2467 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
سید محمد جعفر ناظم السادات، احمد رضا قاسمی،
جلد 8، شماره 4 - ( 10-1383 )
چکیده
در این پژوهش میزان تأثیر دمای سطح آب دریای خزر(SST) بر بارش فصلی نواحی شمالی و جنوب غربی ایران مورد ارزیابی قرار گرفت. دورههای گرم، سرد و پایه(شرایط معمولی دمای سطح آب دریا) تعریف و میانه بارش در هر دوره(به ترتیب Rw ،Rc ،Rb ) محاسبه و از مقادیر نسبتهای Rw/Rb, Rc/Rb, Rc/Rw، و به منظور ارزیابی میزان تأثیر این شرایط بر بارش استفاده شد. روشن گردید که سردی بیش از معمول سطح دریای خزر در زمستان منجر به افزایش بارش زمستانه در ناحیه غربی و مرکزی این دریا، مناطق مرکزی و جنوبی استان فارس و تمام ایستگاههای استان خوزستان میشود. نتایج نشان داد، وقوع شرایط گرم در دمای دریای خزر عموماً موجب 20 درصد کاهش در بارش فصل زمستان در سواحل دریای خزر و نواحی شمالی استانهای فارس و خوزستان شده است. در فاز گرمSST زمستانه، تمام ایستگاههای مورد بررسی در نواحی ساحلی دریای خزر با افزایش بارش بهاره همراه میباشند. بیشترین تأثیر در بندر انزلی و آستارا دیده شد، به نحوی که وقوع فاز گرم دمای دریا موجب 80% افزایش در بارش این دو ایستگاه و در مقابل وقوع شرایط سردSST زمستانه منجر به کاهش بارش بهاره در ناحیه غربی دریای خزر شده است. همچنین مبانی فیزیکی مربوط به تأثیر دمای سطح آب دریای خزر بر بارش نواحی جنوب ایران تشریح گردید. نتایج نشان داد که نوسانهای دمای سطح آب دریای خزر بیانگر پایداری زمانی و مکانی سامانه پرفشار سیبری بوده و بنابراین میتواند در پیشگویی وضعیت بارش ایران مورد استفاده قرار گیرد.
حسن صدیقی، مجید بگلریان،
جلد 8، شماره 4 - ( 10-1383 )
چکیده
عملکرد ضعیف نظام ترویج دولتی، همراه با بحرانهای مالی سبب شده تا بسیاری از کشورها به رهیافت خصوصیسازی ترویج کشاورزی به طور جدی بیندیشند. هدف اصلی این پژوهش بررسی نگرش مدیران ارشد سازمانهای جهاد کشاورزی نسبت به خصوصیسازی ترویج کشاورزی بود. تعداد 107 نفر از مدیران ارشد (شامل رؤسای سازمانها، و معاونان آنان)، و مدیران بخش ترویج کشاورزی نیز به طور نمونهگیری کاملاً تصادفی به عنوان نمونههای این تحقیق انتخاب شدند که از 20 سازمان جهاد کشاورزی واقع در 20 استان کشور بودند. این پژوهش به روش پیمایشـی ( Survey research ) انجـام شد. برای گردآوری دادههای مورد نیاز از مخاطبان، پرسشنامهای طراحی و تدوین شد که روایی محتوایی (Content validity) آن توسط اساتید صاحبنظر به دست آمد. به منظور احتساب اعتبار پرسشنامه، آزمون پیش آهنـگی (Pilot test) انجام شد و ضریب اعتبار (کرونبـاخ آلفا) 81/0، و 89/0 برای بخشهای اول و دوم پرسشنامه به دست آمد که نشان میدهد سوالات از اعتبار بالایی برخوردار است. نتایج این بررسی نشان میدهد 83/93% از پاسخگویان نگرشی مثبت به خصوصیسازی داشتهاند، ولی اکثر آنها بر این باورند که بسترسازی مناسب برای اجرای این راهکار در جامعه کشاورزی کشور ما هنوز ایجاد نشده است. این یکی از چالشهای اساسی فرا روی خصوصیسازی ترویج کشاورزی محسوب میشود که لازم است با بهبود شاخصهای اقتصادی که بنیاد هرتیج (Hertaige ) نیز به آن اشاره نموده نه تنها شرایط مناسب برای خصوصیسازی ترویج کشاورزی فراهم آید، بلکه برای آزادسازی سایر بخشهای اقتصادی و کشاورزی نیز فراهم گردد. در این پژوهش سابقه خدمت افراد با نگرش آنان نسبت به خصوصیسازی ترویج کشاورزی (22/0=r ) رابطه مثبت و معنیداری دارد.از این مطالب چنین استنباط میشود که هر قدر بر سابقه خدمت افراد افزوده میشود، نگرش مثبتتری نسبت به خصوصیسازی ترویج و آموزش کشاورزی پیدا میکنند. آزمون رگرسیون چند متغیره) Multivariate Regression Analysis ( نشان میدهد که مجموعه متغیرهای مستقل تحقیق به روش سلسله مراتبی (Hierachical ) 17/4% (R2 =0/174 ) از میزان نوسانات متغیر وابسته را تبیین میکنند. از این مطلب چنین استنباط میشود که احتمالاً متغیرهای بسیار دیگری وجود دارند که در میزان نگرش مخاطبان تأثیرگذار هستند که در این مطالعه مورد بررسی قرار نگرفتهاند که این خود زمینهای برای پژوهشهای آتی خواهد بود.
