جستجو در مقالات منتشر شده



فائزه السادات طریقت، یحیی کوچ،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

با هدف بررسی اثر درختان جنگلی پهن‌برگ (توسکا قشلاقی، اوجا، سفیدپلت و انجیلی) و موقعیت تاج آنها بر ذخیره‌سازی و معدنی‌ شدن کربن و نیتروژن خاک، پژوهش حاضر در عرصه جنگلی جلگه‌ای شهرستان نور صورت گرفت. نمونه‌برداری خاک از دو موقعیت کنار تنه اصلی و زیر تاج درخت در میکرو قطعه نمونه (سطح 30 × 30 و عمق 15 سانتی‌متری) صورت گرفت. مشخصه‌های لاشبرگ (کربن و نیتروژن)، فیزیکی (وزن مخصوص ظاهری، بافت و محتوی رطوبت خاک)، شیمیایی (اسیدیته، هدایت الکتریکی، کربن آلی، ازت کل و کلسیم قابل جذب)، بیوشیمی و بیولوژی (نرخ خالص معدنی شدن نیتروژن و تنفس میکروبی) خاک در محیط آزمایشگاه مورد سنجش قرار گرفت. سرعت معدنی شدن کربن (CMR) با استفاده از رابطه (مدت زمان انکوباسیون (ساعت) × حجم خاک (گرم) / مقدار دی‌اکسید کربن (مول کربن) = CMR) و میزان ذخیره کربن و نیتروژن خاک (تن در هکتار) با استفاده از درصد کربن آلی و نیتروژن، وزن مخصوص ظاهری و عمق نمونه‌برداری خاک محاسبه شد. نتایج حاکی از آن است که میزان ذخیره کربن خاک در بخش تحتانی گونه‌های درختی مورد مطالعه، تفاوت آماری معنی‌داری را نشان نداد، در‌حالی که مقدار ذخیره نیتروژن خاک به‌طور معنی‌دار در بخش تحتانی گونه توسکا قشلاقی (79/0 تن در هکتار) بیشتر از گونه‌های سفیدپلت، اوجا و انجیلی (به‌ترتیب 69/0، 45/0 و 21/0 تن در هکتار) بوده است. معدنی شدن کربن (001/0 مول کربن در کیلوگرم خاک در روز) و نیتروژن خاک (3/0 میلی‌گرم نیتروژن در کیلوگرم خاک) در بخش تحتانی توسکا قشلاقی، به‌طور معنی‌دار بیشتر از سایر گونه‌های درختی بوده است. موقعیت نمونه‌برداری اثر معنی‌داری بر فرایند ذخیره‌سازی و معدنی شدن کربن و نیتروژن خاک نداشته است. مطابق با نتایج، ذخایر و معدنی شدن کربن و نیتروژن بیشتر تحت تأثیر کیفیت لاشبرگ و مشخصه‌های شیمی خاک قرار دارند.

هاجر سرمدی، اسماعیل صالحی، لعبت زبردست، محمدتقی اقابابایی،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

با پیدایش شهر و شهرنشینی، مسأله تأمین آب سالم و بهداشتی و تصفیه و دفع فاضلاب شهری به‌عنوان مشخصه‌ای مهم برای سنجش پیشرفت جوامع شهرنشین مطرح بوده است. در این میان تهران نمونه بارز شهری است که با مشکل کمبود آب روبه‌رو است. تأمین منابع آب مورد نیاز شهر تهران از محدوده وسیع‌تر از خود شهر، صورت میپذیرد، به‌همین دلیل دشت تهران- کرج برای این مطالعات انتخاب شده است. در این مقاله مؤلفه آب تهران در بخش کمیت با استفاده از مدل نیروی محرکه، فشار، وضعیت، اثر و پاسخ و براساس داده‌های دوره سه ساله 1389-1387 مورد بررسی قرار می‌گیرد. در این مدل با توجه به نیروهای محرکه‌ها نظیر جمعیت، شهرنشینی، فضای سبز و صنایع و همچنین فشارهای مؤثر بر مؤلفه آب شهر نظیر مصرف آب، هدررفت آب، بارندگی، تبخیر و درنظر گرفتن وضعیت کمیت آب تهران براساس شاخص موجودی آب سدها و موجودی منابع زیرزمینی، اثرات آنها بر شهر مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت، پاسخ‌های ممکن ارائه شده است. از جمله راهکارهای ارائه شده می‌توان به انتقال صنایع، اصلاح الگوی مصرف، بهبود وضعیت تصفیه‌خانه‌ها و بازیافت آنها، شناسایی و سامان‌دهی قنوات، بهبود عملکرد آبیاری و کاهش تراکم جمعیتی شهر تهران اشاره کرد.

