<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1388 جلد13 شماره50</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1388/10/11</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی تأثیر مدیریت‌های کم‌آبیاری بر راندمان مصرف آب و برخی خصوصیات فیزیولوژیک و فنولوژیک گیاه گوجه‌فرنگی( Lycopersicon esculentum)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1182&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در مناطق خشک و نیمه خشک، کمبود آب از عوامل اصلی کاهش تولید محسوب می شود. در چنین شرایطی، کم آبیاری به عنوان یک راهبرد مدیریتی مهم برای تعدیل شرایط تنش آبی توصیه شده است. این پژوهش به منظور بررسی تأثیر دو نوع مدیریت آبیاری (کم آبیاری سنتی و بخشی) بر برخی خصوصیات فیزیولوژیک، فنولوژیک و راندمان مصرف آب گیاه گوجه  فرنگی انجام شده است. به این منظور یک طرح کاملاً تصادفی با پنج تیمار آبیاری و چهار تکرار تعریف شد. تیمارهای آبیاری شامل کم آبیاری DI75 و DI50 (به ترتیب تأمین 75 و 50 درصد نیاز آبی) بود که در آنها آب مورد نیاز گیاه به طور معمول به تمام محیط ریشه داده می شد و تیمارهای آبیاری بخشی PRD75 و PRD50 (تأمین 75 و50 درصد نیاز آبی) که آب مورد نیاز گیاه در هر بار آبیاری فقط به یک سمت محیط ریشه داده می شد و بخش تر و خشک به طور متناوب جابه جا می شدند. تیمار FI (تأمین 100 درصد نیاز آبی) نیز به عنوان تیمار شاهد در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که بیشترین راندمان مصرف آب (28/6 کیلوگرم بر متر مکعب) در تیمارPRD75 و کمترین راندمان (98/1کیلوگرم بر متر مکعب) در تیمار DI50 به دست آمد. راندمان مصرف آب در تیمار کم آبیاری معمولی (DI50) 67 درصد کاهش و در تیمار آبیاری بخشی ((PRD75 6/4 درصد افزایش نسبت به تیمار شاهد داشت. اندازه گیری وضعیت آب گیاه نشان داد که در تمام مراحل، همواره میزان آماس نسبی در تیمارهای PRD نسبت به تیمارهای DI بالاتر بود. نتایج تجزیه واریانس قطر روزنه برگ بیانگر معنی دار شدن اثر تیمارها در سطح 5 درصد بود. به طوری که با افزایش آب آبیاری، قطر روزنه ها نیز افزایش یافت. به علاوه قطر بازشدگی روزنه ها در تیمارهای آبیاری کامل و کم آبیاری سنتی بیشتر از تیمارهای آبیاری بخشی بود. از نظر تعداد روزنه در واحد سطح برگ، تیمار آبیاری کامل بیشترین و تیمارDI50 کمترین تعداد روزنه را دارا بودند (به ترتیب 04/10509 و 4/6904). از نظر خصوصیات فنولوژیک بین تیمارهای آبیاری به لحاظ درجه- روز مورد نیاز تا زمان میوه دهی و درجه- روز مورد نیاز تا زمان برداشت در سطح 5 درصد تفاوتی مشاهده نشد. </description>
						<author>محمدرضا نوری امامزاده ئی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی دو مدل ترکیبی برآورد تبخیر- تعرق مرجع چمن در بازه زمانی ساعتی (مطالعه موردی اقلیم کرمان)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1183&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این مطالعه از مدل های پنمن- مونتیث فائو-56 و پنمن- مونتیث انجمن مهندسین عمران آمریکا (ASCE) جهت برآورد تبخیر- تعرق  مرجع چمن (ETo) در بازه زمانی ساعتی در اقلیم نیمه خشک کرمان استفاده گردیده است. مقادیر ساعتی حاصل از دو مدل فوق با مقادیر اندازه گیری شده توسط لایسیمتر وزنی الکترونیکی طی ماه های فروردین لغایت شهریور سال 1384 (تعداد 3352 داده ETo ساعتی) مورد مقایسه قرار گرفتند. تحلیل رگرسیون خطی و آماره های مربوطه از جمله جذر میانگین مربعات خطا (RMSE ) و شاخص توافق (d) جهت