<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1385 جلد10 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1385/10/11</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی تأثیر سطوح مختلف شوری آب آبیاری بر جوانه‌زنی و وزن نهال 8 برگی ارقام مختلف کلزا</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=602&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این مقاله تأثیر سطوح مختلف شوری آب آبیاری بر میزان جوانه زنی و وزن ماده خشک نهال 8 برگی و حدود تحمل به شوری هشت رقم کلزا (ACSN&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;=V&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt; فالکون = V&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; ، شیرالی = V&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; ، سرز= V&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt;، تاور = V&lt;sub&gt;5&lt;/sub&gt;، کبری = V&lt;sub&gt;6&lt;/sub&gt;، گلوبال = V&lt;sub&gt;7&lt;/sub&gt; و اویرکا = V&lt;sub&gt;8&lt;/sub&gt; ) بررسی گردید. برای ارزیابی حد تحمل به شوری از 3 روش تعیین کاهش عملکرد در شرایط شور نسبت به غیر شور، شاخص حساسیت به شوری و روش وان گنوختن و هافمن استفاده گردید. نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل آماری به روش دانکن در سطح 1% نشان داد که تأثیر هر یک از عوامل شوری ، رقم و اثر متقابل آنها بر جوانه زنی بذر و وزن ماده خشک نهال 8 برگی از نظر آماری معنی دار است، به طوری  که با افزایش شوری آب آبیاری میزان جوانه زنی و وزن ماده خشک نهال به شدت کاهش می یابد. هم چنین با استفاده از روش وان گنوختن و هافمن، شوری های آب آبیاری متناظر با 10%، 25%، 50 % و 90% کاهش در میزان جوانه زنی و وزن خشک نهال 8 برگی هشت رقم کلزا، در جدولی ارایه گردیده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که ارقام مختلف کلزا در مراحل مختلف رشد واکنش های مختلفی به شوری نشان داده و در یک مرحله متحمل و در مرحله ای دیگر حساس به شوری می باشند. در این تحقیق، ارقام ACSN&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;، فالکون و شیرالی در مرحله جوانه زنی و سه رقم ACSN&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;، فالکون و کبری در مرحله رویش نهالی به شوری متحمل بوده اند. ارقام اویرکا، گلوبال و سرز در مرحله جوانه زنی و ارقام شیرالی، گلوبال و اویرکا نیز در مرحله رویش نهالی حساس ترین ارقام به شوری بوده اند که در نهایت دو رقم ACSN&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt; و فالکون متحمل به شوری و دو رقم گلوبال و اویرکا حساس به شوری شناخته شدند. </description>
						<author> جانب اله نیازی اردکانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بهینه سازی کاربری اراضی درحوزه‌های آبخیز به منظور کمینه سازی فرسایش خاک با استفاده از برنامه‌ریزی خطی (مطالعه موردی حوزه آبخیز بریموند، استان کرمانشاه) </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=603&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>عدم وجود مدیریت صحیح استفاده از اراضی در یک حوزه آبخیز، تأثیرات نامناسبی بر منابع موجود در آن دارد. بهینه سازی کاربری اراضی یکی از راه کارهای مناسب برای دست یابی به توسعه پایدار و کاهش هدررفت منابع می باشد. تحقیق حاضر در حوزه آبخیز بریموند به مساحت 9572 هکتار در استان کرمانشاه به منظور تعیین مناسب ترین ترکیب کاربری اراضی شامل باغ، کشت آبی، کشت دیم و مرتع جهت کمینه سازی فرسایش خاک و بیشینه سازی سود صورت گرفت. برای انجام تحقیق حاضر، مقادیر فرسایش، سود خالص و نیز نقشه های تهیه شده طبق استانداردهای استفاده از اراضی به عنوان ورودی توابع هدف و محدودیت های مدل بهینه سازی کاربری اراضی استفاده شد. مدل برنامه ریزی خطی چند هدفی تهیه و با استفاده از روش سیمپلکس در نرم افزار ADBASE حل شد. نتایج به دست آمده از تحقیق، ضمن معرفی کاربری بهینه اراضی حوزه آبخیز بریموند، میزان کاهش فرسایش خاک و افزایش سود سالانه را به ترتیب 78/7 درصد و 62/118 درصد ارائه نمود. بهینه سازی انجام شده بر کاهش اراضی دیم و افزایش اراضی باغی در منطقه تأکید دارد. نتایج به دست آمده از تحلیل حساسیت نیز نمایانگر تأثیر پذیری زیاد توابع هدف از حداکثر سطح اراضی کشاورزی آبی و باغی است.</description>
						<author> خلیل جلیلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر آبیاری با فاضلاب خانگی خام ورودی و پساب تصفیه ثانویه تصفیه خانه فاضلاب شهرک اکباتان بر میزان انتقال فسفر به زیر عمق توسعه ریشه‌ها</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=604&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>از جمله نتایج به کارگیری فاضلاب خانگی خام و پساب تصفیه شده آن در کشاورزی و آبیاری اراضی زراعی، اضافه شدن انواع ترکیبات شیمیایی به خاک علاوه بر تأمین آب مورد نیاز گیاه می باشد. با تدارک عناصر کودی از این طریق به افزایش حاصلخیزی خاک کمک شده و در نتیجه تقلیل مصرف کود، به کاهش هزینه های عمده جاری در فعالیت های کشاورزی منجر می شود. بنابراین به منظور بررسی کارایی مجموعه خاک و گیاه در جذب املاح و آلاینده های موجود در فاضلاب و پساب (از جمله ترکیبات فسفردار) و نیز تعیین میزان و نحوه انتقال آنها به زیر عمق توسعه ریشه ها در نتیجه عملیات آبیاری، تحقیق حاضر به انجام رسید. در همین راستا با بهره گیری از لایسیمتر به مدت دو سال از فاضلاب خانگی خام ورودی و پساب تصفیه ثانویه خروجی از تصفیه خانه فاضلاب شهرک اکباتان برای آبیاری سبزی هایی مانند گوجه فرنگی، جعفری و هویج استفاده شد. این تحقیق با منظور نمودن آب چاه به عنوان تیمار شاهد و بهره گیری از آزمایش آماری فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی به اجرا درآمد. نتایج به دست آمده بیانگر آن بود که میزان انتقال فسفر به عمق خاک در نتیجه کاربرد فاضلاب خام بین 9/0-56/3 درصد و در پساب تصفیه شده بین 03/1- 15/4 درصد غلظت فسفر ورودی توسط آب آبیاری در نوسان است. با محاسبه بیلان جرمی، میزان حذف فسفر از فاضلاب و پساب توسط مجموعه خاک و گیاه بین 2/97 تا 9/99 درصد برآورد گردید. حداکثر غلظت فسفات در طول مدت دو سال آزمایش، در زه آب خروجی از لایسیمترهای آبیاری شده با فاضلاب خام و به میزان 21/0 میلی گرم بر لیتر مشاهده شد که این میزان، بسیار کمتر از مقدار فسفات مجاز از نظر استاندارد سازمان حفاظت محیط زیست ایران جهت تخلیه پساب به منابع آب سطحی (0/6 میلی گرم برلیتر) و تنها در حدود 5/3 درصد آن می باشد.</description>
						<author> علیرضا حسن اقلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بهینه سازی اقتصادی آب آبیاری و کود نیتروژن برای گندم در مقادیر مختلف بارندگی (در منطقه مراغه)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=605&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description></description>
						<author> ابوالفضل عزیزیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر آبیاری با پساب فاضلاب تصفیه‌ شده شهری روی عملکرد و کیفیت گندم و برخی ویژگی‌های خاک در منطقه سیستان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=606&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تحقیق حاضر به  منظور بررسی تأثیر آبیاری با فاضلاب روی عملکرد، کیفیت گندم و برخی ویژگی های خاک انجام گرفته است، هم چنین با توجه به SAR و شوری فاضلاب(3&lt;EC)، سعی شده تا تأثیرآبیاری با فاضلاب و آب چاه  به صورت نوبتی در مراحل مختلف رشد گیاه  بررسی شود و در نهایت روشی ارایه شود تا علاوه بر حصول عملکرد مطلوب، از شور و سدیمی شدن خاک  جلوگیری شود. این آزمایش در سال زراعی 83-1382 در مرکز تحقیقات کشاورزی زابل در خاکی با بافت لوم شنی اجرا گردید،که محدودیتی از نظر زه کشی نداشت. آزمایش در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی و در چهار تکرار اجرا گردید. تیمارها عبارت بودند از: آبیاری با آب چاه در تمام مراحل (1T)، آبیاری با آب  چاه تا مرحله گل دهی و آبیاری با فاضلاب از زمان گل دهی تا آخر دوره رشد (2T)، آبیاری با آب چاه تا مرحله ظهور ساقه و آبیاری با فاضلاب از زمان ظهور ساقه تا آخر دوره رشد(3T)، آبیاری با آب چاه تا مرحله پنجه زنی و بقیه مراحل آبیاری با فاضلاب (4T)، آبیاری با فاضلاب در تمام مراحل رشد گیاه(5T). نتایج تجزیه شیمیایی آب چاه نشان داد آب چاه محدودیت خاصی برای آبیاری ندارد، اما شوری و ) SAR نسبت جذبی سدیم) فاضلاب بیش از حد مجاز تعیین شده توسط FAO  برای آبیاری می باشد. بر اساس نتایج آزمایش عملکرد، اجزای عملکرد و کارایی مصرف آب در تیمارهای 3T، 4T و 5T افزایش معنی داری نسبت به شاهد نشان داد. هم چنین درصد پروتئین دانه در تیمار 5T  افزایش معنی داری نسبت به شاهد نشان داد. بین تیمارهای مختلف از نظر تجمع عناصر سنگین در دانه گندم و در خاک تفاوت معنی داری مشاهده نشد. نتایج حاصل از  تجزیه خاک سطحی(30-0)  نشان داد درصد مواد آلی خاک، درصد نیتروژن کل خاک، میزان شوری و SAR محلول خاک در تیمارهای 4T و 5T نسبت به شاهد به طور معنی داری افزایش یافته است. به طور کلی به منظور استفاده پایدار از پساب فاضلاب شهر زابل، باید مراحل رویشی رشد گندم را با پساب فاضلاب آبیاری کرد و سایر مراحل رشد، گندم را با آب غیر شور (آب چاه) آبیاری کرد تا علاوه بر حصول عملکرد مطلوب از شور و سدیمی شدن خاک نیز جلوگیری گردد.</description>
