<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1394 جلد19 شماره71</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1394/3/11</pubDate>

					<item>
						<title>شبیه‌سازی سیلاب با استفاده از مدل‌های آبنمود واحد لحظه‌ای تبدیل لاپلاس و H2U-Nash (مطالعه موردی: حوزه آبخیز جونقان)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2992&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;بدون تحلیل دقیق داده های بارش-رواناب مشاهده ای، مدیریت جامع حوزه های آبخیز جهت پیش بینی وقوع سیلاب و کاهش خطرات ناشی از آن موجب هدر رفت سرمایه و عدم ایجاد توسعه پایدار خواهد شد. کاربردی ترین مدل جهت شبیه سازی فرآیند بارش-رواناب، مدل آبنمود واحد می باشد که با توجه به نقص کمی و کیفی آمار ایستگاه های هیدرومتری، ضرورت استفاده از روش های مصنوعی تهیه آن و به ویژه آبنمود واحد لحظه ای به دلیل حذف محدودیت های بارش مشهود می باشد. با  توجه به عدم وجود مطالعه در مورد تعیین کارایی مدل های آبنمود واحد لحظه ای تبدیل لاپلاس و H2U-Nash در کشور ایران، پژوهش حاضر در حوزه آبخیز جونقان از زیر حوزه های کارون شمالی انجام شد. مدل تبدیل لاپلاس با استفاده از باران مؤثر و زمان تأخیر و مدل H2U-Nash به کمک گشتاورهای اول و دوم باران مؤثر و رواناب مستقیم اجرا گردید. میانگین مطلق خطای نسبی سیلاب مستخرج از مدل های H2U-Nash و تبدیل لاپلاس به ترتیب برابر 25/0 و 42/0 به دست آمد که مقایسه ظاهری و ضریب کارایی Nash-Sutcliffe نیز اولویت مدل H2U-Nash نسبت به  مدل تبدیل لاپلاس را تأیید می کنند. قابل توجه است که هر دو مدل به ترتیب زمان پایه، زمان تا اوج، حجم و دبی اوج آبنمودهای مشاهده ای را با دقت بیشتری شبیه سازی نمودند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>زهره عبدالهیان دهکردی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه برخی از شاخص‌های شیمیایی و بیولوژیک خاک در کاربری‌های مختلف اراضی در دو فصل ابتدا و انتهای فصل رویش در منطقه فریدن اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2993&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مطالعه و ارزیابی تغییرات شاخص های کیفیت خاک در انواع کاربری اراضی می تواند در برنامه ریزی مدیریت پایدار و پیشگیری از روند نزولی کیفیت خاک مؤثر باشد. در همین رابطه مطالعه ای در سال 1389 در منطقه فریدن در استان اصفهان با هدف بررسی برخی از شاخص های شیمیایی و بیولوژیک خاک در سه کاربری اراضی(مرتع، دیم زار رها شده و دیم)، در دو فصل رویش (اردیبهشت و شهریور) و در سه شیب (10-0، 20-10 و 30-20 درصد) انجام شد. شاخص های مورد ارزیابی شامل ازت، فسفر، پتاس، مواد آلی، ظرفیت تبادل کاتیونی و تنفس میکروبی بود. نتایج نشان داد که با افزایش شدت شیب تمامی صفات به جز میزان پتاس روند نزولی داشت. از سوی دیگر تأثیر نوع کاربری بر تمامی پارامترهای مورد بررسی به جز ازت معنی دار بود به نحوی که بیشترین مقادیر شامل mg/kg 4/28 فسفر، 62/0% مواد آلی، cmol/kg 38 /20 ظرفیت تبادل کاتیونی و mgC/day 2/33 تنفس میکروبی، همگی در کاربری مرتع دیده شد و در مورد پتاس به مقدار mg/kg 8/406 در دیم مشاهده شد. تأثیر فصل برروی تمامی پارامترهای اندازه&amp;rlm;گیری شده به جز ازت معنی دار بود به گونه ای که بیشترین مقادیر شامل mg/kg7/28 فسفر، mg/kg 3/377 پتاس،cmol/kg 6/19 ظرفیت تبادل کاتیونی، mgC/day 9/25 تنفس میکروبی همگی در اردیبهشت و تنها مواد آلی با بیشترین مقدار (68/0%) در شهریورماه دیده شد. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان داد افزایش شدت شیب وتغییرکاربری غیراصولی اراضی همزمان با نزدیک شدن به آخر فصل رویش همگی سبب کاهش شاخص های کیفی و توانایی بهره دهی خاک می گردد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>فرزاد پارسادوست</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کاربرد زغال ‌زیستی تهیه شده از شلتوک برنج در شوری‌زدایی آب آبیاری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2994&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;استفاده از جاذب های کربنی برای حذف آلودگی های مختلف رو به افزایش است. زغال زیستی مواد متخلخل غنی از کربن، ارزان قیمت و دوست&amp;lrm;دار محیط زیست است که از پیرولیز زیست&amp;lrm;توده&amp;lrm; تولید می شود. در این مطالعه، پتانسیل زغال  زیستی تهیه شده از شلتوک برنج در شوری زدایی آب آبیاری با شوری های 5، 15 و 25 دسی زیمنس بر متر مورد ارزیابی قرار گرفت. تأثیر دماهای پیرولیز 400 (RHB4)، 600 (RHB6) و 800 درجه سلسیوس (RHB8) بر خصوصیات فیزیکی و شیمیایی و قدرت شوری زدایی آنها بررسی شد. نتایج نشان داد که دمای پیرولیز تأثیر معنی&amp;rlm;داری بر خصوصیات جاذب دارد. زغال RHB6 با ظرفیت شوری زدایی 1/301 میلی گرم بر گرم کارآمدترین جاذب در شوری زدایی نسبت به دو جاذب دیگر بود. این جاذب بیشترین سطح ویژه (211 متر  مربع بر گرم) و حجم تخلخل (114/0 سانتی متر مکعب بر گرم) را داشت. نتایج این مطالعه چشم اندازی جدید به مدیریت پسماندهای کشاورزی و کاهش هزینه های آبیاری می باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>رخساره رستمیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پهنه‌بندی شوری خاک‌های منطقه جنوب ‌شرق استان اصفهان با‌ استفاده از داده‌های زمینی و سنجنده TM ماهواره‌ای</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2995&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;هدف تحقیق حاضر ارزیابی قابلیت داده های ماهواره ای لندست TM مربوطه به شهریور ماه 1388 در شناسایی و تفکیک اراضی شور منطقه ورزنه واقع در جنوب شرقی استان اصفهان می باشد. داده های زمینیEC با  استفاده از روش نمونه برداری تصادفی از 53 سایت نمونه برداری با سطحی حدود 8100 متر مربع (9 پیکسل تصویر) جمع آوری گردید. شاخص های طیفی مانند باندهای TM، BI، 1SI، 2SI، و 3SI، مؤلفه های 1PC، 2PC، 3PC و همچنین مدل سازی رگرسیون چند متغیره خطی و روش طبقه بندی نظارت  شده بر تصویر زمین مرجع  شده اعمال  شد. نتایج آنالیز رگرسیونی نشان  داد که باند 4TM رابطه  قوی با EC زمینی دارد (48/0=2R). همچنین تصویر مدل سازی با  استفاده از باند 3، 4 و 5 و 3PC در سطح 99% معنی دار بود. ارزیابی صحت نقشه های  طبقه بندی باند 4 و تصویر مدل سازی با 5 کلاس شوری شامل 4-0، 20-4، 60-20، 100-60 و بیشتر از 100 دسی زیمنس بر متر نشان داد که به طور کلی بیش از 86% توافق بین نقشه ها و داده های زمینی EC وجود دارد. بنابراین، با  توجه به صحت بالای تصاویر طبقه بندی  شده نسبت  به روش های رگرسیون در تفکیک خاک های پهناور شور می توان از آنها به عنوان