87 نتیجه برای دما
ساره فراحی، محسن حمیدپور، حسین شیرانی، حسین دشتی، محمد حشمتی،
جلد 17، شماره 66 - ( 11-1392 )
چکیده
این تحقیق بهمنظور بررسی اثر مونتموریلونیت طبیعی و اصلاح شده با پلیاکریلآمید بر جذب کادمیم از محلولهای آبی انجام شد. تمامی آزمایشهای همدماهای جذب در 1/0 5/5pH=، در الکترولیت زمینه نیترات کلسیم و در 7 سطح غلظت کادمیم (5/1 تا 10 میلیگرم در لیتر) انجام گرفت. مطالعات جذب وابسته به pH در محدودهی pH بین 4 تا 5/8 انجام شد. غلظت کادمیم بهکار رفته در آزمایشهای جذب وابسته به pH ، 10 میلیگرم در لیتر بود. پس از رسم نمودار همدماهای جذب، مدلهای فروندلیچ، لانگمویر و کوبله- کوریگان بر دادهها برازش داده شدند. همدماهای جذب کادمیم تحت تأثیر پلیاکریلآمید قرار گرفتند. مدلهای فروندلیچ، لانگمویر و کوبله-کوریگان جذب کادمیم را در تمامی سیستمهای مورد بررسی، بهخوبی توصیف کردند؛ ولی مدل کوبله-کوریگان با بیشترین ضریب تبیین (R2) و کمترین خطا (SEE) بهترین برازش را بر دادهها داشت. مقادیر ضریبA همدمای کوبله-کوریگان به ترتیب 4/0 و 94/0 در سوسپانسونهای حاوی مونتموریلونیت طبیعی واصلاح شده بودکه نشان دهنده افزایش تمایل کادمیم برای جذب روی سطوح مونتموریلونیت در حضور لیگاند پلیاکریلآمید میباشد. حداکثر ظرفیت جذب کانیها (qmax)تعیین شده به وسیله مدل لانگمویر برای کانیهای مونتموریلونیت طبیعی واصلاح شده به ترتیب 6/0 و 7/0 میلیگرم بر گرم بود. نتایج مطالعات جذب وابسته به pH نشان داد که با افزایشpH ، میزان جذب کادمیم بهوسیله مونتموریلونیت طبیعی افزایش یافت، در حالیکه توسط مونتموریلونیت اصلاح شده کاهش یافت.
عبدالرحمان محمدخانی، محمدرضا نوریامامزادهای، اعظم میرجلیلی،
جلد 17، شماره 66 - ( 11-1392 )
چکیده
در این پژوهش اثر چهار تیمار آبیاری موضعی ریشه (FULL, 1PRD50, 2PRD50, 3PRD50) بر تولید میوه و راندمان مصرف آب گوجه فرنگی در یک طرح کاملاً تصادفی در پنج تکرار مورد بررسی قرار گرفت. در تیمار شاهد (FULL)، کل آب مورد نیاز گیاه بهطور یکنواخت در تمام محیط ریشه بهکار برده شد. در تیمارهای 1PRD50، 2PRD50 و 3PRD50 ریشهها به دو ناحیه مجزا از هم تقسیم و به اندازه 50 درصد تیمار شاهد به ترتیب یک، دو و سه مرتبه یک طرف ریشه بهطور متوالی آبیاری شد. نتایج شان داد، بیشترین میانگین وزن میوه در تیمار آبیاری کامل (44/43 گرم) و کمترین آن در تیمار PRD50 3 (57/24 گرم) دیده شد. بیشترین قطر (1/43 میلیمتر) و تعداد میوه (46 عدد) در تیمار شاهد و کمترین این ویژگیها ( بهترتیب 6/15 میلیمتر و 20 عدد) در تیمار 3PRD50 دیده شد. بیشترین عملکرد میوه و عملکرد بازار پسند در تیمار شاهد و سپس در تیمار آبیاری بخشی متناوب (1PRD50) حاصل شد. بیشترین راندمان مصرف آب در تیمار آبیاری موضعی متناوب ریشه (48 درصد بیش از شاهد) و کمترین آن در تیمار 3PRD50 (27 درصد کمتر از شاهد) ملاحظه شد. در کل آبیاری بخشی متناوب (1PRD50) برای تولید گوجهفرنگی قابل توصیه است.
عیسی معروف پور، مریم پروینی،
جلد 17، شماره 66 - ( 11-1392 )
چکیده
بخشی از طراحی سیستم آبیاری قطرهای را بررسی خصوصیات قطرهچکانها، عوامل مؤثر بر جریان آب در آنها و در نهایت انتخاب مناسبترین نوع قطرهچکان تشکیل میدهد. بدین منظور در این تحقیق، 9 نوع قطرهچکان تنظیمکننده فشار با کدهای A، B، C، D، E، F، G، M و N بر مدل فیزیکی آبیاری قطرهای ساخته شده در آزمایشگاه مورد آزمون قرار گرفت و اثر 4 دمای مختلف آب شامل 13، 23، 33 و 43 درجه سانتیگراد با فشارهای متفاوت در محدوده صفر تا 2/1 برابر فشار حداکثر، بر قطرهچکانها بررسی شد. آزمایشها براساس استاندارد ISO 9261 و استاندارد IRISI 6775مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران انجام شد. نتایج این تحقیق نشان داد که در تمامی دماهای ذکر شده هیچ قطرهچکانی در معادله دبی- فشار، توان بیشتر از 2/0 نداشت و همگی از نوع قطرهچکانهای تنظیمکننده فشار بودند. همچنین جز دو نمونه A و G که به لحاظ انعطافپذیری فشار، در درجه خوب بودند، سایر قطرهچکانها از انعطافپذیری خیلی خوب برخوردار بودند. اثر دما فقط روی دبی قطرهچکانهای F، M و N در سطح اطمینان 95 درصد معنیدار بوده، بهطوریکه قطرهچکان F کمترین حساسیت و قطرهچکان N بیشترین حساسیت را از خود نشان داده است و با افزایش دما میزان دبی قطرهچکانهای مذکور افزایش یافته بود.
