<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1388 جلد13 شماره47</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1388/1/12</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی فعالیت آنزیم های آلفاآمیلاز، لیپاز و لیپواکسیژناز در گندم و تغییر فعالیت آنها در قبل و بعد از دوره جوانه زنی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1031&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>آنزیم های آرد گندم نقش مهمی در تو لید مناسب محصولات مختلف به خصوص نان دارند . شناخت دقیق سیستم های آنزیمی آرد و منطقه (M بهین هسازی فعالیت آنها اساس بسیاری از تحقیقات در صنعت نانوایی است . در این تحقیق سه رقم گندم (مهدوی، کویر و ٧٣١٨ اصفهان انتخاب شد . خصوصیات شیمیایی آرد و فعالیت های آنزیمی ا ین سه رقم تعیین گردید. برای بررسی روند تغییرات فعالیت آنزیمی (آلفاآمیلاز، لیپاز و لیپواکسیژناز ) در طی جوانه زنی، فعالیت این آنزی م ها بعد از ساعات مختلف جوان هزنی انداز هگیری شد و ارتباط بین طول ریشه و فعالیت آلفاآمیلازی و نیز ارتباط بین فعالیت لیپاز و لیپو اکسیژناز بررسی شد . نتایج آزمون های شیمیایی آرد نشان داد که از نظر جزء آردهای ضعیف و آرد ارقام کویر و مهدوی جزء آردهای متوسط قرار گرفته و در ضمن هر M درصد پروتئین و گلوتن، آرد رقم ٧٣١٨ سه رقم از نظر فعالیت آلفاآمیلازی در سطح پایینی قرار دارند . گرچه رقم کویر از نظر سه آنزیم مورد نظر، فعالیت بیشتری نسبت به دو رقم دیگر داشت . نتایج آزمون جوانه زنی نشان داد که در اثر جوانه زنی تغییرات فعالیت آلفاآمیلاز و لیپاز روندی افزایشی داشته، در صورتی که فعالیت لیپواکسیژناز از روند افزایشی پیروی نکرد . نتایج آزمون هم بستگی ساد ه نشان داد که بین طول ریشه و عدد فالینگ هم بستگی منفی و معنی دار (تا ٧٢ ساعت جوانه زنی) وجود دارد، که می تواند نشان دهنده وجود هم بستگی مثبت و معنی دار بین طول ریشه و فعالیت آلفاآمیلازی باشد . این آزمو ن هم چنین نشان داد که بین فعالیت لیپاز و لیپواکسیژناز ی ک هم بستگی مثبت و معنی دار در طی جوانه زنی وجود دارد. </description>
						<author>مهدی کدیور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین ضریب نفوذ رطوبت در پنیر سفید ایرانی طی مرحله آب نم کگذاری </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1032&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>میزان رطوبت و فعالیت آبی تعیین کننده فعالیت میکروبی و آنزیمی در نقا ط متفاوت در داخل پنیر و به تبع آن کیفیت محصول نهایی است . می باشد. در این مطالعه به منظور پیش بینی تغییرات مقدار رطوبت در لایه های (D) یکی از اصلی ترین پارامترهای انتقال جرم، ضریب نفوذ پنیر طی آب نمک گذاری پنیر سفید ایرانی، ضریب نفوذ ثابت و متغیر آب با استف اده از داده های آزمایشگاهی غلظت - فاصله در نمونه های مکعب مستطیل شکل و با اطمینان از انتقال جرم نیمه محدود و یک بعدی در محلول آب نمک اشباع در دماهای مختلف ۲۴ و ۴۸ ساعت براورد گردید . نتایج نشان داد که با افزای ش دما و مقدار رطوبت، ، ۲۴ ) در زمان های آب نمک گذاری ۶ °C ۱۹ و ،۱۴ ،۶) ضریب نفوذ آب افزایش می یابد. برای توصیف اثر دما روی ضریب نفوذ متغیر از رابطه آرنیوس استفاده گردیده و در پایان یک رابطه ریاضی ساده برای توصیف تغییرات ضریب نفوذ مؤثر آب ب ه عنوان تابعی از دما و غلظت ارائه شد. مقایسه مقادیر ضرایب نفوذ پیش بینی شده توسط رابطه مذکور با ضرایب نفوذ آزمایشگاهی نشان داد که ه مبستگی بالایی مابین آنها وجود دارد. </description>
						<author>لیلا ایزدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر فصل و منطقه برداشت بر میزان اسید گلیسیریزیک، املاح معدنی و قند موجود در ریشه شیری نبیان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1033&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>ارزش و اهمیت ریشه شیری ن بیان ب هدلیل تنوع مواد شیمیایی موجود در آن است که از بین این ترکیبات، اسید گلیسیریزیک ب ه عنوان ماده مؤثره آن از اهمیت ویژه ای در صنایع غذایی، داروسازی و دخانیات برخوردار است. هدف از این مطالعه بررسی اثر فصل و منطقه برداشت بر ترکیبات شیمیایی شامل خاکستر، ق ند و اسید گلیسیریزیک و کیفیت ریشه شیرین بیان بود . در این پژوهش ، ریشه های شیرین بیان در دو فصل تابستان و پاییز و از ۳ منطقه ( اقلید، بیضاء و دشمن زیاری ) در استان فارس، یک منطقه در استان کرمان (بافت ) و یک منطقه در استان کرمانشاه (اسلام آباد) برداشت و آزمایش های شیمیایی تعیین صفات روی پودر عصاره آنها انجام شد . داده های آزمایش بر اساس طرح بلوک کامل تصادفی با ۶ تکرار و به صورت مرکب تجزیه گردید . با توجه به نتایج حاصل، اثر فصل بر میزان قند قبل و بعد از هیدرولیز، اثر منطقه و اثر متقابل فصل و منطقه بر میزان خاکستر، قند قبل و بعد از هیدرولیز و میزان اسید گلیسیریزیک در سطح احتمال یک درصد معنی دار بود . نتایج نشان داد که کمترین میزان خاکستر در ریشه شیرین بیان منطقه اسلام آباد و در فصل تابستان ، بیشترین میزان قند قبل از هیدرولیز در ریشه های برداشت شده از منطقه اسلام آباد و بافت ، بیشترین میزان قند بعد از هیدرولیز از ریشه های برداشت شده از منطقه اسلا مآباد در فصل پاییز و بیشترین میزان اسید گلیسیریزیک در ریش ههای برداشت شده از منطقه بیضاء در فصل پاییز به دست آمد. </description>
						<author>محمود شیخ زین الدین</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر استفاده از خمیرترش بر کاهش بیاتی نان بربری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1034&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt; هدف اصلی از انجام این پژوهش، بررسی امکان استفاده از خمیرترش دارای کشت های آغازگر اختصاصی جهت فراوری نان بربری و کاهش بیاتی آن بود . ابتدا برای تهیه خمیرترش، سلول های تازه میکروبی با تعداد کلنی معین، توسط سانتریفوژ از کشت اولیه باکتری های ٠% وزنی از مخمر خشک فعال / ١% وزنی نسبت به آرد از این سلول ها و ٢٥ / اسید لاکتیک جدا شدند. سپس معادل ٥ ١٦ و ٢٤ ساعت، تأثیر ، با مقادیر یکسانی از آب و آرد مخلوط گردید. تأثیر فاکتور زمان تخمیر در سه سطح ٨ Saccharomyces cerevisiae sanfransicencis Lactobacillus - ٣٢ و ٣٦ درجه سانت ی گراد و تأثیر سه نوع کشت آغازگر ١ ، فاکتور دمای تخمیر در سه سطح ٢٨ و ٣- مخلوط هر دو لاکتوباسیل به نسبت مساوی، بر تهیه خمیرترش ارزیابی شد. پس از فراوری یکسان Lactobacillus plantarum -٢ نمونه ها جهت بررسی میزان بیاتی از آزمای ش های سفتی بافت و حجم مخصوص نان استفاده شد. حجم مخصوص نان های تولیدی و سفتی ۴۸ و ۷۲ ساعت پس از پخت، تعیین گردید. این آزمای شها در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی، به ، بافت آنها در تناوب های زمانی یک، ۲۴ روش فاکتوریل و با چهار تکرار انجام شدند . جهت بررسی رابطه بین عوامل مؤثر بر تخمیر با سفتی بافت و حجم مخصوص نان از رگرسیون چند متغیره اس تفاده شد و مدل های رگرسیونی بر حسب نوع کشت آغازگر به منظور پیش بینی میزان بیاتی ارائه گردید. نتایج حاصل ۴۸ و ۷۲ ساعت پس از پخت در مقایسه با نمونه ، نشان می دهند تأثیر خمیرترش در کاهش بیاتی نان بربری، در فواصل زمانی یک، ۲۴ علاوه بر این در فاصله زمانی ۷۲ ساعت پس از پخت، نمونه فراوری شده توسط .(P ≤۰/ شاهد، معن یدار است ( ۰۵ در دمای تخمیر ۳۲ درجه سانت یگراد و زمان تخمیر ۲۴ ساعت دارای بیشترین مقدار افزایش حجم و کمترین میزان بیاتی بود. L. plantarum &lt;/p&gt;</description>