ابزار مناسب در جهت مدیریت و مبارزه با شوره زایی استفاده نمود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>رضا جعفری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی شاخص کیفیت خاک تحت تأثیر تیمارهای مختلف کود روی و ارتباط آن با غلظت روی در دانه گندم </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2996&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مدیریت کود دهی به مثبت و یا منفی  شدن کیفیت خاک منجر می شود و در نهایت بر عملکرد گیاه و تغذیه انسان اثرگذار است. هدف از این  پژوهش محاسبه شاخص کیفیت خاک تحت تأثیر تیمارهای مختلف کودی روی بود. پژوهش در مزرعه تحقیقات کشاورزی رودشت انجام  شد. تیمارها شامل لجن فاضلاب و کود گاوی (در دو سطح 5 و 10 تن در هکتار)، خاکستر لاستیک (200 کیلوگرم در هکتار)، پودر لاستیک (1 تن در هکتار)، کود شیمیایی سولفات روی (40 کیلوگرم در هکتار) و شاهد بود. پس از اندازه گیری ویژگی های خاک با تعیین حدود بحرانی، کلاس بندی و امتیازدهی برای هر کدام از ویژگی های خاک، شاخص کیفیت محاسبه  شد. با  افزودن سه  ویژگی غلظت روی قابل دسترس، آب قابل دسترس و تنفس میکروبی، این  شاخص به&amp;lrm;صورت گسترش  یافته محاسبه  شد. نتایج نشان  داد که افزودن 10 تن در هکتار لجن فاضلاب و خاکستر لاستیک به خاک نسبت به سایر تیمارها باعث شد تا مقدار روی قابل جذب نسبت به شاهد به ترتیب 800 و 661 درصد افزایش یابد. کاربرد مقدار مناسب (10 تن در هکتار) کودهای آلی باعث بهبود کیفیت خاک شد. محاسبه مقدار شاخص کیفیت خاک گسترش یافته بهتر توانست به شناخت اثر تیمارها بر خاک کمک کند. همچنین، رابطه مثبت و معنی دار در سطح یک درصد بین شاخص کیفیت خاک و عملکرد و میزان روی دانه گندم وجود داشت. نتایج حاصل از پژوهش نشان  داد که می توان در خاک منطقه رودشت از تیمار لجن فاضلاب 10 تن در هکتار به دلیل افزایش ماده آلی و روی در خاک، آن را به عنوان یک کود مناسب توصیه  نمود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>صدیقه رحیمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین فرسایش‌پذیری شیاری در برخی خاک‌های استان زنجان تحت باران شبیه‌سازی ‌شده</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2997&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;فرسایش شیاری عبارت از فرآیند جدا  شدن و انتقال ذرات خاک توسط جریان متمرکز رواناب است. این فرسایش شکل رایج فرسایش آبی در دامنه ها می باشد. فرسایش پذیری شیاری بیان گر میزان جدا  شدن ذرات خاک و انتقال آنها توسط نیروی برشی جریان متمرکز است. این  آزمایش به منظور تعیین فرسایش پذیری شیاری در برخی خاک های استان زنجان تحت باران شبیه سازی  شده انجام گرفت. برای این منظور نمونه هایی از هشت خاک با بافت مختلف شامل رسی، لوم رسی، لوم سیلتی، لوم رس شنی، لوم شنی، شن لومی،لومی و شنی از سطح استان جمع آوری و به  داخل کرت های کوچک (120 &amp;times;100 سانتی متر) مستقر روی زمینی با شیب یکنواخت (10 درصد) انتقال یافت. کرت ها تحت پنج رخداد باران با شدت 60 میلی متر در ساعت به مدت یک ساعت قرار گرفتند. براساس نتایج، فرسایش پذیری شیاری در خاک های با بافت مختلف تفاوتی معنی دار داشت (01/0P&lt;). فرسایش پذیری شیاری خاک ها همبستگی معنی داری با درصد بخش معدنی (شن، رس و سنگریزه) و درصد سدیم تبادلی داشت. با افزایش درصد شن و سنگریزه، نفوذپذیری خاک افزایش یافت و در نتیجه تولید جریان متمرکز کاهش یافت. تجزیه رگرسیون خطی چندگانه نشان داد که فرسایش پذیری شیاری در خاک ها به طور قابل  ملاحظه ای رابطه ای معنی دار با درصد سدیم تبادلی خاک دارد (01/0, P&lt; 85/0=2R). در خاک رسی به دلیل وجود درصد سدیم تبادلی بالا (حدود 13) نسبت به  سایر خاک ها بالاترین میزان فرسایش پذیری شیاری بین خاک ها مشاهده  شد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>علی رضا واعظی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی رابطه بین پارامتر‌های اقلیمی و وقوع ریزگردها (مطالعه موردی: استان خوزستان)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2998&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;از آنجا که اقلیم تأثیر بسزایی برروی تولید گرد و غبار دارد، شناسایی پارامتر های اقلیمی مؤثر بر این پدیده ضروری است. در این مطالعه، پارامتر های اقلیمی درجه حرارت، رطوبت نسبی، بارندگی، سرعت و جهت حداکثر باد انتخاب و ارتباطشان با داده های قدرت دید و همچنین تعداد روز های گرد و غباری ثبت شده در ایستگاه های هواشناسی در مقیاس ماهانه و سالانه در استان خوزستان با استفاده از رگرسیون خطی چند متغیره آنالیز شد. نتایج نشان داد که تعداد روز های طوفانی در 5 سال اخیر به 366 روز رسیده است. کمترین تعداد روز های طوفانی برای تمامی ایستگاه های استان خوزستان شامل: آبادان، اهواز، امیدیه، دزفول و مسجد سلیمان در پاییز و بیشترین آن برای ایستگاه آبادان و اهواز در بهار و برای سه ایستگاه دیگر در تابستان رخ داده است. نتایج همچنین نشان داد که در ایستگاه  آبادان و اهواز فصل همراه با بیشترین روز های طوفانی (بهار) با فصل دارای کمترین مقدار بارندگی (تابستان) مطابقت ندارد که به نظر می رسد دلیل اصلی، تفاوت ویژگی های اقلیمی منطقه رسوب گذاری و منطقه منشأ است. در حالی که رخ دادن طوفان های گرد و غبار در تابستان در ایستگاه های دیگر نشان دهنده امکان محلی و درون استانی بودن منشأ طوفان های این منطقه می باشد. آنالیز رگرسیون نیز این مسئله را تأیید کرد، بدین صورت که تعداد پارامتر های اقلیمی که دارای همبستگی مهم با داده های قدرت دید می باشند از غرب به شرق از 8 به 16 پارامتر افزایش یافته است. به طور کلی، نتایج نشان داد که با افزایش فاصله از کشور های عربی از قبیل عراق و عربستان صعودی، منشأ طوفان ها محلی و درون استانی می شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>شهباز مهرابی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر مصرف لجن فاضلاب بر بیماری‌زایی نماتد ریشه‌گرهی Meloidogyne javanica در گوجه‌فرنگی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=2999&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;نماتدهای انگل گیاهی، خصوصاً نماتدهای ریشه گرهی خسارت زیادی را به اغلب محصولات کشاورزی وارد می سازند و تلاش های زیادی برای کنترل آنها صورت می گیرد. در سال های اخیر مصرف پسماند یا لجن فاضلاب های شهری و صنعتی به عنوان کود آلی در کشاورزی رواج یافته است. به منظور بررسی تأثیر مصرف لجن فاضلاب بر جمعیت و خسارت نماتد ریشه گرهی روی گوجه فرنگی، درصدهای مختلف وزنی لجن (0، 4، 8، 15 و 25% لجن در خاک) به خاک بستر گیاه در قالب طرح کاملاً تصادفی با شش تکرار اضافه شد. ارزیابی نتایج 90 روز پس از تلقیح با نماتد و با استفاده از شاخص های رشدی گیاه، میزان عناصر غذایی در گیاه، پارامترهای رشد  و  نموی نماتد و تغییرات سلولی و بافتی ایجاد شده، انجام شد.  