2467 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
مرضیه یزدخواستی، محمد شایان نژاد، حمیدرضا عشقی زاده، محمد فیضی،
جلد 22، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
با توجه به گسترش آب شور در کشور، استفاده از مدیریت کاربرد تلفیقی آب شور و شیرین یک راهکار بهینه برای تولید محصولات، تحت شرایط تنش شوری است. این تحقیق در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در دانشگاه صنعتی اصفهان انجام شد. تیمارهای مورد استفاده پنج مدیریت آبیاری شامل: آبیاری با آب شور (شوری پنج دسیزیمنس بر متر)، آبیاری با آب شیرین (آب شهری)، آبیاری یک در میان، آبیاری با آب تلفیقی و آبیاری با آب شیرین تا خوشهدهی و سپس آب شور بود. افزایش شوری اثر معنیداری بر عملکرد بوته تر، بوته خشک و دانه داشت. حداکثر عملکرد بوته تر، بوته خشک و دانه مربوطه به آبیاری با آب شیرین بهترتیب بهمیزان 14/4، 45/2 و 588/0 کیلوگرم بر مترمربع و حداقل آن مربوط به آبیاری با آب شور بهترتیب بهمیزان 34/1، 765/0 و 0957/0 کیلوگرم بر مترمربع بود. پس از تیمار شاهد، مدیریت آبیاری تلفیقی بیشترین عملکرد را به خود اختصاص داد. شاخص های مختلف آماری نشان داد که مدل SWAP توانایی شبیه سازی عملکرد محصول را با دقت نسبتاً خوبی دارد. مقدار ضریب تبیین برای عملکرد محصول 65/0 به دست آمد. توانایی شبیه سازی عملکرد مدل بهترتیب در تیمارهای آبیاری شور در انتهای فصل، یک در میان، آب شور، تلفیقی و آب شیرین است.
مهدی نجفی قیری، یاسمن کیاسی، فریدون خادمی، علی رضا محمودی، حمید رضا بوستانی، مرضیه مکرم، محمد جواد غلامی،
جلد 22، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
اطلاعات اندکی در مورد تأثیر جادهسازی بر پوشش گیاهی و خاکهای اطراف جاده وجود دارد. پژوهش حاضر برای بررسی تأثیر جاده داراب - بندرعباس بر پوشش گیاهی، ویژگیهای خاک و قابلیت استفاده عناصرغذایی خاکهای اطراف جاده انجام شد. بنابراین، از سه منطقه مختلف از حاشیه جاده و اراضی اطراف آن (50 متری لبه جاده)، 18 نمونه خاک برداشته شد و سپس درصد تاج پوشش، نوع و تراکم پوشش گیاهی نیز اندازهگیری شد. ویژگیهای خاک و قابلیت استفاده نیتروژن، فسفر، پتاسیم، آهن، منگنز، روی و مس در خاکها اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که خاکهای حاشیه جاده دارای مقدار ماده آلی و شن بیشتر و رس و pH کمتری نسبت به خاکهای اطراف هستند. میانگین مقدار نیتروژن، آهن، روی و مس قابل استفاده در خاکهای حاشیه جاده بهترتیب 13/0 درصد و 2/4، 2/3 و 7/0 میلیگرم بر کیلوگرم و بهطور معنیداری بیشتر از خاکهای اطراف (بهترتیب 06/0 درصد، 8/2، 6/0 و 3/0 میلیگرم بر کیلوگرم) بود. پوشش گیاهی در خاکهای حاشیه جاده متنوعتر و بیشتر شامل گونههای درمنه و گون بادکنکی بود. درصد تاج پوشش گیاهی در اراضی حاشیه جاده (8/13 درصد) بهطور معنیداری بیشتر از اراضی اطراف (5/8 درصد)، بود. بهطورکلی میتوان نتیجهگیری کرد که خاکهای حاشیه جاده دارای شرایط رطوبتی و حاصلخیزی مناسبی جهت توسعه پوشش گیاهی هستند که این میتواند در مدیریت حفاظت خاک حاشیه جادهها مدنظر قرار گیرد.
