352 نتیجه برای رس
رحیم عبادی، رضا جعفری، فرامرز مجد، غلامحسین طهماسبی، حمیدرضا ذوالفقاری،
جلد 5، شماره 3 - ( 7-1380 )
چکیده
کنترل شبپره بزرگ موم توسط روش نرسترونی با استفاده از پرتو گاما، و روش شیمیایی بررسی و مقایسه گردید. به منظور تعیین دوز مناسب پرتو گاما در سترون نمودن شفیرههای نر شبپره بزرگ موم، آزمایشی در چارچوب طرح کامل تصادفی با پنج تیمار صفر، 250، 300، 350 و 400 گری) در سه تکرار انجام شد. بررسی نتایج مشخص نمود که بهترین دوز سترون کننده، دوز 350 گری پرتو گاما میباشد. برای مشخص نمودن نسبت رهاسازی نرهای سترون به نرهای سالم در برابر تعداد مساوی از حشرات ماده طبیعی، آزمایشی در چارچوب طرح کامل تصادفی با پنج تیمار (1:1:1؛ 1:1:2؛ 1:1:3؛ 1:1:4؛ 1:1:5) در سه تکرار انجام گرفت.
نتایج به دست آمده نشان داد چنانچه نسبت رهاسازی نرهای سترون در جمعیتهای سالم 1:1:4 باشد، نتیجه مطلوب حاصل میگردد. به منظور بررسی امکان بکرزایی این حشره، طرح آزمایشی کامل تصادفی با دو تیمار (مادههای باکره و مادههای جفتگیری نموده)، در سه تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که حشره ماده توانایی بکرزایی ندارد. بـرای مقایـسه عملکرد روش کـنترل نـرسترونی بـا روش شیمیایـی، آزمایشی بـا سه تیـمار و سه تـکرار در انبـارهای موم بـه ابعاد 100×115×176 سانتیمتر، که هر کدام حاوی 20 شان سیاه رنگ در یک کندوی دوطبقه و عاری از هر گونه آلودگی بود، انجام گردید.
تیمارهای آزمایشی شامل کنترل به روش نرسترونی، شیمیایی و بدون کنترل بود. برای کنترل شیمیایی، به ازای هر متر مکعب فضا یک قرص سه گرمی فستوکسین 56%، و برای تیمار نرسترونی به نسبت رهاسازی (1:1:4) در هر انبار، 134 نرسترون، 33 نر سالم و 33 ماده سالم استفاده شد. پس از بررسی میزان کنترل در روشهای مختلف، مشخص شد که به احتمال 95% بین کنترل شیمیایی و کنترل ژنتیکی (نرسترونی) این آفت تفاوتی وجود ندارد.
حبیب الله حمزه زرقانی، ضیاءالدین بنی هاشمی،
جلد 5، شماره 3 - ( 7-1380 )
چکیده
در یک بررسی صحرایی در جنگل تحقیقاتی بنه فیروزآباد به وسعت تقریبی 12000 هکتار، و با آمیزشی از روشهای آماربرداری سیستماتیک و تصادفی، اثر ارتفاع محل رویشگاه از سطح دریا و جهت شیب غالب آن، جنسیت و سن گیاه میزبان، و سطح تاج پوشش، بر شدت وقوع بیماری زنگ بنه (Pileolaria terebinthi) بررسی گردید.
شدت آلودگی زنگ بنه با افزایش سن گیاه کاهش مییابد. درختان ماده به مراتب بیشتر از درختان نر به بیماری مبتلا میشوند، و شدت آلودگی در ارتفاعات بیش از 2000 متر بسیار کم میشود. جهت شیب غالب رویشگاه و سطح پوشش تاجی اثری بر شدت آلودگی نداشت. میان سن و ارتفاع رویشگاه از سطح دریا با شدت آلودگی همبستگی منفی دیده شد، در حالی که میان سطح پوشش تاجی و شدت آلودگی همبستگی معنیدار آماری وجود نداشت. با آنالیز رگرسیون، وجود رگرسیون خطی میان متغیر وابسته و متغیرهای مستقل سن، جنسیت (نر و ماده) و ارتفاع رویشگاه از سطح دریا مشخص گردید.
اشکبوس دهداری، مصطفی مبلی، عبدالمجید رضایی،
جلد 5، شماره 4 - ( 10-1380 )
چکیده
روابط علّی میان صفات گوناگون پیاز و اثر مستقیم و غیرمستقیم آنها بر عملکردهای غده و بذر برای بهکارگیری در برنامههای اصلاحی در مزرعه پژوهشی دانشگاه صنعتی اصفهان در سال 1377 بررسی گردید.
نتایج نشان داد که همبستگیهای فنوتیپی و ژنتیکی تقریباً مشابه بودند، به طوری که وزن غده بیشترین همبستگی را با قطر غده و کمترین آن را با شمار روز تا سبز شدن داشت. نتایج رگرسیون مرحلهای نشان داد که عرض برگ در فاصله 25 درصد از غلاف، طول و وزن خشک برگ بهترین تخمینزننده سطح برگ هستند؛ قطر غده، طول غده، ارتفاع بوته و شمار روز تا رسیدگی مهمترین صفات تبیین کننده تغییرات عملکرد غدهاند؛ شمار گلچههای بارور شده بهترین بیانگر صفت تغییرات وزن بذر میباشند؛ و وزن، قطر و حجم غده مهمترین صفات توجیه کننده تغییرات شمار مریستم روی صفحه ساقه حقیقی به حساب میآیند. تجزیه ضرایب مسیر نشان داد که قطر غده بیشترین اثر مستقیم و مثبت را بر عملکرد غده دارد، و اثر غیرمستقیم ارتفاع بوته از طریق قطر غده بر آن شایان توجه است. شمار گلچههای بارور شده در بوته بیشترین اثر مستقیم و شمار گلآذین در بوته نیز بیشترین اثر غیرمستقیم را از طریق شمار گلچههای بارور بر وزن بذر داشت.
