<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1386 جلد11 شماره41</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1386/7/9</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی سرریزهای زیگزاگی با پلان قوسی </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=722&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;  سرریزهای زیگزاگی سازه های هیدرولیکی مهم جهت تنظیم سطح آب و کنترل جریان در کانال ها، رودخانه ها و مخازن سدها و نیز هوادهی جریان در شبکه اصلی فاضلاب ها به شمار می آیند. فرضیه اصلی در توسعه طرح زیگزاگی سرریزها، افزایش ظرفیت انتقال جریان روی سرریز از طریق افزایش طول تاج سرریز در یک محدوده معین عرضی بوده است. در این تحقیق، اصلاح طرح هندسی پلان سرریز زیگزاگی نوع مثلثی، ذوزنقه ای و یا مستطیلی- از طریق تغییر فرم دماغه سرریز به شکل قوسی از دایره با سه مدل قوسی سرریز در پلان مورد ارزیابی و آزمون قرار گرفته، و معادله جریان روی سرریز ارائه گردیده است. ضریب جریان به صورت تابعی از مشخصات هندسی و هیدرولیکی مؤثر به صورت منحنی های بدون بعد ارائه شده است. آستانه استغراق جریان بر حسب نسبت های مؤثر بدون بعد ارائه گردیده و برای شرایط جریان مستغرق، ضریب کاهشی جریان به صورت تابعی از پارامترهای بدون بعد (تأثیر عمق پایاب و فرم قوسی سرریز) ارزیابی گردیده است. نتایج نشان می دهد که شکل قوسی «دماغه سرریز» همگام با واگرائی بیشتر «کانال پایین دست سرریز» منجر به افزایش کارایی هیدرولیکی می گردد. سرریزهای با دماغه قوسی باریک تر ( R/w≤0/2 ) در محدوده نسبت ارتفاعی  &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;(2≤w/P&lt;3)&lt;/span&gt; از کارایی هیدرولیکی پایدارتری برخوردار هستند. مقایسه کارکرد سرریزهای با پلان متفاوت در شرایط مختلف جریان نشان می دهد که این فرم سرریز قوسی، کارایی هیدرولیکی برتری نسبت به سرریزهای معادل ذوزنقه ای و مثلثی ( با طول تاج یکسان) دارند. &lt;/p&gt;</description>
						<author> مهدی یاسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی آبیاری تیپ و شیاری از لحاظ عملکرد و کارایی مصرف آب در زراعت سیب‌زمینی </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=723&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی روش های آبیاری تیپ و شیاری از لحاظ عملکرد و کارایی مصرف آب در زراعت سیب زمینی، آزمایشی در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی همدان (ایستگاه اکباتان) در سال 1383 انجام شد. این تحقیق به صورت کرت های خرده شده در قالب بلوک های کامل تصادفی با فاکتور اصلی مقادیر مختلف آب آبیاری در سه سطح (75، 100 و 125 درصد تبخیر تجمعی از تشت تبخیر کلاس A) و فاکتور فرعی روش آبیاری در چهار تیمار (شامل نوارهای تیپ وسط پشته روی سطح خاک، نوارهای تیپ وسط پشته در عمق 5 سانتی متری، نوارهای تیپ کناره های پشته روی سطح خاک و آبیاری شیاری) در سه تکرار انجام گردید. نتایج نشان داد که با افزایش آب مصرفی، عملکرد محصول افزایش می یابد. بدون در نظر گرفتن روش آبیاری، در بین سطوح فاکتور اصلی، حداکثر عملکرد سیب زمینی (51/32 تن در هکتار) مربوط به تیمار آبیاری 125% و حداقل عملکرد (33/19 تن در هکتار) مربوطه به تیمار آبیاری 75% بود. در میان تیمارهای مختلف فاکتور  فرعی، کمترین عملکرد (35/21 تن در هکتار) مربوط به روش آبیاری شیاری و بیشترین عملکرد (91/28 تن در هکتار) مربوط به روش آبیاری تیپ، تیمار نوار تیپ در عمق 5 سانتی متری از سطح زمین و وسط پشته می باشد. بیشترین کارایی مصرف آب (68/4 کیلوگرم بر متر مکعب) مربوط به روش آبیاری تیپ، تیمار نوار تیپ در عمق 5 سانتی متری از سطح زمین و وسط پشته و کمترین کارایی مصرف آب (32/3 کیلوگرم بر متر مکعب) مربوط به آبیاری شیاری بود. اختلاف کارایی مصرف آب بین تیمارهای آب آبیاری 75 و 100 درصد معنی دار نبود و بیشترین کارایی مصرف آب (49/4 کیلوگرم بر متر مکعب) در تیمار آبیاری 125 درصد به دست آمد. هم چنین از نظر اقتصادی، سطح آبیاری 125 درصد نسبت به سایر سطوح مورد استفاده مقرون به صرفه تر می باشد.</description>
						<author> سمیرا اخوان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی مدل MSM جهت پیش‌بینی تبخیر-‌ تعرق ذرت دانه‌ای و مقایسه نتایج آن با مقادیر حاصله از روش‌های پیشنهادی فائو 56 </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=724&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>برای استفاده بهینه از آب در مزرعه، لازم است تا نیاز آبی گیاه پیش بینی شود. در این پژوهش ابتدا با استفاده از داده های حاصله از کشت ذرت دانه ای در سال های 1382 و 1383 در اراضی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز(باجگاه)، زیر برنامه تبخیر -   تعرق و جریان آب خاک مدل MSM (تهیه شده در بخش آبیاری دانشگاه شیراز) ارزیابی و سنجش اعتبار گردید. مقایسه مقادیر پیش بینی شده رطوبت خاک توسط مدل و مقادیر اندازه گیری شده آن در اعماق مختلف خاک توأم با مقادیر مختلف آب آبیاری نشان دادند که در این قسمت، مدل MSM نیاز به واسنجی ندارد و اعتبار آن در پیش بینی تبخیر- تعرق ذرت تأیید گردید. در مرحله بعدی، تبخیر - تعرق گیاه ذرت با استفاده از رابطه پنمن- مانتیث با اعمال ضرایب گیاهی منفرد (Single crop coefficient) و دوگانه (Dual crop coefficient) برای دو سال آزمایش، به صورت روزانه محاسبه شدند. نتایج نشان داد که مدل MSM مقادیر فصلی تبخیر- تعرق و تعرق بالقوه گیاه و تبخیر از سطح خاک را به ترتیب برای سال اول برابر 863 ، 536 و 329 میلی متر و برای سال دوم برابر 832، 518 و 314 میلی متر تخمین زد. مقادیر تبخیر- تعرق و تعرق بالقوه گیاه ذرت و تبخیر از سطح خاک با استفاده از روش ضریب گیاهی دوگانه به ترتیب در سال اول برابر693، 489 و 205 میلی متر و در سال دوم برابر 700، 487 و 213 میلی متر تخمین زده شدند. قابل ذکر است که مقدار تبخیر - تعرق بالقوه فصلی ذرت در این منطقه براساس روش پنمن- مانتیث نشریه فائو56 با اعمال ضریب گیاهی منفرد برای سال اول و دوم به ترتیب برابر 615 و 632 میلی متر به دست آمد. با توجه به مقادیر آب آبیاری لازم بر اساس تأمین رطوبت خاک تا حد ظرفیت زراعی در این آزمایش و مقادیر پیش بینی شده تبخیر- تعرق و مقایسه آن با سایر مقادیر گزارش شده در مناطق دیگر، می توان نتیجه گرفت که روش توصیه شده پنمن- مانتیث در نشریه فائو 56 با اعمال ضریب گیاهی منفرد و دوگانه، مقدار تبخیر- تعرق بالقوه فصلی گیاه ذرت را در منطقه پژوهش، به ترتیب 26 و 18 درصد کم برآورد می کنند. </description>
						<author> ابوالفضل مجنونی هریس</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>توزیع فلوراید در آب‌های زیرزمینی، خاک و تعدادی از گیاهان زراعی منطقه اصفهان </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=725&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>میزان فلوراید محلول در آب های زیرزمینی، خاک و تعدادی از گیاهان زراعی در اطراف اصفهان به وسیله روش الکترود انتخابگر یونی (ISE) اندازه گیری شد. میانگین غلظت فلوراید در آب های منطقه مورد مطالعه در فصل بهار و تابستان به ترتیب 3/0 و 05/0 میلی گرم در لیتر بود. این مقادیر در محدوده مجاز برای مصارف آبیاری بوده ولی برای مصارف آب آشامیدنی دارای کمبود می باشد. میانگین غلظت فلوراید محلول در نمونه های خاک   0/1 و حداکثر آن 2/3 میلی گرم بر کیلوگرم بود. به طورکلی، نقشه پراکنش مکانی فلوراید محلول در خاک نشان داد که میزان فلوراید در اطراف مراکز عمده صنعتی یعنی کارخانه های ذوب آهن و فولاد مبارکه و هم چنین پالایشگاه و نیروگاه بیشتر می باشد. در اندام هوایی گیاهان نیز کمترین و بیشترین مقدار فلوراید به ترتیب در یونجه با 2/0 و در ذرت با 2/4 میلی گرم در کیلوگرم وزن خشک مشاهده گردید. بالاترین میانگین غلظت فلوراید مربوط به گوجه فرنگی با 6/3 میلی گرم در کیلوگرم بود. میزان فلوراید در گیاهان با میزان فلوراید در خاک و آب آبیاری دارای هم بستگی مثبت و در سطح 1 درصد معنی دار و با ظرفیت تبادل کاتیونی خاک دارای هم بستگی منفی و در سطح 5 درصد معنی دار بود.</description>
						<author> نوراله میرغفاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر شوری و کود گاوی بر غلظت و توزیع گونه‌های روی در محلول خاک </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=726&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی تأثیر ماده آلی و شوری روی محلول خاک یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با 3 سطح شوری و 2 سطح ماده آلی و 2 سطح روی از نمک سولفات روی در 4 خاک در 3 تکرار انجام شد. نمونه ها به مدت 6 ماه در دمای آزمایشگاه نگه داری شدند. مقادیر pH و EC و نیز غلظت یون های&lt;sup&gt; -&lt;/sup&gt; SO4&lt;sup&gt;-2&lt;/sup&gt;, HCO&lt;sup&gt;3-&lt;/sup&gt;,Cl&lt;sup&gt;-&lt;/sup&gt;, Zn&lt;sup&gt;+2&lt;/sup&gt;, Mg&lt;sup&gt;+2&lt;/sup&gt;, Ca&lt;sup&gt;+2&lt;/sup&gt;, Na&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;, K&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;, PO4&lt;sup&gt;-3&lt;/sup&gt;, NO3و کربن آلی محلول (DOC) در عصاره اشباع خاک در پایان 2 و 6 ماه اندازه گیری شد. سپس با استفاده از نرم افزار MINTEQA2 گونه های شیمیایی موجود در عصاره اشباع خاک بر آورد گردید. افزایش قابلیت هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک باعث افزایش معنی دار (در سطح 5 درصد) غلظت کل روی عصاره اشباع تمام خاک های مورد مطالعه شد. با افزایش شوری در تمام خاک های مورد مطالعه غلظت کاتیون دو ظرفیتی روی افزایش و مقدار کربن آلی محلول کاهش یافت. در تمام خاک های مورد مطالعه اضافه کردن ماده آلی باعث افزایش معنی داری (در سطح 5 درصد) غلظت روی کل محلول شد. با توجه به نتایج به دست آمده به نظر می رسد شوری، کاربرد کود سولفات روی و ماده آلی سبب افزایش غلظت روی محلول شود. </description>
