<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> علوم آب و خاک </title>
<link>http://jstnar.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علوم آب و خاک - مقالات نشریه - سال 1380 جلد5 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1380/7/9</pubDate>

					<item>
						<title>ژرفای بهینه آب آبیاری ذرت در روش آبیاری بارانی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=61&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;در این پژوهش ژرفای بهینه آب آبیاری برای گیاه ذرت، در روش آبیاری بارانی، در منطقه باجگاه (در 15 کیلومتری شیراز)، در شرایط مختلف حداکثر محصول، محدودیت زمین و محدودیت آب تعیین گردیده است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;نتایج بیانگر این است که در حداکثر محصول، ژرفای بهینه آب آبیاری برابر 77 سانتی متر، در شرایط محدودیت زمین، به علت کم بودن هزینه آب و حساسیت زیاد گیاه ذرت نسبت به آب، ژرفای بهینه آب آبیاری برابر 8/76 سانتی متر، و در شرایط محدودیت آب، ژرفای بهینه آب آبیاری برابر 4/73 سانتی متر به دست می آید. در شرایط محدودیت آب، برای بیشترین سوددهی از کشت ذرت، فقط تا 7/4 درصد از آب را نسبت به مصرف آن در حداکثر محصول می توان صرفه جویی نمود. &lt;/p&gt;</description>
						<author>شاهرخ   زندپارسا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی رابطه دمای نقطه شبنم روزانه و دمای کمینه روز بعد در منطقه جهرم فارس (مطالعه موردی)</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=62&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;کاهش سریع دمای محیط، فعالیت های متابولیک گیاهان را مختل نموده موجب افت چشم گیر فرآورده های زراعی و باغی می گردد. چنانچه دما برای مدت زیادی به زیر صفر رود امکان تشکیل هسته های یخی درون سلول افزایش یافته، موجب پارگی و از هم گسیختگی سلول های گیاهی می شود. بیشترین خسارت مربوط به هنگام وقوع کمینه دما است. سرمازدگی در سال های اخیر میلیاردها ریال خسارت به باغ های مرکبات در جنوب استان فارس وارد نموده، ولی تاکنون در این منطقه پژوهش جامعی به منظور پیش بینی کوتاه مدت سرمازدگی، و ارتباط این پدیده با دیگر عوامل جوی انجام نگرفته است. در پژوهش حاضر امکان پیش بینی کوتاه مدت کمینه دما در منطقه جهرم استان فارس، با استفاده از نقطه شبنم در روز قبل مورد ارزیابی قرار گرفت.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; نتایج بیانگر آن بود که با توجه به مقادیر نقطه شبنم و رطوبت نسبی، می توان وقوع سرمازدگی را در حد مطلوبی پیش بینی نمود. نتایج نشان داد هنگامی که رطوبت نسبی عصر روز i در محدوده 45% الی 55% باشد، تفاوت کمینه دما در روز 1+i و نقطه شبنم در عصر روز i به کمترین مقدار خود می رسد. در حالتی که رطوبت نسبی بیشتر یا کمتر از این مقدار باشد، معمولاً مقدار کمینه دما در روز 1+i به ترتیب کمتر یا بیشتر از نقطه شبنم روز i است. &lt;/p&gt;</description>
						<author>سیدمحمد  جعفر ناظم  السادات</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>طراحی کانالهای پایدار در بستر شنی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=63&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;در چند دهه گذشته، روابط گوناگونی برای تشریح عرض، و شیب رودخانه های پایدار با بستر شنی پیشنهاد شده است. در این مقاله، در مرحله نخست با بهره گیری از داده های موجود برای 280 رودخانه با بستر شنی، که در شرایط رژیم (پایداری) واقعند، 9 معادله گسترش یافته توسط بری، چانگ، هی و تورن، کلر هالز، نیل، پارکر و سایمونز و آلبرتسون، برای هر کدام از ویژگی های کانال پایدار، شامل عرض بالای کانال، عمق میانگین جریان و شیب بستر تحلیل آماری گردید. مقایسه انجام شده نشان داد که دبی جریان غالب و قطر میانگین ذره رسوب، برای پیش بینی ویژگی های هندسی کانال (عرض، عمق و به ویژه شیب) پارامترهای هیدرولیکی کافی نمی باشند. جستجو برای روابط پیجیده تر، با استفاده از پارامترهای اندازه گیری شده موجود، نشان داد که هیچ گونه اصلاحی در این زمینه میسر نبوده، و هر نوع بهبودی ناشی از وجود یک هم بستگی ساختگی است، که خود به دلیل حضور متغیر مشترک در هر دو سمت معادله گسترش یافته می باشد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;در مرحله دوم، اطلاعات 19 کانال آزمایشگاهی که توسط کرونوتو و گراف (13) و سانگ و همکاران (19)، و بر پایه ی تئوری لایه مرزی به دست آمده، مورد استفاده قرار گرفت. در واقع، کاربرد این تئوری به این مسئله بنیادی پاسخ خواهد داد که آیا متغیرهای شناخته شده موجود برای پیش بینی مقطع یک کانال پایدار کافی نیستند، و یا روش برآورد آنها مناسب نیست؟ بر پایه پژوهش حاضر، روش برآورد آنهاست که می بایست دگرگون شود. داده های آزمایشگاهی فوق امکان بهره گیری از پارامتر شیلدز را برای پیش بینی عمق جریان و شیب کانال فراهم می کند. در نتیجه، به کار بردن تئوری لایه مرزی، برای برآورد پارامتر شیلدز و پیش بینی پارامترهای یک کانال پایدار، قابل توصیه است. &lt;/p&gt;</description>
