<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1376 جلد1 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1376/7/9</pubDate>

					<item>
						<title>مطالعه تأثیر رسوب زدایی سد سپید رود بر شبکه آبیاری سپید رود</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=276&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;آب مورد نیاز اراضی شالیکاری استان گیلان توسط یک شبکه وسیع آبیاری شامل سد مخزنی سپیدرود، سد انحرافی تاریک، شبکه فومنات، سد انحرافی سنگر و کانال های سمت چپ و راست سد سنگر تأمین می شود. به دلیل جمع شدن رسوبات در مخزن سد سپیدرود، حجم آن به شدت کاهش یافته است. برای حل این مسئله، عملیات رسوب زدایی در نیمه دوم هر سال،  در مخزن آن انجام می شود. رسوبات حاصل از فرسایش در حوزه سد سپیدرود که با سیلابهای بهاره وارد مخزن سد شده و بخشی از آنها خارج می شوند و همچنین رسوبات ته نشین شده در رودخانه در اثر عملیات رسوب زدایی، شبکه آبیاری را مورد تهدید قرار می دهد. در این تحقیق با هدف بررسی چگونگی تأثیر رسوب در شبکه آبیاری سپیدرود، اطلاعات ایستگاه رسوب سنجی سد سپیدرود تجزیه و تحلیل شده و از سدهای انحرافی تاریک و سنگر، ابتدا و انتهای حوضچه های رسوبگیر سد سنگر، مسیر کانال های BP&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt; و SP&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; تا کانال های مزرعه و زهکشهای آنها نمونه برداری رسوب توسط نمونه بردار دستی انجام شد. نتایج به دست آمده نشان داد که در دبی های کم رودخانه سپیدرود، رسوب در رودخانه و مخزن سد تاریک تجمع می یابد اما در دبی های زیاد فرسایش پذیر می باشد. متوسط بازده حوضچه های رسوبگیر سمت چپ و راست سد سنگر 3/15 و 2/11 درصد به دست آمد. زیر شبکه فومنات نیاز به تأسیسات رسوبگیری دارد. تأسیسات موجود در شبکه در معرض تهدید رسوب قرار داشته و کانال های درجه 1 و 2 وضع بهتری (از لحاظ رسوب) نسبت به کانال های درجه 3 و 4 دارند. &lt;/p&gt;</description>
						<author>محمدرضا  یزدانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی بازده تله اندازی رسوب در سدهای خاکی کوچک منطقه چهارمحال و بختیاری</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=54&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>یکی از مشکلات اساسی ذخیره و بهره برداری از آبهای سطحی برای مصارف شرب، کنترل سیل،  برقابی و کشاورزی، مسئله رسوبگذاری در مخازن سدها و سر آمدن عمر مفید آنهاست. عمر مفید یک سد معادل مدت زمانی است که حدود 80 درصد حجم اولیه مخزن آن از رسوب پر شود. عمر مفید تابعی از مقدار رسوبات وارده، وزن مخصوص مواد رسوبی و بازده (راندمان) تله اندازی مخزن سد می باشد. بازده تله اندازی رسوب به خصوصیات ذرات رسوب، عمر مفید مخزن، شکل مخزن، روش بهره برداری از مخزن و نسبت ظرفیت ذخیره به میزان جریان ورودی بستگی دارد. هدف از این تحقیق، محاسبه بازده تله اندازی رسوب در تعدادی از سدهای خاکی کوچک و تعیین روابط حاکم بر عناصر مؤثر در آن در منطقه استان چهارمحال و بختیاری بوده است. بدین منظور، تعداد 14 سد خاکی کوچک در اطراف شهرکرد و بروجن، با ارتفاع کمتر از 15 متر و ظرفیت کمتر از یک میلیون متر مکعب انتخاب شدند و مورد مطالعه قرار گرفتند. چون هیچگونه اندازه گیری میزان رسوب وارده به این مخازن وجود نداشت، برای برآورد مقدار رسوب وارده به سدها از مدل تجربی MPSIAC استفاده شد. این مدل، 9 عامل مؤثر در فرسایش و رسوب دهی حوزه ها شامل زمین شناسی سطحی، خاک، آب و هوا، رواناب، پستی و بلندی، پوشش زمین،  کاربری زمین، فرسایش سطحی و فرسایش رودخانه ای را در نظر می گیرد. عوامل نه گانه در حوزه بالا دست سدها بررسی شده و میزان رسوب وارده به مخازن در طی یک سال تخمین زده شده است. با نقشه برداری از مخازن سدها و مقایسه نقشه های حجم – ارتفاع اولیه و ثانویه، مقدار رسوب ته نشین شده در طی کل دوران بهره برداری از سدها به دست آمد. بازده تله اندازی رسوب در هر مخزن محاسبه شد. نتایج حاصل نشان می دهد بازده تله اندازی رسوب در سدهای مورد مطالعه از 4/10 تا 9/68 درصد متغیر است. منحنی های جدیدی برای پیش بینی تله اندازی رسوب در سدهای کوچک رسم شده است. </description>
