2467 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
علیرضا صادقی ماهونک، فخری شهیدی،
جلد 5، شماره 1 - ( 1-1380 )
چکیده
اثر ضد قارچی دی استات سدیم در جلوگیری از رشد برخی از کپکهای عامل فساد نان، ابتدا در محیط کشت، و سپس در نان مسطح بررسی شد. دریک آزمایش مقدماتی اثر غلظتهای مختلف دی استات سدیم در سطح صفر، 1000، 2000، 3000، 4000 و 5000 قسمت در میلیون، در جلوگیری از رشد کپکهای .Aspergillus niger، Aspergillus sp.، Rhizopus sp و .Penicillium sp در محیط کشت مطالعه گردید. معلوم شد هرچه غلظت دی استات سدیم افزایش یابد رشد کپکها کندتر میشود، به طوری که در غلظت 5000 قسمت در میلیون، پس از گذشت پنج روز رشد کپکها بسیار محدود میگردد. با توجه به نتایج حاصل از این بخش، اثر ضد کپکی غلظتهای مختلف دی استات سدیم در نان مسطح نیز مورد ارزیابی قرار گرفت. در این بخش از پژوهش .Aspergillus sp به عنوان کپک شاخص انتخاب شد.
نتایج نشان داد که چنانچه میزان 3000 قسمت در میلیون دی استات سدیم به نان افزوده شود، نه تنها رشد کپک را به تاخیر میاندازد، از بیات شدن نان نیز تا حد زیادی میکاهد. این غلظت دی استات سدیم هیچ گونه اثر منفی بر بافت نان نداشت، و زمان ماندگاری نان را به چهار روز رساند. غلظتهای بیشتر، رشد کپک را کندتر میکند اما بر بافت و طعم نان تاثیر منفی دارد. لذا غلظت 3000 قسمت در میلیون دی استات سدیم برای افزایش زمان ماندگاری نان مسطح پیشنهاد میگردد.
مصطفی طالبی اسفندارانی، محمدعلی ادریس، رحیم عبادی،
جلد 5، شماره 1 - ( 1-1380 )
چکیده
این پژوهش به منظور برآورد پارامترهای ژنتیکی چند صفت مهم اقتصادی در کرم ابریشم، در شرکت سهامی پرورش کرم ابریشم ایران، شعبه نطنز انجام پذیرفت. در هر نژاد 9 تلاقی بر اساس آمیزشهای جفتی ساده انجام، و پس از پرورش در شرایط استاندارد، صفات مورد نظر در 30 نتاج از هر تلاقی اندازهگیری شد.
ضرایب وراثتپذیری با استفاده از دادههای مربوط به نتاج تنی برای صفات وزن یک پیله، وزن قشر ابریشمی، وزن شفیره، و درصد قشر ابریشمی به ترتیب 123/0 ±209/0، 129/0 ±228/0، 109/0± 174/0 و 042/0± 044/0، و در نژاد چینی به ترتیب 118/0± 196/0، 13/0± 234/0، 103/0± 159/0 و صفر برآورد گردید. همبستگی فنوتیپی و ژنتیکی بین وزن یک پیله و وزن قشر ابریشمی به ترتیب 645/0 و 957/0، بین وزن یک پیله و وزن شفیره به ترتیب 962/0 و 982/0، بین وزن یک پیله و درصد قشر ابریشمی و ترتیب 351/0- و 123/0، بین وزن قشر ابریشمی و وزن شفیره به ترتیب 496/0 و 871/0 بین وزن قشر ابریشمی و درصد قشر ابریشمی، به ترتیب 265/0 و 457/0 و بین شفیره و درصد قشر ابریشمی به ترتیب 446/0- و 169/0 برآورد گردید. وراثتپذیری صفات وزن یک پیله و وزن قشر ابریشمی نشان میدهد که با گزینش افراد برتر در این صفات احتمالاً پیشرفت ژنتیکی مناسبی حاصل خواهد شد. با توجه به ضرایب همبستگی به دست آمده میان صفات اقتصادی پیله، گزینش بر پایه وزن قشر ابریشمی، به دلیل همبستگی ژنتیکی مثبت با دو صفت مهم یعنی وزن یک پیله و درصد قشر ابریشمی، نتیجه مطلوبتری خواهد داشت.
رحیم عبادی، عسگر جوزیان،
جلد 5، شماره 1 - ( 1-1380 )
چکیده
به منظور تشخیص گونه غالب مگس پارازیتویید سن گندم در اصفهان، و شناخت ویژگیهای بیولوژیک آن، طی سال زراعی 77-1376، از مناطق و ارتفاعات مختلف استان، جمعاً 9 بار نمونههای سن گندم جمعآوری، و بررسیهای آزمایشگاهی و مزرعهای لازم به عمل آمد.
