<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1388 جلد13 شماره49</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1388/7/9</pubDate>

					<item>
						<title>توسعه و کاربرد مدل رایانه‌ای مدیریت و برنامه‌ریزی آبیاری مزرعه گندم بر اساس بیلان آب در خاک و بارش مؤثر </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=973&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>استفاده بهینه از نزولات جوی، منجر به توسعه سطح زیر کشت و امکان تخصیص منابع آب موجود به مصارف دیگر می گردد که در نهایت منجر به توسعه اقتصادی خواهد شد. یکی از روش های مؤثر در این زمینه، استفاده از مدل های شبیه سازی مدیریت آب خاک و زمان بندی آبیاری می باشد. در این پژوهش مدل رایانه ای برای مدیریت و برنامه ریزی آبیاری مزارع بر اساس بیلان آب خاک و بارش، که قبلاً تهیه شده بود، تکمیل گردید و برای مزرعه گندم در منطقه باجگاه به کار برده شد. هم چنین تأثیر مقدار ذخیره رطوبت در حداکثر عمق خاک ناحیه ریشه در مقدار آب آبیاری بررسی شد. مدل مورد نظر در محیط برنامه نویسی  Visual Basic .Net نوشته شده است. مدل تهیه شده برای 13 سال آمار هواشناسی منطقه باجگاه که کامل تر بودند، به کار برده شد. مدل در دو حالت که باران مؤثر کمبود رطوبتی خاک (نسبت به حالت ظرفیت زراعی) تا حداکثر عمق ریشه را جبران می نماید (حالت دوم) نسبت به حالتی که باران مؤثر تنها کمبود رطوبتی خاک تا عمق ریشه روزانه را جبران می کند(حالت اول) اجرا شد. در حالت دوم، مقدار آب آبیاری و تعداد دفعات آبیاری نسبت به حالت اول کاهش یافته است. چنانکه میانگین مقدار آبیاری فصلی از 8/706 به 2/569 میلی متر و میانگین تعداد دفعات آبیاری فصلی از 8 بار به 6 بار کاهش یافته اند. هم چنین میانگین نسبت باران مؤثر به کل مقدار باران از 31/46 درصد به 6/73 درصد افزایش یافته است. با احتمال 80%، در حالت اول با احتساب 9/108 میلی متر بارش مؤثر نیاز به 9 بار آبیاری و 7/757 میلی متر آب آبیاری نیاز است و در حالت دوم با احتساب 7/236 میلی متر بارش مؤثر به 7 بار آبیاری و 9/636 میلی متر آب آبیاری نیاز است. با احتمال 50% ، در حالت اول با احتساب 6/165 میلی متر بارش مؤثر به 8 بار آبیاری و 6/712 میلی متر آب آبیاری نیاز است و در حالت دوم با احتساب 1/292 میلی متر بارش مؤثر به 6 بار آبیاری و 1/545 میلی متر آب آبیاری نیاز است. در نهایت نشان داده شد که با استفاده از اصول ساده مدیریتی می توان از مصرف بیش از اندازه آب آبیاری جلوگیری نمود.</description>
						<author>مهدی مهبد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی الگوی پوشش سنگ‌چین در محل احداث گروه‌پایه‌های استوانه‌ای در پل‌ها </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=974&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>قرار دادن سنگ چین در اطراف پایه های پل ها مانع از ایجاد آب شستگی موضعی اطراف آنها می گردد. ارائه الگوی مناسب پوشش سنگ چین یک اصل ضروری برای اقتصادی بودن این روش است. در مطالعه حاضر محدوده پوشش سنگ چین در گروه پایه ها بررسی و با نتایج بدست آمده برای تک پایه مقایسه شده است. گروه پایه های دوتایی و سه تایی در یک خـط موازی با جهت جریـان با قطر 02/0 متـر در فاصله های دو و چهار برابر قطر پایـه قرار گرفتند. چهار اندازه سنگ چین با قطرهای 86/2، 67/3، 38/4 و 18/5 میلی متر برای پوشش دور پایه ها استفاده