احد یامچی، فردوس رستگار جزی، سیروس قبادی، امیر موسوی، علی اصغر کارخانهای،
جلد 8، شماره 4 - ( 10-1383 )
چکیده
پرولین به عنوان یک اسمولایت مهم، در تعدیل فشار اسمزی سلول تحت تنش کم آبی نقش اساسی دارد. در سلولهای گیاهی، آنزیم دلتا-1- پرولین- 5- کربوکسیلات سنتتاز ( P5CS) وجود دارد که تحت شرایط خشکی، فعالیت این آنزیم تشدید شده و مقدار پرولین را در داخل سلول به حدی بالا میبرد که از خسارت زیاد کم آبی به گیاه جلوگیری میکند. در این پژوهش، ژن کد کننده آنزیم P5CS که تحت کنترل پروموتور 35S ویروس موزاییک گل کلم قرارداشت در ناقل دوگانه pBI121 حاوی ژنهای gus و nptII کلون شد و سپس این ناقل به باکتری Agrobacterium tumefaciens سویه( C58(pGV3101 انتقال یافت. باکتری اخیر برای تولید گیاهان توتون تراریخته حاوی ژن p5cs به کار گرفته شد. با تکثیر قطعه 765 جفت بازی توالی داخل ژن p5cs از گیاهان تراریخته و نیز تشکیل رنگ آبی در بافت این گیاهان، انتقال موفقیت آمیز کلون حاوی ژن p5cs به داخل گیاهان توتون به روش انتقال با آگروباکتریوم تأیید شد. میزان پرولین تولید شده در این گیاهان تحت آبیاری معمولی و نیز تنش 5 روزه کم آبی اندازهگیری شد و نتایج آزمایش نشان داد که در مقایسه با گیاهان شاهد، توتونهای تراریخته مقدار زیادی پرولین در حد 91/96 تا 891/1330 میلیگرم پرولین در هر گرم برگ در شرایط آبیاری طبیعی تولید کردهاند. این غلظت پرولین در شرایط تنش 5 روزه کم آبی بیشتر بوده و در حدود 204/445 تا 77/2039 تخمین زده شد. تفاوت تولید سطح پرولین در گیاهان شاهد و نیز گیاهان تراریخته، تحت آبیاری معمولی و کم آبی، نشان داد که بیان ژن p5cs در گیاهان تراریخت باعث افزایش تحمل به تنش خشکی در این گیاهان میشود که این یافتهها شاید بتواند برای یافتن راه حلی برای مقابله با تنش کم آبی در محصولات مهم کشاورزی مفید باشد.
علی محمدی ترکاشوند، محمود کلباسی، حسین شریعتمداری،
جلد 8، شماره 4 - ( 10-1383 )
چکیده
سرباره کنورتور LD یک فرآورده جنبی صنایع آهن و فولاد است که به مقدار زیاد در اصفهان تولید میشود. سرباره به کاررفته به ترتیب حاوی 8/52 و 2/2 درصد CaO و MgO است. برای تعیین اثر سرباره LD برخصوصیات شیمیایی خاک، یک آزمایش انکوباسیون با استفاده از سه خاک اسیدی از گیلان انجام گرفت. نمونههای خاک از عمق 30-0 سانتیمتری سطح مزارع برنج و توتون و باغ چای گرفته شدند. تیمارها شامل 0 ، 5/0 ، 1 ، 2 ، 4 ، 8 و 16 درصد سرباره کنورتور در هر کیلوگرم خاک بود که به طور کامل با 5/0 کیلوگرم از هر خاک مخلوط شد. رطوبت خاکها در ظرفیت مزرعهای برای مدت دو ماه ثابت نگهداشته شد، و در زمانهای 1 ، 10 ، 30 و 60 روز پس از شروع آزمایش از نمونهها، نمونههای فرعی برای یررسی تغییراتpH ،EC و غلظتFe ، Mn ، P و K قابل استخراج با AB-DTPA گرفته شد.
نتایج نشان داد pH خاک با افزایش نسبت سرباره به کاررفته افزایش پیدا کرد. سرباره مقدارP و Mn قابل استخراج با AB-DTPA را متناسب با مقـدار به کار رفته افزایش داد. ولی تأثیر سرباره بر مقـدارFe بسته به pH اولـیه خاک متفـاوت بـود، به طـوری که با افزایش pH خاک به محدوده 5/8-4/7 از غلظت آهن کاسته شد و بعد از آن با افزایش pH خاک مقدار آهن دوباره افزایش یافت. سرباره، پتاسیم قابل استخراج با AB-DTPA را به ویژه در خاکهای شدیداً اسیدی کاهش داد. pH خاک در طول زمان کاهش یافت ولی قابل ملاحظه نبود. مقدار آهن قابل جذب غالباً در طول زمان کاهش یافت. اثر زمان انکوباسیون بر فسفر و منگنز متفاوت بود. اثر زمان برEC قابل ملاحظه نبود. در کل، خصوصیات شیمیایی خاکها بیشتر تحت تأثیر تیمارها بود تا زمان. با توجه به نتایج به دست آمده به نظر میرسد سرباره کنورتور برای اصلاح خاکهای اسیدی مناسب باشد. پیشنهاد میشود که اثر سرباره کنورتور LD بر خصوصیات شیمیایی خاکهای اسیدی طی آزمایشهای مزرعهای بررسی شود.