						<author>فخری شهیدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بهینه کردن فرمولاسیون تولید کره پسته</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1035&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>کره پسته محصولی خمیری شکل است که مواد اصلی تشکیل دهنده آن مغز پسته بو داده و شکر م ی باشد. ب همنظور حفظ پایداری محصول ۲ درصد (در سه تکرار ) روی میزان جدا شدن روغن / ۱ و ۰ / اثر دو نوع امولسیون کننده (لسیتین و مونو - دی گلیسیرید ) در سطوح صفر، ۰ ۰ درصد (در سه تکرار ) روی عدد پراکسید / ۰ و ۰۲ / در سطوح صفر، ۰۱ (BHT) و به منظور افزایش ماندگاری اثر یک نوع ضد اکسنده خمیر پسته و کره پسته پس از چهار ماه نگه داری در دمای ۲۵ درجه سانتی گراد بررسی شد . در پایان تحقیق روی تیمارها آزمای ش های بافت سنجی و حسی انجام گردید و نتایج حاصل براساس آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی مورد ارزیابی قرار گرفت . جهت استفاده شد . بر اساس نتایج تحقیق، دمای ۱۱۰ درجه سانتی گراد و (P &lt;۰/ مقایسه میانگین ها از آزمون دانکن در سطح آماری ۵ درصد ( ۰۵ زمان ۱۵ دقیقه، برای تهیه کره پسته مناسب تشخیص داده شد . هم چنین گروه ارزیاب ، استفاده از ۱۵ تا ۲۵ درصد شکر را در فرمولاسیون مناسب تشخیص دادند . نتایج آزمون حسی نشا ن داد که در پایان زمان نگه داری، تیمار حاوی ترکیب لسیتین و مونودی گلیسیرید، کمترین جدا شدن روغن را داشته است . هم چنین، کره پسته تهیه شده در این تحقیق از نظر بافت و طعم و مزه امتیاز بیشتر ی را نسبت به کره پسته بر ماندگاری کره پسته معنی دار بود. نتایج آزمون بافت سنجی BHT تجاری کسب کرد . این آزمون نشان داد که اثر افزودن ضد اکسنده ۱برابر نسبت به کره پسته تجاری نر م تر بود. بر اساس نتایج ب ه دست آمده ، / بیانگر این نکته بود که بافت کره پسته تولیدی در این تحقیق ۵ ۲۵ درصد شکر، ۱ درصد لسیتین، ۱ درصد مونودی - ۸۲ درصد مغز پسته، ۱۵ / ۷۲ تا ۹۹ / فرمول مناسب برای تولید کره پسته شامل ۹۹ بود. BHT ۰ درصد / گلیسیرید و ۰۱ </description>
						<author>احمد شاکر اردکانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر دما، فعالیت آبی و مدت نگ هداری بر شدت رنگ، عطر و تلخی کلاله زعفران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1036&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>کیفیت زعفران تا حد زیادی به فراوری آن پس از برداشت و شرایط نگهداری محصول بستگی دارد . در این پژوهش اثر دما ( ۲۰،۳۰ و ۴۰ ۰) و زمان نگه داری (تناوب های زمانی ۱۵ روزه در طی ۱۲ هفته /۷۵±۰/۰۱ ،۰/۵۲±۰/۰۱ ،۰/۳۲±۰/ درجه سانتی گراد)، فعالیت آبی ( ۰۱ نگه داری) بر ویژگی های شیمیایی کلاله زعفران شامل رنگ، عطر و تلخی مورد بررسی قرار گرفت . جهت بررسی اثر فعالیت آبی از نمک های کلرورمنیزیم، نیترات منیزیم و کلرور سدیم (برای دماهای ۲۰ و ۳۰ درجه سانتی گراد) و نمک های کلرور منیزیم، برمور سدیم و کلرور سدیم (برای دمای ۴۰ درجه سانتی گراد به منظور اعمال شرایط تسریع شده ) استفاده گردید تا میزان رطوبت نمونه های زعفران در داخل دسیکاتور به تعادل برسد . نتایج نشان داد که با افزایش درجه حرارت شدت رنگ به صورت معنی داری کاهش یافت . افزایش فعالیت آبی نیز باعث تجزیه بیشتر کروسین و در نتیجه کاهش رنگ گردید . کاهش رنگ در طی مدت ۱۲ هفته نگه داری مشهود بود . در حالی که مشاهده گردید که با گذشت aw= ۰/ عطر زعفران (سافرانال) با افزایش دما در طی نگه داری شدت یافت . بیشترین عطر در نمونه های با ۵۲ زمان در طی ۱۲ هفته نگه داری بیشتر شد . تغییرات درجه حرارت تأثیری بر تلخی (پیکروکروسین) نمونه ها نداشت. ولی نمونه های زعفران دارای حداقل تلخی بودند . نتایج آماری حاکی aw =۰/ دارای حداکثر تلخی و نمونه های نگه داری شده در ۵۲ aw = ۰/ نگه داری شده در ۳۲ از این است که اثرمتقابل دما و فعالیت آبی، دما و زمان، فعالیت آبی و زمان، هم چنین فعالیت آبی، دما و زمان بر رنگ، عطر و تلخی .( P&lt;% معنی دار بوده است ( ۵ </description>
						<author>فخری شهیدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>افزودن پوست و دانه گوجه فرنگی به سس کچاپ ب همنظور بهبود ارزش غذایی و خصوصیات رئولوژیک آن</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1037&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این پژوهش ابتدا پوست و دانه ضایعاتی حاصل از تولید رب گوجه فرنگی جمع آوری، خشک و آسیاب گردید . سپس پودر پوست و دانه ۷ و ۱۰ درصد به سس کچاپ افزوده شد . به منظور بررسی تأثیر اضافه کردن پودر پوست و دانه گوجه فرنگی ،۵ ،۲ ، گوجه فرنگی به میزان ۱ بر خواص فیزیکوشیمیایی و تغذیه ای نمونه های سس کچاپ خصوصیاتی مانند میزان لیکوپن، کل ماده خشک، بریکس، قند کل، قند در نمونه های سس ارزیابی شد. هم چنین خواص رئولوژیک (a/b و L) و رنگ pH ،C احیا کننده، پروتئین، چربی، خاکستر، فیبر، ویتامین (قوام و ویسکوزیته ) نمونه های سس کچاپ اندازه گیری و با نمونه های شاهد مقایسه گردید . ارزیابی حسی نمونه های سس کچاپ نیز پس ۵ ماه توسط گروه ارزیاب حسی صورت گرفت . افزودن پودر پوست و دانه گوجه فرنگی به نمونه های سس سبب افزایش مقدارکل ، از ۳،۱ ماده خشک، بریکس، فیبر، پروتئین و چربی و نیز قوام و ویسکوزیته در نمونه ها شد . آزمون های ارزیابی حسی اختلا ف معنی داری را میان نمونه های سس کچاپ حاوی ۱ و ۲ درصد پودر پوست و دانه گوجه فرنگی و نمونه های شاهد از نظر رنگ، طعم، بافت و پذیرش کلی نشان نداد . هم چنین آزمون های ارزیابی حسی بروز تغییرات معن ی دار را در طول نگ هداری در نمون ههای سس کچاپ نشان نداد . در مجموع از نتایج حاصل از این پژوهش می توان استنباط کرد که خواص رئولوژیک و اغلب خواص تغذیه ای سس کچاپ با افزودن پودر پوست و دانه گوج هفرنگی بهبود م ییابد. </description>
						<author>غلامرضا مصباحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بهینه سازی فرایند سنت تولید نبات</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1038&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این پژوهش بر اساس معایب و مشکلات موجود در تولید سنتی نبات و هم چنین با توجه به مهم ترین پارامترهای مؤثر در تولید این محصول ۱ و درجه حرارت / ۱ و ۶ /۵ ، ۱/۴ ، ۱/ انجام گرفت . تیمارهای مورد استفاده برای شیره و نبات عبارت از درجه فوق اشباع در چهار سطح ۳ و درصد قند انور ت برای تمام pH ، ۸۰ و ۹۰ درجه سانتی گراد در سه تکرار آزمایش های فیزیکوشیمیایی شامل تعیین رنگ ، در سه سطح ۷۰ نمونه های سنتی و آزمایشگاهی انجام پذیرفت . نتایج نشان داد که افزایش درجه فوق اشباع و دما برتمام مشخصه های شیره و نبات اثر pH به طوری که با افزایش دما و درجه فوق اشباع ، رنگ و درصد قند انورت به طور معنی داری افزایش یافته و ( P&lt; ۰/ معنی دار دارد ( ۰۱ درصد قند انورت و رنگ شیره و نبات معنی دار ،pH روند رو به کاهشی از خود نشان می دهد. اثر متقابل درجه فوق اشباع و دما نیز بر .( P &lt; ۰/ م یباشد &lt;b&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;LotusBoldPS&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;LotusBoldPS&quot;&gt;&lt;p  align=&quot;left&quot;  &gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;LotusBoldPS&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;LotusBoldPS&quot;&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;</description>
