<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1391 جلد16 شماره61</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1391/7/10</pubDate>

					<item>
						<title>تخمین تابش کل خورشیدی روزانه با استفاده از شبکه‌های عصبی مصنوعی و مقایسه آن با روش‌های تجربی در سه ایستگاه شیراز، کرج و رامسر</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2425&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تابش خورشیدی رسیده به سطح زمین در برآورد تبخیر- تعرق گیاهان و مطالعات هیدرولوژی عامل بسیار مهمی می باشد. به منظور برآورد مقدار تابش کل خورشیدی روزانه بر یک سطح افقی، از شبکه های عصبی مصنوعی و هم چنین از پنج مدل تجربی شامل مدل های فائو (نشریه 56)، هارگریوز-سامانی، محمود-هابرد، باهل و آناندل استفاده شد. داده های مورد استفاده از سه ایستگاه هواشناسی کرج، شیراز و رامسر که براساس طبقه بندی اقلیمی دومارتن به ترتیب دارای اقلیم های خشک، نیمه خشک و بسیار مرطوب می باشند و مقدار تابش کل خورشیدی روزانه در این سه ایستگاه به صورت روزانه ثبت می شود در دوره آماری 1985 تا 1990 (6 سال) انتخاب شدند. دقت مدل های مذکور در هر یک از سه ایستگاه بررسی شدند. از بین تمام مدل های استفاده شده برای تخمین تابش کل خورشیدی روزانه، مدل شبکه عصبی مصنوعی با ورودی های ساعات آفتابی روزانه و حداکثر ساعات آفتابی روزانه در هر سه ایستگاه کرج، شیراز و رامسر به ترتیب با ریشه متوسط مجذور خطا برابر 08/2، 85/1 و 05/2 مگاژول بر مترمربع در روز بهترین مدل ها بودند. بعد از آن مدل فائو (نشریه 56) که تابش کل خورشیدی را براساس پارامتر ساعات آفتابی تخمین می زند، از بیشترین دقت برآورد برخوردار بود. در مقابل مدل های ذکر شده، مدل های‏‏ شبکه های عصبی مصنوعی با پارامترهای ورودی دمایی (دمای حداقل و حداکثر) و هم چنین مدل های هارگریوز- سامانی، آناندل و محمود-هابرد که مدل های‏‏ دمایی هستند، از دقت کمتری برخوردارند و جهت تخمین تابش کل خورشیدی به صورت روزانه مناسب نمی باشند</description>
						<author> کامیار بیات</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>توسعه مدل ریاضی سیستم کنترل CARDD برای کانال‌های آبیاری، تلفیق آن با مدل ریاضی ICSS و ارزیابی آن توسط آزمون‌های استاندارد پیشنهادی ASCE</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2426&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سامانه های مختلف کنترل پایین دست خودکار برای تأمین انعطاف پذیری بیشتر در شبکه های آبیاری پیشنهاد شده است که سیستم کنترل CARDD یکی از سیستم های ابتکاری و خاص می باشد. در این تحقیق پس از توسعه مدل ریاضی سیستم کنترل CARDD در انطباق با مدل هیدرودینامیک ICSS، امکان ارزیابی و آزمون عملکرد آن تحت شرایط گوناگون فراهم گردید. به منظور ارزیابی عملکرد این سیستم کنترل، از کانال استاندارد شماره 2 پیشنهادی ASCE و گزینه های پیشنهادی این مؤسسه که در آنها الگوریتم کنترل توسط تغییرات ملایم و شدید جریان در کانال تازه احداث (Tuned) ارزیابی می شود، استفاده شد و شاخص های ارزیابی عملکرد محاسبه گردید و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در تغییرات تدریجی جریان، حداکثر انحراف عمق حدود 5 درصد بوده که همواره در محدوده مجاز قرار داشته است. در تغییرات ناگهانی این مقدار حدود 8 درصد بوده که حدوداً پس از 1 ساعت تثبیت شده است که زمان قابل توجهی است. نمودار تغییرات عمق جریان و شاخص های به دست آمده نشانگر عملکرد مطلوب مدل توسعه یافته برای تغییرات ملایم جریان می باشد. برای تغییرات شدید جریان حداکثر تغییرات عمق محدود بوده اما زمان عکس العمل نسبتاً طولانی بوده است.</description>
						<author> محمدجواد منعم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی آزمایشگاهی تأثیر تلاش تراکمی و نوع کانی‌های رس بر فرسایش داخلی در هسته و پی سدهای خاکی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2427&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>فرسایش داخلی دومین عامل اصلی تخریب سدهای خاکی پس از سرریز شدن آب از روی تاج سد است. از عوامل مؤثر بر فرسایش داخلی در سدهای خاکی، نوع کانی خاک رس مورد استفاده در ساخت سدها و هم چنین تأثیر میزان تلاش تراکمی وارده بر خاک در مرحله ساخت می باشد. در تحقیق حاضرضمن بررسی پدیده فرسایش داخلی، به تحقیق بر روی تأثیر تلاش تراکمی بر فرسایش پذیری مصالح و نیز تأثیر نوع کانی های خاک رس بر فرسایش داخلی پرداخته شده است. بدین منظور نخست از خاک رسی کائولینیتی و مونتموریلونیت سدیمی (بنتونیت) به صورت مجزا و سپس با درصدهای مختلف اختلاط، جهت بررسی تأثیر درصدهای مختلف بنتونیت بر روند فرسایش پذیری خاک ها و دو چکش تراکم استاندارد و اصلاح شده به منظور تحقیق بر روی تأثیر تلاش تراکمی متفاوت بر فرسایش داخلی، استفاده شده است. نتایج نشان داد که با افزایش تلاش تراکمی در درصد رطوبت ثابت، فرسایش پذیری مصالح نیز در حدود 3% افزایش می یابد و فرسایش پذیری رس کائولینیتی بیش از رس بنتونیتی است که میزان آن به 65% می رسد، هم چنین با افزایش 12% بنتونیت در خاک رس کائولینیتی فرسایش پذیری مصالح به شدت کاهش می یابد.</description>
