علی اکبر فدایی تهرانی، احمد خیری،
جلد 9، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
نماتدهای انگل گیاهی راسته Dorylaimida تنها در خانواده Longidoridae یافت می شوند. یکی از جنس های مهم این خانواده Longidorus است که گونه های آن علاوه بر خسارت مستقیم به انواع گیاهان زراعی، باغی و زینتی، تعدادی از ویروسهای مهم بیمارگر گیاهی را نیز منتقل می کنند. برای شناسایی گونه های این جنس، در سال های 1378 تا 1381 بیش از 250 نمونه خاک از نقاط مختلف کشور جمع آوری شد و پس از حمل به آزمایشگاه، نماتد های آنها با روش دگردیس استخراج و با فرمالین 4% تثبیت شده و از آنها اسلایدهای دائمی تهیه گردید. خصوصیات مرفولوژیکی و آناتومی نماتدها با استفاده از میکروسکوپ نوری مجهز به لوله ترسیم بررسی شدند و ضمن اندازه گیری قسمت های مختلف بدن آنها و محاسبه شاخص های مربوطه اشکال آنها ترسیم گردید. پس از تهیه شرح کامل نمونه ها و مقایسه آنها با شرح اصلی گونه های موجود در منابع، گونه های Longidorus africanus و L. iranicus و L. pisi شناسایی شدند که گونه آخر برای نخستین بار در ایران شرح داده می شود. گونه L. africanus بیشتر در مناطق جنوبی و گونه L. iranicus بیشتر در نیمه شمالی کشور دیده شدند.
هادی شیر غلامی، بیژن قهرمان،
جلد 9، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
پژوهشهای انجام شده در سطح جهان به طور عمده بیانگر افزایش تدریجی در دمای متوسط است. با این وجود گزارشهایی مبنی بر کاهش درجه حرارت نیز وجود دارد. در این پژوهش روند تغییرات دراز مدت دمای متوسط سالانه در 34 ایستگاه سینوپتیک ایران (2 ایستگاه در اقلیم سرد و مرطوب، 14 ایستگاه در اقلیم معتدل و مرطوب، 11 ایستگاه در اقلیم استپی و 7 ایستگاه در اقلیم بیابانی- بر اساس اقلیمبندی کوپن) با دوره آماربرداری حداقل 30 ساله، به روش کمترین مربعات خطا و روش من- کندال مورد بررسی قرار گرفت (روش والد - وولفوویتز منجر به نتایج متفاوتی شد).
نتایج نشان داد که در 59% ایستگاهها تغییرات دما دارای روند مثبت و در 41% ایستگاهها دارای روند منفی میباشد. با درنظر گرفتن سطح معنیداری، سه ناحیه روند مثبت، منفی و بدون روند در ایران تشخیص داده شد. به نظر نمیرسد که توزیع جغرافیایی این ایستگاهها از یک الگوی مشخص تبعیت کنند. نتایج بررسی در دوره مشترک آماری (1968-1998) نشان داد که در 68% ایستگاهها روند مثبت و در32% روند منفی حاکم است. توزیع جغرافیایی ایستگاهها در این حالت با حالت قبل بعضاً تفاوتهایی را نشان میدهد و در این حالت نیز نمیتوان الگوی جغرافیایی خاصی را بر آنها مترتب نمود. در این حالت و در سطح معنیداری 5 درصد، 44، 15 و 41 درصد از ایستگاهها به ترتیب روند مثبت، منفی و بدون روند را از خود نشان دادند. با توجه به نتایج به دست آمده میتوان گفت که بیشتر مناطق در سالهای آتی با افزایش دما روبهرو خواهد بود. هرچند شیب خط روند دراز مدت دمای متوسط سالانه در برخی از ایستگاههای به لحاظ آماری معنیدار نشده است، ولی مثبت بودن این شیب بیانگر افزایش دماست.
منصور شاه ولی، ژیلا مشفق،
جلد 9، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
تغییر نگرش کارشناسان کشاورزی، نسبت به اصول و مفاهیم پایداری، برای تحقق کشاورزی پایدار ضروری است. به منظور تحقق این مهم، باید به همه تدبیرهایی که منجر به تحکیم اینگونه تغییرات میشود توجه نمود. از جمله چالشهای مهم برای دستیابی به این هدف، تهیه کانالهای اطلاعرسانی مناسب برای اثربخشی بیشتر است. هدف این پژوهش، بررسی نقش کاریکاتور در تغییر نگرش کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی شیراز نسبت به کشاورزی پایدار بود که به ”روش نیمهتجربی“ و با دو گروه تجربی و یک گروه شاهد انجام گرفت. هشتاد نفر از کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی شیراز با روش نمونهگیری ساده تصادفی به عنوان شرکت کنندگان در پژوهش منظور شدند. برای بررسی نگرش آنان، پرسشها بر اساس فرضیههای پژوهش، طرح و دادهها با پرسشنامه جمعآوری گردیدند. روایی آن با نظرسنجی اساتید تعیین و به منظور سنجش میزان پایایی آن ضمن انجام یک مطالعه راهنما، که به طور تصادفی، بین 33 نفر از جامعه آماری مشابه (کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی تبریز) صورت گرفت، از آزمون کرنباخ آلفا بهره گرفته شد. میزان ضریب پایایی کل پرسشنامه در این پژوهش 65/0بود.