						<author>حسین  افضلی مهر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه موفقیت واحدهای مکانیزه تعاونی‌ های روستایی، تعاونی‌ های تولید و شرکتهای مکانیزه استان فارس</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=72&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;تعاونی، یکی از تشکل هایی است که به سبب پیشرفت ها و موفقیت های درخشانش، به عنوان نهادی که در پاسخ گویی به دشواری های بنیادین توسعه تلاش دارد، همواره مورد توجه کشورهای گوناگون قرار گرفته است. روند تکاملی راه اندازی این نهادها و فلسفه وجودی تشکیل آنها، همگام با نظریات توسعه و به منظور پاسخ گویی به اهداف اساسی آن نضج یافته است، چنان که برداشت ناقص و نگرش بسته و ابتدایی از این نهادها به عنوان تشکل هایی وابسته و دولتی، که فلسفه وجودی آنها غالباً در چارچوب افزایش تولید مطرح می شد، کم کم جای خود را به نهادهایی مردمی و مستقل، با زیربنای فلسفی همکاری و برابری اعضا داده، و بدین ترتیب پاسخ گویی به اهداف جدید توسعه را در اولویت قرار داده است. پژوهش حاضر، با هدف تعیین میزان موفقیت تشکل های مکانیزاسیون استان فارس (شامل 12 شرکت مکانیزه، 24 تعاونی روستایی و 8 تعاونی تولید) در دست یابی به اهداف کهن و جدید توسعه، با بهره گیری از روش پژوهش پیمایشی انجام گردید. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;نتایج نشان داد که واحدهای مکانیزه تعاونی های تولید در ایجاد درآمد بیشتر برای کشاورز، همکاری افراد روستایی در سطح جامعه، افزایش برابری و رفاه شغلی، در مقایسه با دیگر تشکل ها، موفقیت بیشتری نشان می دهند، در حالی که شرکت های مکانیزه بیشترین انعطاف پذیری و مشارکت را در تصمیمات مربوط به انجام فعالیت های کشاورزی و نیز نحوه پرداخت اجرت میان تشکل های گوناگون دارا می باشند. به سخن دیگر، تعاونی های تولیدی در مجموع توانسته اند در دست یابی به اهداف توسعه (افزایش درآمد، مشارکت بیشتر، کاهش نابرابری و افزایش رفاه) موفقیت بیشتری کسب نمایند. پس از این واحدها، شرکت های مکانیزه قرار دارند. در هر حال، تعاونی های روستایی پایین ترین سطح موفقیت را نشان دادند. &lt;/p&gt;</description>
						<author>حسین  آزادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر اختلاط سه نوع ماده آلی با خاک بر حداکثر چگالی ویژه ظاهری خشک و گنجایش رطوبت بحرانی خاک در طول فشردگی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=64&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p&gt;تأثیر سه نوع ماده آلی بر حداکثر چگالی ظاهری خشک خاک (MDBD) و گنجایش رطوبت بحرانی (CMC) دو خاک بررسی گردید. خاک های مورد آزمایش (Coarse Loamy, Mesic, Typic Xerofluvents and Fine Mixed, Calcixerollic, Xerochrepts) از عمق 0-25 سانتی متری نمونه برداری شده و درصد ماده آلی و بافت آنها تعیین گردید. سه نوع ماده آلی شامل خاک برگ، کود دامی و تفاله ضایعات سیب با خاک های مورد آزمایش به نسبت های صفر، 4، 8 و 12 درصد مخلوط شد. مخلوط های خاک و ماده آلی تا مقادیر متفاوتی مرطوب، و سپس با کمک یک پراکتورمتر چکش دار در سه سطح 10، 20 و 30 ضربه، فشرده شدند. آزمایش با استفاده از طرح فاکتوریل در چارچوب بلوک های کاملاً تصادفی در سه تکرار اجرا شد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; نتایج آزمایش گویای کاهش چگالی مخصوص ظاهری (MDBD) از 53/1 تا &lt;sup&gt;�&lt;/sup&gt;g.cm&lt;sup&gt;-3&lt;/sup&gt; 28/1 و افزایش میانگین گنجایش رطوبت بحرانی (CMC) از 32/23 تا 28/33 درصد وزنی، در اثر کاربرد مقادیر مختلف ماده آلی (از صفر تا 12 درصد) است. در تمامی نتایج کاهش گنجایش رطوبتی خاک ها با افزایش فشردگی همراه بود. هم چنین، کاهش MDBD در اثر اختلاط خاک با ماده آلی به ترتیب در خاک برگ، کود دامی و تفاله سیب مشاهده شد. در این آزمایش، خاک لوم رسی دارای چگالی ظاهری خشک کمتر، ولی در عین حال گنجایش رطوبتی بیشتری نسبت به خاک لوم شنی بود. اثر هم بستگی خاک با سه نوع ماده آلی در آزمایش فشردگی و عوامل مورد بررسی معنی دار بود، و معادله ای از رابطه MDBD و CMC، برای ترکیبی از خاک و سه نوع ماده آلی پیشنهاد گردید. &lt;/p&gt;</description>