شکرا... مشهدی اصغری، ناصر علی اصغرزاده،
جلد 8، شماره 4 - ( 10-1383 )
چکیده
معروفترین و رایجترین ماده حامل باکتریهای ریزوبیومی, پیت میباشد که متأسفانه معادن وسیع قابل بهرهبرداری در ایران ندارد. به همین دلیل این پژوهش با هدف جایگزینی پیت با مواد ارزان قیمت داخلی برای تولید مایه تلقیح یونجه صورت گرفت. در این بررسی, چندین ماده از نظـر خصوصـیات فیزیکـی و شیـمیایی مـطلوب برای یک مـاده حامـل مورد مقـایـسه قرار گرفتنـد و توان مـاندگـاری Sinorhizobium meliloti روی مـواد و مخلـوطهای انتـخاب شده که عبـارت بودند از : 1- پیت(شاهد) 2- ورمی کمپوست 3- ماده زائد بیولوژیکی (BFW) و 4- ورمیکولیت+ ورمی کمپوست (1:1) 5- ورمیکولیت + (BFW (1:1 در مدت شش ماه نگهداری در دمای ºC 4مورد بررسی قرار گرفت. همچنین به منظور بررسی اثر رطوبت حامل بر روی ماندگاری باکتری, دو سطح پتانسیل ماتریک شامل 10- و 30- کیلو پاسکال در حاملها اعمال گردید. بر اساس نتایج به دست آمده، حامل ورمیکولیت + (BFW (1:1 نسبت به سایر حاملها، بهترین پاسخ را نشان داد و توانست توان گرهزایی باکتری روی ریشه یونجه را نیز تا پایان ماه ششم در خود حفظ نماید. حامل BFW گرچه توانست در طی شش ماه, تعداد باکتری را در در سطح بالاتری نسبت به حامل مخلوط نگهداری کند ولی به علت اثر منفی بر روی رشد گیاه میزبان، نمیتواند بهعنوان یک حامل مناسب معرفی گردد. در این بررسی تعداد باکتری نگهداری شده روی اکثر حاملها در پتانسیل ماتریک30- بیشتر از 10- کیلوپاسکال بود.
محمد حاجیان شهری، مسعود عباسی،
جلد 8، شماره 4 - ( 10-1383 )
چکیده
به منظور بررسی تغییرات جمعیت، تعیین درصد کلونیزاسیون ریشه و شناسایی نوع همزیستی میکوریزی همراه ریشه و ریزوسفر درختان پسته جنگلی Pistacia vera ، دو ایستگاه در جنگلهای طبیعی پسته مناطق کلات (چهچهه) و سرخس (شورلق) انتخاب شد. نمونهبرداری از خاک و ریشه درختان مزبور در فواصل زمانی حداکثر هر ماه یک بار در محدوده سایه انداز آنها و از عمق 30 سانتیمتری به عمل آمد. برای استخراج و جداسازی اسپورها از روش غربال تر استفاده شد. پس از رنگ آمیزی ریشهها، میزان کلونیزاسیون ریشهها و جمعیت اسپور این قارچها اندازهگیری شد. در همین ارتباط میزان تأثیر برخی خصوصیات خاک شامل pH، میزان رطوبت، ماده آلی و مقدار فسفر قابل جذب خاک نیز بر جمعیت اسپور مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که نوع همزیستی میکوریزی درختان پسته از نوع میکوریز وزیکولار – آربوسکولار (Vesicular Arbuscular Mycorrhiza) میباشد. متوسـط میزان کلونیزاسـیون ریشهها در ایستگاه کلات 13% و در ایستگاه شورلق 11% و متوسط تعداد اسپور در منطقه کلات 12 و در منطقه سرخس 10 عدد در هرگرم خاک خشک بود. محاسبه همبستگی بین تغییرات جمعیت اسپور با میزان رطوبت، ماده آلی، فسفر قابل جذب، pH خاک و میزان کلونیزاسیون ریشه نشان داد که جمعیت اسپور با میزان کلونیزاسیون ریشه همبستگی مثبت و با میزان رطوبت خاک، ماده آلی، فسفر قابل جذب و pH خاک همبستگی منفی دارند.
جواد لامعی هروانی، نبیاله نعمتی، رضا بزرگیپور، زهره حسینینژاد،
جلد 8، شماره 4 - ( 10-1383 )
چکیده
به منظور دستیابی به ژنوتیپهای با خواص کمّی و کیفی مطلوب و سازگار در شرایط آب و هوایی متفاوت، تعداد هشت ژنوتیپ و دو رگه پنبه در قالب طرح آزمایشی پایه بلوکهای کامل تصادفی با رقم شاهد (ورامین) در چهار تکرار و در شش منطقه از سال 1376 به مدت دو سال مورد مطالعه قرار گرفتند. با استفاده از آزمون بارتلت تعدادی از مناطق از ادامه تجزیه آماری حذف و پس از اطمینان از یکنواختی آزمایشها، تجزیه مرکب براساس محیط (سال× مکان) و با فرض تصادفی بودن محیط و ثابت بودن ارقام انجام گردید. نتایج به دست آمده از تجزیه واریانس مرکب نشان داد که عملکرد ژنوتیپها در سطح یک درصد معنیدار است. همچنین در تجزیه واریانس مرکب تفاوت بین محیطها و اثر متقابل محیط × ژنوتیپ در سطح یک درصد معنیدار بود. برای گزینش بهترین واریته با عملکرد بالا و پایدار، آمارههای پارامتری مختلف تجزیه پایداری شامل تیپ I پایداری(CVi, Si2) ، تیپ II پایداری (bi, σi2, wi2) ، تیپ III پایداری (Sdi2) و همچنین آمارههای غیرپارامتری براساس میانگین رتبه ارقام (R)، انحراف معیار رتبه (SDR) و روش گزینش همزمان آمارههای پارامتری و غیرپارامتری برای عملکرد و پایداری (Ysi) محاسبه گردیدند. در نهایت با در نظر گرفتن خصوصیات مهم زراعی و تکنولوژیکی ارقام از قبیل عملکرد، زودرسی، طول الیاف، کیل و درصد یکنواختی و ظرافت الیاف، دورگه کوکر× بلغار به عنوان رقم جدید پرمحصول و پایدار و واجد صفات مطلوب به عنوان جایگزین رقم ورامین، گزینش گردید.
