<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1387 جلد12 شماره43</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1387/1/13</pubDate>

					<item>
						<title>اثرات دما و تیمارهای مختلف شیمیایی جهت افزایش طول عمر گل های بریدنی لیلیوم رقم ّPisaّ &lt;span dir=</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=816&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;جهت بررسی اثر دما و تیمارهای مختلف شیمیایی، گل های بریدنی هیبرید آسیاتیک لیلیوم، رقم’Pisa‘، آزمایشی فاکتوریل بر پایه کاملا تصادفی با 16 تیمار شیمیایی و 3 تکرار انجام شد. گل های بریدنی لیلیوم که در مرحله رنگ گرفتن اولین غنچه گل برداشت شده بودند با ترکیبی از مواد مختلف شیمیایی با غلظت های متفاوت جداگانه و یا در ترکیب با یکدیگر به شرح زیر به کار رفتند: این مواد عبارت اند از ساکاروز، 8- هیدروکسی کوئینولین سولفات، اسید سیتریک، کینتین، اسید جیبرلیک و آب مقطر به عنوان شاهد که به مدت 24 ساعت تیمار شدند. سپس گل های بریدنی در آب مقطر در دو دمای 4 و 22 درجه سانتی  گراد قرار گرفتند. تأثیر تیمارهای اعمال شده روی طول عمر گل، طول عمر برگ، میزان جذب آب، قطر گل، درصد مواد جامد محلول گلبرگ ها و وزن تر گل ها مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که دمای 4 درجه سانتی  گراد نسبت به دمای 22 درجه سانتی  گراد بیشترین تأثیر را در افزایش طول عمر و حفظ ویژگی های کمـّی و کیفی گل بریدنی لیلیوم پس از انبار داشت. در بین تیمارهای شیمیایی تیمار کینتین + ساکاروز در افزایش طول عمر گل و میزان مواد جامد محلول، تیمار اسید جیبرلیک + کینتین در افزایش طول عمر برگ، تیمار هیدروکسی کوئینولین سولفات در افزایش جذب آب توسط گل های بریدنی، تیمارهای کینتین + ساکاروز، اسید جیبرلیک + هیدروکسی کوئینولین سولفات و اسید جیبرلیک + اسید سیتریک در افزایش قطر گل ها بیشترین تأثیر را داشتند. &lt;/p&gt;</description>
						<author>معظم  حسن پور اصیل</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>آثار تلقیح برادی ریزوبیوم،کاربرد اوره و وجین علف هرز بر روند رشد و سرعت پر شدن دانه در سویا </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=823&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>برای ارزیابی آثار تلقیح باکتری برادی ریزوبیوم، اوره و وجین علف هرز روی کارکرد سویا در مزرعه، آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار پیاده گردید. فاکتورها شامل تلقیح و عدم تلقیح، سطوح صفر، 150 و 300 کیلوگرم در هکتار اوره و کنترل و آلودگی به علف هرز بود. نتایج نشان داد که کنترل علف هرز، تلقیح و کاربرد اوره عملکرد دانه و بیولوژیک را افزایش داد. کنترل علف هرز بیشترین تأثیر را بر عملکرد داشت و به دنبال آن تلقیح و کاربرد اوره قرار داشتند. تلقیح، وجین علف های هرز و مصرف 300 کیلوگرم در هکتار اوره درصد پروتئین دانه سویا را افزایش داد. در این مورد، تلقیح بیشترین تأثیر را بر درصد پروتئین دارا بود و به دنبال آن کاربرد اوره و کنترل علف هرز قرار گرفتند. در مقابل، تنها کنترل علف هرز به طور معنی داری درصد روغن دانه را افزایش داد. سرعت پر شدن دانه در نتیجه عمل تلقیح افزایش نشان داد ، اما دوره پر شدن دانه تحت تأثیر تلقیح قرار نگرفت. کنترل علف هرز سرعت و دوره پر شدن دانه را افزایش داد. کاربرد اوره نیز، دوره پر شدن دانه را افزایش داد، اما بر سرعت پر شدن دانه تأثیری نداشت. </description>
						<author>یعقوب  راعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رویان‌زایی بدنی مستقیم و باززایی گیاه در میخک &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt; Dianthus caryophyllus &lt;/i&gt; L.)&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=817&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>شرایط لازم برای باززایی دو رقم میخک (’ Nelson’ و ’ Impulse‘) به روش رویان زایی بدنی مستقیم بررسی شد. رویان های بدنی به طور مستقیم از ریز نمونه های گلبرگ گیاه میخک روی محیط کشت MS دارای 2/0، 5/0، 1، 2، 4 و 6  میلی گرم در لیتر پیکلورام ایجاد شدند. بیشترین رویان زایی روی محیط کشت حاوی 1 و 2  میلی گرم در لیتر پیکلورام به دست آمد. وقتی که رویان کروی به محیط های کشت بدون تنظیم کننده رشد دارای غلظت ها مختلف سوکروز (20، 40، 60، 80 و 100 گرم در لیتر) منتقل شدند به صورت رویان های لپه ای توسعه یافتند. با افزایش غلظت سوکروز توسعه رویان های کروی افزایش نشان دادند. وقتی که رویان های لپه ای به محیط کشت نیم غلظت MS دارای 30 گرم در لیتر سوکروز انتقال داده شدند، به صورت گیاهچه در آمدند. گیاهچه های به دست آمده در شرایط گلخانه نیز به طور عادی مراحل رشد خود را ادامه دادند. </description>
						<author>امید  کرمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر محلول پاشی پس از برداشت اتانول بر رفع گسی و برخی از ویژگی‌های مهم میوه خرمالو &lt;span dir=ltr&gt;(&lt;i&gt; Diospyros kaki Thumb&lt;/i&gt;.)&lt;/span&gt;</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=818&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این آزمایش پاسخ میوه خرمالوی رقم کرج، در مرحله پس از برداشت، نسبت به تیمار اتانول به منظور کاهش گسی بررسی و نیز اثر این تیمار بر برخی از ویژگی های مهم میوه مطالعه گردید. میوه های خرمالو در سه مرحله مختلف برداشت و در هر مرحله با توجه به نتایج آزمایش مرحله قبل، آزمایش جداگانه ای طراحی و اجرا شد. بهترین تیمار رفع گسی اتانول در این مطالعه، کاربرد 10 میلی لیتر اتانول 38% به ازاء هر کیلوگرم میوه و در مدت زمان 48 ساعت شناخته شد. زمان نگه داری پس از تیمار با وجود نرم شدن بافت میوه و آزاد سازی بیشتر پکتین محلول تأثیری بر کاهش غلظت تانن محلول نداشت. نتایج آزمایش نشان داد که تیمارهای اتانول و شرایط دمایی آزمایش سفتی بافت میوه را کاهش و رنگ زمینه میوه را افزایش دادند، اما تأثیر تیمارهای اتانولی بیشتر از تأثیر شرایط دمایی بود. شرایط دمایی تولید اتیلن را افزایش داده و از این طریق سفتی بافت میوه را کاهش و شاخص رنگ زمینه میوه را افزایش داد. تیمار اتانول تأثیر قابل ملاحظه ای بر تولید اتیلن نداشت و تغییرات ایجاد شده توسط آن ناشی از تأثیر مستقیم تیمار اتانول یا عواملی غیر از اتیلن بوده است.</description>
						<author>اورنگ    خادمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرات تغییر سیستم آبیاری از روش سنتی (غرقابی) به زیرسطحی بر درختان بارور پسته در کرمان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=819&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این پژوهش تأثیر تغییر سیستم آبیاری از روش سنتی (غرقابی) به زیر سطحی روی درختان بارور پسته به مدت چهار سال در ایستگاه تحقیقات پسته کرمان مطالعه شد. طرح در قالب بلوک های کامل تصادفی با ترکیب 2 تیمار دور آبیاری (7 و 14 روز) و 3 مقدار آب بر اساس ضرایب تشت کلاس الف شامل 20، 40 و 60 درصد (2392، 4783 و 7174 متر مکعب در هکتار- سال) با احتساب تیمار شاهد یعنی آبیاری سنتی (غرقابی) با دور 30 روزه و 9000 مترمکعب در هکتار- سال)، در مجموع با 7 تیمار در 3 تکرار به اجرا در آمد. لوله  های آبیاری زیر سطحی به فاصله 90 سانتی متر از تنه درختان (تقریباً در مرکز سایه انداز) در دو طرف و در عمق 50 سانتی متری از سطح خاک کارگذاری شدند. متوسط فشار کارکرد لوله ها 8/0تا 1 اتمسفرو متوسط دبی هر متر لوله 4/5 لیتر در ساعت بود. صفات مختلف کمـّی و کیفی محصول پسته، رشد رویشی سرشاخه های درختان، کارایی مصرف آب و هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که تغییر سیستم آبیاری از روش سنتی (غرقابی) به زیر سطحی روی درختان بارور پسته امکان پذیر می باشد و بهترین تیمار در شرایط انجام این آزمایش تیماری بود که آبیاری آن باروش زیر سطحی و مصرف 60 درصد تبخیر ازتشت (7174 مترمکعب در هکتار- سال) با دورآبیاری 14 روزه انجام پذیرفت به طوری که کلیه صفات کمـّی و کیفی مربوط به این تیمار در مقایسه با تیمارهای دیگر از شرایط مطلوب تری برخورداربود. کارایی مصرف آب در این تیمار 164 گرم محصول خشک به ازای هر متر مکعب آب بود. اما در صورتی که بهره برداری سیستم های آبیاری تحت فشار با هدف پایین آوردن مصرف آب آبیاری باشد و در شرایط کمبود آب، کاربرد آب به میزان 40 درصد تبخیر از تشت (4783 مترمکعب در هکتار- سال) قابل توصیه می باشد. کارآیی مصرف آب در این تیمار، 177 گرم محصول خشک به ازای هر متر مکعب آب می باشد. نتایج اجرای این طرح نشان دادکه کاربرد آب با مقادیر کمتر از 40 درصد تبخیر از تشت الف، نمی تواند نتیجه مطلوبی را به همراه داشته باشد. تیمارهای آبیاری با دور 14 روزه در مقایسه با دور آبیاری 7 روزه از نظر صفات کمـّی و کیفی اندازه گیری شده شرایط مطلوب تری داشتند. مقادیر هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک در تیمارهای مختلف نشان داد تغییرات شوری خاک به ویژه در سال اول بعد از تغییر سیستم آبیاری در تیمارهای زیر سطحی قابل توجه می باشد. اما تیمارهایی که با دور14 روزه آبیاری شده اند، در مقایسه با تیمارهای مشابه دور آبیاری7 روزه از وضعیت مطلوب تری برخوردار بودند. </description>
						<author> سید جواد   حسینی فرد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تغییرات تئافلاوین و تئاروبیژن در زمان تخمیر (اکسیداسیون) و اثر آن روی شفافیت و رنگ کل در چای سیاه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=820&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این پژوهش به منظور بررسی تغییرات تئافلاوین و تئاروبیژن در زمان تخمیر (اکسیداسیون) و اثر آن بر روی شفافیت و رنگ کل در چای سیاه در سال زراعی 1383 در مرکز تحقیقات چای کشور در لاهیجان انجام گردید. درصد تئافلاوین، تئاروبیژن، رنگ کل و شفافیت در دو رقم امیدبخش 100 و هیبرید طبیعی چینی، در زمان های برداشت خرداد، مرداد و مهر و در زمان های تخمیر 30، 60، 90، 120، و 150 دقیقه اندازه گیری شد. براساس نتایج حاصل از این آزمایش علاوه بر تفاوت ژنتیکی ارقام مورد آزمایش در تولید مواد شیمیایی ایجادکننده کیفیت، تغییرات شرایط آب و هوایی در زمان های مختلف برداشت و هم چنین زمان های متفاوت تخمیر نیز می تواند تا حد زیادی روی میزان تئافلاوین، تئاروبیژن، رنگ کل و شفافیت اثر بگذارد. هم چنین این نتایج بیانگر اثر متقابل بسیار معنی دار رقم × زمان برداشت × زمان تخمیر بر صفات تعیین کننده کیفیت چای سیاه بود. برآورد ضرایب هم بستگی بین صفات مورد مطالعه نشان داد که به استثنای هم بستگی بین تئاروبیژن و شفافیت، هم بستگی بین سایر صفات در سطح احتمال 1 درصد معنی دار بود. نتایج حاصل از تجزیه روابط رگرسیونی بین زمان تخمیر به عنوان متغیر مستقل و هر یک از صفات مورد مطالعه به عنوان متغیر وابسته، رابطه رگرسیونی خطی بسیار معنی داری بین زمان تخمیر با تئافلاوین و شفافیت مشاهده شد. هم چنین نتایج حاصل از تجزیه رگرسیون چند متغیره بین شفافیت به عنوان متغیر وابسته با تئافلاوین و تئاروبیژن به عنوان متغیر مستقل نشان داد که بیش از 56 درصد از تغییرات شفافیت به وسیله تئافلاوین و تئاروبیژن توجیه می شود. هم چنین در تجزیه رگرسیون چند متغیره بین رنگ کل به عنوان متغیر وابسته و تئافلاوین و تئاروبیژن به عنوان متغیر مستقل، بیش از 43 درصد از تغییرات رنگ کل به وسیله تئافلاوین و تئاروبیژن توجیه شد .</description>
						<author>معظم  حسن پور اصیل</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>برآورد وراثت‌پذیری و ژن‌های کنترل‌کننده عملکرد دانه و برخی صفات مرتبط با آن در تلاقی ارقام افضل با رادیکال جو</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=821&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;به منظور برآورد وراثت پذیری وتعیین تعداد ژن های کنترل کننده عملکرد دانه و برخی صفات مرتبط با آن در جو، نسل های&lt;sub&gt;1 &lt;/sub&gt;F&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;، &lt;sub&gt; &lt;/sub&gt;F و&lt;sub&gt; 3 &lt;/sub&gt;Fحاصل از تلاقی دو رقم افضل و رادیکال تهیه و همراه با والدین در شرایط مزرعه و در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار کاشته شدند. صفات وزن سنبله، طول سنبله، تعداد سنبله، تعداد سنبلچه، طول ریشک، وزن صد دانه، تعداد دانه درسنبله، وزن کاه سنبله، شاخص برداشت و عملکرد دانه در نسل های مختلف مورد اندازه گیری و یادداشت برداری قرار گرفت. نتایج حاصل از تجزیه واریانس نشان داد که میانگین مربعات نسل ها برای تمامی صفات معنی دار بود، لذا تجزیه میانگین نسل ها برای صفات مورد بررسی صورت گرفت و نتایج نشان داد که صفت طول ریشک توسط آثار افزایشی و غالبیت کنترل می شود و در کنترل سایر صفات علاوه بر آثار مذکور، اثر اپیستازی نیز موثر می باشد. هم چنین مشخص شد که واریانس غالبیت بیشترین نقش را در کنترل توارث صفات به عهده دارد، ضمناً برای صفات مورد بررسی متوسط توارث پذیری عمومی بین 69/0تا89/0 تخمین زده شد و تعداد ژن برای صفات مذکور حدوداً 1 تا 6 ژن برآورد گردید. &lt;/p&gt;</description>
