط آب زیرزمینی شیرین بین 7/82-7/81 درصد متغیر بود. نسبت تبخیر به تبخیر و تعرق نیز بین 6/53-5/4 درصد تغییر کرد. به  طور کلی شوری آب زمینی باعث کاهش معنی داری در تبخیر و تعرق گیاه، تبخیر از سطح خاک، تعرق گیاه و کمک آب زیرزمینی به تبخیر و تعرق گردید.
</description>
						<author> خداکرم بارگاهی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>دور و نیاز آبیاری سه رقم مختلف کلزا در منطقه زرقان استان فارس</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=567&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی تأثیر سطوح مختلف آب آبیاری بر میزان عملکرد و روغن بذر کلزا و تعیین میزان آب مورد نیاز و برنامه مناسب آبیاری این گیاه، آزمایشی با طرح بلوک های کامل تصادفی شامل چهار تیمار آبیاری در سه تکرار به مدت 3 سال (82-1379) در اراضی زراعی ایستگاه تحقیقات کشاورزی زرقان فارس اجرا گردید. تیمارهای آبیاری شامل چهار دور آبیاری پس از 50، 75، 100و 125 میلی متر تبخیر تجمعی از تشتک کلاس A بود (T&lt;sub&gt;50&lt;/sub&gt;، T&lt;sub&gt;75&lt;/sub&gt;، T&lt;sub&gt;100&lt;/sub&gt; و T&lt;sub&gt;125&lt;/sub&gt;). مقدار آب آبیاری برای هر تیمار نیز با اندازه گیری رطوبت خاک قبل از آبیاری و رساندن آن به حد ظرفیت زراعی تعیین می گردید. در سه سال آزمایش ارقام اکاپی، اورینت و لیکورد کشت گردید و داده های به  دست آمده از اندازه گیری عملکرد و مقدار روغن بذر برای هر سال به صورت جداگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در سال اول آزمایش تأثیر تیمارهای مختلف بر عملکرد رقم اکاپی معنی دار نشد، ولی حداکثر و حداقل عملکرد بذر به ترتیب در تیمارهای T&lt;sub&gt;75&lt;/sub&gt; و T&lt;sub&gt;100&lt;/sub&gt; برابر 2678 و 2050 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. تأثیر تیمارهای مختلف برمقدار روغن بذر در سطح 5 درصد معنی دار گردید و حداکثر و حداقل مقدار روغن بذر به ترتیب در تیمارهای T&lt;sub&gt;100&lt;/sub&gt; و T&lt;sub&gt;75&lt;/sub&gt; برابر 50/42 و 66/41 درصد به دست آمد. در سال دوم آزمایش نتیجه تأثیر تیمارهای مختلف برعملکرد رقم اورنیت در سطح 5 درصد معنی دار شد و حداکثر و حداقل عملکرد بذر به ترتیب در تیمارهای T&lt;sub&gt;50&lt;/sub&gt; و T&lt;sub&gt;125&lt;/sub&gt; برابر 3133 و 2133 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. تأثیر تیمارهای مختلف بر مقدار روغن بذر در سطح 5 درصد معنی دار گردید و حداکثر و حداقل مقدار روغن بذر به ترتیب در تیمارهای T&lt;sub&gt;75&lt;/sub&gt; و T&lt;sub&gt;50&lt;/sub&gt; برابر 38/46 و 82/44 درصد به دست آمد. در سال سوم آزمایش نتیجه تأثیر تیمارها برعملکرد رقم لیکورد در سطح 5 درصد معنی دار شد و حداکثر و حداقل عملکرد بذر به ترتیب در تیمارهای T&lt;sub&gt;50&lt;/sub&gt; و T&lt;sub&gt;125&lt;/sub&gt; برابر 3667 و 2250 کیلوگرم در هکتار و تأثیر تیمارهای مختلف برمقدار روغن بذر در سطح یک درصد معنی دار گردید و حداکثر و حداقل مقدار روغن بذر به ترتیب در تیمارهای T&lt;sub&gt;50&lt;/sub&gt; و T&lt;sub&gt;125&lt;/sub&gt; برابر 63/47 و 60/44 درصد به دست آمد. هم چنین مناسب ترین دور آبیاری برای سه رقم کلزای مورد مطالعه در منطقه زرقان فارس بین 10 تا 12 روز به دست آمد. </description>
						<author> جانب ا... نیازی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی مدل MSM و استفاده از آن برای پیش‌بینی محصول و آب مورد نیاز ذرت علوفه‌ای جهت کاشت در یک محدوده زمانی مناسب</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=568&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>با پیشرفت علم رایانه، محققین امور کشاورزی با شبیه سازی رشد گیاهان و عوامل مؤثر بر رشد آنها گامی مهم در جهت مدیریت تولید برداشتند. با کاربرد این مدل ها ضمن کاستن از هزینه های سنگین طرح های متعدد، بسیاری از عوامل مؤثر بر رشد را نیز به راحتی می توان بررسی نمود. از جمله این عوامل تعیین زمان کاشت مناسب می باشد. در این تحقیق برای واسنجی و سنجش اعتبار مدل شبیه سازی رشد ذرت (MSM) جهت تخمین ماده خشک تولیدی، آزمایشی در اراضی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز در سال های 1382 و 1383 انجام گرفت. آزمایش ها شامل 4 تیمار آب و 3 تیمار کود نیتروژن در غالب طرح بلوک های کامل تصادفی پیاده شدند. تیمارهای آبیاری شامل I2، I3. I4 و I1 بودند که عمق آب آبیاری به ترتیب برابر بیست درصد بیشتر از نیاز بالقوه، برابر نیاز بالقوه، بیست درصد و چهل درصد کمتر از نیاز بالقوه ذرت بودند. تیمارهای نیتروژن شامل N2، N3 و N1 بودند که به ترتیب برابر 300، 150 و صفر کیلوگرم نیتروژن خالص بر هکتار بودند. مدل با داده های سال اول کشت برای آبیاری جویچه ای واسنجی شد. با استفاده از داده های مستقل سال دوم اعتبار مدل برای پیش بینی ماده خشک مورد تأیید قرار گرفت. از مدل واسنجی و تأیید شده (MSM)، برای تعیین محدوده زمانی مناسب کاشت، میزان آب مورد نیاز برای زمان های مختلف کاشت و افزایش سطح زیر کشت ذرت علوفه ای استفاده شد. محدوده زمانی مناسب کاشت ذرت علوفه ای در اراضی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز از تاریخ 20 اردیبهشت ماه تا تاریخ 10 تیر ماه تعیین شد. با اعمال مدیریت تاریخ کاشت پیشنهادی در این پژوهش، در شرایط محدود بودن آب، سطح زیر کشت ذرت علوفه ای 90/17 درصد و علوفه تولیدی به مقدار 90/1 تن بر لیتر بر ثانیه افزایش یافت. </description>
						<author> ابوالفضل مجنونی هریس</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر کاربرد پساب و لجن فاضلاب صنعتی بر غلظت برخی عناصر و عملکرد گندم، جو و ذرت </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=569&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پساب و لجن فاضلاب می توانند نیاز آبی و غذایی گیاه را تأمین نموده، به همین علت به عنوان منابع آبی و کودی ارزان قیمت مورد توجه قرار گرفته اند. البته وجود فلزات سنگین در پساب و لجن و امکان جذب آنها به وسیله گیاهان و ورود آنها به زنجیره غذایی انسان و حیوان نباید از نظر دور بماند. هدف از انجام این پژوهش تعیین آثار پساب و لجن فاضلاب صنعتی بر غلظت تعدادی از عناصر پرمصرف، کم مصرف، فلزات سنگین و سدیم و هم چنین عملکرد سه گیاه گندم (&lt;em&gt;Triticum&lt;/em&gt; &lt;em&gt;aestivum&lt;/em&gt;)، جو (&lt;em&gt;Hordeum vulgare&lt;/em&gt;) و ذرت (&lt;em&gt;Zea mays&lt;/em&gt;) بود. این مطالعه در شرایط گلخانه ای و در قالب طرح کاملاً تصادفی در چهار تکرار و پنج تیمار شامل آب چاه،آب چاه+ لجن ( 50 تن در هکتار) و سه پساب صنعتی از کارخانه پلی اکریل ایران به نام های پساب خروجی هوادم ها مربوط به برج های خنک کننده، پساب سرریز تصفیه پساب و پساب خروجی به رودخانه انجام گرفت. تجزیه پساب ها و لجن نشان داد که غلظت عناصر مختلف آنها در محدوده مجاز استانداردهای مربوطه می باشد. هیچ کدام از تیمارها در گیاه ذرت و نیز تیمار پساب خروجی هوادم ها در گندم و جو نتوانست نیاز گیاهان را به عنصر نیتروژن تأمین نماید. همه تیمارها نیاز گندم به فسفر را تأمین نمودند، ولی در مورد ذرت در هیچ کدام از تیمارها و در مورد جو در تیمارهای پساب خروجی هوادم ها، سرریز تصفیه پساب و خروجی به رودخانه نیاز گیاه به فسفر برآورده نشد. غلظت عناصر کم مصرف و سنگین در گیاهان در تیمارهای دارای لجن و پساب های صنعتی بیشتر از تیمار آب چاه بود. عملکرد وزن خشک اندام هوایی و ریشه در تیمار آب چاه+ لجن در تمام گیاهان بالاترین مقدار را به خود اختصاص داد. کاربرد پساب ها در مقایسه با آب چاه سبب افزایش عملکرد وزن خشک اندام هوایی گیاهان شد. </description>