علی رضا واعظی، مجید باقری، کامران افصحی،
جلد 22، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
فرسایش خاک بهوسیله آب، مسئله مهم زیستمحیطی بهویژه در مناطق نیمهخشک است. در این مناطق، هدررفت آب بهشدت بر هدررفت خاک و در نتیجه باروری خاک در کشتزارهای دیم اثر میگذارد. تعیین تراکم بذر مناسب برای هر جهت شخم، برای دستیابی به عملکرد محصول بالا و در کنار آن جلوگیری از هدررفت آب و خاک حائز اهمیت است. این مطالعه بهمنظور بررسی اثرات توأم جهت شخم و تراکم کشت بر هدررفت آب و خاک در کشتزار دیم انجام گرفت. دوازده کرت گیاهی با ابعاد 5/1 متر در 5/1 متر برای بررسی اثر دو جهت شخم (شخم موازی شیب و شخم روی خطوط تراز) و دو تراکم بذر (تراکم 90 و 120 کیلوگرم در هکتار) در سه تکرار در کشتزاری دیم با شیب 10 درصد احداث شدند. هدررفت آب و خاک در هر کرت طی دوره رشد (از اواسط مهر 1394 تا اواسط تیر 1395) اندازهگیری شد. تفاوتهای معنیدار بین دو جهت شخم (001/0>P) و دو تراکم کشت از نظر رواناب (05/0>P) و هدررفت خاک مشاهده شد. رواناب و هدررفت خاک در شخم موازی شیب بهترتیب 16/4 و 08/4 برابر بزرگتر از خاکورزی روی خطوط تراز بود. هدررفت آب و خاک در تراکم 120 کیلوگرم در هکتار بهترتیب 25/11 و 32/26 درصد کمتر از آنها در تراکم 90 کیلوگرم در هکتار بود. این نتیجه بهدلیل افزایش پوشش گیاهی در این تیمار و تأثیر آن بر مهار جریان آب و افزایش نگهداشت آب در خاک بود. برهمکنش معنیداری بین جهت شخم و تراکم کشت از نظر رواناب و هدررفت خاک وجود نداشت. اهمیت جهت شخم در هدررفت آب و خاک بسیار بیشتر از اهمیت تراکم کشت بود. با توجه به نتایج این پژوهش، اجرای تراکم 120 کیلوگرم در هکتار با روش شخم عمود بر شیب برای مهار بیشتر هدررفت آب و خاک، پیشنهاد میشود.
علی شاهبایی کوتنایی، مجید فرومدی، امید احمدی،
جلد 22، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
یکی از مسائل مهم جهان در عصر حاضر، پدیده تغییر اقلیم است. این پدیده بر نحوه رفتار و ویژگیهای فراسنجهای اقلیمی تأثیرگذار است و موجب بروز تغییرات آشکار و نهان در آنها میشود. یکی از روشهای کارامد برای تشخیص رفتارهای بسامدی آشکار و پنهان در سری دادههای اقلیمی، روش تحلیل طیفی است که با تحلیل واریانس هر کدام از طول موجهای سری این رفتارها را مشخص میسازد. بر این اساس در پژوهش حاضر تلاش شد تا با استفاده از روش تحلیل طیفی، چرخههای موجود در دادههای دمای کمینه، دمای بیشینه و بارش ایستگاههای رامسر (واقع در مناطق غربی استان مازندران) و بابلسر (واقع در بخشهای مرکزی این استان) در دوره 1961 تا 2014 تحلیل شود. بدین منظور دادههای دما و بارش ایستگاههای مذکور به محیط به نرمافزار MATLAB وارد و در محیط این نرمافزار، دورهنگار هر کدام از فراسنجها در ایستگاههای مورد مطالعه، ترسیم شد. نتایج بررسی دورهنگارها مشخص کرد که دمای کمینه در هر دو ایستگاه دارای چرخههای معناداری با دوره بازگشت دو تا پنج ساله است که متناسب با چرخههای شاخصهای پیوند از دور مانند NAO، AO و ENSO است. انجام تحلیل روی دورهنگار بارش، چرخههای 8 و 5/13 ساله در رامسر و پنج ساله در بابلسر را نشان داد. علت تفاوت در طول چرخههای بارشی دو ایستگاه را میتوان با تفاوت در موقعیت جغرافیایی آنها، جهت نفوذ و اثرگذاری سامانههای بارانزا و تفاوت در سرعت تأثیرپذیری جو دو منطقه از شاخصهای پیوند از دور توجیه کرد.
بهنام فرید گیگلو، رضا قضاوی،
جلد 22، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
در تحقیق حاضر برای شناخت مکانیسم شکلگیری آبکندها در حوضه آبخیز قوریچای واقع در شمال استان اردبیل(دشت مغان)، اقدام به ارائه مدل رگرسیونی از طریق بررسی عوامل مؤثر زمینمحیطی و ویژگیهای خاک بر رخداد فرسایش آبکندی شده است. بدین منظور از طریق بازدیدهای میدانی، تعداد 17 آبکند بهطور تصادفی برای مطالعه مشخص و با ثبت موقعیت آنها بهوسیله GPS، اقدام به نقشهبرداری و ثبت مورفومتری آبکندهای انتخابی پس از هفت واقعه بارشهای مؤثر شد. برای بررسی تأثیر ویژگیهای فیزیکی حوضه، محدوده آبخیز بالادست هر آبکند تعیین و پارامترهای فیزیکی مربوط به آن محاسبه شد. بهمنظور تعیین ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاک، اقدام به نمونهبرداری خاک در قسمت سر هر آبکند از دو عمق متفاوت (30-0 و 60-30 سانتیمتر) شد. پس از تعیین و محاسبه عوامل زمینمحیطی مربوط به حوضه بالادست آبکندها، مشخصات مورفومتری آبکند و ویژگیها خاک، از طریق تجزیهوتحلیل چند متغیره دادهها، مدل رگرسیونی مناسب برای توسعه طولی فرسایش آبکندی، بهدست آمد. نتایج حاصل از ماتریس همبستگی بین گسترش طولی آبکند و عوامل مورد بررسی حاکی از مشارکت عوامل مربوط به ویژگیها فیزیکی حوضه آبخیز مشرف (مساحت، محیط، طول آبراهه اصلی و عرض متوسط حوضه و شیب آبراهه اصلی)، ویژگیهای مورفومتری آبکند (میانگین سطح مقطع آبکند، سطح گسترش آبکند و میانگین عرض آبکند) و ویژگیهای خاک (میانگین هندسی قطر خاکدانهها، آهک و درصد ماده آلی)، در شکلگیری و گسترش فرسایشآبکندی در آبخیز قوریچای مؤثر است. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد که گسترش طولی آبکند بیشتر تحت تأثیر مساحت پیرامون هر آبکند و درصد ماده آلی است که در نتیجه فشار بر مراتع و از دست رفتن پوشش گیاهی، باعث افزایش رواناب و تسریع در گسترش طولی آبکندها شده است، همچنین افزایش مساحت حوضه آبخیز مشرف به آبکندها، بهعنوان یکی از عوامل مؤثر در گسترش طولی خندق شناخته شده است که بهدلیل حجم بالای رواناب ورودی به قسمت هدکت آبکندها بود و مدیریت رواناب در خندقهای با حوضه آبخیز مشرف بزرگ را ضروری میکند.