						<author> احمد قنبری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مدل‌سازی توازن جرمی عناصر کادمیوم و سرب در زمین‌های زراعی منطقه اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=607&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>عناصر سنگین از جمله کادمیوم و سرب از مسیرهای مختلف و عمدتاً تحت تأثیر فعالیت های انسان وارد زمین های کشاورزی شده و به دلیل تحرک کم در طول زمان در خاک انباشته می شوند. انباشت کادمیوم و سرب در خاک در نهایت باعث ورود آنها به چرخه غذایی و تهدید سلامت انسان و سایر حیوانات می شود. بنابراین بررسی روند انباشت عناصر سنگین برای پیشگیری از آلودگی خاک و حفظ کیفیت محیط زیست ضروری بوده و باید مد نظر محققین و برنامه ریزان در سطوح مختلف مدیریتی قرار گیرد. این مطالعه به منظور مدل سازی روند انباشت کادمیوم و سرب در زمین های زراعی شهرستان های اصفهان، برخوار، خمینی شهر، لنجان، فلاورجان، مبارکه و نجف آباد صورت گرفت. روند انباشت عناصر در زمین های زراعی منطقه به کمک روش تصادفی مبتنی بر توازن جرمی و با استفاده از ترکیب روش لاتین هایپر کیوب و شبیه سازی مونت کارلو محاسبه گردید. به این منظور از اطلاعات زراعی (نوع، سطح زیر کشت و عملکرد محصولات)، اطلاعات مرتبط با احشام (انواع و تعداد)، آمار مربوط به میزان مصرف کودهای شیمیایی، کمپوست و لجن فاضلاب و همین طور اطلاعات مرتبط با غلظت عناصر در گیاهان و مواد اصلاح کننده خاک استفاده شد. نتایج حاکی از انباشت مقادیر قابل توجهی از عناصر کادمیوم و سرب در زمین های کشاورزی شهرستان های مورد مطالعه می باشد. بیشترین نرخ انباشت کادمیوم و سرب به ترتیب،(18g ha&lt;sup&gt;-1&lt;/sup&gt;yr&lt;sup&gt;-1&lt;/sup&gt; ) و (260g ha&lt;sup&gt;-1&lt;/sup&gt;yr&lt;sup&gt;-1&lt;/sup&gt;) در شهرستان اصفهان و کمترین نرخ انباشت کادمیوم و سرب به ترتیب، (3g ha&lt;sup&gt;-1&lt;/sup&gt;yr&lt;sup&gt;-1&lt;/sup&gt; ) و (10g ha&lt;sup&gt;-1&lt;/sup&gt;yr&lt;sup&gt;-1&lt;/sup&gt;) در شهرستان لنجان و مبارکه دیده شد. صرف نظر از ریزش های جوی، مهم ترین مسیر ورود کادمیوم به زمین های کشاورزی در مقیاس شهرستان کودهای فسفره است. در صورتی که در مورد سرب کودهای حیوانی نقش مهم تری را در شهرستان های مورد مطالعه به جز اصفهان دارند. ورود سرب از طریق کودهای حیوانی به طور عمده ناشی از ریزش جوی سرب روی سطح گیاهان و انتقال آن به زنجیره غذایی حیوانات می باشد. در شهرستان اصفهان کمپوست مهم ترین مسیر ورود سرب به زمین های کشاورزی است زیرا بیشترین مقدار کمپوست در این شهرستان استفاده می شود. </description>
						<author> منوچهر امینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی کیفی ، کمّی و اقتصادی تناسب اراضی دیمزارهای منطقه تالاندشت استان کرمانشاهبرای محصولات مهم منطقه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=608&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در کشور ما، به خاطر رشد روزافزون جمعیت و توسعه شهرها از امکان گسترش سطح زیر کشت به مرور زمان کاسته می شود و در نتیجه نیاز شدیدی به استفاده بهینه از اراضی موجود احساس می گردد. مطالعات تناسب اراضی با بررسی جنبه های فیزیکی و اجتماعی و اقتصادی اراضی، استفاده بهینه و پایدار از هر زمینی را ممکن می سازد. هدف از این مطالعه ارزیابی کیفی، کمّی و اقتصادی تناسب اراضی دشت تالاندشت کرمانشاه برای محصولات گندم، جو و نخود دیم بوده است. منطقه تالاندشت به مساحت تقریبی 4500 هکتار در جنوب غربی شهرستان کرمانشاه واقع شده است. اقلیم منطقه نیمه خشک سرد، دارای زمستان های سرد و تابستان های ملایم است. مراحل مختلف تحقیق شامل مطالعات صحرایی و آزمایشگاهی خاک و ارزیابی کیفی، کمّی و اقتصادی اراضی است. در ارزیابی کیفی، مشخصات اقلیمی، پستی و بلندی زمین و خصوصیات خاک منطقه با نیازهای رویشی هر محصول مقایسه و بسته به میزان تطابق آنها، کلاس تناسب کیفی به روش های محدودیت ساده ، شدت و تعداد محدودیت  و پارامتریک تعیین گردید. مبنای ارزیابی کمّی، میزان عملکرد در واحد سطح و مبنای ارزیابی اقتصادی، میزان سود ناخالص در واحد سطح در نظر گرفته شد. اراضی مذکور از نظر کیفی، برای کشت گندم، جو و نخود دیم تماماً تناسب پائینی دارند. این امر ناشی از کمبود آب در بخشی از مراحل رشد می باشد. با آبیاری تکمیلی محدودیت آب واحدهای اراضی کاملاً رفع می گردد. علاوه بر محدودیت های اقلیمی محدودیت های شیب، میکرورلیف و سنگریزه مهم ترین عوامل محدود کننده برای رشد نباتات مورد نظر وجود دارد. نتایج ارزیابی کمـّی نشان می دهد که کشت گندم و جو در اغلب واحدهای اراضی مناسب تا نسبتاً مناسب است. از نظر اقتصادی ، نخود به عنوان مناسب ترین نبات و در درجات بعدی گندم و جو در منطقه معرفی می گردند.</description>
						<author> احمد جلالیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>آزمون خاک فسفر: 1- ارزیابی چند عصاره‌گیر جهت تعیین فسفر قابل استفاده در گیاه یونجه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=609&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>استان همدان از عمده ترین مناطق تولید یونجه در سطح کشور است. با این وجود مطالعات اندکی در مورد وضعیت فسفرخاک های این منطقه صورت گرفته و تاکنون عصاره گیر مناسبی برای استخراج فسفر قابل استفاده این خاک ها معرفی نگردیده است. بنابراین این پژوهش با هدف ارزیابی 9 روش عصاره گیری به منظور تعیین عصاره گیر یا عصاره گیرهای مناسب جهت تعیین فسفر قابل استفاده در تعدادی از خاک های استان همدان اجرا شد. این پژوهش در قالب بلوک های کامل تصادفی و به صورت فاکتوریل شامل 15 نمونه خاک و دو سطح صفر و 200 میلی گرم فسفر در کیلوگرم خاک انجام و گیاهان یونجه در سه چین برداشت شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که مقدار فسفر عصاره گیری شده توسط رو ش های استفاده شده به ترتیب زیر بود: کلرید کلسیم 01/0 مولار &lt; مهلیچ 2 &lt;  مهلیچ 1 &lt; دی تی پی ای&lt;  اولسن&lt; بری 1&lt; اسید کلریدریک &lt; بری 2 &lt; نوارهای کاغذی&lt; کالول. مقدار فسفر استخراج شده با کلیه روش ها به جز کلرید کلسیم 01/0 مولار هم بستگی معنی داری داشتند. نتایج مطالعات هم بستگی نشان داد که در چین اول روش کالول، در چین دوم رو ش های بی کربنات آمونیوم- دی تی پی ای، کالول، بری 1 و مهلیچ 2 و درچین سوم بی کربنات آمونیوم - دی تی پی ای، اولسن، کالول، بری 1، و مهلیچ 2 می توانند جهت تعیین فسفر قابل استفاده به کار روند. </description>
						<author> علیرضا حسین پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر ماده آلی بر فراهمی فسفر در خاک‌های آهکی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=610&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مطالعه واکنش های فسفر در طول زمان و نقش مواد آلی در خاک های آهکی در رأستای مدیریت صحیح استفاده از کودهای فسفر و کودهای دامی سودمند خواهد بود. هدف از این پژوهش تعیین تأثیر مواد آلی بر فراهمی فسفر و اجزای آن در طول زمان بود. به این منظور 8 خاک از خاک های آهکی دشت مشهد جمع آوری شد. تیمارهای آزمایش شامل تیمار فسفر، با دو سطح صفر و 300 میلی گرم فسفر بر کیلوگرم خاک از KH&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;PO&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt; و تیمار ماده آلی با دو سطح صفر و یک درصد کود گاوی بود. آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی به صورت فاکتوریل اجرا گردید. مقدار فسفر قابل دسترس (Olsen-P) در خاک ها، 2، 5، 10، 30، 60، 90 و 150 روز پس از تیمار شدن اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که در پایان دوره آزمایش تنها 17 درصد فسفر افزوده شده در تیمار فسفر قابل دسترس بود در حالی که در این زمان در تیمار کود دامی این مقدار 34 درصد بود. استفاده از کود دامی به همراه فسفر معدنی، درصد بازیافت فسفر را افزایش داد. در بررسی توزیع اجزای معدنی فسفر در زمان های 5، 30 و 150 روز مشخص شد که کاربرد کود دامی به همراه فسفر موجب افزایش مقدار فسفر در جزء CBD (سیترات-  بی کربنات-  دی تیونات) گردیده است. این امر می تواند به دلیل تشکیل کمپلکس های آلی فسفر با اکسیدهای آهن باشد. استفاده از کود دامی در مقایسه با تیمارهای فسفر و فسفر به علاوه ماده آلی باعث افزایش بیشتر فسفر در جزء NaCl-NaOH گردید. می توان نتیجه گرفت که فسفر کود دامی در مقایسه با فسفر معدنی در طول زمان ممکن است برای گیاه بیشتر قابل استفاده باشد. </description>
						<author> اکرم حلاج نیا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نقش تنک شیمیایی و دستی میوه بر حفظ جوانه گل و بهبود کیفیت خشک میوه پسته </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=611&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور ارزیابی اثرات تنک شیمیایی و دستی بر حفظ جوانه گل پسته، آزمایش‎‎هایی در سال‎های 1382 و 1383 انجام شد. در سال اول، تیمارهای اتفن 100 و 200 میلی‏گرم در لیتر، اوره 5/2 درصد و 5 درصد، نفتالین‎استیک‎اسید 125 و 250 میلی‏گرم در لیتر و نفتالین‎استامید 250 و 500 میلی‏گرم در لیتر  روی دو شاخه از 9 درخت یک نواخت با چهار تکرار محلول‎پاشی شدند. در سال دوم، علاوه بر تیمارهای سال گذشته از تیمارهای تنک دستی (10، 20 و 30 برگچه به ازای هر خوشه میوه) نیز استفاده شد. تمام تیمارهای شیمیایی باعث کاهش ریزش جوانه گل شدند که از این میان، تیمار اتفن 100 و 200 میلی‏گرم در لیتر در مقایسه با سایر تیمارها بیشترین تأثیر را در حفظ جوانه گل داشت. تیمارهای تنک دستی هم مانند تیمار اتفن در کاهش ریزش جوانه گل تأثیر مثبت داشتند. تنک میوه هم چنین، باعث افزایش وزن مغز، کاهش تعداد خشک میوه در هر اونس، کاهش تعداد میوه‎های پوک و افزایش درصد خندانی میوه‎ها شد. تنک میوه‎ها تأثیر معنی‎داری بر عملکرد شاخه‎های تیمار شده در سال پر محصول نداشت.</description>
						<author> اصغر رمضانیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی روابط صفات کمّی و کیفی در میوه برخی از ژنوتیپ‌های انار</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=612&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی مهم ترین صفات کمّی و کیفی میوه و اجزای آن و استفاده از این صفات برای گروه بندی ژنوتیپ های انار، آزمایشی با استفاده از 24 ژنوتیپ صورت گرفت. در این مطالعه 28 صفت کمّی و کیفی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که تمام صفات مورد بررسی در محدوده ارقام معنی دار هستند که نشان دهنده تنوع در هر صفت می باشد. نتایج تجزیه هم بستگی ساده صفات، وجود هم بستگی های مثبت و منفی معنی دار بین برخی صفات مهم را نشان داد. هم چنین از تجزیه عامل برای تعیین تعداد عامل های اصلی استفاده شد. تجزیه عامل نشان داد که اغلب صفات مربوط به عصاره میوه و صفات دانه ها و هسته ها از اجزای تشکیل دهنده عوامل اصلی هستند. صفات مؤثر در هفت گروه عاملی قرار گرفتند که مجموعا 89 درصد از کل تغییرات را توجیه نمودند. در محدوده هر عامل صفات با ضرایب عاملی بالای 7/۰ به عنوان ضرایب عاملی معنی دار در نظر گرفته شدند. تجزیه کلاستر با استفاده از این هفت عامل انجام شد و ژنوتیپ ها در فاصله 9 به پنج گروه اصلی تقسیم شدند. گروه ها اغلب در صفت طعم میوه دارای تفاوت بودند و صفت نرم دانگی نیز در تشکیل کلاسترها مؤثر بود. علاوه بر این، با استفاده از سه عامل اصلی موقعیت ژنوتیپ ها در آنالیز تری پلات مشخص شد که ژنوتیپ های با طعم شیرین تر از ژنوتیپ های با طعم ملس و ترش از هم تفکیک گردیدند.</description>
