2467 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
فریبا جعفری، حسین خادمی، حسین شریعتمداری، شمس الله ایوبی،
جلد 23، شماره 4 - ( 9-1398 )
چکیده
پژوهشهای گستردهای در زمینه تولید کمپوست و ورمیکمپوست از کودهای دامی و بقایای آلی متفاوت و همچنین غنیسازی آنها با برخی کودهای شیمیایی و مواد اصلاحی گوناگون صورت گرفته است. لیکن تاکنون مطالعهای روی غنیسازی کود دامی با کانیهای رسی انجام نشده است. این پژوهش با هدف بررسی تغییرات برخی از ویژگیهای کود دامی غنیشده با کانی فلوگوپیت طی فرایند کمپوست شدن با کرم خاکی و بدون آن انجام شد. آزمایش با آرایش فاکتوریل و در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در ظروف پلاستیکی درب بسته در شرایط متوسط دمایی 5/27 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 5/42 درصد صورت گرفت. فاکتورهای این آزمایش عبارت بودند از: فاکتور اول سطوح مختلف کانی فلوگوپیت (صفر، 20 و 40 درصد وزنی)، فاکتور دوم حضور یا عدم حضور کرم خاکی ایزینیا فوتیدا و فاکتور سوم طول دوره زمانی (5/1، 3، 5/4 و 6 ماه). بعد از نمونهگیری از تیمارهای مختلف در زمانهای مشخص مقدار کربن آلی، نیتروژن کل، پتاسیم، آهن و منیزیم کل و پتاسیم، آهن و منیزیم قابل استفاده اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که در تمامی تیمارها با گذشت زمان میزان کربن آلی کاهش و میزان نیتروژن، پتاسیم، آهن و منیزیم کل و قابل استفاده افزایش یافت. همچنین نتایج حاکی از آن بود که درصد قابل توجهی از غلظت کل عناصر موجود در تیمارهای بدون فلوگوپیت بهصورت قابل استفاده است اما در تیمارهای حاوی فلوگوپیت غلظت قابل استفاده عناصر با گذشت زمان بهواسطه رهاسازی توسط کانیهای رسی فلوگوپیت و تجزیه کود دامی با سرعت کمتری افزایش یافته است. در مجموع بهنظر میرسد غنیسازی کود با فلوگوپیت تأمین عناصر غذایی همچون پتاسیم، منیزیم و آهن را برای مدت طولانیتری نسبت به کمپوستهای غنینشده تضمین کند.
داود صالحی، مصطفی گودرزی، حسین منتصری،
جلد 23، شماره 4 - ( 9-1398 )
چکیده
هدف از این پژوهش ارائه یک حالت پایدار بهمنظور تخصیص منابع آب حوضه آبریز زایندهرود است بهنحویکه ذینفعان کمترین مناقشه و تنش قابلتوجهی را بر سر برداشت از منابع آب داشته باشند. بههمین منظور در این پژوهش با استفاده از نظریه بازیها از جمله مدل گراف حل مناقشه (GMCR)، به بررسی مناقشات موجود بین چهار تصمیمگیرنده اصلی حوضه که شامل شرکت آب منطقهای، سازمان جهاد کشاورزی و اداره حفاظت از محیط زیست استان اصفهان و درنتیجه استان چهارمحال و بختیاری هستند، پرداخته شد و براساس هفت سیاست اتخاذ شده، 128 حالت در مدل GMCR ایجاد شد که با توجه به نتایج رویکرد GMCR، شش سناریو بهعنوان سناریوهای پایدار برای اعمال تخصیص منابع آب در حوضه ارائه شد. سپس نتایج این بخش برای انتخاب بهترین حالت، بهصورت سناریو در مدل WEAP توسعه داده شد و نتایج حاصل از اجرای مدل WEAP با استفاده از معیارهای عملکرد سیستم و شاخص پایداری مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت و سناریوی 2 شامل اجرای طرح ایجادکننده حقابهبر جدید در حوضه، تأکید بر حقابه زیستمحیطی و طرحهای تعادلبخشی آبخوانها بههمراه مدیریت توأمان تأمین و تقاضا، با شاخص پایداری 81/4 بهعنوان برترین سناریو شناخته شد.
سعید جهانبخش اصل، بهروز ساری صراف، طیب رضیئی، اکرم پرنده خوزانی،
جلد 23، شماره 4 - ( 9-1398 )
چکیده
در این پژوهش روند تغییرات زمانی و مکانی عمق برف در منطقه کوهستانی زاگرس با استفاده از دادههای شبکهبندی شده روزانه عمق برف Era-Interim/land وابسته به مرکز اروپایی پیشبینیهای میانمدت جوی (ECMWF) در دوره آماری 2010-1979 میلادی بررسی شد. بهمنظور بررسی ارتباط بین تغییرات عمق برف و دمای هوا در منطقه، از دادههای بیشینه، کمینه و میانگین ماهانه دمای هوای ایستگاههای هواشناسی منطقه نیز استفاده شد. برای بررسی نرخ تغییرات عمق برف و دمای هوا از تخمینگر شیب سن و برای ارزیابی معنیداری روند تغییرات نیز از روش منکندال اصلاحشده استفاده شد. نتایج نشان داد که در بیشتر ماههای مورد مطالعه بهویژه در ماههای فوریه و مارس از عمق برف در منطقه بهطور چشمگیری کاسته شده است که این کاهش از نظر آماری در سطح اطمینان 95 درصد معنیدار است. برخلاف روند کاهشی عمق برف در منطقه، یک روند افزایشی شدید و معنیدار در بیشینه، کمینه و میانگین دمای هوای ایستگاههای منطقه دیده میشود که در اغلب ایستگاهها از نظر آماری معنیدار است. نتیجه این بررسی نشان میدهد که کاهش عمق برف در منطقه در ارتباط با روند افزایش دما در دوره مورد مطالعه است که در اثر گرمایش جهانی و تغییرات اقلیمی روی داده است.