نتایج نشان داد که بین مگسهای پارازیتویید سن گندم در شرایط آب و هوایی اصفهان،.Phasia subcoleoptrata L گونه غالب است. این گونه در شرایط مذکور دارای دو نسل در سال بوده، و زمستان را به صورت شفیره در خاک، زیر بوتههای اماکن تابستانگذرانی و زمستانگذرانی سن گندم به سر میبرد، و تا اوایل بهار سال بعد به صورت شفیره باقی میماند. حشرات کامل نسل اول آن، قبل از ریزش سن گندم به مزارع از شفیره خارج شده، و در زمان ریزش سن، آنها را پارازیته میکنند. حدود 6-8 روز بعد از پارازیته شدن حشرات کامل سن گندم، تخمهای پارازیتویید تفریخ شده و لاروها در داخل بدن میزبان شروع به رشد و نمو میکنند. بعد از گذشت 15-20 روز رشد خود را کامل نموده، و در داخل خاک مزارع تبدیل به شفیره میشوند. طول دوره شفیرگی نسل اول در شرایط آزمایشگاه برای نرها 17 روز و برای مادهها 5/18 روز است. سپس حشرات کامل نسل دوم همزمان با ظهور حداکثر پورههای سن پنج میزبان ظاهرمیشوند. حشرات کامل نسل دوم پارازیتویید نیز سنهای کامل نسل جدید را پارازیته میکنند.
مهدی بصیرت، حسین سیدالاسلامی،
جلد 5، شماره 1 - ( 1-1380 )
چکیده
در زمستان سال 1375، میوههای پسته بسیار آلوده، برای انجام آزمایشهای تعیین آستانه کمترین دما و دمای یکنواخت، از منطقه برخوار اصفهان جمعآوری گردید. آستانه کمترین دما با استفاده از روشهای تعیین درجه رشد و کمترین ضریب تغییرات دمای موثر به دست آمد. همچنین، دمای یکنواخت لازم برای مراحل مختلف رشد در شرایط آزمایشگاهی برآورد، و در یک آزمایش مقدماتی با دانستههای موجود در شرایط صحرایی مقایسه گردید.
نتایج این پژوهش نشان داد که آستانه کمترین دما برای لارو درون میوه تا تشکیل 50% شفیره، لارو لخت تا تشکیل 50% شفیره، لارو درون میوه تا 50%خروج حشرات کامل و 50% تشکیل شفیره تا 50% خروج حشرات کامل، به روش تعیین درجه رشد، به ترتیب 96/7، 78/7، 52/9 و 14/11، و به روش کمترین ضریب تغییرات دمای موثر به ترتیب 92/7، 59/7، 81/9 و 99/11 درجه سانتیگراد میباشد. دمای یکنواخت لازم برای 50% خروج حشرات کامل از لارو زمستانگذران، تشکیل 50% شفیره از لارو زمستانگذران، 50% خروج حشرات کامل از زمان تشکیل 50% شفیره و 50% خروج حشرات کامل از زمان خروج 5% حشرات کامل، به ترتیب با توجه به آستانههای کمترین دمای 5/9، 8، 11، و 11 درجه سانتیگراد در شرایط آزمایشگاهی، به ترتیب 03/17±783، 7/1±609 ، 05/19 ±3/215 و 107 بود. ولی با دمای یکنواخت برآورد شده در شرایط صحرایی، بجز مورد آخر، اختلاف زیادی داشت. دلایل این اختلاف در دمای موثر در شرایط صحرایی و آزمایشگاهی، و کاربرد این دانستهها در پیش آگاهی از چگونگی آفت در متن مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
جواد ترکمانی،
جلد 5، شماره 2 - ( 4-1380 )
چکیده
هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر بیمه فراوردههای کشاورزی بر کارایی فنی و ریسکگریزی کشاورزان بود. دادههای مورد نیاز از پرسشنامههای مؤسسه پژوهشهای برنامهریزی و اقتصاد کشاورزی برگرفته شد. کارایی فنی و روحیه کشاورزان در برخورد با مخاطرات، در شرایط بهرهمندی و عدم بهرهمندی از بیمه، برای گروههای «بیمه شده» و «بیمه نشده» مناطق مورد بررسی، به ترتیب، با برخورداری از تابع تولید مرزی تصادفی و روش معادل قطعی محتمل برابر محاسبه شد.
نتایج این پژوهش نشان داد که تأثیر بیمه بر کارایی فنی کشاورزان سه منطقه از مناطق آب و هوایی مورد بررسی مثبت، و از نظر آماری معنیدار است. برآورد درجه ریسکگریزی کشاورزان نمونه گویای این بود که به طور کلی، بیمه بر نحوه نگرش کشاورزان به مخاطره تأثیر گذاشته و موجب کاهش آن شده است. با این حال، این تأثیر از نظر آماری تنها در دو منطقه آب و هوایی معنیدار است.
رضا فتوحی قزوینی، یوسف حمیداوغلی، یونس ابراهیمی،
جلد 5، شماره 2 - ( 4-1380 )
چکیده
برای تهیه گیاهان عاری از بیماری ویروسی تریستزا، از ارقام نارنگی ساتسوما (ایشیکاوا، سوجییاما و میوگاوا)، تخمکهای نابارور از گیاهان مشکوک به بیماری، از باغ مهدشت ساری، روی چهار محیط غذایی مختلف کشت شد. جنینزایی از بافت نوسلوس تخمکها از دو رقم ایشیکاوا و سوجییاما، روی محیط کشت MS به ترتیب برابر 31% و 25%، و روی محیط کشت MT از رقم ایشیکاوا 5/40 % بود. تخمکهای بارور نشده رقم میوگاوا روی محیطهای کشت به کار رفته جنینزایی نداشتند. نمو جنینهای نوسلار ایشیکاوا و سوجییاما روی محیط کشت ME+GA3+MT به ترتیب 83% و 95% بود. در محیط کشت ME+ADE+GA3+MT، تمایز جنینها، تولید برگ و تشکیل گیاهچه دیده شد. رشد گیاهچهها از مرحله دو برگی، در شدت نور 1500 لوکس دو برابر رشد آن در شدت 800 لوکس بود. با آزمون پیوند جوانههای ارقام سوجییاما و ایشیکاوا روی نهالهای حساس و عاری از ویروس کیلایم، علایمی دال بر آلودگی به بیماری تریستزا در گیاهان پیوندی مشاهده نگردید.
