حمیدرضا سالمی، علیرضا سپاسخواه،
جلد 10، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
به منظور توجیه فنی پوشش انهار خاکی، باید میزان نشت مورد بررسی قرار گیرد. این مهم تاکنون در بعضی از شبکههای آبیاری مختلف کشور با استفاده از روابط تجربی که در دیگر کشورهای دنیا استخراج گردیده انجام گرفته است. (در صورت انجام مطالعات). در حال حاضر طراحان و دستاندرکاران ساخت و ساز شبکههای مدرن آبیاری در کشور با استفاده از این معادلات و روابط اقدام به محاسبه نشت آب از کانال مینمایند. این معادلات برای مناطق مشخصی به دست آمدهاند که واسنجی و صحت یابی کاربرد این معادلات تجربی برای تخمین مقدار نشت آب از کانالهای مناطق مختلف به عنوان هدف این پژوهش باید مشخص گردد. بنابراین در این تحقیق مقادیر تلفات آب در تعدادی از کانالهای خاکی منطقه رودشت اصفهان اندازهگیری شد و سپس مقدار نشت آب با آنچه که از طریق معادلات تجربی تخمین زده میشود مقایسه گردید. به منظور اندازهگیری تلفات آب، تعدادی کانال خاکی در مناطق جمبزه، شریفآباد، زیار، شاطور، قلعه عبدالله، مادرکان، سیریان، قمیشان و سیچی (با سه بافت خاک سبک، متوسط و سنگین) انتخاب گردید. در هر یک از مناطق فوق سه نوع پوشش گیاهی کم، متوسط و زیاد در نظر گرفته شد. اندازهگیری تلفات آب به روش جریان ورودی ـ خروجی صورت پذیرفته و برای اندازهگیری سرعت جریان آب از میکرو - مولینه استفاده شد. برای تخمین مقدار نشت آب از کانالها معادلات تجربی اینگهام (Ingham)، دیویس و ویلسون (Davis and Wilson)، آفنگندن(Affengendon) ، موریتس(Moritz)، مولس ورث و ینی دومیا (Mols Worth & Yennidumia)، پنجاب هند و روش میسرا (Misra) به کار گرفته شد. معادلات رگرسیون خطی بین مقادیر نشت آب اندازهگیری شده و نشت آب محاسبه شده از معادلات تجربی اولیه و پس از اصلاح، به دست آمده و مشاهده گردید که این روشها مقدار نشت را کمتر از واقعیت تخمین میزنند. بعد از اصلاح معادلات ملاحظه گردید که معادلات اینگهام و موریتس بالاترین ضریب تشخیص را داشته (96%) و شیب خط نزدیک به واحد است ضمن این که مقدار عرض از مبدأ نیز ناچیز میباشد. همچنین روشی که در منطقه مورد مطالعه قابل استفاده است روش میسرا با ضریب تشخیص(83%) و شیب خط نزدیک به واحد میباشد. بدین ترتیب ضرایب معادلات تجربی نشت برای شرایط منطقه مورد مطالعه اصلاح شده و مناسبترین معادله تجربی نشت نیز تعیین گردید.
علیاکبر عزیزیزهان، علیاکبر کامگار حقیقی، علیرضا سپاسخواه،
جلد 10، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
ایران با سطح زیر کشت 45 هزار هکتار و تولید 150 تن زعفران در سال مقام اول تولید را در جهان دارد. کاشتن پداژههای درشت گلدهی را افزایش میدهد. ولی اندازه و تعداد پداژههای تولیدی تابع فاصله و روش آبیاری میباشد. بنابراین در این تحقیق در مزرعه دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز اثر تیمارهای روش و دور آبیاری بر تولید پداژه و گلدهی آن در سالهای 79-1377 بررسی شد. برای بررسی اثر روش و دور آبیاری بر وزن و اندازه پداژه و عملکرد از آزمایش فاکتوریل در یک طرح بلوکهای کامل تصادفی در 4 تکرار استفاده شد. تیمارهای روش آبیاری به صورت کرتی و جویچهای و دور آبیاری در چهار سطح (12، 24 و 36 روز و دیم) اعمال گردید. در شهریور 1379 نمونههای پداژه از هر کرت گرفته شد و اثر اعمال تیمار دوره رشد قبلی بر تولید پداژه و اثر پداژه تولیدی بر گلدهی آینده بررسی شد. نتایج نشان داد که تعداد کل پداژه و تعداد پداژههای کوچکتر از 4 گرم، در آبیاری جویچهای بیشتر از کرتی است. در این موارد دورهای مختلف آبیاری با هم و با تیمار دیم اختلاف معنیداری نشان ندادند. وزن کل پداژهها و تعداد پداژه سنگینتر از 8 گرم در آبیاری کرتی بیشتر از جویچهای بود، به طوری که علت اصلی تفاوت گلدهی تیمارها به حساب آمده و سبب شده که گلدهی در آبیاری کرتی از آبیاری جویچهای بیشتر باشد. در آبیاری کرتی، دور آبیاری 12 و 24 روز بیشترین گلدهی را داشتند. از نظر تولید پداژههای متوسط بین تیمارها در دو روش آبیاری اختلافی مشاهده نشد ولی تیمارهای آبیاری با تیمار دیم در هر دو روش اختلاف بسیار معنیداری نشان دادند. بنابراین روش آبیاری کرتی با دور آبیاری 24 روزه به خاطر مصرف آب کمتر نسبت به آبیاری جویچهای ارجحیت دارد زیرا پداژههای درشت تر تولید میکند که در گلدهی مؤثر است.