بهروز دستار، ابوالقاسم گلیان، محسن دانش مسگران، فریدون افتخاری شاهرودی، حسن کرمانشاهی،
جلد 8، شماره 4 - ( 10-1383 )
چکیده
دو آزمایش با استفاده از جوجه خروسهای گوشتی سویه تجاری راست به منظور تعیین احتیاجات لیزین و اسیدهای آمینه گوگرد دار قابل هضم در مرحله اول رشد (سن 6 تا 16 روزگی) انجام شد. برای هر آزمایش یک جیره پایه متشکل از ذرت و کنجاله سویا حاوی 19 درصد پروتئین خام و 3200 کیلوکالری انرژی قابل سوخت و ساز تهیه شد. جیره پایه آزمایش تعیین احتیاجات لیزین حاوی 7/0 درصد لیزین و جیره پایه آزمایش تعیین احتیاجات اسیدهای آمینه گوگرد دار حاوی 445/0 درصد متیونین + سیستین بود. برای تهیه سایر تیمارهای مربوط به هر آزمایش مقادیر متفاوتی از اسید آمینه مصنوعی مربوطه جایگزین نشاسته شد تا سطوح مختلف اسید آمینه بهدست آید. در هر آزمایش یک جیره شاهد متشکل از ذرت و کنجاله سویا حاوی 3200 کیلو کالری انرژی قابل سوخت و ساز و 23 درصد پروتئین به منظور مقایسه در نظر گرفته شد. تمام اسیدهای آمینه ضروری، به استثنای اسید آمینه تحت آزمایش، 10 درصد بالاتر از مقادیر توصیه شده توسط انجمن ملی تحقیقات در نظر گرفته شد. نتایج این آزمایش نشان میدهد که احتیاجات لیزین و اسیدهای آمینه گوگرد دار قابل هضم برای بیشینه رشد بر اساس مدل آستانهای به ترتیب 04/1 و 0/846 درصد و بر اساس تابع نمایی 01/1 و 841/0 درصد است.
سیدمحمدعلی جلالی حاجی آبادی، سیدعبدالحسین ابوالقاسمی، علیرضا جعفری، محمد روستائی علیمهر، محمود حقیقیان رودسری،
جلد 8، شماره 4 - ( 10-1383 )
چکیده
تعداد 200 قطعه جوجه گوشتی سویه آرین در طرحی کاملاً تصادفی به منظور برآورد اثر مقادیر گلوکوسینولاتهای جیره بر عملکرد جوجههای گوشتی در دوره آغازین (0-21روز) و رشد (22-42روز)، مورد آزمون قرار گرفتند. مقادیر گلوکوسینولاتهای جیره در دوره آغازین صفر، 5/7، 15، 5/22و 30 میکرومول در گرم ( به ترتیب تیمارهای آغازین 1، 2، 3، 4 و 5) و در دوره رشد صفر، 7/5، 4/11،
1/17 و 8/22 میکرومول در گرم ( به ترتیب تیمارهای رشد 1، 2، 3، 4 و 5) جیره بود. مصرف خوراک جوجهها در دوره رشد تحت تأثیر سطح گلوکوسینولاتهای جیره قرار گرفت (P<0.05) و کمترین مصرف خوراک در تیمار رشد5 دیده شد. کمترین اضافه وزن جوجهها در دوره آغازین و رشد به ترتیب در تیمار آغازین5 و تیمار رشد5 مشاهده شد(P<0.05). ضریب تبدیل غذایی تیمار آغازین5 با سایر تیمارهای دوره آغازین و تیمار رشد5 با دیگر تیمارها در این دوره تفاوت معنیدار داشت(P<0.05). در دوره آغازین بین اضافه وزن و سطح گلوکوسینولاتهای جیره و گلوکوسینولاتهای مصرفی همبستگی منفی بالا ( به ترتیب 3/95- و7/94- درصد) و در دوره رشد همبستگی منفی نسبتاً بالایی (به ترتیب 5/69- و4/72- درصد) وجود داشت.
این پژوهش نشان داد که سطح گلوکوسینولاتهای جیره در دورههای آغازین و رشد به ترتیب نباید بیش از 36/11 و 11/8 میکرومول در گرم جیره باشد. همچنین بیشترین مقدار کنجاله کلزایی که در دوره آغازین و رشد میتواند در جیره جوجههای گوشتی به کار برده شود به ترتیب برابر 13 و 8 درصد جیره است.
