<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1386 جلد11 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1386/1/12</pubDate>

					<item>
						<title>مقایسه نوع و فاصله زهکش‌های سطحی در کشت کلزا پس از زراعت برنج در رشت</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=642&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>کشت دوم در اراضی شالیزاری استان گیلان یکی از راهکارهای استفاده بهینه از زمین، تقویت اقتصاد خانوارهای کشاورز و تأمین دانه های روغنی است. اما به دلیل بارندگی زیاد و حالت غرقابی شالیزارها در نیمه دوم سال و حساسیت اکثر گیاهان به غرقاب بودن زمین، این مهم به اندازه کافی تحقق نیافته است. برای کشت دوم در شالیزارها، انجام زهکشی غیر قابل اجتناب است. به دلیل چسبندگی خاک های شالیزاری، رطوبت زیاد و یکساله بودن تغییرات ایجاد شده در سطح زمین، زهکشی سطحی باید با شرایط شالیزارها تطبیق داده شود به طوری که با کمترین هزینه و زمان ممکن قابل انجام باشد. به این منظور، در مزرعه تحقیقاتی مؤسسه تحقیقات برنج کشور در رشت، زهکش های طولی با فاصله 2، 4، 6، 8 و 10 متر و عمق 20سانتی متر به عنوان تیمار اصلی، در دو حالت با زهکش های عرضی به فاصله یک متر و عمق 10 سانتی متر و بدون زهکشی عرضی، به عنوان تیمار فرعی، به صورت کرت های خرد شده و بر مبنای طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار آزمایش شدند. گیاه کلزا، رقم PF، به صورت دست پاش، به عنوان کشت دوم پس از برنج در سال 1379 کاشته شد. عملکرد و اجزای عملکرد کلزا در این تیمارها مورد مقایسه آماری قرار گرفتند. نتایج نشان داد که اثر فاصله زهکش ها بر عملکرد دانه، دوره رسیدن و تعداد بوته در متر مربع و هم چنین اثر زهکشی عرضی بر عملکرد دانه، ارتفاع بوته، نیتروژن باقی مانده در خاک، دوره رسیدن و تعداد بوته در متر مربع در سطح 1% معنی دار است. بیشترین عملکرد (2493 کیلوگرم در هکتار) مربوط به تیمار زهکش طولی با فاصله 4 متر و دارای زهکش عرضی بود، گرچه تیمارهای 6 و 2 متری ( با زهکش عرضی) نیز عملکرد 2241 و 1817 کیلوگرم در هکتار داشتند. در تیمارهای بدون زهکشی عرضی، تیمار زهکش 2 متر دارای بیشترین عملکرد (1324 کیلوگرم در هکتار) بود. با محاسبه هزینه زهکشی و سایر هزینه ها، تیمارهای 4 و 6 متری زهکش ها با جویچه های عرضی می توانند حدود دو برابر هزینه انجام شده را بازگشت دهند. به دلیل بارندگی زیاد ماه های آبان، آذر و دی 1379 می توان نتیجه گرفت که نتایج این طرح در سال های با بارندگی کمتر از سال 1379 نیز قابل استفاده است.</description>
						<author> محمدرضا یزدانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی عملکرد سدهای اصلاحی رسوب گیر خشکه چین در طول آبراهه‌ها در ترسیب مواد ریزدانه (مطالعه موردی: حوضه سد درودزن) </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=643&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>یکی از روش های ساده برای کنترل فرسایش،  مهار سیلاب و کاهش خسارات سیل در آبراهه  ها ی حوضه های آبخیز، احداث سد های اصلاحی خشکه چین است. برای بررسی عملکرد این نوع سد ها در ترسیب رسوبات ریزدانه در آبراهه ها، تعدادی آبراهه در حوضه سد درودزن که دارای سد های اصلاحی خشکه چین تثبیت شده با عمر بیش از 27 سال بودند، بررسی شدند. در هر آبراهه سه سد اصلاحی مشابه ( از نظر اندازه و نوع سنگچین) به ترتیب در بالادست آبراهه (شماره 1)، میانه آبراهه (شماره 2) و پایین دست آبراهه (شماره 3) انتخاب شدند. از رسوبات ترسیب شده پشت این سد ها و هم چنین خاک طبیعی کنار آنها، نمونه  هایی از عمق صفر تا 50 سانتی متری، به صورت مخلوط تهیه و با آزمایش‏های هیدرومتری و دانه بندی، تعیین بافت گردیدند. بر اساس نتایج، غالب خاک مناطق حاشیه آبراهه ها نسبت به رسوبات پشت سدهای مربوطه ریز بافت تر به دست آمد. مقایسه منحنی های دانه بندی رسوبات پشت سدها نشان داد که در بیشتر آبراهه ها سد های شماره 3 (انتهایی) از عملکرد نسبی بهتری برخوردار هستند و سدهای شماره 2 و 1 ( میانی و ابتدایی) به ترتیب در رتبه های بعدی قرار دارند. هم چنین مقایسه درصد ماسه، سیلت و رس سدهای هر آبراهه نشان داد که در غالب آبراهه ها درصد رس و سیلت در سد های انتهایی بیشتر از میانی و در سد های میانی بیشتر از سدهای ابتدایی می باشد. درصد ماسه در سد های ابتدایی بیشترین و در سد های انتهایی کمترین مقدار است. به طور کلی نتایج بیانگر آن است که خاک منطقه برای غالب آبراهه ها نسبت به رسوبات ریز بافت تر است که نشانگر عملکرد نه چندان خوب این نوع سد ها در ترسیب رسوبات ریزدانه است. مقایسه منحنی های دانه بندی رسوبات پشت سد های هر آبراهه نیز نشان داد در غالب آبراهه ها سد های واقع در پایین دست آبراهه ها از عملکرد بهتری در ترسیب رسوبات ریزدانه برخوردار بوده و سد های شماره 2 و 1 که در موقعیت میانی و ابتدایی آبراهه ها قرار دارند به ترتیب در رتبه های بعدی می باشند. این بررسی ها و نتایج نشان می دهند وقتی هدف اصلی از احداث این گونه سازه ها ترسیب رسوبات ریزدانه باشد بهتر است حتی الامکان در پایین دست آبراهه ها احداث شوند.</description>
						<author> علی اسماعیلی نامقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مدلسازی منطقه‌ای دبی‌های اوج در زیر حوزه‌های آبخیز سد سفیدرود با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=644&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مدل مورد بحث در این تحقیق با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی ساخته شده و در حوزه آبخیز سفید رود (ناحیه غیر خزری) واسنجی شده است. انجام این تحقیق مبتنی بر جمع آوری و انتخاب آبنمودهایی فقط با منشأ بارندگی در 12 زیر حوزه با زمان تمرکز برابر و یا کمتر از 24 ساعت بوده است. از کل زیر  حوزه های انتخابی به تعداد 661 آبنمود به منظور استفاده از دبی اوج آنها برای ساخت مدل پیش بینی، انتخاب گردیده است. متغیرهای ورودی مدل شامل بارندگی یک روزه سیلزا و بارندگی پنج  روز قبل هر دبی اوج، مساحت زیر حوزه، طول آبراهه اصلی، شیب 85 -10 درصد طول آبراهه اصلی، ارتفاع میانه حوزه، مساحت سازندهای زمین شناسی و واحدهای سنگی در سه گروه هیدرولوژیکی یک، دو و سه، دبی پایه و متغیر خروجی نیز تنها دبی اوج بوده است. توسط روش شبکه عصبی مصنوعی از نوع تغذیه به جلو و روش آموزش پس انتشار خطا، تابع تبدیل متغیرهای ورودی به متغیر خروجی با طی سه مرحله آموزش، آزمایش و اعتبار سنجی به دست آمده است. هم چنین بر اساس همان داده ها و متغیرها، مدل رگرسیون چند متغیریه خطی برای منطقه مورد بررسی ساخته شد. نتیجه مقایسه دبی های اوج مشاهده ای و برآورد شده بر مبنای دسته داده های اعتبار سنجی نشان می دهد که پارامترهای آماری ضریب (R&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;) و ضریب آماره آزمون فیشیر (F) ، برای مدل شبکه عصبی و رگرسیون چند متغیره خطی به ترتیب 84/0، 66/33 و 33/0، 60/3 بوده و بیانگر ارجهیت کامل مدل شبکه عصبی بر روش های سنتی است. </description>
						<author> علی رضایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شکل‌های مختلف سرب، نیکل و کادمیم در یک خاک آهکی تیمار شده با لجن فاضلاب </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=645&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>کاربرد لجن فاضلاب در کشاورزی اخیراً  به عنوان منبعی جهت تأمین نیاز غذایی محصولات زراعی مورد توجه قرار گرفته است،  از طرف دیگر وجود عناصر سمی مثل سرب، نیکل و کادمیم در این کود مدیریت صحیح اراضی تیمار شده را ضروری می نماید. عصاره گیری دنباله ای عناصر سنگین می تواند به پی بردن قابلیت جذب زیستی عناصر مذکور توسط گیاه کمک کند. هدف از این تحقیق بررسی آثار تجمعی و باقی مانده لجن فاضلاب بر شکل های شیمیایی و فاکتور تحرک سرب، نیکل و کادمیم در خاک است. در این مطالعه که به صورت طرح کرت خرد شده با سه تکرار صورت گرفت سطوح مختلف کودی لجن فاضلاب شامل 0، 25، 50 و 100 مگا گرم بر هکتار به عنوان کرت های اصلی و سال های متوالی کوددهی شامل 1، 2 و 3 سال کوددهی به عنوان کرت فرعی در نظر گرفته شد. در سال سوم از عمق 25-0 سانتی متری تمام کرت ها نمونه برداری انجام شد. در نمونه های خاک شکل های مختلف عناصر سرب، نیکل و کادمیم اندازه گیری شد. نتایج نشان داد با افزایش مقدار و دفعات کودهی با لجن فاضلاب غلظت عناصر کادمیم و نیکل در فرم محلول (SOL) افزایش و در مورد سرب کاهش یافت. فرم تبادلی (EXC)، کربناتی (CAR) و آلی (ORG) هر سه عنصر افزایش یافت. فرم حبس شده (OCC) سرب و نیکل کاهش و کادمیم افزایش یافت. فرم باقی مانده (RES) سرب افزایش و نیکل و کادمیم کاهش یافت. قابلیت جذب این عناصر افزایش یافت. توزیع نسبی فرم های مختلف عناصر سه گانه مذکور به صورت زیر بود: سرب:  OCC&gt;RES&gt;ORG&gt;CAR&gt;EXC&gt;SOL، نیکل: RES&gt;ORG&gt;OCC&gt;CAR&gt;EXC&gt;SOL و کادمیم: OCC&gt;CAR&gt;RES&gt;ORG&gt;EXC&gt;SOL فاکتور تحرک عناصر مذکور به ترتیب زیر بود: Cd&gt;&gt;Pb&gt;&gt;Ni ترتیب این عناصر در فرم های مختلف به صورت زیر بود: محلول:Ni&gt;&gt;Pb&gt;&gt;Cd ، تبادلی،  کربناتی و حبس شده (Occluded) Pb&gt;Ni&gt;Cd ، آلی و باقی مانده : Ni&gt;Pb&gt;Cd با توجه به افزایش قابلیت جذب این عناصر، کوددهی مداوم لجن فاضلاب حتی در چنین خاک های آهکی نیز باعث افزایش مقادیر قابل جذب این عناصر گردیده است. شکل آلی هر سه عنصر مورد مطالعه با مقادیر قابل جذب آنها بستگی نشان داد.</description>