فرزانه پولادی، محسن حمیدپور،
جلد 18، شماره 70 - ( 12-1393 )
چکیده
بهدلیل اینکه بور در محیطهای آبی (آب و محلول خاک) بهصورت گونهی بدون بار B(OH)3 و گونهی باردار منفی 𝐵(𝑂𝐻)4− میباشد، حذف آن از آب بسیار مشکل است. امروزه، بهمنظور اصلاح و افزایش ظرفیت جذب کانیها از لیگاندهای مختلف استفاده میشود. این تحقیق بهمنظور بررسی اثر زئولیت اصلاحشده با هگزادسیتریمتیلآمونیوم (HDTMA) بر جذب بور از محلولهای آبی در محدودهی pH بین 6 تا 5/9، و در دو سطح غلظت 5 و 15 میلیگرم بر لیتر بور انجام شد. همچنین اثر قدرت یونی و نوع کاتیون (06/0، 03/0 مولار نیترات کلسیم یا نیترات منیزیم) بر جذب بور در غلظت پنج میلیگرم بر لیتر مورد بررسی قرار گرفت. تمامی آزمایشهای همدمای جذب در pH، 1/0±5/9، در الکترولیت زمینهی نیترات کلسیم و در شش سطح غلظت بور (1 تا 15 میلیگرم بر لیتر) انجام گرفت. نتایج آزمایشات جذب وابسته به pH نشان داد که با افزایش pH، میزان جذب بور به وسیلهی کانی زئولیت اصلاحشده افزایش یافت و بیشترین جذب بور در pH، 5/9 صورت گرفت. میزان جذب بور در حضور کاتیون کلسیم نسبت به منیزیم بیشتر بود. نتایج همدماهای جذب نشان داد که مدلهای فروندلیچ و لانگمویر جذب بور را بهخوبی توصیف کردند، ولی مدل فروندلیچ با بیشترین مقدار ضریب تبیین (99/0R2=) و کمترین خطا (47/0SEE=) بهترین برازش را بر دادههای جذب زئولیت داشت. حداکثر ظرفیت جذب (qmax)، بهوسیلهی مدل لانگمویر برای کانی زئولیت اصلاحشده 120 میلیمول بر کیلوگرم تعیین شد.
مرضیه پیری، ابراهیم سپهر،
جلد 19، شماره 72 - ( 5-1394 )
چکیده
مواد هومیکی مهمترین بخش آلی خاک را تشکیل میدهند و دارای توانایی جذب فلزات میباشند. بهمنظور بررسی تأثیر اسیدهومیک بر رفتار جذب و واجذب روی، آزمایشی بهصورت پیمانهای Batch))برروی دو نوع خاک با درصدهای رس و آهک مختلف با سه سطح اسیدهومیک (صفر، 200، 500 میلیگرم بر لیتر) و 12 سری غلظتی روی (0 تا450 میلیگرم بر لیتر) در قدرت یونی ثابت 05/0 مولار NaCl انجام شد. برای تعیین واجذب روی از DTPA 005/0 مولار استفاده شد. دادههای جذب برروی معادلات لانگمویر، فروندلیچ و تمکین برازش داده شدند و بهطور نسبی معادله فروندلیچ برازش بهتری با دادههای جذب نشان داد (98/0-86/0=2R). نتایج نشان داد کاربرد اسیدهومیک باعث افزایش میزان جذب و واجذب روی در هر دو نمونه خاک میگردد. بهطوریکه کاربرد اسیدهومیک (500 میلیگرم بر لیتر) حداکثر جذب تکلایهای لانگمویر (qmax) را 8 الی 21 درصد و ظرفیت جذب فروندلیچ (Kf) را 73 الی 95 درصد افزایش داد. همچنین همه پارامترهای جذب شامل انرژی جذب لانگمویر (KL) و فاکتور شدت جذب فروندلیچ (n) و ضرایب تمکین (A، KT) با کاربرد اسیدهومیک افزایش یافتند. مقادیر پارامترهای جذب در خاک 1S (با مقادیر رس و کربنات کلسیم پایین) کمتراز خاک 2S (با مقادیر رس و کربنات کلسیم بالا) بهدست آمد. با افزودن اسیدهومیک (500 میلیگرم بر لیتر) میزان واجذب روی (Zn-DTPA) در خاک 1S از 513 به 711 میلیگرم بر کیلوگرم و در خاک 2S از 499 به 609 میلیگرم برکیلوگرم افزایش یافت.