						<author> ابوالفضل دهقانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بهبود تخمین منحنی مشخصه آب - خاک با استفاده از منحنی دانه‌بندی و چگالی ظاهری خاک </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=727&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>یک روش برای تخمین منحنی مشخصه آب خاک بر پایه استفاده از منحنی دانه بندی و چگالی ظاهری خاک استوار می باشد. در این روش، منحنی دانه بندی را به چند قطعه بر مبنای اندازه ذرات تقسیم کرده و با توجه به میانگین شعاع ذرات و درصد ذرات بزرگ تر از هر اندازه و روابط موجود می توان منحنی مشخصه آب خاک را به دست آورد. در این روش از یک پارامتر مقیاس به نام &lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;Times New Roman&quot; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;α&lt;/span&gt; استفاده می شود که می تواند مقداری ثابت فرض شود و یا از روش های خطی و لجستیک به دست آید. از طرف دیگر، در بسیاری از مواقع منحنی دانه بندی خاک مورد نظر به طور کامل وجود ندارد و تنها درصد ذرات رس، سیلت و شن خاک در اختیار می باشد. در این صورت، ابتدا منحنی دانه بندی خاک تخمین زده شده و سپس منحنی مشخصه آب خاک به دست می آید. بر اساس نتایج به دست آمده قبلی استفاده از حد انتهایی شعاع 999 میکرومتر برای تخمین منحنی دانه بندی مناسب تر از شعاع 125 میکرومتر می باشد. هم چنین ضرایبی اصلاحی برای تخمین منحنی دانه بندی برای شعاع های 1 تا 20 میکرومتر به دست آمده است. در این پژوهش از اطلاعات درصد ذرات و چگالی ظاهری 19 خاک مختلف از مجموعه آنسودا استفاده گردید و منحنی مشخصه خاک های فوق به روش های لجستیک و خطی و بر اساس تخمین منحنی دانه بندی به روش اولیه و روش اصلاح شده تخمین زده شد و با نتایج اندازه گیری شده مقایسه گردید. نتایج نشان داد که در اغلب خاک ها استفاده از ترکیب روش لجستیک و منحنی دانه بندی اصلاح شده برای تخمین منحنی دانه بندی مناسب تر از سایر حالت ها می باشد. </description>
						<author> حمیدرضا فولادمند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرات تر و خشک شدن و سیستم‌های کشت بر تثبیت پتاسیم در برخی از خاک‌ها و رس‌های خوزستان </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=728&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سیستم کشت تک محصولی نیشکر(.&lt;em&gt;Saccharum officinarum&lt;/em&gt; L) و گیاهان زراعی دیگر بدون کاربرد کود پتاسیمی سالیان زیادی است که در جنوب غربی ایران ادامه دارد. با وجود تخلیه مقدار زیادی از پتاسیم خاک توسط گیاهان زراعی، تاکنون پاسخی به مصرف کودهای پتاسیمی در این اراضی گزارش نشده است. آزمایشی با هدف بررسی اثر تر و خشک شدن خاک بر پتاسیم قابل جذب گیاه و نیز افزایش پتاسیم قابل جذب خاک پس از افزودن پتاسیم به خاک و رس های آن طراحی شد. نتایج نشان داد که برخلاف خاک ها بایر، کانی های رسی قابل انبساط در خاک های کشت شده تشکیل شده است. عدم وجود این نوع کانی ها در اراضی کشت نشده بیانگر نوتشکیلی این رس ها در خاک های کشت شده در اثر کشت و آبیاری بود. 30 بار تر و خشک کردن خاک نمونه های سطحی اراضی تحت کشت نیشکر، تناوبی و بایر در مجاورت پتاسیم، پتاسیم قابل جذب خاک را از 133، 226 و 172 میلی گرم در کیلوگرم به ترتیب به 266، 447 و 628 افزایش داد. این نتایج نشان داد که با وجود تثبیت زیاد پتاسیم در لایه سطحی خاک تحت کشت به ویژه نیشکر، مقدار پتاسیم قابل جذب این خاک ها زیاد شده است. تثبیت پتاسیم توسط لایه های عمقی خاک کمتر از لایه سطحی  بود. هم چنین پس از افزودن پتاسیم به خاک، میزان تثبیت آن با افزایش دفعات تر و خشک کردن، روند نزولی داشت. تثبیت پتاسیم در خاک ها در راستای میزان تغییرات مینرالوژی خاک های مذکور و افزایش ظرفیت تبادل کاتیونی بود. برای رس های جداسازی شده از این خاک ها نیز تثبیت پتاسیم به بیشترین میزان در لایه سطحی رخ داد. اختلاف معنی داری از لحاظ مقدار تثبیت پتاسیم توسط رس های خاک های مذکور برای نوع کشت و عمق در سطح 1% ملاحظه گردید. مقدار زیاد تثبیت پتاسیم به کانی های رسی ایلیت تخلیه شده از پتاسیم توسط کشت و کار نسبت داده شد به طوری که پس از قرار دادن این رس ها در مجاورت پتاسیم تثبیت آن، کانی های شبه میکایی در این رس ها تشکیل شده بود. </description>
						<author> سیروس جعفری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر کوتاه‌مدت خاک‌ورزی و کود دامی بر ویژگی‌های ساختمانی خاک </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=729&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>افزایش فرسایش و تراکم خاک به واسطه کشت مداوم محصولات ردیفی و خاک ورزی فشرده از دلایلی است که سبب نگرانی و توجه بیشتر به روش های  خاک ورزی حفاظتی شده است. هدف از این تحقیق،  بررسی آثار کوتاه مدت (یک ساله) مدیریت های متفاوت بر ویژگی های فیزیکی یک خاک لوم شنی تحت کشت ذرت بود. تیمارها شامل سه سیستم خاک ورزی (بی خاک ورزی، NT؛ خاک ورزی با گاو آهن قلمی،CP و خاک ورزی با گاوآهن برگردان دار، MP) و سه سطح کود گاوی کاملاً پوسیده (صفر،30 و60 تن در هکتار) بودند. آزمایش در قالب طرح کرت های خرد شده انجام گرفت. سه تکرار از تیمارها به صورت بلوک های کامل تصادفی به کار رفت. هنگامی که 100 درصد پرچم های ذرت ظاهر شدند، ضریب آبگذری اشباع (K&lt;sub&gt;s&lt;/sub&gt;)، تخلخل کل (TP)، تخلخل درشت (Macro–P)، تخلخل ریز (Micro–P) خاک و میانگین وزنی قطر خاکدانه ها (MWD) در لایه های مختلف خاک تا عمق 5/22 سانتی متر اندازه  گیری شد. خاک ورزی و کود دامی دارای اثرات معنی دار بر Log[K&lt;sub&gt;s&lt;/sub&gt;]، TP، Macro-P و Micro-P بودند. سست و مخلوط شدن کامل خاک سطحی در روش MP، حجم و پیوستگی منافذ را افزایش داد و در نتیجه سبب افزایش K&lt;sub&gt;s&lt;/sub&gt;، TP، Macro-P و Micro-P نسبت به روش NT شد. افزایش Macro–P در سیستم CP احتمالاً سبب افزایش K&lt;sub&gt;s&lt;/sub&gt; نسبت به MP گردید. سیستم های کم خاک ورزی MWD را افزایش داده و افزایش کود آلی باعث افزایش MWD در تمامی تیمارهای خاک ورزی گردید. نتایج این تحقیق نشان دهنده اثرات مثبت کاربرد کود آلی (در دوره کوتاه مدت) بر ویژگی های منافذ و پایداری ساختمان خاک تحت خاک ورزی با گاوآهن برگردن دار و گاو آهن قلمی در این منطقه بود. </description>
						<author> آزاده صفادوست</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر اقلیم و قرق دراز مدت بر برخی از شاخص‌های بیولوژیکی کیفیت خاک در بخشی از مراتع زاگرس مرکزی </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=730&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پژوهندگان بسیاری دگرگونی پوشش گیاهی در اثر چرای دام در منطقه زاگرس مرکزی را بررسی نموده اند، اما مطالعه دقیقی در ارتباط با نقش اقلیم و مدیریت چرا در تغییر ویژگی های خاک در این مناطق انجام نگرفته است. این مطالعه با هدف بررسی نقش اقلیم و قرق درازمدت بر ویژگی های بیوشیمیایی خاک انجام شد. چهارده قرق مطالعاتی و مناطق مجاور چرا شده آنها در سه منطقه چادگان، پیشکوه و پشتکوه انتخاب و از دو عمق 5-0 و 15- 5 سانتی متری نمونه خاک جمع آوری گردید و ویژگی های خاک شامل کربن آلی (OC)، نیتروژن کل (TN)، نسبت کربن آلی به نیتروژن کل (C/N)، کربن توده زنده میکروبی (MBC)، نسبت کربن توده زنده میکروبی به کربن آلی (C&lt;sub&gt;mic&lt;/sub&gt;/C&lt;sub&gt;oc&lt;/sub&gt;) و کسر متابولیکی (&lt;em&gt;q&lt;/em&gt;CO2) اندازه گیری یا محاسبه گردید. کمترین میزان OC، MBC، TN و Cmic/Coc در منطقه چادگان مشاهده گردید که عمدتاً به علت ورودی کمتر بقایای تازه گیاهی در اثر اقلیم خشک تر می باشد. مقادیر این ویژگی ها در مناطق پیشکوه و پشتکوه حدود 5/2 تا 3 برابر منطقه چادگان می باشند. شدت چرا در منطقه پیشکوه کمتر از منطقه پشتکوه بوده و تفاوتی بین مناطق چرا و قرق شده مشاهده نمی شود. اما به علت شدت بیشتر چرا در منطقه پشتکوه تفاوت شدید و معنی داری بین مناطق چرا و قرق شده وجود دارد. نتایج C&lt;sub&gt;mic&lt;/sub&gt;/C&lt;sub&gt;oc&lt;/sub&gt; و &lt;em&gt;q&lt;/em&gt;CO2 نشان داد کیفیت کربن خاک در مناطق پیشکوه و پشتکوه مناسب تر می باشد. در مجموع به نظر می رسد مناطق پیشکوه و پشتکوه می توانند با مدیریت مناسب به سرعت احیا گردند در حالی که در منطقه چادگان احیای خاک به زمان بسیار طولانی تری نیاز خواهد داشت </description>