						<author> اسماعیل خدیوی بروجنی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر گلرنگ و کاربرد مس، کادمیم، روی و سرب بر تحرک این چهار عنصر در یک خاک آهکی </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=646&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مشکلات مربوط به آلودگی خاک و منابع آب زیرزمینی به وسیله فلزات سنگین در دهه اخیر افزایش یافته است. یکی از مسایلی که اخیراً جلب توجه کرده است، امکان آبشویی فلزات سنگین از طریق مسیرهای جریان ترجیحی و اسیدهای آلی محلول در خاک می باشد. به همین دلیل نقش پوشش گیاهی از طریق تأثیر فیزیکی و شیمیایی ریشه (به خاطرایجاد خلل و فرج در خاک و ترشح اسیدهای آلی) و در نتیجه ایجاد جریان ترجیحی می تواند مهم باشد. مطالعه حاضر به منظور بررسی امکان حرکت برخی فلزات سنگین در یک خاک آهکی و در حضور گیاه (گلرنگ) انجام شد. آزمایش با استفاده از 12 ستون (با قطر 5/22 سانتی متر و ارتفاع 50 سانتی متر) دست نخورده خاک (Typic haplocalcids) و در گلخانه صورت گرفت. به ده سانتی متری بالایی خاک نیمی از ستون ها، به عنوان تیمارآلوده، 5/19کیلوگرم در هکتار کادمیم،750 کیلوگرم در هکتار مس،150 کیلوگرم در هکتار سرب و1400 کیلوگرم در هکتار روی اضافه گشته و به خوبی مخلوط گشت. پس از دو هفته، در نیمی از ستون های تیمار های آلوده و غیرآلوده، گلرنگ (رقم کوسه) با تراکم 20 بذر در متر مربع کشت شد. پس از برداشت گیا هان، میزان محلول و قابل عصاره گیری با DTPA فلزات در مقطع های 10سانتی متری ستون های خاک تعیین گردید. میزان غلظت فلزات در زهکش خروجی از ستون ها در طول فصل کشت نیز اندازه گیری گردید. نتایج نشان داد در عمق های بیشتر از عمق اختلاط، میانگین غلظت کادمیم، مس و روی قابل عصاره گیری با DTPA در تیمار آلوده کشت شده به ترتیب 3/3،  5/1 و 5/1 برابر تیمار آلوده آیش افزایش (معنی دار در سطح 5 درصد) یافت. غلظت محلول کادمیم، مس و روی نیز در تیمار کشت شده در مقایسه با آیش به ترتیب 4/2، 2/1 و 1/1 برابر افزایش داشت. غلظت سرب تفاوت معنی داری در دو تیمارآلوده کشت شده و آیش نداشت. میزان جذب فلزات به وسیله گلرنگ نیز افزایش یافت که بیشترین افزایش مربوط به کادمیم و روی و کمترین مربوط به سرب بود. میزان غلظت کادمیم، مس، سرب و روی در زهکش خروجی ستون های آلوده کشت شده در مقایسه با ستون های غیرآلوده کشت شده به ترتیب 32، 5/2، 6 و 7/2 برابر افزایش داشت. به عنوان نتیجه گیری کلی می توان گفت اگرچه با افزایش غلظت فلزات در سطح خاک، میزان جذب گلرنگ افزایش یافت ولی  حضور گلرنگ باعث افزایش غلظت محلول و نیز حرکت فلزات مورد مطالعه در خاک گردید. ترتیب عناصر برحسب سرعت حرکت در خاک به صورت Cd&gt;Zn&gt;Cu&gt;Pb بود. </description>
						<author> غلامعباس صیاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر شوری بر غلظت و پراکنش یون‌های پتاسیم، سدیم و کلر در پیوندک لیموشیرین روی پنج پایه مرکبات </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=647&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این پژوهش به منظور بررسی اثر شوری بر غلظت یون های پتاسیم، سدیم و کلر تحت تأثیر کلرید سدیم در اندام های هوائی و ریشه نهال های لیموشیرین پیوند شده روی پنج پایه مرکبات شامل بکرایی (لیموشیرین × نارنگی) لیموآب، ولکامریانا و لیموشیرین به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در چهار تکرار در گلخانه به اجرا در آمد. براساس نتایج، نوع پایه تأثیر زیادی بر غلظت یون ها داشت. غلظت و پراکنش یون های پتاسیم، سدیم و کلر در تیمار شاهد و سایر سطوح شوری با هم تفاوت معنی دار داشت. شوری غلظت سدیم و کلر را در ریشه و شاخساره افزایش داد ولی میزان افزایش بسته به نوع پایه متفاوت بود. کمترین غلظت کلر و سدیم در شاخساره پیوندک روی پایه ولکامریانا وجود داشت. بر اثر شوری غلظت پتاسیم در شاخساره پیوندک روی پایه نارنج و بکرایی افزایش و روی سایر پایه ها کاهش یافت و هم چنین غلظت پتاسیم در ریشه همه پایه ها به جز لیموآب افزایش یافت.</description>
						<author> عبدالحسین ابوطالبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرات تجمعی و باقی‌مانده لجن فاضلاب شهری بر غلظت عناصر سرب و کادمیم در خاک و گیاه گندم </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=648&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
استفاده از لجن فاضلاب به عنوان یک کود ارزان قیمت و غنی از عناصر غذایی در مناطقی از کشور، رواج یافته است. اما کاربرد لجن فاضلاب در مقادیر زیاد، انباشته شدن عناصر سنگین در خاک را به دنبال دارد که می تواند منجر به آلودگی خاک و انتقال این آلودگی به زنجیره غذایی شده و سلامتی انسان و حیوانات را با خطر مواجه کند. هدف از این تحقیق بررسی آثار تجمعی و باقی مانده لجن فاضلاب شهری اصفهان بر غلظت عناصر سنگین در خاک و گیاه گندم بود. این پژوهش در طی چهار سال با سه سطح لجن فاضلاب (25، 50 و 100 مگاگرم در هکتار) و تیمار شاهد (بدون کود) در سه تکرار و در قالب طرح کرت های خرد شده با طرح پایه بلوک های کامل تصادفی اجرا گردید. پس از کوددهی تمام کرت در سال اول، سال دوم در سه چهارم، سال سوم در نصف و سال چهارم در یک چهارم هر یک از کرت ها  کاربرد لجن در سطوح مربوطه تکرار گردید. کاربرد تجمعی لجن فاضلاب در کلیه سطوح کودی باعث افزایش معنی دار (P≤0/05) غلظت های کل و قابل عصاره گیری با DTPA سرب و کادمیم خاک گردید، بنابراین کاربرد لجن در مقادیر زیاد و با فواصل زمانی کم، عامل مهمی است که نهایتاً آلودگی خاک های تحت تیمار را در پی خواهد داشت. اثر باقی مانده لجن در یک بار کوددهی، سرب و کادمیم کل و غلظت های قابل عصاره گیری با DTPA فلزات را نسبت به شاهد افزایش داد. در هر یک از کرت های آزمایشی پس از متوقف شدن کاربرد لجن، با گذشت زمان غلظت های قابل عصاره گیری با DTPA عناصر سنگین در خاک به طور پیوسته کاهش یافت و به سطح تیمار شاهد نزدیک شد، گرچه حتی پس از گذشت چهار سال، غلظت  سرب و کادمیم در تیمارهایی که بیش از 50 مگاگرم در هکتار لجن دریافت کرده بودند، به طور معنی داری بیش از شاهد بود. این امر نشان می دهد که کاربرد لجن نه تنها در طول سال کاربرد، بلکه در طی سال های پس از کاربرد نیز می تواند خطر افزایش فرم قابل جذب سرب و کادمیم را در پی داشته باشد. برای عنصر سرب، رابطه خطی بین غلظت کل و قابل جذب مشاهده گردید. غلظت کل و قابل جذب هر دو عنصر سرب و کادمیم هم بستگی های مثبت معنی داری (P≤0/01) با ECe نشان دادند. نتایج تجزیه گیاه نشان داد که لجن فاضلاب اثر معنی داری بر غلظت کادمیم ریشه و ساقه و سرب دانه داشت. در این رابطه بر سرب دانه و کادمیم ساقه اثر تجمعی لجن بیش از باقی مانده بود. نتایج این تحقیق نشان داد که لجن فاضلاب به صورت باقی مانده و تجمعی غلظت عناصر سنگین در خاک و گیاه را افزایش داده است.  </description>
						<author> مهین کرمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر کادمیم اضافه شده و زمان خواباندن بر شکل‌های شیمیایی کادمیم در دو گروه بافتی خاک </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=649&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
در میان فلزات سنگین آلوده کننده خاک، کادمیم از اهمیت ویژه ای برخوردار است. زیرا به راحتی به وسیله ریشه گیاه جذب می شود و سمیت آن تا 20 برابر بیشتر از سایر فلزات سنگین است. بنابراین درک عوامل مؤثر بر قابلیت استفاده این فلز و تغییر و تبدیل آن در خاک از اهمیت فراوانی برخوردار است. گرچه در سال های اخیر عصاره گیری دنباله ای به عنوان روشی مناسب در تعیین شکل های شیمیایی و قابلیت استفاده بالقوه فلزات در خاک های ایران به کار رفته است، اما ظرفیت اجزای مختلف خاک برای نگه داری کادمیم و تغییر و تبدیل شکل های شیمیایی آن با زمان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این پژوهش به منظور بررسی تغییرات زمانی شکل های شیمیایی کادمیم و تعیین ظرفیت اجزای مختلف خاک برای نگه داری این فلز به یک خاک لوم رسی آهکی Fine, mixed (calcareous), mesic Typic Calcixerepts شن خالص کوارتزی افزوده شد و بافت لوم شنی حاصل به همراه خاک اولیه با مقادیر 0، 5، 15، 30، و 60 میلی گرم کادمیم در کیلوگرم خاک تیمار شدند. نمونه های خاک به مدت 0، 1، 2، 4، 8، و 16 هفته در رطوبت حدود ظرفیت مزرعه خوابانده شد. در پایان هر زمان با برداشت زیر نمونه شکل های شیمیایی کادمیم به روش عصاره گیری دنباله ای تعیین شد. نتایج نشان داد که به ترتیب در بافت های لوم رسی و لوم شنی 82 و 87 درصد از کادمیم به کار رفته به شکل های محلول + تبادلی، کربناتی و آلی در می آید. در بافت لوم شنی مقدار بیشتری از کادمیم به کار رفته در مقایسه با بافت لوم رسی به شکل محلول + تبادلی و کربناتی در آمد. برای سایر شکل ها (به جز شکل اکسید آهن متبلور که در تمامی تیمارها کمتر از حد تشخیص دستگاه جذب اتمی بود) عکس این مطلب درست بود. با افزایش سطوح کادمیم کاربردی تمامی شکل های کادمیم در خاک افزایش یافتند اما درصد این افزایش ها به ظرفیت اجزای مختلف خاک برای نگه داری این فلز بستگی داشت. بیشترین ظرفیت نگه داری کادمیم مربوط به بخش کربناتی بود. تأثیر زمان بر تغییر شکل های کادمیم معنی دار بود، اما در اکثر تیمارها بلافاصله پس از افزودن کادمیم به خاک بیش از 80 درصد این فلز وارد شکل های کربناتی و آلی گردید و تا پایان آزمایش این نسبت تقریباً حفظ شد.</description>
						<author> مجید رجائی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>برآورد هم‌زمان پارامترهای هیدرولیکی و انتقال املاح در خاک به روش حل معکوس در مقیاس مزرعه </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=650&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>برآورد ویژگی های هیدرولیکی و پارامترهای انتقال املاح به روش حل معکوس، عمدتاً به تحلیل های یک بعدی در آزمایشگاه و با فرض شرایط ماندگار محدود شده است. علت این امر، هزینه زیاد و دشواری های اندازه گیری، جمع آوری و توصیف تغییرات زمانی و مکانی داده های مزرعه ای می باشد. در این مقاله، ویژگی های هیدرولیکی و پارامترهای انتقال املاح از آزمایش های مزرعه ای با آبیاری جویچه ای در شرایط دو بعدی و غیر ماندگار برآورد شده است. سه آزمایش در جویچه های با انتهای بسته و زمان آبیاری مشابه با مقادیر مختلف آب و املاح نفوذ یافته ناشی از عمق آب 6، 10، و 14 سانتی متر انجام گردیده است. دو آزمایش دیگر با مقادیر مشابه آب و املاح کاربردی و زمان آبیاری متفاوت در جویچه هایی با عمق آب 6 و 10 سانتی متر نیز انجام شد. هدایت آبی اشباع (K&lt;sub&gt;s&lt;/sub&gt;) و پارامترهای انتقال املاح در مدل تعادل فیزیکی جابه جایی- انتشار (CDE) و مدل غیر تعادلی روان - ساکن (MIM) به روش معکوس و با استفاده از الگوریتم شبیه سازی لونبرگ – مارکوارت و نرم افزار HYDRUS-2D بر آورد گردید. در حین بهینه سازی، داده های رطوبت خاک، نفوذ تجمعی و غلظت املاح در تابع هدف به کار رفت. مقادیر K&lt;sub&gt;s&lt;/sub&gt; بین 0996/0– 0389/0سانتی متر در دقیقه با ضریب تغییرات CV) 48) درصد متغیر بوده است. مقدار رطوبت ساکن برآورد شده (θ&lt;sub&gt;im&lt;/sub&gt;) کم و بیش در مقدار متوسط cm&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt;cm&lt;sup&gt;-3&lt;/sup&gt; 0/025 ثابت ماند، در حالی که ضریب تبادل مرتبه اول (ω) بین min&lt;sup&gt;-1&lt;/sup&gt; 0/10 تا 52/19 تغییر نمود. ضریب انتشار پذیری طولی (D&lt;sub&gt;L&lt;/sub&gt;) بین 6/2 تا 8/32 سانتی متر و ضریب انتشار پذیری عرضی (D&lt;sub&gt;T&lt;/sub&gt;) بین 03/0 تا 20/2 سانتی متر متغیر بود. مقادیر D&lt;sub&gt;L&lt;/sub&gt; تا حدی به عمق آب و زمان کاربرد آب و املاح در جویچه ها وابسته بود اما چنین وابستگی برای مقادیر K&lt;sub&gt;s&lt;/sub&gt; و دیگر پارامترهای انتقال مشاهده نگردید. تطابق میان شدت نفوذ برآورد و اندازه گیری شده قابل قبول بوده است، در حالی که مقدار رطوبت خاک بیشتر از مقدار واقعی و غلظت املاح کمتر از مقدار واقعی برآورد گردید. تفاوت میان مقادیر برآورد شده غلظت املاح توسط مدل های انتقال CDE و MIM نسبتاً اندک بوده است. این نکته و هم چنین مقدار پارامترهای بهینه شده نشانگر آن است که داده های مشاهده ای به قدر کافی با استفاده از مدل ساده CDE قابل تخمین بوده و رطوبت ساکن نقش مهمی در فرایند انتقال ایفا نمی نماید. </description>