احمد زارع شحنه، حسن صادقیپناه،
جلد 8، شماره 4 - ( 10-1383 )
چکیده
به منظور بررسی آثار سرعت رشد جنین بر غلظتهای گلوکز، کلسترول، تری گلیسرید، کل پروتئین و اوره پلاسما، 16 رأس میش سالم و آبستن ورامینی در یک طرح آزمایشی کاملاً تصادفی به 4 گروه 4 رأسی تقسیم شدند که در فصل جفتگیری به ترتیب با قوچ نژاد ورامینی ( گروه اول )، قوچ نژاد مغانی( گروه دوم )، قوچ نژاد افشاری (گروه سوم) و قوچ نژاد شال ( گروه چهارم ) جفتگیری کرده بودند. بنابراین انتظار میرفت با توجه به ظرفیت ژنتیکی متفاوت پایه پدری، سرعت رشد جنین در هر کدام از گروهها متفاوت باشد. با توجه به یکسان بودن جیره برای هر 4 گروه انتظار میرفت که تفاوت در سرعت رشد جنین بر بسیج ذخائر چربی و پروتئین بدن میشها اثر متفاوت گذاشته و غلظت متابولیتهای خون مادر را تغییر دهد. بنابراین با نمونهگیری خون از سیاهرگ وداج میشها طی دو ماه آخر آبستنی (هفتهای یکبار پیش از وعده غذای صبح و در هفته آخر یک روز در میان) و یک هفته پس از زایمان (یک روز در میان ) غلظت متابولیتهای خون مادر اندازهگیری شد. میزان گلوکز، کلسترول و تری گلیسرید پلاسما در بین 4 گروه تفاوت نداشت. میزان کل پروتئین پلاسما در میشهایی که جنینهای سنگینتر داشتند (پایه پدری شال) کمتر و در میشهایی که جنینهای سبکتر داشتند (پایه پدری ورامینی) به طور معنیداری بیشتر بود (05/0>p). برعکس ، غلظت اوره پلاسما در میشهایی که جنینهای سنگینتر داشتند (پایه پدری شال) بیشتر و در میشهایی که جنینهای سبکتر داشتند (پایه پدری ورامینی) کمتر بود. به نظر میرسد میشهایی که جنینهای سنگینتر داشتند، توانستهاند گلوکز مورد نیاز را تأمین کنند که بخشی از آن با هزینه کردن امینواسیدها انجام شده است.
فاطمه شیرمحمد، نصراله محبوبی صوفیانی، جواد پوررضا،
جلد 8، شماره 4 - ( 10-1383 )
چکیده
به منظور بررسی اثر مکمل فیتاز و مس بر رشد و ترکیب لاشه کپور معمولی، جیرههای آزمایشی شامل 3 سطح فیتاز، صفر، 500 و 1000 واحد در کیلوگرم جیره و 2 سطح مس، صفر و 15 میلیگرم در کیلوگرم جیره در قالب طرح کاملاً تصادفی به روش فاکتوریل 3×2 در 3 تکرار مورد استفاده قرار گرفتند. مقدار فسفر کل جیرهها 72/0 درصد بود. برای این منظور 144 قطعه ماهی کپور معمولی با میانگین وزنی 7/23 ± 207 گرم انتخاب و در 18 قفس (در هر قفس 8 عدد ماهی) جای داده شدند. مدت آزمایش 10 هفته شامل 2 هفته برای سازگاری در نظر گرفته شد. مکمل فیتاز و مس باعث تفاوت معنیدار افزایش وزن، ضریب تبدیل غذا، وزن نسبی لاشه، نسبت بازده پروتئین و ترکیب کبد، لاشه و خون نشد ولی قابلیت هضم فسفر را به طور معنیداری (04/P<0) افزایش داد. همچنین مکمل مس سبب تفاوت معنیدار افزایش وزن، ضریب تبدیل غذا، وزن نسبی لاشه، نسبت بازده پروتئین، قابلیت هضم فسفر، مس کبد و ترکیب شیمیایی لاشه، کلسترول، تری گلیسرید و فسفر خون نشد ولی به طور معنیداری چربی کبد را کاهش (004/P<0) و HDL خون را افزایش (02/P<0) داد. آثار متقابل فیتاز و مس بر افزایش وزن (01/P<0) ، ضریب تبدیل غذا (04/P<0)، نسبت بازده پروتئین (03/P<0) ، مس کبد (02/P<0) و تری گلیسرید خون (P<0.001 ) معنیدار بود. این آزمایش نشان داد که آثار آنتاگونیستی بین آنزیم فیتاز و مکمل مس وجود دارد. بدون مکمل مس، آنزیم فیتاز سبب بهبود برخی معیارهای رشد و ترکیب لاشه کپور معمولی و افزودن مکمل مس به همراه آنزیم فیتاز مانع بهبود عملکرد کپور معمولی شد.
عزیز شیخی گرجان، خلیل طالبی، علی اصغر پور میرزا،
جلد 8، شماره 4 - ( 10-1383 )
چکیده
زنبورهای پارازیتوئید تخم سن گندم از مهمترین دشمنان طبیعی این آفت میباشند. یکی از راهکارهای معمول برای حفظ و حمایت از دشمنان طبیعی استفاده از حشرهکشهای انتخابی است. بدین منظور تأثیر پنج حشرهکش مصرفی در مزارع غلات روی مراحل مختلف رشـدی زنبور T. grandis در شرایط آزمایشـگاه ارزیابی شد. غلظتهای مورد بررسی حشرهکـشها بر پایه دزهای توصـیه شده بودند. تخمهای پارازیته در مرحله 3، 5 و 8 روزه در محلول حشرهکشها غوطهور گردیدند. اثر در همه تیمارها به جز فنیتروتیون، تخمهای پارازیته 3 و8 روزه به ترتیب بیشترین و کمترین درصد خروج زنبور را داشتند. در میان حشرهکشهای آزمایش شده دلتامترین بیشترین وفوزالن کمترین تأثیررا روی خروج زنبور از تخمهای پارازیته تیمار شده نشان دادند. زنبورهای خارج شده از تخمهای پارازیته 3 و 8 روزه درهر یک از تیمارهای فنیتروتیون، تری کلروفن و اس فن والریت از نظر درصد پارازیته کردن اختلاف معنیداری داشتند. در تیمارهای فنیتروتیون و تری کلرفن قابلیت پارازیته کردن زنبورهایی که از تخمهای پارازیته 3 روزه خارج شده بودند کمتر از تخمهای پارازیته 8 روزه بود. این آزمایشها همچنین نشان دادند که تماس زنبورهای بالغ با سطوح سمپاشی شده با دزهای توصیه شده کلیه حشرهکشهای مورد بررسی، منجر به صددرصد تلفات میگردد.
