23 نتیجه برای Raei
عباسعلی قیصری، امید سرائیان، مجید طغیانی، اکبر اسدیان،
جلد 7، شماره 3 - ( پاییز 1382 )
چکیده
به منظور بررسی اثر استفاده از مقادیر افزایشی کنجاله پنبه دانه بر عملکرد جوجههای گوشتی در سنین مختلف، آزمایشی به صورت طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار و پنج تکرار اجرا شد. تیمارهای مختلف شامل صفر، 5/3، 7 و 5/10 درصد کنجاله پنبه دانه در سن 7-21 روزگی بود. در طی دوره رشد (21-42 روزگی) مقادیر فوق به ترتیب صفر، 7، 14 و 21 درصد، و برای دوره پایانی (42-56 روزگی) نیز به ترتیب صفر، 14، 21 و 21 درصد بود. در این آزمایش از 260 قطعه جوجه گوشتی یک روزه آرین استفاده شد، که تا آغاز آزمایش (7 روزگی) به صورت گروهی روی بستر پرورش یافتند. در سن هفت روزگی جوجهها به 20 گروه 13 قطعهای تقسیم، و هر پنج گروه به طور تصادفی به یکی از جیرههای آزمایشی اختصاص داده شدند. جیرههای آزمایشی بر اساس توصیه (NRC 1994) و به صورت همانرژی و همپروتئین تنظیم گردید. وزن جوجهها به صورت هفتگی و شاخصهای افزایش وزن، مصرف خوراک و ضریب تبدیل غذا در مراحل مختلف پرورش و کل دوره اندازهگیری و محاسبه شد. تجزیه فیزیکی لاشه در پایان دوره آزمایش در سن 56 روزگی انجام شد. استفاده از مقادیر مختلف کنجاله پنبه دانه و افزایش آن در سنین مختلف بر شاخصهای وزن بدن، افزایش وزن، ضریب تبدیل خوراک و بازده لاشه اثر معنیداری نداشت. افزایش مقدار کنجاله پنبه دانه در جیره در طی دوره 7-21 روزگی باعث افزایش معنیدار مصرف خوراک شد (P<0.05)، ولی در سایر دورهها و کل دوره پرورش تأثیر معنیداری بر مصرف خوراک جوجهها نداشت (05/0>P). افزایش مقدار کنجاله پنبه دانه تأثیر معنیداری بر درصد چربی محوطه شکمی، جگر، لوزالمعده و دستگاه گوارش نداشت (P<0.05). به طور کلی، نتایج این پژوهش نشان داد که میتوان از کنجاله پنبه دانه به میزان 7، 14 و 21 درصد جیره، به ترتیب در دوره آغازین، رشد و پایانی، بدون داشتن تأثیر سوء بر عملکرد و بازده لاشه جوجههای گوشتی استفاده کرد.
جهانگرد محمدی، فایز رئیسی گهرویی،
جلد 7، شماره 4 - ( زمستان 1382 )
چکیده
آگاهی از ساختار وابستگی مکانی ویژگیهای مختلف خاک که نسبت به سیستمهای چرا دارای حساسیتاند، از نقطهنظر تعیین میزان و نوع تغییرات حادث شده در روابط خاک- گیاه و جلوگیری از وقوع تغییرات ناخواسته و مضر در اکوسیستم، حائز اهمیت است. در بررسی حاضر از مجموعه روشهای آماری ژئواستاتیستیک و نظریه فراکتال بهمنظور بررسی آثار قرق طولانی مدت بر تغییرات مکانی شماری از خصوصیات شیمیایی خاک شامل مواد آلی، ازت کل، فسفر و پتاسیم قابل دسترس در دو ناحیه تحت قرق و غیرقرق واقع در منطقه سبزکوه استان چهارمحال و بختیاری استفاده شده است. بررسی ساختار تغییرات مکانی متغیرهای موردنظر از طریق محاسبه تابع آماری واریوگرام انجام شد.
نتایج نشان داد که الگوی تغییرات مکانی متغیرهای خاک به تاریخچه مدیریت مرتع کاملاً وابسته است. واریوگرام مواد آلی در منطقه چرا دارای ساختاری خطی و بدون دسترسی به واریانس آستانه با توجه به مقیاس مطالعاتی بوده است. در حالیکه الگوی تغییرات مکانی این متغیر در نواحی قرق از ساختاری قوی و دارای واریانس آستانه مشخص تبعیت میکند. علاوه بر آن فسفر قابل دسترس در منطقه چرا فاقد هرگونه ساختار مکانی بود. واریوگرامهای ازت کل و پتاسیم قابل دسترس در هر دو ناحیه قرق و چرای مفرط تابع ساختار کروی است، بنابراین دامنه تغییرات در نواحی قرق تقریباً دو برابر ناحیه تحت چرا بوده است. نتایج حاصل از بهکارگیری نظریه فراکتال نشان میدهد که ویژگیهای خاک دارای خصیصههای فراکتالی بوده، بدینترتیب که آزمون تغییرات مکانی آنها با افزایش مقیاس مطالعاتی اطلاعات با جزئیات بیشتری را آشکار میسازد. همچنین نتایج حاصل از محاسبه بعد فراکتالی نشان میدهد که مقدار عددی بعد فراکتالی برای تمامی متغیرهای مورد بررسی بزرگ و به عدد 2 نزدیک است. در عینحال بعد فراکتالی برای فسفر و پتاسیم قابل دسترس در ناحیه چرا بزرگتر از ابعاد فراکتالی آنها در نواحی قرق است. همچنین بعد فراکتالی، که با استفاده از واریوگرام محاسبه شد، میتواند بهعنوان شاخصی مناسب بهمنظور توصیف الگوی تغییرات مکانی یک متغیر و پیچیدگیهای موجود در آن، بهکار گرفته شود.
