۵ نتیجه برای تراکتور
محمد لغوی، احمد ملاصادقی،
جلد ۶، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۱ )
چکیده
بازده کششی دو نوع تراکتور میان قدرت متداول در ایران، یعنی تراکتورهای مسی فرگوسن ۲۸۵ و یونیورسال ۶۵۰ در عملیات شخم توسط گاوآهن برگرداندار ارزیابی و مقایسه گردید. آزمون مزرعهای در ایستگاه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز به صورت فاکتوریل در چارچوب طرح بلوکهای کامل تصادفی، در مزرعهای با بافت خاک لومرسیشنی و میانگین رطوبت ۱۸ درصد در عمق صفر تا ۳۰ سانتیمتری انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل سه نوع یا وضعیت تراکتور (یونیورسال ۶۵۰، مسی فرگوسن ۲۸۵ بدون سنگینسازی چرخها و مسی فرگوسن ۲۸۵ با سنگین کردن چرخها توسط آب نمک) و سه سطح عمق شخم سطحی (۱۰ تا ۱۵ سانتیمتر)، متوسط (۱۵ تا ۲۰ سانتیمتر) و عمیق (۲۰ تا ۲۵ سانتیمتر) بود. سرعت اجرای شخم در کلیه تیمارها در حدود چهار کیلومتر در ساعت ثابت نگه داشته شد. پارامترهای مورد اندازهگیری و مقایسه شامل نیروی کشش مالبندی، مقاومت کششی، درصد لغزش چرخهای محرک و بازده کششی تراکتور بود.
نتایج نشان داد که عمدهترین اختلاف بین سه نوع یا وضعیت تراکتورها مربوط به لغزش چرخهای محرک است، به طوری که میانگین درصد لغزش در سه سطح شخم در مورد تراکتور یونیورسال ۶۵۰ کمترین (۶/۱۲%) و در تراکتور مسی فرگوسن ۲۸۵ بدون سنگینسازی چرخها بیشترین (۲۷%) بود، که با سنگینسازی چرخهای محرک به ۷/۱۷ درصد کاهش یافت. همچنین، در حالی که افزایش درصد لغزش تراکتور یونیورسال ۶۵۰ با افزایش عمق شخم شدید نبود (۷/۹% به ۵/۱۶%)، تراکتور مسی فرگوسن ۲۸۵ سنگینسازی نشده شدیدترین تغییرات را نشان داد (۱۱% به ۴۸%). تجزیه و تحلیل آماری بازده کششی تیمارها نشان داد که تغییر معنیداری در بازده کششی تراکتور یونیورسال ۶۵۰ با افزایش عمق شخم حاصل نگردید، و با میانگین بازده ۸/۷۳% دارای عملکرد مطلوبی بود، در حالی که بازده کششی تراکتور مسی فرگوسن ۲۸۵ سنگینسازی نشده، که در شرایط شخم سطحی بیش از ۷۵% بود، با افزایش عمق شخم به ۴۶% کاهش یافت. سنگینسازی چرخهای محرک تراکتور مسی فرگوسن ۲۸۵ روند نزولی بازده کششی را با افزایش عمق به طور چشمگیری بهبود بخشید، و حداقل آن را به حدود ۶۳% ارتقا داد. به طور کلی، نتایج این پژوهش نشان داد که تراکتور مسی فرگوسن ۲۸۵، چنانچه سنگینسازی نگردد، تنها در انجام عملیات خاکورزی سطحی بازده مطلوب دارد، و برای شخم متوسط و عمیق باید از تراکتور یونیورسال ۶۵۰ و یا مسی فرگوسن ۲۸۵ سنگین شده استفاده نمود.
داود مؤمنی آبخارکی، برات قبادیان، عباس همت، سعید مینایی،
جلد ۸، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۸۳ )
چکیده
یکی از سیستمهایی که برای افزایش راندمان کاری تراکتورها طراحی و ساخته شده است سیستم قفل دیفرانسیل است. این سیستم باعث یکسان شدن دور دو محور چرخ میشود. در نتیجه در زمان رویارویی با شرایط زمینگیرایی غیریکنواخت در زیر لاستیکها بسیار مفید خواهد بود. استفاده از این سیستم باعث بهبود زمینگیرایی، کاهش فرسایش لاستیک چرخهای محرک، کاهش مصرف سوخت و افزایش ظرفیت مزرعهای تراکتور خواهد شد. علیرغم این که استفاده از این سیستم مزایای زیادی را به همراه خواهد داشت، تاکنون برای بهینهسازی آن فعالیتی در داخل کشور صورت نگرفته است. از این رو طراحی و ساخت سیستم قفل دیفرانسیل نیمهاتوماتیک برای نصب روی تراکتور مسیفرگوسن ۲۸۵ تولید داخل، در این پژوهش انجام شده است. این سیستم به گونهای طراحی شده است که در هنگام ایجاد وضعیتهای بحرانی، قفل دیفرانسیل را از درگیری خارج میکند. وضعیتهای بحرانی درگیر بودن قفل دیفرانسیل عبارتاند از: استفاده از ترمزهای مجزا، سرعتهای پیشروی بالا و چرخاندن غربالک فرمان. به منظور اندازهگیری و تشخیص وضعیتهای بحرانی به ترتیب از سه نوع حسگر کششی، القایی، و جابه جایی زاویهای استفاده شد. خروجی این حسگرها به یک مدار تصمیمگیرنده فرستاده شده و در آنجا تصمیم لازم مبنی بر ادامه درگیری یا آزادشدن آن گرفته میشود. مدار تصمیم گیرنده یک میکروکنترلر قابل برنامهریزی است که میتوان پارامترهای دیگری را برای کنترل به آن اضافه کرد و یا موارد موجود را تغییر داد. پس از طراحی و نصب سیستم روی تراکتور، عملکرد آن در عملیات خاکورزی با گاوآهن برگرداندار سه خیشه با عرض کار ۱۱۰ سانتیمتر و عمق کار ۲۵ سانتیمتر بررسی شد.
