<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1389 جلد14 شماره54</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1389/10/11</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی و ارزیابی سیستم‌های آبیاری بارانی کلاسیک ثابت دشت دهگلان کردستان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1447&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>دقت در طراحی سیستم های آبیاری بارانی و مدیریت صحیح آنها عوامل مهمی در توسعه و بهبود این سیستم هاست. لذا هدف از این پژوهش، ارزیابی چگونگی طراحی و بهره برداری سیستم های آبیاری بارانی کلاسیک ثابت- آبپاش متحرک دشت دهگلان در استان کردستان است. برای این منظور 10 سیستم آبیاری بارانی کلاسیک ثابت دشت دهگلان به طور کاملاً تصادفی انتخاب شده و مورد ارزیابی قرار گرفت. در ارزیابی سیستم های آبیاری بارانی منتخب، از معیارهای ضریب یک نواختی کریستیانسن (CU)، یک نواختی توزیع (DU)، راندمان پتانسیل کاربرد در ربع پایین (PELQ) و راندمان واقعی در ربع پایین اراضی (AELQ) استفاده گردید. مقادیر متوسط این پارامترها برای 10 مزرعه ارزیابی شده به ترتیب 66 ، 6/50 ، 8/44 و 8/43 درصد به دست آمد. بررسی ها نشان داد که کلیه سیستم ها دارای راندمان کاربرد پایین بودند و یک نواختی توزیع آب در آنها نیز کمتر از مقادیر توصیه شده توسط مریام و کلر (1978) می باشد. از طرفی به علت کم آبیاری، به جز یک مورد، در بقیه مزارع راندمان واقعی و راندمان پتانسیل کاربرد برابر بوده است. طراحی و اجرای نامناسب سیستم ها مهم ترین دلیل پایین بودن راندمان پتانسیل کاربرد تشخیص داده شد که از مهم ترین این عوامل، فشار نامناسب سیستم ها بود. استفاده هم زمان از تعداد آبپاش  زیاد و کاربرد آبپاش هایی با مشخصات و مدل های متفاوت نیز در کنار طراحی و اجرای نامناسب، از دلایل اصلی پایین بودن یک نواختی توزیع آب بوده است. به طور کلی نتایج بررسی ها نشان داد که در اکثر طرح های مورد مطالعه، بهره برداری از سیستم ها در حد بسیار ضعیفی است. </description>
						<author> عیسی معروف پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه روش‌های امتداد منحنی سنجه دبی به منظور برآورد دبی‌های متناظر با اشل‌های حداکثر </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1448&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>اندازه گیری مستقیم دبی در رودخانه ها وقت گیر و پرهزینه است و گاهی در شرایط سیلابی به دلیل سرعت زیاد آب، زودگذر بودن آن و وجود مواد مختلف شناور در آب امکان پذیر نیست، بنابراین از رابطه بین دبی و تراز آب که به منحنی سنجه دبی معروف است، استفاده می شود. از طرفی در طراحی سازه های هیدرولیکی، حداکثر دبی سیل و حداکثر ارتفاع آن مورد نیاز است. در نتیجه برای محاسبه دبی های سیلابی باید منحنی سنجه دبی را با استفاده از روش های مناسب امتداد داد. در این مطالعه به منظور تعیین بهترین روش جهت امتداد منحنی دبی- اشل و برآورد دبی متناظر با اشل های بالا، روش های لگاریتمی، مانینگ، شزی و سرعت- سطح مقطع در 13 ایستگاه هیدرومتری در حوزه آبخیز کرخه در استان لرستان مقایسه شد. داده های اندازه گیری شده هر ایستگاه در طول یک دوره آماری 10 ساله جمع آوری شد. نتایج حاصل از محاسبه ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) و میانگین انحراف خطا (MBE) هر یک از روش ها نشان داد که روش لگاریتمی دارای دقت بهتری در مقایسه با سایر روش هاست و عمدتاً برای امتداد منحنی در ایستگاه های با دبی متوسط پایین مناسب است. روش سرعت- سطح مقطع بعد از روش لگاریتمی مخصوصاً در ایستگاه های با دبی متوسط بالا، نتایج خوبی ارائه داد. روش های مانینگ و شزی کمترین دقت را داشتند. </description>