مقایسه مقادیر مشاهداتی و محاسباتی به کار برده شد. میانگین داده های ساعتی اندازه گیری شده توسط لایسیمتر و محاسبه شده توسط هر یک از روش ها برای داده های یکپارچه شده، به ترتیب برابر 28/0 و23/0 میلی متر بر ساعت به دست آمد، به طوری که میانگین مقادیر ETo محاسبه شده در حدود 21% کمتر از میانگین مقادیر ETo اندازه گیری شده می باشد. این تحلیل به تفکیک برای داده های ساعتی مربوط به هر یک از ماه های مطالعاتی نیز انجام پذیرفته است. مقایسه مقادیر حاصل از روش پنمن- مونتیث فائو-56 و مقادیر مشاهداتی نمایانگر برآورد کم ETo محاسباتی به میزان 4/18%، 3/19%، 3/26%، 4/20%، 4/21% و 1/22% به ترتیب برای ماه های فروردین لغایت شهریور بود. برآورد کم مقادیر محاسباتی توسط روش پنمن- مونتیث ASCEنسبت به مقادیر لایسیمتری برای هر یک از ماه های مطالعاتی به ترتیب 17%، 6/19%، 4/18%، 2/18%، 7/19% و 9/20% به دست آمده است که دلیل آن وجود پدیده ادوکسیون در منطقه بوده و با لحاظ نمودن تابع باد محلی قابل اصلاح می باشد. هم چنین روابط رگرسیون جهت تبدیل داده های ساعتی محاسباتی به داده های اندازه گیری شده به تفکیک هر ماه ارائه شده است. </description>
						<author>بهرام بختیاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه روش رگرسیون غیرخطی با روش‌های هوش محاسباتی در برآورد توزیع مکانی آب معادل برف در سراب کارون</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1184&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>معمولاً برای ارزیابی منابع آب مرتبط با برف در حوضه های کوهستانی، از آب معادل برف استفاده می شود. در این تحقیق، با بهره گیری از داده های مشاهده ای، کاربرد رگرسیون غیرخطی، شبکه عصبی مصنوعی و هم چنین بهینه سازی پارامترهای شبکه با روش الگوریتم ژنتیک در برآورد ضخامت برف و آب معادل آن بررسی شد. بدین منظور مقادیر برآورد شده با شبکه عصبی مصنوعی، روش تلفیقی شبکه عصبی- الگوریتم ژنتیک و روش رگرسیونی با مقادیر مشاهده  شده مقایسه گردید. بدین-منظور اندازه گیری های صحرایی در بهمن سال 1384 در سراب کارون انجام گردید. هم چنین ضریب هم بستگی، میانگین مربع خطا و میانگین خطای مطلق برای ارزیابی کارایی مدل های مختلف شبکه های عصبی مصنوعی و رگرسیون غیرخطی مورد استفاده قرارگرفت. با توجه به نتایج به دست آمده، روش های شبکه عصبی مصنوعی و شبکه عصبی تلفیق یافته با الگوریتم ژنتیک در برآورد آب معادل برف مناسب تشخیص داده شدند. به طور کلی از میان روش های به کار رفته، روش شبکه عصبی تلفیق یافته با الگوریتم ژنتیک بهترین نتیجه (84/0r=، 041/0MSE= و 051/0MAE=) را در بر داشته است. با توجه به پارامترهای مورد بررسی، ارتفاع از سطح دریا، مهم ترین پارامتر مؤثر جهت برآورد آب معادل برف است. </description>
						<author>صفر معروفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی آزمایشگاهی اثر موقعیت تک آبشکن بر عمق آبشستگی اطراف آن در خم180 درجه </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1185&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این مطالعه به منظور بررسی اثر موقعیت نصب آبشکن در قوس بر فرآیند آبشستگی، آزمایش هایی در یک فلوم آزمایشگاهی با قوس 180 درجه با 7/4 = Rc/B (R = شعاع مرکزی قوس، B= عرض فلوم) از جنس پلاکسی گلاس انجام پذیرفت. در این تحقیق با قرار دادن یک آبشکن در فلوم آزمایشگاهی با موقعیت های 30، 60، 90، 120، 150 و 160 درجه با دبی های 20، 24 و 28 لیتر بر ثانیه و عمق ثابت جریان 13 سانتی متر پدیده آبشستگی حول آبشکن در حالت آب زلال مورد بررسی قرار گرفت. برای مصالح کف فلوم از ماسه با دانه بندی یک نواخت با mm 2=50D و ضریب یک نواختی 7/1 استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که حداکثر عمق آبشستگی هنگام نصب آبشکن در نیمه اول قوس (از صفر تا 90 درجه) کمتر از نیمه دوم قوس (90 تا 180 درجه) است. هم چنین ابعاد چاله آبشستگی نیز همانند عمق حداکثر آبشستگی با جابجایی آبشکن از نیمه اول به نیمه دوم قوس افزایش می یابد. </description>
