سیدمحمدجعفر ناظم السادات، امین شیروانی،
جلد 8، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
در ایران، حدود 75% از تولیدات برنج داخلی در استانهای گیلان و مازندران، که از پر بارش ترین نواحی کشورند، تهیه میشود. پیشبینیهای فصلی بارش تأثیر مهمی در تولید محصول و کاهش خطرهای حوادث اقلیمی در این ناحیه حاصلخیز از کشور دارد. با بهکارگیری مدل تحلیل همبستگی متعارف (Canonical Correlation Analysis, CCA)، امکان پیش بینی بارش زمستانه این استانها براساس وضـعیت پدیده النینیو- نوسـانات جنوبی (ELNino-Southern Oscillation, ENSO ) مورد ارزیابـی قرار گرفت. سریهای زمانی شاخص نوسانهای جنـوبی (Southern Oscillation Index, SOI) و دمای سطح آب در نینوها (Nino's SST) بهعنوان پیشگو کنندهها و بارش در بندر انزلی و نوشهر بهعنوان پیشگو شونده در نظر گرفته شدند. بهمنظور کاهش تعداد متغیرهای پیشگو کننده اولیه به تعداد معدودی از مؤلفههای اصلی از روش توابع متعامد تجربی (Empirical Orthogonal Function,EOF ) اسـتفاده گـردید. از مجـمـوع بیسـت سـری زمانـی پیـشگـوکننـده، چـهارمـؤلـفه اصلـی(EOF1, EOF2, EOF3, EOF4) از مجموعه دادههای پیشگو کننده که 92% از کل واریانس این مجموعه دادهها را شرح میدادند، انتخاب شده و بقیه مؤلفهها بهعنوان اختلال ( Noise ) در نظر گرفته شدند. بر مبنای EOF های انتخاب شده و سریهای زمانی بارش، مدل CCA برای پیش بینی بارش زمستانه بندر انزلی و نوشهر بهکار برده شد.
نتایج نشان داد که پیشگو کنندههای در نظر گرفته شده در حدود 45% از کل واریانس سری زمانی بارش را شرح میدهند. ضرایب همبستگی بین مقادیر بارش مشاهده و شبیه سازی شده در سطح 5% معنی دار بودند. در 70% از موارد، علائم مقادیر نرمال دیده شده و شبیهسازی شده یکسان بودند که توانایی معقول مدل برای پیشبینی خشکسالی و ترسالی را نشان میدهد. در پیشبینی بارش، نوسانهای Nino's SST (بهخصوص (Nino4 حدود 10% موثرتر از SOI تشخیص داده شد.
سیدسعید اسلامیان، علیرضا زارعی، احمد ابریشمچی،
جلد 8، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
یکی از روشهای تحلیل منطقهای جریان کم، استفاده از روش رگرسیون چندگانه برای بهدست آوردن روابطی بین دبی جریان کم با دورههای بازگشت معین و ویژگیهای حوضه آبخیز است، که در این پژوهش برای برآورد دبی جریان کم با دورههای بازگشت مختلف در حوضه آبریز مازندران از آن استفاده شد. پس از تحلیل فراوانی نقطهای جریان کم برای 20 ایستگاه آب سنجی، آزمون همگنی انجام شد و دو ایستگاه غیر همگن شناخته شده و از محاسبات حذف گردیدند. روابط منطقهای بین دبی جریان کم با دورههای بازگشت 2، 5، 10 و 20 سال و ویژگیهای حوضه شامل مساحت حوضه، ارتفاع متوسط حوضه، حداقل ارتفاع حوضه، فاکتور شکل، طول شاخه اصلی رودخانه، طول شاخه اصلی رودخانه از مرکز ثقل تا نقطه خروجی حوضه، در صد مساحت جنگلی، میانگین بارش سالانه و شیب متوسط حوضه به مدلها راه یافتند. در نهایت میانگین خطای نسبی مدل برای دورههای بازگشت 2، 5، 10 و 20 سال به ترتیب برابر1/41، 41/3، 45/0 و 2/47 درصد بهدست آمده، که در مقایسه با ب دیگران، مدلها از خطای کمتری برخودار بودند.