						<author>محمد جواد وریدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی مقاومت حرارتی عصاره آنت یاکسیدانی پوست خارجی انار در روغن آفتاب گردان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1039&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این پژوهش ابتدا ترکیبات آنتی اکسیدانی پوس ت انار توسط دو حلال اتانل و متانل به روش پرکولاسیون استخراج شده و سپس فعالیت آنتی اکسیدانی آنها به روش فسفومولیبدنیوم تعیین گردید . مشخص شد که عصاره متانلی فعالیت آنتی اکسیدانی بالاتری نسبت به عصاره توکوفرول و -α ۱۵۰ در مقایسه با º C اتانلی دارد . در مرحله بعد مقاومت حرارتی عصاره متانلی به رو ش رنسیمت در دماهای ۱۲۰،۹۰ و عصاره متانلی پوست انار در هر سه دما به طور1000 ppm ارزیابی گردید . در پایان مشخص شد که طول دوره القا ی نمونه حاوی BHT معنی داری بالاتر از سایر نمونه هاست. نتایج حاصل از آزمون پانل روی فراورده چیپس سیب زمینی نشان داد که استفاده از عصاره پوست انار در غلظت بالا هیچ گونه تأثیر منفی نسبت به نمونه شاهد روی خواص ارگانولپتیک محصول نداشته است. </description>
						<author>صدیقه یزدان پناه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر مکمل ال کارنیتین بر فراسنج ههای خونی و رشد ماهی قز لآلای رنگی نکمان(Oncorhynchus mykiss)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1040&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی اثر ال کارنیتین بر رشد و برخی فراسنجه های (پارامترهای ) خونی ماهی قز ل آلای رنگین کمان پرواری، آزمایشی با ۱۳۰ گرم به مدت ۸ هفته انجام گرفت . ماهی های آزمایشی در یک طرح کاملاً تصادفی به ۹ گروه ۱۶ ± ۱۴۴ قطعه ماهی با میانگین وزنی ۵ قطعه ای در ۳ تیمار و سه تکرار تقسیم شدند . تیمارهای آزمایشی شامل سه سطح صفر، ۱ و ۲ گرم مکمل ال کارنیتین در کیلوگرم جیره بود . نتایج نشان داد که میزان رشد ویژه، وزن کل بدن، افزایش وزن و نسبت بازده پروتئین در سطح یک گرم ال کارنیتین در کیلوگرم جیره به طور مشابه ضریب تبدیل غذایی نیز در اثر مصرف ال کارنیتین در سطح یک گرم، در مقایسه با جیره .(P&lt;۰/ افزایش معنی دار یافت ( ۰۵ و چربی خام (P&lt;۰/ شاهد بهبود نشان داد . در همین سطح از ال کارنیتین جیره، میزان پروتئین خام گوشت فیله ماهی افزایش معن یدار ( ۰۵ در م قایسه با جیره شاهد نشان داد . کلسترول، پروتئین تام، گلوبولین و آلبومین سرم خون نیز در پایان (P&lt;۰/ آن کاهش معنی داری ( ۰۱ در حالی که میزان گلوکز خون تحت تأثیر ال کارنیتین قرار نگرفت . (P&lt;۰/ آزمایش تحت تأثیر ال کارنیتین جیره افزایش معنی دار یافت ( ۰۵ مکمل ال کارنیتین سبب کاهش شاخص چربی محوط ه شکمی و افزایش شاخص کبدی شد . در مجموع نتایج این تحقیق نشان داد که افزودن یک گرم ال کارنیتین به هر کیلوگرم از جیره غذایی ماهی قزل آلای رنگین کمان سبب بهبود بازده و عملکرد ماهی در دوره رشد م یشود. </description>
						<author>سید محمد علی  جلالی حاجی آبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر جایگزینی سطوح مختلف یونجه خشک با سیلاژ ذرت بر اندازه ذرات جیره و رفتار خوردن گا وهای شیری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1041&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی اث ر سطح و نوع علوفه بر خصوصیات فیزیکی جیره و رفتا ر های خوردن گا وهای شیری ازتعداد ۸ رأس گاو شیرده هولشتین ۲۰ % یونجه خشک + ( ۲۴ % یونجه خشک + ۱۶ % سیلاژ ذرت ۳ ( ۴۰ % یونجه خشک ۲ ( ۴ با جیره هایی شامل ۱ * در قالب طرح مربع لاتین ۴ ۴۰ بود . جیره ۴ نسبت به دیگر : ۱۶ % یونجه خشک + ۲۴ % سیلاژ ذرت استفاده شد . نسبت علوفه به کنسانتره ۶۰ ( ۲۰ % سیلاژ ذرت ۴ با افزایش .(P&lt;۰/ ۱&gt; میلی متر بود ( ۰۵ / جیره ها دارای بیشترین ذرات ۱۹ &lt; میلی متر و فاکتور مؤثر فیزیکی و دارای کمترین میزان ذرات ۱۸ و (P&lt;۰/۰۵) NDF بین جیره ها افزایش پیدا کرد . جیره ۴ نسبت به جیره های ۱ و ۲ حاوی peNDF و NDF میزان سیلاژ ذرت، میزان و مدت زمان جویدن و نشخوار peNDFI و NDFI بین جیر هها، میزان peNDF بیشتری بود . با افزایش سطح سیلاژ ذرت و میزان peNDF جیره ۱ نسبت به دیگر جیر ه ها مدت زمان کمتری .(P&lt;۰/ بیشتری بود ( ۰۵ peNDFI افزایش یافت . جیره ۴ نسبت به دیگر جیره ها دارای گاو های جیره ۱، به مصرف انتخابی علیه ذرات بلند روی آورده بودند . چربی شیر و اسیدیته .(P&lt;۰/ صرف خوردن و جویدن کرده بود ( ۰۵ ۶ رسید . / ۵ و در نهایت به ۰ /۹۵ ،۵/ ۵ به ۸۷ / شکمبه بین جیره ها تفاوت معنی داری نداشت؛ اما با تغذیه جیره های ۱ تا ۴ اسیدیته شکمبه از ۶ بنابراین، افزایش سطح سیلاژ ذرت تا سطح ۶۰ درصد بخش علوفه ای جیره از سویی سبب افزایش مصرف ماده خشک و از سوی دیگر با pH بهبود محتوای دیواره سلولی، محتوای دیواره سلولی فیزیکی مؤثر و ساختار فیزیکی جیرها سبب افزایش در میزان فعالیت جوی دن و شکمبه و در نهایت حفظ درصد چربی شیر شد </description>
						<author>رسول کوثر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>غنی سازی زرده تخم مرغ با اسیدهای چرب امگا- ۳ بلندزنجیر با استفاده از روغن ماهی کیلکا در جیره مرغ تخم گذار</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1042&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی اثرات استفاده از رو غن ماهی کیلکا در جیره مرغ تخم گذار روی صفات عملکردی، ترکیب اسیدهای چرب امگا - ۳ زرده با سن ۲۶ هفته انتخاب W – تخم مرغ و نسبت بین اسیدهای چرب امگا- ۶ و امگا- ۳ زرده تخ ممرغ، تعداد ۷۲ قطعه مرغ تخم گذار لگهورن 36 ۲ و ۴ درصد روغن ماهی کیلکا اضافه شد. صفات مقدار خوراک ، شدند و به منظور مطالعه صفات فوق، به جیره مرغان تخم گذار سطوح ۰ مصرفی، درصد تولید تخم مرغ، ضریب تبدیل غذایی، گرم تخم مرغ تولیدی، میانگین وزن تخم مرغ، شاخص تخم مرغ، شاخص ارتفاع زرده، مقادیر اسیدهای چرب اشباع .(P&gt;۰/ شاخص رنگ زرده، و وزن زرده به عنوان درصدی از وزن تخم مرغ تحت تأثیر تیمارها قرار نگرفتند ( ۰۵ (اسیدهای میریستیک، پالمیتیک و استئاریک )، اسیدهای چرب امگا - ۷ (اسید پالمیتولئیک )، اسیدهای چرب امگا - ۹ (اسید اولئیک )، اسید آراشیدونیک و اسید لینولنیک زرده تحت تأثیر سطوح روغن ماه ی قرار نگرفتند . ولی درصد اسید لینولئیک زرده به طور معنی داری کاهش سطح اسیدهای چرب امگا - ۳ غیراشباع بلندزنجیر مانند ایکوزاپنتانوئیک و دوکوزاهگزانوائیک اسید در زرده با افزایش .(P&lt;۰/ یافت ( ۰۵ نسبت اسیدهای چرب امگا - ۶ به امگا - ۳ از مقدار ۱۸ در .(P&lt;۰/ سطح روغن ماهی در جیره بیش از ۳۲۳ و ۵۲۴ درصد افزایش یافت ( ۰۵ ۲ به ترتیب در تیمارهای حاوی ۲ و ۴ درصد روغن ماهی کیلکا کاهش یافت. / ۳ و ۳۱ / تیمار شاهد </description>
						<author>سید جواد حسینی واشان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر جایگزینی تفاله چغندر قند با دانه جو در جیره گاوهای با نمره وضعیت بدنی بالا در اواخر دوره شیردهی بر توان تولیدی، نمره وضعیت بدنی و متابولی تهای خون</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1043&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>۱۷۱ ، و ± ۲، میانگین روزهای آبستنی ۱۵ /۷۶ ± ۱/ ۲۸۹ ، میانگین تعداد زایش ۱۴ ± ۱۸ ر أس گاو هلشتاین با میانگین روزهای شیردهی ۳۵ ۴ به منظور مطالعه اثر جایگزینی تفاله چغندر قند (ماده خوراکی لیپو ژنیک) با جو (ماده خوراکی /۱۲ ± ۰/ میانگین نمره وضعیت بدنی ۳۵ گلوکوژنیک) بر توان تولیدی، نمره وضعیت بدنی و متابولیت های خون در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی مورد آزمایش قرار گرفتند . ۱۴ درصد /۸۷ ( ۲۳ درصد جو (بدون تفاله )، ۲ /۴۷ ( گاوها براساس تعداد زایش بلوک بندی شدند و به طور تصادفی به سه تیمار که حاوی ۱ ۱۷ درصد تفاله ) بودند، اختصاص داده شدند . میانگین تولید شیر تصحیح / ۶ درصد جو (به همراه ۲ /۲۷ ( ۸ درصد تف اله) و ۳ / جو (به همراه ۶ ۲۰ کیلوگرم در روز بود . درصد چربی شیر در / ۱۸ و ۰۸ /۰۸ ،۱۸/ ۳ درصد چربی در تیمارهای یک تا سه به ترتیب ۱۰ / شده براساس ۵ درصد پروتئین، لاکتوز، کل مواد .(P&lt;۰/ ۵ درصد بود و تفاوت معنیداری داشت ( ۰۰۳ / ۴ و ۱۸ /۹۱ ،۴/ تیمارهای یک تا سه به ترتیب ۳۷ ۰/ ۰ و ۸۴ /۸۲ ،۰/ جامد، و مواد جامد بدون چربی تفاوت معنی داری بین تیمارها نداشتند . انرژی شیر در تیمارهای یک تا سه به ترتیب ۷۶ ۰- واحد ) و ضخامت چربی پشت / ۰- و ۱۲ /۰۹ ،۰/ یک تمایل به کاهش نمره وضع یت بدنی ( ۱۳ .(P&lt;۰/ مگاکالری در کیلوگرم بود ( ۰۲ کلسترول ،((P&lt;۰/ ۵۷ میل یگرم در دسی لیتر ( ۰۱ / ۵۸ و ۱۶ ،۶۵/ ۱- میل یمتر) تشخیص داده شد. تغییر گلوکز پلاسما ( ۸۳ / ۰- و ۶ /۴ ،۲/۵) ۷ گرم در دسی لیتر / ۷ و ۷ /۳۲ ،۶/ و کل پروتئین پلاسما ( ۴۲ ،((P&lt;۰/ ۱۲۰ میلی گرم در دسی لیتر ( ۰۰۳ / ۱۲۲ و ۸ /۴ ،۱۵۷/ پلاسما ( ۳۳ به ترتیب در تیمارهای یک تا سه معنی دار بود . سایر متابولیت های پلاسما از جمله اسیدهای چرب غیر استریفه و انسولین تغییر ((P&lt;۰/۰۴) معنی داری نداشتند . با توجه به نتایج این آزمایش به نظر می رسد که با گنجاندن مواد خوراکی لیپو ژنیک در جیره گاوهای چاق در اواخر دوره شیردهی میتوان تا حدی نمره وضعیت بدنی را کاهش داد و نیز از کاهش تولید ملازم با رقیق کردن جیره جلوگیری نمود. </description>