						<author> فریبرز عباسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین شکل‌های شیمیایی منگنز و ارتباط آنها با پاسخ‌های گیاه سویا در شماری ازخاک‌های آهکی استان فارس </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=651&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در یک آزمایش کشت گلخانه ای به منظور بررسی شکل های شیمیایی منگنز معدنی و ارتباط آنها با پاسخ های گیاهی تعداد 22 نمونه از خاک های آهکی استان فارس (عمق20- 0 سانتی متری) در گلدان های سه کیلویی ریخته شد و گیاه سویا از رقم ویلیامز در سه تکرا به مدت هفت هفته پرورانده شد. میزان شکل های شیمیایی منگنز در خاک گلدان  ها پس از برداشت، به روش عصاره گیری دنباله ای واردن و ریزوناور اندازه گیری شد. در این روش منگنز به اشکال کاملاً محلول (عصاره گیری با Ca(N0&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt;)&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;)، به طور ضعیف جذب شده (عصاره گیری با CaDTPA + Na&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;B&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt;O&lt;sub&gt;7&lt;/sub&gt;) ، کربناتی (عصاره گیری با HNO&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt;) و اکسیدی (عصاره گیری با NH&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;OH . HCl) جداسازی می شود. نتایج نشان داد بیشترین میزان منگنز به ترتیب در اشکال کربناتی، اکسیدی، به طور ضعیف جذب شده و محلول وجود داشت. روابط رگرسیون بین خواص فیزیکی و شیمیایی خاک ها و شکل های شیمیایی منگنز حاکی از هم بستگی کربنات کلسیم معادل خاک ها و منگنز کربناتی بود. هم چنین هم بستگی معنی دار بین جزء کربناتی و غلظت منگنز در اندام هوایی سویا حاکی از آن نقش فعال این جزء در تغذیه گیاه می باشد. </description>
						<author> سیدعلی غفاری نژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر فاصله تیغه از همزن و دبی خروجی بر کیفیت برنج در سفیدکن تیغه‌ای رایج بهینه شده </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=652&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مطالعات انجام شده نشان می دهد سرگردانی بیش از حد برنج در سفیدکن تیغه ای موجب افزایش شکستگی برنج می شود. بر این اساس، ایجاد سهولت در حرکت طولی برنج در سفیدکن می تواند موجب رفع این نقیصه گردد. در این تحقیق ابتدا توپی جدیدی مجهز به مارپیچ انتقال برای سفیدکن تیغه ای طراحی و ساخته شد. سپس اثر فاصله تیغه از همزن و مقدار دبی جرمی خروجی بر خصوصیات کیفی برنج در سفیدکن با توپی جدید و قدیمی در یک آزمایش کرت های دوبار خرد شده در قالب بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار ارزیابی گردید. فاکتور اصلی نوع توپی در دوحالت (استفاده از توپی قدیمی وتوپی جدید)، فاکتور فرعی شامل فاصله تیغه از همزن در سه سطح 
(11، 12 و 13 میلی متر) و فاکتور فرعی فرعی، سه مقدار دبی خروجی برنج شامل (915، 654 و 412 کیلوگرم در ساعت) بود. در هر آزمایش، درصد برنج سفید سالم، شکستگی و درجه سفید شدگی اندازه گیری و شاخص کارایی دستگاه محاسبه شد. نتایج نشان داد، اثر ساده فاصله تیغه از همزن بر درصد شکستگی و دبی خروجی بر تمامی عوامل اندازه گیری شده معنی دار بود. هم چنین برهمکنش نوع توپی و فاصله تیغه و نوع توپی و دبی جرمی خروجی به ترتیب بر درصد برنج سالم و شکستگی تأثیر معنی دار داشت. برآورد شاخص کارایی دستگاه نشان داد بهترین حالت کاری دستگاه با هر دو نوع توپی، دبی خروجی 412 کیلوگرم در ساعت و  فاصله 11 یا 12 میلی متر تیغه از همزن می باشد. در این تنظیم، میانگین درصد شکستگی برنج در توپی جدید و قدیمی به ترتیب 5/20 و 23 درصد بوده است.
</description>
						<author> محسن حیدری سلطان آبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ساخت و آزمون کارگاهی دینامومتر اتصال سه نقطه و چرخ پنجم سرعت سنج تراکتوری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=653&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>برای اندازه گیری مقاومت کششی و توان مالبندی مورد نیاز ادوات سوار، به ابزار دقیقی همچون دینامومتر اتصال سه نقطه  و ابزار اندازه گیر سرعت پیشروی تراکتور نیاز می باشد. در این تحقیق یک نوع دینامومتر نوع قابی ساخته و ارزیابی شد. نیروهای وارده به دینامومتر از طریق استفاده از سه مبدل نیرو (که هرکدام یک تیر یکسرگیر به شکل U وارونه می باشد) که بر روی قابی با قابلیت نصب به اتصال سه نقطه  تراکتور قرار داده شده اند، اندازه گیری می شوند. هر مبدل نیرو، نیرو را با استفاده از یک مدار پلی که بر اساس استفاده از کرنش سنج ها طراحی شده اند، اندازه گیری می نماید. هر مبدل نیروی دینامومتر با اعمال مقدار بار معین به آن و اندازه گیری ولتاژ خروجی آن واسنجی شد. سپس واسنجی دینامومتر با اعمال مقدار بار مشخص به آن و اندازه گیری ولتاژ خروجی مدارهای پلی مبدل های نیرو   انجام گرفت. واسنجی های استاتیکی انجام گرفته نشان داد که یک رابطه خطی با ضریب تبین بالایی (999/0=2R (بین نیروهای اعمال شده و خروجی پل ها وجود دارد. اثر پس ماند (هیسترزیس) بین بارگذاری و بار برداری بسیار کوچک بود. اثر نقطه بارگذاری نسبت به محور عمودی دینامومتر بر مقدار نیروی اندازه گیری ناچیز بود. برای اندازه گیری سرعت پیشروی واقعی تراکتور، یک چرخ پنجم با استفاده از یک محور چرخشی انکودر ساخته شد. واسنجی های انجام گرفته روی سطوح آسفالته و خاکی نشان داد که یک رابطه خطی با ضریب تبین بالا (994/0=2R (بین سرعت پیشروی اندازه گیری شده و خروجی محور چرخش انکودر وجود داشت. خطای اندازه گیری در سرعت های کم در مزرعه و در سرعت های زیاد ( تا 5/12 کیلومتر در ساعت) روی سطح آسفالته به ترتیب حدود 3 و 8 درصد بود. واحد جمع کننده داده ها، علاوه بر نمایش نیرو و سرعت پیشروی، به صورت لحظه ای می تواند نمودارهای نیرو بر حسب زمان و مسافت را روی صفحه نمایش رایانه دستگاه نمایش دهد. </description>
						<author> داوود لطفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر تیمارهای آب گرم و هوای گرم بر جوانه‌زنی و عمر انباری غده‌های دو رقم سیب زمینی &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Solanum tuberosum&lt;/i&gt; L.)&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=654&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی آثار تیمارهای گرمایی بر جوانه زنی، کاهش وزن و دیگر ویژگی های دو رقم سیب زمینی (اگریا و دیامونت) در انبار سرد (&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;C1±9) و انبار معمولی (&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;C 1±18) در سال 1383 آزمایش هایی انجام شد. پس از اعمال عمل التیام دهی، غده های هر دو رقم در هوای 25، 35، 45 و 55 درجه سانتی گراد به مدت 4، 8 و 12 ساعت و آب 22، 54 و 57 درجه سانتی گراد به مدت 15 و 30 دقیقه قرار گرفتند. و سپس تورهای محتوی غده ها در انبار سرد و انبار معمولی به مدت دو و چهار ماه نگه داری شدند. نتایج آزمایش ها نشان دادند که هوای 45 درجه سانتی گراد به مدت 8 و 12 ساعت، و آب گرم 57 درجه سانتی گراد به مدت 15 دقیقه به طور معنی داری باعث کاهش درصد جوانه زنی غده ها، بدون تغییر مواد درونی آنها نسبت به تیمار شاهد می شود. </description>
						<author> رحیم محمدزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر مانیتول بر رشد رویان‌های‌ بدنی تولید شده از پینه رویان‌زای میخک &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Dianthus caryophyllus&lt;/i&gt; L.)&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=655&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>شرایط لازم برای باززایی مطلوب چهار رقم میخک (Nelson ،Impulse ،Sagres و Spirit) به روش رویان زایی بدنی بررسی شد. بدین منظور محیط کشت (موراشیگ و اسکوگ) دارای 30 گرم در لیتر سوکروز، 2 میلی گرم در لیتر 2,4-D و 2/0 میلی گرم در لیتر BA برای  ایجاد کالوس رویان زا استفاده شد. رویان های بدنی زمانی به دست آمد که پینه های رویان زا به محیط کشتMS فاقد تنظیم کننده رشد و دارای 30 گرم در لیتر سوکروز به تنهائی و یا همراه با غلظت های مختلف مانیتول (15، 30، 60، 90، 120 و 150 گرم در لیتر) انتقال یافتند. در محیط کشت حاوی مانیتول بدون سوکروز رویان سوماتیکی ایجاد نشد. با افزودن مانیتول به محیط کشت،  ایجاد رویان های بدنی روی پینه های رویان زا به میزان قابل توجهی افزایش یافت. رویان های  ایجاد شده بر روی محیط های کشت حاوی غلظت های بالای مانیتول (60، 90، 120 و 150 گرم در لیتر) به طور نرمال توسعه یافتند. رویان های بدنی به محیط کشت 2/1 MS  حاوی 30 گرم در لیتر سوکروز انتقال داده شدند و حدود 95% از آنها به صورت گیاهچه کامل باززا گردیدند. گیاهچه های به دست آمده در شرایط گلخانه نیز به طور عادی مراحل رشد خود را ادامه دادند. </description>
