<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1392 جلد17 شماره63</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1392/3/11</pubDate>

					<item>
						<title>تغییر ویژگی‌های فیزیکی خاک و غلظت سرب و کروم در اسفناج بر اثر کاربرد کمپوست زباله شهری غنی شده</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2536&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی اثرات کمپوست زباله شهری غنی شده با کود معدنی بر برخی خواص فیزیکی خاک و تجمع سرب و کروم در اندام های گیاهی اسفناج، تحقیقی در قالب طرح اسپلیت پلات با طرح پایه بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1387، اجرا گردید. فاکتور اصلی در چهار سطح کودی شامل تیمار شاهد (C) (بدون مصرف کود)، کودشیمیایی (F)، کمپوست 20 +50 درصد کود شیمیایی (MSW20+ ½ F) و 40 تن +50 درصد کود شیمیایی (MSW40+ ½ F) در هکتار و فاکتور فرعی سال های کوددهی، نیز در سه تیمار زمانی یک، دو و سه سال لحاظ گردید.  نتایج نشان داد که کاربرد کمپوست زباله شهری غنی شده منجر به افزایش ظرفیت زراعی، تخلخل و ظرفیت نگهداشت رطوبت خاک می شود اما میزان جرم مخصوص حقیقی و ظاهری خاک نسبت به شاهد کاهش می یابد. میزان پارامترهای فیزیکی مذکور در دو سطح کمپوست زباله غنی شده بیشتر از تیمار کود شیمیایی بوده است. از طرف دیگر، کاربرد سه ساله کمپوست زباله شهری غنی شده در کلیه سطوح کودی باعث افزایش معنی دار (05/0 (P غلظت سرب و کروم در اندام های گیاهی اسفناج گردید. میزان سرب و کروم تجمع یافته در ریشه و اندام هوایی اسفناج با مصرف 40 تن کمپوست زباله شهری در هکتار همراه با 50 درصد کود شیمیایی برای مدت 3 سال افزایش قابل توجهی یافت و در هر 3 سطح کود مصرفی میزان هر دو عنصر در ریشه بیشتر از اندام هوایی بوده است.

</description>
						<author> سپیده رحیمی آلاشتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی سیستم‌های آبیاری قطره‌ای سطحی و زیر‌سطحی بر عملکرد پنبه در ارزوئیه استان کرمان </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2537&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>یکی از راه های استفاده بهینه از آب، به کارگیری روش های مدرن آبیاری از جمله آبیاری قطره ای نواری است. در این تحقیق به منظور ارزیابی سیستم های آبیاری قطره ای سطحی و زیر سطحی بر عملکرد پنبه، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده و در قالب طرح بلوک های کاملاً تصادفی با سه تکرار در مزرعه مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی ارزوئیه واقع در استان کرمان در سال 1389 اجرا گردید. تیمارها شامل سه سطح آبیاری100، 80 و 60 درصد نیاز آبی به عنوان عامل اصلی و دو سیستم آبیاری قطره‏ای سطحی و زیر سطحی به عنوان عامل فرعی می باشند. میزان صرفه جویی در آب مصرفی دو تیمار 60 و 80 درصد نیاز آبی نسبت به تیمار 100 درصد نیاز آبی، به ترتیب به میزان 3200 و 1500 مترمکعب در هکتار می باشد. نتایج تحقیق نشان می دهد که عملکرد محصول ناشی از اعمال تیمارهای 60 و 80 درصد نیاز آبی نسبت به تیمار 100 درصد نیاز آبی، به ترتیب به میزان 2/37 و 6/15 درصد کاهش وکارایی مصرف آب در دو تیمار مذکور به ترتیب 8/3 درصد کاهش و 7/0 درصد افزایش دارد. هم چنین عملکرد محصول و کارایی مصرف آب ناشی از اعمال تیمار سیستم آبیاری قطره ای زیرسطحی نسبت به سیستم آبیاری قطره ای سطحی به-ترتیب به میزان 11 و 3/11درصد افزایش داشت. علاوه بر این نسبت منفعت به هزینه سیستم آبیاری قطره ای زیرسطحی در حدود 8 درصد نسبت به سیستم آبیاری قطره ای سطحی کمتر می باشد. با توجه به نتایج به دست آمده، استفاده از سیستم آبیاری قطره ای زیرسطحی در قالب تیمار 80 درصد نیاز آبی در کشت پنبه در منطقه ارزوئیه استان کرمان می تواند راهکاری مناسب برای صرفه جویی در مصرف آب و افزایش کارایی مصرف آب در دوره های خشک سالی باشد.</description>