محمدمهدی متینزاده، جهانگیر عابدی کوپایی، حامد نوذری، عدنان صادقی لاری، محمد شایاننژاد،
جلد 20، شماره 76 - ( 5-1395 )
چکیده
در این پژوهش، از یک مدل جامع شبیهسازی چرخه آب و دینامیک نیتروژن شامل تمام فرآیندهای مهم تغییر و تبدیلات نیتروژن شامل انحلال کود، نیتراتزایی، نیتراتزدایی، تصعید آمونیوم، معدنی شدن، عدم تحرک و همه مهمترین فرآیندهای انتقال نیتروژن شامل برداشت نیتروژن توسط گیاه، جذب آمونیوم توسط ذرات خاک، جریان روبه بالا، تلفات رواناب سطحی و تلفات ناشی از زهکشی، برای مدلسازی مدیریت کود در یکی از مزارع کشت و صنعت نیشکر امام خمینی بهروش رویکرد پویایی سیستم استفاده شد. جهت ارزیابی مدل از دادههای جمعآوری شده از سایت کشت و صنعت نیشکر امام خمینی با سیستم زهکشی و آب زیرزمینی کم عمق واقع در استان خوزستان استفاده گردید. تجزیه و تحلیل آماری بین مقادیر مشاهدهای و شبیهسازی شده نشان داد که میانگین ریشه مربعات خطا (RMSE) برای تعیین دقت شبیهسازی غلظت نیترات و آمونیوم در زهآب خروجی بهترتیب 73/1 و 48/0 میلیگرم بر لیتر است. نتایج نشان داد تطابق خوبی بین متغیرهای مشاهدهشده و شبیهسازی وجود دارد. نه سناریوی کوددهی در سطوح مختلف کود اوره شامل یک سناریوی 400 کیلوگرم در هکتار، دو سناریوی تقسیط 350 کیلوگرم در هکتار، دو سناریوی تقسیط 325 کیلوگرم در هکتار، دو سناریوی تقسیط 300 کیلوگرم در هکتار، یک سناریوی 280 کیلوگرم در هکتار و یک سناریوی 210 کیلوگرم در هکتار برای مزرعه مدلسازی گردید. نتایج مدلسازی نشان داد که سناریوی 210 کیلوگرم در هکتار دارای بیشترین راندمان مصرف نیتروژن بهمقدار 3/52 درصد و کمترین تلفات نیتروژن شامل نیتراتزدائی، تصعید آمونیوم و تلفات زهکشی بهترتیب برابر 82/17، 16/7 و 59/92 کیلوگرم در هکتار میباشد. همچنین، نتایج نشان داد که با افزایش مصرف کود اوره از مقدار 210 کیلوگرم در هکتار باعث افزایش مجموع تلفات نیتروژن و کاهش راندمان مصرف نیتروژن میشود. از این مدل میتوان برای مدیریت کود و کنترل غلظت نیترات وآمونیوم زهآب برای جلوگیری از آسیبهای زیستمحیطی به منابع پذیرنده این زهآبها استفاده نمود. همچنین، روش پویایی سیستم بهعنوانی روشی کارآمد، قابلیت شبیهسازی سیستم پیچیده آب- خاک- گیاه- زهکش را دارد.
نرگس ظهرابی، علیرضا مساح بوانی، الهه گودرزی، محمد حیدرنژاد،
جلد 20، شماره 77 - ( 8-1395 )
چکیده
از آنجا که پدیده تغییر اقلیم بهعنوان تهدیدی بزرگ برای قسمتهای مختلف چرخه حیات بهشمار میرود، تفکیک عوامل مؤثر بر تشدید این پدیده، ضروری بهنظر میرسد. این پژوهش روند تغییرات دما و بارش با استفاده از آزمون روند چندگانه در بالادست حوضه آبریز کرخه واقع در بخش غربی کشور ایران را مورد بررسی قرار داده است. بهاینمنظور، نمودارهای دوبعدی آنومالی دما و بارش دادههای ۱۰۰۰ ساله مدل ۳ CGCMبرای منطقه مورد مطالعه ترسیم شد. سپس نسبتدهی تغییرات رخ داده در متغیرهای اقلیمی ناشی از نوسانات درونی اقلیم و یا افزایش گازهای گلخانهای تحت تأثیر عوامل انسانی مورد بررسی قرار گرفت. براساس یافتههای این پژوهش به احتمال ۹۵ درصد مقادیر آنومالی نوسانات درونی توأم دما - بارندگی در محدوده مورد مطالعه بهترتیب بین ۴/۱± درجه سانتیگراد و ۷۶ ± درصد میباشد. نتایج بهترتیب نشاندهنده افزایش و کاهش در روند تغییرات دما و بارش سالانه مشاهده شده در اکثر ایستگاههای مورد مطالعه بود. همچنین متغیرهای دما و بارش تحت تأثیر تغییر اقلیم قرار گرفته و هر چه از سالهای گذشته به سمت سالهای انتهایی پیش میرویم بهخصوص در بخشهای غربی و میانی حوضه، تأثیر افزایش گازهای گلخانهای در افزایش متغیر دما و کاهش متغیر بارش نمایانتر است.