شد. نتایج نشان داد که در گروه پایه ها، پدیده حفاظت کننده و تقویت کننده در پایه جلویی و عقبی به ترتیب باعث 31 درصد کاهش و 60 درصد افزایش طول محدوده سنگ چین شد. افزایش فاصله بین پایه ها اگرچه موجب کاهش تأثیر پدیده تقویت کننده و حفاظت کننده شد ولی اثری بر تغییر الگوی پوشش سنگ چین نداشت. پدیده حفاظت کننده در گروه پایه های دوتایی و سه تایی، گودال آب شستگی در پایه عقبی را به ترتیب به میزان 46 درصد و 54 درصد نسبت به تک پایه کاهش داده است. مقدار کاهش ابعاد گودال آب شستگی در پایه عقبی گروه پایه سه تایی نسبت به گروه پایه دوتایی 67 درصد بوده که به دلیل عامل حفاظ پایه های اول و دوم بر آن است. مناسب ترین شکل برای این که از آب شستگی بستر در انتهای محدوده سنگ چین در پشت پایه جلوگیری کند، نیم بیضی است. طول سنگ چین در پشت گروه پایه های دوتایی و سه تایی به ترتیب نسبت به تک پایه به میزان 31 و 5/37 درصد کاهش یافته است.</description>
						<author>منوچهر حیدرپور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر تنش آبی بر ویژگی‌های فیزیولوژیک گیاه کلزا(Brassica napus)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=975&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>با توجه به اهمیت کشت کلزا در ایران جهت تولید روغن و روش کم آبیاری که یکی از روش های مدیریتی در هنگام بروز خشکسالی و کمبود آب می باشد تحقیق حاضر به منظور بررسی تأثیر تنش رطوبتی بر عوامل فیزیولوژیک گیاه کلزا، در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز در طی سال های زراعی 84-83 و 85-84 انجام گردید. آزمایش روی رقم لیکورد در قالب طرح بلوک های کاملاً تصادفی انجام شد. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: تیمار شاهد یا تیمار آبیاری در کل دوره رشد، تیمار تنش آبی در مرحله رشد رویشی مجدد در بهار، تیمار تنش آبی در مرحله گل دهی و تشکیل غلاف، تیمار تنش آبی در مرحله رسیدن دانه و تیمار دیم با آبیاری تکمیلی در اول دوره رشد در زمان جوانه زنی. نتایج نشان داد کمبود آب سبب کاهش ارتفاع بوته (به خصوص در تیمار دیم)، وزن خشک گیاه (به ویژه در تیمار تنش آبی پیوسته در دوره رشد گیاه)، شاخص سطح برگ، پتانسیل آب گیاه و افزایش دمای پوشش سبز گیاه به دلیل کاهش تبخیر و تعرق گردید. شاخص سطح برگ کلزا در اثر اعمال تنش خشکی کاهش می یابد که این کاهش در تیمار تنش در مرحله رشد رویشی در اوایل بهار به طور موقت شدیدتر می شود ولی با اتمام تنش افزایش می یابد. سرعت کاهش شاخص سطح برگ در انتهای دوره رشد در تیمار تنش در مرحله رسیدن دانه بیشتر از بقیه تیمارهاست.</description>
						<author>علی اکبر کامگار حقیقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر آبیاری جویچه‌ای یک در میان روی کارآیی مصرف آب و ویژگی‌های نیشکر در جنوب اهواز</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=989&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زراعت نیشکر در خوزستان در سطح وسیع متداول است و آبیاری آن به روش جوی و پشته با سیفون یا هیدروفلوم صورت می گیرد. برای بررسی اثر آبیاری جویچه ای یک در میان روی کارآیی مصرف آب و ویژگی های نیشکر، آزمایشی در اراضی کشت و صنعت امیرکبیر در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تیمار آبیاری های جویچه ای معمولی، یک در میان ثابت و متغیر اجرا شد. نتایج نشان داد که کارآیی مصرف آب