377 نتیجه برای زاد
محمود شیوازاد، حسین جانمحمدی،
جلد 6، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده
در یک طرح بلوکهای کامل تصادفی، به منظور ارزیابی بازده کل پروتئین در پودر ماهی کیلکای ایران و انچوی پرو، شش جیره غذایی همسان از نظر انرژی (3200 کیلوکالری انرژی قابل متابولیسم در هر کیلوگرم) و پروتئین خام (5/18 درصد) بر پایه ذرت، با استفاده از شش نمونه پودر ماهی (شمارههای 1، 5 و 6 پودر ماهی کیلکا با فرایند حرارت غیرمستقیم، 4 و 2 با فرایند حرارت مستقیم و شماره 3 پودر ماهی انچوی پرو) تنظیم و از 7-42 روزگی به تغذیه جوجه خروسهای نژاد لهمان رسید. میزان مصرف غذا و اضافه وزن به طور هفتگی اندازهگیری و بازده کل پروتئین و ضریب تبدیل غذا محاسبه و توسط بسته نرمافزار MSTAT-C تجزیه و تحلیل آماری گردید.
بیشترین مقادیر بازده کل پروتئین در دوره 7-28 روزگی حاصل شد و اختلاف معنیداری (05/0>P) بین پودر ماهیهای کیلکا و پرو مشاهده نشد. به استثنای پودر ماهی کیلکای شماره 5، حداکثر مقادیر بازده کل پروتئین، در پودرهای ماهی کیلکا با فرایند حرارت غیرمستقیم، و کمترین مقادیر در پودرهای ماهی کیلکا با فرایند حرارت مستقیم به دست آمد. میزان بازده کل پروتئین در پودر ماهی پرو تقریباً حد واسط دو دسته ماهی کیلکا با فرایندهای متفاوت بود. مقایسه مستقل و غیرمستقل ضریب تبدیل غذایی و بازده کل پروتئین پودر ماهی کیلکا، صرف نظر از نوع فرایند، در مقابل پودر ماهی پرو در دوره 7-28 روزگی و نیز 7-42 روزگی، اختلاف معنیداری نشان نداد (05/0
بهروز مصطفی زاده، محمد کهنوجی،
جلد 6، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده
دبی قطرهچکان تحت تأثیر عوامل گوناگونی همچون فشار، دمای آب آبیاری، ضریب تغییرات ساخت و گرفتگی قرار دارد. به منظور مطالعه تأثیر دمای آب آبیاری بر دبی قطرهچکانها، تعیین تغییرات دبی نسبت به فشار، و تعیین ضریب تغییرات ساخت، یک سیستم آبیاری قطرهای آزمایشی در محل گلخانه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان طراحی و بررسی گردید. چون حساسیت قطرهچکانهای مختلف نسبت به تغییرات دمای آب آبیاری متفاوت است، از چهار نوع قطرهچکان متداول ساخت ایران که عبارت بودند از قطرهچکانهای طولانی مسیر داخل خط، تفنگی، جبران کننده فشار، و لولههای روزنهدار استفاده گردید. هر یک از این قطرهچکانها برای 14 تیمار دمای آب آبیاری در محدوده 11 تا 5/43 درجه سانتیگراد مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج نشان داد که به طور کلی با افزایش دمای آب آبیاری، دبی قطرهچکانها به گونهای خطی افزایش و در مورد قطرهچکان نوع جبران کننده فشار کاهش مییابد. عوامل یکنواختی پخش، یکنواختی پخش مطلق و ضریب یکنواختی کریستیانسن تحت تأثیر تغییرات دبی قطرهچکانها قرار گرفت. برای هر یک از قطرهچکانهای مورد آزمایش، تغییرات ضریب ساخت نسبت به دمای آب آبیاری متفاوت بود. ضریب تغییرات ساخت قطرهچکانها در دمای تقریبی آب آبیاری 20 درجه سانتیگراد، به ترتیب برای لولههای روزنهدار، طولانی مسیر داخل خط، تفنگی و حبران کننده فشار برابر با 5، 7، 13 و 23 درصد بود. به طور کلی، حساسیت قطرهچکانهای نوع تفنگی، لولههای روزنهدار و طولانی مسیر داخل خط نسبت به تغییرات دمای آب آبیاری به طور مقایسهای به ترتیب کمتر بود. قطرهچکانهای نوع تفنگی، لولههای روزنهدار، طولانی مسیر داخل خط و جبران کننده فشار به ترتیب حساسیت کمتری را نسبت به تغییرات فشار نشان دادند.
صلاح کوچک زاده،
جلد 6، شماره 3 - ( پاییز 1381 )
چکیده
کانالهای جانبی کاربردهای گستردهای در شبکههای انتقال و توزیع آب، سدهای مخزنی، تأسیسات تصفیه آب و فاضلاب، و در مجاری زهکشی سطحی دارند. جریان در این سازهها از نوع متغیر مکانی با افزایش دبی است، و نیمرخ سطح آب آن از فاکتورهای مهم طراحی محسوب میشود. معمولاً علاوه بر افزودن عرض کف کانال در جهت جریان، در انتهای پاییندست کانال، سرریزی نصب میشود تا ضمن ایجاد مقطع کنترل، شرایطی فراهم نماید که نیمرخ سطح آب هموارتری در کانال به وجود آید. در این مقاله نتایج یک پژوهش آزمایشگاهی گزارش شده که برای تعیین میزان تأثیر نصب سرریز انتهایی با ارتفاعهای مختلف بر ویژگیهای سطح آب در یک کانال جانبی با مقطع غیر منشوری انجام شده بود. در هر آزمایش شش نیمرخ طولی به طور مشخص و متمایز دیده شد. اختلاف میان اعماق آب نقاط میانی نیمرخهای حداقل و حداکثر هر برداشت در بررسی اثر نصب سرریز به کار رفت.