عباسعلی قیصری، امید سرائیان، مجید طغیانی،
جلد 9، شماره 3 - ( پاییز 1384 )
چکیده
در این پژوهش از 360 قطعه جوجه خروس مازاد مادر گوشتی آرین به صورت یک آزمایش فاکتوریل 3×2 با دو سطح انرژی قابل سوخت و ساز (3050 و 3200 کیلوکالری در کیلوگرم) و سه سطح پروتئین و اسیدهای آمینه گوگرددار (10 درصد بیشتر، برابر و 10 درصد کمتر از مقادیر پیشنهادی جداول احتیاجات غذایی طیور (1994) در قالب یک طرح کاملاً تصادفی با شش تیمار و چهار تکرار استفاده شد. نتایج به دست آمده از کل دوره آزمایش (صفر تا 49 روزگی) نشان داد که سطوح مختلف انرژی جیره، تأثیر معنیداری بر وزن بدن و افزایش وزن روزانه داشت(05/0 >P ) به طوری که با افزایش میزان انرژی از 3050 به 3200 کیلوکالری در کیلوگرم، وزن بدن (2216 در مقایسه با 2314 گرم) و افزایش وزن روزانه (2/45 در مقایسه با 2/47 گرم در روز) افزایش یافت. میزان انرژی جیره تأثیر معنیداری بر خوراک مصرفی، ضریب تبدیل غذا و اجزای لاشه نداشت. با افزایش سطح پروتئین جیره، وزن بدن و افزایش وزن روزانه افزایش ولی ضریب تبدیل غذایی و همچنین درصد چربی حفره بطنی نسبت به وزن زنده کاهش یافت (P<0.05). نتایج این پژوهش نشان داد که با تغذیه جوجه خروسهای مازاد مادر گوشتی آرین با جیرههای حاوی 3200 کیلوکالری در کیلوگرم انرژی قابل قابل سوخت و ساز و میزان پروتئین و اسیدهای آمینه گوگرددار مطابق توصیه (NRC (1994 و یا 10 درصد بالاتر از آن در دورههای صفر تا 21، 21 تا 42 و 42 تا 49 روزگی میتوان به سرعت رشد و وزن پایانی مناسبی دست یافت.
سید رضا میرایی آشتیانی، پویا زمانی، علی نیکخواه، محمد مرادی شهر بابک، عباسعلی ناصریان، فریدون اکبری،
جلد 9، شماره 4 - ( زمستان 1384 )
چکیده
در پرورش گاوهای شیری، بهبود بازده خوراک از نظر اقتصادی دارای اهمیت بالایی است. در این بررسی پارامترهای ژنتیکی بازده خالص انرژی برای تولید شیر و ارتباط آن با صفات تولید شیر، شیر تصحیح شده برای 2/3 درصد چربی، وزن بدن، درآمد ناخالص و درآمد منهای هزینه خوراک با استفاده از 2589 رکورد ماهانه از 723 گاو شیرده در سه گله مورد بررسی قرار گرفت. نیازهای مختلف انرژی حیوان با استفاده از مدلهای انجمن ملی تحقیقات (NRC) برآورد گردید. عوامل مؤثر بر صفات مختلف به وسیله یک مدل خطی تعمیم یافته تعیین شدند. پارامترهای ژنتیکی صفات مختلف با روش حداکثر درستنمایی محدود شده بینیاز از مشتقگیری (DFRNL)، بهصورت تجزیه چند صفتی برآورد شد. مدلهای حیوانی حاوی عوامل ثابت گله ـ سال ـ فصل، دوره زایش، مرحله شیردهی، ضرایب تابعیت هر صفت از سطوح پروتئین غیر قابل تجزیه در شکمبه و انرژی متابولیسمی جیره و عوامل تصادفی ژنتیک افزایشی، دایم محیطی و باقیمانده بودند. وراثتپذیری صفات تولید شیر، شیر تصحیح شده برای 2/3 درصد چربی، وزن بدن، بازده خالص انرژی، درآمد ناخالص و درآمد منهای هزینه خوراک، بهترتیب 31/0، 32/0، 30/0، 34/0، 24/0، و 29/0 برآورد شد. نتایج این بررسی نشان داد که در صورت وجود امکانات لازم، انتخاب مستقیم برای بازده خالص انرژی میتواند سبب بهبود ژنتیکی بازده خوراک شود. هم چنین، بهنظر میرسد که انتخاب بر اساس تولید شیر تصحیح شده برای چربی از مؤثرترین روشهای انتخاب غیرمستقیم برای بهبود بازده خوراک و عملکرد اقتصادی در گاوهای شیری باشد.