آزمایشها نشان دادند که در تراکتور معمولی، به علت توزیع نامناسب وزن و شرایط زمینگیرایی غیر یکسان زیر لاستیک چرخهای محرک، لغزش دو چرخ حدود ۶ درصد اختلاف دارند که استفاده از این سیستم آن را بهبود بخشید. به علاوه بر اثر کاهش لغزش چرخها مصرف سوخت نیز حدود ۵/۰ لیتر در هکتار کاهش یافت.
سید رضا حسن بیگی بیدگلی، برات قبادیان، پروین نصیری، نصرا… کمالیان،
جلد ۸، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۸۳ )
چکیده
در ایران علاوه بر به کارگیری تراکتورهای دوچرخ در انجام عملیات مزرعهای، از آنها برای حمل و نقل بار و مسافر در جادههای آسفالت روستایی نیز استفاده میشود. علیرغم مشکلات ناشی از سروصدای این ماشینها و آثار سوء همه جانبه آن بر کاربران و اطرافیان، تاکنون تحقیقات جامعی از نظر ارایه مدلهای پیشگویی صدا روی آنها انجام نگرفته است. بررسیهای اولیه در پژوهش حاضر بیانگر آن بود که تراز سروصدای تراکتور دوچرخ با توان ۱۳ اسب بخار در سرعت موتور ۲۲۰۰ دور بر دقیقه به dB(A) ۹۲ میرسد که در مقایسه با حد استاندارد dB(A) ۸۵ نگران کننده است. از اینرو، مقاله حاضر نتیجه پژوهشی است که روی تراکتور دوچرخ با توان ۱۳ اسب بخار صورت گرفت، مکان آزمون براساس استانداردهای بین المللی مهیا گردید و سیگنالهای سروصدای ساطع شده از دستگاه اندازهگیری شده و سپس در حوزه زمان و فرکانس در محدوده شنوایی انسان (۲۰ تا ۲۰۰۰۰ هرتز) مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان میدهد که شدت صدا در موقعیت گوش راننده در مقایسه با موقعیت اطرافیان dB(A) ۷/۷۴ تا dB(A) ۱۰/۷۵ بیشتر است و سرعت موتور نقش تعیین کنندهای در تولید سروصدا دارد که باید در کاربریهای مختلف تراکتور دوچرخ مورد توجه قرار گیرد، زیرا تغییرات آن تا dB(A) ۸/۵ در افزایش سروصدا تأثیر دارد. در نهایت مدلهای پیشگویی تراز فشار صدای تراکتور دوچرخ در موقعیت گوش راننده و اطرافیان با استفاده از دادههای آزمایش تعیین گردیده است.