						<author> علی دلجو</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل اثر متقابل ژنوتیپ × محیط ( مدیریت‌های زراعی) در ارقام یولاف بر مبنای تجزیه ضرایب مسیر و‌ رگرسیون </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=656&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این بررسی به منظور ارزیابی پایداری 9 ژنوتیپ  یولاف و یک رقم جو نسبت به مدیریت های زراعی و هم چنین برای تعیین سهم هر یک از عوامل زراعی ( محیطی) در ایجاد اثر متقابل ژنوتیپ &lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;Times New Roman&quot; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;×&lt;/span&gt; محیط و تعیین پایدارترین جزء عملکرد در سال  زراعی 80-1379 در مزرعه پژوهشی دانشگاه صنعتی اصفهان واقع در لورک نجف آباد انجام شد. ژنوتیپ های یولاف شامل 4 رقم کانادایی و 5 لاین اصلاحی از ترکیه بودند . محیط های مورد بررسی را سه تاریخ کاشت 20 مهر، 10 آبان و 30 آبان و سه تراکم کاشت 300، 375 و 450 بذر در متر مربع تشکیل دادند. برای هر محیط از طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار استفاده شد. تجزیه واریانس مرکب برای صفات تعداد خوشه بارور در متر مربع، تعداد دانه در خوشه، وزن هزار دانه و عملکرد دانه تفاوت های ژنتیکی بسیار معنی داری را بین ژنوتیپ ها نشان داد. به جز برای وزن هزار دانه برای بقیه صفات بین محیط های مورد ارزیابی اختلاف معنی داری وجود داشت. عملکرد دانه و همه اجزاء آن اثر متقابل ژنوتیپ &lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;Times New Roman&quot; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;×&lt;/span&gt; محیط معنی داری نشان دادند. نسبت مجموع مربعات اثر متقابل از کل تغییرات برای عملکرد دانه (37/22%) بیشتر از سایر صفات بود. تجزیه پایداری بر مبنای ضریب رگرسیون خطی نشان داد که رقم بویر و لاین 28 با عملکرد بالاتر از میانگین و ضریب رگرسیون خطی نزدیک به 1 دارای سازگاری مطلوب هستند، در حالی که رقم پیسر و جوماکویی به ترتیب با محیط های مساعد و نامساعد سازگاری خصوصی داشتند. بر مبنای میانگین مربعات انحراف  از خط رگرسیون رقم بویر با کمترین انحراف پایدارترین رقم تشخیص داده شد. تجزیه ضرایب مسیر آثار متقابل ژنوتیپ&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;Times New Roman&quot; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;×&lt;/span&gt; محیط به روش تای نشان داد که جزء ژنوتیپی 3V (وزن دانه) مهم ترین جزء تأثیر گذار بر عملکرد و پایداری است. بر این اساس رقم بویر با دارا بودن بالاترین مقدار 3V پایدارترین ژنوتیپ پر محصول تشخیص داده شد. مقایسه اجزای محیطی در روش  تای، مرحله گرده افشانی و تشکیل دانه را حساس ترین مرحله رشد ژنوتیپ ها نسبت به عوامل محیطی معرفی نمود، از این رو ارزیابی پایداری ژنوتیپ ها بر اساس جزء ژنوتیپی 2V (تعداد دانه در خوشه) سودمند نخواهد بود. در نهایت بر مبنای نتایج این پژوهش، رقم بویر با عملکرد 8/5 تن در هکتار و واکنش پایدار در همه محیط ها به عنوان رقم مناسب شناخته شد. </description>
						<author> قاسم محمدی نژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه توارث عملکرد دانه گندم و اجزای آن تحت شرایط تنش و عدم تنش خشکی </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=657&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور تعیین نحوه عمل ژن و توارث عملکرد دانه و اجزای آن از روش تجزیه میانگین نسل ها با استفاده از آزمون مقیاس مشترک که هم زمان تمام نسل ها را مورد آزمون قرار می دهد، استفاده شد. این تحقیق در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران واقع در کرج انجام گرفت. به منظور به دست آوردن بهترین مدل ژنتیکی برای صفات مختلف تحت شرایط آبیاری معمول و تنش خشکی، ژنوتیپ ها و نسل های آماده شده در سال های قبل مربوط به هر تلاقی به طور جداگانه مورد ارزیابی قرار گرفتند. در آزمایش مربوط به هر تلاقی از طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار استفاده گردید، به طوری که در هر آزمایش دو تکرار تحت شرایط آبیاری معمول و دو تکرار تحت شرایط تنش آبی قرار گرفت. صفات اندازه گیری شده در آزمایش ها عبارت بودند از: وزن بوته، تعداد پنجه، ارتفاع بوته، طول سنبله، وزن سنبله های هر بوته، تعداد دانه در سنبله، وزن 100 دانه و عملکرد دانه. میانگین (m) و اثرهای ژن ها شامل، اثر افزایشی (d)، اثر غالبیت (h)، اثر متقابل افزایشی × افزایشی [i]، افزایشی× غالبیت [j] و غالبیت × غالبیت [l] برای صفات مختلف مشاهده شد، ولی همه اثرهای ژنی تواما در کلیه صفات مشاهده نشد. اثر غالبیت ژن ها مهم ترین عامل ژنتیکی کنترل در بیشتر صفات مورد بررسی شناخته شد. علی رغم معنی دار بودن اثر افزایشی در بیشتر صفات، اهمیت این اثر کمتر از اثر غالبیت بود.ضمناً اپیستازی غالبیت × غالبیت [l] اهمیت بیشتری نسبت به اپیستازی افزایشی × افزایشی  [i] داشت و برآوردهای درجه غالبیت مبین کنترل ژنی بیشتر صفات به صورت غالبیت بود.</description>
						<author> جعفر احمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر تنش خشکی در مراحل مختلف رشد بر عملکرد و بازده استفاده از آب پنج ژنوتیپ ارزن معمولی (&lt;i&gt;Panicum miliaceum&lt;/i&gt;) در خراسان جنوبی </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=658&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی واکنش ارزن معمولی به تنش خشکی در مراحل مختلف رشد، چهار ژنوتیپ اصلاح شده ارزن معمولی به همراه یک ژنوتیپ از توده محلی بیرجند انتخاب شده، در قالب یک طرح اسپلیت پلات با پنج تیمار آبیاری و سه تکرار در دو منطقه بیرجند و سربیشه (استان خراسان جنوبی) کاشته شد. تیمارهای آبیاری که در کرت های اصلی قرار داشت عبارت بود از: شاهد، تنش در مرحله رویشی، تنش در مرحله ظهور خوشه، تنش در مرحله پرشدن دانه و تنش در دو مرحله رویشی و پرشدن دانه. ژنوتیپ های ارزن در کرت های فرعی قرار داشتند. تنش خشکی در مرحله ظهور خوشه باعث بیشترین کاهش در عملکرد دانه و بازده استفاده از آب شد. کاهش عملکرد عمدتاً از طریق کاهش تعداد دانه در خوشه و کاهش وزن هزار دانه ایجاد شد و تعداد خوشه در متر مربع بین تیمارهای تنش تفاوت زیادی نداشت. اعمال تنش در مرحله رویشی تأثیری بر عملکرد و اجزای عملکرد نداشت. اعمال تنش در مرحله ظهور خوشه به دلیل اثر روی سقط گل ها و وزن هزار دانه سبب کاهش شاخص برداشت خوشه در بوته و شاخص برداشت دانه در خوشه گردید. مقایسه ژنوتیپ ها نشان می دهد ژنوتیپ K-C.M.4 از طریق تولید تعداد خوشه بیشتر و ژنوتیپ K-C.M.9 از طریق تولید دانه های سنگین تر دارای عملکرد دانه بیشتری بودند. همین ژنوتیپ ها بیشترین بازده استفاده از آب را نیز داشتند و شاخص برداشت اجزای مختلف آنها نیز به طور نسبی بیشتر بود. به لحاظ شوری آب مورد استفاده در آبیاری و حاصل خیزی کم خاک در بیرجند، عملکرد ژنوتیپ های مختلف در این منطقه کمتر از سربیشه بود. در مجموع می توان گفت در این آزمایش ژنوتیپ K-C.M.4 برای هر دو منطقه مناسب تر بود.</description>
						<author> محمد جواد ثقه الاسلامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>برآورد پارامترهای ژنتیکی عملکرد دانه گندم و خصوصیات مرتبط با آن به روش تلاقی دای‌آلل در شرایط رطوبتی مطلوب و تنش خشکی </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=659&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور برآورد پارامترهای ژنتیکی و تعیین چگونگی کنترل ژنتیکی صفات عملکرد و اجزای عملکرد گندم و هم چنین تعیین اثر محیط بر برآورد این پارامترها، از طرح تلاقی های دای آلل یک طرفه با 8 والد استفاده گردید. دراین مطالعه نتاج F2 تلاقی ها به همراه والدین آنها در دو آزمایش مجزا یکی تحت شرایط رطوبتی مطلوب و دیگری تحت شرایط تنش خشکی انتهایی، بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهرکرد مورد ارزیابی قرار گرفتند. میانگین مربعات محیط و هم چنین اثر متقابل ژنوتیپ × محیط برای صفات طول سنبله و تعداد دانه در سنبله معنی دار بودند. واریانس قابلیت ترکیب پذیری عمومی (GCA) برای کلیه صفات مورد بررسی به جز تعداد پنجه بارور در محیط بدون تنش و عملکرد بوته در محیط تحت تنش خشکی، در هر دو محیط معنی دار گردید. واریانس قابلیت ترکیب پذیری خصوصی(SCA) برای ارتفاع بوته در محیط بدون تنش و برای تعداد پنجه بارور و عملکرد بوته در هر دو محیط معنی دار بود ولی برای بقیه صفات در هیچ یک از دو محیط معنی دارنگردید. نسبت بالا و معنی دار واریانس قابلیت ترکیب پذیری عمومی به واریانس ترکیب پذیری خصوصی برای ارتفاع بوته، طول سنبله وتعداد دانه در سنبله در هر دو محیط و برای تعداد سنبلچه در سنبله در محیط تنش خشکی حاکی از سهم بیشتر آثار افزایشی ژن ها در کنترل ژنتیکی این صفات بود. برآورد پارامترهای ژنتیکی نشان داد که صفات ارتفاع بوته، طول سنبله و تعداد دانه در سنبله در هر دو محیط و تعداد سنبلچه در سنبله در محیط تنش خشکی تحت تأثیر غالبیت نسبی ژن ها قرار داشتند ولی صفات تعداد پنجه بارور و عملکرد بوته در هر دو محیط و تعداد سنبلچه در سنبله در محیط بدون تنش تحت کنترل اثر فوق غالبیت ژن ها بودند. </description>
						<author> سیروس طهماسبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه کاریوتیپی هفت گونه‌ جو (&lt;i&gt;Hordeum&lt;/i&gt;) در استان فارس </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=660&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این پژوهش هفت گونه جو شامل &lt;em&gt;H. bulbosum&lt;/em&gt; &lt;em&gt;،H. violaceum  ،H. glaucum  ،H. spontaneum  ،H. vulgare، H. geniculatum  &lt;/em&gt;و &lt;em&gt;H. distichon&lt;/em&gt; مورد مطالعه کاریولوژیکی قرار گرفتند. در آزمایشگاه، مطالعه سیتولوژی انجام و براساس اطلاعات حاصله تعداد کروموزو ها و سطح پلوییدی هر گونه مشخص شد سپس ژنوم گونه ها شامل طول کل، طول بازوی بلند، طول بازوی کوتاه و نسبت بازوی بلند به کوتاه کروموزوم ها محاسبه و بر اساس اطلاعات حاصله کاریوتیپ هر گونه به صورت ایدیوگرام رسم شد. در پایان فرمول و تقارن کاریوتیپی گونه ها از طریق فرمول ها و جداول مربوطه به دست آمد. این مطالعه نشان داد که سه گونه &lt;em&gt;H. bulbosum ، H. violaceum &lt;/em&gt; و &lt;em&gt;H. geniculatum&lt;/em&gt; تتراپلویید با 28= 4x = 2n و چهار گونه دیگر دیپلویید با 14= 2x = 2n هستند که بررسی سیتولوژی سه گونه &lt;em&gt;H. geniculatum&lt;/em&gt; ، &lt;em&gt;H. distichon&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;H. violaceum&lt;/em&gt; برای اولین بار از ایران گزارش می  شود. نتایج نشان داد که فرمول کاریوتیپی چهار گونه دیپلویید به صورت 7m و سه گونه تتراپلویید به صورت 12m+2sm بود. هم چنین بررسی تقارن کاریوتیپی گونه ها نشان داد که کلیه گونه های مورد مطالعه متقارن و در کلاس 1A قرار داشته اند. در پایان تجزیه کاریوتیپ گونه های جو با استفاده از پارامترهای S% TF% , R.L. ,.T.V , D و X تعیین شد. </description>