سید حسن طباطبایی، حسین فرداد، محمدرضا نیشابوری، عبدالمجید لیاقت،
جلد 10، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
برای تعیین دقیقتر بازده کاربرد آبیاری جویچهای نسبت به روشهای متداول، لحاظ کردن تغییرات مکانی و زمانی خصوصیات نفوذ ضروری میباشد. از طرفی مدیریتهای مختلف زراعی به نحو قابل توجهی بر نفوذ مؤثر است. هدف از این پژوهش شبیه سازی تغییرات زمانی ضرایب نفوذ معادله کوستیاکف- لوئیس در خاکهای درز و ترکدار با دو مدیریت زراعی رایج بوده است. آزمایشها در یک فصل زراعی در کرج در زمینی با بافت لوم- رسی انجام گرفت. دو تیمار مدیریتی شامل خاک بدون کاه و کلش و خاک با کاه و کلش به میزان 5 تن در هکتار بوده و جویچهها به تعداد 22 عدد و به عرض 75/0 متر ایجاد شد. ضرایب معادله نفوذ با استفاده از روش ورودی- خروجی و دو نقطهای الیوت واکر در 6 جویچه به دست آمد. بر اساس نتایج این پژوهش ضرایب k و a در طی فصل رشد تغییرات معنیداری نداشته ولی ضریب .f در دو مدیریت مختلف تغییرات معنیداری نشان داده که توسط مدل لگاریتمی شبیه سازی شده است. مقادیر تغییرات زمانی نفوذ تجمعی (Z) نیز تحت بررسی قرار گرفت که نتایج نشان داد مقادیر Z در طی فصل رشد تغییرات معنیداری داشته و با مدل لگاریتمی قابل شبیه سازی است. در پایان روابط بدون بعد *Z برای به دست آوردن Z در زمانهای متفاوت، آبیاریهای مختلف و مدیریت کاه و کلش ارائه شده است. بر پایه نتایج این پژوهش اگر چه کاه و کلش باعث اختلاف در مقادیر .f و Z در دو تیمار مورد مطالعه شده است ولی کاه و کلش تاثیری در روند تغییرات زمانی این پارامترها نداشته و این روند مستقل از حضور یا عدم حضور بقایای گیاهی است که احتمالاً به افزایش چگالی ظاهری خاک و کاهش پایداری خاکدانهها در طی فصل رشد مربوط است.
عزتاله کرمی، کورش رضائیمقدم، حمیدرضا ابراهیمی،
جلد 10، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
از آنجا که افزایش راندمان آبیاری مزارع از طریق ترویج روشهای آبیاری بارانی و در نهایت دستیابی به افزایش تولید، از برنامههای عمده وزارت جهاد کشاورزی طی چند سال گذشته بوده و سرمایهگذاریهای گستردهای در این خصوص انجام گرفته است، بنابراین واکاوی این تلاشها و بررسی مدلهای پیشبینی کننده رفتار پذیرش کشاورزان، هدف این پژوهش بوده و در این راستا مدلهای نشر، تنگناهای اقتصادی (ساختار مزرعه) و چندبعدی واکاوی شدهاند. مطالعه به روش تحقیق پیمایشی در 4 استان فارس، بوشهر، کهگیلویه و بویراحمد و چهارمحال بختیاری و با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهبندی شده انجام گرفته و برای این منظور با 124 نفر پذیرنده سیستم آبیاری بارانی و 298 نفر نپذیرندگان این سیستم یعنی مجموعاً با 422 نفر کشاورز مصاحبه حضوری به عمل آمده است. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. یافتههای پژوهش حاکی است که تابع ممیزی حاصل از زیربنای نظری مدل "چندبعدی" میتواند با دقتی بیشتر از مدلهای نشر و ساختار مزرعه و با مطلوبیتی قابل ملاحظه، کشاورزان استفاده کننده از آبیاری بارانی و آبیاری سطحی را طبقهبندی نماید. کاربرد این مدل در نشر آبیاری بارانی میتواند بسیار قابل ملاحظه باشد. به طوری که با جمعآوری اطلاعات مربوط به کشاورزان هدف میتوان با استفاده از تابع ممیزی به دست آمده برای این مدل، درصد احتمال پذیرش هر فرد را محاسبه نموده و در نتیجه به مروجان و کارشناسان ترویج آبیاری بارانی، کشاورزانی را معرفی نمود که احتمال پذیرش آنان بالا میباشد و به این ترتیب پذیرش و استفاده از آبیاری بارانی را میتوان سرعت بخشید.
سعید راستگو، بیژن قهرمان، حسین ثنایینژاد، کامران داوری، سعیدرضا خداشناس،
جلد 10، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
حوضه مورد بررسی در شمال شهر کرمانشاه قرار گرفته است. مساحت حوضه 14348 هکتار، حداکثر ارتفاع آن 3300 و حداقل آن 1400 متر میباشد. بر اساس طبقهبندی اقلیمی به روش آمبرژه و دمارتن، اقلیم حوضه از نوع مرطوب و پوشش زنده گیاه در آن از 25 تا 55 درصد متغیر است. بر اساس مطالعات قابلیت اراضی و خاکشناسی، چهار تیپ اصلی اراضی کوهستانی، تپهای، آبرفتهای باد بزنی شکل سنگریزهدار و دشتهای دامنهای در حوضه مشخص شدهاند. در این پژوهش لایههای مربوط به مدلهای ( MPSIAC (Modified Pasific Southwest Inter Agency /> و ( EPM ( Erosion Potential Method /> ابتدا در محیط نرمافزار Autocad اصلاح شدند و سپس با استفاده از نرمافزار Arc-Info برای لایههای اطلاعاتی توپولوژی ساخته شد. بعد از انجام این مراحل عملیات مدیریتی و انطباق لایهها به وسیله نرمافزار Arc-Veiw انجام شد. بر اساس روش MPSIAC، میزان فرسایش سالانه حوضه 7/1002 m3/km2 و بر اساس روش EPM این مقدار 2/1739 m3/km2 به دست آمد. همچنین میزان رسوب سالانه در روش MPSIAC و EPM به ترتیب برابر با 8/307 m3/km2 و 7/521 m3/km2 محاسبه شد. کلاس فرسایشی مدل MPSIAC متوسط و کلاس فرسایشی مدل EPM در گروه شدید قرار گرفت که با مشاهدات صحرایی چندان منطبق نبود. با توجه به تحقیقات صورت گرفته مدل MPSIAC، نتایج بهتری را نسبت به مدل EPM ارائه میکند.