زینب حیدری، معصومه فراستی، رسول قبادیان،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

برای طراحی مقرون به صرفه و کارآمد سیستم‌های آبیاری قطره‌ای، اطلاع از گسترش عمودی و افقی جبهه‌ رطوبتی تحت منبع نقطه‌ای ضروری است و مدیریت صحیح سیستم‌های آبیاری قطره‌ای، نیاز به آگاهی از نحوه توزیع آب در خاک دارد. عوامل بسیاری بر ابعاد الگوی رطوبتی تأثیرگذارند که از جمله‌ این عوامل دبی، شیب زمین، زمان آبیاری و بافت خاک است. هدف از این تحقیق بررسی کاربرد ماشین بردار پشتیبان در شبیه‌سازی الگوی رطوبتی تحت آبیاری قطره‌ای است. پس از آماده‌سازی یک مدل فیزیکی از جنس پلاکسی گلاس با ابعاد مشخص و پر‌شده با خاک لوم رسی سیلتی، به‌منظور مقایسه داده‌های آزمایشگاهی و مدل ماشین بردار پشتیبان (SVM) در براورد ابعاد پیاز رطوبتی در سامانه آبیاری قطره‌ای در اراضی شیب‌دار، آزمایشاتی با قطره‌چکان دارای دبی‌های 2، 4، 6 و 8 لیتر در ساعت در مدت زمان آبیاری دو ساعت و 24 ساعت توزیع مجدد با شیب‌های 0، 5، 15 و 25 درصد با سه تکرار در آزمایشگاه آبیاری دانشگاه رازی انجام شد. در این تحقیق از شاخص‌های آماری R2، RMSE، MBE و MEF استفاده شد. مقادیر R2 برای پارامترهای عمق خیس‌شده، عرض و مساحت خیس شده به‌ترتیب برابر 96/0، 96/0 و 92/0 به‌دست آمد. با توجه به مقدار MBE، مدل SVM پارامتر عمق و عرض خیس‌شده سه درصد کمتر از مقدار واقعی تخمین زده و مساحت خیس شده را 04/2 درصد، کمتر از میزان واقعی شبیه‌سازی کرده است، همچنین با توجه به مقادیر MEF و RMSE، مدل SVM پارامتر مساحت خیس ‌شده را با خطای بیشتری شبیه‌سازی کرده است. نتایج نشان داد که مدل SVM دارای قابلیت بالایی در براورد پارامترهای پیاز رطوبتی است.

مصطفی رئیسی اسدآبادی، محمدرضا نوری، روح الله فتاحی،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

به‌منظور بهینه‌سازی عملکرد سیستم آبیاری، اطلاع از اجزای معادله بیلان آب در مزرعه، امری ضروری است. اجزای زیرسطحی و ناپیدای معادله بیلان به کمک دستگاه تعیین‌گر جبهه رطوبتی (WFD)، قابل برداشت و تعیین است. این تحقیق با هدف ارزیابی عملکرد دستگاه WFD در تعیین سرنوشت آب نفوذ یافته به خاک در هر آبیاری انجام شده است. آزمون مزرعه‌ای در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار و تحت تیمارهای 60، 80، 100 و 120 درصد تأمین نیاز آبیاری گیاه سیب‌زمینی، در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهرکرد در سال 1393 انجام شد. به‌منظور داده‌برداری در طول فصل زراعی، قبل از عملیات کاشت، دستگاه‌های  WFD متعددی در اعماق و موقعیت‌های مختلف در طول شیارها نصب شدند. علاوه‌بر داده‌های WFD، دبی ورودی (با استفاده از کنتور)، دبی خروجی (سنجش شده با فلوم تیپ یک) و مقادیر رطوبت خاک (با دستگاه تتا-پروب) در طول فصل رشد، اندازه‌گیری شدند. نتایج نشان داد که بین تلفات سطحی محاسبه شده و اندازه‌گیری شده، نزدیکی خوبی وجود دارد. ضریب نش- ساتکلیف در این مقایسه 87/0 به­ دست آمد، همچنین میانگین این ضریب برای مقایسه مقادیر محاسبه‌ای و مشاهده‌ای رطوبت باقی‌مانده قبل از هر دفعه آبیاری، برابر 98/0 به ‏دست آمد. کمیت این شاخص در مقایسه‌های صورت گرفته، نشانه قابل اعتماد بودن داده‌های دستگاه WFD برای ارزیابی مزرعه است. طی فرایند ارزیابی مزرعه فاریاب تحت آزمایش، متوسط سهم آب خارج شده از ناحیه ریشه (تلفات عمقی) در تیمارهای آزمایشی در هر اتفاق آبیاری، به‌ترتیب 02/0، 07/0، 27/0 و 47/0 مترمکعب برای هر شیار به‌دست آمد.

کبری توفیقی، رمضانعلی خاوری نژاد، فرزانه نجفی، خدیجه رضوی، فرهاد رجالی،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

شوری خاک، رشد، عملکرد و فرایندهای مختلف فیزیولوژیکی گیاهان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. هدف از انجام این تحقیق، بررسی برخی پاسخ‌های فیزیولوژیکی و عملکرد گیاه گندم (Triticum aestivum L.) به‌عنوان یکی از مهم‌ترین محصولات زراعی، به کاربرد جداگانه و برهمکنش قارچ میکوریز آربوسکولار (Glomus mosseae) و تنظیم‌کننده رشد براسینولید در شرایط آبیاری گیاه با آب شور به‌منظور افزایش احتمالی تحمل گیاه به این تنش بود. گیاهان میکوریزایی و غیر میکوریزایی 14 روزه با براسینولید با غلظت صفر و پنج میکرومولار سه‌بار و یک روز در میان اسپری برگی شدند، سپس به‌مدت 10 روز با محلول کلرید سدیم 150 میلی‌مولار آبیاری و گروهی در مرحله رویشی جهت بررسی مقدار گلیسین بتائین و قند احیا کننده برگی و گروهی پس از پایان رشد به‌منظور بررسی وزن هزار دانه، وزن سنبله، مقدار پروتئین، ضریب سختی و رطوبت دانه، برداشت شدند. در بین تیمارها، پارامترهای مورد بررسی از جمله درصد پروتئین دانه، وزن هزار دانه بر تیمارهای برهمکنش، تفاوت معنی‌دار نشان داد که می‌تواند به‌دلیل افزایش معنی‌دار گلیسین بتائین و قند احیا کننده در این تیمار و کمک به حفظ شیب پتانسیل آب درون سلول باشد، همچنین تفاوت معنی‌دار در برهمکنش قارچ و براسینولید نسبت به کاربرد جداگانه این دو تیمار در شرایط شوری محیط می‌تواند به‌دلیل تأثیر جداگانه هر تیمار در کاهش اثرات شوری خاک در گیاه و یا اثر افزایشی آنها با تداخل احتمالی بین هورمون‌های داخلی باشد.

