میترا محمدی بازرگانی، بدرالدین ابراهیم سیدطباطبائی، عبدالمجید رضایی، سیروس قبادی،
جلد 8، شماره 2 - ( 4-1383 )
چکیده
بهینهسازی باززایی گیاه پنبه برای دو رقم ساحل و ورامین با استفاده از مریستم انتهایی با هدف انتقال ژن از طریق آگروباکتریوم صورت گرفت. در این بررسی مریستم انتهایی از گیاهچههای 4 تا 5 روزه دو رقم جدا گردید و در محیط ویژه ساقه زایی (MS Murashige & Skoog,) تغییر یافته بدون تنظیمکننده رشد) قرار داده شدند. پس از 2- 5/1 ماه مریستمهایی که تولید ساقه و برگ نمودند به منظور ریشهزایی در یک طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار ریشهزایی: 1ـ MS تغییر یافته بدون تنظیم کننده رشد 2ـ یک دوم MS به همراه 1/0 میلیگرم در لیـتر اینـدول بوتــیریک اسیـد (IBA)(Indole-3-butyric Acid) ،ـ 3- یک دوم MS به هـمراه 1/0 میلـیگـرم در لیتر نفـتالین استـیک اسید (NAA) (a-Naphtaleneacetic Acid) و 4ـ یک دوم MS به همراه 1/0 میلیگرم در لیتر ایندول استیک اسید (IAA) (Indoleacetic Acid) در چهار تکرار ارزیابی شدند. پس از 2- 5/1 ماه تجزیه و تحلیل آماری دادهها نشان داد که بهترین محیط ریشهزایی برای دو رقم ساحل و ورامین محیط حاوی تنظیمکننده رشد IBA است. همچنین نتایج بیانگر آن بود که ریشهزایی رقم ورامین بهتر از رقم ساحل میباشد.
بیژن قهرمان، حمیدرضا آبخضر،
جلد 8، شماره 2 - ( 4-1383 )
چکیده
داشتن شدت بـارندگی در دورههای بازگشت مختلف بـرای بسیاری از مدلهای هیدرولوژی الزامی است. روابط شدت ـ مدت ـ فراوانی بارندگی از زمانهای قدیم در نقاط مختلفی از جهان بررسی شده است. در حال حاضر جدیدترین اطلاعات منحنیهای شدت ـ مدت ـ تناوب بارندگی در ایران، مربوط به 66 ایستگاه سازمان هواشناسی میباشد که در سال 1374 منتشر شده است. روابط جامع مقدار ـ مدت ـ تناوب بارندگی برای این اطلاعات به دست آمد.
نتایج بهدست آمده تغییرات محسوسی را نسبت به تحقیقات پیشین در ایران نشان داد. این امر میتواند مربوط به تغییر پارامترهای توابع توزیع احتمال سری زمانی شدتهای بارندگی به دلیل افزایش طول دوره آمـاری باشد. همچنین روابـطی برای برآورد مـقدار عددی باران ساعتی ده ساله برای ایران از روی پارامترهایی چون میانگین باران سالانه و میانگین حداکثر بارش روزانه ارائه شد. چنین رابطهای برای کل ایستگاهها و همچنین برای تقسیمبندیهای مختلفی از ایستگاهها (بــر اساس مـقدار بــاران سالانه، بر اساس تقسیمبندی ظاهری اقلیمی)
به دست آمد. اعتبار کلیه روابط بر اساس 8 ایستگاه مستقل که توزیع مکانی مناسبی در کشور داشتند، بررسی و نشان داده شد که در صورت انتخاب محدوده مناسبی برای ایستگاه، دقت روابط قابل قبول خواهد بود. همچنین نشان داده شد که روابط قبلی برای برآورد باران ساعتی ده ساله در ایران دیگر کارایی ندارد.
جابر پناهنده، سیروس مسیحا،
جلد 8، شماره 2 - ( 4-1383 )
چکیده
سیب زمینی زراعی گونهای اتوتتراپلوئید است. برخی از گونههای آلوتتراپلوئید(دیسومیک) مانند سولانوم آکول علی رغم یکسان بودن سطح پلوئیدیشان بهدلیل عدد توازنی آندوسپرم متفاوت یا متعادل نبودن نسبت پلوئیدی مؤثر مادر به پدر در بافت آندوسپرم با سیب زمینی زراعی تلاقی پذیر نیستند. هدف از این آزمایش ارزیابی امکان بهرهگیری از گونههای دیپلوئید و گامتهای کاهش نیافته برای انتقال ژرم پلاسم گونه آلوتتراپلوئید به انواع تتراپلوئید زراعی بود. بدین منظور یک کلون از سولانوم فورا (دیپلوئید) با سولانوم آکول تلاقی داده شد. بذور بهدست آمده سال بعد کشت شدند. برای ارزیابی نر باروری و نیز گردههای کاهش نیافته، گرده هیبریدها با محلول استوکارمن گلیسرول رنگ آمیزی و آزمون گردیدند. برای شمارش کرموزومهای میتوزی نوک استولون هیبریدها تثبیت، سپس هیدرولیز و با استو آهن هماتوکسیلین رنگ آمیزی و اسلایدهای میکروسکوپی به روش اسکواش تهیه شدند. برای انجام تلاقیهای بعدی تعدادی از هیبریدها روی پایه گوجه فرنگی پیوند شدند.
بررسیهای سیتولوژیکی نشان داد که هیبریدهای حاصل تریپلوئید هستند و نر باروری هیبریدها بهطوری که از پلوئیدیهای فرد انتظار میرود پایین بود، ولی تقریباً همه آنها با فراوانی پایین دارای گردههای درشت و رنگ پذیر بودند. تلاقی هیبریدهای تریپلوئید بهصورت والد نر با گونه توبروزوم موفق نبود، ولی تلاقی معکوس تا حدی موفق بود و از 380 تلاقی 72 بذر بهدست آمد. با توجه به نظریه عدد توازنی آندوسپرم (پلوئیدی مؤثر) انتظار میرود که بذور بهدست آمده حاصل گامتهای کاهش نیافته والد تریپلوئید بوده و دارای سطح پلوئیدی پنتاپلوئید یا نزدیک به پنتاپلوئید باشند. استفاده از این هیبریدها در اصلاح سیب زمینی از طریق دستورزی پلوئیدی تشریح شده است.