احمدرضا عمانی، محمد چیذری،
جلد 10، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
هدف اصلی مقاله حاضر ارائه ویژگیهای اجتماعی، اقتصادی و زراعی گندمکاران با توجه به پذیرش روشهای کشاورزی پایدار کم نهاده (LISA ) میباشد. کشاورزی پایدار کم نهاده بر کاهش استفاده از کودها و آفتکشهای شیمیایی و استفاده کمتر از شخم بی رویه تأکید میکند و روشهای جایگزینی مانند: تناوب زراعی، حفظ بقایای محصول، کاربرد کودهای دامی، گیاهان لگومینوز، کود سبز، شخم حداقل و کنترل طبیعی آفات را توصیه مینماید. ارائه ویژگیهای اجتماعی، اقتصادی و زراعی گندمکاران با توجه به پذیرش روشهای کشاورزی پایدار کم نهاده میتواند به عنوان عامل مهمی در اشاعه نظام کشاورزی پایدار نقش مؤثری داشته باشد. برای انجام این پژوهش از روش توصیفی و همبستگی استفاده شده است. گندمکاران استان خوزستان که در سال زراعی 80- 1379 به کشت گندم آبی پرداخته بودند، به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شدند. نمونههای مورد نظر به صورت تصادفی از سه شهرستان اهواز، دزفول و بهبهان که از طریق روش تصادفی طبقهای انتخاب شده بودند، نمونهگیری شد (N=5529, n=359). نتایج عمده این مطالعه نشان میدهد که سطح سواد، میزان اراضی زیر کشت آبی، میزان اراضی زیر کشت دیم، کل زمین تحت مالکیت، زمین زیر کشت گندم، درآمد محصول، منزلت اجتماعی، هنجار اجتماعی، دانش فنی و دانش کشاورزی پایدار کم نهاده، با اطمینان 9/99% و مشارکت اجتماعی و میزان استفاده از کانالهای ارتباطی با اطمینان 99% با پذیرش روشهای کشاورزی پایدار کم نهاده (LISA) رابطه مثبت و معنیداری داشته است همچنین سن، تعداد افراد خانوار و فاصله مزرعه تا مرکز خدمات، با اطمینان 9/99% و سابقه کشت گندم و سابقه اشتغال به کشاورزی، با اطمینان 95% با پذیرش روشهای کشاورزی پایدار کم نهاده (LISA) رابطه منفی و معنیداری داشته است.
امیر مظفر امینی، مسعود رمضانی،
جلد 10، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
هدف کلی این نوشتار بررسی عوامل مؤثر در موفقیت شرکتهای تعاونی کشاورزی مرغداران استان اصفهان میباشد. بر اساس روش نمونهگیری خوشهای و فرمول کوکران، از میان 15 شرکت با 1768 نفر عضو، 9 شرکت و 173 نفر از اعضا برای مطالعه انتخاب شدند. پس از تکمیل پرسشنامهها، برای مقیاسسازی از روش AHP استفاده گردید. آزمونهای آماری (تحلیل عامل و ضریب آلفا) نشان داد که مفاهیم به کار رفته در تحقیق از روایی و پایابی بالایی برخوردار بوده است. نتایج پژوهش بیانگر این واقعیت است که تعاونیها در دستیابی به اهداف مورد نظر در اساسنامه و برآوردن انتظارات و توقعات اعضا، در مجموع ناموفق عمل کردهاند. نتایج آزمون تحلیل مسیر نشان داد که به ترتیب، شناخت اعضا، کارکرد تعاونیها برای عوامل برون سازمانی، کیفیت آموزشها، مهارت مدیران، مشارکت و تحصیلات اعضا، بیشترین تأثیر را بر موفقیت تعاونیها دارد. همچنین میزان موفقیت تعاونیها تا حدود زیادی با عوامل درون سازمانی در ارتباط است. میزان بهرهمندی اعضا از آموزش، مشارکت اعضا در امور تعاونی، مهارت فنی و تخصصی هیئت مدیره و شناخت اعضا از اصول تعاون بسیار پایین میباشد. دستاوردهای تحقیق همچنین نشان میدهد که بین متغیرهای مزبور و موفقیت شرکتهای تعاونی رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد.
شمسالله ایوبی، مصطفی کریمیان اقبال، احمد جلالیان،
جلد 10، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
خاکهای قدیمی خاکهایی هستند که تحت شرایط اقلیمی و اکولوژیکی متفاوت از حال حاضر تشکیل شدهاند. علی رغم این که این خاکها در ناحیه ایران مرکزی گسترش قابل توجهی دارند، پژوهشهای کافی روی آنها صورت نگرفته است. یکی از تکنیکهای مهم برای شناسایی و تفسیر این خاکها در راستای مطالعات اقلیم شناسی گذشته، بررسی میکرومرفولوژیکی خاک میباشد. در این تحقیق شواهد میکرومرفولوژی دو خاک قدیمی در منطقه اصفهان به منظور تفسیر شرایط اکولوژیکی و اقلیمی گذشته مورد بررسی قرار گرفتهاند. نتایج مطالعه نشان میدهد که در خاک قدیمی سپاهان شهر پوستههای رسی قوی وجود دارد که نشان دهنده شرایط مرطوبتر گذشته منطقه است. انتقال گچ و آهک ثانویه روی پوستههای رسی نشان دهنده خشکتر شدن اقلیم در مراحل بعدی بوده و منجر به تشکیل یک خاک پلی پدوژنیک شده است. مشاهدات میکروسکوپی خاک منطقه سگزی نشان از فعالیتهای بیولوژیکی شدید در افق تیره مدفون شدهای دارد که در دوره سرد و نیمه یخچالی درایس جوان توسعه یافته و شرایط مردابی را ایجاد کرده است. در مجموع نتایج این پژوهش مؤید این است که در طول دوره کواترنر همزمان با دورههای یخچالی در عرضهای جغرافیایی بالاتر فلات ایران رطوبت مؤثر بیشتری دریافت کرده و در دورههای بین یخچالی شرایط خشکتری حاکم بوده است. نوسانات اقلیمی مزبور آثار خود را به صورت شواهد پدوژنیک در خاکهای منطقه اصفهان به ارث گذارده است.