احمد کریمی، عبدالحسین سمیع، جواد پوررضا،
جلد 5، شماره 2 - ( 4-1380 )
چکیده
در این آزمایش اثر سطوح مختلف صفر، 100 و 200 میلیگرم در کیلوگرم مس و صفر، 400 و 800 میلیگرم در کیلوگرم ویتامین C افزون بر نیاز غذایی، بر میزان کلسترول و دیگر اجزای سرم خون 360 قطعه جوجه گوشتی نژاد هیبرید، در یک طرح بلوک کامل تصادفی به صورت فاکتوریل 3×3 و در چهار تکرار 10 قطعهای به مدت 56 روز مورد بررسی قرار گرفت. در سن 56 روزگی، از هر واحد آزمایشی یک نمونه از هر جنس بر پایه میانگین وزن گروه انتخاب، و در هنگام کشتار، نمونههای خون جمعآوری گردید. پس از جداسازی سرم از خون، اجزای چربی (کلسترول، تریگلیسرید و HDL)، مس و ویتامین C سرم اندازهگیری شد.
نتایج نشان داد که غلظت مس، ویتامین C، کلتسرول، LDL و HDL سرم خون به گونه معنیداری (05/0>P) تحت تأثیر مصرف ویتامین C و مس جیره قرار گرفت. این تأثیر باعث کاهش کلسترول و افزایش HDL گردید. LDL سرم به گونه معنیداری (05/0>P) با افزایش ویتامین C و مس کاهش یافت. مقادیر هماتوکریت و درصد تلفات در تیمارهای گوناگون از سطوح مختلف مکمل مس و ویتامین C تأثیر نپذیرفت، هر چند که میانگین تلفات در گروههایی که مس و ویتامین C دریافت کرده بودند، کمتر از گروه شاهد بود.
علی اصغر سراج،
جلد 5، شماره 2 - ( 4-1380 )
چکیده
بررسیهای مزرعهای روی نحوه زیانرسانی گونه (Sesamia cretica Led. (Lepidoptera: Noctuidae و تأثیر آن در میزان کاهش محصول، در دو کولتیوار عمده و فراوان نیشکر منطقه، یعنی CP 57-614 و NCo 310، طی سالهای 78-1377 در جنوب خوزستان انجام شد.
میانگین درصد گره و میان گرههای آلوده (سوراخ شده توسط لارو آفت) در کولتیوار (7/30%) CP 57-614 بیشتر از کولتیوار (2/11%) Nco 310 بود. میزان شکر حاصل از هر تن نی در کولتیوار NCo 310 (کیلوگرم 132 ) بیشتر از کولتیوار CP 57-614 (کیلوگرم110 ) برآورد گردید. بر این پایه، در ازای هر 1% ساقههای سوراخ شده و پوسیده ناشی از زیان آفت، شکر حاصل حدود 11/0 تن در هکتار کاهش مییابد. تأثیر غیرمستقیم زیان آفت بر دیگر عناصر شیره خام نیشکر نیز بحث شده است.
نادر ساکنیان دهکردی، برات قبادیان، سعید مینایی،
جلد 5، شماره 2 - ( 4-1380 )
چکیده
دستگاهی که بتواند مالچ را در داخل خاک تزریق کند و ظرفیت نگهداری رطوبت خاک را بهبود بخشد مورد نیاز است. هدف از این پژوهش، طراحی و ساخت یک دستگاه زیرشکن با تیغه و مکانیزمی است که بتواند سبوس برنج را در خاک تزریق کند. پارامترهای مورد نظر در عملیات زیرشکن مورد توجه قرار گرفته و شیوه ارائه شده میتواند به عنوان روشی خاص برای تزریق سبوس مطرح گردد. دستگاه پس از طراحی و ساخت به آسانی به وسیله تراکتور به کار گرفته شد. عملیات زیرشکنی و تزریق سبوس در عمقها و مقادیر مختلف در زیر خاک به خوبی انجام گرفت. این شیوه به عنوان روشی تلفیقی به نمودارهای حفاظتی، که توسط مورگان ارایه شده است، اضافه میگردد.