علیرضا حسینپور،
جلد 8، شماره 2 - ( 4-1383 )
چکیده
اسـتان هـمدان از عـمده ترین مناطق تولـید سیر(Allium sativum) در ایران است، ولی با این وجـود بررسیهای اندکـی در مورد وضعیت پتاسیم در مزارع سیر صورت گرفته است و تاکنون عصارهگیر مناسبی برای استخراج پتاسیم قابل استفاده سیر، معرفی نگردیده است. این پژوهش با هدف تعیین عصارهگیر یا عصارهگیرهای مناسب برای تعیین پتاسیم قابل استفاده خاک و سطح بحرانی پتاسیم در 10 نمونه از خاکهای استان همدان انجام شد.این آزمایش در قالب طرح کاملا ًتصادفی و به صورت فاکتوریل با دو سطح صفر و 200 میلی گرم پتاسیم در کیلوگرم خاک در سه تکرار و عصارهگیری پتاسیم قابل استفاده به وسیله 14 عصارهگیر انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد که کاربرد کود پتاسیم باعث افزایش عملکرد، غلظت و جذب پتاسیم به وسیله سیر شد. بر اساس مقدار پتاسیم استخراج شده عصارهگیرها در چهار گروه قرار گرفتند به نحوی که همبستگی عصارهگیرها در هر گروه بسیار بالا بود. بررسی روابط همبستگی نشان داد که عصارهگیرهای استات آمونیوم، دی تی پی ای و اسید نیتریک مولار جوشان نمیتوانند به عنوان عصارهگیر پتاسیم قابل استفاده، استفاده شوند. به دلیل همبستگی بالا بین سایر عصارهگیرها با شاخصهای عملکرد نسبی و پاسخ گیاه بقیه عصارهگیرها را میتوان به عنوان عصارهگیری مناسب دانست. سطح بحرانی پتاسیم به روش نموداری کیت ـ نلسون تعیین شد. سطح بحرانی پتاسیم برای 90 در صد عملکرد نسبی با روش مهلیخ 1، کلرید استرانسیم 002/0 مولار،کلرید کلسیم 0/01 مولار،کلرید باریم 1/0 مولار، کلرید استرانسیم + اسید سیتریک، استات سدیم، اسید کلریدریک 1/0 مولار، اسید کلریدریک05/0 مولار، اسید سولفوریک 025/0 مولار و آب مقطر به ترتیب 131 ، 50 ، 46 ، 186 ،163 ، 203 ،202،41 ،50 و 31 میلی گرم در کیلوگرم بود.
حسین خادمی، حمیده خیر،
جلد 8، شماره 2 - ( 4-1383 )
چکیده
بررسی خصوصیات کیفی و پدولوژیکی خاک بر روی اجزای متفاوت اراضی شیبدار مواج، موجبات بهرهبرداری بهتر از خاک در اینگونه اراضی را فراهم میسازد. علیرغم اهمیت شناخت میزان تغییرپذیری خاکها در مدیریت بهتر آنها، هیچگونه مطالعهای در زمینه مقدار تغییرات کیفیت خاکها در سطح زمیننما در کشور ما انجام نشده و عمده بررسیها خصوصیات پدولوژیکی را شامل گردیده است. این پژوهش با هدف بررسی دقیق میزان تغییرپذیری برخی از ویژگیهای کیفیت خاک سطحی در مقیاس زمین نما در اراضی مرتعی اطراف شهرستان سمیرم انجام گرفت. برای نمونهبرداری از این منطقه یک شبکه منظم مربعی 12×10 نقطهای با فواصل نقاط 30 متر پیاده و از محل گرههای این شبکه 120 نمونه خاک سطحی از عمق 15-0 سانتی متر برداشته شد و متغیرهای کربن آلی، فعالیت آنزیم فسفاتاز، تنفس میکروبی، pH وEC در آنها اندازهگیری شد. ضخامت افق A و درصد رطوبت حجمی خاک سطحی نیز در محل گرههای شبکه در صحرا تعیین شد. بررسیها نشان داد که قسمتهای پایین شیب شامل پایه و انتهای شیب حداکثر میزان فعالیت آنزیم فسفاتاز، تنفس میکروبی، ضخامت افق A ، کربن آلی و EC را داراست. در مقابل خاکهای واقع بر شانه شیب حداقل ویژگیهای فوق را دارا هستند و قله شیب و شیب پشتی تا حدودی تخریب شده و در درجه بعدی قرار میگیرند. pH نسبت به سایر پارامترها روند معکوس نشان داد. خاکهای مورد بررسی اساساً مشکل شوری نداشته و به نظر میرسد حداکثر EC این خاکها (dS/m 0/7) در قسمتهای پایینی شیب برای فعالیتهای میکروبی محدودکننده نمیباشد. علت تفاوت بسیار فاحش کیفیت خاک در موقعیتهای متفاوت زمین نما بر اساس ویژگیهای مورد بررسی را میتوان بهطور عمده به تفاوت در میزان رطوبت مؤثر دریافتی و سرعت فرسایش و رسوب در این موقعیتها نسبت داد. همچنین، تفاوت بسیار فاحش فوق نشان دهنده درجه تخریب بسیار شدید اراضی مورد بررسی میباشد. از آنجاییکه انجام مدیریت متفاوت در موقعیتهای متفاوت شیب عملاً میسر نیست، ضرورت دارد بهمنظور حفظ و بهبود کیفیت خاک، عملیات حفاظتی و اصلاحی بر اساس بخش با حداکثر تخریب کیفیت خاک تنظیم گردد.