افشین یوسف گمرکچی، عاطفه پرورش ریزی،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

امروزه وابستگی بین مصارف آب و انرژی، با توجه به توسعه سامانه‌های آبیاری تحت‌ فشار، بیش از پیش اهمیت یافته است، به‌طوری‌که هم‌راستا با مسائل و مشکلات کمبود آب، رویکرد به صرفه‌جویی انرژی در بخش کشاورزی نیز یکی از چالش‌های مهم در بخش کشاورزی قلمداد شده است. در این تحقیق با توجه به قابلیت‌های سامانه‌های پمپاژ دورمتغیر در تطبیق با شرایط مختلف بهره‌برداری، رویکرد به استفاده از پمپ­های دورمتغیر در یک کشت و صنعت 85 هکتاری زیتون واقع در استان قزوین، مورد بررسی قرار گرفته است. در این راستا مصارف انرژی در طول دوره بهره‌برداری ده‌ساله سامانه، با استفاده از نرم‌افزار MATLAB/SIMULINK در پنج سناریو بهره­برداری، تحلیل شده است. نتایج تحقیق نشان‌‌دهنده آن است که میزان انرژی الکتریکی مصرفی با به‌کارگیری پمپ دورمتغیر،‌ در ‌مقایسه ‌با ‌روش بهره‌برداری، با پمپ دورثابت تا 18 درصد کاهش یافته است. نتایج ارزیابی انرژی مصرفی نیز بیانگر آن است که در وضعیت موجود بهره­برداری 60 درصد تلفات انرژی بیشتری نسبت به سایر روش­های بهره‌برداری وجود داشته و متوسط بازده انرژی مصرفی، 52 درصد (78 درصد معیار نبراسکا) بوده است.

سیده پریسا موسوی، میرعلی اصغر مختاری، یونس خسروی، علی رفیعی، رضا حسین زاده،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

در مطالعه حاضر توزیع آلودگی عناصر سنگین آرسنیک، آنتیموان، نیکل، مس، کادمیم، کبالت، بیسموت، سرب و روی در محیط رسوبات آبراه ه­ای در منطقه زرشوران- آغ­دره با استفاده از تکنیک­ های آماری و تلفیق هندسی حوزه آبریز هر نمونه مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور، میزان آلودگی عناصر در 154 نمونه رسوب آبراه ه­ای مورد تحلیل قرار گرفت و نقشه ­های مربوط به توزیع فاکتور غنی­شدگی با استفاده از روش­ های تلفیق، روش تخمین پیکسلی، روش­ های آماری و زمین­آماری برای عناصر تهیه شد. بررسی­های فاکتور غنی­شدگی نشان داد که بیشترین غنی­شدگی مربوط به فلزات آرسنیک، آنتیموان، بیسموت، کادمیم و سرب است، همچنین نتایج نشان داد که غلظت فلزهای روی، مس، سرب، آرسنیک، آنتیموان، کادمیم و بیسموت در نمونه­ های رسوبات آبراهه­ای در مقایسه با میانگین جهانی بیشتر است. اعمال روش تحلیل مؤلفه ­های اصلی بر داده­ ها موجب شد تا تعداد 9 مؤلفه اصلی برای داده­ ها تعیین شود که پنج مؤلفه اول با مقادیر ویژه بزرگ‌تر از یک و با درصد تجمعی بیش از 85 درصد مشخص شدند. در مؤلفه اول عناصر آرسنیک، آنتیموان، کادمیم، سرب و روی، در مؤلفه دوم کبالت، در مؤلفه سوم بیسموت، در مؤلفه چهارم مس و در مؤلفه پنجم نیکل، بیشترین مقادیر بارگذاری را به‌خود اختصاص داده‌اند.

مسعود میرمحمدصادقی، بابک ابراهیمی، مهرداد پسندی،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