						<author> محسن شکل آبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عملکرد زیر شکن کج ساق توام با تیغه‌های سطحی در یک خاک با بافت رسی </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=731&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در تحقیق حاضرکه به منظور رفع مشکلات و کاهش انرژی مورد نیاز خاک ورزی عمیق در مزارع نیشکر در میان آب خوزستان انجام پذیرفت، سعی گردید که با تعبیه تیغه های سطحی در جلوی زیر شکن کج ساق، نیروی کشش لازم کاهش و ویژگی های فیزیکی خاک بهبود یابند. آزمایش ها در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی شامل 6 تیمار و در سه تکرار به اجرا در آمد. تیمارها عبارت بودند از: اول زیرشکنی به کمک تیغه های ریپر سوار بر بولدوزر، دوم زیرشکن کج ساق بدون تیغه سطحی، سوم و چهارم زیر شکن کج ساق با یک تیغه سطحی در عمق های ½ و &lt;font face=&quot;times new roman,times,serif&quot;&gt;⅓&lt;/font&gt; عمق اصلی و پنجم و ششم، زیر شکن کج ساق همراه با دو تیغه سطحی در عمق های ½ و &lt;font face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;⅓&lt;/font&gt; عمق اصلی. نتایج نشان داد که در میان تیمارهای زیرشکن کج ساق، زیرشکن کج ساق بدون تیغه های سطحی، دارای بیشترین مقاومت کششی بوده و در سایر تیمارهای زیر شکن کج ساق به لحاظ تعبیه تیغه های سطحی، مقاومت کششی کاهش یافته است. افزایش عمق و تعداد تیغه های سطحی در کاهش نیروی کششی مؤثر بوده است. زیرشکن کج ساق با دو تیغه سطحی و در عمق ½ عمق اصلی، دارای کمترین توان مصرفی بوده و در مجموع تعبیه تیغه های سطحی در عمق های یاد شده به طور متوسط 21 درصد توان مصرفی را نسبت به زیر شکن کج ساق بدون تیغه های سطحی کاهش داد. سطح به هم خورده خاک و هم چنین سطح مقطع خاک به هم خورده به ازای عرض واحد در تیمار ریپر حداقل بود. به طور متوسط به کارگیری تیمارهای زیرشکن کج ساق، سطح به هم خورده به ازای عرض واحد در مقایسه با تیمار ریپر را تا 3/2 برابر افزایش داد. سایر نتایج بیانگر آن است که بیشترین شاخص مخروطی مربوط به تیمار ریپر بوده و تیمار زیرشکن کج ساق بدون تیغه سطحی و زیر شکن کج ساق با تیغه های سطحی، کاهش شاخص مخروطی را موجب گردیده اند. درصد لغزش چرخ های محرک تراکتور در کلیه تیمارهای زیر شکن کج ساق در دامنه 16- 12 درصد قرار داشته و بدین ترتیب گزینه مناسبی جهت زیرشکنی در اراضی سنگین، پیش رو قرار می گیرد. </description>
						<author> محمدحسین رئوفت</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>زمان گل‌دهی، کمیـّت و کیفیت دانه گرده برخی از ژنوتیپ‌های پسته&lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Pistacia vera&lt;/i&gt; L.)&lt;/span&gt; در رفسنجان </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=732&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مطالعه روی 10 ژنوتیپ نر به منظور تعیین زمان گل دهی، کمیـّت و کیفیت دانه گرده انجام شد. نتایج نشان داد که زمان گل دهی ژنوتیپ های نر p1 و p2 هم زمان با رقم ماده کله قوچی، ژنوتیپ های نر p3 و p4 و p5 با رقم ماده احمد آقایی، ژنوتیپ های نر p6 و p7 هم زمان با رقم ماده اوحدی و ژنوتیپ های نر p8 p9 و p10 هم زمان با رقم ماده اکبری بودند. ژنوتیپ های نر از نظر وزن گل آذین اختلاف زیادی نشان دادند به طوری که دامنه آنها از 5/4 گرم برای ژنوتیپ p6 تا 66/1 گرم برای ژنوتیپ p8 بود. ژنوتیپ های نر از نظر مقدار دانه گرده حاصل از گل آذین نیز اختلاف زیادی نشان دادند و دامنه آنها از 71 میلی گرم برای ژنوتیپ 2p تا 267 میلی گرم برای ژنوتیپ p5 بود. به منظور تعیین درصد جوانه زنی دانه گرده از دو نوع محیط کشت مصنوعی استفاده شد. درصد جوانه زنی دانه گرده از 30% در ژنوتیپ های p3  و p4  تا 85% در ژنوتیپ p10 متغیر بود. گرده های نگه داری شده در دمای چهار درجه سانتی گراد پس از یک و سه ماه به ترتیب 30 درصد و صفر درصد جوانه زنی داشتند. </description>
						<author> فرشته کامیاب</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی شاخص‌های تحمل به خشکی در لاین‌های کنجد </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=733&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی تنوع ژنتیکی ژنوتیپ های کنجد، شناسایی و انتخاب ژنوتیپ های متحمل به خشکی بر اساس شاخص‎های کمــّی تحمل به خشکی، تعداد ٨ ژنوتیپ کنجد در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در دو شرایط آبیاری مطلوب و محدود در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز مورد آزمایش قرار گرفتند. بر مبنای عملکرد در شرایط آبیاری مطلوب (Yp) و محدود (Ys) شاخص های کمــّی تحمل به خشکی از قبیل: میانگین بهره وری (MP)، میانگین هندسی بهره وری (GMP)، میانگین هارمونیک (HM)، شاخص تحمل تنش (STI)، شاخص حساسیت به تنش (SSI) و شاخص تحمل (TOL) محاسبه شدند. نتایج تجزیه واریانس، اختلاف بسیار معنی داری را بین ژنوتیپ ها از نظر کلیه شاخص های اندازه گیری شده، عملکرد در شرایط آبیاری مطلوب و محدود نشان داد که بیانگر وجود تنوع ژنتیکی بین ژنوتیپ ها و امکان انتخاب ژنوتیپ های متحمل به تنش خشکی می باشد. مقایسه میانگین ها نشان داد که بیشترین میانگین عملکرد در شرایط آبیاری مطلوب و محدود و نیز MP، GMP، HM و STI متعلق به ژنوتیپ شماره 5 می باشد. تحلیل هم بستگی بین شاخص ها و میانگین عملکرد در شرایط آبیاری مطلوب و محدود نشان داد که هر چهار شاخص  برای غربال کردن ژنوتیپ ها مناسب هستند. با توجه به این شاخص‎ها و عملکرد بالا در دو محیط بهترین ژنوتیپ های متحمل به خشکی ژنوتیپ های شماره 4 و 5 بودند. نمودار چند متغیره بای پلات نشان داد که ژنوتیپ های شماره 4 و 5 در مجاورت شاخص های تحمل به خشکی یعنی MP، GMP، HM و STI قرار دارند. تجزیه خوشه ای و رسم دندروگرام فاصله ژنتیکی بین ژنوتیپ ها را مشخص نمود و  ژنوتیپ های شماره 4 و 5 به عنوان ژنوتیپ های متحمل به خشکی و ژنوتیپ های شماره 1، 2 و 3 به عنوان لاین های حساس به خشکی شناخته شدند.</description>
						<author> مسعود گلستانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تنوع ژنتیکی برخی از توده‌های بومی خربزه‌ئیان (ملون‌ها) در ایران با استفاده ازنشانگرهای مورفولوژیکی و مولکولی رپید </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=734&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>جمع آوری ژرم پلاسم اولین قدم در راه اصلاح گیاهان است. ایران به خاطر تمدن قدیمی ونیز داشتن اقلیم های مختلف یکی از مهم ترین مراکز تنوع ژنتیکی محسوب می شود. در این مطالعه سعی گردید که تنوع ژنتیکی ملون ها در استان های مرکزی و شمالی کشور در حد امکان جمع آوری و بررسی شود. برای بررسی تنوع ژنتیکی بذرهای جمع آوری شده از نشانگرهای مرفولوژیکی و مولکولی رپید استفاده گردید. در این مطالعه 15 صفت کیفی و 6 صفت کمی روی 38 توده جمع آوری شده و نیز دریافت شده از بانک ژن گیاهی ایران واقع در کرج اندازه گیری شد. تجزیه خوشه ای بر اساس صفات مرفولوژی از روش یو.پی.جی.ام.ای و ضریب جاکارد گروه های مختلف جنس &lt;em&gt;Cucumis melo&lt;/em&gt; را از یکدیگر تفکیک نمود. 30 توده انتخابی برای ارزیابی میزان تنوع و نیز میزان قرابت گروه های مختلف با استفاده از نشانگر رپید مورد ارزیابی قرار گرفتند. تکثیر مکان های ژنی با استفاده از 10 آغازگر رپید انجام شد. درصد چند شکلی در این آزمایش 19% تعیین شد. تجزیه خوشه ای با استفاده از نشانگر مولکولی نتوانست گروه های مختلف را از یکدیگر متمایز کند که نشان می دهد ژنوم این گروه ها بسیار به هم نزدیک است. با این حال خیار چنبرهای مورد بررسی در یک گروه با فاصله نزدیکی از هم قرار گرفتند. </description>
						<author> احسان فیضیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی مدیریت متعارف در تناوب‌های آیش - جوعلوفه‌ای و چغندر قند - جو علوفه‌ای واثر آن بر تراکم و روش توزیع گونه‌های مختلف علف‌ هرز </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=735&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این تحقیق در سال 1382 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در دو قطعه زمین تحت کشت جو علوفه ای به اجرا درآمد. نمونه برداری به روش سیستماتیک روی فواصل نمونه برداری 7 متر×7 متر و کوادرات های 5/0متر× 5/0متر، در سه مرحله، قبل از مصرف علف کش، بعد از مصرف علف کش و بعد از برداشت محصول انجام شد. نتایج نشان داد تراکم گیاهچه های علف های هرز یکساله در تناوب چغندر- جو بیش از مزرعه با تناوب آیش- جو و تراکم علف های هرز چندساله در تناوب آیش- جو بیش از تناوب چغندر- جو بود. نقشه های توزیع و تراکم گونه ها، توزیع لکه ای علف های هرز را تأیید کردند. شکل و اندازه لکه ها با توجه به گونه و مزرعه تغییر نمود اما موقعیت مکانی لکه ها قبل و بعد از مصرف علف کش تغییر زیادی نکرد. درصد نقاط عاری از علف هرز در مزرعه با تناوب آیش- جو، در مرحله اول و دوم نمونه برداری به ترتیب 5/11 و 5/1 درصد و در مزرعه با تناوب چغندر- جو، 6/0 و 0 درصد گزارش شد. این نتایج علاوه بر تأکید آلودگی بیشتر در مزرعه با تناوب چغندر- جو، ناکارامدتر بودن این تفاوت  را از تناوب آیش- جو با مدیریت متعارف اعمال شده در مزرعه نشان می دهد.