						<author> محمدعلی نظری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین حد بحرانی پتاسیم با عصاره‌گیر استات آمونیوم در شالیزارهای گیلان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=570&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>یکی از عناصر غذایی که نقش مهمی در افزایش عملکرد و کیفیت برنج دارد، پتاسیم است. اطلاع از حد بحرانی این عنصر در خاک و پاسخ های گیاهی به کاربرد مقادیر مختلف آن می تواند کمک مؤثری در توصیه بهینه کودی این عنصر غذایی باشد. بنابراین در این تحقیق حد بحرانی پتاسیم خاک برای گیاه برنج رقم خزر و مدل مناسب پیش بینی عملکرد دانه به منظور تعیین کود پتاسیمی مورد نیاز در 21 مزرعه از شالیزارهای استان گیلان تعیین شد. در شالیزارهای انتخاب شده، عملیات آماده سازی زمین، کرت بندی قطعات آزمایشی به ابعاد 5×4 متر انجام گردید. قبل از نشاکاری، ازت و فسفر بر اساس آزمون خاک و به ترتیب از منابع اوره و سوپر فسفات تریپل اضافه گردید. پتاسیم به میزان 0، 100، 200، 300، 400 و500 کیلوگرم اکسید پتاسیم از منبع کلرید پتاسیم به خاک اضافه گردید. سپس نشاهای سالم و یک نواخت برنج رقم خزر به تعداد 3 تا 5 عدد در هر کپه و به فواصل 25×25 سانتی متر در مزرعه کاشته شد. در پایان فصل رشد، بوته های برنج از سطح 5 مترمربع کف بر گردیدند و دانه، کاه و کلش به طور جداگانه توزین گردید. وزن دانه براساس 14 درصد رطوبت محاسبه و کلیه تجزیه و تحلیل های آماری مورد نیاز بر روی آن انجام شد. نتایج به دست  آمده نشان داد که تأثیر مقادیر مختلف کلرید پتاسیم در سطح 5 % و اثر نوع خاک در سطح 1% بر میزان عملکرد دانه معنی دار گردید. میانگین افزایش عملکرد در اراضی که به مصرف کلرید پتاسیم پاسخ مثبت نشان دادند برابر 982 کیلوگرم شلتوک در هکتار بوده است. نتایج هم چنین نشان داد در شالیزارهایی که پتاسیم قابل استفاده آنها کمتر از 100 میلی گرم در کیلوگرم بود، عکس العمل نسبت به کاربرد کلرید پتاسیم زیاد، در شالیزارهایی که پتاسیم آنها بین 100 و 160 میلی گرم در کیلوگرم بود، عکس العمل آنها تقریباً کمتر و در شالیزارهایی که پتاسیم خاک های شالیزاری بیشتر از 160 میلی گرم در کیلوگرم بود، عکس العمل پایین بود. حد بحرانی پتاسیم خاک برای برنج رقم خزر در این بررسی براساس 90 درصد عملکرد نسبی 110 میلی گرم در کیلوگرم خاک به دست آمد. در معادله نهایی پیش بینی عملکرد نسبی برنج، رابطه پتاسیم قابل استفاده خاک، پتاسیم آب آبیاری و مقدار کلرید پتاسیم مصرفی با عملکرد مثبت ولی رابطه عملکرد با مقدار فسفر قابل استفاده خاک منفی بود. </description>
						<author> مسعود کاوسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>توزیع شکل‌های مختلف روی و ارتباط آنها با ویژگی‌های خاک در برخی خاک‌های آهکی استان تهران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=571&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>شناخت شکل های مختلف روی در خاک، اطلاعات مفیدی برای ارزیابی وضعیت روی و نیز حاصلخیزی خاک و تغذیه گیاه در اختیار می گذارد. به منظور کسب چنین اطلاعاتی، روی کل و توزیع آن در شکل های مختلف در 20 نمونه خاک استان تهران به روش عصاره گیری دنباله ای تعیین و رابطه این شکل ها با یکدیگر و با ویژگی های خاک مطالعه شد. میزان روی کل 70 تا 9/169 میلی گرم بر کیلوگرم خاک به دست آمد. به طور متوسط روی متصل به مواد آلی کمتر از 1/0، محلول + تبادلی 1/0، متصل به اکسیدهای منگنز 9/0، متصل به کربنات ها 6/1، متصل به اکسیدهای آهن متبلور 8/3، متصل به اکسیدهای آهن بی شکل 2/4، و روی تتمه 3/89 درصد مجموع شکل های اندازه گیری شده را تشکیل می داد. ضریب هم بستگی pH با تمام شکل های روی (به استثنای شکل متصل به مواد آلی) منفی و معنی دار بود. درصد رس و سیلت با روی کل، تتمه، و متصل به اکسیدهای آهن متبلور هم بستگی مثبت معنی دار نشان داد. رابطه ظرفیت تبادل کاتیونی خاک فقط با روی کل معنی دار بود. هم بستگی درصد کربنات کلسیم معادل تنها با شکل های محلول+ تبادلی، متصل به اکسیدهای منگنز و اکسیدهای آهن بی شکل معنی دار به دست آمد. روی عصاره گیری شده با DTPA با شکل های محلول+ تبادلی، کربناتی و متصل به اکسیدهای آهن بی شکل و متبلور هم بستگی معنی دار نشان داد. شکل های مختلف روی بین خود دارای هم بستگی معنی داری بودند که احتمالاً بیانگر وجود یک رابطه پویا بین آنها در خاک می باشد. </description>
						<author> عادل ریحانی تبار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر انواع مالچ رسی بر میزان مواد فرسایش یافته بادی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=572&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>یکی از چالش های اصلی مناطق خشک و بیابانی ایران مسأله کنترل شن های روان است. استفاده ازانواع مالچ یکی از روش هایی است که به شکل گسترده به منظور تثبیت شن های روان به کار می رود. هدف از این تحقیق تعیین مناسب ترین ترکیب، غلظت و ضخامت مالچ رسی برای تثبیت شن های روان می باشد. بدین منظور، برای تعیین مناسب ترین ترکیب مالچ، دونمونه خاک از یک واحد پلایایی با سطح ژئومرفیک دق رسی با دو میزان شوری متفاوت به عنوان مالچ و یک نمونه شن روان از تپه های شنی به عنوان بستر از منطقه اردستان انتخاب گردید. برای تعیین بهترین غلظت مالچ، نمونه های خاک رسی با مقدار معین آب مخلوط و در روی بستر شن روان جمع آوری شده از مناطق بیابانی توسط دستگاه مالچ پاش پاشیده شد. علاوه براین، یک سری آزمایش نیز برای بررسی اثر کاه در جلوگیری از فرسایش انجام گردید. تیمارهایی را که دارای کمترین ترک و بیشترین نفوذ مالچ در بستر شنی را داشتند، برای انجام آزمایش ها انتخاب گردید. تیمارهای انتخاب شده به عنوان مالچ عبارت بودند از: 1) 250 گرم شن روان + 250 گرم خاک رس + 25 گرم کاه، 2) 250گرم خاک رس+ 25 گرم کاه، 3) 250 گرم شن روان + 250 گرم خاک رس 4) 250 گرم خاک رس 5) 125 گرم شن روان + 125 گرم خاک رس و 6) 125گرم خاک رس، که هر تیمار با 500 میلی لیتر آب مخلوط و سپس پاشش انجام شد. به منظور بررسی مناسب ترین ضخامت مالچ، با انجام یک بار عمل مالچ پاشی اجازه داده شد که نمونه ها در مجاورت هوا خشک شده و سپس عمل مالچ پاشی مجدد بر روی آنها صورت گرفت. تحقیق به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد که تیمارها شامل نوع مالچ (6 نوع مالچ)، دو ضخامت ( یک لایه و دو لایه) و دو سطح شوری که برای هر کدام سه تکرار انجام گرفت. نتایج نشان داد که مالچ های رسی در برابر جریان باد مقاوم هستند. ولی زمانی که تحت تأثیر بمباران ذرات موجود در جریان باد قرار گیرند، فرسایش می یابند. مقاومت مالچ با توجه به نوع مالچ متفاوت خواهد بود و مقاومت مالچ هایی که در آن کاه به کار رفته، به دلیل افزایش استحکام ساختاری از دیگر انواع مالچ ها بیشتر است. هر چه تعداد لایه مالچ (مرتبه مالچ پاشی) بیشتر شود، پایداری آن در برابر فرسایش به دلیل افزایش مقدار رس و سیلت در مالچ زیادتر می شود. تیمار اول با کاربرد با دو لایه مالچ پاشی(دو مرتبه مالچ) به عنوان تیمار مناسبی به منظور تثبیت شن های روان منطقه توصیه می گردد. </description>
						<author> هادی مجدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی کیفی تناسب اراضی به منظور چرای دام در حوزه آبخیز مهر سبزوار، استان خراسان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=573&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>چرای بی رویه مراتع یکی از مهم ترین عوامل تشدید کننده فرسایش خاک و تخریب اراضی در مناطق خشک و نیمه خشک ایران است. برنامه ریزی اصولی و صحیح از اراضی بر اساس رعایت تناسب آنها زمینه مناسبی را برای حفاظت اراضی و کنترل بیابان زایی فراهم می نماید. در ارزیابی اراضی استفاده های ممکن از اراضی با توجه به نیازهای منطقه ای و ملی با هم مقایسه می شود. روش ارزیابی تناسب اراضی در تیپ بهره وری چرای مرتع، تناسب اراضی برای چرای دام در مراتع طبیعی تعیین می کند. این تحقیق به منظور بررسی تناسب کیفی و بررسی عوامل محدود کننده چرای بز و میش در بخشی از حوزه آبخیز مهر سبزوار واقع در استان خراسان صورت گرفته است. کیفیت های اراضی مورد بررسی در این تحقیق شامل قابلیت دسترسی به رطوبت، شوری و سدیمی بودن، شرایط فیزیکی ریشه دهی، قابلیت دسترسی به چراگاه و قابلیت دسترسی به آب شرب بوده که هر کدام به وسیله یک یا چند خصوصیت از اراضی ارزیابی شده اند. بعد از تعریف نیازهای تیپ بهره وری مورد نظر و مقایسه خصوصیات اراضی مورد مطالعه درجات هر کیفیت در سلول هایی به ابعاد 200×200 متر در محیط GIS تعیین شده و در نهایت به وسیله معادله ریشه دوم در هم تلفیق شده و شاخص اراضی محاسبه گردید. بر اساس مقادیر شاخص اراضی، کلاس کیفی تناسب اراضی تعیین شده و به صورت نقشه تهیه شد. نتیجه این تحقیق در قالب دو سناریوی مختلف تأمین آب شرب برای دام، مورد تحلیل قرار گرفت. در سناریوی اول با فرض تأمین آب محدود به آب چشمه ها و آبشخورهای دائمی شده و در سناریوی دوم علاوه بر منابع مزبور، تأمین آب توسط رودخانه های فصلی حوزه مد نظر قرار گرفته است. به عنوان یک نتیجه مهم، مدلسازی مکانی به وسیله GIS، باعث افزایش دقت در نتایج تناسب اراضی گردیده است. نتایج کلی پژوهش نشان می دهد که منطقه مورد مطالعه، دارای تناسب خوبی برای چرای دام نبوده و دارای تناسب بحرانی و عمدتاً نامناسب است. مهم ترین عوامل محدود کننده شامل قابلیت دسترسی به رطوبت برای رشد گیاه، شیب، رخنمون سنگی و دسترسی به آب شرب می باشد. دو سناریوی مختلف از دسترسی به آب شرب نشان می دهد که در سناریوی دوم در حالتی که در اواخر زمستان و طول فصل بهار رودخانه های فصلی دارای آب هستند، تناسب برخی واحدهای اراضی برای این بهره وری افزایش می یابد.