امیر دریایی، ماهرخ فلاحتی رستگار، بهروز جعفرپور،
جلد 5، شماره 4 - ( 10-1380 )
چکیده
تفاوت بیماریزایی پاتوتیپهای 4 و 6 قارچ A. rabiei، عامل بیماری برقزدگی نخود از جنبههای ماهیت بیوشیمیایی گیاه و ترکیب ژنومی پاتوتیپها در چهار بخش بررسی گردید: الف) تعیین شمار ژنهای پایداری در هیجده رقم بومی نخود. ب) مقایسه تغییرات غلظت الکترولیتهای سدیم و پتاسیم در ساقه گیاهچههای نخود آلوده و سالم ارقام حساس و پایدار. ج) بررسی تأثیر تنش نبود پتاسیم در محیط غذایی هوگلند برای پنج رقم افتراقی نخود. د) امکان دیدن تفاوتهای ژنومی دو پاتوتیپ با روش RAPD-PCR. مشاهده میانگین 9 ژن اصلی پایداری در رقم بومی 144-60-1 از کل ده ژن تعیین شده پایداری به بیماری برقزدگی طبق روش ونرینن و هاوار (1997)، نشان دهنده غنی بودن این رقم از لحاظ ژنهای پایداری، و امکان استفاده از آن در کارهای به نژادی است. در حالی که ارقام دیگر نسبتاً متحمل تا کاملاً حساس بوده و ژنهای پایداری اندکی داشتند. کاهش شدید غلظت الکترولیتها در رقم حساس 1929ILC در مقایسه با رقم پایدار 5928ILC نشان دهنده وجود سازگاری میان بیمارگر و گیاه میزبان است. افزایش پایداری ارقام افتراقی در نتیجه تنش نبود پتاسیم، گویای القای پایداری اکتسابی در نتیجه تولید پیوترسین، و به دنبال آن بهبود ساختارهای دفاعی میباشد، و نهایتاً تشابه 80 درصدی باندهای ژنومی پاتوتیپها با استفاده از مارکر CG و آغازگر 171، نشان دهنده ناکافی بودن شمار آغازگر و لزوم به کارگیری روشهای تکمیلی است.
مهدی قمشی، حسن ترابی پوده،
جلد 6، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده
برای انتخاب مناسبترین معادله برآورد رسوب نیاز به ارزیابی و واسنجی آنها برای رودخانه مورد نظر میباشد. در این پژوهش ارزیابی معادلههای برآورد بار رسوب در ایستگاههای اهواز از رودخانه کارون، بامدژ از رودخانه دز، پای پل از رودخانه کرخه و چمنظام از رودخانه مارون بررسی گردید. افزون بر معادلههایی که اخیراً ارائه شده، رایجترین معادلههای موجود در این پژوهش به کار رفت، که عبارتند از: میر-پیتر و مولر، انیشتین، بگنولد، انگلاند و هانسن، توفالتی، ایکرز و وایت، یانگ، وان ریجن، وایف، ساماگا و همکاران، بگ، و فاضل. به منظور محاسبه سریع دبی رسوب، از روشهای فوق یک مدل کامپیوتری تهیه گردید. در مرحله بعد، 490 دوره داده اندازهگیری شده از این ایستگاهها گردآوری شد. به دلیل همزمان نبودن دادههای دانهبندی بستر با دادههای شرایط جریان در برخی از موارد، این دادهها با دبی که به صورت روزانه موجود بود، ارتباط داده شد و روابطی بین دانهبندی بستر و دبی به دست آمد. نتایج نشان میدهد که به طور کلی معادلههایی که مبتنی بر انرژی تبادلی جریان میباشند، با اصلاحاتی برای رودخانههای خوزستان مناسبترند. از این معادلات، روش انگلاند و هانسن، جز برای ایستگاه چمنظام، در ایستگاههای دیگر تخمینهای نسبتاً خوبی داشته است. میانگین نسبت بار رسوبی این روش برای رودخانه کارون 41/1، برای رودخانه کرخه 07/2 و برای رودخانه دز 85/1 است. همچنین، انحراف از معیار نسبت مذکور برای این روش، در مقایسه با روشهای دیگر، مقادیر بسیار کمتری میباشد. روش بگ نیز با کاربرد ضریب 1/0، جز برای ایستگاه چمنظام، در سه ایستگاه دیگر برآوردهای مناسبی داشته است. این روش نیز نتایجی مشابه روش انگلاند و هانسن داشته و دارای میانگین نسبت بار رسوبی 32/1 برای رودخانه دز، 91/0 برای رودخانه کرخه و 73/0 برای رودخانه کارون میباشد.