						<author> سید محمدعلی زمردیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مدل‌سازی عددی انتقال رسوب معلق غیرچسبنده در رودخانه‌ها(مطالعه موردی: رودخانه کرخه)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2428&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>رودخانه ها به عنوان منبع اصلی تأمین آب مورد نیاز برای شرب و کشاورزی و صنعت از اهمیت زیادی برخوردارند؛ این مطلب لزوم مطالعه برای کنترل، بهبود و رفع مشکلات مربوط به رودخانه ها را به ویژه در مورد مسائل مربوط به کیفیت و آلودگی معلوم می سازد. برآورد رسوب معلق از جمله مواردی است که در این راستا مورد توجه واقع شده است. در این تحقیق انتقال رسوب معلق غیرچسبنده در رودخانه کرخه به کمک مدل عددی مطالعه شده است. معادلات هیدرودینامیکی سنت-ونانت و هم چنین معادله انتقال-پخش برای مدل سازی جریان و انتقال رسوب معلق مورد استفاده قرار گرفته اند. در معادله انتقال-پخش علاوه بر انتخاب معادله مناسب برای برآورد رسوب معلق در حالت تعادلی، لازم است تا ضریب پخش مناسب برای رودخانه مورد مطالعه تعیین شود. در این تحقیق 5 معادله رسوب معلق و 6 معادله برای تعیین ضریب پخش انتخاب شد. تعداد 30 ترکیب از این معادلات تهیه و مدل نهایی برای هرکدام از این ترکیب ها جداگانه اجرا گردید. با مقایسه نتایج به دست آمده از مدل با داده های اندازه گیری شده در ایستگاه شاخص، عبدالخان، در مراحل واسنجی و صحت سنجی ملاحظه شد که ترکیب معادله رسوب معلق فان رایان و معادله ضریب پخش فیشر نتایج مناسبی را ارائه می کنند. حداکثر درصد خطا در برآورد غلظت رسوب معلق در این حالت معادل 56/19 و 3/26، به ترتیب در مراحل واسنجی و صحت سنجی بوده است.</description>
						<author> شقایق باغبان پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>توانایی مدل HYDRUS-2D در شبیه‌‌سازی توزیع رطوبت در خاک تحت سیستم آبیاری قطره‌ای زیرسطحی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2429&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>آگاهی از نحوه توزیع آب در خاک جهت طراحی و مدیریت صحیح سیستم های آبیاری قطره ای زیرسطحی امری ضروری است. از آنجایی که انجام آزمایش، برای تشخیص شکل توزیع رطوبت در داخل خاک بسیار سخت و وقت گیر می باشد، لذا استفاده از شبیه سازی عددی می تواند روشی مؤثر و کارا در امر طراحی این سیستم ها باشد. از جمله این مدل ها، مدل HYDRUS-2D است که  قادر به شبیه سازی حرکت آب، املاح و گرما در شرایط اشباع و غیر اشباع در خاک می باشد. هدف از این پژوهش بررسی میزان توانایی مدل شبیه ساز 
-2D HYDRUS جهت تخمین توزیع رطوبت در خاک اطراف یک قطره چکان نقطه ای می باشد. نتایج شبیه سازی ها با داده های به دست آمده از مزرعه شامل سیستم آبیاری قطره ای زیرسطحی در زمان های مختلف از آبیاری و 72 ساعت پس از آبیاری مقایسه شد. هم چنین مقادیر خطا برای تمامی نقاط و فواصل از قطره چکان و در تمامی زمان های آبیاری و پس از آن بررسی شد. نتایج نشان داد که مدل توانسته روند تغییرات را مشابه آنچه که در پروفیل خاک رخ داده است شبیه سازی کند. البته میزان رطوبت خاک را در نقاطی که افزایش رطوبت در آنجا رخ داده است، با خطای بیشتری برآورد شده است، حداکثر مقدار خطا 05/0  RMSE=به ازای زمان 5/1 ساعت از شروع آبیاری در عمق 30 سانتی متری در محل نصب قطره چکان. هم چنین با افزایش زمان آبیاری و یکنواخت شدن رطوبت خاک در اثر توزیع مجدد رطوبت، مدل برآوردهای بهتری ارائه کرد برآوردها با سپری شدن 72 ساعت از اتمام آبیاری و میانگین خطای 002/0=RMSE به مقادیر واقعی نزدیک تر شده است.
</description>
						<author>  محدثه حسینی نیا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر آبیاری با فاضلاب بر انتقال عناصر سنگین به عمق خاک تحت کشت سیب‌زمینی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2430&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این تحقیق در شرایط گلخانه ای و در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار و چهار که تیمار شامل فاضلاب خام، فاضلاب تصفیه شده، ترکیب فاضلاب تصفیه شده و آب چاه به نسبت 50 درصد و ترکیب فاضلاب خام و آب چاه به نسبت 50 درصد بودند، در درون لایسیمتر انجام گردید. لایسیمترها در مهر ماه 1388ساخته شدند و با یک خاک دو لایه پر گردیدند. لایه بالایی (0-30 سانتی متر) و لایه پایینی 
(30-70 سانتی متر) به ترتیب لوم شنی و لوم رسی شنی بودند. آبیاری لایسیمترها پنج ماه بدون کشت گیاه صورت گرفت تا خاک به شرایط مطلوب برسد. در مجموع هشت آبیاری، با دوره یازده روزه صورت گرفت. پس از هر بار آبیاری نمونه های زه آب و فاضلاب ورودی جهت تعیین درصد انتقال عناصر سنگین (آهن، روی، مس، منگنز، سرب، نیکل و کادمیم) جمع آوری گردیدند. نتایج نشان داد که اثر تیمارهای آبیاری بر درصد انتقال عناصر سنگین معنی دار بوده و کمترین میانگین در فاضلاب خام مشاهده گردید. هم چنین بیشترین درصد انتقال عناصر آهن، مس، روی، سرب و نیکل در تیمار ترکیب فاضلاب خام و آب مشاهده گردید. روند تغییرات درصد انتقال عناصر سنگین با گذشت زمان در بیشتر موارد افزایشی مشاهده گردید.
