۵ نتیجه برای محمد کافی
احمد نظامی، عبدالرضا باقری، حمید رحیمیان، محمد کافی، مهدی نصیری محل،
جلد ۱۰، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۸۵ )
چکیده
این آزمایش با هدف بررسی امکان ارزیابی تحمل به یخ زدگی گیاه نخود در شرایط کنترل شده با استفاده از دو ژنوتیپ متحمل به سرما (MCC۴۲۶ و MCC۲۵۲) و یک ژنوتیپ حساس به سرما (MCC۵۰۵) اجرا شد. ترکیب ژنوتیپ و خوسرمایی (خوسرمایی و عدم خوسرمایی) در پلات اصلی و درجه حرارتهای صفر، ۴- ، ۸- ، ۱۲- ، ۱۶- و ۲۰- درجه سانتیگراد به عنوان پلات فرعی در نظر گرفته شدند. از نظر درصد بقای پس از اعمال تیمارهای یخ زدگی تفاوت بین ژنوتیپها معنی دار بود (۰۵/۰ ≥ P). بر اساس میانگین دادههای حاصل از اثرات خوسرمایی و دماهای یخ زدگی، درصد بقای ژنوتیپهای MCC۴۲۶ و MCC۲۵۲ به ترتیب ۴۱ و ۳۲ درصد بیشتر از ژنوتیپ MCC۵۰۵ بود. دمای کشنده برای ۵۰ درصد گیاهان (LT۵۰) و دمایی که سبب ۵۰ درصد کاهش در وزن خشک گیاه شد (DMT۵۰) در ژنوتیپ MCC۴۲۶ به ترتیب ۸/۱۰- و ۴/۸- درجه سانتیگراد و پایینتر از ژنوتیپ حساس (MCC۵۰۵) بود. با افزایش شدت یخ زدگی رشد گیاه در دوره بازیافت شدیدا کاهش یافت، به نحوی که در دمای ⁰C -۱۲وزن خشک گیاه و ارتفاع ساقه نسبت به تیمار صفر درجه سانتیگراد به ترتیب ۶۳ و۶۶ درصد کاهش یافت. بیشترین خسارت یخ زدگی در ژنوتیپ حساس به سرما (۵۰۵ MCC) مشاهده شد به صورتیکه تیمار دمایی ⁰C -۱۲ سبب کاهش وزن خشک گیاه و ارتفاع این ژنوتیپ به میزان حدود ۹۰ درصد شد، در حالیکه در این تیمار دمایی در ژنوتیپ MCC۴۲۶ وزن خشک و ارتفاع گیاه به ترتیب ۵۵ و ۴۹ درصد و در ژنوتیپ MCC۲۵۲ به ترتیب ۶۰ و ۵۴ درصد کاهش یافت. به نظر میرسد که استفاده از شرایط کنترل شده در تخمین LT۵۰ و DMT۵۰ برای ارزیابی تحمل به یخ زدگی در ژرم پلاسم نخود امکان پذیر است و در برنامههای اصلاحی از این روش میتوان برای به گزینی لاینها استفاده کرد.