نتایج نشان داد که اختلاف اعماق نیمرخهای یاد شده بین نصف تا یک برابر عمق بحرانی ایجاد شده در انتهای پاییندست کانال جانبی میباشد. همچنین، به کمک منحنی پوش دادهها روشی پیشنهاد گردید که در آن حداکثر میزان محتمل تأثیر یک سرریز انتهایی تعیین میگردد تا به عنوان راهنمای طراحی ارتفاع مناسب سرریز به کار گرفته شود.
حمیدرضا کریم زاده، احمد جلالیان،
جلد 6، شماره 3 - ( پاییز 1381 )
چکیده
به منظور بررسی فرسایش بادی در صحرا و طرح و ارزیابی فناوریهای کنترل فرسایش بادی، مشاهدات جزئی از حمل ذره خاک و توزیع عمودی ذرات خاک فرسایش یافته مورد نیاز است. اهداف این پژوهش عبارت بود از: 1. توصیف یک ابزار برای اندازهگیری حمل ذرات خاک،BSNE به عنوان یک گیرنده رسوب 2. تعیین توزیع عمودی رسوب فرسایش یافته بادی با ارتفاع در منطقه شرق اصفهان. گیرنده رسوب BSNE یک نمونهبردار فرسایش بادی است، که مواد متحرک را در هفت ارتفاع، به ترتیب 24/0، 60/0، 08/1، 60/1، 00/2، 00/3 و 00/4 متر از سطح خاک به دام میاندازد. هر تله شامل یک محفظه فلزی با یک دهانه ورودی و یک دهانه خروجی است، که روی یک بادنما نصب شده و حول یک محور میچرخد. پیش از استفاده در صحرا، نمونهبردار در تونل باد تحت آزمایش قرار گرفت و واسنجی شد.
نتایج نشان داد که میانگین بازده تلهاندازی در بادهایی با سرعت 2/5 تا 2/7 متر در ثانیه برای چهار رسوب بادی مختلف برابر با 44/0 تا 68/0 است. بازده تلهاندازی به سرعت باد، توزیع اندازه ذرات، چگالی و نوع رسوب وابسته بود. کمترین کارایی تلهاندازی نمونهبردار مربوط به ذرات کمتر از 44 میکرون میباشد. در این آزمایش یک دستگاه گیرنده رسوب BSNE در پایگاه هوایی بابایی نصب گردید. پس از یک دوره نمونهبرداری، رسوب به دام افتاده در هر تله (نمونهبردار) جمعآوری و توزین گردید. مواد به دام افتاده مخلوطی از ذرات در حال جهش و تعلیق بود. توزیع نیمرخ عمودی رسوب فرسایش یافته بادی نشان داد که با افزایش ارتفاع، مقدار مواد جمعآوری شده کاهش، و درصد ذرات ریز (کمتر از 63 میکرون) افزایش مییابد. برای یک دوره نمونهبرداری، مقدار رسوب به دام افتاده در واحد سطح دهانه ورودی نمونهبردار، با افزایش ارتفاع، به ترتیب برابر با 00/12، 42/3، 99/1، 56/1، 75/0، 21/0 و 39/0 گرم بر سانتیمتر مربع بود.
مصطفی مطلبی، محمدرضا زمانی، اباصلت حسین زاده کلاگر،
جلد 6، شماره 4 - ( زمستان 1381 )
چکیده
یکی از مهمترین بیماریها در نخود (Cicer arientinum) ، بیماری برقزدگی است، که توسط قارچ Ascochyta rabiei ایجاد میشود. در این پژوهش 43 جدایه از قارچ Ascochyta rabiei از بذور و گیاهان آلوده نخود، خالصسازی گردید، که از مناطق مختلف استانهای کرمانشاه، لرستان، همدان، کردستان، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی در طول سالهای 1376 تا 1378 جمعآوری شده بود. برای تعیین شدت بیماریزایی، از محیط کشت ( CDA (Chickpea seed meal dextrose agar) استفاده گردید. در این روش، هر جدایه تحت شرایط آزمایشگاهی روی محیط CDA در دمای 1±21 درجه سانتیگراد به مدت 9 روز کشت داده شد. آسیبهای ناشی از حمله قارچ به قسمتهای مختلف گیاهچههای نخود رقم جم به طور روزانه تا روز پنجم ارزیابی، و از صفر تا صد درصد درجهبندی شد. نتایج نشان داد که 13 جدایه (IE06، IE04، IO00، IL10، IL01، IK21، IK19، IK17، IK14، IK13، IK10، IK08 و IK04) با شدت بیماریزایی زیاد (Highly virulent, HV) و هفت جدایه (IL06، IL04، IE08، IE01، IK15، IK06 و IK03) با شدت بیماریزایی کم (Weakly virulent, WV) هستند. جدایههای دیگر دارای شدت بیماریزایی متوسط (Moderately virulent, MV) بودند. فعالیت آنزیم پلیگالاکتوروناز این جدایهها روی محیط کشت (Pectin zymogram)(PZ) اندازهگیری شد. مقایسه نتایج به دست آمده با آزمون بیماریزایی حاصل از 43 جدایه نشان داد که جدایههای دارای فعالیت آنزیمی زیاد در گروه بیماریزایی شدید، و جدایههای با فعالیت آنزیمی کم در گروه بیماریزایی کم قرار دارند.