</description>
						<author> شمس الله ایوبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه سایش در طول تیغه برش خاک ورز برگردان‌دار برحسب مسافت</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=574&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سایش، مهم ترین مشکل تیغه های  برش خاک ورز برگردان دار است. ابتدای تیغه برش چون عمل برش خاک را انجام می دهد، بیشتر ساییده می شود و مقدار سایش آن بر عملکرد خاک ورز تأثیری زیاد دارد. هدف از این پژوهش، مطالعه سـایش در طول تیغـه برش خاک ورز برگردان دار برحسب مسافت کارکرد بوده است. به این منظور، مقدار سایش نمونه های استوانه ای شکل که در طول تیغه های برش یک خاک ورز چهار خیش نیمه سوار نصب شده بودند در پنج مسافت 50 کیلومتری، در خاک لوم رسی سیلتی با رطوبت 13 تا 15 درصد، تعیین شد. نتایج نشان داد که به رغم تفاوت در مقادیر سایش تیغه ها، اختلافی معنی دار بین میانگین سایش آنها وجود نداشت. با افزایش مسافت، آهنگ سایش کاهش یافت که نشان دهنده کارسختی (Work Hardening) سطح فولاد بر اثر سایش با خاک است. دو مدل رگرسیونی تدوین شده نشان داد که: مقدار سایش در طول هر تیغه را می توان به وسیله تابعی توانی، با توان 75/0مسافت پیمـوده شده تخمـین زد و سایش طول تیغه ها بر حسب فاصله از نوک، به صورت تابع درجه 2 با ضریب تبیین 93/0 تغییر داشت. نزدیک به 75% سـایش طولی ابتدای تیغـه مربوط به فاصله  3/1 از نوک تیغـه بود. </description>
						<author> مهدی کسرایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اصلاح رطوبت تعادلی شلتوک برنج (سپیدرود) برای شبیه سازی خشک کردن توده بستر نازک </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=575&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>خشک کردن سریع می تواند ترک های داخلی در دانه ایجاد کند که این ترک ها زمینه را برای شکسته شدن دانه در طول عملیات تبدیل مساعد می کند. فرایند خشک کردن باید کنترل شده باشد. این مسأله نیاز به شرح دقیق مکانیزم خشک کردن دارد. رطوبت تعادلی توده یکی از خصوصیاتی است که به طور مستقیم بر پدیده خشک شدن محصول دخالت دارد. اصلاح مقدار رطوبت تعادلی (Equilibrium moisture content) با افزایش دقت مدل سازی، منجر به بهینه سازی عملیات خشک کردن محصولات می گردد. حالت فوق به ویژه برای سیستم هایی که به کمک کامپیوتر به طور خودکار کنترل می شوند، حائز اهمیت می باشد. در این مقاله معادلات انتقال حرارت و جرم به صورت هم زمان با فرض متقارن بودن دانه، به روش اجزای محدود برای رطوبت های تعادلی مختلف (از 5/7 تا 12/0 درصد برپایه خشک)، رطوبت اولیه توده 23/17 درصد (بر پایه خشک) و دمای هوای 69 C ° حل شده اند. برای تأیید صحت مدل های استخراج شده، توده بستر نازک شلتوک برنج سپیدرود به وسیله خشک کن آزمایشگاهی خشک شد. در طول مدت خشک کردن، وزن توده شلتوک در زمان های مختلف اندازه گرفته شد و با داده های حاصل شده، رطوبت شلتوک محاسبه گردید. مقدار مجذور میانگین مربعات خطای برای رطوبت تعادلی 5/7 و 5/11 درصد (بر پایه خشک) به ترتیب بیشترین و کمترین مقدار خطا را داشته که برابر با 1025/0 و 0091/0 و مقدار مدول میانگین انحراف نسبی به ترتیب برابر با 129/5 و 394/1 بود. با توجه به مقدار خطای مدل ها نسبت به داده های آزمایشگاهی رطوبت تعادلی توده برای 5/11 درصد (بر پایه خشک) بهترین نتیجه را به دست داد. </description>
						<author> شاهین رفیعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>طراحی و ساخت مکانیزم بردارنده و انتقال دهنده میوه‌‌های کروی شکل</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=576&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف از این تحقیق طراحی و ساخت یک دستگاه مکانیزم بردار-گذار میوه است، به طوری که بتوان میوه  را از مکان مشخصی به مکان دیگر، با حداقل آسیب به بافت میوه انتقال داد. روش کار به این صورت است که ابتدا گیرنده مکانیکی گریپر (Gripper) با طرحی مناسب که بتواند میوه هایی به قطر 5 تا 9 سانتی متر را به صورتی مطمئن در برگیرد طراحی و ساخته شد. ویژگی این گریپر باید به گونه ای باشد که میوه را بدون آن که صدمه ای به آن وارد کند گرفته و زمان بندی مشخصی را در گرفتن و رها کردن میوه به اجرا گذارد. در طراحی این گریپر از مکانیزم لنگ - لغزنده استفاده شد. برای اجرای زمان بندی مناسب در گرفتن و رهاکردن میوه، عضو لغزنده حرکت خود را از بادامک دریافت می کند. تحلیل های سینماتیکی و دینامیکی لازم برای گریپر انجام و عملکرد آن توسط نرم افزار Working Model شبیه سازی گردید. در مرحله بعد مکانیزمی چهار میله ای به گونه ای که بتواند گریپر را از نقطه ای به نقطه دیگر انتقال دهد طراحی و ساخته شد. پس از انجام تحلیل سینماتیکی، معادله حاکم بر حرکت بازو استخراج و تحلیل دینامیکی انجام گردید. پس از نصب گریپر بر روی مکانیزم (بازو)، آزمایش هایی به منظور مشاهده عملکرد گریپر و بازو در کنار یکدیگر انجام گرفت. در این آزمایش ها از میوه های کروی شکلی چون سیب و پرتغال استفاده شد. در این بررسی مشخص شد که گریپر قادر است برای میوه های کروی کشیده مانند سیب به طور مؤثری عمل گرفتن و رها کردن را به اجرا گذارد. هم چنین کارایی مناسب بازو در ایجاد حرکتی پیوسته و بدون ضربه مشاهده شد. برای میوه های با ابعاد بزرگ تر، با انجام اصلاحاتی جزئی در انگشتی های گریپر می توان عمل گرفتن و رها کردن را به نحو مطلوبی به انجام رساند.</description>
						<author> رضا عارفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه تفکیک اجزای چربی شیر به روش کریستالیزاسیون جزء به جزء </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=577&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;به منظور اصلاح چربی شیر، کریستالیزاسیون جزء به جزء آن پس از سرم گیری با دکانتور در سه دامنه دمایی 35-30، 22-17 و 10- 5 درجه سانتی گراد و سه زمان کریستالیزاسیون 6، 5/13 و 18 ساعت انجام گرفت. در هر مرحله پس از پایان زمان مورد نظر، جزء جامد یا استئارین توسط سانتریفوژ (rpm 16000)به مدت زمان 15 دقیقه جدا شد. جزء مایع یا اولئین باقی مانده وارد مرحله بعد کریستالیزاسیون جزء به جزء گردیده و این عمل تا سه مرحله و تا جداسازی جزء با نقطه ذوب پایین یا (LMF (Low melting fraction، جزء با نقطه ذوب متوسط یا (MMF (Middle melting fraction و جزء با نقطه ذوب بالا یا (HMF (High melting fraction ، تکرار شد. در پایان در 27 جزء به دست آمده، عدد یدی به روش ویجز (Wejs) و درصد چربی جامد یا (SFC (Solid fat content با دستگاه (NMR (Nuclear magnetic resonance اندازه گیری و مقایسه شد. نتایج نشان داد که عدد یدی و SFC برای LMF متفاوت از MMF و HMF بوده و دارای اختلاف معنی دار با آن دو است ( اختلاف عدد یدی، 3-6 واحد یا10-20% و اختلاف SFC، 3-14%) و می توان در فرمولاسیون بستنی از LMF ، شیرینی دانمارکی از MMF و روکش بستنی از HMF استفاده نمود. &lt;/p&gt;</description>
						<author> مجید جمشیدیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>استفاده از گلیسیریزین، سوربیتول و فروکتوز در تهیه مربای آلبالوی رژیمی و ارزیابی آن در بیماران دیابتی غیر وابسته به انسولین</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=578&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مصرف غذاهای با نمایه گلیسمی (G.I.) پایین به کنترل قند خون بیماران دیابتی کمک می نماید. مربای معمولی دارای نمایه گلیسمی بالا می باشد. هدف از پژوهش حاضر تهیه مربای رژیمی با استفاده هم زمان از شیرین کننده های مغذی و غیر مغذی می باشد. این تحقیق در چهار مرحله انجام شد. در مرحله اول ابتدا گلیسیریزین از پودر عصاره شیرین  بیان استخراج و بعد از آمونیاکی کردن، میزان خلوص آن با استفاده از روش HPLC اندازه گیری شد. در مرحله دوم در قالب طرح کاملاً تصادفی تیمارهایی از مربا با نسبت های مختلف از شیرین کننده های سوربیتول، فروکتوز و گلیسیریزین تولید شد. در مرحله سوم تیمارهای مختلف مربا توسط یک گروه چشایی منتخب مورد ارزیابی کیفی رنگ، طعم، بافت و پذیرش کلی قرار گرفت. هم چنین آزمون های فیزیکی سنجش رنگ و قوام به ترتیب با رنگ سنج هانترلب و قوام سنج بوستویک روی کلیه تیمارها صورت پذیرفت و دو تیمار انتخاب شد. در مرحله چهارم این مرباها به8 بیمار غیر وابسته به انسولین خورانده شد و قند خون آنها در زمان های صفر، یک و دو ساعت بعد از صرف هر یک از مرباها و نان (به  عنوان کنترل) با روش اورتوتولوییدین اندازه گیری شد. نتایج به  دست آمده نشان داد که گلیسیریزین آمونیاکی سبب بالا رفتن میزان پذیرش کلی مربا می گردد (در سطح 5%). هم چنین سوربیتول و فروکتوز باعث افزایش قوام می شود. نمایه گلیسمی مرباهای انتخاب شده در حد پایین و برابر 9/23 و 5/23 بود. بنابراین مصرف این مرباهای رژیمی برای بیماران دیابتی مناسب بوده و تولید آنها در سطح تجاری توصیه می شود.</description>
						<author> ابراهیم حسینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اکتینیدین میوه کیوی: خالص‌سازی و بررسی مقدار آن در واریته‌های داخلی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=579&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پروتئازها جایگاه مهمی در صنایع غذایی و دارویی دارند. اکتینیدین یک سیستئین پروتئاز است که در میوه کیوی به وفور یافت می شود. در این مطالعه محتوای پروتئین و میزان نسبی آنزیم اکتینیدین در چهار واریته کیوی رایج در کشور بررسی شد و آنزیم اکتینیدین با روشی مناسب برای استفاده های بعدی تخلیص گردید. عصاره میوه کیوی از چهار واریته هیوارد، مونتی، برونو و آبوت تهیه شد. تخلیص اکتینیدین از عصاره با دو مرحله رسوب دهی توسط سولفات آمونیوم و کروماتوگرافی تعویض  یون در ستـون دی اتیل آمینو اتیل سفارز انجام گرفت. برای تعیین وزن مولکولی و سنجش فعالیت آنزیمی، به ترتیب از الکتروفورز در ژل پلی اکریل آمید (SDS-PAGE) و آزمون هضم کازیین استفاده شد. غلظت پروتئین تام عصاره با سه روش برادفورد، لوری وUV  و میزان نسبی اکتینیدین در هر واریته با تراکم سنجی باند های پروتئین در ژل تعیین گردید. راندمان عمل و درجه خلوص اکتینیدین به دست  آمده در این مطالعه، به ترتیب 65 و 95 درصد بود. نتیجه آزمون SDS-PAGE احیایی نشان داد که وزن مولکولی آنزیم به دست آمده حدود 29  کیلودالتون است. اندازه گیری محتوای پروتئین با سه روش برادفورد، لوری وUV  که نتایج آنها تفاوت زیادی با یکدیگر داشت، نشان داد که غلظت پروتئین و اکتینیدین در کیوی کمتر از گزارش های مربوطه است و روش برادفورد روش دقیق تری برای محاسبه پروتئین در کیوی نسبت به دو روش دیگر است.</description>