محمد جواد ثقهالاسلامی، محمد کافی، اسلام مجیدی هروان، قربان نورمحمدی، فرخ درویش،
جلد ۱۱، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۸۶ )
چکیده
به منظور بررسی واکنش ارزن معمولی به تنش خشکی در مراحل مختلف رشد، چهار ژنوتیپ اصلاح شده ارزن معمولی به همراه یک ژنوتیپ از توده محلی بیرجند انتخاب شده، در قالب یک طرح اسپلیت پلات با پنج تیمار آبیاری و سه تکرار در دو منطقه بیرجند و سربیشه (استان خراسان جنوبی) کاشته شد. تیمارهای آبیاری که در کرتهای اصلی قرار داشت عبارت بود از: شاهد، تنش در مرحله رویشی، تنش در مرحله ظهور خوشه، تنش در مرحله پرشدن دانه و تنش در دو مرحله رویشی و پرشدن دانه. ژنوتیپهای ارزن در کرتهای فرعی قرار داشتند. تنش خشکی در مرحله ظهور خوشه باعث بیشترین کاهش در عملکرد دانه و بازده استفاده از آب شد. کاهش عملکرد عمدتاً از طریق کاهش تعداد دانه در خوشه و کاهش وزن هزار دانه ایجاد شد و تعداد خوشه در متر مربع بین تیمارهای تنش تفاوت زیادی نداشت. اعمال تنش در مرحله رویشی تأثیری بر عملکرد و اجزای عملکرد نداشت. اعمال تنش در مرحله ظهور خوشه به دلیل اثر روی سقط گلها و وزن هزار دانه سبب کاهش شاخص برداشت خوشه در بوته و شاخص برداشت دانه در خوشه گردید. مقایسه ژنوتیپها نشان میدهد ژنوتیپ K-C.M,۴ از طریق تولید تعداد خوشه بیشتر و ژنوتیپ K-C.M.۹ از طریق تولید دانههای سنگین تر دارای عملکرد دانه بیشتری بودند. همین ژنوتیپها بیشترین بازده استفاده از آب را نیز داشتند و شاخص برداشت اجزای مختلف آنها نیز به طور نسبی بیشتر بود. به لحاظ شوری آب مورد استفاده در آبیاری و حاصلخیزی کم خاک در بیرجند، عملکرد ژنوتیپهای مختلف در این منطقه کمتر از سربیشه بود. در مجموع میتوان گفت در این آزمایش ژنوتیپ K-C.M.۴ برای هر دو منطقه مناسب تر بود.
حمید رضا عشقی زاده ، امیرحسین خوشگفتارمنش، پرویز احسانزاده، محمد کافی،
جلد ۱۵، شماره ۵۷ - ( علوم و فنون كشاورزي و منابع طبيعي، علوم آب و خاك -پاییز ۱۳۹۰ )
چکیده
ویژگیهای فلورسانس کلروفیل برگ و رشد چهار دورگه ذرت شامل دو دورگه ذرت شیرین (Zea mays L. cv. Saccharata) سینگل کراس کرج ۴۰۳ و ۴۰۴ و دو دورگه ذرت دانهای (Zea mays L.) سینگل کراس ۵۰۰ و ۷۰۰ در دو سطح آهن شامل ۵ و ۵۰ میکرو-مولار از منبع FeEDTA و دو سطح روی شامل صفر و ۲ میکرومولار از منبع سولفات روی در محلول غذایی بررسی شد. این مطالعه به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در سه تکرار در پاییز سال ۱۳۸۵ در گلخانه تحقیقاتی مرکز پژوهشی کشت بدون خاک دانشگاه صنعتی اصفهان در محیط هیدروپونیک انجام شد. نتایج نشان داد که افزایش غلظت آهن محلول غذایی از ۵ به ۵۰ میکرومولار، مقادیر فلورسانس کمینه (F۰)، فلورسانس بیشینه (Fm) و کارایی کوانتومی فتوسیستم II (Fv/Fm) را به ترتیب حدود ۴۸٪، ۹۶٪ و ۱۲۳٪ افزایش داد. این مقادیر همچنین تحت تأثیر نوع نژادگان مورد مطالعه بود به گونهای که بین آنها از نظر F۰ و Fv/Fm در سطح احتمال ۱٪ و از نظر Fm در سطح احتمال ۵٪ تفاوت معنیدار دیده شد. کمبود آهن به شکل معنیداری (۰۵/۰P<) وزن خشک ریشه دورگههای مورد مطالعه را کاهش داد. همچنین کمبود روی منجر به کاهش معنیدار وزن خشک ریشه دورگههای ۵۰۰ و ۴۰۳ شد در حالی که تفاوت معنیداری در مورد دورگههای ۷۰۰ و ۴۰۴ مشاهده نگردید. نتایج این مطالعه نشان داد که تحمل به کمبود آهن و روی در دورگههای مورد مطالعه تفاوت چشمگیری داشت. بر اساس نتایج به دست آمده از ویژگیهای رشد و فلورسانس کلروفیل برگ دورگههای مورد مطالعه، دو دورگه ذرت دانهای به کمبود آهن و روی در محلول غذایی متحملتر از دو دورگه ذرت شیرین بودند. به نظر میرسد که ویژگیهای فلورسانس کلروفیل بتواند به عنوان یک شاخص مناسب در غربال دورگههای متحمل به کمبود روی و به ویژه کمبود آهن مورد استفاده قرار گیرد