						<author>علیرضا مسجدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی دو روش تجربی و مدل‌های شبکه عصبی مصنوعی برای برآورد تابش خورشید رسیده به زمین- مطالعه موردی در جنوب شرق تهران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1186&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تابش خورشید رسیده به زمین یکی از پارامترهای مورد نیاز برای مطالعات منابع آب، محیط زیست و کشاورزی است. این پارامتر به ندرت در ایستگاه های هواشناسی اندازه گیری می شود و از این رو روش های تجربی زیادی برای برآورد آن با استفاده از سایر پارامترهای هواشناسی ارائه شده است. در این تحقیق دو روش تجربی انگستروم و هارگریوز - سامانی که به ترتیب مبتنی بر ساعات آفتابی و دمای هوا هستند، جهت برآورد تابش روزانه خورشید در جنوب شرق تهران واسنجی و ارزیابی شدند. هم چنین دو مدل شبکه عصبی با ورودی های مشابه با مدل های تجربی فوق ارائه شدند. نتایج بررسی نشان داد، مدل های تجربی فوق و مدل های شبکه های عصبی با دقت خوبی تابش خورشید را برآورد می کنند، لیکن، مدل های مبتنی بر ساعات آفتابی نسبت به مدل های مبتنی بر دمای هوا برتری دارند. مدل شبکه عصبی مبتنی بر ساعات آفتابی با ضریب تعیین (R2) برابر 97/0 و جذر میانگین مربع خطا (RMSE) برابر 34/1 مگاژول بر متر مربع در روز بهترین نتایج را ارائه داد. </description>
						<author>علی رحیمی خوب</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تغییرات مکانی آرسنیک در اراضی با کاربردهای مختلف در استان اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1187&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تمرکز فعالیت های صنعتی، کشاورزی و شهرنشینی در شهرها باعث آلودگی و تجمع فلزات سنگین در خاک شده است. با توجه به اهمیت استان اصفهان از نظر فعالیت های کشاورزی و صنعتی، هم چنین جمعیت زیاد این استان، این تحقیق با هدف ارزیابی تغییرات مکانی آرسنیک در بخش هایی از استان اصفهان و هم چنین تهیه نقشه آلودگی این عنصر در خاک های این منطقه انجام گرفت. در این تحقیق نمونه های خاک روی یک شبکه منظم با فواصل حدود 4 کیلومتر برداشت شد. موقعیت جغرافیایی نقاط با استفاده از GPS تعیین و کاربری محل های تهیه نمونه  های خاک نیز شناسایی و ثبت گردید. پس از آماده   سازی نمونه های خاک در آزمایشگاه، غلظت کل آرسنیک در نمونه ها با استفاده از کریجینگ نقطه ای روی نتایج به دست آمده از آنالیز نمونه های خاک توسط نرم افزار زمین آماری WinGslib و نرم افزار Surfer، نقشه آلودگی خاک به آرسنیک تهیه شد. ساختار مکانی متغیر به کمک تغییرنما بررسی شد. تغییرنما به شکل جهتی محاسبه و ترسیم گردید. نتایج نشان داد، الگوی کروی، بهترین مدل برازش یافته بود. میانیابی در بلوک هایی با ابعاد1000*1000 متر به روش کریجینگ صورت گرفت و به منظور تعیین دقت تخمین های انجام شده از میانگین مربع خطای تخمین(MSE) و ضریب هم بستگی پیرسون استفاده گردید و نتایج حاکی از دقت نسبتاً خوب تخمین ها بود. بر اساس نقشه های پراکنش آرسنیک، جهت باد غالب در توزیع آرسنیک حاصل از صنایع تنها در بخش جنوب غربی استان و اطراف کارخانه های بزرگ صنعتی فولادسازی مؤثر بوده است. در مجموع می توان نقش جنس سنگ مادر را در بالا بردن غلظت آرسنیک در محدوده های تیره رنگ نقشه (محدوده های کم وسعت شمال غرب و شمال شرق) مؤثر دانست. </description>