قدرتاله ریاضی،
جلد 8، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
جوانهزنی بذرهای توت فرنگی ( Fragaria × ananassa Duch) حاصل از خودگشنی و دگرگشنی 4 رقم تجارتی، در محیط کشت گلخانه و درون شیشه در سالهای 1373 و 1374 در دانشگاه مک گیل کانادا بررسی شد. عـملیات خود گرده افشانی (چمبـلی × چمبلی و ردکُت × ردکُت) و دگر گرده افشانی (اُکا× چمبلی و بالعکس، ردکُت × ویستار و بالعکس) انجام و پس از برداشت میوه، بذرهای آنها استخراج و خصوصیات مختلف وزن، اندازه و رطوبت موجود در بذر تعیین شد. نمونهای از بذرها در محیط کشت مهپاش و همچنین بر روی محیط کشت موراشیگ و اسکوگ بدون ویتامین و تنظیم کنندههای رشد به دو صورت بذر کامل و بذرهای نصف شده کاشته شدند. شاخص جوانهزنی (سرعت و میزان جوانهزنی) ملاک تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج این بررسی نشان داد که بذرهای کامل در محیط کشت موراشیگ و اسکوگ تا پایان دوره آزمایش (40 روز) هیچگونه نشانهای از جوانهزنی را از خود بروز ندادند. این در حالی است که بذرهای نصف شده (حاوی گیاهچه) تنها پس از دو روز کاشت بر روی محیط کشت مشابه، شروع به جوانهزنی نموده و در مدت یک هفته تا 90 در صد جوانه زده بودند. جوانهزنی بذرهای کامل در تحت شرایط مهپاش تقریباً 15 روز پس از کاشت شروع و تا پایان آزمایش (تقریباً 60 روز) از حداقل 55 تا حداکثر 87 در صد در بین ژنوتیپها متفاوت بود. شاخص جوانهزنی در این محیط کشت از 35/15 تا 06/26 متفاوت بود. مقایسه شاخص جوانهزنی کشت بذرها در محیطهای درون شیشه و مهپاش، نشان دهنده در صد کمتر جوانهزنی و سرعت پایینتر آن در سیستم کشت مهپاش و در ژنوتیپهای متفاوت میباشد. انجام این بررسی همچنین نشان داد که میزان جوانهزنی در بذر توت فرنگی از صفر تا 100 در صد بسته به ژنوتیپ و نوع تیمار، متفاوت است و بهترین تیمار از نظر یکنواختی و سرعت جوانهزنی استفاده از بذرهای نصف شده بر روی محیط کشت موراشیگ و اسکوگ میباشد.
علی عباس پور، محمود کلباسی، حسین شریعتمداری،
جلد 8، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
امکان استفاده از لجن کنورتور، یک محصول فرعی صنایع فولاد، به عنوان کود آهن بررسی شد. حدود 64 درصد وزن این ماده را اکسیدهای دو و سه ظرفیتی آهن و بقیه را بهطور عمده عناصری مانند کلسیم، سیلیسیم، منگنز، پتاسیم و فسفر تشکیل داده است. این پژوهش به صورت یک آزمایش انکوباسیون در سه خاک آهکی و با نمونههای 400 گرمی در رطوبت ظرفیت مزرعه و دمای اتاق به مدت دو ماه انجام شد. تیمارها شامل سطوح مختلف لجن کنورتور(0، 4و8 درصد)، لجن همراه با گوگرد عنصری وتیوباسیلوس و لجن اسیدی شده بودند. نمونه برداری از تیمارها در زمانهای 1، 10، 30و 60 روز پس از شروع آزمایش صورت گرفت.
نتایج آزمایش نشان داد که کاربرد لجن کنورتور باعث افزایش مختصری در pH خاک شد ولی در عین حال قابلیت جذب آهن خاک را افزایش داد. مقدار افزایش بهطور عمده متناسب با مقدار لجن مصرفی بود. اسیدی کردن لجن کنورتور باعث افزایش چشمگیری در قابلیت جذب آهن خاک شد ولی مقدار قابل جذب این عنصر عموماً با گذشت زمان کاهش یافت. استفاده از لجن کنورتور همراه با گوگرد عنصری قابلیت جذب آهن ومنگنز خاکها را در مقایسه با تیمارهای لجن به تنهایی افزایش داد. همچنین استفاده از لجن کنورتور به تنهایی و همراه باگوگرد عنصری واسیدسولفوریک باعث افزایش مختصری در قابلیت جذب فسفر خاکها شد. با توجه به نتایج این پژوهش میتوان دریافت که لجن کنورتور فولادسازی پتانسیل کاربرد بهعنوان کود آهن در خاکهای آهکی را داراست هرچند که انجام
پژوهشهای بیشتر گلخانهای ومزرعهای بهمنظور بررسی این موضوع مورد نیاز است.
حمیدرضا کریمزاده، احمد جلالیان، حسین خادمی،
جلد 8، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
کانیهای رسی شایسته بررسی دقیقی هستند، زیرا در بسیاری از خاکها نقشی مهمی بازی میکنند. شناسایی کانیهای رسی پنج خاک گچــی از زمینریخـتهای مختـلف در شـرق اصـفـهان با استفاده از پراش اشـعه ایکـس (X-ray diffraction ) مـورد بررسی قرار گـرفت. علاوه بر این، خاکدانهها و رسوبهای فرسـایش یافته بادی بهوسیله میـکروسکوپ الکـترونی روبشی ( Scanning electron microscopy) مشاهده و با اسپکتروفتومتری اشعه ایکس ( Energy dispersive X-ray analyser) تجزیه گردید. نتایج نشان میدهند که در همه نیمرخهای خاک، کانیهای پالیگورسکیت، میکا، کائولینیت، کلریت و کوارتز و به مقدار ناچیز ورمیکولیت و کانیهای مخلوط نامنظم وجود دارند. اسمکتیت در خاکهای دشت دامنهای و تراس قدیمی رودخانه شناسایی شد ولی در خاکهای مخروطافکنه دیده نشد. احتمالاً کانیهای کلریت، کائولینیت، میکا و کوارتز از مواد مادری به ارث رسیدهاند. بهنظر میرسد که کانی پالیگورسکیت در خاکهای مخروطافکنه با عمق افزایش، در حالی که درخاکهای تراس قدیمی رودخانه، با عمق کاهش مییابد. بخش زیادی از پالیگورسکیت موجود در خاکهای مخروطافکنه در پایان دوره ترشیاری موقعیکه منطقه توسط برکههای کم عمق و خیلی شور پوشیده بود بهصورت خود تشکیل ایجاد گردیده است. منشأ پالیگورسکیت در خاکهای تراس قدیمی ماهیتاً آواری میباشد و منشأ بادی پالیگورسکیت نیز محتمل است، زیرا که در افقهای سطحی این خاک به مقدار زیاد شناسایی گردید. در خاکهای تراس قدیمی، افزایش اسمکتیت با عمق در مقایسه با کاهش پالیگورسکیت، به خود تشکیل اسمکتیت از پالیگورسکیت نسبت داده میشود.