						<author> رسول اسدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تغییرات ساختمانی مواد آلی در طول فرآیندهای تولید کمپوست و ورمی‌کمپوست </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2539&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تولید کمپوست و ورمی کمپوست از جمله روش های کارآمد برای بازیافت ضایعات آلی به شمار می روند. به منظور بررسی تغییرات ساختمانی مواد آلی در طول فرآیندهای تولید کمپوست و ورمی کمپوست،کود گاوی و فیلترکیک نیشکر در دو حالت حضور و عدم حضور کرم های خاکی به مدت 16 هفته و در دما و رطوبت کنترل شده خوابانده شدند. نمونه های مرکب در زمان های 0، 8 و 16 هفته تهیه شد. درصد کربن و نیتروژن و نسبت C:N با دستگاه CN آنالیزر تعیین گردید. نمونه های جامد برای تجزیه با دستگاه های FTIR وC NMR 13 استفاده شدند. با پیشرفت مراحل تجزیه نسبت C:N کاهش یافت. در زمان 16 هفته، نسبت C:N در فرآیند تولید ورمی کمپوست اندکی افزایش یافت. تجزیه ساختار مواد آلی با هر دو روش طیف سنجی کاهش نسبت گروه هایO – آلکیل و افزایش گروه های آروماتیک و کربوکسیل را در هر دو فرآیند نشان داد. به طوری که نتایج تجزیه نمونه ها با C NMR 13 نشان داد درصد ترکیبات O – آلکیل از 41 درصد در نمونه اولیه فیلترکیک بعد از 16 هفته به حدود 1/33 درصد کاهش یافت. در نمونه های کود دامی میزان این ترکیبات از 7/56 درصد به 6/43 درصد کاهش یافت. میزان ترکیبات آروماتیک در نمونه اولیه فیلترکیک و کود دامی به ترتیب از 5/12 و 5/13 درصد به 4/16 و 7/18 درصد افزایش یافت. درصد ترکیبات کربوکسیلی نیز به ترتیب از 5/8 و 6/5 درصد به 7/9 و 2/7 درصد در نمونه فیلترکیک و کود دامی افزایش یافت. ورمی کمپوست دارای درصد بیشتری از گروه های آروماتیک نسبت به کمپوست بود (در نمونه کود دامی 7/18 به جای 1/17 درصد). در زمان 16 هفته در نمونه های ورمی کمپوست کاهش اندکی در درصد ترکیبات آروماتیک و کربوکسیلی مشاهده شد. تجزیه با روش طیف سنجی برای نمونه های کمپوست و ورمی کمپوست، وجود سیگنال های یکسان با درصد فراوانی متفاوت را نشان داد. بین دو روش طیف سنجی، هم بستگی (**897/0r=) بسیار خوبی مشاهده شد و داده های به دست آمده از دو روش، مکمل همدیگر بودند.</description>
						<author> شهزاد جماعتی ثمرین</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کارایی هیف‌های بیرونی قارچ‌های میکوریزای آربسکولار در انتقال عناصر کادمیم، روی و فسفر در شبدر سفید</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2540&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>کلونیزه شدن ریشه های گیاه با قارچ میکوریزای آربسکولار باعث تغییر میزان دسترسی گیاه به عناصر گوناگون می شود. برای بررسی کارایی هیف های بیرونی قارچ میکوریزا در انتقال عناصر، محیط های رشد ریشه و رشد هیف با غشای نایلونی 30 میکرومتر از هم جدا شدند. گیاهان مایه زنی شده با دو گونه قارچ میکوریزا G. mosseae  و G. intraradices در بخش ریشه ای گلدان کشت شدند. شش ترکیب فلزی (روی 400، کادمیم 25، فسفر 50 میلی گرم در کیلوگرم نمونه خاک، روی و کادمیم، روی و کادمیم و فسفر به همان غلظت ها و شاهد بدون فلز) به بخش هیفی گلدان ها افزوده شدند. این آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با آرایش فاکتوریل در سه تکرار انجام شد. نتایج نشان داد وزن خشک گیاه و غلظت فسفر در اندام های هوایی شبدر سفید میکوریزایی در برابر گیاهان غیرمیکوریزایی به گونه چشمگیری افزایش یافت. قارچ G. mosseae در برابر G. intraradices تأثیر بیشتری بر غلظت فسفر در گیاه شبدر داشت. هر دو گونه قارچ سبب انتقال بیشتر عنصر روی به اندام هوایی و ریشه گیاه شبدر سفید شدند. غلظت روی در تیمار فسفر همراه با روی در اندام هوایی و ریشه شبدر کاهش یافت. هر دو گونه قارچ میکوریزا غلظت کادمیم در ریشه گیاهان میکوریزایی را در برابر گیاهان غیرمیکوریزایی به گونه چشمگیری افزایش دادند. میان دو گونه قارچ، گونه G. intraradices باعث انباشتگی بیشترکادمیم در ریشه های گیاه شبدر شد. در مجموع یافته های این پژوهش نشان می دهد که میکوریزایی شدن شبدر سبب انتقال بیشترعناصر فسفر و روی به اندام های هوایی می شود ولی سبب تثبیت بیشتر کادمیم در بخش ریشه ای گیاه می شود.</description>