به ازای شکر تولیدی، در تیمارهای آبیاری معمولی، یک در میان ثابت و متغیر به ترتیب 41/0، 58/0 و 7/0 کیلوگرم بر متر مکعب بود. گرچه کارآیی مصرف آب در هیچ کدام از تیمارها اختلاف معنی دار نشان نداد ولی این فاکتور، در تیمارهای آبیاری یک در میان متغیر و ثابت به ترتیب حدود 41% و 29% نسبت به تیمار شاهد (آبیاری معمولی) روند افزایشی داشته است، به  گونه ای  که تیمار آبیاری یک در میان متغیر کمترین حجم آب مصرفی، بیشترین کارایی مصرف آب و عملکرد نیشکر و شکر تولیدی را داشته و شکر قابل استحصال آن با 5/14 تن در هکتار به ازای m3/ha 20604 آب مصرفی، بیشترین عملکرد را دارا بود. کلیه ویژگی های نیشکر در تیمارها به جز تعداد نی در هکتار، اختلاف معنی داری  با هم نداشتند. </description>
						<author>علی شینی دشتگل</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی خصوصیات بار سطحی برخی از خاک‌های اسیدی ناحیه لاهیجان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=976&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بار سطحی خاک ها با استفاده از دو روش جذب یونی و تیتراسیون پتانسیومتری اندازه گیری می شود. اکثر مدل های شیمیایی بار سطحی خاک ها از اطلاعات به دست آمده به وسیله تیتراسیون پتانسیومتری اقتباس شده اند. مدل اوهارا وگیلمن برای برآورد خصوصیات بار سطحی در محدوده ای از pH خاک، برای سه خاک جنگلی از منطقه معتدل لاهیجان به کار رفت. خاک های انتخاب شده بر روی سه نوع سنگ مادری متفاوت تشکیل شده بودند و لذا تأثیر سنگ مادر روی خصوصیات بارخاک نیز بررسی شد. کربن آلی، درصد رس، pH در آب مقطر و محلول 1 مولار KCl، ظرفیت تبادل کاتیونی(CEC)، نقطه صفربار(pH0)، نقطه صفربارخالص(ZPNC)، بار دائمی ومنحنی تغییرات بار این خاک ها تعیین شد و مورد بررسی قرارگرفت. کلیه خاک ها حاوی مقادیر معنی دار بار منفی بودند. خاک تیپیک هاپل یودالف دارای کمترین مقدارpH0 و بیشترین مقدار بارمنفی درpH خاک بود. مقدار pH0  در هر سه خاک درسطح کمتر از عمق بود ومقدار ZPNC درهرسه خاک قابل تفسیر از روی منحنی های تغییر بار نبود وکمتر از5/2 تخمین زده شدکه این خود دلیلی بر وجود بار منفی زیاد در این خاک ها می باشد. دامنه تغییرات منحنی های بار منفی در محدوده pH بین 3 تا 6 در افق های سطحی بیشتر ازافق های زیر سطحی بود که علت آن وجود ماده آلی درسطح است. بار دائمی در هر سه خاک، منفی و بالا بود که منطبق با اطلاعات کانی شناسی این خاک ها می باشد که حاوی مقادیر معتنابهی رس های 2:1 و 1:1 هستند. اطلاعات به دست آمده از منحنی تغییر بار خاک های مورد مطالعه هم چنین نشان داد که AEC(ظرفیت تبادل آنیونی) این خاک ها پایین و کمتر از 1 سانتی مول در هر کیلوگرم خاک بود.</description>
						<author>سعید فرقانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نموگرافی جدید برای برآورد عامل فرسایش‌پذیری (K) در بخشی از خاک‌های نواحی نیمه‌خشک در شمال‌غربی ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=977&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>ارزیابی مناسب عامل فرسایش پذیری خاک (K) برای پیش بینی قابل اطمینان فرسایش آبی حائز اهمیت است. در این پژوهش، عامل فرسایش پذیری خاک در 900 کیلومتر مربع از خاک های شهرستان هشترود واقع در ناحیه نیمه خشک شمال غربی ایران مورد بررسی قرار گرفت. نتایج اندازه گیری مقدار هدررفت خاک در 36 زمین مختلف در کرت-های