لیلا روزبه نصیرایی، شهرام دخانی، محمد شاهدی، رضا شکرانی،
جلد 9، شماره 4 - ( زمستان 1384 )
چکیده
به منظو ر مطالعه اثر بستهبندی و انبارمانی بر کیفیت کیوی، میوه دو رقم هایوارد و آبوت پس از تعیین بهترین زمان برداشت از منطقه ولی آباد تنکابن تهیه و خریداری شد. پس از درجهبندی و انتخاب میوههای سالم، در صندوقهای چوبی،کارتن مقوایی و کیسههای پلیاتیلنی با دانسیته کم بستهبندی شدند و در دمای 5/0± درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 95-90 درصد به مدت 6 ماه نگهداری شدند. از هر بستهبندی، به طور کاملاً تصادفی، طی فواصل زمانی ( 3±30 روز) در طی مدت انبارداری (6 ماه) نمونه برداری صورت پذیرفت و خصوصیات شیمیایی مانند کل مواد جامد محلول، اسیدیته قابل تیتر بر حسب اسید سیتریک، ویتامین c، ماده خشک کل و خصوصیات فیزیکی نظیر نقطه تسلیم، مقاومت بافت در نقطه تسلیم، نیروی لازم برای نفوذ پروب در بافت و تنش لازم برای نفوذ آن ارزیابی شده و نتایج به دست آمده با آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی نامتعادل آنالیز و مقایسه میانگینها به روش آزمون چند دامنهای دانکن صورت پذیرفت. حداکثر مدت زمان انبارمانی در رقم آبوت 4 ماه و در رقم هایوارد 6 ماه تعیین شد. میزان ماده خشک کل رقم هایوارد در طی انبارمانی بیشتر از آبوت بود. و در هر دو رقم مقدار ماده خشک محلول (بریکس) با پیشرفت زمان انبارمانی افزایش و مقدار اسیدیته قابل تیتر بر حسب اسیدسیتریک کاهش یافت. مقدار ویتامین C رقم آبوت در طی انبارمانی بیشتر از رقم هایوارد بود. تمامی فاکتورهای مربوط به خصوصیات فیزیکی و بافتی با پیشرفت دوره انبارداری، کاهش یافته و در رقم هایوارد در ماه ششم و در رقم آبوت در ماه چهارم به حداقل مقدار مطلوب خود جهت انبارمانی رسید. در مجموع بستهبندی چوبی برای نگهداری طولانیتر و نایلون پلاستیکی برای رسیدگی یکنواخت کیوی مناسبتر ارزیابی شد.
مهدی کسرایی،
جلد 10، شماره 3 - ( پاییز 1385 )
چکیده
سایش، مهمترین مشکل تیغههای برش خاک ورز برگردان دار است. ابتدای تیغه برش چون عمل برش خاک را انجام میدهد، بیشتر ساییده میشود و مقدار سایش آن بر عملکرد خاک ورز تأثیری زیاد دارد. هدف از این پژوهش، مطالعه سـایش در طول تیغـه برش خاک ورز برگردان دار برحسب مسافت کارکرد بوده است. به این منظور، مقدار سایش نمونههای استوانهای شکل که در طول تیغههای برش یک خاک ورز چهار خیش نیمه سوار نصب شده بودند در پنج مسافت 50 کیلومتری، در خاک لوم رسی سیلتی با رطوبت 13 تا 15 درصد، تعیین شد. نتایج نشان داد که به رغم تفاوت در مقادیر سایش تیغهها، اختلافی معنیدار بین میانگین سایش آنها وجود نداشت. با افزایش مسافت، آهنگ سایش کاهش یافت که نشان دهنده کارسختی (Work Hardening) سطح فولاد بر اثر سایش با خاک است. دو مدل رگرسیونی تدوین شده نشان داد که: مقدار سایش در طول هر تیغه را میتوان به وسیله تابعی توانی، با توان 75/0مسافت پیمـوده شده تخمـین زد و سایش طول تیغهها بر حسب فاصله از نوک، به صورت تابع درجه 2 با ضریب تبیین 93/0 تغییر داشت. نزدیک به 75% سـایش طولی ابتدای تیغـه مربوط به فاصله 3/1 از نوک تیغـه بود.
محمد مرادی شهربابک، مصطفی صادقی، سید رضا میرائی آشتیانی، محمدباقر صیادنژاد،
جلد 10، شماره 3 - ( پاییز 1385 )
چکیده
در این پژوهش از رکوردهای زایش اول مربوط به 95945 رأس گاو هلشتاین، که طی سالهای 1371 تا 1379 در 651 گله توسط مرکز اصلاح نژاد دام کشور جمعآوری شده است، استفاده شد. رکوردها بر اساس 305 روز شیردهی و دوبار دوشش در روز تصحیح شدند. دادهها براساس سطح تولید گله- سال به سه گروه تولیدی پایین (کمتر از 5275 کیلوگرم)، متوسط (6874- 5275 کیلوگرم) و بالا (بیشتر از 6874 کیلوگرم) دستهبندی شدند. برآورد مؤلفههای واریانس و کوواریانس و پارامترهای ژنتیکی با استفاده از مدل حیوانی یک صفتی برای هر یک از دستهها و با استفاده از مدل حیوانی سه صفتی برای مقدار شیر در سطوح تولیدی و روش حداکثر درستنمایی محدود شده و الگوریتم بینیاز از مشتقگیری (DFREML) انجام شد. نتایج آزمون بارتلت در بین هر سه سطح تولید گله- سال معنیدار (P<0.001) بوده و نشان دهنده عدم یکنواختی واریانسها در بین سه سطح تولیدی میباشد. وراثتپذیری در تجزیه یکصفتی و سهصفتی مشابه و برای سطوح تولید پائین، متوسط و بالا به ترتیب 2047/0، 2764/0 و 1959/0 بود. همبستگیهای ژنتیکی بین سطوح تولیدی در دامنه80 تا 85 درصد و حداکثر همبستگی ژنتیکی بین سطح تولید بالا و پائین قرار داشت، که این نتایج دال بر اثر ناهمگنی واریانس بر برآورد پارامترهای ژنتیکی صفات مورد مطالعه میباشد. بیشترین مقدار همبستگی رتبهای ارزشهای اصلاحی بین مدل یکصفتی و سهصفتی مربوط به سطح تولید متوسط بوده و میانگین تغییرات رتبه ارزشهای اصلاحی حیوانات مشترک در 1 درصد گاوهای ماده برتر بیشتر از 5 درصد گاوهای نر برتر بود. تجزیه دادهها با استفاده از مدل سه صفتی باعث انتخاب درصد بیشتری از گاوهای ماده برتر در گلههای با سطح تولید بالا شد.