مژگان سپهری، ناهید صالح راستین، هادی اسدی رحمانی، حسینعلی علیخانی،
جلد 10، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
فلزات سنگین به دلیل آثار بازدارندهای که بر رشد و فعالیت باکتریهای ریزوبیوم و گیاهان لگوم میزبان آنها دارند، گرهبندی و تثبیت نیتروژن سیستمهای همزیستی را تحت تأثیر قرار میدهند. این تحقیق با هدف ارزیابی تأثیر تحمل سویههای ریزوبیوم به کادمـیوم در کاهش آثار سوء این فلز بر همزیسـتی سینوریزوبیوم ملیلوتی یونجه انجام شده است. بدین منظور، آزمایش گلخانهای در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی برنامهریزی شد. تیمارهای این آزمون شامل 5 سطح کادمیوم (0، 2، 5، 10 و 20 میلیگرم در کیلوگرم خاک ) و شش تیمار مایهزنی با سویههای مختلف ریزوبیومی (حساس، نسبتاً متحمل و متحمل به کادمیوم) همراه با یک تیمار شاهد تلقیح نشده با باکتری بودند. در سطوح مختلف کادمیوم، آثار تلقیح گیاه یونجه با سویههای انتخابی بر تعداد گرههای ریشهای و مقدار کل نیتروژن اندام هوایی مورد مقایسه قرارگرفت. نتایج این پژوهش نشان داد که آلودگی خاک به کادمیوم حتٰی در سطح 2 میلیگرم بر کیلوگرم تأثیر قابل توجهی بر شاخصهای همزیستی باکتریهای سینوریزوبیوم ملیلوتی داشت و میزان این تأثیر بسته به میزان تحمل به کادمیوم سویههای مختلف، متفاوت بود. تأثیر کاهنده غلظت کادمیوم بر تعداد گرههای ریشهای و غلظت نیتروژن اندام هوایی گیاهان تلقیح شده با سویههای حساس به کادمیوم در مقایسه با سویههای مقاوم به ترتیب به حدود 41 و 29 درصد رسید. در این آزمون سویه R95m از نظر توان گرهزایی و جذب نیتروژن در سطوح مختلف کادمیوم به عنوان برترین سویه شناخته شد.
مهدی آخوندی، عباس صفرنژاد، مهرداد لاهوتی،
جلد 10، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
خشکی از جمله تنشهای محیطی مهم است که بر رشد و نمو گیاهان اثر میگذارد. برای شناسایی مکانیزمهای مقاومت به تنش خشکی در یونجه آزمایشی در محیط هیدروپونیک با 4 سطح مختلف پتانسیلهای اسمزی حاصل از PEG شامل صفر، 4- ، 8- و 12- بار انجام شد. از ژنوتیپهای یونجه یزدی، نیکشهری و رنجر، که بر اساس شاخصهای مورفولوژی به ترتیب به عنوان مقاوم، نیمه مقاوم و حساس دستهبندی شده بودند، در این مطالعه استفاده شدند. پس از چهار هفته از گیاهان کشت شده در محیط هیدروپونیک نمونه برداری و میزان پرولین و عناصر کلسیم، پتاسیم و سدیم آنها اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که با افزایش تنش خشکی بر میزان تجمع پرولین در اندامهای مختلف افزوده میشود، ولی میزان آن در ژنوتیپها و اندامهای مختلف یونجه، متفاوت بود. تنش اسمزی موجب افزایش میزان تجمع پرولین در برگ نسبت به سایر اندامهای گیاه و افزایش معنیدار غلظت عناصر پتاسیم، سدیم و کلسیم در اندامهای گیاه شد. در حالی که نسبت پتاسیم به سدیم در اندامهای هوایی و ریشه، با افزایش تنش خشکی کاهش یافت. بر اساس نتایج مرفولوژی و بیوشیمیایی از این آزمایش یونجه یزدی به عنوان ژنوتیپ مقاوم به تنش اسمزی در مقایسه با سایر ژنوتیپها مشخص شد
حسین رحیم سروش، علی مؤمنی،
جلد 10، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
به منظور تعیین ساختار ژنتیکی شماری از صفات مهم زراعی و همچنین قابلیتهای ترکیبپذیری عمومی و خصوصی آنها به منظور استفاده در برنامههای اصلاحی برنج، تعداد 8 ژنوتیپ برنج در قالب تجزیه لاین× تستر مورد بررسی قرار گرفتند. کلیه ژنوتیپها، شامل 15 نسل F1 به همراه 8 ژنوتیپ والدی، در سال 1380، برای11 صفت مهم زراعی و کمّی از جمله عملکرد و اجزای آن، در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با 3 تکرار بررسی شدند. واریانس قابلیتهای ترکیبپذیری عمومی ( GCA ) و خصوصی ( SCA ) برای اغلب صفات معنیدار شد. از میان ژنوتیپهای مورد بررسی ارقام خزر و سالاری دارای ترکیب پذیری عمومی مثبت و معنیدار برای عملکرد دانه بودند درحالیکه برای صفت تعداد پنجه بارور ارقام سالاری و کانتو دارای قابلیت ترکیبپذیری عمومی مثبت و معنیداری بودند. تلاقیهای سنگجو/دمسیاه، لاین213/ سالاری و کانتو/حسنسرایی دارای قابلیت ترکیبپذیری خصوصی مثبت و معنیدار برای صفت عملکرد دانه بودند. سهم واریانس افزایشی برای صفات تعداد دانه پر درخوشه و تعداد روز تا 50 درصد گلدهی، عرض دانه، وزن هزار دانه بیشتر از واریانس غالبیت بوده در حالیکه برای سایر صفات میزان واریانس غالبیت بر افزایشی فزونی داشت. بنابراین ژنوتیپهای با ترکیبپذیری عمومی معنیدار میتوانند به عنوان یکی از ارقام والدینی در برنامه اصلاح صفات مورد بررسی، استفاده شوند و تلاقیهای با ترکیبپذیری خصوصی معنیدار، میتوانند در برنامه تولید واریتههای برنج هیبرید مورد استفاده قرار گیرند.