امیرحسین قانعی، علیرضا حسینپور،
جلد 8، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
روش نوارهای کاغذی پوشیده شده با اکسید آهن میتواند به صورت ممتد فسفر را از محلول خاک جذب کند. در این روش مکانیزم عصارهگیری فسفر احتمالا" شبیه مکانیزم جذب فسفر به وسیله گیاه است. هدف این پژوهش ارزیابی روش نوارهای کاغذی پوشیده شده با اکسید آهن در برآورد فسفر قابل جذب خاک در گیاه ذرت رشد کرده در گلخانه، در تعدادی از خاکهای همدان بود. مقدار فسفر در 16 نمونه از خاکهای استان همدان با ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی متفاوت توسط عصارهگیرهای اولسن ، کالول ، مهلیخ 1 ، کلرید کلسیم 01/0 مولار ، بی کربنات آمونیوم دی تی پی ای، اسید کلریدریک 1/0 مولار و دو روش نوارهای کاغذی تعیین شد. دوازده نمونه از این خاکها در یک آزمایش گلخانهای با گیاه ذرت شامل دو سطح فسفر ( صفر و 250 میلی گرم فسفر در کیلوگرم خاک ) به کار رفت . نتایج این پژوهش نشان داد که فسفر عصارهگیری شده توسط روشهای فوق به ترتیب زیرکاهش یافت: اسید کلریدریک 1/0 مولار > مهلیخ 1> کالول > اولسن > روش اول نوارهای کاغذی > بی کربنات آمونیوم دی تی پی ای> روش دوم نوارهای کاغذی > کلرید کلسیم 01/0 مولار. فسفر استخراجی به روش اول نوارهای کاغذی همبستگی معنی داری با عصارهگیرهای شیمیایی داشت، در حالی که بین فسفر استخراجی به روش دوم نوارهای کاغذی و فسفر استخراجی با عصارهگیرهای شیمیایی همبستگی معنی داری وجود نداشت. بین فسفر استخراج شده به روشهای شیمیایی همبستگی معنی داری وجود داشت. نتایج کشت گلدانی نشان داد که فسفر عصارهگیری شده به روش اول نوارهای کاغذی هم بستگی معنی داری با شاخصهای جذب فسفر و عملکرد نسبی داشت. فسفر عصارهگیری شده به روشهای شیمیایی ( به جز کلرید کلسیم 01/0 مولار) همبستگی معنی داری با عملکرد نسبی و پاسخ گیاه داشتند، ولی با شاخصهای جذب و غلظت فسفر همبستگی معنی داری نداشتند. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که روش اول نوارهای کاغذی میتواند به عنوان عصارهگیر فسفر قابل جذب استفاده شود.
فؤاد تاجیک،
جلد 8، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
خاکدانه سازی فرایندی مهم و موقت در بحث ساختمان خاک است که علاوه بر خصوصیات ذاتی خاک متأثر از کاربری و مدیریت اراضی بوده و پایداری آن بر ویژگیهای مهم خاک مانند نفوذپذیری، تهویه، مقاومت، فرسایش، انتقال آب، املاح، گازها و گرما اثر قابل توجهی دارد. در این پژوهش، با هدف بررسی اثر ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک بر پایداری خاکدانهها، نمونههای دست نخورده خاک (از دو عمق 10-0 و 20-10 سانتی متر) از مناطق گلستان، مازندران، کرمانشاه و آذربایجان غربی در تابستان سال 1378 برداشت شده و پس از انتقال به آزمایشگاه، درصد پایداری در خاکدانههای 8/2-2 میلی متر و مقدار پراکنش رس در آنها به روش پوجاسوک و کی (1990) اندازهگیری شده است. تجزیه واریانس دادههای پژوهش برای پارامتر پایداری خاکدانههای تر نشانگر معنی دار بودن تفاوت خاکها در همه مناطق نمونه برداری بوده است. ترتیب بزرگی میانگین پایداری خاکدانهها با آزمون دانکن و در سطح آماری پنج درصد چنین بوده است: مازندران <گلستان < کرمانشاه < آذربایجان غربی. تحلیل رگرسیون برای مجموعه مناطق و برای دادههای هر منطقه نیز انجام شده و نشانگر آن بوده که در مجموعه مناطق، تغییرات پایداری خاکدانهها به طور عمده متأثر از مقدار مواد آلی (723/0 =R2 در سطح احتمال 0001/0) است، در حالیکه در منطقه گلستان مقدار رس و در منطقه آذربایجان غربی مقدار شن بیشترین تأثیر را داشتهاند. نتایج تحلیل رگرسیون به روش گام به گام نیز منجر به ارائه معادلههایی شده است که از آنها مقدار پایداری خاکدانههای تر در مناطق مربوطه را میتوان از روی متغیرهای دیگر خاک برآورد نمود.