فاطمه هادیان، رضا جعفری، حسین بشری، مصطفی ترکش،
جلد 23، شماره 4 - ( 9-1398 )
چکیده
در مناطق خشک و نیمهخشک رطوبت خاک یکی از مهمترین فاکتورهای تأثیرگذار بر تولید اکوسیستمها محسوب میشود. هدف از مطالعه حاضر بررسی تغییرات فصلی رطوبت خاک و پوشش گیاهی در استان اصفهان است. بدینمنظور دادههای دمای سطح زمین (LST) و شاخص گیاهی NDVI مودیس برای محاسبه TVDI بهکار گرفته شد و میزان رطوبت خاک در فصل رویش در چند عمق خاک (شامل 5، 10، 20، 30 سانتیمتر) اندازهگیری شد. تغییرات فصلی LST و NDVI در اقلیمهای مختلف نیز بررسی شد. نتایج نشان داد تغییرات NDVI و LST در این منطقه بسته به نوع اقلیم و خاک، دارای الگوی متفاوتی بوده است و میزان تاج پوشش گیاهی بر LST و نوسان آن تأثیر زیادی میگذارد. تغییرات NDVI در فنولوژی گیاهان در مناطق مرطوب در مقایسه با نیمهخشک و خشک بیشتر بود. پایش رطوبت خاک حاکی از آن بود که بسته به شرایط فصلی، همبستگی رطوبت اعماق خاک متفاوت بوده است، از اینرو در اوایل فصل رطوبت سطح خاک (5-0 سانتیمتر) اما در اواسط فصل بهدلیل شکل ساختمان و عمق ریشه در بوتهزارها، رطوبت خاک عمیقتر (30-10 سانتیمتر) بیشترین همبستگی را با TVDI داشتند. بنابراین، یافتههای این پژوهش اهمیت فصل رویش، شرایط خاک و درصد تاج پوشش و نوع گیاهان را در بررسی مطالعات رطوبت خاک توسط دادههای ماهورهای بیان میدارد.
عیسی ابراهیمی، مژگان زارع شهرکی، امیدوار فرهادیان، یزدان کیوانی،
جلد 23، شماره 4 - ( 9-1398 )
چکیده
کفزیان نقش مهمی را در انتقال تولیدات اولیه و مواد آلی انباشتشده در بستر زیستبومهای آبی (دتریتوس) به سطوح بالاتر زنجیره غذایی ایفا میکنند. آنها همچنین بهعنوان شاخصهای زیستی بهمنظور ارزیابی اثر آلایندههای ناشی از فعالیتهای انسان بر زیستبومهای آبی استفاده میشوند. ارزیابی جوامع بیمهرگان کفزی دریاچه سد زایندهرود، در طی سال 1392 بهصورت فصلی در چهار ایستگاه نمونهبرداری بررسی شد. نمونهبرداری با استفاده از دستگاه نمونهبردار رسوب با ابعاد 20×20 سانتیمتر انجام شد. میانگین دمای آب سطحی دریاچه سد زایندهرود در طی دوره نمونهبرداری 41/2±64/15 درجه سانتیگراد و آب عمقی دریاچه 82/1±99/8 درجه سانتیگراد براورد شد. میانگین غلظت اکسیژن محلول در آب سطحی معادل 61/0±31/10 و در آب عمقی معادل 72/0±12/8 میلیگرم در لیتر متغیر بود. در مجموع 2165 نمونه جانور کفزی در دریاچه سد زایندهرود جمعآوری و شناسایی شد که متعلق به سه رده، شش راسته و پنج خانواده بود. بیشترین تعداد نمونهها به جنسهای Tubifex، Naididae و Chironomidae تعلق داشت. جنس غالب در تمام مراحل نمونهبرداری Tubifex بود. بر اساس یافتههای این پژوهش بهنظر میرسد ساختار بستر، میزان مواد مغذی، فشار چرا و فشار هیدرواستاتیک مهمترین عوامل محیطی مؤثر بر امکان سکنیگزینی، زیست و فراوانی جمعیت کفزیان در دریاچه سد زایندهرود باشد.