						<author> آیدا معدنی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>استفاده از معیار خاک جهت ارزیابی شدت بیابان‌زایی (مطالعه موردی: دشت سگزی اصفهان)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2541&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>یکی از مهم ترین عواملی که بر پدیده بیابان زایی تأثیر می گذارد، شرایط خاک می باشد. هدف از این مطالعه، بررسی خصوصیات خاک به عنوان معیاری جهت ارزیابی بیابان زایی است. بدین منظور، مهم ترین شاخص های خاک منطقه که بر بیابان زایی مؤثر می باشند، انتخاب شدند. نمونه برداری ها در منطقه سگزی واقع در شرق اصفهان و به وسعت 112167 هکتار صورت گرفت و شاخص های: بافت خاک، میزان گچ، بیکربنات، هدایت الکتریکی (EC)، pH، مواد آلی، سدیم، کلر و نسبت جذب سدیم تعیین گردید و در مجموع 34 نقطه نمونه برداری سطحی صورت گرفت. به منظور تهیه نقشه وضعیت خاک، داده ها پس از آنالیزهای آماری و تعیین نرمال بودن با استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف در محیط SPSS 15، وارد محیط Arc GIS 9.3 گردید. برای تهیه نقشه هر یک از شاخص های خاک، از روش های معکوس فاصله وزنی و کریجینگ معمولی و گسسته استفاده شد. بدین منظور، از روشی که بالاترین دقت را داشت، استفاده گردید. در ادامه نقشه ها براساس روش مدالوس امتیازدهی شده و از میانگین هندسی شاخص های خاک، نقشه نهایی وضعیت خاک تهیه گردید. نتایج نشان داد که بیشترین مساحت منطقه مربوط به کلاس متوسط بیابان زایی و برابر با 66000 هکتار می باشد. مساحت کلاس هاس شدید و خیلی شدید بیابان زایی نیز به ترتیب برابر است با 45650 و 517 هکتار. نتایج هم چنین نشان داد که شاخص های درصد مواد آلی، درصد گچ، هدایت الکتریکی و نسبت جذب سدیم، مهم ترین شاخص های مؤثر در پدیده بیابان-زایی در منطقه سگزی اصفهان هستند.</description>
						<author> علی خنامانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پیش‌بینی رابطه دبی - اشل در ایستگاه هیدرومتری قورباغستان کرمانشاه براساس روابط مقاومت فرم بستر</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2542&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در ایستگاه های هیدرومتری عمدتاً به دلیل مشکل اندازه گیری دبی در شرایط وقوع سیلاب، رابطه دبی ـ اشل از روی داده های اندازه گیری شده مربوط به شرایط غیرسیلابی استخراج می گردد و برای شرایط سیلابی برون یابی می شود. استفاده از رابطه دبی- اشل برون یابی شده برای محاسبه سیلاب ممکن است مقادیر کمتر یا بیشتری را تخمین بزند. علت این موضوع این است که در شرایط جریان سیلابی ممکن است نوع فرم بستر تشکیل شده تغییر یابد و باعث تغییر مقاومت در برابر جریان گردد. بنابراین به منظور پیش بینی بهتر رابطه دبی - اشل لازم است از روابطی استفاده شود که در آنها مقاومت فرم بستر در نظر گرفته شود. در این تحقیق تلاش شده است که بهترین روش برای توسعه رابطه دبی- اشل ارائه شود. به این منظور از روش های انیشتین ـ بارباروسا، شن، وایت، انگلوند و براونلی برای تکمیل قسمت انتهایی رابطه دبی ـ اشل حاصل از اندازه گیری در ایستگاه هیدرومتری قورباغستان واقع بر رودخانه قره سو و یا ساخت رابطه دبی - اشل در ایستگاه مذکور استفاده گردید. پس از برداشت داده های مورد نیاز شامل مقاطع عرضی، دبی اندازه گیری شده و اشل متناظر با آن و هم چنین منحنی دانه بندی مواد بستر در این ایستگاه و محاسبه دبی و اشل متناظر با آن توسط روش های ذکر شده در دو سال آبی 87-1386 و 
88-1387، مقایسه های آماری مختلف بین دبی های محاسباتی و اندازه گیری شده متناظر انجام گردید. نتایج نشان داد روش انیشتین ـ بارباروسا دارای کمترین مقدار متوسط خطای مطلق 310/0 و 468/1 مترمکعب بر ثانیه و متوسط جذر مربعات خطا 112/0 و466/0 مترمکعب بر ثانیه به ترتیب در دو سال آبی 87-1386 و 88-1387 نسبت به سایر روش هاست. سایر روش های مذکور به ازای یک اشل ثابت، مقدار دبی جریان را بیش از اندازه پیش بینی می کنند.