افت شدید سطح آب زیرزمینی و کاهش ذخیره آبخوان‌ منجر به اثرات زیست‌محیطی زیان‌بار متعددی از جمله کاهش آبدهی چاه‌ها، فرونشست زمین، کاهش کیفیت آب زیرزمینی و همچنین کاهش ذخیره منابع آب سطحی دارای ارتباط هیدرولیکی با آبخوان میشود. در این تحقیق، افت شدید سطح آب زیرزمینی آبخوان محدوده مطالعاتی نجف‌آباد واقع در استان اصفهان بررسی شده است. این مطالعات نشان ‌دهنده افت شدید سطح آب زیرزمینی و کاهش کیفیت آب آبخوان، در طی سال‌های اخیر است. ارتباط هیدرولیکی رودخانه زاینده‌رود با آبخوان در محدوده مطالعاتی که در سال‌های قبل، غالباً به‌صورت تخلیه کننده آبخوان بوده، به‌حالت تغذیه‌کننده تغییر کرده است. بررسی‌ها نشان داده که افت شدید سطح آب زیرزمینی، مستقل از میزان بارش منطقه بوده و ناشی از پمپاژ بی‌رویه چاه‌ها و کاهش آب سطحی ورودی به منطقه مطالعاتی است. با توجه به سنگ شیلی کف آبخوان، افت شدید ایجاد شده، نمی‌تواند در اثر نشت از سنگ کف باشد، همچنین متناسب با افت شدید سطح آب زیرزمینی آبخوان، کیفیت آب زیرزمینی در کل آبخوان و به‌ویژه در محل مخروط‌های افت منطقه‌ای کاهش یافته است. براساس نتایج این تحقیق پیش‌بینی می‌شود که روند افزایشی میزان نشت آب رودخانه به سمت آبخوان مداوم بوده و ضروری است تا روند برداشت آب زیرزمینی محدوده مطالعاتی کاهش یافته و متوسط ورودی آب سطحی به محدوده آبخوان به شرایط دهه هفتاد بازگردد.

آرتمیس معتمدی، مجید گلوی،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

با وجود چندین دهه کار و پژوهش تحلیلی و آزمایشگاهی در مورد شکل‌های بستر، هنوز دانش برهمکنش شکل بستر و جریان و نیز تأثیر متقابل آنها بر پارامترهای هیدرولیکی نظیر تنش برشی، ضریب زبری و نیروی پسا بسیار ناکافی است. از جمله اهداف این تحقیق بررسی و تحلیل تأثیر شکل بستر بر‌روی الگوی جریان نزدیک تاج و تحلیل الگوهای پروفیل سرعت و نیروی پسا در صورت تغییر دانه‌بندی مواد بستر است. بدین‌ منظور، اندازه‌گیری‌های آزمایشگاهی در فلوم هیدرولیکی 12 متری مستقر در آزمایشگاه هیدرولیک دانشگاه صنعتی گراتس اتریش، ‌روی تلماسه‌های شنی دو بعدی با ابعاد مشخص و ساخته شده از ذرات 13 و 6 میلی‌متری، صورت گرفت. نتایج حاصل از بررسی پروفیل‌های سرعت اندازه‌گیری شده با PIV و ADV و همچنین پروفیل‌‌های مدل شده با برنامه SSIIM نشان می‌دهد که ضریب پسای ذرات مستقر برروی تلماسه‌ها در شرایط هیدرولیکی مشابه، تأثیر چندان زیادی با افزایش دبی از خود نشان نمی‌دهند، در‌‌حالی‌که کاهش عمق سبب افزایش ناگهانی ضریب پسا تا سقف 66‌ درصد می‌شود. کاهش قطر ذرات سازنده تلماسه نیز سبب افزایش ضریب پسا می‌شود. همچنین ضریب پسا به شکل هندسی تلماسه وابسته بوده و در نوع تخت تاج، ضریب پسا افزایش حدود 32‌ درصد نسبت به نوع تاج تیز دارد.

پرستو رستمی زاد، وحید حسینی، کیومرث محمدی سمانی،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

تاج پوشش درختی در بسیاری از زیست‌بوم‌ها، از جمله جنگل‌های نیمه‌خشک زاگرس، عامل اصلی حفظ و تقویت خاک است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثرات تاج پوشش درختی گونه بنه (Pistacia atlantica Desf.) بر مقدار نیتروژن کل، کربن آلی، فسفر قابل جذب، اسیدیته، هدایت الکتریکی و بافت خاک بود. نمونه‌های خاک در داخل و خارج خاک سایه‌انداز پنج تک‌درخت بنه در امتداد خطوط تراز و موقعیت‌های بالا و پایین دامنه‌ای با جهت شمالی از عمق صفر تا پنج سانتی‌متری خاک در منطقه سروآباد کردستان برداشت شد. نتایج نشان داد، درصد کربن آلی در ناحیه داخل تاج نسبت به خارج آن از 71/6 درصد به 73/4 درصد کاهش یافت. میزان نیتروژن در خاک ناحیه تحت تاج پوشش درخت (406/0 درصد) غلظت بالاتری نسبت به خارج آن (224/0 درصد) داشت و مقدار فسفر نیز در خاک زیر تاج، 7/32 میلی‌گرم بر کیلوگرم اندازه‌گیری شد، درحالی‌که برای خاک خارج تاج، 1/21 میلی‌گرم بر کیلوگرم به‌دست آمد. مقدار هدایت الکتریکی در خاک زیر تاج بیشتر از مقدار آن در خارج از تاج بود. بافت خاک در ناحیه زیر تاج نسبت به خارج آن سبک‌تر شده بود، این در حالی بود که اسیدیته تحت تأثیر تاج تک‌درختان بنه قرار نگرفته بود و تفاوت معنی‌داری از نظر اسیدیته در نواحی مختلف تاج مشاهده نشد. با توجه به ارزش‌های اکولوژیکی گونه بنه در جنگل‌های زاگرس، حضور این درختان در مجموع، آثار مثبتی بر ویژگی‌های خاک داشته و از بین رفتن آنها منجر به کاهش چشمگیر کیفیت خصوصیات خاک و مستعد شدن آن به فرسایش می­شود.