تحلیل پاسخها با آمارهای توصیفی و استنباطی انجام گردید. مقایسه نتایج دو کارگاه آموزشی با کاریکاتور و بی کاریکاتور از طریق آزمون “منویتنییو” و در نهایت مقایسه نتایج کارگاههای آموزشی با کاریکاتور و بیکاریکاتور با گروه شاهد از طریق آزمون “کروسکال والیس” حاکی از آن است که کارگاه آموزشی با کاریکاتور بیشترین تغییرات را در نگرش کاشناسان در راستای کشاورزی پایدار ایجاد کرده است. بنابراین، بهکارگیری کاریکاتور به منظور تبیین علمی کشاورزی پایدار میتواند حرکتی مؤثر برای تحقق کشاورزی پایدار باشد. زیرا به دلیل قابلیتهای ویژه آن در ایجاد ارتباط با مخاطبانش، زمینه گستردهای فراهم میشود تا مردم پیامهای زیستمحیطی را با گوش دل بشنوند و به طور جهانی فکر کنند و راه زیستن بهتر را همراه با حفاظت از منابع، در شرایط محلی خود بیابند.
سید احمد خاتونآبادی،
جلد 9، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
با وجود محدودیتهای مرتبط با نظام اداری، مالی و روش ارتباطی یک سویه در ترویج ایران و عدم بهرهمندی کافی کشاورزان از خدمات ترویحی دولتی، چگونگی خصوصیسازی فعالیتهای ترویجی از موضوعات بسیار با اهمیت در نظام کشاورزی ایران است. در این پژوهش اطلاعات اخذ شده از کارشناسان و مروجان کشاورزی استان اصفهان از طریق پرسشنامه، دستهبندی و اولویتبندی گردید و با بهرهگیری از روشهای آمار استنباطی (مدلهای لگاریتم خطی، گروهبندی نسبتها، آزمونهای طیف لیکرت و آزمون میانگین دو جامعه) دادهها تجزیه و تحلیل شد.
یافتههای این پژوهش نشان داد که خدمات ترویجی خصوصی در بین کشاورزان با درآمد بالا نسبت به کشاورزان با درآمد پایین از استقبال بیشتری برخوردار است. اولویت فعالیتهای خصوصی ترویجی در زمینههای دفع آفات، فنی و مکانیزاسیون، زراعت و بازاریابی محصولات کشاورزی شناسایی شد. نتایج هم چنین نشان داد که تولید کنندگان میوهجات و صیفیجات آمادگی بیشتری برای خرید خدمات ترویجی خصوصی از خود دارند و بین ترویج خصوصی از یک طرف و در آمد واحد تولیدی و سطح آگاهی کشاورز و احساس نیاز فوری کشاورز از طرف دیگر همبستگی مثبت بالایی وجود دارد. هم چنین از میان گزینههای مختلف برای ساختار ترویج خصوصی بیشترین امتیاز را تعاونی ترویج و آموزش و از میان گزینههای مختلف برای چگونگی دائر نمودن خدمات ترویج خصوصی بیشترین امتیاز را ایجاد تعاونیهای تولیدی کشاورزی به خود اختصاص داد. در یک نتیجهگیری کلی میتوان گفت شیوه ارائه خدمات پژوهشی در قالب تعاونیهای تولید، به عنوان یکی از زمینههای مناسب برای ارائه نمودن خدمات ترویج خصوصی به جامعه کشاورزان و تقویت انگیزه یادگیری در آنان قابل توصیه است.
محمد نقی غلامی روچی، جواد میرمحمد صادقی، عباسعلی دهقانی،
جلد 9، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
هدف از این پژوهش اندازهگیری بهرهوری کل عوامل تولید (TFP (Total Factor Productivity صنایع کوچک روستایی استان اصفهان که شامل شش نوع صنایع غذایی، نساجی، فلزی، کانی غیرفلزی، شیمیایی و سلولزی بودند، بود. برای این منظور 60 کارگاه از 166 کارگاه صنایع کوچک روستایی موجود که در سال 1380 زیر نظر سازمان جهاد کشاورزی کار میکردند انتخاب شدند. اطلاعات مقطعی سال 1380 به دست آمده از طریق پرسشنامه از این 60 کارگاه دادههای این تحقیق را تشکیل داد. توزیع نوع این60 کارگاه به نسبت توزیع نوع آنها در جامعه 166 کارگاهی بود. تحلیل استنباطی این پژوهش شامل دو بخش بود. در بخش اول TFP صنایع کوچک روستایی به کمک تابع تولید کاب - داگلاس تخمین زده شد که در آن ارزش تولید کارگاه متغیر وابسته و هزینههای سرمایه، تعداد کل ساعت نیروی کار، هزینه مواد اولیه و هزینه سوخت و آب کارگاه متغیرهای مستقل را تشکیل میدادند. در بخش دوم عوامل مؤثر بر TFP این صنایع تحلیل گردید. برای این منظور با استفاده از ضرایبی که در بخش اول تخمین زده شده بود و نیز ارقام واقعی متغیرها، TFP هر کارگاه محاسبه شد. سپس یک مدل رگرسیونی دیگر تخمین زده شد که در آن متغیر وابسته TFP های محاسبه شده و متغیرهای مستقل شامل میانگین تعداد کل فرزندان نیروی کار، درصد نیروی کار تولیدی با تحصیلات ابتدایی و بالاتر، تعداد روز تعطیلی کارگاه در سال، متغیر مجازی برای وجود مرکز تحقیقات در کارگاه، بیمه بودن کل نیروی کار، عضویت کارگاه در اتحادیه و چند متغیر دیگر بود. نتایج بخش اول نشان داد که TFP صنایع غذایی بیشتر از TFP سایر انوع صنایع بود و بین TFP صنایع نساجی، فلزی، کانی غیرفلزی، شیمیایی و سلولزی اختلاف معنیداری وجود نداشت. نتایج رگرسیون بررسی عوامل مؤثر بر TFP نشان داد که وجود مرکز تحقیقات در کارگاه، بیمه بودن کل نیروی کار و میانگین تعداد فرزندان نیروی کار روی TFP کارگاه اثر مثبت داشت. ولی سطح تحصیلات نیروی کار تولیدی، مساحت ساختمانهای کارگاه و تعداد روز تعطیلی آنها اثر منفی داشت.