</description>
						<author> رسول قبادیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی مدل DSSAT v4.5 به منظور شبیه‌سازی آبشویی نیترات در مزرعه ذرت در سطوح مختلف آب و کود نیتروژنی </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2543&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>یکی از مهم ترین عوامل آلودگی منابع آب، مصرف کودهای نیتروژنی در بخش کشاورزی است. مدل های گیاهی با قابلیت شبیه سازی آبشویی نیترات و تعیین سرنوشت نیتروژن در گیاه و خاک برای مدیریت کاهش آلودگی نیترات در آب های سطحی و زیر زمینی بسیار مفید می باشند. مدل نیتروژن- خاک (Soil-Nitrogen-Balance) از بسته نرم افزاری DSSAT قابلیت شبیه سازی سرنوشت نیتروژن در خاک و گیاه را دارد. هدف از انجام این تحقیق ارزیابی مدل DSSAT برای آبشویی نیترات از عمق توسعه ریشه ذرت رقم سینگل کراس 704 و برداشت نیتروژن گیاه در سطوح مختلف نیتروژن و آب مصرفی است. طرح آزمایشی شامل سه سطح کود نیتروژنی شامل صفر، 150 و 200 کیلوگرم نیتروژن در هکتار و چهار سطح آب کاربردی شامل 0.7SMD (Soil moisture depletion)، 0.85SMD، 1.0SMD و 1.13SMD بود که در سه تکرار اجرا شد. آبشویی نیتروژن نیتراتی از عمق 60 سانتی متری در طی دوره رشد در 36 کرت آزمایشی به وسیله دستگاه مکش رطوبت خاک (Ceramic Suction Cups, CSC) اندازه گیری گردید. پس از واسنجی مدل، با استفاده از داده های مزرعه ای مدول نیتروژن مدل ارزیابی گردید. چهار شاخص آماری راندمان مدل، میانگین انحراف، ضریب تبیین و شاخص توافق برای بررسی دقت مدل در شبیه-سازی آبشویی نیتروژن نیتراتی از عمق 60 سانتی متر استفاده شد. مقایسه شاخص های آماری در هر تیمار نشان داد که دقت مدل در سطح آّبیاری کامل (W3) و همین طور در سطح بیش آبیاری (W4) با افزایش کود نیتروژنی کاربردی، افزایش یافت. در تیمارهای کم آبیاری مدل مقدار تلفات نیترات را برابر مقدار واقعی (صفر) شبیه سازی نمود. بنابر نتایج، مدل با دقت قابل قبولی قادر به شبیه سازی آبشویی نیتروژن نیتراتی از زیر عمق توسعه ریشه در سطوح مختلف آب و کود نیتروژنی است.</description>
						<author> مهدی قیصری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پهنه‌بندی آلودگی فلزات سنگین در کلاس‌های اندازه‌ ذرات خاک براساس داده‌های ماهواره Landsat ETM+ در جنوب شهر اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2544&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این تحقیق با هدف تعیین پراکنش مکانی غلظت   فلزات سنگین در کلاس های اندازه ای ذرات خاک با استفاده از انعکاس ثبت شده از ماهواره Landsat ETM+ در جنوب شهر اصفهان در نزدیکی معدن باما صورت گرفت. برای تحقق این هدف، 100 نمونه مرکب خـاک سطحی به طور تصادفی از منطقه مورد نظر جمع آوری شد. نمونه ها  هوا خشک شده و کلاس های اندازه ای ذرات خاک 500-250،
250-125، 125-75، 75-50 و 50&gt; میکرون بعد از پراکنده کردن کل خاک با استفاده از دستگاه التراسونیک و الک های مناسب تعیین شدند. غلظت های کل روی، سرب و کادمیوم پس از هضم مرطوب نمونه ها با اسید نیتریک با استفاده از دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد بین میزان انعکاس های طیفی خاک در باندهای مرئی، مادون قرمز نزدیک و پانکروماتیک ماهواره  ی Landsat ETM+ و غلظت های فلزات سنگین در کلاس های اندازه ای ذرات خاک هم بستگی معنی دار منفی وجود دارد. مدل های رگرسیون چند متغیره گام به گام جهت بررسی امکان تخمین غلظت های فلزات سنگین در کلاس های ذرات خاک به کمک داده های باندهای ماهواره ای تشکیل شدند و پراکنش مکانی فلزات سنگین به کمک معادلات رگرسیون چندگانه گام به گام پهنه بندی گردید. نتایج نشان داد غلظت فلزات سنگین در همه کلاس های اندازه ای ذرات خاک در نزدیکی معادن حداکثر است و با افزایش فاصله کاهش می یابد.  