محمود وطن خواه، محمد مرادی شهربابک، اردشیر نجاتی جوارمی، سیدرضا میرائ آشتیانی، رسول واعظ ترشیزی،
جلد 10، شماره 3 - ( پاییز 1385 )
چکیده
در این پژوهش ابعاد ظاهری دنبه (عرض بالا، عرض وسط، عرض پایین، طول، طول شکاف، عمق و محیط بالا)، وزن دنبه و ارتباط بین آنها روی تعداد 724 رأس گوسفند لری بختیاری بین سنین 3 ماهه تا 6 ساله، کشتار شده در کشتارگاه صنعتی جونقان واقع در استان چهار محال و بختیاری طی مدت 6 ماه (اواسط خرداد تا اواسط آذر) در سال 1382 مورد بررسی قرار گرفت. میانگین ابعاد ظاهری دنبه به صورت 83/15، 85/23، 73/24، 52/26، 96/14، 12/14 و 59/52 سانتیمتر به ترتیب برای عرض بالا، عرض وسط، عرض پایین، طول، طول شکاف، عمق و محیط بالای دنبه برآورد گردید. وزن دنبه از 10/0 تا 60/20 با میانگین 71/2 کیلوگرم و درصد دنبه نسبت به لاشه گرم از 18/1 تا 18/37 با میانگین 87/11 درصد بود. تأثیر عوامل ثابت سن، جنس و وضعیت بدنی گوسفند بر روی صفات مورد بررسی کاملاً معنیدار (01/0< p) بود. میانگین حداقل مربعات همه صفات به جز درصد دنبه، با افزایش سن گوسفند، افزایش نشان داد. کمترین میانگین حداقل مربعات (s.e ±) وزن دنبه و درصد دنبه نسبت به لاشه گرم به ترتیب با 25/0 ±12/2 کیلوگرم و 72/0 ± 91/7 درصد برای گوسفندان دارای امتیاز وضعیت بدنی 1 (لاغر) و بیشترین آن به ترتیب با 56/0 ± 84/9 کیلوگرم و 63/1 ± 59/20 درصد برای گوسفندان دارای امتیاز وضعیت بدنی 5 (چاق) مشاهده شد. ضرایب همبستگی میان ابعاد ظاهری دنبه و وزن دنبه مثبت و بالا و از 60/0 بین عرض بالای دنبه با وزن دنبه تا 83/0 بین محیط بالای دنبه و وزن دنبه برآورد گردید. اندازه محیط بالای دنبه 5/69 درصد از پراکنش در وزن دنبه را به خود اختصاص داد. نتایج این مطالعه نشان داد که وزن دنبه در گوسفند زنده نژاد لری بختیاری میتواند با اندازهگیری ابعاد ظاهری دنبه و صحت بسیار بالا (904/0 = r) برآورد شود.
سید عبدالحسین ابوالقاسمی، علیرضا جعفری صیادی، سید محمدعلی جلالی حاجیآبادی، زربخت انصاری پیرسرائی،
جلد 10، شماره 4 - ( زمستان 1385 )
چکیده
به منظور بررسی اثر یک ماده محرک گیرنده بتا بر عملکرد جوجههای گوشتی، تعداد 300 قطعه جوجه گوشتی نر و ماده سویه کاب به تفکیک جنس از سن 21تا 42 روزگی با پنج؛ جیره غذایی دارای سطوح صفر(شاهد)، 5، 10، 15 و 20میلیگرم تربوتالین در کیلوگرم جیره در طرح کاملاً تصادفی و در آزمایشی فاکتوریل تغذیه شدند. تربوتالین تأثیر معنیداری بر افزایش وزن جوجههای نر و ماده نداشت اما ضریب تبدیل خوراک نرها در تیمارهای 5 و 10میلیگرم در مقایسه با شاهد، کاهش معنیدار نشان داد (05/0> P). وزن سینه، وزن ماهیچه سینه، وزن نسبی سینه، وزن رانها، ماهیچه رانها و وزن لاشه جوجههای ماده در سطح 5 میلیگرم تربوتالین بیشتر از دیگر تیمارها بود(05/0> P). در جوجههای نر، وزن رانها و ماهیچه رانها، وزن لاشه، وزن نسبی لاشه و وزن زنده جوجههایی که 5 میلیگرم تربوتالین دریافت کردند، بیشتر از دیگر تیمارها بود (05/0> P). این پژوهش نشان داد که افزودن 5 میلیگرم تربوتالین به جیره دوره رشد باعث بهبود ضریب تبدیل خوراک جوجههای نر گوشتی شد و راندمان لاشه جوجههای نر، راندمان سینه جوجههای ماده و وزن لاشه جوجههای گوشتی نر و ماده را افزایش داد.