						<author> علی سرخوش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه روش‌های مختلف اندازه‌گیری رنگ و بافت در توده‌های گیاه چمنی مرغ &lt;span dir=ltr&gt;&lt;i&gt;Cynodon dactylon&lt;/i&gt; L. Pers.&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=613&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>چمن ها مهم ترین گیاهان پوششی جهان محسوب می شوند. بررسی کیفیت آنها براساس زیبایی و بر پایه تخمین صفاتی مانند رنگ، بافت، تراکم و یک نواختی بوده و معمولاً به وسیله ارزیاب صورت می گیرد. ممکن است نظر ارزیاب ها متفاوت باشد و در نتیجه موجب نگرانی محقق گردد. رنگ و بافت از جمله صفات کیفی در چمن است که روش های کمّی مختلفی برای افزایش دقت اندازه گیری و ثبات در نتایج آن به کار گرفته شده است. در این مطالعه سه روش اندازه گیری رنگ از طریق اسپکتروفتومتری (میزان کلروفیل)، دستگاه کلروفیل متر 502-SPAD و ارزیاب و هم چنین اندازه گیری بافت توسط ارزیاب و اندازه عرض برگ برای مقایسه 75 توده گیاه چمنی مرغ (.&lt;em&gt;Cynodon dactylon&lt;/em&gt; L. Pers) و رقم &quot;تیف دوآرف&quot; به کار گرفته شد. نتایج نشان داد بین توده های مختلف تفاوت معنی داری در سطح یک درصد از نظر رنگ و بافت وجود دارد. در اندازه گیری رنگ از طریق بررسی کلروفیل در برگ ها با استفاده از روش های اسپکتروفتومتری، دستگاه کلروفیل متر 502- SPAD و هم چنین درجه بندی توسط یک نفر ارزیاب با تجربه، هم بستگی معنی داری بین سه روش مشاهده نشد. استفاده از دستگاه 502-SPAD در چمن های آفریقایی به علت عرض کم برگ ها قابل توصیه نیست. هم بستگی معنی داری بین دو روش تعیین بافت توسط ارزیاب و اندازه گیری عرض برگ ها در این توده ها به دست آمد، بنابراین در صورت عدم وجود ارزیاب با تجربه می توان از عرض برگ ها برای تعیین بافت در این گیاهان استفاده نمود. </description>
						<author> نعمت اله اعتمادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کاهش دوره رشد دانهال لیمو آب &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Citrus aurantifolia&lt;/i&gt;)&lt;/span&gt; برای پیوند و گیرایی آن با مصرفتنظیم کننده‌های رشد و جوانه برداری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=614&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>امروزه در صنعت مرکبات کاری تولید دانهال های سالم و یک نواخت جهت پایه در محیط های کنترل شده که 
پر هزینه است، متداول می باشد. کوتاه کردن دوره رسیدن به حد پیوند باعث کاهش هزینه های تولید خواهد شد. در دانهال های مرکبات، کوتاه کردن دوره رسیدن به حد پیوند با استفاده از تنظیم کننده های رشد امکان پذیر می باشد. لیمو آب در سطح گسترده به ویژه در مناطق جنوبی ایران به عنوان پایه استفاده می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر اسید جیبرلیک تنها و یا همراه با پاکلوبوترازول، اتفن و جوانه برداری بر افزایش ارتفاع و قطر دانهال لیمو آب و گیرایی پیوند انجام شد. دانهال ها در مرحله 4 تا 6 برگی با اسید جیبرلیک 100 میلی گرم در لیتر محلول پاشی شدند و پس از آن که ارتفاع دانهال ها به 50 سانتی متر رسید تیمارهای پاکلوبوترازول 500 و 1000 میلی گرم در لیتر، اتفن 150 و 300 میلی گرم در لیتر یا جوانه برداری اعمال شد. تمام تیمارهای اعمال شده در مقایسه با شاهد به طور معنی دار ارتفاع، قطر و وزن تر شاخساره را افزایش دادند. اسید جیبرلیک تنها نسبت به شاهد و سایر تیمارها طول میانگره را افزایش داد. اثر تیمارهای اعمال شده بر تعداد گره، سطح برگ و وزن تر و خشک ریشه تقریباً یکسان بود. اتفن باعث کاهش میزان کلروفیل برگ شد. اتفن و پاکلوبوترازول به ترتیب در غلظت های 300 و 1000 میلی گرم در لیتر گیرایی پیوند را کاهش دادند.
</description>
						<author> سعید عشقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر میزان شوری آب آبیاری بر ارقام چمن آفریقایی &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Cynodon&lt;/i&gt; spp.)&lt;/span&gt; در شرایط خاک شور در اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=615&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی آثار میزان مختلف شوری آب آبیاری بر رشد وکیفیت ارقام چمن آفریقایی در خاک شور (2/17=ECe  دسی زیمنس بر متر) یک آزمایش گلدانی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار در دانشگاه صنعتی اصفهان در سال های 1381 و 1382 به اجرا در آمد. ده رقم چمن افریقایی به عنوان فاکتور اول و پنج سطح شوری (30/3، 93/6، 20/10، 80/14، 80/17 دسی زیمنس بر متر) آب به عنوان فاکتور دوم در نظر گرفته شدند. در طول آزمایش ارزیابی رنگ به روش مشاهده ای (1 تا 9، 9 بهترین) و سطح برگ، وزن خشک بخش هوایی و ریشه، طول و تعداد استولن (دستک) اندازه گیری شد. نتایج آزمایش نشان دادکه شوری آب آبیاری برکیفیت رنگ ارقام مختلف تأثیر منفی گذاشت به طوری که با افزایش سطوح شوری درجه رنگ کاهش یافت. براساس میانگین ماهیانه درماه های مرداد و دی، به ترتیب قوی ترین و ضعیف ترین رنگ مشاهده گردید. میانگین سالیانه، نشان داد ارقام ISF2 وTifdwarf به ترتیب بیشترین وکمترین رنگ را داشتند. هم چنین با افزایش شوری آب آبیاری سطح برگ، وزن خشک قسمت هوایی، طول و تعداد استولن کاهش یافت. با افزایش شوری آب آبیاری از 30/3 تا 2/10 دسی زیمنس بر متر وزن خشک ریشه افزایش و پس از آن کاهش یافت. به دلیل اثر متقابل معنی دار شوری و ارقام برای بیشتر صفات، واکنش ارقام نسبت به شوری متفاوت بود. در بین ارقام مورد مطالعه در این آزمایش از نظر کلیه صفات مورد اندازه گیری اختلاف معنی داری مشاهده شد که حاکی از تنوع ژنتیکی بالا بین ارقام چمن آفریقایی مورد مطالعه می باشد. در سطوح بالای شوری، ارقام JP2 وTifway از نظر وزن خشک برگ های سبز، ارقام 3200W18-4 و ISF2 از نظر وزن خشک ریشه، ISF1 و Tifway از نظر تعداد و طول استولن و ارقام 3200W18-4 و Midlawn ازنظر میزان سطح برگ نسبت به سایر ارقام برتری داشتند.</description>
						<author> ظهراب اداوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر قارچ‌های اندوفایت بر خصوصیات فیزیولوژیکی و مقاومت به سرما در دو گونه فسکیوی مرتعی و فسکیوی بلند</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=616&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی نقش اندوفایت ها در ایجاد خصوصیات با ارزش فیزیولوژیکی و افزایش مقاومت به سرما در دو گونه فسکیوی مرتعی (.&lt;em&gt;Festuca&lt;/em&gt; &lt;em&gt;pratensis&lt;/em&gt; Huds) و فسکیوی بلند (.&lt;em&gt;Festuca&lt;/em&gt; &lt;em&gt;arundinacea&lt;/em&gt; Schreb)، پژوهشی در سال 1381 در دانشگاه صنعتی اصفهان اجرا شد. در این راستا کلون های آلوده به قارچ اندوفایت و عاری از آن، از دو توده گیاه فسکیوی بلند با شماره های 75 و83 و یک گیاه فسکیوی مرتعی با شماره 60 تهیه گردید. کلون ها تحت تأثیر تیمارهای سرمایی شامل 6، 2- ، 10- درجه سانتی گراد قرار داده شدند و با شاهد (20 درجه سانتی گراد) مقایسه شدند. آزمایش در هر تیمار دمایی در قالب طرح آزمایشی فاکتوریل با طرح پایه کاملاً تصادفی در سه تکرار اجرا گردید. آنالیز های آماری در هر سطح سرمایی به طور جداگانه و سپس به صورت تجزیه مرکب انجام شد. پس از اعمال تیمارها صفات محتوای نسبی آب برگ و طوقه، میزان تراوش یونی، درصد خسارت غشای سیتوپلاسمی و محتوای اسید آمینه پرولین اندازه گیری گردید. حضور اندوفایت ها منجر به افزایش جزئی در مقدار نسبی آب برگ و طوقه گردید. میزان اسید آمینه پرولین در گیاهان حاوی اندوفایت در مقایسه با گیاهان فاقد آن در هر دو شرایط تنش و عدم تنش به طور قابل ملاحظه ای بیشتر بود. قارچ های اندوفایت در حفظ پایداری غشا های سلولی و در نتیجه کاهش میزان نشت الکترولیتی در کلیه سطوح دمایی تأثیر گذار بودند. در میان ژنوتیپ های مورد بررسی، ژنوتیپ 83 به ویژه در حضور اندوفایت از نظر برخی از صفات بررسی شده کاراتر عمل نموده و مقاومت به سرمای بیشتری از خود نشان داد. ژنوتیپ های 75 و 60 در مراتب بعدی قرار گرفتند </description>
						<author> مهدیه پارسائیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی روابط هم‌بستگی سرعت و دوره پرشدن دانه با اجزای عملکرد و سایر صفات فیزیولوژیک در ارقام برنج</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=617&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور تعیین روابط هم بستگی بین سرعت و دوره پر شدن دانه با سایر صفات فیزیولوژیک و اجزای عملکرد و پی بردن به آثار مستقیم و غیر مستقیم صفات مختلف بر سرعت پر شدن دانه، تعداد 93 رقم برنج در سال زراعی 1380 در مزرعه مؤسسه تحقیقات برنج کشور واقع در رشت در یک آزمایش بدون طرح آماری مورد ارزیابی قرار  گرفتند. خوشه های مربوط به ساقه های اصلی علامت گذاری شده و 10 روز بعد از گرده افشانی در فواصل 3 روزه برداشت شدند. داده های وزن خشک دانه در یک مدل چند جمله ایی درجه 3 برازش شد (میانگین &lt;sup&gt;2 &lt;/sup&gt;R برای کلیه ارقام 98/0)، و به کمک آن سرعت و دوره پر شدن دانه برای همه ارقام ارزیابی گردید. در این بررسی سرعت پر شدن دانه با صفات وابسته به ظرفیت مخزن یعنی وزن دانه، اندازه دانه و تعداد دانه در خوشه هم بستگی نشان داد، ولی با صفات وابسته به مبدأبه جزمقدار کلروفیل برگ پرچم و برگ دوم هم بستگی معنی داری نداشت. نتایج تجزیه رگرسیون گام به گام نشان داد که وزن نهایی تک دانه، دوره پر شدن دانه و زاویه برگ پرچم سه صفت سهیم در سرعت پر شدن دانه هستند ،ولی نتایج تجزیه علیت مشخص کرد که فقط دو صفت از سه صفت یاد شده (وزن نهایی تک دانه و دوره پر شدن دانه) بیشترین تأثیر را بر سرعت پرشدن دانه دارند. نتایج تجزیه رگرسیون گام به گام بدون در نظر گرفتن وزن نهایی تک دانه نشان داد که مقدار کلروفیل برگ پرچم، عرض دانه، دوره پر شدن دانه و طول دانه در سرعت پر شدن دانه سهیم هستند. چنین به نظر می رسد که پس از وزن نهایی دانه که بیشترین اثر مستقیم و مثبت، و دوره پر شدن دانه که بیشترین اثر مستقیم منفی را بر سرعت پر شدن دارند، اندازه دانه نیز بر سرعت پر شدن دانه تأثیر گذار است. </description>