						<author> عبدالرضا نصیرزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>واکنش‌های فیزیولوژیک و مرفولوژیک دو رقم جو به تنش شوری و ارتباط آن با عملکرد دانه </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=661&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی واکنش های فیزیولوژیک دو رقم جو تحت تنش شوری، آزمایشی گلخانه ای در سال 1382-1383 در دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل ارقام افضل و ریحان و پنج سطح شوری : صفر،4، 8، 12و 14 دسی زیمنس بر متر با4 تکرار در قالب طرح کاملا تصادفی بود. تحت سطوح تنش شوری، درصد سبز شدن گیاهچه ها، تعداد پنجه، ارتفاع گیاه، تعداد و مساحت برگ در هر بوته و وزن خشک گیاه کاهش یافت، هر چند مقادیر کاهش برای رقم افضل (متحمل) در مقایسه با رقم ریحان (حساس) کمتر بود. با افزایش شدت تنش، غلظت یون سدیم اندام هوایی، در رقم ریحان بیشتر از رقم افضل بود در حالی که نسبت &lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt; K&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt; /Na در رقم افضل بیشتر از رقم ریحان بود. هم چنین با افزایش شدت تنش،هدایت روزنه ای، تعرق و فتوسنتز برگ ها کاهش یافت، ولی غلظتCO2 زیر روزنه ای فقط تا سطح شوری8 دسی زیمنس بر مترکاهش و پس از آن در هر دو رقم در سطح تنش12دسی زیمنس بر متر افزایش یافت. دمای برگ نیز با ازدیاد تنش شوری در هر دو رقم افزایش یافت. بر اساس نتایج این آزمایش، درشرایط تنش شوری، تعداد ساقه بارور در هر بوته، تعداد سنبلک در سنبله، تعداد دانه در سنبله، وزن هزار دانه و شاخص برداشت در رقم ریحان نسبت به رقم افضل کاهش بیشتری یافت. نتایج این پژوهش هم چنین نشان داد که تنش شوری، فرایندهای فیزیولوژیک مانند هدایت روزنه ای، تعرق، فتوسنتز و اجزای عملکرد دانه را در رقم متحمل(افضل)کمتراز رقم حساس(ریحان) تحت تأثیر قرار می دهد. غلظت کمتر یون سدیم و نسبت بیشتر &lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt; K&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt; /Na در اندام هوایی می تواند به عنوان معیاری در انتخاب ارقام متحمل جو جهت کشت در شرایط تنش شوری مد نظر قرار گیرد. </description>
						<author> محمود رضا تدین</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی روابط بین صفات در ارقام زراعی یولاف در شرایط تنش و بدون تنش رطوبتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=662&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این مطالعه با هدف بررسی روابط بین صفات فنولوژیک، مرفولوژیک و فیزیولوژیک و تأثیر آنها بر عملکرد دانه 20 ژنوتیپ یولاف، تحت دو تیمار آبیاری بر مبنای 3±70 و 3±130 میلی متر تبخیر از تشت تبخیر کلاس A در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه صنعتی اصفهان در سال زراعی 82-1381 انجام شد. در هر دو رژیم رطوبتی عملکرد دانه با شاخص برداشت و میزان آب نسبی برگ (RWC) هم بستگی مثبت و معنی دار و با تعداد روز تا خوشه دهی هم بستگی منفی و معنی داری داشت. ضمن این که هم بستگی آن با ارتفاع بوته در مرحله رسیدگی در شرایط بدون تنش رطوبتی مثبت و معنی دار شد. تجزیه به عامل ها در هر دو محیط سه عامل را معرفی نمود که عامل های عملکرد، فنولوژیک و مخزن نام گذاری شدند. تجزیه رگرسیون مرحله ای برای عملکرد دانه در هر دو شرایط رطوبتی شاخص برداشت را به عنوان اولین متغیر شناسایی کرد. در مرحله دوم در محیط بدون تنش ارتفاع بوته و در شرایط تنش میزان آب نسبی برگ وارد مدل شدند و به همراه شاخص برداشت جمعاً 64% و 66% از تغییرات عملکرد دانه را توجیه نمودند. نتایج حاصل از تجزیه ضرایب مسیر بر اساس ضرایب هم بستگی ژنتیکی بین عملکرد دانه با شاخص برداشت و اجزای عملکرد (تعداد خوشه در متر مربع، تعداد دانه در خوشه و وزن دانه) نشان داد که در هر دو رژیم رطوبتی شاخص برداشت بیشترین اثر مستقیم مثبت را بر عملکرد دانه داشت. بالاترین اثر غیر مستقیم منفی در شرایط بدون تنش و تنش رطوبتی به ترتیب مربوط به تعداد خوشه در واحد سطح و شاخص برداشت از طریق تعداد دانه در خوشه بود.

</description>
						<author> محمدرضا جزائری نوش آبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی ویژگی‎های جوانه‎زنی ژنوتیپ‎های مختلف گندم در شرایط تنش اسمزی و هم‌بستگی آنها با سرعت سبزشدن و مقاومت به خشکی در شرایط مزرعه‎ای</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=663&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>رطوبت خاک یکی از عوامل محدود کننده جوانه زنی، سبزشدن و استقرار گیاهان زراعی خصوصاً در شرایط دیم و در نهایت شکل گیری عملکرد در مناطق خشک و نیمه خشک (مانند ایران) است. در چنین مناطقی انتخاب ارقامی که علاوه بر مقاومت به خشکی در مرحله جوانه زنی و سبزشدن، پتانسیل عملکرد بالایی نیز داشته باشند از اهمیت فوق العاده ای برخوردار هستند. این بررسی در همین راستا و در سه سطح مزرعه ای، گلخانه ای و آزمایشگاهی و بر روی ژنوتیپ های مختلف گندم با سوابق اصلاحی متفاوت شامل: ارقام اصلاح شده داخلی در اثر عمل انتخاب (امید، سرداری، روشن)، ارقام اصلاح شده داخلی- خارجی در اثر عمل هیبریداسیون (آزادی، فلات، قدس) و چهار لاین(3-2/5593، 3-5806، 6-6452،6-2/7007) انجام شد. براساس نتایج به دست آمده با کاهش پتانسیل اسمزی برخلاف درصد و سرعت جوانه زنی، بنیه جوانه زنی با سرعت و شیب زیاد در ژنوتیپ های مختلف شروع به کاهش نمود. در این شرایط و در پتانسیل اسمزی 8/0- مگاپاسکال ژنوتیپ های امید، آزادی و 3-2/5593 بالاترین و ژنوتیپ های سرداری، 3-5806 و فلات کمترین بنیه جوانه زنی را از خود نشان دادند. در پتانسیل اسمزی 6/1- مگاپاسکال بنیه جوانه زنی همه ژنوتیپ های مورد بررسی به شدت کاهش یافت و در این سطح پتانسیل اسمزی تفاوت معنی داری بین ژنوتیپ های مختلف از نظر بنیه جوانه زنی دیده نشد. در بین صفات مورد مطالعه بنیه جوانه زنی بیشترین ضریب هم بستگی را با درصد سبزشدن از سطح مزرعه دارا بود و بین سایر خصوصیات جوانه زنی با عملکرد در سطح مزرعه ضریب هم بستگی معنی داری به دست نیامد. نتایج حاصل از مقایسه های گروهی نشان دادند که گروه ژنوتیپ های اصلاح شده داخلی دارای بنیه جوانه زنی بالاتری نسبت به دو گروه دیگر بود ولی تفاوت معنی داری بین آنها از نظر سرعت و درصد جوانه زنی دیده نشد. </description>
						<author> محسن سعیدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه تعدادی از مهم‌ترین ارقام برنج نسبت به تحمل کمبود عنصر روی در شرایط مزرعه‌ای و آبکشت</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=664&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>کمبود روی یکی از مهم ترین نارسائی های تغذیه ای پس از عناصر پر مصرف در گیاه برنج است. تفاوت های ژنوتیپی قابل توجهی بین ارقام مختلف برنج از نظر تحمل کمبود روی وجود دارد. شناخت این تفاوت ها و معرفی ارقام متحمل به کمبود می تواند مصرف کودها را کاهش دهد. در پژوهش حاضر، تحمل تعدادی از مهم ترین ارقام رایج برنج شمال کشور نسبت به کمبود روی در طی یک آزمایش مزرعه ای (11 رقم) و آبکشت (16 رقم) مورد ارزیابی قرار گرفت. آزمایش ها در طرح بلوک های کامل تصادفی انجام شد و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از طرح دو عاملی شامل سطح روی و رقم انجام شد. چهار سطح کود روی در آزمایش مزرعه ای (شاهد، 25، 50 و 100 کیلوگرم در هکتار کود روی) و سه سطح در آزمایش آبکشت با استفاده از تکنیک کلاتور- بافر (شامل 130 پیکومول فعالیت روی آزاد به عنوان شاهد، 23 و 5 پیکومول به عنوان تیمار کمبود) اعمال گردید. علاوه بر سنجش اجزای عملکرد در شرایط مزرعه ای و شاخص های رشد در شرایط آبکشت، غلظت و مقدار عنصر روی در بخش های مختلف گیاهان سنجش شد. در آزمایش مزرعه ای، با توجه به همه اجزای عملکرد، ارقام اوندا و کادوس به عنوان ناکاراترین نسبت به روی (حساس ترین در برابر کمبود) و ارقام دشت و خزر به عنوان کارآترین نسبت به روی (متحمل ترین در برابر کمبود) ارزیابی شد. در آبکشت، سه رقم فجر، طارم هاشمی و اوندا به عنوان حساس ترین و ارقام شفق، آمل و میانه به عنوان متحمل ترین ارقام معرفی شدند. بیشترین غلظت روی در دانه در ارقام فجر و ندا و بیشترین پاسخ به کود روی از نظر انباشتگی این عنصر در دانه ها در دو رقم نعمت و طارم دیلمانی مشاهده شد در حالی که در کادوس، این عنصر عمدتاً در کاه انباشته شد. این بررسی علاوه بر معرفی نمودن ارقامی که بدون نیاز به کود روی عملکرد مناسبی را نشان می دهند، مناسب ترین ارقام را از نظر انباشتن این عنصر در دانه ها که ارزش غذایی برنج را افزایش می دهد، مشخص کرده است.</description>
