یونس عبدلی، سیروس جعفری،
جلد 22، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
مطالعه حاضر بهمنظور بررسی تکامل خاکهای گچی و کانیهای رسی متأثر از اثرات پستی و بلندی، سطح آب زیرزمینی و آبیاری در منطقه رامهرمز انجام شد. برای این منظور در این دشت 10 خاکرخ جانمایی و تشریح شد، بهطوریکه دارای تفاوتهای کافی در شرایط آبیاری و توپوگرافی باشد. خاکهای مورد مطالعه در راسته های انتی سولز، اینسپتی سولز و اریدی سولز قرار داشتند. اپیپدون خاکها اکریک و افقهای زیرسطحی کمبیک، جیپسیک و سالیک بود. کانی شناسی با تفرق پرتو ایکس نشان داد اسمکتیت، کائولینیت، ایلیت، کلریت، پالیگورسکیت، ورمیکولیت و سپیولیت بهترتیب کانیهای غالب موجود بودند. کائولینیت و میکا منشأ توارثی اما کلرایت علاوهبر موروثی بودن، در خاکهایی بدون سابقه کشت و آبیاری، از تحول اسمکتیت ها نیز حاصل شده بود. میزان سپیولیت در خاکهای حاوی گچ کاهش اما در افق های انباشت گچ، پالیگورسکیت بیشتر بود. سپیولیت در شرایط زهکشی مناسب با افزایش عمق افزایش داشت که به پایداری این کانی در عمق یا نوتشکیلی آن مربوط بود ولی در شرایط زهکشی ضعیف با افزایش عمق، کاهش یافت. این نتیجه بهدلیل ناپایداری این کانی در رطوبت زیاد و فعالیت کم منیزیم بود. همبستگی معکوسی بین پالیگورسکیت و اسمکتیت وجود داشت، بهطوریکه بیشترین میزان پالیگورسکیت و اسمکتیت بهترتیب در افق های سطحی و زیرسطحی مشاهده شدند. کانی اسمکتیت کانی غالب در خاکهای منطقه است که از تحول کانیهای دیگر تشکیل شده و در اراضی پست منشأ نوتشکیل داشت. تشکیل ورمیکولیت در این خاک ها بهدلیل تخلیه پتاسیم ناشی از آبشویی یا جذب گیاهی در مرحله حدواسط تبدیل ایلیت به اسمکتیت حاصل شده بود. بنابراین پستی و بلندی و آبیاری در این خاکها، سبب تکامل خاکها در سطح راسته و درنتیجه ایجاد تنوع قابل ملاحظهای از کانیهای رسی در این خاکها شده بود.
سیروس شاکری،
جلد 22، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
تثبیت پتاسیم از جمله مهمترین فرایندهایی است که بر قابلیت دسترسی این عنصر برای گیاهان تأثیر دارد. این پژوهش بهمنظور بررسی ارتباط تثبیت پتاسیم با برخی از خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاکها و کانیهای رسی و همچنین اثر تری و خشکی متناوب بر میزان تثبیت پتاسیم در اراضی دشت کاکان استان کهگیلویه و بویراحمد انجام شد. برای اندازهگیری مقدار تثبیت پتاسیم، چهار سطح پتاسیم به نمونهها اضافه شد و این نمونهها بهصورت متوالی 24 ساعت تکان و پس از آن، بهمدت 24 ساعت در دمای 50 درجه سلسیوس خشک شدند. این عمل سه بار تکرار شد. دسته دیگری از نمونهها نیز به همین روش مورد تیمار قرار گرفتند اما بهجای قرار گرفتن در آون و خشک شدن، در دمای اتاق به حالت تعادل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که با افزایش سطح پتاسیم افزوده شده به خاک، مقدار تثبیت افزایش ولی درصد تثبیت پتاسیم کاهش مییابد. همچنین تثبیت پتاسیم در حالت عادی و تری و خشکی با ظرفیت تبادل کاتیونی و مقدار رس همبستگی مثبت و با کربن آلی در هر دو حالت همبستگی منفی نشان داد. این نتایج همچنین نشان داد که با افزایش مقدار اسمکتایت، میزان تثبیت پتاسیم در هر دو حالت عادی و تری و خشکی افزایش مییابد. همچنین افقهای سطحی بهدلیل داشتن ماده آلی بیشتر و اسمکتایت کمتر، مقدار کمتری پتاسیم تثبیت کردند.