						<author>امین   باقی زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی صفات کمـّی و کیفی عملکرد کلزا تحت شرایط تنش شوری و شناسایی بهترین شاخص مقاومت </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=822&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;به منظور مطالعه آثار تنش شوری بر صفات کمـّی و کیفی ارقام کلزای پاییزه، تعیین مکانیزم های احتمالی تحمل به شوری و شناسایی بهترین شاخص مقاومت، آزمایشی در سال 1383 در دانشگاه شهید باهنر کرمان به صورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار انجام گرفت. تیمارهای آزمایش ترکیبی از 3 واریته (زرفام، سرز و اکاپی)، دو نوع نمک (کلرید سدیم و کلرید کلسیم) و چهار میزان شوری (12، 8، 4 و صفر دسی زیمنس بر متر) بودند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده ها نشان داد که افزایش شوری اثر منفی معنی داری بر عملکرد دانه، وزن هزار دانه، تعداد خورجین خوشه اصلی و فرعی، تعداد دانه در خورجین خوشه اصلی و فرعی، طول خورجین در خوشه اصلی و فرعی، عملکرد روغن و عملکرد پروتئین داشته (001/0&gt;P) و صفات مذکور به ترتیب 4/92%، 67%، 5/85%، 3/86%، 96/72%، 80/72%، 03/77%، 9/76%، 42/68% و 15/40% کاهش را نشان دادند. ارقام نیز از لحاظ کلیه صفات مذکور رفتار مشابهی را نشان دادند. رقم زرفام در کلیه صفات بالاترین مقادیر را به استثنای عملکرد روغن دارا بود. تجزیه واریانس داده ها هم چنین نشان داد که شوری میزان پرولین، پروتئین و قند ارقام را به طور معنی داری تحت تأثیر قرار داد (001/0&gt;P).بیشترین غلظت قند و پروتئین در تیمار شاهد و کمترین آنها در تیمار 12 دسی زیمنس بر متر مشاهده گردید. در مقابل با افزایش شوری غلظت پرولین نیز افزایش یافت. بر اساس شاخص های مقاومت GMP،  MP و STI رقم زرفام در بالاترین سطح قرار داشت و به عنوان رقم مقاوم شناخته شد. &lt;/p&gt;</description>
						<author> حسن   فرح بخش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین رتبه‌ و پایداری ژنوتیپ‌های عدس دیم با استفاده از آمار ناپارامتری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=824&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;یکی از کاربردهای روش های ناپارامتری در اصلاح نباتات تعیین نمره ژنوتیپ ها در محیط های مختلف می باشد که به عنوان روشی برای تعیین پایداری به کار برده می شود. ژنوتیپ پایدار رتبه های مشابهی را در محیط های مختلف نشان می دهد و دارای واریانس نمره حداقل در محیط های مختلف است. در آماره های ناپارامتری پایداری برقراری فرض های آماری توزیع ارزش های فنوتیپی ضروری نیست و استفاده از آنها آسان است. بر این اساس در این تحقیق رتبه 10 ژنوتیپ عدس در 5 منطقه به مدت 2 سال در فصول رشد 1382-1381 تعیین شد. طرح آزمایشی مورد استفاده، بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار بود. نتایج تجزیه ناپارامتری آماره های NP&lt;sub&gt;5&lt;/sub&gt;،NP&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt;، NP&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt;، NP&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;، NP&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;و تنارازو به ترتیب ژنوتیپ های (9 و 8)، (9، 8 و 1)، (9 و 8)، (9 و 1) و (9 و 1) را پایدارترین ژنوتیپ ها معرفی کرد. نتایج آماره های ناپارامتری نصار و هان با توجه به نمودار دو طرفه&lt;sup&gt;(&lt;/sup&gt; S&lt;sub&gt;i&lt;/sub&gt;&lt;sup&gt;(1&lt;/sup&gt; با میانگین عملکرد، ژنوتیپ های شماره 1 و 2 را که در ناحیه اول قرار داشتند دارای پایداری بالا نشان داد. ژنوتیپ های شماره 5، 6، 8 و 9 در ناحیه دوم قرار گرفتند که حساسیت بالایی به تغییرات محیطی نشان دادند و عملکرد بالایی در محیط های مطلوب داشتند. ژنوتیپ های شماره 3 و 4 در ناحیه سوم قرار گرفتند و سازگاری عمومی ضعیفی را در مجموع محیط ها نشان دادند. سایر ژنوتیپ ها (7 و 10) در ناحیه چهارم قرار گرفتند که سازگاری عمومی متوسط با عملکردی پایین تر از میانگین کل دارا بودند. بر این اساس ژنوتیپ هایی که در ناحیه اول قرار می گیرند به عنوان ژنوتیپ های پایدار انتخاب می شوند که دارای سازگاری خوب به همه محیط ها می باشند. اگر هدف تعیین سازگاری باشد، آماره های S&lt;sub&gt;i&lt;/sub&gt;&lt;sup&gt;(1)&lt;/sup&gt;i&lt;sub&gt;و&lt;/sub&gt;&lt;sup&gt;(&lt;/sup&gt; &lt;font style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #f4f5f7&quot;&gt;S&lt;/font&gt;&lt;sub&gt;i&lt;/sub&gt;&lt;sup&gt;(2&lt;/sup&gt;نسبت به سایر معیارهای ناپارامتری مورد مطالعه در اولویت هستند. &lt;/p&gt;</description>
						<author>رحمت الله  کریمی زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی واکنش عملکرد و اجزای عملکرد دانه ارقام لوبیا قرمز (&lt;i&gt; Phaseolus vulgaris&lt;/i&gt; L )به تأخیر در کاشت در منطقه میانه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=825&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;به منظور بررسی واکنش عملکرد و اجزای عملکرد دانه ارقام لوبیا قرمز(.&lt;em&gt;Phaseolus vulgaris&lt;/em&gt; L&lt;em&gt;)&lt;/em&gt; به تأخیر در کاشت، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در 3 تکرار در مزرعه تحقیقی ترویجی جهاد کشاورزی شهرستان میانه در سال زراعی 85-1384 به اجرا درآمد. فاکتور اول شامل 3 رقم لوبیا قرمز (ناز، گلی و صیاد) و فاکتور دوم شامل سه تاریخ کاشت (15 و30 اردیبهشت و 15 خرداد) بودند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس صفات اندازه گیری شده نشان داد که تأثیر رقم و تاریخ کاشت روی تمامی صفات اندازه گیری شده معنی دار می باشد. اثر متقابل رقم و تاریخ کاشت برای صفات ارتفاع بوته، تعداد غلاف در بوته، وزن 100 دانه، عملکرد بیولوژیک و عملکرد دانه در سطح احتمال 1% و برای تعداد دانه در غلاف اختلاف معنی داری در سطح احتمال 5% مشاهده گردید. مقایسه میانگین صفات نشان داد که رقم صیاد در تاریخ کاشت اول با 3/4033 کیلوگرم در هکتار بیشترین و رقم گلی در تاریخ کاشت سوم با 2/1500 کیلوگرم در هکتار کمترین عملکرد دانه را به خود اختصاص دادند و با تأخیر در کاشت تمامی صفات اندازه گیری شده کاهش پیدا کردند. مطالعه ضریب هم بستگی صفات نشان داد که عملکرد دانه با تمامی صفات مورد بررسی به غیر از ارتفاع بوته، وزن صد دانه و درصد پروتئین، هم بستگی مثبت و معنی داری داشت. &lt;/p&gt;</description>
						<author>محمد  صالحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی برخی فاکتورهای موثر در انتقال ژن به گیاه دوپایه ترشک ( &lt;i&gt; Rumex acetosa&lt;/i&gt;  L )</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=826&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;ترشک(&lt;em&gt;Rumex Acetosa&lt;/em&gt; L.)، گیاه دوپایه مدل برای مطالعات ژنتیکی و مولکولی تعیین جنسیت می باشد. در این تحقیق، انتقال ژن گزارشگر gus به وسیله Agrobacterium tumefaciens به ریز نمونه های برگ این گیاه، بر اساس بیان موقت این ژن بررسی شد. سه نژادC58 ،LBA4404و EHA اگروباکتریوم و دو نوع سوسپانسیون باکتری (سوسپانسیون I: باکتری کشت داده شده در محیط کشت LB با PH معادل 7 و سوسپانسیونII : رسوب باکتری معلق در محیط کشت MS حاوی 100 میلی مولار استوسیرینگون با PH معادل2/5) به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار مورد ارزیابی قرار گرفتند. سه زمان  مختلف 0، 2 و 4 روز پیش کشت ریز نمونه ها نیز آزمایش شد. نتایج نشان داد که بین سه نژاد باکتری تفاوت معنی داری وجود ندارد حال آن که سوسپانسیون I و ریزنمونه های بدون پیش کشت، کارایی بالاتری در انتقال ژن به این گیاه دارند. با توجه به نتایج فوق، آزمایش های انتقال پایدار ژن با روز های مختلف هم کشتی انجام شد و مشخص شد 4 روز هم کشتی، مناسب تر از 2 روز هم کشتی برای انتقال ژن به ترشک می باشد. گیاهان تراریخت احتمالی با آزمون هیستوشیمیایی GUS و هم چنین واکنش زنجیره ای پلیمراز، بررسی شدند. نتایج نشان داد که تعدادی از این گیاهان، حداقل یک نسخه از ژن یا ژن های انتقالی را در مقایسه با گیاهان شاهد دارا هستند . &lt;/p&gt;</description>
						<author>بهناز  نجفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی ترکیب‌پذیری ارقام برنج از طریق روش‌های دوم و چهارم گریفینگ</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=827&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>برای ارزیابی ترکیب پذیری عمومی و خصوصی ارقام برنج، شش رقم برنج در سال 1384 به صورت یک طرح دای آلل یک طرفه با یکدیگر تلاقی داده شدند. در سال 1385 والدها و نتاج آنها در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار کشت و 10 صفت در آنها اندازه گیری شد. نتایج تجزیه واریانس حاکی از وجود تفاوت های ژنتیکی معنی دار بین ارقام و هم چنین ترکیب پذیری عمومی و خصوصی والدها و هیبریدها بود. بدین ترتیب وجود اثر افزایشی و غیرافزایشی ژن ها در کنترل صفات مورد مطالعه محرز گردید. بر اساس نتایج حاصل از تجزیه دای آلل به روش های دوم و چهارم گریفینگ، سهم اثر افزایشی ژن ها در کنترل صفات دوره رشد رویشی، ارتفاع بوته، طول خوشه، تعداد خوشه در بوته و طول دانه قهوه ای بیشتر از اثر غیرافزایشی ژن ها بود، درحالی که سایر صفات مورد مطالعه بیشتر تحت کنترل اثر غیرافزایشی ژن ها قرار داشتند. هم چنین مقایسه روش های دوم و چهارم گریفینگ در ارزیابی صفات حاکی از تفاوت سهم واریانس افزایشی و غیرافزایشی در دو روش بود. به علاوه، ترکیب پذیری عمومی و خصوصی حاصل از دو روش در مورد بسیاری از صفات مانند دوره رشد رویشی و زایشی، ارتفاع بوته، تعداد دانه پر در خوشه و عملکرد دانه متفاوت و معنی دار بود، به طوری که می توان گفت استفاده از نسل های والدی در تجزیه دای آلل در روش دوم گریفینگ سبب می شود که برآورد واریانس های ترکیب پذیری دارای اریب باشند. بنابراین روش چهارم گریفینگ به دلیل عدم استفاده از والدها از نظر صرفه جویی در زمان، هزینه و امکانات، مناسب تر از سایر روش های گریفینگ بوده و به عنوان یک روش کاربردی پیشنهاد می شود. </description>
						<author>بابک   ربیعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تجزیه دی آلل به منظور برآورد پارامترهای ژنتیکی در صفات مرتبط با ارتفاع گندم در دو شرایط نرمال و تنش خشکی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=828&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور مطالعه نحوه توارث صفات ارتفاع، طول پدانکل، طول بیرون آمدگی پدانکل، قطر میان گره اول، قطر میان گره دوم، قطر میان گره سوم، طول میان گره دوم، طول میان گره سوم، هفت رقم گندم نان، به همراه نتاج آنها براساس طرح آمیزشی دای آلل یک طرفه، در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار، در دو شرایط نرمال و تنش خشکی در سال های 1383 و 1384 در مزرعه مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کاشته شد. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که درهر دو شرایط نرمال و تنش خشکی بین ژنوتیپ ها برای کلیه صفات تفاوت معنی داری در سطح احتمال یک درصد وجود دارد. نتایج تجزیه دی آلل نشان داد که در هر دو شرایط نرمال و تنش خشکی قابلیت ترکیب پذیری عمومی کلیه صفات در سطح احتمال یک درصد معنی دار است. قابلیت ترکیب پذیری خصوصی کلیه صفات به جز طول بیرون آمدگی پدانکل و طول میان گره دوم معنی دار نبود. درکنترل تمامی صفات اثر افزایشی از اهمیت بیشتری برخوردار بود. در هر دو شرایط نرمال و تنش خشکی بیشترین مقدار وراثت پذیری عمومی و خصوصی مربوط به صفت ارتفاع می باشد. در هر دو شرایط نرمال و تنش خشکی افزایش کلیه صفات به جز دو صفت ارتفاع و طول میان گره سوم در شرایط نرمال با آلل های غالب کنترل می شود. مقایسه میانگین صفات در والدین و نتاج در دو شرایط نرمال و تنش خشکی نشان داد که در اکثر صفات مقدار میانگین نتاج بیشتر از والدین می باشد. در هر دو شرایط نرمال و تنش خشکی در اکثر صفات، ارقام سرداری و روشن به عنوان بهترین ترکیب شونده عمومی شناخته شدند. </description>