مهدی ماجدی اصل، سعیده ولیزاده،
جلد 23، شماره 4 - ( 9-1398 )
چکیده
آبشستگی موضعی حول فوندانسیون سازههای دریایی و هیدرولیکی یکی از مهمترین عوامل در ناپایداری و خرابی این سازهها است. همواره پیشبینی نادرست عمق آبشستگی حول پایه پلها باعث تحمیل ضررهای مالی در پلسازی و بهخطر افتادن جان انسانهای بسیاری شده است از اینرو براورد دقیق این پدیده پیچیده، اطراف پایه پلها لازم و ضروری است. از آنجایی که فرمولهای ارائه شده توسط محققین مختلف، مربوط به شرایط خاص آزمایشگاهی است، در شرایط دیگر کمتر صادق بوده و از دقت چندانی برخوردار نیستند. بهتازگی محققان زیادی تلاش کردند تا روشها و مدلهای جدیدی را با عنوان محاسبات نرم، در پیشبینی این پدیده مهم مورد بررسی قرار دهند. در این پژوهش، برای پیشبینی عمق آبشستگی اطراف پایه پل 146 سری داده آزمایشگاهی مختلف (در سه نوع شرایط آزمایشگاهی متفاوت) با استفاده از ماشین بردار پشتیبان مورد تحلیل قرار گرفت. این دادهها در قالب ترکیبات مختلف متشکل از پارامترهای ورودی و D هستند که بهترتیب، ضخامت زیر لایه لزج، عدد رینولدز، سرعت بحرانی، پارامتر شیلدز، سرعت برشی، سرعت متوسط، قطر متوسط ذرات، عمق اولیه جریان و قطر پایه پل معرفی میشوند. پارامترهای گفته شده در دو سناریو متفاوت (حالت بابعد و حالت بیبعد) وارد شبکه SVM شدند. برای ارزیابی کارایی ترکیبات از معیارهای آماری RMSE (جذر میانگین مربعات خطاها)، (مجذور ضریب همبستگی بین مقادیر آزمایشگاهی و پیشبینی) و DC (ضریب تعیین خطی بین مقادیر پیشبینی شده و آزمایشگاهی) استفاده شده است. نتایج حاصل از این ماشین با نتایج بهدست آمده از فرمولهای تجربی و روابط ارائه شده در همین تحقیق مقایسه شد. نتایج حاصل از این پیشبینی است. نتایج نشان میدهد، در سناریو اول ترکیب شماره 5 با پارامترهای ورودی بیبعد و و در سناریو دوم نیز ترکیب شماره 5 با پارامترهای ورودی بابعد و برای مرحله آزمون، بهعنوان برترین مدل انتخاب شدهاند. در نتیجه از نتایج چنین استنباط شد که سناریو دو (حالت بابعد) در پیشبینی عمق آبشستگی حول تک پایه قائم براورد دقیقتری نسبت به سناریو اول (حالت بیبعد) ارائه داده است. در پایان آنالیز حساسیت روی پارامترها انجام شد و پارامترهای بهترتیب و بهعنوان مؤثرترین پارامترها انتخاب شدند.
یعقوب دینپژوه، عصمت السادات علوی،
جلد 23، شماره 4 - ( 9-1398 )
چکیده
شناسایی مشخصههای بارش و فهم فرایندهای مرتبط با آن، یکی از عوامل مهم در بهرهبرداری صحیح از منابع آب است. انتخاب بارانطرح، نخستین گام، در برآورد سیلابهای طرح است. تعیین الگوی زمانی بارش، بهعنوان یکی از ویژگیهای بارانطرح، بهمنظور برآورد سیلاب و همچنین طراحی سیستمهای زهکشی سطحی از اهمیت ویژهای برخوردار است. این مطالعه، به بررسی تغییرات الگوی توزیع عمق بارش در طول مدت دوام آن در سد دز میپردازد. برای رسم منحنیهای هاف از دادههای باراننگار ثبات در ایستگاه سد دز استفاده شد. برای این منظور، تعداد 280 رگبار ثبت شده از سال 1351 تا 1394 در فصول مختلف و در پنج کلاس صفر تا 2، 2 تا 6، 6 تا 12، 12 تا 24 و بیش از 24 ساعت، دستهبندی شد. افزون بر این، برای هر دسته، در هر فصل، منحنیهای هاف با استفاده از تجمیع رگبارها در یک جا رسم شد. همچنین، رویدادهای کلیه دستهها در یک فصل مشخص در یک گروه کلی ادغام و منحنی هاف فصلی رسم شد. ضمناً برای ایستگاه مورد نظر، همه رویدادهای ثبت شده در یک کلاس جمعبندی و منحنی هاف کلی بهدست آمد. در ادامه برای هر منحنی هاف، هیتوگراف رگبار طرح با احتمال 50 درصد رسم شد. معادله لوجیستیک برای منحنی هاف 50 درصد بسط داده شد. در حالت کلی، بیشتر رگبارهای سد دز (حدود 32/9 درصد) در چارک دوم زمانی به زمین میرسد. با این حال، این رقم برای رگبارهای کوتاهمدت صفر تا دو ساعت برای فصول بهار، پاییز و زمستان بهترتیب معادل 55، 48/5 و 50/4 درصد بهدست آمد. درحالی که، برای رگبارهای بلندمدت ارقام کمتری حاصل شد. این منحنیها میتواند در مدیریت منابع آب منطقه مفید واقع شود. مقدار ضریب همبستگی بین مقادیر حاصل از مدل لوجیستیک و مقادیر نظیر مستخرج از منحنیها در جمیع حالات بیش از 0/99 و در سطح یک درصد معنیدار بودند.