نسرین فرید، پرویز احسانزاده،
جلد 10، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
منابع اصلی تأمین کننده مواد ذخیره شده در دانهها اغلب نزدیکترین اندامهای سبز به دانهها میباشند. اگرچه در گیاهان زراعی بسیاری سهم قابل توجه فتوسنتری اندامهای نزدیک به دانهها در تشکیل عملکرد دانه تعیین شده است ولی اطلاعات چندانی در مورد گلرنگ به عنوان یکی از گیاهان دانه روغنی مهم وجود ندارد. مطالعه حاضر به منظور بررسی پاسخ عملکرد دانه و اجزای آن به تیمار پوشاندن طبق و همچنین دو برگ نزدیک به طبق در چهار ژنوتیپ گلرنگ در کشت بهاره انجام شد. این آزمایش در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان، واقع در لورک نجف آباد در بهار1382 در قالب یک طرح بلوک کامل تصادفی با چهار تکرار صورت گرفت. چهار ژنوتیپ مورد استفاده شامل نبراسکا10، توده محلی کوسه، اراک 2811 و k12 بودند و سه سطح تیمار سایهاندازی (پوشاندن) بعد از گردهافشانی شامل بدون پوشش (شاهد)، پوشش طبق و پوشش طبق و دو برگ مجاور بود. نتایج این آزمایش نشان داد که به طورکلی بین ژنوتیپها از نظر تعداد روز تا تکمهدهی، روز تا رسیدگی فیزیولوژیک، ارتفاع، تعداد طبق در بوته، تعداد دانه در طبق، وزن صد دانه، وزن دانه در طبق و عملکرد دانه در بوته تفاوت معنیداری وجود دارد. تیمار سایهاندازی اثر معنیداری روی تعداد دانه در طبق، وزن صد دانه، وزن دانه در طبق، عملکرد دانه در بوته و شاخص برداشت داشت ولی بر عملکرد بیولوژیک در بوته تأثیر معنیداری نداشت. ضمن آن که بین دو سطح تیمار سایهاندازی در این موارد تفاوت معنیداری دیده نشد، چون ایجاد پوشش روی طبق و برگهای مجاور آن به طور متوسط سبب 37 درصد کاهش در عملکرد دانه در بوته در شرایط محیطی آزمایش حاضر شد، بنابراین ظاهراً در گلرنگ نیز فتوسنتز طبق و برگهای نزدیک به آن در تولید دانه سهم عمدهای دارد.
رضا طاهرخانی، محمود شیوازاد، مجتبی زاغری، احمد زارع شحنه،
جلد 10، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
آزمایشی برای ارزیابی پاسخ جوجههای گوشتی نر و ماده به نسبتهای مختلف اسید آمینه ایدآل در دوره آغازین (7 تا 21 روزگی) انجام شد. نسبتهایی که برای محاسبه احتیاجات اسیدهای آمینه بهکار رفتند شامل (Illinoise Ideal Chick Protein) IICP، Feedstuff، RPAN (Rhone Poulenc Animal Nutrition) وNRC (National Research Council) بودند. نسبت اسیدهای آمینه ضروری به لیزین با توجه به احتیاج این اسیدهای آمینه به لیزین محاسبه شد. نیاز لیزین قابل هضم برای جوجههای نر و ماده به ترتیب 07/1 و 97/0 درصد در نظر گرفته شد. آزمایش در چهارچوب طرح بلوکهای کامل تصادفی و به صورت فاکتوریل 2×5 در چهار تکرار انجام شد. تمام جیرهها به صورت هم کالری و هم نیتروژن (6/2 درصد نیتروژن) تهیه شده و از نظر داشتن حداقل 3/0 درصد جیره پرولین و 6/0 درصد جیره گلیسین کنترل شدند. جیره تمام نسبتهای مورد آزمایش حاوی 3200 کیلو کالری انرژی قابل سوخت و ساز بود و یک جیره کنترل مثبت هم مطابق توصیههای (NRC(1994 به کار رفت. نتایج نشان داد که جوجههایی که جیره کنترل مثبت دریافت کردند افزایش وزن بهتری نسبت به سایر تیمارها داشتند (05/0>P). در بین جیرههای نیمه خالص، جوجههایی که با جیرههای تنظیم شده بر اساس نسبتهای اسیدآمینه ایدآل (NRC(1994 تغذیه شدند، افزایش وزن و بازده خوراک بهتری (05/0>P) در هر دو جنس نسبت به IICP وRPAN داشتند ولی تفاوت بین NRC و Feedstuff معنیدار نبود. نسبتهای RPAN باعث ایجاد پایینترین افزایش وزن و بازده خوراک در جوجههای ماده شدند (05/0>P). نتایج این تحقیق نشان داد که نسبت جدید ترئونین به لیزین در IICP احتمالاً کم برآورد شده است.