رقیه حاجیبلند، ناصر اصغرزاده، زهرا مهرفر،
جلد 8، شماره 2 - ( 4-1383 )
چکیده
اطلاعات نسبتاً کاملی در مورد نقش ازتوباکتر کروکوکوم - یک تثبیت کننده آزاد ازت - در خاکهای کشاورزی وجود دارد, با اینحال آگاهی ما درمورد اهمیت اکولوژیک این باکتریها در مناطق مرتعی بهویژه در ایران ناچیز است. این بررسی به منظور بررسی ارتباط بین عوامل اکولوژیک و عوامل مربوط به خاک با جمعیت باکتریها انجام گرفته است. نمونههای خاک از دو منطقه مرتعی میشوداغ و خواجه که از نظر اکولوژیکی, نوع خاک و پوشش گیاهی از یکدیگرکاملاً متفاوت بودند، انتخاب شدند. نتایج بهدست آمده نشان داد که جمعیت ازتوباکتر با مقدار کربن آلی و pH خاک بهترتیب همبستگی معنیدار مثبت و منفی دارد. پوشش گیاهی نیز روی جمعیت باکتریها بهشدت موثر بوده و علاوه بر کاهش جمعیت در خاکهای فاقد پوشش, ریزوسفر گیاهان تیره گندم بیشترین جمعیت و ریزوسفر گیاهان تیره نخود کمترین جمعیت ازتوباکترها را داشت. همچنین اثر تلقیح باکتریهای جدا شده از خاکهای مورد مطالعه, روی رشد و تغذیه معدنی در گندم به عنوان گیاه مدل مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که رشد اندام هوایی و ریشه به ترتیب از تیمار کود ازتی (N+) به سمت تیمار تلقیح با ازتوباکتر (A+) و تیمار توأم (A+N+) نسبت به شاهد (A-N-) افزایش یافت. تیمارهای سهگانه فوق همچنین باعث افزایش جذب و انتقال پتاسیم به اندام هوایی شدند, با اینحال تأثیر تیمار A+ بر روی این پارامترها بیش از تأثیر تیمارهای A+N+ و N+ بوده است. این موضوع در مورد جذب ازت نیز صادق بود. بالاتر بودن مقدار جذب و خصوصا انتقال پتاسیم در تیمار تلقیح با ازتوباکتر به اثر احتمالی ترکیبات آلی تولید شده در ریشه که پتاسیم را با خود به اندام هوایی انتقال میدهند نسبت داده شد. نتایج نشان داد که ازتوباکترها نه تنها روی افزایش رشد و مقدار کلروفیل در گندم موثرند, بلکه بهطور اختصاصی روی جذب و خصوصاً انتقال عناصر نیز تأثیر مثبتی دارند. به نظر میرسد این اثر اختصاصی نبوده و میتواند برای عناصر کم مصرف نیز از اهمیت برخوردار باشد.
ندا زاهدیفرد، سیدجمال الدینخواجهالدین، احمد جلالیان،
جلد 8، شماره 2 - ( 4-1383 )
چکیده
در حال حاضر با پیشرفت فنآوری، استفاده از دادههای ماهوارهای به علت برداشت پوشش تکراری، یکپارچه بودن اطلاعات، تهیه اطلاعات در قسمتهای مختلف طیف الکترومغناطیس و امکان بهکارگیری سختافزارها و نرمافزارها در دنیا با استقبال خاصی روبهرو شده است. هدف پژوهش حاضر عبارت است از: بررسی قابلیت دادههای سنجنده TM، ماهواره لندست برای تهیه نقشه کاربری اراضی حوضه آبخیز بازفت (استان چهارمحال بختیاری). برای تهیه نقشه کاربری اراضی ،دادههای شش باند TM ماهواره لندست 5 به تاریخ 20 اردیبهشت ماه سال 1377 مورد استفاده قرار گرفت. تصحیح هندسی با 008/1 = RMSE پیکسل حاصل آمد. روشهای مختلف بارزسازی شکل (FCC، فیلترها وشاخصهای گیاهی) استفاده شد و کاربری های مختلف زمینی مورد بررسی قرار گرفت.منطقه با استفاده از GPS، نقشههای توپوگرافی با مقیاس 50000 : 1 و اطلاعات جانبی دیگر مورد بازدید صحرایی قرار گرفت. واحدهای کاربری اراضی مختلف با 62 کوادرت بررسی گردید و درصد تاج پوشش گیاهی تخمین زده شد. با استفاده از رگرسیون بین درصد تاج پوشش گیاهی و مقادیر شاخصهای گیاهی NDVI، RVI،PVI، SAVI، DVI، TSAVI1، NRVI، MSAVI2 و اعمال تفکیک تاری بر آنها، نقشههای کاربری اراضی ایجاد گردید. بین شاخصهای گیاهی و درصد تاج پوشش گیاهی، همبستگی بالایی وجود داشته است. شاخصهای NDVI، SAVI، NRVI،TSAVI1 و MSAVI2 ضریب همبستگی بالایی را با درصد تاج پوشش گیاهی داشتهاند. سه شاخص RVI،DVI،PVI ضرایب همبستگی کمتری را نسبت به شاخصهای فوقالذکر داشتهاند. پس از اعمال طبقهبندیهای نظارت شده، صحت نقشه تولیدی مورد ارزیابی قرار گرفت و نقشه نهایی کاربری اراضی به روش هیبرید تولید گردید. طبقهبندی نظارت شده با روش بیشترین شباهت، با کاپای کلی 87 درصد، بهترین نتیجه را برای تهیه نقشه کاربری اراضی در منطقه مورد مطالعه داده است. بر اساس این پژوهش دادههای رقومی TM قابلیت زیادی برای تهیه نقشه کاربری اراضی در منطقه مورد بررسی دارند. تفکیک بعضی کلاسهای کاربری اراضی مانند جنگل با زیر اشکوب دیم ، گراسهای یکساله و اراضی آیش با دادههای یک زمانه TM مقدور نشد. همچنین دادههای رقومی TM ، قابلیت جداسازی مناطق مسکونی روستایی پراکنده و جادههای خاکی منطقه مورد مطالعه را ندارند.
مختار جلالی جواران، حمید هاشم زاده، امیر موسوی،
جلد 8، شماره 2 - ( 4-1383 )
چکیده
بررسی گیاهان تراریخت در پروژه انتقال ژن، از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این پژوهش، نسل دوم (T1) گیاهان تراریخت کلزا که ژن گلوتامین سنتتاز در جهت آنتیسنس به آنها منتقل شده بود، مورد بررسی قرار گرفت. میزان پروتئین کل محلول برگ و مقدارکلروفیلهای a ، b و کاروتنوئید، با استفاده از روش اسپکتروفوتومتری و معادلات مربوطه تعیین شد. میزان کمی پروتئین در برگهای کلزا در مراحل مختلف رشدی گیاه و تیمارهای مختلف بررسی شد که در مرحله قبل از گلدهی (MG1) شروع به افزایش نموده و در زمان گلدهی (MG2) به بیشترین میزان رسید و در مرحله پیری برگ (SS) مقدار پروتئین کل کاهش نشان داد. در مقایسه بین تیمارها، تیمار A2 بیشترین میزان پروتئین و تیمار A6 کمترین مقدار را نشان دادند. از نظرمیزان کلروفیلهای a وb بین تیمارهای مورد مطالعه اختلاف معنیداری مشاهده نشد ولی بین مراحل مختلف رشد کلزا تفاوت معنی دار بوده و مرحله MG2 بیشترین و SS کمترین میزان کلروفیلهای a و b را نشان دادند. بهمنظور مطالعه الگوهای باندی در پروتئینهای استخراج شده از گیاهان تراریخت در مقایسه با گیاه شاهد از روش اس.دی.اس.پیج استفاده شد که در مقایسه الگوهای باندی حاصل از مرحله MG1 تفاوت قابل ملاحظهای بین باندها دیده نشد، ولی در باندهای حاصل از مراحل MG2 و YG تفاوتهایی مشاهده شد. در مرحله YG اختلاف بین تیمارهای A5 ، A3 ، A4 و A6 با شاهد در موقعیت وزنی 41 کیلو دالتون و بین تیمارهای A1 و A2 با تیمار شاهد در موقعیت 6/23 کیلو دالتون مشاهده گردید. در مورد باندهای حاصل از مرحله MG2 نیز بین تیمارهای A1، A3، A4 و A6 با تیمار شاهد در موقعیت وزنی57 کیلو دالتون اختلافاتی وجود داشت. با توجه به اینکه کلیه شرایط برای رشد، استخراج پروتئین و آنالیز ماکرومولکولها در گیاهان تراریخت و شاهد کاملاً کنترل شده و مشابه بوده است، در نتیجه میتوان احتمال داد که تفاوتهای مشاهده شده در گیاهان تراریخت نسبت به گیاهان شاهد به دلیل اثر آنتیسنس ژن گلوتامین سنتتاز می باشد.