امید بابامیری، یعقوب دینپژوه،
جلد 20، شماره 77 - ( 8-1395 )
چکیده
هدف این مطالعه مقایسه و واسنجی تعداد ۲۰ روش مختلف تخمین تبخیر- تعرق گیاه مرجع (0ET) مبتنی بر سه روش کلی دمای هوا، تابش خورشید و انتقال جرم در حوضه آبریز دریاچه ارومیه میباشد. برای این منظور از اطلاعات ۱۰ ایستگاه هواشناسی همدید در دوره آماری ۲۰۱۰-۱۹۸۶ استفاده شد. نتایج روشهای مذکور با خروجی روش فائو پنمن- مانتیث (۵۶PMF-) مقایسه شد. واسنجی روشها برای یکایک ایستگاهها و تمام ماهها و در طول دوره آماری مذکور انجام شد. ارزیابی عملکرد روشها با آمارههایR2،RMSE ، MBE و MAE بهعمل آمد. نتایج نشان داد که واسنجی روشها عملکرد آنها را بهطور قابل ملاحظهای بهبود میدهد. بعد از واسنجی، از بین روشهای بر مبنای دمای هوا، روش هارگریوز (HG) با ضریب تبیین ۹۶/۰=۲R، از بین روشهای کلی تابش، روش دورنبوس- پروئیت ((DP با ضریب ۲R معادل ۹۸۲/۰ و از بین روشهای مبتنی بر انتقال جرم، بعد از واسنجی، روش مییر (M) با ۲R معادل ۸۹۵/۰ بهعنوان بهترین روش در حوضه مورد مطالعه شناخته شدند. بهطورکلی، عملکرد روشهای مبتنی بر تابش پس از واسنجی بهتر از سایر روشها در این حوضه بود. بنابراین، روش DP پس از واسنجی برای تخمین 0ET در حوضه دریاچه ارومیه از دقت بالاتری برخوردار بوده و قابل توصیه میباشد.
سکینه واثقی، مریم ولی نژاد، مجید افیونی،
جلد 21، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده
بهدلیل سرعت بالای تصعید نیتروژن بهصورت آمونیاک، نیتریفیکاسیون، رواناب سطحی و آبشویی، کارایی استفاده از نیتروژن در شالیزارها پایین میباشد. از آنجائی که نیتروژن برگ نشاندهنده ذخیره نیتروژنی کل از تمام منابع میباشد در نتیجه میتواند نشانگر خوبی از فراهمی نیتروژن برای گیاه در هر زمان باشد. دیاگرام شاخص رنگ برگ یک وسیله ساده و قابل حمل برای تعیین زمان مصرف سرک کود نیتروژن میباشد. این ابزار برای افزایش کارائی استفاده از نیتروژن مورد استفاده قرار میگیرد. یک آزمایش مزرعهای برای مقایسه تأثیر کاربرد تقسیطی کود نیتروژن واستفاده از ابزار چارت رنگ برگ، بر عملکرد دانه و راندمان استفاده از کود نیتروژن در سال 1387 در مزرعه تحقیقاتی برنج در مرکز تحقیقات برنج کشور در آمل انجام شد. آزمایش در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با 12 تیمار در 3 تکرار برروی رقم فجر انجام شد.12 تیمار شامل تیمار شاهد (بدون مصرف کود نیتروژن) و تقسیطهای 45، 90، 135 کیلوگرم نیتروژن در هکتار در سه زمان مصرف برای هر کدام از مقادیر و دو تیمار دیگر شامل تیمارهای LCC شماره 4 و 5 بوده است. نتایج نشان داد که عملکرد دانه نسبت به شاهد تا سطح 135 کیلوگرم در هکتار افزایش یافت بهطوری که عملکرد دانه در این سطح مصرف کود 55% نسبت به شاهد افزایش یافت. همچنین نتایج نشان داد عملکرد دانه درتیمارهای LCC بیشترازتیمارهای تقسیطی بود. بنابراین نتایج بین تیمارهای مختلف کودی، تیمار 5LCC با داشتن حداکثر عملکرد دانه و راندمانهای زراعی، فیزیولوژیک، داخلی و عامل بهرهوری نسبی، میتواند بهترین روش مدیریتی برای استفاده از کود نیتروژن محسوب گردد و مانع از کاربرد اضافی کود نیتروژن در رقم فجر میگردد.
نادر عباسی، علی عباس افشاریان،
جلد 22، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
خاکهای گچی از جمله خاکهای مشکلآفرین است که در اثر تماس با آب و انحلال، تهدیدی برای انواع سازههای عمرانی بهویژه سازههای آبی محسوب میشوند. عوامل متعددی بر میزان و شدت انحلال ذرات گچ تأثیر دارند. نوع گچ، بافت خاک، میزان گچ موجود در خاک، شیب هیدرولیکی و دمای محیط و آب جاری از محیط خاک گچی، از جمله مهمترین عوامل تأثیرگذار بر کیفیت و کمیت انحلال است. در این پژوهش، اثر عوامل محیطی شامل شیب هیدرولیکی و دمای آب در میزان انحلال گچ مورد بررسی قرار گرفته است. بدینمنظور ابتدا نمونههای خاک گچی بهطور مصنوعی و با افزودن مقادیر مختلفی از سنگ گچ طبیعی شامل صفر، 5، 10، 20 و 30 درصد وزنی به یک خاک با بافت رسی تهیه و سپس هریک از نمونههای خاک گچی تحت شیبهای هیدرولیکی مختلف شامل 5/0، 1، 2، 5 و 10 آبشویی شدند. نتایج آزمایشهای انجام شده، نشان داد با افزایش درصد گچ، میزان انحلال خاک نیز افزایش مییابد. همچنین شدت آبشویی یعنی نسبت مقدار گچ خارج شده از خاک بهمقدار گچ اولیه موجود در خاک، با افزایش درصد گچ خاک کاهش مییابد. علاوهبر این، با افزایش شیب هیدرولیکی، سرعت خروج آب و در نتیجه مقدار آب خارج شده از محیط خاک گچی در مدت زمان معین افزایش یافته و میزان گچ بیشتری از محیط خارج میشود. همچنین، مقدار دما تأثیر مستقیمی بر میزان انحلال دارد، بهطوریکه با افزایش دما میزان انحلال در دمای 50 درجه سانتیگراد، 5/2 برابر میزان انحلال در دمای 5 درجه سانتیگراد و 6/1 برابر میزان انحلال در دمای 20 درجه سانتیگراد است.