محمدعلی ایزدبخش، سید سعید اسلامیان، سید فرهاد موسوی،
جلد 5، شماره 2 - ( 4-1380 )
چکیده
سیل از جمله پدیدههایی است که همواره مورد توجه پژوهشگران هیدرولوژی قرار دارد. در این بررسی، مدل برآورد یکی از شاخصهای مهم بیانکننده سیلاب، یعنی حداکثر دبی میانگین روزانه در چند حوزه آبریز غرب ایران تعیین گردید. زیرحوزههای مورد بررسی عبارتند از گاماسیاب، قرهسو، سیمره، کشکان (حوزه آبریز کرخه)، سزار (حوزه آبریز دز) و آبشینه (حوزه آبریز قره چای). پس از تهیه آمار دبیهای میانگین روزانه ایستگاههای هیدرومتری، از سالهای آماری موجود 30 سال دوره مشترک آماری انتخاب شد، و با کمک نرمافزارهای HYFA و TR تحلیل فراوانی روی دادههای سیلاب انجام گرفت، و بهترین توزیع آماری توسط آزمونهای نیکویی برازش برگزیده شد. سپس دبی یا دورههای بازگشت 2، 5، 10، 25، 50، 100، 500 و 1000 ساله برآورد گردید. مدلسازی توسط تحلیل منطقهای و به کمک روش رگرسیون چندگانه میان دبی و ویژگیهای فیزیوگرافیک حوزهها انجام شد. معیار اصلی گزینش مدل، ضریب تبیین اصلاح شده بود، و سطح معنیدار بودن، خطای استاندارد و نمودارهای دبی مشاهده شده و محاسبه شده، درستی مدل را کنترل نمودند. بدین ترتیب، مدلهایی با شکلها و پارامترهای گوناگون از میان مدلهای توانی، نمایی، خطی و لگاریتمی انتخاب شد، ولی مدل توانی بیشتر از دیگر مدلها برای منطقه به کار رفت. بر پایه نتایج این پژوهش، پارامترهای طول آبراهه اصلی، تراکم زهکشی، و زمان تمرکز بیشترین تأثیر را در تولید دبی داشتند. از تحلیل خطا چنین برآمد که هر چه دوره بازگشت افزایش پیدا کند میزان خطای برآورد مدلها نیز افزایش مییابد، به گونهای که در دوره بازگشت 1000 ساله مقدار خطا به 2/32 درصد رسید.
مجید افیونی، محمدرضا مصدقی،
جلد 5، شماره 2 - ( 4-1380 )
چکیده
اثر روشهای خاکورزی مرسوم (CT) و بدون خاکورزی (NT) بر ویژگیهای فیزیکی خاک و حرکت برومید، در دو مزرعه در ایالت کارولینای شمالی (مزرعه اول با خاک لوم شنی تیپیک پیل یودالتز؛ مزرعه دوم با خاک لوم رسی شنی تیپیک کانهاپل یودالتز) بررسی گردید. گیاه کاشته شده، سویا (واریته آسگرو 6297) بود. در سه موقعیت مکانی شامل ردیف گیاه (R)، ردیف رفت و آمد (T) و ردیف بدون رفت و آمد (N)، جرم مخصوص ظاهری (BD)، تخلخل کل (TP)، تخلخل درشت (MP) و هدایت هیدرولیکی اشباع (KS) خاک قبل از کاشت گیاه اندازهگیری شد. برای بررسی آبشویی املاح، از برومید پتاسیم (KBr) استفاده گردید. به وسیله دستگاه بارانساز، باران مصنوعی با شدت 27/1 و 08/5 سانتیمتر در ساعت به مدت نیم ساعت روی کرتهای (1m2) تیمار شده با KBr باریده شد. برای تعیین میزان آبشویی Br در خاک، دو روز پس از اولین و دومین باران مصنوعی با فاصله زمانی یک هفته، و در پایان فصل نمونههای خاک از اعماق مختلف گرفته شد.
روش خاکورزی و موقعیت مکانی در هر دو مزرعه، بر ویژگیهای فیزیکی خاک تأثیر معنیداری گذاشت. BD در روش NT بیش از روش CT، و در دریف T بیشتر از ردیف R و N بود. در هر دو مزرعه، TP در روش NT کمتر از روش CT بود. افزایش معنیدار MP در روش NT نسبت به روش CT در مزرعه اول، بیانگر اثر مفید روش NT در بهبود ساختمان خاکهای سبک است، ولی در مزرعه دوم (خاک سنگین) روند برعکس بود. هر چند روند تغییرات KS مانند MP بود، ولی به دلیل ضریب تغییرات زیاد KS، میان دو روش خاکورزی در مورد این ویژگی فیزیکی، اختلاف آماری مشاهده نشد. بیشترین اثر تیمارها بر حرکت برومید، در عمق 0-25 سانتیمتر دیده شد. در هر دو مزرعه، در اولین و دومین نمونهبرداری، غلظت برومید در عمقهای بالایی خاک، در روش CT بیشتر از NT بود، که بیانگر جابهجایی بیشتر Br در روش NT به اعماق پایین خاک میباشد. شدت بارندگی اثر معنیداری بر جابهجایی Br در خاک داشت، و در بارندگی با شدت 08/5 سانتیمتر در ساعت، نسبت به 27/1 سانتیمتر در ساعت، مقادیر بیشتری Br به عمق خاک انتقال یافت. در پایان فصل رشد، تفاوت معنیدار در جابهجایی Br بین دو روش وجود نداشت، ولی کاهش Br در تمام عمقها نسبت به گذشته، گویای انتقال Br به عمقهای پایینتر خاک (120cm) است. در مزرعه اول، به علت بافت سبک و هدایت هیدرولیکی بیشتر خاک، Br به عمقهای پایینتر خاک انتقال یافت.
عبدالرحمن برزگر، احمد کوچک زاده،
جلد 5، شماره 2 - ( 4-1380 )
چکیده
کاربرد کودهای شیمیایی، بقایای گیاهی و لجن فاضلاب از جمله مواردی است که باعث تجمع کادمیم در خاک و گیاه میگردد. در استان خوزستان و در اراضی زیر کشت نیشکر، میانگین کود مصرفی شامل 400 کیلوگرم دیآمونیوم فسفات و همین میزان اوره میباشد. از چهار کشت و صنعت هفت تپه، کارون، شعیبیه و غزالی، با سابقه کشت 36، 20، 2 و 1 سال، تعداد 101 نمونه خاک از عمق صفر تا 30 سانتیمتری برداشت گردید. نمونههای خاک از این ایستگاهها، به تفکیک از کف جوی، روی پشته و خاکهای کشت نشده و مجاور، به فاصله تقریبی 100 متر برداشت، و غلظت کادمیم، کلر، قابلیت هدایت الکتریکی، درصد رس و مواد آلی اندازهگیری گردید.