						<author>سیدفرهاد  موسوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر نوع محیط کشت در ریشه زائی قلمه انگور</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=53&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این بررسی اثر شش محیط کشت مختلف (ماسه بادی، پرلایت، ورمیکولایت، ماسه بادی + پرلایت، ماسه بادی + ورمیکولایت و ورمیکولایت + پرلایت) بر ریشه زائی هفت رقم انگور به نامهای ریش بابا، حسینی، داش قره، قزل ازوم، تبرزه، بیدانه سفید و صاحبی مورد مطالعه قرار گرفت. ریشه زائی قلمه های تک جوانه ای که از گره های پنجم شاخه های یکساله این ارقام تهیه شده بود، بررسی گردید. نتیجه محاسبات آماری نشان داد که ریشه زائی قلمه های ارقام مختلف،  محیطهای مختلف کشت و اثر متقابل رقم در محیط کشت از لحاظ درصد ریشه زائی، طول ریشه، وزن تر ریشه ها و نسبت وزن خشک به وزن تر ریشه دارای تفاوت معنی دار بودند. بین ارقام مورد آزمایش، حداکثر ریشه زائی، از لحاظ درصد ریشه های تشکیل شده، طول ریشه، وزن تر ریشه ها و نسبت وزن خشک به وزن تر ریشه در رقم حسینی و حداقل ریشه زائی در رقم تبرزه مشاهده گردید. در محیط کشتهای ورمیکولایت و پرلایت + ورمیکولایت، حداکثر ریشه زائی به دست آمد. از لحاظ اثر متقابل رقم در محیط کشت، حداکثر ریشه زائی در ارقام حسینی، داش قره و قزل ازوم در محیط کشت ورمیکولایت و حداکثر ریشه زائی در ارقام ریش بابا، تبرزه، بیدانه سفید و صاحبی در محیط کشت پرلایت + ورمیکولایت مشاهده گردید. </description>
						<author>رسول  جلیلی مرندی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر شیرابه زباله بر عملکرد و ترکیب شیمیایی ذرت و اثر باقیمانده آن بر بعضی ویژگیهای خاک</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=51&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>شیرابه زباله که در فرآیند تبدیل زباله های شهری به کمپوست تولید می شود حاوی مقدار قابل ملاحظه ای مواد آلی، عناصر غذائی، املاح محلول و مقدار کمی از بعضی عناصر سنگین می باشد. اضافه کردن شیرابه زباله به خاک گرچه می تواند باعث ارتقاء سطح باروری خاک شود ولی در عین حال می تواند موجب شور و آلوده شدن خاک گردد. اثر شیرابه زباله بر عملکرد و جذب عناصر غذائی ضروری و عناصر سنگین به وسیله ذرت در یک آزمایش مزرعه ای در دو نقطه در اصفهان (زینل و لورک)، با سه تیمار اصلی (صفر، 400 و 800 تن شیرابه در هکتار) و دو تیمار فرعی (با آبشوئی و بدون آبشوئی)، در قالب طرح کرتهای یکبار خرد شده مطالعه شد. اضافه کردن شیرابه باعث کاهش سله و افزایش قابل ملاحظه جوانه زدن و رشد ذرت در کلیه مراحل نمو گیاه شد. عملکرد علوفه ذرت در اثر اضافه کردن شیرابه به خاک از 4/2 به 1/4 و 3/5 تن در هکتار در مزرعه زینل و از 1/8 به 4/13 و 0/15 تن در هکتار در مزرعه لورک، به ترتیب برای تیمارهای 400 و 800 تن شیرابه در هکتار نسبت به شاهد، افزایش یافت. انجام یک آبیاری اضافی قبل از کاشت (آبشوئی) نیز عملکرد را در مزرعه زینل (در مقایسه با کرتهای آبشوئی نشده) به طور معنی داری افزایش داد. کاربرد شیرابه در خاک همچنین باعث افزایش جذب ازت، فسفر، پتاسیم، آهن، منگنز، روی و مس به وسیله گیاه گردید. غلظت عناصر آهن، منگنز، روی، مس و کلر در بافت قسمت هوائی گیاه افزایش یافت ولی اثرات سمی این عناصر در ذرت مشاهده نگردید. از طرفی غلظت عناصر سرب،  کادمیم، کروم، کبالت و نیکل در قسمت هوائی ذرت، در اثر اعمال تیمارهای شیرابه زباله، افزایش معنی دار نشان نداد. در این تحقیق مصرف شیرابه با کاهش پ -هاش و افزایش مواد آلی، هدایت الکتریکی و مقدار قابل جذب ازت، فسفر، پتاسیم، آهن، منگنز، روی و مس در خاک همراه بود. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که شیرابه زباله دارای پتانسیل بالائی به عنوان کود آلی مایع بوده و می تواند جهت ارتقاء سطح باروری خاک، به ویژه در خاکهای غیرشور و برای گیاهان غیرحساس به شوری، مورد استفاده قرار گیرد. </description>