</description>
						<author> مهدی نادری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تغییرات زمانی و مکانی پهنه پوشش گیاهی حاشیه مرطوب رودخانه آقبلاغ طی 5 دهه</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2545&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پوشش گیاهی حاشیه مرطوب جزء مهمی از سیتم های رودخانه ای هستند که دارای چندین کارکرد خاص، از جمله تولید پوشش گیاهی اولیه، حفاظت کناره رودخانه از فرسایش، به تله اندازی رسوبات، بهبود کیفیت آب، فراهم آورنده مکانی برای حیات وحش و آبزیان، علوفه دامی و ... می باشند. در این تحقیق تغییرات زمانی و مکانی وسعت حاشیه مرطوب رودخانه آقبلاغ با طول 65 کیلومتر به عنوان یکی از سرشاخه های کارون با استفاده از عکس های هوایی سال های35، 48، 77 و تصاویر ماهواره ای سال 85 بررسی شد. نتایج حاصله نشان داد، حاشیه مرطوب رودخانه در دوره های مختلف زمانی تغییرات زیادی داشته است (55/26 درصد Kappa=) که این تغییرات را می توان ناشی از ایجاد بند چغاخور در سال 1372، تبدیل حاشیه مرطوب به اراضی کشاورزی و انجام عملیات کشاورزی تا حریم رودخانه و افزایش برداشت آب از سفره های آب زیرزمینی برای مصارف کشاورزی و غیره دانست.</description>
						<author> ندا کاوه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کارایی مدل درختان تصمیم‌گیری در برآورد رسوبات معلق رودخانه‌ای (مطالعه موردی: حوضه سد ایلام)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2546&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تخمین درست حجم رسوبات حمل شده توسط رودخانه ها در پروژه های آبی از اهمیت بسیاری برخوردار است. در حقیقت حصول روش هایی برای محاسبه دبی رسوبات مهم ترین هدف تحقیقات مربوط به فرآیند رسوب شده است. از جمله این روش ها می توان به روش های یادگیری ماشین از قبیل مدل درختان تصمیم گیری که مبتنی بر اصول یادگیری می باشند، اشاره کرد. روش درخت تصمیم یک روش سلسله مراتبی یا چند مرحله ای است که در آن به صورت بازگشتی مجموعه داده ها به روش دودویی به تقسیمات فرعی و کوچک تر تقسیم بندی می شود تا زمانی که تقسیمات فرعی نهایی نتوانند بیشتر از آن تجزیه شوند. درختان تصمیم استقرایی مجموعه ای از داده های معلوم را می گیرد و یک درخت تصمیم را از آن استنتاج می کند. سپس درخت می تواند به صورت مجموعه قوانینی برای پیش بینی ویژگی های معلوم استفاده شود. در این تحقیق کارایی این تکنیک در پیش بینی میزان آورد رسوبات رودخانه گل گل حوضه سد ایلام مورد بررسی قرار گرفته است. جهت ارزیابی دقت و صحت نتایج این مدل که در محیط برنامه نویسی M‏ATLAB  اجرا شده است معیارهای آماری  R, BIAS ,RMSE ,r2 و MAE مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج نشان داده که به طورکلی و براساس تمامی معیارهای آماری ذکر شده، مدل درخت تصمیم گیری در مقایسه با روش مرسوم منحنی سنجه رسوب تطابق بسیار بیشتری با مقادیر اندازه گیری شده داشته و مهم ترین عامل ایجاد درخت که هم بستگی بالایی با مقادیر رسوب داشته است، دبی متناظر با رسوب و سپس بارش های روزانه بوده است.  </description>
						<author> علی طالبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>برهمکنش قارچ میکوریز آربسکولار و باکتری سودوموناس فلورسنس روی کارایی مصرف کودهای فسفر، وابستگی میکوریزایی و عملکرد ذرت در شرایط تنش کم آبی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2547&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی اثر قارچ میکوریز آربسکولار و باکتری سودوموناس فلورسنس روی کارایی مصرف کودهای فسفر، وابستگی میکوریزایی، عملکرد ماده خشک و عملکرد دانه ذرت در شرایط تنش کم آبی آزمایشی به صورت کرت های دو بار خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار طی سال 1388 و در دولت آباد کرج اجرا شد. تیمارها عبارت از آبیاری (آبیاری نرمال و تنش ملایم بر مبنای تبخیر از تشتک تبخیر کلاس A)؛ ترکیبات سطوح مختلف مایه زنی بذر با قارچ میکوریز آربسکولار و باکتری سودوموناس فلورسنس و تیمار کود شیمیایی فسفره (عدم مصرف کود شیمیایی فسفره، مصرف 50% کود سوپر فسفات تریپل مورد نیاز و مصرف خاک فسفات براساس کمیت فسفر مصرفی از منبع سوپر فسفات