						<author> علی مصطفایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر سه نوع امولسیفایر و آنزیم α- آمیلاز قارچی بر کاهش بیاتی نان تافتون</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=580&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;به منظور تعیین تأثیر نوع امولسیفایر (لسیتین، E471 و E472) و سطوح مصرف آن ( 0، 25/0، 5/0، 75/0 و 1 درصد) و نیز میزان آنزیم α- آمیلاز قارچی و سطوح مصرف آن (0، 5، 10 و 20 گرم در صد کیلوگرم آرد) روی نان آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. در فاصله صفر، 24، 48 و 72 ساعت بعد از پخت، آزمون  های بافت سنجی و حسی روی نان  های تهیه شده صورت گرفت. رابطه بین متغیر  های اندازه گیری شده با استفاده از رگرسیون   های ساده و چند متغیره مطالعه شد. نتایج آزمایش ها نشان داد که افزودن امولسیفایر باعث کاهش سفتی بافت نان شد. در بین سه امولسیفایر مورد بررسی امولسیفایر E472 بیشترین اثر و E471 کمترین اثر را بر کاهش میزان سفتی نان در 72 ساعت پس از پخت داشت. افزودن آنزیم α- آمیلاز نیز باعث کاهش میزان سفتی بافت نان گردید که این اثر در 72 ساعت پس از پخت بسیار کمتر بود. نتایج مدل سازی و کمی کردن روابط بین متغییر  های مختلف حاکی از آن است که در روز های اولیه تولید حد بهینه امولسیفایر ها برای حصول حداکثر کیفیت نان به ترتیب برای لسیتین حدود 1 درصد، 25/0 درصد برای E471 و 5/0 درصد برای E472 بود. مقدار بهینه آنزیم در هنگام استفاده هم زمان آن با امولسیفایر ها حدود 5 گرم در 100 کیلوگرم آرد به دست آمد. &lt;/p&gt;</description>
						<author> آرش کوچکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی بافت‌، رنگ و مقدار پراکسید چیپس فرموله شده سیب زمینی از ارقام اگریا و مارفونا در زمان انبارداری </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=581&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>از گرانول خشک سیب زمینی و پوره سیب زمینی پخته (ارقام اگریا و مارفونا)، آرد ذرت، نشاسته، آب، نمک امولسیفایر، پودر سیر، فلفل سفید، آسکوربیک اسید، اسید سیتریک، سولفیت سدیم و روغن قنادی با توجه به رقم های سیب زمینی دو نوع خمیر تهیه شد ، این خمیر با غلتک به صورت صفحه ای با ضخامت 1 تا 2 میلی متر گسترده و با قالب برش داده شد و در آون 1250 طی مدت 30 دقیقه تنوری شد و در دو نوع محیط یکی با اتمسفر ازت و دیگری هوای اتمسفر ودر پوشش پلی اتیلنی بسته بندی گردید و هر دو نوع مدت سه ماه درتاریکی و در دمای 25 درجه سانتی گراد نگه داری شد. پس از تولید و در طول انبارداری مقاومت بافت به نیروی خمشی ، رنگ و مقدار پراکسید نمونه ها در فواصل یک ماهه ارزیابی شد . تا پایان ماه دوم پراکسید در نمونه ها در حد قابل اندازه گیری نبود ولی در پایان ماه سوم مقدار پراکسید نمونه ها قابل اندازه گیری شد. این مقدار برای نمونه های نگه داری شده در بسته های حاوی گاز ازت به مراتب کمتر از نمونه های بسته بندی شده با هوا بود. البته مقدار پراکسید برای هر دو نوع محیط بسته بندی کمتر از حد  مجاز بود. ارزیابی مقاومت خمشی بافت محصول نشان داد در سطح احتمال 5 درصد اثر رقم بر مقدار تنش لازم برای شکستن برگه ها معنی دار نیست ، در حالی که اثر محیط بسته بندی بر این خصوصیت در سطح احتمال 1 درصد معنی دار است و نگه داری برگه ها در فضای ازت باعث سفت تر شدن بافت آنها شده است . اثر زمان نگه داری بر ماکزیمم تنش خمشی برای شکستن برگه ها نیز در سطح احتمال 1 درصد معنی دار بود و با افزایش زمان نگه داری بافت سخت تر شده بود. در بررسی رنگ نمونه ها معلوم شد که اثر زمان و اثر رقم در سطح احتمال 1 درصد بر روشنی و تیرگی برگه ها (عدد L در سیستم هانترلب) معنی دار است. اثر رقم ، زمان نگه داری و اثر متقابل این فاکتور ها بر قرمزی یا سبزی برگه ها (عدد a در سیستم هانترلب) در سطح احتمال 5 درصد معنی دار نبود. اثر رقم در سطح احتمال 1 درصد ، زمان نگه داری در سطح احتمال 5 درصد بر زرد و آبی بودن نمونه ها (عدد b در سیستم  هانترلب) معنی دار بود.</description>
						<author> نفیسه زمین دار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثرات حمایتی سیاست خرید تضمینی روی سطح زیر کشت وعملکرد پنبه، سیب‌زمینی و پیاز در استان فارس</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=582&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>ارزیابی سیاست های حمایتی دولت از نقطه نظرات متفاوت اقتصادی مثل اثرات جانبی و رفاهی آنها همواره مورد توجه قرار گرفته است. هدف اصلی این پژوهش بررسی آثار سیاست خرید تضمینی پنبه، سیب زمینی و پیاز بر روی سطح زیر کشت و عملکرد این محصولات دراستان فارس می باشد. برای این منظور با به کارگیری داده های دوره زمانی 1381- 1351و انجام آزمون ایستایی متغیرهای مربوطه از مدل تعدیل جزیی نرلاو برای برآورد توابع سطح زیر کشت و عملکرد استفاده شد. از جمله ویژگی الگوی مقاله حاضر آن است که نرخ حمایت مؤثر به عنوان متغیر توضیحی مؤثر وارد مدل شده است. گرچه نتایج به  دست آمده برای تمام محصولات یکسان نبود ولی به نظر می رسد سیاست مورد نظر، تأثیر معنی داری بر روی سطح زیر کشت و عملکرد محصولات مورد مطالعه نداشته است. از آنجا که سیاست خرید تضمینی درسال های اخیر در استان فارس اعمال شده و اثر بخشی این سیاست ها مستلزم گذشت زمان است، شاید بتوان در افقی طولانی تر انتظار آثار متفاوتی داشت.

</description>
						<author> محمد بخشوده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>برآورد نرخ بازده اجتماعی تحقیقات به‌نژادی چغندر قند: رقم رسول</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=583&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>رسول نخستین رقم ایرانی منوژرم هیبرید چغندر قند است که پس از 8 سال تلاش پژوهشی سرانجام در سال 1379 در مؤسسه تحقیقات و تهیه بذر چغندرقند توسعه داده شد. این رقم علاوه بر پرمحصول بودن، مقاوم به بولتینگ و بیماری لکه برگی چغندرقند می باشد و در اغلب نقاط چغندرکاری ایران نتایج قابل قبولی داده است. هدف پژوهش حاضر انجام برآوردی از نرخ بازده سرمایه گذاری دولت برای توسعه   این رقم با بهره گیری از رهیافت مازاد اقتصادی و استفاده از داده های حاصل از مزارع نمونه می باشد. نتایج به  دست آمده نشان داد که نرخ بازده داخلی اجتماعی سرمایه گذاری برای توسعه این رقم برابر 117 درصد می باشد. صرفه جویی ارزی حاصل از معرفی این رقم در اثر کاهش واردات شکر، حدود 7/28 میلیون دلار برآورد گردید. نتایج حاصله نشان دهنده پربازده بودن این سرمایه گذاری و وجود کم  سرمایه گذاری در حوزه تحقیقات کشاورزی است.

</description>
						<author> سید صفدر حسینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین تغییرات گستره جنگل‌های شمال کشور بین سال‌های 73 تا 80 با استفاده از تصاویر سنجنده +ETM (مطالعه موردی در جنگل‌های بابل)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=584&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف از این پژوهش تعیین تغییرات گستره جنگل های شمال کشور از سال 1373 تا 1380 به صورت کمّی است. این پژوهش در سطحی معادل یک برگ نقشه 1:25000 (حدود 15000 هکتار) در جنگل های منطقه بابل انجام گردید. نقشه جنگل مربوط به سال 73 از نقشه رقومی 1:25000 جنگل های شمال استخراج شد. برای تهیه نقشه جنگل در آخر دوره، تصویر سنجنده +ETM ماهواره لندست 7 مربوط به تاریخ 8 مرداد 1380 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در بررسی کیفیت تصویر از نظر رادیومتری و هندسی، خطای راه راه شدگی در باند های 2، 4، 5 به میزان کمتر از 1DN± مشاهده شد که به دلیل جزیی بودن، از تصحیح آنجا صرف نظر شد. خطای جابه جایی دسته  های شانزده تایی خطوط اسکن و خطای خطوط اسکن تکراری نیز در تصویر مشاهده گردید. تصحیح هندسی تصویر به روش اُرتو و با استفاده از اطلاعات مداری و مدل رقومی ارتفاع به طور دقیق انجام شد. سپس تصویر ماهواره ای با روش هایی نظیر نسبت گیری طیفی، تجزیه مؤلفه  های اصلی و تسلدکپ مورد پردازش و بارزسازی قرار گرفت. باند پانکروماتیک نیز به روش های تبدیل فضای رنگ و پاسخ طیفی، با باند های چندطیفی ادغام شد. یک نقشه واقعیت زمینی نمونه ای در 3% سطح منطقه به روش میدانی و با استفاده از GPS تهیه شد. طبقه بندی تصویر به صورت تلفیقی (رقومی- چشمی) صورت گرفت. به این ترتیب که ابتدا یک طبقه بندی نظارت شده با طبقه بندی کننده حداکثر تشابه با استفاده از باندهای اصلی و پردازش شده انجام شد. سپس نقشه ای که بیشترین صحت را در مقایسه با نقشه واقعیت زمینی داشت (صحت کلی 56/94 و ضریب کاپا 89/0)، انتخاب و ساختار آن از رستر به بْردار تبدیل گردید. این نقشه پس از قرارگیری روی ترکیب های رنگی مختلف از جمله تصاویر ادغام  شده با باند پانکروماتیک و نیز برخی از اطلاعات کمکی، مورد تفسیر، بازبینی و ویرایش قرار گرفت. نقشه حاصل، دارای صحت کلی 39/96% و ضریب کاپا 927/0 بود. نقشه جنگل حاصل از داده های ماهواره ای با نقشه جنگل سال 73 مقایسه و مشخص شد که در این دوره به میزان 417 هکتار به مناطق جنگلی افزوده (عموماً قطعات جنگل کاری شده) و 1168 هکتار از سطوح جنگل اولیه کاسته شده است. به این ترتیب در مجموع 751 هکتار (معادل 2/8% سطح اولیه جنگل) از مساحت جنگل کاسته شده است. بر اساس نتایج این پژوهش می توان بیان داشت که با تجزیه و تحلیل تصاویر ماهواره ای جدید می توان نقشه های دقیق جنگل تهیه کرده و از مقایسه این نقشه ها با نقشه های جنگل موجود مربوط به سال 73، تغییرات را در تمامی سطح جنگل های شمال کشور تعیین نمود. </description>