تجزیه واریانس نتایج حاصل، نشان  دهنده تأثیر معنی دار لجن فضلاب بر شاخص های رشدی گیاهان مورد آزمایش بود. به نحوی که با بالا رفتن درصد لجن مورد استفاده، رشد طولی، وزن تر و وزن خشک ساقه و ریشه گیاه افزایش یافت. استفاده از لجن فاضلاب همچنین سبب افزایش میزان نیتروژن، فسفر، کلسیم و منیزیم در اندام هوایی گیاهان تلقیح شده با نماتد ریشه گرهی گردید، درحالی که تغییرات میزان پتاسیم بسیار اندک بود. استفاده از لجن بر پارامترهای رشد  و  نموی نماتد نیز تأثیر قابل توجهی داشت، به طوری که با افزایش میزان لجن مورد استفاده، از تعداد گال، توده تخم و تخم های یک توده تخم ایجاد شده توسط نماتد کاسته شد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>علی اکبر فدایی تهرانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بهبود کیفیت پساب فاضلاب شهری با استفاده از بتن متخلخل برای آبیاری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3000&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;با  توجه به  افزایش جمعیت، مشکلات کمبود آب و لزوم مصرف آب بیشتر، استفاده از آب های نامتعارف و پساب تصفیه خانه های فاضلاب در چند سال اخیر مورد توجه قرار گرفته  است. در شرایطی که بار آلودگی زیاد نباشد، استفاده از راکتورهای بیوفیلمی معمول می باشد. در همین راستا، استفاده از بتن متخلخل به عنوان بستر رشد و تکثیر بیوفیلم، در کاهش بار آلودگی پساب بررسی گردید. بدین منظور یک طرح اختلاط پایه با  توجه به آیین نامه ACI211.3R انتخاب گردید و با  نظر به افزایش سطح ویژه بتن برای رشد بیوفیلم، در سه مرحله و در هر مرحله 10 درصد وزن درشت دانه، ریزدانه به طرح اختلاط پایه افزوده  شد. طرح آزمایش مورد استفاده بلوک کامل تصادفی می باشد. برای انجام آزمایش، در نزدیکی تصفیه خانه فاضلاب دانشگاه صنعتی اصفهان کانالی با طول 9 متر و به عرض 30 سانتی متر و ارتفاع 20 سانتی متر ساخته شد. سپس بلوک های بتنی ساخته  شده در کانال مذکور قرار گرفتند و عملیات فرآوری بیوفیلم برروی خلل و فرج مکعب های بتنی انجام پذیرفت. آزمایش های کیفی اکسیژن مورد نیاز  بیوشیمیایی (BOD)، اکسیژن مورد نیاز شیمیایی (COD)، کل مواد جامد معلق (TSS) و تعداد کل کلیفرم ها برروی نمونه های پساب ورودی و خروجی به عمل آمد و درصد حذف هر یک از پارامترها محاسبه شد. نتایج نشان می دهد با افزوده  شدن ریزدانه درصدهای حذف این پارامترها افزایش می یابد. به طور  میانگین درصدهای حذف BOD، COD، TSS و تعداد کل کلیفرم ها برای طرح اختلاط اول (1400 کیلوگرم در متر مکعب سنگ درشت دانه و بدون ریزدانه) به ترتیب 25، 33، 45 و37 درصد می باشد که این اعداد با  همین  ترتیب برای طرح اختلاط چهارم (1400 کیلوگرم در متر مکعب سنگ درشت دانه و 420 کیلوگرم در متر مکعب ماسه ریزدانه) به 36، 40، 57 و 81 می رسد. در نهایت می توان گفت بتن متخلخل می تواند به عنوان بستر بیوفیلم مورد استفاده قرار گیرد. بر اساس نتایج، طرح اختلاط سوم (1400 کیلوگرم در متر مکعب سنگ درشت دانه و 280 کیلوگرم در متر مکعب ماسه ریزدانه) بهترین طرح اختلاط ارزیابی می گردد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>جهانگیر عابدی کوپایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر جهت و موقعیت دامنه بر میزان کربن آلی، نیتروژن کل و فسفر قابل جذب در خاک جنگل (مطالعه موردی: تنگ دالاب استان ایلام)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3001&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;خاک از مهم ترین اجزای تشکیل  دهنده جنگل  است و شناسایی خاک، تعیین قابلیت و استعداد آن اولین گام برای اعمال مدیریت بهتر به شمار می رود. این  مطالعه جهت یافتن ارتباط بین جهت دامنه و موقعیت آن بر سه عنصر کربن آلی، نیتروژن و فسفر خاک انجام گردید. نمونه برداری از خاک در منطقه تنگ دالاب واقع در استان ایلام که جزئی از زاگرس جنوبی است، در دو دامنه شمالی و جنوبی و در توده بلوط ایرانی انجام  شد. در هر دامنه، سه ترانسکت ارتفاعی پیاده  شد. 60 نمونه در طول دامنه به فواصل 50 متر از یکدیگر برداشت گردید. بعد از آنالیز نرمال  بودن داده ها، مقایسه میانگین ها با  استفاده  از آزمون دانکن در سطح احتمال 5% انجام شد. اثر جهت دامنه بر میزان کربن آلی و نیتروژن کل معنی دار می باشد. موقعیت دامنه بر  میزان هر سه عنصر تأثیرگذار بوده  است. با حرکت از بالای دامنه به  طرف پایین دامنه بر غلظت عناصر غذایی در خاک اضافه گردید. بیشترین مقدار کربن در پائین دامنه شمالی 84/5 درصد و کمترین آن در پائین دامنه جنوبی 31/3 درصد، بیشترین مقدار نیتروژن در وسط دامنه شمالی 58/0 درصد و کمترین آن در وسط دامنه جنوبی 24/0 درصد و بیشترین مقدار فسفر در پائین دامنه شمالی 19/108 میلی گرم در کیلوگرم و کمترین آن در بالا دامنه شمالی 83/37 میلی گرم در کیلوگرم اندازه گیری  شد. نتیجه کلی حاصل از این  مطالعه تأیید می کند که عناصر غذایی در دامنه شمالی بیشتر از دامنه جنوبی بوده همچنین با حرکت از بالای دامنه به پایین دامنه بر غلظت عناصر در خاک افزوده  می شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>وحید حسینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پهنه‌بندی آلودگی برگ درختان چنار (Platanus orientalis) و خاک‌های سطح شهر رشت به سرب وکادمیوم</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3002&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;هر گونه تغییر در ویژگی های هوا، خاک، آب و مواد غذایی که اثر نامطلوبی بر سلامت محیط زیست، فعالیت های بشر و سایر جانداران داشته باشد، آلودگی نامیده می شود. جذب فلزات سنگین از خاک توسط گیاهان بستگی به نوع و غلظت فلزات موجود در خاک، دستیابی زیستی عناصر و نوع گونه گیاهی دارد. زمین آمار از جمله روش های سریع و کم هزینه برای تعیین میزان آلودگی و تهیه نقشه های مربوطه است. این تحقیق با هدف تعیین وضعیت آلودگی خاک ها و برگ درختان چنار، تخمین و پهنه بندی فلزات سرب و کادمیوم در سطح شهر رشت به کمک روش زمین آمار انجام شد. برای نیل به این هدف 126 نمونه مرکب از خاک سطحی (صفر تا 30 سانتی متری) و 76 نمونه برگ از درختان چنار از خیابان های شهر جمع آوری شدو پس از آماده سازی نمونه ها، غلظت کل عناصر سرب و کادمیوم در خاک ها و برگ ها توسط دستگاه جذب اتمی تعیین و درصد ذرات رس، سیلت و شن، درصد ماده آلی و pH خاک ها اندازه گیری شد. میانگین غلظت های به دست آمده برای عناصر مورد مطالعه بر حسب میلی گرم بر کیلوگرم برای سرب خاک، کادمیوم خاک و سرب گیاه به ترتیب 62/86، 6/0 و 99/8 می باشد. نتایج نشان داد که 3/33 درصد از داده های سرب خاک بالاتر از حد سمیت و در مورد سرب گیاه نیز اکثر داده ها به جز دو مورد از حد سمیت تجاوز کرده بودند و همچنین مقادیر کادمیوم خاک پایین تر از حد سمیت می باشند.