						<author> محمد اوژن</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پرش هیدرولیکی در مقطع مثلثی و مقایسه با مقطع مستطیلی </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1449&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>اگرچه تاکنون تحقیقات زیادی در زمینه پرش هیدرولیکی در مقاطع مستطیلی انجام شده است، اما مطالعات صورت گرفته روی مقاطع مثلثی بسیار اندک می باشد. در این مقاله، خصوصیات پرش هیدرولیکی در مقطع مثلثی به صورت تحلیلی و آزمایشگاهی مطالعه شده است. بررسی تحلیلی با استفاده از اصل پایستگی اندازه حرکت قبل و بعد از جهش صورت گرفته است. آزمایش ها در یک کانال با مقطع مثلثی و با زاویه داخلی °4/94 و در دامنه وسیعی از دبی و عدد فرود و به ازای دو بازشدگی مختلف انجام شدند. مشخصه های کاربردی پرش از جمله نسبت عمق ثانویه، طول پرش، استهلاک انرژی و پروفیل سطح آب بررسی شد و نتایج با مشخصات پرش در مقطع مستطیلی مقایسه گردید. بررسی ها نشان می دهد که مقطع مثلثی کارایی بیشتری نسبت به مقطع مستطیلی دارد. به طور مثال به ازای یک عمق اولیه (1Y) و عدد فرود (1F) معین جت ورودی، پرش در مقطع مثلثی به عمق ثانویه کمتری نیاز دارد. هم چنین میزان استهلاک انرژی نسبی در مقطع مثلثی حدوداً 12 درصد بیشتر از مقطع مستطیلی است. در نهایت روابط تجربی و نمودارهایی نیز برای محاسبه طول پرش، استهلاک انرژی و پروفیل سطح آب در پرش پیشنهاد شد. </description>
						<author> محمد حسین امید</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی خصوصیات مکانیکی کانال‌های انتقال آب ساخته شده از بتن حاوی نانوپوزولان خاکستر غلاف گندم</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1450&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پوشش کانال ها با هدف افزایش مقاومت دیواره های خاکی آنها در مقابل آب شستگی، کاهش نفوذ و سایرتلفات آب به منظور افزایش راندمان انتقال یک امر ضروری است. از آنجایی که ارزان ترین پوشش ها نیز هزینه قابل توجهی در بردارند، انتخاب نوع پوشش باید با دقت زیادی صورت گیرد و ضمن انتخاب مناسب ترین پوشش، باید در جهت کاهش هزینه ها با حفظ مشخصات و خصوصیات مهندسی تلاش شود. یکی از پوشش های معمول کانال های انتقال آب پوشش بتنی است. این پوشش به واسطه عمر متوسط بالا (در حدود 40 سال) و هزینه نگهداری پائین، از بهترین نوع پوشش ها به شمار می رود. ولی در عوض هزینه اجرای آن گران بوده و سرمایه اولیه زیادی را لازم دارد. در حال حاضر تحقیقات گسترده ای در سطح جهان روی انواع پوزولان ها و نیز دوام بتن های ساخته شده از پوزولان های مصنوعی در حال بررسی است. با توجه به سطح زیاد کشت گندم در کشور، پوزولان مورد استفاده در این تحقیق نانو (از اجزای واحد طول و مقدار آن 9-10 متر است) ذرات خاکستر غلاف گندم است. در این مطالعه خصوصیات مکانیکی بتن ساخته شده از نانو ذرات خاکستر غلاف (پوسته سلولزی دانه گندم است) گندم مورد بحث و بررسی قرار گرفت، خصوصیات مورد بررسی مقاومت فشاری، مقاومت کششی و دوام نمونه های بتنی در مقیاس آزمایشگاهی است. نتایج حاصل نشان داد که مقاومت فشاری و مقاومت کششی بتن با 20 درصد وزنی جایگزینی سیمان با نانو پوزولان خاکستر غلاف گندم، تفاوت معنی داری، از نظر آماری با بتن کنترل (بتن فاقد جایگزینی پوزولان) نداشته است (05/0&gt;P). درصد بهینه جایگزینی نانو پوزولان،20 درصد وزنی سیمان بوده است. هم چنین نتایج دوام نمونه های بتنی نشان داد که بتن حاوی 20 درصد خاکستر غلاف گندم جایگزینی، دارای دوام بیشتری نسبت به بتن کنترل در محیط سولفات منیزیم است. خاکستر غلاف گندم با داشتن 56/90 درصد اکسید سیلیسیوم، فعالیت پوزولانی قابل ملاحظه و قابلیت انجام واکنش های شیمیایی با هیدروکسید کلسیم، سبب کاهش تخلخل و افزایش مقاومت در بتن شده است. </description>