						<author>احسان محجوبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه مدلهای مختلف حیوانی در تخمین اجزای واریانس و فراسنجههای ژنتیکی وزن بدن گوسفند مهربان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1044&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>از تجزیه و (RR) اجزای واریانس و فراسنجه های ژنتیکی وزن بد ن گوسفندان مهربان با استفاده از مدل های تک متغیره و تابعیت تصادفی تحلیل ۹۵۰۷ رکورد وزن بدن مربوط به ۲۷۴۶ بره مهربان که در طی سال های ۱۳۶۹ الی ۱۳۸۴ از گلههای تحت پوشش معاونت امور دام سازمان جهاد کشاورزی استان همدان جمع آوری شده بود براورد گ ردید . در هر دو روش، براورد اجزاء واریانس با روش حداکثر از نرم افزار DXMRR و DFUNI و به ترتیب با استفاده از برنامه های (DF-REML) درستنمایی محدود شده بدون مشتق گیری به استثنای واریانس باقی مانده) برای برخی سنین بالاتر از مقادیر ) RR انجام شد . اجزای واریانس براورد شده از طریق مدل DFREML 3.1 و تک متغیره تا سن شیرگیری ( ۹۰ روزگی ) RR حاصل از مدل های (h براورد شده از طریق مدل تک متغیره بود . وراثتپذیری مستقیم ( 2 بالاتر از مقاد یر براورد شده از طر ی ق مدل تک متغ ی ره بود . RR تقریباً با هم برابر بودند، ولی به طور کلی مقادیر براورد شده توسط مدل بالاتر از مقاد یر براورد شده از طر یق مدل تک متغ یره بود و در ضمن با افزایش RR براورد شده از طریق مدل (m وراث تپذیری مادری ( 2 سن روند تغییرات متفاوتی را نشان داد . هم بستگی ارزش های اصلاحی پیش بینی شده از دو روش مذکور برای وزن تولد و شی رگیری تحت تأث یر ساختار RR به ترتیب ۷۲ % و ۷۰ % براورد گردید . نتایج نشان داد که براورد اجزای واریانس و فراسنجه های ژنتیکی توسط مدل اطلاعات قرار می گیرد و تحت شرایط اخیر، در صورت نیاز به فراسنجه های ژنتیکی به ویژه فراسنجه های مربوط به سنین پایانی، بهتر است از مقادیر براورد شده توسط مدلهای ت کمتغیره استفاده شود. </description>
						<author>فرهاد غفوری کسبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر مصرف فراورده فرعی پسته بر قابلیت هضم ظاهری مواد مغذی، فعالیت نشخوار و عملکرد گاوهای هلشتاین در اوایل دوره شیردهی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1045&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>٥٧ روز شیر دهی ، و میانگین تولید ± ٦٣٤ کیلوگرم وزن زنده، ٦ ± در ا ین آزمایش از هشت رأس گاو اصیل هلشتاین چند شکم زایش با ٤٤ ٤ با ٢ تکرار، هر دوره ٢١ روز ( ١٤ روز عادت پذیری و × ٤٧ کیلوگرم استفاده شد . آزمایش در قالب طرح مربع لاتین ٤ ± شیر روزانه ٣ ١٥ درصد ( ١٠ درصد و ٤ ( ٥ درصد، ٣ ( ٧ روز رکورد برداری )، انج ام گرفت . جیره های آزمایشی شامل ١) صفر درصد (جیره شاهد )، ٢ فراورده فرعی پسته در ماده خشک جیره بودند، که فراورده فرعی پسته جایگزین سیلاژ ذرت در جیره شاهد شدند . متابولی ت های خونی ٢ ساعت پس از مصرف خوراک )، مصرف ماده خشک روزان ه، تولی د شیر روزانه و درصد ترکیبات آن به طور معنی داری تحت تأثیر تیمارها ) با افزایش سطح فراورده فرعی (FCM) و تصحیح شده بر اساس ٤ درصد چربی (ECM) قرار نگرفتند . تولید شیر تصحیح شده اقتصادی هم چنین با .(P&lt;٠/ در تیمار ۴ نس بت به سایر تیمارها معنی دار بود ( ٠٥ ECM پسته در جیره به طور خطی کاهش یافتند، به طوری که کاهش با یک روند خطی کاهش یافتند و ADF و NDF ، افزایش سطح فراورده فرعی پسته در جیره، قابلیت هضم ظاهری ماده خشک، ماده آلی زمان فعالیت نشخوار و جویدن نیز به تنهایی یا به ازای مصرف روزانه ماده .(P&lt;٠/ این کاهش در تیمار ٤ نسبت به تیمار ٣ معنی دار شد ( ٠٥ با افزایش سطح فراورده فرعی پسته در جیره ب ه صورت خطی و در تیمار ٤ نسبت به تیمار ٣ ب ه طور ADF خشک، دیواره سلولی یا با توجه به نتایج این آزمایش، ب ه نظر م یرسد این خوراک نم ی تواند جایگزین کا ملی برای بخش .(P&lt;٠/ معنی داری کاهش یافتند ( ٠٥ علوف های جیره باشد، اما همراه با سایر علوف ههای خو شخوراک تا سطح ١٠ درصد ماده خشک جیره می تواند مورد استفاده قرار گیرد. </description>
						<author>عباسعلی ناصریان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ساخت و ارزیابی جداکننده دوار هیدرولیکی جهت برداشت کلزا</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1046&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>کلزای روغنی یکی از مهم ترین محصولات غیرغله ای می باشد که روغن حاصل از آن به طور عمده مصر ف غذایی دارد . غلاف های این محصول هنگام برداشت ، بسیار شکننده و شاخه های آن در هم فرو رفته اند. برداشت کلزا با کمباین های مرسوم می تواند سبب کشیده شدن شاخه ها و ریزش زیاد در ناحیه جداکننده کنار دماغه کمباین گردیده و در نهایت منجر به ضرر و زیان اقتصادی کشاورز ان گردد . در تحقیق حاضر طراحی ، ساخت و ارزیابی یک جداکننده دوار هیدرولیکی قابل نصب کردن روی کمباین های معمولی هنگام برداشت کلزا مد نظر بو د، این وسیله دارای دو استوانه می باشد که در جهت عکس هم می چرخند و با کمک تعدادی انگشتی که به طور خارج از مرکز داخل هر یک از استوانه ها قرار گرفته و قابلیت حرکت رفت و برگشتی دارند ، شاخه های کلزا را به آرامی از هم باز می نماید . چرخش استوانه ها توسط یک موتور هیدرولیکی که از سیستم هیدرولیک کمباین تغذیه می گردد، تأمین می شود. پس از نصب دستگاه روی کمباین ، عملکرد ۱ کی لومتر بر ساعت بررسی شد . آزمای ش ها در سه سطح سرعت / آن در یک آزمای ش کرت های خرد شده در سرعت پیشروی کمباین ۵ ۱۲ و ۸)، و در دو وضعیت با چرخ فلک و بدون ، ۷۵ و ۱۰۰ دور در دقیقه )، در سه سطح تعداد انگشتی ها ( ۱۶ ، دورانی استوانه ها ( ۵۰ چرخ فلک انجام گرفت . مکانیزم حرکتی انگشت ی ها به گونه ای طراحی شد که محلی از مسیر که در بیشترین خروج انگشتی از سیلندر اتفاق می افتاد، قابل تغییر بود . این متغیر نیز در دو سطح بررسی شد. در ادامه نتایج با داد ههای تیمار شاهد (جداکننده معمولی کمباین ) مورد مقایسه قرار گرفت . در هر آزمایش ، وزن دانه ریخته شده در ناحیه جداکننده ، اندازه گیری گردید . نتایج نشان داد در سرعت دورانی میانه ۷۵ دور در دقیقه ) کمترین میزان ریزش حاصل شد. سایر نتایج حاکی از آن است که افزایش تعداد انگشت یها سبب کاهش میزان ریزش ) گردیده است . استفاده از چرخ و فلک نیز کاهش ریزش دانه را موجب گ ردید و تغییر مسیر حرکت انگشتی ها نسبت به استوانه ، تأثیر ۷۵ ، تعداد انگشتی برابر با ۱۶ و در rpm معنی داری در میزان ریزش نداشت . در یک جمع بندی می توان گفت چنانچه سرعت دورانی برابر صورتی که از چرخ و فلک استفاده گردد، میزان ریزش در ناحیه جداکننده به میزان ۲۰ % نسبت به جداکننده معمولی کاهش خواهد یافت. </description>