</description>
						<author> آسیه سیاه مرگویی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تجزیه علیـت عملکرد و اجزای عملکرد بذر در کلون‌های فسکیو &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Festuca &lt;/i&gt;spp. )&lt;/span&gt; متأثر از قارچ‌های اندوفایت </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=736&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>کشف رابطه هم زیستی قارچ های اندوفایت با گراس های سردسیری دریچه تازه ای به روی تحقیقات به نژادی آنها گشوده است. در زمینه تأثیر اندوفایت ها بر خصوصیات بذری، گزارش های اندکی وجود دارد. در این پژوهش نقش قارچ های اندوفایت در تغییر هم بستگی صفات بذری و تأثیر این رابطه هم زیستی بر اثرات مستقیم و غیر مستقیم صفات بر عملکرد بذر فستوکا مورد بررسی قرار گرفت. کلون های عاری از اندوفایت (&lt;sup&gt;-&lt;/sup&gt;E) ازطریق اعمال قارچکش بر روی کلون های حاوی اندوفایت (&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;E) ایجاد و سپس هر دو نوع کلون به مزرعه انتقال داده شدند. طی دو سال مجموعه ای از صفات از جمله عملکرد و اجزای عملکرد بذر روی کلون ها اندازه گیری گردید. نتایج نشان داد که قارچ اندوفایت تولید بذر را به طور معنی داری از 1/38 تا 249 درصد افزایش داد. با این حال عملکرد برخی ژنوتیپ ها تحت تأثیر این رابطه هم زیستی قرار نگرفت که حاکی از وجود اثر متقابل بین قارچ و میزبان می باشد. حضور اندوفایـت، هم بستگی صفات با یکدیگر و نیز اولویـت وارد شدن آنها در مدل رگرسیون مرحله ای را نیز تغییر داد. نتایج تجزیه علیت نشان داد که هم زیستی با قارچ های اندوفایت، مقدار و جهت تأثیرگذاری صفات از طریق مسیرهای   مستقیم و غیر مستقیم بر عملکرد دانه را تغییر داد. در گیاهان &lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;E&lt;sup&gt; &lt;/sup&gt; افزایش باروری خوشه به طور مستقیم و افزایش اندازه سیستم تولید مثلی (تعداد خوشه در بوته و تعداد دانه در خوشه) به طور غیر مستقیم بر عملکرد دانه تأثیر گذاشت اما در گیاهان&lt;sup&gt;-&lt;/sup&gt;E، باروری خوشه به طور غیر مستقیم و سایر صفات به طور مستقیم تأثیر خود را بر عملکرد دانه اعمال نمودند. نتایج نشان دادکه لازم است اصلاحگران قبل از شروع پروژه های اصلاحی از حضور یا عدم حضور اندوفایت در ژرم پلاسم مورد مطالعه اطلاع کافی کسب نمایند سپس در صورت آلوده بودن جامعه به اندوفایت، از باروری خوشه و در غیر این صورت از سایر اجزای عملکرد به ویژه تعداد خوشه در بوته، تعداد دانه در خوشه و وزن دانه در خوشه برای گزینش ژنوتیپ ها به منظور افزایش عملکرد دانه استفاده نمایند. </description>
						<author> محمد مهدی مجیدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرات تنش شوری بر جوانه زنی، رشد رویشی و برخی خصوصیات فیزیولوژیکی ارقام کلزای پائیزه </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=737&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور مطالعه آثار تنش شوری بر جوانه زنی، رشد رویشی و برخی از خصوصیات فیزیولوژیکی ارقام کلزا، آزمایشی در سال 1383 در دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید باهنر کرمان در دو مرحله جوانه زنی و رشد رویشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 4 تکرار انجام گرفت. ترکیبات تیماری شامل سطوح سه واریته (کبرا × رجنت، سرز و اکاپی)، دو نوع نمک (کلرید سدیم و کلرید کلسیم) و چهار سطح شوری (12 ،8 ، 4 و 0 دسی زیمنس بر متر) بودند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده ها نشان داد که سطوح مختلف شوری اثر بسیار معنی داری را بر درصد جوانه زنی، یک نواختی جوانه زنی، سرعت جوانه زنی، طول ریشه چه و طول ساقه چه در پایان مرحله جوانه زنی و وزن خشک ساقه، طول ساقه، قطر ساقه و تعداد گره در ساقه در مرحله رشد رویشی داشتند (P&lt;0.001) ولی بین دو نوع نمک در هیچ یک از صفات اندازه گیری شده اختلاف معنی داری مشاهده نگردید. با افزایش شوری کلیه صفات مذکور کاهش یافتند به گونه ای که بالاترین میزان هر یک از صفات متعلق به تیمار شاهد و کمترین آن متعلق به تیمار 12dS/m  بود و تنها نشت یونی غشا با افزایش غلظت نمک به طور معنی داری افزایش یافت. مقایسه میانگین ها نشان داد در مرحله جوانه زنی، درصد جوانه زنی و یک نواختی جوانه زنی و در مرحله رشد رویشی تعداد گره نسبت به سایر صفات کمتر تحت تأثیر شوری قرار گرفتند و تنها با افزایش شوری به12dS/m کاهش معنی داری را نشان دادند. هم چنین اختلافاتی بین ارقام از نظر کلیه صفات مورد مطالعه (به استثنای نشت یونی غشا) ملاحظه شد (P&lt;0.001). با این وجود مقایسه میانگین ها نشان داد عکس العمل ارقام در دو مرحله جوانه زنی و رشد رویشی متفاوت و بدین صورت بود که در مرحله جوانه زنی از نظر کلیه صفات مورد مطالعه رقم سرز حساس ترین و رقم کبرا × رجنت مقاوم ترین بودند و اختلاف معنی داری بین ارقام اکاپی و کبرا × رجنت وجود نداشت. اما در مرحله رشد رویشی رقم اکاپی نسبت به رقم کبرا × رجنت رشد کمتری داشته و اختلاف معنی داری بین این دو رقم مشاهده گردید. بنابراین به نظر می رسد که ارزیابی عکس العمل صفات رشدی در مرحله جوانه زنی برای تعیین تحمل به شوری ارقام کلزا مؤثر نباشد. </description>
						<author> محدثه شمس الدین سعید</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی روابط بین صفات مختلف در عدس&lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Lens culinaris &lt;/i&gt;Medik)&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=738&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی روابط بین صفات مختلف در20 ژنوتیپ عدس (&lt;em&gt;Lens culinaris&lt;/em&gt; Medik) این آزمایش در سال 1383 در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در 3 تکرار در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه زنجان به اجرا درآمد. تجزیه واریانس صفات اندازه گیری شده نشان داد که بین ارقام از لحاظ اکثر صفات به جز تعداد شاخه های فرعی اولیه اختلاف معنی داری وجود داشت. تجزیه هم بستگی صفات نشان داد که عملکرد دانه با صفات شاخص برداشت، تعداد دانه در بوته، تعداد غلاف در بوته و تعداد شاخه های فرعی اولیه هم بستگی مثبت و معنی داری را دارد. نتایج حاصل از تجزیه به عامل ها نشان داد که صفات مربوط به عامل دوم شامل تعداد شاخه فرعی اولیه، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در بوته، عرض بوته و عملکرد دانه به عنوان صفات مهم دخیل در عملکرد دانه در عدس می باشند و تجزیه کلاستر بر اساس کلیه صفات ژنوتیپ ها را به 4 گروه با عملکرد بالا، نسبتاً بالا، متوسط و پایین تقسیم بندی نمود. </description>
						<author> محمد صالحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>معرفی فلور و شکل زیستی علف‌های هرز تاکستان‌های اصفهان </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=739&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>شناسایی فلور هر منطقه نقش بسیار مهمی را در حفظ ذخائر ملی هر کشوری ایفا می نماید و به عنوان نقطه آغازین در مطالعات فیلوژنتیکی تکمیلی و بررسی تنوع ژنتیکی مطرح می باشد. در طول سال های زراعی 1374 و 1375 هر 15 روز یک بار تاکستان های دو منطقه اصلی موکاری شده استان مورد بازدید قرار گرفت. نمونه برداری از علف های هرز مناطق هم زمان با مرحله گل دهی آنها آغاز شد و نمونه های جمع آوری شده با استفاده از منابع علمی و کلکسیون های موجود در هرباریوم دانشکده های کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه صنعتی اصفهان و منابع دیگر در مؤسسه های تحقیقاتی استان شناسایی گردید. در منطقه تیران و کرون 84 گونه متعلق به 71 جنس و 26 خانواده، و در منطقه زرین شهر 62 گونه متعلق به 51 جنس و 23 تیره شناسایی شد. غالبیت گونه  ای دو منطقه به ترتیب متعلق به تیره کاسنی (Asteraceae) و تیره گندم (Gramineae) بود. ارزیابی شکل زیستی گیاهان به روش رانکایر نشان داد که تروفیت ها با 5/79% و ژئوفیت ها با 3/8% فراوان ترین اشکال زیستی را در هر دو منطقه تیران و کرون و زرین شهر به خود اختصاص دادند.</description>
						<author> اکبر نکویی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی رابطه ژنتیکی برخی از صفات مهم زراعی با عملکرد دانه در سویا از طریقروش‌های آماری چند متغیره </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=740&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سی رقم سویا از گروه های رسیدگی متفاوت، در سال زراعی 83 ، در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران واقع در کرج در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار به منظور بررسی رابطه ژنتیکی برخی از صفات مهم زراعی و ارتباط آنها با عملکرد دانه مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که ارقام از نظر صفات مورد بررسی اختلاف معنی داری داشتند که دلالت بر وجود تنوع ژنتیکی بین ارقام دارد. صفات تعداد غلاف دربوته، تعداد دانه در بوته و وزن صد دانه (اجزای عملکرد) به ترتیب هم بستگی مثبت ومعنی داری را با عملکرد دانه داشتند. در مدل رگرسیون چند گانه، حدود 6/85 درصد تغییرات عملکرد دانه به عنوان متغیر وابسته توسط صفات شاخص برداشت، عملکرد بیولوژیکی، درصد پروتئین و تعداد دانه در بوته توجیه گردید، که اهمیت شاخص برداشت بیش از صفات دیگر بود. طبق نتایج تجزیه علیت بیشترین وکمترین اثر مستقیم و مثبت بر عملکرد دانه به ترتیب مربوط به صفت شاخص برداشت (54/0=P) و درصد پروتئین (008/0=P) بود. بنابراین شاخص برداشت را می توان به عنوان معیار گزینش در برنامه های اصلاحی برای بهبود عملکرد دانه مورد استفاده قرار داد. طبق نتایج تجزیه به عامل ها، پنج عامل مستقل از هم، مجموعا&quot; 2/80 درصد از تغییرات کل داده ها را توجیه نمودند. عامل اول، 21/28 درصد از واریانس کل را توجیه نمود و به عنوان عامل فنولوژیکی نام گذاری شد.</description>