فاطمه بانان فردوسی، یعقوب دین پژوه،
جلد 22، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
در این مطالعه، برای تحلیل روند بارش سالانه، از اطلاعات 21 ایستگاه هواشناسی همدید، واقع در حوضه دریاچه ارومیه، در یک دوره آماری مشترک 30 ساله (2015-1986) استفاده شد. برای این منظور، از آزمون من-کندال دنبالهای بهره گرفته شد. تاریخ تغییر ناگهانی، در سری زمانی بارش هر ایستگاه (در صورت وجود) مشخص شد. معنیداری روند در هر سری و جهت تغییر آن (کاهشی یا افزایشی) در همه ایستگاهها، در سطح پنج درصد مورد آزمون واقع شد. نتایج نشان داد که از 21 ایستگاه مورد مطالعه، 10 ایستگاه، روند کاهشی معنیدار داشتند. سه ایستگاه (سراب، بستانآباد و سردشت) روند افزایشی معنیدار داشتند. بارشهای هشت ایستگاه نیز هیچگونه روند معنیداری نداشتند. همچنین، بررسی تعیین نقطه شکست در بارش سالانه ایستگاههای منتخب نشان داد که 1/57 درصد از ایستگاهها (12 ایستگاه)، تغییرات ناگهانی در سری بارش سالانه داشتند. بهعبارت بهتر، بیش از نیمی از ایستگاههای مورد مطالعه، تغییر ناگهانی در سری بارش سالانه داشتند. زمان تغییر ناگهانی بارش، در هشت ایستگاه (بناب، سراب، ارومیه، اشنویه، کهریز، میاندوآب، بوکان و سقز) در دهه وسط دوره آماری (یعنی 2005-1996)، سه ایستگاه (سردشت، نقده و تکاب) در دهه اول دوره آماری (یعنی 1995-1986) و تنها یک ایستگاه (مراغه) در دهه آخر دوره آماری (یعنی 2015-2006) رخ داده است.
مرضیه مکرم، عبدالرسول زارعی، محمد جواد امیری،
جلد 22، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
هدف از این مطالعه بررسی تأثیر افزایش قدرت تفکیک مکانی DEM، بهمنظور بررسی ویژگی مورفومتری آبراههها، تجزیه و تحلیل و استخراج آنها با استفاده از تکنیک سنجش از دور و GIS است. در این مطالعه که در جنوب شهرستان داراب انجام گرفت، بهمنظور افزایش قدرت تفکیک مکانی DEM 90 متری (بهعنوان یکی از پرکاربردترین دادهها در مدل کردن آبراهه)، از الگوریتم جاذبه (Attraction) با دو مدل همسایگی پیکسل های مماس (Touching) و همسایگی چهارگانه (Quadrant)، بهمنظور تخمین مقادیر زیرپیکسلها استفاده شد. پس از تولید تصاویر خروجی برای زیرپیکسلها در مقیاسهای دو، سه و چهار با همسایگی های متفاوت، بهترین مقیاس با مناسبترین نوع همسایگی با استفاده از نقاط کنترل زمینی (270 نقطه) تعیین شد و مقادیر RMSE برای آنها، بهصورت جداگانه محاسبه شد. براساس نتایج، با استفاده از مدل جاذبه، صحت تصاویر خروجی بهبود پیدا کرد و همچنین قدرت تفکیک مکانی آنها افزایش پیدا میکند. از بین مقیاس ها با همسایگی های مختلف، مقیاس سه و مدل همسایگی چهارگانه، نسبت به بقیه روش ها دارای بیشترین دقت با کمترین میزان RMSE برای DEM 90 متر است. بررسی مورفومتری آبراههها نشان داد که DEM حاصل از الگوریتم جاذبه، دارای توان و دقت بیشتری در استخراج آبراههها، استخراج عوارض و اطلاعات مورفومتری منطقه مورد مطالعه است.