احمد سلیمانی پور، علیرضا نیکویی، ابوالقاسم باقری،
جلد 9، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
پژوهش حاضر، به منظور بررسی مسایل و تنگناهای موجود در طول مسیر بازاریابی گل محمدی و فرآوردههای آن و همچنین ارائه راه حلهای مناسب جهت ارتقای کارایی بازاریابی این محصول، صورت پذیرفت. بر پایه نتایج به دست آمده از بررسی مسیر بازاریابی گل محمدی و فرآوردههای آن، بازار این محصول در هر دو گروه سنتی و صنعتی مورد بررسی ناکارا میباشد به طوری که شاخص کارایی برای گلاب سنتی 9/92 درصد و برای گلاب تولید شده در واحدهای صنعتی به طور متوسط معادل 55 درصد بوده است. علاوه بر این، با در نظر گرفتن قیمت عوامل بازاریابی، سهم هر یک از عوامل در قیمت نهایی محصول محاسبه شد.
نتایج بررسیهای انجام شده نشان میدهد در بین عوامل بازار، واحدهای تبدیلی از بالاترین سهم برخوردارند. در مقایسه واحدهای تبدیلی، واحدهای سنتی با 2/47 درصد، سهم بالاتری از قیمت خرده فروشی را نسبت به واحدهای صنعتی به خود اختصاص دادهاند. این سهم برای واحدهای گلابگیری صنعتی به طور متوسط 5/44 درصد به دست آمده است. بر اساس نتایج به دست آمده، سهم عوامل
تولید کننده، خرده فروش، عمده فروش و واسطهها به ترتیب در مکانهای بعدی قرار دارند. نتایج محاسبه ضریب هزینه بازاریابی نشان میدهد 70درصد قیمت خردهفروشی گلاب تولید شده از یک کیلوگرم گل محمدی در واحدهای سنتی مربوط به هزینههای بازاریابی این محصول بوده است. این میزان برای واحدهای صنعتی با ظرفیت بالا و پایین به ترتیب 7/67 و 4/65 درصد بوده است.
ابراهیم سابکی،
جلد 9، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
سطح زیر کشت انبه در ایران حدود 1850 هکتار و استان های هرمزگان، سیستان و بلوچستان از مناطق مهم کشت آن به شمار می روند. بیش از 95% باغ های انبه موجود منشا بذری دارند. به منظور توسعه سطح زیر کشت انبه در ایران نیار به معرفی و تولید ارقام مرغوب و تجاری است. در بین روش های تکثیر انبه، پیوند متداول ترین روش تکثیر آن می باشد. ولی عدم آگاهی کافی باغ داران از نحوه و زمان مناسب پیوند، مهم ترین مشکل در تولید نهال انبه پیوندی است. پژوهش به منظور تعیین مناسب ترین زمان و روش پیوند انبه برای دست یابی به حداکثر گیرایی پایه و پیوندک انجام شده است. آزمایش به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در سه تکرار در طی دو سال اجرا شد. فاکتور اصلی شامل 6 زمان پیوند از 15 فروردین به فاصله هر 15 روز تا 30 خردادماه و فاکتور فرعی سه روش پیوند شامل پیوند جانبی چو، پیوند اسکنه و پیوند شکمی بود. هر تیمار فرعی بر روی 10 اصله نهال هشت ماهه انجام گرفت. نتایج تجزیه واریانس 90 روز پس از انجام پیوند، نشان داد بهترین زمان پیوند 15 فروردین با 2/67 درصد و بهترین روش، پیوند جانبی با 8/65 درصد، سپس پیوند اسکنه با 6/63 درصد گیرایی نسبت به سایر تیمارها مشخص گردید. درصد پیوندک های رشد کرده برای 15 فروردین پس از 180 روز 55 درصد و طول پیوندک رشد کرده 9/57 سانتی متر است. در پیوند به روش جانبی درصد پیوندک های رشد کرده و طول آنها در 180 روز پس از پیوند به ترتیب 6/65 درصد و 6/60 سانتی متر بود که به دو روش دیگر برتری دارد.
حسین صبوری، عبدالمجید رضائی، سید علیمحمد میرمحمدیمیبدی، مسعود اصفهانی،
جلد 9، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
این آزمایش به منظور مطالعه همبستگی بین صفات و تعیین آثار مستقیم و غیر مستقیم صفات مختلف بر عملکرد برنج در موسسه تحقیقات برنج کشور و درسال زراعی 1380 اجرا شد. آزمایش به صورت فاکتوریل 9 × 2 در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در3 تکرار پیاده شد. فاکتورهای مورد بررسی را 9 رقم برنج به نامهای: هاشمی، بینام، علیکاظمی، سپیدرود، نعمت، خزر، تایچونگ، کانتو، یوسن و دو آرایش کاشت (15×15 و30×30 سانتیمتر) تشکیل دادند. نتایج حاکی از معنیدار بودن تفاوت بین ژنوتیپها و بین آرایشهای کاشت و اثر متقابل آنها بود (01/P<0). اثر مستقیم تعداد خوشه در متر مربع بر عملکرد دانه در هر آرایش کاشت و در مجموع دو آرایش کاشت مثبت و معنیدار بود (01/P<0). تعداد روز تا خوشهدهی اثر مستقیم و مثبتی را در هر آرایش کاشت و در مجموع دو آرایش کاشت بر تعداد خوشه در متر مربع اعمال نمود. همبستگی زیست توده در مرحله خوشهدهی با تعداد خوشه در متر مربع تنها در آرایش کاشت 30 × 30 سانتیمتر مثبت بود (59/0 = r). وزن دانه در بوته در هر سه حالت مورد بررسی، اثر مستقیم مثبتی بر وزن خوشه داشت. در کلیه حالات مورد بررسی مساحت برگ پرچم اثر مستقیم مثبت و معنیداری را بر وزن دانه در بوته و تعداد دانه پر داشت. در آرایش کاشت 30 × 30 سانتیمتر، سرعت پرشدن دانه و طول دوره مؤثر پرشدن دانه افزایش یافت. طول دوره خفتگی در ارقام بومی بیشتر بود. سرعت پرشدن دانه و طول دوره مؤثر پرشدن دانه اثر مستقیم مثبتی را بر عملکرد دانه در هر آرایش کاشت و در مجموع دو آرایش اعمال نمودند. بنابر نتایج به دست آمده با افزایش تعداد خوشه در متر مربع، سرعت پرشدن دانه و طول دوره مؤثر پرشدن دانه میتوان به افزایش عملکرد دست یافت. همچنین انتخاب برای تعداد روز تا خوشهدهی، وزن دانه و مساحت برگ پرچم به طور غیر مستقیم و از طریق سایر صفات منجر به افزایش عملکرد خواهد شد.