						<author> وحیده نرجسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثرات سرزنی بعد از گرده افشانی و تراکم بوته بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت رقم KSC704 </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=741&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی تأثیر عمل سرزنی بعد از گرده افشانی و تراکم بوته بر عملکرد و اجزای عملکرد دانه ذرت رقم سینکل کراس 704 از گروه دیررس، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار در سال 1383 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه اجرای گردید . تراکم بوته در سه سطح 53000 ، 66000 ، 88000 بوته در هکتار به عنوان فاکتور اصلی و تیمار سرزنی نیز در سه سطح عدم قطع گل تاجی (شاهد)، قطع فقط گل تاجی وقطع گل تاجی همراه با حذف 3 برگ بالای بلال اصلی، به عنوان فاکتور فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج این بررسی نشان داد که تعداد بلال در بوته با افزایـش تراکم بوته روند کاهشی داشت و بیشترین تعداد بلال در بوته در تیمار اثر متقابل تراکم 53000 بوته در هکتار و قطع گل تاجی و سه برگ بالای بلال اصلی به دست آمد. بیشترین تعداد دانه در بلال  در تراکم 53000 بوته در هکتار مشاهده شد و بالاترین میزان وزن دانه در بلال در اثر اعمال تیمار قطع گل تاجی و به دلیل کاهش رقابت گل تاجی و سنبله ماده در کسب مواد فتوسنتزی به دست آمد. در میان تیمارهای سرزنی، بالاترین عملکرد دانه با اعمال تیمار قطع گل تاجی به دست آمد. شاخص برداشت با افزایش بیوماس کل گیاه ذرت همراه بود و در بوته های سرزنی شده نسبت به شاهد برتری نسبی نشان داد. مهم ترین صفات تعیین کننده میزان عملکرد دانه عبارت اند از: شاخص برداشت بلال، قدرت منبع و مخزن، وزن هزار دانه که افزایش کمی این صفات در ترکیب با جذب بیشتر تشعشع خورشیدی منجر به دست یابی به بیشترین عملکرد دانه می شود. نتایج این آزمایش نشان داد تراکم بوته را می توان به منظور حصول حداکثر عملکرد دانه، همراه با قطع تاج گل بعد از مرحله گرده افشانی تا 88000 بوته در هکتار افزایش داد و تراکم مطلوب بالاتری را برای ذرت فراهم ساخت.</description>
						<author> پریسا شریفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>برآورد پارامترهای ژنتیکی در برنج با استفاده از روش‌های مختلف دای آلل گریفینگ </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=742&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>شش واریته ایرانی برنج به نام های بینام، دمسیاه، شاه پسند، سپیدرود، خزر و والد 46 در سال 1368 در موسسه تحقیقات برنج کشور در رشت به صورت طرح دای آلل کامل با یکدیگر تلاقی و نتاج F1 آنها به همراه والدین در قالب یک طرح بلوک های کامل تصادفی در کرت هایی به طول 5 متر و عرض 75/0 متر با فاصله بوته 25 × 25 سانتی متر (60 بوته در هر کرت) و در سه تکرار ارزیابی شدند. بخشی از نتایج این تحقیق در سال 1373 به صورت یک طرح نیمه دای آلل منتشر گردیده و از اطلاعات مربوط به طرح دای آلل کامل، با به کارگیری روش های چهارگانه گریفینگ، برای پژوهش حاضر استفاده گردید. نتایج به دست آمده مورد تجزیه واریانس قرار گرفت و با توجه به معنی دار بودن واریانس ژنوتیپ ها، از میانگین های موجود مشتمل بر 6 والد ، 15 تلاقی مستقیم و 15 تلاقی معکوس به منظور برآورد واریانس های ژنتیکی و ترکیب پذیری صفات، با روش های چهارگانه گریفینگ تجزیه دای آلل به عمل آمد. تجزیه واریانس ساده در هر یک از چهار روش دای آلل گریفینگ روی عملکرد دانه در گیاه و صفات زراعی دیگر نشان داد که بین ژنوتیپ ها تفاوت های معنی داری در سطح 1٪ وجود دارد. بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که توان ژنتیکی لازم در ژنوتیپ های مورد بررسی وجود دارد. تجزیه واریانس ترکیب پذیری نشان داد که در هر چهار روش دای آلل ترکیب پذیری عمومی (GCA) لاین ها از نظر تمامی صفات معنی دار می باشد. این امر حاکی از اهمیت واریانس افزایشی(V&lt;sub&gt;A&lt;/sub&gt;) در توارث این صفات است. در روش های 1 و 3 گریفینگ ترکیب پذیری خصوصی (SCA) تمامی صفات تحت بررسی معنی دار بود ولی در روش های 2 و 4 صفات وزن هزار دانه و تعداد پنجه در بوته تفاوت های معنی داری را از نظر ترکیب پذیری خصوصی نشان ندادند. این نتایج نشان داد که برای بیشتر صفات تحت بررسی به جز صفات مذکور جزء واریانس غالبیت (V&lt;sub&gt;D&lt;/sub&gt;) نیز مهم می باشد. تفاوت بین تلاقی های معکوس نیز در روش های 1 و 3 گریفینگ آزمون گردید که تمامی صفات مورد بررسی به استثنای تعداد دانه پوک در خوشه و نسبت طول به عرض دانه قهوه ای برنج تفاوت معنی داری را نشان دادند. معنی دار بودن میانگین تلاقی های معکوس نشان داد که احتمال وجود آثار سیتوپلاسم پایه مادری وجود دارد. برآورد وراثت پذیری خصوصی (h&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;&lt;sub&gt;ns&lt;/sub&gt;) که نشان دهنده نسبت واریانس افزایشی(V&lt;sub&gt;A&lt;/sub&gt;) به واریانس فنوتیپی (V&lt;sub&gt;P&lt;/sub&gt;) می باشد به علت منفی بودن واریانس افزایشی (فقدان واریانس افزایشی) برای صفات تعداد دانه در خوشه و روزهای نشاء کاری تا رسیدگی کامل دانه معادل صفر بود. برای سایر صفات وراثت پذیری خصوصی متناسب با میزان واریانس افزایشی کم یا زیاد برآورد گردید. برای مثال وراثت پذیری خصوصی برای نسبت طول به عرض دانه قهوه ای برنج برای چهار روش دای آلل بین 65٪ تا 71٪ و نسبتاً زیاد بود در حالی که صفاتی مانند طول خوشه و عملکرد دانه در گیاه در هر چهار روش دای آلل به برآورد وراثت پذیری نسبتا کم منجر شد (13٪ تا 48٪). هم بستگی های موجود بین پارامترهای ژنتیکی(V&lt;sub&gt;A&lt;/sub&gt;, V&lt;sub&gt;D&lt;/sub&gt;, D , h&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;&lt;sub&gt;ns&lt;/sub&gt;) برآورد شده با روش های چهارگانه دای آلل نوعا قوی و از نظر آماری معنی دار بودند. </description>
						<author> رحیم هنرنژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی روابط برخی شاخص‌های رشد و عملکرد پنج هیبرید ذرت در دو رژیم آبیاری در منطقه اصفهان </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=743&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تبیین رابطه احتمالی بین شاخص های فیزیولوژیک رشد و عملکرد گیاه زراعی، در مدیریت تولید گیاهان زراعی حائز اهمیت می باشد. بدین منظور پژوهشی در سال 1383، با پنج هیبرید ذرت شامل سینگل کراس های 704، 700، 647، 604 و 301 به صورت دو آزمایش جداگانه، هر کدام در قالب یک طرح بلوک کامل تصادفی با 4 تکرار، یکی در محیط بدون تنش (آبیاری پس از70 میلی متر تبخیر) و دیگری در محیط تحت تنش خشکی (آبیاری پس از 105 میلی متر تبخیر) در اصفهان به اجرا در آمد. تراکم 95000 بوته در هکتار (فاصله روی ردیف 15 و بین ردیف 70 سانتی متر) استفاده شد. تنش خشکی اثر معنی داری بر صفات حداکثر شاخص سطح برگ (LAI&lt;sub&gt;max&lt;/sub&gt;)، دوام سطح برگ (LAD)، دوام سطح برگ در مرحله خطی رشد (LAD&lt;sub&gt;Linear&lt;/sub&gt;)، دوام سطح برگ از گرده افشانی تا رسیدگی فیزیولوژیک (LAD&lt;sub&gt;s-m&lt;/sub&gt;) و روز تا کاکل دهی به جای گذاشت. نتایج به دست نشان داد که هم بستگی مثبت و معنی داری بین سرعت رشد محصول طی مرحله خطی (CGR&lt;sub&gt;Linear&lt;/sub&gt;) با LAI&lt;sub&gt;max&lt;/sub&gt;، LAD، LAD&lt;sub&gt;Linear&lt;/sub&gt; و LAD&lt;sub&gt;s-m&lt;/sub&gt; وجود داشت. عملکرد بیولوژیک هم بستگی مثبت معنی داری با LAI&lt;sub&gt;max&lt;/sub&gt; و LAD&lt;sub&gt;s-m&lt;/sub&gt; نشان داد. هم بستگی مثبت و بسیار معنی داری بین عملکرد و اجزای عملکرد شامل تعداد بلال در بوته، تعداد دانه در بلال، تعداد دانه در متر مربع و هم چنین شاخص برداشت به دست آمد که در این بین، تعداد دانه در متر مربع بیش ترین هم بستگی را با عملکرد دانه نشان داد. CGR&lt;sub&gt;Linear&lt;/sub&gt; و LAI&lt;sub&gt;max&lt;/sub&gt; هم بستگی مثبت و معنی داری با عملکرد دانه نشان دادند. در نهایت می توان نتیجه گرفت که اگرچه افزایش LAI&lt;sub&gt;max&lt;/sub&gt; منجر به افزایش CGR&lt;sub&gt;Linear&lt;/sub&gt; و در نتیجه افزایش تولید ماده خشک می گردد، اما با عنایت به آن که هم بستگی معنی داری بین تولید ماده خشک و شاخص برداشت وجود نداشت، ظاهراً در ژنوتیپ های مورد مطالعه و در شرایط مطالعه حاضر، تسهیم زیست توده به بخش اقتصادی عملکرد کل، ضرورتاً با وضعیت LAI این ژنوتیپ ها هم روند نمی باشد. </description>
						<author> جواد نوری اظهر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی تحمل به شوری در سه رقم ذرت دانه‌ای </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=744&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>حدود یک میلیون هکتار از اراضی خوزستان دچار مشکل شوری بوده و بخشی وسیعی از اراضی زیر کشت ذرت در جنوب استان در این مناطق قرار دارند. این تحقیق به منظور بررسی آثار شوری آب آبیاری بر عملکرد و اجزای عملکرد هیبرید های ذرت دانه ای طی مدت دو سال 1378 و 1379 در مرکز تحقیقات کشاورزی خوزستان (اهواز) در یک خاک سیلتی- کلی در دو آزمایش جداگانه اجرا شد. در آزمایش اول تیمارهای شوری در تمام طول دوره رشد اعمال شد. کرت های اصلی شامل چهار سطح شوری آب آبیاری 2، 4، 6 و 8dS/m و کرت های فرعی شامل سه هیبرید سینگل کراس ذرت 704، 711 و647 بود. در آزمایش دوم، اثر آبیاری با آب شور (8dS/m=EC) در مراحل مختلف رشد و نمو ذرت، شامل دوره  های کاشت تا استقرار بوته ها (G1)، گل دهی و گرده افشانی (G2) و پر شدن دانه (G3)، بررسی شد. نتایج آزمایش اول نشان داد که از نظر عملکرد دانه، وزن هزاردانه، درصد باروری بلال و درصد بوته  های دارای بلال، بین همه سطوح شوری اختلاف بسیار معنی دار وجود داشت و بیشترین و کمترین عملکرد دانه، به ترتیب در سطوح شوری آب 2 و 8dS/m به دست آمد. تفاوت بین رقم ها و اثر متقابل شوری و رقم از نظر عملکرد دانه معنی دار بود و بیشترین عملکرد دانه از رقم های 704 و 711 در شوری 2dS/m به دست آمد. نتایج آزمایش دوم نشان داد که ذرت در مراحل رشدی G1 و G3 به ترتیب دارای بیشترین و کمترین حساسیت به شوری است. به طور کلی هیبریدهای 704 و711 نسبت به شوری حساس تر از هیبرید 647 ارزیابی شدند، اما به دلیل پتانسیل بالاتر و بر اساس عملکرد دانه تولید شده، کاشت هیبرید های 704 و711 توصیه می شود. </description>