کاظم نصرتی، مینا حیدری، محمد مهدی حسین زاده، سمیه عمادالدین،
جلد 22، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
حوضه آبخیز زیارت در جنوب شهرستان گرگان بهدلایل ژئومورفولوژیک، آنتروپوژنیک و زمینشناسی همواره در معرض وقوع حرکات تودهای بهویژه زمینلغزش است. هدف از این مطالعه پیشبینی قابلیت وقوع زمینلغزش و تحلیل فاکتورهای مؤثر بر آن در این حوضه با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک رخدادهای نادر است. به این منظور لایههای متغیرهای زمینشناسی، کاربری اراضی، شیب، جهت شیب، فاصله از راههای ارتباطی، فاصله از رودخانه و فاصله از گسل با استفاده از نقشههای زمینشناسی، توپوگرافی و عکسهای هوایی تهیه شدند، همچنین لایههای میزان رس، ماسه، سیلت، رطوبت اشباع و حد روانی خاک بعد از برداشت ۳۲ نمونه از نقاط لغزشی زمینلغزشها و۳۲ نمونه از نقاط فاقد لغزش و تجزیه آزمایشگاهی، آماده شدند. فاکتورهای کنترل کننده زمینلغزش با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک رخدادهای نادر مشخص و براساس ضرایب آنها نقشه پیشبینی قابلیت رخداد زمینلغزش تهیه و اعتبارسنجی شد. نقشه پهنهبندی زمینلغزش این حوضه به پنج کلاس خطر شامل خطر بسیار کم تا خطر بسیار زیاد طبقهبندی شد. با توجه به این نقشه، بیشترین مساحت حوضه به کلاس خطر بسیار زیاد با حدود 8/16 کیلومتر مربع تعلق دارد. نتایج اعتبارسنجی مدل رگرسیون لجستیک رخدادهای نادر با استفاده از منحنی مشخصه عملکرد گیرنده (ROC)، مقدار 69/0 بهدست آمد که نشاندهنده معتبر بودن نتایج این مدل برای حوضه آبخیز زیارت است. بهطورکلی، نتایج این مطالعه میتواند برای اقدامات اصلاحی و آبخیزداری پهنههای با خطر بالا برای وقوع زمینلغزش مفید باشد.
رضا مهدوی، مهدی فولادی پناه، ناصر عبدی،
جلد 22، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
روندیابی جریان رودخانه بهعنوان یکی از موضوعات مهم در مهندسی هیدرولیک مطرح بوده است. موضوع اصلی مقاله حاضر، حل کامل معادلات سنتونانت با استفاده از الگوی عددی نیمهضمنی اختلاف محدود همراه با برقراری اصل بقای انرژی در نقاط ناپیوسته میدان جریان است. در این مدل عددی با دقت مرتبه اول، از روش محدود کننده شار بهمنظور برقراری شرط TVD و همچنین از الگوی Upwind برای گسسته سازی عبارت جابه جایی در معادله مومنتوم استفاده شده است. به کمک سه تابع ارزیابی عملکرد ضریب همبستگی، مجموع مربعات خطا و ضریب ناش- ساتکلیف، نحوه کارکرد مدل عددی در روندیابی سیل در لیقوانچای، حد فاصل ایستگاه لیقوان تا ایستگاه هروی با بیست مقطع عرضی بررسی شد. ضریب زبری مانینگ بهعنوان پارامتر انجام فرایند واسنجی و صحت سنجی این مدل برابر با 028/0 تعیین شد. در نهایت مقایسه ای بین نتایج حاصل از مدل عددی نیمهضمنی با مدل هیدرولوژیکی ماسکینگهام غیر خطی در همین بازه رودخانه صورت پذیرفت. مقادیر توابع ارزیابی عملکرد مدل نیمهضمنی بیشتر از مدل هیدرولوژیکی بهدست آمدند. نتایج نشان داد این مدل، ضمن داشتن راندمان محاسباتی بالا و نیز رفع محدودیت گام زمانی محاسبات برای برقراری شرط پایداری حل، از دقت بسیار زیادی برای پیشبینی خصوصیات هیدرودینامیکی رودخانه برخوردار است.
فرهاد فرسادنیا، بیژن قهرمان، رضا مدرس، علیرضا مقدم نیا،
جلد 22، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
در سالهای اخیر بر روی جزئیات توزیع توأم خصوصیات خشکسالی از جمله شدت و مدت، با استفاده از توابع کوپلا ارزیابی گستردهای صورت گرفته است. هر چند تلاش کمی در زمینه مدلسازی خصوصیات خشکسالی محاسبه شده براساس داده های جریان رودخانه، خصوصاً در مناطق نیمه خشک مانند جنوب ایران، انجام شده است. در این مطالعه دو هدف یافتن مناسبترین تابع توزیع حاشیهای شدت و مدت خشکسالی هیدرولوژیک و همچنین یافتن بهترین تابع کوپلا آن مدنظر قرار گرفته است. بدین منظور، ابتدا با استفاده از تئوری دنباله ها، شدت و مدت خشکسالی هیدرولوژیک در ایستگاه های دبیسنجی حوضه آبریز کرخه استخراج و وجود روند با استفاده از آزمون ناپارامتری من-کندال اصلاح شده، مورد بررسی قرار گرفت. سپس با استفاده از روش گشتاورهای خطی بهترین تابع توزیع حاشیه ای برای سری های شدت و مدت خشکسالی استخراج شد. در ادامه پارامتر توابع کوپلا فرانک، کلایتون و گامبل با استفاده از روشهای مستقیم و غیر مستقیم محاسبه و با استفاده از آزمون های نکویی برازش، گامبل بهترین تابع کوپلا شناخته شد. در نهایت دوره بازگشت های توأم و شرطی شدت و مدت خشکسالی برای هر یک از ایستگاه ها استخراج شد. نتایج نشان داد که شدت و مدت خشکسالی برای تمامی ایستگاههای هیدرومتری حوضه کرخه از توزیع حاشیه ای مقادیر حداکثری تعمیم یافته و همچنین از تابع کوپلا خانواده گامبل پیروی میکنند و این موضوع میتواند در توسعه مدل های منطق های توابع کوپلا استفاده شود.