						<author>مجید   طوسی مجرد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>زیست‌شناسی سنک شکارگر (&lt;i&gt; Nabis capsiformis&lt;/i&gt; (Het., Nabidae با تغذیه از سنک قوزه پنبه (&lt;i&gt; Creontiades pallidus&lt;/i&gt; (Het., Miridae در شرایط آزمایشگاه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=829&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;ویژگی‎های مختلف زیستی سنک قوزه پنبه &lt;em&gt;Creontiades pallidus&lt;/em&gt; Ramber (آفت مهم پنبه در استان خراسان) و سنک شکارگر آن &lt;em&gt;Nabis capsiformis&lt;/em&gt; Germar در اتاق رشد با دمای 1±26 درجه سانتی گراد، رطوبت نسبی 5±65 درصد و دوره نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی محاسبه و مقایسه شدند. نتایج حاصل از تجزیه آماری داده ها نشان داد که طول مراحل مختلف رشدی (مرحله نابالغ) به غیر از پوره سن دوم، طول دوره های تخم ریزی، قبل و پس از تخم ریزی، طول عمر حشرات کامل و طول دوره زندگی در سنک قوزه پنبه به صورت معنی داری کمتر از شکارگر آن می باشد. طول دوره جنینی تخم، دوره پورگی و دوره رشدی (از تخم تا حشره کامل) در سنک قوزه پنبه به ترتیب 038/0±99/5، 11/0±83/10 و 11/0±86/16 روز و در سنک نابیس به ترتیب 50/0±23/7، 37/0±05/14 و 36/0±35/21 روز تعیین شد. طول دوره تخم ریزی، طول عمر حشره ماده و طول دوره زندگی در سنک قوزه پنبه به ترتیب 20/1±90/9، 30/1±45/14 و 10/1±76/28 روز و در سنک نابیس به ترتیب 40/2±40/18، 50/2±60/27 و 60/2±90/44 روز به دست آمد. هر فرد ماده سنک قوزه پنبه و سنک نابیس در طول عمر خود به ترتیب 59/3±9/65 و 83/8±6/119 عدد تخم تولید کردند که میزان تخم ریزی شکارگر به صورت معنی داری بیشتر از آفت بود. در سنک قوزه پنبه 71/70 درصد تخم  ها تفریخ شدند و 93/23 درصد افراد نابالغ به حشره کامل تبدیل شدند. درصد تفریخ تخم ها و درصد افراد بالغ شده در سنک نابیس به ترتیب 78/77 و 63/29 درصد تعیین شد. &lt;/p&gt;</description>
						<author>یعقوب  فتحی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه تغییرات کمّی و کیفی فعالیت آنزیم پلی فنل اکسیداز در تعامل بین نماتود مولد گره ریشه &lt;i&gt; Meloidogyne javanica &lt;/i&gt; و قارچ عامل پژمردگی آوندی گوجه فرنگی &lt;i&gt; Fusarium oxysporum&lt;/i&gt; f.sp.&lt;i&gt;  lycopersici&lt;/i</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=830&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;مقایسه میزان فعالیت آنزیم پلی فنل اکسیداز در تعامل نماتود مولد گره ریشه (&lt;em&gt;Meloidogyne javanica&lt;/em&gt;) و قارچ عامل پژمردگی آوندی گوجه فرنگی (&lt;em&gt;Fusarium oxysporum&lt;/em&gt; f.sp. &lt;em&gt;lycopersici&lt;/em&gt;) در گیاه گوجه فرنگی رقمRoma VF (مقاوم به قارچ و حساس به نماتود) در تیمارهای مایه کوبی گیاه با قارچ، مایه کوبی با نماتود و مایه کوبی قارچ به گیاه پیش آلوده شده با نماتود در مراحل مختلف زندگی (به طور جداگانه) در شرایط گلخانه و آزمایشگاه انجام گرفت. نتایج نشان داد که در مایه کوبی گیاه با قارچ، فعالیت آنزیم از روز اول و طی روزهای بعد افزایش معنی دار نسبت به شاهد نشان داده و در روز پنجم به حداکثر میزان خود رسید (Peak) و به دنبال آن به تدریج کاهش یافت. فعالیت این آنزیم در گیاه مایه کوبی شده با نماتود طی روزهای متوالی افزایش معنی دار نشان نداد ولی نسبت به شاهد اختلاف معنی دار بود. فعالیت این آنزیم در آزمایش مایه کوبی قارچ به گیاهان پیش آلوده شده با نماتود در مراحل مختلف زندگی و اختلاف معنی دار آن نسبت به شاهد (مایه کوبی شده با قارچ) نشان داد که نماتود در تمام تیمارها قادر است نه تنها فعالیت آنزیم را محدود نماید، بلکه مانع از افزایش فعالیت این آنزیم ها در گیاه حتی در حضور قارچ شود. حداکثر میزان کاهش دهندگی فعالیت آنزیم ها توسط نماتود مربوط به مرحله ظهور بالغ های جوان (15 روز بعد از نفوذ نماتود به ریشه گیاه) می باشد. با توجه به افزایش میزان تغذیه نماتود در این مرحله، به نظر می رسد القای کاهش فعالیت آنزیم توسط نماتود به نحوی مرتبط با تغذیه نماتود باشد. پنج فرم آیزوزایم پلی فنل اکسیداز با Rm های 26/0 ، 31/0 ، 44/0 ، 50/0 و 63/0در این آزمایش ها القای یا سنتز شد که در بین آنها باند 31/0 در گیاهان مایه کوبی شده با نماتود تنها و قارچ تنها دارای ضخامت مشابه بود. دو باند 44/0 و 53/0 در گیاهان مایه کوبی شده با نماتود همانند گیاهان سالم بود و باند های 26/0 ، 44/0 ، 50/0 و 53/0 در گیاهان مایه کوبی شده با نماتود - قارچ در مقایسه با قارچ تنها کاهش قابل توجه نشان داد. بنابراین وجود نماتود در گیاه سبب کاهش یا خاموش شدن سنتز این آنزیم شده و کاهش در بعضی فرم های آن شامل 26/0 ، 44/0 ، 50/0 و 63/0 نسبت به 31/0 محسوس تر می باشد. &lt;/p&gt;</description>
						<author>نوازاله  صاحبانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تنوع فنوتیپی و پروتئینی جدایه‌های &lt;i&gt;  Ralstonia solanacearum&lt;/i&gt; در ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=831&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;طی تابستان سال 1383 نمونه هایی از غده  و ساقه سیب زمینی دارای علایم پوسیدگی و پژمردگی از مزارع مختلف استان های آذربایجان شرقی، فارس و کرج جمع آوری شدند. تعداد 39 جدایه  باکتریایی جداسازی گردید و بر اساس مشخصات مرفولوژیکی، بیوشیمیایی و خصوصیات بیماری زایی به دو گروه مشخص تقسیم شدند. تمام جدایه های استان آذربایجان شرقی و کرج به عنوان ن‍ژاد 3 / بیووار 
&lt;span dir=ltr&gt; 2A
 &lt;/span&gt;
باکتری &lt;em&gt;Ralstonia solanacearum&lt;/em&gt; معرفی شدند و جدایه های فارس در نژاد 3 / بیووار N2 گروه بندی گردید. تفاوت های مشخصی بین جدایه های دو بیووار نسبت به توانایی در استفاده از کربن (دی-ترهالوز، دی-رایبوز و تارترات)، فعالیت تیروزیناز و نقوش پروتئینی در SDS-PAGE مشاهده گردید. تعداد هشت جدایه 
&lt;span dir=ltr&gt; 2A
 &lt;/span&gt;
بر اساس آزمون های فنوتیپی انتخاب و پلاسمید آنها پس از استخراج در ژل آگارز 7/0 درصد الکتروفورز گردید. تمام جدایه ها دارای تنها یک پلاسمید با اندازه یکسان بوده و هیچ اختلافی بین آنها وجود ندارد. بر اساس منابع موجود این اولین گزارش از وجود بیووار  &lt;em&gt;R. solanacearum&lt;/em&gt; N2 در ایران است &lt;/p&gt;</description>
						<author>سید محسن   تقوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین میزان باقی‌‌مانده انواع آفت کش‌ها در برخی از سبزیجات تازه و گلخانه‌ای</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=832&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;به منظور تعیین میزان باقی مانده انواع آفت کش ها در برخی از سبزیجات تازه وگلخانه ای، این تحقیق به روش توصیفی روی 25 نمونه (گوجه فرنگی، خیار گلخانه ای و هویج تازه) با هدف بررسی وجود 105 نوع باقی مانده سم از انواع &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; Strobilurin و Pyrethroids، Triazine، Organophosphorus،Organonitrogen Organochlorine Dicarboximides &lt;/span&gt;انجام گرفت. پس از استخراج سموم از نمونه ها با حلال اتیل استات و تخلیص عصاره حاصل با ستون فاز جامد (Envicarb Solid Phase Extraction)، شناسایی سموم و تعیین مقدار آنها با استفاده از کروماتوگرافی گازی- طیف سنجی جرمی مجهز به آشکارساز تله یونی (GC-ITMS) صورت گرفت. داده ها نشان داد که 80 درصد از نمونه های بررسی شده دارای انواع باقی مانده سموم fenvalerate ,iprodione ,  permethrin fenpropathrin , chlorpyrifosو trifluralin بودند. میزان بازیابی و تکرارپذیری انحراف معیار نسبی سموم، با این روش خوب و به ترتیب در محدوده 117- 67/61 درصد و 55/14- 49/3 درصد تعیین شد. نتایج آزمون مقایسه دوتایی میانگین باقی مانده آفت کش های شناسایی شده در نمونه ها با میزان حداکثر مجاز توصیه شده (Codex  Alimentarius FAO/WHO  (MRL&lt;sub&gt;S&lt;/sub&gt;  اختلاف آماری معنی داری را نشان داد و کمتر از مقادیر مجاز اعلام شده بود &lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt; (05/0&gt;P)&lt;/p&gt;</description>
						<author>زهرا  هادیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شناسایی، مقایسه بیماری‌زایی و تعیین پراکنش شبه گونه‌های &lt;i&gt;  Bipolaris &lt;/i&gt; عامل پوسیدگی ریشه و طوقه گندم در استان کرمانشاه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=833&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;به منظور شناسایی، تعیین پراکنش و مقایسه شدت بیماری زایی شبه گونه های شبه جنس &lt;em&gt;Bipolaris&lt;/em&gt; در مزارع گندم استان کرمانشاه طی سه سال زراعی (78-1375) از تعداد 410 مزرعه گندم در مناطق مختلف استان در مراحل پنجه زنی، ساقه دهی و خوشه دهی نمونه برداری شد. علاوه بر این، 90 مزرعه (هر سال 30 مزرعه) به طور تصادفی انتخاب و درصد بوته های بیمار در آنها برآورد گردید. برای جدا سازی قارچ های مورد نظر قطعاتی از بافت های ریشه، میانگره زیر طوقه، طوقه و پایین ساقه بوته های بیمار پس از ضدعفونی سطحی روی محیط کشت های MEA،  PDA و CMA قرار داده شدند. نتایج نشان داد که بیماری پوسیدگی ریشه و طوقه با درصد آلودگی متفاوت (از صفر تا 24 درصد) و با میانگین 2/3% در اغلب مناطق استان وجود دارد. در مجموع 43 جدایه قارچ از شبه جنس Bipolaris جدا شد که به شبه گونه های &lt;em&gt;B. sorokiniana ، B. cynodontis&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;B. spicifera &lt;/em&gt; تعلق دارند. درصد فراوانی نسبی آنها به ترتیب 5/74 ، 9/20 و 7/4 درصد برآورد شد. بیماری زایی هر سه شبه گونه در شرایط گلخانه به اثبات رسید و مشخص شد که شدت بیماری زایی &lt;em&gt;B. sorokiniana&lt;/em&gt; بیش از دو شبه گونه دیگر است. شدت بیماری زایی&lt;em&gt;B. cynodontis&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;B. spicifera&lt;/em&gt; با هم برابر و اختلاف آنها با شاهد معنی دار بود. &lt;/p&gt;</description>
						<author>داریوش   صفائی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه تأثیر نماتود مولد گره ریشه(&lt;i&gt; Meloidogyne javanica &lt;/i&gt; ) بر فعالیت آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز در ریشه گوجه‌فرنگی در تعامل با قارچ عامل پژمردگی آوندی گوجه‌فرنگی &lt;i&gt; Fusarium oxysporum&lt;/i&gt; f.sp.&lt;i&gt;  lycopersici&lt;/i&gt; </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=834&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;در این تحقیق، تأثیر نماتود مولد گره ریشه &lt;em&gt;Meloidogyne javanica،&lt;/em&gt; بر میزان فعالیت آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز (PAL) در ریشه گیاه گوجه فرنگی واریته Roma VF (مقاوم به قارچ و حساس به نماتود) در تعامل با عامل بیماری پژمردگی فوزاریومی گوجه فرنگی (&lt;em&gt;Fusarium oxysporum&lt;/em&gt; f.sp. &lt;em&gt;lycopersici&lt;/em&gt; &lt;em&gt;race&lt;/em&gt; 1 ) به روش تقسیم ریشه در دوگلدان مجاور (Split-root system) ارزیابی شد. در این تحقیق نشان داده شد که مایه زنی یک قسمت از ریشه گیاه به وسیله نماتود سبب بروز و تشدید بیماری فوزاریومی در قسمت دیگری از ریشه همان گیاه مایه زنی شده با قارچ می شود. به طوری که میزان بیماری در گیاهان تیمار در مقایسه با شاهد (بدون مایه زنی با نماتود) دارای اختلاف معنی دار بود. در این تحقیق هم چنین نشان داده شد که نماتود نه تنها قادر به کاهش فعالیت آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز در محل فعالیت و تغذیه خود می باشد بلکه می تواند فعالیت این آنزیم را به میزان قابل توجهی در دیگر قسمت های ریشه نیز کاهش دهد. بررسی فعالیت آنزیم در گیاهان شاهد (بدون مایه زنی با نماتود ) نشان داد که القای فعالیت آنزیم در مقابل قارچ، به قسمت های دیگر ریشه گیاه سیستمیک می شود، ولی وجود نماتود در ریشه (در گیاهان تیمار) سبب کاهش معنی دار این آنزیم در گیاه می شود. فعالیت آنزیم در ریشه مایه زنی شده با نماتود با ریشه مایه زنی شده با قارچ در شاهد اختلاف بسیار معنی دار داشت. &lt;/p&gt;</description>