محسن فروزان گهر، غلامحسین حق نیا، علیرضا کوچکی، فروزان طباطبایی یزدی،
جلد 9، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
در میان انواع آلایندههای آلی، آفت کشها و از جمله علف کشها به دلیل استفاده گسترده در سراسر جهان نقش چشمگیری در آلودن خاک و آب داشتهاند. در این بررسی آزمایشگاهی توانایی مواد آلی در افزایش نرخ تجزیه علف کشهای آترازین و متامیترون در دو خاک با بافتهای متفاوت، بررسی شد. نمونهها از افق سطحی دو خاک دارای بافتهای لوم شنی و رس سیلتی جمع آوری و به علف کشهای آترازین و متامیترون با غلظت 50 میلیگرم در کیلوگرم آلوده شدند. خاکهای آلوده زیر تأثیر کود دامی، کمپوست و ورمی کمپوست به مقدار 5/0 و 2 درصد (وزنی/وزنی) در برابر شاهد (بدون افزایش ماده آلی) قرار گرفتند. سپس در دورههای زمانی 20، 40 و 60 روز باقیمانده علف کشها از نمونههای خاک استخراج و به وسیله HPLC اندازهگیری شد. این پژوهش در قالب طرح کاملاً تصادفی و به صورت فاکتوریل با 3 تکرار، انجام گردید. میانگین باقیمانده آترازین در خاک پس از گذشت 20، 40 و 60 روز به ترتیب 0/93، 77/8، و 4/72 درصد غلظت نخستین بود. متامیترون با سرعت بسیار بیشتر نسبت به آترازین تجزیه شد . میانگین غلظت باقیمانده متامیترون پس از گذشت 20، 40 و 60 روز به ترتیب 8/5، 0/2، و 2/1 درصد بود. تجزیه این دو علف کش با افزودن 5/0 و 2 درصد از هر سه نوع ماده آلی، به گونهای معنی دار نسبت به شاهد افزایش یافت. بنابراین میان تأثیر انواع متفاوت ماده آلی در مقادیر 5/0 و 2 درصد تفاوتی دیده نشد. بافت خاک تأثیر مشخصی بر سرعت تجزیه علف کشها داشت. تجزیه هر دو علف کش در بافت لومی شنی به مراتب کندتر از سرعت تجزیه در بافت رسی سیلتی بود.
مجید شاهمحمدی، حمید دهقانی، احمد یوسفی،
جلد 9، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
به منظور تعیین پایداری عملکرد و بررسی اثر متقابل ژنوتیپ و محیط تعداد 18 رقم پیشرفته و امید بخش جو به همراه یک رقم شاهد در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با 4 تکرار و برای مدت 3 سال زراعی (1380-1377) در 10 ایستگاه تحقیقات کشاورزی مورد مطالعه قرار گرفتند. تجزیه واریانس ساده و مرکب نشان دهنده تفاوتهای ژنتیکی بین عملکرد ژنوتیپها بود. نتایج مربوط به تجزیه واریانس مرکب، وجود تفاوتهای معنیداری بین ژنوتیپها و اثر متقابل ژنوتیپ و محیط را نشان داد. به دلیل معنیدار بودن اثر متقابل، جهت تعیین پایداری ژنوتیپها از پارامترهای پایداری، واریانس محیطی (S2i)، ضریب تغییرات محیطی (C.Vi)، میانگین واریانس اثر متقابل ، واریانس اثر متقابل ( θi )، اکووالانس ( W2i)، واریانس پایداری ( σ2i)، ضریب رگرسیون خطی (bi , βi)، میانگین مربعات انحراف از خط رگرسیون (S2di ) و واریانس درون مکانی (MSy /l) استفاده شد. در مجموع با در نظر گرفتن تمام روشهای تجزیه پایداری رقم شماره 18 به عنوان پایدارترین رقم شناخته شد و ارقام شماره 17 و 11 در مرتبه بعدی قرار گرفتند و ارقام شماره 13، 7 و 6 نیز به ترتیپ دارای نوسان عملکرد بیشتری بودند. رقم شماره 5 به دلیل عملکرد بالایی که داشت سازگارترین رقم با محیطهای مساعد شناخته شد و برای کشت در این مناطق مناسب بود. رقم شماره 9 نیز با عملکرد نسبتاً خوب و واریانس عملکرد پایین در مقابل تغییرات محیطی(58/1) و ضریب رگرسیون متوسط برای مناطق نامساعد پیشنهاد شد.
