2467 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
آشان شوشتریان، محمد بخشوده،
جلد 9، شماره 2 - ( 4-1384 )
چکیده
بررسی حاضر با هدف معرفی دو شاخص برای اندازهگیری تجارت دو جانبه میان کشورها صورت گرفتهاست و مشخصاً اندازهگیری کمّی تجارت میان صنعت ایران و جامعه اقتصادی اروپا در رابطه با پنج گروه از کالاهای کشاورزی مدنظر قرار گرفت. بدین منظور از شاخصهای پیشنهاد شده به وسیله گروبل ـ لوید و آکینو، بهره گرفته شده و نحوه به دست آوردن شاخصهای فوق شرح داده شدهاست. در راستای دسترسی به هدف مذکور، دادهها و اطلاعات لازم از سالنامههای آمار بازرگانی خارجی و هم چنین سایت اینترنتی نقطه تجاری ایران به دست آمده است.
به طور کلی، شاخصهای محاسبه شده سطح پایینی از تجارت ایران را با اعضای جامعه اقتصادی اروپا نشان داد. در سه گروه از گروههای مورد بررسی ارزش صادرات بسیار بالاتر از واردات بود و در دو گروه غلات و گلها و گیاهان تزیینی در اکثر سالهای واردات ارزش بالاتری نسبت به صادرات نشان داده است. ولی در کل روند مشخصی در ارزش شاخصهای محاسبه شده دیده نشد. همچنین تعدادی از کاربردهای دو شاخص معرفی شده نیز شرح داده شده است. مبحث تجارت میان صنعت به خصوص در ایران بحث جدیدی است و بنابراین به نظر میرسد با توجه و بررسی بیشتر این مقوله بتوان از مساعدتهای آن به جامعه اقتصادی بهره گرفت.
مختار حیدری، عنایتا... تفضلی،
جلد 9، شماره 2 - ( 4-1384 )
چکیده
یکی از عوامل مهم در تعیین مقاومت به کلرید سدیم، کارایی غشاهای سلولی در شرایط تنش میباشد. پراکسیداسیون چربیها ناشی از فعالیت آنزیم لیپوکسی ژناز و یا رادیکالهای آزاد اکسیژن، از عوامل مهم تخریب غشاهای سلولی در شرایط تنش کلرید سدیم است. در پژوهش حاضر آثار تیمارهای صفر، 75 و 150 میلی مول کلرید سدیم طی یک دوره چهارده روزه بر فعالیت آنزیم لیپوکسی ژناز، میزان پراکسید هیدروژن و مالون دی آلدهید ( پراکسیداسیون چربی) در برگ دانهالهای بنه (Pistacia mutica F.& M)، پسته قزوینی و پسته وحشی سرخس (P. vera L) بررسی گردید. نتایج نشان داد کلرید سدیم موجب افزایش فعالیت آنزیم لیپوکسی ژناز در برگ دانهالهای هر سه پایه پسته گردید و این فعالیت در روز هفتم پس از کاربرد تیمارهای کلرید سدیم به حداکثر رسید و در روز چهاردهم کاهش یافت. در دانهالهای بنه بیشترین میزان فعالیت آنزیم دیده شد و در روز چهاردهم کاهش کمتری نسبت به دانهالهای سرخس و قزوینی نشان داد. میزان پراکسید هیدروژن، در برگ دانهالهای هر سه پایه افزایش یافت و بیشترین میزان آن به ترتیب در دانهالهای بنه و سرخس پس از کاربرد تیمار کلرید سدیم 150میلیمول در روز چهاردهم مشاهده گردید. در دانهالهای هر سه پایه، میزان بالای مالون دی آلدهید (شاخص پراکسیداسیون چربی) در روزهای هفتم و چهاردهم دیده شد. نتایج هم چنین نشان داد امکان استفاده از شاخص پراکسیداسیون چربی و فعالیتهای مربوط به آن مانند آنزیم لیپوکسی ژناز در گزینش گیاهان مقاوم به کلرید سدیم در پسته وجود دارد و لازم است در مورد تغییرات بیوشیمیایی و آنزیمی در پسته در پاسخ به تنش کلرید سدیم بررسیهای بیشتری صورت گیرد.
جهانگرد محمدی، سید محمود طاهری،
جلد 9، شماره 2 - ( 4-1384 )
چکیده
توابع انتقالی خاک عبارتاند از مدلهای تخمین یک خصوصیت مشخص خاک با استفاده از ویژگیهایی که اندازهگیری آنها آسان، سریع و یا ارزان میباشد. روش معمول در برازش توابع انتقالی خاک استفاده از رگرسیون آماری است. این روش بر پایه فرض دقیق بودن متغیرهای مورد مطالعه و مشاهدات مربوط به آنها استوار بوده و در نهایت روابط بین متغیرها نیز به طور دقیق مشخص میشود. در مدل سازی سیستمهای طبیعی مانند خاک، عموماً با مشاهدات نادقیق و یا روابط مبهم رو به رو هستیم، بنابراین استفاده از روشهای برازش توابع که قادر به تبیین ساختار مبهم سیستم و در اختیار نهادن الگوهای منبطق با واقعیت هستند، ضروری است. در بررسی حـاضر از روش رگـرسیون مبتنی بر نـظریه مجموعههای فازی به منظور برازش توابع انتقالی شیمیایی و فیزیکی خاک استفاده شد. مدلهای بهینه رگرسیون خطی با ضرایب فازی برای توابع فوق به دست آمد. تجزیه و تحلیل حساسیت بر پایه سطح اعتبار و با توجه به مقدار ابهام مدلها و مقدار شاخص اطمینان مدلها انجام شد.