						<author>رئوفت </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تجزیهQTL صفات مرتبط با کمیت و کیفیت علوفه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1047&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور ن قشه یابی نواحی ژنومی مؤثر در کمیت و کیفیت علوفه جو، دو آزمایش در سال ۱۳۸۶ با ۷۲ لاین هاپلوئید مضاعف جو به همراه والدین آنها (استپتو و مورکس )، در مزارع تحقیقاتی دانشکده علوم زراعی و دامی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران و مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی سیستان، در طرح بلوک کامل تصادفی با دو تکرار اجرا گردید . هر کرت آزمایشی شامل شش ردیف برای هر صفت در هر محیط (CIM) به روش نقشه یابی فاصله ای مرکب QTL به طول ۳ متر و فاصله بین ردیف ۲۵ سانتی متر بود . تجزیه به طور مجز ا انجام گرفت . اثر اصلی ژنوتیپ برای کلیه صفات مورد مطالعه بسیار معن ی دار بود. برای کلیه صفات مورد بررسی، تفکیک متجاوز از والدین در دو جهت مثبت و منفی دیده شد . هم بستگی بین صفات مربوط به کیفیت با کم یت علوفه منفی بود . برای صفات مورد ۳۹ درصد متغیر بود . / ۷ ت ا ۰۴ / ها از ۰۷ Q TL شناسایی شد. واریانس فنوتیپی توجیه شده ب هوسیله این QTL مطالعه در مجموع سی و سه های مربوط به شاخص های کیفیت علوفه (مواد QTL . ۲ به دست آمد H برای نسبت برگ به ساقه، روی کروموزوم LOD بیشترین مقدار مغذّی قابل هضم کل، قابلیت هضم مواد آلی خشک، نسبت برگ به ساقه، نسبت دانه به علوفه و تعداد پنجه در بوته ) و کمیت آن (ارتفاع های نقش هیابی شده از Q TL ۷ نقش هیابی گردیدند. اکثر H ۶ و H ،۵H ،۴H ،۳H ،۲H ،۱H بوته، وزن تر و خشک علوفه ) روی کروموزو مهای پایداری خوبی برخوردار بودند و م یتوانند در برنام ههای گزینش به کمک نشانگر مورد استفاده قرار گیرند. </description>
						<author>براتعلی سیاه سر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر ژنوتیپ و محیط کشت کالوس‌زایی بر کارایی کشت بساک هیبریدهای برنج ایندیکا × ایندیکای هتروتیک</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1049&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این تحقیق پاسخ به کشت بساک سه هیبرید برنج ایندیکا × ایندیکای هتروتیک (بهار1، IR75221H و IR69688H) روی چهار محیط کشت کالوس زا (N6، N6 تغییریافته، Chu و Chu تغییریافته) در مؤسسه تحقیقات برنج کشور بررسی شد. هیبرید های مورد مطالعه از طریق تعیین درصد کالوس های ایجاد شده از بساک های مرحله اواسط تک هسته ای تا اوایل مرحله دو هسته ای و تعداد گیاهچه های باززایی شده از کالوس ها در محیط های کشت فوق، مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که ژنوتیپ، ترکیب محیط کشت و اثر متقابل آنها روی درصد کالوس زایی، باززایی گیاه سبز، باززایی گیاه آلبینو و باززایی کل به طور معنی داری اثر داشتند. مقایسه میانگین ها نشان داد که بهترین هیبرید از نظر عکس العمل به تولید کالوس، هیبرید IR75221H (64/1%) و به باززایی کل (24/12%) و گیاه سبز(43/3%)، هیبرید بهار1 بودند. بیشترین گیاه آلبینو را هیبرید IR75221H (66/10%) و کمترین آن را هیبرید IR69688H (45/6%) تولید نمودند. بهترین محیط کشت کالوس زایی برای تولید کالوس محیط کشت N6 تغییریافته (2%) و برای باززایی کل (82/21%)، تولید گیاه سبز (6/5%) و آلبینو (22/16%) محیط کشت Chuتغییریافته بودند. هر چند ژنوتیپ ها در محیط های کشت مختلف نتایج گوناگونی نشان دادند و پاسخ به کشت بساک آنها کم بود ولی با تغییر در محیط های کشت می توان پاسخ به کشت بساک را افزایش داد. </description>
						<author>خدیجه علی زاده یلوجه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کارایی علف‌کش‌های پس‌رویشی در کنترل مرغ خوشه‌قرمز (.Eleusine indica (L.) Gaertn) در چمن فتان بلند (.Festuca arundinacea Schreb)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1048&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>با توجه به مشکل وجود مرغ خوشه قرمز (Eleusine indica) در چمن فتان بلند (Festuca arundinacea) و با درنظرگرفتن این که تاکنون بررسی جامعی درباره کنترل شیمیایی علف های هرز مشکل ساز چمن از جمله این علف هرز در ایران انجام نشده، آزمایشی در تهران در فضای سبز منطقه 2 ناحیه 3 واقع در بزرگراه شیخ فضل ا...، زیر پل جلال آل احمد در چمنی با قدمت 15 ساله اجرا شد. آزمایش در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 11 تیمار و 4 تکرار در کرت های 1 * 1 مترمربعی انجام گرفت. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از علف کش های دیکلوفوپ متیل 5/2 و 3 لیتر در هکتار، فنوکساپروپ پی اتیل 8/0 و 1 لیتر در هکتار، کلودینافوپ پروپارژیل 6/0 و 8/0 لیتر در هکتار، ترالکوکسیدیم 1 و 2/1 لیتر در هکتار، سولفوسولفورون 27 و 35 گرم در هکتار و شاهد بدون کنترل. تیمارهای علف کش سه بار تکرار شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که پس از آخرین سمپاشی، دیکلوفوپ متیل 5/2 و 3 لیتر در هکتار، فنوکساپروپ پی اتیل 8/0 و 1 لیتر در هکتار و کلودینافوپ-پروپارژیل 6/0 و 8/0 لیتر در هکتار بدون تفاوت معنی دار با یک دیگر به ترتیب باعث 81، 64/83، 26/81، 58/78، 27/80 و 26/81 درصد کاهش زیست توده و 5/82، 13/83، 38/79، 38/79، 75/78 و 63/80 درصد کاهش تراکم مرغ خوشه قرمز شدند. تیمارهای ذکر شده پس از 2 بار سمپاشی مرغ خوشه قرمز را بیش از 80 درصد کنترل کردند. تیمارهای ترالکوکسیدیم پس از آخرین سمپاشی باعث حدود 70 درصد و سولفوسولفورون باعث حدود 60 درصد کاهش زیست توده و تراکم مرغ خوشه قرمز شدند. یک هفته پس از آخرین سمپاشی، تیمارهای دیکلوفوپ متیل، فنوکساپروپ پی-اتیل و کلودینافوپ پروپارژیل با شاهد تفاوت معنی داری نداشتند و از زیست توده چمن فتان بلند نکاستند و خسارتی به آن وارد نکردند. ترالکوکسیدیم 1 و 2/1 لیتر در هکتار و سولفوسولفورون 27 و 35 گرم در هکتار باعث به ترتیب 54/37، 79/36، 48/40 و 55/48 درصد کاهش زیست توده چمن و 38/49، 75/48، 75/48 و 63/50 درصد خسارت ظاهری به چمن شدند. در مجموع، به علت عدم تفاوت معنی دار بین مقادیر مصرف هر علف کش، مسائل زیست محیطی و صرفه های اقتصادی که باعث تمایل به سمت کاهش مصرف علف کش می شود، دیکلوفوپ متیل 5/2 لیتر در هکتار، فنوکساپروپ پی-اتیل 8/0 لیتر در هکتار و کلودینافوپ پروپارژیل 6/0 لیتر در هکتار به دلیل عدم خسارت این علف کش ها به چمن فتان بلند برای کنترل مرغ خوشه قرمز قابل توصیه به نظر می رسند. </description>
						<author>فریبا میقانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر غنی‌سازی برگ توت با ویتامین ریبوفلاوین بر عملکرد اقتصادی و باروری کرم ابریشم .Bombyx mori Lدر استان گیلان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1051&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تأثیر غنی سازی برگ توت سفید (Morus alba L.) با ویتامین ریبوفلاوین در غلظت های7، 37، 77 و 127 پی پی ام روی رشد و نمو لاروها، ویژگی های پیله و باروری کرم ابریشم Bombyx mori L. هیبرید 104×103 مورد مطالعه قرار گرفت. لاروهای کرم ابریشم روزانه در یک وعده با برگ های تازه توت شین اینچه نویسه غنی سازی شده با ویتامین ریبوفلاوین تغذیه شدند. تمامی پارامترهای بیولوژیکی و اقتصادی بر اساس روش های رایج در نوغانداری اندازه گیری شد. وزن لاروی در روز هفتم سن پنجم در تیمار 77 پی پی ام بیشترین مقدار را در بین تیمارها دارا بود که در مقایسه با شاهد 47 درصد افزایش داشت. بیشترین وزن پیله و شفیره ماده در تیمار 127پی پی ام برابر 62/1 و 17/1 گرم و برای جنس نر در تیمار 37 پی پی ام برابر 17/1 و 9/0 گرم ثبت شد. تیمار 77 پی پی ام بیشترین میزان وزن قشر پیله و در صد قشر پیله را برای ماده 32/0 گرم و 46/21 درصد و نر 31/0 گرم و 06/26 درصد دارا بود. بیشترین وزن 50 تخم در تیمار127 پی پی ام برابر 027/0 گرم ثبت شد در حالی که تیمار 77 پی پی ام بیشترین تعداد تخم و در صد تفریخ آن را دارا بود. نرخ مؤثر پرورش دارای بیشترین میزان در تیمار شاهد، 72درصد بود، ولی این افزایش در مقایسه با سایر تیمارها اختلاف معنی داری نداشت. نتایج نشان داد که ریبوفلاوین می تواند در غلظت 77 پی پی ام برای افزایش تولید پیله و تخم کرم ابریشم B.mori استفاده شود. </description>