شاهرخ زندپارسا، سعیده پرویزی، علی رضا سپاسخواه، علی اکبر کامگار حقیقی،
جلد 22، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
در این پژوهش، مقادیر رطوبت و دمای خاک در اعماق و زمانهای مختلف با حل معادله ریچاردز با روش عددی صریح تفاضلهای محدود در محیط برنامهنویسی Visual Studio C# نوشته شد. برای برآورد پارامترهای هیدرولیکی خاک شامل av و nv (ضرایب معادله ونگنوختن) و Ks (هدایت هیدرولیکی اشباع)، پس از مرطوب کردن نیمرخ خاک، مقادیر رطوبت و دما در اعماق مختلف بهترتیب توسط دستگاه TDR و دستگاه ثبات اندازهگیری گردید. با بهینه نمودن یک پارامتر و ثابت منظور کردن بقیه پارامترها، تابع هدف (ریشه متوسط خطا بین مقادیر شبیهسازی شده و اندازهگیری شده رطوبت خاک) با روش نیوتن- رافسون به حداقل رسانیده شد. سپس، با جایگزینی مقدار بهینه شده این پارامتر، مشابه این کار برای پارامترهای دیگر انجام شد. بهینه کردن پارامترها تا تغییرات ناچیز تابع هدف تکرار شد. نتایج نشان داد که با استفاده از مدل (Soil Water Content and Temperature) SWCT، اندازهگیری رطوبت خاک و تهیه اطلاعات هواشناسی شامل مقادیر حداقل و حداکثر دما، فشار بخار هوا، بارندگی و تابش خورشیدی میتوان عوامل هیدرولیکی خاک (پارامترهای معادله ونگنوختن) را بهینه نمود. در نهایت، طی سه فصل بهار، تابستان و پاییز سال 1394، مقادیر برآوردی و اندازهگیری شده رطوبت و دمای خاک تا عمق 70 سانتیمتر، مورد مقایسه قرار گرفتند. مقادیر رطوبت خاک در اعماق 5، 35 و 70 سانتیمتری با مقدار نرمال شده RMSE بهترتیب برابر 090/0، 096/0 و 056/0 و دمای خاک در اعماق 5، 15 و 25 سانتیمتری با RMSE بهترتیب برابر 0/2، 175/1 و 5/1 درجه سانتیگراد در سطح مطلوب واسنجی شدند. در این پژوهش، مقادیر ضرایب هیدرولیکی خاک در مقایسه با سایر مدلهای پیشین، در محدوده وسیعتری از رطوبت بین حالت اشباع تا هواخشک برآورد گردید.
رضا جمالی، سینا بشارت، مهدی یاسی، افشین امیرپور دیلمی،
جلد 22، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
شبکه آبیاری و زهکشی زرینهرود با مساحت 65000 هکتار، مهمترین شبکه حوضه دریاچه ارومیه است که به طور مستقیم با دریاچه در ارتباط است. با بحران کنونی دریاچه، بررسی کارایی وضعیت موجود شبکه در برنامه نجات دریاچه ارومیه ضروری است. هدف از این مطالعه، ارزیابی راندمانهای انتقال، توزیع، کاربرد و بهره وری آبیاری در سطح مزارع شبکه است. سه محصول از الگوی کشت منطقه با بیشترین سطح زیر کشت (چغندر 10 درصد، یونجه 22 درصد و گندم 38 درصد) انتخاب شد. روش غالب آبیاری منطقه بهصورت آبیاری سطحی است. در سطح شبکه، رطوبت خاک مزرعه در قبل و بعد از آبیاری، خصوصیات فیزیکی و هیدرولیکی خاک و حجم مصرف آب برای آبیاری اندازهگیری شد. نتایج نشان میدهد که متوسط راندمان انتقال در کانالهای با پوشش بتنی شبکه حدود 79 درصد است که در دامنه 33 درصد (در کانالهای کوچکتر) تا 100 درصد (در کانالهای بزرگتر) قرار دارد. راندمان توزیع آب در شبکه، به طور متوسط 76 درصد است که بین 50 و 100 درصد متغیر است. راندمان کاربرد آب در مزارع براساس تحلیل بیلان رطوبتی خاک، از 41 درصد در بافت خاک لوم رسی شنی تا 66 درصد برای بافت رسی متغیر بوده است. براساس تحلیل دادههای میزان برداشت محصول، هزینههای تولید و قیمت فروش محصول، کارایی مصرف آب (برحسب کیلوگرم محصول بهازای هر مترمکعب آب مصرفی) از 4/0 برای یونجه مسن تا 1/5 برای چغندرقند متفاوت است. میزان بهرهوری آب در این شبکه (برحسب ریال بهازای هر مترمکعب آب مصرفی) بین 2740 برای یونجه با سن بالای 10 سال و 6900 برای گندم است. میتوان نتیجه گرفت که در صورت محدودیت آب، به لحاظ اقتصادی اولویت کشت بهترتیب گندم، چغندرقند و یونجه خواهد بود.