سید محمد جعفر ناظمالسادات، بهزاد بیگی، سیفالله امین،
جلد 7، شماره 1 - ( بهار 1382 )
چکیده
آگاهی از توزیع جغرافیایی الگوهای بارش، به دلیل استفاده گسترده آن در کشاورزی، منابع آب، صنعت، توریسم، بهرهبرداری از سدها و نیز دانش آبیاری، حائز اهمیت است. با استفاده از روش تحلیل مؤلفههای اصلی (PCA)، که یک روش بهینه ریاضی است، منطقهبندی بارندگی زمستانه در ناحیه جنوب مرکزی ایران (استانهای فارس، بوشهر و کهگیلویه و بویراحمد) بررسی گردید. با میانگینگیری از دادههای بارندگی در ماههای دی، بهمن و اسفند، سری زمانی فصلی بارندگی برای هر ایستگاه محاسبه، و سپس ماتریس همبستگی بین دادههای نرمال شده تشکیل گردید. در مرحله بعد اندازه مقادیر ویژه، بردارهای ویژه، سری زمانی مؤلفههای اصلی و عوامل بارگذاری نیز تعیین شد. با استفاده از روش آزمون Screet مؤلفههای اصلی و شمار آنها مشـخص گردید. مؤلفههای اول و دوم، که مجموعاً 1/68% از کل واریانس دادههای اولیه را توجیه مینمودند، به عنوان مؤلفههای اصلی در نظر گرفته شد و برای پهنهبندی بارندگی از آنها استفاده گردید. روش دوران داده شده عوامل بارگذاری به عنوان راه حل مناسب در تعیین گستره جغرافیایی مربوط به این مؤلفهها مورد آزمون و تأیید قرار گرفت.
نتایج نشان داد که عوامل بارگذاری دوران داده شده متناظر با مؤلفه اول، در سطح گستردهای از منطقه مورد بررسی دارای مقادیر بسیار زیادی است. بنابراین، سری زمانی PC1، که 4/60% از کل واریانس دادههای خام را توجیه میکند، میتواند به عنوان نماینده دادههای بارندگی بخش وسیعی از استانهای فارس، بوشهر، و کهگیلویه و بویراحمد به کار رود. بردارهای بارگذاری متناظر با دومین مؤلفه اصلی (PC2) مقادیر بسیار زیادی را برای منطقه بوانات در شمال استان فارس نشان داد، و این ناحیه به عنوان منطقه مستقل متناظر با دومین مؤلفه در نظر گرفته شد. بارندگی این منطقه از استان فارس همبستگی ضعیفی با بارندگی مناطق مجاور داشت. به نظر میرسد بارندگی ناحیه بوانات عموماً از تودههای بارانزای مدیترانهای ناشی میشود که از شمال و غرب وارد این ناحیه میگردند. برای دیگر ایستگاههای مورد بررسی، علاوه بر سیستمهای مدیترانهای، تودههای بارانزای ناشی از جریان سودانی نقش بسیار اساسی در تولید بارش زمستانه ایفا میکنند.
پرویز احسانزاده، عباس زارعیان بغدادآبادی،
جلد 7، شماره 1 - ( بهار 1382 )
چکیده
به منظور بررسی اثر رقم و تراکم بر مراحل رشد، عملکرد، اجزای عملکرد و ویژگیهای رشد گیاه گلرنگ آزمایشی به صورت فاکتوریل و در چارچوب طرح بلوک کامل تصادفی در چهار تکرار، در سال 1378، در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان به اجرا درآمد. ارقام اراک 2811 و کوسه گلرنگ در چهار تراکم 6/16، 2/22، 3/33 و 50 بوته در متر مربع (فواصل روی ردیف 12، 9، 6 و 4 سانتیمتر) با فواصل ردیف یکسان 50 سانتیمتر کشت شد.
در میان مراحل مختلف رشد، تراکم بوته تنها بر مرحله آغاز تکمهدهی اثر معنیداری داشت. همچنین، اثر رقم بر مراحلی نظیر سبز شدن، تکمهدهی، آغاز گلدهی و 50 درصد گلدهی معنیدار بود و بر بقیه مراحل نمو تأثیر معنیداری نداشت. رقم کوسه دیررستر از رقم اراک 2811 بود. شمار شاخه فرعی در بوته، شمار طبق در شاخه فرعی، شمار دانه در طبق و شاخص برداشت به طور معنیداری با افزایش تراکم بوته کاهش یافتند. اثر کاهشهای ذکر شده، به وسیله افزایش شمار بوته در واحد سطح جبران شد، به طوری که عملکرد دانه دو ژنوتیپ گلرنگ با تغییر تراکم گیاهی تغییر معنیداری پیدا نکرد. به رغم این که رقم اراک 2811 برتری معنیداری در صفاتی همچون شمار طبق در شاخه فرعی و وزن هزار دانه و برتری نسبی غیر معنیداری در صفات دیگر داشت، ولی عملکرد دانه دو رقم از نظر آماری تفاوت معنیداری نداشت. اثر تراکم بوته و رقم بر شاخصهای رشد مانند شاخص سطح برگ، دوام سطح برگ و سرعت رشد محصول معنیدار نبود. بر پایه نتایج به دست آمده در این آزمایش، میتوان گفت که دو رقم یاد شده در تراکمهای اول و دوم، در شرایط آب و هوایی اصفهان قابل کشت و تولید میباشند.
پیمان نامور، محمد حسن صفر علیزاده، علی اصغرپورمیرزا،
جلد 7، شماره 1 - ( بهار 1382 )
چکیده
در این پژوهش حساسیت سه سن اول لاروی Spodoptera exigua در برابر باکتری Bacillus thuringiensis بررسی گردید. برای تخمین LC50 از شش غلظت مختلف باکتری، که با فواصل لگاریتمی محاسبه شده بودند، به همراه یک شاهد برای هر سن لاروی به طور جداگانه استفاده شد. مقادیر LC50 برای لاروهای سن اول، که تنها 1-4 ساعت پس از خروج از تخم تیمار شدند، 617/311 پیپیام، و برای لاروهای سنین دوم و سوم به ترتیب 95/1356 و 27/2708 پیپیام برآورد گردید. بدین ترتیب مشخص شد که حساسیت لاروها با افزایش سن کاهش مییابد، و در نتیجه برای کنترل این آفت در مزرعه بهتر است همزمان با اوج تفریخ تخمها باکتریپاشی شود.