مجید سلیمانی، محمد شاهدی،
جلد 10، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
یکی از عوامل مهم تأثیرگذار بر کیفیت تبدیل یا به عبارتی ضایعات ناشی از خرد شدن برنج در مرحله تبدیل به برنج سفید و در نتیجه ارزش اقتصادی آن، نحوه اعمال فرایند خشککردن و کنترل پارامترها در خشککن میباشد. به منظور بررسی عوامل مؤثر بر کیفیت تبدیل محصول و ارتباط آنها با یکدیگر، رقم بینام که یکی از ارقام متداول برنج استان گیلان با کیفیت تبدیل و مقاومت بافتی متوسط است، با رطوبت اولیه 5/20% مورد استفاده قرار گرفت. فرایند خشک کردن محصول در قالب طرح کاملاً تصادفی با 20 تیمار توسط 3 فاکتور: درجه حرارت هوای خشککن(در پنج سطح: 30، 40، 50، 60 و 70 درجه سانتیگراد)، سرعت جریان هوای خشککن (در دو سطح 5/0 و 2 متربرثانیه) و رطوبت شلتوک در انتهای فرایند (در دو سطح 5/10 و 14 درصد بر پایه تر، به ترتیب معادل 7/11 و 3/16 درصد بر پایه خشک) در 4 تکرار انجام شد. نتایج به دست آمده از آزمایشها نشان داد که افزایش درجه حرارت و سرعت جریان هوا در خشککن باعث کاهش زمان و برعکس باعث افزایش ثابت سرعت کاهش رطوبت( K ) در محصول میشود. همچنین مشخص شد کاهش رطوبت نهایی محصول علیرغم این که باعث افزایش معنیدار زمان فرایند میشود ولی بر ثابت K اثر معنیدار ندارد. آزمون همبستگی نشان داد که در دامنه رطوبتی مشخص(5/20% الی 14% و یا 5/20% الی 5/10%) میزان ضایعات (درصد شکستگی) برنج در مرحله تبدیل با زمان خشک شدن همبستگی منفی و با ثابت K همبستگی مثبت دارد در حالی که این دو شاخص با مقاومت خمشی محصول به ترتیب همبستگی مثبت و منفی دارند. برازش خصوصیات کیفی شامل ضایعات در مرحله تبدیل و مقاومت خمشی محصول برحسب زمان و یا ثابت سرعت خشک شدن مشخص کرد که با استفاده از متغیر زمان میتوان برآورد دقیقتری برای خصوصیات کیفی مذکور به دست آورد.
محمد شاهدی، شهرام دخانی، غلامحسین کبیر، نفیسه زمیندار،
جلد 10، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
به منظور تولید برگه فرموله شده خشک سیبزمینی، دو رقم سیبزمینی اگریاومارفونا از منطقه داران اصفهان تهیه و در سردخانه 9ºC با رطوبت نسبی 85 درصد نگهداری شدند. مقدار کل ماده خشک، وزن مخصوص و میزان قندهای احیای سیبزمینی در ابتدای انبارداری تعیین گردید. پودر گرانول از هر دو رقم سیبزمینی به روش Add-back تهیه شد. برای تهیه خمیر با قوام و خصوصیات شکل گیری مطلوب از پودر گرانول با مش 80، پوره سیبزمینی پخته، آرد ذرت با مش 60، امولسیفایر، آب، روغن قنادی، نشاسته، نمک و آرد گندم استفاده شد. پس از دست یافتن به فرمول مناسب برای تهیه خمیر با خصوصیات رئولوژیکی مطلوب برای شکل گرفتن، ورقهای از خمیر با ضخامت 1 تا 2 میلیمتر ایجاد و از آن پولکهایی به قطر 3 سانتیمتر جدا شد. چهار تیمار تنوری کردن، خشک کردن در آون خلا، سرخ کردن در روغن و ترکیب پیش خشک کردن و سرخ کردن در روغن برای تبدیل خمیر به برگههای خشک در نظر گرفته شد. با توجه به نتایج آزمون چشایی تیمار تنوری کردن برگزیده شد و شرایط بهینه زمان و دما برای آن 30 دقیقه در 125ºC تعیین گردید و برای بهبود طعم نیز ازطعم دهندههای مختلف شامل پودر سیر، فلفل،آویشن ، لاکتیک اسید، پودر پیاز، نمک و شکر استفاده شد، اثر این طعم دهندهها به وسیله مقایسه چندتایی و آزمون مثلثی مورد بررسی قرار گرفت و تیمارهای حاوی نمک، فلفل و پودر سیر به عنوان بهترین تیمارها ارزیابی گردید.
احمد قانع، محمدرضا احمدی، عباس اسماعیلی، علیرضا میرزاجانی،
جلد 10، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
پژوهش حاضر، اجتماعات کفزیان و ساختار جمعیتی آنها را در بخشی از رودخانه چافرود مورد بررسی قرار داده و با توجه به عوامل آشفتگیزای محیطی به طبقهبندی و ارزیابی ایستگاههای مورد بررسی پرداخته است. در مجموع 8 ایستگاه مطالعاتی در مسیرحدود 9 کیلومتری رودخانه انتخاب و فون کفزیان بزرگ آن بهصورت ماهانه توسط دستگاه سوربر و با 3 تکرار در هر ایستگاه نمونهبرداری شد. نمونههای جمع آوری شده توسط فرمالین 4% تثبیت و در آزمایشگاه جدا سازی، شناسایی و شمارش گردید. 73 گروه از بیمهرگان کفزی دراین مدت شناسایی شد که در میان آنها لارو حشرات آبزی بیشترین تنوع و فراوانی را داشتهاند. افراد متعلق به دو راسته Diptera و Ephemeroptera در همه ایستگاهها جانداران غالب بودهاند. حداکثر فراوانی کل جانداران دراین مدت 2335 عدد در ایستگاه 2 و حداقل آن 1639 عدد در متر مربع در ایستگاه 4 بوده است. دادههای مربوط به فراوانی کفزیان بزرگ بهصورت سنجههای ساختار جمعیتی (Community structure metrics) شامل غنای کل، غنای EPT و نسبت فراوانی EPT به خانواده Chironomidae، خلاصه شد. در ضمن شاخص تنوع شانن- وینر (Shannon-Winner diversity index) و شاخص زیستی در سطح خانواده هیلسنهوف (Hilsenhoff family level biotic index) نیز در ایستگاههای مورد بررسی محاسبه شد. نتایج به دست آمده از آنالیز خوشهای و نیز طبقهبندی کیفی آب براساس شاخص زیستی هیلسنهوف، باهم مطابقت داشته و ایستگاههای تحت تأثیر عوامل آلاینده در یک گروه طبقهبندی شدند.