حمیدرضا فنایی، محمد گلوی، محمد کافی، احمد قنبری بنجار، امیرحسین شیرانی راد،
جلد ۱۵، شماره ۵۷ - ( علوم و فنون كشاورزي و منابع طبيعي، علوم آب و خاك -پاییز ۱۳۹۰ )
چکیده
به منظور ارزیابی تنش خشکی و مقادیر مختلف پتاسیم بر تجمع اسمولیتها و کلروفیل دو گونه کلزا و خردل هندی آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار با استفاده از سه رژیم آبیاری (آبیاری پس از۵۰ (شاهد)، ۷۰ و ۹۰ درصد تخلیه رطوبتی خاک)، سه میزان پتاسیم مصرفی(صفر، ۱۵۰ و ۲۵۰ کیلوگرم سولفات پتاسیم در هکتار) و دو گونه کلزا (هیبرید هایولا ۴۰۱) و خردل(توده بومی) در ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی زهک، استان سیستان و بلوچستان در سال زراعی ۸۸-۸۷ اجرا شد. تنش خشکی سبب افزایش محتوای پرولین و هیدراتهای کربن محلول در برگ در هر دو گونه کلزا و خردل هندی شد. محتوای پرولین در تیمار شاهد در مراحل مختلف رشد کمتر از گیاهان دچار تنش بود. پس از انجام هر آبیاری نیز میزان پرولین به مقدار زیادی کاهش یافت. توده بومی خردل توانایی بالاتری در تجمع مواد اسمولیتی به ویژه هیدراتهای کربن محلول نسبت به هیبرید هایولا ۴۰۱ کلزا نشان داد. تنش کم آبی موجب کاهش مقدار کلروفیل a، b و کلروفیل کل برگ شد، ولی با کاربرد پتاسیم میزان رنگیزههای فتوسنتزی افزایش یافت. بالاترین محتوای رنگیزههای کلروفیلی در مرحله گلدهی مشاهده شد. مصرف پتاسیم در شرایط تنش رطوبتی منجر به کاهش در تولید پرولین و افزایش محتوای هیدراتهای کربن محلول در برگ شد. عملکرد دانه با محتوی پرولین و هیدراتهای کربن محلول در برگ همبستگی منفی و با کلروفیل a و b همبستگی مثبت داشت. از نتایج این پژوهش میتوان نتیجهگیری کرد، که تنظیم اسمزی یک مکانیسم مهم در گونههای جنس براسیکا تحت تنش خشکی است و این که ترکیبات آلی و معدنی مانند پرولین، هیدراتهای کربن محلول و پتاسیم برگ نقشهای کلیدی از این جهت بازی میکنند.
امیر حقوردی، بیژن قهرمان، محمد کافی، کامران داوری،
جلد ۱۵، شماره ۵۸ - ( علوم و فنون كشاورزي و منابع طبيعي، علوم آب و خاک-زمستان ۱۳۹۰ )
چکیده
هدف از این آزمایش بررسی کاربرد آزمایش گزینش (مرحله صفر روش رویه پاسخ) در تحلیل توأم تنش شوری و کم آبی گندم بهاره در منطقه مشهد و اشتقاق توابع تولید محصول است. آزمایش در سال زراعی ۸۹-۱۳۸۸ در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. دو منبع آب با سطوح شوری بدون محدودیت شوری (شوری ۵/۰ دسی زیمنس بر متر) و با شوری ۱۰ دسی زیمنس بر متر برای آبیاری انتخاب شدند. آزمایشی فاکتوریل با چهار متغیر، میزان آب آبیاری در مراحل مختلف رشد، بدون تکرار و در دو سطح از هر متغیر، ۲۰ و ۱۰۰ درصد نیاز آبی، انجام پذیرفت. نقاط مرکزی فضای آزمایشی با دو تکرار جهت برآورد انحنا در رویه پاسخ برازش داده شده اضافه شد. نتایج نشان داد که تأثیرگذارترین متغیر در میزان محصول، میزان آب آبیاری در مرحله خوشهدهی و گلدهی بود. توابع تولید برازش داده شده با ضریب همبستگی ۹۹/۰ و ۹۵/۰ قادر به تخمین میزان محصول در کرتهای آبیاری شده با آب شیرین و شور بودند. به طور کلی نتایج بهدست آمده کارایی آزمایش گزینش را در تعیین اهمیت نسبی متغیرها و حذف متغیرهای کم تأثیر اثبات نمود.