						<author> جهانگیر عابدی کوپایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پهنه‌بندی زیست اقلیمی استان چهارمحال و بختیاری با استفاده از روش‌های آماری چندمتغیره </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1451&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>آب و هوا یکی از مباحث مهم اکولوژی گیاهی است و مسلماً یکی از مهم ترین عواملی است که موجودات زنده و به ویژه گیاهان را تحت تأثیر قرار می دهد و موجب انتشار کلی آنها می شود. آب و هوا، اقالیم متفاوت و حوزه های متنوع رستنی ها را روی زمین ایجاد می نماید، فرم بیولوژیک گیاهان را به وجود می آورد و در نتیجه تغییرات زیادی در گیاهان و ترکیب آنها در نقاط مختلف کره زمین ظاهر ساخته، جوامع مختلف گیاهی را مشخص می نماید و سبب تمایز آنها از یکدیگر می گردد. اکثر طبقه بندی های اقلیمی که در ارتباط با اقلیم های رویشی انجام گرفته است متکی بر چند متغیر محدود مانند دما، بارش و یا تلفیق آنهاست. حال آن که آب و هوا یک پدیده مرکب بوده و صرف استفاده از چند متغیر محدود نمی تواند گویای اقلیم یک ناحیه باشد، لذا در طبقه بندی اقلیم یک منطقه باید اکثر عوامل آب و هوایی در نظر گرفته شود. در این صورت بررسی اقلیم با استفاده از متغیرهای زیاد می تواند عوامل مؤثر بر گسترش اجتماعات گیاهی را به نحو دقیق تری روشن کند. در این پژوهش به منظور تعیین پهنه های زیست اقلیم گیاهی استان چهارمحال و بختیاری با استفاده از روش های آماری چند متغیره، 71 متغیر اقلیمی که از نظر رستنی های طبیعی استان از اهمیت بیشتری برخوردارند، انتخاب و با روش تحلیل عاملی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تحلیل عاملی نشان داد سه عامل اول که 8/91 درصد از واریانس متغیرهای اولیه را بازگو می کنند دما، بارش و تابش هستند. سپس، بر اساس نتایج حاصل و با استفاده از روش تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی به روش وارد، اقدام به پهنه بندی اقالیم رویشی استان چهارمحال و بختیاری گردید و پنج پهنه اقلیم رویشی در این استان شناسایی و نام گذاری گردید. هم چنین به منظور مقایسه نتایج این تحقیق با روش های دیگر طبقه بندی اقلیمی، استان چهارمحال و بختیاری با 4روش متداول تقسیم بندی اقلیمی (کوپن، گوسن، آمبرژه و دومارتن)، طبقه بندی شد و نتایج آن با نتایج حاصل از پهنه بندی اقلیمی به روش آماری چند متغیره مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که روش آماری چندمتغیره پهنه بندی و تفکیک بهتری را نسبت به سایر روش ها انجام می دهد. در نهایت گونه های غالب هر ناحیه اقلیمی مشخص شد. </description>