حمیدرضا کریم زاده، احمد جلالیان،
جلد 6، شماره 3 - ( 7-1381 )
چکیده
به منظور بررسی فرسایش بادی در صحرا و طرح و ارزیابی فناوریهای کنترل فرسایش بادی، مشاهدات جزئی از حمل ذره خاک و توزیع عمودی ذرات خاک فرسایش یافته مورد نیاز است. اهداف این پژوهش عبارت بود از: 1. توصیف یک ابزار برای اندازهگیری حمل ذرات خاک،BSNE به عنوان یک گیرنده رسوب 2. تعیین توزیع عمودی رسوب فرسایش یافته بادی با ارتفاع در منطقه شرق اصفهان. گیرنده رسوب BSNE یک نمونهبردار فرسایش بادی است، که مواد متحرک را در هفت ارتفاع، به ترتیب 24/0، 60/0، 08/1، 60/1، 00/2، 00/3 و 00/4 متر از سطح خاک به دام میاندازد. هر تله شامل یک محفظه فلزی با یک دهانه ورودی و یک دهانه خروجی است، که روی یک بادنما نصب شده و حول یک محور میچرخد. پیش از استفاده در صحرا، نمونهبردار در تونل باد تحت آزمایش قرار گرفت و واسنجی شد.
نتایج نشان داد که میانگین بازده تلهاندازی در بادهایی با سرعت 2/5 تا 2/7 متر در ثانیه برای چهار رسوب بادی مختلف برابر با 44/0 تا 68/0 است. بازده تلهاندازی به سرعت باد، توزیع اندازه ذرات، چگالی و نوع رسوب وابسته بود. کمترین کارایی تلهاندازی نمونهبردار مربوط به ذرات کمتر از 44 میکرون میباشد. در این آزمایش یک دستگاه گیرنده رسوب BSNE در پایگاه هوایی بابایی نصب گردید. پس از یک دوره نمونهبرداری، رسوب به دام افتاده در هر تله (نمونهبردار) جمعآوری و توزین گردید. مواد به دام افتاده مخلوطی از ذرات در حال جهش و تعلیق بود. توزیع نیمرخ عمودی رسوب فرسایش یافته بادی نشان داد که با افزایش ارتفاع، مقدار مواد جمعآوری شده کاهش، و درصد ذرات ریز (کمتر از 63 میکرون) افزایش مییابد. برای یک دوره نمونهبرداری، مقدار رسوب به دام افتاده در واحد سطح دهانه ورودی نمونهبردار، با افزایش ارتفاع، به ترتیب برابر با 00/12، 42/3، 99/1، 56/1، 75/0، 21/0 و 39/0 گرم بر سانتیمتر مربع بود.
علی اکبر صفری سنجانی، گیتی امتیازی، حسین شریعتمداری،
جلد 6، شماره 3 - ( 7-1381 )
چکیده
مواد آلی و کانیهای رسی خاک بیشتر آنزیمهای ریزجانداران آن را جذب و نگهداری کرده، به پایداری آنها در خاک میافزایند. این پژوهش برای روشنتر شدن سهم هر یک از بخشهای آلی و کانی خاک از فعالیت آنزیمهای سلولولیتیک بیجنبش شده در آن انجام گردید. آنزیم سلولاز روی برخی از نگهدارندههای آلی و کانی خاک بیجنبش شد. فعالیت آنزیمهای اگزوگلوکاناز و اندوگلوکاناز بیجنبش شده در زمانهای مختلف اندازهگیری شد. پایداری آنزیمهای اگزوگلوناز و اندوگلوکاناز بیجنبش شده، به نگهدارنده آن بسیار وابسته بود. پس از 20 روز نگهداری در دمای چهار درجه سانتیگراد، کاهش فعالیت آنزیمهایی که روی نگهدارندههای آلی مانند آویسل بیجنبش شده بودند ناچیز بود. در برابر آن، کاهش فعالیت آنزیمهایی که روی خاک و کانیهای آن بیجنبش شده بودند نسبتاً زیاد بود. از سوی دیگر، فعالیت آنزیمهای اگزوگلوکاناز و اندوگلوکاناز بیجنبش شده روی آویسل و ماندههای کشاورزی به اندازه چشمگیری بیشتر از خاک و کانیهای رسی آن بود. بنابراین، شاید بتوان گفت که بخش بزرگی از فعالیت آنزیمهای سلولولیتیک خاک وابسته به آنزیمهایی است که روی ماندههای کشاورزی در خاک نگهداری و بیجنبش شدهاند. پوشاندن هر یک از نگهدارههای کانیهای رسی، خاک و آویسل با هیدروکسید آلومینیم (چهار میلیمول بر گرم) به اندازه چشمگیری بر مقدار و فعالیت آنزیمهای بیجنبش شده روی آنها افزود. فعالیت آنزیمهای اگزوگلوکاناز و اندوگلوکاناز بیجنبش شده روی خاک و کانیهای همیون شده با کلسیم بیشتر از آنزیمهای بیجنبش شده روی خاک و کانیهای همیون شده با پتاسیم بود. ولی این پیامدها شاید وابسته به پیامد ویژه کاتیون کلسیم در روش ارزیابی، و نیز فعالیت این آنزیمها باشد. به هر حال، پیامدهای کاتیون همیون کننده بر آنزیمهای بیجنبش شده روی آویسل چشمگیر نبوده است.