						<author> رقیه حاجی بلند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی عملکرد دانه و اجزای آن در ژنوتیپ‌های گندم تحت تأثیر تنش خشکی پس از گل‌دهی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=665&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تنش خشکی یکی از مهم ترین عوامل محدود کننده عملکرد گیاهان زراعی است. به منظور مطالعه تأثیر تنش خشکی بر عملکرد دانه و اجزای آن در 9 ژنوتیپ گندم نان و یک ژنوتیپ گندم دوروم آزمایش مزرعه ای طی سال زراعی 83-1382 در منطقه باجگاه شیراز انجام شد. این آزمایش در قالب دو طرح بلوک کامل تصادفی جدا از هم با دو سطح رطوبتی مطلوب و تنش خشکی پس از گل دهی با سه تکرار طراحی و اجرا شد. تنش خشکی پس از گل دهی سبب کاهش عملکرد دانه و اجزای آن در تمامی ژنوتیپ ها گردید. میانگین صفات در شرایط تنش خشکی کاهش معنی دار یافت (5% ≥ p )، با این وجود، کاهش تعداد سنبلک در سنبله و سنبله در متر مربع معنی دار نبود. کاهش تعداد دانه در سنبله و وزن هزار دانه، علت اصلی افت عملکرد دانه در شرایط تنش خشکی بود. ژنوتیپ گهر بیشترین عملکرد دانه (4149 کیلوگرم در هکتار) را در شرایط تنش خشکی تولید کرد، در حالی که در شرایط مطلوب بیشترین عملکرد دانه (6674 کیلوگرم در هکتار) از ژنوتیپ نیک نژاد به دست آمد. براساس شاخص حساسیت به تنش، ژنوتیپ‎های کوهدشت و Boholh-15 به ترتیب کمترین و بیشترین حساسیت به تنش را از خود بروز دادند. تجزیه هم بستگی عملکرد دانه با اجزای آن نشان داد که در شرایط تنش خشکی، تعداد سنبله در متر مربع (751/0= r) و عملکرد بیولوژیک (707/0= r) بالاترین هم بستگی را با عملکرد دانه دارند(5% ≥ p )، در حالی که در شرایط مطلوب، بالاترین هم بستگی با عملکرد دانه متعلق به تعداد دانه در سنبله (864/0= r) و عملکرد بیولوژیک (848/0= r) بود. بر این اساس، می توان گزینش ژنوتیپ ها برای عملکرد دانه زیادتر را در هر شرایط رطوبتی با استفاده از صفات دارای بیشترین ضریب هم بستگی با عملکرد دانه انجام داد. در مجموع، به نظر می رسد ژنوتیپ های گهر و نیک نژاد به دلیل داشتن پتانسیل عملکرد دانه بالاتر در شرایط مشابه با پژوهش حاضر قابل توصیه باشند. </description>
						<author> یحیی امام</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه مراحل فنولوژیک و سازگاری 25 رقم پیشرفته کلزا &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Brassica napus&lt;/i&gt; L.)&lt;/span&gt; در کشت پاییزه در ارومیه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=666&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی پدیده های فنولوژیک 25 رقم پیشرفته کلزا، در شرایط آب و هوایی سرد ارومیه،آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار در سال زراعی 80-1379 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی دکتر نخجوانی واقع در 35 کیلومتری شمال شرقی ارومیه، به اجرا درآمد. نتایج حاصل از این بررسی حاکی از وجود اختلاف معنی دار بین تاریخ وقوع مراحل نموی در ارقام مورد مطالعه، شامل جوانه زنی و سبز شدن، تکمیل روزت، آغاز ساقه دهی یا رشد مجدد، شروع گل دهی و تشکیل خورجین و تاریخ رسیدگی ارقام در سطح احتمال یک درصد بود و ارقام بهاره ساری گل (پی.اف 91/7045)، هایولا 42 و اس.وای.ان-1 در کنار ارقام پاییزه آلیس، اورول، فورناکس، وی.دی.اچ 98-8003، کنسول، لیکورد و زرفام (ریجنت × کبری) به عنوان زودرس ترین و ارقام موهیکان، الارا، کولورت، ال-1 و آکامار به عنوان دیررس ترین ارقام این تحقیق شناسایی شدند. پر محصول ترین ارقام این آزمایش عبارت از دی.پی 8/94، زرفام (ریجنت × کبری)، کوکتیل، کنسول و اس.ال.ام 046 (شاهد)، در واقع جزو همان ارقامی بودند که مرحله روزت خود را سریع تر از سایر ارقام تکمیل نموده و قدرت بقا در سرمای بالایی نیز داشتند. در این مطالعه، هم بستگی مثبت و معنی دار بین طول مرحله تشکیل خورجین و عملکرد دانه و هم بستگی مثبت و معنی دار بین روز تا رسیدگی ارقام با صفات شاخص برداشت، تعداد دانه در هر خورجین، روز تا جوانه زنی و سبز شدن، روز تا تکمیل روزت، روز تا شروع رشد مجدد، روز تا شروع گل دهی و روز تا شروع تشکیل خورجین وجود داشت و هم بستگی منفی و معنی دار بین روز تا رسیدگی با طول مرحله گل دهی و طول مرحله تشکیل خورجین مشاهده گردید. این هم بستگی ها حاکی از آن می باشند که تأخیر در آغاز هر یک از مراحل نموی و یا طولانی تر شدن این مراحل، موجب تأخیر در رسیدگی ارقام کلزا خواهید گردید. </description>
						<author> علیرضا ولدیانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر همزیستی قارچ‌های اندوفایت بر میانگین و واریانس‌های عملکرد بذر و صفات وابسته به آن در فسکیوی بلند</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=667&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>گزارش ها در زمینه اثر قارچ های اندوفایت بر عملکرد و اجزای عملکرد بذر اندک و گاهاً متناقض است. این پژوهش به منظور بررسی تأثیر همزیستی قارچ های اندوفایت بر میانگین و واریانس عملکرد و اجزای عملکرد بذر در فسکیوی بلند انجام گردید. کلون های عاری از اندوفایت (&lt;sup&gt;-&lt;/sup&gt;E) ازطریق اعمال قارچ کش روی کلون های حاوی اندوفایت (&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;E) در گلخانه ایجاد و سپس هر دو نوع کلون به مزرعه انتقال داده شدند. طی دو سال مجموعه ای از صفات شامل عملکرد و اجزای عملکرد بذر بر روی کلون ها اندازه گیری گردید. حضور قارچ های اندوفایت میانگین عملکرد بذر تک بوته، تعداد دانه در بوته و تعداد خوشه در بوته را به ترتیب 8/32، 6/34 و 6/30 درصد افزایش داد. بین ژنوتیپ ها از نظر میزان تأثیرپذیری از اندوفایت تنوع وجود داشت. واریانس های فنوتیپی برای اکثر صفات معنی دار بود. اثر متقابل ژنوتیپ و قارچ برای تعداد دانه در بوته معنی دار بود که منجر به اختلاف معنی دار واریانس های فنوتیپی و ژنوتیپی بین کلون های &lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;E و &lt;sup&gt;-&lt;/sup&gt;E برای این صفت گردید به طوری که حضور اندوفایت باعث کاهش شدید در واریانس ژنتیکی این صفت گردید. این نتیجه نشان می دهد که حضور اندوفایت بخشی از تنوع ژنتیکی را پنهان کرده است، بنابراین بهتر است که از سایر اجزای عملکرد غیر از تعداد دانه در بوته برای افزایش عملکرد بذر استفاده گردد. نتایج این پژوهش نشان داد که حضور اندوفایت توان تولید مثلی گیاه را در ارتباط با عملکرد و اجزای عملکرد گیاه بهبود می بخشد که می تواند انگیزه اصلاحگران را برای انتقال این رابطه همزیستی به سایر گیاهان افزایش دهد لیکن بایستی توجه داشت که در مورد صفاتی که اثر متقابل قارچ و گیاه در آنها معنی دار است، حضور قارچ بخشی از تنوع ژنتیکی واقعی را پنهان می کند و برای این صفات بهتر است انتخاب به طور غیر مستقیم از طریق سایر صفات صورت پذیرد و یا انتخاب و اصلاح در جوامع فاقد اندوفایت انجام گردد و سپس اندوفایت مناسب در گیاهان اصلاح شده تلقیح گردد. </description>
						<author> محمد مهدی مجیدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر برخی عناصر غذایی پرمصرف و کم مصرف بر اجزای عملکرد و دیگر صفات زراعی آفتابگردان در یک خاک آهکی اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=668&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>آفتابگردان (.&lt;span style=&quot;FONT-STYLE: italic&quot;&gt;Helianthus annuus&lt;/span&gt; L) نقش مهمی در تأمین روغن نباتی مورد نیاز کشور دارد و تأمین عناصر غذایی گیاه در خاک جهت حصول عملکرد بالا و کیفیت مطلوب دانه آن ضروری می باشد. این آزمایش به منظور بررسی تأثیر تیمارهای کودی عناصر غذایی پرمصرف و کم مصرف بر عملکرد دانه و سایر صفات زراعی آفتابگردان انجام شد. در این آزمایش تأثیر سیزده تیمار کودی به عنوان فاکتور اصلی بر صفات زراعی دو رقم هیبرید آفتابگردان شامل  های سان 33 و اروفلور به عنوان فاکتور فرعی در یک آزمایش کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که اثر متقابل معنی داری بین تیمار های کودی و ارقام وجود داشت و تأثیر تیمارهای کودی وابسته به رقم بود. به طور کلی تمام تیمارهای کودی دارای عناصر غذایی Fe ,K, P, N Mn , Zn, موجب کاهش معنی دار یا غیر معنی دار میانگین های قطر طبق، وزن هزار دانه، عملکرد دانه در بوته، عملکرد دانه در واحد سطح در رقم اروفلور گردید. در رقم های سان 33 افزودن عناصر غذایی N ، P و K تأثیر معنی داری بر عملکرد دانه نداشت. تأثیر کودهای شیمیایی دارای Zn یا Mn به صورت مخلوط با خاک و یا محلول پاشی بر عملکرد دانه و اجزای عملکرد در رقم های سان 33 معنی دار نبود. اضافه کردن کود آهن دار (سکسترون) به خاک موجب افزایش معنی دار عملکرد دانه در رقم های سان33 شد، ولی تأثیر معنی داری بر درصد روغن دانه آن نداشت، به طوری که در این رقم تیمارهای شاهد، NPK و NPK + Fe به ترتیب دارای عملکرد دانه برابر 4946 ، 5155 و 7090 کیلوگرم در هکتار و مقدار روغن دانه برابر 72/40، 10/43 و 07/43 درصد بودند. تأثیر تیمارهای کودی بر درصد روغن دانه معنی دار نبود، بنابراین تغییرات عملکرد روغن در تیمارهای مختلف ناشی از تغییرات عملکرد دانه آنها می باشد. ضرایب هم بستگی و تجزیه رگرسیون نشان داد که تغییرات عملکرد دانه بیشتر و به ترتیب اهمیت ناشی از تغییرات وزن دانه و قطر طبق بود. به طور کلی به نظر می رسد در خاک مورد آزمایش اضافه کردن کود آهن دار به خاک از لحاظ اقتصادی حائز اهمیت باشد و می تواند موجب افزایش عملکرد دانه و روغن در رقم های سان 33 شود. </description>
						<author> قدرت اله سعیدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کلون سازی cDNA سیستاتین ذرت (CCs)، و ارزیابی اثر بازدارندگی پروتئین آن در شرایط آزمایشگاهی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=669&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
جداسازی و کلون سازی ژن های نوترکیب بازدارنده پروتاز (PIs)گیاهی و انتقال آنها به ژنوم گیاهان دیگر، راه را برای مقاومت گیاهان تراریخته در مقابل بعضی آفات مهاجم هموار ساخته است. در پژوهش حاضر با علم به قدرت مهارکنندگی سیستاتین ها به عنوان عامل مهارکننده پروتاز سیستئین، ژن های سیستاتین از ژنوم ذرت جداسازی گردید. cDNA مربوط به این ژن ها با استفاده از پرایمرهای اختصاصی در محیط آزمایشگاه ساخته شد و پس از خالص سازی محصول RT - PCR در ناقل های پلاسمید &lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;pUC19 &lt;/span&gt;و &lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;pGEX &lt;/span&gt;2T کلون گردید. ناقل های پلاسمید نوترکیب (حاوی سیستاتین های ذرت) با استفاده از دستگاه شوک الکتریکی به سلول های مستعد اشرشیاکولی Dh5α انتقال داده شدند. سلول های مستعد حاوی کلون های نوترکیب در محیط کشت مساعد رشد داده شدند و پروتئین های سیستاتین متصل به گلوتاتیون-اس-ترانسفراز (GST) با استفاده از فیلتر گلوتاتیون آگاروز بید (Glutation Agarose Bead) خالص سازی گردیدند. در هر مرحله از پیشرفت کار وجود ژن های سیستاتین به وسیله الکتروفورز نمونه ها مورد تأیید قرار گرفت. در آزمایش های بعدی اثر بازدارندگی پروتئاز و پایداری نسبی سیستاتین های نوترکیب مورد ارزیابی قرار گرفت.