						<author> سعید سلطانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پایداری خاکدانه‌ها در حضور کرم خاکی (Lumbricus terrestris L.) و مواد آلی مختلف در یک خاک آهکی </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1453&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>اگرچه نقش حیاتی کرم های خاکی بر اغلب خصوصیات فیزیکی خاک محرز می باشد، ولی مطالعات اندکی در باره آثار متقابل نوع مواد آلی و کرم  خاکی بر خصوصیات فیزیکی از جمله پایداری خاکدانه ها، به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک، انجام شده است. پایین بودن میزان ماده  آلی در خاک های این مناطق و در عین حال نقش مهم کرم های خاکی در بهبود شرایط فیزیکی خاک های این اقلیم ضرورت توجه خاص به آثار متقابل بقایای آلی و کرم های خاکی را نشان می دهد. بدین منظور آزمایشی به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملاً تصادفی در چهار تکرار، تحت شرایط کنترل شده گلخانه ای برای مدت 150 روز در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه شهرکرد اجرا شد. فاکتور اول شامل حضور یا عدم حضور کرم خاکی و فاکتور دوم شامل با و یا بدون بقایای آلی مختلف (بقایای یونجه، کود کمپوست و مخلوط بقایای یونجه + کود کمپوست و کود گاوی) بود. در این آزمایش از یک نوع کرم خاکی آنسیک (Lumbricus terrestris L.) استفاده شد. نتایج به دست آمده حاکی از این است که کاربرد مواد آلی و کرم خاکی هر یک به تنهایی سبب افزایش شاخص های پایداری خاکدانه ها مانند میانگین وزنی قطر ذرات (MWD)، توزیع اندازه ذرات خاکدانه ها نسبت خاکدانه سازی (AR)، میانگین هندسی قطر ذرات (GMD) و هم چنین میزان کلسیم و منیزیم خاک  گردید، ولی بهترین نتایج ناشی از کاربرد هم زمان کرم خاکی و مواد آلی به دست آمد، به طوری که تلقیح کرم های خاکی در حضور مواد آلی به طور متوسط شاخص های MWD، AR، GMD، Ca، Mg و درصد خاکدانه های 25/0&lt; میلی متر را به ترتیب 39، 58، 2، 67، 43 و 74 درصد افزایش در حالی که درصد خاکدانه های کوچک تر از 25/0 میلی متر را 5/13 درصد کاهش داد. هم بستگی معنی دار (945/0=R2) بین کلسیم خاک و میانگین وزنی قطر ذرات مشاهده شد که نشان می دهد کرم های خاکی احتمالاً از طریق ترشح کلسیت از طریق پیوند کاتیونی با ذرات رسی و ماده آلی به پایداری خاکدانه ها و در نتیجه ساختمان خاک کمک می نمایند. به طور کوتاه، نتایج این تحقیق نشان می دهد که کاربرد هم زمان مواد آلی و کرم های خاکی نوع آنسیک کمک شایانی به بهبود ساختمان خاک های مناطق خشک و نیمه خشک می نماید. </description>
						<author> فخرالسادات موسوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه آثار افزودن اسید سیتریک و کی‌لیت‌های مصنوعی بر افزایش پالایش گیاهی کادمیوم از خاک</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1454&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این پژوهش، آثار افزودن کی لیت طبیعی اسید  سیتریک و کی لیت های مصنوعی HEDTA و EGTA در محلول کردن کادمیوم در خاک هایی که به طور مصنوعی آلوده شده اند و نیز توانایی آنها در افزایش پالایش گیاهی کادمیوم توسط گیاه تربچه (Raphanus sativus L.) از خانواده (Brassicaceae) با یکدیگر مقایسه و بررسی شد. این آزمایش با استفاده از یک طرح فاکتوریل در قالب بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارهای غلظت برای کادمیوم با استفاده از نمک کلرید کادمیوم دارای غلظت  0، 5، 20، 60 و 100 میلی گرم در کیلوگرم خاک بودند. در پایان فصل رشد، کی لیت ها با غلظت های 6، 20 و 20 (1-mMkg) به ترتیب برایHEDTA، EGTA و اسید  سیتریک به هر گلدان اضافه شدند. برای به دست آوردن شدت جذب آلاینده ها، ده روز پس از افزودن کی لیت ها از گیاهان و خاک گلدان ها نمونه برداری و غلظت کادمیوم در آنها اندازه گیری شد. در تمام تیمارها، کادمیوم محلول خاک در مقایسه با تیمار شاهد، بیشتر بوده است. مقادیر به دست آمده نشان داد که کی لیت های مصنوعی نسبت به اسید سیتریک که یک کی لیت طبیعی است حلالیت را بیشتر افزایش می دهد. در