آقافخر میرلوحی، محمدحسین اهتمام، محمدرضا سبزعلیان،
جلد 8، شماره 2 - ( 4-1383 )
چکیده
استراتژی توفق بر مشکل محدودیت منابع آب آبیاری برنج، منوط به تولید واریتههایی با نیاز کمتر به شرایط غرقابی است. بدین منظور و برای بررسی اثر تیمارهای مختلف آبیاری برخصوصیات رشدی، جذب عناصر غذایی و تشکیل آئرانشیمها و ارتباط آنها با عملکرد بیولوژیک گیاه برنج، سه آزمایش مختلف با استفاده از ارقام برنج ایرانی انجام پذیرفت. در آزمایش اول از 5 رقم استفاده شد که تحت سه تیمار آبیاری قرار گرفتند. در این آزمایش، آناتومی ریشههای تحت تیمار نیز از نظر وضعیت فضاهای هوایی بررسی گردید. در آزمایش دوم دو رقم سازندگی و طارم به منظور بررسی جذب عناصر مختلف در تیمارهای غرقاب کامل و آبیاری پس از 1، 2 و 3 سانتی متر تبخیر از تشت تبخیر مورد مطالعه قرار گرفتند. در آزمایش سوم، با فراهم کردن شرایط کشت هیدروپونیک، اثر هوادهی بر خصوصیات رشدی گیاه برنج بررسی شد. در این آزمایش تنها از رقم سازندگی استفاده شد. نتایج آزمایش اول نشان داد که شرایط غرقاب دائم و یا غرقاب برای ادامه رشد، اثر معنیداری در رشد گیاه بخصوص افزایش وزن اندام هوایی و ریشه دارد. نتایج بررسیهای میکروسکوپی نیز نشان داد که تیمارهای آبیاری تأثیری بر حجم فضای آئرانشیم نداشته، فضاهای آئرانشیمی بیشتر تحت تأثیر نوع واریته قرار میگیرند. آزمایش دوم علاوه بر اینکه نتایج آزمایش اول را تأیید نمود نشان داد که برخی عناصر همچون فسفر و منگنز و آهن با بازده بسیار بالاتری در شرایط غرقاب جذب میگردند. آزمایش سوم نیز حاکی از آن بود که هوادهی تأثیر قابل ملاحظهای در خصوصیات رشدی برنج نخواهد داشت.
براساس نتایج به دست آمده به نظر میرسد خصوصیات برتر رشد گیاه برنج در حالت غرقاب مربوط به جذب بهتر برخی عناصر پرمصرف و کممصرف در شرایط غرقاب است که این نیاز به شرایط غرقاب پس از استقرار کامل گیاه بیشتر جلوه مینماید. بنابراین مدیریت منابع آب مبتنی بر تفکیک مراحل رشد گیاه برنج اعمال خواهد گردید.
رحیم هنرنژاد، مرداویج شعاعی دیلمی،
جلد 8، شماره 2 - ( 4-1383 )
چکیده
نتایج تجزیه واریانس دی آلل متشکل از 7 والد و 21 نتایج نسل F2 توتونهای تیپ بارلی که در مرکز تحقیقات توتون گیلان ـ رشت در سال 1381 بهصورت بلوکهای کامل تصادفی با 3 تکرار کشت گردیده بود، حاکی از تفاوتهای ژنتیکی بین ژنونیپها و ترکیبپذیری عمومی (GCA) و خصوصی (SCA) معنیدار اکثر صفات مورد ارزیابی بود. بدین ترتیب وجود آثار افزایشی و غیرافزایشی (غالبیت) ژنها در شکلگیری صفاتی مانند زمان شروع گلدهی، تعداد برگ در بوته، ارتفاع بوته، عملکرد برگ خشک، کیفیت ظاهری برگها و
عکس العمل به پرونسپورا مشخص گردید. تحلیل گرافیکی نتاج تلاقیهای دی آلل در مورد درصد نیکوتین برگها نشان از وجود غالبیت جزئی در شکلگیری این صفت داشت. پراکنش والدین در امتداد خط رگرسیـون خاکـی از بیشـترین ژنها غالـب در واریتـههـای B.CDL 28 ، B.BANKET و B.21 همچنین بیشترین ژنهای مغلوب در واریتههای B.14 و B. TN 86 برای کنترل مقدار نیکوتین برگها بود. در ضمن مشخص شد که صفت نیکوتین کم برگها توسط ژنهای غالب و نیکوتین زیاد توسط ژنهای مغلوب کنترل میشود. همبستگیهای ساده (فنوتیپی) معنیدار بین عملکرد برگ خشک توتون و اجزای آن نظیر شاخص سطح برگ (**482/0 =r )، زمان شروع گلدهی (*440/0 =r )، کیفیت ظاهری برگها (** 648/0=r ) و درصد ماده خشک برگها (** 656/0=r ) بهدست آمد. تجزیه علیت انجام شده روی این همبستگیها نشان داد که درصد ماده خشک، کیفیت ظاهری برگها (ارزش ریالی یک کیلو توتون) و هم چنین شاخص سطح برگ دارای آثار مستقیم زیادی بر عملکرد برگ خشک توتون بوده و میتوانند به عنوان صفات مناسب انتخاب برای افزایش عملکرد توتون در نظر گرفته شوند، در حالیکه صفاتی مانند تعداد برگ در بوته، ارتفاع بوته و زمان شروع گلدهی آثار مستقیم چندانی بر عملکرد برگ خشک توتون ندارند. بههرحال این اجزای عملکرد در مجموع 82% از تغییرات عملکرد برگ خشک توتون را توجیه می نمایند.