</description>
						<author> صفر معروفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تصفیه آب‌های آلوده به نیترات با استفاده از میکرو و نانوساختارهای جاذب پوشال نیشکر</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2431&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این بررسی اثر جاذب های میکرو و نانوساختار پوشال نیشکر اصلاح شده به منظور حذف نیترات مورد بررسی قرار گرفت. پارامترهای مختلفی از جمله زمان تعادل، pH، جرم جاذب، غلظت نیترات ورودی و وجود سایر یون های رقابتی روی جذب نیترات مورد آزمایش قرار گرفت. pH بهینه برابر6، زمان تعادل برابر 3 ساعت برای جاذب میکرو و 2 ساعت برای جاذب نانوساختار و جرم بهینه جاذب برابر 5/0 گرم به دست آمد. با افزایش غلظت اولیه نیترات (120- 5 میلی گرم بر لیتر)، بازدهی حذف در جاذب میکرو از 78 به 60 درصد و در جاذب نانوساختار از 89 به 70 درصد کاهش یافته است. نتایج به دست آمده از آزمایش های جذب ناپیوسته از مدل سینتیک هوو تبعیت نمود. درآزمایش های پیوسته، برای جاذب های میکرو و نانوساختار با دبی 27/2 لیتر در ساعت در غلظت های 15، 50 و 120 میلی گرم بر لیتر نیترات، به ترتیب ظرفیت جذب برابر (51/3، 55/10 و 23/17 میلی گرم بر گرم) و (39/6، 7/12 و 28/17 میلی گرم بر گرم) به دست آمد. نتایج این مطالعه نشان داد که جاذب های میکرو و نانوساختار پوشال نیشکراصلاح شده قابلیت حذف یون های نیترات را در حذف نیترات دارا بوده و از بین دو مقیاس، جاذب نانوساختار جذب بالاتری داشت.</description>
						<author> معصومه فراستی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مدیریت سیستم‌های آبیاری قطره‌ای و شیاری سویا تحت تنش آبی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2432&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>اصلاح برنامه ریزی آبیاری و بهبود مدیریت سیستم های آبیاری، دو محوری است که در ارتقای کارآیی مصرف آب در کشاورزی تأثیر بسزایی دارد. این آزمایش به منظور بررسی تأثیر دو روش آبیاری قطره ای نواری (تیپ) و آبیاری شیاری تحت رژیم های مختلف آبیاری بر عملکرد و اجزای عملکرد سویا در سال زراعی (85-84) در ایستگاه تحقیقات کشاورزی گرگان اجرا شد. آزمایش به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار شامل دو روش آبیاری قطره ای نواری (T) و شیاری (S) به عنوان عامل اصلی و سه تیمار آبیاری 50 (I50)، 75 (I75) و 100 درصد نیاز آبی (I100) به عنوان عامل فرعی در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد وزن هزار دانه و ارتفاع بوته در روش آبیاری شیاری به طور معنی داری بیشتر از روش آبیاری قطره ای نواری (تیپ) حاصل شد. هم چنین اختلاف معنی داری بین رژیم های مختلف آبیاری از نظر ارتفاع بوته، تعداد گره و عملکرد محصول دیده شد. به طوری که آبیاری 100 درصد بیشترین و آبیاری 50 درصد کم ترین مقدار را دارا بودند. روش آبیاری قطره ای نواری (تیپ) موجب کاهش 63 درصدی در حجم آب مصرفی شد. ارزیابی کارآیی مصرف آب دو روش تحت رژیم های مختلف آبیاری نشان داد که روش آبیاری قطره ای نواری (تیپ) با رژیم 50 درصد نیاز آبی (09/1 کیلوگرم بر مترمکعب) بیشترین و روش آبیاری شیاری با رژیم 100 درصد نیاز آبی (5/0 کیلوگرم بر مترمکعب) کمترین مقدار را دارا بودند.</description>
						<author> پریسا شاهین رخسار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کاربرد پساب تصفیه‌خانه‌های فاضلاب در کشاورزی و ارزیابی پتانسیل آثار آن بر خاک و گیاهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2433&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این کار تحقیقاتی، کیفیت پساب تصفیه خانه های فاضلاب شهر مشهد جهت استفاده در کشاورزی، براساس رهنمود کیفی آب آیرس و وستکات مورد بررسی قرار گرفت و پتانسیل اثرات نامطلوب آن بر خاک و گیاهان ارزیابی شد. برای این منظور، از پساب هر یک از تصفیه خانه های مورد نظر در طی مدت یک سال نمونه برداری گردید و نمونه ها از نظر پارامترهای pH، هدایت الکتریکی، غلظت یون های سدیم، کلسیم، منیزیم، کلراید، بور، نیتروژن نیتراتی، بی کربنات و برخی از فلزات سنگین مورد آزمایش قرار گرفتند. با توجه به نتایج به دست آمده، کاربرد پساب تصفیه خانه های شهر مشهد در کشاورزی از نظر غلظت بی کربنات (meq/L 1/12-0/8) با محدودیت شدید، و از نقطه نظر پارامترهای هدایت الکتریکی (dS/m 9/1-3/1)، غلظت سدیم (7/8-8/5 برحسب SAR)، غلظت کلراید (meq/L 5/6-2/3) و نیز شاخص نسبت جذب سدیم تنظیم شده (7/11-8/7)، با محدودیت کم تا متوسط مواجه است. این در حالی است که مقادیر 
pH (8-3/7)، نیتروژن نیتراتی (mg/L 2/4-5/0)، بور (mg/L 8/0-2/0) و فلزات سنگین محدودیتی را برای استفاده از این پساب ها در کشاورزی نشان ندادند. به طورکلی نتایج این پژوهش دلالت بر آن دارد که استفاده از پساب در کشاورزی بایستی براساس رعایت برنامه ریزی های دقیق پایش و مدیریتی انجام پذیرد.