استاندارد تحت باران های طبیعی از سال 1384 تا 1386 نشان داد که مقدار عامل فرسایش پذیری اندازه گیری شده 77/8 برابر کمتر از مقدار برآوردی با نموگراف USLE است. برای دست یابی به نموگراف جدید، هم بستگی بین عامل فرسایش پذیری اندازه گیری شده و ویژگی های خاک ها بررسی شد. نتایج نشان داد که شن درشت، رس، ماده آلی، آهک، پایداری خاکدانه و نفوذپذیری خاک، هم بستگی منفی معنی دار و شن بسیار ریز و سیلت، هم بستگی مثبت معنی دار با عامل فرسایش پذیری خاک دارند. نتایج تجزیه مولفه های اصلی و رگرسیون چند متغیره نشان داد که نفوذپذیری خاک، پایداری خاکدانه، آهک و شن درشت رابطه ای معنی-دار (92/0=2R) با فرسایش پذیری دارند. برای برآورد آسان عامل فرسایش پذیری، نموگرافی بر اساس عوامل مذکور با ضریب تبیین 92 درصد تهیه شد. از این نموگراف در مناطقی که دارای ویژگی  خاک و باران مشابه با منطقه مورد بررسی باشند، برای برآورد مطمئن عامل فرسایش پذیری خاک می توان بهره گرفت.</description>
						<author>علیرضا واعظی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تخمین ظرفیت تبادل کاتیونی خاک با استفاده از رگرسیون و شبکه عصبی و اثر تفکیک داده‌ها بر دقت و صحت توابع </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=978&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>منظور نمودن شاخص های حاصل خیزی خاک از جمله ظرفیت تبادل کاتیونی(CEC) می تواند در ارتقا و افزایش کیفیت نقشه های خاک مفید باشد. برای اندازه گیری CEC که زمان بر و پرهزینه است می توان از برآورد آن از طریق توابع انتقالی استفاده کرد. در این تحقیق، ابتدا چند محدوده (Delineation)  از دو واحد نقشه همگون (Consociation)، شامل دو فامیل خاک واقع در دشت شهرکرد، یک واحد نقشه شامل سری شهرک و دیگری شامل سری چهارمحال، مشخص شد. سپس، از اعماق صفر تا20 و30 تا50 سانتی متری محدوده ها نمونه گیری و چند ویژگی فیزیکی- شیمیایی هر نمونه در آزمایشگاه اندازه گیری شد. سه ویژگی درصد رس، درصد ماده آلی و رطوبت در پتانسیل 1500- کیلو پاسکال بیشترین هم بستگی را با CEC نشان دادند. توابع انتقالی با استفاده از رگرسیون خطی و شبکه عصبی استخراج شد. در این مطالعه، برای تمام مدل های شبکه عصبی یک لایه میانی به همراه یک گره کافی به نظر رسید. در هر دو روش، مدلی که شامل پارامتر های زود یافت ماده آلی و رس بود به وسیله روش رگرسیون با 81/0=R2 و 2/7= RMSE و از طریق شبکه عصبی با ضریب یادگیری 3/0 و تعدادتکرار(Epoch) 40 و 88/0=R2  و34/0= RMSE بهترین و دقیق ترین تخمین را در بین مدل ها جهت تخمین CEC نشان داد. تفکیک داده برحسب لایه و فامیل باعث افزایش دقت و صحت توابع گردید. تکنیک شبکه عصبی در مقایسه با رگرسیون، مدل هایی باR2  بیشتر و RMSE کمتر تولید کرد.</description>
						<author>محمدحسن  صالحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر آتش‏سوزی جنگل و سوزاندن پسمان زراعی بر تغییرات کانی‌های رسی و برخی ویژگی‌های فیزیکو- شیمیایی لایه‌های سطحی خاک</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=979&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>آتش به صورت گسترده برای تمیز کردن مزارع در ایران استفاده می‏شود در حالی که اطلاعات کمی از اثر آن بر خصوصیات خاک به ویژه خصوصیات مینرالوژیکی خاک در دسترس می‏باشد. تحقیق حاضر به منظور ١) مقایسه برخی از ویژگی های فیزیکوشیمیایی خاک سوخته