رضا موسی پور، سید فرهاد موسوی، خسرو حسینی،
جلد 23، شماره 4 - ( 9-1398 )
چکیده
وقوع سیلابهای سهمگین در رودخانهها موجب آسیبهای زیادی می شود. در این پژوهش، برای ساماندهی محدودهای از رودخانه بابلرود به طول 10/9 کیلومتر، ابتدا با استفاده از نقشه توپوگرافی منطقه، لایه Tin در نرمافزار GIS ایجاد شد. با استفاده از الحاقیه HEC-GeoRAS مسیر اصلی و مقاطع عرضی رودخانه تهیه و به مدل HEC-RAS معرفی شدند. دبی جریان رودخانه با دورههای بازگشت 2 تا 200 سال به دست آمد. تحلیل جریان در محدودههای کشاورزی و شهری انجام شد و نواحی ساماندهی با لحاظ دیوار سیلبند و خاکریز مشخص و طراحی شدند. طراحی سازهای، کنترل پایداری و لغزش بر اساس نشریه 518 با استفاده از نرمافزار RetainWall و طراحی و کنترل پایداری گوره ها بر اساس نشریه 214 با استفاده از نرمافزار GeoStudio انجام گرفت. برآورد هزینه اجرای پروژه بر اساس فهرست بهای سال 1396 ارائه شد. با توجه به خروجی نرمافزار HEC-RAS، ارتفاع کلی دیوار سیلبند برای ساماندهی رودخانه در سه بازه منطقه شهری 1/73 تا 2/8 متر و در پنج بازه منطقه کشاورزی 1/46 تا 2/25 متر تعیین شد. هزینه کلی ایجاد خاکریز حدود 9/01 میلیارد ریال، سیلبند بتنی حدود 9/26 میلیارد ریال و سیل بند بتنی طرهای T شکل معکوس حدود 05/10 میلیارد ریال برآورد شد. بنابراین، استفاده از خاکریز سیل بند از نظر اقتصادی مقرون بهصرفه است.
صدیقه نیکخو امیری، مجتبی خوش روش، رضا نوروز ولاشدی،
جلد 23، شماره 4 - ( 9-1398 )
چکیده
امروزه افزایش دمای سطحی کره زمین و اثرات آن بر چرخه آب توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است. در این پژوهش اثر تغییرات آبوهوا براورد حوضه آبریز تجن (محدوده بالادست سد شهید رجایی) با ریزمقیاسنمایی دادههای خروجی مدل 2CanESM و با بهکارگیری روش ریزمقیاسنمایی تحت مدل SDSM بررسی شد. تغییرات دبی جریان در محل سد شهید رجایی با استفاده از دادههای هواشناسی ایستگاه سینوپتیک کیاسر و تغییرات دما و بارش آن با استفاده از سناریوهای اقلیمی 2/6RCP و 8/5 RCP برای سالهای 2066-2016 شبیهسازی و همچنین اثر تغییرات سناریوهای مختلف روی جریان خروجی ایستگاه هیدرومتری سلیمانتنگه توسط مدل هیدرولوژی SWAT ارزیابی شد. نتایج نشان داد که بارش سالانه در سناریوی 2/6 RCP بهمیزان 58 درصد کاهش و دمای هوا 14 درصد افزایش خواهد داشت، همچنین در سناریوی RCP8/5، بارش بهمیزان 59/5 درصد کاهش و دما 21 درصد افزایش خواهد یافت. در دوره آینده (2016-2066)، دبیهای اوج برای سناریوهای 2/6 RCP و 8/5 RCP بهترتیب بهمیزان 4 و 5/7 درصد افزایش داشت و متوسط دبی سالانه بهمیزان 16 و 16/5 درصد کاهش خواهد داشت. بنابراین میتوان با بررسی شرایط بهوجود آمده، برای الگوی کشت منطقه در پاییندست و اثرات زیستمحیطی برای دورههای آینده برنامهریزی کرد.
شهلا احمدی قلیدرق، آیدا عباسی کلو، اباذر اسمعلی- عوری،
جلد 23، شماره 4 - ( 9-1398 )
چکیده
خاک، یکی از مهمترین منابع طبیعی کشورهاست که فرسایش موجب اتلاف آن میشود. در این پژوهش تأثیر ویژگیهای خاک بر میزان فرسایش در سطح زیررده بررسی میشود. بدینمنظور 77 نمونه خاک (30-0 سانتیمتر) تهیه و پارامترها در آزمایشگاه اندازهگیری شد. نیمتغییرنمای پارامترها با +GS و نقشه توزیع مکانی آنها یا سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) تهیه شد. منطقه با تلفیق نقشههای تیپ اراضی و زمینشناسی به اجزای واحد اراضی تفکیک و فرسایش آبی در هر واحد اراضی بهروش EPM براورد شد. با حفر پروفیل در نقاط مختلف منطقه، زیرردههای خاک بهروش جامع آمریکایی تعیین و مقدار متوسط پارامترها در هر زیررده براورد شد. برای تحلیل دادهها از آنالیز مؤلفههای اصلی (PCA) استفاده شد. نتایج نشان داد از میان پارامترها، سه ویژگی سیلت، کربن آلی و هدایت الکتریکی بهعنوان مؤلفه اصلی اول 30/384 درصد؛ رس، شن و پوشش گیاهی بهعنوان مؤلفه اصلی دوم 18/091 درصد و شیب و ارتفاع بهعنوان مؤلفه اصلی سوم 15/330 درصد و در مجموع 63/805 درصد از میزان تغییرات فرسایش را توجیه میکند. کمترین و بیشترین میزان فرسایش (بهترتیب 69/12 و 343/57 مترمکعب در کیلومترمربع در سال) در زیرردههای Xeralfs و Fluvents براورد شد. کلاس شدت فرسایش زیرردههای منطقه مطالعاتی، کم و متوسط تعیین شد.