مهدی سرگلزایی، محمدعلی ادریس،
جلد 8، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
در این پژوهش از تعداد 14322 رکورد مربوط به صفات رشد 2387 رأس گوسفند پرورش یافته در ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد گوسفند بختیاری در طی سالهای 1368 تا 1376 برای برآورد روند تغییرات فنوتیپی، ژنتیکی و محیطی بر اساس مدل دام برای برهها، قوچها و میشها استفاده شد. روند ژنتیکی وزن تولد، وزن شیرگیری، وزن شش ماهگی، افزایش وزن روزانه از تولد تا شیرگیری، از شیرگیری تا شش ماهگی و از تولد تا شش ماهگی به ترتیب برای میشها به عنوان نشاندهنده سطح ژنتیکی گله (9/2 ±) 2/12، (5/±5) 6/19، (±7/8) 7/28، (±0/04) 15/0، (±0/05) 06/0 و (04/0±) 14/0 گرم در سال برآورد گردید. بنابراین بیشترین میزان پیشرفت ژنتیکی گله مربوط به صفت وزن 6 ماهگی (7/28 گرم در سال) و بعد از آن مربوط به وزن شیرگیری (6/19 گرم در سال) بود. همچنین نتایج در مورد میانگین میزان تغییرات ژنتیکی سالیانه مربوط به قوچها و برهها نیز نشان داد که همین صفات به همین ترتیب بیشترین پیشرفت را داشته است. پیشرفت در این صفات را میتوان مربوط به انتخاب مستقیم آنها توسط اندیس انتخاب در طی سالهای تحقیق دانست. میانگین روند فنوتیپی و محیطی منفی دارای نوسان بود که میتواند مربوط به بدتر شدن وضعیت و شرایط محیطی به خصوص تغذیه گوسفندان به دلیل شرایط آب و هوایی نامساعد (خشکسالی) در طی سالها پژوهش باشد. همچنین نتایج نشان میدهد که تغییر شرایط محیطی میتواند ارزشیابی ژنتیکی گله را به شدت تحت تأثیر قرار دهد.
عبدالمجید کریمی، ابراهیم روغنی، محمدجواد ضمیری، مجتبی زاهدیفر،
جلد 8، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
در این آزمایش، امکان جایگزینی یونجه (Medicago Sativa) با کنگر (یک گیاه مرتعی استان فارس) در جیره برههای پرواری بررسی شد. گیاه مرتعی کنگر در گامههای پایانی دوره گلدهی در نسبتهای 0، 25، 50، 75 و 100 درصد، در گروههای آزمایشی یک تا پنج با یونجه جایگزین و هر جیره، به 12 رأس بره نر (136 روز سن) پرواری کبوده شیراز تغذیه شد. جیرهها از نظر غلظت نیتروژن و انرژی برابر بودند. در پایان مدت 75 روز پرواری، برهها کشتار و قطعه بندی شدند. میانگین افزایش وزن روزانه، میزان مصرف خوراک، ضریب تبدیل غذایی، راندمان لاشه، وزن چربی درونی، وزن گوشت لاشه، درصد ماده خشک، پروتئین و چربی گوشت در بین گروههای آزمایشی، تفاوت آماری معنیداری نشان نداد (05/0< p). ضخامت چربی پشت، بینگروههای آزمایشی، تفاوت معنیداری نشان داد (01/0> p). هزینه تولید هر کیلوگرم خوراک ( برپایه ماده خشک) برای جیرههای شماره 1 تا 5 به ترتیب برابر1266، 1155، 1050، 924 و 787 ریال بود. به نظر میرسد که جایگزینی یونجه با کنگر در جیره برههای پرواری، با فرض ثابت بودن انرژی و پروتئین به خوبی امکانپذیر و از نظر اقتصادی با صرفه باشد.
مسعود علیخانی، امید فلاحپور، غلامرضا قربانی،
جلد 8، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
به منظور تعیین آثار جایگزینی جو با ضایعات ماکارونی در جیره گاوهای شیرده بر ماده خشک مصرفی، تولید و ترکیب شیر، بازده تبدیل خوراک و قابلیت هضم ماده خشک و مواد مغذی تعداد 8 گاو هلشتاین (4 گاو شکم اول و 4 گاو چند شکم زاییده) در اواسط دوره شیردهی در قالب یک طرح مربع لاتین با دو مربع 4×4 و دورههای 21 روزه (16 روز عادتپذیری و 5 روز نمونهبرداری)، استفاده شدند. جیرههای آزمایشی شامل جیره شاهد و جیرههای 2، 3 و 4 بودندکه به ترتیب حاوی 0، 15، 30 و 45 درصد ضایعات ماکارونی به جای جو بودند. جیرهها به صورت کاملاً مخلوط تهیه شدند و در 3 وعده روزانه در اختیار گاوها قرار گرفتند. در پایان دوره عادتپذیری، نمونهبرداری از خوراک و مدفوع به منظور تعیین ماده خشک و قابلیت هضم ظاهری، از ادرار برای تعیین pH و از شیر برای اندازهگیری مقدار تولید، درصد چربی، پروتئین، لاکتوز و مواد جامد بدون چربی شیر انجام شد.