علیداد کرمی، مهدی همایی،
جلد 22، شماره 4 - ( 9-1397 )
چکیده
بیان کمّی تغییرپذیری مکانی ویژگیهای هیدرولیکی خاک برای برنامهریزی، مدیریت و بهرهبرداری بهینه از آن اهمیت فراوان دارد. اندازهگیری نفوذ آب به خاک بسیار پرهزینه و زمانبر است. ساختمان خاک نیز اهمیت زیادی در نفوذ آب به خاک دارد. هدف از این پژوهش، تعیین تغییرپذیری مکانی نفوذ آب به خاک، انتخاب مدل مناسب نفوذ و محاسبه پارامترهای مدلهای مربوطه، کمّیسازی ساختمان خاک با استفاده از هندسه فرکتالی و تخمین پارامترهای نفوذ آب به خاک با استفاده از ویژگیهای خاک و پارامترهای فرکتالی بود. بدینمنظور، نفوذ آب به خاک در 161 مکان و در یک شبکه منظم 500 ×500 متری، با استفاده از استوانههای دوگانه با بار ثابت اندازهگیری شد. تمام دادههای بهدست آمده، به سه مدل انتخابی نفوذ آب به خاک برازش داده شدند. جرم ویژه ظاهری، مقدار رطوبت خاک، توزیع اندازه ذرات خاک، توزیع اندازه خاکدانهها، مقدار کربن آلی، رطوبت اشباع خاک، قابلیت هدایت الکتریکی و pH خاک نیز اندازهگیری شدند. برای بیان کمّی ساختمان خاک، پارامترهای فرکتالی با استفاده از مدل فرکتالی ریو و اسپوزیتو و میانگین وزنی قطر خاکدانهها و میانگین هندسی قطر خاکدانهها محاسبه شد. نتایج نشان داد که سرعت نفوذ پایه در بیشتر ایستگاهها کم (11/31-11/1) و میانگین آنها 69/6 سانتیمتر بر ساعت بود. با استفاده از روش حداقل مجموع مربعات، مدل فیلیپ با بیشترین ضریب تبیین بهعنوان بهترین مدل انتخاب شد. توزیع اندازه خاکدانهها رفتاری فرکتالی داشت و همبستگی معنیداری بین پارامترهای نفوذ آب به خاک با پارامترهای فرکتالی و دیگر ویژگیهای خاک وجود داشت.
مهرداد کاظمی، حمیدرضا کریم زاده، مصطفی ترکش اصفهانی، حسین بشری،
جلد 22، شماره 4 - ( 9-1397 )
چکیده
بررسی روابط بین پوشش گیاهی و عوامل محیطی به شناخت عوامل مؤثر بر رشد و استقرار گونههای گیاهی و همچنین شناسایی رویشگاهها کمک میکند. هدف از این پژوهش، بررسی اثرات قرق 33 ساله و چرای مدیریت شده (سیستم چرای تناوبی- استراحتی) بر توزیع پوشش گیاهی و برخی خصوصیات خاک، در ایستگاه شهید حمزوی حنا در منطقه سمیرم استان اصفهان است. در این مطالعه تعداد شش ترانسکت (سه ترانسکت موازی و سه ترانسکت عمود بر شیب عمومی منطقه) به طول 100 متر در هر منطقه مستقر و در راستای هر ترانسکت 10 پلات دو متر مربعی مستقر و میزان تاج پوشش، تولید، تراکم و فهرست گونههای گیاهی موجود ثبت شد. در هر منطقه مدیریتی (قرق و چرای مدیریت شده)، 18 پلات بهطور تصادفی- سیستماتیک انتخاب و در هر پلات پنج نمونه خاک از عمق صفر تا30 سانتیمتری برداشت شد و سپس نمونهها مخلوط و یک نمونه مرکب بهعنوان شاهد پلات، انتخاب شد. عوامل اسیدیته، قابلیت هدایت الکتریکی، کربنات کلسیم، ماده آلی، فسفر قابل استفاده، نیتروژن کل، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، درصد رطوبت اشباع، ظرفیت تبادل کاتیونی، درصد ذرات رس، سیلت، شن و شن خیلی ریز در آزمایشگاه تعیین شد. شاخصهای پوشش گیاهی در دو منطقه با استفاده از آزمون تی مستقل مقایسه شدند. آنالیز تطبیقی متعارفی و آنالیز خوشهای نشان داد که مهمترین خصوصیات مؤثر در تفکیک گروههای گیاهی، ظرفیت تبادل کاتیونی، آهک، درصد سنگریزه، فسفر قابل استفاده و عامل مدیریت است. چرای مدیریت شده باعث افزایش معنیدار تولید (352 در مقابل 2/184 کیلوگرم در هکتار) و درصد تاج پوشش گیاهی (46/25 در مقابل 37/18) و تغییر برخی از خصوصیات خاک شده است (5% = α). همچنین قرق باعث افزایش تراکم گونههای گیاهی (03/3 در مقابل 02/2 بوته در مترمربع) بهصورت معنیداری شده است. این مطالعه نشان داد که چرای مدیریت شده در مراتع نیمه خشک بهتر از قرق بلندمدت، بر بهبود و توسعه برخی خصوصیات خاک و توزیع پوشش گیاهی تأثیر میگذارد. بنابراین توصیه میشود، از قرق بلندمدت در مراتع نیمهخشک جلوگیری شود.
