۵ نتیجه برای درونیابی
گلمر گلمحمدی، صفر معروفی، کورش محمدی،
جلد ۱۲، شماره ۴۶ - ( ۱۰-۱۳۸۷ )
چکیده
در این تحقیق، با استفاده از قابلیت سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و بهکارگیری روشهای مختلف زمین آمار از جمله روشهای کریجینگ و کوکریجینگ (معمولی، ساده و عمومی) و همچنین توابع شعاعی پایه، تغییرات مکانی ضریب رواناب سالانه استان همدان مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور با استفاده از داده های آماری یک دوره ۱۱ ساله تعداد ۱۸ ایستگاه آب سنجی موجود در منطقه و همچنین استفاده از ۱۱ نقطه اضافی کمکی، بهکارگیری نقشه رقومی استان، تغییرات مکانی ضریب جریان سالانه برآورد گردید. معیارهای ارزیابی در این پژوهش متوسط قدرمطلق خطا، متوسط خطای اریب، ریشه میانگین مربعات خطا و انحراف استاندارد عمومی، با استفاده از روش اعتبارسنجی حذفی بود. ضمناً با توجه به همبستگی بالایی که بین مقادیر ضریب رواناب و شیب متوسط حوضه ها وجود دارد، این پارامتر بهعنوان متغیر کمکی در برآوردهای مربوطه مورد استفاده قرار گرفت، نتایج بهدست آمده نشان دادند که ضریب رواناب در این استان بین ۵/۳ و ۸۵ درصد تغییر می کند. بهمنظور تحلیل های مکانی ضریب رواناب در سطح استان همدان، روش کوکریجینگ عمومی با مدل دایره ای با توجه به مقادیر متوسط خطای اریب (۰۰۱۴/۰-)، متوسط قدرمطلق خطا (۰۳۶۶/۰)، ریشه میانگین مربع خطا (۰۵۴/۰) و انحراف استاندارد (۱۵/۲۰)، بهعنوان بهترین روش زمین آمار شناخته شد. از این نظر، روشهای کوکریجینگ معمولی و ساده با مدل دایره ای، با هم همسان و برابر بوده و در مرتبه بعدی قرار گرفتند.
میترا امینی، اکبر فرقانی،
جلد ۱۹، شماره ۷۱ - ( ۳-۱۳۹۴ )
چکیده
هرگونه تغییر در ویژگیهای هوا، خاک، آب و مواد غذایی که اثر نامطلوبی بر سلامت محیطزیست، فعالیتهای بشر و سایر جانداران داشته باشد، آلودگی نامیده میشود. جذب فلزات سنگین از خاک توسط گیاهان بستگی به نوع و غلظت فلزات موجود در خاک، دستیابی زیستی عناصر و نوع گونه گیاهی دارد. زمینآمار از جمله روشهای سریع و کمهزینه برای تعیین میزان آلودگی و تهیه نقشههای مربوطه است. این تحقیق با هدف تعیین وضعیت آلودگی خاکها و برگ درختان چنار، تخمین و پهنهبندی فلزات سرب و کادمیوم در سطح شهر رشت بهکمک روش زمین آمار انجام شد. برای نیل به این هدف ۱۲۶ نمونه مرکب از خاک سطحی (صفر تا ۳۰ سانتیمتری) و ۷۶ نمونه برگ از درختان چنار از خیابانهای شهر جمع آوری شدو پس از آماده سازی نمونهها، غلظت کل عناصر سرب و کادمیوم در خاکها و برگها توسط دستگاه جذب اتمی تعیین و درصد ذرات رس، سیلت و شن، درصد ماده آلی و pH خاکها اندازهگیری شد. میانگین غلظتهای بهدست آمده برای عناصر مورد مطالعه برحسب میلیگرم بر کیلوگرم برای سرب خاک، کادمیوم خاک و سرب گیاه بهترتیب ۶۲/۸۶، ۶/۰ و ۹۹/۸ میباشد. نتایج نشان داد که ۳/۳۳ درصد از دادههای سرب خاک بالاتر از حد سمیت و در مورد سرب گیاه نیز اکثر دادهها بهجز دو مورد از حد سمیت تجاوز کرده بودند و همچنین مقادیر کادمیوم خاک پایین تر از حد سمیت میباشند.تغییر نمای تجربی با استفاده از مدل کروی مدلسازی شدند. برای سرب، کادمیوم خاک، سربگیاه و pH مدل کروی بهروش سعی و خطا در نرمافزار ۵,۱GS+برازش داده شد. سپس با توجه به ساختار مکانی آن، از تخمینگر کریجینگ و IDW جهت درونیابی استفادهشد و نقشه تخمین توسط نرمافزارهای Arc GIS ۹.۲ ترسیمشد.