						<author>رحیم عبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرات بازدارندگی رشد، ضد‌تغذیه‌ای و کشندگی عصاره متانولی مغز دانه چریش روی کرم قوزه پنبه(Helicoverpa armigera (Hubnerدر مقایسه با دو ترکیب تجاری نیم‌آزال و نیم‌پلاس</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1052&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تأثیرات گوناگون غلظت های مختلف عصاره متانولی مغز دانه گیاه چریش (آزاد درخت) بومی کشور، روی لاروهای کرم قوزه پنبه Helicoverpa armigera بررسی شد و با تأثیر دو فرمولاسیون تجاری نیم آزال و نیم پلاس مقایسه گردید. آفت از مزارع پنبه گرگان جمع آوری و در آزمایشگاه روی جیره مصنوعی پرورش یافت. دانه چریش از بندرعباس تهیه و عملیات استخراج عصاره در آزمایشگاه صورت گرفت. تعیین آثار ضد تغذیه ای ترکیبات چریش در دو حالت با و بدون امکان انتخاب توسط حشره انجام شد که در حالت اول کمترین میزان تغذیه لارو از حلقه فیبری تیمار شده با عصاره 5% صورت گرفت در حالی که بیشترین میزان تغذیه در تیمار نیم پلاس مشاهده گردید. بین غلظت های مختلف عصاره دانه (به جز عصاره 1%) با شاهد اختلاف معنی دار وجود داشت (05/0 &lt; P). مقایسه میانگین سرعت تغذیه نشان داد که بیشترین و کمترین سرعت تغذیه به ترتیب در تیمارهای نیم پلاس و نیم آزال بوده که اختلاف بین این تیمارها نیز معنی دار بود. بیشترین میزان شاخص ضدتغذیه ای در تیمار با عصاره 5 % و کمترین آن در نیم پلاس مشاهده شد که اختلاف بین آنها نیز معنی دار بود ولی اختلاف بین نیم پلاس با عصاره های 1 و 5/2 % معنی دار نشد. بیشترین تأثیر دورکنندگی در تیمار با عصاره 5% و کمترین آن در عصاره 1% مشاهد شد که از نظر آماری غلظت های 5 و 5/2 % در یک گروه و غلظت 1% و نیم آزال و نیم پلاس در گروه دیگری قرار گرفتند. تیمار با عصاره 5% به کمترین وزن لارو منجر گردید که از نظر آماری با سایر تیمارها اختلاف داشت ولی از این نظر بین عصاره 5/2 و 1% اختلاف معنی دار نشد. </description>
						<author> خلیل    طالبی جهرمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>برخی عوامل مؤثر در شکار تله‌های فرمونی پروانه جوانه خوار بلوط(Tortrix viridana (Lep.: Tortricidaeدراستان کردستان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1053&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پروانه جوانه خوار بلوط L. (Lep., Tortricidae) Tortrix viridana یکی از آفات جنگل های بلوط استان کردستان است و هر ساله خسارات عمده ای را به جنگل های این استان وارد می کند. یکی از روش های مناسب برای پایش (Monitoring) و کنترل این آفت می تواند در این جنگل ها، استفاده از تله های فرمونی باشد. عوامل متفاوتی می توانند بر کارایی این تله ها تأثیر بگذارند. در این تحقیق سه عامل عمده مانند: نوع تله، غلظت فرمون، و ارتفاع نصب تله، بررسی شد. در این راستا چهار نوع تله: لوله ای، بالی، مستطیلی و دلتا مورد آزمایش قرار گرفتند و جهت تعیین ارتفاع مناسب نصب تله ها، دو ارتفاع: ناحیه وسط و قسمت بالایی درخت، در نظر گرفته شد. هم چنین غلظت های 5/0، 1 و 5/1 میلی گرم جهت تعیین غلظت مناسب، مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج آزمایش ها نشان داد که تله لوله ای، مستطیلی و دلتا نسبت به تله بالی بهتر عمل کرده و در سطح بالاتری از نظر کارایی قرار دارند (05/0 P&lt;) بین دو ارتفاع نصب تله به لحاظ میزان شکار، تفاوت معنی دار وجود نداشت (05/0 P &gt;). مقایسه کارایی سه غلظت: 5/0، 1 و 5/1 میلی گرم از نظر کارایی اختلاف معنی داری نشان داد (05/0 P&lt;)، به نحوی که غلظت 5/0 میلی گرم نسبت به دو غلظت دیگر در جلب و شکار افراد نر، بهتر عمل کرده و کارایی بالاتری داشت. بر اساس نتایج به دست آمده، تله های لوله ای چسب دار، حاوی کپسول فرمون 5/0 میلی گرمی، که در ناحیه وسط درختان بلوط نصب شده بودند در مدیریت کنترل این آفت، قابل توصیه هستند. </description>
						<author>سیدحسین گلدانساز</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نقش برخی از عوامل مؤثر بر جمعیت اپی‌فیت باکتری Xanthomonas axonopodis pv. phaseoli در همه‌گیری بیماری سوختگی معمولی لوبیا</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1054&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور درک نقش عوامل مؤثر بر جمعیت اپی فیت باکتری Xanthomonas axonopodis pv. phaseoli (Xap) در همه گیری بیماری سوختگی معمولی لوبیا، در آزمایش گلخانه ای اثر دو سطح رطوبت نسبی (53% و 73%)، دو رقم لوبیا (خمین و دانشکده)، سه نحوه آلوده سازی (آلودگی طبیعی بذر، غوطه ور کردن بذر در سوسپانسیون باکتری و پاشش سوسپانسیون باکتری روی قسمت های هوایی) و سه زمان نمونه برداری (موقع گل دهی و سپس هر 10 روز یک بار) و در آزمایش مزرعه ای اثر دو سیستم آبیاری (بارانی و غرقابی)، سه نحوه آلوده سازی و شش زمان نمونه-برداری بر جمعیت اپی فیت (Xap) و شدت بروز بیماری سوختگی معمولی لوبیا بررسی شد. یافته های حاصل از آزمایش گلخانه ای نشان داد که رطوبت نسبی بر جمعیت اپی-فیت باکتری تأثیر معنی داری ندارد ولی رقم لوبیا، نحوه آلوده سازی و زمان  نمونه برداری دارای اثر معنی داری هستند. بر اساس نتایج، جمعیت اپی فیت باکتری روی رقم خمین به طور معنی داری بیشتر از جمعیت آن روی رقم دانشکده بود و هم چنین بالاترین جمعیت اپی فیت باکتری در تیمار پاشش سوسپانسیون باکتری روی قسمت های هوایی بوته ها و در زمان اول نمونه برداری (گل دهی) مشاهده شد. در آزمایش مزرعه ای نیز، آبیاری بارانی در افزایش جمعیت اپی فیت باکتری و شدت وقوع بیماری تأثیر معنی داری داشت. نتایج آزمایش مزرعه ای و نتایج حاصل از آزمایش گلخانه ای در خصوص تأثیر نوع آلودگی بر جمعیت اپی فیت باکتری مطابقت داشت. ضرایب هم بستگی نیز نشان داد که بین جمعیت اپی فیت باکتری و شدت بیماری در هر دو سیستم آبیاری هم بستگی مثبت و معنی داری وجود دارد. </description>
						<author>مسعود بهار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شناسایی گونهMeloidogyne javanica با استفاده از خصوصیات ریخت‌شناسی و ریخت‌سنجی و آغازگرهای اختصاصی گونه در استان کرمان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1055&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور شناسایی سریع گونه M. javanica که در ایران از نظر پراکندگی و فراوانی در درجه اول اهمیت قرار دارد، 100 نمونه خاک و ریشه آلوده به نماتود مولد غده ریشه از نقاط مختلف پسته کاری استان کرمان و مزارع داوران(رفسنجان) جمع آوری گردید. پس از خالص سازی و شناسایی گونه M. javanica بر اساس خصوصیات ریخت شناسی و ریخت سنجی ماده-های بالغ و لارو سن دوم، DNA ژنومی کلیه جمعیت ها از مرحله تخم، لارو سن دوم و ماده های بالغ نماتود، استخراج شد. DNA استخراج شده با کمک جفت آغازگرهای اختصاصی گونهOPARjav OPAFjav / و Mjavf / Mjavr تکثیر شد. در کلیه جمعیت های گونه M. javanica یک قطعه 670 جفت بازی توسط جفت آغازگر OPARjav OPAFjav / و یک قطعه 1600 جفت بازی توسط جفت آغازگرMjavf / Mjavr تکثیر شد، این قطعات در گونه M. incognita، M. arenaria و آب که به عنوان کنترل منفی در آزمایش گنجانده شده بودند تکثیر نشد. لذا به نظر می رسد کاربرد این جفت آغازگرها در قیاس با خصوصیات ریخت شناسی به تشخیص سریع تر گونه M. javanica منجر شود. </description>