دادهها نشان دادند که در هیچ یک از صفات مورد بررسی در گاوهای شکم اول، چند شکم و کل گاوها، اختلاف معنیداری در بین جیرهها دیده نشد. مقدار ماده خشک مصرفی، تولید شیر و بازده تبدیل خوراک در تمامی سطوح جایگزینی، بهبود غیرمعنیداری را نسبت به جیره شاهد نشان داد. از نظر درصد چربی، پروتئین و کل مواد جامد شیر نیز کاهش غیرمعنیداری در سطوح 30 و 45 درصد جایگزینی نسبت به جیره شاهد دیده شد. نتایج نشان داد که استفاده از ضایعات ماکارونی در گاوهای متوسط تولید تا سطح جایگزینی 45 درصد به جای جو در اواسط دوره شیردهی، میتواند انرژی بیشتری را نسبت به جو برای گاوهای شیری فراهم سازد و تولید و ترکیب شیر را در حد سطوح قبل از جایگزینی نگهدارد.
نفیسه مقدادیان، محمد شاهدی، غلامحسین کبیر،
جلد 8، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
با توجه به اینکه یکی از مهمترین دلایل ضایعات زیاد نانهای ایرانی، عدم بستهبندی و نگهداری صحیح این محصول است، در این پژوهش بعد از تعیین بهترین دما، برای بستهبندی، اثر سه نوع لایه پلاستیکی، لفاف دو لایه از پلی پروپیلن جهتدار شده و پلی اتیلن (OPP/PE) با ضخامت 60 میکرون، لفاف سه لایه متشکل از پلیاتیلن و پلیپروپیلن (PP/PE/PE) با ضخامت 70 میکرون و پلیاتیلن دو لایه با ضخامت 30 میکرون به همراه استفاده از کارتن و پلاستیک بر خصوصیات نان تافتون تهیه شده از آرد تیپ 800 تا 72 ساعت پس از پخت مورد بررسی قرار گرفت. دو دامنه دما برای بستهبندی شامل 20 تا 25 و 40 تا 50 درجه سانتیگراد منظور شد. نتایج آزمونهای اندازهگیری رطوبت و فعالیت آبی نشان داد که بین خصوصیات نان بستهبندی شده در لایههای مختلف تفاوت معنیداری (01/P<0 ) وجود دارد و درصد رطوبت و فعالیت آبی (αw) در لایههای با نفوذپذیری بالا نسبت به رطوبت و بخار آب کمتر بود، در نتیجه رشد کپکها در این نوع بستهبندیها کاهش یافت، ولی کاهش درصد رطوبت نان، باعث کم شدن امتیاز نهایی و میزان بیاتی نان شد. همچنین مشخص شد که استفاده از لایه کارتنی که دو طرف آن با کاغذ پلیاتیلندار پوشانده شده است باعث ایجاد تفاوت معنیدار در نتایج بهدست آمده در آزمونهای کیفی نان بستهبندی شده با این روش نمیشود. در این پژوهش مشخص شد که استفاده از تعداد زیادی قطعات نان در ابعاد 10 × 10 سانتیمتر در یک بستهبندی به همراه کارتن و پلاستیک مناسب بوده و وجود کارتن باعث حفظ شکل و خصوصیات بستهبندی نان در طول حمل و نقل و همچنین نگهداری آن میشود.
امیرحسین الهامیراد، فخری شهیدی،
جلد 8، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
در این پژوهش، ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و میکروبی رب گوجه فرنگی فله، که درشرایط کاملاً مشابه با صنایع رب کشور تولید و نگهداری شده بود، مورد ارزیابی قرار گرفت، تا به این طریق بتوان نقاط ضعف روش موجود را شناسایی کرده و با توجه به نتایج بهدست آمده، برای اصلاح روشهای سنتی اقدام نمود. نمونههای رب فله مورد نیاز، پس از تولید و آمادهسازی، در 4 تیمار مختلف بررسی شدند. مدت زمان نگهداری 8 ماه و دمای سردخانه گذری صفر درجه سانتیگراد انتخاب شد. نمونهبرداری از بشکهها به منظور ارزیابی تغییرهای کیفی محصول، هر دو ماه یکبار انجام پذیرفت. پارامترهای مورد بررسی عبارت بودند از: اسیدیته، pH اسید لاکتیک (نوع D و L)، ماده خشک کل، عدد هوارد، باکتریهای مقاوم به اسید و شمارش کلی باکتریها.
بررسی تغییرهای شمارش کلی باکتریها، تعداد باکتریهای مقاوم به اسید و شمارش میکروسکوپی کپکها به روش هوارد، در بیمارهای اعمال شده در این پژوهش، نشان داد که استفاده از بریکس بالا (38-35) در تولید رب، همراه عمل نمکپاشی درسطح و نگهداری در دمای صفر درجه سانتیگراد، فقط یک اثر محدودکننده بر روند تغییرهای میکروبی داشته و نتوانسته آن را بهطور کامل متوقف سازد. ولی درهر صورت، بر رشد سطحی قارچها و توانایی آنها در ایجاد پرگنه اثر قابل توجهی داشته است. بررسیهای میکروبیولوژیکی رب فله نشان داد که در فاصله زمانی تولید تا انتقال نمونهها به سردخانه شمارش کلی باکتریها، تعداد باکتریهای مقاوم به اسید و مقدار اسیدلاکتیک نوع L تغییر قابل توجهی داشته است. بنابراین میتوان گفت مرحله سرد کردن تدریجی رب فله در دمای محیط، که هدف اصلی از آن خشک کردن سطحی برای نمکپاشی است، یک مرحله حساس و بحرانی در فرایند تولید رب فله است که تأثیر عمدهای بر کیفیت محصول تولیدی و مدت زمان ماندگاری آن دارد.