نسیم ذوق، مهران شیروانی،
جلد 22، شماره 4 - ( 9-1397 )
چکیده
سعید شیوخی سوغانلو، سحر گلشن، مجتبی خوش روش،
جلد 22، شماره 4 - ( 9-1397 )
چکیده
اثرات ناشی از تغییر اقلیم میتواند با انتشار از سطح زمین به سوی ژرفای خاک، رژیم گرمایی خاک را تحت تأثیر قرار دهد. از طرفی، انرژی گرمایی نهفته در خاک، نقش بسیار مهمی را در تغییرات دمای خاک ایفا میکند. از اینرو، در این پژوهش بهمنظور تشخیص روند تغییرات دمای ژرفاهای خاک، از دادههای اندازهگیری شده روزانه دمای هوا در ارتفاع دو متری (اسکرین) در طول سالهای 2014-1951 میلادی و دمای روزانه ژرفاهای خاک (5، 10، 20، 30، 50 و 100 سانتیمتری)، برای ساعتهای 3، 9 و 15 در طول دوره آماری سالهای 2014-1992 در ایستگاه هواشناسی شاهرود استفاده شد. برای تشخیص روند در سریهای زمانی ماهانه، فصلی و سالانه دمای ژرفاهای خاک، روشهای پارامتری (تحلیل رگرسیونی و پیرسون) و ناپارامتری (من- کندال و اسپیرمن) بهکار برده شد. بر اساس نتایج، آزمون تعیین روند نشانگر افزایش دمای خاک در تمامی ماهها بهجز ژانویه، فوریه و مارس بود. دمای خاک در فصلهای بهار، تابستان و پاییز افزایش یافته است (P ≤ 0/05). در ادامه نیز تعیین روند سالانه دمای خاک نشان داد که به غیر از روش پارامتری ضریب همبستگی پیرسون، دمای خاک در تمامی ژرفاها دارای روند افزایشی بود (P ≤ 0/05). بر پایه این یافتهها، میتوان اینگونه اظهار داشت که در طول دوره بررسی، دمای ژرفاهای خاک طی سالهای اخیر افزایش یافته است.
جواد بیاض زاده، ابراهیم سپهر، حمیدرضا ممتاز،
جلد 23، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
بهمنظور بررسی رفتار جذب فسفر در خاکهای منطقه خوی و تأثیر درازمدت کشت همراه با مصرف کود مرغی بر پارامترهای جذب فسفر، آزمایشهای جذب بهصورت پیمانهای با 16 نمونه خاک (هشت نمونه خاک زراعی و هشت نمونه خاک غیر زراعی) در سری غلظتی فسفر
mg L-1) 30-0) با محلول زمینه 01/0 مولار CaCl2 انجام گرفت و پس از تعادل، مقدار فسفر باقیمانده در محلول اندازهگیری و دادههای آزمایشی با مدلهای لانگمویر و فروندلیچ برازش داده شدند. بر اساس ضریب تبیین (R2) و خطای استاندارد براورد (SE)، هر دو مدل لانگمویر (99/0-93/0=R2) و فروندلیچ (99/0-87/0=R2) برازش نسبتاً خوبی با دادههای آزمایشی نشان دادند و میزان حداکثر جذب تکلایهای لانگمویر (qmax) در خاکهای زراعی و غیر زراعی بهترتیب بین 233 تا 486 و 340 تا 540 میلیگرم در کیلوگرم، پارامتر انرژی جذب لانگمویر (KL) در خاکهای زراعی و غیر زراعی بهترتیب بین 12/0 تا 5/0 و 22/0 تا 71/0 قرار گرفت. پارامترهای ظرفیت (KF) و شدت جذب (n) فروندلیچ در خاکهای زراعی و غیر زراعی بهترتیب در محدوده 123-4/36 و 2/145–3/59 و 50/1-18/1 و 85/1-47/1 قرار گرفتند. در نتیجه با توجه به روند کاهشی پارامترهای جذب و شاخصهای بافری خاک در خاکهای زراعی نسبت به خاکهای غیر زراعی میتوان گفت ادامه این روند مدیریت کشت در این منطقه همراه با مصرف کود مرغی موجب کاهش جذب فسفر توسط خاک و افزایش فراهمی فسفر شده، لذا مقدار کود فسفاته کمتری برای حفظ مقدار بهینه فسفر در محلول خاک بهمنظور رشد مطلوب گیاهان مورد نیاز است.