فائزه صابری نسب، ثمر مرتضوی،
جلد 22، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
امروزه رشد جمعیت و افزایش بیرویه شهرها و در پی آن توسعه صنایع در تمامی نقاط کره زمین مشهود است. این نوع از رشد و توسعه منجر به ورود مواد شیمیایی با ترکیبات مختلف بهویژه عناصر سنگین در اکوسیستمهای آبی میشود. در این پژوهش آلودگی رسوبات اطراف حوضه آبگیر تالاب میقان به فلزات سنگین سرب، روی، مس و نیکل با کمک شاخصهای ضریب آلودگی CF، زمین انباشت ژئوشیمیایی Igeo و شدت آلودگی رسوبات IPOLL بررسی شد. نتایج نشاندهنده غلظت بالایی از فلزات مس و نیکل نسبت به عناصر روی و سرب در منطقه مورد مطالعه بود. همچنین با توجه به محل استقرار ایستگاههای نمونهبرداری و مجاورت آنها با صنایع موجود در اطراف تالاب، نتایج حاصل از مقایسه غلظت فلزات اندازهگیری شده با شاخصهای کیفی رسوب، بیانگر تمرکز بالایی از آلایندههای مورد سنجش در بخش جنوبی تالاب بود و بر لزوم کنترل آلایندههای موجود در تالاب تأکید مینماید.
رضا خانخانی زوراب، محمود کاشفی پور،
جلد 22، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
هدف از انجام این تحقیق، بررسی عملکرد دو دیواره روزنهدار در حوضچه آرامش و چگونگی تأثیر آن بر مشخصات پرش هیدرولیکی از قبیل طول غلتاب پرش هیدرولیکی، کاهش عمق ثانویه پرش هیدرولیکی و عمق مورد نیاز پایاب میباشد. همچنین فاصله مناسب قرارگیری دو دیواره روزنهدار از ابتدای حوضچه آرامش به ازای یک ارتفاع ثابت برای دیواره روزنهدار اول و دوم با سطح بازشدگی 50 درصد مشخص گردد. آزمایشها در دبیهای 47 تا 145 لیتر بر ثانیه و برای اعداد فرود در بازه 6/3 تا 2/11 در قالب 48 آزمایش انجام شده است. نتایج دادههای آزمایشگاهی بر روی دو دیواره روزنهدار نشان داد که زوج دیواره روزنهدار در صورتی میتوانند طول غلتاب پرش را تا حد قابل قبولی کاهش دهند که فاصله بین آنها شرایط را برای ایجاد یک پرش پایدار فراهم کند و با کاهش فاصله بین دیوارهها، طول غلتاب پرش هیدرولیکی الزاما کاهش نمییابد. همچنین زوج دیواره روزنهدار عمق ثانویه پرش هیدرولیکی اجباری را تا 8/27 درصد کمتر از عمق ثانویه پرش هیدرولیکی آزاد و طول غلتاب را تا 9/76 درصد کمتر از طول غلتاب پرش هیدرولیکی آزاد در عدد فرود 2/11 رسانده است.
جواد احدیان، بهشاد مرداسی،
جلد 22، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
تخلیه جریان آلاینده در محیط پذیرنده تأثیرات منفی زیست محیطی را بههمراه دارد. شرایط محیط پذیرنده بینهایت کم عمق تأثیر بهسزایی بر پخشیدگی جریان آلاینده خواهد داشت. برای دستیابی به تأثیر شرایط هیدرولیکی، هندسی و محیطی جریان آلاینده در محیط پذیرنده، یک مدل آزمایشگاهی تخلیه کننده سطحی برپا شد. مدل متشکل از فلومی به طول 2/3 متر، عرض 6/0 متر و ارتفاع 9/0 متر ساخته شد. بر این اساس با در نظر گرفتن سه تخلیه کننده منفرد ساده به قطرهای 2/1 ، 6/1 و 2/2 سانتیمتر، جریان غلیظ با غلظتهای 20، 40 و 60 گرم در لیتر در یک محیط پذیرنده با شرایط H/d برابر با 2 (بینهایت کم عمق) برنامهریزی آزمایشها صورت پذیرفت. نتایج نشان داد که طول پایدار با افرایش غلظت به شدت کاهش مییابد بهطوریکه برای افزایش سه برابری غلظت از 20 به 60 گرم بر لیتر این طول از 25 به 10 کاهش مییابد. از طرفی براساس نتایج بهدست آمده مشخص گردید که اثر تغییرات پارامتر لزجت در طول نسبی طی شده در همه غلظتها این پارامتر تا مقدار ۱۰۰ زیاد بوده و سپس به مقدار ثابتی میل میکند. همچنین اثر تغییرات پارامتر کشش سطحی در طول نسبی طی شده نیز مورد بررسی واقع شد و یافتههای آن نشان داد که این پارامتر در محیط پذیرنده بینهایت کم عمق همواره در کلیه مراحل تخلیه از ابتدای محل نازل تا انتهای پیشروی مؤثر است. نکته مهم این که این موضوع در تمامی غلظتها با یک شیب وجود داشته و در همه غلظتها اثرگذاری پارامتر کشش سطحی بر پخشیدگی جریان با یک روند مشخص صورت میپذیرد. در واقع در تمامی غلظتها پس از طول ناحیه پایدار و استهلاک انرژی ناحیه جت مقدار پارامتر کشش سطحی به 5 میرسد.