محمد حسن صالحی، حسین خادمی، مصطفی کریمیان اقبال،
جلد 7، شماره 1 - ( 1-1382 )
چکیده
کانیهای رسی اثر چشمگیری بر ویژگیهای فیزیکو شیمیایی خاکها دارند. این پژوهش برای شناسایی کانیهای رسی به روشهای مختلف، و نحوه تشکیل آنها در منطقه فرخ شهر استان چهارمحال و بختیاری انجام شده است. منطقه مورد بررسی دارای مساحت تقریبی 1300 هکتار بوده و رژیم رطوبتی و حرارتی آن به ترتیب زریک و مزیک است. لندفرمهای این منطقه را مسیل، دشتسر، تپه و دشت دامنهای تشکیل میدهند. پس از آزمایشهای صحرایی و آزمایشگاهی، واحدهای نقشهبرداری تعیین شد، و در نهایت پنج پروفیل شاهد انتخاب، و از افقهای آنها نمونهبرداری گردید. نمونههای رس از دو نمونه سنگ مادر کرتاسه و کلیه افقهای خاک جداسازی و تحت بررسیهای پراش پرتو ایکس(XRD)، میکروسکوپ الکترونی (TEM و SEM) و پرتو مادون قرمز(IR) قرار گرفتند. همچنین، سطح ویژه و ظرفیت تبادل کاتیونی رسهای خاک تعیین شد.
نتایج گویای این است که کانیهای ایلیت، اسمکتیت، کلریت، پالیگورسکیت و کائولینیت در تمامی خاکها وجود دارند. با توجه به انباشته شدن پالیگورسکیت در عمق همراه با کربنات کلسیم ثانویه، اشکال کشیده آن در میکروسکوپ الکترونی، و نبود آن در مواد مادری، تنها منشأ پدوژنیک برای این کانی پیشنهاد میشود. ولی در مورد اسمکتیت دو منشأ مواد مادری و تشکیل از پالیگورسکیت را میتوان در نظر گرفت. به احتمال زیاد کانیهای ایلیت، کلریت و کائولینیت در خاک تنها از سنگ مادر به ارث رسیدهاند. نتایج پرتو مادون قرمز نیز نتایج پراش پرتو ایکس و میکروسکوپ الکترونی را تأیید میکند.
محمد مهدی قاسمی، علیرضا سپاسخواه،
جلد 7، شماره 2 - ( 4-1382 )
چکیده
در این پژوهش، اثر کمآبیاری با اعمال روش آبیاری جویچهای یک در میان، که یکی از روشهای نوین مدیریت آبیاری در مزرعه است، در مورد گیاه سورگوم دانهای (Sorghum durra L) بررسی شد. این پژوهش در چارچوب طرحهای یک بار خرد شده با سه تیمار اصلی دور آبیاری 10، 15 و 20 روز، و سه تیمار فرعی روش آبیاری جویچهای معمولی، یک در میان ثابت و یک در میان متغیر، در چهار تکرار، در دو منطقه باجگاه و کوشکک استان فارس انجام گرفت. با توجه به هزینهها در مراحل مختلف کاشت، داشت و برداشت و مد نظر قرار دادن قیمتهای یارانهای و واقعی آب در دو منطقه، سود به ازای واحد آب آبیاری و نسبت درآمد به هزینه محاسبه گردید. نتایج نشان داد که مقادیر این عوامل اقتصادی برای روش آبیاری جویچهای یک در میان ثابت و متغیر با دور 10 روز در هر دو منطقه، تفاوت چندانی با آبیاری جویچهای معمولی با دور 10 روز نداشته، و حتی در باجگاه بیشتر نیز میباشد. روابطی نیز بین مقدار آب آبیاری، بازده کاربرد آب، قیمت آب و سود به ازای واحد آب آبیاری با بازدههای مختلف انتقال ارائه گردید. همچنین، ضرایب رابطه خطی بین هزینهها و مقدار آب آبیاری تعیین شد. نتایج نشان داد که با افزایش قیمت آب، کشاورز مجبور است بازده کاربرد بیشتری برای آب به کار گیرد تا زیان نبیند.
محسن شکلآبادی، حسین خادمی، امیرحسین چرخابی،
جلد 7، شماره 2 - ( 4-1382 )
چکیده
مقدار فرسایشپذیری خاک در مناطق خشک، و به ویژه در خاکهای با تکامل کم، بسیار وابسته به نوع مواد مادری خاک است. این پژوهش با هدف مقایسه توان تولید رواناب و رسوب در خاکهایی با مواد مادری متفاوت، و شناسایی حساسیت آنها به فرسایش در حوزه آبخیز گلآباد انجام شده است. حوزه آبخیز گلآباد واقع در شمال شرق اصفهان با میانگین بارندگی سالیانه 160 میلیمتر و سنگشناسی متنوع، یکی از حوزههای آبخیز با فرسایش شدید در کشور است. دوازده نوع خاک تشکیل شده روی مواد مادری متفاوت این حوزه انتخاب گردید. به طور کلی، خاکهای مورد بررسی میزان مواد آلی و رس کمی داشته ولی دارای مقادیر زیادی سنگریزه و شن میباشند. با استفاده از بارانساز صحرایی، رگباری با شدت 5±40 میلیمتر در ساعت و مدت 80 دقیقه، با میانگین قطر قطرات 56/6 میلیمتر و کارمایه 7/13 تا 2/17 ژول بر متر مربع بر میلیمتر، روی کرتی به مساحت یک متر مربع با سه تکرار روی هر خاک تولید گردید، و میزان رواناب و رسوب تولید شده در فواصل 10 دقیقه اندازهگیری شد.