نتایج نشان داد که روش رگرسیون فازی در شرایط روابط ابهامی بین متغیرها و به طور کلی در مواردی که با خطاهای ناشی از ابهام در ساختار معادلات رگرسیونی رو به رو هستیم، میتواند مکمل و یا جایگزین مناسبی برای روش رگرسیون آماری تلقی شود.
حجت امامی، غلامرضا ثواقبی فیروزآبادی، مهدی شرفاء،
جلد 9، شماره 2 - ( 4-1384 )
چکیده
موضوع آلودگی خاک توسط مواد شیمیایی باعث افزایش نگرانیهایی در مورد محیط زیست شده است. آبشویی مواد به آبهای زیرزمینی و حرکت این مواد در خاک، مشکلات زیادی را برای آلودگی ماتریکس خاک، محلول خاک و آب زیرزمینی زیر آن به وجود میآورد. ازاین رو، به منظور بررسی تأثیر جریان ترجیحی(Prefrential Flow)، ساختمان خاک و کمپلکسهای آلی بر تحرک و آبشویی فلزات کادمیوم، سرب و روی آزمایشی به صورت فاکتوریل با کرتهای خردشده در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارهای خاک دستنخورده (U)، دستخورده (D) و دستخورده حاوی 3 درصد ماده آلی (O) به مدت یک ماه با محلولهای حاوی غلظتهای 20 میلیگرم در لیتر عناصر کادمیوم، سرب و روی آبشویی شدند و غلظت کادمیوم، سرب و روی در فواصل زمانی مختلف در محلول خروجی اندازهگیری شد.
نتایج به دست آمده نشان داد که عناصر تفاوت معنیداری در سطح آماری یک درصد با یکدیگر در محلول خروجی داشتند و ترتیب تحرک آنها به صورت Zn>Pb>Cd بود. هم چنین بین تیمارهای مختلف خاک نیز در سطح آماری یک درصد تفاوت معنیداری وجود داشت و غلظت هر سه عنصر کادمیوم، سرب و روی در تیمارهای U و O بیشتر از تیمار D بود. علاوه بر این بین فواصل زمانی آبشویی (حجم منفذها(Pore Volumes)) تفاوت معنیداری مشاهده شد(در سطح 1%). به طوری که کادمیوم در تیمارهای U ، O و D به ترتیب 3 ، 3 و5 روز پس از آبشویی تفاوت معنیداری را در محلول خروجی نشان داد. ولی سرب در هر سه تیمار خاک 11 روز پس از آبشویی تفاوت معنیداری در محلول خروجی داشت و غلظت روی فقط در تیمار O در زمانهای مختلف آبشویی روند مشخصی داشت و پس از 8 روز آبشویی تفاوت معنیداری در این تیمار مشاهده شد.
قاسم محمدی نژاد، عبدالمجید رضائی،
جلد 9، شماره 2 - ( 4-1384 )
چکیده
در این پژوهش از روش امی (تجزیه توام آثار افزایشی جمعپذیر و آثار متقابل ضربپذیر) به منظور تعیین پایداری عملکرد 9 ژنوتیپ یولاف متشکل از 4 رقم کانادایی و 5 لاین اصلاحی از ترکیه بههمراه جوماکویی به عنوان شاهد در 6 محیط (شرایط مختلف رشد و نمو : سه تاریخ کاشت 20 مهر، 10 آبان و 30 آبان و 3 تراکم کاشت 300، 375 و 450 بذر در متر مربع) استفاده شد. آزمایش در سال زراعی 80-1379 در مزرعه پژوهشی دانشگاه صنعتی اصفهان واقع در لورک نجفآباد اجرا گردید. برای هر محیط از طرح بلوکهای کامل تصادفی با 3 تکرار استفاده شد.
طبق نتایج به دست آمده آثار اصلی ژنوتیپ و محیط و اثر متقابل ژنوتیپ× محیط معنیدار بودند و 70% از مجموع مربعات آن توسط دو مؤلفه اصلی اول اثر متقابل (IPCI) تبیین شد. بر مبنای نمودارهای بایپلات اجزای ژنوتیپی و محیطی اولین و دومین مؤلفه اصلی اثر متقابل و میانگینهای عملکرد ژنوتیپها و محیطها، آمارههای پایداری مدل AMMI2 یعنیSIP2 و EV2 ، تجزیه الگوی واکنش ژنوتیپی و همچنین نتایج تجزیه خوشهای بر مبنای ارزشهای ژنوتیپی و محیطی اولین مؤلفه اصلی اثر متقابل، نتیجهگیری شد که ارقام بویر، کالیبر و لاین 28 پایدارترین واکنش را داشتند که از این بین رقم بویر کمترین IPC1 را نشان داد. رقم پیسر و لاینهای 2 و 17 ناپایدار و واجد سازگاری خصوصی با تراکم کاشت 300 بذر در مترمربع بودند. لاینهای 32 و 28 دارای سازگاری خصوصی با تاریخ کاشت اول بودند. جوماکویی و رقم پیسر نسبت به تاریخهای کاشت دوم و سوم و تراکم کاشت دوم سازگاری خصوصی نشان دادند.