تغییر نمای تجربی با استفاده از مدل کروی مدل سازی شدند. برای سرب ، کادمیوم خاک، سرب گیاه و pH مدل کروی به روش سعی و خطا در نرم افزار 5.1GS+برازش داده  شد. سپس با  توجه به ساختار مکانی آن، از تخمین گر کریجینگ و IDW جهت درون یابی استفاده شد و نقشه تخمین توسط نرم افزارهای Arc GIS 9.2 ترسیم شد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>اکبر فرقانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر عمق و فاصله نصب لوله‌های آبده آبیاری زیرسطحی روی رشد چمن در شرایط استفاده از پساب شهری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3003&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;اثر کیفیت آب آبیاری، عمق و فاصله نصب لوله های آبده آبیاری زیرسطحی بر شاخص های عملکرد گیاه چمن، در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهرکرد به صورت کرت های دوبار خرد شده (Split Split Plot) در قالب طرح آزمایشی بلوک های کامل تصادفی با هشت تیمار و سه تکرار مورد بررسی قرار گرفت. تیمارهای تحقیق شامل دو نوع کیفیت آب آبیاری: آب چاه (W) و پساب (WW)، دو فاصله نصب لوله های آبده آبیاری (45 و 60 سانتی متر) و چهار عمق کارگذاری لوله های آبده آبیاری (15، 20، 25 و 30 سانتی متر) بودند. یادداشت  برداری از صفات ارتفاع، ماده خشک، رنگ، تراکم و یکنواختی رشد چمن در طول فصل زراعی انجام گرفت. نتایج تجزیه واریانس نشان داد اثر متقابل کیفیت آب آبیاری، فاصله و عمق نصب لوله های آبده آبیاری زیرسطحی بر صفات ارتفاع، ماده خشک و یکنواختی رشد چمن معنی دار است. آبیاری با پساب در مقایسه با آب چاه منجر به حصول عملکرد بالاتری بر صفات ارتفاع و ماده خشک و ایجاد تفاوت معنی دار شد. تیمارهای آبیاری شده با آب چاه در مقایسه با تیمارهای آبیاری شده با پساب یکنواختی رشد بیشتری نشان داد. نتایج نشان داد فاکتورهای آزمایش اثر معنی داری بر رنگ چمن ندارد. اثر متقابل فاصله و عمق نصب لوله های آبده بر تراکم چمن معنی دار بود. همچنین افزایش عمق و فاصله نصب لوله های آبده موجب کاهش کیفیت بصری و عملکرد چمن شد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>سید مجید میرلطیفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرات کاربرد نیتروژن و سایکوسل بر آلودگی نیتراتی خاک و صفات زراعی برنج رقم طارم هاشمی (Oryza sativa L.)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3004&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;امروزه به دلیل نقش مؤثر کودهای نیتروژن دار روی رشد، عملکرد و کیفیت محصولات، کشاورزان به مصرف بی رویه کودهای نیتراتی روی آورده اند. به منظور بررسی اثرات سطوح مختلف نیتروژن و سایکوسل بر آلودگی نیتراتی خاک و صفات زراعی برنج رقم طارم هاشمی، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در سال 1389 در مزرعه تحقیقاتی واقع در شهرستان ساری اجرا شد. سطوح مختلف کود نیتروژن به فرم نیترات آمونیوم به عنوان عامل اصلی و مقادیر مختلف سایکوسل در هکتار به عنوان عامل فرعی درنظر گرفته شد. نتایج نشان داد که حداقل و حداکثر ارتفاع بوته و حرکت خمش میان گره چهارم به ترتیب در تیمار عدم کاربرد (شاهد) و کاربرد 150 کیلوگرم نیتروژن در هکتار حاصل شد. بیشترین درصد خوشه چه پر شده، عملکرد دانه و شاخص برداشت با کاربرد 100 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن به دست آمد. همچنین نتایج آزمایش نشان داد با کاربرد کود نیتروژن تا میزان 150 کیلوگرم در هکتار میزان تجمع نیترات خاک به نسبت 7/44 درصد افزایش یافت. با مصرف سایکوسل ارتفاع بوته و طول خوشه کاهش ولی تعداد پنجه در بوته، درصد خوشه چه پر در خوشه و عملکرد دانه افزایش یافت.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محمد شفیعی زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی عملکرد پوشش‌های گراولی و مصنوعی در زهکش‌های زیرزمینی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3005&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;در  این تحقیق، عملکرد دو نوع پوشش مصنوعی450PP، تولیدی در داخل کشور و پوشش گراولی دانه بندی  شده با استاندارد U.S.B.R در خاک سیلتی لوم در سه بار فشاری 55، 75 و 105 (غرقاب) سانتی متر از محور زهکش با استفاده از دو مدل فیزیکی مخزن خاک بررسی شده  است. دبی خروجی از زهکش ها در پوشش گراولی و در بارهای آبی 55، 75 و 105 سانتی متر و در حالت همگام به ترتیب 9/188، 0/172 و0/897 درصد بیشتر از پوشش مصنوعی به دست آمد. هدایت هیدرولیکی پوشش گراولی در بارهای آبی 55، 75 و 105 سانتی متر به ترتیب 3/17،0/14 و6/24 برابر پوشش مصنوعی بوده و نسبت گرادیان در این بارهای آبی در پوشش گراولی به ترتیب 4/14، 8/2 و 2/14% کمتر از پوشش مصنوعی بود. همچنین در هدایت هیدرولیکی، مقاومت ورودی لوله و پوشش در بار فشاری 105 سانتی متر که حالت غرقاب است نسبت به دو بار فشاری 55 و 75 سانتی متر در هر دو پوشش رفتار متفاوتی مشاهده شد. به طورکلی براساس پارامترهای اندازه گیری  شده پوشش گراولی عملکرد بهتری داشت.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مسعود نوشادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نقش رشد و پوسیدگی ریشه گیاه ذرت در انتقال باکتری اشریشیاکلی در خاک تحت شرایط جریان اشباع</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3006&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;شکاف ها و منافذ درشت ناشی از پوسیدگی ریشه گیاه، مسیرهای آب گذری سریعی را برای انتقال آلاینده ها در خاک رخ فراهم می کنند. هدف از این  پژوهش، بررسی کمی اثر ریشه گیاه ذرت بر حرکت یون کلرید و باکتری اشریشیاکلی در شرایط جریان اشباع در خاک بوده  است. تیمارها شامل ستون های خاک دست  خورده به ترتیب شاهد (بدون ریشه گیاه)، با ریشه گیاه و با ریشه پوسیده  شده گیاه بودند. تعداد 9 ستون خاک با بافت شن لومی (با جرم ویژه ظاهری 48/1 گرم بر سانتی متر  مکعب) تهیه گردید. مدل سینتیک جذب-واجذب تک مکانی و دو مکانی برنامه HYDRUS-1D برای پیش بینی انتقال و جذب باکتری در ستون خاک استفاده  شد. نتایج آزمایش ها نشان  داد که تفاوت بین ویژگی های هیدرولیکی ( Ksو و D) تیمارهای مختلف چشمگیر بود. مدل جذب-واجذب سینتیک دو مکانی در مقایسه با تک مکانی برازش بهتری با داده های انتقال باکتری داشت. کارایی این مدل (E) در