جلال جمالیان، زهرا شیخالاسلامی،
جلد 8، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
نان غذای اصلی اغلب مردم ایران وتأمینکننده بخش اغظم کالری و پروتئین دریافتی آنها درشهر و روستا میباشد. متأسفانه بهدلیل مصرف آرد با درصد استخراج بالا و عدم رعایت شرایط مناسب تخمیر، میزان اسید فیتیک در نانهای ایرانی زیاد است. اسید فیتیک جذب و دسترسی به عناصری مانند کلسیم، آهن، روی، منیزیم، کرم، مس و حتی پروتئین، کربوهیدرات و چربی را در بدن مختل میسازد و موجب سوء تغذیه ناشی از کمبود این عناصر بهویژه کم خونی فقر آهن میشود. درپژوهش حاضر نخست با استفاده از آرد با درصد استخراجهای متداول نانهای سنگک و لواش ماشینی تهیه گردید و میزان اسید فیتیک در آنها تعیین شد. سپس اثر تیمارهای مختلف مانند مقدار مخمر، زمان تخمیر و درصد استخراج روی اسید فیتیک نان بررسی گردید. با توجه به کاهش مقدار اسید فیتیک و حفظ خواص تکنولوژیک بهترین تیمارهای نان انتخاب و بر روی آنها آزمونهای اندازهگیری پروتئین، خاکستر، چربی و رطوبت، آزمونهای ارزیابی کیفیت تغذیهای مانند تعیین میزان آهن و لیزین قابل استفاده و همچنین ارزیابی ارگانولپتیک (بافت،رنگ مغز و پوسته، طعم و بو) انجام شد.
نتایج نشان داد که حذف کامل اسید فیتیک از نانهای لواش و سنگک در این شرایط غیر ممکن است، ولی در مورد نان لواش ماشینی تیمار 5/2 درصد مخمر، 4 ساعت تخمیر و مخلوط 50 : 50 آردهای 81 و 5/86 درصد استخراج و در مورد نان سنگک تیمار 5/2 درصد مخمر، 4 ساعت تخمیر و مخلوط 50 : 50 آردهای 5/86 و 5/97 درصد استخراج از نظر میزان اسید فیتیک کاهش قابلملاحظهای داشتند و از نظر حفظ خواص تغذیهای مشخص شد که مقدار لیزین هر یک، مشابه مقدار آن در نانهای شاهد و مقدار آهن قابل استفاده در این تیمارها بالاتر از نانهای شاهد بود. در ارزیابی ارگانولپتیک تفاوت معنیداری (در سطح 5 درصد ) بین نانهای حاصل از تیمارهای فوق و نانهای شاهد ملاحظه نشد و همچنین از نظر توجیه تکنولوژیک و اقتصادی، این تیمارها بهترین تیمارهای آزمایش شناخته شدند.
سپیده بهرامی، محمد شاهدی،
جلد 8، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
با توجه به تأثیر فاکتورهای مختلف بر ویژگیهای ارگانولپتیک، بافت و بیاتی نان، دراین پژوهش سعی شد اثر رقم، درجه استحصال، دما و زمان پخت و زمان نگهداری بر کیفیت نان بررسی شود. آرد دو رقم گندم مهدوی و تجن هر یک با درجه استحصال 70 و 95 درصد مورد استفاده قرار گرفت، سپس نان تافتون در دو زمان 100 ثانیه و دمای 220–200 درجه سانتیگراد و 75 ثانیه و دمای 260-240 درجه سانتیگراد پخته و در بستههای پلی اتیلنی دو لایه با ضخامت 40 میکرون به مدت 168 ساعت نگهداری گردید. از 4 ساعت پس از پخت و با فواصل 24 ساعته، نانها از جهت خصوصیات رئولوژیکی و ارگانولپتیکی بررسی شدند.
نتایج این پژوهش نشان داد که رقم و درجه استحصال بهطور معنی داری بر حداکثر تنش برشی مؤثربودند وزمان نگهداری اثر معنیداری بر حداکثر تنش کششی و برشی داشت. رقم تجن سفتی و بیاتی کمتری داشته و نان بهدست آمده از آرد با درجه استحصال 95% سفتی بیشتری نسبت به نان تهیه شده از آرد 70% داشت. دما و زمان پخت منظور شده در این بررسی اثر معنی داری بر سفتی بافت نداشت. نتایج ارزیابی ارگانولپتیک نشان دهنده پذیرش کمتر نان تهیه شده از آرد با درجه استحصال 95%، همچنین نان پخته شده در دمای بیشتر و زمان کمتر بود.