						<author> امید رفیعیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر نور، مدت زمان سرمادهی و سن بذر بر جوانه‌زنی بذرهای کما (&lt;i&gt;Ferula ovina)&lt;/i&gt;)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=590&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>گیاه کما یکی از گونه های مرتعی اصفهان و چهار محال و بختیاری است که هم اکنون گستره های طبیعی آن در معرض نابودی قرار گرفته است. یافتن پاره ای اطلاعات در زمینه خواب اولیه و فاکتورهای مؤثر در شکست خواب و شرایط بهینه جوانه زنی دانه برای بازسازی عرصه های این گیاه ضروری است. بنابراین در این پژوهش دو آزمایش فاکتوریل با طرح کاملاً تصادفی به اجرا در آمد. اولین آزمایش با 6 تکرار برای ارزیابی فاکتورهای سن بذر، نور و طول مدت سرمادهی بردرصد جوانه زنی بذرهای کما اجرا شد. در دومین آزمایش، اثر مدت زمان سرمادهی و سن بذر بر T&lt;sub&gt;50&lt;/sub&gt; بذرها در 3 تکرار مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که یکسال ذخیره سازی بذرها، درصد جوانه زنی آنها را کاهش داده است. ولی این کاهش از نظر آماری معنی دار نبود. دانه های یک ساله نسبت به دانه های تازه برداشت شده T&lt;sub&gt;50&lt;/sub&gt; بزرگ تری داشتند که کاهش بنیه و سرعت جوانه زنی را نشان می داد. آنالیز داده ها نشان داد که اثر نور در سطح 1% معنی دار بود. میزان جوانه زنی در برابر نور 6/45 درصد بیش از تاریکی مطلق بود. بنابراین بذرهای کما فتوبلاستیک مثبت بوده وجوانه زنی آنها وابسته به نور است. هم چنین شرایط سرد و مرطوب، تأثیر معنی داری بر جوانه زنی بذرهای کما داشت. پیش سرمای مرطوب 9-7 هفته بهترین تیمار برای شکست خواب بذرهای کما بود. این مدت زمان سرمادهی بنیه بذرها را بهبود بخشید و سرعت جوانه زنی را تقویت کرد اما نتوانست جایگزین اثر نور شود. در هر شرایطی نور در طی آزمون برای حصول نتایج بهینه لازم بود. نیاز به نور و سرما ممکن است در راستای سازگاری به شرایط اکولوژیک زیستگاه این گیاه در چهارمحال و بختیاری باشد. </description>
						<author> ریحانه عموآقایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر محلول‌های نگه‌دارنده مختلف بر عمر گلجایی گل بریده مریم گل درشت محلات</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=585&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>گل مریم یکی از گل های بریده سوخ دار گرمسیری و نیمه گرمسیری است که به طور گسترده در بیشتر نواحی گل کاری ایران کشت می شود. این گل با وجود داشتن پتانسیل بالای عمر پس از برداشت، در منازل خیلی سریع دچار زوال می شود. در این راستا دو آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی روی گل مریم گل درشت محلات در شرایط منزل و با اعمال سهل انگاری بیشتر مصرف کنندگان یعنی انجام ندادن بازبرش انتهای ساقه و تعویض نکردن محلول گلجای، برای یافتن محلول نگه دارنده مناسبی که در این شرایط بیشترین عمر گلجایی را داشته باشد، صورت گرفت. در آزمایش اول محلول های نگه دارنده عبارت بودند از: سوکروز (1، 2 و 3 درصد)، تیوسولفات نقره (4/0، 8/0 و 2/1 میلی مولار)، نیترات نقره (50، 100 و 150 میلی گرم در لیتر)، اسیدسیتریک (150، 300 و 450 میلی گرم در لیتر) و آب معمولی به عنوان شاهد. تیوسولفات نقره باعث سوختگی شدید گلچه ها و نیترات نقره نیز باعث پژمردگی گلچه ها و خم شدن انتهای ساقه گل دهنده در روزهای اولیه آزمایش شدند. سوکروز نیز در این شرایط تأثیر مثبتی نداشت و باعث کاهش عمر گل شد. بیشترین عمر گلجایی مربوط به تیمار اسیدسیتریک و بعد از آن آب معمولی (شاهد) بود. در آزمایش دوم که برای مشخص تر شدن نقش کیفیت آب و اسید سیتریک صورت پذیرفت، از اسید سیتریک تهیه شده با آب مقطر گندزدایی شده (150، 300 و 450 میلی گرم در لیتر)، آب مقطر گندزدایی شده و آب معمولی به عنوان شاهد استفاده شد. تیمار آب مقطر گندزدایی شده، بیشترین عمر گلجایی را داشته و کمترین طول عمر مربوط به شاهد (آب معمولی) بود. استفاده از اسیدسیتریک تهیه شده با آب مقطر گندزدایی شده، تأثیر مطلوبی بر طول عمر گلجایی گل بریده مریم داشت که این تأثیر با افزایش غلظت اسید تا میزان 450 میلی گرم در لیتر رابطه مستقیمی داشت.</description>
						<author> محمد مهدی جوکار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تغییرات مواد شبه جیبرلیک اسید در طول دوره چینه سرمایی در بذر زیتون</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=586&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این پژوهش به منظور بررسی تغییرات مواد شبه جیبرلیک اسید در طول دوره چینه سرمایی (0، 10، 20، 30 روز در 10&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;C) و بدون چینه سرمایی در بذر ارقام آربکئین و زرد، انجام شد. در آزمایش اول، عصاره گیری از بذرهای دو رقم آربکئین و زرد با اتانول (80%) انجام گردید و سپس با اتیل استات، خالص گردید. با استفاده از روش کروماتوگرافی لایه ای مواد شبه جیبرلیک اسید از عصاره جدا شد. به منظور مقایسه فعالیت بیولوژیکی کاهو قسمت های جدا شده، توسط TLC از آزمون هیپوکوتیل کاهو استفاده شد. نتایج به دست آمده از آزمایش اول نشان داد که در هر دو رقم با افزایش مدت چینه سرمایی مقدار مواد شبه جیبرلیک اسید افزایش می یابد. در آزمایش دوم عصاره گیری از قسمت های مختلف بذر بدون چینه سرمایی صورت گرفت. نتیجه آزمایش دوم نشان داد که در هر دو رقم، میزان مواد شبه جیبرلیک اسید آن در رویان بیشتر از سایر قسمت های بذر می باشد. </description>
						<author> جعفر امیری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر نسبت‌های متفاوت آمونیوم به نیترات بر رشد و عملکرد چند رقم توت فرنگی &lt;span dir=ltr&gt; (&lt;i&gt;Fragaria xananassa&lt;/i&gt; Duch.)&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=587&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این پژوهش در دو فصل متفاوت (تابستان و زمستان) در گلخانه ها و آزمایشگاه های گروه علوم باغبانی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران انجام شد. در این مطالعه چهار رقم توت فرنگی به نام های آلیسو، سلوا، گاویتا و کامارسا کشت شد و تغذیه بوته ها با استفاده از پنج محلول غذایی، حاوی مقدار ثابت نیترات و مقدار متغیر آمونیوم انجام گرفت. در تابستان وزن خشک اندام هوایی و نسبت آن به وزن خشک ریشه به ترتیب با افزایش نیتروژن آمونیومی از صفر به 25/0 و از 25/0 به 5/0 میلی مولار به حداکثر مقدار خود رسید. نیتروژن آمونیومی سبب کاهش وزن خشک ریشه شد. رقم آلیسو و رقم سلوا به ترتیب بیشترین وزن خشک اندام هوایی و وزن خشک ریشه را در بین چهار رقم داشتند. رقم گاویتا بیشترین تعداد ساقه رونده را تولید نمود. در زمستان، وزن خشک اندام هوایی و نسبت آن به وزن خشک ریشه در ارقام تغذیه شده با محلول غذایی محتوی 2 میلی مولار آمونیوم حداکثر بود. با افزایش آمونیوم از صفر به 5/0 میلی مولار، عملکرد میوه کاهش و بعد افزایش یافت. رقم سلوا بیشترین وزن خشک ریشه و میوه و رقم گاویتا بیشترین عملکرد و وزن تر میوه را داشتند. رقم کامارسا بیشترین وزن خشک اندام هوایی را تولید نمود. در تابستان وزن خشک اندام هوایی و نسبت آن به وزن خشک ریشه به طور معنی داری بیشتر از زمستان بود. در کل محلول غذایی محتوی 2 میلی مولار آمونیوم و رقم گاویتا به علت تولید عملکرد بالا توصیه می شوند.</description>
						<author> مهدیه حقیقت افشار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کاربرد تجزیه خوشه‌ای برای تعیین پایداری هیبریدهای ذرت</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=588&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>وقتی اثر متقابل ژنوتیپ و محیط معنی دار باشد، برای سهولت در تفسیر داده های حاصل از آزمایش اثر متقابل ژنوتیپ و محیط، تجزیه خوشه ای برای گروه بندی ژنوتیپی بر مبنای پاسخ ژنوتیپ ها به محیط پیشنهاد می شود. اگر داده ها در زیرگروه های مشابه طبقه بندی شوند، ساختار اثر متقابل داده  های دوطرفه، قابل تعیین است. بدین منظور برای بررسی اثر متقابل ژنوتیپ و محیط در این پژوهش چهار روش تجزیه  خوشه ای بررسی شد. تعداد 9 هیبرید جدید زودرس ذرت به همراه هیبرید شاهد KSC 301 به  مدت 2 سال در 4 منطقه با استفاده از طرح بلوک های کامل تصادفی با 4 تکرار مورد ارزیابی عملکرد و پایداری قرار گرفت. تجزیه واریانس ساده اختلاف بین هیبرید ها را در اکثر آزمایش  ها نشان داد. نتایج به  دست آمده از تجزیه مرکب داده  ها نشان داد که آثار متقابل هیبرید × سال، هیبرید × مکان و هیبرید × سال × مکان در سطح احتمال 1% معنی دار بودند. نتایج به  دست آمده از این پژوهش نشان داد که تجزیه  خوشه ای مدل های اول و سوم و هم چنین مدل های دوم و چهارم تقریباً مشابه بودند. هیبرید شماره 8 (KE8212/12 × K1263/1) با پایداری عملکرد بالا در مدل های اول و سوم در یک گروه و سایر هیبرید ها با پایداری متوسط در گروه دیگری قرار گرفتند. در مدل دوم، سه گروه هیبرید با پایداری بالا شامل هیبرید های شماره 3، 7 و 9، هیبرید های با پایداری متوسط تنها شامل هیبرید شماره 1 و هیبریدهای با پایداری کم شامل هیبریدهای شماره 2، 4، 5، 6، 8 و 10 بودند و در مدل چهارم هیبرید شماره 9 پایدارترین هیبرید، هیبریدهای 3 و 7 با پایداری متوسط و بقیه هیبریدها پایداری ضعیفی نشان دادند.</description>