برآورد منحنی رخنه باکتری از 97/0 تا 99/0 بود. بیشتر باکتری های پالایش  شده در لایه های سطحی خاک نگهداشته  شدند. کاهش نرخ حذف باکتری در تیمارهای با ریشه گیاه و با ریشه پوسیده  شده، بیانگر وجود منافذ درشت در خاک  بوده که در  نتیجه سیستم ریشه ای عمیق گیاه ذرت در خاک ایجاد شده اند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>احمد فرخیان فیروزی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر جاذب‌های معدنی بر تحرک آرسنیک و فسفر در یک خاک آلوده به آرسنیک</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3007&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;در این مطالعه، اثر رس های خام و اصلاح شده با آهن سه ظرفیتی بر تثبیت آرسنیک محلول و جذب شده در یک خاک آهکی بررسی شد. تیمارهای زئولیت خام و اصلاح شده و همچنین بنتونیت خام و اصلاح شده در درصد وزنی های مختلف در قالب طرح آزمایشی کاملاً تصادفی و در سه تکرار به خاک اضافه و به مدت 8 هفته در شرایط 80 درصد رطوبت ظرفیت زراعی و در محیط آزمایشگاهی نگهداری شدند. سپس غلظت آرسنیک محلول و قابل تبادل با ارتوفسفات سدیم، فسفر محلول و قابل استخراج با بیکربنات سدیم در خاک و pH خاک اندازه گیری شدند. تیمارهای استفاده شده تأثیر معنی داری بر تحرک آرسنیک و فسفر در خاک داشتند. بنتونیت و زئولیت خام نه تنها تحرک آرسنیک را در خاک کاهش ندادند، بلکه بسته به سطوح مختلف کاربرد به ترتیب سبب افزایش 107 تا 325 درصد و 259 تا350 درصد تحرک آرسنیک شدند. با وجود تغییر خصوصیات سطحی زئولیت اصلاح شده با آهن، کاربرد این تیمار در سطوح مختلف سبب افزایش 124 تا 246 درصد تحرک آرسنیک در خاک شد. بنتونیت اصلاح شده با آهن نسبت به سایر تیمارها بالاترین کارایی را داشت و توانست حدود91 درصد تحرک آرسنیک را کاهش دهد. تحرک فسفر تحت تأثیر تیمارهای مختلف در خاک همانند آرسنیک بود. نهایتاً سطح 1 درصد وزنی بنتونیت اصلاح شده با آهن به عنوان جاذب مناسب جهت تثبیت آرسنیک انتخاب شد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>سجاد شاهمرادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثرات تلقیح قارچ اندوفایت Piriformospora indica و باکتری Pseudomonas putid بر رشد و جذب عناصر گندم در شرایط کمبود روی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3008&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;کمبود عنصر روی یکی از مهم ترین تنش های عناصر غذایی است که به طور گسترده ای بر تولید غلات و به ویژه گندم تأثیر می گذارد. این تحقیق با هدف بررسی تأثیر دو گروه از ریزموجودات مفید و محرک رشد گیاه شامل: دو سطح قارچ اندوفایت indica Piriformospora (E: عدم تلقیح و E: تلقیح یافته) و دو سطح باکتری Pseudomonas putida (B: عدم تلقیح و B: تلقیح یافته) در بهبود رشد و وضعیت تغذیه ای گیاه گندم رقم نیک نژاد در شرایط بدون مصرف روی (Zn) و مصرف دو میکرومولار روی (Zn) از منبع سولفات روی صورت گرفت. آزمایش به صورت فاکتوریل در پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در شرایط گلخانه و با استفاده از بستر کشت مخلوط شن و پرلیت (v/v 2:1) در سال 1391 اجرا شد. نتایج نشان داد که تلقیح گیاهان با P. putida، موجب افزایش وزن خشک شاخساره در هر دو سطح روی و وزن خشک ریشه در شرایط عدم کاربرد این عنصر شد. تلقیح باکتری P. putida با گیاهان در هر دو سطح عنصر روی نسبت به تیمار عدم تلقیح، غلظت آهن را کاهش داد ولی تلقیح قارچ اندوفایت P. indica با گیاهان در شرایط کاربرد روی، غلظت آهن را افزایش داد و در شرایط عدم کاربرد روی فاقد تأثیر معنی داری بر آن بود. گیاهان دارای تلقیح انفرادی P. indica، در هر دو سطح عنصر روی از بیشترین میزان غلظت فسفر و روی و کلروفیل a و b برخوردار بودند. این در حالی بود که تلقیح انفرادی P. putida، موجب کاهش غلظت فسفر در هر دو سطح عنصر روی و کاهش غلظت روی و میزان کلروفیل a و b در شرایط کاربرد این عنصر شد. نتایج این تحقیق نشان داد که با وجود اثر منفی باکتری P. putida بر جذب عناصر، تلقیح باکتری P. putida و قارچ اندوفایت P. indica نقش مؤثری در تحریک رشد گیاه گندم در شرایط کمبود عنصر روی ایفا می نمایند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>وحیدالله جهاندیده مهجن آبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کمپوست هم‌زمان پسماند فضای سبز و لجن آبگیری‌ شده تصفیه‌خانه فاضلاب غرب اهواز</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3013&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;با توجه به وجود نگرانی های بهداشتی و محیط زیستی ناشی از لجن  آبگیری  شده فاضلاب و افزایش پسماند سبز باغی توجه مهندسان محیط زیست به سوی یافتن یک روش ساده، ارزان قیمت و مؤثر در جهت دفع بهداشتی، بهینه و سازگار با محیط زیست این مواد جلب شده  است. کمپوست هم زمان لجن و پسماند سبز (ضایعات باغی) یک فرآیند جدیدی  است که می تواند ما را در نیل به  این اهداف کمک نماید. هدف  از این  تحقیق یافتن مؤثرترین نسبت لجن به فاضلاب  آبگیری  شده به منظور انجام فرآیند کمپوست هم زمان لجن خروجی واحد های آبگیری لجن تصفیه خانه غرب اهواز (چنیبیه) با پسماند سبز باغی در شهر اهواز می باشد. بدین منظور لجن فاضلاب آبگیری  شده با پسماند های باغبانی به عنوان عامل حجیم  کننده،با نسبت های ١:١ ، ١:٢ و ١:٣ (پسماند باغبانی: لجن فاضلاب آبگیری  شده، با نسبت وزنیW:W)مخلوط  شده و در ظروف پایلوت استوانه ای 1M،2M و 3M ریخته  شدند. در این  مطالعه درصد کربن آلی، ازت، فسفر، C/N، رطوبت و pH در طی فواصل معین تعیین و کنترل  شده و در نهایت پس  از گذشت ٢٣ روز با مقادیر استاندارد مقایسه  گردید. نتیحه به دست  آمده نشان  دهنده این  است که پایلوت های 1M، 2Mو 3M به  غیر  از درصد فسفر کل از نظر پارامتر های pH، نسبت کربن به ازت، درصد ازت کل و درصد کربن آلی در سطح رده اول استانداردهای ایران و از لحاظ کیفیت میکروبی در سطحA استانداردهای EPA آمریکا و ایران است و با  اطمینان می توان آن  را در زمین های کشاورزی و فضای سبز مورد استفاده قرار داد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مریم روانبخش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کاربرد روش‏های رگرسیونی و شبکه‏های عصبی به‌ منظور تخمین هدایت هیدرولیکی اشباع خاک منطقه زاگرس مرکزی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3014&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;در سال های  اخیر با  ظهور سامانه اطلاعات جغرافیایی و تکنولوژی سنجش از دور، ویژگی&amp;rlm;های توپوگرافیکی (ارتفاع، شیب و جهت شیب) و ویژگی&amp;rlm;های پوشش گیاهی به  راحتی به وسیله