</description>
						<author> شهناز دانش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه کانی‌‌شناسی رس‌ و نیز میکرومورفولوژی حفرات خاک‌های غرب استان گلستان و نقش آنها در درجه فراهمی پتاسیم</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2434&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مطالعات صورت گرفته در برخی خاک های غرب استان گلستان نشان دادند که علی رغم افزایش بارندگی و حضور کانی های با ظرفیت تبادلی کاتیونی بالا، مقدار پتاسیم قابل عصاره گیری با استات آمونیوم افزایش نیافت. برای دست یابی به عوامل مؤثر در کاهش این مقدار، به بررسی دقیق کانی شناسی و میکرومورفولوژی حفرات خاک های مورد مطالعه پرداخته شد. از هر افق خاک این مناطق، 20 نمونه دست خورده و دست نخورده، جهت بررسی ویژگی های فیزیکوشیمیائی، کانی شناسی و مطالعات میکرومورفولوژی جمع آوری شد. 4 خاکرخ منتخب به ترتیب عبارت بودند از Gypsic Aquisalids،  Haploxerepts Typic، Typic Calcixerolls و Typic Hapludalfs. بررسی ها نشان دادند علاوه بر مقدار و نوع کانی رسی، حفرات از لحاظ تأثیرشان بر توسعه ریشه و انتقال آب و یون های محلول، می توانند بر میزان در دسترس قرار دادن پتاسیم قابل جذب گیاهان موثر باشند. مقدار مناسب رس و غالب بودن کانی اسمکتیت در خاک مالی سولز و نیز فراوانی حفرات بیشتر و غالب بودن حفرات نوع کانال، سبب افزایش مقدار پتاسیم قابل استفاده در این خاک شده  است. حال آن که مقدار رس کمتر، وجود کانی هیدروکسی بین لایه ای اسمکتیت، زه کشی ضعیف خاک و احیای آهن (III) کانی اسمکتیت در خاک اینسپتی سولز و هم چنین فراوانی نسبتاً کمتر حفرات، سبب شده کمترین میزان پتاسیم قابل استفاده در این خاک دیده شود.</description>
						<author> مونا لیاقت</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شواهد پدوژنیک و میکرومورفولوژیک تخریب اراضی جنگل‌تراشی شده لسی در شرق استان گلستان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2435&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی تخریب اراضی از دیدگاه ژنز خاک و میکرومورفولوژی ده خاکرخ در دو کاربری جنگل و زراعی (جنگل تراشی شده) در موقعیت های پنج گانه شیب حفر و تشریح گردید. از کلیه افق ها برای تجزیه های فیزیکی و شیمیایی و نیز مطالعات میکرومورفولوژیکی نمونه برداری شد. خاک های جنگلی اغلب افق های آرجیلیک و کلسیک تکامل یافته ای داشته و نیز اپی پدون مالیک در خاکرخ آنها قابل شناسایی بود. این خاک ها در دو رده آلفی سول و مالی سول طبقه بندی می شوند. شستشوی آهک به عمق خاک، مهاجرت و انتقال رس به افق های زیرین و تشکیل خاک های تکامل یافته را می توان بیش از هر عامل دیگری به پایداری اراضی و آبشویی در این ناحیه که به واسطه پوشش متراکم جنگلی حاصل شده نسبت داد. در نواحی جنگل تراشی شده رده غالب خاک اینسپتی سول و سپس مالی سول می باشد و به جز در ناحیه پای شیب، اثری از افق آرجیلیک مشاهده نمی شود. این عدم حضور افق آرجیلیک یا به عبارتی حذف آن پس از جنگل تراشی یکی از مهم ترین و بارزترین شواهد پدوژنیک تخریب اراضی پس از تغییر کاربری به حساب می آید. برون زد لایه های سرشار از آهک (افق کلسیک) به سطح زمین، ناپدید شدن اپی پدون مالیک و تشکیل اپی پدون اکریک، ظهور شواهد اکسیداسیون و احیا، به دلیل تجمع رواناب در مناطق پست، کاهش ضخامت سولوم و تغییر رنگ خاک از دیگر نشانه های پدوژنیک تخریب اراضی در منطقه جنگل تراشی شده می باشد. مشاهدات میکروسکوپی حاکی از تبدیل ریزساختمان های دانه ای و اسفنجی بسیار متخلخل به انواعی از ریزساختمان های توده ای و متراکم با درصد تخلخل پایین در نواحی جنگل تراشی شده است. از بین رفتن پوشش های رسی در این خاک ها همگام با عدم مشاهده پدوفیچرهای جانوری از دیگر مهم ترین شواهد میکرومورفولوژیکی فرسایش و تخریب اراضی منطقه به حساب می آید.</description>
						<author> محمد عجمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی و بررسی تعمیم‌پذیری مدل استنباطی خاک- سرزمین (SoLIM) در نقشه‌برداری رقومی خاک با استفاده از مدل رقومی ارتفاع و مشتقات آن</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2436&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>کاربرد مدل های تغییرپذیری ناپیوسته در روش های سنتی (مرسوم) شناسایی خاک، محدودیت‏هایی را برای مرزبندی واحدهای نقشه به  همراه دارد. راه کارهای نوین ارایه شده برای غلبه بر این محدودیت ها (که به طور کلی، &quot;نقشه برداری رقومی خاک&quot; نامیده می شوند)، با بررسی تغییرات پیوسته خاک، تلاش می کنند براساس متغیرهای محیطی که به‏سادگی قابل دست یابی یا محاسبه هستند، کلاس‏های خاک یا ویژگی‏های آن را پیش‏بینی کنند. پژوهش حاضر می کوشد تا با هدف تهیه نقشه خاک منطقه بروجن- استان چهارمحال و بختیاری- توسط مدل SoLIM و به کارگیری مدل رقومی ارتفاع و ویژگی های آن، گامی جدید در راستای تهیه نقشه های خاک بردارد. برای این منظور، 18 ویژگی مختلف از مدل رقومی ارتفاع استخراج گردیدند و پس  از پردازش اولیه، هفت ویژگی مهم تر انتخاب شدند. این ویژگی ها به همراه سه زیرگروه و هفت فامیل خاک غالب موجود در منطقه مطالعاتی (شامل 41 خاک رخ از 125 خاک رخ حفرشده در کل منطقه)، ماتریس داده های ورودی به مدل SoLIM را تشکیل دادند. نقشه های خاک فازیِ به دست آمده از SoLIM در سامانه اطلاعات جغرافیایی (نرم افزار آرک- جی آی اس) به نقشه چندگوشه ای پراکنش خاک ها تبدیل شدند. نتایج نشان داد که ترکیبات گوناگون ویژگی های مدل رقومی ارتفاع در برآورد نوع خاک ها دقت متفاوتی دارند، و به طورکلی، دقت درون یابی ها حدود دو برابر دقت برون یابی ها هستند. هم چنین، مدل SoLIM در برآورد نوع واحدهای نقشه و خاک های موجود در آن، دقت قابل قبولی داشت؛ لیکن در برآورد مکان دقیق کلاس های خاک، از دقت چندانی برخوردار نبود. لزوم استفاده از اطلاعات بیشتر مانند نقشه های زمین شناسی و غیره، برای افزایش دقت این روش، پیشنهاد می شود.