بنفشه رضایی نیکو، نعیمه عنایتی ضمیر، مجتبی نوروزی مصیر،
جلد 22، شماره 4 - ( 9-1397 )
چکیده
روی یک عنصر ضروری برای گیاهان است. این عنصر در گیاه موجب بهبود رشد و عملکرد شده و در متابولیسم کربوهیدراتها نقش دارد. کمبود روی در خاکها و گیاهان زراعی ایران بهدلایل متعددی از جمله آهکی بودن خاکهای زراعی، مصرف بیرویه کودهای فسفره و مصرف نامتعادل کودها محتمل است. در پژوهش حاضر تأثیر باکتریهای انحلالکننده عنصر روی بر برخی ویژگیهای گیاه گندم بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی بررسی شد. تیمارهای آزمایش شامل باکتری در چهار سطح 1B (شاهد)،2B (Bacillus megaterium)، 3B(Enterobacter cloacae)، 4B(ترکیب دو باکتری مذکور) و کود سولفاتروی در سه سطح Zn0 (شاهد)، Zn20 (20 کیلوگرم بر هکتار) و Zn40 (40 کیلوگرم بر هکتار) بودند. طی دوره آزمایش ارتفاع گیاه و شاخص کلروفیل اندازهگیری شد. در پایان دوره کشت مقدار روی تبادلی خاک، وزن خشک ریشه و اندام هوایی و مقدار روی در ریشه، ساقه و دانه اندازهگیری و عملکرد دانه و مقدار جذب روی در دانه نیز محاسبه شد. نتایج نشان داد مقدار روی تبادلی خاک با کاربرد هر یک از تیمارهای باکتری نسبت به تیمار شاهد، افزایش معنیداری در سطح یک درصد داشت. بیشترین مقدار روی تبادلی، عملکرد دانه، غلظت و جذب روی در دانه در تیمار دارای دو باکتری و با کاربرد 40 کیلوگرم بر هکتار سولفات روی و پس از آن در حضور Enterobacter cloacae با کاربرد 40 کیلوگرم در هکتار سولفات روی مشاهده شد. بیشینه تمام ویژگیهای اندازهگیری شده در تیمار دارای دو باکتری Enterobacter cloacae و Bacillus megaterium نشاندهنده امکان استفاده از این باکتریها در راستای غنیسازی روی در گندم، تولید بهینه محصول و کشاورزی پایدار است.
روزبه امیرجانی، امیرعباس کمان بدست، محمد حیدرنژاد، امین بردبار، علیرضا مسجدی،
جلد 22، شماره 4 - ( 9-1397 )
چکیده
در روش رسوبشویی تحت فشار، زمانیکه آب از میان تخلیه کنندههای تحتانی خارج میشود، پس از گذشت مدت زمانی از انجام رسوبشویی، حفرهای از آبشستگی به شکل مخروط در جلوی دریچه تحتانی بهوجود خواهد آمد که ابعاد این مخروط به پارامترهای مختلفی همچون دبی جریان خروجی، عمق آب داخل مخزن و نوع رسوبات تجمع یافته در درون مخزن بستگی دارد. در این پژوهش برای بررسی اثر رسوبات چسبنده و غیرچسبنده بر تشکیل مخروط رسوبشویی، از یک مدل فیزیکی با ابعاد مشخص استفاده شد و بهمنظور توسعه روش تخلیه رسوبات، یک سازه نیماستوانه در جلوی تخلیه کننده تحتانی مورد آزمایش قرار گرفت. آزمایشها در دانشگاه شهید چمران اهواز در دو حالت استفاده از نیماستوانه و بدون نیماستوانه و همچنین رسوبات چسبنده و غیرچسبنده با دبیهای مختلف و در مجموع به تعداد 90 آزمایش انجام پذیرفت. نتایج نشان داد که با افزایش دبی، بهطور متوسط در دو حالت بدون نیماستوانه و با نیماستوانه افزایش حجم مخروط رسوبشویی را همراه دارد. با کاهش ارتفاع آب، جریان از حالت مستغرق خارج شده و به سمت فلاشینگ آزاد میرفت که در نتیجه افزایش حجم و طول مخروط را شاهد بودیم. استفاده از نیماستوانه بهطور متوسط باعث افزایش رسوبشویی شده است که این افزایش رسوبشویی بهعلت بهوجود آمدن یک جفت گرداب چرخشی در داخل سازه نیماستوانه در دو طرف محور مرکزی دریچه است.