مدل&amp;rlm;های رقومی ارتفاع و شاخص پوشش گیاهی (NDVI) در مقیاس&amp;rlm;های مختلف (حوزه&amp;rlm;ای و منطقه&amp;rlm;ای) قابل دسترس می&amp;rlm;باشد. هدف از انجام این  پژوهش، بررسی امکان استفاده از ویژگی&amp;rlm;های توپوگرافیکی و پوشش گیاهی به همراه ویژگی&amp;rlm;های خاک به عنوان ویژگی&amp;rlm;های زود یافت برای تخمین هدایت هیدرولیکی اشباع خاک است. برای این  کار توزیع اندازه ذرات خاک، کربن آلی، کربنات کلسیم و چگالی ظاهری در افق&amp;rlm;های رویین و زیرین و ویژگی&amp;rlm;های توپوگرافیکی و NDVI از افق رویین خاک اندازه&amp;rlm;گیری شدند. سه ساختار شبکه عصبی پرسپترون برای مقایسه با رگرسیون چند متغیره  خطی مورد استفاده قرار گرفتند. کارایی توابع انتقالی خاک و توابع پیش&amp;rlm;بینی مکانی خاک به وسیله ضریب همبستگی اسپیرمن (r)، میانگین مربعات خطای نرمال شده (NMSE) و میانگین خطای مطلق(MAE) بین مقادیر اندازه&amp;rlm;گیری   شده و مشاهده  شده مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان  داد که ویژگی&amp;rlm;های توپوگرافیکی و پوشش گیاهی از متغیر&amp;rlm;های حساس در تخمین هدایت هیدرولیکی اشباع خاک در مراتع زاگرس مرکزی می&amp;rlm;باشند. به طور  کلی شبکه&amp;rlm;های عصبی (87/0=r) داری کارایی بهتری از رگرسیون چند متغیره  خطی (69/0=r) در تخمین هدایت هیدرولیکی اشباع خاک هستند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>بیژن خلیلی مقدم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی آزمایشگاهی کارایی نسبی تله‌های رسوب‌گیر ریزگرد MWAC، MDCO،CDS و CDSC</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3015&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;اندازه گیری کمی ریزگرد ها کمک شایانی در منشاء یابی و کنترل فرسایش بادی می نماید. هدف از انجام این پژوهش ارزیابی کارایی تله اصلاح شده ویلسون و کوک (MWAC)، تله رسوب گیر دورانی با مخروط (CDSC)، تله رسوب گیر دورانی بدون مخروط (CDS) و تله رسوب گیر تیله ای (MDCO) در مقایسه با نمونه گیر BSNE در سرعت های گوناگون با اندازه ذرات متفاوت بود. بدین منظور نمونه گیر های MWAC،BSNE وMDCO شبیه سازی و دو تله رسوب گیر دورانی با مخروط (CDSC) و بدون مخروط (CDS) طراحی و ساخته شده است. کارایی نسبی نمونه گیرهای MWAC، MDCO وCDS ، CDSC در سرعت های7-2 متر بر ثانیه و با ذراتی به قطر 50D، 80، 137 و 260 میکرومتر در آزمایشگاه با استفاده از تونل باد مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که کارایی نسبی تله رسوب گیرCDSC نسبت به تله های رسوب گیرCDS، MWAC و MDCO در سرعت های 2-7 متر بر ثانیه بیشتر بود. کارایی CDSC و CDS با افزایش سرعت باد متغیر بود درحالی که، کارایی تله های رسوب گیرMWAC و MDCO ثابت بود. همچنین با افزایش اندازه ذرات از 80 به 260 میکرومتر، کارایی نسبی تله های رسوب گیرCDSC ، CDS، MWAC، MDCO به ترتیب بین 8/0، 48/0، 18/2، 58/0 برابر متغیر بود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>بیژن خلیلی مقدم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی عملکرد و ویژگی‌های آن برای دو رقم سیب‌زمینی در روش‌های آبیاری بارانی و قطره‌ای- نواری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3016&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;به دلیل محدودیت منابع آب و نیاز روز افزون به  محصولات غذائی بررسی اثر روش آبیاری بر بهره وری مصرف آب سیب زمینی ضرورت دارد. هدف از این تحقیق بررسی عملکرد و ویژگی های آن برای دو رقم سیب زمینی بورن و ساتینا تحت دو سیستم آبیاری بارانی و قطره ای بود. تیمارهای آزمایش شامل دو روش آبیاری قطره ای- نواری و بارانی و دو رقم سیب زمینی بورن و ساتینا در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار بود. در هر دو روش آبیاری، آبیاری کامل و براساس تخلیه رطوبت از عمق توسعه ریشه انجام گرفت. عملکرد و بهره وری آب در آبیاری قطره ای- نواری و آبیاری بارانی تفاوت معنی داری در سطح احتمال یک  درصد داشتند. در تیمار آبیاری قطره ای- نواری و رقم سیب زمینی ساتینا، بیشترین میزان عملکرد (08/24 تن بر هکتار) و بهره وری آب (83/3 کیلوگرم بر متر مکعب) به دست آمد. همچنین، تیمار آبیاری بارانی و رقم سیب زمینی بورن، کمترین میزان عملکرد (97/12 تن بر هکتار) و بهره وری آب (73/1 کیلوگرم بر متر مکعب) را داشت. عملکرد محصول در واحد سطح در آبیاری بارانی 42 درصد کمتر از آبیاری قطره ای- نواری بود. برای هر دو رقم سیب زمینی، ارتفاع بوته و وزن خشک اندام هوائی در آبیاری قطره ای- نواری به ترتیب بیشتر و کمتر از آبیاری بارانی به دست آمد که این  امر به دلیل عقب  بودن مراحل مختلف رشد گیاه در آبیاری بارانی نسبت به آبیاری قطره ای- نواری بود. برای افزایش تولید و بهره وری مصرف آب سیب زمینی در اقلیم خشک سرد، آبیاری قطره ای- نواری توصیه می شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مهدی قیصری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر ورمی‌کمپوست و دو گونه زئولیت (فیروزکوه و سمنان) بر سینتیک تثبیت نیکل در دو نوع خاک آهکی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3017&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مطالعه حاضر برای ارزیابی اثر ورمی کمپوست و زئولیت بر سینتیک تثبیت نیکل انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل شامل دو سطح ورمی کمپوست (صفر و 2% وزنی)، سه سطح زئولیت (صفر، 4% وزنی زئولیت فیروزکوه و زئولیت سمنان) و بافت خاک (رسی و لوم شنی) در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار بود. خاک ها با سطوح 50 و 100 میلی گرم نیکل در کیلوگرم تیمار شدند. در زمان های 5، 10، 20، 30، 60 و 90 روز مقدار نیکل قابل عصاره گیری با DTPA اندازه گیری شد. در خاک بافت شنی میزان تحرک نیکل و باقیماندن نیکل در شکل قابل جذب بیشتر از خاک رسی بود. حضور ورمی کمپوست در خاک لوم شنی، نیکل قابل جذب را به  شکل معنی داری در تمام زمان ها افزایش داد. حضور زئولیت بر تثبیت نیکل اثر معنی دار نداشت. روند کاهش قابلیت جذب نیکل در زمان های مورد مطالعه از دو مرحله نسبتاً سریع و آهسته تشکیل شده  است. در مرحله اول که تا روز 30 ادامه یافت شیب آهنگ تثبیت نیکل زیاد بود اما در ادامه از شدت آهنگ تثبیت نیکل به شدت کاسته شد. داده های تغییرات نیکل قابل جذب در طی زمان برازش قابل قبولی با معادلات الوویچ ساده و تابع نمایی نشان دادند. به نظر می رسد که حضور ورمی کمپوست در خاک های بافت سبک، اثر بیشتری بر عدم تثبیت نیکل و باقی ماندن نیکل در شکل قابل جذب داشته  باشد. از سوی دیگر به نظر می رسد که در خاک های آهکی زئولیت اثر چندانی بر تثبیت