عبدالحسین جمالی زواره، عباس شریفی تهرانی، اقبال طاهری،
جلد 8، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
بیماری بلاست برنج از بیماریهای پرخسارت این محصول بوده و یکی از راههای کنترل آن استفاده از ترکیبات قارچکش است. در این بررسی قارچکش پیروکیلن بهصورت گرانول در پای بوته برنج مصرف گردید، سپس به فواصل زمانی مختلف، نمونههایی از بافت ساقه و برگ بوتهها گرفته و پیروکیلن در آنها با روش گاز کروماتوگرافی بازیابی شد. همچنین در زمانهای مختلف پس از کاربرد پیروکیلن، بوتهها در خزانه بلاست در معرض آلودگی به بیماری قرار گرفتند و پس از یک هفته شدت بیماری بررسی شد. پیروکیلن در بافت برگ یک روز پس از کاربرد، قابل بازیابی بود، حداکثر میزان آن حدود هفت روز پس از کاربرد بازیابی شد و سپس به تدریج کاهش یافت تا پس از حدود 28 روز تقریباً به حد غیرقابل بازیابی رسید. در بافت ساقه روند تغییرات میزان ترکیب، مشابه بافت برگ ولی میزان ترکیب بازیابی شده بسیار کمتر بود. با آلودهسازی بوتههای تیمار شده، بیماری دو روز پس از کاربرد پیروکیلن تا 60% و چهار روز پس از کاربرد بیش از 90% کنترل شد. کنترل بیماری تا چهار هفته ادامه داشت و پس از آن، تاثیر ترکیب کاهش یافت. نتایج نشان داد که پیروکیلن پس از گرانولپاشی پای بوته، توسط ریشه جذب شده و به برگها انتقال یافت. میزان کنترل بیماری، ارتباط خوبی با تغییرات غلظت پیروکیلن در بافت برگ نشان داد (93/0 = R2) و وجود 2ppm از ترکیب در بافت برگ، بیماری را تا 90% کنترل کرد. بین میزان کنترل بیماری و غلظت ترکیب در بافت ساقه، وابستگی قابل توجهی وجود نداشت (30/0 = R2).
فریدون پاداشت دهکایی، شهناز منصوری جاجایی و حمید روحانی،
جلد 8، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
یک صد و دو جدایه میکروارگانیسم از85 نمونه خاک شالیزارهای نقاط مختلف استان گیلان سواسازی شدند. پس از بررسی آثار آنتاگونیستی آنها در مقابل قارچ عامـل بیماری پوسـیدگی طوقه برنج (Gibberella fujikuroi) در محیط غـذایی PDA ، بیست و یک جدایه برای آغشتن بذر در محیط مرطوب انتخاب شدند. هفت جدایه که تأثیر خوبی در کاهش تشکیل پرگنه بیمارگر روی بذر و گیاهچه داشتند، اثرشان در کـنترل بیماری در یک آزمایش گلخــانهای و بهصورت اسپلیت پلات بررسی شدند. این جدایههـا شامل Bacillus subtilis ، B. circulans، Bacillus sp.، Trichoderma harzianum، T. virens و F. 23 (شناسایی نشده) بودند. نتایج نشان داد که همه آنتاگونیستها در مقایسه با شاهد در کاهش بیماری در خاک سـترون مؤثر بودند ولی تأثیر کلی B. circulans، T. harzianum. و T. virens بهتـر از بقیه آنتاگونیستها و کـمتر از تیمار قارچکـش(تیوفانات متیل تیرام ، 2 گرم در لیتر) بود. همچنین مشخص شد که آغشتن بذر با آنتاگونیستها قبل از آلودهسازی به بیمارگر تأثیر معنیداری در کاهش آلودگی نسبت به تأخر به کارگیری آنتاگونیستها بعد از آلودهسازی به بیمارگر داشته است.
سالار جمالی، ابراهیم پورجم، احمد خیری، محمود دامادزاده،
جلد 8، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
به منظور شناسایی فون نماتدهای انگل گیاهی مزارع غلات مهم (گندم، جو و ذرت) استان اصفهان، درطی سالهای 1378 و 1379 تعداد 120 نمونه خاک و ریشه از نواحی مختلف کشت این محصولات در استان جمعآوری گردید. عملیات شستشوی خاک و استخراج نماتدها به روش الک و سانتریفیوژ انجام گرفت. کشتن و تثبیت نمونهها با استفاده از محلول FGA (فرمالدئید، گلیسیرین و اسید استیک به نسبت 1:1:4) صورت پذیرفت. پس از انتقال نمونهها به گلیسیرین، از نماتدهای استخراج شده اسلاید دائمیتهیه شده و با میکروسکوپ نوری مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج بررسیها نشان دهنده وجود سه گونه، متعلق به دو جنس از خانواده Criconematidae میباشد. این گونهها عبارتاند از: Hemicycliophora poranga ، Criconemella antipolitana و Criconemella xenoplax . گونه H. poranga که از خاک اطراف ریشه ذرت جدا شده است، برای نخستین بار از ایران گزارش میشود. گونه غالب برحسب فراوانی در نمونهها، C. antipolitana است که از خاک اطراف ریشه گندم و جو در مناطق مختلف جداسازی گردید. گونه C. xenoplax از نمونه خاک مزرعه گندم با سابقه کشت درختان هلو استخراج و شناسایی شدند. هر سه گونه فوق برای فون نماتدهای استان جدید محسوب میشوند.