محمد حسین بنابازی، سعید اسماعیل خانیان، سیدرضا میرائی آشتیانی، محمد مرادی شهربابک،
جلد 10، شماره 4 - ( زمستان 1385 )
چکیده
در مطالعه حاضر تنوع ژنتیکی درون و بین پنج جمعیت گوسفند ایرانی (سنجابی، کردی کردستان، کردی خراسان، مهربان و مغانی) با استفاده از شش جفت آغازگر ریزماهوارهای (McMA2، McMA26، MAF64، OarCP26، OarAE64 و OarFCB304) بررسی گردید. واکنشهای PCR با تمام آغازگرها بجز OarAE64 بهخوبی انجام گردید. تمامی جایگاهها در همه جمعیتها چند شکل بودند. سه آلل اختصاصی در دو جایگاه برای جمعیت کردی خراسان بهدست آمد ولی فراوانی قابل ملاحظهای نداشتند. بهجز جمعیت مغانی برای جایگاه McMA2، تمامی جمعیتهای مورد مطالعه در جایگاههای ریزماهوارهای مورد بررسی در تعادل هاردی-واینبرگ بودند(005/0> P). کمترین و بیشترین فاصله ژنتیکی DA بهترتیب بین جمعیتهای کردی کردستان و کردی خراسان (234/0) و بین سنجابی و مغانی (388/0) بهدست آمد. در گروهبندی جمعیتها بر اساس ماتریس فاصله ژنتیکی DA، که با دو روش پیوند همجواری (NJ) و روش جفت گروهی غیر وزنی از طریق میانگین حسابی (UPGMA) انجام شد، دو جمعیت کردی خراسان و کردی کردستان با هم و سپس سنجابی با آنها در یک گروه قرار گرفت و جمعیت مهربان و مغانی یک گروه مجزا تشکیل دادند. بیشترین و کمترین تنوع درون جمعیتی، که برای هر جمعیت بهصورت متوسط هتروزایگوسیتی مورد انتظار در همه جایگاهها برآورد گردید، بترتیب مربوط به جمعیتهای مهربان (847/0) و کردی خراسان (744/0) بود. همچنین زمان انشقاق بین دو جمعیت کردی 445 سال بهدست آمد که با شواهد تاریخی همخوانی دارد.
یعقوب راعی، محمد صدقی، رئوف سید شریفی،
جلد 12، شماره 43 - ( بهار 1387 )
چکیده
برای ارزیابی آثار تلقیح باکتری برادی ریزوبیوم، اوره و وجین علف هرز روی کارکرد سویا در مزرعه، آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار پیاده گردید. فاکتورها شامل تلقیح و عدم تلقیح، سطوح صفر، 150 و 300 کیلوگرم در هکتار اوره و کنترل و آلودگی به علف هرز بود. نتایج نشان داد که کنترل علف هرز، تلقیح و کاربرد اوره عملکرد دانه و بیولوژیک را افزایش داد. کنترل علف هرز بیشترین تأثیر را بر عملکرد داشت و به دنبال آن تلقیح و کاربرد اوره قرار داشتند. تلقیح، وجین علفهای هرز و مصرف 300 کیلوگرم در هکتار اوره درصد پروتئین دانه سویا را افزایش داد. در این مورد، تلقیح بیشترین تأثیر را بر درصد پروتئین دارا بود و به دنبال آن کاربرد اوره و کنترل علف هرز قرار گرفتند. در مقابل، تنها کنترل علف هرز بهطور معنیداری درصد روغن دانه را افزایش داد. سرعت پر شدن دانه در نتیجه عمل تلقیح افزایش نشان داد ، اما دوره پر شدن دانه تحت تأثیر تلقیح قرار نگرفت. کنترل علف هرز سرعت و دوره پر شدن دانه را افزایش داد. کاربرد اوره نیز، دوره پر شدن دانه را افزایش داد، اما بر سرعت پر شدن دانه تأثیری نداشت.
آرش چکرائی ، جواد پوررضا ، سید علی تبعیدیان،
جلد 12، شماره 43 - ( بهار 1387 )
چکیده
این آزمایش بهمنظور تعیین ارزش غذایی و مطالعه اثرات استفاده از سطوح مختلف دانه و تفاله گوجهفرنگی بر عملکرد جوجههای گوشتی انجام شد. دانه گوجهفرنگی در سطوح 6، 12 و 18 درصد و تفاله گوجهفرنگی در سطوح 3، 9 و 12 درصد در جیره جایگزین ذرت و کنجاله سویا شد. ابتدا انرژی قابل سوخت و ساز دانه و تفاله گوجهفرنگی به روش سیبالد تعیین شد. در این آزمایش از 504 قطعه جوجه گوشتی تجاری (راس 308) به مدت 8 هفته (از سن 1 تا 56 روزگی) بهصورت یک طرح کاملاً تصادفی در 7 تیمار و 4 تکرار (18 قطعه جوجه در هر تکرار) استفاده شد. در21 روزگی قابلیت هضم ایلئومی پروتئین جیرهها تعیین شد. میزان انرژی قابل سوخت و ساز ظاهری دانه 3394 و تفاله 2329 کیلوکالری در کیلوگرم و میزان پروتئین خام آنها بهترتیب 31 و7/22 درصد بود. نتایج نشان داد که سطوح مختلف دانه و تفاله گوجهفرنگی بر وزن بدن، قابلیت هضم ایلئومی پروتئین جیره و در صد لاشه اثر معنیداری نداشت. بهترین ضریب تبدیل انرژی و پروتئین در سطح 6 درصد دانه و 9 درصد تفاله بوده که با تیمار شاهد اختلاف معنیداری نداشتند. جوجههایی که با دانه و 12 درصد تفاله گوجهفرنگی تغذیه شدند نسبت به تیمار شاهد مصرف خوراک بیشتری داشتند. جیرههای حاوی 6 درصد دانه،3 و 9 درصد تفاله از نظر ضریب تبدیل خوراک با تیمار شاهد اختلاف معنیداری نداشتند.