نتایج نشان داد که خاکهای حاصل از آندزیت سبزرنگ و آبرفتی با پستی و بلندی کم و با منشأ مخلوط آذرین و رسوبی حداکثر رواناب و سریعترین زمان تبدیل بارندگی به رواناب، و خاکهای با مواد مادری سنگ آهک کرتاسه بالایی، گرانودیوریت و آبرفتی با پستی و بلندی متوسط، کمترین میزان رواناب و طولانیترین زمان تبدیل بارندگی به رواناب را داشتند. همچنین، حداکثر میزان رسوب در خاکهای حاصل از آندزیت سبزرنگ و پلمهسنگ همراه با ماسهسنگ، و حداقل آن در خاکهای حاصل از آبرفت با پستی و بلندی متوسط و گرانودیوریت دیده شد. حداکثر گلآلودگی در پلمهسنگ همراه با ماسهسنگ مشاهده گردید، و خاکهای دیگر تفاوتی از نظر میزان گلآلودگی نشان ندادند. در مجموع، نتایج این پژوهش، علاوه بر رتبهبندی حساسیت خاکها به فرسایش، گویای وابستگی بسیار زیاد توان تولید رواناب و رسوب خاکها به مواد مادری آنها در حوزه آبخیز مورد بررسی است، که نمونه خوبی از آبخیزهای منطقه خشک کشور میباشد.
نعیم لویمی، مرتضی الماسی،
جلد 7، شماره 2 - ( 4-1382 )
چکیده
شناخت وضعیت کمّی و کیفی کاربری ماشینهای کشاورزی، به منظور افزایش کارایی آنها در مناطق مختلف هدف این پژوهش بوده است. از این رو، محدوده منطقه شمال اهواز شامل پنج دهستان ویس، ملاثانی، عنافچه، الهایی و کرخه، مجموعاً به مساحت 286800 هکتار، که 54193 هکتار از آنها زمین زراعی است، برای شناخت علمی وضع موجود مکانیزاسیون و ارائه راهکارهای مناسب به صورت میدانی بررسی گردید. در این پژوهش شماری از شاخصهای کمّی و کیفی مکانیزاسیون ارزیابی شد، که در کنار بررسیهای کلگرا، به منظور تمرکز مطالعات و تفصیل نتایج با توجه به شرایط منطقه، دشتی به مساحت حدود 1100 هکتار زمین زراعی انتخاب، و تجزیه و تحلیل برخی از پارامترها، که بررسی آنها در کل محدوده ممکن نبوده، در آن دنبال شده است.
این بررسی نشان میدهد که سطح مکانیزاسیون منطقه 1/1 اسب بخار در هکتار است، که با وجود مطلوبیت نسبی این سطح، درجه مکانیزاسیون برای بسیاری از عملیات مربوط به فناوری متناسب منطقه پایین بوده، و اغلب کشاورزان از تراکتور صرفاً برای انجام عملیات مرسوم خاکورزی اولیه و ثانویه استفاده میکنند. از سوی دیگر، وضعیت کیفی مکانیزاسیون منطقه، از جمله مهارت کاربران، مدیریت ماشینها و خدمات پشتیبانی با توجه به پارامترهای محاسبه شده همچون پایین بودن ضریب بهرهوری از تراکتورها (حدود 40%)، افت زیاد در برداشت گندم به وسیله کمباین (حدود 4/9%)، و ضعف آموزش کاربران ماشینها بسیار نامناسب بوده و توازنی با سطح مکانیزاسیون منطقه ندارد. نتیجه این که برای افزایش کارایی ماشینهای کشاورزی در منطقه، در کنار توجه به آموزش و تعلیم کاربران ماشینها، باید به حل مشکلات خدماتی و پشتیبانی آنها توجه شود. همچنین، به منظور اشاعه فناوری مناسب و افزایش درجه مکانیزاسیون عملیات مختلف آن، باید پس از شناسایی فناوری مناسب منطقه به وسیله مراکز پژوهشی، ماشینها و تجهیزات این فناوری فراهم آمده و گسترش یابد. البته با توجه به پایین بودن درجه نوآوری و پذیرش فناوری جدید در سیستم متکی بر کشاورزان محلی، پیشنهاد میشود که علاوه بر کلاسهای آموزشی و ترویجی، از مزارع نمایشی، و نیز تشویق و حمایت از شرکتهای خدمات مکانیزه برای تأمین ماشینها و ابزار این فناوری و گسترش آن در منطقه استفاده گردد.
سید محمدجعفر ناظم السادات، احمدرضا قاسمی،
جلد 7، شماره 3 - ( 7-1382 )
چکیده
در این پژوهش میزان تأثیر پدیده النینیو نوسانات جنوبی بر بارندگی ششماهه سرد استانهای اصفهان، فارس، خوزستان، چهارمحال و بختیاری، بوشهر و کهگیلویه و بویراحمد (22 ایستگاه) ارزیابی شد.
نتایج نشان داد که وقوع لانینا موجب کاهش 20 تا 50 درصدی بارندگی در استانهای بوشهر، کهگیلویه و بویراحمد و جنوب فارس شد. در دیگر استانهای مورد بررسی، این پدیده تغییر چندانی در بارندگی ششماهه سرد سال ایجاد نکرد. برخلاف لانینا، وقوع النینیو موجب افزایش 20 تا 70 درصدی این بارندگی در بیشتر ایستگاهها شد، که مقدار این افزایش به موقعیت جغرافیایی ایستگاهها بستگی داشت. مشخص شد، در حالیکه بیشتر ترسالیهای شدید در منطقه مورد بررسی در شرایط النینیو بوده است، احتمال وقوع خشکسالی شدید در این حالت در عموم ایستگاهها صفر تا 25 درصد میباشد. همچنین، درصد وقوع خشکسالی شدید در شرایط لانینا در غالب ایستگاهها بسیار کم بوده، و تنها در استان خوزستان و نواحی جنوبی استان فارس به 50% افزایش مییابد.