زینت احمدزاده، بیژن حاتمی،
جلد 7، شماره 3 - ( پاییز 1382 )
چکیده
سفیدبالک گلخانه (Trialeurodes vaporariorum West) یکی از آفات مهم گیاهان زراعی و زینتی در مزارع و گلخانههاست، که عموماً با استفاده از سموم شیمیایی و عوامل کنترل بیولوژیک با آن مبارزه میشود. در این پژوهش، به طور جداگانه تأثیر رها سازی تخم بالتوری سبز (Chrysoperla carnea Steph) درون کیسههای مخصوص به نام کرایزوبگ علیه پوره آفت در نسبتهای رها سازی 1:1، 1:5، 1:10، 1:15 و 1:20 (شکار:شکارگر)، و نیز اثر سه حشرهکش کونفیدر (محلول غلیظ قابل حل در آب 35 درصد)، پرمترین (امولسیون 25 درصد) و دیمیلین (پودر قابل حل در آب 25 درصد)، به ترتیب در غلظتهای 3/0 میلیلیتر، 3/0 میلیلیتر و 15/0 گرم در یک لیتر آب، بر جمعیت پورههای آفت روی گیاه گوجه فرنگی بررسی شد. در یک آزمایش، تخم بالتوری در نسبتهای مختلف روی 150 پوره از سنین مختلف آفت رها شد، و تیمار شاهد نیز شامل کیسه بدون تخم بود. یازده روز بعد، میزان مرگ و میر پورههای آفت در اثر شکارگری بالتوری سبز محاسبه گردید. در آزمایش دیگر، تاثیر سه حشرهکش فوق بررسی و در تیمار شاهد فقط آب پاشیده شد. هر دو آزمایش در چارچوب طرح بلوک کامل تصادفی با چهار تکرار و در شرایط گلخانه با میانگین دمای5± 25 درجه سانتیگراد، رطوبت نسبی 50 تا 60 درصد و شرایط نوری 10 ساعت تاریکی و 14 ساعت روشنایی انجام شد. میانگینهای دادهها با آزمون چند دامنهای دانکن مقایسه شدند. نتایج نشان داد که یک بار رها سازی تخم بالتوری سبز در نسبت 1:1، باعث حداکثر 42/52 درصد مرگ و میر در جمعیت پورههای آفت میشود، و رها سازیهای دوباره شکارگر ضروری است. از میان سموم شیمیایی نیز با یک بار سم پاشی، حشرهکش کونفیدر با بیشترین تأثیر، حدود 88 درصد مرگ و میر جمعیت آفت را در پی داشت. اگرچه تأثیر حشرهکش بیشتر از رها سازی شکارگر بود، ولی هیچ کدام از دو روش باعث کنترل مؤثر آفت نشدند. بنابراین، به نظر میرسد در مبارزه با این آفت، اولاً کاربرد مجدد تیمارها مورد نیاز است، و ثانیاً احتمالاً تلفیق دو روش مبارزه شیمیایی و بیولوژیک باعث نتیجه بهتری خواهد شد.
عبدالکریم کاشی، سعید حسینزاده، مصباح بابالار، حسین لسانی،
جلد 7، شماره 4 - ( زمستان 1382 )
چکیده
هندوانه رقم چارلستون گری یکی از ارقام مهم هندوانه مورد کشت در ایران است که با دارا بودن صفات کمّی و کیفی مطلوب، نسبت به پوسیدگی گلگاه بسیار حساس است. بهمنظور شناخت برخی از عوامل مؤثر بر رشد، عملکرد و پوسیدگی گلگاه هندوانه، این بررسی در سالهای 1376 و 1377 در مرکز تحقیقات گروه باغبانی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران با دو تیمار مالچ پلیاتیلن سیاه و بدون مالچ و تغذیه برگی با کلسیم نیترات در غلظتهای 0، 4 و 6 در هزار انجام گرفت. آزمایشها بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در چهار تکرار بود.
نتایج بررسی نشان داد که مالچ پلیاتیلن سیاه با جلوگیری از رویش علفهای هرز و حفظ رطوبت خاک، مقدار عملکرد کل میوه را به میزان قابل توجه 85 درصد (میانگین دو سال) افزایش داده است، همچنین وزن تر اندامهای هوایی بوته، تعداد و وزن متوسط میوه در هر بوته و میزان زودرسی محصول بهطور معنیداری تحت تأثیر مالچ افزایش یافت. مالچ تعداد میوههای دارای پوسیدگی گلگاه را به میزان 13 درصد (میانگین دو سال) و درصد وزنی آنها را به میزان 5/12 درصد کاهش داد. تغذیه برگی با کلسیم نیترات در هر دو سال آزمایش و در اکثر موارد اثر معنیداری روی صفات مورد اندازهگیری و پوسیدگی گلگاه نداشت.