						<author>محمود  کلباسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>جایگزینی ارزن به جای ذرت و تأثیر چربی حیوانی (پیه) بر عملکرد مرغهای تخمگذار</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=52&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;ارزش غذائی و تأثیر جایگزینی ارزن به جای ذرت و نیز تأثیر چربی حیوانی (پیه) در جیره مرغهای تخمگذار، در دو آزمایش مورد مطالعه قرار گرفت. در آزمایش اول، انرژی قابل سوخت و ساز حقیقی و تصحیح شده برای ازت (TMEn) پیه و ارزن، نیز قابلیت هضم ماده خشک، پروتئین،  چربی و الیاف خام ارزن غربال شده و نشده به روش سیبالد اندازه گیری شد. در آزمایش دوم، اثر جایگزینی سطوح مختلف ارزن (0، 25، 50 و 75 درصد) به جای ذرت و به کارگیری چربی حیوانی (پیه) در مقادیر صفر، 3 و 6 درصد و نیز تأثیر عمل آوری ارزن (آسیاب شده و نشده) در مرغهای تخمگذار سویه های لاین، از سن 26 تا 38 هفتگی در قالب طرح کاملاً تصادفی به روش فاکتوریل مورد بررسی قرار گرفت. معیارهای مورد سنجش، تولید تخم مرغ، وزن و بازده تخم مرغ، مصرف غذا و ضریب تبدیل غذا بودند. نتایج آزمایش اول نشان داد که غربال کردن ارزن، TMEn را افزایش می دهد. افزودن چربی حیوانی باعث افزایش معنی دار (05/0 &gt;P) قابلیت هضم الیاف خام گردید. نتایج آزمایش دوم نشان داد که آسیاب کردن ارزن تأثیر معنی داری بر عملکرد مرغهای تخمگذار ندارد. آسیاب کردن باعث بهبود نسبی ضریب تبدیل غذا شد. جایگزینی ارزن به جای ذرت در تمام سطوح باعث افزایش معنی دار (05/0 &gt; P) وزن، تولید، بازده تخم مرغ و مصرف غذا شد. افزودن پیه به جیره ها ضریب تبدیل غذا را به طور معنی داری (05/0 &gt; P) بهبود بخشید. مصرف غذا در اثر افزودن 6 درصد پیه به طور معنی داری (05/0 &gt;P) افزایش یافت. &lt;/p&gt;</description>
						<author>جواد  پوررضا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ترکیب مواد مغذی و انرژی قابل سوخت و ساز تعدادی از ارقام سورگوم دانه ای و مقایسه آن با دو رقم ذرت</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=50&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;سورگوم دانه ای یکی از غلات مهمی است که در نقاط گرم و خشک به طور وسیع کشت می شود. توسعه کشت و کاربرد آن در تغذیه دام و طیور در ایران می تواند از حجم واردات ذرت کم کند. به منظور تعیین ارزش غذایی سورگوم، 36 رقم سورگوم دانه ای و یک رقم ذرت تحت شرایط یکسان کشت شدند. نتایج حاصل از تجزیه های شیمیایی نشان داد که میانگین مقدار خاکستر، پروتئین خام، دیوار سلولی بدون همی سلولز و فسفر در ارقام سورگوم به ترتیب &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;8/35± 3/93 ، 11/6± 1/18 ،1/72± 0/054&lt;/span&gt; و&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; 0/34± 0/03&lt;/span&gt;درصدمی باشد که بالاتر از ذرت قرار داشت، ولی مقدار چربی خام در سورگوم کمتر از ذرت ایرانی و ذرت وارداتی بود. مقدار پروتئین،  چربی و الیاف خام در ذرت ایرانی (7/10، 9/5 و 3/3 درصد) بیشتر از ذرت وارداتی (8/7، 2/4 و 2/2 درصد) به دست آمد. حداقل مقدار تانن در ارقام سورگوم 021/0% و حداکثر 998/0% بود. انرژی قابل سوخت و ساز ظاهری و حقیقی، که به روش سیبالد تعیین گردید، با افزایش تانن کاسته شده و در بین سه رقم سورگوم اختلاف معنی داری (05/0 &gt; p) ملاحظه شد. هر دو نمونه ذرت انرژی قابل سوخت و ساز حقیقی بیشتری نسبت به سورگوم داشتند (05/0 &gt; p). بیشترین انرژی قابل سوخت و ساز ظاهری را سورگوم کم تانن داشت (3543 کیلوکالری در کیلوگرم) و بین سورگوم دارای تانن متوسط (3458 کیلوکالری در کیلوگرم) و دو رقم ذرت (3406 کیلوکالری در کیلوگرم) تفاوت معنی داری ملاحظه نشد (05/0 &gt; p). &lt;/p&gt;</description>