نسیم ذوق، مهران شیروانی،
جلد 22، شماره 4 - ( 9-1397 )
چکیده
الهام چاوشی، شهرزاد اعرابی،
جلد 22، شماره 4 - ( 9-1397 )
چکیده
این پژوهش با هدف تعیین غلظت سرب و کادمیوم در محصولات کشاورزی اطراف معدن ایرانکوه و ارزیابی پتانسیل خطر آنها بر سلامت انسان در استان اصفهان انجام شد. نمونهبرداری بهصورت تصادفی و مرکب از خاک (عمق صفر تا 20 سانتیمتری) و محصولات عمده زراعی (برنج و گندم) انجام شد. غلظت کل سرب و کادمیوم در خاک بهترتیب 18/71 و 57/1 میلیگرم بر کیلوگرم بهدست آمد. میانگین غلظت سرب در برنج و گندم بهترتیب 81/7 و 31/2 میلیگرم بر کیلوگرم و برای کادمیوم بهترتیب 15/0 و124/0 میلیگرم بر کیلوگرم بهدست آمد. میزان جذب روزانه سرب به بدن انسان از طریق خوردن برنج و گندم بیشتر از حد مجاز جذب (6/3 میکروگرم بر کیلوگرم وزن بدن در روز) بهدست آمد، اما جذب روزانه کادمیوم کمتر از حد مجاز جذب برآورد شد. میانگین شاخص تجمعی خطر سرب و کادمیوم نیز برای کودکان و افراد بالغ بهترتیب 60/4 و 64/4 محاسبه شد. این نتیجه نشان میدهد که در صورت مصرف محصولات مورد مطالعه، احتمال ابتلا به بیماریهای غیرسرطانی در مصرف کنندگان و همچنین احتمال ابتلا به بیماریهای سرطانی ناشی از فلز سرب وجود دارد.
علی چراغی تبار، ابراهیم ادهمی، حمیدرضا اولیایی،
جلد 22، شماره 4 - ( 9-1397 )
چکیده
پژوهش حاضر برای بررسی وضعیت قابلیت جذب و توزیع شکلهای شیمیایی روی و ارتباط آنها با خصوصیات خاک در سی نمونه خاک آهکی استانهای کرمانشاه و ایلام انجام شد. عصارهگیری پیدرپی با نیترات منیزیم (شکل محلول + تبادلی)، استات سدیم با pH=5 (شکل کربناتی)، هیپوکلرید سدیم با 5/8 pH= (شکل آلی)، هیدروکسیلآمین هیدروکلرید pH=2 (شکل متصل به اکسیدهای منگنز)، هیدروکسیلآمین هیدروکلرید 25/0 مولار (شکل متصل به اکسیدهای آهن بیشکل)، اگزالات آمونیوم 2/0 مولار (شکل متصل به اکسیدهای آهن متبلور) و اسید نیتریک 7 مولار (شکل باقیمانده) در دو تکرار انجام شد. مقدار DTPA-Zn در محدوده 34/0 تا 7/3 میلیگرم در کیلوگرم خاک بود. روی محلول + تبادلی، متصل به اکسیدهای منگنز و روی متصل به اکسیدهای آهن متبلور در حد تشخیص دستگاه جذب اتمی نبودند. فراوانی شکلهای شیمیایی روی بهصورت شکل آلی< کربناتی < متصل با اکسیدهای آهن بیشکل < باقیمانده بود. شکل آلی روی، شکل متصل به اکسیدهای آهن بیشکل و روی باقیمانده با کربنات کلسیم معادل همبستگی منفی و معنیداری نشان دادند. چنین به نظر میرسد که عامل اصلی کنترل کننده محتوای روی خاکهای مورد مطالعه، کربنات کلسیم است.
سید محسن سیدان، رضا بهراملو،
جلد 22، شماره 4 - ( 9-1397 )
چکیده
در سالهای اخیر بهدلیل برداشت بیرویه منابع آب زیرزمینی در دشت ملایر، سطح آب به شدت کاهش یافته و منابع آب زیرزمینی بهعنوان مهمترین منبع تأمینکننده آب مورد نیاز بخش کشاورزی و شرب شهری با خطر جدی تخلیه روبهرو شده است. در این راستا هدف این پژوهش تحلیل رفاه کشاورزان در اثر بهرهبرداری بیش از حد مجاز از منابع آب زیرزمینی است. ضمناً با در نظر گرفتن این مسئله که مزارع با سایر مزارع کشاورزی اطراف خود از نظر منابع آب زیرزمینی ارتباط دارد، در این تحقیق تلاش شد به این سؤال پاسخ داده شود که عامل مجاورت تا چه حد رفاه کشاورزان را تحت تأثیر قرار میدهد. لذا استفاده از رهیافت اقتصادسنجی فضایی در این زمینه میتواند مفید باشد. برای این منظور با تشکیل تابع رفاه اجتماعی، اثر تغییر در سطح آب زیرزمینی بر میزان رفاه اجتماعی تولیدکنندگان بررسی شده است. اطلاعات لازم از طریق تکمیل 119 پرسشنامه در سال زراعی 1396 جمعآوری شده است. آماره I موران نشان میدهد که کاربرد رگرسیون فضایی نتایج بهتری را نسبت به روش کلاسیک دارا است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که کاهش رفاه ناشی از افت سطح آبهای زیرزمینی چشمگیر بوده و ادامه روند برداشت از این منبع، کاهش دسترسی به آب و در نتیجه کاهش تولید را بهدنبال خواهد داشت. میزان تغییر رفاه بهازای تغییر هر متر کاهش سطح آب زیرزمینی در کشت گندم و سیبزمینی بهترتیب برابر 6983 و 7634 میلیون ریال است.