علی شعبانی، ایوب جهانبازی، سید حمید احمدی، محمد مهدی مقیمی، مهدی بهرامی،
جلد 22، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
در این مطالعه، پنج معادله نفوذ شامل کوستیاکوف، کوستیاکوف- لوئیس، فیلیپ، معادله سرویس حفاظت خاک آمریکا و هورتن بر دادههای اندازهگیری شده بهوسیله حلقههای مضاعف برازش داده شد و ضرایب تجربی این معادلات تعیین گردید. آزمایشات نفوذ در زیر و بین درختان پرتقال و زیتون در شهر فسا، استان فارس انجام شد. بافت خاک منطقه، لومشنی سنگریزهدار بوده است. نتایج نشان داد همه معادلات با دقت قابل قبولی بر دادهها برازش پیدا کردند. مقدار نفوذ در زیر تاج درخت بیشتر از نفوذ در فاصله بین درختان بوده است. نفوذ بیشتر در زیر تاج درخت میتواند ناشی از ایجاد منافذ و سوراخ در خاک بهوسیله ریشه درختان، مقدار ماده آلی بیشتر و چگالی ظاهری کمتر در زیر درختان باشد. برخلاف تأثیر مثبت ذرات شن برروی نفوذپذیری خاک، سنگریزههای درشت نه تنها موجب افزایش نفوذپذیری خاک نمیشوند، بلکه مانند یک مانع در مسیر جریان نفوذ آب در خاک عمل نموده و موجب کاهش سطح نفوذ میگردند. بنابراین تغییر کاربری اراضی و کاشت درختان پرتقال و زیتون موجب افزایش نفوذپذیری و کاهش رواناب و فرسایش در خاکهای سنگریزهای میشود.
فاطمه موسیری، ناصر گنجی خرم دل، مه نوش مقدسی،
جلد 22، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
برای استمرار یا توسعه بهرهبرداری از آب های زیرسطحی، برای انواع مصارف و اهداف گوناگون و همچنین ایجاد هرگونه سازه آبی، مجموعه ویژگیهای کمی آبخوان ها شناسایی میشود. نیل به این هدف فقط با اجرای عملیات پایش کمی تراز آب زیرزمینی امکانپذیر است. در این مطالعه از تأثیر و مقایسه توأم مفهوم تئوری آنتروپی مرزی و کریجینگ معمولی برای طراحی شبکه پایش تراز آب زیرزمینی دشت گتوند- عقیلی واقع در استان خوزستان استفاده شد. این نکته حائز اهمیت است که یک جنبه کلیدی در پایش تراز آب زیرزمینی از به کمیت درآوردن تغییرپذیری یا عدم قطعیت مربوط به آن اندازه گیری است. این کار باعث ایجاد یک اطمینان قابل توجه بهمنظور پایش و درنهایت دستیابی به شرایط مطلوب آینده را ایجاد میکند. در این تحقیق از میزان تغییرپذیری تراز آب زیرزمینی با استفاده از بررسی تأثیر توأمان آنتروپی مرزی و کریجینگ معمولی، بهمنظور تعیین مناطق مستعد پایش بیشتر و یا تنک شدن و همچنین سازگاری این دو روش با طراحی شبکه پایش استفاده شد. براساس نقشه طبقه بندی شده در روش آنتروپی مرزی، در بازه تغییرات آنتروپی بین 07/0 تا 26/5، مناطق با مقادیر بیشتر از 13/2 مبین نیاز بیشتر به تراکم چاههای مشاهدهای بودند. همچنین در بازه تغییرات زمینآماری به روش کریجینگ مقادیر بیشتر از 16/13 نیز نشاندهنده مناطقی بود که نیازمند پایش طبقهبندی شدند. مقایسه نتایج حاصل از دو روش حاکی از این بود که روش آنتروپی مرزی نسبت به روش کریجینگ، دارای عدم قطعیت کمتری بوده و با بهکارگیری آن، مناطق کمتری نیازمند به پایش طبقهبندی میشوند. همچنین مقایسه نقشه پهنهبندی شده دو روش، نشان داد که بهکارگیری روش آنتروپی مرزی خطای کمتری را در برداشته و آن را میتوان برای طراحی شبکه پایش تراز آبزیرزمینی توصیه نمود. همچنین شبکه براساس ارزیابی متقابل و توزیع خطای تخمین نیز مورد ارزیابی قرار گرفت. این آزمون ها نیز بهعنوان آنالیزهای تکمیلی برای تعیین مناطق مستعد تراکم بیشتر چاهها و همچنین نیاز به تنک کردن مناطق در این تحقیق بهکار گرفته شد که نتایج، تأییدی بر عملکرد مناسب روشهای بهکار گرفته شده بود و در ضمن مبین برتری روش آنتروپی مرزی در طراحی یک شبکه پایش کمی آب زیرزمینی است.