						<author>بیرامعلی  عزیزی  و آق  قلعه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بهبود بازدهی کود ازته در کشت ذرت، با اندازه‌ گیری ازت نیتراتی خاک وکلروفیل برگ</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=65&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p&gt;مصرف کودهای شیمیایی ازته در کشت ذرت (.&lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;Zea mays&lt;/span&gt; L) بر پایه اندازه گیری ازت قابل جذب خاک، می تواند باعث کاهش میزان مصرف کودهای ازته و آلودگی محیط زیست، به ویژه آب های زیرزمینی و آشامیدنی شود. هدف های این پژوهش عبارت بود از: 1) تعیین غلظت بحرانی ازت نیتراتی خاک در مرحله 4-6 برگی، 2) بررسی چگونگی توزیع ازت نیتراتی در خاک، 3) تعیین میزان ازت مورد نیاز ذرت دانه ای، 4) تعیین میزان ازت نیتراتی باقی مانده در خاک پس از برداشت محصول و 5) استفاده از کلروفیل متر دستی در ارزیابی وضعیت ازت گیاه. آزمایش در شرایط مزرعه و به صورت کرت های خرد شده در چارچوب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار، در دو ایستگاه پژوهشی باجگاه و کوشکک (استان فارس)، در سال 1376 اجرا گردید. کرت های اصلی شامل شاهد و سه سطح 60، 120 و 180 کیلوگرم ازت در هکتار از منبع کودی اوره بود. در مرحله 4-6 برگی، هر کرت اصلی به دو کرت فرعی تقسیم شد، و در یکی از دو کرت فرعی کود ازته به میزان 60 کیلوگرم در هکتار به عنوان سرک به خاک اضافه، و از کرت فرعی دیگر به عنوان شاهد استفاده گردید. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;نتایج نشان داد که در مرحله 4-6 برگی، غلظت بحرانی ازت نیتراتی در عمق صفر تا 30 سانتی متری برای عملکرد نسبی حدود 90 درصد، در خاک باجگاه 12-14 و در خاک کوشکک 8-10 میلی گرم در کیلوگرم خاک بود. بیشترین ضریب تعیین میان عملکرد دانه ذرت با ازت نیتراتی در عمق صفر تا 30 سانتی متری، در خاک باجگاه در نمونه خاک کف، و در خاک کوشکک مربوط به نمونه مرکب خاک کف و شانه بود. در دو منطقه بیشترین محصول دانه ذرت حدود 14 تن در هکتار با 5/15 درصد رطوبت بود، که با کاربرد 120 کیلوگرم ازت به صورت پیش کشت و 60 کیلوگرم ازت سرک به دست آمد، که حدود نصف مصرف کشاورزان منطقه می باشد. بیشترین غلظت ازت نیتراتی باقی مانده در خاک پس از برداشت محصول، در خاک باجگاه و کوشکک به ترتیب 24 و 18، و کمترین آن 6/2 و 3 میلی گرم در کیلوگرم خاک بود. بیشترین محصول دانه ذرت هنگامی به دست آمد که عدد خوانده شده توسط کلروفیل متر در قسمت میان برگ و در مرحله خمیری شدن دانه، در دو منطقه مورد مطالعه برابر با 49 بود. به طور کلی، به نظر می رسد میزان ازت مصرفی به وسیله کشاورزان منطقه بیش از حد مورد نیاز ذرت است. &lt;/p&gt;</description>
						<author>حمید  نوشاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تثبیت پتاسیم و ویژگی بار الکتریکی رس خاک در شماری از خاک‌های مناطق مرکزی و شمال ایران</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=66&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;تثبیت و آزادسازی پتاسیم به وسیله کانی های رسی فیلوسیلیکاتی بر پتاسیم قابل جذب گیاه تأثیر زیادی دارد. این پژوهش با هدف تعیین ظرفیت تثبیت پتاسیم و ارتباط آن با ویژگی های بار الکتریکی رس های خاک در 15 نمونه خاک سطحی (0-30 سانتی متر) از مناطق مرکزی و شمال ایران انجام شد. پس از تفکیک اجزای ذرات خاک، گنجایش تبادل کاتیونی کل رس و لایه چهار وجهی شبکه ساختمانی رس ها تعیین گردید. گنجایش تبادل کاتیونی لایه چهار وجهی، پس از اشباع رس با لیتیم و حرارت دادن در دمای 300 درجه سانتی گراد، برای کاهش بار لایه هشت وجهی به نزدیک صفر تعیین شد. تثبیت پتاسیم در شرایط تر (نسبت 10 به 1 محلول به نمونه، و 16 ساعت تکان دادن) و خشک (پس از خشک کردن نمونه به مدت 24 ساعت در دمای 70 درجه سانتی گراد) با استفاده از سه سطح پتاسیم اضافه شده اندازه گیری، و میانگین نثبیت پتاسیم محاسبه گردید. هم چنین، هم بستگی بین میانگین پتاسیم تثبیت شده با ویژگی های بار الکتریکی رس ها مطالعه شد.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;direction: rtl&quot;&gt; دامنه تغییرات گنجایش تبادل کاتیونی کل در رس های اصفهان، چهارمحال و بختیاری و گیلان به ترتیب 1/22-0/36، 0/33-5/55 و 3/31-9/47 سانتی مول در کیلوگرم بود. دامنه تغییرات گنجایش تبادل کاتیونی لایه چهار وجهی در رس های اصفهان، چهارمحال و بختیاری و گیلان به ترتیب 9/17-5/35، 2/26-5/34 و 3/8-8/23 سانتی مول در کیلوگرم بود، که به ترتیب 0/81-4/98، 5/58-8/95 و 7/24-5/72 درصد از گنجایش تبادل کاتیونی کل رس را تشکیل می دهد. پتاسیم تثبیت شده با افزایش پتاسیم به کار رفته و خشک شدن افزایش یافت. میانگین تثبیت پتاسیم در رس های اصفهان، چهارمحال و بختیاری و گیلان به ترتیب 42/5-13/9 و 63/6-67/14 و 87/8-36/10 سانتی مول در کیلوگرم بود. میانگین تثبیت پتاسیم رس های خاک (به جز رس های گیلان) با گنجایش تبادل کاتیونی کل رس هم بستگی معنی داری داشت. در رس های اصفهان، تثبیت پتاسیم با گنجایش تبادل کاتیونی لایه چهار وجهی هم بستگی معنی داری داشت، در حالی که در دو استان دیگر چنین هم بستگی دیده نشد. میانگین مقدار پتاسیم تثبیت شده رس های خاک استان های بررسی شده به ترتیب زیر بود: رس های گیلان &gt; رس های چهارمحال و بختیاری &gt; رس های اصفهان. &lt;/p&gt;</description>