و نسوخته و ٢) بررسی امکان تحول کانی های موجود در لایه سطحی خاک بر اثر افزایش دما صورت گرفت. نمونه‏ها از عمق 5- 0 و 15- 5 سانتی‏متری قسمت سوخته و نسوخته یک خاک زراعی در منطقه تخت‏ جمشید و خاک جنگل بمو که در آنها آتش‏سوزی رخ داده بود با 4 تکرار برداشته شدند. تجزیه های فیزیکوشیمیایی روی نمونه های نسوخته و سوخته صورت گرفت. هم چنین کانی‏های موجود در جزء رس خاک ها در عمق 5-0 سانتی متری خاک نسوخته و سوخته و نمونه های خاک تیمار شده در دماهای 300 و 600 درجه سانتی گراد به مدت 2، 4، 8 و 12 ساعت در آزمایشگاه، توسط دستگاه پراش پرتو ایکس مطالعه گردید. در ناحیه جنگلی پ‏هاش و شن در عمق 5- 0 سانتی‏متری خاک سوخته افزایش یافت در صورتی که مقدار فسفر و پتاسیم قابل جذب در هر دو عمق نمونه‏برداری خاک جنگلی افزایش نشان داد. در خاک زراعی تغییرات خواص فیزیکی و شیمیایی در اثر آتش‏سوزی از نظر آماری معنی‏دار نبود. نتایج حاصل از پراش پرتو ایکس کاهش شدت پیک‏های کلریت و ایلیت در نمونه ‏خاک های زراعی و جنگلی سوخته را نشان داد. در تیمار دمایی ٣٠٠ درجه سانتی گراد اعمال شده در مدت زمان های متفاوت کلریت و ایلیت با مقدار نسبی کمتر نسبت به خاک نسوخته در هر دو منطقه نمونه برداری شده مشاهده شد در حالی که در تیمار دمایی ٦٠٠ درجه سانتی گراد با زمان های ٨ و ١٢ ساعت، پیک های مربوط به کلریت و ایلیت بر خلاف زمان های ٢ و ٤ ساعت مشاهده نشد. پیک کوارتز در خاک جنگلی و زراعی سوخته و تیمارهای دمایی ٣٠٠ و ٦٠٠ درجه سانتی گراد بدون تغییر مشاهده شد.

</description>
						<author>ابراهیم ادهمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر موقعیت منطقه نمونه و نظر کارشناس بر نتایج روش ژئوپدولوژی در نقشه‌برداری خاک (مطالعه‌ موردی: منطقه‌ بروجن، استان چهارمحال و بختیاری) </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=980&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>ژئوپدولوژی، یک روش سیستماتیک تجزیه و تحلیل سطوح ژئومرفیک برای نقشه برداری خاک است که عملیات صحرایی را عمدتاً بر مبنای کار در منطقه نمونه پایه ریزی می کند. هدف از تحقیق حاضر، بررسی موقعیت منطقه نمونه و تأثیر نظر کارشناس در راستای تعیین میزان اعتبار تعمیم پذیری نتایج حاصل از روش ژئوپدولوژی برای اشکال اراضی مشابه، در جنوب غربی بروجن است. پس از تهیه نقشه تفسیری اولیه  روی عکس های هوایی با مقیاس &quot;1:20000&quot;، با توجه به موقعیت های مختلف واحد Pi111 که بیشترین مساحت از محدوده مطالعاتی را در برمی گرفت، منطقه نمونه در سه موقعیت مختلف طراحی شد و نقشه مزبور، در قالب مطالعات خاک شناسی رده دوم نهایی گردید. هم چنین، نظر دو کارشناس مختلف در رابطه با تعیین نقاط آزمون در خارج از منطقه نمونه به منظور بررسی میزان اعتبار نتایج تعمیم پذیری روش ژئوپدولوژی برای واحد مذکور، مد نظر قرار گرفت. نتایج نشان داد که تغییر موقعیت منطقه نمونه، تفاوت های تاکسونومیکی را در سطوح مختلف (رده، تحت گروه و یا فامیل) و نوع واحد نقشه (کمپلکس و همگون) برای واحد Pi111 در بر داشته است. هم چنین، علی رغم مشابهت  نتایج رده بندی پروفیل های تعیین شده توسط کارشناسان با یکدیگر، میزان هم خوانی این خاک ها با پروفیل های شاهد منطقه نمونه (تا سطح فامیل) در هر کدام از موقعیت های سه گانه ، متفاوت بود. بنابراین، استفاده از فازهای شکل اراضی برای افزایش دقت نتایج روش ژئوپدولوژی توصیه می شود.