</description>
						<author> قدرت اله ریاضی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شناسایی نشانگرهای RAPD پیوسته به ژن نرعقیمی ژنتیکی در چغندر قند &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Beta Vulgaris&lt;/i&gt; L.)&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=670&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>نرعقیمی ژنتیکی صفتی است که در چغندر قند به وسیله یک جفت آلل مغلوب (aa) کنترل می شود. وجود صفت نرعقیمی ژنتیکی در یک رگه یا جمعیت چغندر قند موجب تسهیل در انجام تلاقی های لازم در انتقال صفات مهم نظیر مقاومت به بیماری ها می شود. هم چنین با استفاده از نرعقیمی ژنتیکی می توان تنوع ژنتیکی جمعیت های تک جوانه  چغندرقند را افزایش داد. چنانچه صفت نرعقیمی ژنتیکی را بتوان با نشانگرهای مولکولی نشانمند نمود زمان و هزینه ای که برای انتقال آن به یک زمینه ژنتیکی دیگر لازم است، به شدت کاهش می یابد.     در این بررسی‏، برای نشانمند کردن ژن نرعقیمی ژنتیکی از 302 آغازگر RAPD به همراه روش BSA استفاده  شد. از مخلوط DNA 8 گیاه نر بارور و 8 گیاه نرعقیم از دو جمعیت 231 و 261 استفاده شد. ابتدا آغازگرها روی توده ها آزمون گردید و پس از شناسایی آغازگرهای چند شکل در بین دو توده، این آغازگرها روی تک  بوته های تشکیل دهنده هر کدام از توده ها آزمون شدند. چنانچه در این مرحله هم چند شکلی آغازگر تائید شد، در مرحله بعدی از آن در آزمون بقیه تک بوته های دو جمعیت 231 و 261 استفاده گردید. در پایان 10 نشانگر در جمعیت 231 و6 نشانگر در جمعیت 261 شناسایی شد که فاصله آنها از مکان ژنی نرعقیمی ژنتیکی کمتر از 50 سانتی مورگان بود. از میان این نشانگرها، نشانگر ناجفت AB 8-18-600 کمترین فاصله را با مکان ژنی نرعقیمی ژنتیکی داشت. این نشانگر فقط 3 نوترکیبی در جمعیت 231 و یک نوترکیبی در جمعیت 261 نشان داد، در نتیجه فاصله این نشانگر از مکان ژنی نرعقیمی ژنتیکی در مجموع این دو جمعیت برابر 3/5 سانتی مورگان برآورد شد. </description>
						<author> لیلا خدائی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شناسایی و پراکندگی ویروس‌های آلوده کننده خیار گلخانه‌ای در منطقه جیرفت و بررسی برخی از خصوصیات فیزیکوشیمیایی ویروس موزائیک زرد کدو &lt;i&gt;Zucchini yellow mosaic virus&lt;/i&gt; &lt;span dir=ltr&gt;(ZYMV)&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=671&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>

در طی نمونه برداری از گلخانه های خیار منطقه جیرفت در سال های1380 تا 1383، 1294 نمونه دارای علائمی از قبیل موزائیک، بدشکلی و تاولی شدن برگ و میوه جمع آوری گردید. با استفاده از آزمون های الایزا و ایمنی سنجی نقطه ای (Dot immunobinding assay (DIBA ویروس های موزائیک زرد کدو (&lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;Zucchini&lt;/span&gt; &lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;yellow mosaic virus&lt;/span&gt; (ZYMV، موزائیک هندوانه (2 &lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;Watermelon mosaic virus-2&lt;/span&gt; (WMV-2، موزائیک خیار (&lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;Cucumber mosaic virus &lt;/span&gt;(CMV و پژمردگی لکه ای گوجه فرنگی (&lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;Tomato spotted wilt virus&lt;/span&gt; (TSWV شناسایی و تعیین پراکنش شدند. این بررسی نشان داد که خیار گلخانه ای به ویروس  های فوق آلوده است و ZYMV شایع ترین ویروس بر روی خیار گلخانه ای می باشد. انتقال ویروس های شته زاد توسط چهار گونه شته شامل &lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;Aphis fabae&lt;/span&gt;، &lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt; A. craccivora&lt;/span&gt;، &lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;A.gossypii&lt;/span&gt; و &lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;Myzus persicae&lt;/span&gt; مورد بررسی گرفت. ویروس موزاییک زرد کدو دارای بالاترین درصد انتقال بین ویروس های فوق بود و &lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;A. craccivora &lt;/span&gt;با راندمان بالای 60 درصد با شته های فوق منتقل شد. WMV-2 تنها توسط شته &lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;A. gossypii &lt;/span&gt;منتقل نگردید. آلودگی نمونه های آلوده به ZYMV در روش RT-PCR با یک جفت آغازگر که قطعه ای به طول 458 جفت باز از ژن پروتئین پوششی را تکثیر می کرد، تأیید شد. آزمون TAS-ELISA با استفاده از آنتی سرم های مونوکلونال کانادایی نشان داد که جدایه جیرفت به شاخه یک یا دو از گروه A متعلق می باشد. در آموده نسبتاً خالص ویروس پیکره های رشته ای انعطاف پذیر با طول تقریبی 790 نانومتر با میکروسکپ الکترونی مشاهده شد. وزن مولکولی پروتئین پوششی این ویروس با روش الکتروفورز در ژل پلی آکریل آمید 36/2 کیلو دالتون تعیین و در آزمون وسترن بلات با استفاده از آنتی سرم تهیه شده بر علیه ویروس به عنوان شناساگر پروتئین پوششی ویروس تأیید گردید. این اولین گزارش از حضور ویروس های فوق روی خیار گلخانه ای در منطقه جیرفت می باشد.</description>
						<author> مهدی شعبانیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تولید ژلاتین خوراکی از ضایعات ماهی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=672&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>ژلاتین ماده پروتئینی است که در صنایع غذایی، دارویی، صنعتی و پزشکی کاربرد فراوانی دارد. در صنایع غذایی از این محصول در تهیه مارمالادها، ژله ها، شیرینیجات و بستنی استفاده می شود. ژلاتین به آسانی در بدن جذب شده و حتی به هضم سایر مواد غذایی از طریق تشکیل امولسیون کمک می نماید. هدف از این تحقیق، استفاده بهینه از مواد اولیه سهل الوصول و ارزان یعنی مقادیر فراوان ضایعات شیلات و بهینه سازی شرایط برای استخراج ژلاتین و در نتیجه کاهش واردات آن به کشور که عمدتاً از پوست خوک و ضایعات دامی تهیه می گردد، می باشد. این طرح در دو مرحله صورت پذیرفت: در مرحله اول اثر شرایط pH (در دو شرایط قلیایی و اسیدی) و نوع ماده اولیه (سه ماده اولیه : کفشک ماهی، کوسه ماهی و ضایعات فیله) روی برخی از مهم ترین خواص کمـّی و کیفی ژلاتین (راندمان، درجه خلوص، رنگ و رایحه) مورد بررسی قرار گرفت. در مرحله دوم طرح نیز اثر دما (در سه سطح 70، 75 و 80 درجه سانتی گراد و pH (در دو سطح 5/6و 6) بر روی میزان راندمان ژلاتین ارزیابی گردید. نتایج مرحله اول نشان داد که در صورت استفاده ازشرایط قلیایی و ضایعات فیله، مقدار ژلاتین حاصل حداکثر خواهد بود. با توجه به نتایج مرحله دوم طرح و با دمای 70 درجه سانتی گراد و pH برابر با 5/6، راندمان ژلاتین حاصل حداکثر و با بهترین کیفیت به دست خواهد آمد. </description>
						<author> علی آبرومند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر حرارت دهی مقدماتی و رقم سیب‌زمینی بر خصوصیات کیفی فرنچ فرایز منجمد</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=673&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی تأثیر فرایند حرارتی مقدماتی بر کیفیت فرنچ فرایز یا خلال نیمه سرخ شده (سولانوم توبروزوم –ال )، چهار رقم سیب زمینی به نام های آگریا، مارفونا، آئولا وآئوزونیا از منطقه فریدن اصفهان خریداری و به سردخانه دانشکده کشاورزی با دمای 5 درجه سلسیوس و رطوبت نسبی90-85 درصد منتقل گردیدند. در ابتدا آزمون های فیزیکوشیمیایی اندازه گیری وزن مخصوص و درصد ماده خشک به روش A.O.A.C و درصد قندهای احیا کننده به روش کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) روی ارقام سیب زمینی انجام گرفت. نمونه برداری به صورت کاملاً تصادفی بود. خلال های سیب زمینی در ابعاد 8/0×8/0×5 سانتی متر درآب با شرایط حرارتی مختلف 70 درجه –4 دقیقه، 70درجه –10 دقیقه و95 درجه –2 دقیقه تیمار شده و سپس به طور عمقی در روغن 175درجه سلسیوس به مدت 2 دقیقه سرخ شدند. خصوصیات کیفی مورد بررسی در محصول نهایی عبارت بودند از: بافت، رنگ و درصد جذب روغن. نتایج تحقیق در طرح آماری کاملاً تصادفی با آزمون فاکتوریل و مقایسه میانگین چند دامنه ای دانکن تجزیه و تحلیل شدند (01/0 &gt;p) نتایج نشان داد تیمار 70 –10 دقیقه شاخص های کیفی محصول را به طور محسوسی بهبود می بخشد. تیمار 95 - 2 دقیقه از نظر فاکتور های رنگ هانترلب، تفاوت معنی داری با تیمار 70 –10 دقیقه نداشت ولی بافت خلال ها افت قابل توجهی نشان داد. جذب روغن در تیمارهای غیر از 70 –10 دقیقه افزایش یافت. تیمار 70 –4 تغییر محسوسی درکیفیت محصول ایجاد نکرد. هم چنین ملاحظه گردید که درمیان ارقام مورد بررسی در این تحقیق، ارقام آگریا وآئولا برای فرایند تولید فرنچ فرایز مطلوب تر از دو رقم دیگر هستند. </description>
						<author> شهرام دخانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>برآورد پارامترهای فنوتیپی و ژنتیکی صفات تولید و تولید مثل در نژاد گاو هلشتاین ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=674&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این تحقیق از داده های زایش اول سال های 1380-1370 مربوط به 25471 رأس گاو شیری نژاد هلشتاین در 523 گله استفاده شد. صفات تولید شامل رکوردهای تصحیح شده 305 روز و دوبار دوشش شیر، چربی و درصد چربی و صفات تولید مثل شامل سن زایش اول، فاصله دو زایش، طول دوره آبستنی و تعداد تلقیح به ازای آبستنی دوم بود. صفت تعداد روزهای خشک بین زایش اول ودوم نیز بررسی شد. وراثت پذیری شیر، چربی، درصدچربی، سن زایش اول، روزهای خشک، فاصله دو زایش، طول دوره آبستنی و تعداد تلقیح به ازای آبستنی به ترتیب 31/0، 23/0، 31/0، 14/0، 03/0، 05/0، 10/0 و 01/0 برآورد شد. هم بستگی ژنتیکی صفت تولید شیر، مقدار چربی و درصد چربی با سن زایش اول به ترتیب 14/0-، 16/0-، 03/0، با تعداد روزهای خشک 31/0-، 23/0-، 15/0، با فاصله دو زایش 54/0، 44/0، 21/0-، با طول دوره آبستنی 01/0، 11/0 و 09/0 و با تعداد تلقیح به ازای آبستنی 38/0، 20/0، 25/0- بود. </description>
						<author> همایون فرهنگ فر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر افزودن سطوح پایین آفلاتوکسین B1 در جیره بر عملکرد و میزان فعالیت آنزیم‌های خون‏ در جوجه‌های گوشتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=675&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی اثر حضور جهار هفته ای سطوح پایین آفلاتوکسین B1 در جیره بر عملکرد جوجه های گوشتی، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 4 تیمار و 4 بلوک انجام شد. تعداد 112 قطعه جوجه یک روزه نر گوشتی سویه تجاری Cobb 500 به 16 گروه 7 قطعه ای با میانگین وزنی یکسان تقسیم شدند. تیمارها شامل سه سطح آفلاتوکسینB1 در جیره (4/0، 8/0 و 2/1 قسمت در میلیون) همراه با یک گروه شاهد (فاقد آفلاتوکسین) بود. وزن کشی به صورت هفتگی انجام شد. در سنین 7، 14، 21 و 28 روزگی از هر واحد یک جوجه ضمن ایجاد برش در سیاه رگ گردنی جهت خونگیری، کشته شد و اندام های مختلف به صورت جداگانه توزین گردید. وجود آفلاتوکسین B1 در جیره به طور معنی داری سبب کاهش مصرف خوراک و اضافه وزن در سن 28 روزگی گردید (p&lt; 0/05). در پایان هفته چهارم، وزن کبد به طور معنی داری افزایش یافت (p&lt; 0/05). وزن مغز در پایان هفته های اول و چهارم به طور معنی داری (p&lt; 0/05) تحت تأثیر تیمار قرار گرفت (در هفته اول کاهش و در هفته چهارم افزایش یافت). آفلاتوکسینB1 سبب افزایش فعالیت آنزیم های آسپارتات آمینوترانسفراز (AST) و آلانین آمینوترانسفراز (ALT) و کاهش فعالیت آنزیم لاکتات دهیدروژناز (LDH) در سرم گردید (p&lt; 0/05). نتایج این پژوهش نشان داد که آفلاتوکسین B1 در کنار سایر اثرات منفی بر عملکرد، می تواند دارای آثار مضر بر مغز جوجه های گوشتی نیز باشد. </description>