یعقوب راعی ، کاظم قاسمی گلعذانی، عزیز جوانشیر، هوشنگ آلیاری ، ابوالقاسم محمدی،
جلد 12، شماره 45 - ( پاییز 1387 )
چکیده
با توجه به تأثیر افزایش تنوع گونهای در حفظ تعادل اکولوژیک و ثبات اکوسیستمهای کشاورزی، دو آزمایش مزرعهای بهمنظور تعیین تراکمهای مناسب سویا و سورگوم علوفهای درکشت مخلوط در سالهای 1381 و 1382 درمزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز اجرا گردید. الگوی کاشت، روش سریهای افزایشی بود.آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار پیاده گردید. فاکتور اول تراکمهای 20، 30، 40 و 50 بوته در مترمربع سویا و فاکتور دوم تراکمهای0، 4، 8، و 12 بوته در مترمربع سورگوم در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که اثرات تراکمهای سویا و سورگوم روی عملکرد هر دوگونه معنیدار بود. با افزایش تراکم سویا تا 40 بوته در مترمربع عملکرد سویا افزایش نشان داد، ولی با افزایش تراکم از 40 به 50 بوته، عملکرد آن کاهش یافت. با افزایش تراکم سویا نیز از عملکرد سورگوم کاسته شد. عملکرد سورگوم و سویا با افزایش تراکم سورگوم به ترتیب افزایش و کاهش نشان دادند. نسبتهای تراکم 20:4 و 50:12 بوته درمترمربع سورگوم به سویا به ترتیب با 6/1 و 8/0 بیشترین و کمترین مقدار نسبت برابری زمین (LER) را به خود اختصاص دادند. بنابراین، نتیجهگیری میشود که کشت مخلوط سویا و سورگوم ممکن است مزیت بیشتری نسبت به کشت خالص آنها در شرایط مشابه با مطالعه حاضر داشته باشد.
رئوف سیدشریفی، عزیز جوانشیر، محمدرضا شکیبا، کاظم قاسمی گلعذانی، سید ابوالقاسم محمدی، یعقوب راعی،
جلد 12، شماره 46 - ( (لف)-زمستان 1387 )
چکیده
به منظور بررسی اجزای عملکرد و تعیین میزان مشارکت ذخایر ساقه در عملکرد دانه ذرت متأثر از دورههای مختلف تداخل و تراکم سورگوم، آزمایشی در سال زراعی 82 در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار به اجرا در آمد. فاکتورهای مورد بررسی را دورههای مختلف تداخل سورگوم (صفر،14،28و42 روز بعد از سبز شدن ذرت و کل دوره رشد آن) با تراکمهای (4 ,8 و12 بوته در متر مربع) تشکیل میدادند. صفات مورد بررسی شامل عملکرد و اجزای عملکرد و میزان مشارکت ذخایر ساقه در عملکرد دانه ذرت بود. نتایج نشان داد که افزایش تراکم و طول دوره تداخل سورگوم، به دلیل سایهاندازی و رقابت شدید بین بوتهها برای استفاده از منابع موجود، به کاهش اجزای عملکرد ذرت (به جز تعداد ردیف دانه) منجر گردید. بالاترین عملکرد دانه و تعداد دانه در بلال در تیمار شاهد(کشت خالص ذرت) بهدست آمد. با افزایش تراکم و طول دوره تداخل سورگوم عملکرد دانه کاهش یافت به طوری که بیشترین کاهش عملکرد ذرت (38 درصد) به بالاترین تراکم و طول دوره تداخل سورگوم با ذرت مربوط میشد. سطوح تراکم و دورههای مختلف تداخل روی میزان انتقال ماده خشک و درصد مشارکت ذخایر ساقه در عملکرد دانه اختلاف معنیداری را نشان داد. بیشترین میزان مشارکت ذخایر ساقه و سهم فرایند انتقال مجدد ماده خشک از بخشهای رویشی در عملکرد دانه، در بالاترین تراکم و طول دوره تداخل کامل سورگوم با ذرت و حداقل آن در کشت خالص ذرت بهدست آمد و ممکن است با سایه اندازی و رقابت بین بوتهها برای نور و منابع دیگر در ارتباط باشد.
کیوان نوحی، فاطمه صحرائیان، مژده پدرام، عبدا... صداقت کردار،
جلد 12، شماره 46 - ( (ب)-زمستان 1387 )
چکیده
تاریخهای آغاز و خاتمه یخبندان بر مبنای دمای کمینه دیدبانی شده در پناهگاه هواشناسی (دماهای کمینه کمتر یا مساوی صفر درجه سلسیوس) برای 3 ایستگاه همدید(سینوپتیک) زنجان، قزوین و تهران در دوره مشترک 39 ساله تعیین و یخبندانهای فرارفتی با بررسی مقادیر فراسنجهای جوی در ساعات دیدبانی و با کمک نقشههای همدیدی از یخبندانهای تابشی تفکیک شدهاند. همچنین نشان داده شده است که سریهای زمانی تاریخ آغاز و خاتمه یخبندانهای فرارفتی تصادفی است و از تابع توزیع نرمال پیروی میکنند. طول فصل رشد بالقوه نیز که بهصورت مدت زمانی بین آخرین یخبندان فرارفتی بهاره و اولین یخبندان فرارفتی پاییزه تعریف میشود، محاسبه و نشان داده شده است که در مقایسه با فصل رشدی که با محاسبه فاصله زمانی از آخرین رخداد دمای صفر درجه سلسیوس یا کمتر در بهار تا اولین رخداد دمای صفر یا کمتر در پاییز تعیین میشود، در زنجان 29 روز، در قزوین 23 روز و در تهران 10 روز طولانیتر است. تعداد یخبندانهای تابشی در فاصله بین اولین یخبندان تابشی در پاییز یا آخرین یخبندان تابشی در بهار و یخبندان فرارفتی مربوطه مورد شمارش قرار گرفته و نشان داده شده که این فراسنج در ناحیه زنجان بزرگتر از قزوین و تهران است. تعداد روزهای بین دو یخبندان اول در پاییز و دو یخبندان آخر در بهار نیز ارائه و نشان داده شده است که امکان طولانیتر کردن فصل رشد بهاره در صورت یک شب محافظت از یخبندان، در صورتیکه اولین یخبندان در پاییز و آخرین یخبندان در بهار از نوع تابشی باشند، در زنجان و تهران 4 روز و در قزوین 6 روز است. به این ترتیب، براورد قابلیت اجرای عملیات محافظت از یخبندان برای محصولات کشاورزی در مناطق مورد مطالعه، امکانپذیر میشود.