						<author> مهرو مجتبایی زمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط قارچ‌های هم‌زیست اندوفایت با زودرسی و صفات وابسته به آن در گیاه فسکیوی بلند (.&lt;i&gt;Festuca arundinacea &lt;/i&gt;Schreb)  و فسکیوی مرتعی (.&lt;i&gt;Festuca pratensis &lt;/i&gt;Huds)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=618&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی نقش قارچ های هم زیست اندوفایت (&lt;em&gt;Neotyphodium coenophialum&lt;/em&gt;) در القای زودرسی،چهار ژنوتیپ فسکیوی بلند و دو ژنوتیپ فسکیوی مرتعی در این آزمایش استفاده گردید. پس از انتخاب گیاهان سازگار با قارچ هم زیست اندوفایت، پنجه های هر ژنوتیپ به دو قسمت تقسیم شد و قارچ اندوفایت در یک بخش از پنجه ها با استفاده از مخلوط قارچ کش پروپیکونازول و فولیکور حذف گردید. پنجه های جدید از گیاهان حاوی اندوفایت و بدون اندوفایت هر ژنوتیپ، در قالب یک طرح بلوک کامل تصادفی درسه تکرار در مزرعه کشت گردیدند. صفات تعداد روز تا ظهور اولین خوشه، تعداد روز تا 50 درصد گرده افشانی، تعداد روز تا شروع رسیدگی فیزیولوژیک، تعداد خوشه در هر هفته، وزن کل بذر تولید شده، وزن بذر خالص و وزن بذر پوک در هر دو هفته یک بار روی این گیاهان اندازه گیری شدند. نتایج نشان داد که قارچ های اندوفایت قادرند ظهور خوشه، شروع رسیدگی و میزان عملکرد مرحله ای بذر را در گیاه فسکیوی بلند و فسکیوی مرتعی افزایش دهند. قارچ های اندوفایت به طور متوسط ظهور اولین خوشه را 2 روز جلو انداختند. هم چنین قارچ های هم زیست اندوفایت، تاریخ 50 درصد گرده افشانی وتاریخ شروع رسیدگی فیزیولوژیک را کاهش دادند. تعداد خوشه گیاهان حاوی اندوفایت نیز در هر هفته به صورت معنی دار بیشتر از گیاهان بدون اندوفایت بود. بررسی میزان عملکرد مرحله ای بذر گیاهان حاوی اندوفایت و بدون اندوفایت که برای هر دو هفته به صورت جداگانه انجام شد، نشان داد که قارچ های هم زیست اندوفایت هم زمان میزان کل بذر در هر مرحله، میزان بذر خالص و نیز میزان بذر پوک و بقایا را افزایش می دهند. ظاهراً افزایش بذر خالص، نشان دهنده برخی تغییرات فیزیولوژیک از جمله تغییرات احتمالی هورمون ها در گیاه است که شرایط بهتر دانه بندی را فراهم می کند. بدین ترتیب براساس تحقیق حاضر به نظر می رسد که قارچ های هم زیست اندوفایت قادر باشند منجر به القای زودرسی در گیاه فسکیوی بلند و فسکیوی مرتعی گردند. </description>
						<author> آقافخر میرلوحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر تراکم بوته بر عملکرد و اجزای عملکرد سه رقم سورگوم علوفه‌ای </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=619&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی اثرات فاصله بین ردیف کاشت و فاصله روی ردیف کاشت بر عملکرد و اجزای عملکرد سه رقم سورگوم علوفه ای، آزمایشی در قالب یک طرح اسپلیت فاکتوریل در سه تکرار در بهار سال 1380 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان در منطقه لورک اجرا شد. کرت اصلی شامل سه فاصله ردیف کاشت (45، 60 و 75 سانتی متر) و کرت های فرعی شامل نه تیمار حاصل از فاکتوریل سه رقم سورگوم علوفه ای (KFS1, IS722, IS3313) و سه فاصله بوته روی ردیف (4، 6 و 8 سانتی متر) بود. تعداد پنجه نارس و بالغ در متر مربع، تعداد برگ در متر مربع، وزن خشک ساقه و برگ با افزایش فاصله بین ردیف و فاصله بوته روی ردیف به صورت معنی دارکاهش یافت. در اثر کاهش صفات فوق، عملکرد علوفه با افزایش فواصل مختلف بین و روی ردیف، به طور معنی  دار کاهش یافت. فاصله بین ردیف 45 سانتی متر بیشترین و فاصله ردیف 75 سانتی متر کمترین عملکرد را ایجاد کردند. هم چنین فاصله بوته 4 سانتی متر بیشترین و فاصله بوته 8 سانتی متر کمترین عملکرد را ایجاد نمودند. رقم بومی KFS1 بیشترین عملکرد علوفه را به خود اختصاص داد و رقم اصلاح شده IS722 عملکرد علوفه پایین تری نسبت به رقم KFS1 تولید کرد. تعداد پنجه نارس و کامل در متر مربع و تعداد برگ در متر مربع در هر دو چین به صورت معنی دار تحت تأثیر بر هم کنش فاصله ردیف با رقم، فاصله ردیف با فاصله بوته و رقم با فاصله بوته قرار گرفتند. وزن خشک ساقه و برگ (کیلوگرم در متر مربع) در چین دوم تحت تأثیر معنی دار بر هم کنش  فاصله ردیف با رقم و رقم با فاصله بوته قرار گرفتند. با توجه به نتایج به دست آمده کشت با فاصله ردیف 45 سانتی متر و فاصله روی ردیف 4 سانتی متر حداکثر عملکرد را ایجاد نمود.</description>
						<author> شکوفه ساریخانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی تحمل به یخ زدگی ژنوتیپ‌های نخود &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Cicer arietinum&lt;/i&gt; L.)&lt;/span&gt; در شرایط کنترل شده</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=620&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;این آزمایش با هدف بررسی امکان ارزیابی تحمل به یخ زدگی گیاه نخود در شرایط کنترل شده با استفاده از دو ژنوتیپ متحمل به سرما (MCC426 و MCC252) و یک ژنوتیپ حساس به سرما (MCC505) اجرا شد. ترکیب ژنوتیپ و خوسرمایی (خوسرمایی و عدم خوسرمایی) در پلات اصلی و درجه حرارت های صفر، 4- ، 8- ، 12- ، 16- و 20- درجه سانتی گراد به عنوان پلات فرعی در نظر گرفته شدند. از نظر درصد بقای پس از اعمال تیمارهای یخ زدگی تفاوت بین ژنوتیپ ها معنی دار بود  (05/0 &lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 11pt LINE-HEIGHT: 115% FONT-FAMILY: &#039;Calibri&#039;,&#039;sans-serif&#039; mso-ascii-theme-font: minor-latin mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin mso-hansi-theme-font: minor-latin mso-bidi-font-family: Arial mso-bidi-theme-font: minor-bidi mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 11pt LINE-HEIGHT: 115% FONT-FAMILY: &#039;Calibri&#039;,&#039;sans-serif&#039; mso-ascii-theme-font: minor-latin mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin mso-hansi-theme-font: minor-latin mso-bidi-font-family: Arial mso-bidi-theme-font: minor-bidi mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;≥&lt;/span&gt; &lt;font face=&quot;Tahoma&quot; size=&quot;2&quot;&gt;P&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;). بر اساس میانگین داده های حاصل از اثرات خوسرمایی و دماهای یخ زدگی، درصد بقای ژنوتیپ های MCC426 و MCC252 به ترتیب 41 و 32 درصد بیشتر از ژنوتیپ MCC505 بود. دمای کشنده برای 50 درصد گیاهان (LT50) و دمایی که سبب 50 درصد کاهش در وزن خشک گیاه شد (DMT50) در ژنوتیپ MCC426 به ترتیب 8/10- و 4/8- درجه سانتی گراد و پایین تر از ژنوتیپ حساس (MCC505) بود. با افزایش شدت یخ زدگی رشد گیاه در دوره بازیافت شدیدا کاهش یافت، به نحوی که در دمای &lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 11pt LINE-HEIGHT: 115% FONT-FAMILY: &#039;Calibri&#039;,&#039;sans-serif&#039; mso-ascii-theme-font: minor-latin mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin mso-hansi-theme-font: minor-latin mso-bidi-font-family: Arial mso-bidi-theme-font: minor-bidi mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;⁰C&lt;/span&gt; -12وزن خشک گیاه و ارتفاع ساقه نسبت به تیمار صفر درجه سانتی گراد به ترتیب 63 و66 درصد کاهش یافت. بیشترین خسارت یخ زدگی در ژنوتیپ حساس به سرما (505 MCC) مشاهده شد به صورتی که تیمار دمایی  &lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 11pt LINE-HEIGHT: 115% FONT-FAMILY: &#039;Calibri&#039;,&#039;sans-serif&#039; mso-ascii-theme-font: minor-latin mso-fareast-font-family: Calibri mso-fareast-theme-font: minor-latin mso-hansi-theme-font: minor-latin mso-bidi-font-family: Arial mso-bidi-theme-font: minor-bidi mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;⁰C&lt;/span&gt; -12 سبب کاهش وزن خشک گیاه و ارتفاع این ژنوتیپ به میزان حدود 90 درصد شد، در حالی که در این تیمار دمایی در ژنوتیپ MCC426 وزن خشک و ارتفاع گیاه به ترتیب 55 و 49 درصد و در ژنوتیپ MCC252 به ترتیب 60 و 54 درصد کاهش یافت. به نظر می رسد که استفاده از شرایط کنترل شده در تخمین LT50 و DMT50 برای ارزیابی تحمل به یخ زدگی در ژرم پلاسم نخود امکان پذیر است و در برنامه های اصلاحی از این روش می توان برای به گزینی لاین ها استفاده کرد. &lt;/p&gt;</description>
						<author> احمد نظامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شناسایی و ارزیابی تنوع ژنتیکی ارقام سیب زمینی با استفاده از نشانگرهای ریزماهواره‌ای</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=621&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به دلیل افزایش تعداد ارقام سیب زمینی و اهمیت تولید غده های بذری با خلوص ژنتیکی بالا، شناسایی دقیق و نیز ارزیابی ژنتیکی ارقام از فعالیت های مستمر در تحقیقات مربوط به اصلاح سیب زمینی محسوب می شود. برای دست یابی به یک روش قابل اعتماد جهت شناسایی 28 رقم سیب زمینی، کارایی 10 نشانگر ریزماهواره ای که در مطالعات سایر محققین چند شکلی مناسبی نشان داده بودند، بررسی شد. جفت آغازگرهای ریزماهواره مورد استفاده از 3 تا 10 آلل در بین 28 رقم سیب زمینی و در مجموع 57 آلل تکثیر کردند که متوسط تعداد آلل ها به ازای هر جفت آغازگر 7/5 بود. تعداد ارقام هتروزیگوت (افرادی که بیش از یک آلل تکثیر کردند) از 6 تا 28 رقم متغیر  بود و تعداد متوسط آنها به ازای هر جفت آغازگر 18 رقم بر آورد شد. تجزیه خوشه ای به روش UPGMA و با ضریب جاکارد، 28 رقم سیب زمینی را در دو گروه مجزا گروه بندی کرد. بر اساس دندروگرام ترسیم شده ارقام آمریکایی کنبک، فلوریدا و آتلانتیک در یک گروه قرار گرفتند و رقم استانبولی که یک رقم ناشناخته در ایران محسوب می شود. در گروه ارقام اروپایی دسته بندی شد. احتمال داده می شود که این رقم به همراه سایر ارقام ناشناخته که در مناطق مختلف کشور کاشته می شوند از اروپا به ایران وارد شده می باشد. نتایج به دست آمده در این تحقیق نشان داد که استفاده از ریزماهواره ها برای تعیین رابطه ژنتیکی ارقام سیب زمینی و ارزیابی خلوص بذری مناسب می باشد.</description>
						<author> مسعود بهار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر تنش خشکی و سایکوسل بر عملکرد و اجزای عملکرد جو رقم والفجر</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=622&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پژوهش های زیادی در زمینه کاهش تأثیرات سوء تنش خشکی و به دست آوردن میزان رشد مناسب در شرایط کمبود آب صورت گرفته و کاربرد تنظیم کننده های رشد گیاهی یکی از مهم ترین روش های پیشنهادی است. در یک پژوهش گلخانه ای در دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید باهنر کرمان، تأثیر چهار سطح خشکی 25، 45، 65 و 85 درصد ظرفیت مزرعه و سه غلظت مختلف کلرمکوات  کلراید (CCC) صفر، 1500 و 3000 میلی گرم در لیتر بر برخی از صفات جو پاییزه رقم والفجر مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که افزایش غلظت سایکوسل از صفر به 3000 میلی گرم در لیتر موجب کاهش معنی دار ارتفاع بوته گردید. محتوای نسبی آب تحت تأثیر ماده کندکننده رشد سایکوسل در شرایط خشکی افزایش نشان یافت. تعداد پنجه ها و وزن خشک ریشه و شاخساره، در نتیجه کاربرد سایکوسل در شرایط خشکی نیز افزایش یافت. هم چنین مشخص شد که استفاده از تیمار سایکوسل، نسبت وزن خشک ریشه به شاخساره، تعداد دانه در سنبله و تعداد سنبله را در شرایط خشکی و بدون تنش افزایش می دهد. به  نظر می رسد برای دست یابی به حداکثر عملکرد دانه رقم والفجر در حالت های مختلف خشکی، استفاده از 3000 میلی گرم در لیتر سایکوسل قابل توصیه باشد.