فریبا رفیعی، قدرتاله سعیدی،
جلد 9، شماره 2 - ( 4-1384 )
چکیده
به منظور ارزیابی و بررسی تنوع ژنتیکی صفات زراعی مختلف در لاینهای انتخاب شده از تودههای بومی گلرنگ در ایران، آزمایشی در سال زراعی 80-1379 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان، به صورت طرح لاتیس ساده 9*9 اجرا شد. در این آزمایش، 66 لاین انتخاب شده از تودههای بومی گلرنگ از استانهای اصفهان، آذربایجان، طبس، کردستان و مرکزی به همراه 13 ژنوتیپ خارجی و همچنین تودههای کوسه و اراک 2811 مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین ژنوتیپهای مورد بررسی، برای کلیه صفات از جمله تعداد روز تا شروع گلدهی، 50% گلدهی و رسیدگی و همچنین ارتفاع بوته، عملکرد دانه، اجزای عملکرد دانه، درصد روغن و مقاومت نسبی به بیماری سفیدک پودری اختلاف معنیداری وجود داشت (01/0> p). عملکرد دانه ژنوتیپها بین 1285 تا 3524 کیلوگرم در هکتار متغیر و میزان عملکرد دانه در مورد کشت در اصفهان (توده کوسه) که جزء پا بلندترین و دیررسترین ژنوتیپها نیز بود، برابر 2317 کیلوگرم در هکتار برآورد گردید. درصد روغن برای 20 لاین اصلاحی که از عملکرد دانه بیشتری برخوردار بودند با روش سوکسله اندازهگیری شد. درصد روغن لاینها از 69/24% مربوط به یک لاین انتخابی از توده بومی کردستان تا 55/37 % مربوط به یکی از لاینهای انتخابی از توده کوسه تغییرات داشت. در ضمن درصدروغن در توده کوسه برابر 99/35 % بود. بر اساس نتایج تجزیه خوشهای، ژنوتیپها در3 گروه مختلف قرار گرفتند که برای تمامی صفات، به جز صفت تعداد روز تا سبز شدن دارای تفاوت معنیداری بودند. یکی از گروهها دارای بیشترین تعداد انشعاب اصلی در بوته، تعداد قوزه در بوته، تعداد دانه در قوزه، ، عملکرد دانه در بوته و عملکرد دانه در واحد سطح، ولی کمترین وزن هزار دانه بود. بنابراین این طور استنباط میشود که لاینهای این گروه ژنوتیپی که منشأ داخلی داشتند، جهت انتخاب برای افزایش عملکرد دانه مناسبتر باشند. در ضمن بهنظر میرسد که در لاینهای حاصل از تودههای بومی نواحی مختلف ایران، تنوع ژنتیکی از تنوع جغرافیایی تبعیت نداشت.
صفرعلی حاج حیدری، غلامرضا قربانی، مسعود علیخانی،
جلد 9، شماره 2 - ( 4-1384 )
چکیده
به منظور مقایسه پودر ماهی با کنجاله پنبه دانه در جیرههای سریع التخمیر، جیرههای متعادل شده کاملاً مخلوط، (40% علوفه و 60% کنسانتره) حاوی مقادیر 0 ، 5/1 ، 0/3 و 5/4% پودر ماهی تهیه شد. در آزمایش اول تجزیه پذیری ماده خشک و پروتئین خام پودر ماهی، کنجاله پنبه دانه و کنسانترههای جیرههای مذکور طی زمانهای مختلف انکوباسیون در شکمبه (0 ، 4 ، 8 ، 12 و 24 ساعت)، با استفاده از سه گوسفند فیستولا شده نژاد قزل تعیین گردید. تجزیه پذیری مؤثر ماده خشک و پروتئین خام پودر ماهی به طور معنیداری کمتر از کنجاله پنبه دانه بود (P<0.05). از نظر تجزیه پذیری مؤثر ماده خشک بین کنسانترههای مختلف، اختلاف معنیداری وجود نداشت ولی با افزایش سطح پودر ماهی در جیره، تجزیه پذیری مؤثر پروتئین خام کنسانترهها به طور معنیداری کاهش یافت. در آزمایش دوم هشت رأس گاو هلشتاین با چند شکم زایش، در قالب طرح مربع لاتین 4 × 4 با دو تکرار در دورههای آزمایشی 21 روزه مورد آزمایش قرار گرفت. قابلیت هضم مواد مغذی، ماده خشک مصرفی، شیر تصحیح شده بر حسب 2/3% چربی، درصد چربی، درصد لاکتوز، درصدکل مواد جامد شیر، مقدار چربی، بازده غذایی و وزن بدن تحت تأثیر نوع تیمار مصرفی قرار نگرفت. تیمارهای حاوی پودر ماهی نسبت به تیمار شاهد، تولید شیر، درصد پروتئین، مقدار پروتئین و لاکتوز شیر بیشتری داشتند (01/0>P). با افزایش سطح پودر ماهی در جیره pH ادرار به طور معنیداری کاهش پیدا کرد ولی، pH مایع شکمبهای و pH مدفوع تحت تأثیر تیمارهای مختلف واقع نشد. نتیجه کلی نشان داد که کاربرد 5/1 % الی 3% پودر ماهی بر اساس ماده خشک، بهترین اثر را بر گاوهایی دارد که حتی در اواسط دوره شیردهی خود میباشند و کمتر از 30 کیلوگرم شیر تولید میکنند.