نتایج تجزیه به عاملها حاکی از این بود که صفات تعداد برگ در بوته، شاخص سطح برگ و ارتفاع بوته با بیشترین بار عاملی مثبت و معنیدار به عنوان عامل مورفولوژیکی تا 44% از تغییرات کل دادهها را توجیه می نمایند و در عامل دوم صفاتی مانند زمان شروع گلدهی، کیفیت ظاهری برگها و درصد ماده خشک برگها بیشترین بار عاملی مثبت و معنیدار را داشته و این دو عامل در مجموع 65% از تغییرات عملکرد برگ خشک توتون را توجیه مینمایند.
نسرین مهرداد، مسعود علیخانی، غلامرضا قربانی،
جلد 8، شماره 2 - ( 4-1383 )
چکیده
در این بررسی از سه گوسفند فیستول شده با میانگین وزن 5/2 ± 5/47 کیلوگرم برای تعیین اثر چین (پنج نوبت) و مرحله رشد (بدون گل، اوایل گلدهی وگلدهی کامل) بر ترکیب شیمیایی و تجزیهپذیری یونجه (Medicago sativa) )به روش In situ استفاده شد . کیسههای نایلونی به قطر منافذ 50 میکرومتر با 5/3 گرم از هر نمونه پر و قبل از تغذیه صبحگاهی در داخل شکمبه گوسفندان قرارداده و برای هفت زمان مختلف (48، 24، 16، 8، 4، 2، صفر ساعت) انکوباسیون شدند. نتایج نشان داد یونجه در مرحله بدون گل حاوی بیشترین مقدار پروتئین خام وکمترین مقدار فیبرخام بود. چین نوبت سوم بیشترین میزان تجزیهپذیری ماده خشک و ماده آلی را داشت. میزان تجزیهپذیری، به ترکیبات فیبری و حلالیت بستگی دارد. با افزایش مرحله رشد، مقدار پروتئین خام، تجزیهپذیری و مواد محلول کاهش و مقدار فیبرخام، پروتئین دیواره سلولی و پروتئین دیواره سلولی بدون همی سلولز افزایش یافت. مقدار پروتئین دیواره سلولی نشانگر پروتئین غیر قابل دسترس در شکمبه بود. گرچه سرعت تجزیهپذیری ماده آلی در مرحله گلدهی کامل حداکثر بود، ولی اختلاف معنیداری بین مراحل رشد وجود نداشت. تجزیهپذیری موثر پروتئین خام بین مراحل رشد اختلاف معنیداری (P<0.05 ) داشت. تجزیهپذیری مؤثر ماده خشک با سرعت عبور 6 درصد در ساعت در سومین چین یونجه بیشترین مقدار بود. نتایج این بررسی نشان داد که چین اول و مرحله گلدهی کامل کمترین و چین پنجم و مرحله بدون گلدهی بیشترین پروتئین را دارا بودند و تأثیرات چین و مرحله رشد روی پارامترهای تجزیهپذیری متغیر بود و نتیجه مشخصی نمیتوان گرفت.
شعله درویشی، سیدحسن لامع، فرخ اکبری نخجوانی، فرخ درویش،
جلد 8، شماره 2 - ( 4-1383 )
چکیده
اثر رشد و تکثیر یک سویه لاکتوباسیلوس کازئی زیرگونه کازئی و یک سویه از لاکتوکوکوس لاکتیس زیرگونه لاکتیس واریته دی استی لاکتیس جدا شده از فرآوردههای شیر که فعالیت آنتی بیوز آنها بر روی استافیلوکوکوس ئورئوس واشریشیا کلی بررسی و تأیید شده بود، بر فلور طبیعی گوشت چرخ کرده گاو، در شرایط صنعتی، مورد بررسی قرار گرفت. سویههای مذکور بهطور جداگانه و با غلظت CFU/g 104 گوشت چرخ کرده اضافه شدند. نمونههای تلقیح شده و شاهد در بستههای نیم کیلویی و در ظروف پلاستیکی بستهبندی شده و در 5-1- درجه سانتی گراد به مدت 5 روز نگهداری گردیدند. شمارش گروههای مختلف میکروبی (شمارش کلی میکروارگانیسمهای هوازی، باکتریهای لاکتیک، سودوموناسها، استافیلوکوکوس ئورئوس، کلی فرمها، قارچها و جستجوی (اشریشیاکلی) در طول مدت نگهداری انجام شد. نتایج بررسی نشان میدهد که تعداد باکتریهای لاکتیک در نمونههای تلقیح شده با لاکتوباسیلوس کازئی، در طول مدت نگهداری (5 روز) افزایش مییابد، در حالی که تعداد کل میکروارگانیسمهای هوازی، سودوموناسها، کلی فرمها و مخمرها، در شرایط مذکور، کاهش مییابند. در نمونههایی که با لاکتوکوکوس لاکتیس تلقیح شده بودند، فقط تعداد مخمرها کاهش قابل توجهی نشان میدهند. سویه اخیر روی تعداد سایر گروههای میکروبی شمارش شده اثر قابل توجهی نداشته است. بدین ترتیب مشخص گردید که لاکتوباسیلوس کازئی، میتواند یک سویه آنتاگونیست مناسب با توان بازدارندگی در برابر میکروارگانیسمهای عامل فساد و بیماریزای گوشت خامی که در بستهبندیهای قابل نفوذ به هوا، در دمای بین 1- و 5 درجه سانتی گراد قرار گرفته است، مورد استفاده قرار گیرد.
لاله مشرف، ایوبعلی قاسمی،
جلد 8، شماره 2 - ( 4-1383 )
چکیده
به منظور تعیین زمان مناسب برداشت محصول بِه رقم اصفهان، بهمنظور افزایش طول مدت انبارمانی و حفظ کیفیت آن، پژوهشی در قالب آزمایش فاکتوریل با طرح پایه کاملاً تصادفی در 3 تکرار با 4 تاریخ برداشت و 5 ماه انبارداری طی دو سال (78 و 79) در منطقه فلاورجان اصفهان انجام شد. نخستین تاریخ برداشت در بیستم شهریور انجام شد و برداشتهای بعدی به فاصله هر 10 روز یکبار انجام گرفت. پس از انجام آزمایشهای فیزیکوشیمیایی لازم قبل از انبار، مابقی میوهها بِه سردخانه منتقل گردید و برای مدت 5 ماه در سردخانه با دمای صفر درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی85% نگهداری شد. در طول مدت انبارداری به فاصله هر ماه یکبار از میوههای انبار شده در هر تاریخ برداشت نمونه تهیه و آزمایشهای لازم انجام گرفت.