</description>
						<author> سارا شریف</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر مدیریت کوددهی نیتروژن بر عملکرد برنج (رقم خزر) و اجزای آن در یک خاک شالیزاری استان گیلان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=623&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی تأثیر مقادیر و نوبت بندی کود نیتروژن بر عملکرد دانه و اجزای عملکرد برنج (&lt;i&gt;Oryza sativa &lt;/i&gt;L.) رقم خزر، آزمایشی در سال 1382 در یک خاک شالیزاری با بافت سبک در استان گیلان، در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. در این آزمایش شش تیمار شامل : شاهد(بدون استفاده از کود نیتروژن)، تیمار دوم(40 کیلوگرم نیتروژن در هکتار در زمان نشاکاری)، تیمار سوم (80 کیلوگرم نیتروژن در هکتار در زمان نشاکاری و پنجه زنی)، تیمار چهارم(80 کیلوگرم نیتروژن در هکتار در زمان نشاکاری، پنجه زنی و آغاز رشد زایشی)، تیمار پنجم(120 کیلوگرم نیتروژن در هکتار در زمان نشاکاری و پنجه زنی) و تیمار ششم(120 کیلوگرم نیتروژن در هکتار در زمان نشاکاری، پنجه زنی و آغاز رشد زایشی) مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بالاترین تعداد پنجه های بارور  در تیمار های پنجم و ششم با مصرف 120 کیلوگرم نیتروژن در دو و سه نوبت(به ترتیب 236 و 248 عدد در متر مربع) به دست آمد. بالاترین درصد دانه های پر (8/84 درصد)، وزن هزار دانه(1/26 گرم) و عملکرد دانه(83/4 تن در هکتار) به تیمار ششم تعلق داشت، ولی از نظر عملکرد و وزن هزار دانه، تیمارهای چهارم و ششم با سه نوبت کوددهی اختلاف معنی داری با یکدیگر نداشتند. این موضوع می تواند از تأثیر مصرف نوبت سوم کود نیتروژن در آغاز رشد زایشی و افزایش غلظت نیتروژن برگ پرچم(6/33 و 2/31 گرم نیتروژن برکیلوگرم وزن خشک برگ)، درجه سبزینگی(9/39 و 4/39) و مساحت بالاتر برگ پرچم(5/45 و 8/44 سانتی متر مربع) در طی دوره پرشدن دانه در این تیمار ها ناشی شده باشد. تجزیه رگرسیونی نیز نشان داد که سبزینگی برگ پرچم در 5 روز بعد از گل دهی و مساحت برگ پرچم به ترتیب حدود 75 و 78 درصد از تغییرات عملکرد دانه را توجیه می کنند. در نتیجه، در این مناطق مصرف سه نوبت 80 کیلوگرم نیتروژن در هکتار برای رقم برنج خزر پیشنهاد می شود، زیرا با این روش می توان به عملکرد مشابهی با مصرف 120 کیلوگرم نیتروژن در هکتار دست یافت. </description>
						<author> حمیدرضا علی عباسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی صفات زراعی برخی ژنوتیپ‌های بزرک با کیفیت روغن خوراکی در دو تاریخ کاشت در شهرکرد</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=624&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی پتانسیل تولید و دیگر صفات زراعی بزرک (.&lt;em&gt;Linum usitatissimum&lt;/em&gt; L) در شهرکرد، نه ژنوتیپ به صورت کاشت بهاره در دو تاریخ کاشت 15 فروردین و 15 اردیبهشت به صورت مجزا در دو سال زراعی 1382 و 1383 با استفاده از طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهرکرد مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که اثر ژنوتیپ و تاریخ کاشت بر همه صفات معنی دار بود و ژنوتیپ ها از لحاظ کلیه صفات دارای تنوع ژنتیکی زیادی بودند. به طور متوسط تعداد گیاهچه در متر مربع ژنوتیپ ها بین 306 تا 464، تعداد روز تا رسیدگی بین3/93 تا 1/105، ارتفاع بوته آنها بین 8/28 تا 2/58 سانتی متر، عملکرد دانه در بوته بین 274/0 تا 569/0 گرم، عملکرد دانه بین 995 تا 1423 کیلوگرم در هکتار و درصد روغن دانه بین 88/32 تا 83/34 متغیر بود. کمترین ارتفاع بوته و بیشترین عملکرد دانه در هکتار متعلق به توده بومی تهیه شده از کردستان بود. به طور کلی تأخیر در کاشت موجب کاهش معنی دار میانگین تعداد گیاهچه در متر مربع، تعداد روز تا رسیدگی، ارتفاع بوته، عملکرد دانه در بوته، عملکرد دانه در هکتار و افزایش معنی دار درصد روغن دانه گردید. به طور متوسط، عملکرد دانه در بوته در تاریخ های کاشت اول و دوم به ترتیب برابر506/0 و 414/0 گرم و عملکرد دانه در هکتار برابر 1598 و 811 کیلوگرم بود. اثر متقابل معنی داری بین ژنوتیپ و تاریخ کاشت برای بعضی از صفات از جمله عملکرد دانه و درصد روغن دانه مشاهده شد، به طوری که نسبت کاهش عملکرد دانه ژنوتیپ ها در تاریخ کاشت دوم متفاوت بود و در اثر تأخیر در کاشت، درصد روغن دانه بعضی از ژنوتیپ ها کاهش و در بعضی دیگر افزایش نشان داد. در تاریخ کاشت اول تغییرات عملکرد دانه ژنوتیپ ها بین 1358 تا 1784 و در تاریخ کاشت دوم بین 632 تا 1088 کیلوگرم در هکتار بود. توده بومی تهیه شده از کردستان بیشترین عملکرد دانه را در هر دو سال ارزیابی به خود اختصاص داد. نتایج تجزیه رگرسیون و ضرایب هم بستگی نشان داد که تعداد گیاهچه در مترمربع و عملکرد دانه در بوته از عوامل اصلی ایجاد تنوع در عملکرد دانه در هکتار بودند. تعداد دانه در کپسول و تعداد کپسول در بوته نیز نقش موثرتری را در تعیین عملکرد دانه در بوته داشتند که به عنوان اجزای اصلی عملکرد دانه در بزرک محسوب می گردنند و می توان در برنامه های انتخاب از آنها به عنوان معیارهای انتخاب جهت بهبود عملکرد دانه استفاده نمود. </description>
						<author> قدرت اله سعیدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی پتانسیل عملکرد دانه و حرکت مجدد ماده خشک به دانه در ارقام تجاریگندم نان در دو شرایط نرمال و تنش خشکی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=625&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور ارزیابی پتانسیل عملکرد دانه و حرکت مجدد ماده خشک به دانه، در سال 1382  هشت کولتیوار تجاری گندم در آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار در دو شرایط نرمال و تنش خشکی در مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که در هر دو شرایط نرمال و تنش خشکی بین ژنوتیپ ها برای اکثر صفات تفاوت معنی داری وجود دارد. در هر دو شرایط رقم سرداری داری کمترین مقدار عملکرد دانه بود. هم چنین بین ژنوتیپ ها از نظر پارامترهای مربوط به حرکت مجدد ماده خشک به دانه از اندام های مختلف، تنوع قابل توجهی دیده شد. در تجزیه به عامل ها در هر دو شرایط نرمال و تنش خشکی هفت عامل صد در صد تغییرات را توجیه نمودند. نتایج حاصل از بررسی ضرایب عاملی نشانگر اهمیت صفات مؤثر بر اجزای عملکرد، ارتفاع و صفات فنولوژیکی برای گزینش ژنوتـیـپ  های مطلوب می باشد. محاسبه شاخص های مقاومت به خشکی نشان داد که چهار شاخص بهره وری متوسط، میانگین هندسی محصول دهی، میانگین هارمونیک، شاخص تحمل به تنش مؤثرترین شاخص ها جهت شناسایی ژنوتیپ های مقاوم به خشکی می باشند.