						<author>علیرضا  حسین  پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر برخی از ویژگی‌های خاک بر فعالیت آنزیم اوره‌ آز در شماری از خاک‌های استان اصفهان</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=67&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p&gt;شدت فعالیت آنزیم اوره آز نقش مهمی در کاربرد مؤثر کود اوره و ارزیابی آسیب های بالقوه زیست محیطی دارد. در این پژوهش فعالیت آنزیم اوره آز در 20 خاک گوناگون از مناطق خشک و نیمه خشک استان اصفهان اندازه گیری شد، تا هم بستگی آن با برخی از ویژگی های مهم فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک تعیین گردد. نمونه برداری از خاک به دو روش استریل و غیراستریل انجام شد، و ویژگی های مورد نظر در آنها معین گردید. دامنه فعالیت آنزیم اوره آز برای خاک های مورد بررسی 3/5-2/79 میکروگرم آمونیوم آزاد شده به ازای یک گرم خاک، در دو ساعت انکوباسیون تعیین شد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; نتایج حاصل از بررسی هم بستگی های خطی نشان داد که از میان ویژگی های خاک، درصد کربن آلی با فعالیت آنزیم اوره آز بیشترین هم بستگی را دارد (***899/0=r). میان فعالیت آنزیم اوره آز و درصد هیچ یک از ذرات شن، سیلت و رس هم بستگی معنی داری دیده نشد. فعالیت آنزیم اوره آز و درصد نیتروژن کل خاک هم بستگی بسیار معنی داری با یکدیگر داشتند (***797/0=r). هم چنین، فعالیت اوره آز با هدایت الکتریکی عصاره اشباع نیز به طور معکوس هم بستگی معنی دار نشان داد (*499/0-=r)، لیکن با نسبت جذب سدیم (pH ، (SAR درصد آهک و ظرفیت تبادل کاتیونی هم بستگی معنی داری به دست نیامد. میان جمعیت کل باکتری ها (باکتری های رشد یافته در محیط آگار مغذی) و قارچ ها (قارچ های رشد یافته در محیط پوتیتو دکستروزآگار) با فعالیت آنزیم رابطه معنی داری وجود نداشت، ولی شمار باکتری های رشد یافته در محیط اوره آگار، با فعالیت آنزیم اوره آز هم بستگی معنی دار نشان دادند (*47/0=r). نتیجه بررسی هم بستگی های چندمتغیره گام به گام نشان داد که پس از ورود درصد کربن آلی به مدل، پارامترهای دیگر نمی توانند به ضریب هم بستگی مدل بیافزایند. بنابراین، مدل به صورت یک متغیره خواهد بود. به طور کلی، نتایج نشان می دهد که مهم ترین عامل کنترل کننده فعالیت آنزیم اوره آز در خاک های مورد آزمایش درصد کربن آلی خاک است. &lt;/p&gt;</description>
						<author>فرشید  نوربخش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی روابط میان عملکرد سویا و اجزای آن از راه تجزیه علیت</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=68&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;به منظور تعیین روابط میان عملکرد و اجزای آن، تجزیه هم بستگی ها، و پی بردن به آثار مستقیم و غیرمستقیم صفات گوناگون بر عملکرد، تعداد 240 ژنوتیپ سویا در سال زراعی 77-1376 در مزرعه آموزشی و پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران در چارچوب طرح بدون تکرار آگمنت بررسی گردید.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; نتایج نشان داد که شمار دانه در بوته دارای بیشترین ضریب هم بستگی مثبت و معنی دار (92/0=r) با عملکرد دانه در بوته می باشد، و بعد از آن صفات عملکرد بیولوژیک بوته و شمار غلاف در بوته قرار داشتند (به ترتیب با 86/0=r و 67/0=r). از نتایج رگرسیون گام به گام معلوم شد که شمار دانه در بوته، وزن صد دانه و شمار دانه در غلاف سه صفت سهیم در عملکرد هستند، ولی نتایج علیت مشخص کرد که فقط دو صفت از سه صفت یاد شده (شمار دانه در بوته و وزن صد دانه) برای گزینش از اهمیت چشم گیری برخوردار می باشند. تجزیه رگرسیون گام به گام دوباره بدون در نظر گرفتن متغیر شمار دانه در بوته انجام گرفت، و از نتایج آن معلوم شد که شمار غلاف در بوته، وزن صد دانه، ارتفاع بوته و شمار روز از کاشت تا 90% رسیدن، در عملکرد سهیم هستند. تجزیه علیت این بار نشان داد که بخش عمده هم بستگی ارتفاع بوته و شمار روز از کاشت تا 90% رسیدن با عملکرد دانه، مربوط به اثر غیرمستقیم آنها از طریق متغیرهای دیگر است. در این پژوهش مشخص گردید که سه متغیر شمار دانه در بوته، وزن صد دانه و شمار غلاف در بوته اثر زیادی بر عملکرد دانه دارند، و در برنامه های اصلاحی سویا باید مدنظر قرار گیرند. &lt;/p&gt;</description>