نیکل ندارد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>ابراهیم ادهمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کارایی برآورد فسفر قابل استفاده لوبیا توسط برخی از عصاره‌گیرهای شیمیایی در خاک‌های آهکی تیمار‌شده با لجن‏فاضلاب شهری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3018&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;توانایی آزمون های خاک در پیش بینی قابلیت استفاده فسفر برای گیاه در خاک های تیمار شده با لجن فاضلاب شهری حائز اهمیت است. هدف از این پژوهش ارزیابی چند عصاره گیر شیمیایی در برآورد فسفر قابل استفاده لوبیا در 10 خاک آهکی تیمار شده با لجن فاضلاب از استان چهارمحال و بختیاری در گلخانه بود. بدین منظور نمونه های خاک یک ماه با لجن فاضلاب شهری در نرخی معادل با 39 تن در هکتار خوابانیده شدند. سپس فسفر قابل استفاده این خاک ها توسط عصاره گیرهای اولسن، کالول، بی&amp;rlm;کربنات آمونیوم-دی&amp;rlm;تی&amp;rlm;پی&amp;rlm;ای، کلرید کلسیم 01/0 مولار، بری І، ІІ و مهلیچ І و ІІ تعیین شدند. به منظور بررسی شاخص های گیاه لوبیا یک کشت گلدانی در قالب طرح کاملاً تصادفی به مدت 8 هفته اجرا شد. نتایج این آزمایش نشان داد که مقدار فسفر استخراجی توسط روش های عصاره گیری ذکر شده به صورت زیر کاهش یافت کالول&gt; بری ІІ&gt; مهلیچІІ&gt; اولسن&gt; بی&amp;rlm;کربنات آمونیوم-دی&amp;rlm;تی&amp;rlm;پی&amp;rlm;ای&gt; مهلیچ І&gt; بری І&gt; کلریدکلسیم 01/0 مولار. همچنین، فسفر عصاره گیری شده با روش های کلرید کلسیم رقیق، مهلیچІІ، І، اولسن و کالول همبستگی معنی داری با غلظت فسفر در بخش هوایی و مقدار فسفر جذب شده توسط بخش هوایی لوبیا داشته و می توانند برای برآورد فسفر قابل استفاده لوبیا در خاک های تیمار شده با لجن فاضلاب استفاده شوند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>طاهره رئیسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثرات کاتیون باریم بر ویژگی‌های مکانیکی رس کهریزک</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3019&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;شماری از نتایج پژوهش های جدید نشان داده اند که آلاینده های مشخصی با منشأ قلیایی، می توانند بر ویژگی های مکانیکی خاک های رسی اثرات کاهنده ای داشته باشند. برای بررسی پتانسیل اثرگذاری باریم قلیایی دو ظرفیتی بر مشخصات تورمی رس کهریزک - که مدفن اصلی پسماندهای جامد در جنوب تهران می باشد - مجموعه منظمی از آزمایش ها انجام شده است. مشاهدات نشان دادند که پس از افزودن محلول کلرید باریم در غلظت های 25/0، 5/0، 75/0 و 25/1 مولار تورم خاک مطالعه شده که در گروه CH&amp;ndash;MH قرار داشته و نشانه خمیری آن 44/28 می باشد، به ترتیب حدود 17، 37، 48 و 54 درصد و فشار تورم به ترتیب حدود 41، 55، 65 و 67 درصد کاهش یافت. همچنین مشخص شد که افزودن محلول های کلرید باریم با غلظت های بیش از 1 مولار تأثیر کمی بر کاهش تورم و فشار تورم دارد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محمدصادق ملکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>توسعه و ارزیابی مدل‌های تخمین عرض خیس‌ شده قطره‌چکان در خاک سنگریزه‌ای </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3020&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;هدف از این تحقیق بررسی عرض خیس  شده در خاک سنگریزه ای تحت تأثیر دبی قطره چکان و مدت زمان آبیاری و ارزیابی مدل های توسعه داده شده تخمین عرض خیس  شده در پژوهش های پیشین می باشد. تیمارهای آزمایشی شامل سه زمان آبیاری 4 و 8 و 12 ساعت (به ترتیب T، T و T) و سه دبی قطره چکان 2، 4 و 8 لیتر بر ساعت (به ترتیب q، q و q) با سه تکرار بود. پس از گذشت 24 ساعت از آبیاری عرض خیس  شده ایجاد  شده توسط هر قطره چکان اندازه گیری شد. نتایج نشان  داد بیشترین و کمترین عرض خیس  شده به ترتیب برابر 8/159 سانتی متر در تیمار Tq و 5/63 سانتی متر در تیمار Tq مشاهده  شد. مدلی دو متغیره خطی تابعی از دبی قطره چکان و مدت  زمان آبیاری برای محاسبه عرض خیس  شده در خاک های سنگریزه ای با بافت لوم شنی توسعه داده  شد. ارزیابی مدل های تعیین عرض خیس  شده پیشنهادی پژوهش &amp;lrm;های پیشین برای خاک مورد مطالعه نشان داد، از بین شش مدل ارزیابی شده فقط یک مدل دقت کافی برای تخمین عرض خیس  شده را دارا بود. بنابر نتایج شرایط خاک سنگریزه ای در عمق و عرض حداکثر عرض پیاز رطوبتی نقش زیادی دارد، بنابراین اندازه گیری عمق و عرض خیس  شده در مزرعه ضروری  است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مهدی قیصری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه کارایی مدل‌های پهنه‌بندی بیابان‌زایی MEDALUS،MICD و FAO-UNEP در کانون بحران بیابان‌زایی منطقه جرقویه استان اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3021&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;بیابان زایی به عنوان یک بحران مهم در مناطق خشک استان اصفهان شناحته شده است. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی سه مدل اصلی پهنه بندی شدت بیابان زایی MEDALUS، MICD و FAO-UNEP در کانون بحران بیابان زایی منطقه جرقویه در شرق اصفهان صورت گرفته است. بدین منظور معیارها و شاخص های بیابان زایی مربوط به آنها براساس خصوصیات منطقه و کارهای میدانی انتخاب و نقشه آنها در 27 رخساره ژئومرفولوژی تهیه گردید. نقشه های شدت بیابان زایی تولیدی براساس کلاس های هر مدل در محیط ArcGIS 10 طبقه بندی گردید و سپس توسط نرم افزار IDRISI Tiga 16.03 با یکدیگر مقایسه شدند. مطابق نتایج هر سه مدل، بیش از 95% منطقه مطالعاتی دارای کلاس بیابان زایی شدید است. مقایسه کلاس های شدت بیابان زایی بین سه مدل نشان داد که تنها 45% شدت بیابان زایی در بین مدل ها مشابه بوده که این امر به علت مختلف بودن تعداد کلاس ها و همچنین معیارها و شاخص ها در مدل های مختلف است. با توجه به صحت نقشه شدت بیابان زایی مدل مدالوس و همچنین سازگاری آن در انتخاب معیارها و شاخص ها، به کارگیری سامانه GIS و میانگین هندسی در پهنه بندی بیابان زایی؛ به عنوان مدل برتر انتخاب گردید. طبق این مدل به ترتیب 85% و 15% از منطقه دارای بیابان زایی بسیار شدید و شدید است که بیانگر میزان بیابان زایی بسیار بالا در منطقه است و باید هرچه سریع تر با اجرای برنامه های بیابان زدایی روند صعودی فرایند آن را کاهش داد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محبوبه فتحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر قارچ اندوفایت Piriformospora indica بر افزایش مقاومت گیاه جوبه فلز