						<author>محمدرضا  عبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه میکوفلور بذر اسپرس در ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=48&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی میکوفلور بذر اسپرس، نمونه های بذری این محصول از استانهای مختلف اصفهان، اردبیل، زنجان، آذربایجان شرقی جمع آوری گردید. نیمی از بذور مورد بررسی پس از ضدعفونی سطحی و نیمی دیگر بدون ضدعفونی سطحی روی محیطهای MA ،SMA، PDA،  کاغذ و نیز ماسه استریل مرطوب کشت گردیده و در حرارت 25 درجه سانتیگراد و تحت تابش 12 ساعت نور فلورسنت نگهداری شدند. هفت روز بعد قارچهای رشد کرده بر روی این بذرها به طریق تک اسپور و کشت نوک ریسه ای خالص سازی و برای شناسائی به محیطهای کشت اختصاصی منتقل شدند. از میان قارچهای به دست آمده از بذور اسپرس مناطق مختلف، چهار نوع قارچ &lt;em&gt;Alternaria، Aspergillus، Penicillium، Rhizopus&lt;/em&gt; شیوع بیشتری داشتند، ولی قارچهای &lt;em&gt;Ulocladium، Cladosporium، Fusarium، Mucor، Nigrospora، Trichothecium، Stemphylium&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;Botrytis&lt;/em&gt; به میزان کمتری از این بذرها جداسازی شدند. با استفاده از روش شستشوی سطحی بذور، قارچهای &lt;em&gt;Uromyces&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;Oidiopsis&lt;/em&gt; نیز در بذرهای اسپرس شناسائی گردیدند. </description>
						<author>بهرام  شریف نبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقاومت کششی ، مقاومت ویژه و توان مالبندی موردنیاز گاو آهن قلمی (چیزل) ، در سطوح مختلف رطوبت خاک و عمق شخم</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=49&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تأثیر سه محدوده از رطوبت خاک (10-8، 12-10 و 14-12 درصد) و سه عمق شخم (15، 20 و 25 سانتیمتر) بر مقاومت کششی، مقاومت ویژه و توان مالبندی مورد نیاز یک گاوآهن قلمی 7 شاخه، در یک خاک لوم رسی، با استفاده از آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی بررسی گردید. تأثیر عمق شخم بر هر سه پارامتر فوق معنی دار بود، به طوری که مقاومت کششی و توان مالبندی، هر دو با افزایش عمق شخم فزونی یافت، ولی مقاومت ویژه روندی نزولی را با عمق شخم نشان داد. رطوبت خاک در محدوده مورد مطالعه تأثیر معنی داری بر مقاومت کششی و مقاومت ویژه نداشت، هرچند که هر دو پارامتر در محدوده رطوبت 12-10 درصد به حداقل رسید. در این محدوده رطوبتی، توان مالبندی مورد نیاز گاوآهن نیز کاهش معنی داری نسبت به دو محدوده رطوبتی دیگر داشت که این پدیده را می توان ناشی از نزدیک شدن خاک مورد مطالعه به بهترین حالت تردی در این محدوده رطوبتی دانست. بررسی شاخص مقاومت نفوذ در خاک، قبل و بعد از عملیات شخم، حاکی از وجود سخت لایه ای در عمق 8 تا 20 سانتیمتری از سطح خاک بود که با انجام شخم برطرف شد، ولی لایه فشرده جدیدی در زیر عمق شخم، در اثر عبور تیغه های چیزل ایجاد گردید. مقایسه نتایج این تحقیق با یافته های سایر پژوهشگران نشان داد که مقادیر به دست آمده برای مقاومت کششی و مقاومت ویژه گاوآهن قلمی، در حد قابل قبولی به میانگین نتایج سایر پژوهشگران نزدیک می باشد. همچنین مقایسه آن با گاوآهن برگرداندار در شرایط مشابه، یافته های محققین قبلی را، مبنی بر این که مقاومت واحد گاوآهن قلمی در حدود نیمی از مقاومت واحد گاوآهن برگرداندار است مورد تأیید قرار داد. </description>
						<author>محمد  لغوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