علی آقائی، جواد پوررضا، آرش پوررضا، عبدالحسین سمیع،
جلد 9، شماره 2 - ( 4-1384 )
چکیده
این آزمایش به منظور بررسی آثار سطوح مختلف جایگزینی یولاف به جای ذرت (صفر ،10، 20، 30 و 40 درصد) و اثر مکمل آنزیم بتا- گلوکاناز (صفرو 1/0 درصد) بر عملکرد جوجههای گوشتی اجرا شد. در این آزمایش از480 قطعه جوجه گوشتی نژاد آرین به مدت 8 هفته (از سن 1تا56 روزگی) استفاده شد. آزمایش در یک طرح بلوکهای کامل تصادفی به روش فاکتوریل با 10 تیمار و 3 تکرار (16 قطعه در هر تکرار) انجام گرفت. نتایج نشان دادند جوجههایی که 10 درصد یولاف همراه با مکمل آنزیم دریافت کردند وزن بالاتری نسبت به تیمارهای دیگر داشتند. مصرف 40 درصد یولاف در جیره به طور معنیداری (P<0.05) وزن بدن را کاهش داد.ضریب تبدیل غذایی با افزایش مصرف یولاف افزایش غیر معنیداری یافت و آنزیم باعث کاهش ضریب تبدیل غذایی گردید. افزایش درصد یولاف در جیره باعث کاهش درصد لاشه و افزایش وزن پانکراس شد، ولی با مصرف آنزیم درصد لاشه بیشتر شد و وزن پانکراس کاهش یافت. درصد کلسیم و فسفر استخوان درشت نی با افزایش درصد یولاف جیره کاهش غیر معنیداری نشان دادند ولی کاهش درصد خاکستر معنیدار بود(01/P<0) و افزودن آنزیم باعث افزایش میزان کلسیم و فسفر و خاکستر استخوان درشت نی گردید. در مناطقی که تولید ذرت محدود است، حداکثر تا30 درصد جایگزینی یولاف به همراه مکمل آنزیم در جیره جوجههای گوشتی میتواند مفید واقع شود.
قربان الیاسی، جلیل شجاع غیاث، محمدرضا نصیری، عبدالمنصور طهماسبی، امالبنین پیراهری،
جلد 9، شماره 2 - ( 4-1384 )
چکیده
در برنامههای نوین اصلاحنژاد دام چند شکلی موجود در پروتئینهای شیر میتواند به عنوان نشانگر ژنتیکی به کار برده شود. بتالاکتوگلوبولین پروتئین اصلی بخش آبپنیر شیر نشخوارکنندگان میباشد که ژن کدکننده آن روی کروموزوم 3 گوسفند تعیین نقشه شده است. این پروتئین در طی دورههای آبستنی و شیردهی در غدد پستان ساخته میشود. مطالعات نشان داده که این پروتئین در اکثر نژادهای گوسفند دارای چند شکلی است و دلیل آن جانشینی ساده یک باز در ژن BLG میباشد که با انجام برش آنزیمی توسط RsaI تشخیص داده میشود. هدف از این پژوهش بررسی توزیع ژنوتیپی ژن BLG در گوسفندان بومی است. در این تحقیق نمونههای خون از 142 رأس گوسفند (قزل، افشاری، مغانی، ماکوئی و آرخارمرینو) جمعآوری گردید. DNA ژنومی از 200 میکرولیتر خون با روش بوم و همکاران (1989) که توسط شیخایف (1995) تغییراتی در آن داده شده بود استخراج گردید. تکثیر ناحیه پلیمورفیک ژن بتالاکتوگلوبولین به طول 452 جفت باز از اگزون II با آغازگرهای BLG3 و BLG5 صورت گرفت. برای مشاهده محصولات PCR از ژل آگارز 1% با رنگآمیزی اتیدیومبروماید استفاده گردید. برای برش آنزیمی قطعات DNA تکثیر شده، از آنزیم RsaI استفاده شد. محصولات هضم شده، بر روی ژن پلیآکریلامید 8% الکتروفورز شده و با اتیدیومبروماید رنگآمیزی گردید. فراوانی ژنوتیپها، آللها، تعادل هاردی- واینبرگ و دندروگرام فواصل ژنتیکی با استفاده از نرمافزار PopGen32 محاسبه گردید. فراوانی آلل A در نژاد قزل 56%، نژاد آرخارمرینو 48%، نژاد ماکویی 53%، نژاد مغانی 36% و نژاد افشاری 34% به دست آمد. به غیر از نژاد افشاری سایر جمعیت های مورد بررسی در تعادل هاردی - واینبرگ بودند. کمترین فاصله ژنتیکی بین نژادهای مغانی و افشاری و بیشترین آن بین نژادهای قزل و افشاری به دست آمد و در نهایت به نظر میرسد که PCR-RFLP یک روش مناسب برای تعیین ژنوتیپ و بررسی تنوع ژنتیکی در دام باشد.
حمید عزت پناه، محمد رضا احسانی، حسن لامع،
جلد 9، شماره 2 - ( 4-1384 )
چکیده
در این بررسی، مشخصات ظاهری و برخی از ویژگیهای میسلهای کازئینی(Casein Micelles) در شیرخام وپاستوریزه با استفاده از میکروسکوپهای الکترونی نگاره (SEM)(Scanning Electron Microscope) و گذاره (TEM)( Transmission Electron Microscope) مورد مطالعه قرار گرفت. از این دو میکروسکوپ برای ارزیابی تغییرات انجام شده در میسلهای کازئینی در pH ایزوالکتریک (Isoelectric Point pH) آنها (6/4=pH ) در شیرهای خام و پاستوریزه اسیدی شده، استفاده شد. نمونههای مورد آزمایش به طور تصادفی از پایلوت پژوهشی گروه علوم و صنایع غذایی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران انتخاب شدند. در این پایلوت، پاستوریزاسیون شیر به روش کند (Low Temperature Long Time) ( L.T.L.T) صورت گرفت. نمونههای مذکور هر یک به دو بخش تقسیم شده و به یک بخش محلول اسید لاکتیک 9% تا رسیدن به6/4=pH افزوده شد و سپس مراحل آماده سازی نمونهها برای بررسیهای میکروسکوپی انجام گردید. نتایج به دست آمده از مطالعه شکل میسلها در نمونههای اسیدی نشده با میکروسکوپهای الکترونی نگاره و گذاره نشان دهنده ساختمان مدور میسلهای کازئینی با سطحی یکنواخت و به صورت منفرد بود که با نتایج مطالعات مشابه قبلی مطابقت داشت. البته این همگونی ساختاری در مورد میسلهای شیرخام کاملتر بود. در مورد نمونههای اسیدی شده حالت تودهای(Aggregate) میسلی در هر دو نمونه شیرخام و پاستوریزه به وضوح مشاهده شد و علت آن خنثی شدن بارهای الکتریکی همنام درpH ایزوالکتریک کازئینها و خروج فسفات کلسیم میسلی تشخیص داده شد. مطالعات انجام شده با هر دو نوع میکروسکوپ الکترونی تأیید کننده یکدیگر بودند و تا حدی با استفاده از آنها آثار فرایند حرارتی در افزایش قطر میسل در نمونه مربوط به شیرپاستوریزه دیده شد.