شاهرخ زندپارسا، سعیده پرویزی، علی رضا سپاسخواه، علی اکبر کامگار حقیقی،
جلد 22، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
در این پژوهش، مقادیر رطوبت و دمای خاک در اعماق و زمانهای مختلف با حل معادله ریچاردز با روش عددی صریح تفاضلهای محدود در محیط برنامهنویسی Visual Studio C# نوشته شد. برای برآورد پارامترهای هیدرولیکی خاک شامل av و nv (ضرایب معادله ونگنوختن) و Ks (هدایت هیدرولیکی اشباع)، پس از مرطوب کردن نیمرخ خاک، مقادیر رطوبت و دما در اعماق مختلف بهترتیب توسط دستگاه TDR و دستگاه ثبات اندازهگیری گردید. با بهینه نمودن یک پارامتر و ثابت منظور کردن بقیه پارامترها، تابع هدف (ریشه متوسط خطا بین مقادیر شبیهسازی شده و اندازهگیری شده رطوبت خاک) با روش نیوتن- رافسون به حداقل رسانیده شد. سپس، با جایگزینی مقدار بهینه شده این پارامتر، مشابه این کار برای پارامترهای دیگر انجام شد. بهینه کردن پارامترها تا تغییرات ناچیز تابع هدف تکرار شد. نتایج نشان داد که با استفاده از مدل (Soil Water Content and Temperature) SWCT، اندازهگیری رطوبت خاک و تهیه اطلاعات هواشناسی شامل مقادیر حداقل و حداکثر دما، فشار بخار هوا، بارندگی و تابش خورشیدی میتوان عوامل هیدرولیکی خاک (پارامترهای معادله ونگنوختن) را بهینه نمود. در نهایت، طی سه فصل بهار، تابستان و پاییز سال 1394، مقادیر برآوردی و اندازهگیری شده رطوبت و دمای خاک تا عمق 70 سانتیمتر، مورد مقایسه قرار گرفتند. مقادیر رطوبت خاک در اعماق 5، 35 و 70 سانتیمتری با مقدار نرمال شده RMSE بهترتیب برابر 090/0، 096/0 و 056/0 و دمای خاک در اعماق 5، 15 و 25 سانتیمتری با RMSE بهترتیب برابر 0/2، 175/1 و 5/1 درجه سانتیگراد در سطح مطلوب واسنجی شدند. در این پژوهش، مقادیر ضرایب هیدرولیکی خاک در مقایسه با سایر مدلهای پیشین، در محدوده وسیعتری از رطوبت بین حالت اشباع تا هواخشک برآورد گردید.
زینب نظری، نعمت الله خراسانی، سادات فیض نیا، محمود کرمی،
جلد 22، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
هدف از این مطالعه، شناسایی منشا ذرات معلق در اتمسفر شهر کرمانشاه با استفاده از ویژگیهای ژئوشیمیایی است. غلظت 20 عنصر اصلی و کمیاب (پتاسیم، سدیم، کلسیم، فسفر، مس، نیکل، سرب، کادمیم، سلنیوم، روی، آهن، منیزیم، بور، کروم، کبالت، آرسنیک، مولیبدن، وانادیم، آلومینیوم، منگنز) برای 55 نمونه خاک (در نقاط مختلف ارتفاعی 1600 - 600 متر) و 41 نمونه ذرات معلق بهوسیله دستگاه ICP آنالیز شد. منشایابی ذرات معلق با استفاده از ردیاب های ژئوشیمیایی طی دو مرحله صورت گرفت. در مرحلۀ اول، با استفاده از آزمون مقایسه میانگین ها و تحلیل تشخیص ترکیبی مناسبی از عناصر ردیاب که توانایی بالایی برای تفکیک منابع ذرات معلق دارند، انتخاب شده است. در مرحله دوم، از مدل های چندمتغیره ترکیبی برای تعیین سهم منابع ذرات معلق (واحدهای زمین شناسی و ژئومورفولوژی) در تولید ذرات معلق در منطقه مورد مطالعه استفاده شده است. نتایج حاصل از تعیین سهم واحدهای زمینشناسی و ژئومورفولوژی نشان میدهد که بهترتیب، سازند UF ( مارن قرمز و ماسهسنگ)، واحد دو (با ارتفاع 1400-0، شیب 5-0 درصد، جهت flat و ویژگی سنگشناسی UF (مارل قرمز و ماسه سنگ)) سهم اصلی در تولید ذرات معلق را دارا هستند که این سازند در شهرستان قصرشیرین واقع شده است.