فاضل ایرانمنش، امیرحسین چرخابی، نادر جلالی،
جلد 10، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
منطقه دشتیاری با سطحی بالغ بر 580000 هکتار در جنوب شرق ایران تحت تأثیر فرسایش خندقی بوده که میزان رشد آن در دهههای اخیر به طور چشمگیری افزایش یافته است. تصاویر ماهوارهای به دلایل داشتن سریهای زمانی، هزینه کم، پوشش زیاد و قابلیت پردازش رقومی، میتوانند اطلاعات مناسب و جامعی از رشد و گسترش خندقها در اختیار قرار دهند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تعیین مناسب ترین روش اندازهگیری ویژگیهای مورفومتریک خندقهای منطقه دشتیاری از شهرستان چابهار با استفاده از پردازش رقومی سنجنده +ETMانجام شد. بدین منظور، از تصاویر ماهوارهای لندست 7 سال 2001 و همچنین از اطلاعات جمع آوری شده حاصل از اندازهگیریهای صحرایی روی 25 خندق نمونه به منظور کنترل و ارزیابی نتایج، استفاده گردید. در ادامه، پس از تصحیح خطاهای هندسی و پخش آتمسفریک، با استفاده از روشهای بارزسازی طیفی مانند بسط تباین خطی و ایجاد ترکیبهای رنگی کاذب، تصاویر برای تفسیر چشمی و انتخاب محلهای نمونه برداری آماده شدند. با مشخص شدن محل نمونهها روی تصویر، برداشتهای میدانی روی خندقهای نمونه صورت پذیرفت. این برداشتها، ویژگیهای مورفومتریک هر خندق در سه مقطع 25%،50% و 75% مانند، طول، عـرض و ارتفاع را شامل میشود. در مرحله پایانی، با استفاده از روشهای رقومی پردازش اطلاعات ماهوارهای مانند فیلترها، روشهای ادغام و روش آنالیز مؤلفههای اصلی، طول و مشخصات هر یک ازخندقهای نمونه در هر روش اندازهگیری و با نتایج حاصل از برداشتهای صحرایی از طریق مقایسه اختلاف میانگینها و آزمونهای F و t بررسی گردیدند. نتایج نشان داد، در سطح احتمال 5 درصد و 1 درصد، تفاوتهای مشاهده شده بین میانگینهای نمونهها معنیدار بوده و از بین روشها، روش آنالیز مؤلفههای اصلی با تصویر PCA1 کمترین اختلاف را با اندازهگیریهای صحرایی دارد. بنابراین، روش آنالیز مؤلفههای اصلی، به عنوان روشی رقومی برای ادامه پایش رشد و گسترش خندقها در دشتیاری و مناطق مشابه در جنوب شرق ایران پیشنهاد میشود.
عباسعلی ولی،
جلد 10، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
خاکهای شور و رستنیهای شورروی یک سیمای متداول در مناطق بیابانی و استپی هستند. شورهزارها در نواحی خشک در حال توسعه میباشند. بررسی آثار گیاهان شورروی برخصوصیات خاک و راهکارهای تطابقی گونههای شورروی، برای کنترل شورهزارها ضروری است. Juncus gerardi یک شبهگراس چندساله شورروی و Halocnemum strobilaceum یک گیاه بوتهای و گوشتی شورروی است. نحوه استقرار این دو گونه در عرصه بهصورت تودهای است. در این پژوهش برای بررسی آثار این گونهها بر محیط ریشه، نمونههای خاک داخل تودهها با مناطق همجوار در شورهزار کرسیای داراب مورد مقایسه قرار گرفت. همچنین غلظت یونها در بافتها و اندامهای زنده و مرده این دو گونه برای شناخت اشکال تطابقی آنها تعیین شد. نتایج نشان داد گونه Juncus gerardi باعث کاهش معنیداری در میزان شوری در عمق 30-0 سانتیمتری سطح خاک شده، بهطوری که میزان هدایت الکتریکی خاک در این عمق 37 درصد کاهش یافته است. ولی در عمق 60-30 سانتیمتری سطح خاک میزان املاح و هدایت الکتریکی خاک افزایش معنیداری نشان میدهد. تعیین غلظت یونها در بافتهای گیاه، پایین بودن میزان املاح را نسبت به وزن خشک گیاه نشان میدهد. این مقدار برای سدیم 33/0 درصدوزن خشک گیاه است که این موضوع مبین جذب انتخابی یونها بهعنوان راهکار فرار از تنش شوری است. مقایسه خصوصیات خاک محیط ریشه Halocnemum strobilaceum با مناطق همجوار کاهش معنیداری در میزان املاح و هدایت الکتریکی خاک در محیط اطراف ریشه را نشان میدهد، بهطوری که میزان هدایت الکتریکی خاک در عمق 30-0 سانتیمتری 27 درصد و در عمق 60-30 سانتیمتری 40 درصد کاهش یافته است. تعیین میزان غلظت املاح در اندامهای گیاه بالا بودن این میزان را نشان میدهد بهطوری که میزان سدیم 18/8 درصد وزن خشک اندامهای زنده گیاه را تشکیل میدهد. مقایسه میزان املاح در بافتهای زنده و مرده گیاه افزایش چشمگیر این املاح را در بافتهای مرده نسبت به بافتهای زنده نشان میدهد. بنابراین این گونه با تجمع نمک در اندامهای مسن در ساقههای بندبند خود و ریزش این اندامها مقادیر زیادی از املاح را دفع میکند.