						<author>عباس  رضایی  زاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ویژگی‌های کمی و کیفی عملکرد دانه سورگوم تحت ‌تاثیر نیتروژن و تراکم بوته</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=69&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p&gt;به منظور بررسی تأثیر سطوح گوناگون کود نیتروژن و تراکم بوته بر ویژگی های کمی و کیفی عملکرد دانه در سورگوم دانه ای (&lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;Sorghum bicolor&lt;/span&gt; L. Moench) رقم کیمیا، آزمایشی در تابستان 1377 در مرکز تحقیقات کشاورزی دانشگاه شیراز واقع در کوشکک انجام شد. چهار سطح تراکم 7/7، 10، 4/15 و 20 بوته در متر مربع به عنوان کرت های اصلی و چهار میزان نیتروژن صفر، 40، 80 و 120 کیلوگرم در هکتار به عنوان کرت های فرعی، در یک طرح آماری کرت های یک بار خرد شده، در چارچوب بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار بررسی گردید. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;میزان 120 کیلوگرم نیتروژن در هکتار عملکرد دانه را افزایش داد (7240 کیلوگرم در هکتار)، ولی در اثر افزایش تراکم، بیشترین میزان عملکرد دانه (5336 کیلوگرم در هکتار) در تراکم های 4/15 بوته در متر مربع حاصل شد. برهمکنش نیتروژن و تراکم بوته نیز معنی دار بود. افزودن 80 کیلوگرم نیتروژن و بالاترین سطح تراکم بوته، بیشترین مقدار دانه را تولید کرد (8702 کیلوگرم در هکتار). اختلاف عملکرد میان سطوح مختلف نیتروژن و تراکم، به دلیل افزایش شمار دانه در شاخه های اصلی خوشه و افزایش شمار خوشه در متر مربع بود. روند تغییرات آهنگ رشد گیاه نیز با روند تغییرات عملکرد دانه هماهنگی داشت. در همه تیمارها، میزان پروتئین دانه با افزایش نیتروژن افزایش یافت، ولی تراکم بوته تأثیر معنی داری بر میزان پروتئین دانه نداشت. ترکیبات فنلی (تانن ها) دانه با افزایش نیتروژن و کاهش تراکم بوته کاهش یافت. میان افزایش نیتروژن و ترکیبات فنلی هم بستگی منفی دیده شد. &lt;/p&gt;</description>
						<author>امیر هوشنگ جلالی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تنوع ژنتیکی و فنوتیپی و تجزیه عامل‌ها برای صفات مورفولوژیک در ژنوتیپ‌ های لوبیا</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=70&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;به منظور مطالعه تنوع ژنتیکی ویژگی های مورفولوژیک در 121 ژنوتیپ لوبیا سفید، قرمز و چیتی، بررسی روابط میان صفات برای استفاده در برنامه های به نژادی و شناخت عوامل پنهانی مؤثر بر روابط داخلی میان صفات از راه تجزیه و تحلیل های چند متغیره، آزمایشی در سال 1376 در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان، در چارچوب طرح لاتیس ساده اجرا گردید.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; برای کلیه صفات مورد بررسی تنوع زیادی میان ژنوتیپ ها مشاهده شد. ضرایب تنوع فنوتیپی برای کلیه صفات از ضرایب تنوع ژنتیکی بزرگ تر بودند. در میان ویژگی های بررسی شده، عملکرد بوته، شمار غلاف در ساقه های فرعی و اصلی، طول ساقه های فرعی و اصلی، شمار گره در ساقه های فرعی و ساقه اصلی، وزن صد دانه و شمار ساقه فرعی به ترتیب دارای ضریب تنوع ژنتیکی و فنوتیپی بزرگی بودند. شمار روز تا رسیدگی کمترین تنوع را داشت. صفات مربوط به ساقه های فرعی تنوع بیشتری را نسبت به صفات مشابه در ساقه اصلی نشان دادند تجزیه عامل ها برای کلیه ژنوتیپ ها، و به طور جداگانه برای لوبیاهای قرمز، سفید و چیتی، رشد محدود و رشد نامحدود چهار عامل را مشخص نمود، که بیش از 4/78 درصد از تنوع را توجیه کردند. نتایج تجزیه و تحلیل روی همه ژنوتیپ ها نشان داد که عامل اول به طور عمده وابسته به شمار روز تا رسیدگی، طول ساقه های اصلی و فرعی و شمار گره در ساقه های اصلی و فرعی بود، و عامل رشد رویشی نامیده شد. عوامل دوم و سوم بیشترین وابستگی ها را به صفات شمار غلاف در ساقه های اصلی و فرعی، شمار دانه در غلاف ساقه های اصلی و فرعی و وزن صد دانه داشتند، و عامل های اجزای عملکرد نام نهاده شدند. عامل چهارم بیشترین هم بستگی را با شمار ساقه فرعی داشت، که به همین نام شناخته شد. عوامل اول و چهارم مرتبط با ویژگی های رشد رویشی و مبدأهای فیزیولوژیک بودند. عوامل دوم و سوم با مقصدهای فیزیولوژیک ارتباط داشتند. بر مبنای نتایج رگرسیون مرحله ای، شمار غلاف در ساقه های فرعی مهم ترین جزء عملکرد بود، و شمار غلاف در ساقه اصلی، وزن صد دانه و شمار دانه در غلاف در رتبه های بعدی قرار داشتند. شمار غلاف در ساقه های فرعی و اصلی بیشترین ارتباط را با عملکرد داشتند. &lt;/p&gt;</description>