						<author>نجمه السادات   هادوی </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کاربرد روش تحلیل فراگیر داده‌ها درتحلیل رشد بهره‌وری کل عوامل تولید در زراعت پنبه ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=835&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>با به کارگیری شاخص مالم کوئیست و با استفاده از روش تحلیل فراگیر داده ها رشد بهره وری کل عوامل تولید در زراعت پنبه ایران در فاصله سال های 80-1362 محاسبه شده است. با تجزیه این شاخص به دو اثر تغییر در تکنولوژی و افزایش کارایی فنی، دو عامل عمده رشد بهره وری در تولید پنبه تحلیل گردیده است. داده های مورد نیاز از بانک هزینه تولید و سایر منابع آماری وزارت جهاد کشاورزی گردآوری شده است. نتایج نشان می دهند که متوسط رشد سالانه بهره وری کل عوامل تولید در زراعت پنبه ایران در کل دوره مثبت ولی کم (8/0 درصد در سال) بوده است، این رقم در استان های مختلف متفاوت بوده، به طوری که استان فارس بالاترین رقم را به میزان 2/6 درصد در سال داشته و در استان های کرمان، مازندران و گلستان رشد منفی بوده است. در مقایسه بین رشد کارایی و رشد تکنولوژی، در کل دوره و برای کل کشور متوسط رشد کارایی فنی، بیشتر بوده است. </description>
						<author>ابراهیم  زارع</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>الگوی تجربی واکنش عرضه نسبت به هزینه‌های مبادله (مطالعه موردی: تولیدکنندگان برنج)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=836&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این مقاله آثار هزینه های مبادله بر واکنش عرضه تولیدکنندگان برنج مورد بررسی قرار گرفته است. رفتار تولیدکنندگان برنج به گونه ای است که برخی از آنان به عنوان خریدار یا  فروشنده در بازار شرکت کرده و برخی دیگر به صورت خودکفا باقی مانده اند. هزینه های مبادله ثابت و متغیر باعث شده است که خانوارهای تولیدکننده واکنش متفاوتی نسبت به بازار برنج داشته باشند. اطلاعات به کار رفته در تحقیق از یک نمونه 260 تایی از تولیدکنندگان برنج استان مازندران در سال 1382 به دست آمده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که هزینه های مبادله هم از طریق تأثیر بر الگوی مشارکت در بازار و هم از طریق تأثیر بر کشش تولید مشارکت کنندگان در بازار، بر کشش عرضه تأثیر گذاشته است. به عبارت دیگر، با لحاظ کردن هزینه های مبادله در الگوی تولید برنج، تغییرات این هزینه ها از طریق تأثیرگذاری بر مشارکت بازاری بر مقدار عرضه تولیدکنندگان اثر گذاشته است. پیشنهاد می شود که از سیاست های کاهش دهنده هزینه های مبادله به عنوان مکملی برای سیاست های حمایت قیمتی مؤثر بر واکنش عرضه استفاده شود. </description>
						<author>سید صفدر  حسینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی نگرش کارشناسان ترویج کشاورزی در زمینه به‌کارگیری فناوری اطلاعات در نظام ترویج کشاورزی ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=837&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>رشد و توسعه سریع و روزافزون فناوری اطلاعات (IT) به کمک رایانه و ارتباط از راه دور را می توان بزرگ ترین عامل تغییر و تحول در نظام ترویج کشاورزی به شمار آورد. همان عاملی که راه را برای شکل گیری و پیشبرد دیگر تغییرات هموار ساخته است. امکانات بالقوه فراوانی برای کاربرد فناوری اطلاعات در نظام ترویج کشاورزی وجود دارد. یکی از عواملی که برای به فعل درآمدن این امکانات نقش اساسی دارد، دیدگاه ها و نگرش های افراد استفاده کننده از آن می باشد. نگرش دست اندرکاران امر، عامل بسیار مهمی در پذیرش یا عدم پذیرش فناوری اطلاعات می باشد. نگرش مثبت باعث می گردد حتی اگر کاربران میزان مهارت اندکی در این رابطه در محیط کاری خود داشته باشند، برای استفاده از این فناوری در محیط کاری شان از خود علاقه نشان دهند. بدین منظور تحقیق حاضر با هدف بررسی نگرش کارشناسان ترویج کشاورزی در زمینه به کارگیری فناوری اطلاعات در ترویج کشاورزی انجام گردیده است. این تحقیق از نوع تحقیقات پیمایشی می باشد. جامعه آماری تحقیق را 1145 نفر از کارشناسان ترویج کشاورزی کشور تشکیل داده اند که بر اساس طبقه بندی ششگانه وزارت جهاد کشاورزی و با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب تعداد 241 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از ابزار پرسش نامه استفاده گردید که روایی محتوایی آن توسط متخصصان تأیید گردید. هم چنین با توجه به این که حداقل ضریب آلفای کرونباخ به دست آمده در بخش های گوناگون پرسش نامه 75/0 بود به نظر می رسد ابزار تحقیق از پایایی مناسبی برخوردار باشد. در نهایت داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل هم بستگی نشان داد که بین نگرش کارشناسان ترویج و متغیرهای سن، میزان تحصیلات، میزان آشنایی با رایانه و اینترنت، میزان به کارگیری رایانه و تسلط به زبان انگلیسی رابطه معنی داری وجود دارد. هم چنین نتایج آزمون t نشان داد که زنان نگرش مثبت تری نسبت به مردان در زمینه به کارگیری فناوری اطلاعات در ترویج داشتند. نتایج حاصل از مقایسه میانگین ها تفاوت معنی داری را بین نگرش کارشناسان با مدرک تحصیلی فوق دیپلم و دکتری نشان می دهد. هم چنین تفاوت معنی داری بین نگرش کسانی که به رایانه دسترسی نداشتند و کسانی که به رایانه در محل کار و منزل دسترسی داشتند، مشاهده گردید. </description>
						<author>ملیحه   فلکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سازه‌های اثرگذار بر مدیریت خشک‌سالی کشاورزان و پیامدهای آن: کاربرد مدل معادلات ساختاری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=838&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>خشک سالی به عنوان بلای طبیعی و پدیده ای اجتناب‏ناپذیر، از دیرباز در پهنه وسیع کشورهای مختلف به خصوص کشورهای مستقر در مناطق گرم و خشک به کرات وقوع یافته و می یابد. مطالعات و بررسی های انجام شده نشانگر آن است که کشور ایران با توجه به وضعیت جغرافیایی و اقلیمی خود، در وضعیت مناسبی از لحاظ تأمین آب قرار ندارد. به نحوی که در سال 2025 ایران جهت حفظ وضع موجود، باید بتواند 112 درصد به منابع آب قابل استحصال خود بیافزاید. این امر، بیانگر احتمال وقوع خشک سالی های بیشتری در آینده نسبت به گذشته می باشد. به همین دلیل پرداختن به شیوه های مقابله کشاورزان در طول دوران خشک سالی از اهمیت به سزایی برخوردار می باشد. هدف از انجام این پژوهش تبیین سازه های اثرگذار بر مدیریت خشک سالی کشاورزان بوده است. داده های لازم برای انجام این پژوهش پیمایشی از طریق روش نمونه گیری طبقه بندی شده چند مرحله ای از میان کشاورزانی که در سال های اخیر خشک سالی را تجربه نموده بودند جمع آوری گردیده است. در این راستا به انجام مصاحبه حضوری و تکمیل 258 پرسش نامه اقدام شده است. روایی صوری پرسش نامه، توسط پنج نفر از متخصصین موضوعی مورد تأیید قرار گرفت و برای تعیین پایایی از مطالعه راهنما استفاده گردید. در واکاوی داده ها از تحلیل خوشه ای و مدل سازی معادلات ساختاری بهره گیری شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که کشاورزان با توجه به ویژگی های اجتماعی، اقتصادی و فنی خود، راه کارهای متفاوتی را برای مقابله با خشک سالی برمی گزینند. اما علی رغم تلاش های انجام شده، شدت پیامدهای خشک سالی به گونه ای است که در هر صورت آنان ناگزیر از تحمل خسارات اقتصادی و زیست محیطی گوناگون می باشند. از این رو توصیه می گردد، برنامه ریزان مسایل خشک سالی ضمن شناخت این شیوه های مدیریتی، تلاش نمایند تا روش های مدیریتی مذکور را بهینه تر و کارامدتر سازند. </description>
						<author>مرضیه  کشاورز </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی مهم‌ترین مؤلفه‌های درون سازمانی در موفقیت شرکت‌های تعاونی مرغداران تهران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=839&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف پژوهش حاضر ارزیابی مهم ترین مولفه های درون سازمانی در موفقیت شرکت های تعاونی مرغداران گوشتی استان تهران می باشد. بدین منظور نظرات 151 نفر از اعضا و مدیران این شرکت ها مورد ارزیابی قرار گرفت. در نوشتارحاضر که حاصل یک پژوهش از نوع میدانی و به طریق پیمایشی است، تلاش  شده تا با کمی کردن نتایج به دست آمده از سنجش هر یک از چهار مؤلفه  ”شناخت اعضا از اصول و فلسفه تعاون“، ”برخورداری اعضای شرکت ها از آموزش“، ”مشارکت اعضا در امور شرکت ها“، ”تخصص و قابلیت مدیران شرکت ها“ به عنوان مهم ترین عوامل درون  سازمانی مربوط به نیروی انسانی، اندازه تأثیر آنها در شاخص میزان موفقیت شرکت های تعاونی کشاورزی مرغداران استان تهران به آزمون گذارده شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که سطح شناخت اعضا نسبت به اصول تعاون و میزان برخورداری اعضا از آموزش ها در حد بسیار کم و کم و هم چنین سطح مشارکت اعضا و تخصص و قابلیت مدیران در حد متوسط است. بر اساس مدل رگرسیونی، میزان موفقیت شرکت ها به صورت تابعی از چهار مؤلفه مذکور به ترتیب با ضرایب تأثیر 87/1، 04/1، 57/0 و 46/0 که در سطح قابل قبولی معنی دارند، قابل تبیین است. </description>
						<author>امیرمظفر  امینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بهینه سازی الگوهای کشت در سطح حوضه آبریز با تأکید برمنافع اجتماعی و واردات خالص آب مجازی: مطالعه موردی منطقه خراسان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=840&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف مطالعه حاضر ارایه روشی است برای تعیین الگوهای بهینه کشت در سطح حوضه آبریز (حریرود و کشف رود ) که در آن بر منافع اجتماعی (مزیت نسبی محصولات) استفاده کارا از آب آبیاری در دسترس و جهت دهی الگوهای بهینه کشت در راستای حداکثرسازی خالص واردات آب مجازی تأکید شده است. در این راستا، مدلی در سطح حوضه آبریز ساخته شد و در 5 سطح ریسک در مقدار آب در دسترس و سه سطح راندمان آبیاری 35، 45 و 65 درصد در مقدار مصرف آب آبیاری حل شد. با توجه به نتایج به دست آمده، می توان الگوهای بهینه کشت در سطح حوضه را به سمتی که دارای ویژگی های حداکثرشدن منافع اجتماعی، حداقل استفاده از آب آبیاری و حداکثر شدن خالص واردات آب مجازی است، هدایت کرد. با این حال، برای اظهار نظر روشن راجع به یک الگوی کشت خاص، نیاز به اطلاعات بیشتری در زمینه مقدار دقیق آب مجازی است که برای هر محصول از کشور خارج شده یا وارد می گردد. افزون بر آن، لازم است که پیشتر، یک الگوی مناسب واردات و صادرات محصولات زراعی طراحی و سپس الگوهای کشت را درجهت آن هدایت کرد. این مطالعه می تواند به عنوان مقدمه ای در جهت حرکت به این موضوع نگاه شود. </description>
						<author>محمود   صبوحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین کارایی فنی و نسبت شکاف تکنولوژی در واحدهای تولید شیر در ایران، مطالعه موردی: استان‌های آذربایجان شرقی، اصفهان، تهران، خراسان، فارس و یزد (کاربرد روش فرامرزی)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=841&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;هرچند کارایی فنی واحدهایی که براساس یک تابع تولید مرزی، تعیین گردیده اند، قابل مقایسه می باشد اما برای واحدهایی که تحت تکنولوژی های متفاوت فعالیت می نمایند‍ چنین مقایسه ای، معتبر نخواهد بود. این مشکل زمانی رخ می دهد که واحدهای تولیدی مناطق مختلف یک کشور، مورد مقایسه قرار گیرند. در این مطالعه از مفهوم تابع فرامرزی (Metafrontier Function) برای مطالعه تفاوت های منطقه ای در تکنولوژی تولید شیر کشور استفاده شده است. تابع تولید فرامرزی با روش غیرپارامتریک فراگیر داده ها (Analysis (DEA) Data Envelopment)تخمین زده شد و داده های مورد نیاز آن از استخراج 726 پرسش نامه به دست آمد. نتایج حاصل از تخمین تابع تولید مرزی منطقه ای نشان داد که شکاف بین بهترین تولید کننده و سایر تولید کنندگان در استان یزد حداقل و در استان اصفهان حداکثر است.هم چنین نتایج حاصل از تخمین تابع تولید فرامرزی و محاسبه نسبت شکاف تکنولوژی((Technology Gap Ratio (TGR) حاکی از این بود که استان های تهران و یزد در مقایسه با سایر استان های مورد مطالعه، عملکرد تکنیکی بهتری دارند. &lt;/p&gt;</description>