سید فرهاد موسوی، حمید رضا وزیری، حجت کرمی، امید هادیانی،
جلد 22، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
بهرهبرداری از مخازن سدها یکی از مسائل مهم در زمینه مدیریت منابع آب میباشد. در این تحقیق، الگوریتم جستجوی کلاغ برای نخستین بار برای بهرهبرداری از مخازن سدها استفاده شده است. همچنین، نتایج مربوط به بهرهبرداری سیستم تک- مخزنه سد شهید رجایی در استان مازندران، جهت تأمین نیازهای پاییندست سد، با الگوریتمهای تکاملی ازدحام ذرات و ژنتیک مقایسه گردید. برای انتخاب روش برتر، از شاخصهای اعتمادپذیری زمانی، اعتمادپذیری حجمی، آسیبپذیری و بازگشتپذیری و مدل تصمیمگیری چندمعیاره نیز استفاده گردید. نتایج نشان داد که الگوریتم جستجوی کلاغ دارای پاسخی نزدیک به پاسخ بهینه مطلق مسئله است. بهگونهای که میانگین پاسخها در الگوریتمهای جستجوی کلاغ، ازدحام ذرات و ژنتیک بهترتیب 99، 75 و 61 درصد پاسخ بهینه مطلق است. همچنین، الگوریتم جستجوی کلاغ، بهجز از لحاظ شاخص اعتمادپذیری زمانی، در بقیه شاخصها دارای عملکرد بهتری نسبت به الگوریتمهای ژنتیک و ازدحام ذرات میباشد. ضریب تغییرات پاسخهای بهدست آمده توسط الگوریتم جستجوی کلاغ نسبت به الگوریتمهای ژنتیک و ازدحام ذرات بهترتیب بهمیزان 16 و 14 برابر کوچکتر میباشد. مدل تصمیمگیری چندمعیاره مشخص نمود که الگوریتم جستجوی کلاغ دارای رتبه یک نسبت به دو الگوریتم دیگر در حل مسئله بهرهبرداری از مخزن سد شهید رجایی میباشد.
اسماعیل اسفندیاری اخلاص، محسن نائل، جواد حمزه ئی، علی اکبر صفری سنجانی، محسن شکل آبادی،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
ارزیابی و مقایسه پایداری اکولوژیک سیستمهای مختلف کشت، یک ضرورت اجتنابناپذیر برای رسیدن به کشاورزی پایدار است. این ارزیابی از طریق مطالعه کیفیت خاک میسر است. از اینرو، بهمنظور بررسی اثرات میانمدت نظامهای مختلف خاکورزی حفاظتی (بدون خاکورزی و خاکورزی کمینه) و گیاه پوششی بر شناسههای زیستی کیفیت خاک، آزمایشی فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی در منطقه دستجرد (همدان) اجرا شد. خاکورزی در سه سطح (NT: بدون خاکورزی، MT: خاکورزی کمینه و CT: خاکورزی مرسوم) و گیاه پوششی در دو سطح (C1: خلر و C2: بدون گیاه پوششی) در چهار سال زراعی بهصورت پیدرپی، اعمال شد. نمونهبرداری خاک در چهارمین سال زراعی (93-1392) و در دو گام (1- قبل از کشت گیاه پوششی و 2- پس از برداشت گیاه اصلی) و با سه تکرار انجام شد. نتایج نشان داد بیشتر شناسههای بررسی شده در این مطالعه (کربن آلی کل، کربن فعال، تنفس پایه و فعالیت آنزیم فسفاتاز)، بهطور معنیداری تحت تأثیر گیاه پوششی، خاکورزی و زمان نمونهبرداری قرار گرفتند. بیشترین مقدار این ویژگیها در تیمار NT-C1، در زمان دوم نمونهبرداری و کمترین مقدار در تیمار CT-C2، در زمان اول نمونهبرداری مشاهده شد. برای مثال، پس از گذشت چهار سال از کاربرد تیمارها، میانگین اندازه کربن فعال خاک از 927 میلیگرم بر کیلوگرم در تیمار خاکورزی مرسوم + بدون گیاه پوششی به 1350 میلیگرم بر کیلوگرم در خاکورزی حفاظتی + گیاه پوششی خلر رسیده است. از این رو، بهترین مدیریت جهت حفظ و بهبود کیفیت خاک، خاکورزیهای حفاظتی همراه با گیاه پوششی خلر شناسایی شد.
نگار نورمهناد،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
با توجه به وضعیت بحران آب در کشور، ارائه راهکارهایی جهت کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی اهمیت زیادی دارد. زایکوسیل مادهای نانوتکنولوژی است که آبگریزی فوقالعادهای در خاک ایجاد میکند. بهمنظور بررسی تأثیر آبگریزی بر میزان آب مصرفی فلفل، پژوهشی در قالب طرح بلوک کاملاً تصادفی درون میکرولایسیمترهایی با قطر 24 و ارتفاع 30 سانتیمتر انجام شد. فلفل قلمی ) (Capsicum annuum L. درون آنها نشاء و سپس تیمارها اعمال شدند. تیمارهای Z25، Z50 و Z75بهترتیب شامل پوشش 25، 50 و 75 درصد از مساحت فوقانی خاک درون میکرولایسیمتر توسط زایکوسیل بود که با تیمار شاهد (Ctrl - بدون کاربرد زایکوسیل( در سه تکرار مقایسه شدند. نتایج نشان داد تیمار Z75 سبب کاهش 27 درصدی آب مصرفی و افزایش 62 درصدی عملکرد تر میوه شد. دو تیمار Z25 و Z50 بهترتیب سبب افزایش 5 و 26 درصد عملکرد تر شدند. عملکرد خشک فلفل در تیمارهای، Z25، Z50 و Z75نسبت به تیمار شاهد بهترتیب 22، 19 و 80 درصد افزایش داشت. میزان آب مصرفی بهازای هر 25 درصد پوشش سطح خاک، 10 درصد کاهش یافت. کارایی مصرف آب نیز در تیمار شاهد کمترین میزان را داشت که برابر 28/1 گرم بر سانتیمتر مکعب بود و در تیمار Z75 با مقدار 96/2 گرم بر سانتیمتر مکعب، بالاتر از سایر تیمارها بود، بنابراین با توجه به اینکه زایکوسیل، مادهای آبگریز است، کاربرد آن در سطح خاک تلفات تبخیر از سطح را کاهش داده و ذخیره موجود برای استفاده گیاه افزایش مییابد و این امر موجب افزایش محصول و کارایی مصرف آب میشود.