اعظم زین الدینی، بهروز جعفرپور، ماهرخ فلاحتی رستگار،
جلد 9، شماره 2 - ( 4-1384 )
چکیده
بررسی پراکنش آلودگی ویروس موزاییک(Alfalfa mosaic virus ,ALMV ) با استفاده از آزمون DAS-ELISA نشان داد که مزارع یونجه،سیب زمینی وگوجه فرنگی شهرستانهای چناران، قوچان، شیروان، مشهد، نیشابور و تربت حیدریه همگی به این ویروس آلوده میباشند. با توجه به آزمون کای مربع بین این مناطق از لحاظ میزان آلودگی اختلافی مشاهده نگردید. میانگین کل آلودگی در این مناطق 53 درصد به دست آمد.جدایه جمع آوری شده از مزرعه یونجه مشهد در Nicotiana tabacum L.cv.Samsun تکثیر و از آن برای خالص سازی،تعیین دامنه میزبانی و برخی مطالعات دیگر استفاده شد. مایه زنی مکانیکی این جدایه از ویروس مـــوجب بــروز لـــکه های مـــوضعی در Chenopodium quinoa ،C. amaranticolor ،Vigna unguiculata ، Phaseolus vulgaris cv.Red kidney و علائم سیستمیک رگبرگ روشنی و موزائیک در Nicotiana glutinosa ،N. tabacum cv.Samsun ،Ocimum basilicum ،Cicer arietinum و Lycopersicon esculentum گردید.در مورد Cucumis sativus علائمی ظاهـــر نشد. خالـــص سازی ویروس ALMV با استفاده از روش ارائه شده توسط کایزر و روبرتسون انجام شد. راندمان خالص سازی ویروس 05/11 میلی گرم ویروس به ازای هر 100 گرم بافت آلوده بود. ویروس خالص شده در برابر جدایه آمریکایی ALMV باند رسوبی تشکیل داد. با انجام الکتروفورز SDS-PAGE و Western blot وزن مولکولی پروتئین پوششی ویروس 24 کیلو دالتون تعیین گردید. از این لحاظ جدایه مورد بررسی با سایر جدایههای گزارش شده تفاوت بارزی نشان نداد.
عباس داودی، اسلام مجیدی، حشمت الله رحیمیان، مصطفی ولیزاده،
جلد 9، شماره 2 - ( 4-1384 )
چکیده
بیماری آتشک با عامل باکتریایی Erwinia amylovora (Burrill) Winslow et al از بیماریهای مهم و خطرناک درختان میوه دانه دار محسوب میشود که در بعضی نقاط کشور خسارات اقتصادی فراوانی به ترتیب افزایش در درختان به، گلابی و سیب ایجاد نموده است. به منظور تعیین شدت آلودگی 43 رقم گلابی موجود در کلکسیون بخش تحقیقات باغبانی که در شرایط کاملاً طبیعی به بیماری آتشک آلوده شده بودند و نیز بررسی واکنش این ارقام در مقابل بیماری، ارزیابی با استفاده از سیستم استاندارد USDA در کلکسیون مذکور بر روی این ارقام انجام گرفت. در این بررسی، اکثر ارقام در شرایط طبیعی آلوده شده بودند، ولی شدت بیماری به طور معنی داری در بین ارقام تفاوت داشت. با استفاده از این سیستم گروه بندی، ارقام گلابی مورد بررسی در 2 گروه قرار گرفتند. 4/81% از ارقام گلابی به عنوان خیلی حساس و 6/18% دیگر به عنوان نیمه حساس شناسایی شدند. هم چنین برای گروهبندی ارقام گلابی، علاوه بر روش مذکور با استفاده از نرم افزار SPSS ، تجزیه خوشهای (کلاستر) نیز در مورد میانگین کلیه ارقام براساس گروه شدت اکتسابی و با روش فاصله متوسط میانگین جفت گروههای موازنه نشده (UPGMA) انجام گردید و ارقام در سه کلاستر مجزا قرار گرفتند و چنین به نظر می رسد که گروه بندی حاصل از تجزیه خوشهای با سیستم گروهبندی USDA تطابق چندانی ندارد. همچنین بین دو روش ارزیابی شدت آلودگی ارقام گلابی یعنی سیستم استاندارد USDA در شرایط آلودگی طبیعی و ارزیابی مزرعهای با آلودگی مصنوعی هم بستگی معنیداری در سطح احتمال یک درصد دیده شد (83/0-=r).