						<author>منصور   زیبایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر دما و زمان پخت بر کیفیت و سرعت بیاتی نان تافتون</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=842&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;پخت نان قطعاً یکی از مهم ترین مراحل تهیه نان است. شرایط مختلف تنور مانند دما و زمان پخت تأثیر بسیار زیادی در کیفیت و نگه داری نان خواهد داشت. هدف از این تحقیق بررسی اثر تغییر دما و زمان پخت بر کیفیت و نگه داری نان است. در این تحقیق تأثیر سه سطح زمان و دمای پخت برکیفیت و نگه داری نان تافتون مورد ارزیابی قرار گرفت. تیمارهای حرارتی عبارت اند از :  1- دمای زیر و روی نان به ترتیب 300&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;C&lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/font&gt; و 280&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;C&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;و زمان سه دقیقه و بیست ثانیه، 2- دمای زیر و روی نان به ترتیب 300&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;C&lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/font&gt; و350&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;C&lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;�&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;و زمان دو دقیقه و سی ثانیه، 3- دمای زیر و روی نان به تــرتیب 350&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;C&lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/font&gt; و 380&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;C&lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;و زمان 2 دقیقه. روی تمامی نمونه ها آزمایش های تعیین رطوبت، میزان نشاسته محلول و بیاتی انجام شد. نتایج حاصل در قالب طرح کاملاً تصادفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جهت مقایسه میانگین ها از آزمون دانکن در سطح آماری پنج درصد (05/0 = &lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;&gt;α&lt;/span&gt;) استفاده شد. نتایج نشان می دهد نان هایی که در شرایط مختلف حرارتی پخت شدند، دارای تفاوت معنی داری در مقدار رطوبت هستند. نان هایی که در زمان طولانی و دمای کمتر پخت شدند دارای کمترین مقدار رطوبت هستند. نتایج ارزیابی مقدار نشاسته محلول در نان ها نشان می دهد با افزایش مدت زمان و کاهش دمای پخت میزان نشاسته محلول در نان افزایش می یابد . نتایج آزمون بیاتی نشان می دهد که میزان بیاتی در نان هایی که در شرایط مختلف تنور پخت شدند، تفاوت معنی داری با هم دارند. میزان بیاتی در نان هایی که در زمان کم و دمای بالا پخت شدند کمتر از نمونه های دیگر است . &lt;/p&gt;</description>
						<author> محمد  شاهدی </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تغییرات خواص فیزیکوشیمیایی و ساختار مولکولی نشاسته گندم تحت تأثیر دما و فشار تنشی بالا</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=843&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این تحقیق تأثیر دو فرایند حرارتی متداول در پخت مواد غذایی شامل اتوکلاو و اکستروژن بر خواص فیزیکوشیمیایی و ساختارمولکولی نشاسته گندم بررسی شده است. نتایج نشان داد که فرایند پخت با اتوکلاو باعث افزایش حلالیت و کاهش ویسکوزیته نسبی نمونه ها می  شود که خود دلیلی بر احتمال شکستگی مولکول های نشـاسته می باشد. به علاوه ثابت ماندن ضریب ته نشین شدن (&lt;em&gt;s-value&lt;/em&gt;) آمیلوز و کاهش &lt;em&gt;s-value&lt;/em&gt; آمیلوپکتین نمونه ها با افزایش دما تأکیدی بر تجزیه مولکولی نشاسته خصوصا˝ آمیلوپکتین بود، درحالی که ساختار آمیلوز بدون تغییر باقی ماند. نتایج نشان داد که کاهش آب مصرفی در تهیه نمونه ها جهت فرایند اکستروژن باعث افزایش نیروی برش و فشار لازم جهت این فرایند گردید که خود باعث تغییراتی در ساختار نشاسته شد که شامل تخریب گرانول های نشاسته، ایجاد اتصال آمیلوز با چربی و نیز تجزیه آمیلوپکتین بود که با مشاهده کاهش در &lt;em&gt;s-value&lt;/em&gt; آمیلوپکتین مشخص گردید. هم چنین با کاهش آب مصرفی پف کردگی محصول نهایی افزایش ولی ویسکوزیته آب سرد و نهایی آنها کاهش یافت. این مشاهدات می تواند دلیلی بر تأثیر خواص مولکولی نشاسته بر بعضی خواص فیزیکی محصول نهایی باشد که خود اهمیت مطالعات مولکولی را برای توجیه خواص فیزیکی محصولات آشکار می سازد . </description>
						<author>مهسا  مجذوبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین ترکیبات شیمیایی و انرژی قابل سوخت و ساز ضایعات کارخانجات ماکارونی و لپه پاک‌کنی در سطوح مختلف</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=844&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt; بر اساس آمار رسمی سازمان صنایع و معادن در استان آذربایجان شرقی سالیانه مقدار 1000 تن ضایعات در کارخانجات تهیه ماکارونی و مقدار7500 تن ضایعات در کارخانجات لپه پاک کنی تولید می شود. برای تعیین ترکیبات شیمیایی و انرژی قابل سوخت و ساز این ضایعات، ابتدا از 10% کارخانجات بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده، نمونه برداری به عمل آمد. سپس مقادیر ماده خشک، پروتئین خام، الیاف خام، چربی خام، دیواره سلولی، دیواره سلولی بدون همی سلولز و انرژی خام آنها طبق روش های &lt;span dir=ltr&gt; (1990) AOAC
 &lt;/span&gt;
اندازه گیری شد. مقدار پروتئین خام، الیاف خام، چربی خام، دیواره سلولی و دیواره سلولی بدون همی سلولز ضایعات ماکارونی به ترتیب، 7/12، 2/0، 4/2، 7/1و1/0درصد و در ضایعات لپه پاک کنی به ترتیب،2/30، 8/ 17، 7/8، 3/32 و 4/22 درصد بود. ضایعات ماکارونی به نسبت 0، 15، 30، 45، 60، 75، 90 و 100 درصد و ضایعات لپه پاک کنی به نسبت 15 و 45 درصد، با جیره پایه مخلوط شدند، جهت تعیین میزان انواع انرژی قابل سوخت و ساز (TME&lt;sub&gt;n&lt;/sub&gt; , TME , AME&lt;sub&gt;n&lt;/sub&gt; , AME) ضایعات، 30 گرم از جیره مخلوط شده به روش تغذیه اجباری به چهار قطعه خروس بالغ لگهورن خورانده شد. میزان AME&lt;sub&gt;n&lt;/sub&gt; ضایعات  ماکارونی در سطوح مختلف به ترتیب، 2915، 3535، 3937، 3643، 3728، 3671، 3687 و 3717 کیلوکالری در کیلوگرم و میزان AME&lt;sub&gt;n&lt;/sub&gt; ضایعات  لپه پاک کنی در سطوح مختلف به ترتیب 2677 و 2279 کیلوکالری در کیلوگرم بود. بیشترین انرژی قابل سوخت و ساز برای ضایعات ماکارونی در سطح 30 درصد و برای ضایعات لپه پاک کنی در سطح 15 درصد نسبت به جیره پایه به دست آمد. &lt;/p&gt;</description>
						<author>عین اله   عبدی قزلجه </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی امکان استفاده از کیتوزان به عنوان یک نگهدارنده طبیعی در سس مایونز</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=845&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;کیتوزان از مشتقات دی استیله شده کیتین می باشد که در پوشش سخت پوستان، بند پایان و دیواره سلولی برخی از قارچ ها یافت می شود. هدف از این تحقیق بررسی خاصیت ضد میکروبی کیتوزان و امکان کاربرد آن در سس مایونز به عنوان یک ماده نگهدارنده طبیعی می باشد. در این تحقیق به روش شیمیایی از پوسته میگو کیتوزان استخراج شده و سپس قدرت ضد میکروبی کیتوزان تولیدی از آن به طریق &lt;em&gt;In Vitro&lt;/em&gt; بررسی گردید. بدین منظور از دو باکتری &lt;em&gt;Lactobacillus plantarum&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;Salmonella enteritidis&lt;/em&gt; استفاده گردید. آزمایشات در دو pH برابر 5 و 6 انجام گرفت و با به کار بردن غلظت های مختلفی از کیتوزان میزان حداقل غلظت مورد نیاز به عنوان بازدارنده (MIC) وحداقل غلظت مورد نیاز به عنوان باکتری کش (MBC) کیتوزان برای هر دو باکتری به طور جداگانه تعیین شد. مقدارMIC و MBC کیتوزان در مورد هر دو باکتری و در دوpH مختلف کمتر از 1 میلی گرم در میلی لیتر به دست آمد. هم چنین قدرت ضد میکروبی کیتوزان در pH برابر 5 بیش از pH برابر 6 بود. در مرحله بعد تأثیر غلظت های 1/0، 2/0 و3/0 درصد کیتوزان بر باکتری های مذکور در سس مایونز تحت شرایط نگه داری در دو دمای  5&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;C&lt;/font&gt;&lt;/font&gt; و 25&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;C&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;&gt;�&lt;/span&gt;بررسی شد. افزودن مقادیر ذکر شده کیتوزان به سس مایونز باعث کاهش معنی داری در جمعیت باکتری های سالمونلا و لاکتوباسیلوس اضافه شده به سس مایونز در طول نگه داری به مدت 8 روز در دو دمای  5&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;C&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;�&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;و 25&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;C&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;�&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;شد. هم چنین قدرت ضد میکروبی کیتوزان در دمای 5&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;C&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;بیش از دمای 25&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;C&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;�&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;بود. بررسی خواص حسی نشان داد که افزودن کیتوزان تا میزان 3/0 درصد باعث ایجاد خواص حسی نامطلوب در سس مایونز نمی شود. در نهایت از این تحقیق چنین نتیجه گیری شد که می توان کیتوزان را به میزان 2/0 درصد به عنوان یک ماده نگهدارنده طبیعی در سس مایونز استفاده کرد. &lt;/p&gt;</description>
						<author>حسن  برزگر </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بهینه‌سازی فرایند تولید مالتودکسترین با استفاده از آنزیم آلفا آمیلاز Termamyl 2-x</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=846&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;هدف اصلی از انجام این پژوهش، بررسی امکان استفاده از آنزیم آلفا آمیلاز Termamyl 2-x در تولید مالتودکسترین با استفاده از نشاسته ذرت و تسهیل فرایند صنعتی تولید مالتودکسترین بود. پس از بررسی های آزمایشگاهی، فرایند مذکور در مقیاس پایلوت پلنت انجام شد. مراحل فرایند شامل تهیه سوسپانسیون نشاسته، تنظیم pH، افزودن آنزیم، گرم کردن سوسپانسیون در طی همزدن آن، کنترل مداوم اکی والان دکستروز و مواد جامد محلول، غیر فعال سازی آنزیم پس از رسیدن به اکی والان دکستروز مورد نظر، جداسازی بخش های محلول با استفاده از سانتریفوژ و در نهایت خشک کردن محلول حاصل از سانتریفوژ به روش پاششی بود. در این پژوهش، مقدار اکی والان دکستروز بر حسب ماده ی خشک، تحت تاثیر سه غلظت آنزیم (2/0، 25/0 و 3/0 میلی لیتر به ازاء هر کیلوگرم نشاسته) و در سه دمای متفاوت (60 ، 65 و70 درجه سانتی گراد) در طول زمان هیدرولیز و pH ثابت 6 مورد ارزیابی قرار گرفت. آنالیز آماری نتایج حاصل در قالب طرح کاملاً تصادفی، به روش فاکتوریل و در پنج تکرار صورت پذیرفت. جهت بررسی رابطه بین اکی والان دکستروز و عوامل مؤثر بر آن از رگرسیون چند متغیره استفاده شد. در انتها نیز مدلی جهت تخمین مقدار اکی والان دکستروز در ماده  خشک بر حسب مقدار آنزیم مصرفی، دما و زمان هیدرولیز در محدوده های مورد ارزیابی، ارایه گردید. نتایج حاصل نشان می دهند که مقادیر اکی والان دکستروز فراورده تولیدی تحت تأثیر غلظت های مختلف آنزیم (در دما و زمان یکسان هیدرولیز) به طور معنی داری (05/0≥ P) با یکدیگر تفاوت دارند. ضمن این که جهت تولید مالتودکسترین با اکی والان دکستروز بالا، بهترین مقدار مصرف آنزیم و دمای بهینه  فرایند هیدرولیز پس از 300 دقیقه به ترتیب 25/0 میلی لیتر به ازای هر کیلوگرم نشاسته و 70&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;C&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &#039;Times New Roman&#039; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt; به دست آمد. در این شرایط، کمترین میزان نشاسته هیدرولیز نشده و فعالیت باقی مانده آنزیم نیز مشاهده گردید. &lt;/p&gt;</description>