این میان HEDTA تأثیر بسیار مشهودتری بر افزایش حلالیت کادمیوم داشته است به طوری که غلظت کادمیوم محلول در خاک بعد از اضافه کردن HEDTA در غلظت های 0، 5، 20، 60، 100 (1-mgkg) به ترتیب 05/0، 48/3، 22/13، 8/33، 82/37 ( soil1-mgkg) بوده است. برای تمام تیمارها با افزایش میزان کادمیوم خاک، غلظت کادمیوم در ریشه و اندام هوایی افزایش یافته است. میزان کادمیوم در اندام  هوایی تربچه در مقایسه با ریشه بیشتر بوده که می‎تواند به دلیل زیست فراهمی بیشتر فلز و هم چنین حلالیت زیاد آن باشد. در تمام تیمارهایی که HEDTA به آنها اضافه شده میزان تجمع کادمیوم در ساقه و ریشه های تربچه بیشتر از سایر کی لیت هاست. </description>
						<author> مهدی همایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>روند تولید 2CO و تغییر کربن بیومس میکروبی در خاک‌های تیمار شده با کود اوره و مرغی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1455&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>افزودن سوبستراهای  آلی و غیرآلی به خاک  آهکی فقیر از ماده آلی و نیتروژن، فعالیت و بیومس میکروبی را تغییر می دهد. به منظور مطالعه تأثیر کود مرغی و اوره بر تولید 2CO و کربن بیومس میکروبی، آزمایشی در شرایط مزرعه ای، تحت کشت ذرت به صورت طرح کرت های خرد شده در قالب بلوک های کامل تصادفی با 7 تیمار شامل: 8/3، 6/7 و 5/11 تن بر هکتار کود مرغی و 100، 200 و 300 کیلوگرم نیتروژن از منبع کود اوره و شاهد در چهار تکرار انجام شد. نتایج نشان داد تیمار کودی و زمان، اثر معنی دار (05/0&lt; P) بر جریان 2CO از خاک داشت. میانگین تولید 2CO از 8/21 گرم بر متر مربع در تیمار شاهد به 1/24 در سطح دوم کود مرغی افزایش یافت. هم چنین تأثیر کود مرغی بر تولید 2CO بیش از کود اوره بود. مشابه تولید 2CO ، کربن بیومس میکروبی نیز به طور معنی داری (05/0&lt; P) تحت تأثیر تیمار کودی قرار گرفت. کربن بیومس میکروبی در تیمار کود مرغی 28% بیش از خاک های تیمار شده با کود اوره بود. در حالی که ضریب متابولیک (2CO q) در حضور کود اوره 10% بیشتر از کود مرغی بود. به طور کلی کود مرغی و اوره باعث بهبود خواص بیولوژیک خاک شدند، اما تأثیر کود مرغی و به ویژه سطح سوم آن بیش از کود اوره بود. </description>
						<author> میترا فریدونی ناغانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر روی و مس و شکل‌های شیمیایی آنها بر رشد و ترکیب شیمیایی برنج در یک خاک آهکی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1456&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>با توجه به اهمیت روی و مس در خاک های آهکی و ضدیت این عناصر با یکدیگر،  بررسی تأثیر آنها بر رشد و ترکیب شیمیایی گیاه و ارتباط شکل های مختلف شیمیایی آنها با پاسخ های گیاهی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این تحقیق با اعمال سطوح مختلف روی و مس، تأثیر آنها بر رشد و جذب این عناصر توسط برنج و شکل های مختلف شیمیایی آنها در خاک بررسی شد. نتایج حاصل از این آزمایش نشان داد که کاربرد روی با افزایش رشد گیاه و غلظت و جذب کل روی ولی کاهش غلظت مس در گیاه همراه بود. کاربرد مس نیز هرچند تأثیر معنی داری بر رشد گیاه نداشت ولی سبب افزایش غلظت و جذب کل مس و کاهش غلظت روی در گیاه شد. هم چنین نتایج به دست آمده نشان دهنده افزایش در شکل های کربناته، جذبی و تبادلی روی و نیز افزایش در شکل تبادلی مس در اثر کاربرد روی است. شکل کربناته روی حداکثر تأثیر را بر غلظت و جذب کل این عنصر در گیاه داشت. کاربرد مس نیز با افزایش شکل کربناته و آلی این عنصر در خاک همراه بود و حداکثر هم بستگی بین شکل آلی این عنصر و غلظت و جذب کل آن در گیاه دیده شد. </description>