مجید عرب فرد، علی شاهنظری، میرخالق ضیاتبار احمدی،
جلد 23، شماره 4 - ( 9-1398 )
چکیده
در پژوهش حاضر توزیع رطوبت در خاک ماسهای تحتتأثیر تیمارهای روش آبیاری (کوزهای، قطرهای و قطرهای نواری) با فشارهای ثقلی معادل 5/0، 5/1 و3 متر در شرایط کشت هندوانه ارزیابی شد. رطوبت در اعماق مختلف و در دو فاصله 5 و 20 سانتیمتری از گیاه با دستگاه TDR اندازهگیری شد و نتایج نشان داد که هر چند با روش آبیاری کوزهای میتوان رطوبت اعماق مختلف خاک را تا حد 16 درصد بهصورت ثابت نگه داشت، لیکن بیشترین درصد رطوبت در عمقهای 40، 50 و 60 سانتیمتر تیمار آبیاری قطرهای ثقلی و کمترین آن نیز در آبیاری کوزهای اتفاق افتاد. در آبیاریهای قطرهای با استفاده از فشارهای ثقلی ضمن تعدیل رطوبت خاک بین 15 تا 22 درصد، میتوان با انتخاب دور آبیاری قطع و وصلی، رطوبت در زمانهای مختلف آبیاری را در محدوده ثابتی نگه داشت. بنابراین ضمن اثبات امکان کاربرد آبیاری قطرهای با استفاده از حداقل فشار آبیاری موجود در بیشتر اراضی کشاورزی (5/0 متر)، با کاربرد آبیاری کوزهای میتوان رطوبت خاک ماسهای را در حد ثابت نگه داشت و از این خاک برای کشت گیاهان مثمر مانند هندوانه استفاده کرد.
ندا احتمایی، نوید قنواتی، احد نظرپور، تیمور بابایی نژاد، مایکل جیمز واتس،
جلد 23، شماره 4 - ( 9-1398 )
چکیده
قرارگرفتن در معرض گردوغبار خیابانی در طولانیمدت بهدلیل پتانسیل سمّیت فلزات سنگین انباشته شده در آن میتواند باعث اثرات مضرر برای سلامت انسان از طریق استنشاق، بلع و جذب پوستی شود. در این مطالعه، تعداد 25 عدد نمونه گردوغبار خیابانی از پیادهرو خیابانهای اصلی ایلام برداشت و به روش طیفسنجی جفتشده پلاسمای القایی (ICP-OES) اندازهگیری شدند. میانگین غلظت فلزات مورد مطالعه بهترتیب: سرب (80/58)، روی (24/213)، مس (12/63)، کروم (84/45)، کادمیوم (37/0)، نیکل (76/43)، وانادیوم (92/30) و آرسنیک (00/5) میلیگرم بر کیلوگرم است. بر اساس مقدار میانگین پتانسیل ریسک اکولوژیکی (Er) فلزات سنگین سرب، روی، مس، کروم، نیکل و وانادیوم دارای پتانسیل ریسک اکولوژیکی کم و کادمیوم دارای ریسک اکولوژیکی متوسط هستند. بیشترین میزان خطر غیرسرطانزایی (HQ) در کودکان و بزرگسالان بهترتیب مربوط به فلز آرسنیک از طریق مسیر بلع و فلز کروم از طریق مسیر جذب پوستی است و کمترین میزان مربوط به فلز کادمیوم از طریق مسیر تنفس است. مقادیر خطر تجمعی غیرسرطانزایی (HI) در هر سه مسیر جذب در گروه سنی کودکان بیشتر از بزرگسالان است. همچنین در هر دو گروه سنی، کروم دارای بیشترین خطر سرطانزایی (RI) و سرب کمترین خطر را دارد. نتایج بهدست آمده از پتانسیل ریسک اکولوژیک و ریسک سلامت انسانی، نشان داد که منبع آلودگی فلزات مورد مطالعه فعالیتهای انسانزاد از قبیل ترافیک، تأسیسات صنعتی و سوختن سوختهای فسیلی در منطقه مورد مطالعه است.
مسیح مرادی زاده، کورش شیرانی،
جلد 23، شماره 4 - ( 9-1398 )
چکیده
مدیریت منابع آبی مستلزم ارزیابی دقیق ذخایر آبی و میزان دسترسی به آن در هر منطقه و شناخت فرایندهای محیطی حاکم بر این منابع است. بنابراین هدف اصلی در این مقاله شناسایی زونهای بالقوه ذخیره آبهای زیرزمینی با استفاده از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی FAHP))، تهیه نقشه پهنه بندی و ارزیابی آن است. بر این اساس نقشههای موضوعی مانند ژئومورفولوژی، تراکم زهکشی، تراکم خطواره، شیب و کاربری اراضی برای تجزیه و تحلیل FAHP آماده و وزن لایههای انتخاب شده با استفاده از روش FAHP محاسبه شد. در نهایت نقشه پهنهبندی بالقوه آبهای زیرزمینی به پنج اولویت ضعیف، متوسط، خوب، بسیار خوب و عالی ردهبندی شد. از آنجا که تعداد و تراکم چاهها و چشمههای موجود در محدوه مورد بررسی بیانگر پتانسیل ذخیره آب زیرزمینی مناطق است، بنابراین از منحنی ویژگی عملگر نسبی یا گیرنده (ROC) با بهکارگیری نقشه پراکنش نقاط چشمه بهعنوان پتانسیل بالفعل منابع آب زیرزمینی برای ارزیابی صحت و اعتبارسنجی آن استفاده شد. نتایج نشان داد مساحت الویتهای پتانسیل منابع آب زیرزمینی بهترتیب الویت از اول یا بسیار خوب (37/7 کیلومترمربع)، دوم یا خوب (55 کیلومترمربع)، سوم یا متوسط (40 کیلومترمربع)، چهارم یا ضعیف (107 کیلومترمربع) و الویت پنچم یا بسیار ضعیف (98/4 کیلومترمربع) بهعنوان مناطق پیشنهادی مشخص شدند.