هانیه دباغی، مجتبی خوش روش، محمد علی غلامی سفیدکوهی،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

گرفتگی قطره‌چکان‌ها در هنگام استفاده از پساب، موجب افزایش هزینه بهره‌برداری و کاهش رغبت کشاورزان می‌شود. روش جدید برای کاهش گرفتگی قطره‌چکان‌ها، استفاده از رینگ مروس است که مشکلات روش‌های کلرزنی و اسیدشویی، از قبیل آلودگی و هزینه‌های بالا را ندارد. با توجه به اهمیت استفاده از پساب کشاورزی، در این پژوهش به بررسی گرفتگی قطره‌چکان‌ها و تأثیر کاربرد رینگ مروس بر کارایی قطره‌چکان‌های به‌کار برده شده در سامانه آبیاری قطره‌ای پرداخته ‌شد. تیمارها شامل آب آبیاری (آب چاه و پساب) و اصلاح آب (آبیاری با رینگ مروس و آبیاری بدون رینگ مروس)، به‌عنوان عامل اصلی و تیمار نوع قطره‌چکان‌ها شامل ایریتک (E1)،کرونا (E2)، اکسیوس (E3)، نتافیم (E4)، پلی‌رود (E5) و پایا (E6) به‌عنوان عامل فرعی در سه تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که به‌مرور زمان پساب کشاورزی باعث گرفتگی قطره‌چکان‌ها در تیمارهای آب آبیاری و اصلاح آب شده اما با گذشت زمان رینگ مروس روی پارامترهای ارزیابی قطره‌چکان‌ها اثر مثبت داشت. در مورد پساب کشاورزی، در دور اول و آخر آبیاری، متوسط آبدهی قطره‌چکان‌ها با رینگ مروس به‌ترتیب 05/0 و 33/0 لیتر در‌ ساعت بیشتر از تیمار پساب بدون رینگ مروس بود. ضریب یکنواختی قطره‌چکان‌ها در دور اول و آخر آبیاری در تیمار چاه با رینگ مروس به‌ترتیب 31/0 و 67/6 درصد بیشتر از تیمار چاه بدون رینگ مروس به‌دست آمد، همچنین ضریب یکنواختی قطره‌چکان‌ها در دور اول و آخر آبیاری، در تیمار پساب با رینگ مروس به‌ترتیب 85/0 و 10/12 درصد بیشتر از تیمار پساب بدون رینگ مروس، اندازه‌گیری شد. در مورد قطره‌چکان‌ها، با گذشت زمان مشخص شد که قطره‌چکان نتافیم بهترین عملکرد و قطره‌چکان آکسیوس، ضعیف‌ترین عملکرد را دارا بود. به‌طور کلی قطره‌چکان‌های به‌کار برده شده در تیمار آب چاه تیمار شده با رینگ مروس، بیشترین میزان آبدهی و قطره‌چکان‌های به‌کار برده شده در تیمار پساب بدون رینگ مروس، کمترین میزان آبدهی را دارا بودند.

حسین شریفان، صابر جمالی، فراست سجادی،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

به‌منظور بررسی اثر رژیم‌های مختلف آبیاری و سطوح مختلف شوری بر برخی شاخص‌های فیزیولوژیک گیاه دارویی کینوا رقم Sajama در سال 1395 در گلخانه تحقیقاتی گروه مهندسی آب دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار اجرا گردید. تیمارها شامل سه سطح آبیاری (100، 75 و 50 درصد نیاز آبی محاسبه شده با استفاده از تشت تبخیر کلاس A) و پنج سطح شوری (5/0، 3/4، 8، 8/11 و 16 دسی‌زیمنس بر متر) بودند. نتایج حاصل نشان داد که اثر کم‌آبیاری بر شاخص سطح برگ، شاخص سبزینگی و محتوای نسبی آب برگ (01/0>P) و بر طول برگ و عرض برگ (05/0>P) معنی‌‌دار شد. اثر شوری بر شاخص سطح برگ، شاخص سبزینگی، طول برگ، عرض برگ، محتوای نسبی آب برگ و وزن مخصوص برگ (01/0>P) و بر طول دمبرگ (05/0>P) معنی‌دار شد، همچنین اثر متقابل کم‌آبیاری و تنش شوری بر شاخص سبزینگی و محتوای نسبی آب برگ (01/0>P) و عرض برگ (05/0>P) معنی‌دار شد. نتایج نشان داد که گیاه کینوا به کم‌آبیاری مقاوم است، به‌طوری‌که کاهش میزان آب آبیاری از 100 به 50 درصد تبخیر از تشت، شاخص سطح برگ و محتوای نسبی آب برگ را به‌میزان 6/24 و 3/7 درصد کاهش داد. همچنین نتایج حاکی از آن است که گیاه کینوا مقاوم به شوری آب آبیاری بوده، به‌طوری‌که افزایش اختلاط آب دریا به‌میزان 30 درصد با تیمار شاهد اختلاف معنی‌داری در تمامی صفات نداشت. از طرفی می‌توان نتیجه گرفت که با اعمال مدیریت مناسب در مزرعه، استقرار این گیاه را درشرایط وجود آب و خاک شور تضمین نمود.