مرجان خلیلی ماهانی، بیژن حاتمی، حسین سیدالاسلامی، عبدالمجید رضایی، بهرام حیدری،
جلد 8، شماره 4 - ( 10-1383 )
چکیده
به منظور بررسی ارتباط صفات بیولوژیک با تعداد تخمگذاری افراد ماده در میزبانهای مختلف و ارزیابی همبستگی بین صفات، مراحل نابالغ و بالـغ سوسـک برگخوار نارون (Xanthogaleruca luteola (M در شـرایط آزمایشگـاهی(درجـه حـرارت 2±25 درجه سانتیگراد، رطوبت5 ±70 در صد و دوره نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی) پرورش یافتند. میزبانها شامل برگهای نارون وسک (Ulmus carpinifolia)، نارون چتری (U .c. var. umbraculifera)، نارون مجنون(U. glabra var. pendula) و درخت تا (Celtis caucasica) در دو فصل بهار و تابستان بودند. صفات بیولوژیک مورد مطالعه شامل طول دوران لاروی سن اول ،دوم و سوم، درصد تلفات مراحل سه سن لاروی، طول دوره پیش شفیرگی ، طول دوره شفیرگی ، طول عمر حشرات کامل نر و ماده و طول دوره پیش از تخمریزی بودند. بررسی رابطه بین صفات بیولوژیک با تعداد تخم گذاشته شده توسط افراد ماده، با استفاده از رگرسیون مرحلهای به روش گزینش پیشرونده انجام شد. همبستگی بین صفات نیز در میزبانهای مختلف و در هر دو فصل محاسبه و مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که تعداد تخم گذاشته شده توسط افراد ماده سوسک برگخوار نارون اغلب تحت تأثیر برخی متغییرهای خاص مانند طول دوره لاروی سن دوم و سوم، طول دوره پیش از تخمریزی و طول عمر حشرات نر قرار میگیرد، که در میزبانهای مختلف و در فصول مختلف، این صفات متفاوت هستند.
سید سعید مدرس نجف آبادی، حسین اکبری مقدم، غلامحسین غلامیان،
جلد 8، شماره 4 - ( 10-1383 )
چکیده
در بررسیهای انجام شده سالهای 1380 و 1381 در مزارع کلزا منطقه سیستان، چهار گونه شته، مورد شناسایی قرار گرفتند، که در میان آنها گونه Brevicoryne brassicae (شته مومی کلم) با 89 درصد فراوانی، گونه غالب بوده است. برای بررسی تغییرات جمعیت شته مومی، در هر یک از مزارع ایستگاه تحقیقاتی زهک و مزارع اطراف با وسعت تقریبی هر کدام نیم هکتار، به طور هفتگی تعداد 30 برگ از بوتههای کلزا، به صورت تصادفی برداشت شد و بر اساس این نمونه برداریها، مشخص شد که جمعیت شتهها به ویژه شته مومی از نیمه دوم اسفند تا اواخر فروردین ماه، با میانگین دمای روزانه 28-22 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 65- 45 درصد در اوج بود. همچنین بررسیهای به عمل آمده در شرایط کنترل شده (دمای 2± 25 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 5 ± 75 درصد)، نشان داد که طول دوره یک نسل (مدت زمانی که یک نوزاد شته لازم دارد تا به مرحله تولید مثل برسد)، 7-6 روز و طول عمر یک شته بی بال، 31-20 روز و تعداد نوزادان حاصل ازآن، 98-18 عدد بود، در حالیکه این تعداد برای یک شته بی بال در شرایط متغیر آزمایشگاهی 93-22 عدد نوسان داشته است. در بررسیهای مربوط به شناسایی شکارگرها و پارازیتوئیدها، در نمونه برداریهای صورت گرفته، شکارگرهای جمع آوری و شناسایی شده از مزارع کلزا طی سالهای مورد بررسی، شامل پنج گونه کفشدوزک(Col:Coccinellidae)، چهار گونه مگس سیرفید (Dip:syrphidae) و دو گونه بالتوری(Neu:Chrysopidae) بودند. همچنین از راسته بال غشائیان دو گونه پارازیتوئید (Hym:Aphidiidae & Pteromalidae) نیز جمع آوری شدند.