نتایج بـه دست آمده نشان میدهد کـه بـا افزایش کلر، درصد رس و ماده آلی، میزان تجمع کادمیم در خاک افزایش مییابد. میزان این عنصر در جوی حداقل، و در کنترل (کشت نشده) حداکثر میباشد. همچنین، نتایج نشان داد که غلظت این عنصر در خاک هفت تپه 02/0 میلیگرم در کیلوگرم و در کارون 03/0 میلیگرم در کیلوگرم کاهش داشته است.
رحیم هنرنژاد، مرداویج شعاعی دیلمی، محرم مصباح،
جلد 5، شماره 2 - ( 4-1380 )
چکیده
به منظور تجزیه و تحلیل ژنتیکی پایداری واریتههای توتون به بیماری سفیدک دروغی و برآورد ترکیبپذیری ارقام، چهار واریته توتون بل 61-10، برجراک سی، سامسون و ترامف پایدار و حساس به بیماری سفیدک دروغی، دریافتی از سازمان بینالمللی تحقیقات توتون (کورستا)، در سال 1376 به صورت طرح دیآلل یک طرفه تلاقی، و در سال 1377 والدین و نتایج آنها کشت و مورد بررسی قرار گرفتند. همچنین، به منظور بررسی اثر ژنهای کنترل کننده صفت پایداری و حساسیت، و گرفتن بذور نسل E2، BC1 و BC2، نسل F1 حاصل از تلاقی چهار واریته توتون خودگشن، و با والدین مربوطه تلاقی برگشتی داده شدند. در سال 1378، کلیه ژنوتیپها به صورت طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار کشت، و میزان پایداری و حساسیت ژنوتیپهـا در مقابل بیماری سفیدک دروغی بـا روش استانـدارد کورستـا اندازهگیری، و نتایج مربوط به والدین، نسلهای F1 و F2 به صورت یک دیآلل 4×4 تجزیه و تحلیل گردید.
نتایج تجزیه واریانس تفاوت معنیداری را بین ژنوتیپها از نظر پایداری به پرونسپورا نشان داد، و تجزیه میانگین نسلها گویای پیروی خانوادههای برجراک سی × بل 61-10 و ترامف × بل 61-10 از مدل ساده افزایش - غالبیت بود. در حالی که در سایر خانوادهها آثار متقابل غیرآللی (اپیستاتیک) پدیدار گشت، و با مدل شش پارامتری متر و جینکز برای وجود آثار متقابل دوژنی برازش نشان دادند. بدین ترتیب، با توجه به وراثتپذیری خصوصی برآورد شده (34% تا 85%)، امکان گزینش موفقیتآمیز لاینهای پایدار در برابر پرونسپورا در نسلهای در حال تفکیک، برای برخی از تلاقیها وجود دارد. به سبب ترکیبپذیری عمومی معنیدار والدین برای صفت پایداری نسبت به پرونسپورا، نقش آثار افزایشی ژنها در زمینه پایداری در برابر عامل بیماری سفیدک دروغی چشمگیر بود. در مجموع، وراثتپذیری خصوصی برای ژنوتیپهای مورد بررسی به میزان 72% تا 75% برای این صفت برآورد شد.
رضا امیری، عبدالمجید رضایی،
جلد 5، شماره 2 - ( 4-1380 )
چکیده
به منظور بررسی ارتباط میان مقدار رسوب با کیفیت SDS و کیفیت نانوایی گندم، زیرواحدهای گلوتنین ژنوتیپهای مختلف (ارقام ایرانی و خارجی) به وسیله کروماتوگرافی مایع با کارایی زیاد و فاز معکوس تجزیه گردیدند. ارتفاع رسوب هر ژنوتیپ به عنوان معیار غیرمستقیم ارزیابی ارزش نانوایی در نظر گرفته شد. ضرایب همبستگی بیانگر ارتباط بیشتر نقاط فراز گلوتنین با وزن مولکولی کم و مقدار رسوب بودند.
تجزیه مؤلفههای اصلی وجود ارتباط میان برخی از زیرواحدها و مقدار رسوب را تأیید نمود. با استفاده از رگرسیون مرحلهای، دو زیرواحد با وزن مولکولی کم و چهار زیرواحد با وزن مولکولی زیاد انتخاب گردید، که به ترتیب 2/70 و 7/18 درصد از تغییرات مقدار رسوب را توجیه نمودند. بر اساس نتایج رگرسیون مرحلهای، تابع تشخیصی تعیین شد که کارایی زیادی را در جداسازی درست ژنوتیپهای کاملاً متفاوت (ارقام بومی و زراعی ایرانی) داشت، و نشان داد که ارتباط به دست آمده میان زیرواحدهای گلوتنین و مقدار رسوب به گونه چشمگیری ژنتیکی بوده و آثار زیرواحدهای با وزن مولکولی کم و زیاد بر مقدار رسوب افزایشی است. بنابراین، به نظر میرسد که میتوان از این روش، و بر پایه اجزای بیشتری از زیرواحدهای پروتئین (نه تنها زیرواحدهای گلوتنین با وزن مولکولی زیاد)، کیفیت نان را در بسیاری از زمینههای ژنتیکی برآورد نمود.