محسن درستی، محمود شفاعی بجستان، فرشید امیرسالاری میمنی،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

آبشستگی اطراف سازه‌های واقع در رودخانه، مهم‌ترین عامل تخریب این سازه‌ها است و از این‌‌رو روش‌های مختلفی برای کاهش آن مطالعه شده است. ایجاد شکاف، یکی از این روش‌ها است که در موقعیت مناسب می‌تواند با اصلاح الگوی جریان آبشستگی را کنترل ‌کند. در تحقیق حاضر تأثیر استفاده از دو مدل شکاف مستطیلی به‌موازات وتر در تک‌آبشکن مثلثی با سطح بازشدگی 10 درصد سطح مؤثر آبشکن و با نسبت 4= a/b (a و b به‌ترتیب طول و عرض شکاف) در دو موقعیت یکی نزدیک به بستر (نزدیک به دماغه‌ آبشکن) و دیگری نزدیک به سطح آب (دور از دماغه‌ آبشکن) بر الگوی فرسایش و رسوب اطراف دماغه‌ آبشکن مثلثی در شرایط آب زلال مورد بررسی قرار گرفت. در تمامی آزمایش­ها عمق جریان و زاویه نصب آبشکن مثلثی ثابت بوده است. آزمایش‌ها در شرایط هیدرولیکی متفاوت (اعداد فرود 28/0، 3/0 و 32/0) انجام شد. در نهایت نتایج با آبشکن بدون شکاف (آزمایش‌های شاهد) مقایسه شد. نتایج این تحقیق نشان داد که شکاف نزدیک به بستر، عملکرد بهتری نسبت به شکاف نزدیک به سطح آب و آزمایش‌های شاهد در کاهش حداکثر عمق آبشستگی موضعی و ترسیب رسوبات شسته شده نسبت به ساحل خارجی داشته است. میزان درصد کاهش حداکثر عمق آبشستگی موضعی توسط حالت شکاف نزدیک بستر در اعداد فرود 28/0، 3/0 و 32/0 نسبت به آزمایش شاهد به‌ترتیب 23 درصد، 13 درصد و 24 درصد و نسبت به شکاف نزدیک سطح آب به‌ترتیب برابر است با 60 درصد، 40 درصد و 32 درصد به‌دست آمد.

محمدحسن طرازکار، منصور زیبایی، غلامرضا سلطانی، مسعود نوشادی،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

امروزه مدیریت منابع آب به‌جای ساخت سیستم‌های جدید عرضه آب، به سمت مدیریت و بهره‌برداری بهینه از سیستم‌های موجود حرکت کرده است. بر این اساس، در این مطالعه قواعد بهره‌برداری از مخزن سد درودزن در استان فارس، با استفاده از روش‌های مختلف تعیین شد و کاراترین روش انتخاب شد. برای این منظور، ابتدا با استفاده از داده‌های ماهانه یک دوره پانزده ساله (92-1377)، مدل بهره‌برداری بهینه چند هدفه غیر خطی طراحی شد. توابع هدف مدل شامل حداقل‌سازی شاخص کمبود آب در بخش‌های مختلف شامل بخش شهری، صنعت، محیط زیست و کشاورزی در نظر گرفته شد. همچنین به‌منظور استخراج قواعد بهره‌برداری از مخزن، علاوه ‌بر مدل بهره‌برداری بهینه غیر خطی از روش رگرسیونی حداقل مربعات معمولی، سیستم استنتاج فازی و شبکه ‌عصبی تطبیق‌پذیر مبتنی بر سیستم استنتاج فازی (ANFIS) نیز بهره گرفته شد. به‌منظور مقایسه روش‌های مختلف از شاخص‌های عملکرد مخزن شامل اعتمادپذیری، حداکثر آسیب‌پذیری، میانگین آسیب‌پذیری، برگشت‌پذیری و پایداری استفاده شد. نتایج مطالعه نشان داد که مدل ANFIS، به‌دلیل داشتن مقادیر بالای شاخص اعتمادپذیری (7/0)، برگشت‌پذیری (42/0) و مقدار کم شاخص آسیب‌پذیری (13/0)، دارای بالاترین مقدار شاخص پایداری (26/0) و بهترین عملکرد است. بر این اساس، می‌توان به‌طور کارا از مدل ANFIS، برای ایجاد قواعد بهره‌برداری از مخزن سد درودزن استفاده کرد.

زینب ملائی، جواد ظهیری، سعید جلیلی، محمدرضا انصاری، ایوب تقی زاده،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

بازتاب طیفی سنجش از راه دور اندازه‌گیری شده توسط سنسور‌های ماهواره‌ای، یک جایگزین سریع و رویکرد اقتصادی برای ارزیابی غلظت رسوب معلق در اقیانوس‌ها، دریا‌ها، رودخانه‌ها و آب‌های ساحلی است. بر همین اساس در این تحقیق از ترکیب اطلاعات به‌دست آمده از تصاویر ماهواره‌ای و یک مدل شبکه عصبی پایه شعاعی، جهت برآورد غلظت بار معلق رودخانه‌ای استفاده شد. داده‌های میدانی غلظت رسوب معلق، دبی جریان و بازتاب باند یک و نسبت بازتاب باند دو به یک سنجنده مادیس، به‌عنوان ورودی به شبکه عصبی معرفی شدند، همچنین یک مدل رگرسیون خطی چندمتغیره برای ایجاد ارتباط میان غلظت رسوب معلق و بازتاب رسیده به سنجنده استفاده شد. در نهایت نتایج حاصل از شبکه عصبی با نتایج حاصل از رگرسیون و منحنی سنجه رسوب مقایسه شد. براساس نتایج به‌دست ‌آمده، مدل شبکه عصبی مصنوعی با ورودی باند یک و دبی جریان با RMSE برابر 19/0، عملکرد بهتری را نسبت به دو روش رگرسیون و منحنی سنجه رسوب با RMSE به‌ترتیب برابر 21/0 و 29/0 دارا است.
 