						<author>هما عسکریان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی کمّی خسارت بیماری نوک سفیدی برگ برنج ناشی از نماتود Aphelenchoides besseyi در شرایط گلخانه و میکروپلات</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1056&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور براورد میزان خسارت نماتود نوک سفیدی برگ برنج روی رقم علی کاظمی، پژوهشی طی سال های 1384 و 1385 در شرایط گلخانه و میکروپلات در مؤسسه تحقیقات برنج کشور انجام گرفت. برای اجرای این آزمون از پلات هایی به ابعاد 5/0*1 مترمربع استفاده شد. مایه زنی نماتودها به کمک لوله های پلاستیکی در مرحله گیاهچه و با جمعیت های 0، 100، 300، 500، 700 و 900 نماتود به ازای هر گیاه انجام شد. ارزیابی خسارت در گلخانه در قالب طرح کاملاً تصادفی و در میکروپلات با استفاده از طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار انجام گرفت. شاخص های مورد بررسی در این مطالعه، شامل توسعه علائم بیماری (تعداد بوته ها و برگ های آلوده)، میزان عملکرد و تراکم جمعیت نماتود در داخل بذر بودند. تجزیه واریانس داده ها نشانگر معنی دار بودن تفاوت تیمارها در پارامترهای مورد بررسی بود. حداقل جمعیت مورد نیاز برای ایجاد علائم و کاهش عملکرد در شرایط میکروپلات 500 نماتود و در گلخانه 300 نماتود بود. تحلیل رگرسیون داده های گلخانه و میکروپلات نشان داد که درصد کاهش عملکرد با جمعیت نماتود هم بستگی بالایی دارد ( و ). هم چنین هم بستگی بین درصد شدت علائم و جمعیت نماتود مثبت و در سطح احتمال پنج درصد معنی دار گردید ( و ). نتایج تحلیل رگرسیون منجر به ارائه معادله هایی شده است که از آنها میزان خسارت را می توان از روی جمعیت نماتود براورد نمود. </description>
						<author>ابراهیم پورجم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تنوع ژنتیکی اکوتیپ‌های گندم سرداری با استفاده از نشانگر AFLP و صفات زراعی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1057&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>کاهش تنوع ژنتیکی موجب آسیب پذیری شدید محصولات زراعی در برابر تنش های محیطی، آفات و بیماری ها و در نتیجه کاهش عملکرد می شود. در این پژوهش، تنوع ژنتیکی 72 اکوتیپ گندم سرداری (جمع آوری شده از مناطق مختلف غرب ایران) با استفاده از نشانگر AFLP و 17 صفت زراعی مورد بررسی قرار گرفت. استخراج DNA طبق روش تغییر یافته Dellaporta و همکاران انجام گرفت. سه جفت پرایمر EcoRI:MseI، 1582 باند پلی مورف ایجاد کرد (با میانگین درصد پلی مورفیسم 92/73%). تجزیه خوشه ای صفات مولکولی بر اساس ضریب تشابه جاکارد اکوتیپ های مورد مطالعه را در سطح تشابه 62/0 به هشت گروه تقسیم کرد. میانگین، ضریب تغییرات، واریانس ژنوتیپی، فنوتیپی و محیطی در هر کدام از صفات زراعی محاسبه شد. تجزیه خوشه ای صفات کمی بر اساس فاصله اقلیدوسی اکوتیپ ها را در فاصله 46 به 6 گروه مجزا تقسیم کرد. هم بستگی کمی بین صفات کمی با نشانگر AFLP بر اساس آزمون مانتل دیده شد (02/0). نتایج، تنوع ژنتیکی بالایی میان اکوتیپ ها نشان داد، در نتیجه سرداری احتمالاً یک رقم نبوده بلکه توده ایی از اکوتیپ هاست و در پژوهش های آینده می توان اکوتیپ های برتر را شناسایی کرده و جایگزین این توده از اکوتیپ ها نمود هم چنین می توان از آنها جهت معرفی ژن های جدید در داخل خزانه ژنی گندم نان استفاده کرد. </description>
						<author>ژیلا عثمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر نیتروژن، شوری و ماده آلی بر رشد نهال پسته و مرفولوژی ریشه آن</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1058&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>با توجه به شور بودن مناطق پسته کاری و کمبود مواد آلی در این مناطق، به‎منظور بررسی تأثیر نیتروژن، شوری و ماده آلی بر میزان رشد و مرفولوژی ریشه پسته (رقم بادامی زرند)، آزمایش گلخانه‎ای به‎صورت فاکتوریل، در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار صورت گرفت. تیمارها شامل چهار سطح نیتروژن (0، 60، 120 و 180 میلی‎گرم در کیلوگرم خاک از منبع اوره)، چهار سطح شوری (0، 800، 1600 و 2400 میلی‏گرم کلرید سدیم در کیلوگرم خاک) و سه سطح ماده آلی (0، 2 و 4 درصد وزنی از منبع کود گاوی) بود. با افزایش شوری، وزن خشک برگ، ساقه و ریشه، چگالی ریشه و تعداد برگ سبز، به‎طور معنی‏داری کاهش یافت. هرچند کاربرد نیتروژن تا سطح 120 میلی گرم بر کیلوگرم خاک، تأثیر معنی‎داری در میزان رشد نداشت، ولی بالاترین سطح نیتروژن (180 میلی‎گرم در کیلوگرم خاک)، احتمالاً به‎علت عدم تعادل یونی و آثار نامطلوب بر جذب سایر عناصر غذایی، باعث کاهش رشد برگ، ساقه و ریشه به ترتیب به میزان 15، 35 و 32 درصد گردید. در سطوح پایین شوری، نیتروژن توانست تا حدی وضعیت رشد را بهبود بخشد، اما در بالاترین سطح شوری، بالاترین سطح نیتروژن هم نتواست صدمات ناشی از شوری را جبران کند. با کاربرد 2 درصد ماده آلی و آثار مطلوب آن بر خصوصیات فیزیکی و تغذیه‎ای خاک، وزن خشک برگ و ریشه، ارتفاع ساقه و چگالی ریشه به ترتیب به میزان 12، 33، 10 و 45 درصد نسبت به شاهد، افزایش نشان داد. </description>
						<author>اعظم رضوی نسب</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه اثر نوع پایه و پیوندک مرکبات بر میزان جذب بر</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1059&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در مناطق خشک و نیمه خشک که آب آبیاری دارای مقادیر بالای بر هستند، سمیت آن مورد توجه می باشد. غلظت بحرانی بر در آب آبیاری برای گیاهان حساس و مقاوم از 1 تا 10 میلی گرم در لیتر متغییر است. در بسیاری از مناطق جنوبی کشور از جمله شهرستان های مرکبات خیز جهرم و جیرفت زیادی بر در آب آبیاری تا حد مسمومیت عامل محدود کننده افزایش عملکرد مرکبات بوده و افزون بر آن درختان مرکبات با کمبود شدید پتاسیم و عناصر ریز مغذی از جمله آهن، روی و منگنز مواجه هستند. در این آزمایش آثار جداگانه پایه های ماکروفیــلا (Citrus macrophylla Wester)، ولکامریانا(Citrus volkameriana)، نارنج (Citrus aurantium) و لیمــوترش (Citrus aurantifolia Swing) و ترکیب این پایه ها با پیوندک هــــای پرتقـــــال ’والنسیا‘ (Valencia)، ’واشنگتـــن ناول‘ (Washington Navel)، پرتقال محلی جهرم و پرتقال ’توسرخ‘ (‘Moro’)، به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در 5 تکرار و در هر کرت دو درخت به مدت 4 سال در رابطه با جذب بر مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج بالاترین میزان جذب بر مربوط به پایه ولکامریانا و کمترین آن مربوط به پایه ماکروفیلا بود. بیشترین تأثیر متقابل رقم های پیوندی در افزایش سطح بر برگ، روی پایه نارنج دیده شد، هر چند این پایه خود از میزان متوسط جذب بر، برخوردار بود. پیوندک های پرتقال ’والنسیا‘، ’واشنگتن ناول‘ و پرتقال توسرخ ’مورو‘ روی پایه ماکروفیلا، اختلاف معنی دار از نظر مقدار بور نسبت به سایر پایه ها داشتند. </description>