محمد رضا خواجه پور، فرامرز سیدی،
جلد 5، شماره 2 - ( 4-1380 )
چکیده
برای ارزیابی تأثیرپذیری طول مراحل مختلف نمو سه رقم آفتابگردان از تغییرات طول روز و دما در شرایط مزرعهای، و مدلسازی سرعت نمو آنها در دورههای مختلف نمو، آزمایشی با بهرهگیری از طرح کرتهای یک بار خرد شده، در چارچوب بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار، در مزرعه پژوهش کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان، در سال 1375 انجام شد. تیمار اصلی شامل پنج تاریخ کاشت (7 و 22 اردیبهشت، 6 و 22 خرداد و 8 تیر) و تیمار فرعی شامل سه رقم آزاد گردهافشان آفتابگردان به نامهای رکورد، ونیمیک 8931 و آرماویرس بود.
شمار روز از کاشت تا رؤیت طبق، و کاشت تا آغاز گردهافشانی، به گونه معنیداری با تأخیر در کاشت و در نتیجه افزایش دما در دورههای یاد شده کاهش یافت. شمار روز از کاشت تا رسیدگی فیزیولوژیک نیز با تأخیر در کاشت به گونه معنیداری کم شد. ولی تفسیر نتایج با بهرهگیری از روند تغییرات دما و طول روز در این دوره امکانپذیر نگردید. شمار روز از رؤیت طبق تا آغاز گردهافشانی، در هماهنگی با ثبات نسبی دماهای حداکثر و میانگین شبانهروزی در دوره یاد شده، از تاریخ کاشت تأثیر نپذیرفت. شمار روز از آغاز گردهافشانی تا رسیدگی فیزیولوژیک، تنها در تاریخ کاشت آخر با دیگر تاریخهای کاشت تفاوت معنیدار داشت. این تفاوت به دوام اثر دماهای حداکثر بسیار زیاد و پایدار در دوران رؤیت طبق، تا آغاز گردهافشانی در تاریخ کاشت آخر ارتباط داده شد. رقم آرماویرس به گونه معنیداری از لحاظ شمار روز از کاشت تا رؤیت طبق و کاشت تا آغاز گردهافشانی، زودرستر از ارقام رکورد و ونیمیک 8931 بود. در دورههای آغاز گردهافشانی تا رسیدگی فیزیولوژیک و کاشت تا رسیدگی فیزیولوژیک، تفاوتهای میان هر سه رقم آشکارا نمایان گردید. آرماویرس زودرسترین، و رکورد دیررسترین رقم بود. بر پایه نتایج آزمایش، ارقام مورد بررسی از لحاظ واکنش به طول روز بیتفاوت میباشند. سرعت نمو رقم آرماویرس به گونه خطی، و ارقام رکورد و ونیمیک 8931 به گونه غیرخطی، به افزایش متغیرهای دمایی در دورههای کاشت تا رؤیت طبق و کاشت تا آغاز گردهافشانی واکنش نشان داد. شتاب نمو ونیمیک 8931 در اثر دماهای بسیار زیاد بیش از رکورد بود. سرعت نمو ارقام مورد آزمایش در دوران کاشت تا رسیدگی فیزیولوژیک، به گونه معنیدار و خطی با افزایش طول روز کاهش یافت. پیوستگی میان سرعت نمو و طول روز را میتوان به عنوان یک مدل کاربردی برای برآورد طول دوران کاشت تا رسیدگی فیزیولوژیک این سه رقم آفتابگردان به کار برد.
اشکبوس دهداری، عبدالمجید رضایی، مصطفی مبلی،
جلد 5، شماره 2 - ( 4-1380 )
چکیده
این پژوهش به منظور ارزیابی ویژگیهای زراعی 19 توده بومی پیاز ایرانی و یک رقم خارجی، گروهبندی آنها و شناسایی عوامل پنهانی و غیرقابل اندازهگیری، در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان، در سال 1377 اجرا شد.
نتایج تجزیه واریانس گویای وجود تنوع بسیار زیاد میان ژنوتیپها، از نظر تمام ویژگیهای مورفولوژیک و زراعی بود. بیشترین ضریب تنوع ژنتیکی به وزن خشک بوته و کمترین آن به شمار روز تا سبز شدن تعلق داشت. وزن تر بوته، عملکرد 30 بوته و عملکرد کل نیز دارای ضرایب تنوع ژنتیکی گستردهای بود. قابلیت توارث عمومی صفات بسیار زیاد بود. ژنوتیپها بر پایه تجزیه خوشهای و نمودار پراکنش ژنوتیپها برحسب دو متغیر متعارف اول، در چهار گروه با ویژگیهای زراعی متفاوت قرار گرفتند. تجزیه متغیرهای متعارف بر پایه 9 صفت زراعی، سه متغیر را معرفی نمود که 9/99 درصد از تنوع کل بین دادهها را توجیه نمودند. تجزیه به مؤلفههای اصلی، چهار مؤلفه را مشخص کرد که 3/87 درصد از تنوع دادهها را تبیین کردند. تجزیه به عاملها، سه عامل پنهانی را شناسایی کرد که 5/95 درصد تنوع کل را تبیین نمودند. عاملهای اول و دوم به ترتیب مربوط به سازگاری و انتقال مواد فتوسنتزی بودند، و در عامل سوم ارتفاع، قطر و وزن غده به طور مثبت و حساسیت به فوزاریوم به شکل منفی بار بیشتری داشتند.