						<author>مجید افیونی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>برآورد ماده آلی خاک به روش سوزاندن در کوره در چهار دشت‌ مهم استان چهار محال و بختیاری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1188&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>اگر چه ماده آلی بخش کمی از وزن خاک را تشکیل می دهد ولی تأثیر زیادی بر ویژگی های فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی خاک دارد و از شاخص های مهم کیفیت و توان تولید خاک به شمار می رود. تعیین مقدار ماده آلی خاک در مطالعات حاصل خیزی خاک   و آلودگی محیط خاک، ضروری است. روش اکسایش تر واکلی- بلک یکی از روش های متداول تعیین ماده  آلی است. این روش علی رغم دقت و تبعیت از استانداردها، پرهزینه و با مصرف ترکیب کرومیوم دار انجام می شود. سوزاندن در کوره (Loss On Ignition, LOI) روش دیگری است که به دلیل عدم تمایل به استفاده از اسید کرومیک، هزینه کم و آسانی بیشتر مورد توجه قرارگرفته است. اهداف این پژوهش، تعیین روابط بین روش  های اکسایش  تر و LOI در خاک های چهار دشت  مهم استان چهار محال و بختیاری و تعیین مناسب ترین دمای سوزاندن در کوره برای برآورد ماده آلی خاک است. بدین منظور، نمونه برداری خاک از لایه سطحی صفر تا 25 سانتی متری چهار دشت  شهرکرد، فارسان، کوهرنگ و لردگان به طور تصادفی  انجام گردید و در مجموع 205 نمونه خاک برداشت شد. ماده آلی خاک به روش های اکسایش تر و LOI در پنج دمای 300، 360، 400، 500 و 550 درجه سیلسیوس به مدت دو ساعت تعیین گردید. به منظور تعیین بهترین دمای سوزاندن خاک، 40 نمونه   خاک، انتخاب و ماده  آلی و کربنات کلسیم معادل آنها، قبل و بعد از سوزاندن در دماهای مذکور اندازه گیری گردید. نتایج نشان داد در هر دشت بین روش های اکسایش تر و LOI در دما های مختلف یک رابطه خطی، مثبت و معنی دار وجود دارد. تفاوت در دشت ها موجب گردید معادله  به دست آمده برای هر دشت از معادله  کلی متفاوت باشد و تفکیک داده ها بر اساس دشت، موجب افزایش R2 معادلات شد. با افزایش دمای سوزاندن، R2 و شیب معادلات کاهش و مجذور میانگین مربعات خطای باقی مانده (RMSE) افزایش یافت. در مقادیر بالاتر کربنات کلسیم معادل، کاهش شیب خطوط رگرسیون با افزایش دما قابل توجه بود که می تواند ناشی از تخریب بیشتر کربنات ها در دمای بالاتر باشد. در این پژوهش، دمایی حدود 360 درجه سیلسیوس بهترین دمای سوزاندن خاک در کوره تشخیص داده شد زیرا در این دما تمام کربن آلی سوزانده شده، حداقل تخریب کربن معدنی و از دست دادن آب ساختمانی از کانی های رسی صورت گرفته و هزینه انرژی مصرفی کمتر است. </description>
						<author>محمدحسن  صالحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>قابلیت استفاده روی موجود در ضایعات صنعتی پلیمری تیمار شده برای ذرت در یک خاک آهکی </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1189&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف پژوهش حاضر، امکان سنجی استفاده از ضایعات صنعتی پلیمری تیمار شده (IUT-UT) به عنوان کود روی و مقایسه قابلیت استفاده و کارایی روی آن با سولفات روی بود. به این منظور یک آزمایش گلخانه ای فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی و در سه تکرار با گیاه ذرت (Zea mays L.) اجرا شد. تیمارها شامل سه منبع روی [سولفات روی، ضایعات صنعتی تیمار شده در اندازه 3-2 میلی متر (IUT-UT2) و ضایعات صنعتی تیمار شده در اندازه کوچک تر از 1 میلی متر(IUT-UT1)] در سه سطح (صفر،20 ،40 کیلو گرم روی در هکتار) بودند. نتایج نشان داد که کاربرد روی هم به شکل سولفات روی و هم ضایعات صنعتی تیمار شده، رشد و عملکرد وزن خشک اندام هوایی ذرت را به طور معنی داری (در سطح 5 درصد) افزایش داد. عملکرد وزن خشک اندام هوایی ذرت در گلدان هایی که IUT-UT دریافت کرده بودند از گلدان هایی که سولفات روی دریافت کرده بودند بیشتر بود. بیشترین عملکرد وزن خشک اندام هوایی در تیمار IUT-UT در اندازه کوچک تر از 1 میلی متر (UT1) حاصل شد. صرف نظر از منبع روی، غلظت روی در اندام هوایی و ریشه ذرت با افزایش سطح کودی به طور معنی داری (در سطح 5 درصد) افزایش یافت اگرچه این افزایش در تیمار سولفات روی بیشتر از IUT-UT بود. کاربرد IUT-UT سبب افزایش معنی دار غلظت آهن اندام هوایی ذرت شد. غلظت کادمیم اندام هوایی و ریشه در همه تیمارهای مورد آزمایش کمتر از 02/0 میلی گرم بر کیلوگرم بود. نتایج نشان داد که می-توان از IUT-UT به ویژه در اندازه کوچک تر از 1 میلی متر به عنوان یک کود روی کندرها با ناخالصی کم استفاده کرد، اگرچه انجام مطالعات تکمیلی در این زمینه ضروری است. </description>
						<author>آزاده سنایی استوار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر نوع عصاره‌گیر و دفعات عصاره‌گیری بر آزاد‌سازی پتاسیم غیرتبادلی از میکاها</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1190&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این تحقیق با هدف تعیین اثر عصاره گیرهای مختلف برای استخراج پتاسیم غیرتبادلی از سه کانی میکایی بیوتیت، فلوگوپیت و مسکوویت انجام شد.کانی ها به دو اندازه کوچک تر از60 و 100-60 میکرومتر تفکیک و سطوح تبادلی آنها با کلسیم اشباع شد. عصاره گیری متوالی با استفاده از سه عصاره گیر شامل اسیدکلریدریک 01/0 مولار، استات آمونیوم 1 مولار و کلرید باریم 05/0 مولار انجام شد. غلظت تجمعی پتاسیم استخراج شده از سه کانی میکایی محاسبه گردید. نتایج نشان داد که اثر عصاره-گیرهای مختلف بر هر کدام از کانی های میکایی متفاوت بوده و انواع کانی هایی که در خاک به عنوان میکا از آنها نام برده می شود، می توانند مقادیر متفاوتی پتاسیم آزاد نمایند. به طورکلی برای اندازه ذرات ریزتر (کوچک تر از 60 میکرومتر) اسیدکلریدریک و برای ذرات درشت تر (100-60 میکرومتر) استات آمونیوم پتاسیم بیشتری از کانی های میکایی استخراج نمودند. پتاسیم استخراج شده از کانی مسکوویت به وسیله عصاره گیرهای استات آمونیوم وکلریدباریم بیش از سایر کانی های میکایی بود بنابراین به  نظر می رسد مسکوویت یک منبع خنثی و بی اثر برای پتاسیم در خاک نیست. هم چنین اندازه ذرات کانی ها اثر بسیار مهمی بر آزادسازی پتاسیم غیرتبادلی از کانی های میکایی داشت و ذرات درشت تر پتاسیم بیشتری نسبت به ذرات ریز آزاد کردند. بنابراین توزیع اندازه ذرات کانی های میکایی مختلف در خاک ها ممکن است یکی از دلایل تفاوت در مقدار آزادسازی پتاسیم در خاک ها باشد. </description>