مهرنوش اسکندری تربقان، علی رضا آستارایی ، مسعود اسکندری تربقان ، علی گنجعلی ،
جلد 13، شماره 50 - ( علوم و فنون كشاورزي و منابع طبيعي، علوم آب و خاك زمستان 1388 )
چکیده
تنش شوری، نقش مهمی در کاهش تولید محصولات زراعی دارد. در اکثر گیاهان، آنیونهای کلر و سولفات آب و خاک عامل اصلی کاهش رشد و عملکرد هستند. برای ارزیابی شاخصهای تحمل و حساسیت به کلر و سولفات آب آبیاری و همچنین تأثیر نیتروژن بر عملکرد گیاه جو، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در گلخانه انجام شد. شاخصهای کمی مقاومت به تنش مانند: میانگین تولید، شاخص تحمل، میانگین هندسی، شاخص حساسیت به تنش، نسبت کاهش عملکرد و شاخص تحمل به تنش براساس عملکرد گیاه در شرایط بدون تنش و تنش، محاسبه شد. همبستگی شاخص تحمل به تنش با عملکرد دانه و عملکرد کاه و کلش گیاه بیشتر از سایر شاخصها بود. بررسی مقادیر استاندارد شده بتا در معادلات عملکرد دانه و کاه و کلش گیاه با شاخص تحمل به تنش نشان داد که تأثیر کلر نسبت به سولفات بر کاهش تحمل گیاه به تنش شوری بیشتر بود. همچنین نسبتهای آنیونی 1: 3 و 1: 2 کلر به سولفات در عملکرد دانه و 1: 2 و 1: 1 کلر به سولفات در کاه و کلش گیاه، بیشترین مقاومت نسبت به تنش شوری را در مقایسه با شرایط مطلوب ایجاد نمودند که مطالعه نمودار پراکنش نیز آن را تأیید نمود.
ابراهیم فتاحی کیاسری، امیر فتوت، علیرضا آستارایی، غلامحسین حقنیا،
جلد 14، شماره 51 - ( علوم و فنون كشاورزي و منابع طبيعي،علوم آب و خاک بهار 1389 )
چکیده
افزایش فعالیتهای صنعتی در طی سالهای اخیر و به دنبال آن ورود انواع آلایندههای آلی و غیر آلی از جمله سرب به خاک از مشکلاتی است که سلامت بشر را تهدید میکند. گیاهپالایی (Phytoremediation) از جمله روشهای پیشنهادی است که با انباشت عناصر سنگین در اندام هوایی گیاهان، خروج این عناصر از خاکهای آلوده را امکانپذیر میکند. هدف این مطالعه بررسی امکان گیاه پالایی در خاک با استفاده از گیاهان آفتابگردان، ذرت و پنبه در حضور اسید سولفوریک و EDTA بود. این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با دو سطح عنصر سرب (0 و 200 میلیگرم در کیلوگرم خاک)، EDTA با سه سطح 0، 5/1، 3 میلیمول در کیلوگرم خاک، اسید سولفوریک با سه سطح 0، 5/0 و 1 میلیمول در کیلوگرم خاک و سه گیاه آفتابگردان، ذرت و پنبه با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. نتایج نشان داد که مقدار 5/1 و 3 میلیمولEDTA اثر معنیداری بر مقادیر سرب در ریشه و اندام هوایی گیاهان داشت. بیشترین افزایش سرب اندام هوایی به ترتیب به اندازه 17 و 3/28 برابر شاهد در پنبه دیده شد. مقدار 5/1 میلیمول EDTA نسبت به 3 میلیمول EDTA تأثیر بیشتری در انباشت مقدار کل این عنصر در بین گیاهان داشت. افزایش EDTA در سطوح ذکرشده بر مقدار کل سرب ریشه اثر معنیداری نداشت. افزایش اسید سولفوریک در غلظتهای یادشده با روند نامنظم، تغییراتی را در مقادیر سرب گیاهان ایجاد کرد. به طور کلی، ذرت در بین سه گیاه دارای توان بالاتری در جذب و انتقال سرب بود. مقایسه مقادیر سرب در ریشه و اندام هوایی گیاهی بر اثر استفاده از اسیدسولفوریک و EDTA در غلظتهای ذکرشده نشانگر اثر بیشتر EDTA در افزایش تجمع این عنصر در گیاهان بود.