مهدی حسنی، قدرت اله سعیدی، عبدالمجید رضائی،
جلد 9، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
به منظور مطالعه وراثت پذیری برخی از صفات گندم پاییزه با تأکید بر عملکرد دانه و اجزای آن از یک طرح دای آلل با 8 والد استفاده گردید. والدین و نسل F1 آنها در یک طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه مورد ارزیابی قرار گرفتند. دادهها به روش 2 مدل1 گریفینگ و مدل جینکزو هیمن تجزیه و تحلیل گردید. تفاوت بین والدها برای تمام صفات به جز تعداد پنجه بارور از نظر آماری معنیدار بود. واریانس تلاقیها نیز برای تمام صفات به جز شاخص برداشت معنیدار بود. میانگین مربعات GCA برای کلیه صفات به جز تعداد پنجه بارور معنیدار گردید. نسبت میانگین مربعات GCA به SCA به غیر از صفات تعداد پنجه بارور،عملکرد بوته و عملکرد بیولوژیک برای صفات دیگر معنیدار شد که گویای سهم زیاد اثر افزایشی ژنها در کنترل ژنتیکی آنها میباشد. بهترین ترکیب پذیرهای عمومی برای صفات روز تا سنبله دهی ارقام داراب و چمران، برای ارتفاع بوته رقم فلات، برای تعداد پنجه بارور، طول سنبله و وزن دانه در سنبله رقم اروند، برای صفت تعداد سنبلچه در سنبله ارقام قدس واروند، برای عملکرد بوته ارقام فلات و اروند و برای عملکرد بیولوژیک ارقام قدس و اروند تشخیص داده شدند.
بر اساس تجزیه و تحلیل به روش جینکز وهیمن، برآورد درجه غالبیت برای صفات وزن دانه در سنبله، وزن هزار دانه، عملکرد دانه در بوته و عملکرد بیولوژیک نشان دهنده وجود اثر فوق غالبیت ژنها و برای صفات دیگر اثر غالبیت نسبی بود. همچنین علامت ضریب همبستگی(Wr+Vr) و Yr برای صفات طول برگ پرچم، تعداد سنبلچه در سنبله، تعداد دانه در سنبله وزن هزار دانه مبین این بود که آللهای افزاینده از نوع مغلوب بوده و برای صفات دیگر از نوع غالب میباشند. وراثت پذیری خصوصی برای عملکرد دانه در بوته(04/0 درصد)، عملکرد بیولوژیک(14درصد)و شاخص برداشت(37 درصد) پایین بود، ولی بقیه صفات دارای وراثت پذیری خصوصی بالای 50 درصد بودند. بر پایه این نتایج، انتخاب غیر مستقیم برای عملکرد دانه براساس صفات دارای وراثت پذیری بالا و همبستگی زیاد با آن مانند تعداد سنبلچه در سنبله، تعداد دانه در سنبله و وزن دانه در سنبله مؤثر خواهد بود.
محمد مرادی، عبدالمجید رضائی، احمد ارزانی،
جلد 9، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
این پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل همبستگیهای بین عملکرد دانه، اجزای عملکرد، طول دوره رشد رویشی وطول دوره پرشدن دانه در 12 رقم یولاف در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در 3 تکرار در سالهای زراعی 82- 1380 اجرا گردید. همبستگی عملکرد دانه در واحد سطح با تعداد پنجه بارور در متر مربع(77/0)، تعداد دانه در خوشه(51/0) و طول دوره پر شدن دانه(66/0) مثبت و معنیدار بود. در بین صفات مورد بررسی، تعداد خوشه در متر مربع و تعداد دانه در خوشه بیشترین اثر مستقیم را بر عملکرد دانه نشان دادند (به ترتیب 68/0 و30/0). همچنین طول دوره پر شدن دانه بیشترین اثر مستقیم را بر تعداد دانه درخوشه و وزن هزار دانه داشت (به ترتیب 82/0 و 80/0) که از همبستگیهای آن با تعداد دانه در خوشه(42/0) و وزن هزار دانه(35/0) نیز بیشتر بود. ولی منفی بودن اثر غیرمستقیم آن از طریق سایر صفات سبب کم شدن مقدار این ضرایب همبستگی گردید.
با توجه به نتایج تجزیه علیت، تعداد خوشه در متر مربع و تعداد دانه در خوشه بیشترین سهم را در تبیین تغییرات عملکرد دانه دارا بودند. با توجه به اثر مستقیم طول دوره پر شدن دانه بر تعداد دانه در خوشه و وزن هزار دانه و اینکه بیشترین مقدار ماده خشک در یولاف در طول این دوره تولید میشود، میتوان از این صفات به عنوان معیار انتخاب در برنامههای بهنژادی یولاف و تولید ارقام پر محصول استفاده نمود.
مهدی شریفی، محمد علی حاج عباسی، محمود کلباسی، مصطفی مبلی،
جلد 9، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
سیب زمینی (Solanum tuberosum L) گیاهی است با سیستم ریشه ای که نیاز بالای آن به نیتروژن از جنبه های اقتصادی و زیست محیطی حائز اهمیت است. این پژوهش با هدف تعیین و مقایسه ویژگی های مرفولوژیکی ریشه و جذب نیتروژن در 8 رقم رایج و جدید سیب زمینی تحت کشت در ایران انجام شد. برای این منظور رقم های سیب زمینی آریندا، اگریا، پریمیر، دیامانت، کنکورد، مارفونا، مارودانا و نویتا در یک آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه صنعتی اصفهان مورد مقایسه قرار گرفتند. غده های عاری از ویروس پس از کشت در گلدان و رشد در شرایط مناسب، در زمان گلدهی برداشت شدند. ویژگی های ریشه شامل طول، متوسط قطر و سطح ریشه با استفاده از دستگاه دلتا-ت اسکن ایمیج آنالیز، همچنین تراکم طول ریشه و نسبت ریشه به اندام هوایی تعیین شد. وزن خشک و تجمع نیتروژن (کل نیتروژن جذب شده) در گیاه اندازه گیری شد. غلظت نیتروژن معدنی خاک نیز قبل از کاشت و بعد از برداشت تعیین شد. نتایج بیانگر تفاوت معنی دار رقم ها از نظر تمام ویژگی های مورد بررسی به جز متوسط قطر ریشه بود. تفاوت زیاد بین رقم ها برای بیشتر صفات، حاکی از تنوع ژنتیکی بالا بین رقم ها بود. رقم های مارفونا و نویتا به ترتیب دارای بالاترین و پائیترین مقادیر ویژگی های مرفولوژیکی ریشه، تجمع ماده خشک و نیتروژن بودند. تجزیه کلاستر بر اساس صفات طول ریشه، نسبت ریشه به اندام هوایی، تجمع ماده خشک و تجمع نیتروژن رقم های فوق را به چهار گروه کلی زیر تقسیم نمود. به طور کلی رقم مارفونا که در یک گروه جداگانه قرار گرفت در بین 8 رقم مورد مطالعه از نظر ویژگی های ریشه، تجمع ماده خشک و جذب نیتروژن به عنوان مناسب ترین رقم شناخته شد در حالی که رقم های نویتا، اگریا، مارودانا و آریندا رقم های ضعیف تری بودند. تنوع دیده شده در ویژگی های مورفولوژیکی ریشه و جذب نیتروژن امکان شناسایی و استفاده از رقم هایی با سیستم ریشه ای قوی تر و قابلیت جذب بالاتر نیتروژن را به وسیله متخصصان اصلاح نبات فراهم می سازد.