نتایج این آزمایش نشان داد که تفاوت معنیداری بین تاریخهای برداشت و زمان انبارداری در صفات مورد اندازهگیری وجود دارد. در مقایسه میانگین تیمارها در صفات درصد قند، اسیدیته، پکتین و سفتی بافت میوه بین تاریخهای مختلف برداشت اختلاف معنیدار وجود ندارد ولی تنها در صفات درصد مواد جامد محلول و pH بین زمانهای برداشت در سطح یک درصد اختلاف دیده میشود. از نظر زمان انبارداری در کلیه صفات بین تیمارها اختلاف معنیدار وجود دارد. از نظر مقدار مواد جامد محلول و درصد قند تاریخ برداشت چهارم و 5 ماه انبارداری دارای بیشترین مقدار است. از نظر مقدار پکتین و سفتی بافت میوه تاریخ برداشت اول و از نظر pH تاریخ برداشت دوم دارای بیشترین مقدار میباشند. با توجه به مقایسه میانگین تیمارها در مورد خصوصیات کمی و کیفی میوه بِه اصفهان در طول مدت انجام این پژوهش، تاریخ برداشت چهارم (181 روز بعد از گلدهی کامل) از نظر زمان برداشت محصول و 5 ماه انبارداری برای نگهداری میوه بِه اصفهان در سردخانه مناسب میباشد.
غلامرضا مصباحی، جلال جمالیان، حجت اله گلکاری،
جلد 8، شماره 2 - ( 4-1383 )
چکیده
سس مایونز محصولی امولسیونی از نوع روغن در آب است که برای پایداری بهتر امولسیون آن ، گذشته از مواد امولسیفایری که توسط زرده تخم مرغ به ساختار آن وارد می شوند، از مواد پایدار کنـنده و قـوام دهنده مختلفی نیز استفاده میشود. کارخانههای تولید کننده سس در ایران هرساله با صرف مقادیر زیادی ارز نسبت به تهیه مواد مذکور از کشورهای خارجی اقدام میکنند، در حالیکه ایـــران عمدهترین تولید کننده کتیرا در جهان است. هدف این پژوهش جایگزین کردن مقدار مناسبی از صمغ کتیرا بهجای مواد مورد اشاره در فرمولاسیون سس مایونز میباشد، به طوری که عملکرد و خصوصیاتی مشابه آنها در سس نشان دهد. پس از تهیه و آماده سازی پودر کتیرای مرغوب، نخست در سطح آزمایشگاهی مقادیر0/1، 0/2، 0، 0/4، 0/6، 0/8 و 1 درصد کتیرا در فرمولاسیون سس مایونز تولیدی یکی از کارخانهها، جایگزین مواد پایدارکننده و قوام دهنده وارداتی آن شد. سپس ویسکوزیته ظاهری سسها اندازهگیری شد تا مشخص شود که در چه غلظتی از کتیرا ویسکوزیته ظاهری سس مشابه سس تجاری است. برای اطمینان بیشتر از مناسب بودن غلظت انتخاب شده کتیرا، آزمون پایداری امولسیون نیز بر روی سسها انجام گرفت. آنگاه سس محتوی کتیرا با غلظت تعیین شده در ابعاد صنعتی تولید شد و خصوصیات آن طی آزمایشهای فیزیکی شیمیایی، میکروبی و ارزیابی حسی تعیین شد و با نمونه تجاری مقایسه شد. در مرحله بعد وضعیت ماندگاری سس محتوی کتیرا با سس تجاری مقایسه گردید. برای این منظور سسهای تولیدی در دو محدوده دمایی 5 و 25درجه سانتیگراد نگهداری شد ودر فواصل زمانی صفر، دو و چهار ماه آزمایشهای ویسکوزیته ظاهری،رطوبت، pH ، وضعیت میکروبی و ارزیابی حسی(عطر و طعم، رنگ و بافت) روی آنها صورت گرفت و با نمونه شاهد مقایسه شد. نتایج بهدست آمده نشان داد که مایونز محتوی کتیرا از لحاظ خصوصیات بررسی شده از کیفیتی قابل قبول برخوردار بوده و با سس تجاری مشابهت دارد. بنابراین میتوان استفاده از غلظت مناسب کتیرا در سس مایونز را به عنوان جایگزین مناسبی برای سایر مواد پایدار کننده و قوامدهنده به تولید کنندگان توصیه کرد.
عبدالمجید مسکوکی، سیدعلی مرتضوی،
جلد 8، شماره 2 - ( 4-1383 )
چکیده
در یک پژوهش آزمایشگاهی و میدانی و به دنبال تعیین نوع و مقدار مؤثر اسانسهای طبیـعی بر علیه رشد قارچ Aspergillus parasiticus اسانسهای آویشن و زنیان که هردو دارای مقادیرمتفاوتی از ترکیبات ضد میکروبی مانند ترکیبات فنولی و از جمله تیمول وکارواکرول میباشند, آویشن به میزان 200 میکروگرم در لیتر و زنیان 300 میکروگرم در لیترانتخاب شدند. از سویه خالص قارچ Aspergillus parasiticus ATCC15517 پس از تهیه هاگ فعال در شرایط استریل نخست سوسپانسیون ml/spor 106 تهیه و پس از تلقیح هاگ قارچ مقادیر یاد شده اسانسهای فوق روی گلابی اسپری گردیدند و سپس به مدت سه ماه در سردخانه 1 ± 0 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 5 ± 85 % نگهداری و هر ماه از نظر میزان رشد قارچ مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج پس از تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که علیرغم وجود ماده مؤثر تیمول که یک میکروب کش قوی است به مقدار بیشتر در اسانس زنیان ولی اسانس آویشن بهتر توانست از رشد قارچ جلوگیری نموده که این امر ممکن است به علت وجود آثار سینرژیستی ترکیبات فنولی دیگر مانند کارواکرول باشد که در اسانس آویشن به میزان بیشتری وجود دارد. در بررسی آثار طعم اسانسها بر طعم میوه در آزمون چشایی مشخص شد که نمونههای تیمار شده با اسانس زنیان از نمونههای دیگر حتی شاهد دارای طعم بهتری تشخیص داده شدند. نتایج فوق نشاندهنده این است که میتوان از دو اسانس فوق به عنوان دو منبع قارچکش قوی، طبیعی بدون ضرر برای انسان و محیط زیست بهجای قارچ کشهای شیمیایی و مضر که آثار سوء مصرف آنها ثابت شده است استفاده نمود.