محمدرضا صفری مطلق، فریدون پاداشت دهکایی، قربانعلی حجارود،
جلد 9، شماره 2 - ( 4-1384 )
چکیده
بیماری لکه قهوهای (Brown spot) برنج، یکی از بیماریهای بذرزاد برنج است که در کلیه مراحل رشد گیاه از خزانه تا مزرعه، روی گیاه دیده میشود و خساراتی را از نظر کیفی و کمَی روی محصول، به وجود میآورد. از این رو بررسیهایی در زمینههای مختلف بیماریزایی جدایههای مختلف عامل این بیماری و واکنش برخی ارقام در مقابل آن صورت گرفت. برای این منظور 120 جدایه از نمونههای گیاهی آلوده برنج جمعآوری شده از 91 مزرعه در سطح استان گیلان در محیط غذایی PDA جداسازی شدند. از مجموع جدایههای به دست آمده، 15 % Bipolaris oryzae، 75% Bipolaris victoriae و 10 % Bipolaris sp. بودند. بررسی بیماریزایی جدایههای سه گونه از قارچ Bipolaris، یعنی B. oryzae ، B. victoriae و B. sp روی برنج رقم خزر، در محیط دسیکاتور انجام گرفت که علائم ایجاد شده توسط این سه گونه متفاوت بوده ، از لکههای نکروتیک تا خشک شدن برگ را شامل میشوند. برای بررسی واکنش ارقام برنج نسبت به قارچ عامل بیماری، 8 رقم برنج به اسامی«بجار، خزر، سپیدرود، دمسفید، حسنسرایی، بینام، ندا، نعمت» به ترتیب در دو مرحله برگ و بذر(خوشه) مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان داد که در مرحله برگ، تفاوت معنیداری از نظر میزان آلودگی بین ارقام مذکور وجود نداشت، در حالیکه در مرحله بذر (خوشه)، براساس آزمون دانکن (5%)، در سه گروه قرار گرفتند که ارقام «ندا، سپیدرود، خزر، بینام» با کمترین میزان آلودگی نسبت به سایر ارقام مورد آزمایش در گروه اول، ارقام «بجار، دمسفید، حسنسرایی» در گروه دوم و رقم «نعمت» در گروه سوم، قرار گرفتند، هر چند که براساس جدول تجزیه واریانس، تفاوت معنیداری نشان ندادند.
یعقوب فتحیپور، علی حسینی، علی اصغر طالبی، سعید محرمیپور، شهریار عسگری،
جلد 9، شماره 2 - ( 4-1384 )
چکیده
پارامترهای زیستی شته مومی کلم (.Brevicoryne brassicae(L در سه دمای 20، 25 و 30 درجه سانتیگراد، رطوبت نسبی 5±60 درصد و دوره نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی داخل اتاق رشد بررسی شد. از 40 عدد پوره سن اول مورد استفاده در سه دمای فوق به ترتیب حدود 40، 55 و 10 درصد آنها موفق به ورود به مرحله بلوغ شدند. اکثر فعالیت های زیستی شته در دمای 30 درجه دچار اختلال شد و تلفات سنگینی به مراحل مختلف زندگی شته وارد شد. طول برخی از دوره های رشدی، طول عمر و میزان پوره زایی شته مومی کلم در دمای 20 درجه به صورت معنی داری بیشتر از دو دمای دیگر بود. در بررسی جدول زندگی شته مومی کلم، مرگ آخرین فرد از گروه مورد مطالعه در دمای 20، 25 و 30 درجه سانتیگراد به ترتیب در روزهای سی و سوم، بیست و نهم و شانزدهم اتفاق افتاد. امید به زندگی در نخستین روز آزمایش برای سه دمای فوق به ترتیب 63/13، 50/10 و 19/7 روز تعیین شد. نرخ خالص تولید مثل در دو دمای 20 و 25 درجه (به ترتیب 74/16 و 92/15 ) تفاوت اندکی با هم داشتند ول مقدار آن در دمای 30 درجه به شدت کاهش یافت (75/1). نرخ ذاتی افرایش جمعیت در سه دمای 20، 25 و 30 درجه به ترتیب 187/0، 226/0 و 042/0 تعیین شد که نشان می دهد شته مومی کلم در دمای 25 درجه می تواند جمعیت خود را با سرعت بیشتری افزایش دهد و این دما به عنوان یک دمای مطلوب برای شته محسوب می شود.
ضیاء الدین بنی هاشمی،
جلد 9، شماره 2 - ( 4-1384 )
چکیده
به منظور بررسی حضور گونههای Phytophthora در آبهای جاری کشاورزی در طول سالهای 1372 تا 1373 در مسیر یک صد کیلومتری رودخانه کر از تنگ بستانک تا تقاطع رودخانه سیوند مرودشت و از رودخانه سیوند از تنگ بلاغی تا تقاطع رودخانه کر در چند نقطه مشخص به صورت ماهیانه از آب نمونه برداری شد و ضمن تعیین دما و هدایت الکتریکی بلافاصله به آزمایشگاه برده شد و پس از تعیین pH و گذرانیدن از پارچه ململ همان روز برای جداسازی قارچ با استفاده از قطعات برگ لیمو شیرین و محیط نیمه انتخابی PARPH انتقال و در دمای 25 درجه سانتیگراد تا ظهور پرگنه قرار داده شد. در اطراف هر پرگنه قارچ چند دانه جوشیده شاهدانه به مدت یک شب گذاشته شد و سپس به آب مقطر برای تولید اسپورانجیوم زیر نور فلورسانت در دمای اتاق قرار داده شد. جدایههای فیتوفتورا پس از تشخیص جنس و خالص سازی با استفاده از خصوصیات مرفولوژیکی و نیاز دمایی طبق کلیدهای معتبر تا حد گونه مورد شناسایی قرار گرفت. غالب گونهها از نوع بدون پاپیل و گرمادوست و اکثراً متعلق به P. drechsleri و P. cryptogea بودند. این دو گونه در اکثر آبهای جاری استان شامل منطقه مرودشت، کامفیروز، سیوند، سپیدان، یاسوج و خفر نیز وجود داشت. وفور آنها در ماههای بهار، تابستان و اوائل پائیز حداکثر بود ولی با سرد شدن هوا کاهش یافت. در برخی موارد گونههای دارای پاپیل مانند P. capsici و برخی دیگر از گونههای ناشناخته فیتوفتورا نیز جداسازی گردید. نوسان جمعیت گونههای فیتوفتورا و سایر میکروفلور آب بعد از کارخانه پتروشیمی بسیار شدید بود به طوری که در برخی مواقع سال (احتمالاً به علت آلودگی زیست محیطی آب) به صفر میرسید. قارچ فیتوفتورا غالباً از مسیرهای خاکی و به ندرت از کانالهای سیمانی جداسازی شد ولی از دریاچه سد درودزن جداسازی نگردیدند. بیش از 50% از جدایهها روی گیاهچههای طالبی شهد شیراز، بیماریزا بودند.