تریپل) بودند. نتایج نشان داد که اثر آبیاری، سطوح مایه زنی بذر با قارچ میکوریز آربسکولار و باکتری سودوموناس فلورسنس و کود شیمیایی فسفر روی عملکرد، اجزای عملکرد، عملکرد ماده خشک، بازده زراعی نسبی و کلنیزاسیون ریشه معنی دار است. تیمار تنش ملایم نسبت به تیمار آبیاری نرمال باعث کاهش معنی دار عملکرد دانه، بازده زراعی نسبی و بازده زراعی کود شد. نتایج نشان داد که در شرایط تنش ملایم عملکرد دانه و عملکرد ماده خشک با کلنیزاسیون ریشه هم بستگی بالایی دارند. هم چنین بیشترین وابستگی میکوریزایی از تیمار تنش ملایم به دست آمد. حداکثر بازده زراعی نسبی، بازده زراعی کود و عملکرد دانه مربوط به تیمار مایه زنی توأم بذر با میکوریز آربسکولار و سودوموناس فلورسنس بود. مصرف کود سوپرفسفات تریپل نسبت به خاک فسفات همراه با ریزموجودات حل کننده فسفات باعث افزایش عملکرد دانه ذرت گردید، با این حال حداکثرکلنیزاسیون ریشه و وابستگی میکوریزایی از تیمار عدم مصرف کود شیمیایی به دست آمد. </description>
						<author> حسینعلی علیخانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر نوع پوشش جنگلی بر ذخیره کربن آلی و خصوصیات خاک در جنگل خیرودکنار، نوشهر</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2548&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در میان خصوصیات خاک کربن آلی مهم ترین مؤلفه اکوسیستم های خاکی است و هر تغییر در فراوانی ترکیب آن اثرات اساسی روی تعداد زیادی از فرآیندهایی که در هر اکوسیستم رخ می دهد، خواهد داشت. تحقیق حاضر به منظور برآورد مقدار کربن ذخیره شده کل خاک و اجزای معدنی خاک در سه تیپ جنگلی راش- ممرز، انجیلی- ممرز و بلوط- ممرز در جنگل خیرودکنار انجام شد. نمونه برداری خاک از ارتفاع 200 تا 1200 متر از سطح دریا با رعایت فواصل 100 متر و با توجه به نوع پوشش جنگلی صورت گرفت. بیشترین مقدار ترسیب کربن در افق سطحی در تیپ جنگلی انجیلی- ممرز به مقدار 4/167 تن در هکتار و در کل خاک در تیپ جنگلی راش- ممرز 4/514 تن در هکتار برآورد شد. نتایج نشان داد که در بین بخش های معدنی خاک، بخش رس دارای بیشترین مقدار کربن آلی بوده اما بیشترین فاکتور غنای کربن در بخش شن و در تیپ راش- ممرز با مقدار 59/1 به دست آمد. بیشترین مقدار کربن آلی و میانگین وزنی قطر خاکدانه و کمترین مقدار چگالی ظاهری خاک در افق سطحی به ترتیب با مقادیر 89/7 درصد، 79/4 و 21/1 گرم بر سانتی مترمکعب در تیپ انجیلی- ممرز دیده شد.</description>
						<author> زهرا فهیم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین مکان مناسب پرتاب‌کننده روی سدهای لاستیکی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2550&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سد لاستیکی عبارت از جسم استوانه ای خوابیده ای است که در عرض کانال ها، رودخانه ها و تاج سدها قرار می گیرد و از هوا یا آب یا ترکیبی از هر دو پر می-شود. سدهای لاستیکی ممکن است با پرتاب کننده یا بدون پرتاب کننده ساخته شوند. پرتاب کننده زائده ای مثلثی یا مستطیلی شکل است که در بدنه پایین دست سد نصب می شود. هدف از نصب پرتاب کننده جدا کردن تیغه آب از بدنه سد لاستیکی و جلوگیری از تماس مجدد آب با بدنه است. در این تحقیق 4 مدل فیزیکی مربوط به سدهای لاستیکی مورد بررسی قرار گرفت. پرتاب کننده ها نیز با توجه به ارتفاع مدل و نسبت   و در دو شکل مثلثی و مستطیلی با طول 25 سانتی متر ساخته شده و در سه زاویه 30، 45 و 60 درجه مورد آزمایش قرار گرفتند. پس از تجزیه و تحلیل مشاهدات آزمایشگاهی، با توجه به پروفیل های پرتاب آب و طول آن، زاویه نصب 45 درجه مناسب تر از گزینه های 30 و 60 درجه انتخاب گردید. هم چنین برداشت-های آزمایشگاهی و رابطه ارائه شده در این تحقیق با روابط ارائه شده توسط سایر محققین مورد مقایسه قرار گرفت. هم بستگی نزدیک مقادیر نشان دهنده صحت آزمایش ها و روابط می باشد.</description>