</description>
						<author> محمدحسن صالحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر سطوح مختلف کادمیم و روی بر عملکرد و جذب عناصر ریز مغذی در گندم رقم چمران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2437&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>کادمیم در گیاه، انسان و دام یک آلاینده محسوب می شود. به هدف بررسی مصرف کادمیم و روی بر عملکرد و جذب عناصر ریزمغذی در گندم، آزمایشی گلخانه ای در دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین انجام شد. این آزمایش فاکتوریل و در قالب بلوک های کامل تصادفی، سه سطح کادمیم (0، 50، 100 میلی گرم در کیلوگرم) و سه سطح روی (0، 50 ،100 میلی گرم در کیلوگرم) به صورت فاکتوریل در نه تیمار در گلدان با بذر گندم رقم چمران اجرا شد. نتایج تجزیه واریانس داده ها نشان داد که مصرف کادمیم به طور معنی داری (01/0 P) عملکرد دانه، عملکرد کاه و عملکرد کل را کاهش داد ولی مصرف روی به طور معنی دار (01/0 P) عملکرد آنها را افزایش می دهد. مصرف کادمیم به تنهایی موجب 47/61 درصد کاهش در عملکرد دانه شد درحالی که مصرف روی به تنهایی میزان عملکرد دانه را به میزان 0/37 درصد افزایش داد. افزایش کادمیم، غلظت و جذب کادمیم توسط دانه و کاه را افزایش ولی مصرف روی جذب کادمیم را کاهش داد. غلظت کادمیم در کاه بیشتر از دانه، ولی غلظت روی روند معکوسی را نشان داد. غلظت روی در دانه بیشتر از کاه بود. مصرف روی، جذب کل کادمیم را از 9/42 میلی گرم در گلدان در تیمار روی صفر به 8/7 میلی گرم در گلدان با سطح روی 100 کاهش داد. بنابراین برای کاهش غلظت کادمیم در دانه گندم در اراضی آلوده، مصرف کود روی توصیه می شود. هم چنین لازم است که در مصرف کود فسفر آزمون سنجش میزان کادمیم آن ضروری گردد. حتی آهکی زیاد خاک نیز سبب ممانعت از جذب کادمیم توسط گیاه در خاک آلوده شده نگردید.</description>
						<author> سیروس جعفری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اندازه‌گیری مقاومت مکانیکی و بررسی پدیده سخت‌شوندگی در برخی از خاک‌های استان همدان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2438&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پدیده سخت شوندگی یکی از نشانه های کیفیت فیزیکی ضعیف خاک است. خاک های سخت شونده، خاک هایی هستند که تغییر مقاومت مکانیکی آنها با خشک شدن شدید بوده، در هنگام خشک شدن، سخت و متراکم شده و خاک ورزی آنها دشوار است. خاک های سخت شونده دارای دشواری هایی مانند تهویه ضعیف در شرایط مرطوب، مقاومت مکانیکی زیاد در دامنه رطوبتی خشک، نفوذپذیری اندک و رواناب و فرسایش زیاد می باشند. با توجه به این که اکثر خاک های ایران از نظر ماده آلی فقیرند، انتظار می رود که پدیده سخت شوندگی در برخی از آنها رخ دهد. این پژوهش بر روی 9 سری خاک از استان همدان با هدف بررسی پدیده سخت شوندگی از راه اندازه گیری سه نوع مقاومت کششی (ITS)، فشاری غیرمحصور (UCS) و فروروی (PR) در نمونه های باز ساخته شده خاک انجام شد. آزمون های ITS، UCS و PR بر روی نمونه های ساخته شده با چگالی ظاهری (BD) که ضریبی از BD بحرانی برای رشد گیاه (BDcritical9/0) بود، انجام شدند. هم چنین ویژگی های ذاتی مؤثر بر این پدیده بررسی شد. براساس تعریف پیشنهادی در سمپوزیوم جهانی خاک های سخت شونده و سله دار به اتحادیه بین المللی خاک شناسی، که مقاومت کششی خاک سخت شونده در حالت هوا-خشک باید بزرگ تر یا برابر kPa 90 باشد، می توان گفت که در BDcritical9/0، تنها یکی از خاک های مورد بررسی (با بافت متوسط) سخت شونده شد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که خاک های با بافت متوسط بیش تر مستعد سخت شوندگی هستند. در تمامی خاک های مورد بررسی، با افزایش درصد رس، مقدار ITS  افزایش یافت. هم چنین اثر افزایشی مقدار رس بر UCS و اثر افزایشی مقدار کربنات کلسیم بر PR دیده شد. کربنات کلسیم مانند سیمانی بین ذرات خاک قرار گرفته و باعث گردیده خاک بیش تر مستعد سخت شوندگی شود. هم چنین در تمامی خاک های مورد بررسی، روند کاهشی مقادیر مقاومت مکانیکی با افزایش مقدار رطوبت خاک مشاهده گردید. شیب مدل نمایی (b) برازش یافته بر منحنی مشخصه مقاومت مکانیکی به عنوان شاخص سخت شوندگی خاک، رابطه ای مثبت با مقدار شن و رابطه ای منفی با مقدار سیلت برقرار کرد. درکل می توان گفت بافت و مقدار کربنات کلسیم از عوامل مهم و مؤثر بر پدیده سخت شوندگی در خاک های همدان می باشند.</description>