همایون ظهیرالدینی، سید رضا میرایی آشتیانی، محمود شیوازاد، علی نیکخواه،
جلد 5، شماره 2 - ( 4-1380 )
چکیده
اثر سطوح مختلف انرژی جیره بر عملکرد جوجههای آمیخته گوشتی آرین و نیز بازدهی اقتصادی جیرهها در دو آزمایش مشابه بررسی گردید. آزمایشها به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی، با پنج جیره و دو جنس انجام گرفت. جیرههای غذایی به ترتیب محتـوی 2800، 2900، 3000، 3100 و 3200 کیلوکالری انـرژی قابل متابولیسم در کیلوگرم برای دوره آغازین (0-4 هفتگی) و 2900، 3000، 3100، 3200 و 3300 کیلوکالری انرژی قابل متابولیسم در کیلوگرم برای دوره رشد (4-7 هفتگی) بودند. نسبت انرژی قابل متابولیسم به مواد مغذی در تمام جیرهها ثابت نگهداشته شد. آزمایش اول در فصل تابستان و آزمایش دوم در فصل پاییز اجرا گردید.
در هر دو آزمایش، افزایش وزن و ضریب تبدیل غذایی با افزایش تراکم انرژی در جیره بهبود یافت (01/0>P)میزان مصرف خوراک فقط در تابستان تحت تأثیر نوع جیره واقع شد (01/0>P) ، به طوری که جوجههای تغذیه شده با جیرههای حاوی پایینترین سطح انرژی، خوراک کمتری نسبت به سایر گروههای آزمایشی مصرف نمودند. همچنین، نسبت چربی محوطه شکمی به وزن لاشه جوجهها، فقط در آزمایش اول تحت تأثیر نوع جیره واقع شد، و در جیره حاوی پایینترین سطح انرژی کمتر از سایر گروهها بوده است (01/0>P) .هزینه خوراک مصرف شده به ازای تولید هر کیلو مرغ زنده در هر دو نوبت آزمایش، بـه طور معکوس تحت تأثیر نـوع جیره غذایی قرار گرفت (01/0>P) ، به طوری که با کاهش تراکم انرژی جیره، بازده اقتصادی افزایش یافت. برتری جنس نر به لحاظ افزایش وزن، ضریب تبدیل غذایی، ذخیره کمتر چربی در محوطه شکمی و هزینه کمتر خوراک به ازای تولید یک کیلو وزن زنده در هر دو آزمایش معنیدار بوده است (01/.0>P).
محسن افشارمنش، جواد پور رضا، عبدالحسین سمیع،
جلد 5، شماره 2 - ( 4-1380 )
چکیده
این آزمایش به منظور بررسی اثر پنج سطح 06/3، 23/3، 4/3، 57/3 و 74/3 درصد کلسیم و سطح 2000، 2200 و 2400 واحد بینالمللی ویتامین D3 در کیلوگرم جیره، بر صفات کیفی پوسته تخم مرغ به اجرا در آمد. آزمایش در یک طرح کاملاً تصادفی، در چارچوب آزمایش فاکتوریل 3×5، که جمعاً 15 تیمار آزمایشی را تشکیل دادند، صورت گرفت. تعداد 240 قطعه مرغ 26 هفتهای لگهورن سفید از سویه هایلاین W36 به 60 واحد آزمایشی تقسیم شدند، به طوری که هر تیمار چهار تکرار داشت. مدت آزمایش 90 روز بود. در پایان آزمایش مرغها 38 هفته سن داشتند.
نتایج نشان داد که افزایش کلسیم جیره سبب افزایش معنیداری (05/0>P) در مقاومت پوسته، ضخامت پوسته و درصد پوسته شد. در سطح 06/3 درصد کلسیم، کلسیم پوسته به طور معنیداری (05/0>P) افزایش یافت، اما کلسیم جیره اثر معنیداری بر درصد خاکستر پوسته نداشت. ویتامین D3 اثر معنیداری بر درصد خاکستر و کلسیم پوسته نداشت، اما مقاومت پوسته، ضخامت و درصد پوسته به طور معنیداری (05/0>P) با سطح 2400 واحد بینالمللی در کیلوگرم جیره افزایش یافتند. مقدار کلسیم پلاسما به طور معنیداری (05/0>P) با افزایش ویتامین D3 افزایش نشان داد. اثر متقابل کلسیم و ویتامین D3 بر مقاومت پوسته، ضخامت پوسته، درصد پوسته و کلسیم پلاسما معنیدار بود (05/0>P) همبستگی معیارهای کیفی پوسته و معیارهای خون نیز با کلسیم و ویتامین D3 جیره معنیدار بود (05/0>P).