سمیرا پروینی، زینب جعفریان، عطااله کاویان،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

با توجه به نبود تجهیزات لازم برای اندازهگیری و ثبت تغییرات ایجاد شده در وضعیت رواناب و سیلاب حوضههای آبخیز پس از اجرای عملیات اصلاحی، استفاده از مدلهای هیدرولوژیک به‌منظور ارزیابی اقدامات انجام شده و شبیهسازی رفتار آبخیز در قبل و بعد از اجرای این اقدامات، ابزاری کارامد است. تحقیق حاضر با هدف شبیهسازی اثرات عملیات اصلاحی در قالب طرح مرتع و آبخیزداری انجام شده در سال 1385 و نقشه پیشبینی عملیات قابل اجرا در منطقه بر مؤلفههای رواناب با استفاده از مدل هیدرولوژیک HEC- HMS، در حوضه آبخیز میخوران، واقع در استان کرمانشاه انجام شد. برای این منظور سه سناریو شامل شرایط پیش از اجرای طرح مرتع و آبخیزداری در بهار 1385، شرایط پس از اجرای طرح و عملیات اجرایی منتج از نقشه مکان‏یابی پیشنهادی، در نظر گرفته شد. ابتدا نقشه تغییرات شماره منحنی تحت هر سه سناریو که ناشی از تغییر پوشش گیاهی است، تهیه شد و با اجرای مدل HEC-HMS، معیارهای شماره منحنی، دبی اوج و حجم سیلاب، برای ارزیابی تغییرات وضعیت هیدرولوژیک حوضه تعیین شدند و مقادیر آنها برای هر سه سناریو محاسبه و مقایسه شد. نتایج نشان داد که مدل HEC- HMS برای دوره پایه (سناریو اول) با ضریب نش- ساتکلیف 551/0 و ضریب تبیین 63/0 از دقت قابل قبولی در پیشبینی رواناب برخوردار است. ضریب نش- ساتکلیف برای سناریوهای دوم و سوم نیز به‌ترتیب 766/0 و 777/0 به‌دست آمد، همچنین نتایج نشان داد، پس از اجرای طرح‌های انجام شده (سناریوی دوم)، مقدار دبی اوج و حجم رواناب به‌ترتیب 85/8 و 74/7 درصد کاهش داشته و این مقادیر برای عملیات پیشنهادی به‌‌ترتیب 84/12 و 33/6 درصد براورد می‌شود. نتایج این تحقیق مؤید تأثیر قابل توجه اجرای طرح‌های مرتعداری و آبخیزداری (سناریوی سوم) بر‌اساس مدل مکان‏یابی بر کاهش مؤلفه‌های تاثیرگذار رواناب به‌ویژه دبی اوج سیلاب است.

جهانگیر خواجه علی، مهناز کهنسال، بیژن حاتمی، مصطفی مبلی،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

زنجرک مو (Arboridia kermanshah) مهم‌ترین آفت مو از نظر اقتصادی در اصفهان است. تأثیر دو رژیم آبیاری معمولی (100 لیتر برای هر بوته در هفته) و حداقل (100 لیتر برای هر بوته در هر دو هفته یک‌بار) بر نوسانات فصلی، میزان خسارت و درصد پارازیتیسم تخم جمعیت زنجرک مو A. kermanshah  روی ارقام یاقوتی سفید، ریش‌بابا سیاه، ریش‌بابا سفید، عسکری و شاهانی در طرح بلوک کامل تصادفی در قالب کرت‌های خرد شده در سه تکرار در سال‌های 1384 و 1385 در دانشگاه صنعتی اصفهان، بررسی شد. نمونه‌برداری از حشرات کامل و پوره‌های زنجرک مو با دستگاه مکنده (D-VAC) به‌صورت هفتگی صورت گرفت. تخم­ های سالم و پارازیته هر هفته، با نمونه‌برداری از برگ در سه ارتفاع از تاج گیاه در هر کرت شمارش شدند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که تراکم جمعیت، درصد خسارت زنجرک مو و درصد پارازیتیسم تخم آن در هر دو سال مطالعه در کرت‌های با آبیاری معمولی، بیشتر از کرت‌های با آبیاری حداقل بود. حداکثر تراکم حشره کامل و پوره در خردادماه و اوایل تیرماه روی رقم یاقوتی سفید مشاهده شد. بیشترین میزان تراکم تخم و درصد پارازیتیسم به‌ترتیب در خرداد و ماه‌های مهر و آبان روی رقم ریش‌بابا سیاه در آبیاری معمولی بود. حداکثر خسارت روی رقم یاقوتی سفید در مرداد و شهریور و حداقل خسارت روی ارقام عسکری و شاهانی هر دو در رژیم آبیاری معمولی حاصل شد.