علیرضا حسین پور، حمیدرضا متقیان، طاهره رئیسی گهرویی،
جلد 17، شماره 64 - ( علوم و فنون کشاورزي و منابع طبيعي، علوم آب و خاک-تابستان 1392 )
چکیده
اطلاعات درباره سرعت آزادشدن پتاسیم در خاکهای استان چهارمحال و بختیاری محدود است. در این تحقیق سرعت آزادشدن پتاسیم در 15 خاک آهکی مطالعه شد. نمونههای خاک به روش عصارهگیری متوالی و با استفاده از کلرید کلسیم و اسید سیتریک 01/0 مولار در دمای 1± 25 درجه سانتیگراد بهمدت 2 تا 2017 ساعت عصارهگیری شدند. همچنین پتاسیم خاکها با استفاده از 6 روش شیمیایی تعیین شد. نتایج نشان دادند که مقدار پتاسیم آزادشده پس از 2017 ساعت در دامنه 111 تا 411 میلیگرم در کیلوگرم در عصارهگیر کلرید کلسیم و در دامنه 177 تا 1199 میلیگرم در کیلوگرم در عصارهگیر اسید سیتریک بود. همچنین مقدار پتاسیم عصارهگیری شده با هر عصارهگیر شیمیایی در خاکها تفاوت داشت. نتایج مطالعه سینتیکی و عصارهگیرها نشاندهنده تفاوت خاکها در تأمین پتاسیم است. شیب نمودارهای مقدار تجمعی پتاسیم آزادشده در زمان 168 ساعت متفاوت بود. بنابراین بر مقدار تجمعی پتاسیم آزادشده در زمانهای 2 تا 168 ساعت و 168 تا 2017 ساعت معادلههای سینتیکی برازش داده شد. نتایج نشان داد که سینتیک آزادشدن پتاسیم در هر دو بخش و هر دو عصارهگیر با معادلههای انتشار پارابولیکی، تابع توانی و الوویچ ساده توصیف میشود. نتایج نشان داد که پتاسیم آزادشده با عصارهگیرهای کلرید کلسیم و اسید سیتریک 01/0 مولار با پتاسیم عصارهگیریشده با روشهای شیمیایی همبستگی معنیداری دارد. نتایج این پژوهش نشان داد که مطالعات سینتیکی و آزمون خاک میتوانند در ارزیابی وضعیت حاصلخیزی خاکهای مطالعه شده استفاده شوند.
مولود عالیپور شهنی، احمد فرخیان فیروزی، حسین معتمدی، علی کرایی،
جلد 19، شماره 71 - ( مجله علوم و فنون كشاورزي و منابع طبيعي-علوم آب و خاك-بهار 1394 )
چکیده
شکافها و منافذ درشت ناشی از پوسیدگی ریشه گیاه، مسیرهای آبگذری سریعی را برای انتقال آلایندهها در خاکرخ فراهم میکنند. هدف از این پژوهش، بررسی کمی اثر ریشه گیاه ذرت بر حرکت یون کلرید و باکتری اشریشیاکلی در شرایط جریان اشباع در خاک بوده است. تیمارها شامل ستونهای خاک دست خورده بهترتیب شاهد (بدون ریشه گیاه)، با ریشه گیاه و با ریشه پوسیده شده گیاه بودند. تعداد 9 ستون خاک با بافت شن لومی (با جرم ویژه ظاهری 48/1 گرم بر سانتیمتر مکعب) تهیه گردید. مدل سینتیک جذب-واجذب تکمکانی و دومکانی برنامه HYDRUS-1D برای پیشبینی انتقال و جذب باکتری در ستون خاک استفاده شد. نتایج آزمایشها نشان داد که تفاوت بین ویژگیهای هیدرولیکی ( Ksو و D) تیمارهای مختلف چشمگیر بود. مدل جذب-واجذب سینتیک دو مکانی در مقایسه با تکمکانی برازش بهتری با دادههای انتقال باکتری داشت. کارایی اینمدل (E) در برآورد منحنی رخنه باکتری از 97/0 تا 99/0 بود. بیشتر باکتریهای پالایش شده در لایههای سطحی خاک نگهداشته شدند. کاهش نرخ حذف باکتری در تیمارهای با ریشه گیاه و با ریشه پوسیده شده، بیانگر وجود منافذ درشت در خاک بوده که در نتیجه سیستم ریشهای عمیق گیاه ذرت در خاک ایجاد شدهاند.
شجاع قربانی دشتکی، نسرین کریمیان، فایز رئیسی،
جلد 21، شماره 1 - ( علوم آب و خاک - علوم و فنون کشاورزی و منابع طبیعی- بهار 1396 )
چکیده
استفاده از مواد آلی همچون لجن فاضلاب میتواند در بهبود کیفیت خاک موثر باشد. در این مطالعه تاثیر لجن فاضلاب بر ویژگی های شیمیایی، تنفس و کربن زیست توده میکروبی خاک مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور یک نمونه خاک آهکی با بافت لوم سیلتی رسی از اراضی دانشگاه شهرکرد تهیه و بهواسطه افزودن لجن فاضلاب شهری با نسبتهای صفر به صد، پنجاه به پنجاه و هشتاد به بیست (گرم لجن فاضلاب به گرم خاک) تیمارها به ترتیب با سه درجه بدون آبگریزی (S0)، آبگریزی کم (S50) و آبگریزی قوی (S80) انتخاب و تهیه شدند. آبگریزی خاک بهروش مدت زمان نفوذ قطره آب به خاک اندازهگیری شد. ویژگیهای شیمیایی خاک از جملهpH ، قابلیت هدایت الکتریکی، درصد کربن آلی کل، کربنات کلسیم معادل ، میزان سدیم و پتاسیم محلول خاک تعیین گردید. تنفس پایه و کربن زیست توده میکروبی خاک پس از یک دوره کوتاه پیش انکوباسیون به مدت یک ماه به فاصله هر 10 روز یک بار اندازهگیری شد. نتایج نشان داد، اثر مصرف لجن فاضلاب بر آبگریزی و ویژگیهای شیمیایی خاک معنیدار (0001/0 (P≤ بود. لجن فاضلاب شهری در سطح و شرایط بکار رفته شده منجر به افزایش معنیدار تنفس (27-16 برابر) و زیست توده میکروبی (5/16-2/15 برابر ) در تیمارهای آبگریز (S50 و S80) نسبت به تیمار شاهد گردید. این افزایش طی 10 روز اول بیشتر، ولی طی 10 روز دوم و سوم با سرعت کمتری افزایش یافت. این میتواند بهعلت کربن آلی و عناصر غذایی قابل استفاده در لجن فاضلاب شهری و کاهش میزان ترکیبات آلی قابل تجزیه موجود در لجن با گذشت زمان باشد.