						<author> محمد رضا مصدقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی وضعیت تغذیه‌ای چغندرقند با استفاده از روش DRIS و مقایسه آن با روشDOP در استان آذربایجان غربی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2439&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور تعیین اعداد مرجع و شاخص های DRIS در چغندرقند(Beta Vulgaris L.)  و مقایسه آنها با شاخص های DOP، 57 نمونه  برگ از مزارع چغندرقند در استان آذربایجان غربی جمع آوری و غلظت های عناصر غذایی N، P، K، Ca، Mg، Fe، Zn، Mn، Cu و B تعیین شدند. مزارع با توجه به مقدار عملکرد به دو گروه مزارع با عملکرد بالا و پایین تقسیم شدند. نرم ها و شاخص های DRIS محاسبه و دامنه کفایت غلظت عناصر غذایی پرنیاز و کم نیاز تعیین شدند. دامنه کفایت عناصر غذایی در برگ های چغندرقند برای عناصر غذایی N، P، K، Ca، Mg به ترتیب: 4/5-0/3، 47/0-21/0، 7/3-7/1، 6/1-55/0، 34/0-19/0 درصد و برای عناصر Fe، Zn، Mn، Cu و B به ترتیب: 168-24، 19-10، 138-42، 14-10و 20-9 میلی گرم بر کیلوگرم بودند. براساس شاخص های DRIS و DOP در بین عناصر به ترتیب فسفر (P) و مس (Cu) منفی ترین شاخص ها را داشتند. شاخص های تعادل تغذیه ای  DRIS وDOP  در کلیه مزارع با عملکرد پایین، خیلی بیشتر از صفر بود که نشان دهنده عدم تعادل تغذیه ای در این مزارع بود. مقایسه روش های DRIS و DOP نشان داد که هر دو روش در تفسیر نتایج تجزیه برگی نتایج مشابهی را ارائه می دهند</description>
						<author> ناصر میران</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کارایی روش شماره منحنی رواناب (CN- SCS ) در برآورد رواناب در حوزه آبخیز تهم چای، شمال غرب زنجان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2440&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>روش شماره منحنی رواناب (SCS-CN) به طور گسترده جهت پیش بینی رواناب مستقیم از رخدادهای باران استفاده می شود. در این روش نسبت نگهداشت اولیه (λ=Ia/S) به حداکثر ظرفیت نگهداشت (S) برابر 2/0 فرض شده است (2/0λ=Ia/S= ). استفاده از نسبت نگهداشت اولیه (2/0) در خارج از منطقه ارائه مدل ممکن است منجر به برآورد غیرمنطقی از رواناب شود. بنابراین این مطالعه به منظور تعیین نسبت نگهداشت اولیه (λ=Ia/S) براساس تجزیه رخدادهای باران - رواناب انجام گرفت. داده ها شامل 58 رخداد باران - رواناب طی 15 سال (1380-1366) از اندازه گیری های رواناب در حوزه آبخیز تهم در شمال غرب زنجان بود. براساس نتایج، میزان رواناب برآورد شده برمبنای 2/0λ=Ia/S=، 7/26 برابر میزان رواناب مشاهده ای بود. رابطه ضعیفی بین رواناب مشاهده ای و برآوردی مشاهده شد ( 09/0(R2= و میزان خطای برآورد مدل 13/0 بود. مقدار نسبت نگهداشت اولیه ( ( Ia/S از 004/0 تا 008/0 و میانگین آن 006/0 بود. به منظور واسنجی مدل، شاخص ضریب نگهداشت اولیه به صورت 08 /0 اصلاح شد (S08/0Ia=). نتایج نشان داد که میزان رواناب مشاهده ای 4/1 برابر مقدار برآوردی با مدل واسنجی شده بود. رابطه نسبتاً قوی بین رواناب برآورد شده با مدل واسنجی شده و رواناب مشاهده ای بود (01/0&gt;P و41/0 R2=). زمانی که هفت رخداد بارندگی به دلیل شدت بارندگی کم (کمتر از 14/0 میلی متر در ساعت) و دو رخداد به دلیل بالاترین میزان بارندگی پنج روز پیش (بیشتر از 47/10 میلی متر)، از تحلیل آماری حذف شدند، نسبت میزان رواناب برآوردی به مشاهده ای به 3/1 کاهش یافت و ضریب تعیین (R2) به 90 درصد (01/0&gt;p و90/0 R2=) افزایش یافت. میزان خطای برآورد مدل به 007/0 کاهش یافت. میزان کارایی مدل در نسبت نگهداشت اولیه اصلاح شده (08/0 λ=Ia/S=) برابر 89% - بود.</description>
						<author> علیرضا واعظی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر روی، منگنز و مس بر عملکرد غده و غلظت فسفر و آهن در برگ و غده سیب‌زمینی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2441&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سیب زمینی یکی از مهم ترین محصولات غده ای است که دستیابی به حداکثر عملکرد در آن علاوه بر استفاده از رقم مناسب، مستلزم وجود مقدار کافی و متعادل عناصر غذایی در خاک است. به منظور مطالعه تأثیر روی، منگنز و مس بر عملکرد و غلظت فسفر و آهن در برگ و غده سیب زمینی رقم آگریا، آزمایشی گلخانه ای با 32 تیمار و سه تکرار به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در گلخانه گروه خاک شناسی دانشگاه زنجان به اجرا درآمد. فاکتورهای مورد بررسی شامل چهار سطح روی(14/1، 5، 10 و 15 میلی گرم در کیلوگرم خاک)، چهار سطح منگنز(4/1، 5، 10 و 20 میلی گرم در کیلوگرم خاک) و دو سطح مس(22/0 و 2 میلی گرم در کیلوگرم خاک) بودند. نتایج نشان داد که با افزایش سطوح روی، منگنز و مس قابل جذب خاک تا حد معینی، عملکرد سیب زمینی به طور معنی داری افزایش می یابد. کاربرد روی و منگنز سبب کاهش معنی دار غلظت فسفر و آهن در برگ و غده سیب زمینی شد. کاربرد مس غلظت آهن برگ را به طور معنی داری نسبت به شاهد کاهش داد. بیشترین عملکرد سیب زمینی در تیمار کودی به ترتیب 15، 10 و 2 میلی گرم در کیلوگرم روی، منگنز و مس به دست آمد.