مهران ایرانپور مبارکه، مانفرد کخ،
جلد 23، شماره 4 - ( 9-1398 )
چکیده
امروزه با افزایش روزافزون جمعیت در کشور ایران، بهویژه در مناطق خشک و نیمهخشک و در نتیجه افزایش اهمیت کیفیت منابع آبی از جمله آبهای زیرزمینی، آزمایشهای میدانی و مدلسازیهای بسیاری برای پیشرفت آلودگی آبهای زیرزمینی بهوسیله نرمافزارهای قدرتمند و بهروز انجام شده است. اما در بیشتر مواقع تفاوت ملموسی بین دادههای اندازهگیری شده در آزمایشگاهها و دادههای تولید شده با نرمافزارها وجود دارد که به همین دلیل، از اعتبار علمی و صحتسنجی نتایج پژوهش کاسته میشود. در این مطالعه، بهمنظور توجیه و تصحیح دادههای مذکور، از اصل کالیبراسیون استفاده شده است که خطای آزمایش و مدلسازی را به حداقل برساند. هدف از انجام این پژوهش، صحت و اعتبارسنجی مدل SUTRA برای سناریوهای مختلف انتقال ماده محلول در یک نمونه تانک ماسه با ضریب هدایت هیدرولیکی ناهمگن بهمنظور ارزیابی پراکندهپذیری عرضی است. به این منظور ابتدا کدنویسی برای پیکربندی و کالیبراسیون مدل عددی SUTRA برای شبیهسازی سناریوهای مختلف انتقال ماده محلول در مخزن ماسهای ناهمگن موجود در آزمایشگاه هیدرولیک دانشگاه کاسل آلمان تا دستیابی به مقادیر قابلقبول انجام و سپس نتایج آن با مدل آزمایشگاهی مقایسه شد. بهمنظور صحتسنجی و اعتبارسنجی دادههای حاصل از شبیهسازی با مدل SUTRA، پروفیلهای غلظت مربوطه با نتایج مدل آزمایشگاهی مقایسه شد. نتایج حاصل از مدلهای عددی و آزمایشگاهی، اثرات چگالی را از طریق پایینافتادگی مرکز هندسی ناحیه اختلاط برای غلظتهای پایین نمکC0 = 250ppm آشکار میسازد. همچنین نتایج نشان داد که عرض ناحیه اختلاط بین آب شور و شیرین به مقدار پراکندهپذیری طولی و بهویژه پراکندهپذیری عرضی بستگی دارد. با تحلیل نتایج شبیهسازی و آزمایشگاهی مشاهده شد که افزایش سرعت، باعث کاهش میزان پایینافتادگی و افزایش غلظت ورودی، باعث کاهش زمان مورد نیاز برای رسیدن به پایداری پراکندگی میشود.
علی محمد قائمی نیا، محمد علی حکیم زاده، روح الله تقی زاده مهرجردی، فرهاد دهقانی،
جلد 23، شماره 4 - ( 9-1398 )
چکیده
یکی از دلایل شورشدن خاک، تجمع املاح در آن توسط عوامل انتقالدهنده آب و باد است. بهمنظور بررسی پدیده انتقال املاح بههمراه گردوغبار در مناطق خشک شمال دشت یزد- اردکان، نمونهبردای صحرایی با استفاده از 32 رسوبگیر MDCO با پراکندگی یکنواخت در اراضی بهوسعت 20000 هکتار طی چهار فصل سال 1396 انجام شد. با شستوشوی رسوبگیرها با یک لیتر آب مقطر در صحرا و انتقال نمونهها به آزمایشگاه، برای بررسی کمّی املاح گرد و غبار، علاوه بر اندازهگیری هدایت الکتریکی (ECw)، وزن کل مواد جامد محلول (TDS) نیز به شیوه دقیق تبخیر اندازهگیری شد، همچنین شکل و توزیع اندازه ذرات غبار با استفاده از دستگاه SEM بررسی شد. در بررسی کیفی املاح، کاتیونها و آنیونهای مؤثر در شوری شامل سدیم، پتاسیم، کلسیم و منیزیم، کلر، بیکربنات و سولفات اندازهگیری شد. نتایج نشان داد در مجموع 1/11 گرم بر مترمربع مواد قابل حل بههمراه ذرات گردوغبار (28/13 درصد) در طی یک سال در رسوبگیرها فرونشسته است. ذرات به قطر 5 تا 10 میکرون بیشترین فراوانی را داشت. با توجه به همبستگی زیاد آنیون کلر با کاتیون سدیم در فصلهای بهار، پاییز و زمستان و با توجه به همبستگی زیاد آنیون سولفات با کاتیون کلسیم در املاح گردوغبار فصل تابستان، بهترتیب سدیم کلراید و گچ فراوانترین ترکیب موجود بههمراه گردوغبار در این فصلها پیشبینی میشود. با تعیین میزان درصد املاح در غبار ریزشی منطقه مشخص شد که اثر مقدار نمک فرونشسته از گردوغبار در کوتاهمدت جزئی و بیاهمیت است و پیشبینی میشود با فرض عدم تغییر میزان فرونشست، در طی 72 سال سبب ایجاد شوری ضعیف در توده خاک غیرشور تا عمق 10 سانتیمتر شود. بهطور کلی قابلیت املاح هوابرد در افزایش شوری خاک در منطقه مورد مطالعه در درازمدت خواهد بود. از اینرو، بررسی سایر اثرات زیستمحیطی این پدیده برای شناخت خطرات آن پیشنهاد میشود.