حسین شیرانی، سمیه شیروانی، محمد مرادی،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
در سالهای اخیر آلودگی میکروبی آبهای سطحی و زیرسطحی، یک مسئله و مشکل جدی برای برخی از کشورها بهشمار میرود که منجر به ایجاد بیماریهای خطرناک شده است. شوری خاک و آب آبیاری میتواند بر میزان جابهجایی و یا زندهمانی باکتریها در خاک اثر داشته باشد. در این تحقیق اثر سطوح مختلف شوری آب آبیاری با قابلیت هدایت الکتریکی 5/0، 5/2 و 6 دسیزیمنس بر متر و کود آلی شامل کود مرغی، گاوی و مخلوط مرغی و گاوی بهمیزان 10 تن در هکتار بر حرکت باکتری اشرشیاکلی در ستونهای خاک دستخورده به ارتفاع 30 سانتیمتر و قطر 10 سانتیمتر، در شرایط رطوبتی غیرماندگار بررسی شد و غلظت باکتری اشرشیاکلی در زهآب خروجی اندازهگیری شد. شدت آلودگی زهآب ستونهای خاک تیمار شده با شوری آب 6 دسیزیمنس بر متر، کمتر از آب با شوریهای 5/2 و 5/0 دسیزیمنس بر متر بود که این اختلاف در سطح آماری یک درصد معنیدار شد. همچنین، شدت آلودگی زهآب ستونهای تیمار شده با کود مرغی بیشتر ازکود مخلوط و کود گاوی و کود مخلوط نیز، بیشتر از کود گاوی بود. اثر متقابل تیمارهای مختلف شوری بر غلظت باکتری اشرشیاکلی در تیمارهای کودی مختلف نیز در سطح آماری یک درصد معنیدار شد. نتایج این مطالعه نشان میدهد که غلظت باکتری خروجی، تحت تأثیر شوری آب آبیاری قرار گرفته و با افزایش شوری غلظت باکتری کاهش مییابد.
علی رضا واعظی، زهرا بیات، مجید فرومدی،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
فرسایش خاک ناشی از رواناب سطحی یا فرسایش سطحی، یکی از مهمترین پدیدههای تخریب خاک در دامنهها است. ویژگیهای شیب مانند جهت و درجه شیب میتوانند موجب تفاوتهای ویژگیهای خاک بین دامنهها شوند. این مطالعه بهمنظور بررسی اثر درجه و جهت شیب بر تغییرات ویژگیهای خاک در دامنههای کوتاه انجام گرفت. پنج تپه در برگیرنده دو دامنه شمالی و جنوبی و با درصد شیب متفاوت شامل 10-9، 17-13، 22-16، 29-31 و 33-37 درصد در یک منطقه نیمهخشک به وسعت 30 هکتار در غرب زنجان واقع در شمال غرب ایران بررسی شدند. تپهها دارای پوشش گیاهی مرتعی ضعیف است. نمونههای خاک در امتداد شیبها از دو عمق (صفر تا 5 و 5 تا 15 سانتیمتر خاک) در چهار موقعیت با فاصله دو متری در طول شیب در دو تکرار برداشت شدند. در کل 160 نمونه خاک برای تعیین توزیع اندازه ذرات (شن، سیلت و رس)، سنگریزه و چگالی ظاهری مورد تجزیه قرار گرفتند. مقدار فرسایش سطحی، براساس تغییرات توزیع اندازه ذرات و چگالی ظاهری بهدست آمد. تغییرات دانهبندی ذرات و فرسایش سطحی بین دو جهت دامنه و نیز بین درجههای مختلف شیب با استفاده از آزمون توکی مورد تحلیل قرار گرفتند. تفاوت معنیداری بین جهتهای شیب، از نظر مقدار فرسایش سطحی وجود نداشت. با این وجود مقدار فرسایش سطحی خاک در هر دو جهت، تحت تأثیر درجه شیب زمین قرار گرفت (05/0>p و 78/0=2R). مقدار فرسایش سطحی در شیبهای شمالی نسبت به شیبهای متناظر جنوبی، وابستگی بیشتری به درجه شیب نشان داد. در شیبهای جنوبی، مقدار فرسایش سطحی تحت تأثیر حرکت ذرات سیلت از خاک سطحی بود، درصورتیکه در شیبهای شمالی، مقدار فرسایش سطحی بهطور معنیداری تحت تأثیر هدررفت ذرات رس از خاک سطحی قرار گرفت.