محمد پاکدل، جواد پوررضا، سعید انصاری،
جلد 7، شماره 3 - ( 7-1382 )
چکیده
این آزمایش به منظور بررسی تأثیر مقادیر مختلف کلسیم و فسفر قابل دسترس جیره بر عملکرد مرغان مادر بومی اصفهان به اجرا در آمد. مرغان بومی مورد استفاده در سن 72 تا 80 هفتگی قرار داشتند. سه مقدار مختلف کلسیم شامل 27/3، 62/2 و 96/1 درصد، و سه مقدار مختلف فسفر قابل دسترس شامل 0/25، 0/20 و 15/0 درصد، بر اساس طرح آماری کاملاً تصادفی به روش فاکتوریل بررسی گردید. بنابراین، 9 جیره آزمایشی در نظر گرفته شد، که به طور تصادفی به 9 گروه از مرغان مادر بومی (پنج تکرار و هر تکرار شامل دو قطعه در هر تیمار) اختصاص یافت. بر اساس نتایج حاصل، افزایش کلسیم و فسفر قابل دسترس جیره به بیشترین مقدار باعث کاهش معنیدار (0/05 >P) در تولید و وزن تخم مرغ گردید. همچنین، کاهش کلسیم و فسفر قابل دسترس جیره به ترتیب به 62/2 و 15/0 درصد مانع از کاهش وزن تخم مرغ شد، و ضریب تبدیل خوراک نیز بهبود یافت. با کاستن مقدار کلسیم و فسفر قابل دسترس جیره به ترتیب به 96/1 و 15/0 درصد، انباشت کلسیم در پوسته تخم مرغ، و در نتیجه درصد خاکستر آن افزایش معنیداری یافت (P<0.05). مقادیر مختلف کلسیم و فسفر قابل دسترس جیره اثر معنیداری بر خوراک مصرفی، و ضخامت و استحکام پوسته تخم مرغ نداشت. نتایج گویای آن است که مناسبترین مقدار پیشنهادی کلسیم و فسفر قابل دسترس در جیره مرغان مادر بومی اصفهان در اواخر دوره تولید، برای رسیدن به بهترین تولید و وزن تخم مرغ و بیشترین مقدار انباشت کلسیم در پوسته، 96/1 درصد کلسیم و 15/0 درصد فسفر قابل دسترس است.
پیمان نوروزی، دگوان کای، محمد علی ملبوبی، بهمن یزدی صمدی،
جلد 7، شماره 3 - ( 7-1382 )
چکیده
ژنهای OF2 ( نوعی اکسالات اکسیداز) و VAP که در مسیر پیام رسانی مقاومت به نماتد سیستی در چغندرقند هستند، قبلاً به ترتیب به کمک نشانگر مولکولی AFLP و سیستم دو هیبریدی در ناقل باکتریایی همسانه شدهاند. برای آزمون قابلیت این ژنها در ایجاد مقاومت در چغندرقند، ژنها به ناقلین گیاهی قابل بیان منتقل گردیدند. برای این منظور، ژن OF2 پس از جدا سازی، درون T-DNA ناقل دوگانه pAM194 در پاییندست پروموتر ذاتی CaMV35S و نیز درون T-DNA ناقل دوگانه pBin121 تغییر یافته در پاییندست پروموتر القایی ژن Hs1pro-1 (ژن مسؤل ایجاد مقاومت به نماتد سیستی) قرار گرفت. ژن VAP نیز پس از جدا سازی از همسانه اولیه، در T-DNA پلاسمید pAM194 در پاییندست پروموتر ذاتی CaMV35S قرار گرفت. بدین ترتیب، سه سازه جدید که بیان کننده ژنهایی از مسیر پیام رسانی مقاومت به نماتد چغندرقند بودند ساخته شد. سپس این سه پلاسمید به آگروباکتریوم ریزوژنز سویه AR15834 جداگانه منتقل شدند و پس از آن، جداکشت دمبرگ گیاه چغندرقند با آگروباکتری تلقیح شد. ریشههای مویین حاصل از تراریختی، پس از تأیید اولیه با روش رنگآمیزی GUS و یا PCR، به منظور بررسی مقاومت با لارو نماتد تلقیح شدند. نتایج اولیه وجود مقاومت نسبی در برابر لارو نماتد را در شماری از ریشههای مویین نشان داد. این مقاومت را میتوان به اثر ژنهایOF2 و VAP نسبت داد.
عبدالکریم کاشی، سعید حسینزاده، مصباح بابالار، حسین لسانی،
جلد 7، شماره 4 - ( 10-1382 )
چکیده
هندوانه رقم چارلستون گری یکی از ارقام مهم هندوانه مورد کشت در ایران است که با دارا بودن صفات کمّی و کیفی مطلوب، نسبت به پوسیدگی گلگاه بسیار حساس است. بهمنظور شناخت برخی از عوامل مؤثر بر رشد، عملکرد و پوسیدگی گلگاه هندوانه، این بررسی در سالهای 1376 و 1377 در مرکز تحقیقات گروه باغبانی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران با دو تیمار مالچ پلیاتیلن سیاه و بدون مالچ و تغذیه برگی با کلسیم نیترات در غلظتهای 0، 4 و 6 در هزار انجام گرفت. آزمایشها بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در چهار تکرار بود.