						<author>محمدسعید تدین</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تغییرات کاربری اراضی در زیر حوزه قلعه شاهرخ با استفاده از تکنیک سنجش از دور (دوره زمانی 1381-1354)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1060&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این تحقیق، جهت بررسی تغییرات کاربری اراضی، حوزه آبخیز قلعه شاهرخ با مساحت 1/150980 هکتار انتخاب گردید. داده سنجنده های MSS ،TM و ETM+ از ماهواره لندست برای این منظور استفاده شد. برای تهیه نقشه های کاربری اراضی حوزه، پس از انجام تصحیحات و آنالیزهای مختلف بارزسازی شامل PCA،FCC روی تصاویر، منطقه با استفاده از GPS، نقشه های توپوگرافی 1:50000 و اطلاعات جانبی دیگر مورد بازدید صحرایی قرار گرفت. واحد های کاربری اراضی مختلف با انجام نمونه برداری تصادفی طبقه بندی شده بررسی شد. پس از اعمال روش های مختلف طبقه بندی ، صحت نقشه های تولیدی مورد ارزیابی قرار گرفت و نقشه های نهایی کاربری اراضی حوزه در سال های 1354، 1369 و 1381 به روش هیبرید و با دقت قابل قبول تولید گردید. سپس روند تغییرات کاربری اراضی در دوره های مورد مطالعه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که در دوره اول مطالعه (سال 1354) بیشترین وسعت کاربری اراضی مربوط به مرتع تنک و اراضی با پوشش پراکنده با 6/41 درصد و کمترین وسعت مربوط به کشاورزی آبی با 5/1 درصد بوده است. هم چنین در دوره دوم (1369-1354) بیشترین وسعت کاربری مربوط به مرتع تنک و اراضی با پوشش پراکنده با 4/43 درصد و کمترین وسعت مربوط به کشاورزی آبی با 1/4 درصد است. در دوره سوم مطالعه (1381-1369) بیشترین وسعت کاربری با 6/35 درصد مربوط به کشاورزی دیم و کمترین وسعت مربوط به کشاورزی آبی با 7 درصد می باشد. طی سال های 1354 تا 1369 بیشترین تغییر کاربری شامل تبدیل مراتع با پوشش نیمه انبوه به دیم زارها و اراضی زراعی آبی و در درجه دوم تبدیل این مراتع به مراتع تخریب یافته با پوشش پراکنده است. در طی سال های 1369 تا 1381 بیشترین تغییر کاربری در مراتع تنک و اراضی با پوشش پراکنده است که به همراه بخشی از مراتع نیمه انبوه به دیم زارها و زراعت آبی تبدیل شده اند. </description>
						<author>سوسن براتی قهفرخی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی و مقایسه گونه‌های مورد چرای دام اهلی(گوسفند و بز) و وحشی(آهو) در مراتع استپی منطقه پشتکوه استان یزد</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1061&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی گونه های مورد چرای دام اهلی و حیات وحش و تعیین سهم هر کدام از علوفه مراتع منطقه پشتکوه یزد، ترجیح این دو دسته دام در انتخاب گیاهان و قسمت های مختلف گیاهان انتخاب شده، مطالعه گردید. این بررسی در دو رویشگاه مرتعی واقع در دو تیپ گیاهی (Boiss.)Sojak Scariola orientalis ،Artemisia sieberi Besser و Aellenia subaphylla (C.A.Mey.)Aellen ، Artemisia sieberi که توسط مرکز تحقیقات یزد در قا لب طرح ملی ارزیابی مراتع مناطق مختلف آب وهوایی احداث شده بود اجرا گردید. دو مکان مرتعی مورد بررسی از میان دیگر مکان های مرتعی احداث شده به گونه ای انتخاب شدند که دارای بیشترین تشابه در پوشش گیاهی باشند(با میزان تشابه 72 درصد). مکان دشت کالمند در منطقه قرق کالمند بدون چرای دام اهلی (گوسفند و بز) و مورد چرای آهو است و مکان دیگر با نام جاده دهشیر مورد چرای دام های اهلی است.آمار برداری از پوشش گیاهی در هردو رویشگاه نشان داد که گزینش هر دو دسته دام؛ چه در موردگیاهان و چه قسمت های مختلف گیاهان مشابه است. هر دو دسته دام به گونه هایی مثل Artemisia sieberi و Scariola orientalis و L. Bromus tectorum و Stipa barbata Desf.و (Forsk.)A schers. Et Schwein Noaea mucronata و Launaea acanthodes(Boiss)o.Kuntze علاقه مند بودند و از گونه هایی مثل Astragalus albispinus L. و (Jaub.&amp; spach)Boiss Acantholimon scorpiurs به علت خشبی و خاردار بودن چرا نکرده بودند. هردو دسته دام علاقه مند به چرا از جوانه های تازه روئیده، برگ های تازه، گل و به طور کلی قسمت های غیر خشبی که در قسمت های خارجی گیاهان قرار داشتند، بودند. با استناد بر نتایج این تحقیق پیشنهاد می شود که در براورد ظرفیت چرای مراتع منطقه پشتکوه یزد به علت ترجیح مشابه دام اهلی و حیات وحش میزان نیاز علوفه حیات وحش منطقه تعیین و از ظرفیت چرای مراتع منطقه کم شود. </description>
						<author>علیرضا افتخاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی روند تغییرات پوشش اراضی اصفهان در 4 دهه گذشته با استفاده از سنجش از دور</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1062&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سنجش از دور فناوری کلیدی برای ارزیابی وسعت و میزان تغییرات پوشش اراضی است. اطلاع از انواع تغییرات پوشش سطح زمین و فعالیت های انسانی در قسمت های مختلف، به عنوان اطلاعات پایه برای برنامه ریزی های مختلف، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این مطالعه تغییرات پوشش اراضی منطقه اصفهان بزرگ که شامل شهر اصفهان و اراضی اطراف آن است طی 4 دهه گذشته مورد بررسی قرار گرفت. برای رسیدن به اهداف مطالعه از عکس های هوایی1:50000 سال 1334، تصاویر ماهواره ای MSS و TM و ETM+ به ترتیب برای شهریور ماه سال های 1351، 1369 و 1380 و نقشه های توپوگرافی شهر اصفهان و اراضی اطراف آن استفاده گردید. تمامی عکس های هوایی و تصاویر ماهواره ای به روش نزدیک ترین همسایه تصحیح هندسی شدند و RMSe کمتر از یک پیکسل گردید. برای پردازش تصاویر، ابتدا مطابق با شاخص OIF، بهترین ترکیب رنگی کاذب برای تصاویر تهیه شد، سپس با استفاده از روش طبقه بندی نظارت شده و نظارت نشده به صورت تلفیقی و به کارگیری شاخص NDVI نقشه های پوشش اراضی منطقه مورد مطالعه در 5 طبقه تهیه گردید. در نهایت، نقشه های حاصله به روش مقایسه بعد از طبقه بندی مقایسه شدند. نتایج نشان می دهد که بیشترین توسعه مناطق شهری در بین سال های 1351 تا 1369 با گسترش متوسط 571 هکتار در هر سال و کمترین رشد آن بین سال های 1334 تا 1351 با مساحتی حدود 324 هکتار در هر سال رخ داده است. اما در طی سال های 1334 تا 1351 با کاهش متوسط سالانه 1263 هکتار، بیشترین تخریب پوشش سبز منطقه مورد مطالعه روی داده است. </description>
						<author>سامره فلاحتکار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه عملکرد بیل هیدرولیکی و بولدوزر در ساخت پروفیل عرضی استاندارد جاده های جنگلی در کلاسه های متفاوت شیب (سری لت تالار- استان مازندران)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1063&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>عملیات جاده سازی در جنگل باید در چارچوب مشخصات فنی و استانداردهای صادره از مراجع علمی و نظارتی انجام شود. امروزه علاوه بر بولدوزر، بیل هیدرولیکی نیز در اجرای عملیات خاکی در جاده های جنگلی نقش دارد. بنابراین لازم است توانایی این دو ماشین خاک برداری در ساخت پروفیل عرضی مورد مقایسه قرار گیرد. بدین منظور برای هر دستگاه 60 نمونه پروفیل عرضی در چهار کلاسه شیب مشترک عملیاتی (30-40، 40-50، 50-60 و60-70 درصد) جنگل های سری لت تالار که در جنوب شهرستان ساری واقع شده است، برداشت شد. این عمل به کمک دوربین نیو، شاخص و شیب سنج انجام پذیرفت. نتایج نشان داد که بین مشخصات دیواره های خاکی جاده احداث شده توسط بیل هیدرولیکی و بولدوزر در کلاسه های مختلف شیب، اختلاف معنی داری وجود نداشت. اما عرض بستر پروفیل های مسیر احداث شده توسط بولدوزر در سطح احتمال 1 درصد بیشتر از بیل هیدرولیکی بود. هم چنین بین عرض عملیات خاکی این دو ماشین در کلاسه های30-40 و 40-50 درصد به ترتیب در سطوح احتمال 5 و 1 درصد تفاوت معنی دار وجود داشت، ولی در سایر کلاسه ها این اختلاف معنی دار نبود. مقایسه مشخصات پروفیل های عرضی برداشت شده با استانداردهای موجود مشخص نمود که متوسط میزان استاندارد بودن پروفیل های عرضی ساخته شده توسط بیل هیدرولیکی و بولدوزر به ترتیب 96/89 درصد و81/84 درصد بود. </description>
						<author>آیدین پارساخو</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