ابراهیم قاریزاده گلسفیدی، بیژن حاتمی، حسین سیدالاسلامی،
جلد 8، شماره 2 - ( 4-1383 )
چکیده
کفشدوزک کریپتولموس ( Cryptolaemus montrouzieri Muls. (Col.:Coccinellidae یک شـکارگـر چنـدخـوار است که جهـت کنـترل شپشکهای آردآلود (Pseudococcidae) در باغها و گلخانهها استفاده میشود. بالشتک مرکبات (Pulvinaria aurantii Cockerell (Hom.: Coccidae یکی دیگر از آفات فعال درشمال کـشور روی درختان مرکبات نیز مورد تغذیه این کفشدوزک قرار میگیرد. پژوهش حاضر به منظور بررسی ویژگیهای زیستی این کفشدوزک روی شپشک آردآلود و بالشتک مرکبات در شرایط آزمایشگاه (روشنایی 14 ساعت، دما 1±25 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 5±70 درصد) انجام شد. برای این کار تخمهای کفشدوزک از کلنیهای جداگانه از روی دو میزبان، جمعآوری شد. طول دوره جنینی، سنین لاروی 1 ، 2 ، 3 ، 4 ، کل دوره لاروی، دوره پیششفیرگی، شفیرگی و دوره تخم تا حشره کامل روی دو طعمه بررسی شد که بهجز طول دوره لاروی سن 4 (در سطح 1درصد) و کل طول دوره لاروی (درسطح 5 درصد) بقیه اختلاف معنی داری نداشتند. نسبت جنسی کفشدوزک با تغذیه از دو طعمه، 1:1 و اختلاف معنیدار نداشت. بهجز طول دوره قبل از تخمگذاری روی دو میزبان سایر شاخصهای کفشدوزک شامل میانگین طول عمر کفشدوزک ماده، میانگین تخمگذاری روزانه، جمع تخمهای گذاشته شده و میزان تفریخ تخمها دارای اختلاف معنیداری در سطح 1 درصد بودند. میانگین میزان تغذیه کل دوره لاروی کفشدوزک از تخم شپشک آردآلود و بالشتک مرکبات به ترتیب 5715 و 7694 عدد بود که اختلاف معنیداری را در سطح 1 درصد نشان داد. نتایج این پژوهش نشان داد که برخی از شاخصهای زیست شناسی کفشدوزک روی دو طعمه در شرایط آزمایشگاهی با هم اختلاف معنیداری داشتند، ولی با توجه به تغذیه بیشتر کفشدوزک از تخم بالشتک، چنین به نظر میرسد که بتوان از این حشره مفید در مبارزه بیولوژیک علیه بالشتک مرکبات نیز استفاده کرد.
عیسی ابراهیمی، جواد پوررضا، سرگی و. پاناماریوف، ابوالقاسم کمالی، عباس حسینی،
جلد 8، شماره 2 - ( 4-1383 )
چکیده
بهمنظور بررسی اثر مقادیر مختلف پروتئین وچربی بر رشد بچه ماهیان انگشت قد فیل ماهی ، 12 جیره غذایی مختلف با سه سطح 45 ، 50 و 55 در صد پروتئین و چهار سطح 5/0 ، 4 ، 8 و 12 در صد مکمل روغن ـ شامل روغن ماهی وروغن آفتابگردان ـ تهیه شد. جیرههای آزمایشی در قالب طرح کاملاً تصادفی به روش فاکتوریل 3×4 درسه تکرار با بچه ماهیان بلوگای 2/2 گرمی اجرا شد. تعداد 1260 قطعه بچه ماهی فیل ماهی پس از سازگاری به شرایط آزمایشی، انتخاب و در36 حوضچه ونیروی کوچک (با حجم 100 لیتر) و به تعداد 35 قطعه بچه ماهی در هر واحد آزمایشی توزیع شده و به مدت 45 روز با جیرههای آزمایشی تغذیه گردیدند. نتایج بهدست آمده تفاوت معنیداری را در شاخصهای مورد بررسی شامل، در صد افزایش وزن، ضریب رشد ویژه، بازده پروتئین، ضریب مصرف غذا و تولید پروتئین، نشان داد ( 05/p<0 ) ماهیان تغذیه شده با جیره شماره3 (حاوی 45 در صد پروتئین و 14 درصد چربی) و جیره شماره 8 (حاوی 50 درصد پروتئین و 17 درصد چربی) بالاترین در صد افزایش وزن، بهترین ضریب رشد ویژه، بهترین بازده پروتئین و کمترین ضریب مصرف غذا را نشان دادند. علاوه بر این بهترین میزان پروتئین تولید شده مربوط به جیره شماره2 (حاوی 45 در صد پروتئین و 5/10 درصدچربی) و جیره شماره 3 (حاوی 45 در صد پروتئین و 14درصد چربی) بود. مقایسه ترکیب شیمیایی لاشه ماهیان مورد آزمایش نیز تفاوت آماری معنیداری را در میزان پروتئین و چربی لاشه نشان داد ( 05/p<0 ). ولی در میزان ماده خشک و خاکستر لاشه تفاوت معنیداری بین تیمارهای مختلف مشاهده نگردید. نتایج بهدست آمده نشان داد که نیاز پروتئینی بچه ماهیان انگشت قد فیل ماهی با جیرههای غذایی حاوی 45 تا50 در صد پروتئین خام تأمین میشود. بهعلاوه میزان چربی مورد نیاز برای تأمین رشد بهینه بچه ماهیان مذکور بین 14 تا 17 در صد جیره غذایی به دست آمد.
محسن فرشادفر، عزتاله فرشادفر،
جلد 8، شماره 2 - ( 4-1383 )
چکیده
آگروپایرون یکی از گیاهان مقاوم به تنشهای حیاتی و غیر حیاتی است و نقش مهمی در تولید علوفه در مراتع ایران دارد. تنوع ژنتیکی بر اساس نشانگرهای مختلف، نقش کلیدی در عملیات اصلاح نبات دارد و یکی از مهمترین شاخصها برای انتخاب والدین است. به منظور ارزیابی تنوع ژنتیکی گونههای مختلف آگروپایرون بر اساس صفات ریخت شناختی و شیمیایی این پژوهش انجام گرفت. صفات مختلف مانند تعداد پنجه، طول سنبله، تعداد سنبلچه، طول پهنک برگ پرچمی، عرض پهنک برگ پرچمی، ارتفاع گیاه و طول دمگل آذین اندازهگیری شد. ترکیبهای شیمیایی مانند: درصد خاکستر، درصد مواد آلی، درصد الیاف خام، درصد ماده خشک، درصد چربی و درصد پروتیین خام تعیین گردیدند. براساس صفات اندازهگیری شده و با استفاده از نرم افزار SPSS محاسبات آماری انجام گرفت.