						<author> الیاس دهقان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر پتانسیل‌های محرک رشد سویه‌های بومی ازتوباکتر کروکوکوم روی رشد، عملکرد و جذب عناصر غذایی در گندم </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=760&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این تحقیق به منظور بررسی اثر برخی از پتانسیل های محرک رشد شناخته شده در تعدادی از سویه های برتر &lt;em&gt;Azotobacter chroococcum&lt;/em&gt; روی رشد، عملکرد و جذب عناصر غذایی در گندم (.&lt;em&gt;Triticum aestivum&lt;/em&gt; L) در شرایط گلخانه ای به اجرا در آمد. تعدادی از سویه های ازتوباکتر کروکوکوم برتر از نظر تولید IAA، سیدوفور، هیدروژن سیانید و تثبیت کننده نیتروژن ملکولی انتخاب و بذر گندم رقم پیشتاز در قالب یک طرح کاملاً تصادفی توسط این سویه ها تلقیح و برخی از شاخص های رشد، عملکرد و جذب عناصر غذایی اندازه گیری شد که اثر تلقیح باکتری بر روی شاخص های عملکرد بیولوژیک، درصد پروتئین دانه، وزن هزار دانه، شاخص سطح برگ و به ویژه جذب عناصر N، P، Fe و Zn مثبت و معنی دار گردید. بیشترین آثار معنی دار در افزایش شاخص های مذکور در تیمارهای سویه های ازتوباکتر کروکوکوم تولید کننده فیتوهورمون (IAA) و سویه های تثبیت کننده نیتروژن ملکولی مشاهده گردید. به طور کلی بر اساس نتایج این مطالعه می توان گفت بعضی سویه های ازتوباکترکروکوکوم بومی استان چهار محال و بختیاری که در زمره ریزوباکتری های محرک رشد گیاه (PGPR) قرار گرفته بودند تأثیر مثبتی روی رشد و عملکرد گندم شامل عملکرد بیولوژیک و کیفیت دانه (درصد پروتئین دانه) تحت شرایط گلخانه ای داشته اند. هم چنین از این سویه ها می توان در جهت بهبود تغذیه گندم از نظر عناصر غذایی کم مصرف مانند آهن و روی استفاده نمود. </description>
						<author> سعیده رجایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر عصاره برگ&lt;span dir=ltr&gt;&lt;i&gt;Reynoutria sachalinensis&lt;/i&gt;&lt;/span&gt;بر واکنش‌های دفاعی بوته خیار سالم یا مایه‌زنی شده با عامل بیماری سفیدک پودری </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=745&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>عصاره برگ گیاه &lt;em&gt;Reynoutria sachalinensis&lt;/em&gt; (F. Schmidt) Nakai ترکیبی است که برای کنترل برخی از بیماری ها و به خصوص سفیدک پودری کدوییان (ناشی از قارچ &lt;em&gt;Podosphaera fusca&lt;/em&gt;) توصیه شده و مکانیزم اثر آن القای واکنش های دفاعی گیاه ذکر شده است. در پژوهش حاضر اثر عصاره برگ این گیاه بر تغییر برخی از واکنش های دفاعی بوته خیار بررسی شد. پس از تیمار اولین برگ حقیقی بوته خیار با عصاره برگ &lt;em&gt;R. sachalinensis&lt;/em&gt; ، تغییرات فعالیت آنزیم های پراکسیداز و فنیل آلانین آمونیالیاز و میزان ترکیبات فنلی، در اولین و دومین برگ حقیقی بوته سالم یا مایه زنی شده با &lt;em&gt;P. fusca&lt;/em&gt; بررسی و با شاهد مقایسه گردید. نتایج نشان داد که فعالیت ویژه آنزیم پراکسیداز بوته خیار پس از کاربرد عصاره افزایش یافت و با توجه به این که افزایش در هر دو تیمار سالم و مایه زنی شده دیده شد، تنش ناشی از نفوذ بیمارگر بر آن اثری نداشته است. فعالیت ویژه آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز در بوته سالم در طول 24 ساعت پس از کاربرد عصاره افزایش سریع و زودگذر داشت اما در بوته مایه زنی شده افزایش فعالیت این آنزیم تدریجی و طولانی تر بود که احتمالاً ناشی از تعامل اثر عصاره با تنش نفوذ بیمارگر بوده است. میزان ترکیبات فنلی بافت بوته خیار تیمارشده با عصاره علی رغم نوسانات جزیی، روند تغییر مشخصی نشان نداد. </description>
						<author> عبدالحسین جمالی زواره</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کنترل بیولوژیکی بیماری پژمردگی آوندی میخک با عامل &lt;i&gt;Fusarium oxysporum&lt;/i&gt; f.sp. &lt;i&gt;dianthi&lt;/i&gt; به وسیله استرین‌های باسیلوس و سودوموناس جدا شده از فراریشه میخک </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=746&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>جهت کنترل بیولوژیکی بیماری پژمردگی آوندی میخک، ناشی از قارچ &lt;em&gt;Fusarium oxysporum&lt;/em&gt; f.sp . &lt;em&gt;dianthi،&lt;/em&gt; اثر آنتاگونیستی 141 باکتری جدا شده از فراریشه (ریزوسفر) میخک علیه قارچ بیمارگر به روش کشت متقابل مورد بررسی قرار گرفت. از این تعداد، 16 استرین دارای خاصیت آنتاگونیستی بودند که 7 استرین با بیشترین هاله بازدارندگی برای آزمون های بعدی انتخاب شدند. بر اساس آزمون های بیوشیمیایی، فیزیولوژیکی و مرفولوژیکی استرین های E31 و E57 به عنوان &lt;em&gt;Bacillus&lt;/em&gt; &lt;em&gt;cereus&lt;/em&gt;، استرین های E76، E93، E102 و E121 به عنوان &lt;em&gt;Bacillus&lt;/em&gt; &lt;em&gt;subtilis&lt;/em&gt; و جدایه E130 به عنوان bv. III &lt;em&gt;Pseudomonas&lt;/em&gt; &lt;em&gt;fluorescens&lt;/em&gt; شناسایی شدند. در آزمون های آزمایشگاهی تمامی استرین ها نسبت به شاهد، با تولید متابولیت های فرار و متابولیت های مایع خارج سلولی از رشد میسلیومی بیمارگر جلوگیری کردند. این پدیده همراه با بعضی تغییرات مرفولوژیکی در هیف ها مشاهده گردید. متابولیت های استخراجی این استرین ها نیز باعث کاهش تعداد کنیدیوم و توانایی جوانه زنی کنیدیوم های بیمارگر شدند. در بررسی های صورت گرفته در شرایط کنترل شده با استفاده از خاک سترون و غیرسترون، تأثیر استرین های باکتریایی به دو روش آلوده سازی خاک و آغشته سازی ریشه به باکتری ها روی شدت بیماری، درصد گیاهان سالم و فاکتورهای رشدی مورد ارزیابی قرار گرفت. استرین های E57 و E121 به هر دو روش آلوده سازی خاک و آغشته سازی ریشه و جدایه E130 فقط به روش آغشته سازی ریشه، بیشترین تأثیر را در کاهش شدت بیماری و افزایش درصد گیاهان سالم از خود نشان دادند. استرین های E57 و E121 و E130 نسبت به شاهد به طور معنی داری وزن خشک گیاه را افزایش دادند. بیشترین وزن خشک در روش آلوده سازی خاک مربوط به جدایهE57 و در روش آغشته سازی ریشه مربوط به جدایهE130 بود. </description>
						<author> ابراهیم کریمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>برآورد تعداد آلل‌های جنسی در توده زنبور عسل منطقه مرکزی ایران و رابطه آن با گرده ذخیره شده، میزان جمعیت و تولید عسل </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=747&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این تحقیق در سال 1382 روی 364 کلنی زنبور عسل منطقه مرکزی ایران انجام شد. اهداف این طرح تعیین میزان هموزیگوتی آلل های جنسی و تعداد آنها در نسل سوم این توده و نحوه تأثیر آن بر بعضی صفات تولیدی بود. اندازه گیری هموزیگوتی آلل های جنسی بر اساس روش &quot;روتنر&quot;(1988) و&quot;تارپی و پیج&quot;(2002) انجام گردید. جهت تعیین میزان جمعیت نوزادان کارگر، جمعیت نوزادان نر و میزان ذخیره گرده، به ترتیب سطح ناحیه نسلی کارگر، سطح ناحیه نسلی نر و سطح گرده ذخیره شده روی شان ها اندازه گیری شد. میزان جمعیت بالغین بر حسب قاب و میزان عسل تولیدی نیز، با محاسبه مجموع عسل استخراجی و عسل باقی مانده هر کلنی ارزیابی شد. متوسط هموزیگوتی آلل های جنسی و تعداد آنها در توده مورد آزمایش، به ترتیب 83/18 درصد و 32/5 آلل براورد شد. نتایج نشان می دهد که رابطه مستقیم و معنی داری بین هموزیگوتی آلل های جنسی و سطح ذخیره گرده وجود ندارد (P&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;Times New Roman&quot; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&gt;&lt;/span&gt;0.05). هم چنین افزایش هموزیگوتی آلل های جنسی تأثیر منفی و معنی داری روی میزان جمعیت و تولید عسل می گذارد (P&lt;0.01). لذا به منظور جلوگیری از کاهش تعداد آلل های جنسی لازم است کلنی های جدیدی از منطقه برای تلاقی ها وارد شود که بتوان از کاهش عملکرد کلنی ها نیز جلوگیری کرد. </description>
						<author> رحیمه سپهری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پارامترهای تولید مثلی سوسک شاخک بلند سارتا &lt;span dir=ltr&gt;&lt;i&gt;Aeolesthes sarta &lt;/i&gt; Solsky (Col., Cerambycidae)&lt;/span&gt; روی درخت اوجا در شرایط آزمایشگاه </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=748&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سوسک شاخک بلند سارتا &lt;em&gt;Aeolesthes&lt;/em&gt; &lt;em&gt;sarta&lt;/em&gt;، یکی از مخرب ترین آفات چوبخوار درختان مثمر و غیرمثمر در ایران می باشد. در این پژوهش برخی از پارامترهای تولید مثلی آن در شرایط آزمایشگاه با رهاسازی حشرات کامل هم سن تازه ظاهر شده (1 تا 2 روز پس از خروج از مکان های زمستان گذران) به صورت جفت های جداگانه روی قطعات بریده شده تنه درخت اوجا درون قفس، در 15 تکرار مطالعه شد. از این داده ها در تهیه جدول باروری سوسک چوبخوار سارتا نیز استفاده گردید. بر اساس نتایج این پ‍ژوهش حشرات ماده به طور میانگین 2/0±9/3 روز پس از رهاسازی شروع به تخم گذاری نمودند و میانگین دوره تخم گذاری این حشره 6/0±6/16 روز به طول انجامید. میانگین تعداد تخم گذاشته شده توسط هر حشره ماده 5/17±6/122 عدد تعیین شد. طول عمر حشرات نر 6/0±26 و طول عمر حشرات ماده 4/0±4/29 روز بود. حشرات ماده در طول دوره تخم ریزی هیچ گونه تلفاتی نداشتند، بنابراین مقادیر نرخ ناخالص تولیدمثل (GRR) و نرخ خالص تولید مثل (R&lt;sub&gt;0&lt;/sub&gt; یا NRR) (نسل/ماده/ماده) برابر و معادل 7/8±6/61 به دست آمد. نرخ ذاتی رشد جمعیت (r&lt;sub&gt;m&lt;/sub&gt;)، میانگین طول مدت هر نسل (T) و مدت زمان لازم برای دو برابر شدن جمعیت (t) به ترتیب &lt;sup&gt;5-&lt;/sup&gt;24/0±0067/0 نتاج ماده به ازای هر ماده در روز، 4/0±5/612 و 6/3±7/102 روز برآورد شد. نرخ متناهی افزایش جمعیت (λ) (روز/ماده/ماده)، &lt;sup&gt;5-&lt;/sup&gt;24/0±006/1 تعیین شد. در این آزمایش پایین بودن مقدار نرخ ذاتی رشد جمعیت مربوط به سه عامل سن بالای افراد تولیدمثل کننده (میانگین 602 روز)، طول عمر پایین آنها در طول دوره تولیدمثل (حداکثر 22 روز) و طولانی بودن میانگین طول مدت یک نسل (5/612 روز) می باشد. </description>