فرشید جهانبخشی، محمد رضا اختصاصی، علی طالبی، محمود پیری،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

یکی از منابع مهم تولید رواناب در مناطق خشک و نیمه‌خشک ارتفاعات کوهستانی هستند که به‌طور معمول از سازندهای قبل از کواترنری تشکیل شده‌اند. از آنجا که ساخت و بافت سنگ‌شناسی سازندها متفاوت است، سازند‌های مختلف می‌توانند اهمیت متفاوتی از نظر تولید رواناب و رسوب داشته باشند. پژوهش حاضر در دامنه‌های شیرکوه یزد با هدف بررسی توان رسوب‌زایی و آستانه تولید رواناب روی سه سازند گرانیت شیرکوه، شیل، ماسه‌سنگ و کنگلومرای سنگستان و آهک تفت انجام شد. با توجه به سوابق بارندگی منطقه و توان شبیه‌ساز باران، شدت بارش 60 میلی‌متر بر ساعت با تداوم 40 دقیقه، به‌عنوان مبنای مطالعه انتخاب شد. عملیات میدانی شبیه‌سازی‌ بارش در شرایط خشک بر‌روی کرت‌هایی به مساحت یک متر‌مربع بر‌روی دامنه‌های سنگی با شیب 20 تا 22 درصد و حداکثر ضخامت خاک 30 سانتی‌متر انجام شد. نتایج نشان داد حداقل بارش لازم برای ایجاد رواناب در سه سازند گرانیت، سنگستان و آهک به‌ترتیب برابر با 7/10، 10 و 7/16 میلی‌متر است. بیشترین مقدار رسوب تولیدی به‌ترتیب متعلق به سازندهای سنگستان، گرانیت شیرکوه و در نهایت آهک تفت اندازه‌گیری شد. آزمون‌های آماری مرتبط با تولید رواناب و رسوب بر‌روی هر سه سازند، اختلاف معنادار در سطح پنج درصد را تأیید کرد. از نظر زمان لازم تا شروع رواناب نیز، کمترین زمان به‌ترتیب متعلق به سازندهای سنگستان، گرانیت شیرکوه و آهک تفت بوده است. با توجه به نتایج به‌دست آمده از نظر پتانسیل تولید رواناب و رسوب، می‌توان سازندهای سنگستان، گرانیت شیرکوه و در نهایت آهک تفت را به‌ترتیب از زیاد به کم اولویت‌بندی کرد.

هرمزد نقوی، آرش صباح، مهدی امیرپور رباط، فریدون نورقلی پور،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

به‌منظور بررسی اثرات مقادیر و زمان‌های مختلف مصرف نیتروژن بر خواص کمی گلرنگ، آزمایشی دو ساله به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار در منطقه کرمان اجرا شد. عامل اول مقدار خالص نیتروژن (صفر، 60، 120و 180 کیلوگرم در هکتار) و عامل دوم زمان‌های مصرف (1- تمامی در زمان کاشت، 2- دو سوم در زمان کاشت و یک سوم در مرحله روزت، 3- یک سوم در زمان کاشت و دو سوم در مرحله روزت و 4- یک سوم در زمان کاشت، یک سوم در مرحله روزت و یک سوم در مرحله قبل از گل‌دهی) بود. نتایج نشان داد اثر سطح نیتروژن بر غلظت، جذب و کارایی زراعی و بازیافت ظاهری نیتروژن، ارتفاع بوته، تعداد غوزه و عملکرد در سطح یک درصد و بر تعداد دانه در غوزه در سطح پنج درصد و اثر تقسیط نیتروژن بر تعداد غوزه و عملکرد در سطح یک درصد و بر ارتفاع بوته، جذب، کارایی زراعی و بازیافت ظاهری نیتروژن در سطح پنج درصد، معنی‌دار بود. بنابراین براساس آزمایش حاضر مصرف 60 کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار به‌ صورت تقسیط سه مرحله‌ای به‌میزان مساوی در زمان‌های کاشت، روزت و قبل گل‌دهی یا تقسیط یک سوم زمان کاشت و دو سوم زمان روزت توصیه می‌شود.

افشین منصوری، بابک امین نژاد، حسن احمدی،
جلد 22، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

در مقاله حاضر، تغییرات جریان ورودی به سد کارون 4 تحت سناریو­های مختلف تغییر اقلیم برای دوره 2050-2021 مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور از خروجی­های مدل HadCM3 تحت سناریو­های B1 (خوش‌بینانه) و A2 (بد­بینانه) برای گزارش چهارم و خروجی­های مدل ترکیبی (ensemble)، تحت سناریوهای RCP 2/6 (خوش‌بینانه) و RCP 8/5 (بد­بینانه) برای گزارش پنجم استفاده شد، همچنین به‌منظور براورد رواناب در دوره آتی، شبکه عصبی مصنوعی به‌عنوان مدل بارش- رواناب در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که متوسط بارش سالانه در پنج ایستگاه مورد بررسی تحت سناریور­های B1 و RCP 2/6 به‌ترتیب 15 و 5 درصد افزایش و تحت سناریو­های A2 و RCP 8/5، به‌ترتیب 8 و 6 درصد کاهش را نشان می­دهد، همچنین متوسط دمای سالانه در تمام سناریوها، افزایش را نشان می­دهد که مقدار این افزایش حداقل 06/1 درجه سانتی­گراد تحت سناریوها B1 و حداکثر 89/1 درجه سانتی­گراد تحت سناریو RCP 8/5 بوده است. بررسی رواناب ورودی به سد کارون 4 نشان داد، تحت دو سناریو B1 و RCP 2/6 به‌ترتیب جریان سالانه ورودی 8/1 و 5/1 درصد افزایش خواهد یافت و تحت دو سناریو A2 و RCP 8/5، جریان سالانه ورودی 4/10 و 8/9 کاهش را نشان می­دهد.


صفحه 91 از 124     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم آب و خاک دانشگاه صنعتی اصفهان می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Water and Soil Science

Designed & Developed by: Yektaweb

تحت نظارت وف ایرانی