</description>
						<author>محمدحسن  صالحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر منابع مختلف کود‌های محتوی نتیروژن پایه برعملکرد، کارایی و درصد بازیافت نیتروژن در گندم </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=982&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی تأثیر منابع مختلف کودهای محتوی نیتروژن پایه، بر عملکرد، کار ایی نیتروژن (NUE)Nitrogen Use Efficiency و درصد بازیافت نیتروژن (NARF) Fraction Nitrogen Apparent Recovery، در گندم آبی(.Triticum aestivum L)، آزمایشی دو ساله در ایستگاه تحقیقات خاک و آب کرج از سال 1383 اجرا گردید. آزمایش در سال اول در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 6 تیمار و 3 تکرار انجام شد. تیمار اول ( شاهد) شامل مصرف تمامی عناصر غذایی پر مصرف و کم مصرف- (ریزمغذی)  منهای نیتروژن)؛ تیمار دوم = مصرف 150 کیلوگرم در هکتار نیتروژن از منبع اوره به عرف گندمکاران پیشرو (سه بار سرک اوره)؛ تیمار سوم = یک سوم نیتروژن از منبع اوره با پوشش گوگردی (SCU) به صورت پایه + دو سرک اوره؛ تیمار چهارم= مصرف تمام 150 کیلوگرم نیتروژن به صورت پایه از منبع SCU؛ تیمار پنجم= مصرف 150 کیلوگرم در هکتار نیتروژن از منبع اوره در دو سرک اوره (عرف زارعین معمولی) و تیمار ششم = یک سوم نیتروژن از منبع کود کامل پرمصرف به صورت پایه + دو سرک اوره انجام شد. پس از بررسی نتایج سال اول، مقادیر عناصر غذایی مازاد موجود در کودهای کامل پرمصرف  (فسفر، پتاسیم و روی) و SCU (گوگرد) تأمین، مقدار نیتروژن مصرفی تا 180 کیلوگرم در هکتار افزایش داده شد و هفت تیمار به شرح تیمار اول= شاهد؛ تیمار دوم = دو سرک اوره؛ تیمار سوم = سه سرک اوره؛ تیمار چهارم = پنج سرک اوره با آب آبیاری؛ تیمار پنجم = اوره پایه زیر بذر+ چهار سرک اوره؛ تیمار ششم = اوره پایه از منبع SCU + چهار سرک اوره و تیمار هفتم = اوره پایه از منبع کود کامل پرمصرف + چهار سرک اوره اعمال گردید. پس از عملیات آماده سازی زمین، طرح پیاده گردید. سایر کود های مورد نیاز بر اساس آزمون خاک تأمین شد. نتایج حاصله در سال اول نشان داد، عملکرد دانه در تیمارهای دوم و ششم (5145 و 5067 کیلوگرم در هکتار) در مقایسه با شاهد ( 3068 کیلوگرم در هکتار) به طور معنی داری در سطح یک درصد افزایش یافت. NUE (8/13 و 2/13 کیلوگرم در کیلوگرم) و NARF (2/41 و 2/38 درصد)  نیز در این دو تیمار در گروه برتر قرارگرفتند. در سال دوم، بیشترین عملکرد (6335 کیلوگرم در هکتار)، کارایی (2/16 کیلوگرم در کیلوگرم) و بازیافت نیتروژن (50 درصد) در تیمار ششم مشاهده شد. علت افزایش عملکرد، NUE و NARF در سال دوم آزمایش عمدتاً مربوط به جایگزینی  SCU و کود کامل پرمصرف با اوره پایه، افزایش مقدار نیتروژن و تعداد دفعات تقسیط بود. بازده اقتصادی برای هر دو سال محاسبه و همین تیمارها در گروه برتر قرار گرفته و میانگین آنها بدون اعمال هرگونه یارانه به ترتیب 14، 8 و 4 گردید. به رغم آن که بازده اقتصادی تیمار دوم بیشترین بود.  لیکن به دلایل متعددی از جمله افزایش عملکرد هکتاری دانه گندم، افزایش NUE و NARF، ذخیره  سازی عناصر غذایی بیشتر در خاک ذخیره سازی، جلوگیری از هدررفت (آبشویی و تصعید) نیتروژن و حفظ محیط زیست، جایگزینی یک سوم اوره مصرفی (قبل از کاشت) با کود کامل پرمصرف و یا SCU مورد تأیید قرار گرفت. بنابراین، اجرائی نمودن نتایج حاصله در چند استان گندم خیز کشور، توصیه می گردد.</description>