</description>
						<author> هاجر عروجی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مدل‌سازی روند انباشتگی روی و عدم قطعیت آن در خاک‌های کشاورزی برخی مناطق خشک و نیمه خشک ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2442&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف اصلی در کشاورزی پایدار، افزایش کمی و کیفی تولید محصولات غذایی به شرط عدم افزایش میزان آلودگی در اکوسیستم زراعی از حدود مجاز می  باشد. مقدار ورود و خروج عناصر به زمین های کشاورزی یکی از شاخص های پایداری به شمار می رود. این پژوهش به منظور مدل سازی روند انباشت روی در خاک های کشاورزی سه استان منطقه خشک و نیمه خشک ایران (فارس، اصفهان و قم) به کمک مقایسه توازن جرمی ورودی ها و خروجی ها و بررسی عدم قطعیت (Uncertainty) آن انجام گرفت. مدل سازی روند انباشت روی در خاک های زراعی با استفاده از مدل (MFA) Mass Flux Assessment و با روش تصادفی مبتنی بر توازن جرمی و از ترکیب روش لاتین هایپرکیوب و شبیه سازی مونت کارلو انجام گرفت. به این منظور از اطلاعات زراعی شامل نوع محصول، سطح زیر کشت، عملکرد، نوع و تعداد دام ها، میزان مصرف کودهای شیمیایی، کمپوست و لجن فاضلاب و هم چنین اطلاعات مرتبط با غلظت روی در گیاهان و انواع کودها استفاده شد. نتایج بیانگر انباشت مقادیری چشمگیر از روی در زمین های کشاورزی شهرستان های مورد مطالعه و به ویژه نجف آباد 
(g ha-1yr-1 3009) بود. کودهای حیوانی و شیمیایی مهم ترین مسیرهای ورود روی به زمین های کشاورزی، و کود های حیوانی مهم ترین مسیر مؤثر بر عدم قطعیت نرخ انباشت روی در این مطالعه شناخته شدند.
</description>
						<author> مهین کرمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر مواد مادری، گچ و کربنات‌ها بر پذیرفتاری مغناطیسی خاک‌های جنوب مشهد</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2443&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پذیرفتاری مغناطیسی، یک شیوه ساده و سریع برای تعیین ویژگی های خاک و رسوبات و تشریح فرآیندهای خاک سازی است. تفسیر داده های پذیرفتاری مغناطیسی خاک، نیازمند آگاهی از عوامل مؤثر بر آن است. به منظور شناخت تأثیر مواد مادری و مواد دیامغناطیس گچ و کربنات ها، 42 نمونه از افق های خاک های تشکیل شده روی مواد مادری لسی، آبرفتی، گرانیتی و مارنی جنوب مشهد برداشت شد. گچ نمونه ها توسط شست وشوی متوالی با آب مقطر و کربنات ها توسط اسید کلریدریک رقیق حذف شدند. پذیرفتاری مغناطیسی نمونه های اصلی (lfbulk)، نمونه های عاری از گچ (lfGf)، نمونه های عاری از گچ و کربنات ها (lfGCf) و نمونه های عاری ازگچ، کربنات ها و شن (lfGCSf) اندازه گیری شد. نتایج، نشان دهنده یک همبستگی قوی 1:1 بین مقدار اندازه گیری شده و محاسبه شده lfGf و lfGCf بود. lfbulk خاک مارنی با وجود مقدار زیاد کربنات ها و گچ، آشکارا از خاک های دیگر بیشتر بود و تا m3 kg-1 8-10×7/122 می رسید. در مقابل، lfbulk ساپرولیت گرانیتی کمتر از  m3 kg-1 8-10× 4/10 بود. lfbulk خاک های لسی و آبرفتی حالت حدواسط داشت. lfbulk همه نمونه ها (به جز خاک مارنی) با مقدار شن همبستگی منفی داشتند که افزایش پذیرفتاری مغناطیسی پس از حذف شن، مؤید این مطلب بود؛ ولی کاهش پذیرفتاری مغناطیسی خاک مارنی پس از حذف شن، نشان دهنده طبیعت متفاوت در مقایسه با دیگر خاک ها بود. مقدار سیلت و رس با lfbulk همبستگی مثبت داشت؛ ولی مقادیر پذیرفتاری مغناطیسی به تغییرات رس حساس تر بودند که نشان دهنده اهمیت بیشتر رس در تأمین پذیرفتاری مغناطیسی است. به طورکلی، نتایج پژوهش حاضر بیانگر اهمیت مواد مادری و مواد دیامغناطیس متحرک گچ و کربنات ها بر مقدار پذیرفتاری مغناطیسی خاک می باشند و لازم است که نقش آنها در تفسیر نتایج پذیرفتاری مغناطیسی خاک ها در نظر گرفته شود.</description>
						<author> علیرضا کریمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرات 20 ساله چوبکشی زمینی بر خصوصیات فیزیکی و هیدرولوژیکی خاک</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2444&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>افزایش جرم مخصوص ظاهری و کاهش خلل و فرج و میزان نفوذپذیری آب در خاک مهم ترین تغییراتی است که حین عملیات چوبکشی زمینی توسط ماشین آلات بهره برداری ایجاد می شوند. مطالعه حاضر به بررسی تغییردر خصوصیات فیزیکی شامل جرم مخصوص ظاهری، رطوبت، تخلخل وخصوصیات هیدرولوژیکی شامل نفوذپذیری خاک در مسیرهای چوبکشی زمینی در یک بازه زمانی 20 ساله پرداخته است. بدین منظور 4 مسیر چوبکشی رها شده با خصوصیات مشابه از نظر شرایط خاکی، فیزیوگرافی، اقلیمی با سنین مختلف در جنگل های حوزه نکاء-ظالمرود در شرق مازندران انتخاب گردید. نتایج نشان داد که با گذشت بیست سال از چوبکشی زمینی آثار تردد ماشین آلات در ترافیک شدید هنوز پابرجاست. در تردد شدید جرم مخصوص ظاهری 42 درصد بیشتر و تخلخل و نسبت پوکی خاک به ترتیب به اندازه 25 و 47 درصد کمتر از ناحیه شاهد بوده است. کمترین میزان نفوذپذیری خاک در ترافیک شدید در مسیر با سن 1-5 سال پس از چوبکشی زمینی ثبت گردید، به طوری که در این تیمار 18 دقیقه پس از شروع آزمایش میزان نفوذ آب به داخل خاک قابل اندازه گیری نبوده است. نتایج حاصله در هر مسیر اثبات کرد که با افزایش سن رها شدن خصوصیات فیزیکی و هیدرولوژیکی خاک تخریب شده به مرور زمان در مقایسه با ناحیه شاهد به ویژه در تردد کم تمایل به بازیابی دارند.</description>