توحید نجفی میرک، عباسعلی زالی، عبدالهادی حسینزاده، غلامرضا رسولیان، عباس سعیدی،
جلد 7، شماره 4 - ( زمستان 1382 )
چکیده
شته روسی گندم یکی از آفات مهم غلات، بهویژه گندم و جو در بسیاری از مناطق غلهخیز جهان محسوب میشود. استفاده از ارقام مقاوم بهعنوان روشی بسیار مؤثر برای کنترل این آفت شناخته شده است. بهمنظور ارزیابی مقاومت ارقام و لاینهای گندم به شته روسی، شمار 13 رقم گندم نان و 15 لاین گندم دوروم به همراه دو رقم شاهد مقاوم و حساس در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار در شرایط گلخانه کشت شد. در هر تکرار از هر ژنوتیپ سه گیاهچه در یک گلدان پلاستیکی به عنوان یک واحد آزمایشی در نظر گرفته شد. در مرحله 2-1 برگی تعداد پنج پوره سنین 5-4 شته روی هر کدام از گیاهچهها رهاسازی شد. 21 روز پس از رهاسازی، درصد پیچیدگی برگها و درصد زردی یا کلروز برگها مورد اندازهگیری قرار گرفت. علیرغم وجود همبستگی بسیار بالا (%80) بین میزان پیچیدگی و میزان کلروز برگها، غربال ژنوتیپها بر اساس هر دو صفت انجام شد. تجزیـه واریانس دادهها، تنوع ژنیتیکی زیادی بین ژنوتـیپها برای هر دو صـفت نشان داد، به طوریکه لاینهای گنـدم دوروم DW2، DW8، DW12، DW9، DW14، DW4، DW7، DW3 و رقم آزادی با داشتن پیچیدگی برگ و میزان کلروز برگ کمتر نسبت به شاهد مقاوم، به عنوان مقاومترین ژنوتیپها و لاین گندم دوروم DW13 و رقم شیرودی و M-75-7 که هم دارای پیچیدگی برگ بیشتری و هم دارای میزان کلروز برگ بیشتری نسبت به شاهد حساس بودند، بهعنوان حساسترین آنها به بیوتیپ مورد آزمایش شته روسی شناخته شدند. مقایسه گروهی ژنوتیپها نشان داد که در کل، لاینهای گندم دوروم مقاومتر از ارقام گندم نان هستند. گروهبندی ژنوتیپها با بهرهگیری از تجزیه خوشهای بر اساس دو صفت مذکور بیانگر همین نتیجه بود.
ایمان زرینآبادی، پرویز احسانزاده،
جلد 7، شماره 4 - ( زمستان 1382 )
چکیده
علیرغم اهمیت اقتصادی گندم دوروم، اطلاعات علمی کمی در مورد رشد و عملکرد آن تحت شرایط مختلف در ایران و اصفهان وجود دارد. بهمنظور بررسی رشد، عملکرد و اجزای عملکرد دانه سه ژنوتیپ گندم دوروم Osta/Gata) ،Dipper-6 و PI40100) تحت تأثیر پنج تراکم کاشت (200، 275، 350، 425 و 500 بذر در متر مربع) درمنطقه اصفهان، آزمایشی با بهرهگیری از طرح کرتهای خرد شده، در قالب بلوکهای کامل تصادفی با 4 تکرار، در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی، دانشگاه صنعتی اصفهان، در سال 80-1379 انجام شد که در آن ژنوتیپ، تیمار اصلی و تراکم کاشت، تیمار فرعی در نظر گرفته شد و هر کرت شامل 6 ردیف کاشت شش متری به فواصل 25 سانتیمتر بود. نتایج نشان داد که میان ژنوتیپها از نظر ویژگیهای مرفولوژیکی، اجزای عملکرد و عملکرد دانه، تفاوت معنیداری وجود دارد. ژنوتیپ Osta/Gata بیشترین شمار سنبله در هر مترمربع، وزن هزاردانه و عملکرد دانه را دارا بود، درحالیکه بالاترین شاخص سطح برگ، بلندترین ارتفاع بوته و بیشترین عملکرد بیولوژیک در ژنوتیپ PI40100 بهدست آمد. ژنوتیپ Dipper-6 نیز با شمار سنبلههای تقریباً برابر با ژنوتیپ Osta/Gata و بیشترین شمار دانه در سنبله عملکرد نسبتاً بالایی را تولید کرد و بیشترین شاخص برداشت را دارا بود. با افزایش تراکم کاشت بر شاخص سطح برگ، شمار سنبله در واحد سطح، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت بهطور معنیداری افزوده شد ولی از شمار دانه در سنبله و وزن هزار دانه بهطور معنیداری کاسته شد. عملکرد دانه با شمار سنبله در واحد سطح، شمار دانه در سنبله و وزن هزار دانه همبستگی مثبت و معنیداری را نشان داد، ولی با شاخص سطح برگ و ارتفاع گیاه همبستگی منفی و معنیداری داشت. براساس نتایج بهدست آمده از این آزمایش ژنوتیپ Osta/Gata با تراکم کاشت مطلوب حدوداً 425 بذر درمترمربع (185 کیلوگرم بذر در هکتار) تحت شرایط آب و هوایی اصفهان از نظر تولید عملکرد دانه بر ژنوتیپهای دیگر برتری دارد.
خلیل زینلینژاد، آقافخر میرلوحی، قربانعلی نعمتزاده، عبدالمجید،
جلد 7، شماره 4 - ( زمستان 1382 )
چکیده
به منظور بررسی تنوع ژنتیکی 100 ژنوتیپ برنج بر اساس صفات مورفولوژیک و گروهبندی آنها ، آزمایشی در قالب طرح لاتیس ساده در مزرعه مؤسسه تحقیقات برنج کشور (رشت) در سال 1377 انجام شد . ژنوتیپ ها که اکثراً متعلق به منطقه شمال کشور و استان اصفهان بودند ، بر اساس صفات مورفولوژیک و اجزای عملکرد، در مزرعه ارزیابی شدند. ژنوتیپ ها از نظر کلیه صفات مورد بررسی تفاوت معنی داری (01/P< 0) داشتند. ضرایب تنوع فنوتیپی و ژنوتیپی برای اکثر صفات بالا بود که بیانگر وجود تنوع بالا در صفات مورد بررسی میباشد . تجزیه عاملها سه عامل را معرفی نمود که بیش از 90 درصد از تنوع کل را توجیه نمودند. عوامل اول و سوم در ارتباط با ظرفیت مخزن و عامل دوم در ارتباط با تیپ گیاه بود و با توجه به بار عاملها به ترتیب تعداد دانه، تیپ، ساختار گیاه و شکل دانه نامگذاری شدند. در تجزیه خوشهای ژنوتیپها بر اساس «معیار توان سوم خوشه ها» و «آزمون T2 کاذب هوتلینگ» در چهار گروه جای گرفتند. تجزیه واریانس صفات برای گروهها نشان داد که تفاوت بین گروههای مختلف از نظر اکثر صفات بسیار معنی دار بود.