سیده زهره کیانی هرچگانی، علیرضا حسینپور، حمیدرضا متقیان،
جلد 23، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
جذب سطحی روی یکی از مهمترین فرایندهایی است که غلظت روی را در محلول خاک تنظیم میکند. حضور آنیونهای عناصر غذایی در محلول خاک میتواند بر جذب روی مؤثر باشد. اما نحوه اثرگذاری آنیونها بر ویژگیهای جذب عنصر روی بهخوبی مشخص نشده است. بنابراین در این مطالعه به بررسی اثر آنیونهای ارتوفسفات، نیترات و کلرید بر جذب روی در پنج نمونه خاک آهکی استان چهارمحال و بختیاری پرداخته شد. مطالعه همدماهای جذب روی با استفاده از محلول حاوی غلظتهای 25، 50، 75، 100، 150 و 200 میلیگرم در لیتر روی از منبع ZnSO4 در الکترولیتهای KH2PO4، KNO3و KCl (غلظت الکترولیتها برابر با 50 میلیمولار) در دانشگاه شهرکرد در سال 1396 انجام شد. در ادامه معادلههای فروندلیچ، لانگمویر و خطی برای بررسی توانایی توصیف جذب روی بهکار برده شد. بر اساس نتایج، معادلههای فروندلیچ و لانگمویر توانایی توصیف جذب روی را داشتند. نتایج این پژوهش نشان داد که روی در حضور آنیون ارتوفسفات دارای حداکثر ظرفیت جذب و شدت جذب بیشتری نسبت به آنیونهای کلرید و نیترات بود، درحالی که انرژی جذب (k)، حداکثر گنجایش بافری (MBC) و ضریب توزیع (kf) روی در حضور آنیون کلرید نسبت به آنیونهای نیترات و ارتوفسفات بیشتر بود (05/0>p). نتایج این پژوهش نشان داد که روی در حضور آنیون ارتوفسفات با شدت و ظرفیت بیشتری جذب میشود، درحالی که انرژی جذب آن کمتر از حضور دو آنیون دیگر بود، بنابراین توصیه میشود که کودهای روی و فسفات با هم در خاک بهکار برده نشوند.
ناصر گنجی خرم دل، سید محمد رضا حسینی،
جلد 23، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
برآورد تبخیر و تعرق بهمنظور کاربرد در برنامهریزی، طراحی و مدیریت طرحهای آبیاری و زهکشی و مدیریت منابع آب ضروری است. در این تحقیق به ارزیابی مدلهای شبکه عصبی مصنوع، مدل شبکه عصبی- موجک، رگرسیون چند متغیره و روش تجربی هارگریوز در برآورد تبخیر و تعرق مرجع بهمنظور تعیین بهترین مدل از نظر میزان کارایی با توجه به دادههای موجود پرداخته شد. از دادههای روزانه دو ایستگاه هواشناسی فرودگاه شهرکرد و فرخشهر در منطقه خشک و سرد شهرکرد در بازه زمانی 2013-2004 شامل دمای حداقل و حداکثر، رطوبت نسیبی میانگین، سرعت باد در ارتفاع دو متری و ساعات آفتابی استفاده شد. 75 درصد دادهها برای آموزش و اعتبارسنجی و 25 درصد دادهها برای تست مدلها استفاده شد. شبکه طراحی شده یک شبکه عصبی پیشخور با تابع فعال تانژانت سیگموئید در لایه پنهان است. در مرحله بعدی موجکهای مختلف Haar، db و Sym روی دادهها اعمال شد و شبکه عصبی- موجک طراحی شد. برای ارزیابی مدلها روش پتمن مونتیث فائو مبنای کار قرار گرفت. برای هر چهار روش استفاده شده شاخصهای آماری RMSE، MAE و R محاسبه و رتبهدهی شدند. نتایج نشان داد که از میان مدلهای طراحی شده، شبکه عصبی موجک با موجک 5 db عملکرد بهتری نسبت به موجکهای دیگر و همچنین نسبت به شبکه عصبی مصنوعی، روش آماری رگرسیون چند متغیره و روش هارگریوز داشته است. نتایج مدل شبکه عصبی- موجک با موجک 5 db در ایستگاه فرخشهر بهترتیب برابر 0/2668، 0/2067 و 0/998 و در ایستگاه فرودگاه بهترتیب برابر 0/2138، 0/14 و 0/9989 محاسبه شد. نتایج نشان داد که شبکه عصبی- موجک عملکرد دقیقتری نسبت به سایر مدلهای مورد بررسی در این تحقیق داشت.
بهزاد نویدی نساج، نرگس ظهرابی، علی شهبازی،
جلد 23، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
شبیهسازی یکپارچه سیستمهای منابع آب ابزاری کارآمد در ارزیابی و اتخاذ گزینههای مختلف تصمیمگیری و سیاست گزاریهای کلان در راستای دستیابی به توسعه پایدار حوضه آبریز است. از جمله سیاستهای مدیریتی در حوضههای آبریز افزایش راندمان اراضی کشاورزی است. ارزیابی این سیاستها با توجه به پیچیدگی عملکرد اجزا حوضههای آبریز و اندرکنش آنها با یکدیگر و نیز نوسانات آبدهی بهدلایل مختلف از جمله تغییرات اقلیم از حساسیت بسیاری برخوردار است. با توجه به راندمان پایین آبیاری در کشور ایران، این مطالعه اثر سناریوهای مدیریتی شامل: افزایش بلندمدت راندمان آبیاری تا 20 درصد در بازههای 5 درصدی و سناریوهای نوسانات آبدهی شامل کاهش 5 و 10 درصد میانگین آورد رودخانههای حوضه را بر شاخصهای اعتمادپذیری و آسیبپذیری سیستم منابع آب حوضه دز براورد کرد. ترکیب این سناریوها در مدل WEAP بهصورت یکپارچه شبیهسازی شد. سناریوها یکبار برای شبکه آبیاری دز و بار دیگر برای کل اراضی کشاورزی حوضه دز شبیهسازی شدند. در سناریوهای کاهش آورد با کاهش 5 و 10 میانگین سالانه آورد، از میزان اعتمادپذیری بهترتیب 5/69 و 18/89 درصد کاسته شد. بهبود راندمان آبیاری 20 درصد در سناریویی که آوردهای فعلی را در نظر میگیرد، موجب دستیابی به اعتمادپذیری 73/58 شد. در سناریو کاهش آورد 5 درصد، اعتمادپذیری بهازای افزایش راندمان 20 درصد در شبکه، 3/8 درصد و بهازای بهبود 15 و 20 درصد راندمان در کل اراضی کشاورزی، بهترتیب 8/3 و 7/5 درصد افزایش داشت. در سناریو کاهش آورد 10 درصد بهازای بهبود راندمان 10، 15 و 20 درصد در شبکه آبیاری، اعتمادپذیری بهترتیب 1/91، 3/8 و 5/7 درصد و بهازای بهبود راندمان در کل اراضی کشاورزی حوضه بهترتیب 3/8، 9/46 و 13/2 درصد افزایش داشت. شاخص آسیبپذیری نیز در کلیه سناریوها بین 25 تا 31 درصد متغیر بود که این نوسان مورد تحلیل سیستمی قرار گرفته است.