						<author> رحمت الله کریمی زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تنوع ژنتیکی و روابط خویشاوندی یونجه‌های یک‌ساله دیپلوئید و تتراپلوئید با استفاده از نشانگرهای ریزماهواره</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=589&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;یونجه های یک ساله از خویشاوندان نزدیک یونجه زراعی بوده که به منظور تولید علوفه، حفاظت خاک، تناوب زراعی، تثبیت بیولوژیک ازت و کود سبز مورد استفاده قرار می گیرند. در این تحقیق تنوع ژنتیکی درون و بین گونه ای و روابط خویشاوندی 4 گونه  یونجه یک ساله دیپلوئید (&lt;em&gt;M. truncatula، M. rigidula،&lt;/em&gt; &lt;em&gt;M. orbicularis&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;M&lt;/em&gt;. &lt;em&gt;minima&lt;/em&gt;) و دو گونه یک ساله تتراپلوئید ( .&lt;em&gt;M. rugosa&lt;/em&gt; Desr و .&lt;em&gt;M&lt;/em&gt;. &lt;em&gt;scutellata&lt;/em&gt; Mill) مورد بررسی قرار گرفت. دی ان آی ژنومی استخراج شده از نمونه های گیاهی با 6 جفت آغازگر ریزماهواره تحت واکنش زنجیره ای پلیمراز قرار گرفته و محصولات آنها روی ژل پلی آکریل آمید واسرشته ساز الکتروفورز شدند. نتایج به  دست آمده نشان داد که مجموعاً 25 آلل چند شکل در بین گونه های مورد مطالعه وجود داشت. میانگین تنوع ژنتیکی درون گونه ای از صفر در دو گونه &lt;em&gt;M. rugosa&lt;/em&gt; و .&lt;em&gt;M. scutellata&lt;/em&gt;  Mill&lt;em&gt;�&lt;/em&gt;تا 114/0 در گونه &lt;em&gt;M&lt;/em&gt;. &lt;em&gt;minima&lt;/em&gt; متغیر بود. تنوع ژنتیکی کل به تنوع درون و بین گونه ای با استفاده از تجزیه واریانس مولکولی تفکیک گردید. بر اساس نتایج به  دست آمده تنوع ژنتیکی درون و بین گونه ای در سطح احتمال 5 درصد معنی دار و میزان تنوع بین گونه ای به  مراتب بیشتر از تنوع درون گونه ای بود. مقایسه فاصله دو به  دوی گونه ها نشان داد که تفاوت معنی داری در بین تمام گونه های مورد بررسی وجود دارد. تجزیه خوشه ای با استفاده از روش دورترین همسایه و تجزیه به مؤلفه های اصلی دو گونه تتراپلوئید &lt;em&gt;M. rugosa&lt;/em&gt; و .&lt;em&gt;M. scutellata&lt;/em&gt; Mill را در یک گروه قرار داد که نشان دهنده احتمال وجود جد مشترک برای این دو گونه می باشد. این دو گونه در تمام جایگاه ها به استثنای AFca16 دارای الگوی باندی مشابه بودند.گونه های دارای غلاف درشت و صاف دارای تنوع ژنتیک کمتری نسبت به گونه های غلاف ریز و خاردار بودند که احتمالاً اندازه و خاردار بودن غلاف نقش مهمی در تکامل یونجه های یک ساله داشته است. این پژوهش نشان داد که نشانگرهای ریزماهواره در تعیین میزان تنوع ژنتیکی درون و بین گونه ای و روابط خویشاوندی و تکاملی  گونه  های یونجه کارایی بالایی دارند. &lt;/p&gt;</description>
						<author> محسن فلاحتی عنبران</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی تغییرات مکانی و واکنش علف‌های هرز به عملیات زراعی متداول در یک مزرعه چغندرقند در مشهد</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=591&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این پژوهش در سال زراعی 1382 در یکی از مزارع چغندرقند دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. به منظور توصیف الگوهای تغییرات مکانی و تراکم علف هرز سلمه تره، تاجریزی سیاه، تاج خروس، خرفه، سوروف و پیچک به عنوان مهم ترین علف های هرز یک ساله و چندساله رایج در مزارع چغندرقند از روش های ژئواستاتیستیک استفاده شد. نمونه برداری به روش سیستماتیک در فواصل نمونه برداری 7 متر× 7 متر و کادرهای 5/0 متر× 5/0 متر، در سه مرحله، قبل از تیمار پس رویشی، بعد از تیمار پس رویشی و قبل از برداشت انجام گرفت. پیوستگی تغییرات مکانی متغیرها، با استفاده از توابع واریوگرام بررسی و نقشه های توزیع و پراکنش گونه ها ترسیم شد. واریوگرام ها نشان دادند که تغییرات کلیه متغیرها تصادفی نبوده است. بیشترین دامنه   تأثیر مربوط به تاجریزی سیاه با 7/142 متر در مرحله اول نمونه برداری و کمترین دامنه تأثیر مربوط به خرفه با 5/1 متر در مرحله اول نمونه برداری به  دست آمد. قوی ترین هم بستگی مکانی در تاج خروس، در مرحله سوم نمونه برداری و کمترین هم بستگی مکانی مربوط به تاجریزی سیاه در مرحله اول نمونه برداری بود. نقشه های توزیع مکانی، توزیع لکه ای علف هرز را تأیید کرد. یک لکه علف هرز از یک نقطه پرتراکم تشکیل شده که به تدریج به سمت حاشیه از تراکم آن کاسته می شود. اکثر لکه ها در جهت ردیف های کاشت و آبیاری کشیدگی داشتند و ساختار لکه ها نیز در طی فصل رشد تغییر کرد. داشتن هر گونه اطلاعاتی پیرامون توزیع علف های هرز در مزارع می تواند در بهبود تصمیم گیری هایی مانند، کاربرد علف کش ها، انتخاب نوع علف کش یا مقدار کاربرد علف کش، مفید واقع شود. هم چنین داشتن چنین اطلاعاتی می تواند در طراحی بهتر برنامه های کنترل علف های هرز نیز مفید باشد.
</description>
						<author> آسیه سیاه مرگویی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی صفات زراعی ژنوتیپ‌های انتخابی از توده‌های بومی گلرنگ در دو کشت بهاره و تابستانه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=592&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>گلرنگ (.&lt;em&gt;Carthamus&lt;/em&gt; &lt;em&gt;tinctorius&lt;/em&gt; L) یکی از گیاهان دانه روغنی است که به دلیل سازگاری وسیع آن با عوامل محیطی می تواند در تأمین دانه های روغنی کشور بسیار سهیم باشد. گلرنگ در منطقه اصفهان، بعد از برداشت غلات دانه ریز و به عنوان کشت دوم در سطح نسبتاً وسیعی کشت می شود. ژنوتیپ های مناسب جهت کاشت زود هنگام بهاره و یا تابستانه به عنوان محصول دوم می تواند نقش بسزایی در افزایش تولید این محصول داشته باشند. این پژوهش به منظور ارزیابی صفات زراعی شش لاین انتخاب شده از توده های بومی گلرنگ به همراه توده بومی کوسه به عنوان شاهد درقالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 4 تکرار در دو تاریخ کاشت زود هنگام بهاره (25 اسفند) و تابستانه (31 خرداد) در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه صنعتی اصفهان به انجام رسید. نتایج نشان داد که تاریخ کاشت تابستانه موجب کاهش معنی دار میانگین صفات تعداد روز تا 50 درصد جوانه زنی، تعداد روز تا شروع و50 درصد گل دهی، تعداد روز تا رسیدگی و ارتفاع بوته گردید، ولی صفات شاخص برداشت، عملکرد دانه در بوته و در واحد سطح و عملکرد روغن در تاریخ کاشت تابستانه افزایش داشتند. اجزای عملکرد به جز وزن صد دانه در دو تاریخ کاشت اختلاف معنی داری نداشتند، ولی وزن صد دانه به طور قابل توجه و معنی دار در تاریخ کاشت تابستانه بیشتر بود. بر اساس میانگین ژنوتیپ ها، عملکرد دانه در تاریخ کاشت بهاره و تابستانه به ترتیب برابر 2498 و 2845 کیلوگرم در هکتار و عملکرد روغن نیز در تاریخ های کاشت به ترتیب برابر با 820 و867 کیلوگرم در هکتار بود. در تاریخ کاشت اول عملکرد دانه ژنوتیپ ها بین 1876 کیلوگرم در هکتار و مربوط به توده کوسه (ژنوتیپ شاهد) تا 2908 کیلوگرم در هکتار و مربوط به لاین E&lt;sub&gt;2428&lt;/sub&gt; (لاین انتخابی از یک توده بومی اصفهان) متغیر بود. در تاریخ کاشت دوم، عملکرد دانه ژنوتیپ ها بین 2124 تا 3186 کیلوگرم در هکتار و به ترتیب مربوط به لاین های S&lt;sub&gt;3110&lt;/sub&gt; (لاین انتخابی از توده بومی خراسان) و C&lt;sub&gt;111&lt;/sub&gt; (لاین انتخاب شده از توده کوسه) تغییرات داشت. در ضمن توده کوسه به عنوان شاهد در تاریخ کاشت تابستانه دارای عملکرد دانه برابر 2965 کیلوگرم در هکتار بود. در تاریخ کاشت های اول و دوم، لاین های E&lt;sub&gt;2428 &lt;/sub&gt;و C&lt;sub&gt;116 &lt;/sub&gt;(لاین انتخاب شده از توده کوسه) به ترتیب با مقادیر 9/33 درصد و3/32 درصد، بیشترین درصد روغن را به خود اختصاص دادند. علت وجود اثر متقابل معنی  دار بین ژنوتیپ و تاریخ کاشت برای صفت عملکرد دانه و روغن در واحد سطح، بیشتر ناشی از کاهش عملکرد دانه ژنوتیپ های E&lt;sub&gt;2428&lt;/sub&gt; و S&lt;sub&gt;3110&lt;/sub&gt; در تاریخ کاشت دوم نسبت به تاریخ کاشت اول بود. </description>
						<author> حمیدرضا باقری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی تحمل به خشکی در ارقام یولاف در شرایط آب و هوایی اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=593&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این پژوهش با هدف بررسی اثر تنش خشکی بر صفات زراعی و نیز ارزیابی پتانسیل تحمل به خشکی 20 ژنوتیپ یولاف انجام شده است. ژنوتیپ ها تحت دو تیمار آبیاری بر مبنای 3±70 و 3±130 میلی متر تبخیر از تشت تبخیر کلاس A و در دو آزمایش جداگانه در قالب طرح بلوک  های کامل تصادفی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه صنعتی اصفهان در سال زراعی 82-1381 ارزیابی شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که تفاوت بین ژنوتیپ ها در هر دو شرایط رطوبتی برای همه صفات به جز برای ارتفاع در مرحله خوشه دهی و عملکرد بیولوژیک در شرایط تنش رطوبتی معنی دار بود. تفاوت تیمارهای رطوبتی برای تمام صفات معنی دار شد. درصد کاهش صفات در اثر تنش رطوبتی نشان داد که بیشترین و کمترین کاهش به ترتیب به عملکرد دانه در واحد سطح و روز تا خوشه دهی مربوط بود. هم چنین اثر متقابل ژنوتیپ و تیمار رطوبتی برای صفات تعداد روز تا خوشه دهی، عملکردهای دانه و بیولوژیک و وزن هزار دانه معنی دار بود. برای ارزیابی مقاومت به خشکی این ارقام از تحمل، متوسط تولید، شاخص حساسیت به خشکی، میانگین هندسی تولید و شاخص تحمل به تنش استفاده شد. به نظر می رسد از بین شاخص های مورد مطالعه، شاخص تحمل به تنش، مناسب ترین معیار برای شناسایی و معرفی ژنوتیپ  های متحمل تر می باشد. هم بستگی رتبه ارقام بر اساس این شاخص و عملکرد دانه در شرایط تنش و بدون تنش به ترتیب برابر 93/0 و 87/0 بود. بر اساس این شاخص ارقام بویر و پیسلی به عنوان متحمل ترین ژنوتیپ  ها معرفی شدند.</description>