نتایج بررسی نشان داد که مالچ پلیاتیلن سیاه با جلوگیری از رویش علفهای هرز و حفظ رطوبت خاک، مقدار عملکرد کل میوه را به میزان قابل توجه 85 درصد (میانگین دو سال) افزایش داده است، همچنین وزن تر اندامهای هوایی بوته، تعداد و وزن متوسط میوه در هر بوته و میزان زودرسی محصول بهطور معنیداری تحت تأثیر مالچ افزایش یافت. مالچ تعداد میوههای دارای پوسیدگی گلگاه را به میزان 13 درصد (میانگین دو سال) و درصد وزنی آنها را به میزان 5/12 درصد کاهش داد. تغذیه برگی با کلسیم نیترات در هر دو سال آزمایش و در اکثر موارد اثر معنیداری روی صفات مورد اندازهگیری و پوسیدگی گلگاه نداشت.
غلامرضا چگینی، برات قبادیان، محسن برکتین،
جلد 7، شماره 4 - ( 10-1382 )
چکیده
شرایط سخت نگهداری آبمیوهها و بهرهگیری از پودر آنها در صنایع مختلف غذایی سبب روآوری مصرفکنندگان و تولیدکنندگان به پودر آبمیوهها شده است. خشک کردن آبمیوهها بهصورت پودر از پیچیدهترین روشهای فرآوری میوههاست. خواص آبدوستی ترکیبات آبمیوه و ویژگیهای ترموپلاستیکی آنها پس از آبگیری، کنترل زمان خشک شدن و بردن از محفظه خشککن به قسمتهای بعدی را بسیار مشکل کرده است. دراین پژوهش با یک خشککن پاششی آزمایشگاهی، عوامل مؤثر بر رسوب پودر آبپرتقال بر دیوارههای خشککن بررسی شد. نتایج نشان میدهد که بدون بهرهگیری از مواد افزودنی به کنسانتره پرتقال، هیچگونه پودری تولید نمیشود. بهرهگیری از گلوکز مایع بهعنوان ماده کمکی خشک شدن در کنسانتره پرتقال، عملکرد را بالا برده و رسوب پودر را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد. شرایط بهینه کاری خشککن پاششی برای خشککردن آب پرتقال با افزودنی گلوکز مـایع با دمای هـوای ورودی 130 درجه سانتیگراد، دمای هـوای خروجی 85 درجه سانتیگراد و مقدار تغذیه 15 میلی لیتر در دقیقه بهدست آمد. نتایج تجزیه و تحلیل آماری دادههای آزمایشگاهی نشان میدهد که پارامترهای دمای هوای ورودی و مقدار تغذیه بهصورت مستقل و در کنار هم، اثر معنیداری درسطح 1% بر عملکرد خشککن و رسوب دیواره دارند. با افزایش دمای هوای ورودی و مقدار تغذیه، عملکرد خشککن کاهش و رسوب دیواره افزایش مییابد. با وجود بهرهگیری از افزودنی مناسب، بین 14 تا 65% پودر بر دیوارهها رسوب کرد. نتایج آزمایشها نشان میدهد که عامل اصلی رسوب، دمای بالای دیواره است. برای جلوگیری از رسوب، باید دمای دیواره از دمای نقطه چسبندگی پودر پرتقال کمتر باشد. برای پودر پرتقال با رطوبت 2%، دمای نقطه چسبندگی 44 درجه سانتیگراد بهدست آمد. برای کنترل دمای دیواره، خشککنی با دیواره دو جداره و سیستم خنککننده دیواره پیشنهاد میشود.
رضا امیریچایجان، محمد هادی خوش تقاضا،
جلد 7، شماره 4 - ( 10-1382 )
چکیده
سیستمهای سنتی و قدیمی خشککردن شلتوک در ایران ضایعات زیادی را بهعلت خشکشدن غیریکنواخت، در فرایند تولید برنج باعث میشود. در این پژوهش برای کاهش میزان ترکخوردگی و افزایش سرعت خشکشدن در دمای بالاتر از دمای متداول، از روش بستر سیال برای خشککردن شلتوک بهرهگیری شده است. برای خشککردن نمونهها از یک دستگاه خشککن آزمایشگاهی بهرهگیری شد. آزمایشهای خشککردن، شامل بررسی زمان خشککردن و درصد ترک خوردگی دانههای شلتوک در سه شرایط بستر ثابت، حداقل سیالسازی و سیال کامل و در دماهای 40، 60، 80 درجه سانتیگراد انجام شد.
نتایج نشان داد که در شرایط حداقل سیالسازی میزان ترکخوردگی دانه نسبت به شرایط بستر ثابت، در دماهای 40، 60 و 80 درجه سانتیگراد، بهترتیب حدود 57%، 68% و 75% کاهش یافت. در حالیکه این کاهش در شرایط بستر سیال کامل نسبت به بستر ثابت در دماهای مذکور بهترتیب حدود 40%، 54% و 65% بود. کمترین زمان خشککردن شلتوک، در روش حداقل سیالسازی و بیشترین زمان، در روش بسترثابت طول کشید. نتایج بهدست آمده نشان داد که روش حداقل سیالسازی دارای کمترین مقدار ترکخوردگی و زمان خشک شدن در تمام دماهای مورد آزمایش است.