حاجیمحمد تکلوزاده، کریم کمالی، یعقوب فتحیپور،
جلد 7، شماره 4 - ( زمستان 1382 )
چکیده
ترجیح مراحـل مختلف رشـدی شته سیاه یونجـه (Aphis craccivora Koch) توسـط زنبـور پارازیتـوئید(Lysiphlebus fabarum (Marshall ) در شرایط اتاقک رشد (دمای 2±20 درجه سانتیگراد، رطوبت نسبی5± 55 درصد و دوره نوری روشنایی: تاریکی10:14 ساعت) و در دو آزمایش بررسی شد. در آزمایش اول، ترجیح مرحله میزبانی با بهرهگیری از کلیه مراحل رشدی شته به نسبت مساوی و در آزمایش دوم با بهرهگیری از نسبتهای متغیر 5:15، 15:15 و 15:5 از دو مرحله سنین پورگی سوم به چهارم بررسی شد. هدف از این بررسی تعیین مرحله رشدی ترجیح شته میزبان توسط زنبور پارازیتوئید(L. fabarum) بود. براساس نتایـج حاصله زنبور پارازیتوئیـد (L. fabarum) پورههای سن سوم شته سـیاه یونجه را با 75/38 درصد پارازیتیسم به سـایر مراحل رشدی ترجیح داد و بین این مرحله با سایر مراحل اختلاف معنیدار وجود داشت. در مراحل بعدی پورههای سن چهارم 75/23 و حشرات کامل 25/21 درصد پارازیته شدند و پورههای سن اول پارازیته نشدند. در بررسی نسبتهای متغیر از پورههای سنین سوم به چهارم شته سیاه یونجه، در تراکم یکسان از دو سن نامبرده، میزان پارازیتیسم پورههای سن سوم 74/55 و پورههای سن چهارم 26/44 درصد بود و در نسبت 25 به 75 درصد از پورههای سن سوم به چهارم، میزان پارازیتیسم پورههای سن سوم 9/35 درصد و پورههای سن چهارم09/64 درصد و در نسبت 75 به 25 درصد از پورههای سن سوم به چهارم، میزان پارازیتیسم پورههای سن سوم 6/79 درصد و پورههای سن چهارم 36/20درصد دیده شد. پس از محاسبه درصد پارازیتیسم براساس معادله مرداک و رسم نمودار نسبتهای میزبان پارازیته شده (Na1/Na2) به نسبتهای اولیه میزبان (N1/N2) مشخص شد که زنبور پارازیتوئید (L. fabarum) در نسبتهای متغیر از دو مرحله مختلف میزبان نیز برای پوره سن سه ترجیح مثبت و برای پوره سن چهار ترجیح منفی دارد. به عبارت دیگر تغییرنسبتها نیز نتوانست ترجیح پارازیتوئید نسبت به پورههای سن سوم را تغییر دهد و در نسبتهای متغیر نیز ترجیح مثبت به سن سوم دیده شد.
حمیدرضا کریمزاده، احمد جلالیان، حسین خادمی،
جلد 8، شماره 1 - ( بهار 1383 )
چکیده
کانیهای رسی شایسته بررسی دقیقی هستند، زیرا در بسیاری از خاکها نقشی مهمی بازی میکنند. شناسایی کانیهای رسی پنج خاک گچــی از زمینریخـتهای مختـلف در شـرق اصـفـهان با استفاده از پراش اشـعه ایکـس (X-ray diffraction ) مـورد بررسی قرار گـرفت. علاوه بر این، خاکدانهها و رسوبهای فرسـایش یافته بادی بهوسیله میـکروسکوپ الکـترونی روبشی ( Scanning electron microscopy) مشاهده و با اسپکتروفتومتری اشعه ایکس ( Energy dispersive X-ray analyser) تجزیه گردید. نتایج نشان میدهند که در همه نیمرخهای خاک، کانیهای پالیگورسکیت، میکا، کائولینیت، کلریت و کوارتز و به مقدار ناچیز ورمیکولیت و کانیهای مخلوط نامنظم وجود دارند. اسمکتیت در خاکهای دشت دامنهای و تراس قدیمی رودخانه شناسایی شد ولی در خاکهای مخروطافکنه دیده نشد. احتمالاً کانیهای کلریت، کائولینیت، میکا و کوارتز از مواد مادری به ارث رسیدهاند. بهنظر میرسد که کانی پالیگورسکیت در خاکهای مخروطافکنه با عمق افزایش، در حالی که درخاکهای تراس قدیمی رودخانه، با عمق کاهش مییابد. بخش زیادی از پالیگورسکیت موجود در خاکهای مخروطافکنه در پایان دوره ترشیاری موقعیکه منطقه توسط برکههای کم عمق و خیلی شور پوشیده بود بهصورت خود تشکیل ایجاد گردیده است. منشأ پالیگورسکیت در خاکهای تراس قدیمی ماهیتاً آواری میباشد و منشأ بادی پالیگورسکیت نیز محتمل است، زیرا که در افقهای سطحی این خاک به مقدار زیاد شناسایی گردید. در خاکهای تراس قدیمی، افزایش اسمکتیت با عمق در مقایسه با کاهش پالیگورسکیت، به خود تشکیل اسمکتیت از پالیگورسکیت نسبت داده میشود.
