25 نتیجه برای حاتمی
بیژن حاتمی، جهانگیر خواجه علی، محمدرضا سبزعلیان ،
جلد 12، شماره 45 - ( پاییز 1387 )
چکیده
گیاه گلرنگ، با داشتن روغنی با اسیدهای چرب غیراشباع بسیار با ارزش میباشد، ولی حساسیت این گیاه به برخی آفات از جمله مگس گلرنگ(Acanthiophilus helianthi) به ویژه در شرایط تنش خشکی منجر به محدودیت تولید آن شده است. به منظور بررسی اثر تنش خشکی بر جمعیت و میزان خسارت آفات گلرنگ به ویژه مگس گلرنگ آزمایشی در شرایط مزرعه با پنج تیمار آبیاری شامل 50، 70، 90، 110و130 میلیمتر تبخیر از تشت تبخیر کلاس A در یک طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار روی توده محلی گلرنگ به نام کوسه انجام شد. در هر سطح تنش آبیاری، نصف یک کرت با حشره کش کلرپیریفوس با غلظت 2 در هزار به صورت موضعی سمپاشی گردید تا با حالت سمپاشی نشده مقایسه گردد. در مدت هشت هفته جمعیت آفاتی مانند شته Uroleucon carthami، زنجرک Empoasca decipiens و مگس گلرنگ و نیز درصد خسارت غوزههای گلرنگ توسط مگس گلرنگ اندازهگیری گردید. نتایج نشان داد که در شرایط سمپاشی نشده حداکثر میزان جمعیت مگس گلرنگ (38/2 مگس در هر تور) و شته (57/165 شته در بوته) در شرایط تنش خشکی شدید(130 میلیمتر تبخیر از تشت تبخیر) وجود دارد. تنش خشکی کاهش عملکرد دانه گلرنگ را نیز به همراه داشت. تنش خشکی شدید به همراه شرایط سمپاشی نشده موجب افزایش جمعیت آفات گلرنگ بخصوص مگس گلرنگ و کاهش23/30 درصدی عملکرد آن گردید. با این حال تنش اندک خشکی 70 میلیمتر تبخیر از تشت تبخیر علاوه بر این که کاهش نسبی جمعیت حشرات را به همراه داشت، در مصرف آب نیز صرفه جویی می شد. همچنین در این بررسی جمعیت زنجرک تحت تأثیر تنش خشکی کاهش یافت. حداقل خسارت مگس گلرنگ از نظر درصد آلودگی غوزه در شرایط عدم سمپاشی ( 86/15 درصد) و حداکثر عملکرد در شرایط سمپاشی شده(5/1687 کیلوگرم در هکتار) نیز در آبیاری با 70 میلیمتر تبخیر از تشت تبخیر حاصل شد.
محسن مهرپرور، مصطفی مبلی، بیژن حاتمی،
جلد 12، شماره 45 - ( پاییز 1387 )
چکیده
گل رز (.Rosa spp) به دلیل زیبایی، پایداری، طولانی بودن دوران گلدهی و وجود رقمهای متفاوت، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. شته گلسرخ (Macrosiphum rosae) مهمترین آفت گل رز بوده و سالانه خسارت اقتصادی بسیاری را وارد میآورد. شدت آلودگی چهار رقم گلرز شامل Noa ، Caramba ، Black Magicو Good Life و نسترن به شته گلسرخ در شرایط طبیعی شهر اصفهان به مدت یک سال در یک طرح کرتهای خرد شده در زمان در قالب بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار مطالعه شد. در این مدت تغییرات فصلی جمعیت و میزان آلودگی رقمهای گل رز و نسترن به شته فوق با نمونهبرداریهای هفتگی بررسی شد. پس از جمعآوری داده ها و تجزیه و تحلیل آنها مشخص شد که از نظر شدت آلودگی بین رقمهای مختلف تفاوت معنیداری وجود