محمد رضا بحرینی بهزادی، فریدون افتخاری شاهرودی، دیل ون ولک،
جلد 9، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
در این پژوهش تعداد 1182، 1099 و 1099 رکورد مربوط به صفات وزن تولد، افزایش وزن روزانه از تولد تا شیرگیری و وزن شیرگیری برههای گوسفند کرمانی استفاده شد. این اطلاعات در طی 5 سال ( 1372 تا 1376) در ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد گوسفند کرمانی شهر بابک جمع آوری شده بود. اثر سال تولد، سن مادر و جنس بره بر کلیه صفات معنی دار بود. نوع تولد تأثیر معنیداری بر وزن تولد برهها نداشت ولی اثر آن بر دو صفت دیگر معنیدار بود. برای برآورد مؤلفههای (کو)واریانس و پارامترهای ژنتیکی از مدل دام یک متغیره و دو متغیره و روش حداکثر درستنمایی محدود شده استفاده شد. براساس مناسبترین مدل دام برازش یافته، وراثتپذیری مستقیم وزن تولد، افزایش وزن روزانه از تولد تا شیرگیری و وزن شیرگیری به ترتیب 06/0 ± 10/0 ، 08/0± 21/0 و 09/0 ± 22/0 و وراثتپذیری مادری برای سه صفت فوق به ترتیب 04/0± 27/0، 05/0 ± 15/0 و 05/0 ± 19/0 برآورد شد. همبستگی ژنتیکی مستقیم و فنوتیپی بین وزن تولد- افزایش وزن روزانه از تولد تا شیرگیری، وزن تولد- وزن شیرگیری و افزایش وزن روزانه از تولد تا شیرگیری- وزن شیرگیری به ترتیب 85/0 و 41/0، 82/0 و 48/0 و 99/0 و 99/0 برآورد شد. عدم حضور اثر مادری در مدل دام سبب برآورد بیش از حد وراثتپذیری مستقیم شد. بنابراین اثر مادری یک منبع مهم تنوع برای صفات رشد اولیه در گوسفند کرمانی است و در صورتی که از آن صرف نظر شود، باعث ارزیابی ژنتیکی ناصحیح برهها میشود.
جواد کرامت، خلیل طالبی، لیلا مصفی،
جلد 9، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
با توجه به اینکه سبزی ها در طول فصل رشد به طور مرتب در برابر آفات و بیماریها مورد سم پاشی قرار می گیرند و محصولاتی همچون خیار گلخانه ای مرتباً پس از سم پاشی برداشت می گردند، اندازه گیری و بررسی میزان باقی مانده آفت کش ها و مقایسه آن با حداکثر میزان مجاز آنها از اهمیت بسیاری برخوردار می باشد. در این پژوهش مقدار باقی مانده متالاکسیل ( قارچ کشی که به طور متداول در گلخانه ها مورد استفاده می باشد) در خیارهایی که در گلخانه های صنعتی و سنتی کشت شده مورد اندازه گیری قرار گرفت. بدین منظور بوته های خیار در بخشی از یک گلخانه صنعتی و یک گلخانه سنتی به طور جداگانه با محلول یک در هزار و دو در هزار قارچ کش متالاکسیل سم پاشی شد. از محصول بوته های خیار در روزهای اول، دوم، چهارم، هفتم، دهم، چهاردهم، بیست و یکم و بیست و هشتم پس از سم پاشی نمونه برداری گردید. باقی مانده قارچ کش از نمونه ها استخراج و توسط کروماتوگرافی لایه نازک تخلیص شد و محلول نهایی توسط کروماتوگرافی با کارایی بالا مورد تجزیه و اندازه گیری قرار گرفت. داده ها به طور آماری توسط آزمون مقایسه های جفت شده و مقایسه میانگین ها به روش آزمون چند دامنه ای دانکن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد میزان متالاکسیل در میوه خیار برای هر دز سم پاشی نخست روندی افزایشی دارد، به نحوی که 4 روز پس از سم پاشی به بالاترین حد خود رسید. این مقدار برای دز سم پاشی یک در هزار در خیار دارای پوست و بدون پوست بیش از ده برابر مقدار مجاز باقی مانده (5/0 میلی گرم در کیلوگرم) بود، سپس به تدریج کاهش یافت و 21 روز پس از سم پاشی به کمتر از حداکثر مجاز (5/0 میلی گرم در کیلوگرم) رسید. این آزمایش همچنین نشان داد آفت کش مذکور در غلظت پایین تر باقی مانده بیشتری در مقایسه با غلظت بالاتر در میوه بر جای گذاشت. مقدار باقی مانده متالاکسیل در خیار بدون پوست و خیار با پوست در سطح احتمال 5% تفاوت معنی داری با یکدیگر نداشت. بنابراین پوست گیری میوه خیار در مورد آفت کش فوق تأثیری در کاهش باقی مانده و میزان ورود آن به بدن نخواهد داشت. همچنین نتایج بدست آمده از نمونه هایی که در گلخانه های صنعتی و سنتی تولید شده بودند، تفاوت معنی داری در سطح احتمال 5% نداشتند. بنابراین در صورت سم پاشی با متالاکسیل، باید ابتدا کلیه خیارها برداشت و پس از سم پاشی حداقل چهارده روز از برداشت محصول خودداری شود.