روحالله میرزایی ، کامران رحیمی ، هادی قربانی ، ناصر حافظی مقدس،
جلد ۱۹، شماره ۷۳ - ( ۸-۱۳۹۴ )
چکیده
تعیین توزیع مکانی آلایندههای مختلف در خاک، شالوده ارزیابی آلودگی و کنترل خطر است. روشهای درونیابی گوناگونی بهطور گسترده بهمنظور برآورد غلظت فلزات سنگین در مناطق نمونهبرداری نشده استفاده شدهاند. در این مطالعه، کارایی روشهای درونیابی (وزندهی معکوس فاصله، چندجملهای محلی، کریجینگ معمولی و توابع پایه شعاعی) برای برآورد آلودگی خاک سطحی به مس و نیکل در استان گلستان ارزیابی شدند. به این منظور، ۲۱۶ نمونه خاک سطحی از استان گلستان جمعآوری شد و غلظت نیکل و مس در نمونهها تعیین گردید. سپس با استفاده از روشهای درونیابی گوناگون، میزان آلودگی خاک مشخص شد. ارزیابی متقابل بهمنظور مقایسه روشها با یکدیگر و برآورد میزان صحت آنها استفاده شد. نتایج نشان داد که تمام روشهای درونیابی صحت قابل قبولی در پیشبینی غلظت میانگین عناصر مذکور داشتند. روشهای RBF-IMQ و IDW۱ کمترین RMSE را برای هر دو عنصر داشتند؛ درحالی که روش RBF-TPS بیشترین RMSE را داشت و مساحت بیشتری از مناطق آلوده را برای هر دو عنصر برآورد کرد. با افزایش توان وزندهی در روشهای IDW مناطق آلوده وسیعتری برآورد شد. روشهای درونیابی در قیاس با روش نسبت نمونهها، مناطق آلوده به مس و نیکل را بهترتیب ۳۸/۸ و ۹۳/ ۶ درصد کمتر برآورد کردند.
محمدامین امینی، غزاله ترکان، سید سعید اسلامیان، محمدجواد زارعیان، علی اصغر بسالت پور،
جلد ۲۳، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۸ )
چکیده
در پژوهش حاضر، از داده های میانگین بارش ماهانه ۲۷ ایستگاه سینوپتیک، کلیماتولوژی، بارانسنجی و تبخیرسنجی واقع در حوضه زایندهرود و اطراف آن برای دوره آماری ۲۰۱۴-۱۹۷۰ استفاده شد. پیش از درونیابی، داده های مفقود در هر ایستگاه توسط روش نسبت نرمال بازسازی شد. همچنین برای کنترل کیفی از آزمون های دیکی- فولر و شاپیرو- ویلک به ترتیب برای بررسی مانایی و نرمال بودن استفاده شد. در ادامه این داده ها با شش روش درونیابی مکانی شامل روش های معکوس وزنی فاصله، همسایگی طبیعی، اسپلاین منظم، اسپلاین کششی، کریگیدن معمولی و کریگیدن عام پهنه بندی شدند و هر یک از روش ها توسط تکنیک اعتبار متقابل با شاخص های MAE، MBE و RMSE ارزیابی شدند. نتایج نشان داد از میان روش های درونیابی مکانی، روش همسایگی طبیعی با مقدار MAE برابر ۲۴/۰ بهترین عملکرد را برای درونیابی بارش در میان تمامی روش ها در این منطقه داشته است. همچنین در بین روشهای کریگیدن معمولی، کریگیدن عام، اسپلاین و معکوس وزنی فاصله به ترتیب کریگیدن نمایی با مقدار MAE برابر ۵۴/۰، کریگیدن عام با روند درجه دوم با مقدار MAE برابر ۵۰/۰، اسپلاین کششی با مقدار MAE برابر ۵۴/۰ و معکوس وزنی فاصله با توان۴ با مقدار MAE برابر ۵۷/۰ از کمترین خطا نسبت به سایر روش های همخانواده خود برخوردار بودند.
اسماعیل مرادی، داود نامدار خجسته،
جلد ۲۴، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۹ )
چکیده
فرسایش بادی یکی از مشکلات زیستمحیطی در کشور بهخصوص در مناطق خشک و نیمهخشک کشور است. طی سالیان اخیر روشها و مدلهای مختلفی برای برآورد و پهنهبندی میزان فرسایش بادی ارائه شده است. یکی از مدلهای معتبر تخمین میزان فرسایش بادی روش USEPA است. هدف از این مطالعه ارزیابی کمی میزان فرسایش بادی با مدل ذکر شده و مقایسه روشهای مختلف درونیابی برای تهیه نقشه فرسایش خاک با دقت بالا است. برای این هدف از منطقه مورد مطالعه ۵۰ نمونه از عمق ۳۰-۰ برداشت شد. پس از آنالیزهای خصوصیات فیزیکی خاک از جمله توزیع اندازه ذرات اولیه و ثانویه، پارامترهای اقلیمی از جمله میزان تبخیر و تعرق، میزان بارندگی، سرعت باد و همچنین با توجه به ویژگیهای پوشش گیاهی و توپوگرافی منطقه، میزان فرسایش Q، Q۳۰ و Q۵۰ برآورد شد. برای تهیه نقشه فرسایش روشهای درونیابی از جمله کریجینگ معمولی و عام، IDW، LPI و RBF با هم مقایسه شدند. نتایج نشان داد که بیشترین مقدار فرسایش شاخص Q۵۰ با میزان ۳۹ تن در هکتار در سال است. کمترین و بیشترین میزان فرسایش ذرات در شاخص Q۳۰ بهترتیب ۰/۰۶۰ و ۲/۶۹۴ تن در هکتار در سال برای شاخص Q بهترتیب ۰/۰۰۹ و ۰/۰۵۵ تن در هکتار در سال است. نتایج همچنین نشان داد که روش IDW برای پارامتر Q۵۰ با مقادیر کمترین میزان خطا (RMSE) ۳/۹۴ و میانگین خطای مطلق (MAE) با مقدار ۱/۸۹ بهترین عملکرد را بین مدلهای مورد بررسی داشت. در رابطه با شاخص Q مدل LPI با کمترین میزان خطا (۰/۰۰۸۶) و کمترین خطای مطلق (۰/۰۰۲۱) بهترین عملکرد را داشت.