سپیده پورحسین، سعید سلطانی،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
یکی از شاخصهای رایج جهت بررسی خشکسالی، شاخص بالم و مولی است. با توجه به اینکه شاخصهای خشکسالی میتوانند حساسیتهای متفاوتی نسبت به شرایط منطقه و طول دوره آماری داشته باشند، به این منظور جهت بررسی قابلیتهای این شاخص در ایران، 62 ایستگاه سینوپتیک و کلیماتولوژی در مناطق همگن اقلیمی انتخاب و اثر اقلیم، رژیم بارش و طول دوره آماری بر شاخص خشکسالی بالم و مولی، بررسی شد. نتایج نشان داد این شاخص، بهترین نتیجه را در اقلیمهای مرطوب داشته است، همچنین این شاخص در رژیمهای بارش شبهمدیترانهای در تمامی مقیاسهای زمانی، نتیجه مناسبی داشت اما در رژیمهای بارش مدیترانهای، بهترین نتیجه را در دورههای ارزیابی منطبق بر بارش نشان داد. از نظر بررسی طول دوره آماری نیز، مناسبترین و بهترین نتیجه از دوره 31 ساله ابتدای دوره مشترک بهدست آمد که بیشترین تطابق را با نتایج دوره آماری مشترک 36 ساله داشته است.
هستی هاشمی نژاد، امیر تائبی هرندی، پویا پایداری،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
هدف از این پژوهش ارزیابی کارایی تانیک اسید بهعنوان منعقد کننده در حذف کدورت آب است. آزمایشها مطابق با روش آماری تاگوچی طراحی شد و برروی نمونههای آب با کدورت مصنوعی کائولین و آب با کدورت طبیعی انجام شد. بهمنظور بهینهسازی فرایند انعقاد توسط تانیک اسید و بررسی تأثیر پارامترهای مختلف بر آن، هفت پارامتر pH، دز منعقد کننده، سرعت اختلاط سریع، سرعت اختلاط کند، زمان اختلاط کند، زمان تهنشینی و کدورت اولیه، بهکمک آزمایش جار مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج کلی بهدست آمده از آزمایشها نشان داد که در شرایط بهینه، تانیک اسید قادر است تا 71 درصد کدورت مصنوعی و تا 66 درصد کدورت طبیعی را حذف کند. بهعلاوه، تانیک اسید در آبهای با کدورت پایینتر راندمان بالاتری از خود نشان میدهد. با انجام آنالیز واریانس (ANOVA) مشخص شد که دو پارامتر کدورت اولیه و زمان اختلاط کند، بیشترین تأثیر را بر قدرت منعقدکنندگی تانیک اسید دارند. در مجموع میتوان بیان کرد که تانیک اسید از قابلیت منعقدکنندگی برخوردار است و بنابراین میتواند به جای منعقد کنندههای متداول، در تصفیه مقدماتی مورد استفاده قرار گیرد.
الهام چاوشی، مجید افیونی، محمد علی حاج عباسی،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
در این مطالعه که قسمت وسیعی از زمینهای کشاورزی و مراکز بزرگ صنعتی استان اصفهان را در برمیگیرد، کاربریها به سه دسته کشاورزی، بایر و غیر کشاورزی، شهری و صنعتی تقسیمبندی شد و در کل 257 نمونه از خاک سطحی (عمق20-0 سانتیمتر) منطقه برداشت شده و غلظت فلورید محلول خاک اندازهگیری شد. برای تعیین ساختار مکانی توزیع فلورید در خاکها از نرمافزار GS+ و برای تهیه نقشه توزیع مکانی آن از روش کریجینگ نقطهای و نرمافزار Surfer استفاده شد. نتایج نشان داد که میانگین غلظت فلورید محلول در خاکهای اصفهان ( mg L-185/0) بیشتر از میانگین خاکهای دنیا ( mg L-153/0) است، همچنین فلورید محلول خاک، دارای کلاس وابستگی مکانی متوسط بود که نشاندهنده کنترل تغییرات مکانی آن بهوسیله ویژگیهای ذاتی و مدیریتی است. میانگین غلظت فلورید محلول خاک در زمینهای کشاورزی و شهری بهطور معنیداری بیشتر از زمینهای بایر و غیر کشاورزی بود که علت این افزایش در زمینهای کشاورزی، احتمالاً مصرف کودهای فسفره و در مناطق شهری، فرونشست اتمسفری فلورید در اثر فعالیت برخی از صنایع نظیر تولید فولاد است. بیشترین غلظت فلورید محلول با توجه به نقشه کریجینگ در اطراف رودخانه زایندهرود و در قسمتهای مرکز و غرب منطقه مطالعاتی مشاهده شد.