						<author>حسین  خادمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی تحمل جو رقم کارون در کویر (.Hordeum vulgare L) در رابطه با تنش نسبت‌های آنیونی کلر به سولفات آب آبیاری </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1193&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تنش شوری، نقش مهمی در کاهش تولید محصولات زراعی دارد. در اکثر گیاهان، آنیون های کلر و سولفات آب و خاک عامل اصلی کاهش رشد و عملکرد هستند. برای ارزیابی شاخص های تحمل و حساسیت به کلر و سولفات آب آبیاری و هم چنین تأثیر نیتروژن بر عملکرد گیاه جو، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در  گلخانه انجام شد. شاخص های کمی مقاومت به تنش مانند: میانگین تولید، شاخص تحمل، میانگین هندسی، شاخص حساسیت به تنش، نسبت کاهش عملکرد و شاخص تحمل به تنش براساس عملکرد گیاه در شرایط بدون تنش و تنش، محاسبه شد. هم بستگی شاخص تحمل به تنش با عملکرد دانه و عملکرد کاه و کلش گیاه بیشتر از سایر شاخص ها بود. بررسی مقادیر استاندارد شده بتا در معادلات عملکرد دانه و کاه و کلش گیاه با شاخص تحمل به تنش نشان داد که تأثیر کلر نسبت به سولفات بر کاهش تحمل گیاه به تنش شوری بیشتر بود. هم چنین نسبت های آنیونی   1: 3 و 1: 2 کلر به سولفات در عملکرد دانه و 1: 2 و 1: 1 کلر به سولفات در کاه و کلش گیاه، بیشترین مقاومت نسبت به تنش شوری را در مقایسه با شرایط مطلوب ایجاد نمودند که مطالعه نمودار پراکنش نیز آن را تأیید نمود. </description>
						<author>مهرنوش   اسکندری تربقان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین عصاره‌گیر مناسب و حد بحرانی فسفر برای سورگوم (Sorghum bicolor L. Var. Speedfeed) در خاک‌های آهکی منطقه بیرجند</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1194&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سورگوم مهم ترین گیاه علوفه ای در منطقه بیرجند است لذا فسفر قابل جذب این گیاه مورد بررسی قرار گرفت. هشتاد نمونه خاک از نقاط مختلف منطقه تجزیه و از بین آنها 24 نمونه با خصوصیات فیزیکوشیمیایی متفاوت انتخاب شدند. پنج عصاره گیر شامل 1) بیکربنات سدیم 5/0 نرمال (5/8 pH=) و مدت هم زدن 30 دقیقه (روش اولسن)، 2) بیکربنات سدیم 5/0 نرمال (5/8 pH=) و مدت هم زدن 16 ساعت (روش کالول)، 3) Na2-EDTA 0025/0 نرمال (7pH= ) (روش EDTA)، 4) بیکربنات آمونیم یک مولار و DTPA 005/0 مولار (6/7 pH=) (روش سلطان پور و شواب) و 5) آب مقطر (روش پاو) برای اندازه گیری فسفر قابل جذب استفاده شدند. آزمایش گلخانه ای با دو تیمار صفر و 90 میلی گرم فسفر بر کیلوگرم خاک با سه تکرار اجرا گردید. نتایج نشان داد که کلیه عصاره گیرهای فوق برای اندازه گیری فسفر قابل جذب سورگوم قابل استفاده اند ولی از میان آنها روش های اولسن و پاو مناسب ترند. حد بحرانی فسفر قابل جذب گیاه سورگوم برای پنج عصاره گیر فوق به ترتیب برابر 17، 24، 14، 7 و 5/2 میلی گرم بر کیلوگرم خاک است. آزمون رگرسیون گام به گام نشان داد که واکنش خاک، میزان کربن آلی و درصد رس بر میزان فسفر قابل جذب خاک مؤثرند. </description>
						<author>مهدی    نادری خوراسگانی </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر کاربرد مواد آلی و نیتروژن معدنی بر تجزیه شیمیایی و زیستی علف‌کش آترازین در خاک</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1195&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این پژوهش تأثیر کاربرد مواد آلی گوناگون با نسبت های C/N و ساختار شیمیایی متفاوت بر تجزیه شیمیایی و زیستی آترازین در خاک سترون و ناسترون مطالعه شد. این پژوهش در قالب طرح کاملاً تصادفی و به صورت فاکتوریل 2×6×2 دو خاک (سترون و ناسترون)، شش نوع ماده آلی (ورمی کمپوست، کود گاوی، گلوکز، نشاسته و خاک اره و