						<author> مختار زلفی باوریانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>برخی ویژگی‌های کیفی و وضعیت تغذیه‌ای خیار گلخانه‌ای در استان قم</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1457&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این پژوهش با هدف بررسی وضعیت تغذیه ای و برخی جنبه های کیفی خیار گلخانه ای در استان قم انجام شد. بعد از انتخاب 20 واحد گلخانه در استان، غلظت عناصر غذایی کم مصرف و پر مصرف به همراه سرب و کادمیم در خاک و گیاه اندازه گیری شد. هم چنین برخی شاخص های کیفیت میوه تعیین شد. غلظت فسفر و پتاسیم در خاک گلخانه ها بسیار بالاتر از حد بحرانی آنها بود. میانگین غلظت آهن، مس و منگنز قابل عصاره گیری با DTPA خاک به ترتیب برابر با 0/12، 98/1 و 50/14 میلی گرم در کیلوگرم بود. میانگین غلظت کلسیم در برگ خیار بیشتر و در میوه کمتر از آستانه کفایت بود. بیشتر نمونه های میوه دچار کمبود پتاسیم، آهن، روی، مس و منگنز بودند. میانگین غلظت نیترات (336 میلی گرم در کیلوگرم وزن تر) و سرب بخش خوراکی خیار (34/0 میلی گرم در کیلوگرم وزن تر) بالاتر از حد مجاز بود. غلظت اسید آسکوربیک میوه با غلظت آهن ارتباط مثبت و معنی داری داشت. هم چنین بین غلظت منیزیم میوه با میزان کل مواد جامد محلول هم بستگی مثبت و با درصد رطوبت میوه ها هم بستگی منفی دیده شد. نتایج نشان داد که مدیریت تغذیه ای نامطلوب در گلخانه های خیار علاوه بر کمبود عناصر غذایی کم مصرف، افزایش غلظت نیترات و سرب را در پی داشته که از جهت سلامت مصرف کنندگان دارای اهمیت است. </description>
						<author> آزاده سنایی استوار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر مواد مادری و تحول خاک بر ویژگی‌های ژئوشیمیایی خاک‌های جنگلی منطقه فومن- ماسوله</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1470&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>عوامل زمین شناختی و پدولوژی نقش بسیار مهمی بر توزیع عناصر در خاک های بکر دارند. به منظور تعیین نقش این عوامل بر غلظت و توزیع عناصر اصلی در خاک، شش ماده مادری مختلف، شامل فیلیت (Ph)، تونالیت (To)، پریدوتیت (Pe)، دولریت (Do)، شیل (Sh) و سنگ آهک (Li) در منطقه فومن- ماسوله شناسایی و نحوه تشکیل و تکامل خاک های درجا در این مواد مادری مطالعه شد. غلظت کل عناصر Si، Al، Ca، Mg، Fe، Mn، K، Na، Ti و P در کلیه افق های پدوژنیک و ژئوژنیک تعیین و نقش ترکیب ژئوشیمیایی و کانی شناسی مواد مادری، هم چنین تأثیر فرآیندهای خاک سازی، بر غلظت کل عناصر مذکور در خاک بررسی شد. حداکثر غلظت Fe2O3 و MgO در خاک های با منشأ Pe و Do مشاهده شد، این خاک ها دارای غلظت های پایینی از SiO2 و Al2O3 هستند. این روند با ترکیب ژئوشیمیایی سنگ های مادری هم آهنگ است. از طرف دیگر، مقدار FeCBD در این خاک ها حداقل بود، این امر بیانگر توسعه کم این خاک ها و، به همین دلیل، تأثیر عامل وراثت بر فراوانی آهن است. در مقابل، مقایسه Fe کل و FeCBD در خاکرخ  های Li1، Sh2 و To2 نشان  داد که تحول نسبی این خاک ها بیشتر از سایر خاکرخ هاست. شدت تهی شدن Si در خاکرخ های Ph1،  To2 و Sh2 نسبت به سنگ بستر، بیشتر از خاک های Pe و Do است؛ این عنصر در خاک های آهکی غنی شده است. فراوانی MnO در خاک های  Pe و Do تحت کنترل مواد مادری بوده، حال آن که در خاک های شیلی، تأثیر عوامل خاک ساز، به ویژه شرایط اکسیداسیون و احیا، بر رفتار این عنصر بیشتر است. اشکال تبادلی Ca و Na بیشتر تحت تأثیر خصوصیات خاک بوده و کمتر تحت کنترل نوع ماده مادری می باشد. با وجود توزیع مجدد کلیه عناصر اصلی در اثر فرآیندهای خاک سازی، نقش عامل وراثت بر غلظت عناصر Si، Al، Mg، Fe، K و Ti بیشتر از عوامل خاک ساز است.</description>