						<author> محمدرضا جزائری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی تحمل به خشکی لاین‌های گلرنگ براساس شاخص‌های تحمل و حساسیت به تنش رطوبتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=594&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور ارزیابی تحمل به خشکی لاین های انتخاب شده از توده های بومی گلرنگ (&lt;em&gt;Carthamus&lt;/em&gt; &lt;em&gt;tinctorius&lt;/em&gt;) آزمایشی در سال 1381 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان انجام شد. در این آزمایش 12 لاین  اصلاحی انتخاب شده از توده های بومی گلرنگ همراه با دو رقم خارجی و یک توده بومی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار و در دو رژیم رطوبتی شامل آبیاری بر اساس 50% و 85% تخلیه رطوبت از خاک مزرعه، مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که در هر دو رژیم رطوبتی، تفاوت معنی داری در سطح احتمال 1% از لحاظ عملکرد دانه بین ژنوتیپ ها مشاهده گردید. اثر متقابل بین ژنوتیپ و رژیم رطوبتی نیز در سطح احتمال 5% معنی دار بود. بررسی اثر متقابل ژنوتیپ و محیط (روش اسنلر و دمبک) نشان داد که در بین ژنوتیپ ها، ژنوتیپ H27 بیشترین واکنش تحمل را دارا بود و در رژیم های آبیاری 50% و 85% تخلیه رطوبتی به ترتیب دارای عملکرد دانه برابر 3353 و 3072 کیلوگرم در هکتار بود. رقم مورد کشت در اصفهان (توده کوسه) بیشترین واکنش حساسیت به خشکی را نشان داد و در این رژیم های رطوبتی به ترتیب دارای عملکرد دانه برابر 3525 و 2394 کیلوگرم در هکتار بود. با بررسی شاخص های مختلف تحمل و حساسیت به تنش رطوبتی (SSI، STI، TOL، GMP و MP)، به نظر می رسد که STI مناسب ترین شاخص برای شناسایی ژنوتیپ های متحمل تر بود و بر اساس این شاخص، لاین 2428 E به عنوان متحمل ترین و رقم خارجی  Ac-Sunset (از کشور کانادا) به عنوان حساس ترین ژنوتیپ معرفی شدند. عملکرد دانه ژنوتیپ  2428 E در رژیم های آبیاری مذکور به ترتیب برابر 4174 و 3458 کیلوگرم در هکتار و برای ژنوتیپ Ac-Sunset به ترتیب برابر 2004 و 1438 کیلوگرم در هکتار بود. </description>
						<author> خیراله ابولحسنی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر تعداد تکرار در آزمایش بردقت ارزیابی صفات زراعی و برآورد وراثت‌پذیری صفات در بُزرک &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Linum usitatissimum&lt;/i&gt; L.)&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=595&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>ارزیابی دقیق صفات زراعی در آزمایش های مزرعه ای به منظور تعیین پتانسیل ژنتیکی ژنوتیپ ها و یا آثار تیمارها بسیار مهم بوده و تعداد تکرار در آزمایش در این راستا نقش مهمی را ایفا می نماید. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر تعداد تکرار در آزمایش بر دقت ارزیابی، برآورد میانگین، اجزای واریانس و وراثت پذیری عمومی صفات زراعی در بُزرک (.&lt;em&gt;Linum&lt;/em&gt; &lt;em&gt;usitatissimum&lt;/em&gt; L) بود. در این پژوهش از طرح بلوک های کامل تصادفی با 8 تکرار جهت ارزیابی صفات مختلف در 9 ژنوتیپ بُزرک استفاده شد. نتایج نشان داد که با افزایش تعداد تکرار برای کلیه صفات، واریانس خطا کاهش می یابد و مقدار کاهش بستگی به نوع صفت داشت. برای ارزیابی و برآورد وراثت پذیری صفت تعداد گیاهچه در واحد سطح و ارتفاع بوته به ترتیب تعداد 3 و 2 تکرار مناسب بود. برای صفت تعداد روز تا رسیدگی نیز نتایج نشان داد که افزایش بیش از 2 تکرار تأثیر چندانی در دقت ارزیابی این صفت و افزایش وراثت پذیری آن نداشت. با توجه به نتایج به دست آمده، برای ارزیابی صفت تعداد کپسول در بوته، 3 یا 4 تکرار و برای صفت تعداد دانه در کپسول 4 تکرار قابل پیشنهاد است. برای عملکرد دانه به عنوان مهم ترین صفت اقتصادی بُزرک نیز برآورد میانگین ها و میزان وراثت پذیری با 4 تا 8 تکرار تقریباً ثابت بود و 2 یا 3 تکرار نسبت به میانگین بقیه تکرارها برآورد بیشتری (حدود 11%) را از عملکرد دانه و برآورد کمتری را برای وراثت پذیری عمومی این صفت (به ترتیب 27% و 10% کمتر) فراهم نمودند. با 2 تکرار عملکرد دانه برابر 6/2017 کیلوگرم در هکتار و وراثت پذیری عمومی این صفت برابر 1/72% برآورد گردید. در ضمن میزان بازدهی ناشی از انتخاب (پیشرفت ژنتیکی) برای عملکرد دانه در واحد سطح براساس ارزیابی ژنوتیپ ها با 2، 3 و 8 تکرار به ترتیب 787، 796 و 798 کیلوگرم در هکتار برآورد گردید که نشان می دهد در برنامه های به نژادی بُزرک می توان از 2 تکرار نیز جهت ارزیابی عملکرد دانه ژنوتیپ ها استفاده نمود. </description>
						<author> قدرت الله سعیدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ناهمگنی اجزای واریانس مقدار شیر در سطوح متفاوت تولید گاوهای هلشتاین ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=596&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این پژوهش از رکوردهای زایش اول مربوط به 95945 رأس گاو هلشتاین، که طی سال های 1371 تا 1379 در 651 گله توسط مرکز اصلاح نژاد دام کشور جمع آوری شده است، استفاده شد. رکوردها بر اساس 305 روز شیردهی و دوبار دوشش در روز تصحیح شدند. داده ها براساس سطح تولید گله- سال به سه گروه تولیدی پایین (کمتر از 5275 کیلوگرم)، متوسط (6874- 5275 کیلوگرم) و بالا (بیشتر از 6874 کیلوگرم) دسته بندی شدند. برآورد مؤلفه های واریانس و کوواریانس و پارامترهای ژنتیکی با استفاده از مدل حیوانی یک صفتی برای هر یک از دسته ها و با استفاده از مدل حیوانی سه صفتی برای مقدار شیر در سطوح تولیدی و روش حداکثر درستنمایی محدود شده و الگوریتم بی نیاز از مشتق گیری (DFREML) انجام شد. نتایج آزمون بارتلت در بین هر سه سطح تولید گله- سال معنی دار (P&lt;0.001) بوده و نشان دهنده عدم یک نواختی واریانس ها در بین سه سطح تولیدی می باشد. وراثت پذیری در تجزیه یک صفتی و سه صفتی مشابه و برای سطوح تولید پائین، متوسط و بالا به ترتیب 2047/0، 2764/0 و 1959/0 بود. هم بستگی های ژنتیکی بین سطوح تولیدی در دامنه80 تا 85 درصد و حداکثر هم بستگی ژنتیکی بین سطح تولید بالا و پائین قرار داشت، که این نتایج دال بر اثر ناهمگنی واریانس بر برآورد پارامترهای ژنتیکی صفات مورد مطالعه می باشد. بیشترین مقدار هم بستگی رتبه ای ارزش های اصلاحی بین مدل یک صفتی و سه صفتی مربوط به سطح تولید متوسط بوده و میانگین تغییرات رتبه ارزش های اصلاحی حیوانات مشترک در 1 درصد گاوهای ماده برتر بیشتر از 5 درصد گاوهای نر برتر بود. تجزیه داده ها با استفاده از مدل سه صفتی باعث انتخاب درصد بیشتری از گاوهای ماده برتر در گله های با سطح تولید بالا شد. </description>
						<author> محمد مرادی شهربابک</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ابعاد ظاهری دنبه و ارتباط آنها با وزن دنبه در گوسفند نژاد لری بختیاری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=597&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این پژوهش ابعاد ظاهری دنبه (عرض بالا، عرض وسط، عرض پایین، طول، طول شکاف، عمق و محیط بالا)، وزن دنبه و ارتباط بین آنها روی تعداد 724 رأس گوسفند لری بختیاری بین سنین 3 ماهه تا 6 ساله، کشتار شده در کشتارگاه صنعتی جونقان واقع در استان چهار محال و بختیاری طی مدت 6 ماه (اواسط خرداد تا اواسط آذر) در سال 1382 مورد بررسی قرار گرفت. میانگین ابعاد ظاهری دنبه به صورت 83/15، 85/23، 73/24، 52/26، 96/14، 12/14 و 59/52 سانتی متر به ترتیب برای عرض بالا، عرض وسط، عرض پایین، طول، طول شکاف، عمق و محیط بالای دنبه برآورد گردید. وزن دنبه از 10/0 تا 60/20 با میانگین 71/2 کیلوگرم و درصد دنبه نسبت به لاشه گرم از 18/1 تا 18/37 با میانگین 87/11 درصد بود. تأثیر عوامل ثابت سن، جنس و وضعیت بدنی گوسفند بر روی صفات مورد بررسی کاملاً معنی دار (01/0&lt; p) بود. میانگین حداقل مربعات همه صفات به جز درصد دنبه، با افزایش سن گوسفند، افزایش نشان داد. کمترین میانگین حداقل مربعات (s.e ±) وزن دنبه و درصد دنبه نسبت به لاشه گرم به ترتیب با 25/0 ±12/2 کیلوگرم و 72/0 ± 91/7 درصد برای گوسفندان دارای امتیاز وضعیت بدنی 1 (لاغر) و بیشترین آن به ترتیب با 56/0 ± 84/9 کیلوگرم و 63/1 ± 59/20 درصد برای گوسفندان دارای امتیاز وضعیت بدنی 5 (چاق) مشاهده شد. ضرایب هم بستگی میان ابعاد ظاهری دنبه و وزن دنبه مثبت و بالا و از 60/0 بین عرض بالای دنبه با وزن دنبه تا 83/0 بین محیط بالای دنبه و وزن دنبه برآورد گردید. اندازه محیط بالای دنبه 5/69 درصد از پراکنش در وزن دنبه را به خود اختصاص داد. نتایج این مطالعه نشان داد که وزن دنبه در گوسفند زنده نژاد لری بختیاری می تواند با اندازه گیری ابعاد ظاهری دنبه و صحت بسیار بالا (904/0 = r) برآورد شود. </description>