دارد (01/0>P)، به طوری که رقم Noa (با گلهای صورتی) دارای بیشترین آلودگی به شته گلسرخ (با میانگین تعداد 23/12 ± 0/036عدد شته) و رقم Caramba (با گلهای زرد لیمویی) دارای کمترین آلودگی (با میانگین تعداد 6/46 ± 0/036عدد شته) بودند، در حالی که آلودگی روی نسترن نیز در حد پایین (با میانگین تعداد 8/76 ± 0/036عدد شته) بود. زمانهای مختلف نمونهبرداری با هم اختلاف معنیداری(01/0>P) نشان دادند. همچنین اثر متقابل رقم و زمان نمونهبرداری نیز معنیدار (01/0>P) شد، بهطوری که واکنش ارقام نسبت به شته (تعداد پورهها، افراد بالغ یا مجموع هر دو) در طول زمان یکسان نبود. تغییرات فصلی جمعیت شته گلسرخ نشان داد که این شته در طول سال دارای دو اوج جمعیتی در ماه های اردیبهشت و آذر میباشد. فعالیت شته گلسرخ در بهار که مصادف با رشد سریع و شادابی سرشاخه ها میباشد موجب ضعف شدید گیاه و مانع از باز شدن غنچهها میشود.
حدیث حاتمی، علیرضا کریمی، امیر فتوت، حسین خادمی،
جلد 18، شماره 69 - ( مجله علوم و فنون كشاورزي و منابع طبيعي-علوم آب و خاك-پاييز- 1393 )
چکیده
اسیدهای آلی در افزایش زیست فراهمی عناصر غذایی خاک نقش مهمی دارند. این مطالعه بهمنظور تعیین تأثیر غلظتهای مختلف اسید اگزالیک در آزادسازی شکلهای محلول، تبادلی و غیرتبادلی پتاسیم در برخی از کانیهای میکایی و فلدسپات پتاسیم و بررسی روند آزادسازی پتاسیم در طول زمان، انجام شد. آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با آرایش فاکتوریل شامل پنج نوع کانی (بیوتیت، فلوگوپیت، موسکویت، فلدسپاتزنجان و فلدسپاتیزد)، چهار غلظت اسیداگزالیک (صفر، 1، 10 و 100 میلیمولار)، چهار زمان (5 ساعت، 20، 60 و 90 روز) و در دو تکرار انجام شد. کانیهای موردمطالعه (کوچکتر از 50 میکرون) تحت تأثیر اسید اگزالیک با غلظتهای مختلف در دورههای زمانی گفته شده قرار گرفتند. مقدار پتاسیم محلول، تبادلی و غیرتبادلی آزاد شده در این کانیها، با استفاده از دستگاه فلیم فتومتر اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که از بین غلظتهای مختلف اسید اگزالیک، بیشترین غلظت اسید (100 میلیمولار) توانسته است بیشترین مقدار پتاسیم محلول، تبادلی و غیرتبادلی را در تمام کانیها آزاد نماید. بیشترین میزان پتاسیم محلول بهمقدار 86/0 گرم بر کیلوگرم از کانی فلوگوپیت و بیشترین پتاسیم تبادلی و غیرتبادلی بهترتیب، به میزان 56/1 و 64/29 گرم بر کیلوگرم از کانی بیوتیت آزاد شد. کانی موسکویت با مقادیر 19/0، 34/0 و 41/1 گرم بر کیلوگرم بهترتیب کمترین آزادسازی پتاسیم محلول، تبادلی و غیرتبادلی را در بین کانیهای مورد مطالعه داشت. بهطور کلی روند رهاسازی پتاسیم از کانیها دارای دو فاز مشخص رهاسازی سریع در مراحل اولیه و رهاسازی با سرعتی کمتر تا انتهای آزمایش میباشد. پیشنهاد میشود که در پژوهشهای بعدی، بازه زمانی طولانیتری برای رهاسازی پتاسیم در نظر گرفته شود.