						<author>فرهاد  عزیزی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر نوع منبع و سطح کلسیم جیره غذایی و اندازه ذرات سنگ آهک بر ویژگی‌های تولیدی و سختی استخوان درشت نی در جوجه ‌های گوشتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=71&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p&gt;به منظور بررسی اثر نوع منبع و سطح کلسیم جیره غذایی و اندازه ذرات سنگ آهک بر ویژگی های تولیدی و سختی استخوان درشت نی، آزمایشی با استفاده از 384 قطعه جوجه گوشتی انجام گرفت. جوجه ها تا هفت روزگی با یک جیره آغازین تجارتی تغذیه، و سپس به طور تصادفی به 64 گروه شش قطعه ای تقسیم شدند، به گونه ای که از نظر میانگین وزن بدن میان گروه ها اختلاف معنی داری وجود نداشت (4/5± 2/82 گرم). از روز هشتم تیمارهای آزمایشی به جوجه ها اختصاص یافت. تیمارها شامل نوع منبع کلسیمی (سنگ آهک و پوسته صدف)، سطح کلسیم (100 و 85 درصد سطح تـوصیه شده NRC) و اندازه ذرات سنگ آهک ریز (کوچک تر از 15/0 میلی متر)، متـوسط (3/0 تا 18/1 میلی متر) و درشت (18/1 تا 75/4 میلی متر) بودند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;نتایج نشان داد که درصد ابقای ظاهری فسفر در سنین 21 و 56 روزگی، مقدار خاکستر، ماده خشک و طول و ضخامت استخوان درشت نی در سن 56 روزگی، در جوجه های تغذیه شده با سنگ آهک بیشتر از گروه های تغذیه شده با پوسته صدف بود (05/0&gt;P) سطح کلسیم 85 درصد توصیه شده NRC، در برابر سطح کلسیم 100 درصد NRC، به گونه معنی داری غذای مصرفی و ضریب تبدیل غذایی را، به ویژه در دوره آغازین کاهش (001/0&gt;P) ، و درصد ابقای ظاهری کلسیم را در سنین 21 و 42 روزگی افزایش داد (05/0&gt;P) سطح کلسیم معادل 100 درصد NRC در مقایسه با سطح کلسیم 85 درصد NRC، درصد ابقای ظاهری فسفر را در سنین 21 و 42 روزگی و ضخامت استخوان درشت نی را در سنین 56 روزگی (01/0&gt;P) و مقدار ماده خشک، مقدار و درصد خاکستر استخوان درشت نی را در سن 42 روزگی به طور معنی داری افزایش داد (05/0&gt;P) ذرات سنگ آهک در اندازه درشت و متوسط، در مقایسه با ذرات ریز، مقدار غذای مصرفی و ضریب تبدیل غذایی را، به ویژه در دوره آغازین، کاهش معنی داری دادند. ذرات متوسط سنگ آهک در سطح کلسیم 85 درصد NRC، و ذرات درشت در سطح کلسیم 100 درصد NRC، به طور معنی داری معیارهای مربوط به رشد و آهکی شدن استخوان درشت نی و درصد ابقای ظاهری کلسیم و فسفر را افزایش دادند (05/0&gt;p) در سطح کلسیم 85 درصد NRC، اندازه ی ذرات درشت و متوسط سنگ آهک در مقایسه با ذرات ریز آن، به گونه معنی داری درصد جوجه های مبتلا به فلجی پا را کاهش دادند (05/0&gt;P) .&lt;/p&gt;</description>
						<author>مریم  زهروی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر متاپروترنول، یک بتاآدرنرژیک اگونیست، بر رشد، ضریب تبدیل غذایی و ترکیب لاشه بره‌ های ماده ورامینی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=73&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;اثر بتاآدرنرژیک آگونیست متاپروترنول، بر عملکرد رشد، ترکیب لاشه و مصرف غذای روزانه بره های ماده ورامینی ارزیابی گردید. 30 رأس بره ماده به طور تصادفی در یک طرح بلوک کاملاً تصادفی، در سه گروه (تیمار) و دو بلوک (وزن) قرار گرفتند. جیره غذایی برای تمامی گروه ها مشابه بود (انرژی قابل سوخت و ساز 6/2 مگاکالری در کیلوگرم و پروتئین خام 9/14 درصد) و به صورت دسترسی آزاد تغذیه شدند. متاپروترنول به شکل زیرپوستی در سه دوز صفر (شاهد)، 7 و 14 (دوز زیاد) میکروگرم به ازای هر کیلوگرم وزن متابولیک تزریق شد. فاصله دو تزریق 10 روز و مدت مصرف آن 60 روز بود. بره ها هر 20 روز یک بار وزن کشی شدند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;متاپروترنول تأثیر معنی داری بر افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل غذایی داشت (05/0&gt;P) به طوری که دوز زیاد و شاهد به ترتیب بیشترین و کمترین افزایش وزن روزانه (3/176 و 137 گرم در روز) و بهترین و بدترین ضریب تبدیل غذایی (44/6 و 85/8) را داشتند. متاپروترنول تأثیری بر میزان خوراک مصرفی نداشت. اختلاف معنی داری در وزن لاشه گرم، لاشه گرم بدون دنبه، بازده لاشه و سطح مقطع ماهیچه راسته وجود داشت (01/0&gt;P) بیشترین مقادیر مربوط به دوز زیاد متاپروترنول، و کمترین مقادیر مربوط به گروه شاهد بود. وزن چربی داخلی و دنبه در گروه شاهد بیشتر از تیمارهای دیگر بود (01/0&gt;P) اختلاف معنی داری در آلایش خوراکی و غیرخوراکی (کلیه ها، جگر، قلب، شش ها، پوست و طحال) وجود نداشت. درصد چربی و پروتئین خام لاشه اختلاف معنی داری را در میان گروه ها نشان داد (05/0&gt;P) ، که بیشترین درصد چربی در شاهد (56/37 درصد) و کمترین مربوط به دوز زیاد (66/29 درصد)، و در مورد پروتئین خام، کمترین درصد متعلق به گروه شاهد (63/15 درصد) و بیشترین آن مربوط به دوز زیاد (89/18 درصد) بود. &lt;/p&gt;</description>