سلمی سیدابراهیمی، رحیم عبادی، مصطفی مبلی، بیژن حاتمی،
جلد 8، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
به منظور ارزیابی کیفیت و کمیّت شهد ارقام انتخابی پیاز در اصفهان و فعالیت جستجوگری زنبور عسل، آزمایشی به صورت طرح بلوکهای کامل تصادفی با 3 تکرار انجام گردید. ارقام مورد استفاده شامل: قم، کاشان، آذرشهر، درچه، طارم ، کازرون 1، کوار، ابر کوه، هوراند و یک رقم خارجـی Yellow Sweet Spanish بودنـد. به همین منظور غـدههای مادری به قطر 60 میلیمتر از ارقام مختلف پیاز در کرتهایی به طول 4 و عرض 3 متر و در هر کرت روی 6 ردیف به فاصله 35 سانتیمتر کشت گردید. فاصله پیازها روی ردیف 25 سانتیمتر بود. در زمان گلدهی، فعالیت زنبورعسل روی گلآذینها بررسی و شهد گلچهها با لوله مویین 10 میکرولیتری جمعآوری و حجم و ترکیبهای مختلف آن اندازهگیری شد. میانگین تعداد زنبورهایی که در مدت 10 دقیقه، یک گلآذین را ملاقات میکردند و همچنین میانگین مدت استقرار هر زنبور روی یک گلآذین در ارقام مختلف پیاز تفاوت معنیداری با هم داشتند. بهطوری که گلآذینهای رقم هوراند کمترین تعداد ملاقات کننده و گلآذینهای رقم درچه بیشترین زمان توقف زنبورعسل را به خود اختصاص دادند. مقدار شهد در ارقام مختلف متفاوت بود و شهد گلهای 10 رقم پیاز مورد آزمایش از نظر میزان سه نوع قند گلوکز (G)، فروکتوز (F) و ساکارز (S) با یکدیگر اختلاف داشت. بهجز رقم ابرکوه که حاوی گلوکز بیشتری بود، در تمامی ارقام میزان فروکتوز موجود در شهد از دو قند دیگر بیشتر و میزان ساکارز از دو قند دیگر کمتر بود. در ترکیب قند شهد همه ارقام، هگزوز غالب بود که با مقادیر پایین نسبت ( S/(F+G مشخص گردید. میزان عناصر پتاسیم ، کلسیم و سدیم شهد گلآذینهای ارقام مختلف پیاز نیز متفاوت بود. در مجموع نتایج نشان داد فعالیت جستجوگری زنبور عسل (تعداد زنبور و زمان توقف آن) روی گل آذینهای پیاز وابسته به اثر متقابل چندین عامل از جمله مقدار شهد و از آن مهمتر مقدار و نسبت قندها و نیز میزان پتاسیم موجود در آن میباشد.
علیاکبر براتی، جواد میرمحمد صادقی، احمد خاتونآبادی،
جلد 8، شماره 2 - ( 4-1383 )
چکیده
با توجه به افزایش روزافزون جمعیت و محدودیت توسعه سطح زیرکشت اراضی زراعی، اشتغال به مشاغل غیرکشاورزی در سطح مناطق روستایی اجتناب ناپذیر است. هدف این پژوهش بررسی عوامل موثر بر عرضه نیروی کار خانوارهای روستایی در مشاغل غیرکشاورزی در سطح روستاست. برای این منظور یک نمونه 300 خانواری از بین خانوارهای روستایی شهرستان قوچان در سال 1380-1379 بررسی شد، که این تعداد با استفاده از روش نمونهگیری طبقهبندی تصادفی انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامه و مصاحبه حضوری جمعآوری گردید. برای تحلیل از یک معادله رگرسیون چند متغیره استفاده شد.
نتایج نشان داد که، 1- سطح دستمزد و سابقه کار غیرکشاورزی فرد بر عرضه کار به مشاغل غیرکشاورزی اثر مثبت داشت و 2- این اثر در مورد تعداد روز کار زارع در مزرعه منفی بود. در نهایت با توجه به اینکه دستمزد حاصل از مشاغل غیرکشاورزی بالاتر از کشاورزی بود، پیشنهاد میشود برای بهبود درآمد روستاییان، مشارکت آنها در مشاغل غیرکشاورزی در سطح نواحی روستایی تسهیل و تشویق شود.
داود هاشم آبادی، عبدالکریم کاشی،
جلد 8، شماره 2 - ( 4-1383 )
چکیده
اثرمقادیرمختلف نیتروژن (0، 120، 150 و180 کیلوگرم نیتروژن خالص) و 10 تن کود مرغی خشک در هکتار روی رشد و عملکرد خیار پاییزه رقم سوپردامینوس در منطقه دره شهر استان ایلام مورد بررسی قرار گرفت. برای اجرای این آزمایش از طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار استفاده شد.
اثر تیمارها بر عملکرد کل، وزن محصول درجه یک، طول بوته، تعداد گره در بوته و وزن تر بوتهها درسطح آماری1% معنی دار بود و حداکثر عملکرد به میزان3/41 تن در هکتار در تیمار کود مرغی بهدست آمد. در بین تیمارهای نیتروژن، تیمار 180 کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار با عملکرد بیشتر بعد از تیمار کود مرغی قرار گرفت. اثر تیمارهای کودی روی طول و قطر میوه و نیز روی درصد ماده خشک میوه در مراحل مختلف اندازهگیری متفاوت بود. همچنین همبستگی مثبت و معنی داری بین عملکرد در بوته و صفات طول بوته، تعداد گره در بوته و وزن تر بوته بهدست آمد.