						<author> افسانه مظاهری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر مهاری پروتئین‌های مهارکننده پلی گالاکتوروناز لوبیا بر آنزیم پلی گالاکتوروناز قارچ‌های بیماری‌زای &lt;i&gt;Fusarium oxysporum&lt;/i&gt; و &lt;i&gt;Ascochyta rabiei&lt;/i&gt; گیاه نخود </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=749&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>قارچ های بیماری زا به منظور نفوذ به بافت گیاهی از آنزیم های پلی گالاکتورونازی استفاده می کنند. در مقابل، برخی از گیاهان واجد پروتئین های مهار کننده پلی گالاکتوروناز (Polygalacturonase-Inhibiting Proteins/ PGIP) می باشند که عملکرد این گلیکو پروتئین ها به تأخیر انداختن نفوذ هیف آن و در نتیجه عدم کلونیزاسیون قارچی می باشد. در این تحقیق PGIP از هیپوکتیل واریته های درخشان و ناز لوبیا (&lt;em&gt;Phaseolus vulgaris&lt;/em&gt;) استخراج شد. سپس به روش کروماتوگرافی جذبی با استفاده از آنزیم پلی گالاکتوروناز به عنوان لیگاند اختصاصی، تخلیص گردید. خلوص محصول با روش SDS-PAGE مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد که حاوی سه باند پروتئینی در محدوده 47-45 کیلو دالتونی بود. نتایج خالص سازی نشان داد که محصول به دست آمده از کرماتوگرافی جذبی از خلوص نسبتاَ بالایی برخوردار می باشد. هم چنین بازده خالص سازی P‏GIP با استفاده از کروماتوگرافی جذبی به میزان 68/1 میلی گرم PGIP به ازای 100 گرم هیپوکتیل تازه لوبیا می باشد. اثر مهاری پروتئین های تخلیص شده بر آنزیم پلی گالاکتوروناز جدایه های بیماری زای &lt;em&gt;Fusarium oxysporum&lt;/em&gt; (جدایه F15) و &lt;em&gt;Ascochyta rabiei&lt;/em&gt; (جدایه IK04) بررسی شد. پروتئین های استخراج شده از هیپوکتیل واریته های ناز و درخشان قبل از خالص سازی به ترتیب معادل 18 و 28 واحد فعالیت مهار کنندگی بر آنزیم پلی گالاکتوروناز قارچ &lt;em&gt;Fusarium oxysporum&lt;/em&gt; از خود نشان می دادند در صورتی که این میزان مهار کنندگی پس از خالص سازی ، هر کدام به 40 واحد افزایش یافت. هم چنین فعالیت مهار کنندگی PGIP از این دو واریته بر آنزیم پلی گالاکتوروناز قارچ &lt;em&gt;Ascochyta rabiei&lt;/em&gt; قبل از خالص سازی هر کدام به میزان 9 واحد بوده و پس از خالص سازی این میزان مهار کنندگی به ترتیب به 18 و 29 واحد افزایش می یابد. </description>
						<author> اباصلت حسین زاده کلاگر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>غنی سازی شیر با ویتامین A، بررسی میزان کاهش این ویتامین و ارزیابی حسی شیر غنی شده </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=750&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این تحقیق از غنی سازی، به منظور یافتن راهکاری برای کنترل کمبود ویتامین A در کشورمان استفاده گردید. به این خاطر، مقادیر 3000، 4000 و 5000 IU/L     پالمیتات ویتامین A روغنی شکل بعد از مرحله سپراسیون و قبل از مرحله هموژنیزاسیون به شیر حاوی 5/0 و 5/2٪ چربی اضافه شد و پس از پاستوریزاسیون شیر، بسته بندی دردو نوع کیسه پلیمری و بطری شیشه ای انجام گرفت. نمونه ها در شرایط معمولی یخچال ( دمای 5-4 C&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;°&lt;/span&gt;) به مدت 48 ساعت نگه داری شدند. مقدار ویتامین A با استفاد ه از دستگاه HPLC اندازه گیری گردید. ارزیابی حسی به روش رتبه بندی انجام شد. روش های آماری مورد استفاده برای ارزیابی مقدار افت ویتامین، ANOVA و برای ارزیابی حسی، Friedman بود. تأثیر درصد چربی و نوع بسته بندی بر میزان باقی مانده ویتامین A معنی دار بود ( 001/0&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&gt;&lt;/span&gt;P). میزان افت ویتامین A در شیر 5/0٪ چربی در کیسه پلیمری و بطری شیشه ای به طور معنی داری بیش از میزان افت ویتامین در شیربا 5/2٪ چربی بود. از طرفی در شیر با 5/0 و 5/2٪ چربی ، میزان افت ویتامین در بطری شیشه ای بیش از کیسه پلیمری بود. نتایج ارزیابی حسی نشان داد که شیر می تواند با ویتامین A تا حد 5000IU/L  غنی شود بدون این که تأثیری در طعم و رنگ محصول داشته باشد. </description>
						<author> رویا ساده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر برخی عوامل فیزیکی و شیمیایی بر رفتار جریان محلول صمغ ثعلب </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=751&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>ثعلب یک ترکیب هیدروکلوئیدی است که از ریشه های افشان، غده ای و یا ریزوم های خزنده گیاهان تیره ارکیده ها به دست می آید. این ترکیب، علاوه بر کاربردهای دارویی، دارای کاربردهای بسیاری در صنعت غذا به ویژه در بستنی سازی می باشد ولی به دلیل بومی بودن، تاکنون پژوهش های چندانی در این زمینه صورت نگرفته است. بنابراین، در پژوهش حاضر تأثیر متغیرهایی مانند دما (5 تا 55 درجه سانتی گراد)، زمان (چرخه 24 ساعته)، غلظت (3 تا 7 گرم در لیتر) و پ هاش (2، 4، 6، 7، 9 و 11) روی گرانروی ظاهری و رفتار جریان این محلول مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان دادند که این محلول در غلظت های پایین (3 و 4 گرم در لیتر) رفتار نیوتنی و در غلظت های بالاتر (5، 6 و 7 گرم در لیتر) رفتار شبه پلاستیک داشته و افزایش غلظت سبب افزایش گرانروی ظاهری و بالا رفتن دما اثر عکس روی آن داشت. در ضمن، زمان و پ هاش اثر معنی داری روی گرانروی ظاهری محلول ثعلب نداشتند.</description>
						<author> سلیمان عباسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تنوع ژنتیکی جمعیت گوسفند بلوچی با استفاده از نشانگرهای ریز ماهواره </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=752&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این مطالعه به منظور تعیین سطح تنوع ژنتیکی در جمعیت گوسفند بلوچی از 19 جایگاه ریزماهواره ای استفاده شد. نمونه های خون کامل از تعداد 156 راس گوسفند بلوچی در ایستگاه  اصلاح دام شمال شرق کشور (عباس آباد- مشهد) تهیه و استخراج DNA به روش استخراج نمکی بهینه شده انجام شد. تمام نشانگرهای مورد استفاده به غیر از نشانگر UNC5C جایگاه های مربوطه را تکثیر کردند. محصولات PCR با استفاده از الکتروفورز ژل پلی آکریل آمید واسرشته ساز 8% تفکیک و رنگ آمیزی به روش نیترات نقره سریع انجام شد. فراوانی های آللی و ژنوتیپی به روش شمارش مستقیم به دست آمد و برآورد معیارهای مختلف تنوع درون جمعیتی و معیارهای چندشکلی برای هر نشانگر برآورد شد. آزمون تعادل هاردی- واینبرگ نشان داد که این جمعیت به جز در جایگاه OarAE101، در سایر جایگاه ها انحراف معنی داری از حالت تعادل داشت (P&lt;0.005). دامنه هتروزیگوسیتی (تنوع ژنی) برای این جایگاه ها بین 1/0 تا 93/0 متفاوت بود. هم چنین دو جایگاه BM1329 و BULG5E یک شکل بودند. در مجموع نتایج حاکی از چند شکل بودن اکثر نشانگرهای مورد مطالعه بود که امکان استفاده از آنها را در مطالعات بعدی در این جمعیت تأیید می کند.</description>
						<author> سعید اسماعیل خانیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تغییرات فنوتیپی و ژنتیکی صفات اقتصادی میش در یک گله گوسفند لری بختیاری </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=753&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این مطالعه از 5025 رکورد صفات اقتصادی میش های گله ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد گوسفند لری بختیاری جهت تخمین روندهای فنوتیپی، ژنتیکی و محیطی طی سال های 1368 تا 1383 استفاده شد. با استفاده از روش حداکثر درستنمایی محدود شده عاری از مشتق (DFREML) و مدل حیوانی یک صفتی و چند صفتی، بهترین پیش بینی خطی بدون تمایل ویژه (BLUP) از ارزش های اصلاحی صفات به دست آمد. روندها به صورت تابعیت میانگین مقادیر فنوتیپی، ژنتیکی و محیطی از سال تولد میش محاسبه شد. روند فنوتیپی صفات به صورت 1223/0- کیلوگرم برای وزن بدن میش، 0415/0- کیلوگرم برای وزن بیده پشم سالانه، 6639/0 درصد برای میزان آبستنی، 0003/0 برای تعداد بره متولد شده در هر زایش میش، 0094/0 برای تعداد بره شیرگیری شده در هر زایش میش،0380/0 کیلوگرم برای کل وزن تولد به ازای هر میش مورد آمیزش و 4227/0 کیلوگرم برای کل وزن شیرگیری به ازای هر میش مورد آمیزش برآورد گردید. روند ژنتیکی صفات به ترتیب 0603/0 کیلوگرم، 0004/0- کیلوگرم، 0183/0 درصد، 0012/0- رأس، 0007/0- رأس، 0030/0 کیلوگرم و 0211/0 کیلوگرم حاصل از تجزیه یک صفتی و 0549/0 کیلوگرم، 0006/0- کیلوگرم، 0089/0 درصد، 0008/0- رأس، 0008/0- رأس، 0030/0 کیلوگرم و 0230/0 کیلوگرم حاصل از تجزیه چند صفتی بود. برای اغلب صفات روند های فنوتیپی و محیطی معنی دار ولی روند ژنتیکی معنی دار نبود (05/0&gt;P).</description>
						<author> محمود وطن خواه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین ارزش غذایی سه گونه یونجه یکساله با استفاده از روش‌های&lt;span dir=ltr&gt;&lt;i&gt;in vivo ,in vitro&lt;/i&gt;&lt;/span&gt; و خوش‌خوراکی </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=754&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>ارزش غذایی سه گونه یونجه یکساله (&lt;em&gt;Medicago rigidula، Medicago polymorpha&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;Medicago scutellata&lt;/em&gt;) در مرحله گل دهی از طریق تجزیه شیمیایی، ضرایب هضمی ماده خشک و ماده آلی به روش &lt;em&gt;in vitro&lt;/em&gt; ، تجزیه‎پذیری ماده خشک و پروتئین خام به روش &lt;em&gt;in sacco&lt;/em&gt; (به مدت 0، 8، 12، 24، 48 و 72 ساعت) و خوشخوراکی (به روش مصرف کوتاه مدت) با استفاده از شاخص STIR مورد مطالعه قرار گرفت. میزان ماده آلی برای سه گونه ریجیدولا، پلی مورفا و اسکوتلاتا به ترتیب 1/85، 1/86 و 9/86، پروتئین خام 1/25، 8/23 و 6/15، دیواره سلولی 2/23، 8/23 و30، دیواره سلولی بدون همی‎سلولز 3/18، 9/19، و 1/24، ازت نامحلول در شوینده اسیدی 36/0، 11/0 و 22/0، کلسیم 4/1، 3/1 و 2/1، فسفر 23/0، 28/0 و 24/0 و پتاسیم 5/1، 5/1 و 4/1 درصد بود. میزان ضرایب هضمی ماده خشک و ماده آلی، برای ریجیدولا به ترتیب 82/0 و 79/0، پلی‎مورفا 83/0 و 80/0 و برای اسکوتلاتا 75/0 و 69/0 به دست آمد. نتایج تجزیه‎پذیری مؤثر ماده خشک و پروتئین خام در سرعت عبور 05/0 برای ریجیدولا به ترتیب 72/0 و 58/0، پلی‎مورفا 71/0 و 56/0 و اسکوتلاتا 63/0 و 55/0 گردید. هم چنین، میزان خوشخوراکی (به روش مصرف کوتاه مدت) برای سه گونه به ترتیب برابر 6/13، 8/12، و 3/11 (گرم ماده خشک در دقیقه) بود. به طور کلی بر اساس روش های به کار گرفته در پژوهش حاضر، ارزش غذایی گونه‎های مورد آزمایش به ترتیب نزولی بدین صورت طبقه‎بندی (جهت تنظیم جیره های غذایی) می‎گردند؛ مدیکاگو ریجیدولا، مدیکاگو پلی‎مورفا و مدیکاگو اسکوتلاتا. </description>