						<author> احمد جلالیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر لجن فاضلاب کارخانه پلی‌اکریل، کمپوست زباله شهری و کود گاوی بر ویژگی‌های خاک و عملکرد ذرت دانه‌ای</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1459&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مدیریت و استفاده از پسماندهای آلی صنعتی، کشاورزی و شهری در زمین های کشاورزی ضمن کاهش خطرات زیست محیطی، افزایش بهره وری آنها را در پی دارد. به همین منظور این پژوهش با هدف ارزیابی و مقایسه تأثیر لجن فاضلاب کارخانه پلی اکریل، کمپوست زباله شهری و کود گاوی بر ویژگی های خاک و رشد و عملکرد هیبرید سینگل کراس 704 ذرت دانه ای انجام شد. تیمارهای مورد استفاده، شامل لجن فاضلاب کارخانه پلی اکریل، کمپوست زباله شهری، کود گاوی هر کدام در دو سطح (15 و 45 تن در هکتار) و تیمار شاهد (بدون کاربرد پسماند آلی) بودند. آزمایش در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. این پژوهش در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان واقع در لورک نجف آباد اجرا شد. تیمارها قبل از کشت ذرت در سوم تیر ماه 1387 به خاک اضافه و نمونه برداری از خاک بعد از گذشت 132 روز و در زمان برداشت ذرت انجام شد. نتایج نشان داد که کاربرد این پسماندها سبب بهبود ویژگی های خاک از لحاظ مقدار ماده آلی، نیتروژن کل، جرم مخصوص ظاهری شد، اما لجن فاضلاب باعث کاهش هدایت هیدرولیکی اشباع خاک شد. هم چنین با کاربرد پسماندهای آلی، عملکرد ذرت و اجزای آن افزایش یافت، به طوری که شاخص سطح برگ، ارتفاع گیاه، عملکرد بیولوژیک، وزن هزار دانه و عملکرد دانه به طور معنی داری افزایش پیدا کردند. </description>
						<author>  مجید افیونی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>توزیع فسفر و روی در اندام‌ها و مراحل رشد گندم در گلخانه و ارتباط آنها با این عناصر در خاک</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=1460&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>اثر سطوح فسفر (0، 25، و 50 میلی گرم در کیلوگرم خاک به صورت Ca(H2PO4)2 ) و ماده آلی (0 و 2% وزنی به صورت کود گوسفندی) بر توزیع فسفر ولی روی در اندام ها و مراحل مختلف رشد گندم (Triticum aestivum L.) و ارتباط آن با فسفر و روی خاک در شرایط گلخانه بررسی شد. در تمام تیمارها، غلظت فسفر اندام هوایی با رشد گیاه کاهش یافت. غلظت فسفر شاخساره و برگ پرچم از مرحله هفتم تا نهم رشد کاهش و در سنبله افزایش یافت. با ادامه رشد، جذب کل فسفر سنبله، روی در شاخساره، کل اندام هوایی، برگ پرچم، و سنبله افزایش یافت. جذب کل فسفر اندام هوایی از مرحله سوم تا نهم رشد افزایش یافت درحالی که جذب کل فسفر شاخساره و برگ پرچم از مرحله هفتم تا نهم کاهش یافت. غلظت فسفر و روی خاک، با کاربرد فسفر و ماده آلی و با رشد گیاه افزایش یافت. روند تغییرات فسفر و روی در اندام هوایی، شاخساره، و برگ پرچم مشابه بود، لذا به نظر می رسد تجزیه برگ پرچم برای تعیین غلظت فسفر و روی برای پیش بینی وضعیت تغذیه این عناصر در گیاه در مواردی که چنین اطلاعاتی نیاز است استفاده شود.</description>
						<author> مریم زاهدی فر</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