میرحسن رسولی صدقیانی، حسن کریمی، ساناز اشرفی سعیدلو، حبیب خداوردیلو،
جلد 22، شماره 4 - ( 9-1397 )
چکیده
با توجه به اثرات نامطلوب سرب بر ویژگیهای خاک و سلامت انسان، بررسی روشهای اصلاح و پاکسازی این آلاینده ضروری بهنظر میرسد. بهمنظور ارزیابی تأثیر اسید هیومیک در اصلاح خاکهای آلوده به سرب، در حضور گیاه افسنتین، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در سه تکرار انجام گرفت. فاکتورهای آزمایش شامل غلظتهای مختلف سرب (منبع نمک نیترات سرب به شکل جامد) (0، 250، 500 و 1000 میلیگرم بر کیلوگرم خاک) و سطوح متفاوت اسید هیومیک (0، 100 و 200 میلیگرم بر کیلوگرم خاک) بودند. در پایان دوره رشد برخی از خصوصیات خاک و گیاه اندازهگیری شدند. بر اساس نتایج بهدست آمده، با افزایش غلظت سرب در خاک، مقدار تنفس پایه خاک، کربن زیستتوده میکروبی خاک، وزن خشک ریشه و شاخسار، محتوای نسبی آب برگ و غلظت آهن و روی در شاخسار کاهش یافت. بهطوریکه میانگین تنفس پایه خاک و کربن زیستتوده میکروبی خاک در تیمار 1000Pb بهترتیب 60 و 1/51 درصد نسبت به تیمار 0Pb کمتر بود. مقدار تجمع سرب در ریشه و شاخسار بهدنبال افزایش غلظت این عنصر در خاک بهطور معنیدار افزایش یافت. به گونهای که بیشترین غلظت سرب شاخسار (10/37 میلیگرم بر کیلوگرم) و ریشه (1/38 میلیگرم بر کیلوگرم) در تیمار 1000Pb مشاهده شد. همچنین نتایج حاکی از تأثیر مثبت اسید هیومیک بر غلظت آهن، روی و سرب شاخسار بود، بهنحویکه غلظت این عناصر در 200HA بهترتیب 25/1، 64/1و 66/1 برابر در مقایسه با 0HA افزایش نشان دادند. مقدار پرولین برگ بر اثر افزایش غلظت سرب در خاک بهطور معنیدار افزایش یافت، لیکن کاربرد 200 میلیگرم بر کیلوگرم اسید هیومیک، منجر به کاهش 5/54 درصدی مقدار پرولین نسبت به تیمار شاهد شد. بهطورکلی تأثیر اسید هیومیک بر افزایش جذب سرب توسط گیاه و بهبود خواص بیولوژیک خاک و افزایش فراهمی و حلالیت سرب، نشاندهنده توانایی بالای آن در ارتقای کارایی پالایش سبز است. همچنین با توجه به نتایج بهدست آمده در این مطالعه، افسنتین، گیاهی غیرانباشتگر بوده لذا نمیتوان از این گیاه برای اهداف گیاهپالایی استفاده کرد.
افشین خورسند، محمد بزانه، سینا بشارت، کامران زینال زاده،
جلد 22، شماره 4 - ( 9-1397 )
چکیده
سیستمهای آبیاری قطرهای زیرسطحی، بیشترین تحویل آب و مواد غذایی به منطقه ریشه را در مقایسه با سیستمهای آبیاری دیگر (کرتی و جویچهای) دارا هستند. اهداف این پژوهش، ارزیابی پیشروی جبهه رطوبتی شبیهسازی شده آبیاری قطرهای زیرسطحی توسط مدل HYDRUS 2D با دادههای اندازهگیری شده در مزرعه است. در این پژوهش، آبیاری قطرهای با روش T-Tape در مزرعهای با خاک لومشنی توسط دو قطرهچکان در زمانهای مختلف انجام گرفت. برای تعیین میزان رطوبت خاک از دستگاه رطوبتسنج Wet استفاده شد. ارزیابی مقادیر شبیهسازی با مقادیر اندازهگیری شده رطوبت حجمی خاک با استفاده از ضریب تعیین و پارامترهای خطای نسبی و ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده انجام گرفت. بر اساس نتایج، ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده پیشبینی رطوبت حجمی خاک برای قطرهچکانهای عمق 20 و 40 سانتیمتری بهترتیب در محدوده 10 تا 19 و 10 تا 13 درصد محاسبه شد. همچنین متوسط خطای نسبی برای قطرهچکانهای عمق 20 و 40 سانتیمتری بهترتیب در محدوده 16- تا 5- و 8 تا 11 درصد محاسبه شد. مقدار متوسط ضریب تعیین برای قطرهچکانهای عمق 20 و 40 سانتیمتری بهترتیب، 87/0 و 98/0 بهدست آمد. همچنین پنج سناریو (F1، F2، T1، T2 و S1) برای بررسی مقدار عمق آب ذخیره شده در پروفیل خاک و بیلان حجمی آب مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدل در پیشبینی رطوبت حجمی خاک، دارای دقت قابل قبول است.