						<author> فخری   شهیدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر روغن قنادی و نامیزه‌کننده (SSL) بر بیاتی نان بربری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=847&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;در این پژوهش، تأثیر روغن قنادی و نامیزه کننده سدیم استئاریل لاکتیلات(SSL) در به تاخیر انداختن بیاتی نان بربری مورد بررسی قرار گرفت. روغن قنادی در سه سطح 2 ،3و 4 درصد و نامیزه کننده در سطح 5/0 و یک درصد آرد استفاده شد. تیمارهای مورد بررسی عبارت از نان شاهد (بدون روغن قنادی و نامیزه کننده)، نان حاوی فقط روغن قنادی، نان حاوی فقط نامیزه کننده و نان دارای 5/0 درصد نامیزه کننده و 3 درصد روغن قنادی بودند. برای تمام تیمارهای تهیه شده، آزمون های حسی و بیاتی انجام شد. نتایج حاصل در قالب طرح کاملا تصادفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جهت مقایسه میانگین ها از آزمون دانکن در سطح آماری 5 درصد(05/0=α) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که نان های حاوی نامیزه کننده و روغن قنادی از نظر ویژگی های حسی تفاوت معنی داری با هم دارند و تیمار حاوی 5/0 درصد نامیزه کننده و 3 درصد روغن قنادی دارای بیشترین امتیاز کیفی است. هم چنین افزودن نامیزه کننده و روغن قنادی با هم به خمیر میزان بیاتی اندازه گیری شده توسط دستگاه، ارزیابی بافت (اینستران) را به طور معنی داری کاهش می دهد. &lt;/p&gt;</description>
						<author>مسعود  قنبری </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر استفاده از دانه و تفاله گوجه‌فرنگی در جیره غذایی بر عملکرد جوجه‌های گوشتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=848&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این آزمایش به منظور تعیین ارزش غذایی و مطالعه اثرات استفاده از سطوح مختلف دانه و تفاله گوجه فرنگی بر عملکرد جوجه های گوشتی انجام شد. دانه گوجه فرنگی در سطوح 6، 12 و 18 درصد و تفاله گوجه فرنگی در سطوح 3، 9 و 12 درصد در جیره جایگزین ذرت و کنجاله سویا شد. ابتدا انرژی قابل سوخت و ساز دانه و تفاله گوجه فرنگی به روش سیبالد تعیین شد. در این آزمایش از 504 قطعه جوجه گوشتی تجاری (راس 308) به مدت 8 هفته (از سن 1 تا 56 روزگی) به صورت یک طرح کاملاً تصادفی در 7 تیمار و 4 تکرار (18 قطعه جوجه در هر تکرار) استفاده شد. در21 روزگی قابلیت هضم ایلئومی پروتئین جیره ها تعیین شد. میزان انرژی قابل سوخت و ساز ظاهری دانه 3394 و تفاله 2329 کیلوکالری در کیلوگرم و میزان پروتئین خام آنها به ترتیب 31 و7/22 درصد بود. نتایج نشان داد که سطوح مختلف دانه و تفاله گوجه فرنگی بر وزن بدن، قابلیت هضم ایلئومی پروتئین جیره و در صد لاشه اثر معنی داری نداشت. بهترین ضریب تبدیل انرژی و پروتئین در سطح 6 درصد دانه و 9 درصد تفاله بوده که با تیمار شاهد اختلاف معنی داری نداشتند. جوجه هایی که با دانه و 12 درصد تفاله گوجه فرنگی تغذیه شدند نسبت به تیمار شاهد مصرف خوراک بیشتری داشتند. جیره های حاوی 6 درصد دانه،3 و 9 درصد تفاله از نظر ضریب تبدیل خوراک با تیمار شاهد اختلاف معنی داری نداشتند. </description>
						<author>آرش  چکرائی </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر استفاده از برگ سبز چای و ویتامین E در جیره غذایی بر عملکرد و مدت زمان نگه‌داری بر پایداری اکسیداتیو گوشت جوجه‌های گوشتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=849&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;تحقیق حاضر به منظور بررسی تأثیر 2 جیره آزمایشی حاوی 100 و 200 میلی گرم در کیلوگرم ویتامین E و 5 جیره آزمایشی حاوی سطوح صفر، 5/0، 1، 5/1و 2 درصد پودر برگ سبزچای بر عملکرد و پایداری اکسیداتیو گوشت جوجه های گوشتی در زمان های مختلف نگه داری (صفر، 6 و9روز) انجام گرفت. تعداد 364 قطعه جوجه خروس یک روزه گوشتی به 28 گروه 13 قطعه ایی تقسیم و هر چهار گروه به طور تصادفی به یکی از جیره های آزمایشی اختصاص داده شدند. در طول دوره آزمایش (42-7 روزگی) میزان مصرف خوراک، اضافه وزن و ضریب تبدیل غذایی گروه های مختلف آزمایشی اندازه گیری شد. علاوه بر این، در سن 42 روزگی از هر تکرار 2 قطعه جوجه انتخاب و پس از ذبح گوشت ماهیچه ران و سینه هر جوجه به طور جداگانه چرخ شد و به دمای 4&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;C انتقال یافت. پایداری اکسیداتیو گوشت هر بافت در روزهای صفر، 6 و 9 روز نگه داری میلی گرم مالون آلدهاید در هر کیلوگرم گوشت به روش آزمون تیو باربیتوریک اسید اندازه گیری شد. نتایج حاصله نشان داد که در مقایسه با گروه کنترل استفاده از ویتامین E و پودر برگ سبز چای به طور معنی داری باعث کاهش میانگین وزن بدن، مصرف خوراک، اضافه وزن روزانه و چربی حفره شکمی و افزایش ضریب تبدیل غذایی جوجه ها در کل دوره و هم چنین افزایش اندازه لوزالمعده آنها در سن 42 روزگی شد. با افزایش مدت زمان نگه داری از صفر به 6 و 9روز میانگین غلظت مالون آلدهاید تولیدی در بافت ها به طور معنی داری (05/0&gt;P) افزایش یافت. شدت وقوع اکسیداسیون لیپیدی گوشت ران به طور معنی داری (05/0&gt;P) بالاتر از سینه بود. هم چنین سطوح مختلف برگ سبزچای در جیره نه تنها تأثیری بر جلوگیری از وقوع پراکسیداسیون لیپیدی در گوشت سینه و ران نداشت، بلکه سطوح بالای این ماده در جیره غذایی در مقایسه با گروه کنترل و یا گروه تغذیه شده با سطوح بالای ویتامین E به طور معنی داری (05/0&gt;P) افزایش میزان TBA گوشت را باعث شد. افزودن سطوح بالای مکمل ویتامین E به جیره به طور معنی داری (05/0&gt;P) باعث کاهش عدد TBA گوشت ران و سینه در زمان های مختلف نگه داری شد. &lt;/p&gt;</description>
						<author>عباس علی   قیصری </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه خصوصیات الیاف شترهای ماده استان سمنان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=850&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>برای ارزیابی خصوصیات بیده شترهای سمنان و هم بستگی بین این صفات، از الیاف ناحیه پهلوی تعداد 95 نفر شتر ماده بومی سنین 1 تا 20سال در اردیبهشت ماه نمونه گیری شد و اختلاف میانگین حداقل مربعات صفات بیده در سنین مختلف و نیز چهارگروه سنی و با استفاده از روش خطی عمومی در نرم افزار SAS به دست آمد. نتایج نشان داد که سن بر طول دسته الیاف، قطر الیاف کرک و ضریب تغییرات آن، درصد الیاف مدولایی مقطع، ممتد و نیز الیاف بدون مدولا و بازدهی پس از شستشو اثر معنی دار (05/0&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;Times New Roman&quot; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt; ≥ P)&lt;/span&gt; داشت. الیاف شترهای جوان 1 تا 2 سال از پوشش زیرین و درصد الیاف بدون مدولا بیشتری نسبت به سنین بالاتر برخوردار بودند. میانگین حداقل مربعات قطر کرک شترهای بین 1 تا 2 سال 47/1±54/18 میکرومتر با الیاف بیده شترهای گروه های سنی 3 تا 6، 7 تا 10 و بالاتر از 10 سال به ترتیب با مقادیر 67/0±59/22، 57/0±19/23 و 61/0±5/24 میکرومتر اختلاف معنی دار(05/0&gt;P) داشت. بین طول دسته الیاف ناحیه شانه با سایر نواحی بدن (05/0&gt;P) و نیز گروه سنی 1 تا 2 سال با سایر گروه های سنی اختلاف معنی دار (0001/0&gt;P) مشاهده شد، به طوری که طول الیاف با افزایش سن کوتا ه تر شده بود. با توجه به تفاوت معنی دار خصوصیات الیاف در گروه سنی 1 تا 2 سال با شترهای مسن تر پیشنهاد می شود برای بهره برداری بهتر از الیاف این دام در فرآیند نساجی از لحاظ استحصال و سورتینگ، الیاف شترهای جوان به طور جداگانه عرضه شود. </description>
						<author>مهناز  صالحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ژنتیکی صفات رشد و تولید کرک بز کرکی استان خراسان جنوبی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=851&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این مطالعه به منظور تخمین پارامترهای ژنتیکی و روند ژنتیکی صفات اندازه وزن بدن در سنین مختلف، افرایش وزن زنده درسنین صفر تا سه ماهگی، سه تا نه ماهگی و وزن بیده کرک از 1256 رکورد متعلق به 775 حیوان جمع آوری شده طی سال های 1379 الی 1382 در مر کز اصلاح نژاد بز کرکی سربیشه استفاده شد. ویرایش داده ها توسط نرم افزار 2، 6 Foxpro انجام شد. از نرم افزار آماری SAS جهت تجزیه و تحلیل عوامل محیطی و از نرم افزار ژنتیکی DFREML جهت تجزیه و تحلیل پارامترها ژنتیکی استفاده شد. عوامل محیطی مؤثر بر صفات فوق شامل اثرات سال و ماه تولد، جنس، تیپ تولد و سن مادر (خطی و درجه دو) بود. مؤلفه های واریانس اثر عوامل ژنتیکی افزایشی مستقیم و مادری، اثرمحیط دائمی مادری و کواریانس بین اثر عوامل ژنتیکی افزایشی مستقیم و مادری با روش حداکثر درستنمایی محدود شده در مدل حیوانی تک صفتی برآورد شد. برای این منظور از شش مدل حیوانی مختلف استفاده گردید که برای وزن تولد و از شیرگیری بهترین مدل، مدل یک (فقط شامل اثر ژنتیکی افزایشی مستقیم) بود که براساس آن، وراثت پذیری مستقیم آنها به ترتیب 48/0و 11/0 برآورد گردید. برای وزن نه ماهگی مدل سه (شامل اثر ژنتیکی افزایشی مستقیم و مادری) به عنوان مناسب ترین مدل انتخاب شد و براساس آن، وراثت پذیری مستقیم 09/0 و وراثت پذیری مادری صفر برآورد گردید. وراثت پذیری مستقیم صفت افزایش وزن صفر تا سه ماهگی و و افزایش وزن سه تا نه ماهگی با استفاده از مدل یک به ترتیب 16/0 و 05/0 برآورد شد. وراثت پذیری مستقیم صفت وزن بیده کرک با استفاده از مدل یک دامی تک صفتی 02/0 و وراثت پذیری و تکرارپذیری صفت وزن بیده با استفاده از مدل دامی تکرارپذیر به ترتیب 16/0 و53/0 برآورد گردید. روند ژنتیکی برآورد شده برای صفات وزن تولد 0175/0 ، وزن نه ماهگی 0206/0 و برای صفت وزن بیده 00537/0- کیلوگرم در سال بود و از لحاظ آماری معنی دار نبود. </description>
						<author>حسین   نعیمی پوریونسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر تغذیه دانه گندم آسیاب شده بر سلامت و عملکرد گاوهای شیری نزدیک به زایش</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=852&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;  برای تعیین اثرات دانه گندم آسیاب شده در جیره های پیش از زایش روی سلامت و عملکرد گاوهای شیری، تعداد 24 راس گاو و 16 راس تلیسه هلشتاین که در اواخر آبستنی بودند، مورد استفاده قرار گرفت. گاوها بر اساس تعداد زایش به سه بلوک تقسیم و سپس به طور تصادفی به دو جیره آزمایشی اختصاص داده شدند. جیره های آزمایشی شامل جیره دارای گندم با 62/1 مگا کالری انرژی خالص شیردهی در کیلوگرم ماده خشک، 8/14 درصد پروتئین خام، 1/42 درصد کربوهیدرات غیرالیافی، تفاوت کاتیون- آنیون 64- میلی اکی والان در کیلوگرم ماده خشک و جیره دارای جو و سبوس با 59/1 مگا کالری انرژی خالص شیردهی در کیلوگرم ماده خشک، 8/14 درصد پروتئین خام، 2/38 درصد کربوهیدرات غیرالیافی، تفاوت کاتیون- آنیون 48- میلی اکی والان در کیلوگرم ماده خشک بودند. گاوها به طور میانگین از 4±24 روز پیش از زایش با جیره های آزمایشی به صورت گروهی تغذیه شدند و پس از زایش تا 21 روز با جیره یکسان تغذیه شدند. میانگین خوراک مصرفی در پیش از زایش، تولید و ترکیب شیر، متابولیت های خون، فعالیت مربوط به خوردن، نشخوار کردن و جویدن، pH ادرار و مدفوع، وزن و زمان افتادن جفت، طول آبستنی، وضعیت زایش، وزن بدن و امتیاز وضعیت بدنی و بیماری های متابولیکی مورد بررسی قرار گرفتند. میانگین خوراک مصرفی در جیره دارای گندم نسبت به جیره دارای جو و سبوس بالاتر بود (56/11 در مقابل 74/10 کیلوگرم بر اساس ماده خشک)، اما تفاوت معنی دار نبود. شیر تولیدی در جیره دارای گندم در مقایسه با جیره دارای جو و سبوس افزایش غیر معنی دار داشت. مقدار چربی شیر تولیدی در جیره دارای گندم در مقایسه با جیره دارای جو و سبوس افزایش معنی دار (025/0&gt; P ) داشت. کلسیم خون در گاوهای تغذیه شده با جیره دارای گندم نسبت به گاوهای تغذیه شده با جیره دارای جو و سبوس افزایش معنی دار (005/0&gt; P ) داشت، هم چنین گلوکز خون در گاوهای تغذیه شده با جیره دارای گندم نسبت به گاوهای تغذیه شده با جیره دارای جو و سبوس افزایش معنی دار (011/0&gt; P ) داشت. pH ادرار در هفته آخر منتهی به زایش در گاوهای تغذیه شده با جیره دارای گندم در مقایسه با گاوهای تغذیه شده با جیره دارای جو و سبوس کاهش معنی داری (003/0&gt; P ) داشت. با استفاده از گندم در جیره های پیش از زایش می توان از DCAD پایین و خوش خوراکی گندم سود جست و با القای اسیدوز متابولیکی خفیف از بروز تب شیر پیشگیری نمود و باعث کاهش بیماری های متابولیکی در نزدیکی زایش گردید . &lt;/p&gt;</description>