						<author>احمد  زارع شحنه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر سطوح مختلف اوره بر ترکیب شیمیایی و ارزش غذایی سیلاژ ذرت در تغذیه گوسفند</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=74&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;اثر افزودن سطوح مختلف اوره (صفر، 5/0 و 75/0 درصد ماده تر) به گیاه کامل ذرت، بر ترکیب شیمیایی و قابلیت هضم در 16 رأس گوسفند نر قزل، در چارچوب یک طرح کاملاً تصادفی مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه پذیری و ارزش غذایی آن نیز بررسی گردید. با افزودن اوره، pH، میزان کل ازت و غلظت ازت آمونیاکی سیلاژ افزایش یافت (05/0&gt;P) ضریب گوارش پذیری ظاهری کل ازت برای سیلاژهای حاوی اوره بیشتر بود (05/0&gt;P ) تعادل ازت در گوسفندان تغذیه شده با سیلاژ حاوی 5/0 درصد اوره افزایش یافت (05/0&gt;P)  و غلظت ازت آمونیاکی مایع شکمبه تا 5/1 ساعت بعد از تغذیه با ذرات اوره دار افزایش یافت (05/0&gt;P) سطح ازت اوره ای خون تا شش ساعت پس از تغذیه با سیلاژهای حاوی اوره بالاتر بود (05/0&gt;P) توان تجزیه پذیری بالقوه ماده خشک و آلی با سیلاژهای 5/0 درصد اوره بیشترین بود. میانگین افزایش وزن روزانه با افزودن اوره افزایش یافت، و بـا سیلاژ 75/0 درصد اوره بالاتر بود (88/212 گرم). ضخامت چربی زیرپوستی در گوسفندان تغذیه شده با سیلاژهای حاوی 75/0 و بدون اوره، به گونه ای معنی دار (01/0&gt;P) بیشتر شد. به نظر می رسد که بازده غذایی با افزودن اوره بهبود یابد. نتایج نشان می دهد که ارزش غذایی ذرت با افزودن 5/0 درصد اوره افزایش می یابد. &lt;/p&gt;</description>
						<author>ابراهیم  روغنی حقیقی  فرد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر اسیداسکوربیک و مونو و دی‌ گلیسرید بر کیفیت نان تافتون</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=75&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در سال های اخیر کیفیت نان های ایرانی به شدت کاهش یافته است. یکی از دلایل آن مناسب نبودن کیفیت آردهای موجود در کشور می باشد، که باید به کمک روش های ویژه ای بهبود یابد. در این پژوهش تأثیر دو بهبود دهنده اسیداسکوربیک، در سه سطح 20، 40 و 60 قسمت در میلیون، و منو و دی گلیسرید، در سه سطح 5/0، 1 و 5/1 درصد، بر سه آرد تهیه شده از سه رقم گندم روشن، مهدوی و قدس، تولید شده در منطقه اصفهان بررسی گردید. نتـایج آزمایش های رئولوژیک خمیـر نشان داد که اسیداسکوربیک و منـو و دی گلیسرید در بهبـود ویـژگی های رئـولوژیک خمیـر اثر چشم گیری دارند، به گونه ای که باعث افزایش پایداری خمیر در برابر آمیختن، افزایش کشش خمیر، افزایش ضریب پایداری خمیر، و افزایش انرژی مورد نیاز برای رسم منحنی اکستنسوگرام می گردند. ضمن این که اثر اسیداسکوربیک در بهبود ویژگی های رئولوژیک خمیر به مراتب بیشتر از اثر منو و دی گلیسرید می باشد. نتایج آزمون بیاتی نشان می دهد که منو و دی گلیسرید نقش بسزایی در به تعویق انداختن بیاتی دارد، و اسیداسکوربیک نیز کم و بیش در به تعویق انداختن بیاتی مؤثر است. بررسی ها نشان می دهد که استفاده از دو بهبود دهنده اسید اسکوربیک در سطح 60 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم آرد، و منو و دی گلیسرید حداکثر در سطح 5/0 درصد، می تواند در افزایش کیفیت نان تافتون نقش بسزایی داشته باشد. </description>
						<author>ابوالقاسم  عبدالله زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نقش نر سترون شده توسط پرتو گاما در مدیریت تلفیقی کنترل شب پره بزرگ موم &lt;span dir=ltr&gt;[&lt;i&gt;Galleria mellonella&lt;/i&gt; L. (Lep., Pyralidae)]&lt;/span&gt; </title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=76&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;کنترل شب پره بزرگ موم توسط روش نرسترونی با استفاده از پرتو گاما، و روش شیمیایی بررسی و مقایسه گردید. به منظور تعیین دوز مناسب پرتو گاما در سترون نمودن شفیره های نر شب پره بزرگ موم، آزمایشی در چارچوب طرح کامل تصادفی با پنج تیمار صفر، 250، 300، 350 و 400 گری) در سه تکرار انجام شد. بررسی نتایج مشخص نمود که بهترین دوز سترون کننده، دوز 350 گری پرتو گاما می باشد. برای مشخص نمودن نسبت رهاسازی نرهای سترون به نرهای سالم در برابر تعداد مساوی از حشرات ماده طبیعی، آزمایشی در چارچوب طرح کامل تصادفی با پنج تیمار (1:1:1؛ 1:1:2؛ 1:1:3؛ 1:1:4؛ 1:1:5) در سه تکرار انجام گرفت. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;نتایج به دست آمده نشان داد چنانچه نسبت رهاسازی نرهای سترون در جمعیت های سالم 1:1:4 باشد، نتیجه مطلوب حاصل می گردد. به منظور بررسی امکان بکرزایی این حشره، طرح آزمایشی کامل تصادفی با دو تیمار (ماده های باکره و ماده های جفت گیری نموده)، در سه تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که حشره ماده توانایی بکرزایی ندارد. بـرای مقایـسه عملکرد روش کـنترل نـرسترونی بـا روش شیمیایـی، آزمایشی بـا سه تیـمار و سه تـکرار در انبـارهای موم بـه ابعاد 100×115×176 سانتی متر، که هر کدام حاوی 20 شان سیاه رنگ در یک کندوی دوطبقه و عاری از هر گونه آلودگی بود، انجام گردید. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;تیمارهای آزمایشی شامل کنترل به روش نرسترونی، شیمیایی و بدون کنترل بود. برای کنترل شیمیایی، به ازای هر متر مکعب فضا یک قرص سه گرمی فستوکسین 56%، و برای تیمار نرسترونی به نسبت رهاسازی (1:1:4) در هر انبار، 134 نرسترون، 33 نر سالم و 33 ماده سالم استفاده شد. پس از بررسی میزان کنترل در روش های مختلف، مشخص شد که به احتمال 95% بین کنترل شیمیایی و کنترل ژنتیکی (نرسترونی) این آفت تفاوتی وجود ندارد. &lt;/p&gt;</description>
						<author>رحیم  عبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر رژیم غذایی و مدت ذخیره‌ سازی بر طول عمر و کارایی زنبور پارازیتویید &lt;i&gt;Encarsia formosa&lt;/i&gt; Gahan</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=77&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;با توجه به اهمیت و توانایی زیاد زنبور پارازیتویید (&lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;Encarsia formosa&lt;/span&gt; Gahan (Hymenoptera: Aphelinidae در کنترل مگس سفید گلخانه (&lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;Trialeurodes&lt;/span&gt; &lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;vaporariorum &lt;/span&gt;Westwood (Homoptera: Aleyrodidae، تأثیر رژیم های غذایی گوناگون، و نیز ذخیره سازی پارازیتویید فوق در دمای کم، بر طول عمر و کارایی آن بررسی گردید. اختلاف میانگین طول عمر این پارازیتویید میان تیمارهای محلول 15% آب و عسل، محلول 10% آب و عسل، محلول 15% ساکارز و عسلک مگس سفید گلخانه از یک سو، با تیمارهای آب مقطر و شاهد (بدون آب و ماده غذایی) از سوی دیگر، در سطح 1% معنی دار بود. تغییر در غلظت محلول آب و عسل به میزان 5%، تأثیری در طول عمر پارازیتویید نداشت. نبودن اختلاف معنی دار بین میانگین تیمارهای عسلک و ساکارز 15% احتمالاً به خاطر تشابه نسبی این دو ماده از نظر ارزش غذایی است.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;direction: rtl&quot;&gt; ذخیره سازی پوره های پارازیته مگس سفید گلخانه حاوی شفیره های 1-2 روزه پارازیتویید در دمای 1± 8 درجه سانتی گراد بر درصد خروج و کارایی زنبورهای حاصل تأثیر داشت. چهار تیمار، شامل شفیره های زنبور درون پوره های سن چهارم مگس سفید گلخانه در دمای 1± 8 درجه سانتی گراد بـرای مدت 5، 15، 25 و 35 روز ذخیره شدند. تـیمار شاهد شامل شفیره هـایی بـود کـه در دمای معمولی اتـاق (4± 24 درجه سانتی گراد) تا زمان خروج حشرات کامل پارازیتویید نگهداری می شد. پوره های میزبان توسط حشرات کامل پارازیتویید حاصل از تمام تیمارها پارازیته شدند. میانگین شمار پوره های پارازیته در تیمارهای 5 و 15 روز شاهد، در سطح آماری 1% اختلاف معنی دار نشان نداد. &lt;/p&gt;</description>
						<author>بیژن  حاتمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر ویژگی‌های میزبان ، ارتفاع و جهت شیب بر شدت زنگ بنه در جنگل‌های بنه فیروزآباد</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jstnar/browse.php?a_id=78&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;در یک بررسی صحرایی در جنگل تحقیقاتی بنه فیروزآباد به وسعت تقریبی 12000 هکتار، و با آمیزشی از روش های آماربرداری سیستماتیک و تصادفی، اثر ارتفاع محل رویشگاه از سطح دریا و جهت شیب غالب آن، جنسیت و سن گیاه میزبان، و سطح تاج پوشش، بر شدت وقوع بیماری زنگ بنه (&lt;span style=&quot;font-style: italic&quot;&gt;Pileolaria terebinthi&lt;/span&gt;) بررسی گردید.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;direction: rtl&quot;&gt; شدت آلودگی زنگ بنه با افزایش سن گیاه کاهش می یابد. درختان ماده به مراتب بیشتر از درختان نر به بیماری مبتلا می شوند، و شدت آلودگی در ارتفاعات بیش از 2000 متر بسیار کم می شود. جهت شیب غالب رویشگاه و سطح پوشش تاجی اثری بر شدت آلودگی نداشت. میان سن و ارتفاع رویشگاه از سطح دریا با شدت آلودگی هم بستگی منفی دیده شد، در حالی که میان سطح پوشش تاجی و شدت آلودگی هم بستگی معنی دار آماری وجود نداشت. با آنالیز رگرسیون، وجود رگرسیون خطی میان متغیر وابسته و متغیرهای مستقل سن، جنسیت (نر و ماده) و ارتفاع رویشگاه از سطح دریا مشخص گردید. &lt;/p&gt;</description>
						<author>حبیب  الله  حمزه زرقانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