بدون ماده آلی) و دو سطح نیتروژن (صفر و 250 میلی گرم در کیلوگرم) با سه تکرار انجام شد. غلظت اولیه آترازین در خاک لوم سیلتی mg.kg-1 100 بود و بر روی آن مواد آلی به مقدار 5 درصد وزنی و 250 میلی گرم نیتروژن به بعضی از تیمارها به شکل NH4NO3 افزوده شد. برای حذف ریزجانداران خاک در تیمارهای خاک سترون از کلرید جیوه استفاده گردید. باقیمانده آترازین در خاک پس از گذشت 20، 40 و 60 روز از آغاز خوابانیدن تیمارها به وسیله دستگاه HPLC اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که به جز کود گاوی، سایر مواد آلی موجب کاهش تجزیه زیستی آترازین در خاک ناسترون شدند و افزودن نیتروژن معدنی نیز کاهش تجزیه آترازین را در پی داشت. نتایج نشان داد که نمی توان تجزیه زیستی آترازین را با توجه به نسبت C/N مواد آلی و شدت فعالیت ریزجانداران خاک پیش بینی کرد. تجزیه شیمیایی آترازین در خاک سترون در 60 روزه آزمایش زیر تأثیر مواد آلی و نیتروژن معدنی قرار نگرفت. </description>
						<author> امیر   لکزیان </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر کم‌آبیاری در دوره زایشی بر کارآیی مصرف آب و تحمل خشکی ارقام جدید آفتابگردان </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1196&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی اثر کم آبیاری در مرحله زایشی بر کارآیی مصرف آب و تحمل خشکی ارقام آفتابگردان، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه پژوهشی دانشگاه بوعلی سینای همدان در سال 1386 انجام گرفت. آبیاری در 6 سطح شامل: آبیاری کامل (شاهد)، کم آبیاری با قطع آبیاری در مرحله غنچه دهی، قطع آبیاری در مرحله گل دهی، قطع آبیاری در مرحله دانه بندی، قطع آبیاری در مراحل غنچه دهی و دانه بندی و قطع آبیاری در مراحل گل دهی و دانه بندی بود. از 4 هیبرید آفتابگردان شامل آذرگل، آلستار، آلیسون و یوروفلور استفاده شد. عملکرد بیولوژیک، عملکرد اقتصادی، شاخص برداشت، مقدار آب مصرفی، کارآیی مصرف آب و شاخص های مقاومت به خشکی اندازه گیری و محاسبه شد. نتایج نشان داد بیشترین عملکرد بیولوژیک (7/11681 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد اقتصادی (0/4854 کیلوگرم در هکتار) و شاخص برداشت (42 درصد) با آبیاری کامل و پس از آن با کم آبیاری در مرحله دانه بندی به دست آمد. در بین ارقام، رقم یوروفلور با عملکرد بیولوژیک معادل 1/10127 کیلوگرم در هکتار، عملکرد اقتصادی معادل 5/4081 کیلوگرم در هکتار و شاخص برداشت 40 درصد بیشترین مقادیر را به خود اختصاص داد. بیشترین کارآیی مصرف آب با دوبار قطع آبیاری در مراحل گل دهی و دانه بندی و سپس قطع آبیاری در مرحله دانه بندی (به ترتیب با 09/1 و 96/0 کیلوگرم در مترمکعب) به دست آمد. هم چنین رقم آلستار و پس از آن یوروفلور به ترتیب با 01/1 و 94/0 کیلوگرم در مترمکعب دارای بالاترین کارآیی مصرف آب در بین ارقام بودند. رقم یوروفلور به عنوان متحمل ترین رقم شناسایی و کارآیی شاخص تحمل به تنش و شاخص متوسط بهره وری در شناسایی ارقام متحمل به خشکی که هم در شرایط تنش و هم بدون تنش کمبود آب دارای عملکرد بالایی باشند، مورد تأیید قرار گرفت. در مجموع، کم آبیاری در مرحله دانه بندی کمترین اثر منفی را بر عملکرد و شاخص برداشت داشته و از نظر کارآیی مصرف آب نیز مناسب بود. هم چنین رقم یوروفلور ضمن دارا بودن بالاترین عملکرد، تحمل خشکی و شاخص برداشت از کارآیی مصرف آب مناسبی برخوردار بود. </description>
						<author>علی  سپهری </author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