						<author> محمود وطن خواه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر سطوح مختلف انرژی و نسبت انرژی به پروتئین جیره بر عملکرد مرغ‌های تخم‌گذار بومی استان فارس در مرحله دوم تخم‌گذاری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=601&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;DIRECTION: rtl LINE-HEIGHT: 200% unicode-bidi: embed TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;اثر&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;سطوح مختلف انرژی (2700، 2900 و 3100، کیلوکالری در کیلوگرم) و نسبت های مختلف&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;انرژی به پروتئین (195، 215 و 239) در جیره، بر عملکرد تولیدی مرغ های تخم گذار&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;بومی استان فارس در مرحله دوم تخم گذاری بررسی شد. 216 قطعه مرغ تخم گذار بومی در&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;سن 45 هفتگی در 6 گروه 4 قطعه ای به 9 تیمار مورد آزمایش اختصاص داده شد. جیره های&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;آزمایشی به گونه ای فرموله شد که هر یک از سطوح انرژی دارای سه نسبت مختلف انرژی به&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;پروتئین باشد. سپس جیره های آزمایشی به مدت 20 هفته (هفته 42 تا 62) به صورت آزاد و&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;در قالب طرح کاملاً تصادفی در اختیار مرغ ها قرار گرفت. درصد تخم گذاری، وزن&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;تخم مرغ های تولیدی، افزایش وزن و درصد ماندگاری مرغ ها بین تیمارهای مختلف، تفاوت&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;معنی داری با هم نداشتند (05/0&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; .(P&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;میزان&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;خوراک مصرفی روزانه تفاوت معنی داری را بین جیره های 1، 2 و 3 (3100) و 5(2900) با&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;جیره 7 (2700) نشان داد&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; (P&lt;0.05) &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;، به طوری  که جیره های 1، 2، 3 و 5 کمتر&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;مصرف شد. تأثیر کلی سطوح مختلف انرژی بر مصرف خوراک و ضریب تبدیل خوراک معنی دار&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;بود&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; (P&lt;0.05)&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;، به طوری  که سطح انرژی 3100 با 2700 تفاوت معنی دار داشت&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; (P&lt;0.05) &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;و کمتر مصرف شد. ضریب تبدیل خوراک برای سطح انرژی 3100&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;اختلاف معنی داری با سطح 2700 داشت. قیمت خوراک به ازای تولید هرکیلو تخم مرغ به&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;طور معنی داری با افزایش سطح انرژی و پروتئین جیره افزایش یافت&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; (P&lt;0.05). &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;براساس&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;نتایج به نظر می رسد که سطح انرژی 2700 کیلوکالری در کیلوگرم و 31/11 درصد پروتئین&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;برای تأمین نیازهای تولیدی مرغ های تخم گذار بومی فارس در مرحله دوم تخم گذاری کافی&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;و اقتصادی تر  باشد&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;COLOR: black FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> مسعود عرب ابوسعدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی آزمایشگاهی زیست‌شناسی کنه دو نقطه‌ای &lt;i&gt;Tetranychus urticae&lt;/i&gt;&lt;span dir=ltr&gt; K. (Acari Tetranychidae)&lt;/span&gt; برروی پنج رقم از دو گونه لوبیا</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=598&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;  طی سال های 80-1379 برخی خصوصیات زیستی و نوسانات جمعیت کنه دو نقطه ای بر روی پنج رقم از دو گونه لوبیا با استفاده از دیسک های برگی از مراحل رشدی 2 برگی، 6 برگی و گل دهی بوته ها تحت شرایط ثابت دمایی 1± 25 درجه سانتی گراد، رطوبت نسبی 5± 45 درصد و L:D)15:9) سیستم نوری بررسی گردید. پرورش انبوه کنه دو نقطه ای در روی بوته های گوجه فرنگی در شرایط محیطی کاملاً مشابه عملی گردید و اثر تغذیه از ارقام لوبیا چیتی، بیکر، سان ری، کانتاندر و چشم بلبلی به عنوان گیاه میزبان روی میزان باروری، درصد تفریخ تخم، دوره نشو و نمای جنینی، دوره لاروی، تعداد لارو، درصد مرگ و میر لاروها، دوره پورگی، تعداد پوره، دوره رشد از لارو تا قبل از تخم ریزی، طول دوره تخم ریزی، درصد مرگ و میر پوره ها، نسبت جنسی و طول عمر کنه های بالغ از ظهور تا مرگ مطالعه شد. نتایج نشان داد که در مرحله 2 برگی، لوبیا چشم بلبلی و ارقام چیتی و کانتاندر از لوبیای معمولی با دارا بودن بیشترین تعداد تخم و درصد تفریخ آنها، کوتاهی دوره های نشو و نمای جنینی و لاروی، پایین بودن درصد مرگ و میر لارو ها، کوتاه بودن دوره رشد پورگی، دوره رشدی از لارو تا تخم ریزی، طولانی بودن طول دوره تخم ریزی و طول عمر کنه بالغ از ظهور تا مرگ به عنوان میزبان های مناسب و در مقابل ارقام سان ری و بیکر به عنوان میزبان های نامناسب عمل می کنند. در مرحله 6 برگی، باز هم چشم بلبلی و کانتاندر از لحاظ طول دوره نشو و نمای جنینی، تعداد لارو، طول دوره لاروی، میزان مرگ و میر لاروی، طول دوره پورگی، دوره رشدی از لارو تا قبل از تخم ریزی، طول دوره تخم ریزی، نسبت جنسی و طول عمر کنه بالغ از ظهور تا مرگ میزبان های مناسب ولی ارقام چیتی، بیکر و سان ری به عنوان میزبان های نامناسب تشخیص داده شدند. سرانجام در مرحله گل دهی، ارقام چیتی، بیکر و سان ری از لحاظ تعداد تخم  و درصد تفریخ آنها، تعداد لارو ، تعداد پوره، درصد مرگ و میر پورگی و نسبت جنسی برای کنه میزبان مناسب ولی لوبیا چشم بلبلی و کانتاندر بر عکس مراحل پیشین میزبان های نامناسب تشخیص داده شدند. &lt;/p&gt;</description>
						<author> فریبا وفائی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر بیماری پوسیدگی اسکلرو‌تینائی ساقه کلزا روی کمیت و کیفیت روغن به ‌دست آمده</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=599&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;  به منظور بررسی اثر قارچ عامل پوسیدگی اسکلروتینائی ساقه کلزا ( &lt;i&gt;Sclerotinia &lt;/i&gt;&lt;i&gt;sclerotiorum &lt;/i&gt;) در شرایط مزرعه روی کمّیت و کیفیت روغن به  دست آمده و کنجاله آن، سه رقم کلزای پاییزه اکاپی، طلایه و SLM046 در سه بلوک کامل تصادفی در دو حالت بدون بیماری و دارای بیماری مورد ارزیابی قرار گرفت. به منظور ایجاد بیماری در شرایط مزرعه، گیاهان به  وسیله جدایه SK&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt; قارچ ( &lt;i&gt;S. sclerotiorum &lt;/i&gt;) به روش لوارتوسکا مایه زنی شدند. محل مایه زنی ساقه های گیاهان در ارتفاع 30 سانتی متری از سطح خاک و در اواسط مرحله گل دهی بوته ها بود. نتایج نشان داد که ویژگی هایی مانند وزن هزار دانه، درصد اسید چرب اولئیک در گیاهان بیمار به طور معنی داری کمتر از گیاهان سالم بود، ولی درصد اسید چرب اروسیک در روغن و میزان گلوکزینولات کنجاله در گیاهان بیمار به طور معنی داری بیشتر از گیاهان سالم بود. هم چنین بین سه رقم مورد آزمایش به غیر از درصد روغن برای تمامی صفات دیگر اختلاف معنی داری دیده نشد. بین وزن هزار دانه و درصد اسید اروسیک و نیز بین درصد روغن به  دست آمده و میزان گلوکزینولات، هم بستگی منفی و معنی داری دیده شد. بنابراین به نظر می رسد که بیماری پوسیدگی اسکلروتینائی ساقه در کلزا کمّیت و کیفیت روغن را از طریق کاهش اسید اولئیک و درصد روغن و افزایش اسید اروسیک و گلوکزینولات کاهش می دهد. &lt;/p&gt;</description>
						<author> نسرین علیزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی مقدماتی اثر مهارکنندگی اسانس پنج گونه گیاه بر رشد میسلیومی چهار گونه قارچ بیماری‌زای گیاهی در شرایط آزمایشگاهی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=600&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;  در جستجو برای کشف مواد ضد قارچ جدید که تجدید شونده و سازگار با محیط زیست باشند، اثر اسانس پنج گونه گیاه شامل: &lt;i&gt;Myrtus communis &lt;/i&gt;&lt;i&gt;، &lt;/i&gt;&lt;i&gt;Mentha aquatica &lt;/i&gt;&lt;i&gt;، &lt;/i&gt;&lt;i&gt;Vitex &lt;/i&gt;&lt;i /&gt;&lt;i&gt;agnus-castus &lt;/i&gt;&lt;i&gt;، &lt;/i&gt;&lt;i&gt;Thymus daenensis &lt;/i&gt;و &lt;i&gt;Artemisia aucheri &lt;/i&gt;بر رشد میسلیومی قارچ های بیماری  زای گیاهی &lt;i&gt;Rhizoctonia solani &lt;/i&gt;&lt;i&gt;، &lt;/i&gt;&lt;i&gt;Gaeumannomyces graminis &lt;/i&gt;&lt;i&gt;، &lt;/i&gt;&lt;i&gt;Fusarium &lt;/i&gt;&lt;i /&gt;&lt;i&gt;oxysporum &lt;/i&gt;و &lt;i&gt;Pythium ultimum &lt;/i&gt;مورد بررسی قرار گرفت. اثر اسانس ها در قالب طرح کاملاً تصادفی و آزمایش فاکتوریل در سه غلظت و سه تکرار در 25 درجه سانتی گراد روی محیط کشت PDA انجام گردید. نتایج نشان داد که قارچ &lt;i&gt;R. solani &lt;/i&gt;با 83/48% مهار رشد مقاوم ترین و &lt;i&gt;P &lt;/i&gt;. &lt;i&gt;ultimum&lt;/i&gt; با 62/89% حساس ترین گونه در برابر اسانس های گیاهی مورد آزمایش بوده اند. هم چنین مشخص شد که اسانس &lt;i&gt;M &lt;/i&gt;. &lt;i&gt;aquatica&lt;/i&gt; و &lt;i&gt;T. daenensis &lt;/i&gt;&lt;i /&gt;به ترتیب با 70/93 و 74/92% مهار رشد میسلیومی قارچ های مورد مطالعه، بیشترین اثر و &lt;i&gt;V. agnus-castus &lt;/i&gt;با 88/33% مهار رشد، کمترین تأثیر را داشته اند. در غلظت 20 میکرولیتر بر تشتک پتری  (قطر 9 سانتی متر)، اسانس گیاهان &lt;i&gt;M. aquatica &lt;/i&gt;و &lt;i&gt;T. daenensis &lt;/i&gt;باعث 100درصد مهار رشد میسلیومی قارچ های مورد مطالعه شده اند. با توجه به اثر قارچ کشی قابل توجه اسانس گیاهان بررسی شده و کم خطر بودن آنها برای انسان و محیط زیست به نظر می رسد اسانس های گیاهی احتمالاً می توانند برای کنترل قارچ های بیماری زای گیاهی و یا حداقل به عنوان مدلی برای ساخت قارچ کش های جدید مورد استفاده قرار گیرد. &lt;/p&gt;</description>
						<author> جهانشیر شاکرمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