						<author>محمد جعفر ملکوتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی دو شاخص کمی کردن الگوهای چشم‌انداز با استفاده از RS و GIS در منطقه حفاظت شده موته</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=987&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بوم شناسی چشم انداز به عنوان یک علم بین رشته ای جدید، مفاهیم، تئوری و روش هایی را برای ارزیابی و مدیریت سرزمین ارائه می دهد. توصیف الگوهای چشم انداز و تفسیر آثار بوم شناختی آنها بر گیاهان، جانوران، سیر انرژی و مواد، بخش اعظم مطالعات چشم انداز را به خود اختصاص می دهد. مطالعات چشم انداز نیازمند روش هایی برای شناسایی و کمی کردن الگوهای مکانی چشم انداز است. کمی کردن الگوهای چشم انداز برای درک کارکرد و فرآیندهای چشم انداز ضرورت دارد. نمایه های چشم انداز مانند تنوع و طبیعی بودن می توانند اطلاعات کمی در خصوص الگوی چشم انداز ارائه دهند. فن آوری های سنجش از دور (RS) و سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) از پتانسیل بالایی برای مطالعات چشم انداز، به ویژه شناسایی، نقشه سازی و تجزیه و تحلیل الگوهای چشم انداز برخوردار هستند. هدف از مطالعه حاضر نقشه سازی و کمی کردن شاخص های تنوع و طبیعی بودن برای پناهگاه حیات وحش موته با استفاده از نقشه کاربری و پوشش اراضی به دست آمده از تصاویر ماهواره ای و تکنیک های GIS است. در این مطالعه نقشه های تنوع و طبیعی بودن به ترتیب در 4 و 6 طبقه به دست آمدند. نتایج نشان می دهد طبقات تنوع متوسط و بالا بیشترین سطح منطقه مطالعه را پوشش می دهند. هم چنین در میان طبقات طبیعی بودن طبقه 1 که نشان دهنده بالاترین سطح طبیعی بودن است بخش وسیعی از پناهگاه حیات وحش موته را در برمی گیرد. </description>
						<author>علیرضا سفیانیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تغییرات کاربری اراضی محدوده شهر اصفهان با استفاده از تکنیکآشکارسازی برداری تغییرات طی سال‌های 1366 تا 1377</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=988&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پایش تغییرات کاربری و پوشش اراضی نقش اساسی در برنامه ریزی و مدیریت محیط زیست دارد. داده های ماهواره ای کارایی بالایی در آشکارسازی و تجزیه و تحلیل تغییرات زیست محیطی دارند. روش های متعددی برای آشکارسازی تغییرات یک منطقه با استفاده از تصاویر ماهواره ای وجود دارد که هر کدام دارای مزایا و محدودیت هایی هستند. آشکارسازی برداری تغییرات (Change Vector Analysis) یکی از این روش ها است. این روش برپایه آشکارسازی تغییرات رادیومتریک بین دو سری زمانی داده ماهواره ای استوار است. مشخص شدن محدوده تغییرات در کنار ماهیت تغییرات از مزایای بسیار مهم این روش نسبت به سایر روش ها است. هدف اصلی از این مقاله توصیف روش آشکارسازی برداری تغییرات (CVA) و به کارگیری آن برای آشکارسازی تغییرات پوشش اراضی در محدوده فعلی شهر اصفهان طی یک دوره 11 ساله است. بدین منظور دو سری داده از سنجنده TM ماهواره لندست به تاریخ 15 خرداد 1366 و تاریخ 13 خرداد 1377 انتخاب گردیدند. داده های ماهواره ای از لحاظ نوع سنجنده و زمان برداشت به گونه ای انتخاب شدند که نیازی به تصحیح رادیومتریک نباشد. پس از زمین مرجع کردن تصاویر و انتقال محدوده مطالعه روی