سیما یاراحمدی، سیدرضا میرایی آشتیانی، رحیم عبادی، غلامحسین طهماسبی،
جلد 5، شماره 2 - ( 4-1380 )
چکیده
برای تعیین همبستگی فنوتیپی شماری از صفات ظاهری و تولیدی در توده زنبور عسل استان تهران، تعداد 130 کلنی از ده زنبورستان و چهار منطقه (دماوند، کرج و ساوجبلاغ، تهران و قم) به طور تصادفی انتخاب شد. صفات تولیدی شامل میزان عسل استخراجی (WH)، میزان جمعآوری گرده (WP) و میزان مومبافی (WW) در محل زنبورستانها اندازهگیری شد. صفات ظاهری شامل طول بال جلو (FL)، عرض بال جلو (FB)، ایندکس کوبیتال (CI)، طول پای عقبی و قطعات آن (HL)، طول خرطوم (LP)، ضریب لاغری (SI)، طول (WL)، عرض (WT)، فاصله (WD)، ضریب غدد مومساز (IW) و مساحت سبد گرده (CA) با استفاده از روش روتنر (1978) و روشهای معمول دیگر، روی ده زنبور نمونهبرداری شده از کلنیها در آزمایشگاه اندازهگیری گردید. دادههایی که از اندازهگیری صفات ظاهری و تولیدی به دست آمد با انجام تجزیه واریانس، تعیین ضرایب همبستگی فنوتیپی، رگرسیون گام به گام، تجزیه علیت و همبستگی کانونی مورد بررسی قرار گرفت.
ضرایـب همبـستـگی ساده نـشان دهنده همبستـگی مثـبت معنـیدار (01/0≥P) میان FL با (FB (r=0/65)، WL (r=0/361)، WT (r=0/261)، HL (r=0/555 و (LP (r=0/257 و هـمچنـین WH بـا (WP (r=0/30 و WW بـا (WH (r=0/560 بـود. FB بـا (WH (r=0/204 در سطح پنج درصد و CA با (WH (r=0/234 در سطح یک درصد همبستگی مثبت معنیداری داشت. همبستگی میان WH و (LP (r=0/17 نزدیک به سطح معنیدار مورد قبول بود (06/0 ≥P) و WH با (WP (r=0/30 و (WW (r=0/56 در سطح یک درصد همبستگی مثبت و معنیدار نشان داد. نتایج روش تابعیت گام به گام و تجزیه علیت، هنگامی که صفات تولیدی به عنوان متغیرهای وابسته در برابر صفات ظاهری قرار گرفتند، نشان داد که این صفات سهم نسبتاً کمی از تغییرات صفات وابسته را توجیه میکنند و به رغم همبستگیهای معنیدار موجود میان برخی از صفات ظاهری و تولیدی، اندازههای گوناگون اعضای بدن زنبور نمیتواند به تنهایی به عنوان معیار مطمئن بـرای انتخاب کلنیها، در تـولید عسل، جمعآوری گرده و یا مومبافی بیشتر به شمار آید. بنابراین، به صفات ظاهری و همبستگیهای موجود باید به میزان نقشی که در صفات تولیدی دارند، بها داد.
سید مهدی نصیری، محمد لغوی، جواد جعفری فر،
جلد 5، شماره 2 - ( 4-1380 )
چکیده
سالیانه مقدار زیادی گندم به عنوان اصلیترین منبع غذایی و فراورده استراتژیک، در ایران در مراحل کاشت، داشت، برداشت، جابهجایی، نگهداری و نهایتاً در مرحله تغییر و تبدیل و مصرف از بین میرود. بنابراین، لازم است با بهکارگیری دانش کشاورزی و بهزراعی، بهبود مدیریت و برنامهریزی کاشت و داشت محصول و نیز اصلاح و بهینهسازی ساختمان ادوات و ماشینها، افت مزرعهای این محصول اساسی را کاهش داد. پژوهش حاضر در زمینه طراحی، ساخت و ارزیابی یک جایگزین جدید برای چرخ فلک مکانیکی کمباین غلات میباشد که چرخ فلک بادی نامیده شده است، و وظیفه آن مانند جرخ فلک مکانیکی، هدایت خوشه گندم به سمت تیغههای برش میباشد. به منظور ارزیابی این طرح جدید، آزمونهای آزمایشگاهی و مزرعهای صورت گرفت. در آزمون آزمایشگاهی، سرعت باد خروجی از دهانه یک پنکه انتخابی تا فاصله چهل سانتیمتری از آن، با فواصل ده سانتیمتری و در سرتاسر عرض دهانه پنکه اندازهگیری شد. نتایج آزمون به صورت نمودار توزیع جریان باد ارایه گردید. بر پایه این نتایج تعداد 13 پنکه برای کمباین با عرض برش 14 فوت (3/4 متر) مناسب تشخیص داده شد. نتایج آزمونهای مزرعهای عملکرد دو نوع چرخ فلک بادی و مکانیکی نشان میدهد که تلفات چرخ فلک بادی هنگام برداشت به سبب برخورد نداشتن مستقیم با خوشه و اعمال کمترین ضربه به محصول، کمتر از نوع مکانیکی است. با افزایش سرعت پنکه، تلفات محصول به صورت خطی افزایش مییابد. آزمون مزرعهای در سرعتهای دورانی 2247، 2503، 2860، 3218 و 3932 دور در دقیقه و امتداد خروجی باد (از دهانه پنکه) 10، 20 و 30 درجه نسبت به افق انجام پذیرفت. با توجه به تحلیل آماری طرح بلوک کاملاً تصادفی توسط مقایسه توکی (پانزده تیمار و شش نمونه در هر تیمار)، در سطح 5% اختلاف معنیداری از نظر تلفات محصول در این زوایا، میان چرخ فلک بادی و مکانیکی وجود داشت. بر پایه نتایج به دست آمده، جهت وزش باد پنکه 20 درجه و سرعت دورانی آن در دامنه 2503 تا 2860 دور در دقیقه توصیه میشود.