سرب</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3022&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;قارچ های اندوفایت به عنوان یکی از مهم ترین گروه میکروارگانیسم های خاک با ایجاد تغییرات ژنتیک، فیزیولوژیک و اکولوژیک در گیاهان میزبان خود نقش مؤثری در تحریک رشد گیاه و نیز افزایش توان تحمل گیاه نسبت به تنش های زیستی وغیر زیستی ایفا می نمایند. این تحقیق با  هدف ارزیابی تأثیر قارچ Priformospora indicaبر افزایش توان تحمل گیاه جو (Hordeum vulgare L.) به فلز سرب انجام شده  است. بدین منظور آزمایش گلخانه ای در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی به صورت فاکتوریل با دو سطح قارچ (تلقیح  شده و تلقیح  نشده) و 5 سطحفلز سرب ( mg/kg 500، 100، 50، 25، 0) در سه تکرار انجام  شد. اندازه گیری وزن خشک زیست توده اندام هوایی و ریشه نشان  داد که عملکرد گیاهان تیمار  شده با قارچ در تمامی سطوح اعمال  شده سرب به میزان معنی داری (05/0P &amp;le;) بالاتر از گیاهان فاقد قارچ بود. همچنین غلظت کلروفیل در گیاهان تلقیح  شده با قارچ P. indica بیشتر از گیاهان شاهد (تلقیح  نشده) بود. بررسی غلظت سرب در اندام هوایی و ریشه گیاهان بیان گر افزایش تجمع سرب در ریشه گیاهان تلقیح  شده و کاهش غلظت این عنصر در اندام هوایی گیاهان مذکور می باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>فاطمه کریمی شرودانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شبیه‌سازی منحنی‌های پسماند رسوب رودخانه صوفی چای در مواقع سیلابی </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3023&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;اطلاع از تغییرات میزان رسوب معلق در مواقع سیلابی از مسائل مهم در پروژه های آبی، به ویژه مدیریت حوضه های آبخیز و بررسی علل فرسایش می باشد. رابطه بین دبی و غلظت رسوبات معلق طی سیلاب های مختلف به عللی از قبیل تنوع بارش، دبی و منابع تولید رسوب مشابه و همگن نبوده و تولید حلقه هایی شبیه به هیسترتیک می نماید. بدین منظور استفاده از حلقه های پسماند رسوب که بر مبنای تئوری هیسترتیک است در چند سال اخیر گسترش یافته است. در این تحقیق ابتدا مقادیر بار معلق لحظه ای با استفاده از روش های برنامه ریزی ژنتیک و رگرسیونی شبیه سازی گردید. در مقایسه نتایج دو مدل حاصل، مدل برنامه ریزی ژنتیک به ترتیب با ضریب تبیین و میانگین مربعات خطا 8/0 و 5/0 به عنوان بهترین مدل در این تحقیق انتخاب گردید سپس براساس این مدل منحنی های هیسترتیک بار معلق برای 6 رویداد ثبت شده در طول دوره آماری 1387-1383 ترسیم شد و 4 مورد حلقه هیسترتیک خطی و 2 مورد ساعتگرد برای رسوب معلق رودخانه مشاهده گردید. شناسایی انواع حلقه های هیسترتیک در تعیین سهم نسبی فرآیندهای مؤثر در تولید و انتقال رسوب از قبیل مقدار و شدت بارش، میزان دبی و شرایط رطوبتی پیشین حوضه مؤثر است و نیز با بررسی آنها می توان از منابع تولید و انتقال رسوب آگاهی یافت. نتایج نشان داد که حلقه های هیسترتیک ساعتگرد معمولاً در شرایط بارش و دبی زیاد و حلقه های هیسترتیک خطی در فصل بهار و ناشی از بارش ها با شدت کم اتفاق افتاده است و در این نوع حلقه های پسماند تفاوت قابل توجهی در غلظت رسوبات معلق متناظر با شاخه های صعودی و نزولی هیدروگراف وجود ندارد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>صابره دربندی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بکارگیری مقادیر تغذیه استخراج‌ شده از مدل SWAT در مدل ریاضی MODFLOW جهت شبیه‌سازی جریان آب زیرزمینی دشت فیروزآباد</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3024&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;یکی از ضروری ترین مؤلفه های یک مدل آب زیرزمینی مناسب، داشتن اطلاعات دقیقی از مقادیر تغذیه در بین اطلاعات ورودی است که اغلب به صورت درصدی از بارندگی آبخوان ها، به مدل معرفی می شوند. حال آن که مقادیر تغذیه از نظر زمانی و مکانی تحت تأثیر عوامل بسیاری قرار دارند. دشت فیروزآباد یکی از دشت های مستعد کشاورزی در استان فارس می باشد که به علت افت سطح آب و بیلان منفی، بهره برداری از منابع آب زیرزمینی آن از سال 1381 ممنوع شده است. هدف اساسی این پژوهش، برآورد مقادیر تغذیه آبخوان آب زیرزمینی حوضه به کمک مدل SWAT و استفاده از آن در مدل MODFLOW می باشد. ابتدا قسمت آب سطحی حوضه با مدل SWAT شبیه سازی و نتایج با استفاده از نرم افزار SWAT-CUP مورد آنالیز حساسیت، واسنجی، اعتبارسنجی و تحلیل عدم قطعیت قرار گرفت. پس از استخراج مقادیر تغذیه آبخوان از مدل واسنجی شده، قسمت آب زیرزمینی حوضه با استفاده از مدل MODFLOW در دو شرایط پایدار و ناپایدار شبیه سازی گردید. پس از واسنجی مدل، ضرایب هیدرودینامیکی دشت تعیین و حساسیت مدل نسبت به هدایت هیدرولیکی و میزان تخلیه از چاه های بهره برداری بررسی شد. سپس جهت اطمینان، مدل مورد اعتبارسنجی قرار گرفت. مدل رفتار آبخوان را به خوبی شبیه سازی نمود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>سید محمد علی زمردیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی واکنش عدس به آلودگی کادمیوم ناشی از کمپوست زباله شهری و نمک کادمیوم</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=3025&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;هدف از  این مطالعه ارزیابی قابلیت جذب کادمیوم توسط عدس پس  از افزودن کمپوست فضولات دامی بود. در  این مطالعه گلخانه ای دو رقم عدس (زیبا و محلی زابل) در خاک هایی با سطوح مختلف کادمیوم از منبع کمپوست کاشته  شده و با گیاهانی که در خاک های تیمار  شده با مقادیر یکسان کلرید کادمیوم یا ترکیبی از آنها کاشته  شده بودند مقایسه شدند. سمیت کادمیوم برای گیاهان از طریق بررسی رشد و تجمع کادمیوم در بافت ها، همچنین جذب عناصر پرمصرف تعیین گردید. افزودن کادمیوم به طور معنی داری رشد، وزن و مقدار آب گیاه را کاهش داد. سمیت کادمیوم از طریق کمپوست کمتر از همان مقدار کادمیوم بود که به  شکل نمک فلزی محلول به  خاک اضافه شده  بود. نتایج نشان داد گیاهان مقادیر زیادی کادمیوم در بافت هایشان تجمع دادند. همچنین غالب کادمیوم جذب  شده در ریشه حفظ شد و ریشه ها غلظت کادمیوم بیشتری نسبت به شاخساره داشتند. سمیت کادمیوم برای گیاهان در رقم زیبا به طور معنی داری نسبت به رقم محلی بیشتر بود. افزودن کادمیوم به خاک به خصوص به  شکل نمک فلزی غلظت عناصر در شاخساره را کاهش داد و سبب تجمع بیشتر عناصر در ریشه شد. به طور کلی نتایج این آزمایش نشان  داد که منبع و مقدار کادمیوم عوامل مهمی در ارزیابی قابلیت جذب کادمیوم توسط گیاهان است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محمد رضا اصغری پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