جعفر جعفرزاده، اسداله بابای اهری، محمد مقدم واحد، مصطفی ولیزاده، حمداله کاظمی، حبیبالله قزوینی،
جلد 9، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
در این پژوهش واکنش 42 توده بومی جو و رقم حساس زر جو نسبت به چهار جدایه بسیار بیماریزای Pyrenophora graminea به نامهای مرند 3، عجبشیر 2، خاصهبان تیره و بستانآباد در گلخانه گروه گیاهپزشکی دانشگاه تبریز در سال1379 مطالعه شد. آزمایش به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. تودهها در کرتهای فرعی و جدایهها در کرتهای اصلی منظور شدند. آلودهسازی بذرها به روش ساندویج صورت گرفت. واکنش تودههای جو با استفاده از روش ماتور و بتنگار مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان دادند که از بین تودههای مورد آزمایش، توده 1 نسبت به جدایه مرند 3 و عجبشیر 2 و توده 27نسبت به جدایه عجبشیر 2 مقاوم هستند. از این تودهها میتوان در ایجاد مقاومت عمودی در جو استفاده نمود. تودههای 6، 8، 11، 12، 13، 15، 17، 25، 27، 28، 29، 31، 33، 34، 36، 37 و 41 نیزدر واکنش به جدایهها در محدوده نیمه مقاوم تا نیمهحساس قرار داشتند. این تودهها نیز میتوانند در ایجاد مقاومت نسبی استفاده شوند.
محمد حاجیان شهری، جواد زاد، عباس شریفی تهرانی، سید محمود اخوت، عباس صفرنژاد،
جلد 9، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
این پژوهش به منظور بررسی نقش کلیستوتسیومها درزمستانگذرانی و عامل مولد مایه تلقیح اولیه در ایجاد اپیدمی بیماری سفیدک سطحی انگور در استان خراسان انجام گرفت. بر اساس نتایج به دست آمده زمستان گذرانی Uncinula necator به شکل میسلیوم در جوانـههای درحال خواب انگـور در طی یک بررسـی دو سالـه در استان خـراسان دیده نشد. آسکوسپورهای U. necator توسط دستگاه اسپورگیر55 روز بعد از بازشدن جوانهها جمع آوری شد، نخستین کلنیهای سفیدک سطحی انگور روی شاخههای جانبی به طول 30-7 سانتیمتر ظاهر شدند. بیش از 45-35 درصد کلیستوتسیومهای تشکیل شده روی برگها، دمبرگها و شاخهها درطی زمستان مردند. بیشترین میزان آسکوسپور در دوره بازشدن جوانهها و گل دهی، در زمانی که بارندگی بیش از یک میلیمتر بود با دستگاه اسپورگیر به دام افتادند. آسکوسپورها به صورت دورهای از مهرماه تا اردیبهشت ماه از کلیستوتسیومهای سطح برگهای نگهداری شده در باغ قادر به رهاسازی و از مهرماه تا دی ماه روی سطح لامهای میکروسکوپی قادر به جوانه زنی بودند، ولی جوانه زنی آسکوسپورها به تدریج کاهش یافت و در طول دی ماه تا اوایل اسفندماه درحد صفر بود و از اوایل اسفند ماه به تدریج افزایش یافت و در طی ماههای فروردین و اردیبهشت به 16درصد رسید. پتانسیل آب آسکوسپورها به طور دائم درطی این دوره کاهش یافت و وزن مورد نیاز برای شکستن آسکوکارپها در طی دوره بلوغ آسکوسپورها از حدود 5 گرم در پاییز به 3 گرم در زمستان و 6/2 گرم در اوایل بهار رسید. بیشترین میزان کاهش مقاومت دیواره آسکوکارپها در برابر شکستگی در زمستان اتفاق افتاد که به میزان 9/1 گرم بود. بیماریزایی آسکوسپورهای بالغ روی برگهای بریده سالم اثبات شد که نقش آنها را به عنوان مایه تلقیح اولیه نشان میدهد و مشخص میکند که کلیستوتسیومها شکل اصلی زمستانگذرانی U. necator در تاکستانهای استان خراسان میباشند.