علی اشرف علی اشرف امیری نژاد، ستاره قطبی،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
کیفیت خاک، بهصورت توانایی یک خاک در انجام وظایف آن، بهعنوان بخشی اساسی از زیستگاه بشری، تعریف میشود. در این پژوهش، اثرات تغییر کاربری اراضی (تبدیل اراضی جنگلی به زمینهای کشاورزی) بر کیفیت فیزیکی خاک، در منطقه گیلانغرب مورد مطالعه قرار گرفت. برای انجام این تحقیق، نمونههای خاک از لایههای سطحی و تحتالارضی دو نوع کاربری و از دو موقعیت قله و شانه شیب حوضههای میاندار و ویژنان برداشت شد. ویژگیهای فیزیکی خاک، از قبیل بافت خاک و توزیع اندازه ذرات، هدایت هیدرولیکی اشباع خاک، جرم مخصوص ظاهری، میانگین وزنی قطر خاکدانهها، ظرفیت نگهداری رطوبت و درصد کربن آلی خاک اندازهگیری شدند. نتایج نشان داد که تغییر کاربری مناطق جنگلی به اراضی کشاورزی، موجب کاهش شدید درصد ماده آلی خاک (بهمیزان 52 درصد) و افزایش درصد سیلت، شن و جرم مخصوص ظاهری خاک میشود، همچنین جنگلتراشی موجب کاهش میانگین وزنی قطر خاکدانهها (از 39/0 به 14/0 میلیمتر در حوضه میاندار)، کاهش میزان رس، کاهش تخلخل و بهدنبال آن کاهش ظرفیت نگهداری رطوبت و کاهش هدایت هیدرولیکی اشباع خاک (از 34/10 به 86/1 سانتیمتر در ساعت) شده است. بهطورکلی، نتایج ثابت میکند که تغییر کاربری اراضی جنگلی به کشاورزی، سبب کاهش شدید کیفیت فیزیکی خاک و قابلیت تولید آن میشود.
محسن براهمی، کاظم شاهوردی،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
تعیین میزان آب مورد نیاز گیاه و برنامهریزی آبیاری در استفاده پایدار از منابع آب نقش بهسزایی دارد. سند ملی آب کشور نتیجه طرح" نیاز خالص آبیاری محصولات" است که با هدف تخصیص بهینه منابع آب به مصارف موجود ارائه شد. روش محاسباتی در آن، استفاده از روش پنمن- مانتیث- فائو است. برای برطرف کردن برخی از کاستیهای سند مذکور و متناسب شدن آن با شرایط دشتهای کشور، نیاز به بههنگام کردن سند مذکور است. هدف از این مطالعه، شناخت مشکلات سند ملی آب و تدوین روش مناسب برای اجرا در دشتهای کشور است. در این راستا، آب مورد نیاز الگوی کشتهای مختلف بهصورت پایلوت برای دشت قزوین در استان قزوین (نماینده مناطق خشک کشور) و دشت فومنات در استان گیلان (نماینده مناطق مرطوب کشور) در دوره آماری 1976 تا 2005 با روش پنمن- مانتیث- فائو محاسبه و نتایج آن با سند ملی آب مقایسه شد. نتایج نشان میدهد مقدار تبخیر و تعرق پتانسیل سالانه بین 1330 تا 1/1587 میلیمتر در دشت قزوین و 743 تا 809 میلیمتر در دشت فومنات متغیر است. بهطور متوسط، تبخیر و تعرق بهاندازه 6/40 درصد در ایستگاه تاکستان (بهعنوان ایستگاه نمونه) در دشت قزوین نسبت به سند ملی آب بیشتر است.
مینا توزنده جانی، علیرضا سفیانیان، نورالله میرغفاری،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
در بین عناصر سنگین، آرسنیک بهعنوان یک عنصر سرطانزا شناسایی شده است و غلظتهای زیاد آن در اکوسیستم میتواند یک نگرانی بزرگ برای سلامتی عمومی و محیط زیست ایجاد کند. هدف از این مطالعه، تهیه نقشه ریسک آلودگی آرسنیک و احتمال ورود آن به زنجیره غذایی با استفاده از روش فازی در بخش مرکزی دشت همدان - بهار است. بدین منظور غلظت آرسنیک در 94 نقطه آب زیرزمینی و 49 نقطه خاک سطحی منطقه، اندازهگیری و بررسی شد. فاکتورهای فیزیکی و شیمیایی خاک (درصد رس، مواد آلی و pH)، نقشه احتمال آلودگی خاک، نقشه احتمال آلودگی آب زیرزمینی و نقشه کاربری زمین، بهعنوان ورودی روش انتخاب شدند. در روش فازی از دو عملگر and و or استفاده شد. جهت استانداردسازی پارامترها نیز توابع خطی فازی استفاده شدند. مقایسه نقشه طبقهبندی شده ارزیابی ریسک با استفاده از عملگر and و or نشان میدهد که نتایج حاصل از عملگر or دارای بیشترین اعتماد است، بنابراین در مناطقی که مقدار غلظت آرسنیک در خاک و آب زیرزمینی بالا است و همچنین پارامترهای فیزیکی و شیمیایی مانند اسیدیته، درصد مواد آلی و درصد رس خاک پایین و کاربری کشاورزی منطقه، دارای محصولاتی با قابلیت جذب بالای فلزات سنگین است، بهتر است از روش فازی با عملگر or استفاده شود.