						<author> حسن کرمانشاهی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر میزان پروتئین جیره و محدودیت غذایی بر عملکرد و دمای بدن جوجه‌های گوشتی تحت تنش گرمایی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=676&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
تأثیر میزان پروتئین جیره و محدودیت غذایی بر عملکرد، دمای بدن و برخی از شاخص های هماتولوژی جوجه های گوشتی سویه تجاری راس 308 در شرایط تنش گرمایی مورد ارزیابی قرار گرفت. برای این منظور جوجه های گوشتی در سن 21 تا 42 روزگی با یکی از سه تیمار آزمایشی زیر تغذیه شدند. تیمار اول و دوم شامل جیره های حاوی سطح پروتئین توصیه شده (1994، NRC) و 85 درصد مقدار توصیه شده آن بودند که طی آزمایش به صورت آزاد در اختیار پرندگان قرار داشتند. تیمار سوم گروه با محدودیت غذایی بود که با جیره حاوی سطح پروتئین توصیه شده تغذیه شدند اما روزانه به مدت 6 ساعت در طی مدت تنش گرمایی گرسنه نگه داشته می شدند. هر تیمار آزمایش شامل 6 تکرار و هر تکرار متشکل از 18 قطعه جوجه گوشتی بود. آب طی آزمایش همواره در اختیار پرندگان قرار داشت. نتایج آزمایش نشان داد کاهش سطح پروتئین جیره و یا اعمال محدودیت غذایی تأثیری بر افزایش وزن پرندگان نداشت (P&gt;0/05). اعمال محدودیت غذایی سبب کاهش مصرف و بهبود ضریب تبدیل خوراک، بهبود نسبت راندمان انرژی و کاهش دمای بدن پرندگان در هنگام تنش گرمایی در 24 و 32 روزگی شد (P&lt;0.05). کاهش مقدار پروتئین جیره و اعمال محدودیت غذایی سبب کاهش چشمگیر پروتئین مصرفی، افزایش نسبت راندمان پروتئین و همچنین افزایش مقادیر هماتوکریت و اسید اوریک خون شد (P&lt;0.05). جنس تأثیری بر دمای بدن و مقادیر هماتولوژی خون پرندگان نداشت (P&gt;0/05). اعمال تنش گرمایی سبب افزایش دمای بدن، مقدار هماتوکریت، گلوکز و اسید اوریک خون پرندگان شد.</description>
						<author> رضا هاشمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین استراتژی‌های غالب (Non - Inferior Set) با لحاظ کردن ریسک در روش برنامه‌ریزی چندهدفه: مطالعه موردی زارعین شهرستان فسا</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=677&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در تعیین مجموعه کارا- ریسک (Risk - Efficient)، انتخاب و تعیین سطح بازده برنامه به صورت درونزا از اهمیت ویژه‏ای برخوردار است. لذا، در این مطالعه بااستفاده از روش برنامه ریزی چند هدفه، مدل موتاد هدف در قالب دو الگوی میانگین انحرافات مطلق جزیی و تحلیل پارامتریک حداکثر_حداقل (Maximin) برای تعیین درونزای برنامه بازده هدف تبیین شد. برای تعیین مجموعه استراتژی های غالب برای زارعین مورد مطالعه، ابتدا ماتریس بازده ها از حداکثر کردن اهداف مدل شامل حداکثر کردن بازده انتظاری، حداکثر کردن کمترین بازده سالانه و حداقل کردن احتمال سقوط بازده از یک سطح بحرانی یا نامطلوب تخمین زده‏شد. سپس، با استفاده از تکنیک برآورد مجموعه غالب (Non - Inferior set estimation) مرزهای بالا و پایین مجموعه استراتژی های غالب تعیین گردید. نتایج حاصل از حداکثر نمودن الگوی حداکثر_حداقل نشان‏داد که حداقل و حداکثر بازده به ترتیب 270252 و 217753 هزار ریال است .افزون برآن، با استفاده از سطوح مختلف تابع هدف، زیر مجموعه ای از استراتژی های غالب تعیین‏گردید. نتایج حاصل از مقایسه الگوی کشت فعلی زارعین با الگوهای زراعی پیشنهاد شده به وسیله الگو نشان داد که سطوح زیر کشت فعلی محصولات مختلف زارعین به استثنای چغندرقند تقریباً در دامنه ای است که به وسیله الگو تعیین شده است. افزون برآن، نتایج نشان‏ داد که الگوی کشت فعلی زارعین می تواند یکی ازاستراتژی های غالب باشد. باتوجه به اهمیت آب و کمبود شدید آن در منطقه مورد مطالعه، بازده متوسط آب در الگوی کشت فعلی زارعین با بازده متوسط آب درمجموعه استراتژی های غالبی که مرز بالا و پایین کلیه استراتژی های غالب را تشکیل می دهند، مقایسه گردید. نتایج نشان داد که زارعین بازده ای معادل 15/18 هزار ریال به ازای هر ساعت آب مصرفی به دست می آورند. با این حال، بازده متوسط آب در دامنه 1/19 و 2/30 هزار ریال در مجموعه استراتژی های غالب تغییر می کند که این امر نمایانگر آن است که زارعین می توان ند از آب به نحو مناسب تری استفاده کنند. با توجه به نتایج به دست آمده، می توان گفت که تغییر الگوی کشت زارعین ،جهت استفاده بهتر از منابع، امری کاملاً پیچیده است و صرفاً با اتخاذ سیاست های جامع نگر می توان به موفقیت هایی در این زمینه دست یافت. </description>
						<author> جواد ترکمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی راه کارهای مدیریت منابع آب زیر زمینی: مطالعه موردی دشت نریمانی در استان خراسان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=678&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بهره برداری بی رویه از منابع آب زیر زمینی در ایران، بویژه در منطقه مورد مطالعه موجب تخریب این منابع و افت آب های زیرزمینی شده است. درمطالعه حاضر، راه کارهای مختلف مدیریت منابع آب زیر زمینی شامل  برداشت آزاد (کنترل نشده)، کنترل بهینه برداشت از آب های زیرزمینی، بهره برداری از آب های زیر زمینی و سیاست مالیاتی، دخالت دولت و کنترل قانونی، مشارکت بهره برداران درکنترل برداشت از آب های زیرزمینی و همکاری دولت و تشکل های بهره برداران مورد مقایسه قرار گرفته است. جهت آزمون تجربی این راه کارها، تابع تقاضای آب چغندرکاران دشت نریمانی واقع در استان خراسان برآورد گردید. نتایج به دست آمده از داده های جمع آوری شده و تابع تقاضا مشخص کرد که راه کار &quot; بهره برداری از آب های زیرزمینی و سیاست مالیاتی&quot; نسبت به گزینه های دیگر امکان رسیدن به بهره برداری پایداراز آب های زیرزمینی را فراهم می کند. هم چنین، راه کار مناسب متأثر از خصوصیات فرهنگی، اجتماعی واقتصادی بهره برداران و شرایط کلی حاکم بر جامعه می باشد. از طرف دیگر دنبال کردن هر راه کار الزامات خود را می طلبد. برای راه کار پیشنهادی مطالعه حاضر، نظام کارای مالیاتی ضروری می باشد. براساس نتایج این مطالعه، دولت می تواند از طریق اتخاذ سیاست مناسب مالیاتی، هزینه های جنبی بهره برداری بی رویه از منابع آب زیر زمینی را به خود بهره برداران منطقه منتقل نماید.</description>
						<author> محمود صبوحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی نیازهای آموزشی سیب‌زمینی کاران شهرستان عجب شیر در زمینه بازاریابی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=679&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سیب زمینی از نظر تغذیه ای سومین محصول مهم کشور می باشد، اما وجود نوسان در تولید این محصول سبب عدم تعادل در عرضه و تقاضای آن شده است. نبود برنامه ریزی برای تولید و بازاریابی از یک سو، و دانش کم کشاورزان درباره بازاریابی از سویی دیگر، باعث بی ثباتی بازار سیب زمینی گشته است. برای رقابت موفقیت آمیز در بازارها، کسب دانش فنی و اطلاعات در مورد بازار ضروری است که این امر از طریق برنامه های آموزش بازاریابی میسر می شود. هدف عمده این برنامه ها، کمک به تولیدکنندگان برای تنظیم تولید و فعالیت بازاریابی می باشد. گام اول در طرح ریزی برنامه های بازاریابی، فهم نیازهای آموزشی کشاورزان است. بنابراین ارزیابی این نیازها، قبل از برنامه ریزی و اجرای برنامه ها ضروری است. بر این اساس، این تحقیق به بررسی نیازهای آموزشی سیب زمینی کاران در زمینه بازاریابی می پردازد و به روش توصیفی- هم بستگی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق سیب زمینی کاران شهرستان عجب شیر هستند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چند مرحله ای تعداد 110 نفر از میان آنها برای تکمیل پرسش نامه انتخاب شدند. نتایج تحقیق نشان داد که میزان دانش فنی پاسخ گویان در موارد قیمت گذاری و شناخت بازار در کمترین حد می باشد و موارد شناخت بازار و فعالیت های قبل از برداشت مهم ترین نیازهای آموزشی پاسخ گویان بودند. بین متغیرهای سن، میزان سواد، میزان عملکرد، سابقه کاشت سیب زمینی و سطح زیر کشت و نیاز آموزشی در زمینه کلی بازاریابی رابطه معنی داری مشاهده نگردید. بر اساس نظر پاسخ گویان، حضور مروج در مزرعه و برگزاری کلاس های ترویجی به عنوان مؤثرترین روش های آموزشی شناخته شدند.</description>
						<author> مینا موسوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پیش‌بینی قیمت برخی محصولات زراعی در استان فارس: کاربرد شبکه عصبی مصنوعی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=680&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این مطالعه به منظور پیش بینی قیمت عمده فروشی برخی محصولات زراعی شامل گوجه فرنگی، پیاز و سیب زمینی در استان فارس، برای افق زمانی یک، سه و شش ماه آتی از روش های معمول پیش بینی و شبکه عصبی مصنوعی استفاده شد. داده های مورد نیاز برای دوره مهر 1377 تا تیرماه 1384 از اداره جهاد کشاورزی استان فارس اخذ گردید. از داده‏های دوره مهرماه 1377 تا دی ماه 1383به منظور مقایسه روش ها و از داده های شش ماه آخر جهت بررسی قدرت پیش بینی استفاده شد. به منظور مقایسه خطای پیش بینی روش های مختلف نیز، از معیارهای میانگین قدرمطلق خطا، میانگین مجذور خطا و معیار درصد میانگین مطلق خطا بهره گرفته شد. نتایج مطالعه نشان داد که شبکه عصبی مصنوعی دارای خطای پایین تری جهت پیش بینی قیمت محصولات مختلف در افق زمانی یک و سه ماه آینده می باشد و به طور معنی داری از سایر روش ها دقیق تر است. اما در پیش بینی شش ماه آینده تفاوت معنی داری بین روش های معمول و شبکه عصبی مصنوعی وجود ندارد.</description>
						<author> بهاء الدین نجفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین سطح شالیزارهای حاشیه زاینده رود در منطقه اصفهان با داده‌های رقومی سنجنده‌های ماهواره‌ IRS</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=681&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
برای تعیین سطح زیر کشت شالیزارهای منطقه اصفهان، از داده های رقومی ماهواره  IRS-1D هند (سنجنده های PAN ، LISS III و سری زمـانی WiFS) استفـاده شـد. تصحیحـات مختلف شامـل هنـدسی، اتمسفریک، رادیومتریک و توپوگـرافی بر روی تصـاویر مربوط به سال هـای 2003 و 2004 اعمـال گردیـد. در این مطالعه پیش پردازش هـای لازم و آنالیزهـای مختلف از جمله آنالیزهـای ترکیبـات مربوط به تصاویر سری زمانی و هم چنین نمونـه بـرداری های میـدانی برای سال های 2003 و 2004 صورت گرفت. با انتخاب نواحی تعلیمی مناسب در تصاویر مختلف اقدام به طبقه بندی نظارت شده تصاویر گردید. از باند مادون قرمز موج کوتاه و شاخص آب (Normalized Difference Water Index (NDWI نیز برای بررسی امکان تعیین مناطق شالیکاری استفاده گردید. علاوه بر شالیزارها، اراضی کشاورزی غیر شالی، اراضی رهاشده، شوره زارها و رخنمون سنگی در تصاویر  LISS III و با کمک تصویر PAN، مناطق شهری و نیز جاده ها قابل شناسایی گردیدند. با تشکیل جدول ماتریس خطا، دقت کلی طبقه بندی 91 درصد و کاپای کلی 89 درصد به دست آمد. مساحت زیر کشت شالیزارها نیز حدود 19500 هکتار در سال 2003 میلادی برای سنجنده LISS III و20450 هکتار برای سنجنده WiFS و در سال 2004 میلادی 21670 هکتار برای سنجنده WiFS  تعیین گردید. با انجام این مطالعه مشخص شد که می توان داده های LISS III را برای تشخیص و تعیین دقیق سطح زیر کشت شالیکاری و داده های سنجنده WiFS برای تخمین سطح با دقت تقریباً قابل قبول استفاده کرد.</description>
						<author> سید جمال الدین خواجه الدین</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