آنها با استفاده از روشCVA تغییرات منطقه از لحاظ بزرگی و حهت بررسی گردید. نقشه تغییرات به دست آمده دارای ضریب کاپای 19/63 و صحت کلی 4/74 است. نتایج نشان می دهد طی این دوره 3360 هکتار از اراضی محدوده شهر اصفهان تغییر کاربری داشته است. از این میان در 1340 هکتار از اراضی که عمدتاً جزء اراضی کشاورزی بوده اند، توسعه فعالیت های شهرسازی را داشته ایم. 1585 هکتار به سطح اراضی کشاورزی اضافه و 430 هکتار از اراضی کشاورزی اولیه کاسته شده است. نتایج این مطالعه نشان داد که CVA یک روش مناسب برای آشکارسازی و توصیف تغییرات رادیومتریک سری زمانی داده های چند طیفی است. </description>
						<author>علیرضا سفیانیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>هم‌بستگی پارامترهای Q/I با بعضی ویژگی‌های خاک و جذب پتاسیم به وسیله گندم در تعدادی از خاک‌های منطقه آبیک</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=984&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
هم بستگی بین پارامترهای کمیت- شدت پتاسیم خاک(Q/I) با بعضی ویژگی های خاک و شاخص های گیاهی گندم (Triticum aestivum L.) در یک آزمایش گلخانه ای در سال زراعی 83-1382 در منطقه آبیک قزوین مورد مطالعه قرار گرفت. بدین منظور تعداد 80 عدد نمونه خاک از عمق 30-٠ سانتی متری مزارعی که به صورت تصادفی در سرتاسر منطقه انتخاب شده بود، برداشت و  بر اساس بافت خاک و پتاسیم قابل استفاده، 21 نمونه از آنها انتخاب گردید و در آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی که فاکتور اول 21 نمونه خاک و فاکتور دوم دو سطح کودی 0 و 100 میلی گرم پتاسیم در کیلوگرم بود، در سه تکرار انجام شد. اثرکود پتاسه بر عملکرد گندم در سطح ٥% و اثر خصوصیات خاک بر عملکرد گندم در سطح ١% معنی دار شد، ولی اثر متقابل کود پتاسه و خصوصیات خاک معنی دار نشد. دامنه ای از نسبت فعالیت پتاسیم خاک( ARK) که در آن نمودار  Q/Iبه صورت خطی بود، تعیین گردید. ظرفیت بافری بالقوه پتاسیم خاک(PBCK) هم بستگی بالایی را با **)CEC996/0 (r =، درصد رس (**921/0=  r) و درصد رطوبت اشباع (** 811/0 r =) نشان داد. معادله زیر به عنوان برآورد کننده ظرفیت بافری خاک در خاک های زیر کشت گندم منطقه آبیک پیشنهاد گردید.
PBCK = 419/7 CEC - 743/19	            	R2adj=782/0
نسبت فعالیت تعادلی پتاسیم (AReK)  هم بستگی بالایی را با پتاسیم محلول (**846/0r=)، پتاسیم قابل استخراج با استات آمونیوم
(**730/0 = r)، درصد رطوبت اشباع (**794/0- = r) و در صد رس (**602/0-= r) نشان داد. هم چنین مقدار پتاسیم سهل الوصول (K0) هم بستگی بالایی را با پتاسیم قابل استخراج با استات آمونیوم (**871/0= r)، پتاسیم محلول (**778/0 r= )، درصد رطوبت اشباع (*551/0- = r) و در صد رس (**206/0-= r)  نشان داد. هم بستگی بین پتاسیم قابل استفاده گیاه، K0 و AReK با پتاسیم جذب شده توسط گندم و عملکرد نسبی گندم معنی دار نگردید. ولی PBCK با پتاسیم جذب شده به وسیله گندم (**729/0 = r) و عملکرد نسبی گندم 
(**735/0 = r) هم بستگی بالایی را نشان داد. هم بستگی بین پارامترهای Q/I حاصل از محلول های K2SO4, KCl  با خصوصیات خاک دارای تفاوت معنی داری نبود اما پارامترهای Q/I حاصل از محلول KCl هم بستگی بیشتری با شاخص های رشد گندم داشت.

</description>
						<author>نوید  قنواتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