						<author> سید بهنام سروری نژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر مدیریت مرتع بر توزیع اندازه و پایداری خاکدانه‌ها به روش الک تر و خشک در مراتع سبزکوه و بروجن استان چهارمحال و بختیاری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2551&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>چرای بی رویه و کنترل نشده مراتع توسط دام می تواند با کاهش پوشش گیاهی، تخلیه ماده آلی و فشرده کردن خاک، پایداری خاکدانه ها را کاهش داده و خاک سطحی را مستعد فرسایش نماید. هدف از این پژوهش بررسی اثر سه مدیریت چرای کنترل شده فصلی، قرق و چرای آزاد مرتع بر توزیع اندازه و پایداری خاکدانه ها در برخی مراتع حفاظت شده استان چهارمحال و بختیاری بود. مناطق مورد بررسی شامل 1) مراتع طبیعی منطقه سبزکوه تحت قرق 20 ساله و 2) برخی مراتع نیمه طبیعی بروجن با مدیریت قرق 25 ساله بود. نمونه برداری از خاک در اواسط فصل چرا در سال 1387 از عمق صفر تا 15 سانتی متر انجام گرفت. توزیع اندازه خاکدانه ها و پایداری خاکدانه ها در نمونه های برداشت شده (کوچک تر از 2 میلی متر) به دو روش الک خشک و تر اندازه گیری شد. نتایج هر دو روش نشان داد، مدیریت مرتع می تواند توزیع اندازه خاکدانه ها و شاخص های گوناگون خاکدانه سازی را در هر دو منطقه به طور معنی دار تحت تأثیر قرار دهد. هم چنین، در هر دو منطقه فراوانی نسبی خاکدانه های درشت در دو مدیریت قرق و چرای کنترل شده بیشتر از مراتع تحت مدیریت چرای آزاد بود. با این حال، فراوانی خاکدانه های ریز در مدیریت چرای آزاد بیشتر از دو مدیریت قرق و چرای کنترل شده بود. هم چنین، خاکدانه ها در مراتع قرق شده نسبت به دو مدیریت دیگر دارای پایداری بیشتری بودند. این امر بیانگر اثر شدید پاکوبی دام و تراکم خاک بر اثر شکستن خاکدانه های درشت و احتمالاً از بین رفتن پوشش گیاهی سطح خاک توسط دام در مراتع چرا شده می باشد. نتایج این پژوهش نشان داد میزان و شدت تأثیر چرا بر خاکدانه سازی خاک عمدتاً به شدت و مدت چرا و نوع منطقه مورد مطالعه بستگی دارد.</description>
						<author> نجمه قربانی قهفرخی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تخمین منحنی مشخصه رطوبتی و هدایت هیدرولیکی غیراشباع خاک در تراکم‌های </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2552&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدایت هیدرولیکی یک پارامتر مهم مورد نیاز در طراحی سازه های ژئوتکنیکی همچون سدهای خاکی، کف سازی ها، دیوارهای حایل و سازه های زیست محیطی می باشد. در خاک های غیراشباع هدایت هیدرولیکی آب تابعی از درصد رطوبت و مکش آب خاک یعنی منحنی مشخصه رطوبتی خاک است. در این پژوهش مقادیر هدایت هیدرولیکی غیراشباع دو نوع خاک (سری رامجردی و هسته سد ملاصدرا) در 5 تراکم مختلف با روش گاردنر اندازه گیری شدند. سپس هدایت هیدرولیکی غیراشباع توسط مدل های مختلف با استفاده از منحنی مشخصه رطوبتی تخمین زده شد و با مقادیر اندازه گیری شده مقایسه شدند. نتایج نشان داد مدل فردلاند و زینگ تخمین نسبتاً بهتری از منحنی مشخصه رطوبتی خاک را نسبت به مدل ون گنوختن ارایه می دهد. برای خاک سری رامجردی و تا رطوبت حجمی حدود 25/0 به ترتیب مدل های ون گنوختن-معلم و فردلاند و همکاران تخمین خوبی از هدایت هیدرولیکی غیراشباع را ارایه دادند و برای خاک هسته سد ملاصدرا هیچ کدام از مدل ها تخمین مناسبی برای هدایت هیدرولیکی غیراشباع را ارایه نکردند.</description>
						<author> سید محمدعلی زمردیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فرآیند تبادل آنیونی به منظور حذف نیترات و رهاسازی آن با استفاده از زئولیت اصلاح‌شده با سورفکتانت</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2553&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تلفات نیتروژن از مزارع تحت آبیاری به ویژه در خاک های شنی سبب آلودگی آب های سطحی و زیرزمینی، افزایش کاربرد نیتروژن برای گیاهان و ضرر و زیان اقتصادی می شود. این مسأله به دلیل بار منفی نیترات و عدم تمایل ذرات خاک در جذب آن اتفاق می افتد. برای جلوگیری از حرکت آنیون ها، به موادی نیاز است که دارای تمایل جذب آنیونی بالایی باشند که این مواد به طور طبیعی در دسترس نیست. به دلیل تبادل کاتیونی بالای زئولیت های طبیعی، می توان خصوصیات سطحی آنها را به نحوی تغییر داد که قادر به جذب ترکیبات دیگری از جمله آنیون ها و مواد آلی غیرقطبی نیز باشند. در این مطالعه عملکرد زئولیت ایرانی (سمنان) اصلاح شده با سورفکتانت هگزا دسیل تری متیل آمونیوم بروماید (SMZ) در دو اندازه میلی متر و