جهانگیر خواجه علی، مهناز کهنسال، بیژن حاتمی، مصطفی مبلی،
جلد 22، شماره 2 - ( علوم آب و خاک - علوم و فنون کشاورزی و منابع طبیعی- تابستان 1397 )
چکیده
زنجرک مو (Arboridia kermanshah) مهمترین آفت مو از نظر اقتصادی در اصفهان است. تأثیر دو رژیم آبیاری معمولی (100 لیتر برای هر بوته در هفته) و حداقل (100 لیتر برای هر بوته در هر دو هفته یکبار) بر نوسانات فصلی، میزان خسارت و درصد پارازیتیسم تخم جمعیت زنجرک مو A. kermanshah روی ارقام یاقوتی سفید، ریشبابا سیاه، ریشبابا سفید، عسکری و شاهانی در طرح بلوک کامل تصادفی در قالب کرتهای خرد شده در سه تکرار در سالهای 1384 و 1385 در دانشگاه صنعتی اصفهان، بررسی شد. نمونهبرداری از حشرات کامل و پورههای زنجرک مو با دستگاه مکنده (D-VAC) بهصورت هفتگی صورت گرفت. تخم های سالم و پارازیته هر هفته، با نمونهبرداری از برگ در سه ارتفاع از تاج گیاه در هر کرت شمارش شدند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که تراکم جمعیت، درصد خسارت زنجرک مو و درصد پارازیتیسم تخم آن در هر دو سال مطالعه در کرتهای با آبیاری معمولی، بیشتر از کرتهای با آبیاری حداقل بود. حداکثر تراکم حشره کامل و پوره در خردادماه و اوایل تیرماه روی رقم یاقوتی سفید مشاهده شد. بیشترین میزان تراکم تخم و درصد پارازیتیسم بهترتیب در خرداد و ماههای مهر و آبان روی رقم ریشبابا سیاه در آبیاری معمولی بود. حداکثر خسارت روی رقم یاقوتی سفید در مرداد و شهریور و حداقل خسارت روی ارقام عسکری و شاهانی هر دو در رژیم آبیاری معمولی حاصل شد.
محمد شایان نژاد، الهام فاضل نجف آبادی، فهیمه حاتمیان جزی،
جلد 29، شماره 3 - ( علوم آب و خاک-پاییز 1404 )
چکیده
باتوجه به نیاز روزافزون به منابع آب و کاهش منابع آب سطحی، آگاهی از کیفیت منابع آب سطحی از نیازهای مهم در برنامهریزی، توسعه و حفاظت از منابع آب به شمار میرود. این پژوهش با هدف مدلسازی شاخص کیفیت آب (ویژگی پرکاربرد تعیین کیفیت آب) به کمک مدلهای یادگیری ماشین جنگل تصادفی و ماشین بردار پشتیبان در رودخانه زایندهرود انجام شده است. باتوجه به تعدد شاخصهای کیفیت آب، در این پژوهش از شاخص NSFWQI استفاده شد. ابتدا این شاخص محاسبه و در ادامه، از دادههای ورودی شامل ویژگیهای کیفی آب 8 ایستگاه در یک دوره ۳۱ساله و شاخص کیفیت آب رودخانه استفاده شد. در این پژوهش در مرحله آموزش 80 درصد دادهها و در مرحله ارزیابی 20 درصد باقیمانده استفاده شده و بر اساس نتایج معیارهای ارزیابی R2، CRMو NRMSE مدل بهینه انتخاب شد. نتایج نشان داد در چهار ایستگاه الگوریتم ماشین بردار پشتیبان (-0/003122<0/982 ) و در چهار ایستگاه الگوریتم جنگل تصادفی (-0/001142<0/999) عملکرد بهتری نشان داد. همچنین نتایج نشان داد که برای صرفهجویی در زمان و هزینه، سری شماره 3 (شامل سه ویژگی هدایت الکتریکی، کل مواد جامد محلول و سختی کل) بهمنظور برآورد شاخص کیفیت آب بهترین ترکیب بوده است.