تجزیه واریانس و مقایسه میانگین بین ژنوتیپها برای صفات مختلف، اختلاف معنیداری نشان داد. تجزیه خوشهای بر اساس صفات ریخت شناختی و شیمیایی، ژنوتیپها را به پنج گروه تقسیم کرد. بر اساس تجزیه به مؤلفههای اصلی، متنوعترین صفت ظاهری طول پهنک برگ پرچمی، طول سنبله و ارتفاع گیاه و در بین ترکیبات شیمیایی درصد خاکستر، مواد آلی و الیاف خام بیشترین سهم را داشتند. پارامترهای ژنتیکی PCV ، GCV ، ECV ، Hb و Ga نیز برای صفات مختلف محاسبه گردیدند. این پارامترها برای صفت طول پهنک برگ پرچمی به ترتیب عبارتاند از: 495/1، 42/1، 335/0، 94/0، 13/1 و برای صفت طول سنبله: 96/30، 64/21، 139/22، 488/0، 786/5 و برای ارتفاع گیاه عبارتاند از: 16/0، 084/0، 136/0، 276/0، 054/6 0 بودند.
حمیدرضا فولادمند، علیرضا سپاسخواه، جانباله نیازی،
جلد 8، شماره 3 - ( 7-1383 )
چکیده
بهدست آوردن منحنی مشخصه آب خاک در آزمایشگاه وقتگیر بوده و همراه با خطاست. به این دلیل پژوهندگان زیادی در دنیا سعی کردهاند روشهایی ارائه دهند که به کمک آنها بتوان منحنی مشخصه را به نحو آسانتری به دست آورد. یکی از این روشها استفاده از منحنی دانهبندی و چگالی ظاهری خاک میباشد. در این روش، منحنی دانهبندی را به چند قطعه بر مبنای اندازه ذرات تقسیم کرده و با توجه به میانگین شعاع ذرات و درصد ذرات بزرگتر از هر اندازه و روابط موجود میتوان منحنی مشخصه آب خاک را به دست آورد. در این روش از پارامتری به نام α (عامل مقیاس) استفاده میشود که مقداری است ثابت و یا از روشهای خطی و لجستیک به دست میآید. مقدار میانگین α برای خاکهای با بافت رس، رس سیلتی و لوم شنی به ترتیب برابر 159/1، 229/1 و 494/1، برای دو بافت لوم 391/1 و 393/1 و برای دو بافت لوم رسی سیلتی برابر 253/1 و 254/1 به دست آمد. در بسیاری از مواقع منحنی دانهبندی خاک مورد نظر به طور کامل وجود ندارد و تنها درصد ذرات رس، سیلت و شن خاک در اختیار میباشد. در این صورت، نخست منحنی دانهبندی خاک تخمین زده شده و سپس با استفاده از آن منحنی مشخصه آب خاک به دست میآید. در این پژوهش از اطلاعات درصد ذرات مختلف خاک و چگالی ظاهری هفت خاک مختلف استفاده و منحنی مشخصه خاکهای فوق به روشهای لجستیک و خطی تخمین زده شد و با نتایج اندازهگیری شده مقایسه گردید. برای تخمین منحنی دانهبندی خاکهای فوق نیز از دو مقدار حد انتهایی شعاع ذرات خاک برابر 125 و 999 میکرومتر استفاده شد. نتایج نشان داد که استفاده از شعاع 999 میکرومتر برای تخمین منحنی مشخصه مناسبتر میباشد. علاوه بر آن، در بافتهای رس، رس سیلتی و لوم رسی سیلتی معادله خطی و در بافتهای لوم و لوم شنی معادله لجستیک برای تعیین α مناسبتر است.
حسین رضائی، محمدرضا نیشابوری، علیرضا سپاسخواه،
جلد 8، شماره 3 - ( 7-1383 )
چکیده
در برآورد مقدار و شدت جریان آبهای زیر زمینی و انتقال مواد آلاینده در محیطهای متخلخل، ضرایب هیدرولیکی (هدایت هیدرولیکی،(K(θ و پخشیدگی هیدرولیکی،(D(θ) نقش اصلی را ایفا میکنند. دقت این بررسی در محیط متخلخل منوط به تعیین دقیق مقادیر این ضرایب میباشد. اندازهگیری این ضرایب در شرایطی که خاک اشباع نباشد مشکل بوده و هزینه و وقت زیادی نیاز دارد. همچنین بهطور عمده اندازهگیری در نزدیکی رطوبت اشباع صورت میگیرد. بنابراین این امر، محققین را به استفاده از مدلها سوق داده است. یکی از روشهای ارزیابی ضرایب (K(θ و (D(θ ، کاربرد مدلهای نظری بر اساس اطلاعات اندازهگیری شده منحنی مشخصه آب خاک است. در این پژوهش، منحنیهای مشخصه آب خاک در 9 بافت مختلف خاک با استفاده از دستگاه صفحات فشاری اندازهگیری شد. در فشارهای اعمال شده بر نمونه دست نخورده خاک (1/0 تا 5/1 مگاپاسکال)، حجم آب خروجی از دستگاه نسبت به زمان اندازهگیری شده و دبی خروجی در لحظه اتمام آزمایش محاسبه گردید. مقادیر (K(θ و (D(θ با استفاده از دبی اندازهگیری شده و با بهکارگیری معادله ساده شده ریچاردز محاسبه و بهعنوان روش مناسب پیشنهاد شده است. نتایج کاربرد مدلهای معلم، وان گنوختن و همکاران، بوردین، گرین و کوری و گاردنر، در برآورد مقادیر (K(θ و (D(θ در 9 سری بافت خاک آزمایشی دارای اختلاف و پراکندگی زیادی بوده است. بهطوریکه، شبیهسازی هدایت هیدرولیکی از این مدلها برای بافتهای مختلف خاک با دقت کافی امکان پذیر نیست. اگر کمترین و بیشترین مقادیر شبیهسازی شده توسط مدلها در رطوبتهای متناظر بهعنوان محدوده مجاز در نظر گرفته شود، در اینصورت نتایج برآورد ضرایب هیدرولیکی با روش پیشنهادی در پژوهش حاضر با نتایج دیگر مدلها انطباق نشان میدهد. از اینرو، روش پیشنهادی برای تعیین (K(θ و (D(θ امکان انتخاب بهترین مدل شبیه ساز را در برآورد مقادیر ضرایب هیدرولیکی فراهم میسازد.