مسعود لطیفیان، حسین سیدالاسلامی، جهانگیر خواجه علی،
جلد 9، شماره 2 - ( 4-1384 )
چکیده
جنبههایی از بیواکولوژی زنجرک مو، Arboridia kermanshah Dlabola ، شامل نحوه پراکنش تخم در سطح زیرین برگ، نحوه پراکنش تخم و پوره زنجرک در طول بازو و حشره کامل در سه عمق مختلف بوته مو، ساعات فعالیت روزانه حشره کامل و مناطق انتشار این گونه در استان اصفهان در سال1376 بررسی شد. نحوه پراکنش تخم زنجرک در پشت برگ با نمونهبرداریهای مکرر در طول فصل زراعی تعیین و تراکم تخم در سه ناحیه رگبرگهای اصلی و فرعی و بقیه سطح برگ به تفکیک تعیین شد. نمونهبرداری برای تعیین نحوه پراکنش تخم و پوره و حشره کامل داخل بوته در شش هفته و هر هفته یک روز در دوره نسل دوم آفت که بیشترین فراوانی جمعیت وجود داشت، روی پنج بوته و هر بوته یک بازو و با شمارش مستقیم تراکم تخم و پوره و با تعیین تراکم حشره کامل در سه عمق پنج بوته در همین دوره و با استفاده از دستگاه دی – وک انجام شد. فعالیت روزانه زنجرک مو در همین دوره هر هفته یک روز و هر روز در 7 نوبت (هر دو ساعت یکبار از ساعت 8 صبح تا 20 عصر) با زدن 50 تور حشرهگیری در یک تاکستان برآورد شد. حضور و فراوانی این گونه در 87 تاکستان با شرایط اقلیمی مختلف استان اصفهان با استفاده از تور حشرهگیری بررسی شد. حاشیه برگ و اطراف رگبرگهای ثانویه به عنوان محل ترجیحی و اختصاصی تخمگذاری این گونه زنجرک تعیین شد و نواحی اطراف رگبرگهای میانی و اصلی و ناحیه داخل رگبرگها در اولویتهای ترجیحی بعدی قرار گرفتند. تخم و پوره زنجرک مو در قسمت وسط بازوی بوته مو تراکم بیشتری را نسبت به ابتدا و انتها داشتند. مراحل مختلف رشدی زنجرک مو نیز بیشتر در قسمت های وسطی بوته مو دیده شد و قسمتهای پایینی و بالایی بوته مو به ترتیب در اولویتهای بعدی قرار گرفتند. الگوی فعالیت روزانه حشرات کامل دو اوج پرواز نشان داد که یکی حدود ساعت 8 صبح و دیگری حدود ساعت 20 عصر بود. آستانه بیشینه دمایی برای فعالیت پروازی این زنجرک 28 درجه سانتیگراد محاسبه شد. مطالعات پراکنش زنجرک مو در استان اصفهان نشان داد که این زنجرک در اغلب نقاط استان پراکنده میباشد، ولی فراوانی آن در اقلیمهای مرطوبتر بیشتر است.
محمد جواد سلیمانی،
جلد 9، شماره 2 - ( 4-1384 )
چکیده
بیماریهای پوسیدگی طوقه و ریشه گیاهان ناشی از گونههای قارچ فوزاریوم خسارات شدیدی را روی تعدادی از محصولات زراعی در همدان باعث میشوند. پتانسیل بیماریزایی برخی از گونههای این جنس در ایجاد بیماریهای مخرب میتواند عامل محدود کنندهای در تولید محصولات کشاورزی به ویژه غلات و سیب زمینی در همدان محسوب شود. این پژوهش با هدف بررسی و تعیین تأثیر احتمالی آفتابدهی خاک بر روند جمعیت گونههای Fusarium در شرایط آب هوایی همدان صورت گرفته است. بدین منظور آزمایشهای مزرعهای در خاک با آلودگی طبیعی به قارچ مذکور و در قالب طرح آزمایشی بلوکهای کاملاً تصادفی صورت گرفته است. نمونه برداری خاک از تیمارهای مختلف 3- 5 و 8 هفته بعد از پلاستیککشی از اعماق مختلف خاک صورت گرفته و شمارش تعداد زادمایههای قارچ در محیطهای کشت انتخابی انجام شده است. نتایج نشان داده است که جمعیت قارچ در خاکهای تیمار شده (تیمارهای 5 و 8 هفتهای) در مقایسه با شاهد و تیمار3 هفتهای به صورت معنیداری کاهش یافته است. مطابق یافتههای به دست آمده کنترل بیماریهای خاکزاد ناشی از قارچ فوزاریوم در شرایط آب و هوایی خنک همدان نیز با استفاده از روش گرما دهی مرطوب خاک امکانپذیر میباشد.