</description>
						<author> مجید طوسی مجرد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تنـوع ژنتیکی ارقـام و هیبریدهای F1 گندم دوروم با استفاده از صفات زراعی و مورفولوژیک</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=626&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این پژوهش به منظور بررسی تنوع ژنتیکی ارقام و هیبرید های F1 گندم دوروم با استفاده از صفات زراعی و مورفولوژیک انجام گردید. هدف دیگر این مطالعه، ارزیابی میزان تبعیت گزینش والدین تلاقی ها بر اساس مشاهده صفات مورفولوژیک و زراعی از فاصله ژنتیکی والدین در تجزیه خوشه ای بوده است. بدین منظور 42 ژنوتیپ مشتمل بر 12 هیبرید و 30 لاین و رقم (والدی و غیروالدی) در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 83-1382 مورد بررسی قرار گرفت. صفات زراعی و مورفولوژیک، تعداد روز تا 50 % سنبله دهی، تعداد روز تا 50 % گرده افشانی، تعداد روز تا رسیدگی، ارتفاع بوته (سانتی متر)، طول سنبله(سانتی متر)، تعداد سنبله در واحد سطح، عملکرد بیولوژیک (کیلوگرم در مترمربع)، عملکرد دانه(کیلوگرم در مترمربع)، تعداد دانه در سنبله، وزن دانه در سنبله، وزن هزار دانه(گرم)، وزن حجمی (گرم در لیتر) و شاخص برداشت در کلیه ژنوتیپ ها اندازه گیری شد. نتایج تجزیه واریانس، تفاوت معنی داری را میان ژنوتیپ ها برای کلیه صفات مورد مطالعه نشان داد. نتایج هم چنین نشان داد که عملکرد دانه از بالاترین میزان تنوع فنوتیپی (6/21 %) برخوردار بوده و صفات تعداد سنبله در واحد سطح و تعداد دانه در سنبله به ترتیب با ضرایب تنوع 20 و 9/18 درصد در مراتب بعدی قرار گرفتند. کمترین میزان تنوع در صفات تعداد روز تا رسیدگی، تعداد روز تا 50 % گرده افشانی و تعداد روز تا 50 % خوشه دهی مشاهده شد. مطالعه هم بستگی صفات بیانگر ارتباط قوی بین صفات عملکرد دانه با شاخص برداشت، عملکرد بیولوژیک، تعداد دانه در سنبله و وزن دانه در سنبله بود. تجزیه خوشه ای ژنوتیپ ها برمبنای صفات زراعی و مورفولوژیک، ارقام و هیبریدهای مورد بررسی را در 8 گروه تفکیک نمود که برخی از گروه ها دارای خصوصیات مطلوب بوده و جهت مقاصد بهنژادی مفید می باشند. نتایج ارزیابی میزان تبعیت گزینش والدین به طور مشاهده ای از فاصله ژنتیکی والدین در تجزیه خوشه ای نشان داد که در دوازده تلاقی اجرا شده، این درجه مطابقت فرق می کند، به طوری که والدین در تلاقی Eupoda6×Chahba88 با مشابهت بسیار زیاد از لحاظ ژنتیکی و در تلاقی PI40100×PI40099 با فاصله ژنتیکی نسبتاً زیاد استفاده شده بودند.</description>
						<author> الهام فراهـانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر باکتری &lt;i&gt;Rathayibacter tritici&lt;/i&gt; بر تحرک و کارائی لارو سن دو نماتد &lt;i&gt;Anguina tritici&lt;/i&gt; در انتقال باکتری عامل خوشه صمغی گندم</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=627&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تأثیر باکتری ( &lt;em&gt;Rathayibacter tritici&lt;/em&gt; ) بر تحرک و کارایی نماتد ( &lt;em&gt;Anguina tritici&lt;/em&gt; ) در انتقال باکتری عامل خوشه صمغی گندم طی چندین آزمایش گلخانه ای و آزمایشگاهی مورد بررسی قرار گرفت. در این آزمایش ها مشخص شد قرار گرفتن لاروهای سن دو این نماتد در معرض غلظت های زیاد باکتری (بیش از 10&lt;sup&gt;4&lt;/sup&gt; CFU ) یا مدت زمان طولانی تماس نماتد - باکتری(بیش از یک ساعت) منجر به کاهش تحرک نماتد و کاهش کارایی آن به عنوان ناقل باکتری می گردد. میزان تحرک نماتد در غلظت های کمتر از 10&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt; CFU و مدت زمان تماس کمتر از نیم ساعت با شاهد (نماتد تیمار شده با آب مقطر استریل) اختلاف معنی دار نداشت. در این ارزیابی هم چنین نشان داده شد که حرکت نماتد به سمت کلنی باکتری کاملا تصادفی بوده و هیچ گونه جهت گیری، جلب یا گریز نسبت به آن مشاهده نشد. با توجه به این که نماتد ناقل اختصاصی باکتری می باشد و وجود آن برای انتقال باکتری به خوشه (محل آلودگی) ضروری است، این احتمال وجود دارد که باکتری بتواند نماتد را نیز پارازیته نماید. یا به عبارت دیگر نماتد خود از میزبان های جانوری این باکتری باشد، که در مسیر تکاملی و ارتباط متقابل نماتد - باکتری و باکتری - گیاه و مناسب تر بودن میزبان گیاهی، بیماری زایی آن روی گیاه تشدید شده است. </description>
						<author> نوازاله صاحبانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تغییرات فصلی جمعیت شته سبز گندم و معرفی دشمنان طبیعی آن در منطقه سیستان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=628&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در مطالعات انجام شده سال های 1379 و1380 در مزارع گندم و جو واقع در بخش های مختلف منطقه  سیستان (شامل بخش های میانکنگی، شهرکی و ناروئی، شیب آب و مرکزی) ، هفت گونه شته متعلق به شش جنس، مورد شناسایی قرار گرفتندکه در میان آنها گونه &lt;em&gt;Schizaphis graminum&lt;/em&gt; Rondani (شته سبز گندم) با 4/85 درصد فراوانی، گونه غالب منطقه بوده است. برای بررسی تغییرات فصلی جمعیت شته سبز گندم، در هر یک از مزارع بخش های منطقه  سیستان، با وسعت تقریبی هر کدام نیم هکتار، به طور هفتگی تعداد 30 برگ از بوته های گندم و جو، به صورت تصادفی برداشت شد و مشخص گردید که جمعیت شته ها به ویژه شته سبز گندم از نیمه دوم اسفند تا اواسط اردیبهشت ماه، با متوسط دمای روزانه 28-22 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 65-45 درصد در اوج بود. هم چنین بررسی های به عمل آمده در شرایط کنترل شده (انکوباتور با دمای2± 25 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 5 ± 75 درصد)، نشان داد که طول دوره یک نسل(مدت زمانی که یک نوزاد شته لازم دارد تا به مرحله تولید مثل برسد)، 7-5 روز و طول عمر یک شته بی بال،31-20 روز و تعداد نوزادان حاصل از آن، 98-18 عدد بود، در حالی که این تعداد برای یک شته بی بال در شرایط متغیر آزمایشگاهی (اتاق پرورش با دمای 25-20 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی5 ± 55 درصد)، 93-22 عدد نوسان داشته است. در بررسی های مربوط به شناسایی شکارگر ها و پارازیتوئید ها، در نمونه برداری های صورت گرفته، شکارگرهای جمع آوری و شناسایی شده از مزارع گندم و جو طی سال های مورد مطالعه، شامل شش گونه کفشدوزک(Col:Coccinellidae)، ده گونه مگس سیرفید (Dip:Syrphidae) و دو گونه بالتوری(Neu:Chrysopidae) بودند. هم چنین از راسته بال غشاییان پنج گونه زنبور پارازیتوئید (Hym:Aphidiidae) نیز جمع آوری شدند. </description>
						<author> سید سعید مدرس نجف آبادی </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>خالص سازی آنزیم پلی گالاکتوروناز جدایه (IKO6) قارچ&lt;i&gt;Ascochyta rabiei&lt;/i&gt; : عامل بیماریبرق زدگی در نخود</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=629&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بیماری برق زدگی (Ascochyta blight) در نخود (&lt;em&gt;Cicer arientinum&lt;/em&gt;) یکی از مهم ترین بیماری های این گیاه می باشد که توسط قارچ &lt;em&gt;Ascochyta rabiei&lt;/em&gt; ایجاد می گردد و خسارات زیادی را به این محصول وارد میسازد. آنزیم پلی گالاکتوروناز یکی از عوامل مهم در بیماریزایی این قارچ محسوب می شود که با تخریب ترکیبات ساختمانی دیواره سلولی گیاه باعث سست شدن و نفوذ پذیرشدن آن نسبت به پاتوژن می گردد. در این تحقیق جهت بررسی خصوصیات آنزیم پلی گالاکتوروناز تولید شده توسط جدایه IK06 قارچ &lt;em&gt;A. rabiei&lt;/em&gt; اقدام به خالص سازی این آنزیم با استفاده از ستون تعویض یونی بر روی بستر (Carboxy Methyl Sepharose) گردید. مناسب ترین pH جهت اتصال آنزیم مذکور به بستر ستون برابر 5/5 تعیین گردید. پس از اتصال پروتئین، شستشوی ستون و اعمال شیب غلظت نمک NaCl یک مولار، نتایج نشان داد در فراکسیون های 81 تا 96 در ناحیه غلظت نمکی بین 3/0 تا 4/0 مولار یک قله فعالیت آنزیمی مشاهده می گردد. پس از رسوب دهی پروتئین های فراکسیون های فوق و با استفاده از SDS-PAGE یک باند پروتئینی با جرم ملکولی حدود 27 کیلودالتون به دست آمد. مطالعه زایموگرام مربوط به این باند پروتئینی نشان داد که این پروتئین دارای فعالیت آنزیم پلی گالاکتورونازی می باشد. بررسی pH مناسب برای فعالیت آنزیمی نشان داد که پروتئین خالص شده، در pH برابر 5/7 بالاترین فعالیت آنزیمی را از خود نشان می دهد. </description>
						<author> حسین فلاحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>زیست شناسی شپشک استرالیایی &lt;span dir=ltr&gt;&lt;i&gt;Icerya purchasi&lt;/i&gt; Mask.(Hom.:Margarodidae)&lt;/span&gt; در شرایطآزمایشگاهی و نوسانات فصلی آن در باغ‌های مرکبات شمال خوزستان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=630&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>شپشک استرالیایی .&lt;em&gt;Icerya purchasi&lt;/em&gt; Mask حشره ای پلی فاژ، با انتشار جهانی و از مخرب ترین آفات مرکبات است که علاوه بر انواع مرکبات به بیش از دویست گونه گیاهی حمله می کند. زیست شناسی این حشره در شرایط آزمایشگاهی در داخل انکوباتور در سه دمای 1&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;±17، 1&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;±27&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; و 1&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;±40 &lt;/span&gt;درجه سانتی گراد، رطوبت نسبی 5 &lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;± 65&lt;/span&gt; درصد و 14 به 10 ساعت (روشنایی به تاریکی) بررسی شد. در دمای 1 &lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;±17&lt;/span&gt; درجه سانتی گراد میانگین طول دوره پورگی، دوره زنده مانی بالغ و طول مدت یک نسل حشره ماده به ترتیب 83/3 &lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;±8/85، 53/3&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;±9/74&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; و 63/7&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;±6/173&lt;/span&gt; روز تعیین شد. در دمای 1&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;±27&lt;/span&gt; درجه سانتی گراد این مقادیر به ترتیب  40/4&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;±6/62&lt;/span&gt; ، 59/4&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;±6/72&lt;/span&gt; و 26/9&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;±1/144&lt;/span&gt; بود. میانگین طول دوره شفیرگی و طول مدت یک نسل حشره نر در دمای 1&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;±27&lt;/span&gt; درجه سانتی گراد به ترتیب 78/0&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;±1/16و 30/1&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;±5/59&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; روز محاسبه شد. در شرایط طبیعی، از پانزدهم تیر ماه 1382 نمونه برداری از یک باغ 3 هکتاری به مدت 14 ماه در شرف آباد دزفول انجام گرفت. بدین منظور 5 اصله درخت پرتقال سیاورز به طور تصادفی در این باغ انتخاب و هر 10 روز یکبار از چهار جهت جغرافیایی و نیز داخل تاج درختان در سه ارتفاع مختلف در مجموع 75 سرشاخه 15 سانتی متری به طور تصادفی قطع و مراحل مختلف سنی آفت روی آنها شمارش و به تفکیک ثبت گردید. نتایج 14 ماه بررسی زیست شناسی شپشک استرالیایی نشان داد که این آفت در دزفول دارای 3 نسل بهاره، تابستانه و نسل سوم زمستان گذران می باشد. نسل سوم از پاییز شروع شده و تکمیل آن تا 6 ماه به طول می انجامد. زمستان گذرانی آفت به صورت مراحل مختلف سنی روی میزبان های مختلف می باشد و سن دوم پورگی بیشترین جمعیت زمستان گذران را تشکیل می دهد. این شپشک در خوزستان علاوه بر ارقام مختلف مرکبات به 41 گونه متعلق به 22 خانواده مختلف از گیاهان حمله می کند. </description>