الهام جوّّی، محمدحسن صفرعلیزاده، علی اصغر پورمیرزا،
جلد 8، شماره 4 - ( 10-1383 )
چکیده
در این بررسی اثر باکتری Bacillus thuringiensis var.kurstaki Strain EG2424 روی سنین مختلف لاروی سوسک کلرادوی سیب زمینی (Leptinotarsa decemlineata (say ، و امکان افزایش کارآیی آن توسط دو ماده گیاهی کافئین و عصاره آبی چریش در شرایط آزمایشگاه مورد بررسی قرار گرفت. آزمایشها در دمای 4 ± 25 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 5±65 درصد و دوره روشنایی 16 ساعت در شبانه روز انجام شد. لاروهای مورد نیاز برای انجام آزمایشها از کلنی پرورشی ایجاد شده روی غذای طبیعی تأمین شد. سنین لاروی مورد نظر با استفاده از اندازهگیری عرض کپسول سرتفکیک گردید. در بررسی حساسیت لاروهای سنین اول، دوم، سوم و چهارم سوسک کلرادوی سیب زمینی مقادیر Lc50 برای سنین مزبور به ترتیب 86/03،377،183/1297 و 3096 پی پی ام محاسبه گردید. اثر تشدیدکنندگی کافئین و چریش به تفکیک در اختلاط با باکتری و در قالب طرح کرتهای کاملاً تصادفی با 6 تیمار و 4 تکرار روی لارو سن سوم سوسک کلرادو بررسی شد. نتایج به دست آمده نشان دادند که کافئین و چریش خاصیت تشدیدکنندگی بالایی در افزایش کارآیی باکتری دارند و مخلوط حداقل غلظت مؤثر باکتری (618 پی پی ام) و کافئین با غلظت 4000 پی پی ام بعد از 144 ساعت 80 درصد تلفات ایجاد نمود در حالی که کافئین و باکتری هر کدام به تنهایی به ترتیب 10 و 20 درصد تلفات را باعث شدند. علاوه بر این مرگ و میر در تیمارهای حاوی کافئین سریعتر ظاهر گردید. اختلاط غلظت 618 پی پی ام از باکتری با عصاره آبی حاصل از چریش با غلظت 35000 پی پی ام بعد از 144 ساعت موجب 5/77 درصد تلفات شد. در صورتی که باکتری و عصاره آبی چریش هر یک به تنهایی به ترتیب 5/22 و 25 درصد تلفات ایجاد کردند. مشخص گردید که میانگین وزن لاروهایی که از غذای حاوی کافئین خالص و چریش خالص تغذیه کرده بودند با اطمینان 95 درصد کمتر از وزن لاروهای تیمار شاهد بود.
فاطمه شهریاری، غلام خداکرمیان، اصغر حیدری،
جلد 8، شماره 4 - ( 10-1383 )
چکیده
به منظور ارزیابی تأثیرات آنتاگونیستی بیووارهای باکتری Pseudomonas fluorescens علیه Pectobacterium carotovorum subsp. atrosepticum عامل بیماری ساق سیاه سیب زمینی، استرینهایی متعلق به بیووارهای IV , III وV باکتری P. fluorescens بررسی شدند. در ارزیابی اثر آنتاگونیستی علیه عامل بیماری ساق سیاه باکتریایی سیب زمینی روی محیط کشت PDA،60 درصد استرینها هاله بازدارنده ایجاد کردند که قطر هاله بازدارنده در استرینهای مختلف از 5/1 تا 5/5 سانتیمتر متغیر بود. استرینهایی از این باکتری با دو تراکم 107 تا 109 و 1110 تا 1012 واحد تشکیل دهنده پرگنه برای کنترل این پاتوژن در شرایط گلخانه نیز بررسی شدند. در آزمایشهای گلخانهای تعداد گیاهان سالم در گلدانهای تیمار شده با استرینهای باکتری آنتاگونیست 29 تا 54 درصد بیشتر از گیاهان شاهد بود. تفاوت معنیداری بین استرینها و تراکمهای به کار رفته وجود نداشت و هیچ استرینی نتوانست به طور کامل بیماری ساق سیاه سیب زمینی را کنترل کند. همچنین اکثر این استرینها وزن تر کل گیاه در هر گلدان را نیز به میزان دو تا سه برابر افزایش دادند. تمام استرینهای بررسی شده در گلخانه، روی محیط کشت قادر به تولید آنتی بیوتیک و سیدروفور بودند که به احتمال قوی توانایی آنها در جلوگیری از رشد این پاتوژن به دلیل اثر این متابولیتهای ثانویه است.
داود مؤمنی آبخارکی، برات قبادیان، عباس همت، سعید مینایی،
جلد 8، شماره 4 - ( 10-1383 )
چکیده
یکی از سیستمهایی که برای افزایش راندمان کاری تراکتورها طراحی و ساخته شده است سیستم قفل دیفرانسیل است. این سیستم باعث یکسان شدن دور دو محور چرخ میشود. در نتیجه در زمان رویارویی با شرایط زمینگیرایی غیریکنواخت در زیر لاستیکها بسیار مفید خواهد بود. استفاده از این سیستم باعث بهبود زمینگیرایی، کاهش فرسایش لاستیک چرخهای محرک، کاهش مصرف سوخت و افزایش ظرفیت مزرعهای تراکتور خواهد شد. علیرغم این که استفاده از این سیستم مزایای زیادی را به همراه خواهد داشت، تاکنون برای بهینهسازی آن فعالیتی در داخل کشور صورت نگرفته است. از این رو طراحی و ساخت سیستم قفل دیفرانسیل نیمهاتوماتیک برای نصب روی تراکتور مسیفرگوسن 285 تولید داخل، در این پژوهش انجام شده است. این سیستم به گونهای طراحی شده است که در هنگام ایجاد وضعیتهای بحرانی، قفل دیفرانسیل را از درگیری خارج میکند. وضعیتهای بحرانی درگیر بودن قفل دیفرانسیل عبارتاند از: استفاده از ترمزهای مجزا، سرعتهای پیشروی بالا و چرخاندن غربالک فرمان. به منظور اندازهگیری و تشخیص وضعیتهای بحرانی به ترتیب از سه نوع حسگر کششی، القایی، و جابه جایی زاویهای استفاده شد. خروجی این حسگرها به یک مدار تصمیمگیرنده فرستاده شده و در آنجا تصمیم لازم مبنی بر ادامه درگیری یا آزادشدن آن گرفته میشود. مدار تصمیم گیرنده یک میکروکنترلر قابل برنامهریزی است که میتوان پارامترهای دیگری را برای کنترل به آن اضافه کرد و یا موارد موجود را تغییر داد. پس از طراحی و نصب سیستم روی تراکتور، عملکرد آن در عملیات خاکورزی با گاوآهن برگرداندار سه خیشه با عرض کار 110 سانتیمتر و عمق کار 25 سانتیمتر بررسی شد.