فاضل امیری، مهدی بصیری، مجید ایروانی،
جلد 9، شماره 2 - ( 4-1384 )
چکیده
با توجه به سطح وسیع مراتع کشور و تنوع جوامع و تیپهای گیاهی آن، شناخت روشهای صحیح، دقیق، کم هزینه و سریع جهت ارزیابی میزان بهرهبردای از گونههای مرغوب مرتعی از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. در این پژوهش، کارآیی روشهای متداول ارزیابی میزان بهرهبرداری از گونه E. ceratoides در قرق حنا، واقع در شهرستان سمیرم مورد بررسی قرارگرفت. در این پژوهش میانگینهای بهرهبرداری به دست آمده از روشهای مختلف با میانگین بهرهبرداری به دست آمده از روش قفسهای زوجی (شاهد) با استفاده از آزمون دانکن مقایسه گردید. همچنین صحت، هزینه و سرعت روشهای مطالعه شده نیز به کمک شاخص نسبت صحت به هزینه و تحلیل سلسله مراتبی (AHP) ارزیابی شد. نتایج به دست آمده نشان داد که میانگین به دست آمده از روشهای واحد مرجع، طول سرشاخه، شاخص تولید، شمارش گیاه و شمارش ساقه دارای اختلاف معنیداری با میانگین روش شاهد بود، ولی روش شمارش ساقه در بین روشهای مذکور سریعترین و کم هزینهترین روش میباشد ( آزمون دانکن، 05/0>P). میانگین بهرهبرداری به دست آمده از روش قبل و بعد از چرا و تخمین چشمی ( به صورت نمونه برداری مضاعف) در بین روشهای مورد بررسی کمترین اختلاف را با میانگین روش شاهد داشت( آزمون دانکن، 05/0 >P) ولی نسبت به روشهای دیگر پر هزینه و زمانبر میباشند. میانگین به دست آمده از روش ارتفاع - وزن علاوه بر آنکه فاقد اختلاف معنیدار با میانگین روش شاهد بود، از لحاظ زمان و هزینه نیز در بین روشهای مورد بررسی که از صحت قابل قبولی برخوردار بودهاند، سریعترین و کم هزینهترین روش بود ( آزمون دانکن، 05/0>P).
جواد ترکمانی، محمد عبدالهی عزت آبادی،
جلد 9، شماره 3 - ( 7-1384 )
چکیده
در این بررسی نحوه استفاده از برنامهریزی چندهدفی(Multiobjective programming)، برنامهریزی مصالحهای
(Compromise programming) و تکنیکهای تصفیه(Filtering techniques)، در مدیریت منابع کمیاب ارائه شده است. دادههای مورد نیاز از نمونهای شامل 109پستهکار شهرستان رفسنجان جمعآوری گردیده است. هدف برنامه ایجاد مصالحهای بین اهداف حداکثر سازی سود، حداکثر سازی سطح باغات پسته منطقه و حداقل سازی بهرهبرداری از منابع آب است. از روشهای برنامهریزی چند هدفی و تکنیک تصفیه برای یافتن مجموعه کارآ(Efficient set) در بین اهداف فوق استفاده شد و سپس با استفاده از برنامهریزی مصالحهای بهترین جواب توافقی به دست آمد. هر چند که در جواب مصالحهای هیچ کدام از اهداف سهگانه فوق به طور کامل محقق نشد، ولی برنامه به سمت ایدآلها نزدیک شده است. این جواب توافقی با فرض یکسان بودن اهمیت اهداف محاسبه گردید. این در حالی است که، با تنظیم وزن اهداف بر اساس ترجیحات تصمیمگیران میتوان جوابهای مناسبتری نیز به دست آورد.
مسعود لطیفیان، حسین سیدالاسلامی، جهانگیر خواجهعلی،
جلد 9، شماره 3 - ( 7-1384 )
چکیده
در سال 1376 در تاکستان دانشگاه صنعتی اصفهان و تاکستان ذوب آهن اصفهان تغییرات فصلی تراکم جمعیت پورههای زنجرک مو Arboridia kermanshah Dlabola و پیشرفت علائم آسیب ناشی از آن بررسی گردید. برای بررسی تغییرات فصلی تراکم جمعیت پورهها و آسیب ناشی از آن (بی رنگی برگ) از برگ درختچههای مو به صورت هفتگی نمونهبرداری شد. نمونهها از سه ارتفاع مختلف 10 بوته مو در هر تاکستان گرفته شد و هر سه برگ گرفته شده یک واحد نمونه برداری منظور گردید. به منظور جمعآوری پورهها از روش شمارش مستقیم استفاده شد و درصد آسیب وارده به برگها به کمک دستگاه پلانیمتر برآورد میشد. در این بررسیها قفسهای مخصوصی برای بررسی میزان آسیب وارده توسط سنین مختلف پورگی پورهها به کار گرفته شد و میزان آسیب سنین مختلف نسبت به هم محاسبه گردید. تغییرات فصلی درصد آسیب زنجرک مو تا زمان برداشت محصول دو دوره فعالیتی نشان داد. آستانه آسیب برای پورههای زنجرک مو 80 پوره روز مؤثر در سن1 و یـا حضـور 12-11 عدد پوره سن اول و تغذیه به مدت 7 روز محاسبه گردید که از آن مرحله به بعد با افزایش بیشتر تراکم پورهها میزان خسارت ناشی از پورهها قابل ملاحظه شده و به شدت افزایش مییابد.