						<author> مهدی اسفندیاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه مولکولی جمعیت‌هایی از &lt;i&gt; Meloidogyne javanica &lt;/i&gt; و &lt;i&gt;Meloidogyne incognita&lt;/i&gt; در ایران با روش PCR – RFLP</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=631&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>استخراج DNA از تخم و لارو سن دوم نماتد با روش فنل - کلروفرم در مورد جمعیت هایی از گونه های &lt;em&gt;Meloidogyne javanica&lt;/em&gt; و&lt;em&gt; Meloidogyne incognita&lt;/em&gt; از ایران انجام و پس از تعیین کمیت و کیفیت، جهت انجام آزمون واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR) مورد استفاده قرار گرفت. با استفاده از آغازگرهای اختصاصی C&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;F&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; / 1108 (20 و 23 نوکلئوتیدی)، قسمتی از DNA میتوکندریایی مربوط به ژن کد کننده سیتوکروم اکسیداز، تکثیر و یک نوار 7/1 کیلو باز درمورد جمعیت های هر دو گونه ایجاد گردید. قطعات تکثیری با آنزیم های محدود کننده &lt;em&gt;Alu&lt;/em&gt;I، &lt;em&gt;Dra&lt;/em&gt;I و &lt;em&gt;Hin&lt;/em&gt;fI برش داده شد و نتایج حاصل در ژل آگاروز مورد ارزیابی قرار گرفت. دو آنزیم محدود کننده &lt;em&gt;Alu&lt;/em&gt;I و &lt;em&gt;Dra&lt;/em&gt;I هیچ گونه برشی درطول قطعه DNA تکثیر شده ایجاد نکردند. برش قطعه 7/1 کیلو باز با آنزیم محدود کننده &lt;em&gt;Hin&lt;/em&gt;fI نقوش مشخصی را برای جمعیت های &lt;em&gt;M. javanica&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;M. incognita&lt;/em&gt; ایجاد نمود. در جمعیت های &lt;em&gt;M. javanica&lt;/em&gt; قطعه 7/1 کیلو باز به دو قطعه 0/1و 7/0 کیلو باز و در جمعیت  های &lt;em&gt;M. incognita&lt;/em&gt; قطعه 7/1 کیلو باز به سه قطعه 0/1، 4/0 و 3/0 کیلو باز برش داده شد. اما تفاوتی بین جمعیت های مختلف هر گونه مشاهده نگردید. </description>
						<author> عصمت مهدیخانی مقدم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شناسایی حشرات گرده‌افشان کلزا در سه رقم مختلف پاییزه و تأثیر آنها روی عملکرد دانه در اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=632&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>کشت کلزا (&lt;em&gt;Brassica napus&lt;/em&gt;) به عنوان یکی از دانه های  روغنی  مهم در بیشتر مناطق ایران  رواج یافته است. یکی از نکات اساسی در تولید دانه کلزا، تلقیح و باروری گل های آن می باشد. حشرات به عنوان یکی از عوامل مؤثر در گرده افشانی  گل ها، مطرح هستند. به منظور مطالعه فون حشرات گرده افشان روی سه رقم کلزا شامل طلایه، اوکاپی و اس. ال. ام و بررسی تفاوت احتمالی بین این سه رقم از نظر جلب آنها در زمان  گل دهی، حشرات  گرده افشان  از روی هر رقم بطور جداگانه با تور حشره گیری جمع آوری و در سطح خانواده شناسایی گردیدند. فراوانی انواع حشرات گرده افشان در زمان های مختلف روز روی هر رقم نیز تعیین گردید. نتایج بررسی ها نشان داد که حشرات گرده افشان جمع آوری شده از پنج راسته و 18 خانواده بودند. فراوان ترین گرده افشان ها مربوط به راسته بال غشاییان به ویژه زنبورعسل بود که حدود 50 درصد حشرات گرده افشان را تشکیل داد  ولی بدون در نظر گرفتن زنبورعسل بیشترین تعداد حشرات جمع آوری شده مربوط به راسته دوبالان از جمله سه گونه به نام &lt;em&gt;Bibio hortulanus, Metasyrphus corollae&lt;/em&gt; و .&lt;em&gt;Platypalpus&lt;/em&gt; sp از مزرعه جمع آوری گردیدند. در زمان گل دهی ( اوایل فروردین تا اواسط اردیبهشت) در اصفهان بیشترین درصد جمعیت زنبورعسل در ساعات گرمتر روز یعنی هنگام ظهر و بعد از ظهر مشاهده شد و در ساعات قبل از ظهر به دلیل سردی هوا و کمتر بودن مقدار شهد گیاه، درصد حضور نسبی این گونه کمتر بود. فعالیت زنبورعسل در ساعت 9 صبح روی رقم طلایه و در ساعت 12ظهر و 4 بعد از ظهر روی رقم اکاپی بیشتر از سایر ارقام بود. با تعیین میزان تولید دانه در هکتار مشخص شد که گرده افشانی به وسیله حشرات می تواند عملکرد را 53 درصد افزایش دهد. </description>
						<author> محمدرضا پردل</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نوشیدنی شکلاتی تهیه شده از شیر، تراوه شیر فراپالیده و شهد خرما </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=633&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>با به کار گرفتن نسبت های 55 : 45 از تراوه شیر فراپالیده با شیر، یک نوع نوشیدنی لبنی شیرین شده با شهد خرما تهیه شد. مخلوط به دست آمده با 7/0 درصد پودر کاکائو ، 6 درصد شیرین کننده ( 3 درصد شکر ، 3 درصد شهد خرما ) 2/0درصد کار اجینان ، 15/0درصد وانیل ، 3 درصد پودرشیر بدون چربی 3 درصد خامه پاستوریزه 30 درصد چربی ترکیب شد. این نوشیدنی با نمونه کنترل که دقیقاً با همین فرمولاسیون به استثنای این که با 100 درصد شیر کامل ، بدون خامه و پودر شیر بدون چربی تهیه شده بود، مقایسه گردید. هر دو نمونه تا دمای  50&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;C حرارت داده شد و سپس به مدت 2 دقیقه با مخلوط کن به خوبی مخلوط شده ، در دمای 85&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;C به مدت 30 ثانیه پاستوریزه و بلافاصله تا دمای محیط سرد شد. میزان مقبولیت، پروتئین، ماده خشک و چربی این نوشیدنی بلافاصله پس از سرد شدن بررسی شد. این نوشیدنی در حد قابل قبولی پایدار و از مقبولیت بالایی برخوردار بود. </description>
						<author> اکبر جوکار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی کیفی چربی ماهی کیلکای آنچوی (&lt;i&gt;Clupeonella engrauliformis&lt;/i&gt;) طی نگه‌داری انجماد در دماهای مختلف</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=634&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;درکیلکای آنچوی بلافاصله پس از صید و طی نگه داری به صورت منجمد در دو برودت 18- و30- درجه  سانتی گراد طی 8 ماه(2، 4، 6 و 8)، شاخص های کیفی از جمله مقادیر رطوبت، چربی کل، عدد پراکسید، اسیدهای چرب آزاد، آهن هِم، اسید تیوباربیتوریک، چربی خنثی و فسفولیپید تعیین شد. هم چنین ترکیب اسیدهای چرب و تغییرات ممکن نیز بررسی گردید. نتایج آماری نشان داد نمونه های ماهی نگه داری شده در هر دو دما، از نظر مقادیر پر اکسید، چربی خنثی و اسیدهای چرب آزاد افزایش معنی دار و مقادیر چربی کل، فسفولیپید، آهن هِم، ترکیبت اسیدهای چرب چند غیر اشباعی PUFA) Poly unsaturated fatty acid ) و امگا-3 کاهش معنی داری در دوره نگه داری دارد (05/0&gt;P). بر اساس نتایج به دست آمده از آزمون های آماری، چربی در دمای 30- درجه  سانتی گراد از کیفیت بهتری برخوردار بود. هم چنین مشخص شد که شاخص  آهن می تواند توسط آزمون مؤلفه های اصلی PCA) Principal control analysis) با شاخص های کیفی مهم نظیر(PUFA) و امگا-3 گروه بندی شود. &lt;/p&gt;</description>
						<author> مسعود رضائی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر سطوح مختلف انرژی وپروتئین جیره بر عملکرد تخم‌گذاری مرغ‌های بومی استان فارس در مرحله اول تخم‌گذاری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=635&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این آزمایش، اثر سطوح مختلف انرژی قابل سوخت و ساز (2700، 2900 و 3100 کیلوکالری در کیلوگرم) و پروتئین (13، 5/14 و 16 درصد) جیره در قالب یک طرح کاملاً تصادفی به روش فاکتوریل (3&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;×&lt;/span&gt;3) بر عملکرد تولیدی مرغ های بومی فارس در مرحله اول تخم گذاری بررسی شد. به این منظور 216 قطعه نیمچه بومی 25 هفتگی، به 54 گروه 4 قطعه ای با میانگین وزنی مشابه (169 &lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;±&lt;/span&gt;994 گرم) تقسیم شدند و هر یک از 9 تیمار آزمایشی در 6 تکرار مورد مقایسه قرار گرفتند. تنظیم جیره ها به صورتی بود که هر سطح انرژی، دارای سه سطح پروتئین بود و سپس جیره های آزمایشی به مدت 20 هفته (هفته 25 تا 45) به صورت آزاد تغذیه شدند. نتایج نشان داد که خوراک مصرفی روزانه درکل دوره جیره های 1 (با سطح انرژی 3100 و 16 درصد پروتئین) و 3 (با سطح انرژی 3100 و 13 درصد پروتئین) کمتر از (05/0&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&gt;&lt;/span&gt; P) جیره 7 (با سطح انرژی 2700 و 16 درصد پروتئین) بود (به ترتیب 5/90 و 30/87 در مقابل 20/101 گرم). اثر سطوح انرژی بر مصرف خوراک، انرژی مصرفی روزانه و ضریب تبدیل خوراک معنی دار بود (05/0&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&gt;&lt;/span&gt; P). ضریب تبدیل خوراک در سطح انرژی 3100 با 2700 اختلاف معنی داری (05/0&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&gt;&lt;/span&gt; P) داشت (به ترتیب 85/2 در مقابل 08/3). تأثیر سطوح پروتئین بر پروتئین مصرفی روزانه و اسید اوریک فضولات معنی دار بود (05/0&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&gt;&lt;/span&gt; P) به طوری که میزان اسید اوریک در سطح پروتئین 16 درصد بالاتر از 13 درصد (40/11 در مقابل 5/10 گرم) بود. نتایج این آزمایش نشان داد که استفاده از سطح انرژی 2700 کیلوکالری و سطح پروتئین 13 درصد برای تأمین نیاز مرغ های بومی فارس در مرحله اول تولید توصیه می شود. </description>