						<author> داوود   زحمت کش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر پروبیوتیک تپاکس و سطح پروتئین جیره بر عملکرد جوجه های گوشتی </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=853&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;به منظور بررسی اثر پروبیوتیک تپاکس در جیره های با سطوح متفاوت پروتئین بر عملکرد تولیدی و تیتر آنتی بادی بر علیه ویروس نیوکاسل جوجه های گوشتی سویه تجاری کاب 500 یک آزمایش فاکتوریل 2×2 در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد. عامل اول سطح پروتئین جیره متشکل از دو سطح مقدار پروتئین توصیه شده انجمن ملی تحقیقات (جیره با پـروتئین متعادل) و 90 درصد مقـدار آن (جـیره کم پروتئین) و عامل دوم سطح پـروبیوتیک متشکل از دو سطح با (1/0 درصد) و بدون (صفر) پروبیوتیک بود. به هر یک از 4 تیمار غذایی 6 تکرار 20 جوجه ای اختصاص داده شد. جوجه ها برای مدت 42 روز روی بستر پرورش داده شدند. نتایج حاصل از آزمایش نشان داد جوجه هایی که از جیره های کم پروتئین بدون پروبیوتیک استفاده کردند عملکرد تولیدی کمتری نسبت به سایر تیمارها داشتند. افزودن پروبیوتیک به جیره های کم پروتئین سبب بهبود افزایش وزن و ضریب تبدیل غذایی آنها مشابه با جیره با سطح پروتئین متعادل شد، در حالی که افزودن پروبیوتیک به جیره با سطح پروتئین متعادل تأثیری بر عملکرد تولیدی جوجه ها نداشت. کاهش سطح پروتئین سبب کاهش پروتئین مصرفی و افزایش نسبت راندمان پروتئین شد (05/0&gt;P) در حالی که پروبیوتیک تأثیری بر مقدار این فراسنجه ها نداشت. کاهش سطح پروتئین جیره سبب افزایش نسبی درصد چربی حفره بطنی شد، اما بر سایر ترکیبات لاشه تأثیر معنی دار نداشت. افزودن پروبیوتیک سبب کاهش چربی حفره بطنی شد (05/0&gt;P)، اما تاثیری بر سایر ترکیبات لاشه نداشت. همچنین افزودن پروبیوتیک به جیره کم پروتیین سبب افزایش تیتر آنتی بادی بر علیه ویروس نیوکاسل شد در حالی که تاثیری بر مقدار آن در جیره با سطح پروتئین متعادل نداشت. نتایج این آزمایش نشان می دهد افزودن پروبیوتیک تپاکس به جیره های کم پروتئین سبب بهبود عملکرد تولیدی و توان ایمنی جوجه های گوشتی می شود.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>بهروز  دستار </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر جایگزینی پلت چسبان پروتئینی به جای پودر ماهی بر قابلیت هضم مواد مغذی و عملکرد در جیره جوجه های گوشتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=854&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;این آزمایش به منظور تعیین اثر سطوح مختلف جایگزینی پلت چسبان پروتئینی آمت به جای پودر ماهی بر عملکرد و قابلیت هضم مواد مغذی در قالب یک طرح کاملاً تصادفی با 400 قطعه جوجه گوشتی یک روزه از سویه راس و با 5 تیمار و 4 تکرار اجرا گردید. تیمارها شامل جایگزینی پنج سطح آمت ( صفر (گروه شاهد)، 5/1، 3، 5/4 و 6 درصد) به جای پودر ماهی بودند. اضافه وزن و مصرف خوراک در سنین 21، 42و 49 روزگی اندازه گیری و نهایتا ضریب تبدیل غذایی نیز محاسبه گردید. قابلیت هضم مواد مغذی و انرژی قابل سوخت و ساز جیره ها نیز به روش نمونه گیری از فضولات انجام شد. نتایج آزمایش نشان داد، سطوح 5/4 و 6 درصد آمت، باعث کاهش مصرف خوراک شد (01/0&gt;P). مصرف خوراک به ترتیب در تیمارهای 5/1 درصد، صفر و 3 درصد آمت بالاتر بود. در کل دوره بیشترین اضافه وزن مربوط به تیمارهای حاوی 5/1 درصد آمت و شاهد بود (01/0&gt;P) در دوره آغازین تیمار 5/1 درصد آمت ضریب تبدیل غذایی را بهبود بخشید (01/0&gt;P). تیمار 6 درصد آمت در تمامی دوره ها و تیمار 5/4 درصد در دوره پایانی و کل دوره موجب افزایش ضریب تبدیل غذایی شد. درصد چربی حفره بطنی تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. سطوح مختلف جایگزینی به غیر از سطوح 6 درصد آمت اثر معنی داری بر بازده لاشه نداشتند. سطح 5/1 درصد آمت انرژی قابل سوخت و ساز ظاهری جیره را به طور معنی داری (01/0&gt;P) نسبت به شاهد افزایش داد. به نظر می رسد افزودن پلت چسبان آمت در سطح 5/1 درصد بتواند اثرات مثبتی بر عملکرد جوجه های گوشتی و انرژی قابل سوخت و ساز جیره داشته باشد. &lt;/p&gt;</description>
						<author>جواد   پوررضا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر باکتوسل و پودر آب پنیر بر عملکرد و خصوصیات لاشه جوجه های گوشتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=855&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;  به منظور بررسی اثر پودر آب پنیر و پروبیوتیک لاکتوباسیلوس- باکتوسل بر عملکرد جوجه های گوشتی آزمایشی با 300 قطعه جوجه گوشتی نژاد راس در قالب یک طرح کاملاً تصادفی با پنج تیمار، چهار تکرار و تعداد 15 قطعه جوجه در هر تکرار انجام شد. در روز 30 ام جهت یکسان نمودن تعداد مرغ وخروس ها در هر قفس تعداد جوجه ها به 10 قطعه در هر تکرار تقلیل یافت. جیره ها شامل جیره شاهد (فاقد پروبیوتیک و پودر آب پنیر) و سطوح 500 و750 گرم در تن پروبیوتیک و هر سطح از سطوح ذکر شده با و بدون 2 درصد پودرآب پنیر بودند. افزایش وزن روزانه، مصرف غذا، ضریب تبدیل غذایی در دوره های مختلف پرورش و خصوصیات لاشه شامل وزن، گردن، جگر، بال، قلب، و چربی محوطه شکمی در سن 49 روزگی اندازه گیری و سپس درصد هر جزء نسبت به وزن زنده محاسبه شد. استفاده از جیره های غذایی حاوی 500 و750 گرم در تن پروبیوتیک به همراه 2 درصد پودر آب پنیر در فاصله زمانی 21-0 روزگی به شکل معنی داری بــاعث ایجاد افــزایش وزن بدنی جوجه ها نســـبت به سایر جیره ها شد(05/0&gt;P). جیره های حاوی پودرآب پـنیر بویژه جیره حاوی 750 گرم پروبیوتیک در دوره های زمانی 21-0، 42-21 و 49-0 روزگی به شکل معنی داری سبب افزایش مصرف خوراک شدند(05/0&gt;P). استفاده از جیره های حاوی پودر آب پنیر سبب کاهش معنی دار میزان کلسترول پلاسمای خون در 35 روزگی (05/0&gt;P) و هم چنین افزایش معنی دار تعداد گلبول های سفید خون در سنین 21 و 35 روزگی(05/0&gt;P) نسبت به سایر تیمارها گردید. هیچیک از جیره های غذایی بر ضریب تبدیل غذایی و خصوصیات لاشه تأثیر معنی داری نداشتند(05/0 &lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 12pt FONT-FAMILY: &quot;Times New Roman&quot; mso-fareast-font-family: &#039;Times New Roman&#039; mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;&lt;/span&gt;P ). &lt;/p&gt;</description>
						<author>عبدالهادی   رستاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین زیست فراهمی چند نمونه مختلف دی‌کلسیم فسفات تولیدی ایران و اثرات آنها بر عملکرد مرغ‌های تخم‌گذار</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=856&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;  این آزمایش به منظور مقایسه زیست فراهمی و بررسی آثار چند نمونه مختلف دی کلسیم فسفات تولیدی در کارخانه های داخل کشور (ایران فسفات، پرتوبشاش، گدازه (قاسمی)، پویا خجسته، دان رازی کیمیا، فسفر ایران، گلبار شیمی، دان آور) در مرغ های تخم گذار به اجرا درآمد. 160 قطعه مرغ لگهورن سفید از سویه های لاین ـ W36 در سن 36 هفتگی به مدت 3 دوره 28 روزه با 8 جیره (که تنها از لحاظ منبع تأمین کننده فسفر متفاوت بودند) تغذیه و در قالب یک طرح بلوک کامل تصادفی با 8 تیمار و 4 بلوک و 5 قطعه مرغ به ازای هر بلوک مرتب شدند. آزمایش مدت 90 روز (یعنی تا سن 48 هفتگی) به طول انجامید. در این آزمایش صفات مقاومت پوسته، ضخامت پوسته، درصد پوسته، درصد خاکستر پوسته، فسفر پوسته، کلسیم پوسته، وزن تخم مرغ، درصد تولید، مصرف خوراک، ضریب تبدیل خوراک و بازده تخم مرغ اندازه گیری و در نهایت با طرح کرت های خرده شده در زمان با طرح پایه بلوک کاملاً تصادفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. هم چنین صفات خاکستر، کلسیم و فسفر استخوان درشت نی در دوره آخر اندازه گیری شدند. بین تیمارها از لحاظ ضخامت پوسته، درصد خاکستر پوسته، درصد پوسته، مصرف خوراک، درصد خاکستر استخوان، درصد کلسیم استخوان اختلاف معنی داری وجود داشت(05/0 &lt; P ). سایر صفات اندازه گیری شده تفاوت معنی داری نشان ندادند. ارزش بیولوژیکی نسبی نمونه های مختلف بین 85 درصد برای نمونه D تا 7/105 درصد برای نمونه F (ایران فسفات) متغیر بود(05/0 &lt; P ). اثر دوره های متفاوت آزمایشی بر صفاتی که در 3 دوره مختلف اندازه گیری شدند، بر مقاومت پوسته، ضخامت پوسته، درصد خاکستر پوسته، فسفر پوسته، کلسیم پوسته، وزن تخم مرغ، تولید تخم مرغ، مصرف خوراک و بازده تخم مرغ معنی دار (05/0 &lt; P ) شد ولی بر صفات ضریب تبدیل خوراک و واحد ها و اثر معنی داری نداشت. با توجه به روند موجود در نتایج و ارزش بیولوژیکی به دست آمده نمونه F (ایران فسفات) به عنوان نمونه بهتر و برتر معرفی شد. &lt;/p&gt;</description>
						<author>جواد  پوررضا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزش غذایی تفاله مرکبات (لیمو و پرتقال) عمل‌آوری شده با قارچ نوروسپورا سیتوفیلا (&lt;i&gt;Neurospora sitophila&lt;/i&gt;)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=857&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;  در این بررسی ارزش غذایی تفال ه های لیمو و پرتقـال عمـل   آوری شده با قـارچ نوروسپورا سیتوفیلا از طریق تجزیه شیمیایی، ضرایب هضمی ماده خشک و ماده آلی به روش &lt;i&gt;in vitro&lt;/i&gt; ، تجزیه ‎ پذیری ماده خشک و پروتئین خام به روش &lt;i&gt;in sacco &lt;/i&gt;مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج بدست آمده بوسیله آزمون &lt;i&gt;t &lt;/i&gt;مقایسه شدن د . مقادیر پروتئین خام، خاکستر خام ،  ماده آلی، دیواره سلولی و دیواره سلولی بدون همی سلولز برای تفاله لیموی عمل آوری نشده به ترتیب 3/6، 2/6، 8/93، 3/21 و 9/17، تفاله لیموی عمل آوری شده 1/25، 6/10، 4/89، 7/12 و 8/6، تفاله پرتقال عمل آوری نشده 8/6، 5/6، 5/94، 1/26 و 3/20 و تفاله پرتقال عمل آوری شده 2/23، 1/8، 9/91، 5/18 و 15 درصد بود. تفاوت تجزیه شیمیایی انجام شده بین نمونه های عمل آوری نشده وشده هر دو نوع تفاله در سطح (01/0&gt;P  ) معنی دار بود. ضرایب هضمی ماده خشک و آلی و ماده آلی قابل هضم در ماده خشک برای تفاله لیموی عمل آوری نشده به ترتیب 3/79، 5/80 و 5/75، تفاله لیموی عمل آوری شده 4/91، 5/93 و 5/83 (01/0&gt;P  )، تفاله پرتقال عمل آوری نشده 5/81، 8/82 و 2/78 و تفاله پرتقال عمل آوری شده 2/91، 5/94 و 9/86 درصد (01/0&gt;P  ) گردید. تفاوت در ضرایب هضمی انجام شده بین نمونه های عمل آوری نشده وشده هر دو نوع تفاله در سطح (01/0&gt;P  ) معنی دار بود. تجزیه پذیری ماده خشک (با سرعت عبور 05/0) تفاله لیموی عمل آوری نشده 3/66، تفاله لیموی عمل آوری شده 2/75، تفاله پرتقال عمل آوری نشده 7/68 و تفاله پرتقال عمل آوری شده 5/75 درصد بود. تفاوت در تجزیه پذیری ماده خشک انجام شده بین نمونه های عمل آوری نشده وشده هر دو نوع تفاله در سطح (01/0&gt;P ) معنی دار بود. میزان تجزیه پذیری مؤثر پروتئین (با سرعت عبور 05/0) برای تفاله لیموی عمل آوری نشده و عمل آوری شده به ترتیب 1/12 و 7/73 و برای تفاله پرتقال عمل آوری نشده و عمل آوری شده 8/14 و 8/77 درصد گردید . تفاوت در تجزیه پذیری مؤثر پروتئین انجام شده بین نمونه های عمل آوری نشده وشده هر دو نوع تفاله در سطح ( 01/0&gt;P ) معنی دار بود. به طور کلی، عمل آوری تفاله  مرکبات با قارچ نوروسپورا سیتوفیلا باعث بهبود غلظت پروتئین، افزایش ضرایب هضمی و تجزیه پذیری مؤثر پروتئین گردید. &lt;/p&gt;</description>
						<author> یوسف   روزبهان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی وضعیت تغذیه‌ای گاوهای شیری در مناطق روستایی دو شهرستان اصفهان و برخوار - میمه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=858&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;در این پژوهش از 852 رأس گاو شیرده هلشتاین چند شکم زا در اواسط شیردهی در قالب یک طرح آماری کاملاً تصادفی از نوع آشیانه ای با دو تیمار شامل شهرستان اصفهان و شهرستان برخوار - میمه و سه تکرار شامل سه طبقه یک : از 1 تا 5 رأس گاو شیری، دو: از 6 تا 10 رأس گاو شیری و سه: از 11 تا 20 رأس گاو شیری بود استفاده شد. جهت مقایسه میانگین های مواد معذی مصرف شده و مورد نیاز از آزمون T جفت شده استفاده گردید. نتایج به دست آمده از پژوهش یکساله نشان داد که نوع شهرستان در طبقات مختلف بر مصرف ماده خشک مصرفی، انرژی ویژه شیردهی، پروتئین قابل سوخت و ساز، کلسیم، فسفر، پتاسیم، منیزیم، سدیم، کلر، گوگرد، سلنیم، روی، مس، ید، ویتامین A، ویتامین D، ویتامین E، پروتئین قابل تجزیه در شکمبه، دیواره سلولی، دیواره سلولی بدون همی سلولز و کربوهیدرات غیر فیبری بدون اثر معنی دار و بر مصرف پروتئین غیر قابل تجزیه در شکمبه اثر معنی دار داشت (05/0&gt;P)نوع شهرستان بر نیاز مواد مغذی تأثیر معنی داری نداشت. تفاوت بین مصرف و نیاز در هر شهرستان به ازاء هر رأس گاو شیری در روز از نظر کیلوگرم ماده خشک مصرفی، مگاکالری انرژی ویژه شیردهی، گرم پروتئین قابل سوخت و ساز، گرم کلسیم، فسفر، پتاسیم، منیزیم، سدیم، کلر و گوگرد قابل جذب، میلی گرم در کیلوگرم سلنیم، روی، مس و ید، واحد بین المللی در روز ویتامین A، ویتامین D و ویتامین E، گرم در روز پروتئین قابل تجزیه و غیرقابل تجزیه در شکمبه، درصد ماده خشک دیواره سلولی، دیواره سلولی بدون همی سلولز و کربوهیدرات غیر فیبری به ترتیب برابر با 6/1-، 5/2-، 2/630-، 8/21-، 5-، 6/40، 0، 3/3-، 2/44، 4/7-، 11/3-، 7/38-، 26/3-، 45/4-، 14834-، 234-، 5/342-، 5/542-، 886-، 5/28، 5/17 و 4/10- بود. تفاوت بین مصرف و نیاز در فسفر، منیزیم و سدیم بدون اختلاف آماری و برای بقیه مواد مغذی دارای اختلاف معنی دار بود (05/0&gt;P).نتایج این پژوهش نشان داد با تغذیه گاوهای شیری با جیره های حاوی کنجاله های پروتئینی و مکمل های معدنی و ویتامینی می توان تولید شیر و درصد پروتئین شیر گاوهای شیری نژاد هلشتاین مناطق روستایی را بهبود بخشید.&lt;/p&gt;</description>