سالار جمالی، ابراهیم پورجم، احمد خیری، محمود دامادزاده،
جلد 8، شماره 1 - ( بهار 1383 )
چکیده
به منظور شناسایی فون نماتدهای انگل گیاهی مزارع غلات مهم (گندم، جو و ذرت) استان اصفهان، درطی سالهای 1378 و 1379 تعداد 120 نمونه خاک و ریشه از نواحی مختلف کشت این محصولات در استان جمعآوری گردید. عملیات شستشوی خاک و استخراج نماتدها به روش الک و سانتریفیوژ انجام گرفت. کشتن و تثبیت نمونهها با استفاده از محلول FGA (فرمالدئید، گلیسیرین و اسید استیک به نسبت 1:1:4) صورت پذیرفت. پس از انتقال نمونهها به گلیسیرین، از نماتدهای استخراج شده اسلاید دائمیتهیه شده و با میکروسکوپ نوری مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج بررسیها نشان دهنده وجود سه گونه، متعلق به دو جنس از خانواده Criconematidae میباشد. این گونهها عبارتاند از: Hemicycliophora poranga ، Criconemella antipolitana و Criconemella xenoplax . گونه H. poranga که از خاک اطراف ریشه ذرت جدا شده است، برای نخستین بار از ایران گزارش میشود. گونه غالب برحسب فراوانی در نمونهها، C. antipolitana است که از خاک اطراف ریشه گندم و جو در مناطق مختلف جداسازی گردید. گونه C. xenoplax از نمونه خاک مزرعه گندم با سابقه کشت درختان هلو استخراج و شناسایی شدند. هر سه گونه فوق برای فون نماتدهای استان جدید محسوب میشوند.
رقیه حاجیبلند، ناصر اصغرزاده، زهرا مهرفر،
جلد 8، شماره 2 - ( تابستان 1383 )
چکیده
اطلاعات نسبتاً کاملی در مورد نقش ازتوباکتر کروکوکوم - یک تثبیت کننده آزاد ازت - در خاکهای کشاورزی وجود دارد, با اینحال آگاهی ما درمورد اهمیت اکولوژیک این باکتریها در مناطق مرتعی بهویژه در ایران ناچیز است. این بررسی به منظور بررسی ارتباط بین عوامل اکولوژیک و عوامل مربوط به خاک با جمعیت باکتریها انجام گرفته است. نمونههای خاک از دو منطقه مرتعی میشوداغ و خواجه که از نظر اکولوژیکی, نوع خاک و پوشش گیاهی از یکدیگرکاملاً متفاوت بودند، انتخاب شدند. نتایج بهدست آمده نشان داد که جمعیت ازتوباکتر با مقدار کربن آلی و pH خاک بهترتیب همبستگی معنیدار مثبت و منفی دارد. پوشش گیاهی نیز روی جمعیت باکتریها بهشدت موثر بوده و علاوه بر کاهش جمعیت در خاکهای فاقد پوشش, ریزوسفر گیاهان تیره گندم بیشترین جمعیت و ریزوسفر گیاهان تیره نخود کمترین جمعیت ازتوباکترها را داشت. همچنین اثر تلقیح باکتریهای جدا شده از خاکهای مورد مطالعه, روی رشد و تغذیه معدنی در گندم به عنوان گیاه مدل مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که رشد اندام هوایی و ریشه به ترتیب از تیمار کود ازتی (N+) به سمت تیمار تلقیح با ازتوباکتر (A+) و تیمار توأم (A+N+) نسبت به شاهد (A-N-) افزایش یافت. تیمارهای سهگانه فوق همچنین باعث افزایش جذب و انتقال پتاسیم به اندام هوایی شدند, با اینحال تأثیر تیمار A+ بر روی این پارامترها بیش از تأثیر تیمارهای A+N+ و N+ بوده است. این موضوع در مورد جذب ازت نیز صادق بود. بالاتر بودن مقدار جذب و خصوصا انتقال پتاسیم در تیمار تلقیح با ازتوباکتر به اثر احتمالی ترکیبات آلی تولید شده در ریشه که پتاسیم را با خود به اندام هوایی انتقال میدهند نسبت داده شد. نتایج نشان داد که ازتوباکترها نه تنها روی افزایش رشد و مقدار کلروفیل در گندم موثرند, بلکه بهطور اختصاصی روی جذب و خصوصاً انتقال عناصر نیز تأثیر مثبتی دارند. به نظر میرسد این اثر اختصاصی نبوده و میتواند برای عناصر کم مصرف نیز از اهمیت برخوردار باشد.
مختار جلالی جواران، حمید هاشم زاده، امیر موسوی،
جلد 8، شماره 2 - ( تابستان 1383 )
چکیده
بررسی گیاهان تراریخت در پروژه انتقال ژن، از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این پژوهش، نسل دوم (T1) گیاهان تراریخت کلزا که ژن گلوتامین سنتتاز در جهت آنتیسنس به آنها منتقل شده بود، مورد بررسی قرار گرفت. میزان پروتئین کل محلول برگ و مقدارکلروفیلهای a ، b و کاروتنوئید، با استفاده از روش اسپکتروفوتومتری و معادلات مربوطه تعیین شد. میزان کمی پروتئین در برگهای کلزا در مراحل مختلف رشدی گیاه و تیمارهای مختلف بررسی شد که در مرحله قبل از گلدهی (MG1) شروع به افزایش نموده و در زمان گلدهی (MG2) به بیشترین میزان رسید و در مرحله پیری برگ (SS) مقدار پروتئین کل کاهش نشان داد. در مقایسه بین تیمارها، تیمار A2 بیشترین میزان پروتئین و تیمار A6 کمترین مقدار را نشان دادند. از نظرمیزان کلروفیلهای a وb بین تیمارهای مورد مطالعه اختلاف معنیداری مشاهده نشد ولی بین مراحل مختلف رشد کلزا تفاوت معنی دار بوده و مرحله MG2 بیشترین و SS کمترین میزان کلروفیلهای a و b را نشان دادند. بهمنظور مطالعه الگوهای باندی در پروتئینهای استخراج شده از گیاهان تراریخت در مقایسه با گیاه شاهد از روش اس.دی.اس.پیج استفاده شد که در مقایسه الگوهای باندی حاصل از مرحله MG1 تفاوت قابل ملاحظهای بین باندها دیده نشد، ولی در باندهای حاصل از مراحل MG2 و YG تفاوتهایی مشاهده شد. در مرحله YG اختلاف بین تیمارهای A5 ، A3 ، A4 و A6 با شاهد در موقعیت وزنی 41 کیلو دالتون و بین تیمارهای A1 و A2 با تیمار شاهد در موقعیت 6/23 کیلو دالتون مشاهده گردید. در مورد باندهای حاصل از مرحله MG2 نیز بین تیمارهای A1، A3، A4 و A6 با تیمار شاهد در موقعیت وزنی57 کیلو دالتون اختلافاتی وجود داشت. با توجه به اینکه کلیه شرایط برای رشد، استخراج پروتئین و آنالیز ماکرومولکولها در گیاهان تراریخت و شاهد کاملاً کنترل شده و مشابه بوده است، در نتیجه میتوان احتمال داد که تفاوتهای مشاهده شده در گیاهان تراریخت نسبت به گیاهان شاهد به دلیل اثر آنتیسنس ژن گلوتامین سنتتاز می باشد.