						<author> مسعود عرب ابوسعدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ترکیب و قابلیت دسترسی حقیقی اسیدهای آمینه سه رقم سورگوم کم، متوسط و پر تانن در طیور</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=636&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی و تعیین مقدار اسیدهای آمینه و قابلیت دسترسی آنها در ارقام مختلف سورگوم با مقدار تانن متفاوت، سه رقم سورگوم کم تانن (09/0%)، متوسط تانن (19/0%) و پرتانن (37/0%) تحت شرایط یکسان زراعی کشت شده و پس از برداشت و تعیین ترکیبات شیمیایی و تانن، مقدار اسیدهای آمینه در هر سه رقم تعیین گردید. قابلیت دسترسی اسیدهای آمینه با استفاده از خروس های فاقد روده کور و روش سیبالد تعیین شد. نتایج نشان داد که متیونین و سیستین به ترتیب اولین و دومین اسید های آمینه محدود کننده در ارقام کم و متوسط تانن بودند، در حالی که در رقم پرتانن لیزین اولین (166/0%) و متیونین دومین (176/0%) اسید های آمینه محدود کننده بودند. مقدار متیونین در رقم کم تانن 114/0% ، متوسط تانن 182/0% و در پرتانن 176/0% بود. علی رغم پایین تر بودن پروتئین خام در سورگوم پرتانن (10%)، درصد اسیدهای آمینه هیستیدین، ایزولوسین و متیونین در بخش پروتئین در این رقم بالاتر از دو رقم دیگر بود. با افزایش مقدار تانن از قابلیت دسترسی اسیدهای آمینه کاسته شد و همه اسیدهای آمینه در رقم پرتانن قابلیت دسترسی کمتری نسبت به ارقام کم و متوسط تانن داشتند (05/0&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&gt;&lt;/span&gt; P). در دو رقم پر و کم تانن، متیونین و در رقم متوسط تانن، اسیدگلوتامیک بالاترین قابلیت دسترسی را نسبت به سایر اسیدهای آمینه نشان دادند. بیشترین تأثیر تانن بر اسید آمینه پرولین بود، به طوری که قابلیت دسترسی آن از 55/91% در رقم کم تانن به 82/84% در متوسط تانن و به 82/22% در پرتانن کاهش یافت (05/0&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&gt;&lt;/span&gt; P). </description>
						<author> محمدرضا عبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر یک بتا آدرنرژیک آگونیست بر عملکرد جوجه‎های گوشتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=637&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی اثر یک ماده محرک گیرنده بتا بر عملکرد جوجه‎های گوشتی، تعداد 300 قطعه جوجه گوشتی نر و ماده سویه کاب به تفکیک جنس از سن 21تا 42 روزگی با پنج؛ جیره غذایی دارای سطوح صفر(شاهد)، 5، 10، 15 و 20میلی‎گرم تربوتالین در کیلوگرم جیره در طرح کاملاً تصادفی و در آزمایشی فاکتوریل تغذیه شدند. تربوتالین تأثیر معنی‎داری بر افزایش وزن جوجه‎های نر و ماده نداشت اما ضریب تبدیل خوراک نرها در تیمارهای 5 و 10میلی‎گرم در مقایسه با شاهد، کاهش معنی‎دار نشان داد (05/0&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&gt;&lt;/span&gt; P). وزن سینه، وزن ماهیچه سینه، وزن نسبی سینه، وزن ران ها، ماهیچه ران ها و وزن لاشه جوجه‎های ماده در سطح 5 میلی‎گرم تربوتالین بیشتر از دیگر تیمارها بود(05/0&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&gt;&lt;/span&gt; P). در جوجه‎های نر، وزن ران ها و ماهیچه ران ها، وزن لاشه، وزن نسبی لاشه و وزن زنده جوجه‎هایی که 5 میلی‎گرم تربوتالین دریافت کردند، بیشتر از دیگر تیمارها بود (05/0&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&gt;&lt;/span&gt; P). این پژوهش نشان داد که افزودن 5 میلی‎گرم تربوتالین به جیره دوره رشد باعث بهبود ضریب تبدیل خوراک جوجه‎های نر گوشتی شد و راندمان لاشه جوجه‎های نر، راندمان سینه جوجه‎های ماده و وزن لاشه جوجه‎های گوشتی نر و ماده را افزایش داد. </description>
						<author> سید عبدالحسین ابوالقاسمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تنوع ژنتیکی در درون و بین پنج جمعیت گوسفند ایرانی با استفاده از نشانگرهای ریز ماهواره</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=638&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در مطالعه حاضر تنوع ژنتیکی درون و بین پنج جمعیت گوسفند ایرانی (سنجابی، کردی کردستان، کردی خراسان، مهربان و مغانی) با استفاده از شش جفت آغازگر ریزماهواره ای (McMA2، McMA26، MAF64، OarCP26، OarAE64 و OarFCB304) بررسی گردید. واکنش های PCR با تمام آغازگرها بجز OarAE64 به خوبی انجام گردید. تمامی جایگاه ها در همه جمعیت ها چند شکل بودند. سه آلل اختصاصی در دو جایگاه برای جمعیت کردی خراسان به دست آمد ولی فراوانی قابل ملاحظه ای نداشتند. به جز جمعیت مغانی برای جایگاه McMA2، تمامی جمعیت های مورد مطالعه در جایگاه های ریزماهواره ای مورد بررسی در تعادل هاردی-واینبرگ بودند(005/0&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&gt;&lt;/span&gt; P). کمترین و بیشترین فاصله ژنتیکی D&lt;sub&gt;A&lt;/sub&gt; به ترتیب بین جمعیت  های کردی کردستان و کردی خراسان (234/0) و بین سنجابی و مغانی (388/0) به دست آمد. در گروه بندی جمعیت ها بر اساس ماتریس فاصله ژنتیکی D&lt;sub&gt;A&lt;/sub&gt;، که با دو روش پیوند همجواری (NJ) و روش جفت گروهی غیر وزنی از طریق میانگین حسابی (UPGMA) انجام شد، دو جمعیت کردی خراسان و کردی کردستان با هم و سپس سنجابی با آنها در یک گروه قرار گرفت و جمعیت مهربان و مغانی یک گروه مجزا تشکیل دادند. بیشترین و کمترین تنوع درون جمعیتی، که برای هر جمعیت به صورت متوسط هتروزایگوسیتی مورد انتظار در همه جایگاه ها برآورد گردید، بترتیب مربوط به جمعیت  های مهربان (847/0) و کردی خراسان (744/0) بود. هم  چنین زمان انشقاق بین دو جمعیت کردی 445 سال به دست آمد که با شواهد تاریخی همخوانی دارد. </description>
						<author> محمد حسین بنابازی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر ریسک تولید بر پذیرش فناوری‌های نوین: مطالعه موردی بذر گندم در استان فارس </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=639&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف از انجام این مطالعه بررسی اثرات ریسک تولید گندم و دیگر عوامل اقتصادی- اجتماعی بر احتمال پذیرش فناوری های جدید بذر گندم می باشد. افزون بر آن، اثر استفاده از نهاده های جدید، بویژه بذور توصیه شده در مراکز تحقیقاتی و هم چنین شرایط تولید بر عملکرد و ریسک تولید گندم نیز مورد مطالعه قرار گرفته است. داده های مورد نیاز با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای از مناطق مختلف استان فارس در سال های زراعی 81-1380 و 82-1381 جمع آوری شد. از تابع تولید تصادفی تعمیم یافته، با روش برآورد سه مرحله ای، برای تخمین عوامل مؤثر برعملکرد و ریسک تولید استفاده شد. نتایج حاصل از مقایسه ریسک نسبی ارقام گندم نشان داد که، در صورت فراهم نبودن شرایط مطلوب تولید، کشت ارقام جدید نسبت به ارقام سنتی، علی رغم داشتن عملکرد بالاتر، دارای ریسک بالاتری نیز می باشد. با این حال، در صورت فراهم شدن شرایط مطلوب تولید، کشت ارقام جدید گندم علاوه بر داشتن متوسط عملکرد بالاتر، دارای ریسک تولید پایین تری نیز نسبت به کشت ارقام سنتی هستند.

</description>
						<author> جواد ترکمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی فنولوژی (ظهورشناسی) سی و پنج گونه درختی و درختچه‌ای در شهر اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=640&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>فنولوژی (ظهورشناسی)، زمان وقوع و توالی پدیده هایی را که به صورت ادواری در زندگی موجود زنده رخ می دهد، بررسی می کند . نحوه بروز این پدیده ها باعث ایجاد الگوهای رفتاری ظهورشناسی می شود. علی رغم اهمیت ظهورشناسی و کاربردهای گسترده دانستن موسم ظهور پدیده ها (فنوفاز) تاکنون مطالعات محدودی در زمینه ظهورشناسی گونه های چوبی در ایران صورت گرفته است. پژوهش حاضر به منظور شناخت و تعیین موسم ظهور پدیده ها و توالی آنها، بررسی الگوهای رفتاری ظهورشناسی و الگوهای ظهور شناختی  روی 35 گونه چوبی مثمر و غیر مثمر واقع در شمال شرقی شهر اصفهان طی سال های 81-83 انجام گردیده است. مشاهدات مربوط به تغییرات برگ، گل، میوه، جوانه، پوست و تغییرات رنگی هرگونه در دوره های هفتگی یا یک هفته در میان ثبت گردید. تجزیه و تحلیل نمودارهای حاصل از جداول مشاهدات ظهورشناختی نشان می دهد که با توجه به شرایط اقلیمی و محیطی عرصه مطالعاتی برای هر یک از پدیده های اوج گل دهی و ظهور سه مولفه گل، برگ و میوه دو نوع الگوی رفتاری مشاهده می شود. هم چنین سه نوع الگوی رفتاری دوام میوه و خزان برگ و الگوهای ظهورشناسی چهار نوع در گل و سه نوع در برگ و نیز سه نوع توالی وقایع ادواری به طور مقایسه ای قابل تشخیص است. تقویم های گل دهی و خزان نیز تدوین گردید.</description>
						<author> سید حمید متین خواه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی مقاومت به استرس‌های شوری وفرمالین درپست لاروهای میگوی سفید هندی تغذیه شده از روتیفرهای غنی شده با اسیدهای چرب غیراشباع ( DHA , EPA )و ویتامین C</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=641&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تست های استرس به طور معمول در هچری های میگو جهت ارزیابی کیفیت پست لاروها ( PL ) در طی پرورش مورد استفاده قرار می گیرند . در این تحقیق لاروهای میگوی سفید هندی با ناپلی تازه تخم گشائی شده آرتمیا (تیمار شاهد) ؛ روتیفرهای پرورش یافته روی جلبک کلرلا (تیمار 1)، روتیفرهای غنی شده با امولسیون روغن کبد ماهی کاد (تیمار 2) و روتیفرهای غنی شده با امولسیون روغن کبد ماهی کاد و ویتامین C (تیمار 3) تغذیه گردیدند . به طوری که درمرحلهPL1 در تست های استرس شوری(10و20 قسمت درهزار) بیشترین میزان بقا در تیمار3 (به ترتیب 667/56 و00/90 درصد) مشاهده شد . بعد ازآن تیمار 2 (333/43 و667/76 درصد) قرار داشته که با تیمار3 تفاوت معنی دار(05/0&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&gt;&lt;/span&gt; P) داشت . اختلاف این دو تیمار با تیمارهای 1 و شاهد نیز معنی دار بود. درتست فرمالین (100 قسمت در میلیون) در این مرحله تفاوت معنی داری بین دو تیمار3(667/86 درصد) و2(00/80 درصد) که بالاترین میزان بقا را نشان دادند مشاهده نگردید، اما اختلاف آنها با تیمارهای 1 (00/60 درصد) و شاهد (333/53 درصد) معنی دار بود . در مرحله PL5 نیز در تست های استرس شوری (10 و20 قسمت درهزار) بالاترین میزان بقا در تیمار3 (667/56 و333/83 درصد) مشاهده گردید و بعد از آن تیمار 2 (00/40 و00/70 درصد) قرار داشته که تفاوت آنها معنی دار (05/0&gt; P) بود . دراین مرحله میزان بقا در تیمار شاهد (00/60 و 667/86 درصد) با تیمار3 تفاوت معنی دار نداشته و با تیمارهای 1 و2 دارای تفاوت معنی دار (05/0&gt; P) بود. کمترین میزان بقا در تیمار1 (667/26و667/56 درصد) مشاهده شد. در تست استرس فرمالین(100قسمت درمیلیون) دراین مرحله بیشترین میزان بقا به ترتیب در تیمارهای شاهد ، 3 و 2 (667/76 ، 333/73 و00/70 درصد) مشاهده گردید که تفاوت معنی داری ما بین آنها دیده نشد . درصورتی که اختلاف این سه تیمار با تیمار1 (333/53 درصد) معنی دار بود . </description>
						<author> مازیار یحیوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