بدیعه نوری، حمیده نوری، غلامرضا زهتابیان، امیرهوشنگ احسانی، حسن خسروی، حسین آذرنیوند،
جلد 23، شماره 4 - ( 9-1398 )
چکیده
با توجه به تغییرات اقلیم و تأثیرات آن بر نیاز آبی گیاهان و منابع آبی بهویژه در مناطق گرم و خشک، براورد دقیق میزان تبخیر و تعرق بهمنظور مدیریت کشاورزی و آبیاری اهمیت ویژهای پیدا کرده است. در این پژوهش سعی شده است با شناخت وضعیت پوششگیاهی در حاشیه مناطق بیابانی دشت ورامین بهویژه اراضی کشاورزی با کشت مختلط، میزان تبخیر و تعرق واقعی پوششگیاهی و نیاز آبی آنها مشخص شود. این پژوهش به بررسی رابطه بالقوه میان تبخیر و تعرق پوششگیاهی اراضی کشاورزی ناهمگن و شاخص پوششگیاهی با استفاده از تکنیک سنجش از دور در اراضی کشاورزی دشت ورامین میپردازد. مجموعه تصاویر ماهوارهای لندست 7 در فصول متوالی سالهای 2013 و 2014 برای تعیین میزان سبزینگی استفاده شد. بهمنظور پردازش تصاویر از جمله تصحیحات هندسی، تصحیحات اتمسفری و تهیه نقشههای NDVI، نرمافزار ENVI بهکار گرفته شد. علاوهبر این، اطلاعات آبوهوایی و پوشش گیاهی دشت ورامین جمعآوریشده و نرخ تبخیر و تعرق واقعی پوششگیاهی در منطقه مورد مطالعه، با استفاده از روش فائو- پنمن- مانتیث در نرمافزار CropWat براورد شد. درنهایت، رابطه میان NDVI برگرفته از تصاویر ماهوارهای و میزان تبخیر و تعرق تخمین زده شده به روش فائو 56 بررسی شد. نتایج، حاکی از همبستگی قوی مثبت میان تبخیر و تعرق پوششگیاهی اراضی کشاورزی ناهمگن و NDVI بوده است. در واقع، با برقراری رابطه ریاضی میان این دو متغیر میتوان میزان تبخیر و تعرق واقعی پوششگیاهی را بدون نیاز به اندازهگیریهای زمینی بهدست آورد، همچنین مشخص شد که NDVI برگرفته از سنجش از دور میتواند شاخص کارامدی برای بررسی وضعیت پوششگیاهی و تخمین نیاز آبی گیاهان اراضی کشاورزی حاشیه بیابان باشد.
زهرا مرادی، عیسی سلگی،
جلد 23، شماره 4 - ( 9-1398 )
چکیده
رسوبات مخزن انباشت انواع آلایندهها و جزء تفکیکناپذیر اکوسیستمها هستند که از این میان، فلزات سنگین بهدلیل اثرات زیانبار روی زیستبومها و ماندگاری بسیار زیاد از اهمیت زیادی برخوردارند. پژوهش حاضر بهمنظور تعیین غلظت و درجه آلودگی فلزات آهن، روی، مس، منگنز و نیکل در رسوبات ساحلی بندر بوشهر انجام گرفت. بهمنظور نمونهبرداری از رسوب در بندر بوشهر، مسافتی به طول 10 کیلومتر در نظر گرفته شد. از روش هضم اسیدی برای آمادهسازی نمونهها بهمنظور آنالیز فلزات استفاده شد. همچنین ویژگی های فیزیکی رسوب با استفاده از روشهای استاندارد اندازه گیری شد. شدت آلودگی فلزات سنگین در رسوبات نیز با استفاده از شاخصهای درجه آلودگی، درجه آلودگی اصلاحشده، ضریب آلودگی، ضریب غنیشدگی و شاخصهای مولر تعیین شد. بر اساس نتایج، توزیع فلزات در رسوبات بهصورت نیکل > مس > روی > منگنز > آهن بهدست آمد. در مطالعه حاضر بهدلیل فاصله عسلویه تا بندر بوشهر مقادیر کمتری برای فلز نیکل بهدست آمد. نتایج شاخصهای آلودگی ژئوشیمیایی مولر و سایر شاخصها حاکی از آن بود که رسوبات سطحی منطقه مورد مطالعه در وضعیت غیرآلوده قرار دارند. مقایسه میانگین فلزات در رسوبات با استانداردهای کیفیت رسوب نشان داد که غلظت فلزات مطالعه حاضر از سطوح استانداردها کمتر است. در نتیجه نوار ساحلی بندر بوشهر نسبت به فلزات آهن، روی، مس، منگنز و نیکل فاقد آلودگی است. این پژوهش نشان میدهد که اگرچه تغییرات کمی در یافتههای این شاخصها وجود دارد، ترکیب آنها درک جامعتری از خطرات فلزات سنگین در رسوبات سطحی بندر بوشهر به ما میدهد.