ابراهیم قاریزاده گلسفیدی، بیژن حاتمی، حسین سیدالاسلامی،
جلد 8، شماره 2 - ( تابستان 1383 )
چکیده
کفشدوزک کریپتولموس ( Cryptolaemus montrouzieri Muls. (Col.:Coccinellidae یک شـکارگـر چنـدخـوار است که جهـت کنـترل شپشکهای آردآلود (Pseudococcidae) در باغها و گلخانهها استفاده میشود. بالشتک مرکبات (Pulvinaria aurantii Cockerell (Hom.: Coccidae یکی دیگر از آفات فعال درشمال کـشور روی درختان مرکبات نیز مورد تغذیه این کفشدوزک قرار میگیرد. پژوهش حاضر به منظور بررسی ویژگیهای زیستی این کفشدوزک روی شپشک آردآلود و بالشتک مرکبات در شرایط آزمایشگاه (روشنایی 14 ساعت، دما 1±25 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 5±70 درصد) انجام شد. برای این کار تخمهای کفشدوزک از کلنیهای جداگانه از روی دو میزبان، جمعآوری شد. طول دوره جنینی، سنین لاروی 1 ، 2 ، 3 ، 4 ، کل دوره لاروی، دوره پیششفیرگی، شفیرگی و دوره تخم تا حشره کامل روی دو طعمه بررسی شد که بهجز طول دوره لاروی سن 4 (در سطح 1درصد) و کل طول دوره لاروی (درسطح 5 درصد) بقیه اختلاف معنی داری نداشتند. نسبت جنسی کفشدوزک با تغذیه از دو طعمه، 1:1 و اختلاف معنیدار نداشت. بهجز طول دوره قبل از تخمگذاری روی دو میزبان سایر شاخصهای کفشدوزک شامل میانگین طول عمر کفشدوزک ماده، میانگین تخمگذاری روزانه، جمع تخمهای گذاشته شده و میزان تفریخ تخمها دارای اختلاف معنیداری در سطح 1 درصد بودند. میانگین میزان تغذیه کل دوره لاروی کفشدوزک از تخم شپشک آردآلود و بالشتک مرکبات به ترتیب 5715 و 7694 عدد بود که اختلاف معنیداری را در سطح 1 درصد نشان داد. نتایج این پژوهش نشان داد که برخی از شاخصهای زیست شناسی کفشدوزک روی دو طعمه در شرایط آزمایشگاهی با هم اختلاف معنیداری داشتند، ولی با توجه به تغذیه بیشتر کفشدوزک از تخم بالشتک، چنین به نظر میرسد که بتوان از این حشره مفید در مبارزه بیولوژیک علیه بالشتک مرکبات نیز استفاده کرد.
علی اصغرمنتظر، صلاح کوچک زاده، عبدالمجید لیاقت، محمدحسین امید،
جلد 8، شماره 3 - ( پاییز 1383 )
چکیده
بهرهبرداری شبکههای آبیاری، نتیجه یک فرایند تصمیمگیری است که در آن سه عنصر وضعیت فیزیکی موجود سازهها، ظرفیت کنترل و رفتار هیدرولیکی سیستم نقش کلیدی ایفا مینمایند. این سه عنصر به نوعی در مفهوم حساسیت هیدرولیکی سازهها مستتر بوده و از این روست که حساسیت هیدرولیکی سازهها مهمترین عامل مربوط به خصوصیات هیدرولیکی سیستم عنوان میشود. شیوه آنالیز حساسیت سازههای آبیاری از جمله روشهای تحلیل جریان بوده که در سالهای اخیر به منظور رفتارسنجی جریان در شبکههای آبیاری، توسعه یافته و در رفتارسنجی جریان چند شبکه آبیاری جهان مورد استفاده قرار گرفته است. مدولهای تیغهای از جمله مناسبترین ابزار توزیع جریان بوده که امروزه در سطوح مختلف بهسازی شبکههای آبیاری مطرح و توصیه میشوند. در این مقاله معادلات حساسیت هیدرولیکی مدولهای تیغهای ارائه گردیده و به ارزیابی تغییرات کمّی این شاخص در شرایط بهرهبرداری و تأثیر آن در عملکرد سازه پرداخته شده است.
نتایج محاسبههای انجام گرفته روی دادههای موجود واسنجی جریان چند مدول از شبکه آبیاری دشت قزوین، بیانگر تغییرهای مقدار حساسیت هیدرولیکی این آبگیرها در شرایط بهرهبرداری است. در بعضی موارد این تغییرها به بیش از 100 درصد میرسد. تغییر در مقدار کمّی حساسیت سازه، تغییر در بازه عملکرد سازه را پیامد شده و مشکلاتی را در فرآیند توزیع جریان در سطح شبکه بهوجود میآورد. بازه تغییرات دبی بعضی از دریچههای مدولهای مورد بررسی نسبت به مقدار مجاز که 20 درصد میباشد، بیش از دو برابر افزایش یافته است.