محمدمهدی قاسمی، علیرضا سپاسخواه،
جلد 8، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
وسعت مراتع و همچنین راهکارهایی که برای توسعه کشاورزی استان خوزستان بهصورت افزایش سطح زیر کشت دیم و آبی پیشنهاد شده همگی به میزان بارندگی بستگی دارد، بنابراین وجود مدلهایی به منظور پیش بینی بارندگی برای تصمیم گیری های مدیریتی لازم به نظر میرسد. بنابراین در این پژوهش با استفاده از آمار دراز مدت بارندگی روزانه 15 ایستگاه در منطقه مورد مطالعه ارتباط بین زمان وقوع رگبارهای زودرس پاییزه با بارندگی سالانه بررسی شد. نتایج حاکی از آن است که این ارتباط معکوس بوده و هرچه شروع بارندگیها به تأخیر بیفتد در نتیجه مقدار بارندگی سالانه کاهش مییابد. برای افزایش ضریب تعیین مــدلها از متغیرهای اقلیمی مانند میانگین دراز مدت بارندگی، دمای سطح آب خلیج فارس و مشخصههای جغرافیایی ایستگاهها استفاده گردید که بهجز میانگین دراز مدت بارندگی و ارتفاع ایستگاهها، دیگر متغیرها ضریب تعیین مدلهای ارائه شده را به طور معنی داری افزایـش ندادند. مدل ساده نهایی چنیـن میباشد: Pa=184.787-1.891t42.5+0.855Pm و R2=0.704 که در این رابطه، Pa کل بارندگی سالانه(میلیمتر)، t42.5 زمان وقوع 5/42 میلیمتر باران از ابتدای پاییز(روز)، Pm میانگین دراز مدت بارندگی ایستگاه (میلیمتر) می باشد.
سیدسعید اسلامیان، علیرضا زارعی، احمد ابریشمچی،
جلد 8، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
یکی از روشهای تحلیل منطقهای جریان کم، استفاده از روش رگرسیون چندگانه برای بهدست آوردن روابطی بین دبی جریان کم با دورههای بازگشت معین و ویژگیهای حوضه آبخیز است، که در این پژوهش برای برآورد دبی جریان کم با دورههای بازگشت مختلف در حوضه آبریز مازندران از آن استفاده شد. پس از تحلیل فراوانی نقطهای جریان کم برای 20 ایستگاه آب سنجی، آزمون همگنی انجام شد و دو ایستگاه غیر همگن شناخته شده و از محاسبات حذف گردیدند. روابط منطقهای بین دبی جریان کم با دورههای بازگشت 2، 5، 10 و 20 سال و ویژگیهای حوضه شامل مساحت حوضه، ارتفاع متوسط حوضه، حداقل ارتفاع حوضه، فاکتور شکل، طول شاخه اصلی رودخانه، طول شاخه اصلی رودخانه از مرکز ثقل تا نقطه خروجی حوضه، در صد مساحت جنگلی، میانگین بارش سالانه و شیب متوسط حوضه به مدلها راه یافتند. در نهایت میانگین خطای نسبی مدل برای دورههای بازگشت 2، 5، 10 و 20 سال به ترتیب برابر1/41، 41/3، 45/0 و 2/47 درصد بهدست آمده، که در مقایسه با ب دیگران، مدلها از خطای کمتری برخودار بودند.
حمیدرضا کریمزاده، احمد جلالیان، حسین خادمی،
جلد 8، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
کانیهای رسی شایسته بررسی دقیقی هستند، زیرا در بسیاری از خاکها نقشی مهمی بازی میکنند. شناسایی کانیهای رسی پنج خاک گچــی از زمینریخـتهای مختـلف در شـرق اصـفـهان با استفاده از پراش اشـعه ایکـس (X-ray diffraction ) مـورد بررسی قرار گـرفت. علاوه بر این، خاکدانهها و رسوبهای فرسـایش یافته بادی بهوسیله میـکروسکوپ الکـترونی روبشی ( Scanning electron microscopy) مشاهده و با اسپکتروفتومتری اشعه ایکس ( Energy dispersive X-ray analyser) تجزیه گردید. نتایج نشان میدهند که در همه نیمرخهای خاک، کانیهای پالیگورسکیت، میکا، کائولینیت، کلریت و کوارتز و به مقدار ناچیز ورمیکولیت و کانیهای مخلوط نامنظم وجود دارند. اسمکتیت در خاکهای دشت دامنهای و تراس قدیمی رودخانه شناسایی شد ولی در خاکهای مخروطافکنه دیده نشد. احتمالاً کانیهای کلریت، کائولینیت، میکا و کوارتز از مواد مادری به ارث رسیدهاند. بهنظر میرسد که کانی پالیگورسکیت در خاکهای مخروطافکنه با عمق افزایش، در حالی که درخاکهای تراس قدیمی رودخانه، با عمق کاهش مییابد. بخش زیادی از پالیگورسکیت موجود در خاکهای مخروطافکنه در پایان دوره ترشیاری موقعیکه منطقه توسط برکههای کم عمق و خیلی شور پوشیده بود بهصورت خود تشکیل ایجاد گردیده است. منشأ پالیگورسکیت در خاکهای تراس قدیمی ماهیتاً آواری میباشد و منشأ بادی پالیگورسکیت نیز محتمل است، زیرا که در افقهای سطحی این خاک به مقدار زیاد شناسایی گردید. در خاکهای تراس قدیمی، افزایش اسمکتیت با عمق در مقایسه با کاهش پالیگورسکیت، به خود تشکیل اسمکتیت از پالیگورسکیت نسبت داده میشود.