						<author>محسن  اعراب</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>قابلیت هضم و مصرف اختیاری کاه گندم عمل‌آوری شده با قارچ صدفی در گوسفند وگاو</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=859&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;  این پژوهش به منظور بررسی اثر کشت قارچ صدفی بر ارزش غذایی کاه گندم انجام گرفت. بدین منظور کاه گندم با قارچ صدفی، گونه &quot;پلوروتوس، فلوریدا&quot; عمل آوری شد، سپس مواد آزمایشی در قالب یک طرح کاملاً تصادفی با 3 تیمار: 1) کاه معمولی، 2) کاه عمل آوری شده پس از میسلیوم دوانی قارچ، 3) کاه باقی مانده پس از برداشت محصول قارچ، هر کدام در 4 تکرار آماده سازی شد. ترکیبات شیمیایی و قابلیت هضم آزمایشگاهی نمونه های هر واحد آزمایشی تعیین شد. علاوه بر این، قابلیت هضم ظاهری و مقدار مصرف اختیاری نیز روی گاو و گوسفند اندازه گیری شد. سپس با استفاده از داده های به دست آمده، شاخص ارزش غذایی تیمار ها برآورد گردید و با هم مقایسه  شد. نتایج نشان داد که، در اثرکشت قارچ روی کاه، میزان پروتئین خام و قابلیت هضم آزمایشگاهی افزایش یافت در حالی که بخش دیواره سلولی کاهش نشان داد (05/0&gt; P ). هم چنین میزان مصرف اختیاری و قابلیت هضم مواد مغذی کاه، پس از رشد میسیلیوم قارچ روی آن، در گاو و گوسفند افزایش معنی داری را نشان داد (05/0&gt; P ) اما در تیمار سوم، یعنی کاه باقی مانده پس از برداشت محصول قارچ، قابلیت هضم و میزان مصرف اختیاری روند کاهشی داشت. میزان ماده خشک و ماده آلی مصرفی و نیز ماده خشک قابل هضم و ماده آلی قابل هضم مصرفی، به ازای هر کیلوگرم وزن متابولیکی، در گاو بالاتر از گوسفند بود (05/0&gt; P ). بالاترین شاخص ارزش غذایی، مربوط به تیمار 2 بود که در تغذیه گاو مشاهده  شد درحالی که پایین ترین آن مربوط به کاه باقی مانده پس از برداشت محصول قارچ در تغذیه گوسفند به دست آمد. براساس یافته های به دست آمده چنین می توان نتیجه گیری نمود که، عمل آوری کاه گنده با استفاده از قارچ صدفی پلوروتوس فلوریدا، قبل از مرحله میوه دهی قارچ، سبب بهبود ارزش غذایی می شود. &lt;/p&gt;</description>
						<author>حسن  فضائلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی ژنتیکی تولید شیر در گاوهای شیری نژاد هلشتاین استان خراسان با استفاده از مدل تابعیت تصادفی تکه‌ای</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=860&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;  در این تحقیق، تخمین پارامترها و ارزیابی ژنتیکی گاو  های هلشتاین استان خراسان برای صفت شیر بر اساس یک مدل دام روز آزمون با تابعیت تصادفی تکه ای ( Cubic spline random regression ) انجام شد. داده های مورد استفاده 32854 رکورد روز آزمون شیر دو و سه بار دوشش در روز مربوط به 3842 رأس گاو هلشتاین شکم اول (فرزندان 466 رأس گاو نر) در 125 گله بود که در بین سال های 1380 تا 1384 زایش داشتند. در مدل دام روز - آزمون، اثر عوامل ثابت محیطی گله- سال و ماه رکوردگیری- دفعات دوشش، متغیر های کمکی خطی و درجه دوم سن زایش اول، درصد ژن هلشتاین (متغیر کمکی خطی)، اثرات تصادفی ژنتیکی افزایشی و محیط دائمی گاو قرار داده شد. در مدل مزبور به منظور در نظر گرفتن تفاوت های ژنتیکی و محیطی شکل منحنی شیردهی بین گاوها از تابعیت تصادفی تکه ای توان سوم استفاده شد. میانگین پسین ارزش اصلاحی پیش بینی شده گاوها با روش آماری بیزین (از طریق نمونه گیری گیبس با 100000 زنجیره با نرم افزار RRGIBBS ) محاسبه شد. میانگین ارزش اصلاحی پیش بینی شده شیر 305 روز برای گاوهای دارای رکورد برابر با 90/52 کیلوگرم (05/0&gt;P) بود. هم بستگی بین ارزش اصلاحی ماه های شیردهی با افزایش فاصله بین آنها کاهش نشان داد . بیشترین هم بستگی رتبه ای بین ماه های هشتم و نهم (998/0) و کمترین هم بستگی رتبه ای بین ماه های اول و دهم (312/0) بود. ارزش اصلاحی ماه های اول و ششم به ترتیب کمترین (553/0) و بیشترین (990/0) هم بستگی رتبه ای را با ارزش اصلاحی شیر 305 روز داشت. روند ژنتیکی برآورد شده شیر 305 روز بر حسب سال تولد گاوها 75/17 کیلوگرم در سال بود که به لحاظ آماری تفاوت معنی دار از صفر نداشت ( 165/0= p value). &lt;/p&gt;</description>
						<author>همایون  فرهنگ فر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی جمعیت میکروبی روده و پاسخ رشد جوجه‌های گوشتی جوان به جیره‌های مکمل شده با روکسارسون، آویلامایسین و فورمایسین گلد</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=861&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;  این آزمایش به منظور بررسی جمعیت میکروبی روده و صفات تولیدی جوجه های گوشتی تغذیه شده با ترکیبات محرک رشد روکسارسون، آویلامایسین و فورمایسین گلد در مرحله اول رشد انجام شد. یک جیره پایه بر اساس توصیه های انجمن ملی تحقیقات برای مرحله اول رشد (0 تا 21 روزگی) تهیه و با مقادیر توصیه شده از ترکیبات محرک رشد روکسارسون، آویلامایسین و فورمایسین گلد نیز مکمل شد. هر یک از تیمارهای آزمایشی به 5 تکرار متشکل از 18 قطعه جوجه خروس گوشتی سویه تجاری راس 308 اختصاص یافت. پرندگان تا 21 روزگی روی بستر پرورش یافتند و صفات تولیدی و جمعیت میکروبی در بخش های چینه دان و ایلئوم با استفاده از محیط های کشت باکتری شناسی مناسب اندازه گیری شد. نتایج آزمایش نشان داد استفاده از روکسارسون و آویلامایسین به ویژه مخلوط آنها سبب بهبود چشمگیر افزایش وزن پرندگان شد (05/0&gt; P ). تمامی محرک های رشد مورد ارزیابی تأثیری بر مصرف خوراک و ضریب تبدیل غذایی نداشتند. استفاده از محرک های رشد به استثنای فورمایسین گلد 05/0 درصد سبب کاهش جمعیت کل باکتری های چینه دان و ایلئوم شد. بیشترین کاهش جمعیت باکتریایی مربوط به تیمار مخلوط روکسارسون و آویلامایسین بود که نسبت به جیره شاهد معنی دار بود (05/0&gt; P ). تمامی محرک های رشد سبب افزایش جمعیت باکتری های لاکتوباسیلوس در چینه دان و کاهش جمعیت کلی فرم ها در ایلئوم شدند. بیشترین مقدار افزایش جمعیت باکتری های لاکتوباسیلوس مربوط به تیمار مخلوط آویلامایسین و روکسارسون و بیشترین مقدار کاهش جمعیت کلی فرم ها مربوط به تیمار فورمایسین گلد 2/0 درصد بود که مقدار آن نسبت به جیره شاهد معنی دار بود (05/0&gt; P ). بر اساس نتایج این آزمایش مخلوط رکسارسون و آویلامایسین نسبت به سایر افزودنی های محرک رشد بیشترین تأثیر را بر بهبود وزن پرندگان و افزایش جمعیت لاکتوباسیل ها در چینه دان داشت. فورمایسین گلد 2/0 درصد نیز نسبت به سایر افزودنی ها سبب بیشترین کاهش جمعیت کلی فرم ها در ایلئوم شد. &lt;/p&gt;</description>
						<author> بهروز   دستار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی وضعیت تغذیه گوساله‌های شیری در مناطق روستایی دو شهرستان اصفهان و برخوار - میمه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=862&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;  در این پژوهش از 600 رأس گوساله شیری نژاد هلشتاین یک تا سه ماهه، در قالب یک طرح آماری کاملاً تصادفی از نوع ترتیبی (آشیانه ای) با دو تیمار شامل شهرستان های اصفهان و برخوار- میمه و سه تکرار شامل سه طبقه یک : گاوداری 1 تا 5 رأس گاو شیری، دو : گاوداری 6 تا 10 رأس گاو شیری و سه : گاوداری 11 تا 20 رأس گاو شیری استفاده گردید. برای مقایسه میانگین های مواد مغذی مصرف شده و مورد نیاز از آزمون t جفت شده استفاده شد. نتایج پژوهش یکساله نشان داد که نوع شهرستان در طبقات مختلف بر مصرف ماده خشک مصرفی (شیر کامل و خوراک آغازین)، انرژی ویژه رشد، پروتئین خام، کلسیم، فسفر، منیزیم، کلر، پتاسیم، سدیم، گوگرد، کبالت، مس، ید، آهن، منگنز، سلنیم، روی، ویتامین های D،  A و E  اثر معنی داری نداشت. نوع تیمار (شهرستان) بر نیاز مواد مغذی برای گوساله های شیری اثر معنی داری نداشت. تفاوت بین مصرف و نیاز به ازای هر رأس گوساله شیری در روز از نظر کیلوگرم ماده خشک شیر مصرفی، ماده خشک خوراک آغازین، مگاکالری در کیلوگرم انرژی ویژه رشد، گرم پروتئین خام، درصد از ماده خشک کلسیم، فسفر، منیزیم، کلر، پتاسیم، سدیم، و گوگرد، میلی گرم در کیلوگرم کبالت، مس، ید، آهن، منگنز، روی و سلنیم، واحد بین المللی در کیلوگرم ویتامین های D،  A و E به ترتیب برابر با 15/0-، 092/0-، 165/0-، 7/17-، 09/0-، 1/0، 08/0، 53/0، 64/0، 0، 01/0، 1/0-، 2/7-، 32/0-، 9/36-، 1/14-، 12/0-، 5/0، 4499-، 515- و 8/40- بود. تفاوت بین مصرف و نیاز فسفر، سدیم، گوگرد و روی بدون تفاوت آماری و برای بقیه مواد مغذی دارای اختلاف معنی دار بود (05/0&gt;P ). نتایج این پژوهش نشان داد گوساله های شیری در جیره خود با کمبود ماده خشک مصرفی (شیر و خوراک آغازین)، انرژی ویژه رشد، پروتئین خام، کلسیم، کبالت، مس، ید، آهن، منگنز، سلنیم، ویتامین A ، ویتامین D و ویتامین E روبه رو بوده که می توان با افزایش در میزان شیر مصرفی و خوراک آغازین مکمل شده با منابع پروتئینی با کیفیت و مکمل های معدنی و ویتامینی این کمبود را جبران نمود. &lt;/p&gt;</description>
						<author>محسن  اعراب </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اشباع نقشه پیوستگی ریزماهواره‌ای گندم نان درجمعیت حاصل از تلاقی Fukuho-Komugi × Oligo-Culm با استفاده از نشانگرهای AFLP</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=863&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;نقشه های ژنتیکی با پوشش بالای ژنوم نقش بسزایی در تحقیقات پایه و کاربردی ژنتیک ایفا می کنند. در دهه های اخیر با پیدایش نشانگرهای DNA تحول عظیمی در تهیه نقشه های ژنتیکی در گیاهان مختلف به خصوص گندم به وجود آمده است. در این تحقیق، از نشانگر AFLPبرای اشباع نقشه ژنتیکی 107فرد هاپلوئید مضاعف حاصل از تلاقی دو والد به نام های Fukuho-Komugi × Oligo-Culm دریافت شده از مرکز تحقیقات بین المللی کشاورزی ژاپن استفاده گردید. از چهارچوب نقشه ژنتیکی این جمعیت به عنوان نقشه پایه در تجزیه و تحلیل های بعدی استفاده شد. تجزیهAFLP با استفاده از آنزیم های برشی &lt;em&gt;MseI/PstI&lt;/em&gt; انجام گرفت. متوسط درصد چند شکلی نشانگر &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; 16/6% AFLP &lt;/span&gt;بود. تجزیه داده ها توسط نرم افزار 3/3 Mapmaker/EXP Ver با معیار حداکثر فاصله 50 سانتی مورگان و حداقل LOD برابر 3 و رسم نقشه گروه های پیوستگی توسط نرم افزارDrawmap Ver1.1 انجام گرفت. 115 نشانگر AFLP به 10 گروه منتسب شدند و تعدادی نیز به صورت غیرپیوسته باقی ماندند. تجزیه تکمیلی داده ها به همراه نشانگرهای ریزماهواره، موقعیت کروموزومی نشانگرها را تعیین کرد. در نهایت 1/71% نشانگرها به ژنوم A ، 16/5% به ژنوم B و تنها 3% به ژنوم D تخصیص یافتند. نشانگرهای AFLP مورد استفاده در این تحقیق توانستند در مجموع 11 فاصله خالیرا درهفت کروموزوم 
&lt;span dir=ltr&gt;           (2A،3A،7A،2B،3B،5B،7B)
 &lt;/span&gt;
پر نمایند. پوشش کم ژنوم D توسط نشانگرها به دلیل سطح کم چند شکلی در این ژنوم در جمعیت های مختلف و حالت حفظ شده آن در جمعیت های گوناگون می باشد. در بین کروموزوم ها، بیشترین تعداد نشانگر(60) به کروموزوم 7B تخصیص داده شد. توزیع نشانگرها روی این کروموزوم غیریک نواخت بود. توزیع غیریک نواخت نشانگر روی این کروموزوم به تجمع نشانگرهای AFLP در نواحی هتروکروماتین به خصوص اطراف سانترومر مربوط می شود. &lt;/p&gt;</description>
						<author> بدر الدین ابراهیم  سید طباطبایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