نانومتر در حضور یون Cl- در حذف نیترات مورد بررسی قرار گرفت و بهترین مدل تجربی فرآیند تبادل یونی تعیین شد. هم چنین فرآیند رهاسازی نیترات توسط SMZ به عنوان تابعی از زمان و قدرت یونی مورد بررسی قرار گرفت. براساس نتایج این مطالعه، SMZ در اندازه میلی متر قادر به جذب بیش از1- mmol kg 60 نیترات و SMZ در اندازه نانومتر قادر به جذب بیش از1- mmol kg 80 نیترات است، که نیترات جذب شده می تواند به راحتی تحت شرایط قدرت یونی مختلف رها شود. راندمان حذف برای SMZ میلی متری و نانومتری به ترتیب بین 7/26 تا 3/82 درصد و 8/37 تا 5/85 درصد به دست آمد. متوسط میزان نیترات رها شده از SMZ در اندازه میلی متر توسط آب دیونیزه 92/6 میلی مول در کیلوگرم بود، در حالی که این میزان در محلول های واجذب با قدرت های یونی 03/0، 1/0 و 3/0 مولار به ترتیب به 68/14، 71/22 و 91/34 میلی مول در کیلوگرم افزایش یافت.</description>
						<author> راحله ملکیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>هم‌بستگی بین پارامترهای کمیت - شدت پتاسیم خاک (Q/I) با برخی از خصوصیات خاک در تعدادی از خاک‌های شهرستان بهار</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2554&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>یکی از روش های تعیین وضعیت پتاسیم خاک، استفاده از منحنی های کمیت شدت (Q/I) و پارامترهای آن می باشد. تحقیق حاضر به منظور بررسی وضعیت شکل های مختلف پتاسیم و ارتباط آنها با پارامترهای کمیت شدت (Q/I) پتاسیم در 13 نمونه از خاک های شهرستان بهار که از مناطق عمده تولیدکننده سیب زمینی در کشور است، صورت گرفت. نمونه های هر خاک با محلول های دارای نسبت فعالیت پتاسیم (ARK) متفاوت به تعادل رسانیده و تغییر در غلظت پتاسیم تبادلی (KΔ) به عنوان تابعی از نسبت فعالیت پتاسیم انداره گیری و با استفاده از اطلاعات به دست آمده، منحنی های (Q/I) برای هر خاک رسم و پارامترهای آن تعیین گردید. نتایج نشان داد: نسبت فعالیت پتاسیم در 
حالت تعادل (AR0) دارای تغییرات 007/0 تا 995/0 با میانگین 16/0 (mmol L-1)0.5، پتاسیم آسان قابل تبادل (ΔK0) 04/0 تا 199/2 با میانگین 49/0 cmol kg-1، ظرفیت بافری پتاسیم (PBCK) 21/13 تا 37/75 با میانگین 02/42  (mmol L-1)0.5/(mmol kg-1) ، بود. مطالعه هم بستگی بین پارامترهای Q/I و خصوصیات خاک، حاکی از هم بستگی معنی دار بین PBCK  و CEC (*60/0=  r)،AR0  و پتاسیم محلول (**99/0=  r)،AR0  و پتاسیم تبادلی (**85/0=  r) بود. از بین خاک های مورد مطالعه فقط در یک خاک (چپق لو) پتاسیم در لبه کانی های رسی نگهداری می شود و در بقیه خاک ها پتاسیم در سطوح پایه ای کانی جذب می شود.
</description>
						<author> مهدی سمواتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین الگوی توزیع مکانی فلز روی در خاک سطحی استان همدان با استفاده از مدل طبقه‌بندی و رگرسیون درختی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2555&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>خصوصیات فیزیکی شیمیایی خاک، نوع کاربری و پوشش اراضی و فعالیت های انسانی بر توزیع مکانی فلزات سنگین تأثیرگذار می باشند. بدین منظور مدل طبقه بندی و رگرسیون درختی جهت تهیه نقشه توزیع مکانی فلز روی خاک سطحی استان همدان در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی به کار گرفته شد. برای ساخت مدل رگرسیون از دو رویکرد استفاده شد. در رویکرد اول 10% از داده ها جهت ارزیابی مدل به صورت تصادفی انتخاب شده و از داده های باقی مانده جهت ساخت مدل استفاده شد. در رویکرد دوم از کلیه داده ها برای ساخت و ارزیابی مدل استفاده شد. برای برآورد صحت مدل از ضریب تبیین و میانگین مربعات خطا استفاده شد. مدل نهایی شامل 51 گره کلی و 26 گره نهایی(برگ) است. مهم ترین پارامترهای مستقل در ساخت مدل CART برای پیش بینی توزیع مکانی روی به ترتیب اهمیت کربنات کلسیم، شیب، شن، سیلت، کاربری و پوشش اراضی مشخص شدند. مناطق غربی و شمالی استان همدان به ترتیب دارای بیشترین و کمترین غلظت عنصر روی بودند. نتایج حاکی از صحت خوب مدل CART به کمک شاخص های ضریب تبیین و میانگین مربعات خطا می باشد.</description>
						<author> مهناز اعرابی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