						<author> اکبر نجفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی روابط شاخص نوسان جنوبی و دمای سطح آب اقیانوس‌های آرام و هند با بارش فصلی و ماهانه ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2445&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>شاخص نوسان جنوبی (Southern Oscillation Index, SOI) و الگوهای دمای سطح آب اقیانوس (Sea Surface Temperature, SST) بر بارش بسیاری از مناطق جهان تأثیرگذار است. در این پژوهش، روابط میان بارش ماهانه و فصلی ایران با SOI و SST اقیانوس های آرام و هند بررسی شد. برای این منظور، از داده های ماهانه بارش 50 ایستگاه سینوپتیک در ایران استفاده شد. به کمک نرم افزار Rainman سری فصلی و ماهانه بارش هر ایستگاه با چهار روش  (میانگین SOI، فازهای SOI، فازهای SST اقیانوس آرام و فازهای SST اقیانوس هند) با در نظر گرفتن زمان پیشی (Lead-time) صفر الی سه ماه، به گروه های مختلف تقسیم گردید و اختلافات میان گروه های بارش به کمک آزمون های آماری ناپارامتری کروسکال- والیس و کلموگروف- اسمیرنف تحلیل شد. صحت استفاده از روابط معنی دار در پیش بینی احتمالی بارش ایران به کمک آزمون LEPS (Linear Error in Probability Space) برآورد شد. نتایج نشان داد که شاخص SOI در فصل تابستان (ژوئیه - سپتامبر) به طور غیرهمزمان با بارش های ماه اکتبر (مهر) و پائیزه (اکتبر- دسامبر) در نواحی غرب و شمال غرب ایران و سواحل غربی دریای خزر رابطه معنی دار و پایداری دارد. به طوری که فازهای النینو (منفی) و لانینا (مثبت) اغلب به ترتیب با افزایش و کاهش بارش در این نواحی همراه هستند. استفاده از میانگین SOI جهت پیش بینی بارش نواحی ذکر شده مناسب است، اما الگوهای SST اقیانوس های آرام و هند به دلیل رابطه ضعیف با بارش ایران و یا ناپایداری روابط، جهت پیش بینی بارش های ایران مناسب به نظر نمی رسند. بنابراین به دلیل این که بارش های ایران در تمامی فصول تنها در ارتباط با شاخص SOI و SST اقیانوس های آرام و هند نمی باشند، نرم افزار Rainman به عنوان ابزاری جامع برای مدیریت منابع آب ایران در کلیه فصول سال به شمار نمی آید. پیشنهاد می شود تأثیر دور سایر نوسانات اقیانوسی- اتمسفری با بارش ایران بررسی شود و براساس شاخص های نوسانات مؤثر بر بارش ایران، مدلی شبیه Rainman برای پیش بینی بارش ایران تهیه شود.</description>
						<author> سعید سلطانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرات سیلاب و آتش‌سوزی بر برخی ویژگی‌های خاک جنگل لاکان در استان گیلان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2446&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سیلاب و آتش سوزی از جمله رخدادهایی است که به طور متناوب بخش هایی از جنگل های شمال ایران را تحت تأثیر قرار می دهد. این رخدادها می تواند اثرات نامطلوبی بر ویژگی ها و کیفیت خاک بگذارد. این پژوهش به منظور بررسی اثرات سیلاب و آتش سوزی بر برخی از ویژگی های خاک جنگل لاکان در استان گیلان انجام شد. نمونه های خاک از سه عمق 3-0، 6-3 و 9-6 سانتی متری سطح خاک با سه تکرار از مناطق تحت تأثیر سیلاب، سوخته و شاهد جمع آوری شد. نتایج نشان داد که در خاک سیلابی، مقدار رس، سیلت، pH، سدیم و پتاسیم (در همه عمق ها)، مقدار کربن آلی و نیتروژن (در عمق دوم و سوم) به طور معنی داری افزایش یافت ولی مقدار شن به طور معنی داری در مقایسه با خاک شاهد کاهش یافت. در خاک های سوخته، مقدار pH (در عمق های اول و دوم)، مقادیر پتاسیم و فسفر (در عمق اول) به طور معنی داری افزایش و مقادیر رس، کربن آلی و نیتروژن (در عمق اول) به طور معنی داری در مقایسه با خاک شاهد کاهش یافت. مقایسه ظرفیت نگهداری رطوبت خاک نیز نشان داد که خاک های سیلابی و سوخته به ترتیب بیشترین و کمترین مقدار رطوبت خاک را در مکش های مختلف داشتند که می تواند در ارتباط با تغییرات رس و ماده آلی باشد. نتایج آزمون WDPT نیز وجود پدیده آبگریزی را تنها در عمق اول خاک سوخته نشان داد. به طور کلی، دو پدیده سیلاب و آتش سوزی باعث تغییرات فیزیکی و شیمیایی قابل ملاحظه ای در خاک شد.

</description>
						<author> حسن رمضان پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