علیرضا سلطانی قلعه جوقی، محمد لغوی،
جلد ۱۱، شماره ۴۰ - ( ۴-۱۳۸۶ )
چکیده
بازده کششی و مصرف سوخت دو تراکتور سنگین متداول در ایران، تراکتورهای مسی فرگوسن ۳۹۹ و جان دیر ۴۲۳۰ در عملیات شخم با گاوآهن برگرداندار ارزیابی و مقایسه گردید. آزمایش در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز در مزرعه ای با بافت خاک رسی شنی و میانگین رطوبت ۱۸ درصد وزنی بر مبنای وزن خشک اجرا گردید. برای انجام این تحقیق از یک آزمایش فاکتوریل۳×۴ در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار استفاده گردید. تیمارها شامل دو نوع تراکتور مسی فرگوسن ۳۹۹ و تراکتورجان دیر ۴۲۳۰، هر یک در دو وضعیت از لحاظ بار محوری(بار محوری استاندارد و سنگین شده با وزنه آبی) و درسه عمق شخم، سطحی (۲۰-۱۵ سانتیمتری)، متوسط( ۲۵-۲۰ سانتیمتری) و عمیق (۳۰-۲۵ سانتیمتری) با گاوآهن برگردان دار چهار خیش بود. در کلیه تیمارها دور موتور در محدوده دور مشخصه (۲۰۰۰ و ۲۲۰۰ دور در دقیقه به ترتیب برای فرگوسن ۳۹۹ و جاندیر ۴۲۳۰) و سرعت پیشروی در محدوده۵/۰± ۵/۴ کیلو متر در ساعت ثابت نگه داشته شد. پارامترهای مورد ارزیابی شامل نیروی کشش مالبندی، نیروی مقاومت غلتشی چرخهای تراکتور، درصد لغزش چرخهای محرک تراکتور، بازده کششی و میزان مصرف سوخت تراکتورها بود. نتایج بهدست آمده از این تحقیق، نشان داد که با سنگین کردن چرخهای محرک تراکتور مسی فرگوسن ۳۹۹ میتوان بازده کششی آنرا در اجرای شخم عمیق از ۵/۳۶% به ۵۳% افزایش داد ولی قابلیت رقابت با تراکتور جان دیر ۴۲۳۰ با بازدهی کششی ۶۴% در همان عمق شخم را ندارد. اما وضعیت سنگین شده این تراکتور در اجرای شخم سطحی و نیمه عمیق با در نظر گرفتن میزان مصرف سوخت کمتر، درحد رقابت با جان دیر ۴۲۳۰ میباشد. استفاده از تراکتور جاندیر ٤٢٣٠ سنگین شده برای اجرای شخم با گاو آهن برگردان دار در اجرای شخم سطحی به دلیل مصرف سوخت بیشتر صرفه اقتصادی ندارد و بهدلیل داشتن درصد لغزش پایین تر از حد بهینه، موجب فشردگی خاک زراعی میگردد. در حالت کلی تراکتور فرگوسن ۳۹۹ برای بارهای کششی سبک و جان دیر ۴۲۳۰ برای بارهای کششی سنگین پیشنهاد میگردد. در صورت عدم استفاده در شرایط فوق، تراکتور فرگوسن ۳۹۹ با کاهش شدید بازده کششی و افزایش شدید در میزان مصرف سوخت مواجه خواهد بود و تراکتور جاندیر ٤٢٣٠ موجب فشردگی خاک زراعی میگردد.
علی ملکی، سید سعید محتسبی، اسداله اکرم، وحید اصفهانیان،
جلد ۱۲، شماره ۴۴ - ( ۴-۱۳۸۷ )
چکیده
امروزه به ایمنی شغلی کشاورزان در کشورهای در حال توسعه کمتر توجه میشود. این مسأله برای رانندگان تراکتورها که در معرض شرایط بسیار نامناسب محیط کار و ارتعاش زیاد تراکتور و صندلی آن قرار دارند از اهمیت بیشتری برخوردار میباشد. بنابراین بررسی منابع ارتعاش و روشهای کاهش آن در تراکتورها از اهمیت خاصی برخوردار میباشد. در این پژوهش ارتعاش وارد بر بدن چند راننده تراکتور با جرمهای متفاوت هنگام رانندگی با سه تراکتور متداول در ایران هنگام انجام عملیات شخم با گاوآهن برگرداندار، دیسک زنی و حرکت روی جاده آسفالت در دو سرعت پیشروی بررسی گردید. مقادیر شتاب روی تراکتور و بدن رانندگان تراکتور، هنگام رانندگی با تراکتور اندازهگیری و ثبت گردید و پس از انجام آنالیز فوریه روی این دادهها، ریشه میانگین مربعهای شتاب وزندار شده تیمارهای مختلف در دو وضعیت سلامتی و آسایش راننده، آنالیز و تجزیه و تحلیل گردیدند. نتایج به دست آمده بیانگر عدم وجود اختلاف معنیدار در سرعتهای مختلف پیشروی بود. در حالیکه میانگینهای بردارهای شتاب روی تراکتورها و بدن رانندگان اختلاف معنیداری در سطح احتمال ۱% نشان دادند به نحویکه با افزایش جرم راننده، میانگین بردار شتاب روی بدن او کاهش مییافت. بهعنوان مثال راننده با جرم ۵۵ کیلوگرم بیشترین میانگین شتاب (۸/۹ متر بر مجذور ثانیه) و راننده با جرم ۱۰۰ کیلوگرم کمترین میانگین شتاب( ۳/۳ متر برمجذور ثانیه) را به خود اختصاص داده بودند. با مقایسه مدت زمان مجاز رانندگی روزانه این سه تراکتور، در مجموع تراکتور جاندیر مدل ۳۱۴۰ و تراکتور یونیورسال مدل۶۵۱ به ترتیب بیشترین و کمترین مدت زمان مجاز رانندگی روزانه را به خود اختصاص دادند. همچنین پس از مقایسه میانگینهای شتاب روی بدن رانندگان مختلف با استانداردهای جهانی، سطح آسایش و راحتی این افراد هنگام رانندگی با این تراکتورها فوقالعاده ناراحت بهدست آمد.