						<author> ناصر هدایت</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین ترکیب شیمیایی و انرژی قابل سوخت و ساز ظاهری و حقیقی ارقام مختلف جو در جوجه‌های گوشتی </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=755&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این تحقیق به منظور ارزیابی میزان انرژی قابل سوخت و ساز ظاهری و حقیقی 5 رقم جو کشت شده در ایران (کارون در کویر، والفجر، بی نام، ماکویی وبدون پوشینه) با استفاده از روش های مختلف در جوجه های گوشتی انجام گرفت. جیره پایه شامل ذرت ،کنجاله سویا و مکمل های ویتامینه و معدنی بود. هر یک از جیره های آزمایشی نیز حاوی 30 درصد جو به عنوان جایگزین ذرت وکنجاله سویا در جیره پایه بودند. این تحقیق در 3 آزمایش مجزا اجرا گردید. در آزمایش اول، مقدار ME ارقام جو توسط دو روش جمع آوری کل مدفوع و استفاده از نشانگر(اکسیدکروم) در مدفوع به طور توأم در سن 35 روزگی تعیین شد. درآزمایش دوم مقادیر MEارقام جو توسط محتویات گوارشی ایلئوم تعیین شد. در آزمایش سوم، برای سنجش TME و TME&lt;sub&gt;n&lt;/sub&gt; از جوجه های دو آزمایش قبلی و در سن 48 روزگی استفاده گردید. اختلاف معنی داری بین روش های مذکور برای میانگینME ارقام جو مشاهده شد (P&lt;0.05). میانگینAME&lt;sub&gt;n&lt;/sub&gt; جو با استفاده از روش محتویات ایلئوم به طور معنی دار(P&lt;0.05) بیشتر ازروش استفاده از مدفوع (جمع آوری کل و معرف) بود (به ترتیب 2716 در مقابل 2318و 2124 کیلوکالری درکیلوگرم). مقادیر ME دانه جو تحت تأثیر رقم قرارگرفتند(P&lt;0.05)، به طوری که رقم بدون پوشینه AME بیشتری نسبت به ارقام معمولی جو نشان داد (2695 درمقابل5/2407 برای AME و2630 درمقابل 7/2324 کیلوکالری در کیلوگرم برای AME&lt;sub&gt;n&lt;/sub&gt;). رقم، اثر معنی داری بر مقدار TME ارقام جو نداشت. نتایج این تحقیق نشان داد که بین ارقام مختلف مورد مطالعه از نظر مقدار انرژی قابل سوخت و ساز اختلاف وجود دارد. به علاوه، به نظر می رسد که استفاده از محتویات گوارشی ایلئوم روش سنجش دقیق و صحیحی برای تعیین AME جو در جوجه های گوشتی نباشد. </description>
						<author> عباسعلی قیصری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی و مقایسه دلایل مخالفت بهره‌برداران با اجرای طرح‌های یکپارچه‌سازی زمین‌های کشاورزی در شهرستان کرمانشاه و لنجانات استان اصفهان </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=756&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف از این پژوهش بررسی ویژگی ها و دلایل مخالفت بهره برداران با اجرای طرح های یکپارچه سازی زمین های کشاورزی است. بخشی از اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه و مصاحبه حضوری با 75 نفر از بهره برداران ساکن در 6 روستای ناموفق در اجرای طرح، در شهرستان کرمانشاه و منطقه لنجانات استان اصفهان همراه با بازدید از چند طرح انجام شده و در حال انجام، حاصل شد. بخش دیگر اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه و مصاحبه حضوری با 44 نفر از کارشناسان مطلع و مرتبط با اجرای طرح ها در ادارات جهاد کشاورزی به دست آمد. میزان پراکندگی قطعات مالکیت هر بهره بردار با استفاده از ضریب پراکندگی جانشوفسکی اندازه گیری شد. برای تحلیل اطلاعات از آماره های ضریب هم بستگی و مقایسه میانگین استفاده شد. نتایج نشان داد مخالفت بهره برداران مهم ترین مانع اجرای یکپارچه سازی زمین های کشاورزی است و این افراد درصد اندکی از کل بهره برداران را تشکیل می دهد. در لنجانات این افراد از وضعیت ساختار زمین های کشاورزی مناسب تری به لحاظ اندازه و پراکندگی قطعات برخوردار هستند. در هر دو منطقه دلایل مخالفت بهره برداران قابل طبقه بندی در سه دسته  دلایل منطقی و بحق، دلایل منطقی ولی نابحق و دلایل غیر منطقی است. روش های مواجهه با مخالفین برای کسب توافق آنها، در سه شکل کدخدامنشانه، با دادن امتیاز و اجباری انجام می شود. جهت کاهش مخالفت ها و پیشبرد یکپارچه سازی زمین های کشاورزی در دو منطقه، آموزش و ترویج، اصلاح روش های فنی و اجرایی یکپارچه سازی و حمایت های حقوقی و قضایی از اجرای طرح ها، پیشنهاد می شود.</description>
						<author> امیرمظفر امینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>واکاوی مقایسه‌ای پایداری در نظام‌های دام‌داری سنتی: مورد مطالعه دام‌داران شهرستان فیروزآباد </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=757&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>علی رغم سهم بسزای نظام های دام داری سنتی در تولید پروتئین حیوانی، این نظام ها از شرایط ناپایداری برای ادامه حیات خود برخوردارند. این پژوهش به منظور بررسی و مقایسه پایداری در نظام های دام داری سنتی شهرستان فیروزآباد، طراحی و اجرا گردید و هر سه بعد فنی- محیطی، اجتماعی و اقتصادی مد نظر قرار گرفت. روش تحقیق پیمایشی (Survey research) بوده که بر اساس نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 300 دام دار سنتی(ثابت، کوچرو، و نیمه کوچرو) از دام داران شهرستان فیروزآباد به صورت تصادفی انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه ای با سوالات باز و بسته بود که روایی صوری (Face validity) و پایایی (Reliability) آن مورد تأیید قرار گرفت. یافته  ها نشان داد در بعد پایداری فنی - محیطی، دام داران کوچرو دارای وضعیت پایدارتری بودند و هر چه بر تحرک نظام دام داری سنتی (نظام ثابت با تحرک کم، و نظام کوچرو با تحرک زیاد) افزوده می شود، میزان پایداری مرتع و نیز سلامت دام بیشتر می گردد. هم چنین یافته ها حاکی از آن است که، هر چه بر تحرک نظام های دام دارای سنتی افزوده می شود، پایداری اقتصادی آنان نیز افزایش می یابد. این در حالی است که، در بعد اجتماعی هرچه بر تحرک نظام دام داری سنتی افزوده می شود، پایداری اجتماعی کاهش می یابد. </description>
						<author> رضا نیکدخت</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر برخی عوامل توپوگرافی روی پراکنش نمدار&lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt;Tilia Platyphyllos&lt;/i&gt; Scop.)&lt;/span&gt;در جنگل واز مازندران </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=758&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پژوهش حاضر به منظور بررسی اثرات برخی عوامل توپوگرافی در چگونگی پراکنش درختان نمدار و نحوه زادآوری این گونه درمنطقه &quot;واز&quot;، واقع در جنگل های چمستان نور انجام گرفت. پس از تهیه نقشه توپوگرافی و شناسایی منطقه اقدام به نمونه برداری قطعات به صورت انتخابی شد. بر این اساس قطعات نمونه دایره ای 1000 متر مربعی مد نظر قرار گرفت طوری که حداقل 3-2 اصله درخت نمدار میانسال تا کهنسال درآن موجود باشد. مشخصه هایی همانند ارتفاع از سطح دریا، شیب منطقه، جهت دامنه، اشکوب جنگل و آمیختگی های درختی و زادآوری در این قطعات مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که متوسط قطر برابر سینه و ارتفاع درختان نمدار در این رویشگاه به ترتیب 9/36 سانتی متر و 23 متر است. هم چنین معلوم شد که نمدار دامنه ارتفاعی1400-1200 متر، شیب های100- 75 در صد و جهت های شمال شرقی تا شرقی را بیشتر ترجیح می دهد و از تراکم بیشتری برخوردار می گردد. در این رویشگاه نمدار تشکیل چندین آمیختگی درختی با گونه های راش، ممرز و انجیلی می دهد که آمیختگی غالب، عمدتاً به صورت نمدار- راش ظاهر می شود. در اکثر آمیختگی های درختی نمدار در اشکوب بالا قرار می گیرد. مشاهدات  زادآوری نشان می دهد که نمدار اکثراً از طریق پاجوش تکثیر می شود.

</description>
						<author> سید احسان ساداتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نقش جنگل تراشی، قرق و تخریب مراتع بر شاخص‌های کیفیت خاک در اراضی لسی استان گلستان </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=759&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تخریب اراضی جنگلی یکی از بزرگ ترین معضلات زیست محیطی در شمال کشور است. یکی از پیامدهای این تخریب تأثیر منفی بر کیفیت خاک می باشد. تبدیل جنگل های طبیعی به اراضی کشاورزی، ایجاد قرق و تبدیل اراضی کشاورزی به مرتع و تخریب مراتع به دلیل چرای بی رویه در کنار یکدیگر در حوزه پاسنگ استان گلستان امکان بررسی تغییر کیفیت خاک را در این چهار کاربری فراهم آورده است. نتایج این مطالعه نشان داد، تبدیل جنگل های طبیعی به اراضی کشاورزی تا 66 درصد مواد آلی خاک را کاهش داده و پایداری خاکدانه ها را تا یک سوم مقدار اولیه تغییر می دهد. به تبع آن میزان نیتروژن به میزان یک سوم، و پتاسیم به میزان 15 درصد کاهش می یابد. به نظر می رسد خاک اراضی مرتعی ( اراضی کشاورزی قرق شده ) نسبت به خاک جنگل های طبیعی از لحاظ کیفیت فیزیکی و در مقایسه با خاک کشاورزی از لحاظ کیفیت شیمیایی وضعیت مطلوب تری داشته و از لحاظ شاخص های زیستی از دو کاربری دیگر نیز شرایط بهتری را دارا می باشد. نتایج نشان داد که فعالیت دو آنزیم، دهیدروژناز و ال آسپاراژیناز در اراضی مرتعی دارای مقادیر بیشتری نسبت به جنگل های طبیعی و اراضی کشاورزی است و بر خلاف تنفس میکربی رابطه مستقیمی با میزان مواد آلی خاک ندارد. تفاوت در کیفیت مواد آلی اضافه شده به خاک به عنوان بستره موجودات زنده به نظر می رسد که عامل تأثیر گذارتری نسبت به کمیت مواد آلی، بر روی فعالیت های آنزیمی در این منطقه باشد. گرچه با توجه به نتایج ذکر شده، اراضی مرتعی قرق شده دارای کیفیت مطلوب تری نسبت به کاربری های دیگر است، با این حال نتایج بررسی شدت فرسایش این نکته را تأیید می کند که تخریب جنگل های طبیعی تا چه حد فرسایش را در اراضی کشاورزی و مرتعی تشدید کرده است. تحقیق ارائه شده لزوم توجه بیشتر به بررسی شدت فرسایش و اصول حفاظتی، به عنوان یک شاخص مهم در ارزیابی کیفیت خاک را نشان می دهد.</description>
						<author> فرشاد کیانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کمی زادآوری در حفره‌های ایجاد شده از اولین برش تک گزینی در شمشادستان مسکلی </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=761&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی موفقیت زادآوری و تعیین بهترین سطح برای استقرار زادآوری، 12 حفره با مساحت های 100-50، 300-150 و 600-400 متر مربع و چهار تکرار در سطح هم ارتفاع انتخاب شد. برای اندازه گیری فراوانی، ارتفاع و قطر یقه نهال های زادآوری شده بعد از برش، تعدادی میکروپلات دو متر مربعی در داخل حفره ها و در طول قطر بزرگ و بسته به نسبت سطح حفره ها پیاده شد. نتایج نشان داد که در حفره ها، تعداد نهال ها از 5 (در حفره های بزرگ) تا 28 اصله (در حفره های کوچک و متوسط) در متر مربع تغییر می کند. تعداد نهال ها در دو مساحت اول (کوچک و متوسط) اختلاف معنی دار آماری با یکدیکر نداشتند. تعداد نهال های تجدید حیات یافته در این حفره ها با حفره بزرگ معنی دار بود (در سطح 1%). از این مطالعه چنین استنباط می شود که زادآوری در حفره های بزرگ (600-400 متر مربعی) محدود می شود ولی در حفره های کوچک تر که عموماً برداشت به صورت تک درخت انجام شده است از شرایط بهتری برخوردار می باشد. نتیجه این تحقیق نشان می دهد که مناسب ترین سطح برای برش تک گزینی در چنین جنگل هایی تا 300 متر مربعی می باشد.</description>
						<author> ایوب گلیج</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