حسین ارزانی، محمد جنگجو، حسین شمس، سعید محتشمنیا، مجید آقامحسنی فشمی، حسن احمدی، محمد جعفری، علی اصغر درویش صفت، احسان شهریاری،
جلد 10، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
شایستگی مرتع و از طرفی قابلیت چرایی مرتع از موارد مهم در امر آنالیز و ارزیابی مراتع بوده و شناخت عوامل مؤثر بر آن، خود از اهمیت زیادی برخوردار است. از آنجایی که تقریباً همه اجزای اکوسیستم مرتعی روی تعیین شایستگی مرتع تأثیر میگذارند، بنابراین از بین عوامل فیزیکی و پوشش گیاهی سه عامل تولید علوفه، منابع آب و حساسیت به فرسایش انتخاب شد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تناسب مراتع لار، دشت بکان، سیاهرود و اردستان و ارائه مدلی برای چرای گوسفند میباشد. این تحقیق در 4 منطقه به ترتیب 2 منطقه سیاهرود و لار در رشتهکوههای البرز، اردستان در منطقه مرکزی و دشت بکان در منطقه زاگرس انجام گرفت. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که در مناطق مورد مطالعه از بین عوامل فیزیکی شیب، دوری از منابع آب و فرسایش بیشتر از عوامل گیاهی در تعیین قابلیت چرایی نقش داشتند. به طور کلی در منطقه سیاهرود، فراوانی گیاهان سمی، شیب تند، موقتی بودن منابع آب سازندهای حساس به فرسایش عوامل محدودکننده بودند. شیب زیاد، حساسیت سنگ و خاک به فرسایش و نحوه بهرهبرداری از اراضی در منطقه لار قابلیت آن را کاهش میداد. در منطقه اردستان تولید کم، وجود گیاهان مهاجم، دوری از منابع آب، نحوه بهرهبرداری از اراضی و فرسایشهای فعلی باعث کاهش شایستگی آن میشوند. در منطقه دشت بکان شیب، نحوه پراکنش منابع آب و عدم وجود منابع دائمی آب، ایجاد محدودیت میکنند. به طور کلی هر نوع بهره برداری از زمین نیازمندیهای مشخص و هر واحد اراضی کیفیت معینی دارد و در خصوص بهرهبرداری از مراتع برای چرای گوسفند، رعایت ظرفیت چرا، توجه به آمادگی مرتع و به کاربردن برنامههای اصلاحی در مراتع مورد مطالعه میتواند در افزایش قابلیت مراتع برای چرای گوسفند کمک کند.
جلال کلاهدوز شاهرودی، حسین سیدالاسلامی، رحیم عبادی، بیژن حاتمی،
جلد 10، شماره 2 - ( 4-1385 )
چکیده
وجود سوسک شکارگر Cybocephalus fodori minor در ایران برای اولینبار در سال 1381 گزارش شد. با توجه به انجام بررسیهای محدود در زمینه چرخه زیستی سوسکهای شکارگر جنس Cybocephalus و به ویژه سوسک شکارگر C. fodori ، چرخه زیستی و میزان تغذیه این شکارگر، روی سپردار واوی پسته برای اولین بار در شرایط آزمایشگاهی ( دمای 2±25 درجه سانتیگراد، رطوبت نسبی 5±65 درصد و دوره نوری 16 ساعت روشنایی) مورد مطالعه قرار گرفت. در آزمایشگاه، دوره نشو و نمای سوسک شکارگر C. f. minor در شش مرحله زیستی شامل تخم، سه سن لاروی، شفیره و حشره کامل بررسی شد. طول دوره یک نسل این سوسک شکارگر (بدون احتساب طول عمر حشرات کامل) در شرایط آزمایشگاه در حشرات نر، بین 43 تا 46 و در حشرات ماده، 38 تا 42 روز بود. طول دورههای جنینی، لاروهای سن یک، دو، سه، شفیرگی، طول عمر حشرات کامل نر، ماده و دورههای قبل و بعد از تخمریزی این زیرگونه در شرایط آزمایشگاه به ترتیب 1/0 ± 8/8، 1/0± 2/5، 1/0 ± 4/3، 1/0 ± 8/6، 3/0 ± 3/17، 2/2 ± 2/59، 1/3 ± 8/65، 6/1 ± 8/6 و 5/0 ± 5/3 روز محاسبه شد. میانگین تعداد تخم حشرات ماده در طول دوره زندگی خود روی سپردار واوی پسته 2/6 ±7/64 عدد بود که در زیر سپرها قرار داده شد. نسبت جنسی این حشره در شرایط آزمایشگاهی و مزرعه 1:1 تعیین شد. میزان تغذیه روزانه حشره کامل ماده، نر، لاروهای سن یک، دو و سه این شکارگر از حشرات کامل ماده سپردار واوی پسته در آزمایشگاه به ترتیب 5/3 ± 1/7، 2/2 ± 9/6، 2/0 ± 8/1، 2/0 ± 7/3 و 3/0 ± 9/5 عدد بود. این شاخصها برای تغدیه شکارگر از تخم و پوره سن دو شپشک نیز محاسبه شد. با توجه به طول عمر بیشتر حشرات کامل، بیشترین میزان شکارگری در طول یک نسل در این مرحله انجام میگیرد.