آزمایشها نشان دادند که در تراکتور معمولی، به علت توزیع نامناسب وزن و شرایط زمینگیرایی غیر یکسان زیر لاستیک چرخهای محرک، لغزش دو چرخ حدود 6 درصد اختلاف دارند که استفاده از این سیستم آن را بهبود بخشید. به علاوه بر اثر کاهش لغزش چرخها مصرف سوخت نیز حدود 5/0 لیتر در هکتار کاهش یافت.
سید رضا حسن بیگی بیدگلی، برات قبادیان، پروین نصیری، نصرا… کمالیان،
جلد 8، شماره 4 - ( 10-1383 )
چکیده
در ایران علاوه بر به کارگیری تراکتورهای دوچرخ در انجام عملیات مزرعهای، از آنها برای حمل و نقل بار و مسافر در جادههای آسفالت روستایی نیز استفاده میشود. علیرغم مشکلات ناشی از سروصدای این ماشینها و آثار سوء همه جانبه آن بر کاربران و اطرافیان، تاکنون تحقیقات جامعی از نظر ارایه مدلهای پیشگویی صدا روی آنها انجام نگرفته است. بررسیهای اولیه در پژوهش حاضر بیانگر آن بود که تراز سروصدای تراکتور دوچرخ با توان 13 اسب بخار در سرعت موتور 2200 دور بر دقیقه به dB(A) 92 میرسد که در مقایسه با حد استاندارد dB(A) 85 نگران کننده است. از اینرو، مقاله حاضر نتیجه پژوهشی است که روی تراکتور دوچرخ با توان 13 اسب بخار صورت گرفت، مکان آزمون براساس استانداردهای بین المللی مهیا گردید و سیگنالهای سروصدای ساطع شده از دستگاه اندازهگیری شده و سپس در حوزه زمان و فرکانس در محدوده شنوایی انسان (20 تا 20000 هرتز) مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان میدهد که شدت صدا در موقعیت گوش راننده در مقایسه با موقعیت اطرافیان dB(A) 7/74 تا dB(A) 10/75 بیشتر است و سرعت موتور نقش تعیین کنندهای در تولید سروصدا دارد که باید در کاربریهای مختلف تراکتور دوچرخ مورد توجه قرار گیرد، زیرا تغییرات آن تا dB(A) 8/5 در افزایش سروصدا تأثیر دارد. در نهایت مدلهای پیشگویی تراز فشار صدای تراکتور دوچرخ در موقعیت گوش راننده و اطرافیان با استفاده از دادههای آزمایش تعیین گردیده است.
جانب ا... نیازی، حمیدرضا فولادمند، سید حمید احمدی، ژاله وزیری،
جلد 9، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
این پژوهش در مزرعه تحقیقاتی مرکز تحقیقات کشاورزی فارس در منطقه زرقان در سالهای 1378 تا 1381 به منظور تعیین نیاز آبی و ضریب گیاهی گندم رقم کراس آزادی به وسیله لایسیمتر انجام شد.
بر اساس نتایج به دست آمده نیاز آبی گندم در سه سال آزمایش به ترتیب برابر 720، 712 و 674 میلیمتر محاسبه شد. همچنین با در نظر گرفتن روش پنمن مانتیت برای محاسبه تبخیر تعرق بالقوه گیاه مرجع، میانگین ضریب گیاهی مراحل چهارگانه رشد گندم به ترتیب برابر 37/0، 68/0، 11/1 و 51/0 به دست آمد. علاوه بر آن، به منظور برنامهریزی آبیاری گندم در سالهای آینده از یک طرف و عدم دسترسی کشاورزان به کلیه آمار هواشناسی از طرف دیگر، سعی شد رابطهای برای تعیین نیاز آبی گندم در منطقه به دست آید. در این راستا از میانگین دههای آمار تبخیر از تشت کلاس A و ضریب گیاهی استفاده گردید.
علی اکبر احسانپور، رضا طاهری،
جلد 9، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
در پژوهش حاضر اثر اتینیل استرادیول (یکی از مشتقات استروژن) روی باززایی گیاه یونجه بررسی شد. نخست بذرهای یونجه در محیط کشت Murashige & Skoog 1962) MS) در شرایط آزمایشگاهی کشت شدند. پس از آن قطعات جدا کشت ساقه و هیپوکوتیل به محیط کشت القا کالوس برده و کالوس تولید شد. برای باززایی گیاه یونجه 14 محیط کشت با ترکیب هورمونی مختلف از اکسین، سیتوکنین و اتینیل استرادیول ساخته شد و در 2 مرحله، یکی کالوسهای 3 تا 4 هفته ای و در مرحله دیگر جدا کشت های هیپوکوتیل و ساقه یونجه به آنها منتقل گردید. نتایج نشان داد کالوسهایی که به محیط کشتهای حاوی اکسین و اتینیل استرادیول منتقل شده اند بعد از چند هفته ایجاد جنین سوماتیک، ریشه و ساقه نموده اند. در قطعات جدا کشت پس از 10 روز ظهور ریشه دیده شد. بررسی ها نشان داد که ظهور ریشه و ساقه و تشکیل جنین سوماتیک به واسطه تعامل اکسین و اتینیل استرادیول القا شده است و حضور هر یک از هورمون ها به تنهایی نمی تواند آثار ذکر شده را نشان دهد.