داریوش زارع، علی زمردیان، حمید قاسم خانی،
جلد 9، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
استفاده از انرژی خورشیدی امروزه به منظور خشک کردن غلات و سایر محصولات کشاورزی رو به افزایش است. از دلایل این امر میتوان به تجدیدپذیر بودن، پایان ناپذیری، نداشتن آلودگی زیست محیطی و رایگان بودن این منبع کلان انرژی اشاره کرد. پژوهش حاضر، یک ایده جدید در به کارگیری انرژی خورشیدی به عنوان منبع اصلی تأمین انرژی خشککن میباشد که در آن خشککن خورشیدی، طراحی، ساخته و مورد ارزیابی قرار گرفته است. این خشککن از نوع نیمه پیوسته فعال و مختلط بوده که در آن جریان هوا به صورت جابهجایی اجباری برقرار میگردد. دستگاه مذکور از 6 عدد جمع کننده هوایی خورشیدی، کانال حرارتی کمکی، خشککن، سیستمهای تأمین و انتقال هوا تشکیل شده است. از اهداف مهم این تحقیق ارزیابی دستگاه مزبور بود، بنابراین خشک کردن شلتوک در آن مورد بررسی قرار گرفت. در این پژوهش تأثیر دبی جرمی هوای خشک کننده و زمان تخلیه محصول بر روند خشک شدن محصول خروجی مورد بررسی واقع شد. بنابراین از آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار استفاده شد. فاکتور اول دبی جرمی هوای خشککننده در سه سطح 011/0، 0066/0 و 0048/0 کیلوگرم بر متر مربع در ثانیه و فاکتور دوم فاصله زمانی تخلیه محصول در دو سطح 15 و 30 دقیقه بود. همچنین ظرفیت دستگاه خشککن، مقدار انرژی مصرف شده (شامل انرژی الکتریکی و خورشیدی) در فرآیند خشک کردن شلتوک و بازده جمع کنندهها تعیین شد. نتایج نشان داد که دبی جرمی هوای خشک کننده و فاصله زمانی تخلیه محصول اثر معنی داری بر کاهش رطوبت شلتوک خروجی دارد. بیشترین بازده جمع کنندههای خورشیدی 13/37% بود. بر طبق محاسبات، سهم تأمین انرژی حرارتی توسط کانال حرارتی کمکی در مقایسه با انرژی تأمین شده توسط جمع کنندههای خورشیدی، 6 تا 8 درصد بود. بیشترین ظرفیت دستگاه خشک کن از ساعت 11 صبح تا 2 بعد از ظهر 132 کیلو گرم شلتوک بود که رطوبت اولیه 27% را به 13% کاهش میداد. به طور کلی نتایج ارزیابی نشان داد که این خشککن با راندمان بالای مصرف انرژی میتواند رطوبت شلتوک را در مدت زمان مناسب به حد مطلوب انبارداری برساند.
فرید فروغی، علی اصغر قائمی،
جلد 9، شماره 2 - ( 4-1384 )
چکیده
در مبحث برنامهریزی آبیاری این سؤال مطرح میشود که عمق بهینه آبیاری چه مقدار است؟ در این پژوهش عمق بهینه آبیاری (با فرض توزیع توانی و با در نظر گرفتن تابع توزیع حاکم بر دادهها (توزیع نرمال)) با در نظر گرفتن آثار زیست محیطی برای سه خط مشی مختلف اقتصادی (بدون محدودیت، با محدودیت شستشوی کودها و با محدودیت زیست محیطی) برای گیاه گندم و با سیستم آبیاری بارانی عقربهای تعیین شد. آرایش سیستم در مزرعه 32 هکتاری مطابق با استاندارد ASAE طرحریزی شد. به این ترتیب که در چهار ردیف شعاعی ( دو ردیف A و Bروی شیب حداکثر با زاویه 3 درجه بین دو شعاع و دو ردیفC و Dروی شیب حداقل با زاویه 3 درجه بین دو شعاع) قوطیهای نمونهبرداری آب به فاصله شش متر قرار گرفت. سپس دستگاه با پنج سرعت مختلف راهاندازی و مقادیر آب داخل قوطیها اندازهگیری شد. نسبت اقتصادی (C) برای سه نوع مدیریـت بدون محـدودیت، بـا محـدودیت شستشوی کودهـا و محدودیـت زیســت محیطـی به ترتیب 19/31، 58/4 و 45/1 محاسبه گردید.
نتایج نشان داد که عمق بهینه آبیاری برای مدیریت بدون محدودیت کمترین مقدار و برای مدیریت با محدودیت زیست محیطی بیشترین مقدار (در دو حالت فرض توزیع توانی و تابع توزیع نرمال) بود.
محمد حسین امید، مهدی اسمعیلی ورکی،
جلد 9، شماره 2 - ( 4-1384 )
چکیده
از جمله روشهای کاهش هزینه احداث حوضچههای آرامش از نوع جهش هیدرولیکی، تغییر شکل مقطع و پلان حوضچه در جهت همآهنگی با مقاطع بالادست و پاییندست، بدون استفاده از سازههای تبدیل میباشد. از طرفی، هرگونه تغییر در هندسه حوضچه، شرایط ایجاد جهش و خصوصیات هیدرولیکی آن را تحت تأثیر قرار میدهد. در پژوهش حاضر، تأثیر تغییرات توام شیب جانبی و واگرایی دیوارههای حوضچه آرامش بر وضعیت و مشخصات جهش هیدرولیکی مورد مطالعه قرار گرفته است. بدین منظور، با تعمیم مبانی تئوری جهش هیدرولیکی برای مقاطع ذوزنقهای، روابط تئوری برای نسبت عمق ثانویه و افت نسبی انرژی استخراج و با انجام آزمایشهایی بر روی یک مدل حوضچه آرامش، که برای این منظور طراحی و ساخته شده بود، طول و سایر مشخصات جهش مورد ارزیابی قرار گرفت. آزمایشها برای 3 شیبجانبی مختلف (1:5/1، 1:1 و 5:1/0) و 4 زاویه واگرایی (3, 5, 7 و 9 درجه)، به اضافه جهش مستقیم در مقطع مستطیلی، در دامنه وسیعی از اعداد فرود (از 3 تا 9) صورت گرفت.
نتایج بهدست آمده از مقایسههای صورت گرفته بر روی پارامترهای مهم جهش نشان میدهد که کاهش شیب جانبی در هر زاویه واگرایی موجب کاهش نسبت عمق ثانویه، افزایش طول جهش و افت انرژی در مقایسه با مقطع مستطیلی در همان زاویه واگرایی میشود. همچنین افزایش زاویه واگرایی موجب کاهش نسبت عمق ثانویه، کاهش طول جهش و افزایش افت نسبی انرژی در مقایسه با مقاطع مستطیلی و ذوزنقهای مستقیم خواهد شد. میزان این تغییرات، با افزایش زاویه واگرایی، در مقطع مستطیلی افزایش و در مقاطع ذوزنقهای برای نسبت عمق ثانویه و افت نسبی انرژی افزایش و برای طول جهش کاهش مییابد.