ملیحه السادات مدنیان، علیرضا سفیانیان، سعید سلطانی کوپائی، سعید پورمنافی، مهدی مومنی،
جلد 23، شماره 4 - ( 9-1398 )
چکیده
دمای سطح زمین (LST) یکی از مهمترین منابع اطلاعاتی در مطالعه فرایندهایی نظیر تبخیر و تعرق، توسعه شاخصهای متعدد، مدلسازی دمای هوا و نیز تغییر اقلیم محسوب میشود. دادههای ماهوارهای امکان اندازهگیری LST را در کل جهان با قدرت تفکیک زمانی و مکانی بالا میسر کردهاند. لندست 8 با برخورداری از دو باند حرارتی امکان محاسبه LST با استفاده از روش پنجره مجزا را فراهم میکند. هدف اصلی این مطالعه، بررسی الگوی دمایی بخش مرکزی استان اصفهان و ارتباط آن با طبقات مختلف پوشش و کاربری اراضی بود که بدین منظور از الگوریتم پنجره مجزا استفاده شد. نتایج نشان داد که بیشترین دمای سطح یعنی 9/50 درجه سانتیگراد به کلاس "سایر اراضی" که عمدتاً خاک بایر و فاقد پوشش گیاهی متراکم بوده، اختصاص داشته است. سطوح نفوذناپذیر موجود در منطقه که دربرگیرنده مناطق مسکونی، جادهها و صنایع است با دمای سطح 45 درجه سانتیگراد جزء نقاط داغ محسوب میشوند. کمترین LST به محیطهای آبی و پس از آن به پوششگیاهی با دمای 3/42 درجه سانتیگراد مربوط بوده است. همبستگی بین LST حاصل از لندست و دمای هوا 63/0 محاسبه شد.
هادی سیاسر، تورج هنر، محمد عبداللهی پور،
جلد 23، شماره 4 - ( 9-1398 )
چکیده
تخمین تبخیر- تعرق گیاه مرجع یکی از مهمترین مؤلفهها در مطالعات هیدرولوژی، برنامهریزی آبیاری و مدیریت منابع آب است. در این پژوهش به ارزیابی مدلهای خطی تعمیمیافته، جنگل تصادفی و درخت گرادیان بوستینگ در شرایط دادههای اقلیمی منطقه سیستان پرداخته شد. دادههای مورد استفاده شامل دمای حداکثر، دمای حداقل، دمای میانگین، رطوبت حداکثر، رطوبت حداقل، رطوبت میانگین، بارش، ساعات آفتابی، سرعت باد و تبخیر از تشت بین سالهای 1387 تا 1396 بود. با ارائه الگوهای مختلف شامل ترکیبی از پارامترهای هواشناسی بهعنوان ورودیهای مدل در مقیاس زمانی روزانه، مقدار تبخیر- تعرق توسط مدلهای پیشنهادی بهعنوان خروجی مدل برآورد شد. همچنین قابلیت پیشبینی این مدلها، در مقایسه نتایج آنها با نتایج روش فائو- پنمن- مانتیث بهعنوان روش مبنا ارزیابی شد. در بین الگوهای مورد بررسی، الگوی M1 که دارای بیشترین تعداد پارامترهای هواشناسی ورودی (10 پارامتر) بود، با کمترین خطا 0/633 RMSE = و 0/451 MAE = و بیشترین ضریب همبستگی 0/993 R= برای مدل درخت گرادیان بوستینگ، بهترین عملکرد را در بین مدلها و الگوهای بالا نشان داد. با انجام فرایند حساسیتسنجی پارامترها، دمای هوا بهعنوان مهمترین متغیر مؤثر برای الگوهای انتخابی در هر سه مدل مطالعهشده، بهدست آمد. بنابراین افزایش دقت و صحت دادههای دما، میتواند به افزایش دقت مدلهای پیشنهادی کمک کند. استفاده از مدل درخت گرادیان بوستینگ توانست بیش از 70 درصد، زمان اجرای مدل را در مقایسه با سایر مدلهای مورد مطالعه کاهش دهد. درنهایت این پژوهش، مدل درخت گرادیان بوستینگ را برای برآورد تبخیر- تعرق در منطقه دشت سیستان توصیه میکند.