حمیدرضا اولیایی، فاطمه مهماندوست، ابراهیم ادهمی، رضا نقی ها،
جلد 23، شماره 4 - ( 9-1398 )
چکیده
تغییر کاربری اراضی از قبیل تغییر جنگل به اراضی زیر کشت بهطور معمول اثرات مخربی بر شاخصهای کیفی خاک دارد. این مطالعه بهمنظور بررسی اثرات تغییر کاربری بر ویژگیهای زیستی، شیمیایی و حاصلخیزی خاک در منطقه مختار شهر یاسوج صورت گرفت. پنج نمونه خاک (30-0 سانتیمتر)، از سه کاربری جنگل متراکم، جنگل تخریبشده و زراعت دیم برداشت و ویژگیهای بالا در قالب طرح کاملاً تصادفی اندازهگیری شدند. نتایج نشان داد که در پی تغییر کاربری اراضی جنگلی به دیم، مقادیر هدایت الکتریکی (56 درصد)، ماده آلی (67 درصد)، نیتروژن کل (71 درصد)، فسفر (20 درصد)، پتاسیم قابل دسترس (48 درصد)، تنفس پایه (42 درصد)، تنفس برانگیخته (63 درصد)، جمعیت قارچ (23 درصد)، آنزیمهای اسید فسفاتاز (59 درصد) و آلکالین فسفاتاز (79 درصد) کاهش یافتند. درحالی که جمعیت باکتری (20 درصد) و pH (5 درصد) در کاربری زراعی نسبت به جنگل متراکم افزایش یافت و مقدار فسفر قابل جذب تفاوت معنیداری را نشان نداد. نتایج نشان داد که در پی تغییر کاربری ماده آلی خاک و ویژگیهای مرتبط با آن بهمیزان بیشتری تحت تأثیر قرار گرفتند. بنابراین بهمنظور نگهداشت کیفیت خاک، عملیات مدیریتی مناسب از جمله اجتناب از قطع درختان در اراضی شیبدار، چرای بیرویه در مراتع و افزودن مواد آلی به خاک در کاربری دیم توصیه میشود.
فریبرز یوسفوند، سعید شعبانلو،
جلد 23، شماره 4 - ( 9-1398 )
چکیده
در این مطالعه، سطح آب زیرزمینی در منطقه سراب قنبر- واقع در جنوب شهر کرمانشاه، کشور ایران- با استفاده از مدل موجک ماشین آموزش نیرومند خودتطبیقی (WA-SAELM) تخمین زده شد. برای توسعه مدل عددی از روش هوش مصنوعی و جدید ماشین آموزش نیرومند خودتطبیقی و تبدیل موجک استفاده شد. در ابتدا، با استفاده از تابع خودهمبستگی، خودهمبستگی نسبی و تأخیرهای مؤثر، هشت مدل مختلف SAELM و WA-SAELM متمایز توسعه داده شدند، سپس مقادیر تراز آب زیرزمینی چاه مشاهداتی نرمالسازی شدند. در ادامه، با تجزیهوتحلیل نتایج مدلسازی، بهینهترین خانواده موجک برای مدلسازی انتخاب شد. با ارزیابی نتایج مدلهای SAELM و WA-SAELM مشخص شد که مدلهای WA-SAELM در مقایسه با مدلهای SAELM مقادیر تابع هدف را با دقت بیشتری تخمین زدند. سپس مدل برتر بر اساس دقت آن در پیشبینی تراز آب زیرزمینی انتخاب شد. بهعنوان مثال در حالت تست، مقادیر R، MAE و NSC برای مدل برتر بهترتیب برابر 995/0، 988/0 و 990/0 محاسبه شدند. همچنین برای مدلهای عددی، تحلیل عدم قطعیت انجام و نشان داده شد که مدل برتر مقادیر مشاهداتی را کمتر از مقدار واقعی تخمین زده است.
وحید راهداری، علیرضا سفیانیان، سعید پورمنافی، حمید قیومی، سعیده ملکی، وحید پورمردان،
جلد 23، شماره 4 - ( 9-1398 )
چکیده
در این مطالعه برای بررسی قابلیت اراضی برای کشاورزی دیم در زیرحوضه آبخیز پلاسجان، از روش ارزیابی چندمعیاره استفاده شد. ابتدا با مرور منابع و استفاده از نظر کارشناسان، لایههای اطلاعاتی مورد نیاز تعیین، معیارها به روش فازی و محدودیتها به روش بولین استاندارد و وزن معیارها با استفاده از روش تجزیه و تحلیل سلسله مراتبی، تعیین شد. بررسی وزنهای محاسبه شده نشان داد خاک و اقلیم به ترتیب با 27/0 و 26/0 بیشترین اهمیت را در مطالعه ارزیابی قابلیت دیمکاری دارند. سپس، با استفاده از روش ترکیب خطی وزندار، معیارها و محدودیتها با یکدیگر تلفیق و مدل قابلیت دیمکاری اراضی تهیه و با اعمال طبقهبندی مجدد روی آن، نقشه قابلیت دیمکاری اراضی در شش طبقه تهیه شد. نتایج نشان داد در مجموع 178430 هکتار از منطقه در دو طبقه با قابلیت خیلی زیاد و زیاد کشاورزی دیم قرار گرفته است. برای بررسی پایداری اراضی زیر کشت دیم، موقعیت آنها روی طبقات مختلف قابلیت دیمکاری بررسی شد. نتایج نشان داد در مجموع 19686 هکتار از اراضی زیر کشت فعلی در دو طبقه با قابلیت زیاد تا خیلی زیاد و 5999 هکتار در طبقات کمتر قابلیت قرار گرفتهاند.